🌿 خیلی از ما همهجور رژیمی رو امتحان کردیم؛ از حذف قند و چربی گرفته تا دویدنهای طاقتفرسا روی تردمیل. اما ته دلمون یه چیزی میگفت: “واقعاً راه لاغری اینه؟”
اینجا پای یه مفهوم عمیق به میون میاد: کاهش وزن معنوی. یعنی وقتی ذهن و روحت با هم هماهنگ میشن، بدن هم باهاشون همصدا میشه. 🎵🧘♀️
نه دعوا با غذا، نه قهر با آینه؛ فقط صلح درونیای که کمکم اثرش رو توی جسمت هم نشون میده.
در این مقاله قراره با هم کشف کنیم که چطور از طریق هماهنگی ذهن و روح، وارد مسیر لاغری واقعی بشیم — همون لاغریای که از درون شروع میشه و به بیرون میرسه. ✨💖

💫 هماهنگی روح و ذهن؛ رمز اصلی کاهش وزن معنوی
حتماً با من موافقی که یه ماشین فقط وقتی روان کار میکنه که همهی قطعاتش با هم هماهنگ باشن، درسته؟
حالا تصور کن بدن ما هم مثل یه ماشین پیچیدهست؛ با هزار جور عضو و سیستم که باید مثل یه ارکستر هماهنگ با هم کار کنن تا بتونیم راه بریم، حرف بزنیم، بخندیم، گریه کنیم…
ولی فرق ما با هر وسیلهی مکانیکی دیگه اینه که بدنمون فقط یه سری پیچ و مهره و عضله نیست! ✋ ما دو بخش نادیدنی اما بسیار تأثیرگذار هم داریم:
یکی ذهنه، اونکه مدام فکر میکنه، تحلیل میکنه، برنامه میریزه…
و اون یکی روح، که ساکتتره ولی خیلی عمیقتر میفهمه، حس میکنه، هدایت میکنه… 🌟
بدن ما — یعنی همین قسمت فیزیکیمون — در واقع یه نمایشگره، یه خروجی از هماهنگی یا ناهماهنگی بین ذهن و روحه.
وقتی ذهن پر از باورهای منفی باشه و روحت خسته و خاموش، بدنت هم سنگین، کند و ناهماهنگ میشه.
اما وقتی این دو تا، یعنی ذهن و روح با هم صلح کنن و همصدا بشن، تازه اون موقعست که بدن شروع میکنه به سبک شدن، شاداب شدن، و بله… کاهش وزن معنوی دقیقاً از همینجا شروع میشه. 🕊️💖
حالا سؤال اینه:
🧠 ذهن و روح چطوری با هم هماهنگ میشن؟
آیا باید برن کلاس گروهی؟ یا بشینن سر میز مذاکره؟ 😄
واقعیت اینه که ذهن ما معمولاً پر از سروصداست:
– باید لاغر بشی!
– چرا بازم پرخوری کردی؟
– دیگه بسه این همه تنبلی!
اما روح یهجور دیگه حرف میزنه. صبورتره، آرومتره، عمیقتره. اون دنبال عشق و امنیت و معناست، نه کالریشماری و چالش ۲۱ روزه!
وقتی ذهن با فشار و ترس هدایت میشه و روح با عشق و آرامش، این وسط یه دعوای پنهان شکل میگیره.
و حدس بزن چی میشه؟
بدن این دعوا رو حس میکنه و چاقی میتونه تبدیل بشه به یکی از خروجیهای همین جنگ داخلی. ⚔️
✨ اما اگه ذهن یاد بگیره صدای روح رو بشنوه، آرومآروم اون هماهنگی شکل میگیره. یعنی بهجای رژیم اجباری، تصمیمهای غذاییت از روی احترام به خودت میشه…
بهجای ورزش برای تنبیه، دلت میخواد بدنتو تکون بدی چون لذتبخشه… و بهجای دعوا با آینه، به لبخند روحت توی انعکاسش نگاه میکنی. 💕
📿 اینجاست که کاهش وزن معنوی اتفاق میافته؛
وقتی چاقی، نه به عنوان یه دشمن، بلکه به عنوان یه پیام دیده میشه… پیامی از درون که میگه:
«من نیاز به هماهنگی دارم. لطفاً به صدای قلبت گوش کن.»

🌟 ۳ قدم ساده برای هماهنگی ذهن و روح و تجربه کاهش وزن معنوی 🌿
تا حالا شده یه صدای درونت بگه: «تو میتونی لاغر بشی!» ولی یه صدای دیگه سریع جواب بده: «نه بابا، خودتو اذیت نکن!»؟
این دقیقاً همون ناهماهنگی معروف بین ذهن و روحه که خیلی از ما در مسیر کاهش وزن معنوی باهاش درگیریم. 😵💫
واقعیت اینه که لاغر شدن فقط به خوردن و نخوردن ربط نداره.
✨ وقتی روح و ذهن با هم هماهنگ بشن، کاهش وزن معنوی بهصورت طبیعی اتفاق میافته.
تو دیگه خودتو مجبور نمیکنی رژیم بگیری، بلکه از درونت حس میکنی که دلت میخواد سبکتر و سالمتر زندگی کنی.
حالا بریم سراغ اون سه قدم ساده که میتونه دروازهای باشه به سمت هماهنگی روح و ذهن برای کاهش وزن معنوی ⬇️
🌀 قدم اول: صدای درونت رو بشنو
ذهن منطقی همیشه دنبال دلیل، عدد و مدرکه.
اما روح تو دنبال حس و ایمان و ارتباط با خداوند هست. ✨
❓از خودت بپرس:
«واقعاً باور دارم که میتونم لاغر بشم؟»
اگر جوابت “نه” بود، اشکالی نداره.
بدون که این فقط صدای ذهنه، نه صدای روحت.
🌱 روح تو فطرتیه، الهیه، عاشق تعادل و زیباییه.
اون همیشه تو رو به سمت کاهش وزن معنوی دعوت میکنه. کافیه کمکم تمرین کنی که صدای اون بخش عمیقتر و آرومتر رو بشنوی.
🧠 قدم دوم: ذهن خودآگاهت رو آگاه کن 🧩
وقتی ذهن منطقی مدام میگه: «نمیتونی، قبلاً هم نتونستی، ولش کن!»
تو باید بشینی باهاش یه گپ دوستانه بزنی 😅
بهش بگو:
«درسته که قبلاً سخت بوده، ولی الان من دارم از مسیر هماهنگتری جلو میرم.
من دارم وارد مسیر کاهش وزن معنوی میشم، جایی که زور نیست، فشار نیست، عشق و پذیرشه.»
به مرور زمان ذهن هم یاد میگیره که با روح همجهت بشه و دست از ترس و مقاومت برداره. همین هماهنگی، جرقهایه برای شروع تغییرات شگفتانگیز در بدنت. 🌈
💫 قدم سوم: تسلیم شو، اما نه به چاقی! بلکه به هدایت درونیت
وقتی دیگه از رژیمها خسته شدی… وقتی فهمیدی که زور زدن راهش نیست…
اون لحظهایه که ناخودآگاهت دستتو میگیره و میبره به سمت راهی که با روحت هماهنگه.
و اون راه، کاهش وزن معنوی هست… راهی که جسم رو از طریق روح سبک میکنه
و لاغری رو بهعنوان یه پیام درونی تجربه میکنی، نه یه پروژه سنگین و استرسزا.
📿 وقتی تسلیم خدا و هدایت درونت بشی، راهنمایی میشی.
مثلاً ممکنه همین الان هدایت شده باشی به خوندن این مقاله…



لاغری با ذهن و کاهش وزن معنوی 🌟
روح ما ذاتاً تمایل داره لاغر بشه، چون روح به دنبال هماهنگی و تعادل هست.
اما ذهن ما پر شده از فرمولها، دستورها و واکنشهای اشتباه و قدیمی که باعث میشه ذهن همیشه بگه: «تو نمیتونی!» 😔
اما وقتی با دوره ورود به سرزمین لاغرها یاد میگیریم چطور این فرمولهای غلط رو با افکار و باورهای درست جایگزین کنیم، اون وقت ذهن هم همصدا با روح میشه و میگه: «تو میتونی!» ✨
وقتی هماهنگی روح و ذهن ایجاد بشه، معجزه اتفاق میافته و تو شگفتیساز زندگی خودت میشی! 🌈
🏃♀️ تلاش کن، نتیجه میگیری
اگر تلاش نکنی و پیگیری نکنی، نتیجه معلومه…
ما قبلاً تو چاقی خیلی تحقیق میکردیم که کجا غذاش خوشمزهتره و چی رو با چی بخوریم بهتر باشه، کلی هم تلاش کردیم! 😄
اما الآن باید تمرکز کنیم روی آموزشها و هماهنگی روح و ذهن برای ایجاد شرایط مطلوب و طبیعی کاهش وزن.
مثل رانندگی به سمت یک شهر… ممکنه بعضیها ماشینشون خراب بشه و به مقصد نرسن، ولی ما نباید حواسمون پرت این افراد بشه.
ما باید تمرکزمون روی مسیر خودمون باشه. 🛤️
🚫 نگاه نکن به شکستها، نگاه کن به موفقها
اگر راست میگی دنبال تغییر هستی، سراغ آدمهایی برو که نتیجه گرفتن، اونها رو الگو قرار بده.
ذهن همیشه سعی میکنه ما رو منحرف کنه و از موفقیت دور کنه، پس مراقبش باش. ⚠️
🔥 جمعبندی پایانی
کاهش وزن معنوی یعنی وقتی روح و ذهن همجهت میشن و جسم رو همراه میکنن، لاغری تبدیل میشه به یه تجربهی طبیعی، شیرین و بدون استرس.
پس باور کن که تو میتونی و ادامه بده، چون تو لایق بهترینها هستی! 💖
🌿 نتیجه آموزش لاغری با ذهن و کاهش وزن معنوی 🌿
در مسیر کاهش وزن معنوی، ما فقط با چربیهای اضافه بدنمان روبهرو نیستیم؛ بلکه با ترسها، سرزنشها و باورهای محدودکنندهای سر و کار داریم که سالهاست در ذهنمان خانه کردهاند.
🧠 ذهن ما انباشته از فرمولها و افکار نادرستیست که مانع رسیدن به آرامش، سبکی و اندام دلخواهمان میشود.
💫 اما روح ما همیشه در جستجوی سبکیست؛ سبکی از جنس آزادی، رهایی و زندگی هماهنگ با خواستهها.
❇️ هماهنگیای بین ذهن و روح شکل میگیرد که نتیجهاش فقط کاهش وزن فیزیکی نیست، بلکه نوعی کاهش وزن معنوی است.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای گرفتن بهترین نتیجه از این جلسه، پیشنهاد میکنیم:
- ابتدا توضیحات نوشتاری را با دقت مطالعه کنید،
- ویدیوی آموزشی مربوطه را مشاهده کنید،
- و سپس سوالات زیر را به صورت شرح انشایی در بخش نظرات پاسخ دهید.
- نگرش شما درباره لاغر شدن چیست؟ چقدر باور دارید که میتوانید لاغر شوید؟
- قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری، نگرش شما درباره لاغری چگونه بود؟
- آیا عادت داشتید درباره «لاغر نشدن» با دیگران صحبت کنید؟ عملکرد شما در این زمینه چطور بود؟
- نگرش شما درباره علاقهمندی به لاغری چیست؟ چرا با وجود شکستهای قبلی، هنوز دنبال لاغری هستید؟
- بعد از آشنایی با سایت تناسب فکری، نگرش شما نسبت به لاغری چه تغییراتی کرده است؟
- با توجه به توضیحات، اهمیت هماهنگی روح و ذهن در لاغری چیست؟
- نقش استمرار در رسیدن به هدف لاغری با ذهن چیست؟
- لاغری با ذهن چگونه به شما کمک میکند تا از طریق هماهنگی روح و ذهن به نتیجه دلخواه برسید؟
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کنید و شرح تمرین خود را در بخش نظرات بنویسید.
📝 دعوت به نوشتن در بخش نظرات
لطفاً نظرات و پاسخهای خود را در بخش کامنتها بنویسید.
با به اشتراک گذاشتن تجربهها و دیدگاههای خود، به دیگران کمک میکنید و خودتان هم در مسیر لاغری با ذهن قویتر میشوید.
منتظر شنیدن داستان موفقیت شما هستیم! 💬🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.78 از 76 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده مهربان سلام ب استاد عزیزم و دوستان همراه گام ۶۱ هماهنگی روح و ذهن برای لاغری.
هر چه هماهنگی بین بخش های وجودی ما بیشتر باشد زندگی رادر شرایط متعادل تری تجربه می کنیم و با منبع ب وجود آورنده خود ارتباط بهتری خواهیم داشت ،دوبخش غیر فیزیکی وجود ما روح و ذهن هستند ک باهم در ارتباط هستند ودر نهایت جسم تصویر ذهنی را ب نمایش میزاره در اینجا روح ما عاشق متناسب شدنه ولی ذهن ما ک اطلاعاتش از اطرافیان و تجارب خودمون هست همش میگه نمیشه راه نداره فلان و بهمان در لاغری باذهن ،ذهن رو متقاعد میکنیم ک لاغر شدن امکان پذیره . روح جسم ک هماهنگ بشن شگفتی ب وجود میاد ،استاد دمتون گرم فایل عالی بود ودر آخر چقدر قشنگ بود این حرفتون ،هیچ وقت نمی تونید با رنج گرسنگی ب لذت لاغری برسید👌👌👌
وجود ما از سه بخش روح ،ذهن و جسم بوجودآمده است روح ما که بخشی از ذات الهی هست رهبر وجود ماست و تمام فعالیتهای جسم مارو رهبری میکنه شامل نفس کشیدن ،پلک زدن و تمام فعالیتهای بدن ما و دیده نمیشه و خودش را در جسم ما نشون میده مثلا شادی یا نگرانی و غم در جسم ما نمود پیدا میکنه و روح ما هیچوقت اشتباه وخطا نمیکنه چون با کائنات در ارتباط هست و لایه بعدی وجود ما ذهن خودآگاه ماست که با افکار چاق کننده پر شده و نجواهای منفی دائما از این قسمت وجود ماست که تو نمی تونی ولاغر نمیشی و چاقی تا ابد همراه توست و هزاران نجوای دیگه است و جایگاه شیطان رجیم و قسم خورده است و دائما در حال فرستادن نجواهای شیطانی است و هیچوقت دست بردار نیست و آخرین قسمت وجودی ما جسم ماست که نمایشگر و تجربه کننده وجود ماست وبه خودی خود کاری نمی تونه انجام بده و در روشهای قبلی ما فقط روی جسم خودمون فشار می آوردیم و درسته نتیجه می گرفتیم ولی پایدار نبود چون ذهن ما دو باره منفی بافی می کرد و در عین حالی که لاغر میشدیم ولی لاغری ما همیشگی نبود و ترس از چاقتر شدن همیشه در وجود ما بود وروح ما به لاغری تمایل داره ولی ذهن مقاومت میکنه و ما هیچوقت لاغر نمیشیم تا زمانی که لاغری برای ذهن ما منطقی نشه و روح و ذهن به یک هماهنگی نرسن لاغری محقق نمیشه مگر با آموزش های ذهنی تا رسیدن به نتیجه نهایی یعنی تناسب ایده آل ،و در لاغری با ذهن ما هرروز آهسته و پیوسته یکی از موانع ذهنی رو برطرف میکنیم و یک قدم به لاغری نزدیک میشیم ودر طول مسیر حالمون خوبه آرامش درونی داریم و هیچ عجله ای نداریم و تا رسیدن به نتیجه کامل باید احساس ما خوب باشه و در این مسیر عالی فقط باید استمرار داشت تا روح و ذهن هماهنگ بشن و آنوقت شگفتی بوجود میاد و این تنها راه لاغری پایدار و همیشگی هست
نشان های دریافت شده
با سلام
گام ۶۱. هماهنگی روح و ذهن برای لاغری
هماهنگی روح با ذهن بک موضوعی بسیار مهمی است که می تواند تاثیرات فوق العاده ای در زندگی ما بگذارد
ذهن چیه ؟ ذهن چیزی است که توسط خودمون پر میشه از تمام افکاری که توش ضبط می کنیم مثل خانواده. فرهنگ. مذهب. محل کار. رسانه ها. دوستان. هر چی که خواستیم ! بستگی دارد که چه آگاهی هایی را ضبط کنیم (نکته مهم اینه که وقتی ذهن توسط خودمون پر می شه چه بهتر که از مثبت ها پر بشه)مثلا چاقی یا لاغری …چاقی و چاق شدن از طریق های متفاوت در ذهن ما ضبط شده مثل:
چاقی ارثی است
بعد از ازدواج چاق می شوید
بعد از تولد فرزند چاق می شوید
خوردن بعضی داروها چاق می کند
افسردگی چاق می کند و……..
تمام ذهن ما مملو از فرمولهای اشتباهی است که توسط خودمون پر شده
روح چیه؟همون فطرت درونی که هماهنگ با انرژی جهان هستی کار می کند
تمام سالها که برای لاغر شدن راههای بیشماری را می رفتم و به نتیجه ایده الم نمی رسیدم بخاطر فرمول های اشتباه در ذهنم بوده و نیرویی که باعث ادامه آن برای سالها شده همون فطرت درونی بوده
مثلا در دوران کودکی همیشه گفته می شد به من !! یکم بیشتر بخور تا تو پر تر بشی خوش رنگ و روتر بشی و هی ذهن به شکل های مختلف برای چاقی برنامه ریزی می شد. وقتی ذهن مملو از فرمول های اشتباه باشد
اعتماد به نفس ما کم می شود
ایمان ما کم می شود
باور ما کم می شه
عزت به نفس ما کم می شه
و دهن می شه همه کاره و فقط طبق برنامه ریزی که براش داده شده عمل می کند .اما روح رهبر است و اصلا فشار تمی آورد
وقتی ذهن همه چی را بدست بگیرد فرد تمام وقتش را با ترس هایش می گذراند و روحش را ااصلا باور نمی کند یا اصلا روحش را فراموش می کند
مثلا تمام روش های مختلفی که طی این چند سال داشتم بر ای چه بود ؟ ذهنی مملو از فرمول های اشتباه و چاقی به شکلهای مختلف در ذهن نهادینه شده که ما چاق بشویم و از طرفی چون چاقی را دوست نداشتیم به دنبال روشهای مختلف بودیم و هیچ وقت به ذهن ما خطور نمی کرد که راه را اشتباه می رویم و جسم ما هم که تجربه کننده است و به خودی خود هیچ تصمیمی نمی گیرد
وقتی ذهن فرمول های اشتباه داشته باشد و روح تناسب را می خواهد این دو با هم هماهنگ نیستند و چون هماهنگ نیستند هیچ به نتیجه ایده ال نمی رسیم
و نیرویی که باعث شده سالها راه اشتباه را تکرار کنیم تا زمانی که به این روش هدایت شدیم همان روح خدایی ماست. همون فطرت درونی ماست
رمانی که روح می گوید می توانیم لاغر شویم و فرمان صادر می شود و ما به دنبال روش های مختلف برای لاغری می رویم از طرفی ذهن ما مدام می گوید نمی توانید لاغر شوید در اصل همون شیطان مرتب نجوا می کند و تجربه لاغری در جسم صورت نمی گیرد و دوباره با روش دیگری
یک همسایه ای داریم از وقتی که من او را می شناسم چاق آست و هر وقت همدیگر را می بینیم می گوید می خواهم کم کنم و خیلی هم تلاش می کند یکی دو سال پیش هر وقت من را می دید می پرسید چکار می کند اما آخرین باری که از من پرسید چکار می کنید که بهش گفتم از طریق ذهن دارم لاغر می شوم .جالبه که قبول داشت ولی هیچوقت امتحان نکرد می خوام بگم که همون فطرت درونی آش اونون را هول می ده که لاغر بشو و مرتب در حال رژیم و کم کردن است اما من هیچوقت او را متناسب ندیدم
چرا ذهن ما مدام می گوید نمی توانید لاغر شوید ؟چون سالها به عناوین مختلف فرمول های اشتباه ذهن ما را پر کرده و چون روح هماهنگ نبوده نتیجه لاغری نبوده و این روند باعث شده باور کنیم لاغر شدن سخت و راحت نیست چون اونون ناهماهنگی باعث شده
چه کار بکنیم که بین روح و ذهن هماهنگی ایجاد کنیم؟اول از همه باید دایما سپاسگزار باشیم به نکات مثبت توجه کنیم و بابت اونا از خداوند تشکر کنیم باید وقت بزاریم و ذهن خود را از افکار منفی و فرمول های اشتباه خالی کنیم و بر روی اهداف و افکار مثبت فکر و تمرکز کنیم. لاغر شدن را باید یاد بگیریم چون برای ذهن فرقی ندارد که افکار به نفع و یا ضرر ماست چون ذهن هر آنچه که ما به آن عادت داریم و به آن فکر می کنیم انجام می دهد ..نمونه آش تمام سالها که از راه های مختلف رفتیم و به نتیجه نرسیده ایم چون ذهن ما به چاق شدن عادت کرده و یاد گرفته که باید کارهایی را انجام دهیم و تکرار کنیم که نتیجه آن منجر به چاقی و اضافه وزن می شود .راه حل چیست؟لاغر شدن را یاد بگیریم. آن را تکرار کنیم.
استمرار داشتت باشیم
عجله نکنیم
تمام موانع و فرمول های اشتباه عادت های اشتباه را شناسایی و فرمول های صیحیح را جایگزین کنیم تا ذهن ما با روح ما هماهنگ شود و این هماهنگی نتیجه در جسم ما که تجربه کننده آست نمایان می شود
وجود انسان از سه بخش است
روح همون فطرت درونی یا خدایی وجود ماست که همیشه ما را هول داده به سمت لاغری و آنقدر ما را هول داده تا بالاخره هدایت شدیم به آموزش لاغری
ذهن. همون فرمولها و اطلاعان ذخیره شده
جسم. که به خودی خود هیچ تصمیمی نمی گیرد فقط تجربه کننده است
چرا به این روش هدایت شدیم؟چون از طریق فطرت درونی باور داشتیم که لاغر می شویم و فطرت درونی اشتباه در کارش نیست چون با کاینات و جهان هستی در ارتباط هست و هر کدوم از ماها به شکلی به این روش هدایت شده ایم چون روح ما تسلیم نمی شه و کارش درسته و این باور ما را به مسیر درست هدایت کرده و اکنون می توانیم لاغر شدن را یاد بگیریم همانطور که تا حالا خیلی تغییرات داشتیم باز هم تغییر خواهیم کرد
تعریف دیگرش که ما یک ذهن ناخودآگاه و یک ذهن خود آگاه داریم
ذهن نا خود آگاه یا همون روح الهی که با کاینات و جهان هستی در ارتباط است و هیچ اشتباهی در آن نیست و برای همین ما را هل می دهد به سمت لاغری و ذهن خودآگاه ما و منطق ما طبق اتفاقات می گوید نمی توانید لاغر شوید اطلاعاتی که از رسانه ها اطرافیان و تجربه چند سالمون که مدام در تکابو لاغر شدن بودیم و همه اینها باعث شده که نمی توانیم لاغر شویم و از طرفی تسلیم هم نمی شدیم و اما ا تلاش و پشتکار ی که داشیم به سمت لاغری همون فطرت الهی ماست که مدام ما را به سمت خوشبختی هل داده و می دهد و عدم ناهماهنگی روح و ذهن باعث شده که کار جسم مختل شود و اکنون که به این آگاهی ها رسیده ایم موفق می شویم هماهنگی بین روح و ذهن ایجاد کنیم .با تشکر و سپاس
نشان های دریافت شده
گام ۶۱ هماهنگی روح و ذهن برای لاغری
به نام خدا 💞💞
هماهنگی روح و ذهن مهمترین موضوع آموزشهای لاغری با ذهن است که نه تنها باعث تحقق رویای لاغری می شود بلکه تاثیرات عالی در تمام جنبه های زندگی به وجود می آورد.
روح و ذهن دو بخش از سه بخش وجودی ما هستند .
هر چه هماهنگی بین بخشهای وجودی ما بیشتر باشد زندگی را در شرایط متعادل تری تجربه میکنیم با منبع به وجودآورنده خود ارتباط بهتری خواهیم داشت.
یک وسیله مکانیکی وقتی بهترین بازده را خواهد داشت که همه قطعات آن به بهترین شکل با هم هماهنگ باشند.
جسم ما به عنوان یک وسیله مکانیکی شامل اعضای بسیار زیاد و کاملا هماهنگ با هم هست.
نتیجه این تناسب و هماهنگی حرکت کردن و شکل گیری همه حالت های جسمی در تمام طول عمر ما می باشد.
تفاوت جسم ما با هر وسیله مکانیکی :جسم انسان بخشهای غیر قابل رویت دارد که به آن ذهن و روح گفته می شود.
جسم ما به عنوان قسمتی فیزیکی و مکانیکی انجام وظیفه میکند و تحت تاثیر روح و ذهن می باشد دو بخش غیرفیزیکی وجود ما روح و ذهن هستند و در نهایت نقشه های ذهنی را برای اجرا کردند در اختیار جسم قرار می دهند.
✳ جسم ما به عنوان نمایشگر یا خروجی عمل میکند آنچه مورد تصمیم و تایید ذهن و روح است را به معرض نمایش قرار می دهد.
🔴ماذهن ناخودآگاه داریم یک ذهن خودآگاه
ذهن ناخودآگاه یا روح الهی ما یا فطرت ما: یکسری آگاهی هایی دارد که⏪ از خداونده، از کایناته
فرمول نویسیشم درسته هیچ اشتباهی در آن نیست بنابراین در ذهن ناخودآگاه تناسب جزو فطرت درون ماست و ما را هل میده به سمت لاغر شدن.
از این ور ذهن خودآگاه ما می گه نمی تونی لاغر بشی اطلاعاتش از اطرافیان ،از پدر و مادر، از تلاش چند سالمون در مبارزه با چاقی.
و همین دلیله که ما سالهاست میگیم نمی توانیم لاغر بشیم ولی دست بردار نیستیم دنبال روشهای لاغری هستیم.
این تلاش ما بر میگردد فطرت الهی ما که ما را هل میده به سمت لاغری.
یک جسم چاق چون نمیتونه خواسته های رو برآورده کنه بنابراین روح اونو به سمت لاغرشدن هل میده.
🔴ذهن بر روح برتری ندارد .
✳وجود انسان سه بخش روح .ذهن . جسم .
جسم تجربه کننده است و به خودی خود تصمیم گیرنده نیست .
وقتی در ذهن اطلاعات چاقی ذخیره بشه نتیجه ش میشه جسم چاق.
چون ذهن پر از فرمولهای چاقییه. دائما میگه تو نمی تونی لاغر بشی .
روحم وسطذهنه رهبره ولی فشار نمیاره
روح ما دوست داره بخشش و هدیه دادن رو تجربه کنه اونو از طریق جسم تجربه میکنه .
روح میگه تو میتونی لاغر بشی با جسم دنبال لاغری می گردیم .
⛔از طرفی ذهن میگه تو نمیتونی ذهن محل شیطانه
روح میخواد لاغر بشه ولی ذهن نمیزاره .
✳عدم هماهنگی این دو باعث میشه که کار جسم مختل بشه .
روح اگر می دانست که اصلاً نمی توانیم لاغر شویم با ذهن هماهنگ میشد که عمرا لاغر نمی شویم.
ما دنبال لاغر شدن نمی رفتیم ولی روح می داند که میشه لاغر شد.
همه ما که در دوره لاغری با ذهن شرکت کرده ایم پاسخی به ندای درون ما بوده است .
محتویات ذهن که میگه نمیتونی که شامل فرمول های غلط باورهای اشتباه و دستورهای و واکنشهای نادرسته رو شناسایی می کنیم و جایگزین فرمول های صحیح و باورهای درست و واکنش های صحیح می کنیم.
باعث هماهنگی روح و ذهن میشه و شگفتی خلق میشه.
اگر می خواهیم لاغر بشویم دنبال افراد موفق و شگفتی ساز باشیم نه کسانی که نتیجه نگرفتن از اول الگوی خوب انتخاب کنیم.
امکان نداره کسی در این دوره شرکت کنه و موفق نشه.
منفی باف در ابتدای راه خیلی زیاده انسان را اذیت میکنه ولی هر چی جلو برویم نجواها کمتر و کمتر میشه.
✅ آیا عادتهای غلط ما برگشت میکنه؟ بله ولی ادامه بدهید درست میشه.
لاغر شدن را برای خودمان ساده کنیم بگیم یک کیلو میخواهیم کم کنیم.
⛔ اگر واقعاً گرسنه هستید غذا نمی خورید جسم رو در حالت قحطی قرار می دهید صددرصد در اشتباه هستید وقتی جسم را با قحطی روبهرو کنید مغز بهش فرمان خوردن میده وقتی که رژیم میگیریم بدن را به قحطی روبرو می کنیم و بدن حریص میشه شروع به ذخیره سازی میکنه.
✳ هیچ وقت نمی توانیم با رنج گرسنگی به لذت تناسب اندام برسیم.
واقعا این جمله طلایی را با تمام وجودم درکش کردم مرتب رژیم بودم وقتی که به تناسب نزدیک میشدم و تشوبق بقیه رو میدیم اصلا برام لذت نداشت چون اینقدر نگران برگشت چاقی بودم که اصلا اندام متناسبم رو نمی دیدم چون تصویرچاقی قبل در ذهنم پررنگ بود.
نشان های دریافت شده
سلام بر همگی
وجودمان در بدو خلقت سه بخشی بوده است روح . ذهن .جسم
خدای مهربان در بدو خلقت مان روحش رو در ما دمیده که در آن سلامتی .تناسب اندام . روابط خوب . ثروت فراوان . بخشندگی . وسایر صفات پسندیده انسانی است .
و ذهنی به ما داده که ما بوسیله اون به اهدافمون برسیم .
حال اگر ما در زمینه های مختلف دچار مشکل هستیم چه تناسب اندام و… باید بگردیم تو ذهنمان. ببینیم چیها توش گذاشتیم که ما رو در رسیدن به هدفمون دچار مشکل کرده است .
حتی خدا به این هم بسنده نکرده و یه آژیری درون ما قرارداده که اگر مسیر رو اشتباه رفتیم آلارم بده و ما رو آگاه کنه و اون آژیر همون احساس هست. بارها شده که غذا زیاد میخوردم و آژیر احساس به صدا در میومد احساس بد خفگی
که از هدفتون که همون تناسب اندام هست دارین دور میشید و ما هیچ توجهی نکردیم
و رژیم میگرفتیم و باز صدای آژیر احساس مون در میومد احساس خستگی و ضعف که باز به خودمون بگه که مسیر اشتباه هست برگردید .
بارها شده پیاده روی سنگین کردیم و همش احساس درد زانو و پا وباز بی توجه بودیم وخیلی آژیرهای دیگه احساس.
هر موقع که در رسیدن به هدفمون احساسمان خوب نیست یعنی داریم مسیر رو اشتباه میریم .
بله دوستان خدای بزرگ درمسیر زندگی مان سنگ تموم گذاشته . اما ما ناآگاهانه همش یقه خدا رو میگرفتیم که چرا من.
حالا که به لطف الهی تو این مسیر هدایت شدیم بیایم با هم و به کمک استاد عالیقدر همین ذهنی که خدا بهمون داده و ما توش باورهای غلط .افکار غلط. پرکردیم خالی کنیم و توش پر کنیم از باورهای درست وافکار درست و از آژیر احساس کمک بگیریم تا به هدفمون برسیم .
خواسته ما همیشه آمادست چون جهان پر فراوانی هستش وما فقط با ذهنمان جلویش رو گرفتیم . ذهنمان رو درست کنیم خود به خود همه چی درست میشه .و ما به تناسب اندام دلخواهمون می رسیم.
سلام به دوستان پرتلاشم
وقتی من وارد مسیر لاغری با ذهن شدم پس باور لاغر شدن رو هم در خودم دیدم و در این مسیر متوجه این موضوع شدم که در مسیرهایی که قبلا برای لاغری اقدام کردم و موفق نشدم حتما مشکلی وجود داشته و اون موقع با خودم میگفتم نکنه این همه زحمت میکشم و نتیجه نگیرم ،
شیطان موجود در ذهنم این فکر رو پرورش میدادو هیچوقت نخواستم با شیطان درونم مقابله کنم چون جسمم هم از شرایط فعلیه خودش راضی بود .
اما با ورودم به این مسیر و یادگرفتن حدودی این روش متوجه شدم که این دست خود ماست و قدرت ماست که شیطان ذهنمون رو شکست بدیم و از شرایط جسمی که هستیم جدا بشیم .
و من بعد از مدت ها که در مسیر لاغری بودم به باور این رسیدم که میتونم لاغر بشم و به اندام ایده آلم برسم و تا انتها تلاشم برای لاغر شدن هست و در این مسیر تا زمانی که زنده هستم خواهم بود چون من عاشق لاغری هستم
چرا میگم عاشق لاغری هستم چونکه اگر نبودم همون اول کار دست از تلاش میکشیدم و میگفتم این کار فایده نداره و از مسیر جدا شده بودم
از وقتی که در این مسیر قدم گذاشتم همیشه بدنبال نشانه های خوب لاغری در اطرافم گشتم و در چالش هایی که استاد تا الان شروع کردن شرکت کردم و نتیجه این چالش ها به صورت ناخود آگاه در رفتارم قابل مشاهده هست
و باعث شده رفتارم در زمینه های مختلف تغییر کنه
من از روح درونم درخواست میکنم که من رو در مسیر لاغری قراربده و بدنم رو به سمت لاغرتر شدن هدایت کنه و به خانم منفی باف و مزاحم اهمیتی نده چونکه خود روحم خودش میدونه که قدرت مقابله با خانم منفی باف رو داره
.
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربانبا سلام محضر استاد عزیز عطار روشن و دوستان پرتلاش🙏
چقدر باور دارم که لاغر میشم؟شنیدن این فایل مرا به فکر فروبرد که واقعا چرا با وجود اینکه هر بار که رژیم میگرفتم و با اونهمه زحمت و سختی مقداری وزن و سایز کم میکردم و بعد از مدتی دوباره به وزن قبلی برمی گشتم باز هم دنبال رژیم دیگه ای می رفتم و باز هم تصمیم می گرفتم روش دیگه ای را امتحان کنم؟چرا با وجود شکست های مکرر و پی در پی که می خوردم باز هم ناامید نمیشدم و دوباره خودم را به سختی می انداختم و میرفتم دنبال جستجوی روشی دیگه برای لاغری؟آره دقیقا همینه من با وجود این که هر بار با شک و تردید رژیمی را شروع میکردم و رنج می کشیدم و وقت میذاشتم و هزینه میکردم تا وزن کم کنم و بعد از مدتی برمیگشتم به وزن قبلی و به قول معروف میرفتم سر خونه ی اول و گرچه ناامید میشدم از لاغر شدن اما باز هم روش دیگه ای را پیش میگرفتم و…چقدر آگاهی های خوبی توی این فایل بود وجود ما از سه لایه یا سه قسمت تشکیل شده…روح (ذهن ناخودآگاه) ذهن خودآگاه و جسم…ذهن ناخودآگاه یا روح الهی ما یا همون فطرت یا قلب ،چون بوسیله خداوند تنظیم شده آگاهی ها و اطلاعاتی داره که از طرف خداوند و کائناته و بینهایت صحیح و درسته و ردخور نداره، همین روح الهی ماست که سیستم بدن مون را تنظیم می کنه مثل ضربان قلب تنفس پلک زدن سلول سازی رشد مو و ناخن و همه ی اتفاقاتی که در بدن ما می افته و ما هیچ اطلاعی یا دخالتی در اون نداریم…همه ی این اتفاقات کاملا صحیح و طبق برنامه ی تنظیم شده از طرف خداوند در بدن ما صورت میگیره توسط روح الهی و هیچ اشتباه و غلطی در کارش نیست و بنابراین متناسب شدن ما جزء خاصیت روح ماست و به همین دلیل ما ذاتا به سمت متناسب شدن سوق داده میشیم….اما ذهن خودآگاه ما یا همون مغز ما مانع لاغری مون میشه و دائم به ما میگه که نمی تونی متناسب بشی چون اطلاعاتش صحیح نیست اون این اطلاعات را از اطرافیان مون از اینکه دیدیم پدر و مادرمون چاق هستن و از طرفی هر وقت رژیم گرفتیم و تلاش کردیم و سختی کشیدیم یا لاغر نشدیم یا اگر مقداری وزن کم کردیم دوباره برگشت و ما شکست خوردیم این اطلاعاتی که؛ من نمی تونم لاغر بشم؛ بارها تایید و تثبیت شده و در واقع دیواری کشیده جلو روح و فطرت ما که ما سالهاست هر چه تلاش می کنیم نمی تونیم لاغر بشیم اما عقب نشینی هم نمی کنیم و دوباره اقدام به رژیم گرفتن می کنیم….ذهن خودآگاه یا همون مغز ما دائم میگه نمی تونی لاغر بشی و خودمون هم مرتب این را به همه میگیم و تکرار می کنیم که من نمی تونم لاغر بشم لاغر نمیشم هر چه تلاش میکنم بی فایده ست،،ولی باز هم دنبال رژیم دیگه ورزش دیگه داروهای گیاهی و شیمیایی دیگه میریم و جستجو میکنیم که روش دیگه ای را پیدا کنیم شاید بتونیم متناسب بشیم…چون روح ما ما را به سمت لاغری سوق میده و به ما میگه می تونی لاغر بشی بنابراین با وجود شکست های پیاپی باز هم از شرایط مون ناراحتیم و در جستجوی روشی بهتریم….و در بین این نبرد بین ذهن خودآگاه و ناخودآگاه جسم هیچ کاره ست اون فقط تجربه میکنه آنچه را که روح و مغز برای ما در نظر میگیرن….روح در جسم ما قرار گرفته تا ویژگیهای خودش که صفات الهی هستند را در جسم ما تجربه کنه.یک جسم چاق که بیماره،اعتماد به نفسش پایینه نمی تونه درست عبادت کنه چون نمی تونه خواسته های روح را عملی کنه از نظر روح پذیرفته نیست و روح همواره جسم ما را به سمت متناسب شدن سوق میده ولی مغز ما مانع میشه و میگه نمی تونی لاغر بشی…و چون این دو ناهماهنگن ما لاغر نمیشیم.تنها زمانی می تونیم لاغر بشیم و به تناسب اندام برسیم که روح و ذهن خودآگاه ما با هم هماهنگ باشن.هر کدام از جسم و ذهن و روح ما مستقل هستند روح بر ذهن برتری داره و در واقع رهبره، جسم در موضوع تناسب اندام هرگز تصمیم گیرنده نیست و نقشی نداره،فقط تجربه کننده س.
وقتی در ذهن ما اطلاعات و فرمول های چاق کننده ذخیره شده،نتیجه ش میشه ی جسم چاق و جسم ما میشه تجربه ی آنچه در ذهن ماست و از طرفی برای تغییر کردن هم انرژی مصرف نمیکنه و دائم به میگه که لاغر نمیشی از طرفی روح هم که رهبره و حیات ما به اون بستگی داره و اگر نباشه زندگی ما متوقف میشه،خواسته هایی داره که باید در جسم تجربه بشه مثلا بخشش و هدیه دادن باید بوسیله جسم(دست) تجربه بشه و عملی بشه چون جسم تجربه کننده س…تا زمانی که بین ذهن و روح ما تضاد و ناهماهنگی هست ما لاعر نمیشیم…ذهن ما میگه تو نمی تونی لاغر بشی و ما هر چه تلاش میکنیم و رژیم های مختلف را انجام میدیم موفق نمیشیم و شکست می خوریم چون ذهن ما پر از فرمول ها و اطلاعات غلطه و روح ما بازم ما را به سمت لاغری سوق میده و میگه تو می تونی لاغر بشی…به همین دلیله که ما هر بار که شکست می خوریم بازم میریم دنبال رژیم دیگه ای و….روح مون می خواد جسم لاغر بشه و قدرتش هم از ذهن ببشتره ولی شیطانی که در ذهن مون هست نمیذاره چون شیطان قسم خورده که نذاره انسان به آرامش و آسایش و سلامت برسه…«عدم هماهنگی بین ذهن و روح باعث میشه جسم مختل بشه و نتونه لاغری را تجربه کنه»اگر روح ما خواسته ش لاغر شدن نباشه ما هرگز دنبال لاغر شدن نمیریم..اگر روح ما توسط خداوند طوری برنامهریزی شده بود که جسم مون نباید لاغر بشه باید همیشه چاق بمونه ما هرگز دنبال لاغر شدن نمیرفتیم و هرگز لاغر نمیشدیم چون ذهن هم که نمی خواد ما لاغر بشیم اونوقت هر دو بر چاق بودن ما هماهنگ میشدند و ما حتی به ذهن مون هم خطور نمیکرد که به سمت لاغری بریم و این بسیار خطرناکه و معمولا هم اتفاق نمی افته.هیچ فرد چاقی نیست که نخواد لاغر بشه چون روح میدونه که میشه لاغر شد و باید لاغر شد و چون باید تجربه های جدیدی توسط جسم کسب بشه…
در دوره ی لاغری با ذهن میگیم روح ما میدونه میشه لاغر شد چون خودش ما را به این سمت هدایت کرده،چرا ما به دوره هدایت شدیم چون با ذهن منطقی مون بارها و بارها روش های مختلفی را انجام دادیم و نتیجه نگرفتیم به یک حالت درماندگی در اومدیم و در برابر چاقی تسلیم شدیم و ناخودآگاه از خدا کمک خواستیم، .چطور خواستیم؟روح ما دست بردار نیست اون میدونه که لاغری امکان پذیره و چون با خدا ارتباط داره هدایت صورت میگیره،درخواست داده شده و ما هدایت شدیم به این دوره….حالا فقط باید ذهنمون را خالی کنیم از موانع لاغر شدن و پر کنیم با فرمول های صحیح لاغری حتما شگفتی بوجود میاد🙏آسون نیست ولی شدنیه…باید باور کنیم که لاغر میشیم در واقع باور داریم که در این دوره هستیم….در اینجا دو موضوع هست ذهن منطقی ما که میگه لاغری نمیشی و روح الهی ما که میگه می تونی میشه و دائم ما را به سمت لاغری سوق میده…فقط باید ذهنمون را با روح مون هماهنگ کنیم….@ به افراد موفق توجه کنیم@ به مزایای لاغری فکر کنیمهر چقدر نتیجه برامون مهم تر باشه اشتیاق مون بیشتر میشه….به این فکر کنیم که لاغری چه نعمتیه چه آزادی هایی بهمون میده و به چه لذت هایی دست پیدا میکنیم…_به کل اضافه وزن مون فکر نکنیم…._لاغر شدن را برای خودمون کوچیک کنیم…._به جسم مون گرسنگی ندیم….💛نکته ی طلایی«هرگز نمیشه با رنج گرسنگی به لذت تناسب اندام رسید».موفق باشین🙏
نشان های دریافت شده
سلام گام ۶۱ :
ببخشید من این متن رو آماده کرده بودم .
این گام رو انجام میدم اگه گام قبلیم هم ثبت نشده باشه دوباره انجامش میدم .
گام ۶۱ :
هماهنگی بین روح و ذهن و جسم .
روح ما خداست .
ذهن ما و جسم ما آفریده ی این خداست .
من که هستم ؟
اما اگر روی این باور کار نکنم و خودم را منِ ذهنی و جسمی بدانم آن وقت از روح فاصله میگیرم و چون من ذهنی و متعاقب آن من جسمی خلق هستند و دارای محدودیت باورهای الهی را نمیتوان از این دو جایگاه برای خود باور کنم .
مثلا وقتی من خودم را جسم بدانم خود این جسم آفریننده ای دارد این آفریننده کجاست ؟ من از او دور هستم . چرا در این جسم با تضاد روبرو میشوم و هزاران سوال دیگر در این من به وجود می آید که این من پاسخگوی آن نیست . همانگونه که میبینیم بسیاری از مردم در من جسمی گرفتارند و مدام به این من رسیدگی می کنند و همواره احساس خلاء در وجودشان است .
یا عده ای در من ذهنی گرفتارند . مدام نگاهشان بر غیر ممکنهاست و مدام به نبودنها و نتوانستنها فکر می کنند . این افراد هم از روح اطلاعی ندارند .
اما افرادی که در من الهی زندگی می کنند و عادت کرده اند که خود را این من بدانند برای تمام سوالات بُعد ذهنی و جسمی خود پاسخ می یابند .
خداوند در سوره اسراء آیه ۸۵ میفرماید : آیه_85_سوره_اسراء” rel=”nofollow ugc”>وَيَسْأَلُونَكَ عَنِ الرُّوحِ ۖ قُلِ الرُّوحُ مِنْ أَمْرِ رَبِّي وَمَا أُوتِيتُمْ مِنَ الْعِلْمِ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٥﴾
و از تو درباره روح می پرسند، بگو: روح از امر پروردگار من است، و از دانش و علم جز اندکی به شما نداده اند. (۸۵)
خداوند در این آیه به وضوح میفرماید کسی که میخواهد روح خود را بشناسد باید در بُعد الهی وجودش قرار بگیرد . من ذهنی قادر به پاسخگویی نیست و علم و دانش در این بُعد از وجودمان نسبت به بُعد روحی و الهی وجود ما بسیار کم است و نمیتواند پاسخ ان را بدهد .
خداوند در این آیه دانستن علم روح را در بُعد الهی وجود میداند و آن را امر پروردگار میداند .
اما امر چیست ؟
در ویکی شیعه آمده است :
عالَم اَمْر یا عالم مجردات جهانی که با حواس پنجگانه ظاهری درک نمیشود و در مقابل عالَم خَلق قرار دارد که با حواس پنجگانه قابل درک است. ریشه اعتقاد به عالم امر را در فراز «أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ» در آیه ۵۴ سوره اعراف دانستهاند.
تحقق موجودات در عالم امر را آنی و بدون نیاز به فراهم شدن شرایط زمان و مکان دانستهاند؛ برخلاف عالم خلق که تحقق موجودات در آن به صورت تدریجی و بسته به شرایط خاص مادی امکانپذیر است.
با وجود اعتقاد برخی از فلاسفه به وجود عالم امر، عدهای از مفسران معتقدند در آیاتی از قرآن از واژه امر برای اشاره به عالم ماده استفاده شده است؛ چنانچه علامه طباطبایی نیز ذیل آیه ۵۴ سوره اعراف، خلق و امر در آیه مذکور را نه بهمعنای دو جهان مستقل، بلکه بهمعنای قدرت آفرینش خدا و فرمان او میداند.
عالَم امر ، جهانی است که بر خلاف عالم خلق، از محسوسات نیست و با حواس پنجگانه درک نمیشود. بنابر نظر ملاصدرا، فیلسوف شیعه قرن یازدهم قمری، خداوند جهانهای متعددی آفریده است که همه آنها در دو عالَم خلاصه میشود: عالم خلق و عالم امر. او عالم خلق را همان دنیا و عالم امر را عالم مُجرَّدات دانسته و گفته است این عالم تنها با حواس باطنی درک میشود.
به باور ملاهادی سبزواری، عارفان اصطلاح عالم امر را از آیه ۵۴ سوره اعراف اقتباس کردهاند. در کتاب حجت التفاسیر، ذیل آیه ۸۵ سوره اِسراء، از دو عالم خلق و امر سخن گفته شده که براساس آن، بدن انسان نمونهای از عالم خلق، و روح او نمونهای از عالم امر دانسته شده است.
بهگفته ناصر مکارم شیرازی، از مفسران معاصر، برخلاف عالم خلق که تحقق موجودات در آن بهصورت تدریجی صورت میگیرد، در عالم امر، موجودات بهصورت آنی تحقق پیدا میکنند.مکارم شیرازی، این نظر خود را به آیه ۸۲ سوره یس متکی میداند که براساس آن، هرگاه خداوند چیزی را اراده کند، همینکه امر کند، آن چیز موجود میشود.
در عالم امر، موجودات بهصرف اراده الهی و امر او و بدون نیاز به فراهمشدن شرایط مادی مانند زمان و مکان بهوجود میآیند؛ برخلاف عالم خلق که برای تحقق موجودی در آن، باید شرایط خاص مادی وجود داشته باشد.
برخی از فلاسفه مسلمان از وجود عالم امر در مقابل عالم خلق سخن گفتهاند.فیض کاشانی هم در کتاب الصافی در تفسیر عبارت «لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ»،تفاوت عالم خلق و امر را بیان کرده است.
با این حال، چنانکه در تفسیر نمونه آمده است، قرآن کریم، واژه امر را برای عالم ماده نیز بهکار برده است؛ برای نمونه در آیه ۵۴ سوره اعراف که مستند اصلی عالم خلق است، خورشید و ماه و ستارگان، تحت امر خدا دانسته شدهاند. علامه طباطبایی هم در تفسیر المیزان در تفسیر آیه مذکور، از وجود چنین جهانی سخن نگفته و تنها تفاوتهای خلق، یعنی آفرینش خداوند و امر، یعنی فرمان خداوند را بیان کرده است.
آیه ۵۴ سوره اعراف میفرماید :
إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۵۴﴾
در حقيقت پروردگار شما آن خدايى است كه آسمانها و زمين را در شش روز آفريد سپس بر عرش [جهاندارى] استيلا يافت روز را به شب كه شتابان آن را مى طلبد مى پوشاند و [نيز] خورشيد و ماه و ستارگان را كه به فرمان او رام شده اند [پديد آورد] آگاه باش كه [عالم] خلق و امر از آن اوست فرخنده خدايى است پروردگار جهانيان (۵۴)
در این آیه نیز خداوند خلق و امر را در حیطه ی فرمانروایی خود میداند .
پس کسی که در من الهی وجود خویش قرار میگیرد میتواند روح و ذهن و جسم را درک کند و اگر ما به چنین درکی رسیدیم که توانستیم بر خلق ذهن و جسم مشرف شویم و یقین پیدا کردیم که این ذهن و جسم تنها با یک امر از طرف روح ما خلق شده است و خود ما هم که روح هستیم .
البته اینجا سوالی مطرح میشود که روح از امر پروردگار است یا خود پروردگار .
چون در آیه ونفخت فیه من روحی . خداوند روح را از خودش معرفی کرده و در ایه بالا از امر خودش .
“نفخت فيه من روحي ” از روحم در او دميدم، با توجه به اين که «مِنْ» در من روحي، نشويه است كه بيان سرچشمه و منشأ پيدايش چيزي است و اين که اضافه روح به خدا اضافة تشريفي است، لذا منظور از روح، روح مقدّس الهي است كه خدا به آدميان بخشيده است .
پس با توجه به این دو ایه میتوان چنین پاسخ داد که که روح نیز دارای درجاتیست . در جایی ان را خود خداوند معرفی کرده و در جایی امر خداوند و آفریده او .
منِ الهی ما از درجه ی امر نیز بالاتر است و ما باید به این باور برسین که در سرزمین من الهی سکنی گزینیم تا حاکم سرزمین روح امری و ذهن و جسم خلقی باشیم .
ما اگر بپذیریم ما من الهی هستیم آنوقت است که میبینیم ذهن دیگر شیطانی نیست که بر آن هیچ تسلطی نداشته باشیم .
ذهن ساخته ی دست خودمان است و ما در این سایت داریم می آموزیم چگونه این ساخته را که سالهاست خودمان ساختیمش و نسبت ان را به شیطان دادیم را از نو بسازیم . چگونه عادت خود را تغییر دهیم .
به نظر من تمام تمرینات این سایت انسان را در سرزمین من الهی منزل میدهد و کاری میکند که ما به این باور برسیم که تمام پاسخها در خود ماست منتها جایگاه پاسخ دهی ذهن و جسم نیست بلکه باید تغییر کنی و من الهی خود را درک کنی تا به این باور برسی که قادری با یک لفظ ( کُن ) به همه چیز برسی که همینگونه هم هست هر لحظه هزاران سلول در ما زنده و هزاران سلول می میرند . هر لحظه اندیشه های زیادی در ما تولید و اندیشه های زیادی از بین میروند . نگاه کردن به همین قدرت که همین حالا در وجود ماهست نشان میدهد ما به راستی کیستیم و جایگاه و سرزمین اصلیمان در کدام قسمت از وجودمان است .
گرفتار بودن در عادات جسمی و ذهنی بین ما و من الهیمان فاصله انداخته و ما در این سایت داریم تمرین می کنیم که به شناخت من الهی و تواناییهایی که همین حالا هم در وجود ما هست پی ببریم .
آفریدن ذهن و جسم به این دقت را کسی از آسمان و زمین هدایت نمی کند . خود ما هستیم که داریم آن را هدایت می کنیم . ضمیر ناخوداگاه در آسمان و زمین نیست . در خود منست . خود منست که هدایت ذهن و جسم را در دست دارد .
احساس توانایی در بُعد الهی وجود ماست و احساس ناتوانی در بُعد ذهنی ماست .
پس ببینیم با چه احساسی در حال زندگی هستیم .
اگر به خود واقعیمان نظر بیاندازیم و شاهد خود باشیم آن وقت است که میتوانیم بین ابعاد وجودمان هماهنگی ایجاد کنیم .
وقتی بدانم که من خالق زندگی خود هستم و برای این باور کلی شاهد بیاورم تا این باور در من تثبیت شود آن وقت لاغر شدن یکی از هزاران خلقهاییست که من توانمند دارم انجام میدهم همانگونه که چاق شدن را انتخاب کردم لاغر شدن را از آن ساده تر میتوانم انتخاب کنم .
چرا که در چاقی من خلاف آفرینش حرکت کردم ولی در لاغر شدن در جهت افرینش .
من چاقی را با ذهن خود و نتوانستم های ذهنی و قدرت ضعیف خلق ذهنی آفریدم در حالیکه لاغر شدن همواره از روح من در حال جاری شدن به سمت ذهن و جسم منست .
من فرمولهای اصلی روحم را در ذهن و جسمم جاری می کنم .
و اجازه میدهم بتوانم آن را احساس کنم .
وقتی آن را احساس و درک کنم این حرکت را حرکت طبیعی می دانم .
ذهن و جسمم را با خواست روحم همسو می کنم .
و به یگانگی میرسم .
اگر بدانم وظیفه ی ذهن من اینست که قدم به قدم مطابق عادتهای اصلی روح حرکت کند کم کم آفرینش عادات خلاف روح در من کم و کمتر میشود و من هم جهت و همسو با تمام ابعاد وجود خودم به سمت هدف حرکت میکنم .
لاغر شدن در جسم هر لحظه دارد اتفاق می افتد اگر چاق کردنهای ذهن را متوقف کرده و به لاغری ذهنی توجه کنیم این لاغر بودن را در ذهن نیز مشاهده می کنیم . آن وقت ذهن را دشمن خود نمیدانیم . شیطان نمیدانیم . همراهی میدانیم که خودمان ساختیمش .
ذهن در لاغر شدن همراه و کمک کننده ی ماست .
همین حالا هم در ذهن ما لاغری دارد رخ میدهد . همین حالا هم در ذهن ما لاغری جریان دارد منتها باید به آن توجه کرد نه به چاقی .
باید به لاغری ذهن توجه کرد . به گفتگوهای لاغر کننده ی ذهنی . به مشاهدات لاغری . همانگونه که یاد گرفتیم به پروسه ی لاغری جسم توجه کنیم نه به چاقی باید یاد بگیریم به پروسه ی لاغری ذهن توجه کنیم . حتی میتوان گفت لاغری چیز جدیدی نیست که در ذهن ایجادش کنیم . لاغری در ذهن ما جاریست فقط باید به آن توجه کنیم و توجه خود را از چاقی ذهن برداریم .
لاغری هم در ذهن ما جاریست و هم در جسم ما .
توجه ما به آن سبب خلق آن میشود و همانطور که توجهات ما به چاقی سبب خلق آن شد اکنون هم توجه کردن ما به لاغری آن را خلق می کند .
و این توجه هم همین حالا در وجود ما هست و نیازی نیست آن را امر یا خلق کنیم .
وقتی اینگونه مینگریم من الهی را میبینیم که همین حالا کلی آفرینش را به ثبت میرساند .
و تمامی این مطالب درک و تکرار میخواهد تا ما ببینیم چگونه توانستن را . تا ما ببینیم که چقدر توانمند هستیم . حتی لازم نیست توانایی در خود ایجاد کنیم همین حالا این توانمندی در وجود ما هست .
تغییر کانون توجه اگر به صورت استمرار و عادت ما در اید امر و خلق ما دگرگون میشود . به جای اینکه به چاقی امر کنیم با تغییر عادت کانون توجه به لاغری امر می کنیم و بعد آن را خودبخود در جسم خلق میکنیم . همانگونه که چاقی را خلق کردیم .
ما در اینجا از چاقی نیز برای لاغر شدن استفاده می کنیم . ما در چاقی خود را توانمند میدانیم چون بارها آن را خلق کردیم وقتی به آفرینش آن دقیق شویم آنوقت میبینیم به همان راحتی که چاقی را امر و خلق کردیم لاغری را امر و خلق میکنیم و بعد میبینیم این روند همین حالا هم در ما جاریست و ما داریم هر لحظه آن را امر و خلق می کنیم .
نشان های دریافت شده
سلام و درود به خانم فاطمه سادات عزیز خیلی خیلی از این توضیحاتی که دادید ممنونم خیلی مفید و موثر بود بی نهایت سپاسگزارم.
نشان های دریافت شده
سلام دوست بزرگوارم . خدا رو صدهزار بار شکر . امیدوارم همه در کنار هم بتونیم بهترینها رو برای خودمون بسازیم . در ذهن منفی و چاق جا نمونیم و ذهن مثبت و لاغر برای خودمون خلق کنیم .
سلام دوستان واستاد گرامی گام ۶۱ سوال پایان دوره لاغری با ذهن البته نمیدونم سوال دوره لاغری رایگان یا اون یکی خلاصه سوال این بوده واقعا باور شما درباره لاغرشدن چقدر است چقدر باور دارید که میتونید لاغر بشید من وقتی البته اون موقعیکه ورزش میکردم و اون موقیعیکه مدرسه باز بود ی سوال ورزش داشتم که چکار کنم رونم لاغر بشه این سوال داشتم وهنرستان چند تا دبیر ورزش داره هفته ها پیگیر شدم وهر روز زودتر میرفتم دنبال دخترم که معلم ورزشها رو ببینم که چی بشه سوالمو بپرسم دیگه خلاصه مربی ورزش که میخواستم پیدا کروم از نظر من مربی ورزش باید خودش ورزشکار باشه وهم بسیار مناسب هیچ چیز اضافه نداشته نباشهواما شما مدرسیکه خودش چاق بوده وبدون کمک کسی بدون جزو بدون …خودش زحمت کشیده ومتناسب شده وفایلهای به این خوبی مفیدی رو درست کرده من شخصا به حرفاش ایمان دارم ومن الان ۹۰ درصد قبول دارم وقتی متناسب بشم میشه هزار در صد قبول دارم چون نتیجه شو دارم به وضوح میبینم ومن باور دارم که میتونم لاغر بشم اما درس امروز ما دو تا ذهن داریم یکی ذهن خوداگاه ویکی ذهن نا خوداگاه کار ذهن ناخوداگاه که همون روح یا فطرت درون یا قلبه واون ی سری اگاهیها داره از کائنات انرژی کائنات واطلاعات واگاهایی اون کاملا صحیح و رد خور نداره واشتباهم توش نیست چون فرمولهاشو خدا نوشته ودر ضمن همونیه که داره سیستم بدن ما رو کنترل میکنهدودر ذهن نا خداگاه ما لاغر شدن چزعه طبیعتشه بخاطر همینکه ما زضاتن هل داده میشیم به سمت لاغر شدن ر ذهن خوداگاه ما میگه تو نمیتونی لاغر بشی اما ذهن نا خوداگاه ما میگه تو میتونی لاغر بشی حالا اطلاعات خوداگاه از کجا اومده از اطرافیان پدر ومادر وتلاش هایی که ما کردیم برای لاغر شدنو به نتیجه میگه تو نمیتونی لاغر بشی ماذهن نا خوداگاه ما رو هل میده به سمت لاغری ومیگه برو جلو تو میتونی لاغر بشی چرا مارو هل میده چون از این وضعیت ناراحته روح اومده تو این جسم که ویزگی خودش صفات خداوند رو در این جسم تجربه کنه ومطمئن که ی جسم کاق توان حرکتی نداره توان سلامتی نداره وی جسم چاق چومکه نمیتونه خاصتهای روح برابرده کنه از طرف روح پذیرفته نیست ورد میشه وهمواره هل داده میشه به سمت لاغری که برو لاغر شو از طرفیم ذهن خوداگاه ما میگه تو نمیتونی لاغر بشی پس تضاد ایجاد میشه واین دو با هم هماهنگی ندارن ونمیشن و وجود انسان از سه بخش تشکیل شده روح وذهن وجسم جسم فقط تجربه کننده ونمایشکر وتصمیم گیرنده نیست دهن خوداگاه چون حوصله تغییر نداره دائما میگه تونمیتونی لاغر بشیرواز طرفی ذهن نا خوداگاه ما رهبره وی خواستهایی داره که باید باوجسم تجربه بشه مثلا روح ما دوست داره بخشش کردن هدیه دادن تجربه کنه باید از طریق جیم تجربه کنه چرا ذهن خوداگاه میتونه مانع لاغری ما بشه چون شیطان در ذهن خوداگاه ماست وقسم خورده تا زنده هست نذاره ب خوش از گلومون پایین بره وشیطان نمیذاره تجربه لاغری در جسم بوجود بیاد وعدم هماهنگی ذهن خوداگاه ونا خوداگاه باعث میشه جسم مختل بمونه ولاغری رو تجربهدنکنه اگر روح میدونست که ما لاغر نمیشیم وذهن خواگاه که هم که میگه تو لاعر نمیشی اینا با هم همسو میشدن ولاغری امکان پذیر نبود وما دنبال لاغری نمیرفتیم ولی اتفاق نمیافته چون روح میدونه لاغر میشه ودر لاغر ی با دهن ما میگئم که ما انتخاب شدیم هدایت شدیم چرا هدایت شدی چون دهن خوادگاه بارها تلاش کردی به متیجه نرسیدی وبه یک حالت تسلیم رسیدیم در برابر چاق شدن ونا خداگاه از خدا خواستیم درخواست دادیم اجابت شد وما هدایت شدیم به سایت پس در دوره لاعری با ذهن یاد میگیریم که ما میتونیم لاعر بشیم وقتی محتویات ذهن خوداگاه که میگه تو نمیتونی لاغر بشی که شامل فرمولهای اشتباه باکرهای غلط دستورات غلط وباورهای اشتباه هستند اینا رو شناسایی میکنیم وجایگزین میکنیم با افکار صحیح باورهای صحیحدواکنشهای صحیح هماهنگی بین ذهن خوداگاه ونا خوداگاه بوجود میاد وذهن خوداگاه میپذیره که میتونه لاغر بشه ولاعر میشه وذهن نا خداگاه هم که از قبل میدونست پس شگفتی میافرینن سخته اما شدنی برای استادم ودوستان شگفتی ساز شده پس برای مم میشه استاد من برای چاقی اینجکری تلاش نکردم که چی رو با چی قاطی کنم طعمش بهتر بشه من همیشه زجر نحوردن کشیدن اینو نمیخورم چاق میشم وانو نمیخورم چاق مییشم وهمیشه ی جورایی تو رژیم بودم ومن همیشه از قبل هم به اونهایی توجه میکردم که به نتیجه رسیدن ووقتی که ی سنگ بتونه فایل گوش بده کوچیک بشه یعنی من از سنگ کمترممن هم شگفتی میافرینم
شخصی در تماس با استاد به این جمله باور داشته :
گفتن ما انسانها اینجور خلق شدیم که ما معتاد به شیرینی و چربی هستیم اما برای ما ضرر داره و ماباید اونها رو مصرف نکنیم که لاغر بشیم (منم قبل از آشنایی با این مسسر از این افکار داشتم که من با اشتهای زیاد خلق شدم که باید زیاد بخورم تا سیر بشم و منم تمایلم به خوردن زیاد هست و من بیشتر روز رو گرسنه هستم و دوست دارم بخورم اما باید به خودم فشار بیارم و نخورم و یا از غذاهای کم کالری و سبک ستفاده کنم و معده ام رو پر کنم )
استاد از این شخص پرسید :
چقدر باور داری که میتونی لاغر بشی ؟؟طرف گفت اصلا باور ندارم و استاد گفت پس چرا دنبال لاغری هستی؟؟ گفت نمیدونم ؟؟؟(من باور داشتم که میتونم لاغر بشم اما باور نداشتم میتونم بدای همیشه لاعر بمونم میگفتم مگر همیشه در رژیم و سختی باشم که همیشه لاعر بمونم که این اواخر با مانعهای زیادی که داشتم حتی دیگه میگفتم با وجود رزیم و ورزش همیشه من به احتمال زیاد بازهم لاغر نمیشم )
ما یک ذ هن ناخود آگاه داریم یک ذهن خود آگاه داریم
فطرت و اون قلب و روح ما یک سری آگاهی ها داره که اطلاعاتش صحیح هست چون از طرف خداوند هستن و این روح وفطرت ما یک سری اعمال رو در بدن به خوبی و اتوماتیک انجام میده مثل گردش خون و پلک زدن و. .. که بقیه فعالیتها رو هم انجام میده و در درستی کار اون شکی نیست و لاغر شدن هم جز خواستهای روح و یا فطرت ما هست پس روح ما رو هل میده به سمت لاغر شدن اما ذهن ما میگه تو نمیتونی لاغر بشی و جلوی اون فطرت و روح درونی ما رو که لاغری رو دوست داره میگیره (روح ما دوست داره ما در تمام جنبه ها ی زندگی عالی و موفق باشیم و در بهترینها باشیم و روح ما چون جزیی از خدا هست آزادی رو دوست داره شادی رو دوست داره و سلامتی رو دوست داره و خیلی چیزهای دیگه پس لاغری رو هم چون ما رو آزادمیکنه و کلی تجربه های خوب میده رو دوست داره )
اما ذهن خود آگاه میگه تو نمیتونی لاغر بشی پس چرا به دنبال رژیم و روشهای دیگه رفتیم ؟چون فطرت ما میگه برو تو میتونی از چاقی رها بشی چون روح ما اومده تمام صفات خدا رو تجربه کنه و چاقی باعث میشه سلامتی و عبادت و حال روحی و … همه چیز رو تحت فشار قرار میده و این از طرف روح ما پذیرفته نیست و میگه برو لاغر شو اما ذهن ما میگه تو نمیتوتی اما روح و فطرت ما میگه تو میتونی پس با وجود اینکه شکست میخوری در لاغری اما به دنبال لاغری هستی ( من خودم با وجود اینکه بارها رژیم گرفتم و ورزش میکردم و ایده ال میشدم ما دوباره چاق میشدم اصلا چاقی رو نپدیرفتم و میگفتم این حق من نیست و دوباره شروع به کار میکردم که لاغر بشم و این اواخر باوجود کمکاری تیرویید وخوردن قرص هورمونی که همه ی دکترها و اطرافیانم میگفتن چاقی حق تو هست و دیگه طبیعی تو چاقتر بشی عیب نداره اما من بازم اون روحم و اون فطرت درونم گفت نه این چاقی سهم تو نیست این همه زجر و ناراحتی سهم تو نیست و من رو به این راه هدایت کرد )
وجود انسان سه بخش داره روح و ذهن و جسم که جسم فقط تجربه کننده هست و به خودی خود تصمیم گیرنده نیست وقتی در ذهن اطلاعات چاقی و فرمولهای چاقی ذخیره بشه جسم هم چاقی رو تجربه میکنه چون میاد داخل لایه ی آخر و جسم میشه تجربه اش اون چیزی که در ذهن هست و چون ذهن پر از فرمولهای چاقی هست میگه تو نمیتونی لاغربشی اما چون روح درونی تر هست یه خواسته هایی داره که باید با جسم تجربه بشه مثلا روح تو بخواد بخشش رو تجربه کنه نمیشه چشمات رو ببندی و بگی من بخشیدم یعنی جسم تجربه کننده هست ما با جسم باید فرمان روح رو تجربه کنم اما چون ذهن میگه نمیتونی و چون ما باور نداریم در نهایت تجربه ی چاقی صورت میگیره(
و چون شیطان در ذهن ما هست قسم خورده نزاره آب خوش از گلوی ما پایین بره پس ذهن میگه نمیشه تا روح اون رو تجربه نکنه و تجربه ی لاعری به جسم نرسه .(چقدر واقعیت جالب هست که جسم تصمیم گیرنده نیست فقط تجربه کننده هست ولی من بارها به جسم خودم فشار وارد میکردم و از اون لاغری رو میخواستم که مقطعی من به نتیجه میرسیدیم اما هیچ وقت داییمی نبود چون ذهنم پر از فرمولهای چاق کننده بود و من رو وادار بخوردن میکرد من باید از کسی کمک بگیریم که در بدن من دستور ها رو صادر میکنه مثل صربان قلبم و یا گردش خودنم و یا سلول سازی و این کار هیچ کس به حز مغز من نیست در بدنم و حتما خوردن رو هم خودش صادر میکنه که در چاقها به خاطر یه سری اطلاعات و تصویرهای غلط در ذهن مغز زیاد دستور خوردن صادر میکنه و در لاغرها چون ذهن دخالتی نداره مغز اتوماتیک خودش فرمان درست صادرمیکنه و لاغرها هم اصلا نه افکار و نه باورهای اشتباه ندارن و خوردن رو یه فعالیت مثل بقیه فعالیتهای جسم میدونن مثل نفس کشیدن و خیلی راحت و به اندازه میخورن )
پس روح که خو استه اش لاغر شدن هست و اگر ذهن باهاش هماهنگ بشه نتیجه اش عالی میشه.
و اما روح ما میدونه میشه لاغر شد چون به این سایت هدایت شدید(پس اگر اینجا در این سایت هستم باید امیدوار باشم با تمام مانعهای دهنی ای که دارم من میتونم لاعر بشم چون هدایت شدم )
چون بارها من لاغر شدم و اما نتیجه ماندگار نگرفتم خودم رو ناتوان دیدم در مقایل لاغری و من ناخود آگاه از خدا کمک خواستم و به حالت تسلیم دراومدم (من واقعا این اواخر رژیم ام در همچین حالتی بودم و از خدا کمک میخواستم که دیگه کاری از دست من بر نمیاد باید چیکار کنم تا به جسم ایده الم برسم چون هم رزیم داشتم هم ورزش ولی نتیجه به اندازه تلاشم که نبود هیچ تازه وزنم اصافه میکردم و با سختی خیلی مقدار جزیی وزن کم میکردم )
ذهن رو باید با روح هماهنگ کنید وبا افکار و باورها و رفتار درست و صحیح هماهنگ کنید .
ذهنتون رو خالی کنید از موانع و ذهنتون رو متقاعد کن که میشه لاغر شد ساده نیست اما شدنی هست پس اگر اگر ذهنتون پاسخ داد من نمیتونم باور کنم میتونم لاغر بشم ؟ بهش بگو پس چرا جستجو میکنم و به دنبال روشهای لاعری هستم؟.(منم هم قبلا که در رژیم بودم ذهنم میگقت تو نمیتونی یه لاغر فوق العاده باشی مگر با زجر و سختی و نخوردن و در نهایت هم تو استخون بندیت درشت هست و خیلی لاغر نمیشی و اگر هم بشی نتیجه ماندگار نخواهد بود و اما حالا میگم جسم من هیچ مانعی نداره و من به راحتی میتونم یک متناسب فوق العاده بشم و جسم من به سرعت داره هر روز به سمت لاغر شدن حرکت میکنه )
یه ذهن منطقی هست که میگه نمیتوتی و یه روح هست که میگه تو میتونی
اگر بارها به دنبال لاغری بودی درحالی گه گفتی نمیتونی لاغر بشی فکر کن ببین چرا ؟؟؟(چون زمانی که رژیم داشتم بارها ته دلم گفتم چطور چاق بشم من که هر کاری نیاز هست دارم انحام میدم پس چرا چاقم؟ و یا میگفتم من از خیلی متناسبها کمتر میخورم پس چرا چاقم؟ و یا میگفتم چطور یه قرص من رو چاق کنه؟ من که باور نمیکنم و یا میگفتم من تا کی باید نخورم و رژیم داشته باشم اخه تا کی نباید بخورم ؟این زندگی با این همه سختی که نمیشه ؟)
من از وقتی که در این مسیر هستم روز به روز دارم خوش اندامتر و زیباتر و جوانتر و شادابتر میشم .
و هر کسی فقط یک در صد قبول داشته باشه میتونه للعر بشه با استمرار و تعهد و انگیزه موفق میشه .
من باید برای خودم هدف تایین کنم که من باید به وزن ۵۹ کیلو و سایز ۳۸ به زودی برسم .
اگر قرار باشه با قدرت ذهن به جایی برسم میخوام به یک وزن عالی برسم مثل اون عکس که دوستش دارم تا اینجا اومدم بقیه اش رو هم میرهم و به خودم قول میدم و میخوام به یک جسم زیبا و تراشیده برسم .(چقدر عالی مطمعنم به زودی میرسم )
و اصلا کاری به سنم و یا منعهای دیگه که قرص میخورم و یا غذاهای چرب و سرخ شده میخورم و یا فعالیت ندارم و …ندارم تا وقتی انگیزه دارم به هدفم میرسم و تا زندم دنبال میکنم و تلاش میکنم و فقط به حرفم نیست که من دوست دارم و … هر چقدر برای لاعر شدن تلاش کردید لاعر میشید (من واقعا دارم تلاش میکنم و وقت میزارم و انگیزه دارم و هدفم بدام مهم هست و در کنار تمام روزمرگیها و زندگی شخصیم به دنبال این فایبها و انوزشهای استاد هم هستم تا نتیجه ی عالی بگیریم به زودی به وزن ایده الم میرسم )
هر وقت میخواهی به هدفی برسی نگاه به شکست خورده ها نکن
اصلا بخواهی به یه شهری برسی و سفر کنی ممکنه یه عده به دلایلی نرسن یا خوابشون بگیره و یا … وولی ما باید به دنیال افرادی باشیم که رسیدن پس همیشه به دنبال افرادی باش که نتیجه گرفته (من به خودم که نگاه میکنم میبینم بدون هیچ کار خاصی بدون هیچ فعالیت و رزیم و کاری تونستم یک کلی با قدرت دهنم وزن کم کنم پس بقیه ی اصافه وزنم رو هم به زودی از دست میدم و خیلی برام جالب عست که دهنم اینقدر قدرت داره و من بهش ایمان دارم که من رو مثل همین نتایجی که گرفتم دوباره به نن نتایج عالی میده و متناسب فوق العاده میکنه و نگاه به استاد و دوستان شگفتی ساز هم میکنم که چقدر دوستان نتایج عالی در دو ماه گرفتن پس منم میتونم )
امکان نداره کسی دورها ر انجام بده و نتیجه نگرفته باشه .
در دوره ی آموزشی ما باید ذهن ناخود اگاه رو با روح هماهنگ کنیم .
ا .
وقتی که این مسیر رو شروع کردین
نتیجه رو ذهن تعیین میکنه نه شرایط .(یعنی به دنبال مربی و باشگاه و عداها نیستم که با التماس به اونها من لاعر بشم و اون شرایط برایمن نتیجه رو رقم بزنه فقط از طریق ذهنم من به نتیجه میرسم و در تمام جنبه ها ی زندگیم بدون توحه به شرایط اطرافم من میتونم موفق بشم مثل استاد )
اگر رفتار اشتباه داشتیم اما وقتی در مسیر صحیح باشی مهم نیست نگران نباشید و ادامه بدید .(ما باید به تعداد رفتارهای درست خودمون توجه کنیم اگر تعداد اونها از تعداد رفتارهای علط بیشتر باشه در نهایت موفق میشیم )
چطور میتونم انگیزه رو بالا ببرم :هر چقدر انیگزه بالاتر باشه به فایلها هم با علاقه گوش میدی ودنبال میکنی (باید هدف برای ما مهم باشه هر چقدر هدفت مهم باشه برات تعهد و انگیزه و اشتیاق هم برای ما بیشتر میشه و با استمرار ما موفق میشم )
مهم نیست چند کیلو هستی مطمعن باش یه روز در وزن ایده ال بودی و ردش،کردی پس به تمام اصافه وزنت فکر نکن و بگو من میخوام یک کیلو یک کیلو کم کنم ما گرم به گرم اضافه کردیم اما میخواییم ۵۰ کیلو یه دفعه کم کنیم خوب ذهنمون هنگ میکنه و میگه اصلا تو نمیخواد لاعربشی (من خودم به خودم میگم من بارها ۳۰ کیلو و ۲۵ کیلو و ۱۸ کیلو و بیشتر حتی کم کردم شاید نزدیک ده بار و با لاعری از طریق دهنم یک عالمه کم کردم ولی دقیق نمیدونم و حالا این ۶ کیلو هم که فکر کنم در این حد باشه شاید هم کمتر باشه رو میخوام با قدرت ذهنم کم کنم و ایده ال بشم و اصلا چیز زیادی نیست و من به راحتی میتونم بدون زجر و سختی من للعر بشم خیلی راحت مثل سایر فعالیتهای جسمم مثل نشست و ب خاستم مثل راه رفتن من به همین راحتی به وزن ایده الم میرسم )
اگر واقعا گرسنه هستین و عدا نمیخورین اشتیاه میکنید چون جسم رو در وضعیت قحطی گذاشتن خطر ناک هست فرض کن وعده ی قحطی به تو در یک مواد غذاییو یا خوراکیها بدن ببین مردم هجوم میبرن برای خریدن پس تو هم هی نخور نخور ولی دهنت چون با قحطی مواجه میشه یه جایی شروع به خوردن میکنه که عجیب و غریب هست چون جسم رو در حالت قحطی قرار دادیم و ذهن ما شروع میکنه به ذخیره سازی مثل مردمی که صف میبندن برای جمع کردن مواد غذایی و هیچ وقت با رنج گرسنگی نمیتونید به لذت تناسب اندام برسید .(من بارها از این رفتارها داشتم و همیشه میگفتم چرا متناسبها نمیتونن بخورن و من همیشه گرسنه هستم و همیشه میل به خورد داشتم و یه جاهایی مثل مسافرتها و یا مهمانیها و یا روزهای تعطیل و یا تفریحها من بسیار میخوردم طوری که خودم بعدش وحشت میکردم و به همه میگفتم چقدر زیاد خوردم و بعدش حالت تهوع و دل درد میگرفتم و از شدت سنگینی رو به چایی با لیمو عمانی میوردم و در نهایت کلی عداب وجدان و رفتار زشت پرخوری و افکار چاق کننده با هم داشتن و یادم هست در نخوردن چیپس و پفک چون جز محدودیتهای رزیم ام بود و یا نخوردن فست فود یه رفتارهایی از من سر میزد که خودم وحشت میکردم و حالا هر طور بخوام انجامشون بدم نمیتونم و حالم بد میشه و حالا میفهمم رژیم چقدر ما رو داغونتر میکرده و چقدر راه غیر اصولی بوده و م اما الان اگر چه هنوز نتیجه ی نهایی رو ندیدم اما از درون متناسبترم چون دلم نمیخواد زیاد بخورم میلم به همه چیز نمیکشه و در حد رفع نیازم میخورم و اصلا ذهنم احساس کمبود و قحطی نداره و خیالش جمع هست هر چی بخواد در هر زمانی میتونه به اندازه نیازش بخوره اما به شرط نیاز داشتن جسم به غدا و من از اون رفتارها خیلی کم تا حالا داشتم که اونم نه به شدت قبلا و سریع هم افکارم رو درست کردم و ناراحت نشدم )