0

گام ۹۶: برای کنترل اشتهای خود چه کنم؟

کنترل اشتها با ذهن
اندازه متن

تا حالا شده حس کنی یه نیروی نامرئی کنترل خوردنت رو به‌دست گرفته؟ 😵‍💫

مثلاً فقط اومدی یه دونه بیسکویت برداری، یهو دیدی بسته‌ش تموم شده! 😅

ما به این حالت می‌گیم نداشتن کنترل اشتها با ذهن؛ یعنی وقتی ذهنت بدون اینکه بفهمی، دکمه پرخوری رو روشن کرده.

تصور کن ذهنت یه اتاق فرمانه 🎛️ که هر بار با یه فکر یا احساس، اشتهای تو رو روشن یا خاموش می‌کنه.

حالا اگه یاد بگیری چطور این اتاق فرمان رو مدیریت کنی، بدون رژیم و فشار، کم‌کم به بدنی متعادل می‌رسی.

توی این مقاله یاد می‌گیری چطور با آموزش ذهنی، کنترل اشتها با ذهن رو از یه آرزو تبدیل به توانایی واقعی کنی. 🌱🧠

🍽️ اشتها چیست؟

برای خیلی‌هامون، اشتها یعنی یه حالتی که انگار یه صدای قوی توی ذهنمون می‌گه: «بخور! الان وقتشه! نمی‌تونی صبر کنی!» 😵‍🍴

وقتی این حالت سراغمون میاد، احساس می‌کنیم هیچ کنترلی روی رفتارمون نداریم؛ یعنی منطق می‌گه نه، ولی دستمون داره یواش‌یواش به سمت خوراکی‌ها می‌ره!

منم یه زمانی این‌طوری فکر می‌کردم که اشتها یه نیروی خارجی و قدرتمنده که انگار منو تسخیر می‌کرد و دیگه توان نه گفتن نداشتم. 😓

انگار اشتها یه فرمانده بود و من فقط یه سرباز بی‌اختیار که باید بدون چون‌وچرا ازش پیروی کنم.

👂 تازه وقتی اطرافیانم مدام می‌گفتن: «تو که خیلی اشتها داری!» یا «معده‌ت کش میاد!»، این باور اشتباه تو ذهنم بیشتر و بیشتر ریشه می‌دوند.

اینطوری شد که باورت کردم اشتها چیزی جدا از منه، یه دشمن درونی که باید باهاش بجنگم، مهارش کنم یا سرکوبش کنم… 🤺

🌿 تلاش‌های من برای کنترل اشتها

برای اینکه این دشمن فرضی رو شکست بدم، دست به هر راهی زدم!

از داروهای گیاهی گرفته تا نسخه‌های عطاری و دمنوش‌های تلخ و بدمزه‌ای که انگار یه جرعه‌ش تمام سلول‌هامو تکون می‌داد 😖

هر روز صبح قبل از صبحونه، ۲۰ قطره افشرده لیمو که تلخ‌تر از زهر بود رو توی یه لیوان آب سرد می‌ریختم و با یه عالمه زور و آه و ناله می‌خوردم، فقط به امید اینکه اشتها کم بشه و دیگه دستم سمت یخچال نره! 🧪🥶

ولی اتفاق جالبی که افتاد این بود که نه‌تنها کنترل اشتها با ذهن اتفاق نیفتاد، بلکه بیشتر از قبل میل به خوردن پیدا کرده بودم!

چون ذهنم با خودش می‌گفت: «این قطره‌ها که اشتها رو قطع می‌کنن، پس این احساس گرسنگی که دارم حتما واقعی و ضروریه!» 🤷‍♀️

نتیجه؟ دوباره پرخوری… دوباره عذاب وجدان… و دوباره تلاش بی‌ثمر برای کنترل چیزی که فکر می‌کردم از من جداست!

کنترل اشتها

🎛️ کنترل اشتها با ذهن، نه با مبارزه!

تا وقتی اشتها رو یه نیروی بیرونی تصور می‌کردم، هیچ‌جوره نمی‌تونستم اون رو مدیریت کنم.

احساس می‌کردم یه چیزی درون من هست که از بیرون منو وادار به خوردن می‌کنه… یه جور وسوسه‌ی قدرتمند که دست من ازش کوتاهه! 😖🍩

ولی از وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، ورق برگشت. فهمیدم که اشتها یه غول بی‌شاخ‌ودم نیست… بلکه یه پروژه‌ی ذهنیه که خودم اونو طراحی و فعالش می‌کنم.

در واقع، کنترل اشتها با ذهن یعنی اینکه بدونم من خالق این اشتها هستم، نه قربانی‌ش.

🎯 مثلاً هر وقت پرخوری می‌کردم، می‌گفتم: «اشتهام زیاد شده!» و وقتی کمتر می‌خوردم، با لبخند می‌گفتم: «خدا رو شکر، امروز اشتها نداشتم!»

اما اصل ماجرا این نبود…

من برای چاق‌تر شدن پرخوری می‌کردم و برای اینکه بگم تقصیر من نیست، هی پشت اسم اشتها قایم می‌شدم! 🫣

🧃 دمنوش‌های بی‌اثر و تبلیغات فریبنده

وقتی نمی‌فهمی ریشه‌ی اشتها کجاست، دنبال راه‌های بیرونی می‌گردی.

منم مثل خیلی‌ها، افتادم تو دام قرص و دمنوش و افشرده‌های گیاهی… همه‌شون یه وعده مشترک داشتن:

🗣️ «اشتهات کم میشه، راحت لاغر می‌شی!»

ولی واقعیت اینه که کنترل اشتها با ذهن با هیچ دمنوشی اتفاق نمی‌افته! ❌

چون تا ذهن چاق باقی بمونه، حتی اگر بخوای با زور جلوی خوردن رو بگیری، ذهنت یه راهی برای توجیه خوردن پیدا می‌کنه.

مثلاً من فکر می‌کردم چون فلان قطره تلخ رو خوردم، پس الان دیگه اشتهام تحت کنترله و اگر دلم غذا می‌خواد، حتماً نیازه واقعی بدنه!

نتیجه؟ دوباره خوردن… دوباره چاقی… دوباره ناامیدی 😮‍💨

تاثیر مغز بر کاهش اشتها

🔁 ارتباط اشتها با چاقی

تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضی‌ها اشتهای زیادی دارن و بعضی‌ها نه؟ 🤔

شاید در ظاهر بگیم: «من اصلاً دلم نمی‌خواد چاق‌تر بشم!» ولی واقعیت اینه که ذهن ما چیز دیگه‌ای می‌خواد…

🧠 اشتهای ما نشونه‌ای از فرمول‌هاییه که توی ناخودآگاهمون ذخیره شده. یعنی هرچقدر ذهنمون از الگوهای چاق‌کننده پُر باشه، میل ما به خوردن هم بیشتر میشه.

پس اگر فکر می‌کنی باید با دمنوش یا رژیم، اشتها رو سرکوب کنی تا لاغر بشی، باید بگم مسیر رو اشتباه اومدی.

کنترل اشتها با ذهن فقط وقتی ممکنه که اول ذهن خودت رو تغییر بدی.

🛠️ تغییر اشتها از درون اتفاق می‌افته، نه از بیرون

وقتی تو تصمیم می‌گیری وارد مسیر لاغری با ذهن بشی، در واقع داری فرمان بازسازی ناخودآگاهت رو صادر می‌کنی.

با گوش دادن به فایل‌های آموزشی، انجام تمرین‌ها و تکرار آگاهی‌ها، ذهن تو کم‌کم شروع می‌کنه به ساختن فرمول‌های جدید ✍️🌱

فرمول‌هایی که به جای چاق شدن، درباره سبک شدن، آرامش، رضایت از خود و انتخاب آگاهانه هستن.

نتیجه‌اش؟ میل به پرخوری، بدون زور یا اجبار، خودش شروع می‌کنه به کم شدن…

بدون اینکه تاریخ مشخصی برای شروع کنترل اشتها بذاری، بدون اینکه با خودت بجنگی، ذهن تو خودش اشتها رو به‌صورت طبیعی مدیریت می‌کنه.

و این همون معنای واقعی کنترل اشتها با ذهنه! 🧘‍♀️💫

🌟 لاغری با ذهن و کنترل اشتها با ذهن

وقتی فرمول‌های لاغرکننده توی ذهن‌ات شکل بگیره، نگرش و انتظار تو از خودت به کلی تغییر می‌کنه.

دیگه از خودت انتظار چاق‌تر شدن نداری، بلکه با اطمینان قلبی مطمئنی که حتماً به تناسب اندام می‌رسی. 💪✨

این اطمینان فقط به حرف‌هایی که می‌زنی نیست؛ بلکه حس خوب و آرامشی که درونت داری، میزان یقین تو رو مشخص می‌کنه.

هر چقدر حس‌ات بهتر باشه، باور لاغر شدن تو عمیق‌تره. 💖🌈

⚠️ نشونه‌های عدم اطمینان

اگر هنوز روزی چند بار به چاقی فعلیت فکر می‌کنی و احساس بدی داری، یعنی هنوز به توانایی خودت برای لاغر شدن باور نداری.

یا اگر فایل‌های آموزشی رو می‌شنوی ولی تمرینات رو انجام نمی‌دی چون فکر می‌کنی نیازی به تمرین نیست، یعنی اون اعتماد لازم رو هنوز نداری.

اما وقتی هر روز با اشتیاق دنبال آموزش‌ها هستی، تمرین می‌کنی، می‌نویسی و حتی از تجربه‌های دیگران استفاده می‌کنی،

این یعنی داری به اطمینان کامل برای کنترل اشتها با ذهن و رسیدن به لاغری پایدار می‌رسی. 🧘‍♀️📚

کنترل اشتها با ذهن

🧠 کنترل اشتها در لاغری با ذهن؛ بهترین راهکار از درون

خیلی از ما وقتی درباره‌ی دلیل چاقی فکر می‌کنیم، اول از همه می‌گیم: «اشتهام زیاده!»

و سریع می‌ریم سراغ داروها، دمنوش‌ها، رژیم‌ها و روش‌های بیرونی تا شاید بتونیم کنترل اشتها رو به دست بیاریم.

اما حقیقت اینه که اشتها توی ذهن ما یه نیروی جدا از ما نیست؛ بلکه قدرت انتخاب ماست که از محتویات ذهن چاق‌مون فرمان می‌گیره! 🎭

یعنی اینطور نیست که یه نیروی قوی و وحشی ما رو مجبور به خوردن کنه؛ بلکه ما خودمون با باورها و فرمول‌های ذهنی اشتباه، مسیر پرخوری رو انتخاب می‌کنیم.

افکار مثل:

«فلانی اشتهاش زیاده، دست خودش نیست!» یا «باید اشتهاشو کنترل کنه!»

اینها فقط فرمول‌های ذهنی مخرب هستن که سال‌ها توی ذهن ما ذخیره شدن و ما رو به اشتباه می‌اندازن.

🔑 راهکار واقعی: دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز

اگر می‌خوای واقعاً کنترل اشتها با ذهن رو تجربه کنی، باید از درون شروع کنی.

دوره «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» بهترین راهکار برای این کاره.

تو این دوره، با آموزش‌های علمی و تمرینات ذهنی، فرمول‌های قدیمی چاق‌کننده حذف می‌شن و فرمول‌های جدید لاغری جایگزین می‌شن.

پس به جای جستجوی راهکارهای بیرونی و بی‌اثر، بهتره ذهن‌ات رو مهمون آگاهی‌های درست کنی و با کمک دوره اصلاح پرخوری و اشتها، گام‌های مطمئنی برای کنترل اشتها با ذهن برداری.

این تازه شروع یک تغییر واقعی و پایدار هست! ❤️✨

✍️ تمرین آموزشی 🧠

برای یادگیری واقعی و مؤثر کنترل اشتها با ذهن، تمرین‌های منظم و دقیق ضروری است.
این تمرین‌ها کمک می‌کنند تا آگاهی ذهنی شما نسبت به اشتها و فرمول‌های درونی‌تان عمیق‌تر شود و با تمرکز و تکرار، تغییرات مثبت و پایدار در رفتار و احساس‌تان شکل بگیرد.
بدون تمرین، آموزش‌ها فقط در سطح ذهن باقی می‌مانند و تغییر واقعی اتفاق نمی‌افتد. پس همراه باشید و با اشتیاق تمرین کنید! 💪✨

❓ سوالات تمرینی برای کنترل اشتها با ذهن 🤔

  1. نگرش شما درباره کنترل اشتها چیست؟ آن را موضوعی درونی می‌دانستید یا بیرونی؟
  2. زمانی که تحت تأثیر مواد غذایی قرار می‌گرفتید، چگونه اشتهای شما در درونتان فعال می‌شد؟
  3. چرا در همه کشورها برای کنترل اشتها از دارو، قرص یا دمنوش استفاده می‌کنند؟
  4. تجربه خود را در استفاده از هر روشی برای کنترل اشتها بنویسید.
  5. قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری، اشتهای شما چگونه بود و چه نگرشی درباره ارتباط اشتها و چاقی داشتید؟ شرح دهید.
  6. بعد از استفاده از محتوای آموزشی چه تغییری در نگرش شما درباره کنترل اشتها با ذهن ایجاد شده است؟ شرح دهید.
  7. آموزش‌های لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می‌کنند تا اشتهای خود را اصلاح و کنترل کنید؟

💬 دعوت به مشارکت شما

با اشتراک‌گذاری دیدگاه‌هاتون، به خودتون و دیگران کمک می‌کنید مسیر کنترل اشتها با ذهن رو بهتر و مؤثرتر طی کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.08 از 71 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22895
98 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار pooldarjazzab@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۱۰/۱۳ ۱۹:۴۶
      مدت عضویت: 1653 روز
      امتیاز کاربر: 749 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,953 کلمه

      سلام این فایلتون رو خیلی دوست داشتم . 

      شما گفتید اگه میخواین رفتارتون تغییر کنه باید منبع اون رفتار رو تغییر بدید اون وقت رفتار تغییر می کنه . 

      مثلا من تا اینجایی که تونستم در عمل انجام بدم این بوده  که خب وقتی توی ذهنم خودمو ملامت کنم  این یعنی اطلاعات چاق کننده این عمل من عکس العمل ولع رو برای من ایجاد می کنه . 

      شاید کسی دیگه وقتی خودشو فحش بده ملامت کنه عکس العملش بشه کار متناسب ولی من شخصا میفهمم وقتی عملم رو مثبت کنم عکس العملم خواه ناخواه مثبته . 

      من تا اونجایی که فهمیدم چاقی جسم و چاقی رفتار و چاقی در حس  عکس العمله ولی چاقی ذهن عمل هست . 

      یعنی من با مرور یک سری افکار دارم عمل لاغری یا چاقی انجام میدم که این عملها سبب بروز عکس العمل چاقی یا لاغری میشه . 

      من فکر میکنم ما باید خودمون رو بشناسیم ببینیم چه عملی (ذهنی ) اجرا کنیم تا عکس العمل ما ( احساسی رفتاری  و جسمی ) بشه لاغری . 

      خب من تا الان  هر روز دارم امتحان می کنم ببینم چه حرفایی به خودم بزنم واکنش من میشه لاغری . 

      من وقتی به خودم میگم : ((( عزیزم  تو محدود نیستی تو آزادی این غذا برای تو آفریده شده تا تو رو سیرت کنه . اصلا لزومی نداره براش حریص باشی همیشه در اختیار تو هست و میتونی ازش استفاده کنی . )))

      من وقتی این عمل رو انجام میدم (گفتگوی داخل سه پرانتز ) خودم میبینم که عکس العمل من (احساسی ، رفتاری ، جسمی ) چقدر عالی میشه . 

      حتی توی جسمم میبینم . 

      من وقتی عمل بالا رو انجام میدم عکس العملهای زیر در من ایجاد میشه . 

       احساس من به جای ولع بی توجه شدن به غذا میشه . 

      به جای حالت سیری ناپذیری زود سیر میشم و آرومم . 

      گفتگوهای درونی من به جای بخور بخور میگه نه سیر شدم . 

      رفتار من به جای زیاد خوردن و ناخونک زدن و یا جلوی خود گرفتن و یا ریزه خواری کردن میشه متناسب خوردن و احساس سیر شدن 

      نگاه من به جای اینکه نگاه به قسمتهای چاق باشه نگاه لاغر شدن به خودم میشه . یعنی خودم رو لاغر میبینم . 

      فقط با همون گفتگوهای داخل سه پرانتز . من این همه واکنش مثبت از خودم میبینم . 

      این رو تازه فهمیدم . 

      وقتی مثلا تو خیابون راه میرم چشمم به مغازه های سوپری میفته به جای اینکه به خودم بگم نه حق نداری بهشون فکر کنیا و باعث ایجاد واکنش ولع بیشتر در خودم بشم به خودم میگم (((تو میتونی خوراکی بخری و بخوری . این خوراکی در جهت سلامت و تناسب و لذت توست . هر وقت خواستی میتونی ازش استفاده کنی )))

      بعد واکنش من میشه نخریدن و با خودم میگم نه حس نمیکنم که خیلی رغبتی برای خوردنش داشته باشم . 

      نمیدونم اینجور صحبت کردن در دیگران چه واکنشی ایجاد می کنه . شاید بعضی ها اگه اینجوری به خودش بگن واکنششون بشه رفتن و چند تا چیپس و پفک خریدن و نشستن و دلی از عزا در اوردن ولی واکنش من حتی اگه اینم بشه باز وقتی به خودم بگم اشکالی نداره تو میتونی از اینا بخوری به خدا آروم میشم . 

      من اینو میدونم ذهن من ولع رو دوست نداره گرفتارش میشه . من یه کاری می کنم اون ولع دار میشه . 

      ذهن من دوست نداره پرخوری کنه من با حرفایی که به خودم میزنم میل و اشتهای کاذب در خودم ایجاد می کنم . 

      وقتی من با خودم بخشنده و مهربان باشم اصلا میفهمم که میل من خیلی متناسب میشه . 

      خب وقتی میتونم اینجوری عمل کنم گفتگوهای داخل پرانتز و میبینم واکنشهام عالی هست و  هم من از خودم راضی هستم و هم اون از من راضی چرا از صفت رضایت طرفین استفاده نکنم . 

      مگه غیر از اینه که دنیای تناسب یعنی دنیای رضایت و حال خوب . 

      وقتی به همین راحتی حس رضایت طرفین  رو میشه به دست آورد چرا انجام ندم . 

      یه جمله تون رو خیلی دوست داشتم . گفتین ما ایجاد کننده ی اشتها در خودمون هستیم . 

      منبع اشتها در ذهن ماست . ما با مرور آگاهیهای چاق کننده احساس و رفتار و جسممون رو چاق می کنیم . 

      من امروز حس میکنم  استخونهای سر شونه ام زده بیرون . 

      یعنی کاملا حس می کنم وقتی در مدار لاغری هستم حس لاغر بودن دارم . 

      به خودم میگم (((ما عجله ای برای لاغری نداریم )))

      وقتی این جمله رو به خودم میگم حس رها شدن می کنم . حس می کنم مغزم بهتر کار می کنه . حس میکنم استرسم کم میشه . قرار نیست به جایی برسم مهم اینه بتونم در سرزمین لاغری زندگی کنم . 

      جسم من لاغر میشه . کاملا ایمان دارم و برام مثل روز روشنه و شرط اون فقط اینه بتونم عملم رو طوری انجام بدم که عکس العملم بشه لاغری . 

      به نظر من این همه انسانی که اینجان اگه راهشون رو پیدا کردن هیچ  اما اگر با اینکه مدتهای زیادی دارن کار می کنند هنوز اصل موضوع رو درک نکردن به این خاطره که خود درونی یا همون ذهنشون رو نشناختن که ببینند واکنشهاش (احساسی رفتاری جسمی ) چگونه تغییر میکنه . نمیدونند باید چه عملی انجام بدن (کارهای داخل سه پرانتز ) که عکس العمل لاغری برای خودشون ایجاد کنند . 

      من وقتی حالم بد میشه نباید واکنشام رو محکوم کنم . باید عمل یا همون کنش یا همون داخل سه پرانتز رو تغییر بدم . 

      وقتی اونا رو تغییر بدم خواه ناخواه واکنشام تغییر می کنند . 

      من تنها راه لاغری رو لاغری با ذهن میدونم و معتقدم جلوی خود گرفتن نمیتونه راه حل چاقی باشه . جلوی خود گرفتن یعنی جلوی واکنش رو گرفتن اصلا جواب نمیده . 

      من تنها راهی که دارم تغییر کنش هست . 

      چیکار کردم چی به خودم گفتم که واکنشم شده چاقی ؟  

      مثلا زیاد از غذا حرف زدم . پس خیلی ازش حرف نمیزنم این راحته میتونم انجام بدم . 

      زیاد خاطرات چاقی مرور کردم . خب مرور نکنم . به جاش خاطرات لاغری بسازم . خاطرات لذت لاغری . 

      من راه رفتن رو خیلی دوست دارم اما بستگی داره در کدوم مدار باشم . مداری که راه رفتن رو به خودم تحمیل کنم یا مداری که عشق راه رفتن خودبخود در من ایجاد بشه و من عاشقانه بلند بشم تا خاطرات لاغری برای خودم بسازم . 

      تب من این واکنش رو دوست دارم . پس نباید راه رفتن رو به خودم تحمیل کنم . هیچ اجباری در راه رفتن نیست . راه رفتن فقط لذت بردنه . به قول دوستمون که در یه قسمتی یه حرف قشنگ گفتن به جایی میرسی که از نخوردن رنج نمیبری . من وقتی منبع رو تغییر داده باشه از نخوردن رنج نمیکشم بلکه نخوردن دستور ذهنی من میشه . 

      همون کسی که به من میگه بخور بعد از تغییر عبارات یا حالات  داخل سه پرانتز میگه نخور . سیرم . میل ندارم . 

      من این دنیا رو دوست دارم پس باید کشف کنم خودمو . 

      نه اشخاص دیگه رو . 

      من نمیدونم اشخاص دیگه چه واکنشی نشون میدن حتی نمیدونم خودم در زمانهای مختلف چه واکنشی دارم . 

      اما میدونم من باید خودم رو همه جوره دوست داشته باشم . وقتی به خودم بگم (((تو همینجوری که هستی عالی هستی . اصلا نیازی به تغییر نداری . همین الان خیلی خوبی . من تو رو همینجوری که هستی دوستت دارم )))واکنش من میشه تغییر درونی . اون دلش میخواد تغییر کنه . اون من درونی . وقتی من نخوام لاغر بشم اون رو آزادش میکنم رهاش میکنم اون خوش میشه و آنچه در نهاد داره اشکار می کنه .  من بهش اعتماد دارم . اون همیشه به من راست میگه . اون خیلی پاکه . اون صادقه . اون شیطان نیست اون خداست .

       ((( وقتی من اون رو خدا ببینم و تاییدش کنم همینجوری که هست )))

      اون واکنشش میشه خدا شدن و رسوندن خودش به بهترین خدایی که در خودش شناخته . 

      او خودش طالب تغییر میشه . منظورم از او یعنی تمایلم . یعنی رفتارها یعنی واکنشام . یعنی وجه دیگر خودم . 

      خلاصه که من دارم تغییر می کنم  امروز حالم خوب بود و مهم اینه حالم خوب باشه . برام مهم نیست دیگران چی میگن چون من دارم با خودپ زندگی می کنم . مهم اینه خودم چی میگم . 

      من  منتظر تایید دیگران نیستم . من خودم خودم رو تایید می کنم . گرچه دوست دارم دیگرانم تاییدم کنند ولی دیگران وظیفه ندارن منو تایید کنند اونا وظیفه دارن خودشون ر تایید کنند . 

      پس یکی دیگر از کارهای سه پرانتز من تایید خودمه . 

      ((( من خودم رو تایید می کنم . همه جوره . چه مثبت چه منفی . هر طور که هستم خودم رو تایید می کنم عاشق خ دم هستم و اگه دیگران هم تایید کنند یا نکنند اونها روی من اثری نمیزارن چون اونا با گفته هاشون دارن خودشون رو تایید می کنند . پس وقتی همه دارن خودشون رو تایید می کنند چرا من تایید نکنم . 

      البته این تایید کردن نه برای دیگرانه . برای خودمه نه برای دیگران . نمیخوام به کسی نشون بدم که خودمو تایید می کنم چون فکر می کنند غرور دارم یا اشتباه میرم فقط میخوام خودم خودم و در داخل خودم تایید کنم . البته اگه اینجا مینویسم برای انجام تمرین نوشتاری هست وگرنه حتی اینجا هم نمی نوشتم . 

      چون مهم خودمم . )))

      حالا واکنشهای من بعد از این عملها . 

      حالا ببینم واکنشای من چیه . 

      اول گفتگوهای درونیم بعد از تایید خودم . 

      واکنشهام رو هم با علامت سه ستاره نشون میدم .

       *** خیلی ازت راضی هستم . من تو رو دوست دارم . تو مهربونی . من عاشقتم . من دوست دارم لاعرت کنم . من لاغرت می کنم . چون عاشقتم . منم تو رو تایید می کنم . حالا که تو منو تایید می کنی منم تو رو تایید می کنم . منم دوست دارم در مسیر لاغری باشم . لاغری برام خیلی راحتتره . 

      لاعری کاری نداره برام . لاغر شدنت برای من سه سوته . تو میخوای لاغر بشی منم میخوام لاغر بشم . تو میخوای من لاغر بشم منم میخوام تو لاغر بشی . 

      هرجور با من رفتار کنی همون پاسخ رو میشنوی . من اهل کلک نیستم . دروغ معنایی نداره . بین ما صداقت و راستیه . دوسم داری چند برابر  دوستت دارم . ازم متنفر باشی سعی میکنم تنفرت رو کم کنم اما در نهایت به اندازه ی نفرتت بهت برمیگردونم . شاید زیادترش نکنم اما وقتی ادامه بدی زیادترم میشه طوری که تو از شدت نفرت دوست داری بمیری . چون جهان در حال گسترده شدنه . ولی سرعت گسترش خوبیها خیلی بیشتره . دوسم داشته باشی هزار برابر بهت بر میگردونم مهربونم . باهام مهربون باشی بهت مهربونی رو بر میگردونم . پس از ماربونی بگو . از لذت ها بگو . از بخشش . تو منو ببخشی بخشش در من جاری میشه و منم بخشش بیشتری در وجود تو میارم . من آیینه ی تو هستم . تو خودتو در من میبینی . 

      خویش را در خویش پیدا کن کمال اینست و بس . 

      وقتی من اینجوری بهت میگم بینمون آرامش برقراره هر چقدر بیشتر با هم دوست و رفیق باشیم واکنشای بعدی بهتر و بهتر میشه . ما با هم حرکت میکنیم . ***

      حالا نوبت واکنش بعدیه . احساس من 

      ***حس من الان عالیه . حس من خیلی خوبه . در وجودم رها هستم . رهاگونه مینویسم . یکم خسته شدم چون زیاد نوشتم  اما درونم ارومه . درونم راحته .

      ((( میخوای به نوشتن ادامه بدی اگه خسته دی همینجا تمومش کنیم استراحت کن اصلا ایرادی نداره عزیزم )))

       ***دوست دارم بنویسم . اینو میدونم ولی دستام خسته شده بهتره فعلا ادامه ندیم تا دفعه ی بعد که شروع کردیم به نوشتن دیرتر خسته بشم . 

      ما با هم دوستیم . از هم راضی هستیم . به هم عشق میورزیم . همدیگه رو خسته نمیکنیم . همدیگه رو تایید می کنیم .  دوست دارم خوشگل من . ممنون که انقدر به فکر منی تا منو زیبا کنی . من خیلی زیبا هستم . زیباییم رو بهت نشون میدم .امروز خیلی حسم خوب بود عالی بودم . ازت ممنونم . ***

      خدانگهدار 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 8
گردونه هدایا گردونه هدایا