تا حالا شده حس کنی یه نیروی نامرئی کنترل خوردنت رو بهدست گرفته؟ 😵💫
مثلاً فقط اومدی یه دونه بیسکویت برداری، یهو دیدی بستهش تموم شده! 😅
ما به این حالت میگیم نداشتن کنترل اشتها با ذهن؛ یعنی وقتی ذهنت بدون اینکه بفهمی، دکمه پرخوری رو روشن کرده.
تصور کن ذهنت یه اتاق فرمانه 🎛️ که هر بار با یه فکر یا احساس، اشتهای تو رو روشن یا خاموش میکنه.
حالا اگه یاد بگیری چطور این اتاق فرمان رو مدیریت کنی، بدون رژیم و فشار، کمکم به بدنی متعادل میرسی.
توی این مقاله یاد میگیری چطور با آموزش ذهنی، کنترل اشتها با ذهن رو از یه آرزو تبدیل به توانایی واقعی کنی. 🌱🧠
🍽️ اشتها چیست؟
برای خیلیهامون، اشتها یعنی یه حالتی که انگار یه صدای قوی توی ذهنمون میگه: «بخور! الان وقتشه! نمیتونی صبر کنی!» 😵🍴
وقتی این حالت سراغمون میاد، احساس میکنیم هیچ کنترلی روی رفتارمون نداریم؛ یعنی منطق میگه نه، ولی دستمون داره یواشیواش به سمت خوراکیها میره!

منم یه زمانی اینطوری فکر میکردم که اشتها یه نیروی خارجی و قدرتمنده که انگار منو تسخیر میکرد و دیگه توان نه گفتن نداشتم. 😓
انگار اشتها یه فرمانده بود و من فقط یه سرباز بیاختیار که باید بدون چونوچرا ازش پیروی کنم.
👂 تازه وقتی اطرافیانم مدام میگفتن: «تو که خیلی اشتها داری!» یا «معدهت کش میاد!»، این باور اشتباه تو ذهنم بیشتر و بیشتر ریشه میدوند.
اینطوری شد که باورت کردم اشتها چیزی جدا از منه، یه دشمن درونی که باید باهاش بجنگم، مهارش کنم یا سرکوبش کنم… 🤺
🌿 تلاشهای من برای کنترل اشتها
برای اینکه این دشمن فرضی رو شکست بدم، دست به هر راهی زدم!
از داروهای گیاهی گرفته تا نسخههای عطاری و دمنوشهای تلخ و بدمزهای که انگار یه جرعهش تمام سلولهامو تکون میداد 😖
هر روز صبح قبل از صبحونه، ۲۰ قطره افشرده لیمو که تلختر از زهر بود رو توی یه لیوان آب سرد میریختم و با یه عالمه زور و آه و ناله میخوردم، فقط به امید اینکه اشتها کم بشه و دیگه دستم سمت یخچال نره! 🧪🥶
ولی اتفاق جالبی که افتاد این بود که نهتنها کنترل اشتها با ذهن اتفاق نیفتاد، بلکه بیشتر از قبل میل به خوردن پیدا کرده بودم!
چون ذهنم با خودش میگفت: «این قطرهها که اشتها رو قطع میکنن، پس این احساس گرسنگی که دارم حتما واقعی و ضروریه!» 🤷♀️
نتیجه؟ دوباره پرخوری… دوباره عذاب وجدان… و دوباره تلاش بیثمر برای کنترل چیزی که فکر میکردم از من جداست!

🎛️ کنترل اشتها با ذهن، نه با مبارزه!
تا وقتی اشتها رو یه نیروی بیرونی تصور میکردم، هیچجوره نمیتونستم اون رو مدیریت کنم.
احساس میکردم یه چیزی درون من هست که از بیرون منو وادار به خوردن میکنه… یه جور وسوسهی قدرتمند که دست من ازش کوتاهه! 😖🍩
ولی از وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، ورق برگشت. فهمیدم که اشتها یه غول بیشاخودم نیست… بلکه یه پروژهی ذهنیه که خودم اونو طراحی و فعالش میکنم.
در واقع، کنترل اشتها با ذهن یعنی اینکه بدونم من خالق این اشتها هستم، نه قربانیش.
🎯 مثلاً هر وقت پرخوری میکردم، میگفتم: «اشتهام زیاد شده!» و وقتی کمتر میخوردم، با لبخند میگفتم: «خدا رو شکر، امروز اشتها نداشتم!»
اما اصل ماجرا این نبود…
من برای چاقتر شدن پرخوری میکردم و برای اینکه بگم تقصیر من نیست، هی پشت اسم اشتها قایم میشدم! 🫣
🧃 دمنوشهای بیاثر و تبلیغات فریبنده
وقتی نمیفهمی ریشهی اشتها کجاست، دنبال راههای بیرونی میگردی.
منم مثل خیلیها، افتادم تو دام قرص و دمنوش و افشردههای گیاهی… همهشون یه وعده مشترک داشتن:
🗣️ «اشتهات کم میشه، راحت لاغر میشی!»
ولی واقعیت اینه که کنترل اشتها با ذهن با هیچ دمنوشی اتفاق نمیافته! ❌
چون تا ذهن چاق باقی بمونه، حتی اگر بخوای با زور جلوی خوردن رو بگیری، ذهنت یه راهی برای توجیه خوردن پیدا میکنه.
مثلاً من فکر میکردم چون فلان قطره تلخ رو خوردم، پس الان دیگه اشتهام تحت کنترله و اگر دلم غذا میخواد، حتماً نیازه واقعی بدنه!
نتیجه؟ دوباره خوردن… دوباره چاقی… دوباره ناامیدی 😮💨

🔁 ارتباط اشتها با چاقی
تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضیها اشتهای زیادی دارن و بعضیها نه؟ 🤔
شاید در ظاهر بگیم: «من اصلاً دلم نمیخواد چاقتر بشم!» ولی واقعیت اینه که ذهن ما چیز دیگهای میخواد…
🧠 اشتهای ما نشونهای از فرمولهاییه که توی ناخودآگاهمون ذخیره شده. یعنی هرچقدر ذهنمون از الگوهای چاقکننده پُر باشه، میل ما به خوردن هم بیشتر میشه.
پس اگر فکر میکنی باید با دمنوش یا رژیم، اشتها رو سرکوب کنی تا لاغر بشی، باید بگم مسیر رو اشتباه اومدی.
کنترل اشتها با ذهن فقط وقتی ممکنه که اول ذهن خودت رو تغییر بدی.
🛠️ تغییر اشتها از درون اتفاق میافته، نه از بیرون
وقتی تو تصمیم میگیری وارد مسیر لاغری با ذهن بشی، در واقع داری فرمان بازسازی ناخودآگاهت رو صادر میکنی.
با گوش دادن به فایلهای آموزشی، انجام تمرینها و تکرار آگاهیها، ذهن تو کمکم شروع میکنه به ساختن فرمولهای جدید ✍️🌱
فرمولهایی که به جای چاق شدن، درباره سبک شدن، آرامش، رضایت از خود و انتخاب آگاهانه هستن.
نتیجهاش؟ میل به پرخوری، بدون زور یا اجبار، خودش شروع میکنه به کم شدن…
بدون اینکه تاریخ مشخصی برای شروع کنترل اشتها بذاری، بدون اینکه با خودت بجنگی، ذهن تو خودش اشتها رو بهصورت طبیعی مدیریت میکنه.
و این همون معنای واقعی کنترل اشتها با ذهنه! 🧘♀️💫
🌟 لاغری با ذهن و کنترل اشتها با ذهن
وقتی فرمولهای لاغرکننده توی ذهنات شکل بگیره، نگرش و انتظار تو از خودت به کلی تغییر میکنه.
دیگه از خودت انتظار چاقتر شدن نداری، بلکه با اطمینان قلبی مطمئنی که حتماً به تناسب اندام میرسی. 💪✨
این اطمینان فقط به حرفهایی که میزنی نیست؛ بلکه حس خوب و آرامشی که درونت داری، میزان یقین تو رو مشخص میکنه.
هر چقدر حسات بهتر باشه، باور لاغر شدن تو عمیقتره. 💖🌈
⚠️ نشونههای عدم اطمینان
اگر هنوز روزی چند بار به چاقی فعلیت فکر میکنی و احساس بدی داری، یعنی هنوز به توانایی خودت برای لاغر شدن باور نداری.
یا اگر فایلهای آموزشی رو میشنوی ولی تمرینات رو انجام نمیدی چون فکر میکنی نیازی به تمرین نیست، یعنی اون اعتماد لازم رو هنوز نداری.
اما وقتی هر روز با اشتیاق دنبال آموزشها هستی، تمرین میکنی، مینویسی و حتی از تجربههای دیگران استفاده میکنی،
این یعنی داری به اطمینان کامل برای کنترل اشتها با ذهن و رسیدن به لاغری پایدار میرسی. 🧘♀️📚

🧠 کنترل اشتها در لاغری با ذهن؛ بهترین راهکار از درون
خیلی از ما وقتی دربارهی دلیل چاقی فکر میکنیم، اول از همه میگیم: «اشتهام زیاده!»
و سریع میریم سراغ داروها، دمنوشها، رژیمها و روشهای بیرونی تا شاید بتونیم کنترل اشتها رو به دست بیاریم.
اما حقیقت اینه که اشتها توی ذهن ما یه نیروی جدا از ما نیست؛ بلکه قدرت انتخاب ماست که از محتویات ذهن چاقمون فرمان میگیره! 🎭
یعنی اینطور نیست که یه نیروی قوی و وحشی ما رو مجبور به خوردن کنه؛ بلکه ما خودمون با باورها و فرمولهای ذهنی اشتباه، مسیر پرخوری رو انتخاب میکنیم.
افکار مثل:
«فلانی اشتهاش زیاده، دست خودش نیست!» یا «باید اشتهاشو کنترل کنه!»
اینها فقط فرمولهای ذهنی مخرب هستن که سالها توی ذهن ما ذخیره شدن و ما رو به اشتباه میاندازن.
🔑 راهکار واقعی: دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز
اگر میخوای واقعاً کنترل اشتها با ذهن رو تجربه کنی، باید از درون شروع کنی.
دوره «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» بهترین راهکار برای این کاره.
تو این دوره، با آموزشهای علمی و تمرینات ذهنی، فرمولهای قدیمی چاقکننده حذف میشن و فرمولهای جدید لاغری جایگزین میشن.
پس به جای جستجوی راهکارهای بیرونی و بیاثر، بهتره ذهنات رو مهمون آگاهیهای درست کنی و با کمک دوره اصلاح پرخوری و اشتها، گامهای مطمئنی برای کنترل اشتها با ذهن برداری.
این تازه شروع یک تغییر واقعی و پایدار هست! ❤️✨
✍️ تمرین آموزشی 🧠
برای یادگیری واقعی و مؤثر کنترل اشتها با ذهن، تمرینهای منظم و دقیق ضروری است.
این تمرینها کمک میکنند تا آگاهی ذهنی شما نسبت به اشتها و فرمولهای درونیتان عمیقتر شود و با تمرکز و تکرار، تغییرات مثبت و پایدار در رفتار و احساستان شکل بگیرد.
بدون تمرین، آموزشها فقط در سطح ذهن باقی میمانند و تغییر واقعی اتفاق نمیافتد. پس همراه باشید و با اشتیاق تمرین کنید! 💪✨
❓ سوالات تمرینی برای کنترل اشتها با ذهن 🤔
- نگرش شما درباره کنترل اشتها چیست؟ آن را موضوعی درونی میدانستید یا بیرونی؟
- زمانی که تحت تأثیر مواد غذایی قرار میگرفتید، چگونه اشتهای شما در درونتان فعال میشد؟
- چرا در همه کشورها برای کنترل اشتها از دارو، قرص یا دمنوش استفاده میکنند؟
- تجربه خود را در استفاده از هر روشی برای کنترل اشتها بنویسید.
- قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری، اشتهای شما چگونه بود و چه نگرشی درباره ارتباط اشتها و چاقی داشتید؟ شرح دهید.
- بعد از استفاده از محتوای آموزشی چه تغییری در نگرش شما درباره کنترل اشتها با ذهن ایجاد شده است؟ شرح دهید.
- آموزشهای لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکنند تا اشتهای خود را اصلاح و کنترل کنید؟
💬 دعوت به مشارکت شما
با اشتراکگذاری دیدگاههاتون، به خودتون و دیگران کمک میکنید مسیر کنترل اشتها با ذهن رو بهتر و مؤثرتر طی کنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.08 از 71 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام سادات عزیزم! امیدوارم حالت عالی باشه. من ویس شما رو تو کانال گوش داده بودم ولی نمیدونستم ویس شماست. ویس شما خیلی تاثیر گذار بود برای من. تو ویستون گفتین تا میتونید به خودتون محبت کنید واقعا همینطوره به نظرم منم تا زمانی که خودمونو دوست نداشته باشیم لاغر نمیشیم هیچ چاقترم میشیم.
در مورد چسبیدن به هدف هم نکته ای بگم چند روزه یه نیروی قوی در درونم بهم میگه تو به هدفت چسبیدی تو به لاغری چسبیدی رها کن جسمتو رها کن توجهتو از جسمت بردار واضح واشکارا بهم میگه لاغری رو رها کن. هر چه از زمان دوره می گذره آدم بیشتر به هدفش می چسبه چون اوایل زیاد از خودمون انتظار نداریم ولی وقتی ماههای شرکت در دوره میره بالا تر آدم استرس می گیره که چرا پنج ماه شد من لاغرنشدم سایزم کم نشد من که دارم کمتر میخورم یا فایلهامو گوش میکنم.
اره چسبیدن خیلی بده به هر چی بچسبی فرار میکنه به پول بچسبی پول نمیاد سراغت به عشقت بچسبی عشقت ازت دور میشه. چسبیدن یعنی احساس خلا احساس کمبود احساس نیاز
احساس وابستگی. من باید رها کنم لاغری روبه یاری خدا من خودم بلد نیستم رهایی رو من از خودم چیزی ندارم فقط از خدا میخوام کمکم کنه توجهم رو از جسمم بردارم وبه احساس خوبم بزارم به تغییر ذهنم.
من چند وقته خیلی احساس خوبی نسبت به اندامم دارم واحساس لاغری دارم ولی نمی دونم چرا مانتوم به اندازه ی احساسم آزاد تر نشده ولی تو آینه خیلی خودم را لاغرتر می بینم. وخودمو دوست دارم .
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام الان فایل رو گوش دادم . در مورد اشتها .
بله دقیقا همینه در ذهن افراد لاغر اصلا چیزی به نام اشتها وجود نداره .
اشتها زاییده ی ذهن چاق هست .
به نظرم منبعش توجه ماست .
توجه ما به خوردن و نخوردن . به مواد غذایی . فکرمون همش حول همین دور میزنه . در حالیکه میتونیم خیلی راحت حواسمون رو به سایر مواردی که دوست داریم گرم کنیم اون وقت هی به این موارد فکر نمیکنیم .
رها کردن خیلی میده .
صلح با خود خوب جواب میده .
فراموش کردن خورد و خوراک خوب جواب میده
رها کردن دادن قدرت به مواد غذایی خوب جواب میده .
خلاصه اون احساس بده باید از بین بره .
احساسمون که خوب باشه لاغری مهمان جسم ما میشه . به همین راحتی .
نشان های دریافت شده
سلام . امروز روز دوازدهم از تعهد من با لاغریست .
امروز یه تغییر شگرف در من به وجود اومد . میبینم به جای اینکه من بخوام دنبال لاغری بدوم لاغری داره دنبال من میاد .
احساس میکنم لاغریست که میخواد با من تعهد ببنده نه من با لاغری .
امروز یه مطالبی به ذهنم وارد شد . یه قانونی هست میگن به هرچی بچسبی ازت فرار میکنه و برعکسش هم صادقه از هرچی فرار کنی بهت میچسبه .
ما تا حالا میخواستیم از چاقی فرار کنیم و اتفاقا میدیدیم او بیشتر به ما چسبید .
ضمیر ناخوداگاهمون عشق و علاقه به چاقی رو بیشتر در وجودش نگه داشت و جسم ما چربی سازی میکرد و ذخیره کردن چربی رو دوست داشت ؟ چرا ؟ چون ما ازش فرار میکردیم جسم ما بهش میچسبید یا اونا به جسم میچسبیدند .
یعنی جهت ما اینطور بود .
چربی ⬅ من ⬅ لاغری
یعنی من به دنبال لاغری و چاقی و چربی به دنبال من .
من ظاهرا از چاقی بدم می اومد و فرار میکردم و ظاهرا دنبال لاغری می دویدم و بهش میچسبیدم و او از من فرار میکرد .
این مسیر ذهنی من بود .
حالا میخوام تغییر مسیر بدم . شاید حرفایی که بخوام بگم یه مقدار مقاومت ایجاد کنه ولی وقتی یکم بیشتر فکر کنیم میبینیم نه اتفاقا کاملا درسته .
تغییر مسیر من : من آرزوم رو پشت سر میزارم و رهاش میکنم و دیگه بهش توجهی نمیکنم . ایمان دارم خدا منو به آرزوم میرسونه . کانون توجهم رو میبرم روی شرایط فعلیم . خودم رو همینگونه که هستم دوست خواهم داشت . مگه من عاشق چاقی نیستم ؟ مگه بدن من چربی سازی و ذخیره ی چربی رو دوست نداره . مگه نمیگیم ناخوداگاه ما چاقتر شدن رو دوست داره چرا بخوام باهاش بجنگم . من جسمم رو ضمیر ناخوداگاهم رو حتی مخالفتهای ذهن خوداگاهم رو چاقتر شدن جسمم رو و تمام شرایط نادلخواهی که تا حالا ازش فرار میکردم میپذیرم و جهتم رو به سمت چاقیم میکنم .
من یه فرد چاق هستم که از چاقتر شدنم لذت میبرم .
این باور در من هست و من تا حالا ازش فرار میکردم .
حالا میخوام بپذیرمش نه برای اینکه لاغر بشم نه . میپذیرمش برای اینکه میخوام خودم برم سمتش . برای اینکه با خودم صلح کنم . ناراحت میشم . با ناراحتیم هم صلح میکنم . ناراحتیم رو هم از خودم نمی رونم . من باور دارم خودی که تا الان در من داره زندگی میکنه چاقیه . من به چربیهای بدنم عشق میورزم . چربی خیلی مزایا داره . البته معایبم داره . بزرگترینش اینه که منو سنگین میکنه و توان حرکت رو ازم میگیره .
من چربی رو دوست دارم و به همون اندازه که احساس خوبی بهش دارم او به من فایده میرسونه و به همون اندازه که احساسم نسبت بهش بده یعنی دارم در مسیر نادلخواه حرکت میکنم .
من از چربیهای زاید خوشم نمیاد و ازشون فرار میکنم ولی اونا بهم چسبیدن . حالا ازشون فرار نمیکنم . خودم میرم سمتشون به خاطر بودنشون ازشون تشکر میکنم . خودم دوستشون داشتم و نگهشون داشتم . حالا چرا انقدر جسم من چربی رو دوست داره و دلش میخواد نگهش داره به خاطر اینه که با وجود چربیها احساس قدرت میکنه . احساس قوی بودن . احساس رهایی . احساس آزادی در خوردن .
من دیگه از چاقی خودم فرار نمیکنم به سمتش میرم . باهاش آشتی میکنم . من همین حالا هم خیلی دوست داشتنی هستم . چربیهای بدنم برای زیباتر شدن من اومدن . بدن من در چاقی به زیبایی بیشتری میرسه .
خندم میگیره چه فرمولهایی در ضمیر ناخوداگاه من هست . چاقی = زیبایی
این فرمول از زمان قاجار در ذهن ما مونده که از خانواده هامون به ما رسیده . 😅😅
خب هست دیگه . چیکارش کنم . من به لاغری به چشم یک تجربه نگاه میکنم . من دوست دارم که از لاغری لذت ببرم . دوست دارم که اندام زیبا داشته باشم . من این باورها رو هم دارم ولی اون باورها در من عمیقتره . چاقی در جسم من زورش بیشتر از لاغریه چرا ؟
چون باورم اینه چاقی محدودیت در خوردن نداره . من تا بینهایت میتونم بخورم و لذت ببرم و جسمم اونها رو ذخیره کنه . در حالیکه دقیقا بر عکسه چاقها از خوردن لذت نمیبرن . اتفاقا لاغرها از خوردن بیشتر لذت میبرن . اگه دیگران از اندام چاق من بدشون نمیومد من الان از چاقی بدم نمی اومد .
من از چاقی لذت نمیبرم .
من از چربیهای زاید لذت نمیبرم .
من از خوردن و خوابیدن زیاد لذت نمیبرم .
من خودم رو دوست دارم . جسمم رو دوست دارم . دوست دارم سبک باشم .
دوست دارم سریع از جام بلند بشم .
از اینکه دیگران کارهام رو انجام بدن لذت نمیبرم .
از تنبلی لذت نمیبرم .
ولی دیگه نمیخوام ازشون فرار کنم .
من باید به سمتشون برم . حلشون کنم . چربیها اگه زیاد شدن چون در ذهنم حل نشدن و من اونها رو در بیرون از خودم (ذهنم) مشاهده کردم یعنی در جسمم.
چربیها و چاقی جسمی یعنی در ذهن من این چاقی و این چربی حل نشده .
وقتی بهش عشق بدم عشق یعنی گرما . گرمای وجودم اونها رو حل میکنه و من دیگه در بیرون از خودم اونها رو شاهد نیستم .
من خودم رو نوازش میکنم .
من بدن چاقم رو نوازش میکنم . از خودم توی آیینه تعریف میکنم .
همینطوری که هستم خودم رو دوست دارم . من به چربیها میچسبم تا اونها ازم فرار کنند . اگه بهم بچسبن یعنی همچنان دارم ازشون فرار میکنم .
پس من ایست میکنم و تغییر مسیر میدم . لاغری باید دنبالم بدوه .
لاغری ⬅ من ⬅ چربی
دیگه نمیدونم واکنشهای جسمم از این تغییر مسیر چی میشه فقط سعی میکنم به بدنم همینگونه که هست عشق بورزم و از زندگی همین حالام لذت ببرم نه برای اینکه لاغر بشم . من لاغری رو پشت سر گذاشتم و همانند مادر موسی بچم رو در رود نیل انداختم خدایی که موسی رو به مادرش رسوند لاغری رو هم به من میرسونه .
من به وضعیت اکنونم رسیدگی میکنم و از همین حالام لذت میبرم .
این نوشته ی روز ۱۲ تعهد با لاغری بود تا ببینم فردا به کجای سایت هدایت میشم و چه مطالبی به ذهنم میرسه .
خدانگهدار .
نشان های دریافت شده
سلام سادات عزیزم! امیدوارم حالت عالی باشه. من ویس شما رو تو کانال گوش داده بودم ولی نمیدونستم ویس شماست. ویس شما خیلی تاثیر گذار بود برای من. تو ویستون گفتین تا میتونید به خودتون محبت کنید واقعا همینطوره به نظرم منم تا زمانی که خودمونو دوست نداشته باشیم لاغر نمیشیم هیچ چاقترم میشیم.
در مورد چسبیدن به هدف هم نکته ای بگم چند روزه یه نیروی قوی در درونم بهم میگه تو به هدفت چسبیدی تو به لاغری چسبیدی رها کن جسمتو رها کن توجهتو از جسمت بردار واضح واشکارا بهم میگه لاغری رو رها کن. هر چه از زمان دوره می گذره آدم بیشتر به هدفش می چسبه چون اوایل زیاد از خودمون انتظار نداریم ولی وقتی ماههای شرکت در دوره میره بالا تر آدم استرس می گیره که چرا پنج ماه شد من لاغرنشدم سایزم کم نشد من که دارم کمتر میخورم یا فایلهامو گوش میکنم.
اره چسبیدن خیلی بده به هر چی بچسبی فرار میکنه به پول بچسبی پول نمیاد سراغت به عشقت بچسبی عشقت ازت دور میشه. چسبیدن یعنی احساس خلا احساس کمبود احساس نیاز
احساس وابستگی. من باید رها کنم لاغری روبه یاری خدا من خودم بلد نیستم رهایی رو من از خودم چیزی ندارم فقط از خدا میخوام کمکم کنه توجهم رو از جسمم بردارم وبه احساس خوبم بزارم به تغییر ذهنم.
من چند وقته خیلی احساس خوبی نسبت به اندامم دارم واحساس لاغری دارم ولی نمی دونم چرا مانتوم به اندازه ی احساسم آزاد تر نشده ولی تو آینه خیلی خودم را لاغرتر می بینم. وخودمو دوست دارم .
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم . بله کاملا درست میگید . ممنون بابت ابراز لطفتون به بنده . فرمایشاتتون کاملا درسته.
امروز روز ۱۳ تعهدم بود .
چسبیدن به لاغری یعنی وابسته شدن به لاغرشدن و در نتیجه رنج کشیدن از نبودن خواسته و در مسیر ناخواسته حرکت کردن .
و فرار کردن از چاقی یعنی ترس از چاقی و باز هم در مسیر ناخواسته حرکت کردن .
هردوش احساس بد هست و توجه مارو میبره سمت نبودن آرزو .
آرزو دو وجه داره . یکی خود آرزو و دیگری نبودن آرزو .
ما خیلی اوقات با احساسات بدمون و باورهای مخربمون و توجه به خورد و خوراکمون با نبودن آرزو هم ارتعاش شدیم و نتیجه هم دقیقا همون شده برامون .
حتی ما خیلی جاها ناخوداگاه با چاقی هم فرکانس میشیم .
ما باید خود فعلیمون رو خیلی دوست داشته باشیم .
خیلی بیشتر از خیلی .
خیلی باید احساس لیاقت کنیم . اینا احساس خوبه و با خواسته هم فرکانس شدن . حالا هر خواسته ای .
ما لایق لاغر شدن هستیم .
ما لایق بهترینهاییم .
یعنی ببین باید اونقدر احساس لیاقت کنیم که لاغری خودش جذبمون بشه نه اینکه ما خودمون رو بکشیم و به زور بخوایم اون رو به دست بیاریم . تمام تلاش ما در ذهنه که باید کاری کنیم تا احساس لاغری کنیم و به اصطلاح با احساس لاغری هم ارتعاش بشیم .
تا زمانیکه خودمون رو به عنوان اشرف مخلوقات باور نکردیم
همچنان به لاغری چسبیدیم و او رو از خودمون قویتر میدونیم .
باور نکردیم که تمام کائنات گوش به فرمان ما هستند و باور نکردیم سر راه دستور ما(آرزوی ما) هیچ مانعی وجود نداره به جز باورهای اشتباه ما .
ما باید از لاغری قویتر بشیم .
چطور ؟ با باور کردن خودمون .
من خودم رو دوست دارم .
من از فکر و عمل و جسمم برتر هستم .
من لیاقت بهترینها رو دارم .
لاغر شدن باید خودبخود در من به وجود بیاد . بدون هیچ رنجی . با لذت تمام و این میسر نمیشه مگر زمانیکه من احساس وابستگی به خواسته ام رو رها کنم و در مسیر دریافت قرار بگیرم .
مسیر دریافت چیه ؟ احساس خوب .
احساس خوب ما وابسته به هیچ چیزی نیست .
ما اونقدر لایقیم که احساس خوب هم خودبخود در ما ایجاد میشه .
ما لایق بهترینها هستیم .
امروز روز سیزدهم تعهد من با لاغری بود .
امروز به احساس لیاقت رسیدم .
سیزده روزه حرکت کردم و تنها به الهاماتم توجه کردم .
از امروز میخوام با خدای وجودم تعهد ببندم یعنی بُعد روحانی وجودم . در بّعد الهی وجودم تمام نعمات الهی وجود داره . همه چیز هست . همه راهها هست و همه اش به ما چسبیده .
بزرگترین معجزه منم . آفرینش من توسط روحم بزرگترین معجزه است که خلقش کردم .
من روحی هستم که جسمم رو هر لحظه خلق کردم .
ما ارباب لاغری هستیم . 💪💪💪 به به عجب باوری بهم الهام شد . 😙
لاغر شدن حق مسلم ماست . 🤗🤗🤗
خدایا سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و دوستان عزیز
قبل از آشنایی با روش لاغری با ذهن، هر بار که پرخوری می کردم و از رفتار خودم رضایت نداشتم عامل آن رو زیاد بودن اشتها می دونستم به همین دلیل یه مدت به دمنوش های گیاهی رو آوردم تا بلکه بتونم اشتهام رو کنترل کنم و لاغر بشم. با خوردن این دمنوش ها یه کوچولو کاهش وزن داشتم اما با قطع کردن دمنوش، دوباره به وزن قبلی برمیگشتم.
اما از وقتی که با این دوره فوق العاده آشنا شدم متوجه شدم که هیچ عامل بیرونی وجود نداره، همه چیز درونی هست و تحت کنترل مغز ما هست چون مغز مرکز فرماندهی بدن ماست. من هم با این روش ابتدا فرمولهای اشتباه ذهنم رو شناسایی کردم و سپس فرمول های صحیح رو جایگزین اونا کردم، که نتیجه فوق العاده ای برام داشت میل به خوردنم کمتر شد، کاهش وزن خوبی داشتم، آرامشم خیلی بیشتر شد و ….
با خودم عهد کردم که هر روز این مسیر زیبا رو با اشتیاق ادامه بدم تا به هدفم برسم😊.
سلام استاد. من دارم تمرین میکنم اشتها یا خوردن رو به تعویق بندازم دیگه مثل قبل با اولین فشار اشتها یا گرسنگی سراغ غذا نمیرم. اینو مدیون شما
عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد مهربانم
استاد میشه گفت تمایل زیاد به غذا خوردن همان اشتهاست؟؟؟
سلام استاد عزیز و ممنون از فایل خیلی خوبتون با حضور دختر گلتون
مرسی که گفتید اشتها بیرونی نیست، من همیشه کلی دنبال قرص کاهش اشتها بودم با اینکه بعضی از دکترها بهم گفتن این قرص ها جز معتادت کردن چیزی نیست و ممکنه درونشون مواد اعتیادآور مثل شیشه باشه ولی من گوشم بدهکار نبود ، همه مدل قرص کاهش اشتها از داروخونه میخریدم و میخوردم و به جز حالت تهوع و … چیز خاصی برام نداشت البته وزنم دو سه کیلو کم میشد ولی همش موقت و گذرا، الان خیلی خوب متوجه شدم که همش درونمه و همه چیز از درونم باید شروع بشه ، هرروز فایل هاتونو گوش میدم و منتظر شکفت انگیز شدنم.ممنونم و خداروشکر که با شما آشنا شدم.
نشان های دریافت شده
سلام استاد من که این فایل را دیدم فقط اشتها داشتم آیدا خوشگلو بخورم خدا براتون حفظش کنه الهی که چقدر شیرینه
استاد تمام این نشانه ها که اشتها ی من تیدیل به انتخاب شده در من جوانه زده وبخوبی حسش میکنم این بار دوم تکرار که به هفته نهم رسیدم بار اول که دوره را شروع کردم نه تنها کم نکرده بودم بلکه زیاد هم کرده بودم حدود ۳ کیلو که به شما پیام دادم گفتید فقط ادامه بده وتکرار کن راستش اول دلخور بودم ولی بعد از کلی فکر کردن با عقیده شما همسو شدم وتصمیم به تکرار دوره گرفتم این بار سعی کردم تمرینات را بیشتر درک کنم وبرای درک بهتر تمرینات و فایل ها را در دفتر جداگانه نوشتم وتکرار کردم از هفته چهارم تکرار دوم تعقیرات من شروع شد احساس بهتری داشتم حالم خوب بود پیاده روی را شروع کردم میل دوباره ورزش کردن در من تشدید شد وبه جای آن میل به خوردن غذا در من کمتر شده صبح ها پیاده روی در پارک و بعدش ورزش TRX و نوشتن تمیرینات هر روز حال مرا بهتر میکند قبلا خیلی اشتها به پرخوری داشتم ولی الان به زور ی پش دستی غذا میخورم البته وقتی کاملا گرسنه باشم بیشتر گرسنگی را حس نمیکنم احساس ضعف بهتره بگم دقیقا حس میکنم دستورات مغزی من برای غذا خوردن تعقیر کرده ولع که اصلا ندارم در صورتیکه قبلا تا گرسنه میشدم نمیتوانستم صبر کنم تا غذا آماده شه چنان دست وپام میلرزید که حالم بد میشد حتی برای چکاپ رفتم گفتم شاید قند خون ام رفته بالا که این مدل میشم ولی الان دیگه به هیچ وجه مدتی است که این حالت را ندارم ساعتها از وقت غذا هم بگذره ولع واشتها ندارم خیلی ریلکس میرم کمی غذا میخورم وبا احساس سیری دیت از غذا میکشم وبه تازگی دوستانی که مرا مدتی بود ندیده گفتند چقدر لاغر شدی خوب شدی و من تو دلم به خودم آفرین گفتم واز خودم که با پشتکار این دوره عالی را به استادی شما ادامه میدم تشکر کردم وخوشحال شدم که در ایستگاهی هستم که دبگران به من میگویند لاغر شدی واین نشون میده که من در مسیر درستی گام بر میدارم موفقیت شما را از خدای بزرگ خواهانم استاد
سلام استاد سلام دوستان
من دو بار فایل دیدم هر دو بار حواسم رفت به آیدا خانم کلا نفهمیدم استاد چی گفت اخرش متن و خوندم و وییس گوش دادم
خدا حفظش کنه
راستی استاد یک فایل اماده کنید و توضیح بدین با سه تا بچه چطور به این همه کار می تونید رسیدگی کنید
دوست عزیز خانم سهیلا عظیمی ویشته من هم دقیقا تجربه مثل شما رو داشتم دور اول که دوره رو انجام دادم افزایش وزن ۶ کیلویی داشتم به استاد پیام دادم که من در زمینه های دیگه زندگی نتیجه ی خوب گرفتم ولی به جای لاغر شدن دارم چاق میشم و ایشون گفتن فقط ادامه بده و من چون به دوره ایشون ایمان داشتم به خاطر تغییر شرایط خودشون و دیگر دوستان ادامه دادم و الان در دور سوم هستم که به صورت باور نکردنی اشتها و ولعم کم شده و من هم هر روز پیاده روی میرم و واقعا لذت میبرم که دیگران میگن با ماسک و تو این گرما اخه چه طور میری پیاده روی
من واقعا از خدا سپاسگزارم که با این دوره اشنا شدم و اسارت چاقی خارج شدم
نشان های دریافت شده
دوست عزیزم ممنونم از حمایت شما واقعا خوشحالم که تو این دوره شرکت کردم چون هم خوب لاغر نیشم وهم دوستان خوبی مثل شما دارم وهم استاد توانایی مثل رضا عطار روشن هدایتگر ملست خدا را هزار مرتبه بخاطر این نعمت ها سپاسگذارم
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و بینظیر
امروز دقیقا ۶۳ روزه که به سایت تناسب فکری هدایت شدم
دنیا برام شکل دیگه ای شده هر روز صبح که بیدار میشم هدف مهمی رو دنبال می کنم و برای رسیدن به این هدف مهم که کاهش وزن ذهنی هست شور و شوق خوبی احساس می کنم و هر روز اطلاعات جدید و مفید و انگیزه بخش دریافت می کنم و این برام خیلی لذت بخشه
دفتری دارم که تمرینات توصیه شده ارو می نویسم خلاصه اشو در قسمت دیدگاه می نویسم
از وقتی که وارد سایت شدم علاوه بر اینکه ذره ذره افکار چاق کننده ارو کشف و کنار می ذارم یاد می گیرم که در مسیر لاغری با ذهن چطوری صحیح تر پیش برم
مهمترین سوالی که از ابتدای ورود به این دوره ذهنمو درگیر کرده بود این بود که بالاخره استاد قراره چه راه حلی برای مسیله خوردن نخوردن و کنترل اشتها به ما بده
چون تا حالا این دو یعنی تعیین مقدار خوراک برای لاغری و کنترل اشتها از مهمترین فاکتورهای لاغر شدن بوده
دنبال این بودم که بالاخره تکلیف ما در ایت موارد چیه
توی پی وی برای استاد مطرح کردم ایشون گفتن جوابش توی سایته مطالعه بفرمایید
ولی من هر چی بالا پایین می کردم مطلب خاص مربوط بع این دو رو پیدا نمی کردم
اما چند روز پیش به شکل اتفاقی وارد قسمت صفحه اصلی سایت شدم دیدم استاد برای هر دوی اینا فایل و متن گذاشته
به شکل غیر قابل وصفی خوشحال شدم
ولی تا به امشب موفق نشده بودم بدون مزاحمت اشخاص به فایلهای مربوطه گوش بدم یا متنشو بخونم
امروز بحث کنترل اشتهارو خوندم و فایل تصویری رو نگاه کردم واقعا عالی بود
داشتم فکر می کردم که تمرینشو چطوری و با چه جملاتی وارد دیدگاه کنم
رفتم سراغ دفترم قسمت نکته ها
دیدم از قول استاد نوشتم سیستم ذهنی بدن انسان طوریه که با هر چیز بخوایم بجنگیم و مبارزه کنیم اونو به دفاع از اونچیز معنا می کنه و اونمسیله با شدت بیشتری ادامه پیدا می کنه
وقتی خوب فکر می کنم می بینم همین اصل در مورد اشتها صادقه
اگر بخوایم به شکل مصنوعی اشتهارو کم کنیم انگار داریم فرمان اشتهای بیشتر از مغز دریافت می کنیم اینجوری فایده نداره
ما باید به شکل طبیعی و درونی به کم اشتهایی برسیم تا در مسیر لاغری پیشرفت کنیم
اینم که راه حلش استمرار در انجام تمارین ذهنی هستش
تا وقتی احساس اشتهای زیاد داریم در حقیقت میزان علاقه ی ما به چاق شدن محسوب میشه یعنی هنوز فرمولهای چاقی حاکمه و تغییر نکردن ….اما مصنوعی و اجباری و مراقبت خودآگاهانه هم راه حلش نیست
بهتره هر چقدر میل داریم با آرامش تمام میل کنیم خودمونو سرزنش نکنیم و با ترس ادامه ندیم
اشتها طبق آموزه ها ی بیشتر خودبخود کم میشه و ما ازش لذت خواهیم برد و هیچ رنجی هممتحمل نخواهیم شد
امیدوارم تمرینمو درست انجام داده باشم
البته اینجا یک سوال برام پیش آمده
وقتی به ابتدای کانال تلگرام آموزش ذهنی لاغری
مراجعه کردم و آماده نکته برداری شدم راجع به چگونگی آغاز غذا خوردن اشاره کرده که به منظور کنترل اشتها نوشته
قانون ۱۰ دقیقه ارو برای غذا خوردن رعایت کنید تا زودتر پالس سیری از مغزتون صادر بشه
اونم به این شکل که ۱۰ دقیقه قبل از وعده ی غذایی یک لقمه از هر چیزی که برای وعده غذایی آماده کردید میل کنید بعد از ۱۰ دقیقه برید مشغول صرف غذا بشید اینجوری زود سیر میشید
الان مندچار تناقض شدم بالاخره اشتهارو باید با یکاقداماتی تحت کنترل درآورد یا نیازی نیست چونخودش باید اتوماتیک بعد از تمرین روی ورودی های ذهن کم بشه ؟؟
ممنون از پاسخ جناب آقای استاد روشن
شهربانو ۵۲ ساله از تهران
۲۰ شهریور ۱۳۹۹
سلام دوست عزیز
از اینکه همراه ما هستید خوشحالم
برای خوردن از هیچ قانونی پیروی نکنید
هر بار که قصد غذا خوردن دارید از هر غذایی که دوست دارید به اندازه ای که خودت از خوردنت راضی باشی بخور
قانون ۱۰ دقیقه و ۲۰ دقیقه و غیره نیاز نیست
نشان های دریافت شده
سلام استاد جناب عطار روشن
چشم ممنون از پاسختون زحمت کشیدید خیلی متشکر
قانون ۱۰ دقیقه هم کنسل
چند تا فایل بعدیتونو که گوش دادم متوجه شدم
پاشنه آشیل افتادن به دور لاغری فقط ریختن ترسمون از غذا خوردنه
اینم با ادامه دادن به مسیر و انجام تمارین کم کم از ذهنمون خارج میشه
البته می دونم که حتما راه حلهای منطقی هم داره اینجا من از قدرت سوال مثبت استفاده می کنم و زحمتو کم می کنم
سوال
چگونه ترس از غذا خوردن رو کمرنگ و سپس به صفر برسانیم ؟
جواب به این سوال رمز موفقیته
فعلا خدانگهدارتون تا تمرین بعدی
۲۴ شهریور ۱۳۹۹ شهربانو باقری
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز من لز این دیدگاه شما هیلی درس گرفتن ..خیلی ذهنت در این مورد به اگاهی رسیده ..احسنت بر شما راهش همینه واین درسته تو احساساتتو خوب میکنی واز چاقی فرار نمیکنی ..واونو رها میکنی وبه دست هدا میسپاری ..اون راهشو بلده واز از طریق که ما ننیفهمیم به ارزو مون میرسیم ..فقط رهایی فقط تغییر باور فقط اخساس خوب ..قطعا منم درس کرفتم ..واینارو سرلوخه افکارم میکنم .سپاس سپاس سپاس
با سلام وقت بخیر استاد عزیزم
خیلی ممنون از فایلهای بسیار کاربردیتون
در همه جنبه های زندگی من استفاده میکنم و لذتش رو میبرم
استاد سوال دارم،
من از خوردن، حتی کم هم باشه راضی نیستم، دوست دارم تقریبا غذای کاملی بخورم، که بدون عذاب وجدان نمیتونم در کل نمیدونم غذای کافی؟ چقدر هست.
نشان های دریافت شده
واااااای خداااا چقدر دیدن آیدا شیرین و لذت بخشه با اون لباس رنگی رنگی خوشگلش😍😍😍منکه دوبار این فایلو دیدم،لطفا بیشتر با آیدا فایل بزارید برامون 💕💕💕استاد من بعد از یکسال تو دوره بودن تازه دوروزه به ی حس رهایی رسیدم انگار ،اینم از اینجا شروع شد که یکی از دوستام هفته ی پیش شروع کرد رژیم گرفتن و چون من سابقه ی همه ی رژیمارو دارم و ناموفق بودم از من اطلاعات گرفت و منم کامل توضیح دادم واسش و چندروز پیش گفت با رژیمم خیلی اکی هستم و دارم لاغر میشم ی صدایی گفت اوه بیا همه دارن وزن کم میکنن و تو هنوز چاقی بماند که حسم بد شد وتنفرم از خودم زیاد شد و ولع اومد سراغم ی صدایی گفت بیا شروع کن گالری شماری الان دیگه تو اینقدر در زمینه کنترل ذهن خوب شدی که تمام زمینه های زندگیتو پوشش داد الا همون لاغری که از اولش فقط دنبال اون بودی صبح روز بعد تا اومدم ترازو آشپزخونه و برنامه کالری شمارو بیار وسط و به حساب کتاب کالری برسم دیدم دارم عصبی میشم ترازو رو گذاشتم تو جعبه برنامه رو هم بستم و اومدم تو پیچ اینستاگرام شما که این فایلو دیدم و بعدش به این درک رسیدم که بابا از روز اول تو فقط قرارشد فایل گوش بدی و تمرین کنی و فکر کنی وبقیه اشو رها کنی شد شد نشدم نشد چرا اینقدر چسبیدی به لاغری ،اصلا تو همینی خداروشکر سالمی وبدن کارآمدی داری همین شد که اصلا تصمیم گرفتم کمتر جلوی آیینه مکث کنم و دنبال ایرادبگردم ،هروقت خودمو درآیینه دیدم فقط ی نگاه گذرا کنم و بگم خوبه و رد شم،دیگه دو روزه اصلا فکر نمیکنم چطوری غذای کم کالری تر یا کم چربتر بپزم یا حتی ی وعده غذاییو حذف کنم دیروز بعد از مدتها هم صبحانه خوردم هم ناهار هم شام و میان وعده با اینکه بیشتر از قبل غذا خوردم سعی کردم حس وای زیاد خوردم یا ترکیدمو از مغزم دور کنم همش با خودم گفتم همین که احساس خفگی نمیکنی یعنی بدنت درحال جذب و دفع غذاست،خیلی آروم خوابیدم بعد از مدتها شاید دیروز من ی خواب راحت و طولانی کردم ،ی رهایی و بی نیازی خاصی پیداکردم همش با خودم میگم بسپار به خدا وبدنی که خونه ی خداست حالا جالبه من تا پارسال و قبل دوره همش میگفتم مگه خدا هم وجودداره ؟اگه هم وجودداره منو که یادش رفته ولی حالا همش به جیزهایی نگاه میکنم که تا پارسال آرزوشو داشتم ، الان استاد ی حس عجیبی دارم که نه استرس دارم نه اضطراب نه ناراحتم نه فشاری رومه نه از خوردن بیزارم نه از خوابیدن ،از خودم بدم نمیاد به زمین و زمان گیر نمیدم و عجله ندارم عین ی قایقی شدم که خودشو به دست امواج سپرده و مطمئنه به خشکی میرسه.راستش هم ی لذت بخشه هم عجیبه ،میدونم بعد از اینهمه وقت فایل گوش دادن و تمرین کردن باید به این مرحله میرسیدم حالا ی دوستی ی ماه بعد رسیده من یکسال بعد ولی مهم رسیدنست و مهم اینکه که در این راه تناسب من به قدرت شگفت انگیز فکرم باور پیدا کردم جوری که خودمم گاهی باورم نمیشه چطوری من این همه توانمندیمو از بالفعل به بالقوه تبدیل کردم و الانم دیگه داره نشانه های زیبایی ذهن متناسب در رفتارم پدیدارمیشه و حتما به زودی تناسبو تو بدنم هم میبینم و خوشحال تر میشم😊😊😊🌺🌺
چقدر با خوندن نظر ارزشمندتون حسم خوب شد، ممنونم🙏🏻