0

گام ۹۶: برای کنترل اشتهای خود چه کنم؟

کنترل اشتها با ذهن
اندازه متن

تا حالا شده حس کنی یه نیروی نامرئی کنترل خوردنت رو به‌دست گرفته؟ 😵‍💫

📍 این جلسه ادامه گام ۹۵ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

مثلاً فقط اومدی یه دونه بیسکویت برداری، یهو دیدی بسته‌ش تموم شده! 😅

ما به این حالت می‌گیم نداشتن کنترل اشتها با ذهن؛ یعنی وقتی ذهنت بدون اینکه بفهمی، دکمه پرخوری رو روشن کرده.

تصور کن ذهنت یه اتاق فرمانه 🎛️ که هر بار با یه فکر یا احساس، اشتهای تو رو روشن یا خاموش می‌کنه.

حالا اگه یاد بگیری چطور این اتاق فرمان رو مدیریت کنی، بدون رژیم و فشار، کم‌کم به بدنی متعادل می‌رسی.

توی این مقاله یاد می‌گیری چطور با آموزش ذهنی، کنترل اشتها با ذهن رو از یه آرزو تبدیل به توانایی واقعی کنی. 🌱🧠

🍽️ اشتها چیست؟

برای خیلی‌هامون، اشتها یعنی یه حالتی که انگار یه صدای قوی توی ذهنمون می‌گه: «بخور! الان وقتشه! نمی‌تونی صبر کنی!» 😵‍🍴

وقتی این حالت سراغمون میاد، احساس می‌کنیم هیچ کنترلی روی رفتارمون نداریم؛ یعنی منطق می‌گه نه، ولی دستمون داره یواش‌یواش به سمت خوراکی‌ها می‌ره!

منم یه زمانی این‌طوری فکر می‌کردم که اشتها یه نیروی خارجی و قدرتمنده که انگار منو تسخیر می‌کرد و دیگه توان نه گفتن نداشتم. 😓

انگار اشتها یه فرمانده بود و من فقط یه سرباز بی‌اختیار که باید بدون چون‌وچرا ازش پیروی کنم.

👂 تازه وقتی اطرافیانم مدام می‌گفتن: «تو که خیلی اشتها داری!» یا «معده‌ت کش میاد!»، این باور اشتباه تو ذهنم بیشتر و بیشتر ریشه می‌دوند.

اینطوری شد که باورت کردم اشتها چیزی جدا از منه، یه دشمن درونی که باید باهاش بجنگم، مهارش کنم یا سرکوبش کنم… 🤺

🌿 تلاش‌های من برای کنترل اشتها

برای اینکه این دشمن فرضی رو شکست بدم، دست به هر راهی زدم!

از داروهای گیاهی گرفته تا نسخه‌های عطاری و دمنوش‌های تلخ و بدمزه‌ای که انگار یه جرعه‌ش تمام سلول‌هامو تکون می‌داد 😖

هر روز صبح قبل از صبحونه، ۲۰ قطره افشرده لیمو که تلخ‌تر از زهر بود رو توی یه لیوان آب سرد می‌ریختم و با یه عالمه زور و آه و ناله می‌خوردم، فقط به امید اینکه اشتها کم بشه و دیگه دستم سمت یخچال نره! 🧪🥶

ولی اتفاق جالبی که افتاد این بود که نه‌تنها کنترل اشتها با ذهن اتفاق نیفتاد، بلکه بیشتر از قبل میل به خوردن پیدا کرده بودم!

چون ذهنم با خودش می‌گفت: «این قطره‌ها که اشتها رو قطع می‌کنن، پس این احساس گرسنگی که دارم حتما واقعی و ضروریه!» 🤷‍♀️

نتیجه؟ دوباره پرخوری… دوباره عذاب وجدان… و دوباره تلاش بی‌ثمر برای کنترل چیزی که فکر می‌کردم از من جداست!

کنترل اشتها

🎛️ کنترل اشتها با ذهن، نه با مبارزه!

تا وقتی اشتها رو یه نیروی بیرونی تصور می‌کردم، هیچ‌جوره نمی‌تونستم اون رو مدیریت کنم.

احساس می‌کردم یه چیزی درون من هست که از بیرون منو وادار به خوردن می‌کنه… یه جور وسوسه‌ی قدرتمند که دست من ازش کوتاهه! 😖🍩

ولی از وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، ورق برگشت. فهمیدم که اشتها یه غول بی‌شاخ‌ودم نیست… بلکه یه پروژه‌ی ذهنیه که خودم اونو طراحی و فعالش می‌کنم.

در واقع، کنترل اشتها با ذهن یعنی اینکه بدونم من خالق این اشتها هستم، نه قربانی‌ش.

🎯 مثلاً هر وقت پرخوری می‌کردم، می‌گفتم: «اشتهام زیاد شده!» و وقتی کمتر می‌خوردم، با لبخند می‌گفتم: «خدا رو شکر، امروز اشتها نداشتم!»

اما اصل ماجرا این نبود…

من برای چاق‌تر شدن پرخوری می‌کردم و برای اینکه بگم تقصیر من نیست، هی پشت اسم اشتها قایم می‌شدم! 🫣

🧃 دمنوش‌های بی‌اثر و تبلیغات فریبنده

وقتی نمی‌فهمی ریشه‌ی اشتها کجاست، دنبال راه‌های بیرونی می‌گردی.

منم مثل خیلی‌ها، افتادم تو دام قرص و دمنوش و افشرده‌های گیاهی… همه‌شون یه وعده مشترک داشتن:

🗣️ «اشتهات کم میشه، راحت لاغر می‌شی!»

ولی واقعیت اینه که کنترل اشتها با ذهن با هیچ دمنوشی اتفاق نمی‌افته! ❌

چون تا ذهن چاق باقی بمونه، حتی اگر بخوای با زور جلوی خوردن رو بگیری، ذهنت یه راهی برای توجیه خوردن پیدا می‌کنه.

مثلاً من فکر می‌کردم چون فلان قطره تلخ رو خوردم، پس الان دیگه اشتهام تحت کنترله و اگر دلم غذا می‌خواد، حتماً نیازه واقعی بدنه!

نتیجه؟ دوباره خوردن… دوباره چاقی… دوباره ناامیدی 😮‍💨

تاثیر مغز بر کاهش اشتها

🔁 ارتباط اشتها با چاقی

تا حالا به این فکر کردی که چرا بعضی‌ها اشتهای زیادی دارن و بعضی‌ها نه؟ 🤔

شاید در ظاهر بگیم: «من اصلاً دلم نمی‌خواد چاق‌تر بشم!» ولی واقعیت اینه که ذهن ما چیز دیگه‌ای می‌خواد…

🧠 اشتهای ما نشونه‌ای از فرمول‌هاییه که توی ناخودآگاهمون ذخیره شده. یعنی هرچقدر ذهنمون از الگوهای چاق‌کننده پُر باشه، میل ما به خوردن هم بیشتر میشه.

پس اگر فکر می‌کنی باید با دمنوش یا رژیم، اشتها رو سرکوب کنی تا لاغر بشی، باید بگم مسیر رو اشتباه اومدی.

کنترل اشتها با ذهن فقط وقتی ممکنه که اول ذهن خودت رو تغییر بدی.

🛠️ تغییر اشتها از درون اتفاق می‌افته، نه از بیرون

وقتی تو تصمیم می‌گیری وارد مسیر لاغری با ذهن بشی، در واقع داری فرمان بازسازی ناخودآگاهت رو صادر می‌کنی.

با گوش دادن به فایل‌های آموزشی، انجام تمرین‌ها و تکرار آگاهی‌ها، ذهن تو کم‌کم شروع می‌کنه به ساختن فرمول‌های جدید ✍️🌱

فرمول‌هایی که به جای چاق شدن، درباره سبک شدن، آرامش، رضایت از خود و انتخاب آگاهانه هستن.

نتیجه‌اش؟ میل به پرخوری، بدون زور یا اجبار، خودش شروع می‌کنه به کم شدن…

بدون اینکه تاریخ مشخصی برای شروع کنترل اشتها بذاری، بدون اینکه با خودت بجنگی، ذهن تو خودش اشتها رو به‌صورت طبیعی مدیریت می‌کنه.

و این همون معنای واقعی کنترل اشتها با ذهنه! 🧘‍♀️💫

🌟 لاغری با ذهن و کنترل اشتها با ذهن

وقتی فرمول‌های لاغرکننده توی ذهن‌ات شکل بگیره، نگرش و انتظار تو از خودت به کلی تغییر می‌کنه.

دیگه از خودت انتظار چاق‌تر شدن نداری، بلکه با اطمینان قلبی مطمئنی که حتماً به تناسب اندام می‌رسی. 💪✨

این اطمینان فقط به حرف‌هایی که می‌زنی نیست؛ بلکه حس خوب و آرامشی که درونت داری، میزان یقین تو رو مشخص می‌کنه.

هر چقدر حس‌ات بهتر باشه، باور لاغر شدن تو عمیق‌تره. 💖🌈

⚠️ نشونه‌های عدم اطمینان

اگر هنوز روزی چند بار به چاقی فعلیت فکر می‌کنی و احساس بدی داری، یعنی هنوز به توانایی خودت برای لاغر شدن باور نداری.

یا اگر فایل‌های آموزشی رو می‌شنوی ولی تمرینات رو انجام نمی‌دی چون فکر می‌کنی نیازی به تمرین نیست، یعنی اون اعتماد لازم رو هنوز نداری.

اما وقتی هر روز با اشتیاق دنبال آموزش‌ها هستی، تمرین می‌کنی، می‌نویسی و حتی از تجربه‌های دیگران استفاده می‌کنی،

این یعنی داری به اطمینان کامل برای کنترل اشتها با ذهن و رسیدن به لاغری پایدار می‌رسی. 🧘‍♀️📚

کنترل اشتها با ذهن

🧠 کنترل اشتها در لاغری با ذهن؛ بهترین راهکار از درون

خیلی از ما وقتی درباره‌ی دلیل چاقی فکر می‌کنیم، اول از همه می‌گیم: «اشتهام زیاده!»

و سریع می‌ریم سراغ داروها، دمنوش‌ها، رژیم‌ها و روش‌های بیرونی تا شاید بتونیم کنترل اشتها رو به دست بیاریم.

اما حقیقت اینه که اشتها توی ذهن ما یه نیروی جدا از ما نیست؛ بلکه قدرت انتخاب ماست که از محتویات ذهن چاق‌مون فرمان می‌گیره! 🎭

یعنی اینطور نیست که یه نیروی قوی و وحشی ما رو مجبور به خوردن کنه؛ بلکه ما خودمون با باورها و فرمول‌های ذهنی اشتباه، مسیر پرخوری رو انتخاب می‌کنیم.

افکار مثل:

«فلانی اشتهاش زیاده، دست خودش نیست!» یا «باید اشتهاشو کنترل کنه!»

اینها فقط فرمول‌های ذهنی مخرب هستن که سال‌ها توی ذهن ما ذخیره شدن و ما رو به اشتباه می‌اندازن.

🔑 راهکار واقعی: دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز

اگر می‌خوای واقعاً کنترل اشتها با ذهن رو تجربه کنی، باید از درون شروع کنی.

دوره «اصلاح پرخوری و اشتها در مغز» بهترین راهکار برای این کاره.

تو این دوره، با آموزش‌های علمی و تمرینات ذهنی، فرمول‌های قدیمی چاق‌کننده حذف می‌شن و فرمول‌های جدید لاغری جایگزین می‌شن.

پس به جای جستجوی راهکارهای بیرونی و بی‌اثر، بهتره ذهن‌ات رو مهمون آگاهی‌های درست کنی و با کمک دوره اصلاح پرخوری و اشتها، گام‌های مطمئنی برای کنترل اشتها با ذهن برداری.

این تازه شروع یک تغییر واقعی و پایدار هست! ❤️✨

✍️ در ادامه هم توی گام ۹۷ سراغ «قیمت لاغری با ذهن چند؟» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 98 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.03 از 73 رای

https://tanasobefekri.net/?p=22895

98 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

98 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۰۷/۱۹ ۲۰:۰۲
      مدت عضویت: 2607 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 136 کلمه

      سلام الان فایل رو گوش دادم . در مورد اشتها .
      بله دقیقا همینه در ذهن افراد لاغر اصلا چیزی به نام اشتها وجود نداره .
      اشتها زاییده ی ذهن چاق هست .
      به نظرم منبعش توجه ماست .
      توجه ما به خوردن و نخوردن . به مواد غذایی . فکرمون همش حول همین دور میزنه . در حالیکه میتونیم خیلی راحت حواسمون رو به سایر مواردی که دوست داریم گرم کنیم اون وقت هی به این موارد فکر نمیکنیم .
      رها کردن خیلی میده .
      صلح با خود خوب جواب میده .
      فراموش کردن خورد و خوراک خوب جواب میده
      رها کردن دادن قدرت به مواد غذایی خوب جواب میده .
      خلاصه اون احساس بده باید از بین بره .
      احساسمون که خوب باشه لاغری مهمان جسم ما میشه . به همین راحتی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۹/۰۷/۱۹ ۱۰:۵۷
      مدت عضویت: 2607 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1,060 کلمه

      سلام . امروز روز دوازدهم از تعهد من با لاغریست .
      امروز یه تغییر شگرف در من به وجود اومد . میبینم به جای اینکه من بخوام دنبال لاغری بدوم لاغری داره دنبال من میاد .
      احساس میکنم لاغریست که میخواد با من تعهد ببنده نه من با لاغری .
      امروز یه مطالبی به ذهنم وارد شد . یه قانونی هست میگن به هرچی بچسبی ازت فرار میکنه و برعکسش هم صادقه از هرچی فرار کنی بهت میچسبه .

      ما تا حالا میخواستیم از چاقی فرار کنیم و اتفاقا میدیدیم او بیشتر به ما چسبید .
      ضمیر ناخوداگاهمون عشق و علاقه به چاقی رو بیشتر در وجودش نگه داشت و جسم ما چربی سازی میکرد و ذخیره کردن چربی رو دوست داشت ؟ چرا ؟ چون ما ازش فرار میکردیم جسم ما بهش میچسبید یا اونا به جسم میچسبیدند .
      یعنی جهت ما اینطور بود .
      چربی ⬅ من ⬅ لاغری

      یعنی من به دنبال لاغری و چاقی و چربی به دنبال من .
      من ظاهرا از چاقی بدم می اومد و فرار میکردم و ظاهرا دنبال لاغری می دویدم و بهش میچسبیدم و او از من فرار میکرد .
      این مسیر ذهنی من بود .
      حالا میخوام تغییر مسیر بدم . شاید حرفایی که بخوام بگم یه مقدار مقاومت ایجاد کنه ولی وقتی یکم بیشتر فکر کنیم میبینیم نه اتفاقا کاملا درسته .

      تغییر مسیر من : من آرزوم رو پشت سر میزارم و رهاش میکنم و دیگه بهش توجهی نمیکنم . ایمان دارم خدا منو به آرزوم میرسونه . کانون توجهم رو میبرم روی شرایط فعلیم . خودم رو همینگونه که هستم دوست خواهم داشت . مگه من عاشق چاقی نیستم ؟ مگه بدن من چربی سازی و ذخیره ی چربی رو دوست نداره . مگه نمیگیم ناخوداگاه ما چاقتر شدن رو دوست داره چرا بخوام باهاش بجنگم . من جسمم رو ضمیر ناخوداگاهم رو حتی مخالفتهای ذهن خوداگاهم رو چاقتر شدن جسمم رو و تمام شرایط نادلخواهی که تا حالا ازش فرار میکردم میپذیرم و جهتم رو به سمت چاقیم میکنم .
      من یه فرد چاق هستم که از چاقتر شدنم لذت میبرم .
      این باور در من هست و من تا حالا ازش فرار میکردم .
      حالا میخوام بپذیرمش نه برای اینکه لاغر بشم نه . میپذیرمش برای اینکه میخوام خودم برم سمتش . برای اینکه با خودم صلح کنم . ناراحت میشم . با ناراحتیم هم صلح میکنم . ناراحتیم رو هم از خودم نمی رونم . من باور دارم خودی که تا الان در من داره زندگی میکنه چاقیه . من به چربیهای بدنم عشق میورزم . چربی خیلی مزایا داره . البته معایبم داره . بزرگترینش اینه که منو سنگین میکنه و توان حرکت رو ازم میگیره .
      من چربی رو دوست دارم و به همون اندازه که احساس خوبی بهش دارم او به من فایده میرسونه و به همون اندازه که احساسم نسبت بهش بده یعنی دارم در مسیر نادلخواه حرکت میکنم .
      من از چربیهای زاید خوشم نمیاد و ازشون فرار میکنم ولی اونا بهم چسبیدن . حالا ازشون فرار نمیکنم . خودم میرم سمتشون به خاطر بودنشون ازشون تشکر میکنم . خودم دوستشون داشتم و نگهشون داشتم . حالا چرا انقدر جسم من چربی رو دوست داره و دلش میخواد نگهش داره به خاطر اینه که با وجود چربیها احساس قدرت میکنه . احساس قوی بودن . احساس رهایی . احساس آزادی در خوردن .
      من دیگه از چاقی خودم فرار نمیکنم به سمتش میرم . باهاش آشتی میکنم . من همین حالا هم خیلی دوست داشتنی هستم . چربیهای بدنم برای زیباتر شدن من اومدن . بدن من در چاقی به زیبایی بیشتری میرسه .

      خندم میگیره چه فرمولهایی در ضمیر ناخوداگاه من هست . چاقی = زیبایی
      این فرمول از زمان قاجار در ذهن ما مونده که از خانواده هامون به ما رسیده . 😅😅
      خب هست دیگه . چیکارش کنم . من به لاغری به چشم یک تجربه نگاه میکنم . من دوست دارم که از لاغری لذت ببرم . دوست دارم که اندام زیبا داشته باشم . من این باورها رو هم دارم ولی اون باورها در من عمیقتره . چاقی در جسم من زورش بیشتر از لاغریه چرا ؟
      چون باورم اینه چاقی محدودیت در خوردن نداره . من تا بینهایت میتونم بخورم و لذت ببرم و جسمم اونها رو ذخیره کنه . در حالیکه دقیقا بر عکسه چاقها از خوردن لذت نمیبرن . اتفاقا لاغرها از خوردن بیشتر لذت میبرن . اگه دیگران از اندام چاق من بدشون نمیومد من الان از چاقی بدم نمی اومد .
      من از چاقی لذت نمیبرم .
      من از چربیهای زاید لذت نمیبرم .
      من از خوردن و خوابیدن زیاد لذت نمیبرم .
      من خودم رو دوست دارم . جسمم رو دوست دارم . دوست دارم سبک باشم .
      دوست دارم سریع از جام بلند بشم .
      از اینکه دیگران کارهام رو انجام بدن لذت نمیبرم .
      از تنبلی لذت نمیبرم .
      ولی دیگه نمیخوام ازشون فرار کنم .
      من باید به سمتشون برم . حلشون کنم . چربیها اگه زیاد شدن چون در ذهنم حل نشدن و من اونها رو در بیرون از خودم (ذهنم) مشاهده کردم یعنی در جسمم.
      چربیها و چاقی جسمی یعنی در ذهن من این چاقی و این چربی حل نشده .
      وقتی بهش عشق بدم عشق یعنی گرما . گرمای وجودم اونها رو حل میکنه و من دیگه در بیرون از خودم اونها رو شاهد نیستم .
      من خودم رو نوازش میکنم .
      من بدن چاقم رو نوازش میکنم . از خودم توی آیینه تعریف میکنم .
      همینطوری که هستم خودم رو دوست دارم . من به چربیها میچسبم تا اونها ازم فرار کنند . اگه بهم بچسبن یعنی همچنان دارم ازشون فرار میکنم .
      پس من ایست میکنم و تغییر مسیر میدم . لاغری باید دنبالم بدوه .
      لاغری ⬅ من ⬅ چربی
      دیگه نمیدونم واکنشهای جسمم از این تغییر مسیر چی میشه فقط سعی میکنم به بدنم همینگونه که هست عشق بورزم و از زندگی همین حالام لذت ببرم نه برای اینکه لاغر بشم . من لاغری رو پشت سر گذاشتم و همانند مادر موسی بچم رو در رود نیل انداختم خدایی که موسی رو به مادرش رسوند لاغری رو هم به من میرسونه .
      من به وضعیت اکنونم رسیدگی میکنم و از همین حالام لذت میبرم .
      این نوشته ی روز ۱۲ تعهد با لاغری بود تا ببینم فردا به کجای سایت هدایت میشم و چه مطالبی به ذهنم میرسه .
      خدانگهدار .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم