اگه از بچگی بارها شنیدی که «چاقی ارثیه!» یا «آدم چاق همیشه چاق میمونه!» یا دائم تصویر آدمای چاق و خسته رو توی تلویزیون و جمعهای خانوادگی دیدی، خب طبیعیه که یه صدایی توی مغزت بگه: «تو نمیتونی لاغر شی!» 🤯
همین صداها، همین باورهای قدیمی، همونا که از شنیدن و دیدن رفتن توی ناخودآگاهمون، باعث میشن یه مقاومت ذهنی در برابر کاهش وزن شکل بگیره. یه جور دیوار نامرئی که جلوی لاغر شدنمون وایساده! 🧱
و دقیقاً همینه که باعث میشه نتیجه نگیری… چون تا وقتی مقاومت ذهنی در کاهش وزن حل نشه، جسم نمیتونه آزاد و رها بره سمت لاغری. ✨
🔍 جستجو برای رفع موانع لاغر شدن!
اگه تا حالا سعی کردی لاغر شی و نشد، احتمالاً این جملهها واست آشناست:
🙄 «چرا با اینکه رژیم گرفتم، وزنم تکون نمیخوره؟!»
🥵 «چرا با ورزش و عرق ریختن باز هم شکمم کم نمیشه؟!»
🚶♀️ «هر روز پیادهروی میرم، اما خبری از لاغری نیست!»
🍽️ «هیچی نمیخورم، ولی بازم لاغر نمیشم! چرااا؟!»
اینا فقط چندتا از اون “چراهای پرغصه” هستن که ذهن یه آدم چاق با خودش زمزمه میکنه. یه ذهن خسته از تلاش، از شکست، از دیدن عدد ثابت ترازو. 😞

و وقتی هی نتیجه نمیگیری، ناخودآگاه میری دنبال دلیل!
📱 گوگل میکنی، 📺 پیجای لاغری رو زیر و رو میکنی، 📚 مقاله میخونی،
حتی از دوست و آشنا میپرسی: «به نظرت چرا من لاغر نمیشم؟»
انگار یه مانعی هست، یه چیزی که نمیبینیش، ولی حسش میکنی…
✅ و اون چیزی نیست جز مقاومت ذهنی در کاهش وزن! همون دیوار نامرئی توی مغز، همونی که جلوی تغییر واقعی رو میگیره.
🧠 ذهنی که پر شده از باورهای قدیمی، تجربههای شکستخورده، حس بیارزشی، و تلقینهای اشتباه… و اینا همش میشن موانع لاغر شدن.
حالا هرچی تلاش فیزیکی میکنی، رژیم میگیری، ورزش میکنی، باز اون مانع ذهنی کار خودشو میکنه. مثل یه ترمز پنهان که اجازه نمیده حرکت کنی 🚦

✨ مقاومت ذهنی در کاهش وزن
هممون یهجایی توی زندگیمون اینو گفتیم:
“میخوام لاغر شم… ولی نمیتونم. یه چیزی تو ذهنم نمیذاره!”
🧠 مقاومت ذهنی در کاهش وزن از کجا میاد؟
برخلاف اون اشتیاق عمیق و طبیعی که برای لاغر شدن تو وجود همهی ما هست – حتی اگه به زبون نیاریمش – مقاومت ذهنی در کاهش وزن اصلاً طبیعی یا ذاتی نیست.
بلکه اینو خودمون با مرور مکررِ یهسری فکرای محدودکننده ساختیم.
- “چاقی توی خانوادهم ارثیه!”
- “از بچگی استخونبندیم درشته!”
- “من اراده ندارم…”
- “همیشه رژیم گرفتم و شکست خوردم پس دیگه نمیتونم…”
همهی اینا اطلاعاتیان که بارها و بارها به ذهنمون تزریق کردیم، اونم با علاقهی خاص! 😂💉
💡 اما اشتیاق چی؟ اونه دیگه فرق داره!
برعکس مقاومت ذهنی، اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن یه واکنش درونی و هوشمندانهست؛ از طرف سیستم دفاعی بدن میاد، درست مثل وقتی که بدن میفهمه یه جاییش زخم شده و سریع شروع میکنه به ترمیمش.
بدن ما، حتی اگه نپذیریم، چاقی رو یه تهدید جدی برای سلامت میدونه. پس بیوقفه تلاش میکنه با ساختن اشتیاق، ما رو به سمت رهایی از اون سوق بده. 💪
حالا این وسط، مقاومت ذهنی در کاهش وزن همون دیو بزرگیه که خودمون پرورش دادیم. هرچقدر بیشتر باهاش حرف زدیم، بیشتر باورش کردیم، بیشتر تقویتش کردیم.
برای همینم هست که دو نفر با وزن و شرایط مشابه، ممکنه یکی خیلی زود متحول شه و یکی دیگه اصلاً نتونه حتی یه قدم جلو بره.
- برای یکی باور “ارثی بودن چاقی” مثل کوه محکم شده 🏔
- اما برای یکی دیگه “کمتحرک بودن” عامل اصلی شده.
در حالی که هردو عامل شاید واقعی نباشن، فقط چون زیاد تکرار شدن، قوی شدن.
🔄 راه حل چیه؟ دوست شدن با ذهن، نه تسلیم شدن بهش!
اگه تا امروز فکر میکردی “من قربانی مقاومت ذهنیم هستم”، وقتشه ورقو برگردونی! 🌀
تو قربانی نیستی، بلکه خالقِ مقاومت ذهنیات هستی… و وقتی خودت اونو ساختی، پس میتونی از بین ببریش.
تنها کاری که باید بکنی اینه:
- باورهای محدودکنندهتو بشناسی و بنویسی 📝
- هر روز روی تغییرشون تمرین کنی، درست مثل ورزش دادن یه عضله 💪
- به اشتیاق ذاتیات برای لاغر شدن گوش بدی، نه به صدای بلندی که تو ذهنته ولی از دیگرانه
مقاومت ذهنی در کاهش وزن چیز عجیبوغریبی نیست. یه داستان خودساختهست که ما هر روز داریم براش فصل جدیدی مینویسیم.
اما حالا وقتشه این کتابو ببندیم، و یه فصل تازه بنویسیم… فصلی به نام «آزادی ذهن و بدن» 💖✨
اگه حس میکنی این مقاومتا هنوز تو ذهنت هستن، دعوتت میکنم حتماً دورهی «پاکسازی چاقی ذهن» ما رو تجربه کنی.
اونجا با هم قدمبهقدم یاد میگیریم چطور ذهنو دوباره تنظیم کنیم 🎧🧠

🌪️ عوامل ایجادکننده مقاومت ذهنی در کاهش وزن
هر اطلاعات یا آگاهیای که به هر طریقی بهعنوان دلیل چاقی یا توجیه لاغر نشدن وارد ذهن ما شود، میتواند در شکلگیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن نقش داشته باشد. 🧠🚫
نکتهی مهم این است که هرچه سن چاقی افزایش پیدا کند و دفعات تلاش برای لاغر شدن بیشتر و بیشتر بینتیجه بماند، فرد بهطور ناخودآگاه در جستجوی دلایلی برای توجیه این ناکامیها در ذهن خود خواهد بود. یعنی:
ذهن ما برای تسکین درد و رنجِ لاغر نشدن، خودش مشغول ساختن مقاومت ذهنی میشود! 🩹🧩
در واقع، بسیاری از افراد چاق بهطور ناخواسته و ناخودآگاه، برای محافظت از خود در برابر حس شکستهای قبلی، دیوارهایی از مقاومت ذهنی در کاهش وزن دور خود میسازند.
این دیوارها آرامبخش هستند، اما در عین حال مانعی قدرتمند برای رهایی از چاقی محسوب میشوند. 🧱😞
🧠 مقاومت ذهنی از کجا تغذیه میشه؟
این اطلاعات و باورها تحت تأثیر محیط زندگی ما شکل میگیرند:
👨👩👧 محیط خانوادگی
🗣️ دوستان و همکاران چاق که باهاشون درد دل میکنیم
📺 رسانهها، مجلهها، شبکههای اجتماعی
📚 مقالات علمی یا غیرعلمی که دنبال میکنیم
ما هر روز، با اطلاعات خاصی مواجه میشیم که به ذهنمون خوراک میدن. ذهن هم مثل یه آشپز ماهر، این خوراکها رو با دلایل و منطقهای خودش ترکیب میکنه و میگه:
“آهان! پس حق داری که لاغر نمیشی…” 🤷♀️
و اینگونه است که مقاومت ذهنی در کاهش وزن در ذهنمون قدرت میگیره و لاغری برامون تبدیل به رؤیای دور و دنبالهداری میشه که همیشه فردا ازش شروع خواهیم کرد! 😔📆

✨ لاغری با ذهن و اصلاح مقاومت ذهنی در کاهش وزن 🧠💪
بیشتر روشهایی که ما در مسیر لاغری تجربه کردهایم، مثل رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا یا قرصهای لاغری، در ظاهر برای کمک به کاهش وزن طراحی شدهاند.
اما واقعیت اینه که بسیاری از این تلاشها فقط باعث تقویت مقاومت ذهنی در کاهش وزن شدهاند. 😣🧱
چرا؟ چون هر شکست، هر بازگشت وزن، هر بار خسته شدن، پیامی به ذهن میفرسته که:
«من نمیتونم لاغر بشم!»
من خودم ۳۵ سال از زندگیام رو با چاقی گذروندم. روشهای زیادی رو امتحان کردم: رژیم، دمنوش، کالریشماری، کلاس بدنسازی… اما نه تنها لاغر نشدم، بلکه مقاومت ذهنی در لاغر شدن در من بیشتر و بیشتر شد. 🚫⚖️
ذهن من پُر شد از جملاتی مثل:
- «چاقی تو ارثیه!» 👨👩👧👦
- «سنت رفته بالا دیگه لاغر نمیشی!» 🎂
- «هورمونهاته، کاریش نمیشه کرد!» 🧪
- «تو عاشق غذایی، نمیتونی خودتو کنترل کنی!» 🍰
این افکار، فقط فکر نبودن… سنگهای دیوار مقاومت ذهنی در کاهش وزن بودن! 🧱🧠
و هرچی سن چاقیام بیشتر شد، چاق شدنم آسونتر و لاغر شدنم سختتر شد.
🎓 راه نجات: ورود به سرزمین لاغرها
یکی از بهترین تصمیمهایی که توی زندگیام گرفتم، تهیه و تدوین دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها» بود. 🌍💡
در این دوره، قدمبهقدم یاد میگیری:
- چطور اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن رو دوباره فعال کنی
- چطور مقاومت ذهنی در کاهش وزن رو ریشهای درمان کنی
- و چطور از طریق آموزش، تمرین و آگاهی، ذهنی متناسب بسازی که بدن متناسب رو خلق کنه 💫
هر دقیقهای که برای آموزشهای ذهنی وقت میذاری، در واقع داری بنزین میریزی توی موتور اشتیاقت برای لاغر شدن! ⛽🔥
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای عبور از مانع مقاومت ذهنی در کاهش وزن، تنها دانستن کافی نیست، بلکه تمرین کردن کلید اصلی ماجراست. تمرین باعث میشود ذهن شما آگاهانه و ناخودآگاه شروع به تغییر کند و باورهای محدودکنندهای که سالها در ذهنتان خانه کردهاند، کمکم جای خود را به اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن بدهند. 🔓🧠✨
📌 سوالات تمرینی:
- تجربهی شما درباره داشتن اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن چیست؟ این اشتیاق چه زمانی بیشتر و چه زمانی کمتر بوده است؟ شرح دهید.
- استفاده از روشهای مختلف لاغری مثل رژیم، ورزش شدید یا داروها، در شما باعث تشدید اشتیاق لاغری شده یا مقاومت ذهنی در کاهش وزن ایجاد کرده؟ مثال بزنید.
- شنیدهها و دیدگاههای دیگران درباره چاقی و لاغری، چه تاثیری در شکلگیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن در شما داشته است؟ مثال بزنید.
- برخی از باورهای ذهنی محدودکننده خود را که باعث ایجاد مقاومت ذهنی شدهاند، نام ببرید و دربارهشان توضیح دهید.
- آشنایی با روش لاغری با ذهن چه تأثیری بر نگرش شما نسبت به لاغری گذاشته؟ آیا باعث ایجاد اشتیاق بیشتر در شما شده است؟
لطفاً پاسخ خود را در بخش نظرات همین صفحه با دقت بنویسید و با دیگر همراهان تناسب فکری به اشتراک بگذارید. 💬💙
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.48 از 67 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
تنها قدرتی که تکان می دهد ولی هرگز تکان نمی خورد قدرت خداست ….وهمواره در وجودم جاریست…
سلام و درود بر استاد عزیز و دوستان توانمند و قدرتمند
مقاومت ذهن مانع لاغر شدن می شود!….
در تمام سالهایی که اضافه وزن داشتیم دلایلی برای چاق شدن خود داشتیم که هر بار با تکرار و توجه خودمون این فرمولهای ذهنی چاق را در ذهنمون پررنگ تر می کردیم ..دلایلی از قبیل اینکه چاقی من ارثی هست یا برای کم تحرکی منه یا سوخت و ساز بدنم کمه و …..
و این فرمولهای ذهنی چاق مانع از لاغری من می شدند …چون خودم به ذهنم دیکته کرده بودم
عملکرد ذهن نسبت به شناخت فیزیک و متافیزیک
یک سری از تجربیاتی که ما در طول روز به دست میاریم فیزیکی هستند یعنی قابل لمس هستند غذا می خوریم یا می خوابیم یا رانندگی می کنیم و وقتی در مورد این تجربیات با دیگران صحبت می کنیم شناختی نسبت به این موضوعات دارند چون قابل لمس و دیدن و شنیدن هستند مثلا تعریف می کنیم ماشین jukeیک طراحی فوق العاده زیبا و اسپرت داره و فرد مخاطب ما چون خودش دیده متوجه صحبت ما میشه اما یک سری از تجربیات ما در طول روز متافیزیکی هستند یعنی قابل دیدن و شنیدن و لمس نیستند مثل احساس شادی یا ذوق یا شفقت یا عشق و هر فردی نسبت به باورهاش و یا تجربه خودش یک فرایند ذهنی و احساسی مختص به خودش داره به هر حال یا خودش تجربه کرده یا از شنیده های دیگران اطلاعاتی در مغزش ثبت کرده و یه جورایی این تجربه این احساسات قابل به توصیف و بیان به دیگران نیست و هیچ تعریف مشخص شده ای نداره مثلا در موضوع عشق این شناخت و درک خیلی گسترده است ولی هر فردی نسبت به تجربه مسیر زندگی خودش و به اندازه ظرفیتش درک می کنه ممکنه وقتی صحبت از عشق میشه فردی عشق مادر و فرزندی را حس کنه یا عشق یک زوج به همدیگه شاید عشق به یک الگو و شاید تجربه یک شکست عشقی و انگار بعد متافیزیکی اصلا بی پایانه مثلا عشق پایان نداره بی انتهاااااست …..عمییییییق …و تجربه هر نوعی از آن برای تکامل و درک عشق الهی ضروریست
ما در طول روز از طریق افکارمون داریم آفرینش می کنیم غذا درست می کنیم یا نقاشی می کشیم یا غزل سرایی شاید هم نویسندگی ..و قبل از هر کس خودمون خیلی ذوق می کنیم و احساس فوق العاده ای در ما به وجود میاد حالا اگر دیگران هم از آثار هنری ما که آفرینش ما هستند تعریف و تمجید کنند خیلی حالمون خوب تر میشه و لذت میبریم ذهن ما یک قدرت بی نهایت داره که می تونه در جهت مثبت و احساس خوب ما آفرینش داشته باشه و یا در جهت منفی و احساس بد ما !….
اما ذهن به خودی خود کاری انجام نمی ده در واقع ابزاری هست در اختیار ما مثل دیگر عضوهای بدنمون دست و پا یا زبان که در اختیار ماهستند ولی قابل رؤیت نیست اتفاقی که افتاده اینه که ذهن یک کامپیوتر خالی بوده با ما و برای خدمات رسانی به ما متولد شده و ما ناخواسته یا ناآگاهانه اطلاعاتی از طریق ورودی های ذهنمون واردش کردیم و اون هم به وظیفه خودش عمل کرده در طی این سالهای عمرمون اطلاعات را پردازش کرده و خیلی هوشمندانه برنامه نویسی کرده برنامه چاقی یا فقر و شکست یا عزت نفس و قدرت …. و طبق آنچه ما خودمون بهش اطلاعات دادیم داره مسیر زندگیمون را باز می کنه پس ذهن به خودی خود هیچ قدرتی نداره و کاملا در اختیار منه !…حالا به لطف خداوند در مسیر خودشناسی و آموزش های ذهنی قرار گرفتیم و آگاه شدیم ما خالق زندگی خود هستیم و ذهن هم ابزاری قدرتمند است در دست ما …داریم روش کار باهاش را یاد میگیریم پس کمی متوجه شدیم که حال خوب و بد من برای ذهن فرق نداره فقط نسبت به اطلاعات ذخیره شده هماهنگی ها را انجام میده !…
فرمولهای غیر صحیح را شناسایی می کنیم و فرمولهای صحیح را جایگزین می کنیم و همون ذهنی که سالها برنامه چاقی برنامه انتخابیش بود میره روی لاین لاغری که طبیعت ما هست …
حالا اگر ما ناآگاهانه دائم تکرار کنیم مقاومت ذهن دارم یعنی داریم قدرت را از خودمون میگیریم و میدیم به ذهن و این هم خودش یک فرمول ذهنی ماانع تغییر و پیشرفت هست که به راحتی دیگه نمی تونیم فرمولهای ذهنی چاق را شناسایی کنیم و فرمولهای صحیح را جایگزین کنیم …
در واقع وقتی ما می خواهیم تنبلی کنیم یا هدفمون خیلی برامون مهم نیست این بهانه را میاریم که ذهنمون مقاومت داره ….ذهن ما تغییر را دوست نداره چون باید انرژی آزاد کنه و از حالت تکرار بیاد بیرون و برای کارهایی که به زور انجام میشه یا حوصله نداریم سعی می کنه ما را به حالت قبل و تکرار هدایت کنه ولی اگر هر کاری با لذت و عشق و شوق بخواد انجام بشه اتفاقا خیلی خوب همکاری می کنه ما باید سعی کنیم آموزشهای ذهنی را برای لاغری یا بهبود روابط یا ثروت جز اولویتهای زندگی خودمون بدونیم و دائم بپرسیم چطور می توانم با احساس بهتری ادامه بدهم !؟.چه کارهایی انگیزه و اشتیاق منو در این مسیر زیاد می کنه ؟!.
نتیجه و هدف که تناسب اندامه چه پاداشهایی برای من داره چه آزادی هایی نصیبم میشه ؟!
من حدود یک ماه است که آموزش زبان ثبت نام کردم اوایل خیلی ذوق داشتم فقط می گفتم فردا صبح بشه برم فایل بعدی و با دخترکوچیک۴ساله ام در حد ساده و ابتدایی صحبت می کردم و کلی بهمون خوش می گذشت ولی احساس می کنم چندروزیه ذهنم همکاری نمی کنه باهام به زور شده یادگیری و میگه نیاز نداری یا خودت گفتی لاغری اولویته و تا زمانی که لاغر نشویم تمرکز نمی تونیم داشته باشیم روی مو۱وع دیگری !… یا استاد گفته عجله نکن و …خلاصه منم فقط دارم ادامه می دهم…
.ولی متوجه شدم که باید یه چندساعتی وقت بزارم و حلش کنم …در نهایت قدرت منم و باید بیینم حرف حساب این بچه (ذهن )چیه !؟…چه طور می توانم با شوق و انگیزه روز اول ادامه بدهم !؟…چه موانعی در ذهنم هست ؟!
اصل ماجرا در تفکر است و اکثرهم لایعقلون
من روح پاک الهی هستم و جزئی از کل
خدایا شکرت
خدایا عاااشقتم ❤️
طلب خیر برای استاد پر مهر سپاااسگزارم
هم مسیری های عزیز در عشق و بالندگی در مسیر مستقیم خداوند مانا و پاینده باشید.
نشان های دریافت شده
بهنام خداوند بخشنده مهربان مقاومت ذهنی کلمه ای است که ما وقتی ایمان و باور نداریم که کاری را می توانیم انجام دهیم از اون استفاده میکنیم وقتی که آموزش ها رو از روی تنبلی انجام نمیدیم یا وقتی پیگیر نیستیم تمرین ها را انجام بدیم و روی خودمون کار کنیم پس نتیجه هم نمیگیری وقتی میگیم ذهنم مقاومت داره درحالی که ذهن تحت تسلط قدرتی از خودش نداره اگر مادر ناخودآگاه مون ایمان و باور داشته باشیم که می توانیم کاری را انجام بدیم حالا اون کار لاغری باشه یا انجام خیاطی باشه یا تعمیر ماشین باشه آشپزی یا غیره پس می تونیم وقتی خودمون رو آدم با عرضه بدونیم برای انجام کارها آرامش خاصی داریم و خودمون رو قبول داریم وقتی شروع به انجام کاری میکنیم پیش خودمون میگیم وقتی یه نفر در جهان تونسته این کار رو بکنه پس من هم میتونم و به خودمون امیدواری میدیم و جوری به مسئله نگاه می کنی که قابل هل فقط راهش رو باید پیدا کنیم حالا چه جوری راهش را پیدا کنیم با طرح سوال های خوب مثلاً از خودمون بپرسیم چه جوری من میتونم زمانبندی درستی توی زندگیم داشته باشم که روی برنامه ریزی که استاد انجام دادند هر روز فایل هام رو گوش بدم مثلاً سوال خوب دیگه اینه که چه جوری میتونم اشتیاق مرو برای ادامه دادن این مسیر زیبا حفظ کنم یا این سوال چه جوری میتونم کارهایی را انجام بدهم که از آموزش های لاغری با ذهن توی جاهای دیگه زندگی استفاده کنم و خیلی سوال های خوب دیگه وقتی این سوال های خوب پرسیده بشه ضمیر ناخودآگاه ما یا فرشته های مهربون ما میگرده یه جواب خوب میده اینجوری میشه که ما هدایت میشی که مقاومت ذهنی را برطرف کنیم خیلی خوب و خیلی راحت امیدوارم که همه دوستان در این مسیر زیبا موفق و موید باشند
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان خوبم
کسانی که فکر میکنند مقاومت ذهنی دارند از این موضوع بی اطلاع هستند که ذهن قسمتی از آنهاست و متعلق به آنهاست و هر کاری را برای آنها انجام میدهد طبق نگرش شان و انتظارشان
مثلا در مورد دلیل لاغر شدن اگر کسی بخواهد به خاطر دیگران لاغر شود در آنصورت ذهنش با او همکاری نمیکند چون ذهن کاری برای کس دیگر انجام نمیدهد فقط برای خود شخص کاری انجام میدهد
آنوقت است که آن شخص فکر میکند مقاومت ذهنی در برابر لاغر شدن دارد اما اگر او نگرش خودش را در مورد لاغری تغییر دهد و فقط برای خودش و شادی و سلامتی خودش بخواهد لاغر شود نه برای دیگران آنوقت است که ذهنش با او همراه میشود
پس باید دلیل اینکه ذهنمان با ما همراهی نمیکند را پیدا کنیم و نگرشمان را اصلاح کرده و آنوقت به آسانی در می یابیم که مقاومت ذهنی یک فکر و عقیده اشتباهی بیش نیست
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوب و پرتلاشم .
اول اینکه استاد امیدوارم حال جسمی شما و او ضاع کمر شما خیلی خیلی بهتر و عالیتر از دیروز شده باشه و رو به بهبودی کامل باشید و همیشه در مسیر سلامتی و شادابی و موفقیت و حال خوب باشید .
منم جز افرادی هستم که همیشه به خودم میگم زمانی که به تناسب اندام ایده الم برسم و اون جسم دلخواهم رو خلق کنم میتونم الگو باشم برای خیلیا که انگیزه بگیرن از من و تغییرات من و اونها هم قدمی بردارن برای رسیدن به لاغری و به سمت لاغری حرکت کنن .
موضوعات در جهان دو دسته هستن بعضی از اونها فیزیکی هستن و قابل لمس هستن و اما بعضیها قابل لمس نیستن و دیده نمیشن و در واقع متافیزیکی هستن و هر انسانی به اندازه ای که اون موضوعمتافیزیکی رو درک کرده تجربه اش متفاوت هست مثلا تعریف از عشق در انسانها متفاوت هست و یا تعریف از شادی در انسانها متفاوت هست ممکنه کسی از دیدن یک درخت و یا یک دوست شاد بشه ممکنه کسی با کف و دست و جیغ و بزن و برقص شاد بشه پس اینها تعریف یکسانی در افراد ندارن در مورد ترس هم همینه در مورد ذهن هم همین هست چون ما نمیتونیم ذهن رو ببینیم پس گفته های دیگران و یا شنیده های حرف دیگران در مورد ذهن رو میپذیریم و اون میشه تعریف ذهن واما حالا موضوع مقاومت ذهن که افراد میگن چی هست ؟؟؟
ذهن ما اصلا مقاومتی نداره و این در اثری تعریفی که شما بهش ربط میدید به وجود میاد ذهن ما عضوی از بدن ما هست مثل دست و پای ما آیا تا حالا شده به مهمانی و جایی برین و این پا با شما نیاد ،؟؟؟خنده داره بله چرا خنده دار چون تا حالا همچین چیزی نشنیدیم که بخواهیم آب بخوریم و دست من بگه به من چه من لیوان آب رو نمیگیرم و یا اینکه بخوام برم مهمونی و پای من بگه به من چه مهمونی نمیام من میخوام بیام میخوام خونه باشم و یا قلب من بگه از این به بعد نمیخوام تپش کنم میخوام یک ساعت برای خودم باشم برو هر کاری میخواهی بکن ببین اینها اعضای بدن من هستن و اینها همه در خدمت من هستن همانطور که پا و دست و قلب نمیتونن مانع من باشن و نمیگن نمیخوام مگر خودم مانع از فعالیت اونها بشم .پس ذهن من هم مقاموت نداره مگر اینکه خودمون تنبلی کنیم و تمرینات رو انجام ندیم و توجیه اون تنبلی خودمون بگیم ذهن مقاومت داره در مقابل انجام هر کاری که میتونیم انجام بدیم اما انجام نمیدیم .
پس بدونید چیزی به عنوان مقاومت ذهن وجود نداره و این خودمون هستیم که اگر میخواهیم کاری انجام بدیم نمیدیم خودت رو برتر از ذهن و دست و پا بدون دست ما بدون ما هیچ فایده ای نداره اون فردی که نقاشی زیبا میکشه ربطی به دستش نداره دست یک ابزار هست و در واقع اون قدرت ذهن اون فرد هست که اون رو تبدیل به یک نقاش خوب و ماهر کرده اگر دست رو از اون فرد جداکنی و به فرد دیگر پیوند بزنی اون دست که قابلیت کشیدن نقاشی رو نداره دست در خدمت انسان هست همانطور که پا و ذهن هست پس ذهن چیز برتری نیست مثلا طرف میگه من چند سال میخوام مواد رو ترک کنم اما ذهن نمیزاره و اما خبر نداره این خودش،که با اشتیاق داره تکرار میکنه و ذهن قدرتی از خودش ند اره پس من باید قدرت خودم رو درک کنم و بر همه چیز قدرتمند و مسلط باشم حتی ذهنم و این ذهن هم تحت سلطه ی من هست و من به خودم باید بگم همانطور که تا حالا ذهن من رو چاق کرده الان هم میتونه من رو لاغر کنه تعریفهای شما از موضوعاتی که نمیبینید باید عوض بشه .
بعضیا تعریف متفاوت از خدا دارن و خداوند رو به همون شکل در زندگیشون میبینن اگر تعریف شما از خداوند این باشه که موجودی عصبی و انقام گیر و مریض هست که دوست داره فقط انسانها رو امتحان کنه که ببینه کی بهشت بره کی جهنم بره این تجربه ی خوبی نیست و این باعث میشه همیشه هر وقت حرف از خدا بشه شما با ترس و لرز وارد این مقوله بشین فقط بستگی به این تعریف شما داره چرا ؟ چون خداوند دیدنی نیست و هر تعریفی از خدا خدا نیست .
ذهن ما یک موضوع متافیزیکی هست که به هر شکلی که من در مورد اون تعریف داشته باشم اون در زندگی من نقش داره پس تا میتونم باید کوچیکش کنم و قدرت رو از اون بگیرم و بگم ذهن من همیشه مثل دست و پای من همراه من هست .
چقدر این نگاه عالی که ذهن من با تمام امکانات خلق کنندگی و خوبی که داره در اختیار من هست و من قدرت رو به خودم میدم که من با نوع نگاهم و توجهم و کنترل ورودی هام از این ابزار برای خلق خواسته هتم استفاده میکنم و اون به خودی خود هیچ قدرتی نداره که من رو بدبخت کنه و یا خوشبت کنه این منم که مسیرم رو انتخاب میکنم و ذهنم هماهنگ با من در اون مسیر حرکت میکنه و خواسته هام رو خلق و یا نابود میکنه و هیچ مقاومت ذهنی در کار نیست .
من از این به بعد با کنترل ورودیها و توجه ام بر نکات مثبت و حال خوب و بودن در مسیر و هر روز قدم برداشتن برای خودم روابط زیبا و سلامتی و خوشبختی و اندام زیبا و ثروت و سعادت رو به ارمعان میارم و دهنم درراین مسیر زیبا کاملا هماهنگ با من هست و همراه من هست .
من همین دیشب یه موصوعی برام پیش اومد که واقعا میتونست حالم رو بد کنه و خودم رو سرزنش کنم که چرا این کار رو کردم و … اما چون در این مسیرم سریع حالم رو بهتر کردم و نگاهم رو به این موضوع تغییر دادم و تو جهم رو بر روی نکات مثبت گذاشتم و خدا رو شکر نتیجه خیلی بهتر شد .
من در زمینه ی تناسب اندام هم هیچ مقاومت ذهنی ندارم و کاملا ذهنم هماهنگ و همراه من هست و هر روز با هم در این مسیر زیبا یک گام برمیداریم و تمریناتش رو انجام میدیم و هر چقدر بیشتر این مطالب رو تکرار کنم ذهن من برای خلق خواسته ی تناسب اندام عالی تر من رو همراهی میکنه .
نشان های دریافت شده
سلام
مدتی است که در سایت غایب هستم،لیز نخوردم برای .انگشتم مسله ای پیش اومد که باید استراحت می کرد اما مرتب مطالب ها را می خواندم و فایل گوش می کردم
گام ۶۴ مقاومت ذهن مانع لاغر شدن است
چقدذ زیباست که بتوانیم جسمی را که دوست داریم خلق کنیم و جقدر زیباست خلق چیزی
موضوعات به دو دسته تقسیم می شوند
۱-آنهایی هستند که قابل لمس. شنیدن. دیدن. که به آن موضوعه فیزیکی می گوییم یعنی وجود خارجی دارد مثلا در مورد یک شهری یا مناظری صبحت کنیم طرف مقابل می تواند تجسم کند و قابل توضیح دادن است یا در مورد باران گرما و…….صبحت کنیم . این موضوعات فیزیکی آست قابل لمس و دیدن است
۲–آنهایی که قابل لمس و دیدن نیست بستگی به اونون اطلاعات و آگاهی که در باره آن موضوع در ذهن شخص هست آن را تجربه می کند و بستگی به میزان باوری که دارد آن را تجربه می کند این موضوعات متافیزیکبی هستند که اندازهی مشخصی ندارند و همه بستکی به آن تجربهی دارد که در مورد آن موضوع فرد تجربه دارد مثلا :محبت کردن یعنی جه؟هر کس می تواند یک تعریفی داشته باشد نمی توان بک تعریف ثابت و مشخصی براش قرار داد هر انسانی عشق محبت شادی احساس خوب احساس بد عصبی بودن استرس. و اضطراب را بستگی به اونون آگاهی و اطلاعاتی که در باره این موضوعات در ذهن خود دارد آن را تجربه می کند.
اما تعریف در مورد موضوعات فیزیکی دو نوع است یکی همان تجربه طرف است و یکی اونون چیزی که دوست دارد تجربه کند اما نتوانسته
در مورد موضوعات متافیزیکی بیشتر ما تعریف هایی که دیگران در موردش کردهاند پذیرفتیم
مثلا:سالها از دیگران راه و روشهای متفاوت لاغری می شنیدیم و بعد از شنیدن برای لاغر شدن آن راه و روش را امتحان می کردیم و هیچ نتیجه درستی نمی گرفتیم چون مسیر را اشتباه داشتیم می خوام بگم از شنیدنهای دیگران از طریق تبلیغات رسانه ها و دوستان ایده می گرفتیم و انجام می دادیم حتی وارد شدن به این سایت را خیلی ها جایی شنیدن و وارد شدن و خیلی ها هم خودش به طریفی هدایت شدند .موضوعات متافیزیک تعریف مشخصی ندارد مثلا:شادی را هر کسی تعریف مخصوص خودش دارد که بستگی به اونون تجربه ای دارد که فرد در مورد آن موضوع تجربه دارد یا محبت کردن ،شده که برات پیش بیاد که بگویید وای جقدر فلانی با محبت آست یا بر عکس بی محبت است یا چقدر شاد و خوشحال است پس همه محبت دارند شادی دارند عصبانی دارند همه اینها در ذهن ما آدمها بستگی به تجربهای دارد که در مورد آن موضوع تجربه داریم برای همین رفتارها حرف ها نظرها ایده ها و حتی اکتشافات متفاوت است .
مثلا :ممکن آست یک نفر با نگاه کردن به طبیعت احساس فوق العاده ای داشته باشد یا یک نفر ممکن است با شنیدن صدای باران صدای امواج اقیانوس یا صدای آوازه پرندگان یا موزیک یا با زدن چند نا صوت احساس فوق الهاد ه ای داشته باشد پس هر فردی بنا به تعریفی که در ذهن خودش دارد در مورد هر موضوع می تواند آن را تجربه کند و لذت ببرد در مورد همه موضوعات همینه ،ترس. محبت. عشق. احساس. در مورد ذهن هم همینه .
مقاومت ذهن چیه ؟ هر کسی براش تعریفی دارد یکی از پر کاراترین تعریف که سالها دهان به دهان چرخیده می گویند ذهن مقاومت دارد
افرادی برای انجام کاری تنبلی می کنند ،و به نتیجه می رسند که ذهنشان مقاومت دارد
یا تصمیم می گیرند کاری انجام دهند و به نتیجه نمی رسند می گویند ذهن مقاومت دارد .در صورتی که ذهن از خودش هیچ اختیار و مقاومتی ندارد اونون ما هستیم که با تعریفی که در مورد ذهن خود داریم مانع ما می شود !! نه ذهن ما. منفی بافی هست ،که مانع می شود ،نه مقاومت ذهن ،و بستگی به افراد دارد که چقدر در مورد هر موضوعی منفی باشند وقتی که ذهن باورهای جدید و فرمولهای جدید رفتار و واکنش جدیدی را ارابه می دهد بعنی اینکه ذهن مقاومتی ندارد !چرا؟چون تغییر می کند !!طول می کشد ،اما تغییر می کند، و طول کشیدن هم دلیل بر مقاومت نمی شودبسته به اونون اطلاعات و آگاهی هایی است که داریم چون ذهن ما عضوی از ماست که دیده نمی شود و اعضای بدن در خدمت ماست پس خیلی مهم است که چی ورودیهای به ذهن خود بدهیم
چگونه ذهن در خدمت ماست؟تمام سالهای که به عناوین مختلف تصمیم می گرفتیم برای لاغر شدن با وجودی که راه را اشتباه می رفتیم و باز دوباره راهی دیگر را می رفتیم و اصلا تسلیم نمی شدیم و همش به امید این بودین که شاید یک راه جواب بده این یعنی چه؟ایا ذهن مقاومت می کرد؟مسلمن خیر!چون اگر ذهن مقاومت می کرد جرا مرتب راه و روشهای مختلف را می رفتیم ،پس ذهن در خدمت ماست که می توانیم تغییر کنیم و این خیلی با ارزش است همانطور که دست ما هیچ کاری را بدون اجازه خودمون انجام نمی دهد ذهن ما هم هیچ کاری را بدون اجازه خودمون انجام نمی دهد فقط فرقی که بین حسم و ذهن ماست جسم قابل دیدن ولمس کردن است اما ذهن نیست .از وقتی با این دوره آشنا شدیم و آگاهی پیدا کردیم همه ما تغییراتی کردیم ؟چگونه؟با ورودیهای جدید!چگونه؟از طریق گوش کردن. نوشتن. خواندن مطالب ،با افزودن آگاهی های جدید رفتار و واکنش های ما تغییر کرده طریق غذا خوردن ما تغییر کرد زمانی که گرسنه می شویم غذا می خوریم و زمانی که سیر می شویم غذا را رها می کنیم. نگاه ما به خوراکیها معنی دیگری پیدا کرده برای تفریح و سرگرمی و وقت پر کردن نمی خوریم همه این تغییرات را خودمون بوجود اورده ایم و هنوز ادامه می دهیم تا نتیجه بهتری حاصل شود .پس مقاومت ذهنی وجود ندارد ،حتی نگاه ما نسبت به خدا تغییر کرده چون اطلاعات متفاوتی وارد ذهن ما شده و خدا هم دیدنی نیست مثل ذهن ما که دیدنی نیست .بسته به اونو ن
اطلاعات داده شده نقش ایفا می کند پس خیلی مهم است چه ورودیهای وارد مخزن شود
ذهن ما مانع ما نمی شود و همیشه همراه ماست هر جوری که خودمون بخواهیم می توانیم از آن استفاده کنیم همانطور که تا الان تغییر ات داشتیم بار هم می توانیم داشته باشیم باید صبور باشیم زمان تعیین نکنیم آرامش داشته باشیم خودمون را محدود و محروم نکنیم استمرار داشته باشیم تا تغییرات در ذهن ما ملکه بشه چند وقت پیش رفتم دیدن دخترم ویگاس دخترم مهمانی داشت و غذای ایرانی هم سفارش داد من همه را زیر نظر داشتم و کاملا رفتار آدم های متناسب با آدم های چاق با هم تفاوت داشت نصف کیک باقی مانده را دخترم گفت به فلانی می دهم ببرد .فلانی ها هم چاق بودند و هم لاغر هیچ کدوم از لاغرها نبردند اما سه تا از چاق ها با ذوق و شوق بردند .موقع غذا خوردن همه مشغول خوردن و حرف زدن و بگو و بخند بودند نکته ای که می خوام بگم اینه که من بدون اینکه متوجه بشم دو عمل انجام دادم یکی پیش دستی میوه خوری به جای غذا خوری براداشته بودم .دوم اینکه همون مقدار غذایی که بر داشته بودم بدون اینکه متوجه بشم کنار کشیدم و تموم نکردم !!!چگونه متوجه شدم!!!شوهرم که کنارم نشسته بود و مشغول خوردن :گفت ؛چرا پیش دستی میوه خوری بر داشتی؟ تازه اونون را هم نخوردی ؟همه یک یا دو کباب بزرگ با جوجه و برنج سالاد بر داستن و تو با نصف کبابت ماندی !تازه متوجه شدم که ذهنم خودش اتوماتیک تا سیر شدم و مشغول حرف بودم گذاشته کنار و جون خیلی گرسنه نبودم پیشدستی میوه خوری انتخاب کرده و بعد که متوجه این نکات مهم شدم حس بسیار عالی داستم چون از نظر من تغییر بسیار با ارزشی است اینجاست که لاغری با ذهن آسانترین کار دیناست وقتی ذهن تغییر می کند هیچ فشاری در کار نیست چه بخواهی چه نخواهی وقتی سیر شدی غذا می ره کنار به شوهرم گفتم اصلا متوجه نشدم که غذا تو ظرف مونده جون سیر شده بودم بعد کفت حتما خوشت نیومده گفتم ،نه،انفاقا خوشمزه بود ،امشب بدنم همین قدر نیاز داشته ،این نکات کلیدی و با ارزشی آست که بر اثر تمرینات در من ایجاد شده ،پس ذهن هیچ مقاومتی در مقابل خواسته ها ی ما ندارد بستگی به آن آگاهی هایی که د ر آن نهادینه شده دارد. سپاسگزارم استاد
نشان های دریافت شده
سلام🙂
مهمترین موضوعی که در آموزشهای ذهنی و موفقیت یاد میگیریم اینه که باید نگرشت رو تغییر بدی
و تغییر نگرش فقط دست خود ما است و اونم تغییر نمیکنه مگه با دریافت آگاهی جدید
ذهن رو خود ما ساختیم از اول در ما نصب نبوده با آموزشهایی که در هر موضوعی به خودمون دادیم حالا آگاهانه یا نا آگاهانه اونم با ورودی دیدن و شنیدن برای اون موضوع ذهن ساختیم مثلا ذهن چاق کننده یا لاغر کننده،ذهن ثروت ساز یا فقر آفرین ،ذهن سلامتی ساز یا بیمار کننده،حتی ذهن در مورد خدا ،شیطان،بهشت،جهنم،عشق،شادی،ارامش،….
و جالبه که ذهن هر کدوم از ما با دیگران متفاوته وطبق این ذهن ما اون نتیجه مشابه با اون رو در زندگی تجربه میکنیم یعنی اگه ذهن ثروت سازی داشته باشی وارد هر کسب و کاری بشی ثروت میسازی در هر معامله ای سود مالی میکنی و….واگه ذهن فقر افرین ساخته باشی به سختی پول کمی میسازی و یا در هر معامله ای وارد میشی ضرر میکنی یا سرت کلاه میره …واین اصلا تقصیر بقیه نیست تو با ذهنت اون آدمها رو به سمت خودت کشوندی و نتیجه هم رضایت بخش نخواهد بود
و دلیل اینکه تنها کسی که میتونه شرایط تو رو تغییر بده خود تو هستی اینه که تو میتونی ذهنی متفاوت برای خودت بسازی اصلا هم لازم نیست با اون ذهن متفاوت قبلی مبارزه کنی تا تغییرش بدی اصلاااااا فقط کافیه با آموزش جدید و آگاهی جدید و استفاده از این آگاهی جدید ذهن دیگری رو بسازی و وقتی زیاد اون رو تکرار کردی یا ازش استفاده کردی شبکه سیناپسی قویتری در مغزت ساخته میشه و اون شبکه دستورات بهتری صادر میکنه افکار بهتری در ذهنت مرور میشه عملکرد بهتری از خودت نشون میری تصمیمات بهتری میگیری کلامت تغییر میکنه و تمام این انرژیهایی که به شکل افکار کلام رفتار و تصمیمات از تو ساطع میشه به خاطر فرکانس متفاوتی که داره آدمها شرایط اتفاقات با فرکانس مشابه اون رو برات میاره …به همین سادگی
پس اگه ذهن چاقی داشتی که تا حالا تو رو چاق و چاقتر کرده…و همین شرایط رو در زنگیت داری تجربه میکنی به سادگی با آموزش لاغری میتونی ذهن لاغر هم بسازی و اونقدر اونو تکرار کنی و ازش استفاده کنی که شبکه سیناپسی لاغری در مغزت شکل بگیره و هی ازش استفاده کنی تا قویتر بشه و بشه ذهن غالب تو…و اونوقت افکار و کلام و تصمیمات و رفتارت به گونه ای میشه که تو رو متناسب میکنه….همین ….به همین سادگی….
حالا با این تعریف قدرت دست کیه؟؟؟؟؟ تو یا ذهن چاقت؟؟؟؟؟
معلومه که قدرت دست توعه… همه چی دست توعه…
ذهن مثل یه ابزاره مثل بقیه ابزارهای بدن مثل دست مثل پا
این تویی که با مغزت اونا رو کنترل میکنی و وادار به کاری میکنی اگه تو نخوای اونا هیچ کاری ازشون بر نمیاد ذهن هم مال توعه در کنترل توعه در قدرت توعه
خیلی تعریف شما از از ذهن و مقاومت ذهنی دوس داشتم…خیلی عالی بود….
این منم که تصمیم میگیرم هر طور شده با آموزش و تکرار ذهن لاغر خودم رو بسازم تحت هر شرایطی…و اگه این تصمیم رو گرفته باشم و اراده کرده باشم در هر شرایطی اون آموزش رو میبینم وتمرینم رو انجام میدم اتفاقا وقتی کائنات این اراده مصمم من رو میبینه شرایط انجامش رو هم برام فراهم میکنه چون اون هم تحت اراده منه….و فقط کارش اجابت خواسته منه…
بالاخره همه ما در روزمرگیهامون کلی کار داریم که باید انجام بدیم چه آقا باشیم چه خانم چه شغل بیرون از خونه داشته باشیم چه خانه دار باشیم وچه هر دو…. باز هم اگه لاغری موفق شدن یادگیری و رشد اولویتمون باشه هر جور باشه براش زمان خالی میکنیم اصلا اون شور و اشتیاق نمیذاره ما آموزشمون رو نبینیم تا آموزش اون روز رو طبق برنامه انجام ندیم اروم نمیشیم و وقتی انجامش دادیم خیالمون راحت میشه چون برامون مثل یه مسئولیت هر روزه است…و باید انجام بشه
خوب در برابر این اراده و تصمیم کی میتونه مقاومت کنه؟؟؟؟؟ ذهن .؟؟؟؟ اونی که خودشم ما ساختیم…..؟؟؟؟ اونی که خودشم ما خلق کردیم؟؟؟؟ اونی که خودشم یه ابزاره در اختیار ماااااا؟؟؟؟؟؟ در برابر اراده و خواست ما هیییییبچ چیزی و هیییییچ کسی نمیتونه مقاومت کنه …این که یه ذهنه که ما خودمون ساختیم…
قدرتی نداره اگه هم میگیم ذهن مقاومت داره این نیرو رو خودمون بهش دادیم بهانه ما است ….تنبلی خودمونه….چون اونقدر لاغر شدن و موفق شدن برامون مهم نیست هنوز ….چون خودمون رو نشناختیم هنوز…
به قول یکی از اساتید هر کسی بخواهد کاری رو انجام دهد تمام راههایش رو پیدا میکند و هر کس نخواهد کاری رو انجام دهد تمام بهانه هایش را….
حالا ببینیم ما کدومشیم؟؟؟؟ 🤨
نشان های دریافت شده
به نام فرمانروای کل جهان
به نظرم فقط یه تصور اشتباهه که ما میگیم ذهنمون مقاومت داره
مثل این میمونه که من برگردم بگم فلانی میدونستی ذهنم در برابر نفس کشیدت مقاومت داره
یا فلانی میدونستی ذهنم برای تپش قلب مقاومت داره اصلا یه چیز غیر قابل درک و خنده داره
پس فقط یه تصور اشتباهه و ما نباید اصلا به این فکر پر و بال بدیم
در پناه خدا باشید 🤍🌸
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده مهربان ،سلام ب استاد عزیز و دوستان همراه .گام ۶۴مقاومت ذهن مانع لاغر شدن است.ذهن ما عضوی از بدن ماست و تحت فرمان ماست مث دست و پا و دیگر اعضای بدن و از خودشون اختیاری ندارن و از ما فرمان میگیره یعنی وقتی ما یک نقاشی میکشیم این دست نیست ک اون رو میکشه این دستورات مغز ماست ک دست رو ب حرکات در میاره و یک نقاشی ب وجود میاد ،مسائلی ک در زندگی ما قابل لمس و دیدنه فیزیکی هستش و مثالی ک قابل دیدن و لمس نیستند متا فیزیکی هستند در مسائل فیزیکی مث تعریف از یک شی ،منزل ،ماشین ،وقتی شنیده باشیم و وقتی هم ک ببینیم تقریبا تجربش مشابه یعنی اون چیزی ک شنیدیم با اون چیزی ک دیدیم عین هم اند و تفاوت آنچنانی ندارد ولی در مسایل متا فیزکی بستگی ب اطلاعت مخزن هر کسی ک داره می تونه کاملا متفاوت باشه تو این جلسه متوجه شدم ک این جمله ک میگیم ک منم فک میکردم ک واقعا ذهن نسبت ب بعضی خواسته های من مقاومت میکنه ،در حالی ک ما تعریفمون رو از اون موضوع عوض کنیم هیچ مقاومتی وجود نداره و ذهن کاملا ما رو همراهی میکنه و ما ب خواسته یا آرزومون میرسیم
ذهن من نیز مانند سایر اعضای بدنم در اختیار من هست و اینکه من فکر بکنم که ذهنم برای انجام کارهایم مقاومت میکند تصور غلطی است چون روح ما بر ذهن برتری دارد و روح ما راهنمای بی خطایی است که هیچوقت دچار اشتباه نمیشه و همواره ما رو به تناسب تشویق میکنه که اگر جز این بود ما بعد از چند بار شکست دوباره دنبال لاغری نبودیم و خداوند ما رو به لاغری بر ذهن هدایت نمی کرد ،تمام چاقی ما ابتدا از یک فکر به رفتار و سپس به عمل ما تبدیل شده و تکرار اعمال باعث بوجود آمدن رفتار و عادتها در ما می شود و ما سالهای سال این عادتها رو تکرار کردیم و باعث چاقی در ما شد و الان ما با فشار بر جسم میخواهیم لاغر بشیم و این امکان نداره ما باید از همون راه قبلی باید به لاغری برسیم موضوعات زندگی یا فیزیکی و یا متافیزیکی هستند درک موضوعات فیزیکی تقریبا به هم شبیه هست مثلا تعریفی که افراد مختلف در مورد یک مکان دارن تقریبا با هم یکسان هست ولی در مورد موضوعات متافیزیکی مثل شادی و عشق درک و تعریف هر شخص با شخص دیگه متفاوت هست و بستگی داره به میزان درک و موقعیتی که شخص در اون قرار میگیره پس لاغری هم موضوعی ذهنی است و به جسم مربوط نمیشه جسم یک نمایشگر و تجربه کننده است زمانی که ما اشتیاق خودمون رو در این مسیر از دست میدیم ربطی به موانع نداره بلکه به تنبلی ما مرتبط میشه و ما تنبلی خودمون رو به گردن ذهن انداخته و اون رو مانع ذهنی قلمداد میکنیم در صورتیکه ما باید خیلی راحت و با لذت از همون راهی که برای چاقی حرکت کردیم با همان لذت و اشتیاق به سمت لاغری برویم چون ذهن ما هر چیزی که همراه سختی باشه رو قبول نمیکنه و باز ما میگیم مقاومت ذهنی و این درست نیست جهان ما براساس نظم و قانون بنا شده و اگر ما هم مطابق و در راستای همون نظم و قانون پیش بریم موفقیت حتمی است در صورتیکه در خلاف اون پیش بریم هیچوقت موفق نمیشیم چرا همیشه برای لاغری ما میگیم مانع ذهنی ولی برای چاق شدن هیچ مانعی وجود نداشت و ما خیلی راحت چاق شدیم ما نمیخواهیم با چاقی خودمون بجنگیم فقط میخواهیم عادتهای جدیدی رو خلق کنیم که بما حس بهتری میدن و احساس خوب باعث ایجاد اشتیاق میشه وقتی در این مسیر حالت خوب باشه یعنی درست داری میری اینجا از محدودیت و رژیم خبری نیست و من عادتی رو خلق میکنم که حال منو خوب میکنه احساس آزادی بمن میده اشتیاق میده من با استمرار در این مسیر براحتی لاغر میشم چون فطرت و ذات من عاشق لاغری هست و من با تغییر این عادتها به لاغری دائمی می رسم
نشان های دریافت شده
گام ۶۴ مقاومت ذهن مانع لاغر شدن است .
به نام خدا 💞💞
شنیده های ما درباره دلیل چاق شدن باعث ایجاد فرمول مقاومت در ذهن ما می شود و مقاومت ذهن مانع لاغر شدن میشود.
موضوعات زندگی به دو بخش فیزیکی و غیر فیزیکی ( متافیزیکی) تقسیم می شود قابل لمس یا قابل مشاهده حتی قابل شنیدن در دسته موضوعات فیزیکی قرار میگیرد ولی آنچه نه دیده نه شنیده نه قابل لمس است متافیزیک قرار می گیرد اگر در مورد مکان توضیح دهیم تجربه همه ما شبیه هم است این شرایط برای همه موضوعات فیزیکی در زندگی انسان است
اما موضوعات متافیزیکی به این شکل نیست چون قابل لمس دیدن شنیدن نیستند هر انسانی بنا به تعریفی که درباره آن موضوع در ذهن خود دارد آن را تجربه می کند.
برای شادی، استرس ،احساس خوب، احساس بد ،عصبی بودن ،مهربان بودن و هر موضوع دیگری که فیزیکی نباشد و نمی توان تعریف مشخصی ارائه کرد هر انسانی بنا به آگاهی و اطلاعاتی که درباره آن موضوع در ذهن خود دارد تجربه میکند.
✳ یکی از موضوعات متافیزیکی و بسیار تاثیر گذار در زندگی انسان ذهن است.
ذهن قدرت بی انتهایی دارد قدرتی که هم در جهت مثبت میتواند موثر باشد هم در جهت منفی.
چقدر زیباست بتوانید جسمی که دوست داریم خلق کنید غذای خوشمزه می پزیم نقاشی زیبای می کشیم دیگران تعریف می کند ما حس خوبی داریم.
چقدر لذت دارد وقتی که ما جسم خودمان را خلق کنیم آنچه را در رویای خودمان داریم به وجود بیاوریم یکی از موانع بزرگ انسان ها در موفقیت مقاومت ذهن است.
🔴 مراقب باشید که از این قوانین در همه زندگی استفاده کنیم
✅مقاومت ذهن چیه؟ هر کسی یک تعریفی دارد اما ذهن مقاومتی نداره تعریفی که خودت در مورد ذهنت داری مانع میشه .
ممکنه برای ما پیش بیاد که بخواهیم کاری را انجام بدهیم آیا پا و دست مانع میشوند؟ و موافق نیستند ؟این طور نیست اینها اعضای بدن ما هستند که در خدمت ماست
همانطور که دست و پا ما نمی توانه از دستور ما سرپیچی کنه ذهن هم نمیتونه.
تنبلی خودمون رو به پای مقاومت ذهن نندازیم .
تفاوت ما با دیگران اینه که ما این آگاهیها را داریم گوش میکنیم و عمل میکنیم ولی بقیه هنوز یاد ندارند و نه می دانند.
🔴ذهن ماهیچ اختیاری از خودش نداره درسلطه ماست ودر خدمت ماست دست و پا و ذهن به خاطر وجود ما ارزش داره و در خدمت ماست.
✳ تعریف اشتباه ما از ذهن باعث میشه که قدرت پیدا کند قدرت به دست ذهن می افته و قدرت خودش را نادیده میگیره
✅ذهن تحت کنترل تحت سلطه ماست ما بایداز ذهن برای متناسب شدن استفاده کنیم .
وقتی باور کنی که به تسلط برذهن می رسی می رسی.
هر کاری که بخواهیم می توانیم انجام بدهیم .
تعریف هر انسانی در ذهنش در مورد خداوند سبب میشه که خداوند رو به همان شکل تجربه کنه.
اگرخداوندرویک موجود انتقام جو که همه را امتحان میکنه میبینی همانطوره همیشه از خدا می ترسی .
✅هر انسانی به اندازه ایی که خدا رو درک کرده خدا رو تجربه میکنه نه بر مبنای تعریف یکی دیگه.
فقط بستگی به تعریفی که از خداوند داری داره هر تعریفی در مورد خدا ،خدا نیست.
ذهن ما یک موضوع متافیزیکیه.
✅ نقش ذهن روکوچک کن قدرتی نداره که بخواد مانع ما بشه اون همراه ما میشه .