🌿 خیلی از ما همهجور رژیمی رو امتحان کردیم؛ از حذف قند و چربی گرفته تا دویدنهای طاقتفرسا روی تردمیل. اما ته دلمون یه چیزی میگفت: “واقعاً راه لاغری اینه؟”
اینجا پای یه مفهوم عمیق به میون میاد: کاهش وزن معنوی. یعنی وقتی ذهن و روحت با هم هماهنگ میشن، بدن هم باهاشون همصدا میشه. 🎵🧘♀️
نه دعوا با غذا، نه قهر با آینه؛ فقط صلح درونیای که کمکم اثرش رو توی جسمت هم نشون میده.
در این مقاله قراره با هم کشف کنیم که چطور از طریق هماهنگی ذهن و روح، وارد مسیر لاغری واقعی بشیم — همون لاغریای که از درون شروع میشه و به بیرون میرسه. ✨💖

💫 هماهنگی روح و ذهن؛ رمز اصلی کاهش وزن معنوی
حتماً با من موافقی که یه ماشین فقط وقتی روان کار میکنه که همهی قطعاتش با هم هماهنگ باشن، درسته؟
حالا تصور کن بدن ما هم مثل یه ماشین پیچیدهست؛ با هزار جور عضو و سیستم که باید مثل یه ارکستر هماهنگ با هم کار کنن تا بتونیم راه بریم، حرف بزنیم، بخندیم، گریه کنیم…
ولی فرق ما با هر وسیلهی مکانیکی دیگه اینه که بدنمون فقط یه سری پیچ و مهره و عضله نیست! ✋ ما دو بخش نادیدنی اما بسیار تأثیرگذار هم داریم:
یکی ذهنه، اونکه مدام فکر میکنه، تحلیل میکنه، برنامه میریزه…
و اون یکی روح، که ساکتتره ولی خیلی عمیقتر میفهمه، حس میکنه، هدایت میکنه… 🌟
بدن ما — یعنی همین قسمت فیزیکیمون — در واقع یه نمایشگره، یه خروجی از هماهنگی یا ناهماهنگی بین ذهن و روحه.
وقتی ذهن پر از باورهای منفی باشه و روحت خسته و خاموش، بدنت هم سنگین، کند و ناهماهنگ میشه.
اما وقتی این دو تا، یعنی ذهن و روح با هم صلح کنن و همصدا بشن، تازه اون موقعست که بدن شروع میکنه به سبک شدن، شاداب شدن، و بله… کاهش وزن معنوی دقیقاً از همینجا شروع میشه. 🕊️💖
حالا سؤال اینه:
🧠 ذهن و روح چطوری با هم هماهنگ میشن؟
آیا باید برن کلاس گروهی؟ یا بشینن سر میز مذاکره؟ 😄
واقعیت اینه که ذهن ما معمولاً پر از سروصداست:
– باید لاغر بشی!
– چرا بازم پرخوری کردی؟
– دیگه بسه این همه تنبلی!
اما روح یهجور دیگه حرف میزنه. صبورتره، آرومتره، عمیقتره. اون دنبال عشق و امنیت و معناست، نه کالریشماری و چالش ۲۱ روزه!
وقتی ذهن با فشار و ترس هدایت میشه و روح با عشق و آرامش، این وسط یه دعوای پنهان شکل میگیره.
و حدس بزن چی میشه؟
بدن این دعوا رو حس میکنه و چاقی میتونه تبدیل بشه به یکی از خروجیهای همین جنگ داخلی. ⚔️
✨ اما اگه ذهن یاد بگیره صدای روح رو بشنوه، آرومآروم اون هماهنگی شکل میگیره. یعنی بهجای رژیم اجباری، تصمیمهای غذاییت از روی احترام به خودت میشه…
بهجای ورزش برای تنبیه، دلت میخواد بدنتو تکون بدی چون لذتبخشه… و بهجای دعوا با آینه، به لبخند روحت توی انعکاسش نگاه میکنی. 💕
📿 اینجاست که کاهش وزن معنوی اتفاق میافته؛
وقتی چاقی، نه به عنوان یه دشمن، بلکه به عنوان یه پیام دیده میشه… پیامی از درون که میگه:
«من نیاز به هماهنگی دارم. لطفاً به صدای قلبت گوش کن.»

🌟 ۳ قدم ساده برای هماهنگی ذهن و روح و تجربه کاهش وزن معنوی 🌿
تا حالا شده یه صدای درونت بگه: «تو میتونی لاغر بشی!» ولی یه صدای دیگه سریع جواب بده: «نه بابا، خودتو اذیت نکن!»؟
این دقیقاً همون ناهماهنگی معروف بین ذهن و روحه که خیلی از ما در مسیر کاهش وزن معنوی باهاش درگیریم. 😵💫
واقعیت اینه که لاغر شدن فقط به خوردن و نخوردن ربط نداره.
✨ وقتی روح و ذهن با هم هماهنگ بشن، کاهش وزن معنوی بهصورت طبیعی اتفاق میافته.
تو دیگه خودتو مجبور نمیکنی رژیم بگیری، بلکه از درونت حس میکنی که دلت میخواد سبکتر و سالمتر زندگی کنی.
حالا بریم سراغ اون سه قدم ساده که میتونه دروازهای باشه به سمت هماهنگی روح و ذهن برای کاهش وزن معنوی ⬇️
🌀 قدم اول: صدای درونت رو بشنو
ذهن منطقی همیشه دنبال دلیل، عدد و مدرکه.
اما روح تو دنبال حس و ایمان و ارتباط با خداوند هست. ✨
❓از خودت بپرس:
«واقعاً باور دارم که میتونم لاغر بشم؟»
اگر جوابت “نه” بود، اشکالی نداره.
بدون که این فقط صدای ذهنه، نه صدای روحت.
🌱 روح تو فطرتیه، الهیه، عاشق تعادل و زیباییه.
اون همیشه تو رو به سمت کاهش وزن معنوی دعوت میکنه. کافیه کمکم تمرین کنی که صدای اون بخش عمیقتر و آرومتر رو بشنوی.
🧠 قدم دوم: ذهن خودآگاهت رو آگاه کن 🧩
وقتی ذهن منطقی مدام میگه: «نمیتونی، قبلاً هم نتونستی، ولش کن!»
تو باید بشینی باهاش یه گپ دوستانه بزنی 😅
بهش بگو:
«درسته که قبلاً سخت بوده، ولی الان من دارم از مسیر هماهنگتری جلو میرم.
من دارم وارد مسیر کاهش وزن معنوی میشم، جایی که زور نیست، فشار نیست، عشق و پذیرشه.»
به مرور زمان ذهن هم یاد میگیره که با روح همجهت بشه و دست از ترس و مقاومت برداره. همین هماهنگی، جرقهایه برای شروع تغییرات شگفتانگیز در بدنت. 🌈
💫 قدم سوم: تسلیم شو، اما نه به چاقی! بلکه به هدایت درونیت
وقتی دیگه از رژیمها خسته شدی… وقتی فهمیدی که زور زدن راهش نیست…
اون لحظهایه که ناخودآگاهت دستتو میگیره و میبره به سمت راهی که با روحت هماهنگه.
و اون راه، کاهش وزن معنوی هست… راهی که جسم رو از طریق روح سبک میکنه
و لاغری رو بهعنوان یه پیام درونی تجربه میکنی، نه یه پروژه سنگین و استرسزا.
📿 وقتی تسلیم خدا و هدایت درونت بشی، راهنمایی میشی.
مثلاً ممکنه همین الان هدایت شده باشی به خوندن این مقاله…



لاغری با ذهن و کاهش وزن معنوی 🌟
روح ما ذاتاً تمایل داره لاغر بشه، چون روح به دنبال هماهنگی و تعادل هست.
اما ذهن ما پر شده از فرمولها، دستورها و واکنشهای اشتباه و قدیمی که باعث میشه ذهن همیشه بگه: «تو نمیتونی!» 😔
اما وقتی با دوره ورود به سرزمین لاغرها یاد میگیریم چطور این فرمولهای غلط رو با افکار و باورهای درست جایگزین کنیم، اون وقت ذهن هم همصدا با روح میشه و میگه: «تو میتونی!» ✨
وقتی هماهنگی روح و ذهن ایجاد بشه، معجزه اتفاق میافته و تو شگفتیساز زندگی خودت میشی! 🌈
🏃♀️ تلاش کن، نتیجه میگیری
اگر تلاش نکنی و پیگیری نکنی، نتیجه معلومه…
ما قبلاً تو چاقی خیلی تحقیق میکردیم که کجا غذاش خوشمزهتره و چی رو با چی بخوریم بهتر باشه، کلی هم تلاش کردیم! 😄
اما الآن باید تمرکز کنیم روی آموزشها و هماهنگی روح و ذهن برای ایجاد شرایط مطلوب و طبیعی کاهش وزن.
مثل رانندگی به سمت یک شهر… ممکنه بعضیها ماشینشون خراب بشه و به مقصد نرسن، ولی ما نباید حواسمون پرت این افراد بشه.
ما باید تمرکزمون روی مسیر خودمون باشه. 🛤️
🚫 نگاه نکن به شکستها، نگاه کن به موفقها
اگر راست میگی دنبال تغییر هستی، سراغ آدمهایی برو که نتیجه گرفتن، اونها رو الگو قرار بده.
ذهن همیشه سعی میکنه ما رو منحرف کنه و از موفقیت دور کنه، پس مراقبش باش. ⚠️
🔥 جمعبندی پایانی
کاهش وزن معنوی یعنی وقتی روح و ذهن همجهت میشن و جسم رو همراه میکنن، لاغری تبدیل میشه به یه تجربهی طبیعی، شیرین و بدون استرس.
پس باور کن که تو میتونی و ادامه بده، چون تو لایق بهترینها هستی! 💖
🌿 نتیجه آموزش لاغری با ذهن و کاهش وزن معنوی 🌿
در مسیر کاهش وزن معنوی، ما فقط با چربیهای اضافه بدنمان روبهرو نیستیم؛ بلکه با ترسها، سرزنشها و باورهای محدودکنندهای سر و کار داریم که سالهاست در ذهنمان خانه کردهاند.
🧠 ذهن ما انباشته از فرمولها و افکار نادرستیست که مانع رسیدن به آرامش، سبکی و اندام دلخواهمان میشود.
💫 اما روح ما همیشه در جستجوی سبکیست؛ سبکی از جنس آزادی، رهایی و زندگی هماهنگ با خواستهها.
❇️ هماهنگیای بین ذهن و روح شکل میگیرد که نتیجهاش فقط کاهش وزن فیزیکی نیست، بلکه نوعی کاهش وزن معنوی است.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای گرفتن بهترین نتیجه از این جلسه، پیشنهاد میکنیم:
- ابتدا توضیحات نوشتاری را با دقت مطالعه کنید،
- ویدیوی آموزشی مربوطه را مشاهده کنید،
- و سپس سوالات زیر را به صورت شرح انشایی در بخش نظرات پاسخ دهید.
- نگرش شما درباره لاغر شدن چیست؟ چقدر باور دارید که میتوانید لاغر شوید؟
- قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری، نگرش شما درباره لاغری چگونه بود؟
- آیا عادت داشتید درباره «لاغر نشدن» با دیگران صحبت کنید؟ عملکرد شما در این زمینه چطور بود؟
- نگرش شما درباره علاقهمندی به لاغری چیست؟ چرا با وجود شکستهای قبلی، هنوز دنبال لاغری هستید؟
- بعد از آشنایی با سایت تناسب فکری، نگرش شما نسبت به لاغری چه تغییراتی کرده است؟
- با توجه به توضیحات، اهمیت هماهنگی روح و ذهن در لاغری چیست؟
- نقش استمرار در رسیدن به هدف لاغری با ذهن چیست؟
- لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکند تا از طریق هماهنگی روح و ذهن به نتیجه دلخواه برسید؟
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کنید و شرح تمرین خود را در بخش نظرات بنویسید.
📝 دعوت به نوشتن در بخش نظرات
لطفاً نظرات و پاسخهای خود را در بخش کامنتها بنویسید.
با به اشتراک گذاشتن تجربهها و دیدگاههای خود، به دیگران کمک میکنید و خودتان هم در مسیر لاغری با ذهن قویتر میشوید.
منتظر شنیدن داستان موفقیت شما هستیم! 💬🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.78 از 76 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
بنام خداوند مهربان همیشه حاضر و حامی و عاشق پیشرفت ما ،
و درود و رحمت و آگاهی معرفت و هدایت رشد نور برکت سلامتی لذت و شادی و آرامش و آسایش و هر چه نیک و خیر هست برای کمال از سوی خداوند هر لحظه جاری به زندگی شما استاد محترم و عالیقدر،
استاد موردی به فکرم اومده
این کل قضیه خوردن چیست؟
آدم و حوا هم بخاطرموضوع خوردن«سیب» کل داستان رو که ما تا الان شنیدیم رقم زدن؟؟؟!!!
واقعا بخاطره چی افراد میگن:
هر کاری میتونیم کنیم و داریم سختترین کارها رو انجام میدیم اما در لاغری و خوردن ضعف داشتیم؟؟؟!!!
حتی از دهن خود استادهای بزرگ موفقیت و رشد فردی هم شنیدم این موضوع را ؟؟؟!!!
نمونه اش خودم سختترین ورزشها رو انجام میدم اما برای ده کیلو سه سال گیر کرده بودم ؟؟؟!!!
چرا انجام لاغری مثل بقیه کارها نیست و ایجاد و انجام لاغری شکل و راه خاصی میخواد و اینم متوجه شدم یادش بگیرم اصول لاغری با ذهنم و انگار کلید تمام خوشبختیم در تمام زمینه هاست ؟؟؟!!!
البته راه حل اصلیشو شما استاد محترم بسیار عالی اموزش دارید میدید و عالی هم نتیجه داره میده،
اما برام سئوال چرا اینطوری این موضوع خوردن و نخوردن ؟؟؟!!!و در عین حال شگفت انگیز و زیبا و حیرت آور .
ضمنا
استاد من الگوهای موفق را در ذهنم انتخاب کردم:
اولین الگوی من خداوندهست در نگه داشتن و رعایت کردن سنتها و حرمت های الهی خداوندم ،
الگوی های بعدی من تک به تک هر کدام دارن به من چیزهایی یاد میدهند که باز هماهنگ با قوانین الهی هست که همگی یکصدا هستن و هماهنگ باهم و در عین حال هماهنگ با قانون خداوند بزرگ و یکتا،
استادخوشحالم که یکی از الگوهای من شما هستید باعث افتخار و سعادت من شد و خداوند مرا هدایت کرد تا بهتر بتوانم خودم را حتی در مورد لاغری با ذهن بهتر بشناسم و طریقه عمل کردن با ذهن را یاد بگیرم هم در زمینه رشد جسمی هم فردی و حل همه مسائل شخصی زندگیم و موفقیتهام و هم روحی و ذهنی و مالی و پیشرفتهام وحال خوب و شادیهام و آزادی بیشترم در هر زمینه ای مثل یادگیری مداوم و تغییر کردن برای بهتر شدن و نو و به روز شدن و از پس هر چالشی با قدرت و کنترل ذهن برآمدن استاد واقعا از شما و بقیه استادها که نور هدایت من هستید ممنونم خدایااااا هزاران بار همیشه از خودت خدای مهربانم ممنونم،
و این افتخار نصیب من شده و خوشحالم یکی از استادهای محترم که الگویم شدن شما ن ور هدایت ما باشید
انشاالله هر لحظتون فزاینده عالی باش ،شاد و سلامت و ثروتمند و سعادتمند باشید ،
نکات طلایی متن نوشتاری :
((۱:زمانی وجود ما بعنوان یک موجود سه بخشی در بهترین شرایط خود قرار می گیرد که هماهنگی روح و ذهن در جهت تجربه خواسته هایی که آرزوی آنها را داریم ایجاد شود،
۲:در اینصورت جسم ما بعنوان یک نمایشگر یا خروجی عمل می کند و آنچه از طریق هماهنگی روح و ذهن مورد تصمیم و تایید است را به معرض نمایش قرار می دهد.
۳:ذهن ناخودآگاه ما همون روح الهی ما یا فطرت ما یا قلب ما هست که یه سری آگاهی ها داره که از خداوند هست از کائنات هست و اطلاعاتش درست هست و ردخور نداره.
۴:اما رهبر اینجا روح هست که یه خواسته هایی داره که باید برآورده بشن مثل این خواسته که روح، بخشیدن رو دوست داره و یا محبت کردن رو دوست داره از طریق جسم اینها رو تجربه میکنه پس اگر بگه میتونی لاغر بشی ما به دنبال لاغری می گردیم اما ذهن میگه نمیتونی و ناامید میشیم پس می گردیم و جستجو می کنیم برای لاغری اما ناامید هستیم از لاغر شدن.
۵:پس تصمیمات با ذهن و روح گرفته میشه و اگر در مورد هر تصمیمی هماهنگی روح و ذهن ایجاد بشه صد در صد خواسته اجابت می شه.))
نشان های دریافت شده
بنام خدا
روح و ذهن وجسم .
جسم نمایش دهنده و تجربه گرهست .و ذهن جمع کننده ی اطلاعات وافکارهست .به واسطهی دیده هاوشنیده ها ونمونه والگوبرداری. وروح فرمان دهنده .وایجادکننده ی حیات در جسم هست . روح خواسته ای داره واونهم لاغرشدنع .ولی ذهن از اون ممانعت میکنه .به این میگن عدم هماهنگی روح و ذهن یک تضاد به وجود میاد ذهن به این دلیل ممانعت میکنه از رسیدن روح به خواسته به این دلیل که پرشده از اطلاعات و داده های که من واردش کردم .ودیگران در ذهن من واردش کردن . اون ممانعت میکنه ومانع رسیدن روح به خواسته ی خودش که لاغری ویا ثروتمند شدن هست . مثلاً در مورد ثروت . روح میدونه که فراوانی نعمات در جهان زیاده اماذهن مانع رسیدن .وحتی فکر کردن به ثروتمند شدن میشه واین به خاطر داده های هست که داره .واین به وسیله ی دیده .هاوشنیده هایی هست که به صورت فیزیکی و حال حاضر باهاش مواجه میشه وبعد در سریالها ومستندها که نشون میده ومیشنوه همزمان با دیدن و شنیدن .در ذهن اطلاعات ذخیره میشه .ویک حس بد ایجاد میشه این ایجاد شدن حس بد به این دلیل هست که روح اونوتجربه میکنه نه ذهن . ذهن اطلاعاتی میده که نشون میده هم چین چیزی وجود ندارد واز اونجایی که روح بی نهایته وامده در جسم به قالب یک انسان که بی نهایت بودنهاروتجربه کنه اما به دلیل وجود افکار .وداده هایی که در ذهن هست باعث میشه که روح حس فشار واسارت روتجربه کنه ونمونه ی این رومیشه در زمان پرخوری وعذاب وجدان دید زمانی که ذهن فرمان خوردن صادر میکنه مثلا گرسنه نیستم اما ذهنم تصویر اون غذایی که توذهنم هست روبرام به وجود میاره وخب من انجام میدم . وفرمان مغزدراین بار ه در جهت حرکت دادن دستها وراه رفتن من به سمت اون غذا به وجود میاد حس لذت این بار درروح به وجود نمیآید بلکه در ذهن به وجود میاد چون روح میدونه که نتیجه ی این اتفاق واین رفتار چیه واون هم که ایجاد شدن احساس بدهست .پس از همون اول برای چی ترس از خوردن وترس از رفتار خودم دارم ؟ چون میدونم که رفتارم درست نیست .امادراین سمت هم از غذاها ترس دارم به خاطر اطلااتی هست که در ذهن من به وجودمیاد واونهم در ذهن پرشده به واسطهی دیده ها نمونه ها شنیده ها و استنادات پزشکی تبلیغات رسانه ای وطبیعی جلوه دادن اونها توسط جامعه وبمباران شدن ذهن از اون اطلاعات .دراینجا دیگه ذهن ناخودا گاه رومن ازش قدرت رومیگیرم یعنی روح .وبه ذهن منطقی میدم ودرنتیجه . تنها کمک کننده در این مسیر برای پرخوری کردن .من هستم .واونهم به واسطه ی افکار .یعنی اون فکر اصلی اصلی اصلی اصلی یعنی اون درون درون درونیتر اون نگرشی که درمن از بچگی هر چقدر که بزرگ شدم پررنگ وپر رنگ ترشدپس من موقع خوردن وعمل کردن .ودست بردن به دهن وخوردن توهمون لحظه براساس همون تصاویر وگفتگوهای ذهنی شروع میکنم به خوردن .وتکرار میکنم وتکرارمیکنم ودرنتیجه حالم بدمیشه .واین احساس بدهم درروح تجربه میشه .چون روح براش پذیرفته شده نیست .ولی درتمام این مدت حتی گفتگوی درونی درمورد ترس از خوردن .ودرمورد ترس از مواد غذایی وتحریک من به خوردن بیشتر به دلیل این هست که من درتمام اون مدت قدرت رواز روح گرفتم ودادم .به ذهن .ودر نتیجه من .فقط احساس بد وعذاب وجدان روتجربه میکنم که احساس ازادی روح روبه فشار وبرای رسیدن به اون حس ازادی بیشتر مثل یک بادکنکی که انقدر پر میشه انقدر پر میشه که به مرز ترکیدن میخوادبرسه واین درباره ی روح هم هست که تین احساس فشار دراون به وجود میاد برای رسیدن به خواسته ی خودش که تجربه ی لاغری وتجربه ی ثروت وسلامتی هست اما ذهن اون رومنع میکنه وبه خاطر همین هم هست که این همه سال روی یک اضافه وزن خاص موندیم .ویا در مسیر چاقی وقرار گرفتیم به خاطر اینکه ادامه دادیم باشتاب کند رواون نقطه بیشتر زوم شده .وروح میخوادبا از بین رفتن اون اضافه ها خودش رو راحت کنه درصورتی که ذهن ممانعت میکنه .و مغز تحت تاثیر ذهن قرارگرفته .باید ذهن ومغز بینشون فاصله بیفته که نتیجه اون بشه احساس ازادی برای روح .ودرنتیجه تجربه کردن .مثلا درمورد خوردن این بار مغز فرمان گرسنگی صادر میکنه .ومن باخوردن وسیرشدن به احساس خوب میرسم وارامش دارم .ودر نتیجه احساس آرامش درونی میکنم گفتگوی ذهنیم کمترشده .ودرنتیجه رضایت روح روهم جلب کردم . وهمه ی اینها به خاطر چیزی هست که درمن حیات وزندگی کردن روایجادمیکنه تازنده بمونم واینجا قدرت از ذهن گرفته میشه .وبه روح داده میشه وروح رهبری میکنه وله همین خاطر احساس سبکی وشادی میکنم ودرنتیجه به لاغری وسلامتی و ثروت وهرانچه که روح میخوادتجربه کنه میتونه تجربه کنه .ولذت از زندگی ببره. رومیرسم ولاغرهم میشم.🌹♥️🌹
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
همین دوسه روز پیش بود که درحال فکر کردن به موضوعی بودم یهو یکی دیگه از موانع لاغری رو شناسایی کردم .
من عمه هام وعمو هام همشون چاق هستند واز طرفی سفید پوست وزیبا .
و دوستی هم داشتم که بسیار سفید پوست بود و چاق .
و خواهر بزرگترم هم بسبارسفید پوست و زیباست .
و من در ناخودآگاه ذهنم این کد بارگذاری شده بود که فرد سفید پوست جسم چاقی داره و واقعا هم جهان این رو بهم نشون میداد و من عملا با این طرز فکرم فرد لاغر سفید پوست رو در مدارش قرار نمیگرفتم و نمی دیدمش .
من خودمم تقریبا پوست سفیدی دارم البته اینو اطرافیانم زباد بهم میگن وگرنه خودم توجهی به ظاهرم نداشتم . واز وقتی روی دوست داشتن خودم کار کردم کم کم اطرافیانم بهم زباد میگن .
حالا همین گفتن ها باعث شد من بتونم یکی از مانع ذهنی خودم رو که واقعا مخفیانه بود رو شناسایی کنم .
من تصویر ذهنی ام از فرد سفید پوست جسم چاق وسفید هست . آخه خواهر بزرگترم که باهاش زیاد درارتباطم باورمنو بیشتر اثبات کرد .
تا اینکه همین دو سه روز پیش که به این مسله پی بردم گفتم بیام برای ذهنم منطقی کنم که تا حالا من اشتباه فکر میکردم و با کنکاش زباد در دختران اطرافم فقط تونستم دو مورد رو پیدا کنم که سفید پوست هستند ولاغر هم هستند .
اما تا دلتون بخاد سفید پوست چاق زیاد در اطرافم هستند .
حالا میبینم چرا من این چند کیلویی که دلم میخاد کم کنمش حرکتش کند شده . چون یه سری از کدها واقعا پیدا کردنشون سخته و باید بیشتر وقت بزارم روش .
یا سری قبل کدی پیدا کرده بودم که فرد خنده رو و دست ودلباز ومهربان چاقه . و در اطرافم هم کلی نمونه داشتم که باورم رو اثبات میکرد و با کنکاش زیاد در اطرافیانم تونستم یه دو سه موردی پیدا کنم که هم مهربان وخنده رو و دست ودلباز هستند اما لاغرند .
الانا حس سبکی زیادی میکنم علیرغم اینکه تازه کدهای مخرب رو پیدا کردم وتا تغییرات روی جسمم بیاد یه کم زمان میبره . اما احساس لاغری دارم و مادرم هم همش بهم میگه که خیلی لاغر شدی .
اونها خودشان هم متعجب هستند چون همین پریشب مهمانی دعوت بودم و شام کشمش پلو و اردک محلی وکلی مخلفات و… بود و من به راحتی و بدون ترس نشستم پای سفره و غذامو خوردم میوه هم خوردم .
قبلنا میگفتم کشمش چاق میکنه وای آب روغن اردک چاق میکنه موز چاق میکنه . تازه عصری شیرینی با چایی هم خوردم .
و چقدر خوب هم دارم متناسب میشم .
البته ناگفته نمونه که من هر روز یا یک روز درمیان دارم ۵ دقیقه ای باخودم خلوت میکنم و کل موانعی که برای لاغرشدن در ذهنم وارد کردم رو با مثالهای از اطرافیانم رد میکنم .
و هر چند روز درمیان هم بازم میام سایت و فایلها رو گوش میدم .
خدایا شکرت بابت اینکه خالق زندگی خودمان هستیم و تو بسترش رو برامون فراهم کردی.
وتشکر از استاد عالیقدر که چگونه زیستن رو بهم آموخت .
و به دوستانم هم که دراین مسیرن باقدرت میگم این اموزشها رو انجام بدین و در طول روز ذهنتون رو با آموزشهای استاد درگیر کنید بخواهید نخواهید لاغر میشوید .
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
گام 61 : هماهنگی روح و ذهن برای لاغری
استاد ازتون ممنون که مسیر لاغری رو برای ما به صورت گام به گام تنظیم کردین و گفتین که حتما روزی یک فایل رو گوش بدیم و نباید در یک روز فیل دوتا گام رو گوش بدیم چون ما باید هر گام رو که برمیداریم و فایلش رو گوش میدیم آگاهی در اون فایل رو به خوبی درک کنیم که در وجود ما نفوذ کنه و بعد به سراغ گام و فایل بعدی بریم .اینجوری عملکرد بهتری خواهیم داشت . همان طوری که شما گفتین استاد همه ی ما انسان ها یک روح داریم که خداوند اون رو در وجود ما قرار داده و تمام چیزهایی که ما برای زندگی کردن در این دنیا و رسیدن به مقصد که خود خداست رو در خودش داره و همیشه ما رو به سمت خوبی ها هدایت میکنه و منشأ اون الهی پس هر درخواستی داره خواست خدواند و مطمئنا ما رو به سمت زندگی بهتر سوق میده . حالا در وجود ما دو بخش دیگه به اسم ذهن و جسم هم هست که جسم هیچ اختیاری از خودش نداره و نمایشگر ذهن و روح ماست .روح و فطرت الهی ما رو به سمت خوبی و تکامل هدایت میکنه ولی ذهن ما به خاطر اینکه شیطان در اون قرار داره و قسم خورده که نمیزاره انسان به کمال برسه پس مدام از طریق ذهن مارو از هدف اصلی و طبیعی خودمون دور میکنه و مانع رسیدن ما به خواسته های الهی که خداوند از طریق روح برای ما قراره داده میشه. پس منی که چاق بودم و مدام به دنبال لاغری بودم و هربار شکست میخوردم ولی باز دست از خواسته م که لاغری بود برنمیداشتم روح من از طرف خداوند منو به سمت لاغری که باعث تکامل من میشه سوق میده و از طرف دیگه شیطان از طریق ذهن مانع ارتباط ذهنم با روحم میشه چون میدونه روحم منو به سمت راه الهی و درست هدایت میکنه پس شیطاناز طریق ذهن منو به سمت راه های اشتباه هدایت میکنه که من شکست بخورم و هروز ناامیدتر و افسرده تر از دیروز باشم و از زمین و زمان گله مند باشم و از خدای خودم دور بشم و اون به هدف خودش برسه . وقتی من به حالت تسلیم رسیدم و دیگه تصمیم گرفتم از خدا کمک بگیرم شیطان رو ساکت کردم و روح من وارد عمل شد و منو به این سایت هدایت کرد . درسته بعد از اون شیطان دوباره سعی میکنه منو از مسیر درست منحرف بکنه ولی دیگه ارتباطی بین روح و ذهن من هر چند ضعیف که قبلا اصلا وجود نداشت به وجود اومده همون چیزی که استاد میگفتن که هرکس یک فایل از سایت تناسب فکری رو گوش بده اگر هم بره دوباره برمیگرده چون دیگه روح ما ول کن قضیه نیست و مارو هی هل میده به سمت این سایت این همون پیوند ضعیف بین روح و ذهنه . و من با راهنمایی های استاد و بودن درسایت و استمرار داشتن این پیوند رو هر روز قوی تر و محکم تر میکنم تا جایی که دیگه شیطان نتونه این پیوند رو از بین ببره . خداوند خودش در قرآن گفته که کسانی که به گوش و چشم شان مهر زده اند هرگز هدایت نخواهند شد به نظر من این گوش و چشم منظور از این که کسانی هستن که گوش و چشم ذهن خودشونو بستن ودیگه صدای روح شون رو نمیشنون و تسلیم ذهن و شیطان درونش شدن و روح رو در خودشون سرکوب کردن .
به نام خداوند زیبایم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات هماهنگی روح و ذهن
عدم هماهنگی بین روح و ذهن باعث میشه جسم به تجربه لاغری نرسه ،چون ذات روح تناسب و لاغری و سلامتیه اما ما مخزن ذهنمون و پر کردیم از اطلاعات و داده های غلط و این نا هماهنگی باعث میشه زور ذهن بیشتر بشه بخاطر وجود شیطان و نجواها و وسوسه هاش و چون ذهن منطقی هستش و استدلال گر هست چیزی رو باور داره که براش دلیل و منطق داره و باعث میشه لاغر شدن برای ما سخت و غیر ممکن به نظر بیاد در حالی که برای روح لاغری راحت و قابل دسترسه و همین تناقض باعث میشه جسم ما لاغر نشه
به نام خداوند هماهنگ کننده ام
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
هماهنگی روح و ذهن
وجود انسان از سه بعد تشکیل شده است که هر کدام ویژگیها و مراتب خودشان را دارند ولی در نهایت ،تمام این ابعاد ،وجود انسان و زندگی اش را در این جهان و سرانجام در جهان آخرت رقم میزند
و اما این سه بعد چیست؟
روح -ذهن -جسم
بعد روح
روح بعد فرازمینی انسان است و دارای ویژگی های روحانی زیادی است، که همه آنها را از خداوند، روزی دهنده ،کسب کرده ؛به اعتقاد من ما انسانها ،شعله ی کوچکی هستیم از نور عظیم خداوند ،و از هر ویژگی و صفت خداوندی شعله ای در روح ما وجود دارد و ذات روح رحمانی و الهی است و روح ما تکه ای از خداست که خیر مطلق است و ما را به سمت خیر ، خوبی و کمال ، ثروت، سلامتی، روابط عالی، حس خوب و حتی لاغری که طبیعت و ذات روح است، هدایت می کند که اینکار را با احساسات به ما نشان میدهد و با احساسات ما را هدایت می کند
روح قابل رویت و لمس نیست، جایگاه آن در جسم هم مشخص نیست .
نگاه روح و وسعت دیدش، نامحدود است و با عالم بالا ارتباط دارد و انرژی خالص است و ارتعاش زیادی دارد ،نگرش روح این است که همه چیز راحت بدست میآید و آسان گیر است
روح نماد عرفان و احساسات و عشق است .
بعد ذهن
نحوه خلقت انسان به گونه ای است که قسمتی از بدن فرمانده تمام قسمتهاست و آن فرمانده مغز است
مغز برای فرمان دادن نیاز به یک سری داده ها و اطلاعات دارد که این داده ها و اطلاعات را در قسمتی از جسم بنام ذهن ذخیره میکند، ذهن ما جایگاه تجربیات ، دانسته ها ، و در کل باور های ماست.
ذهن قابل رویت و لمس کردن نیست
نگاه ذهن محدود و مربوط به آنچه تجربه کرده بر اساس ورودی هایش، است؛
نگرش ذهن کمبود و محدودیت است و سخت گیر است ذهن نماد دانش و منطق و استدلال است
بعد جسم
همان بدن مادی ماست که از اعضای مختلفی ساخته شده قابل رویت و قابل لمس است و فقط یک تجربه گر است که بواسطه ذهن یا روح به مسیری هدایت میشود
خوب حالا که به هر سه بعد وجودی خودم پی بردم باید ببینم چطور میتونم اونها رو با هم هماهنگ کنم
آخه منطق میگه اگر با هم هماهنگ و هم جهت نباشند میتونند سعادت دنیا و آخرت منو دچار چالش و مشکل کنند
خوب ما برای ایجاد هماهنگی با بعد جسم کاری نداریم چون اون فقط تجربه کننده است و انگار ابزاری هستش برای انجام خواسته های روح و ذهن
هماهنگ کردن روح و ذهن
زمانی بین روح و ذهن هماهنگی برقرار میشه که بین نگرشها و دیدگاههای اونها فاصله کمتر بشه
یعنی دیدگاه ذهن هم بتونه شبیه دیدگاه روح باشه وذهن از چهارچوب منطق های خودساخته و محدودش خارج بشه و به هر موضوعی بتونه از دیدگاه روح نگاه کنه چون دیدگاه روح متعالی تر و برتر از دیدگاه ذهنه و کلا ذات روح بر خیر و خوبی و خوشبختی و فراوانی است .
ایجاد این هماهنگی به تلاش ذهنی ما بستگی دارد، به این که چقدر روی خودمان کار کنیم، چقدر مایل به تغییر کردن باشیم و در راه یادگیری اشتیاق و استمرار داشته باشیم. چقدر در ایجاد باورهای درست تلاش کنیم و خیلی باید مراقب ورودی های ذهنمان باشیم و اجازه ندهیم افراد یا افکار احساس ما رو بد کنند.
و قطعا باید بسیار زیاد شکرگزار خداوند باشیم .
به نظرم شکرگزاری معجزه را در ما شکل میدهد،معجزه بزرگ هماهنگی روح وذهن، چون روح زاییده ای از ذات خداوندی است و روح چون به اسرار درونش آگاهی دارد و به خیلی از اسرار جهان آفرینش و هستی اشراف دارد ،پس او توانسته قدرت خداوند را ببیند و درک کند و همیشه شکرگزار است چون به چیزهایی اشراف دارد که او را از قدرت و عظمت پروردگار و جهان هستی آگاه کرده است ، ولی ذهن محدود و مادی نگرشی به خدایی که ندیده ندارد و فقط بر اساس اطلاعات محیط اطرافش از خداوند درک دارد و به جای شکرگزاری همیشه طلبکار است و اگر ما بتوانیم ذهن و روح را با معجزه شکر گزاری هماهنگ کنیم بیشتر مشکلات ما بصورت خودبه خودی تمام میشود و ما به سعادت ابدی میرسیم هماهنگی بین روح و ذهن با شکر گزاری خیلی ساده به دست می آید وقتی ما به نکات مثبت و زیبایی های زندگی و خودمان و اطرافمان نگاه کنیم و شکر گزار باشیم خیلی راحت به احساس خوب میرسیم و باید سعی کنیم با کنترل ذهنمان در همان احساس خوب بمانیم تا به راحتی مسیر درست زندگی را پیدا کنیم و حرکت کنیم
هماهنگی روح و جسم برای لاغری
خوب با پی بردن به راز بزرگ هماهنگی روح و ذهن متوجه شدم که در مسیر تناسب فکری من باید ذهنم که پر از داده ها و اطلاعات و فرمولهای اشتباه چاقی است را با ذات و طبیعت روحم که لاغری و سلامتی است هماهنگ کنم
چطور ؟
به راحتی با جایگزین کردن فرمولها و داده های درست لاغری و پاک کردن باورهای غلط چاقی و برداشتن موانع ذهنی و از همه مهمتر اینکه با آموزشهای اصول ذهنی در جهت لاغری من کم کم و به مرور زمان ذهنم را پر میکنم از اطلاعات صحیح و ذهنم با روحم هماهنگ میشود از نشانه های این هماهنگی هم داشتن آرامش بیشتر و احساس خوب و شادی و شوق و اشتیاق یادگیری و لاغری است و بعد از این مرحله جسم بصورت اتوماتیک وار به سمت خواسته روح و ذهن حرکت میکند و لاغری اتفاق می افتد
دلیل داشتن حال خوب در مسیر تناسب فکری همین هماهنگی بین روح و ذهن است
اگر بخواهم برای هماهنگی روح و ذهن مثال قابل فهم تری برای خودم بزنم ،میتوانم به بچه های کوچک نگاه کنم که چون خوراک ذهنشان هنوز دست کاری نشده ،هماهنگی بین روح و ذهن دارند.
دقت کنید می ببینیم که خیلی راحت و بدون خجالت رفتار میکنند ،صحبت و رویا پردازی میکنند و با دیگران به راحتی ارتباط برقرار میکنند ،راحت میخورند و از خوردن لذت میبرند و هیچ ترسی هم از چاقی ندارند؛ اما هر چه بزرگتر میشویم بدلیل باورهای نادرست خانواده و جامعه و تلوزیون و دوستان و … ما محدودتر میشویم و دیگر روابط ، رویاها و درخواستهای زمان کودکی را نداریم به مرور دچار ترس از خوردن و گرفتار چاقی شدن هم شکل میگیرد یعنی روح ما فرقی نکرده، بلکه ذهن ما فرق کرده و از روح فاصله گرفته و هر چه این فاصله بیشتر شود، نتیجه اش میشود میلیونها انسانی که در کره ی زمین بی هدف زندگی میکنند و از رویاهایشان فرسنگها فاصله گرفته اند ،نتیجه اش میشود چاق شدن این همه انسان و افسردگی و خودکشیها زیاد روح ما میگوید همه چیز امکان پذیر است. هر ایده ای داشته باشیم میشود و وقوعش ممکن است ،هر روز و در هر ثانیه میشود شاد بود و از زندگی لذت برد ، هدف از خلق ما در این جهان تنها لذت بردن استاما چه اتفاقی در سالهای بعد از تولد می افتد که این دیدگاه دیگر دیدگاه روح نیست ،بلکه دیدگاه یک ذهن دستکاری شده توسط ذهنهای دستکاری شده دیگر است ؟
و این چرخه همینطور ادامه دارد ،مگر اینکه انسان به آگاهی برسد و بخواهد از این دایره تکرار فرسایشی خلاص شود .
خدایا هماهنگی بین روح و ذهن ، ما را به تو نزدیکتر میکند تو ما را یاری کن تا به سعادت این نزدیک شدن به ذات پاکت نصیبمان شود .
خدایا سپاسگزارم که امروز هم رازی از رازهای آفرینش زیبایت را به من نمایاندی
استاد گرانقدر بینهایت سپاسگزارم برای آگاهی ناب امروز شاد و سلامت و هماهنگ باشید
الهی به امید تو
نشان های دریافت شده
به نام خدا
سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر
چند روز پیش برای اولین بار کلیک کردم روی جمله ی حالم رو خوب کن ، بسیار فایل لذتبخشی رو دیدم و موضوعاتش خیلی برام ارزش داشت ، این تفاوت جسم و ذهن و روح .
روح ما کار رهبری رو به عهده داره ، روح همیشه طالب سلامتی و تناسب اندام ماست،یه سری آگاهی ها داره روح ما که از خداوند ،از انرژی کائنات، هیچ اشتباهی در اون نیست ،همونه که سیستم بدن ما رو کنترل میکنه ، سیستم تنفس،گردش خون ، پلک زدن ، ناخن و … ولی ذهن به دلیل وجود افکار منفی و منفی باف ذهنمون همیشه میگه نمیشه لاغر بشی ، نمیتونی و کلا کارش ناامید کردن ماست و جسم هم که فقط اجرا کننده ست و تصمیمی نمیتونه بگیره .روح ما چون وضعیت ناراحت و عدم توانایی ما رو در این جسم چاق میبینه ، ما رو هل میده به سمت لاغرشدن و میگه تو می تونی ، ولی اینجا ذهن همسو نیست با روح و میگه نمیشه لاغر بشی .روح من خواسته هایی داره ،مثلا اگر روح من طالب بخشش باشه ، من از طریق جسمم اجراش میکنم.
«عدم هماهنگی روح و ذهن باعث مختل شدن میشه ، باعث نتیجه نگرفتن میشه »
حالا اگر ما از طریق تمرینات لاغری با ذهن روی خودمون کار کنیم .همه ی فرمولها و باورهای اشتباه رو شناسایی میکنیم و فرمولهای چاقی رو کم رنگ میکنیم و فرمولهای جدید و لاغر کننده رو میزاریم در ذهنمون و ذهنمون رو متقاعد میکنیم که لاغر شدن امکان پذیره و ما می تونیم لاغر بشیم و هدف ذهنمون همسو میشه با هدف روح ما که لاغری و سلامتی ست .
(جواب سوالات :
+{من باور دارم که ۱۰۰درصد لاغر میشم}اما در گذشته بسیار ناامید بودم و هرگز امید به این نداشتم که اندام ایده آل خودم رو تجربه کنم و لاغریم ماندگار باشد اما الان مطمئنم بهش میرسم .
+همیشه متاسفانه در مورد چاقی و ناامید بودنم در مورد لاغر شدن با دیگران صحبت میکردم ،اما الان نه و این عادت اشتباه رو ترک کردم .
+الان مطمئن شدم چون روحم خواهان لاغری من هست ،من از دنبال کردن راهی برای لاغر شدن دست نکشیده ام .
+نگرش من در مورد لاغر شدن بعد آشنایی با سایت بی اندازه تغییر کرده و به عنوان یه هدیه ی الهی این مسیر رو میبینم .
+تا زمانی که من ذهن ناخوداگاهم رو با این تمرینات متقاعد نکنم نمیتوانم لاغر شوم ، پس تنها راه همسو کردن هدف روحم با ذهنم همین مسیر تناسب ذهنی ست .
+من الان خودم تقریبا یک سال و نیم هست در این مسیر هستم هر بار که به خودم مینگرم ، درک میکنم ، میبینم که تغییرات زیادی از لحاظ درونی و فکری داشته ام ،حتی از نظر وزنی هم حداقل ۳کیلو کم کردم ،بخاطر این میگم حداقل چون من قبل این دوره پیش کارشناس تغذیه بودم و رژیم داشتم تا حدودی وزنم اومده بود پایین یه چند کیلو ، وقتی خودم رو از اون حالت قحطی بیرون آوردم مطمئنا یه مقدار وزنم هم بالاتر رفته و من خبر نداشتم ، پس الان من وقتی به این چیزها فکر کنم میبینم که کاهش وزن خوبی داشتم ،مطمئنم که بهتر هم میشم ، البته اگر نزارم حرفهای خانم منفی باف اهمیت پیدا کنه ، من که شکر خدا تونستم بیخیال حرفهاش بشم و بهش فکر نمیکنم .همین امشب که شام خونه ی یکی از دوستان بودیم ،بهم گفت لاغرتر از دفعه ی قبل شدی که دیدمت ،فوری منفی باف گفت بگو بخاطر لباسمه ، اما گفتم نه من میپذیرم حرفش رو و خیلی خوشحال شدم و گفتم ممنونم ، خبر خوبی بود .من درک کردم که برای اینکه نتیجه عالی بگیرم و شگفتی ساز بشم باید عجله نکنم و آروم آروم نشانه های تغییر خودش رو بهم نشون میده ، فقط باید استمرار داشته باشم .
چند روز پیش یه نفر حرفی زد که یه لحظه ناراحت شدم اما به خودم که فکر کردم دیدم چقدر راحت ازش گذشتم و اول خواستم برای همسرم تعریف نکنم ، بعد که بهش گفتم ، اصرار کردم که اصلا به روی خودش نیاره و هیچی در این باره به کسی نگه چون من نمیخواهم بزرگ بشه و تنش ایجاد بشه ، همسرم خیلی خوشحال شد از این حرفم ، من چون در این مسیرم بی خیال شدم وگرنه اگر گذشته ی من بود هم همسرم خیلی اذیت میشد هم خودم داغون میشدم ، پس من تغییر کردم و بهترم میشم ،میدونید بهتر از این چیه ؟اینه که حتی بتونم برای همسرم هم تعریف نکنم و همین جوری همون یه بار که این حرف رو شنیدم دیگه از ذهنم عبورش ندم و تموم بشه و این تغییر عالیه :))
)
✓ هیچ وقت نمی تونیم با رنج گرسنگی به لذت تناسب اندام برسیم ✓
بسیار بسیار جمله ی جالبی بود چون خودم بارها با رژیم تجربه ی این رو داشتم که بدنم رو در حالت قحطی گذاشتم و بعد اون مغزم چقدر فرمان خوردن همه چیز رو میداد و اعصابم خورد میشد از این همه دستور به خوردن و حرص و ولع خوردن .
✓✓✓✓✓✓✓✓✓✓شاد هستم چون خیلی مهمه .
شاد هستم چون عین سپاسگذاریه.
شاد هستم چون خداوند با تمام نیروهایش در خدمتم قرار میگیره.
شاد هستم و از زندگیم لذت میبرم ✓✓✓✓✓✓✓✓✓✓
🙂
🙂
🙂
خیلی خیلی لذت بردم و خداوند رو بی نهایت سپاسگذارم برای اینکه هدایتم کرد به این مسیر و این همه لذت رو در زندگیم قرار داده ، خدایا شکرت برای آرامشی که بهم دادی ،برای سلامتیم ، برای اندام زیبا و متناسبم .خدایا شکرت که الان ۶۵کیلو گرم هستم .
« استاد بزرگوارم ممنونم »
به نام خدا با سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراهم.از شنیدن مطالب این گام شگفت زده شدم این که ما از سه بخش روح ذهن وجسم تشکیل شدیم و روح ما به این دنیا آمده تا از طریق جسم صفات خدا گونه ی خود رو تجربه کنه. شگفت زده شدم نه به خاطر این موضوعات بلکه به خاطر اینکه من دو سه روز هست که دارم کتابی میخونم که همین موضوعات رو بیان کرده خیلی خوشحال شدم که علاوه بر این سایت بی نظیر کتابی به دستم رسیده که ایمان و اعتقاد منو به این مطالب بیشتر کرده به امید روزی که تمام انسانها چیزی رو که فراموش کردن رو به یاد بیارن همون کاری که ما الان میکنیم وبابتش بینهایت خدا رو سپاسگذاریم . اگر ما میخواهیم به خواسته های خود در زندگی برسیم باید روح و ذهن ماهماهنگ با هم باشن تا روح ما خواسته های الهی خودش رو در غالب جسممون تجربه کنه . جسم ما فقط یک نمایشگر هست که لاغری در اون نمایان میشه اگه بتونیم ذهنمون رو با روحمون همسو و هماهنگ کنیم. و این ممکن نمیشه مگر با بودن در سایت و یاد گیری مطالب اون والبته تکرار و استمرار در این مسیر. ما در این سایت میآموزیم که فرمولهای چاق کننده رو شناسایی کنیم و با فرمولهای صحیح و لاغر کننده جایگزین کنیم. و در این کار به صورت آهسته و پیوسته استمرار داشته باشیم. من باور کردم که میتونم لاغر بشم چون من در ابتدا توسط پروردگار متناسب آفریده شدم. و به لطف خدا دارم لاغری رو در خودم میبینم و بینهایت خوشحال و سپاسگذارم. روح الهی ما بی نقص هست و خواستار تناسب اندام. اما شیطان یا منفی باف در ذهن ما جای داره و اون رو پر از افکار مخرب چاق کننده کرده و نمیگذاره که ما باور کنیم که به راحتی لاغر خواهیم شد. از این به بعد ما باید مواظب ورود افکار منفی ( در تمام زمینه های زندگی) به ذهنمون باشیم تا ذهنمون با روحمون همراه بشه ولاغری رو در جسممون تجربه کنیم چون جسم چاق نمیتونه خاسته های روح رو تجربه کنه و شیطان هم به همین دلیل نمیزاره ذهن و روح ما همسو بشن. من قبل از آشنایی با سایت تقریبا نا امید بودم چون میدونستم با گرسنه گی و ورزش هیچ وقت لاغر نمیشم ولی باز هم تو اینترنت به دنبال لاغری بودم در دوران بارداری و بعد از زایمان راجع به چاقیم زیاد صحبت میکردم اما بعد از آشنایی با سایت تناسب فکری یاد گرفتم که نباید این کار رو بکنم واحساس خوبی در من ایجاد شد من این راه رو از همون اول آشنایی باور کردم چون مطالب الهی بودن ومن اونا رو دوست داشتم یعنی روحم اونا رو دوست داشت و هرگز این سایت رو ترک نخواهم کرد. من به آموزشها ایمان داشتم به یاد آوردم که میتوانم لاغر بشم و تواناییش رو دارم این سایت مهارت رسیدن به خواسته های الهی رو به ما یادآوری میکنه. از شما استاد بزرگوا بی نهایت سپاسگذارم که این سایت رو راه اندازی کردین تا ما خودمون رو بشناسیم .در آخر این نکته رو هم بگم که ما نباید مثل گذشته به شکست خورده ها توجه کنیم چون این هم از ناحیه ی شیطانه که دوست نداره ما خوشبخت و سعادتمند زندگی کنیم.
سلام استادصبح شما بخیر و شادی
خیلی خوشحالم که در تاریخ 1402/05/24 توانستم یک گام از 100گام را که با موضوع هماهنگی روح و ذهن برای لاغری است را گوش کنم
ذهن ناخودآگاه یعنی اینکه لاغری در بدن ما همیشگی است = ذهن خوداگاه ما که افکار منفی شیطان است میگوید من لاغر نمیشوم وچقدر قشنگ ارتباط بین جسم – ذهن -و روح را توضیح دادید .
و ما متاسفانه همیشه جسم خود را تحت فشار و رژیم قرار میدادیم در حالی که چقدر قشنگ گفتید
جسم به خودی خود تصمیم گیرنده نیست جسم تجربه کننده است وقتی در ذهن اطلاعات چاقی ذخیره شود جسم آن چاقی را ذخیره میکند
وقتی روح و ذهن به دنبال لاغری نباشند جسم کاری نمیتواند انجام دهد .در نتیجه کارهای ذیل اتفاق می افتد
محتویات ذهن چاق 1- فرمولهای اشتباه 2- باورهای اشتباه 3- دستورات غلط4- واکنش های غلط 5- جسم چاق
محتویات ذهن لاغر 1- افکار صحیح 2- باورهای صحیح 3- واکنش های صحیح 4- هماهنگی بین روح و ذهن 5- جسم لاغر
ما با گوش دادن به فایلها دروازه ذهن خود را برای افکار لاغری بازکرده و کم کم افکار چاقی که مهمان ناخوانده ذهن ما بودند را بیرون میفرستیم و باید اضافه وزن خود را کوچک کرده تا ذهن ما آنرا قبول کنه و باه آسانی لاغر شویم و هرگز نباید بدن را درحالت قحطی قرار دهیم چون ولع و پرخوری را دربدن ما زیاد میکند
سلام و درود .
من در این درس فهمیدم که باید خودم و ذهن خوداگاه و منطقی خودم رو با ضمیر ناخوداگاه یا همون روح هماهنگ کنم .
من فقط راننده بدنم هستم و ذهن خوداگاه من فقط ۲ درصد از وجود منو تشکیل میده و فقط کنترل ۲ درصد از جسم رو بر عهده گرفته ۹۸ درصد جسم من روح و یا همون نیروی ناخوداگاه منه و جریان لاغری همیشه در روح و جان و جسم من در جریانه .
چاقی در ضمیر ناخوداگاه یا روح وجود نداره . چاقی در پذیرش من وجود داره . در انتخابهای من و بعد انتقال به ضمیر خوداگاه یا همون ذهن منطقی و به این ترتیب منِ راننده جهت حرکت جسم خودمو با همسو نبودن با روحم تغییر میدم .
چاق کننده بودن غذاها رو اول من میپذیرم و بعد اون رو میدم به ذهن منطقی و در ذهنم منطقیش می کنم و بعد کم کم جهت ماشین ذهن و بدنم رو میبرم سمت چاقی .
برچسب پرخوری زدن به خودمون اول انتخاب خودمونه و بعد انتقالش میدیم در ذهن منطقی .
برچسب تنبلی به خودمون اول پذیرش خودمونه و بعد در ذهن خوداگاه انتقالش میدیم .
این همون اراده ی من هست .انتخاب من هست . یعنی من با اراده ی خودم دارم چاق میشم .
در حالیکه نیروی غیر ارادی وجود من لاغری هست .
گفتن اینکه اراده کن تا لاغر بشی از یه جهت درسته .یعنی بخواه و لاغری رو انتخاب کن . یعنی خودت و ذهن ارادی و ذهن خوداگاهت رو با لاغری همسو کن .
بپذیر روند طبیعی جسم و روح لاغریه و فقط همین ۲ درصد اراده رو اگه با جسم و روحت همسو کنی تو دیگه چاقی رو خلق نمی کنی .
یعنی حتی اگه اراده بر چاقی هم نکنیم کفایت می کنه و حتی اگه اراده برای لاغری هم نکنیم خود روح و جسم چاقی ها رو از بین میبرن . چون روند اصلی در روح و ذهن و جسم ما لاغریه
ما باید ارادمون رو در جهت چاقی کم کنیم .
شاید کسی بگه من باید غذامو کم کنم و رژیم بگیرم تا نشون بدم دارم در جهت لاغری اراده می کنم .
ولی اراده کردن به کم کردن غذا یا نخوردن یا اندازه خوردن نیست .
اراده کردن برای لاغری یعنی ما باور داشته باشیم غذاها نه تنها نیرو و انرژی چاقی ندارند بلکه انرژی لاغری در تمام غذاها وجود داره و چیزی که به عنوان شاهد میشه براش آورد تا برای ذهن بهانه جوی منطقی ، قابل قبول باشه اینه که اولا تمام انسانهای لاغرم دارن از همین غذا میخورن و لاغرن و دوما ما وقتی غذایی رو میخوریم انرژی وارد بدن میشه . وقتی حس کمبود انرژی نداشته باشیم بدن انرژی لازم رو میگیره و مابقی این انرژی رو از طریق مدفوع ، ادرار ، عرق ، تنفس پوستی و تنفس ریوی دفعش می کنه و از خودش عبور میده حالا وقتی ما با باورهای محدود کننده جلوی روند طبیعت سد ایجاد کنیم روند لاغری دچار اختلال میشه . چوب لای چرخ کارخونه ی لاغریمون می زاریم و کلا سیستم رو به هم میزنیم و این انرژی رو حبس می کنیم . ما چیزی به نام انرژی چاقی نداریم . چاقی ما حاصل حبس کردن و نگهداشتن انرژی لاغریه که اونم حاصل ارتعاشات خودمونه که با باورهامون حس نیاز در خودمون تولید می کنیم
ما با باورهای چاقیمون سد راه انرژی لاغری میشیم و انرژی رو نگه میداریم چون باور داریم لاغری نیست . وقتی باور داریم لاغری نیست یعنی انرژی نیست . یعنی باور کمبود یعنی باور احتیاج و در نتیجه حس ذخیره کردن انرژی داریم .
ما باید باور داشته باشیم انرژی همیشه هست . وقتی باور داشته باشیم هست انرژی رو رها کنیم .
وقتی باور داشته باشیم لاغری هر لحظه با ماست لاغری رو رها می کنیم وگرنه بهش میچسبیم و حس وابستگی بهش پیدا می کنیم و این ارتعاش باعث اندوه و ترس و ناراحتی و حسرت و کم کم چاقی جسم میشه .
خدایا شکرت انرژی لاغری هر روز جاریه
خدایا شکرت انرژی لاغری رو حس می کنم .
خدایا شکرت انرژی لاغری در تمام اندامهای من در جریانه .
خدایا شکرت دیگه انرژی لاغری رو حبس نمی کنم .
خدایا شکرت با باورهای محدود کننده جلوی جریان انرژی سد نمیزارم .
خدایا شکرت دیگه محتاج لاغری نیستم چون لاغری همیشه و هر لحظه در جریانه .
خدایا شکرت لاغری رو هر لحظه میبینم
خدایا شکرت لاغری رو هر لحظه احساس میکنم .
از همون اول صبح که بیدار میشم حسش می کنم تا آخر شب که به خواب میرم .
توی خوابم که ناخوداگاه داره این کار و انجام میده
خدایا شکرت انرژی لاغری ۲۴ ساعته داره کار می کنه
خدایا شکرت دستگاه گوارش من عالی کار می کنه
خدایا شکرت دستگاههای درونی من عالی کار می کنند .
خدایا شکرت باورهای محدود کننده ای که سد راه انرژی در بدنم شده بود رو برداشتم .
هیچ محدودیتی در راه لاغری ما نیست .
لاغری ما هر لحظه داره انجام میشه .
نشانه های لاغری هر لحظه داره خودشو به ما نشون میده .
پلک زدن نشانه لاغریه
ضربان قلب نشانه لاغریه
کارکرد مغز نشانه لاغریه
کارکرد تمام اندامهای داخلی نشانه لاغریه
هر غذایی که وارد بدن بشه گوارش روش انجام میشه . گوارش نشانه لاغریه .
کارکرد تمام سلولهای بدن نشانه لاغریه
حتی سلولهای چربی نشانه لاغری هستن چون هر لحظه دارن اکسید میشن
تجمع چربیها و رفتن چربی ها به سمت سلولهای چربی و تجزیه اونها به آب و اکسیژن و دی اکسید کربن نشانه لاغریه . چون همه در جریان هسان و این نشاندهنده انرژی لاغری که جاریه و حبس نشده .
هدایت چربیها به سلولهای چربی نشان دهنده ی جریان انرژی لاغریه .
تجزیه ی چربیها نشان دهنده ی انرژی لاغریه
تنفس نشانه لاغریه
عرق کردن اشک ریختن ادرار و مدفوع نشانه لاغریه
بلند شدن موها و ناخن نشانه لاغریه
پاکسازی سلولهای پوست نشانه لاغریه
غذا خوردن نشانه لاغریه
سیر شدن نشانه لاغریه
گرسنگی نشانه لاغریه .
کارکرد افکار نشانه لاغریه
حتی افکار و احساس چاقی هم داشته باشیم نشون میده که انرژی رو داریم جاری می کنیم . حالا اشتباه جاری می کنیم حالمون بد میشه ولی همه ی اینها انرژی مصرف می کنه و نشانه لاغریه .
انرژی لاغری روز به روز بیشتر و بیشتر آزاد میشه
هر چقدر که بیشتر آگاه بشیم نشاندهنده انرژی لاغریه
خدایا شکرت انرژی لاغری در جریانه
خدایا شکرت هر لحظه دارم لاغری رو حس می کنم .
خدایا شکرت هر لحظه دارم لاغر شدن رو تصور می کنم .
اینا همه نشانه لاغری در جسم من بود .
نشانه لاغری در روحمم که همون انرژیه که جاری و ساری میشه .
این انرژی لاغر کننده و در حقیقت متناسب کننده است . سالم کننده است .
این انرژی انرژی الهیه .
لاغری انرژی الهیه .
اگه لاغری رو انکار کنیم در حقیقت خدارو انکار کردیم .
انرژی لاغری خداست که در ذهن و جسم ما جاری میشه .
حتی خودشه که در فکر جاری میشه . فکر کردن نشانه ی لاغریه .
وجود ذهن نشانه لاغریه .
یعنی روح و ذهن و جسم همه نشانه های انرژی الهی لاغری هستن .
اینا همه خدا هستن و خدا در هر سه ی اینها جاریه .
بازم میگم هر چی بیشتر ادامه میدم بیشتر میفهمم تصور ما راجع به لاغر شدن غلط بوده که نتیجه تناسب در ما به هم ریخته شد .
وقتی تصورمون رو از لاغری و تناسب به عالیترین شکل ممکن به واقعیت وجودی روح و ذهن و جسم برسونیمش میبینیم لاغری چقدر عالی و خود به خود در ما شکل میگیره و اندام ما رو میزون و متناسب می کنه .
خدایا پیشاپیش بابت لاغر شدن جسمم هم شکر .
خدایا شکرت که تصوراتم داره درست میشه و منم با ۳ نیروی وجودم همسو شدم .
من باید با لاغری همسو بشم . وقتی من لاغری رو بپذیرم و ایمان بهش بیارم فکر من همسو میشه جسم من همسو میشه .
اینا ابزار دست من هستن .
مهم من هستم که انتخاب می کنم خودمو با جریان انرژی همسو کنم یا با حبس انرژی .
من دلم میخواد انرژیم رو جاری کنم . تازه من اصلا قدرتی ندارم که انرژی رو حبس کنم . اما من وقتی ناراحتم وقتی میترسم وقتی حسم بده این ارتعاش رو به ذهن و بدنم انتقال میدم و اینارو هم در ارتعاش بیماری و حال بد قرار میدم و جریان حبس انرژی و توده های مختلف چربی بیماری و … در بدنم تولید می کنم .
وقتی خودمو با روح و ذهن و جسم سالم همسو کنم احساس ارامش می کنم و این آرامش باعث جریان یافتن دوباره ی انرژی در بدن میشه و حتی اگه خیلی هم بیمار باشیم خود همین جاری شدن انرژی تمام توده ها رو از بین میبره .
ما فقط و فقط باید استمرار داشته باشیم . رمز موفقیت تک تک ما استمرار در این بینش ها و نگرشهاست .
از یکی از دوستان که این دعا رو بهم یاد داد سپاسگزارم .
انشاء الله هر روز و هر روز در جهت جریان دادن انرژی لاغری پایدار باشیم .