اگه از بچگی بارها شنیدی که «چاقی ارثیه!» یا «آدم چاق همیشه چاق میمونه!» یا دائم تصویر آدمای چاق و خسته رو توی تلویزیون و جمعهای خانوادگی دیدی، خب طبیعیه که یه صدایی توی مغزت بگه: «تو نمیتونی لاغر شی!» 🤯
همین صداها، همین باورهای قدیمی، همونا که از شنیدن و دیدن رفتن توی ناخودآگاهمون، باعث میشن یه مقاومت ذهنی در برابر کاهش وزن شکل بگیره. یه جور دیوار نامرئی که جلوی لاغر شدنمون وایساده! 🧱
و دقیقاً همینه که باعث میشه نتیجه نگیری… چون تا وقتی مقاومت ذهنی در کاهش وزن حل نشه، جسم نمیتونه آزاد و رها بره سمت لاغری. ✨
🔍 جستجو برای رفع موانع لاغر شدن!
اگه تا حالا سعی کردی لاغر شی و نشد، احتمالاً این جملهها واست آشناست:
🙄 «چرا با اینکه رژیم گرفتم، وزنم تکون نمیخوره؟!»
🥵 «چرا با ورزش و عرق ریختن باز هم شکمم کم نمیشه؟!»
🚶♀️ «هر روز پیادهروی میرم، اما خبری از لاغری نیست!»
🍽️ «هیچی نمیخورم، ولی بازم لاغر نمیشم! چرااا؟!»
اینا فقط چندتا از اون “چراهای پرغصه” هستن که ذهن یه آدم چاق با خودش زمزمه میکنه. یه ذهن خسته از تلاش، از شکست، از دیدن عدد ثابت ترازو. 😞

و وقتی هی نتیجه نمیگیری، ناخودآگاه میری دنبال دلیل!
📱 گوگل میکنی، 📺 پیجای لاغری رو زیر و رو میکنی، 📚 مقاله میخونی،
حتی از دوست و آشنا میپرسی: «به نظرت چرا من لاغر نمیشم؟»
انگار یه مانعی هست، یه چیزی که نمیبینیش، ولی حسش میکنی…
✅ و اون چیزی نیست جز مقاومت ذهنی در کاهش وزن! همون دیوار نامرئی توی مغز، همونی که جلوی تغییر واقعی رو میگیره.
🧠 ذهنی که پر شده از باورهای قدیمی، تجربههای شکستخورده، حس بیارزشی، و تلقینهای اشتباه… و اینا همش میشن موانع لاغر شدن.
حالا هرچی تلاش فیزیکی میکنی، رژیم میگیری، ورزش میکنی، باز اون مانع ذهنی کار خودشو میکنه. مثل یه ترمز پنهان که اجازه نمیده حرکت کنی 🚦

✨ مقاومت ذهنی در کاهش وزن
هممون یهجایی توی زندگیمون اینو گفتیم:
“میخوام لاغر شم… ولی نمیتونم. یه چیزی تو ذهنم نمیذاره!”
🧠 مقاومت ذهنی در کاهش وزن از کجا میاد؟
برخلاف اون اشتیاق عمیق و طبیعی که برای لاغر شدن تو وجود همهی ما هست – حتی اگه به زبون نیاریمش – مقاومت ذهنی در کاهش وزن اصلاً طبیعی یا ذاتی نیست.
بلکه اینو خودمون با مرور مکررِ یهسری فکرای محدودکننده ساختیم.
- “چاقی توی خانوادهم ارثیه!”
- “از بچگی استخونبندیم درشته!”
- “من اراده ندارم…”
- “همیشه رژیم گرفتم و شکست خوردم پس دیگه نمیتونم…”
همهی اینا اطلاعاتیان که بارها و بارها به ذهنمون تزریق کردیم، اونم با علاقهی خاص! 😂💉
💡 اما اشتیاق چی؟ اونه دیگه فرق داره!
برعکس مقاومت ذهنی، اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن یه واکنش درونی و هوشمندانهست؛ از طرف سیستم دفاعی بدن میاد، درست مثل وقتی که بدن میفهمه یه جاییش زخم شده و سریع شروع میکنه به ترمیمش.
بدن ما، حتی اگه نپذیریم، چاقی رو یه تهدید جدی برای سلامت میدونه. پس بیوقفه تلاش میکنه با ساختن اشتیاق، ما رو به سمت رهایی از اون سوق بده. 💪
حالا این وسط، مقاومت ذهنی در کاهش وزن همون دیو بزرگیه که خودمون پرورش دادیم. هرچقدر بیشتر باهاش حرف زدیم، بیشتر باورش کردیم، بیشتر تقویتش کردیم.
برای همینم هست که دو نفر با وزن و شرایط مشابه، ممکنه یکی خیلی زود متحول شه و یکی دیگه اصلاً نتونه حتی یه قدم جلو بره.
- برای یکی باور “ارثی بودن چاقی” مثل کوه محکم شده 🏔
- اما برای یکی دیگه “کمتحرک بودن” عامل اصلی شده.
در حالی که هردو عامل شاید واقعی نباشن، فقط چون زیاد تکرار شدن، قوی شدن.
🔄 راه حل چیه؟ دوست شدن با ذهن، نه تسلیم شدن بهش!
اگه تا امروز فکر میکردی “من قربانی مقاومت ذهنیم هستم”، وقتشه ورقو برگردونی! 🌀
تو قربانی نیستی، بلکه خالقِ مقاومت ذهنیات هستی… و وقتی خودت اونو ساختی، پس میتونی از بین ببریش.
تنها کاری که باید بکنی اینه:
- باورهای محدودکنندهتو بشناسی و بنویسی 📝
- هر روز روی تغییرشون تمرین کنی، درست مثل ورزش دادن یه عضله 💪
- به اشتیاق ذاتیات برای لاغر شدن گوش بدی، نه به صدای بلندی که تو ذهنته ولی از دیگرانه
مقاومت ذهنی در کاهش وزن چیز عجیبوغریبی نیست. یه داستان خودساختهست که ما هر روز داریم براش فصل جدیدی مینویسیم.
اما حالا وقتشه این کتابو ببندیم، و یه فصل تازه بنویسیم… فصلی به نام «آزادی ذهن و بدن» 💖✨
اگه حس میکنی این مقاومتا هنوز تو ذهنت هستن، دعوتت میکنم حتماً دورهی «پاکسازی چاقی ذهن» ما رو تجربه کنی.
اونجا با هم قدمبهقدم یاد میگیریم چطور ذهنو دوباره تنظیم کنیم 🎧🧠

🌪️ عوامل ایجادکننده مقاومت ذهنی در کاهش وزن
هر اطلاعات یا آگاهیای که به هر طریقی بهعنوان دلیل چاقی یا توجیه لاغر نشدن وارد ذهن ما شود، میتواند در شکلگیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن نقش داشته باشد. 🧠🚫
نکتهی مهم این است که هرچه سن چاقی افزایش پیدا کند و دفعات تلاش برای لاغر شدن بیشتر و بیشتر بینتیجه بماند، فرد بهطور ناخودآگاه در جستجوی دلایلی برای توجیه این ناکامیها در ذهن خود خواهد بود. یعنی:
ذهن ما برای تسکین درد و رنجِ لاغر نشدن، خودش مشغول ساختن مقاومت ذهنی میشود! 🩹🧩
در واقع، بسیاری از افراد چاق بهطور ناخواسته و ناخودآگاه، برای محافظت از خود در برابر حس شکستهای قبلی، دیوارهایی از مقاومت ذهنی در کاهش وزن دور خود میسازند.
این دیوارها آرامبخش هستند، اما در عین حال مانعی قدرتمند برای رهایی از چاقی محسوب میشوند. 🧱😞
🧠 مقاومت ذهنی از کجا تغذیه میشه؟
این اطلاعات و باورها تحت تأثیر محیط زندگی ما شکل میگیرند:
👨👩👧 محیط خانوادگی
🗣️ دوستان و همکاران چاق که باهاشون درد دل میکنیم
📺 رسانهها، مجلهها، شبکههای اجتماعی
📚 مقالات علمی یا غیرعلمی که دنبال میکنیم
ما هر روز، با اطلاعات خاصی مواجه میشیم که به ذهنمون خوراک میدن. ذهن هم مثل یه آشپز ماهر، این خوراکها رو با دلایل و منطقهای خودش ترکیب میکنه و میگه:
“آهان! پس حق داری که لاغر نمیشی…” 🤷♀️
و اینگونه است که مقاومت ذهنی در کاهش وزن در ذهنمون قدرت میگیره و لاغری برامون تبدیل به رؤیای دور و دنبالهداری میشه که همیشه فردا ازش شروع خواهیم کرد! 😔📆

✨ لاغری با ذهن و اصلاح مقاومت ذهنی در کاهش وزن 🧠💪
بیشتر روشهایی که ما در مسیر لاغری تجربه کردهایم، مثل رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا یا قرصهای لاغری، در ظاهر برای کمک به کاهش وزن طراحی شدهاند.
اما واقعیت اینه که بسیاری از این تلاشها فقط باعث تقویت مقاومت ذهنی در کاهش وزن شدهاند. 😣🧱
چرا؟ چون هر شکست، هر بازگشت وزن، هر بار خسته شدن، پیامی به ذهن میفرسته که:
«من نمیتونم لاغر بشم!»
من خودم ۳۵ سال از زندگیام رو با چاقی گذروندم. روشهای زیادی رو امتحان کردم: رژیم، دمنوش، کالریشماری، کلاس بدنسازی… اما نه تنها لاغر نشدم، بلکه مقاومت ذهنی در لاغر شدن در من بیشتر و بیشتر شد. 🚫⚖️
ذهن من پُر شد از جملاتی مثل:
- «چاقی تو ارثیه!» 👨👩👧👦
- «سنت رفته بالا دیگه لاغر نمیشی!» 🎂
- «هورمونهاته، کاریش نمیشه کرد!» 🧪
- «تو عاشق غذایی، نمیتونی خودتو کنترل کنی!» 🍰
این افکار، فقط فکر نبودن… سنگهای دیوار مقاومت ذهنی در کاهش وزن بودن! 🧱🧠
و هرچی سن چاقیام بیشتر شد، چاق شدنم آسونتر و لاغر شدنم سختتر شد.
🎓 راه نجات: ورود به سرزمین لاغرها
یکی از بهترین تصمیمهایی که توی زندگیام گرفتم، تهیه و تدوین دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها» بود. 🌍💡
در این دوره، قدمبهقدم یاد میگیری:
- چطور اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن رو دوباره فعال کنی
- چطور مقاومت ذهنی در کاهش وزن رو ریشهای درمان کنی
- و چطور از طریق آموزش، تمرین و آگاهی، ذهنی متناسب بسازی که بدن متناسب رو خلق کنه 💫
هر دقیقهای که برای آموزشهای ذهنی وقت میذاری، در واقع داری بنزین میریزی توی موتور اشتیاقت برای لاغر شدن! ⛽🔥
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای عبور از مانع مقاومت ذهنی در کاهش وزن، تنها دانستن کافی نیست، بلکه تمرین کردن کلید اصلی ماجراست. تمرین باعث میشود ذهن شما آگاهانه و ناخودآگاه شروع به تغییر کند و باورهای محدودکنندهای که سالها در ذهنتان خانه کردهاند، کمکم جای خود را به اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن بدهند. 🔓🧠✨
📌 سوالات تمرینی:
- تجربهی شما درباره داشتن اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن چیست؟ این اشتیاق چه زمانی بیشتر و چه زمانی کمتر بوده است؟ شرح دهید.
- استفاده از روشهای مختلف لاغری مثل رژیم، ورزش شدید یا داروها، در شما باعث تشدید اشتیاق لاغری شده یا مقاومت ذهنی در کاهش وزن ایجاد کرده؟ مثال بزنید.
- شنیدهها و دیدگاههای دیگران درباره چاقی و لاغری، چه تاثیری در شکلگیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن در شما داشته است؟ مثال بزنید.
- برخی از باورهای ذهنی محدودکننده خود را که باعث ایجاد مقاومت ذهنی شدهاند، نام ببرید و دربارهشان توضیح دهید.
- آشنایی با روش لاغری با ذهن چه تأثیری بر نگرش شما نسبت به لاغری گذاشته؟ آیا باعث ایجاد اشتیاق بیشتر در شما شده است؟
لطفاً پاسخ خود را در بخش نظرات همین صفحه با دقت بنویسید و با دیگر همراهان تناسب فکری به اشتراک بگذارید. 💬💙
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.48 از 67 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام استاد
خیلی خوشحالم که تا الان توانستم گام 64 اصلاح مقاومت ذهنی برای لاغرشدن را طی کنم و یکی یکی موانع لاغری را کشف کنیم
استاد چقدر قشنگ در صحبتهایتان گفتید جسم خلق شده ی ذهن ماست پس ما هم میتوانیم جسم لاغر خود رااز طریق ذهنمان خلق کنیم .و موضوعاتی که از ذهن خلق میشوند 2نوع هستند 1- فیزیکی که ما با چشم میتوانیم آنها را ببینیم و لمس کنیم 2- غیر فیزیکی که درذهن ما است و کسی نمیتواند ببیند و فقط خودمان ان را حس کرده و از زیاد فکر کردن به ان ناراحت یا خوشحال میشویم
آیا مقاومت ذهن واقعی است یا توهم ؟ دقیقا توهم است چون مگر میشود مثلا من خواسته باشم بدوم و پاهایم قبول
نکنند که دراین کار جلو بروند و یا همراه من بیایند .
ما باید این فکر که ذهن من مقاومت میکند دربرابر لاغری را کاملا فراموش کنیم و اصلا این توهم است که از افکار منفی شکل میگیرد و از طریق ذهنمان باید خلق کنیم من حتما” لاغر می شوم و تمام ، وقتی میگوییم تمام یعنی دیگر جای طرح سوال و جوابگویی برای ذهن باقی نمیگذاریم و کار باید انجام شود من لاغر میشوم و تمام
تجربه شما درباره داشتن اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن چیست؟ شرح دهید.
من از وقتی با این سایت آشنا شدم خیلی اشتیاق برای لاغری درذهن بیشتر شده و البته فشار ذهنی و روحی درمن کمتر شده است
استفاده از روش های لاغری باعث تشدید اشتیاق لاغری در شما شده است یا مقاومت ذهنی لاغر شدن ایجاد کرده است؟ شرح دهید؟ اشتیاق لاغری از این روش باعث لاغری درمن شده است و خیلی مقاومت ذهنی ندارم خداراشکر
شنیده ها و دیدهای شما چه تاثیری بر ایجاد مقاومت ذهنی برای لاغر شدن داشته است؟ با ذکر مثال شرح دهید.
اینکه من ارثی چاق هستم چون هم دیده و شنیده بودم و اطرافیان من همگی چاق هستند و من هم چاق هستم
قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری نگرش شما درباره لاغر شدنتان چگونه بود؟ من فکر میکردم بدن من دربرابر لاغری مقاومت میکنه و خوردن و یا نخوردن من باعث چاقی نمیشه و من اگر آب هم بخورم چاق میشوم
برخی از نگرشهای خود که باعث ایجاد مقاومت ذهنی لاغر شدن در شما شده است را ذکر کرده و درباره آن شرح دهید. من در برابر لاغری باید سختی زیاد بکشم – شکم من کوچک نمیشه – وزن من استپ شده
آشنایی با روش لاغری با ذهن چه تاثیری بر تغییر نگرش شما درباره لاغر شدن و ایجاد اشتیاق ذهنی لاغری داشته است. خیلی تاثیر داشته و باورهای اشتباه درمورد چاقی کاملا از بین رفته و میدانم فقط از این طریق میتوانم لاغر شوم باید عجله نکنم و استمرار داشته باشم
از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.
مقاومت ذهنی توهم است و واقعیت ندارد اصلا نباید به افکار منفی فکر کرد به قولی باید درنطفه آن را خفه کنیم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام خدمت دوستان و استاد روشن عزیز
گام ۶۴ مقاومت ذهنی
مقاومت ذهن موضوعی که من همیشه قدرت را دست دست اون میدیدم که من نمیتونم از پس ذهن بر بیام تا میخواستم کاری کنم حس میکردم که اون جلوداره و همش میگه این کارت اشتباهه پشیمان میشی انجامش نده نرو اینجا به فلانی زنگ نزن تو نمیتونی و همیشه هر کاری خواستم کنم شکست میخوردم فکر میکردم که این خودم نیستم یکی دیگه هست که به دستور خداوند داره نامحسوس منو کنترل میکنه تا اینکه با مباحث لاغری با ذهن آشنا شدم و فهمیدم چاقی من کار اون نیست آخه همش بهم میگفت تا قالب همینه که چاق باشی که،بد فرم باشی که حسرت افراد لاغر را بخوری تو دیگه همینی که هستی درست بشو نیست ولی متوجه شدن که ذهن خودم هستم اون هیچ قدرتی از خودش نداره این منم که بهش قدرت دادم با افکار منفی با فرمول های اشتباه این خودم بودم باعث بانی همه چی خودم بودم باعث چاقی خودم بودم ذهن تحت فرمان منه هر چی من بهش گفتم را عمل کرده .حالا من میخوام لاغر بشم و لاغر میشوم به،ذهنم آموزش درست میدم و فرمول صحیح لاغری را یاد میگیرم و بهشون عمل میکنم و جسم خودم را که روزی متناسب بوده و من باعث چاقی خودم شده بودم را دوباره برمیگردونم به تناسب اندام قبلی خودم ذهن متافیزیکی هست دیده نمیشه لمس نمیشه اما میتونیم بهش اموزش صحیح بدیم هم لاغری و هم تمام مسائل زندگی میتونه آموزش ببینه و خوب عمل کنه و ما را به همه ی خواسته هامون از جمله لاغری برسونه .
ممنون از شما استاد عزیز
سلام و درود .
نکته ی اصلی این فایل خودم هستم .
جالبه در هر موضوعی سه سری اطلاعات در ذهن منه اطلاعات متضاد اون موضوع
اطلاعات غلط در مورد اون موضوع
و سوم اطلاعات صحیح در مورد اون موضوع .
مرحله اول که خب خلاف جهت خواسته است .
مرحله دوم به خواسته میرسه ولی به زور و سخت و فشار و زود هم از دست میره
مرحله سوم خیلی راحت نتایج حاصل میشن و ماندگاریش هم تا ابد هست . تا زمانیکه ما بخوایم و در مسیرش بمونیم .
یعنی مثلا در مورد خواسته لاغری
ما یه سری اطلاعات در مورد چاقی داریم که نتیجه اش چاقیه .
یه سری اطلاعات غلط در مورد لاغری داریم که لاغری رو سخت و غیر قابل دسترس میکنه و یا اگرم به دست بیاریم با ضرب و زور نتیجه اش موقته
و یه سری اطلاعات صحیح که نتایجش آسون به دست میاد و ماندگاره .
اما نکته ی مهم در این فایل (من ) بودم . این منم که انتخاب می کنم از کدوم اطلاعات استفاده کنم . ذهن من فقط ابزاره و مقاومتی نداره . خودم میخوام که از کدوم سری اطلاعات استفاده کنم .
اطلاعات صحیح لاغری رو دارم کم کم یاد میگیرم و استفاده می کنم .
و اطلاعات غلط لاغری رو و همینطور اطلاعات چاقی رو کمتر استفاده می کنم .
همه این اطلاعات در ذهن هست و ذهن کاملا تابع ماست و فرکانس مارو دریافت می کنه .
یعنی اصلا لازم نیست ما فرکانس ذهن رو تغییر بدیم ما فقط باید هر لحظه نگاه کنیم چی میخوایم .
ذهن ما در امتداد خواست ما حرکت می کنه .
خب اما چیزی هم هست به نام عادت .
عادت ذهنی .
ذهن ما معمولا برای راحتتر شدن کارها اونها رو به صورت عادت در میاره .
انجام عادتها برای ما راحتتر هستند .
اما انجام کارهای جدید برای ما انگیزه بخش تر هستند .
چاقی برای ذهن ما تبدیل به عادت شده . چون سالها تکرارش کردیم . شاید هنوزم در باور ما این باشه که چاقی از لاغری راحتتره . ولی این به دلیل وجود اطلاعات غلط در مورد لاغری در ذهنه .
اطلاعات غلط لاغری هستن که نصف باورهای چاقی ما رو رقم زدن .
برای همین همونقدر که مهمه ما از اطلاعات چاقی استفاده نکنیم همونقدرم مهمه از اطلاعات غلط لاغری استفاده نکنیم .
خب حالا ما میخوایم فقط از اطلاعات صحیح استفاده کنیم که خیلی راحت لاغریمون رو خلق کنیم . خب اولش این اطلاعات به صورت بذره . زیاد نیرو نداره . ولی قرار نیست همیشه بذر باقی بمونه .
ما از نیروی آگاهی باید آبش بدیم . توجه آگاهانه ، نوشتن ، گوش دادن ، استفاده کردن از اونها و تمرین و تکرار و استمرار اطلاعات صحیح لاغری تا حد زیادی ما رو از مرور اطلاعات چاقی و همینطور مرور اطلاعات لاغری غلط دور می کنه .
خب ذهن من یه ابزاره . اون پیام منو از طریق ارتعاشی که بهش میدم دریافت می کنه . در حقیقت ذهن هم مثل بدن یه چیز بیرونی از ماست . جزء کائنات الهی هست .
کائنات ، ارتعاشات منو دریافت می کنه .
ارتعاشات من زودتر از همه ی کائنات ابتدا توسط ذهنم دریافت میشه . بعد توسط ابزار احساس . بعد توسط جسمم و بعد توسط دیگران که بیرونی ترن و الی آخر .
درست مثل سنگریزه ای که داخل آب میندازیم . چندین مدار دور خودش ایجاد میکنه و به مرور ارتعاشش بزرگتر میشه .
ارتعاشات اولیه پر زور تر هستند و برای همین دوباره قدرت خلق مدار بعدی رو دارند .
تا جایی این ارتعاش ادامه پیدا می کنه که قدرت اولیه رو در بر داشته باشه . قدرت مرحله مرحله وسیعتر میشه . یعنی مثلا در مدار آخر اونقدر دایره وسیع میشه که ما اصلا نمیدونیم چه قدرتی این خلق رو ایجاد کرده و جالبه همه ی این خلقها توسط ما ایجاد شده که اون سنگریزه رو داخل آب انداختیم .
مابقی خلقها خود به خود در اثر قدرتی که من به سنگریزه دادم ایجاد میشه .
ولی شاید همه ی ما فکر کنیم این سنگریزه است که اون همه امواج رو ایجاد کرده در حالیکه این من هستم که اون سنگ رو داخل آب پرتاب کردم .
خب اون سنگریزه همون اطلاعات ذهنه و اون آب بستر این جهانه . دایره ها هم هر کدوم مدارهای آفرینش هستن . اولش ذهنه و دایره های بعدی احساس و گفتار و رفتار و جسم ومحیط بیرون از جسم و نعماتی که از بیرون جذب می کنیم .
ما با تغییر خواست خودمون قادریم به صورت کاملا ناخوداگاه روی بقیه مدارها هم اثر بزاریم و هر چقدر خواستمون قویتر و مطمئن تر باشه مدارها با ارتعاش قویتر و واضحتر شکل میگیرن و نتایجی که جذب ما میشن هم واضحتر هست و مطابق خواست ما .
خب من فقط تئوری خلق رو یاد گرفتم .
اما در چاقی این تئوری رو بارها تکرار کردم و موفق به خلق چاقی خودم شدم و دیگه بعد از مدتی نخواستم . نخواستن همانا و ضعیف شدن ارتعاشات چاقی همان .
کم کم هدایت شدم به سایت تناسب فکری و حالا میخوام بیشتر از اطلاعات لاغری صحیح استفاده کنم و بذرش رو با یقین و اطمینان و استحکام و استمرار پرت کنم در کائنات وجودم .
خب الان آگاه بودن و تکرار لازمه . چون آگاه نباشم و تکرار نکنم ناخوداگاه دوباره میرم سراغ اطلاعات چاقی . البته من دیگه نمیخوام چاقی رو تکرار کنم پس به محض آگاه شدن دوباره در حال خلق لاغری میشم اونقدر تکرار می کنم که عادتهام تغییر کنه .
قدرت اطلاعات صحیح لاغری قویترن چرا ؟ چون همراستا با خواست روح الهی من ذهن الهی من و جسم الهی منه و از طرفی من سنگریزه اینارو تازه انداختم و قدرت خلقش خیلی زیاده ولی چاقی مال قبله شاید هنوز در جسمم ارتعاشش هست ولی به زودی راکد میشه و اطلاعات صحیح لاغری به اون سطح از ارتعاشات میرسه که اونقدر وسیع میشه که به جسمم و محیط بیرونم میرسه . البته تا الانم رسیده ولی باز بیشتر و بیشتر و بزرگتر و وسیعتر میشه . عادتهای جدیدم بزرگتر میشن و راحتتر و راحتتر تکرار میشن .
خب در تمامی این مراحل این منم که میخوام . این منم که خواسته ام رو ایجاد کردم و اون رو در زمین ذهن و دلم کاشتم .
لاغری خیلی راحت خلق میشه چون خاصیت بذر جوانه زدنه .
پس بذری میکارم که قدرت خلقش قوی باشه .
و تکرار کردنه که بذر رو قوی و قویتر می کنه .
اطمینان و یقین داشتن به راهم . انگیزه داشتن و استمرار در راهم منو کم کم و گرم به گرم لاغر می کنه .
فقط این وسط یادم باشه اطلاعات چاقی و همینطور اطلاعات غلط لاغری رو تکرار نکنم که اینم محقق نمیشه مگر با توجه و تمرکز روی اطلاعات صحیح لاغری .
نشان های دریافت شده
سلام روزتون پر از تلاش وباز شدن ذهنتو از چیزهای که درش مخفی بوده وحالا داره باز میشه
با دیدنددوباره فایل ودرک درستش این فایل برای خودم به دو بخش تقسیم مبکنم
موضوع اول الکو بودن خودم برای لاغریی
با فکر کردن بهش در خودم چاش بوجود امد چرا ؟
اول نداشتن باوره ابنکه من هم میتونم الکو باشم چقدر زیبا بود بهش فکر نکرده بودم همیشه دیگران الکو من بودم دارم جامون عوض میشه بعدش الکو بودن بابد یی جیزیت از دیگران بیشترباشه که الکو باشی اونم قسمت ذهن اطلاعات واگاهی وچطور انجام دادن تون اگاهی وعمل کردن بهش هست افرادی الکویی خوبی هستن خواهند بود که همه رودرست کامل هم در زمینه اموزش وهم درمنینه رفتار وهم درزمینه عمل کامل کامل موفق بوده باشن ایامن این شکالی هستم که بشم الکو تو یاد گیری که خدارو شکرکم کاری نمیکنم میرسیم به دوبخش مهم دیگه رفتارم چی باید همنطور که در یاد گیر کم کاری نمیکنم تو این دوبخشم همون طوری کار کنم تو اون دوقسمت کم کاری نکنم جستجوکنم وخودم یادبگیرم کسی نمتونه من رو وادار به حضور ودرست کار کردن تو دوقسمت دیگه کنه بایدتلاشم اینجا هم زیاد کنم چون میخوام الکو باشم حسش قشنگه ازتو یاد بگیرن تورو سرمشق قرار بدن برای زندگی بهتر کسانی که دلشو دریاست بایدرفتار وعنل کردنشون هم دریایی باشه گسترده ووسیع الکو بودن یی سری وظیفه به وظایف ما اضافه میکنه واین یی مسئولیت جدید هست که به مسئولیت ازم گرفته شده باید به خودم برگردنم علتش هم چاقی بوده من هم علت وخم یاد گیری وهم رسیدن بهش همه روباهم وای وای یاد گرفتم یی سبد اطلاعات عالی نتبجه میشه همه خواستن برای لاغریی دلم میخواستم امروزپیداش کردم حتی تو نوشتن هم بهترعمل کردم ازاول همش در دیدن وبعد نوشتن بودغلط کمتری داشتم وراحتر نوشتم من مثل کرمی که دورش پیله تنیده وحالا دررونش تحول ایجا میشه که تبدیلبسه به اون پروانه زیبا میخوام عمل کنم درست درست انجام میدم در یاد گیری چیزی که میخوام شروع کنم بایداینطوری کار کنم
قسمت دوم
شنماماشین رو برام درک فیزیکی معرفی کردید که با تعریف وتوضیح شما مابادیدن درجای دیگه درک کاملی ار اون پیدا مبکنیم یا مکان یا خونه خلاصه درک بیرنی ازجیزی که برامون توضیح ویا تعریف میشه ولی درباره متا فیزیکی تعریف که شامل تعریف درک وتوضیح چیزی که فابل لمس نیست مثل شادی وعشق حتی غم که به تعداد انسانهایی روی زمین هم تعریف وهم تو ضیح داره میشه گفت همون ماشینبی شمابرامون تعریفش کردی هم باقرار گرفتن ادمها توش وچکونه رفتارشون تویی همون ماشین ودرک وتوضیح شون میشه فهمید ولی کامل درک نکرد درک مااز اونی که فکرمیکنه هم خیلی فرق داره توهمون ماشین به هزا ران مدل میشه درک راننده وادمهای ماشین دید حتی تو رانندگی میشه مقاومت ذهنی برای خودمون درست کنیم برای درست رانندگی نکردن مثل زمانی که بگیم پای ماودست مادر اختیارمانیست
مقاومت ذهنی در رانندگی که باعث این همه مشکل تو رانندگی هست که تو جادهای وتو شهر دیده میشه این ذهن ما واین وسیله ما در اختیار ماست تحت نظارت ماست اون به ما کنترال نداره ابن ماهستیم که بهش کنترال داریم ذهن اون ففط فرمان میده ما هستیم که کنترلش میکنیم باره به خودم چه خوب شد که من تودوره ریگان شرکت کردم اگه پول داده بودم نه حسم به ابن زیبایی بود ونه یاد گیریم چون به خودم شاید میگفتم پولشو دادم شد شد نشد نشد ولی چون فکرم فقط یاد گیری بو د اینجاخودم هستم اموزس وفکر کردن ونتیجه گرفتن به من که داره خیلی کمک مبکنه البته شاید هم شرکت میکردم دریافتبم بازم بیشتر بود به خودم قول دادم ۱۰۰گام کامل تمام کنم بعد از شما نظربخوام کجا شرکت کنم نتیجه بهتری میگیرم اینجاباشم بهتر است یا بخش دیگه تا تمام شدن این ۱۰۰ گام من که باهر گامش کلی از موانع ذهنمو موجودتوذهن لایه به لایه از ذهنم بیرون میکشم بهانه وتبیلی میخواهد برای بی گناه نشون دادن تبیل اون چه این چه اسمی بهتر ازمقامت ذهنی چیزی که در کنترال ماست نه ما در کنترال اون مقاومت ذهنی وجود ندارهاین یی مانع است برای لاغر نشدن باید ازجلویی مسیر برداشت برای نتیجه بهتر
خداوندپشت وپنهتون یاحق حق نگه دارتون
“به نام خداوندی که قدرت مطلق است در همه حال”
درود به همگی ؛
گام شصت و چهارم : مقاومت ذهن مانع لاغر شدن است ؛
امروز دوشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۱ به لطف و یاری خداوند متعال توانستم گام شصت و چهارم را بر دارم ، خدایا شکرت .
جهان پیرامون ما از دو بخش فیزیکی و غیر فیزیکی (متا فیزیک) تشکیل شده است که بخش فیزیکی قابل دیدن ، قابل لمس و قابل شنیدن می باشد مانند طبیعت ، جسم خود ما و … اما بخش غیر فیزیکی یا همان متا فیزیک نه قابل دیدن است و نه قابل شنیدن و نه قابل لمس کردن است تنها ما می توانیم آن را با احساس و شهود خود درک و حس کنیم مانند وجود خداوند ، روح و ذهن ما .وقتی که ما از شهری یا ماشینی یا هر چیز دیگری برای فردی دیگر توضیح می دهیم چون آنها قابل دیدن و لمس کردن هستند به راحتی متوجه ی توضیحات ما می شوند و آن را تجسم می کنند اما توضیح دادن در مورد بعضی چیزها مانند خداوند ،عشق ، مهربانی که قابل دیدن و شنیدن و حتی لمس کردن نمی باشند کمی سخت و دشوار است چون هر کسی به نحوی آنها را درک و حس کرده است و با توجه به محتویات ذهن خود آن را برای خود تجسم می کند و برداشت هر کس با کس دیگری متفاوت می باشد و فرق دارد . با این توضیحات ما به این نتیجه می رسیم که ذهن ما هم جزئی از وجود ماست که قابل دیدن و قابل لمس نمی باشد اما ما آن را کاملا درک می کنیم و مطمئن هستیم که وجود دارد مثل باقی اعضای بدن ما مانند دست ، پا ، قلب و … و نباید این نگرش را داشته باشیم که ذهن چیزی خارج از بدن و وجود ماست و از اختیار ما خارج است بلکه ذهن هم مانند دیگر اعضای بدن در اختیار و خدمت ما می باشد.خداوند عزوجل ما انسان ها را مختار برزندگی خود آفریده است چون ما اشرف مخلوقات و خلیفه ی خدا بر روی زمین هستیم و برای اینکه ما بتوانیم به هر آنچه که در زندگی می خواهیم دست پیدا کنیم بدنی قدرت مند ،مغزی توانا و ذهنی قوی با قابلیت ها و مهارت های فراوان و مهم تر از همه روحی الهی و والا از وجود خود به ما بخشیده است و در اختیار و خدمت ما قرار داده است و این خود ما هستیم که انتخاب می کنیم چگونه از این نعمت های بزرگ خداوند استفاده کنیم و جهت و مسیر خود را در زندگی مشخص کنیم .الان که می نویسم به این نکته دقت کردم که من قبل از این فایل تمام قدرت را به ذهن خودم اختصاص داده بودم و ذهنم را فراتر و برتر از خودم می پنداشتم که کاملا در اشتباه بودم چون این خود من هستم که برتر ، قدرت مند و قوی هستم و ذهن من در اختیار و خدمت من است نه من در اختیار و خدمت او چون ذهن من هم جزئی از وجود و بدن من است و اصل کاری خود من می باشم که تعیین می کنم به چه چیزهای باور و ایمان داشته باشم و ذهن من هم مرا در همان مسیر قرار می دهد پس قدرت خودم هستم نه چیزی غیر از آن .انسان های تنبل و ضعیف برای توجیه تنبلی و ضعف خود این بهانه را می آورند که مقاومت ذهنی در مورد انجام کار خاصی دارم و همین مقاومت ذهنی مانع انجام آن کار توسط من می شود در صورتی که چیزی به نام مقاومت ذهنی وجود ندارد و تنها تنبلی و کاستی کردن در فرد باعث ایجاد این فکر می شود.استاد ارجمند این فایل شما حاوی آگاهی و درک بالایی بود از شما بابت این که آن را در اختیار ما قرار دادید ممنون هستم.نکته ی دیگری که می خواهم به آن اشاره کنم این است که خلق هر چیزی توسط فرد بسیار زیبا و لذت بخش است مانند خلق یک نقاشی توسط یک نقاش که هم خود او از آن لذت می برد و هم دیگران از آن لذت می برند و این نقاشی نتیجه ی ذهن آن نقاش است که به تصویر در آمده است نه کاری که دست او انجام می دهد پس من هم با خلق یک بدن جدید و متناسب می توانم خالق زندگی جدیدی از نظر جسمی باشم و از آن لذت ببرم چون همه چیز در اختیار و خدمت من می باشد.
“ یا حق ”
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان هم مسیر.
استاد من تا گام 74 پیش رفتم اما از گام 63 تا 74 بدون نوشتن یک دیدگاه فقط فایل های تصویری رو تماشا کردم و بعد از 20 روز روی ترازو رفتم در کمال تأسف دیدم که حتی یک گرم هم کم نکردم و به شدت عصبی شدم گفتم فکر کنم ذهنم ارور داده دیگه بیشتر از این کشش نداره وگرنه چرا توی اون 62 گام من 14 سانت از کمرم کم کردم ولی الان 20 روزه هیچ تغییری نکردم و حتی و همسرم هم متوجه شده بود گفت انگار با دقت به فایلهات گوش نمیدی چت شده گفتم فکر کنم ذهنم به هم ریخته و بیشتر از این نمیتونه همکاری کنه باهام و امروز دوباره برگشتم به گام 64 فایل با دقت بیشتری گوش دادم و انگار دوباره یه جرقه تو مغزم زده شد که تو تعهد خودت رو فراموش کردی مسئولیت خودتو یادت رفته که برای چی ذهنت باید مقاومت کنه و بیشتر از این کشش نداشته باشه همراهت باشه که لاغر بشی پس استاد چطوری تونسته 40 کیلو کم کنه این همه هنرجو چطور تونستند مگه ذهن من معیوب هست این خودم هستم که دارم به این فکرم دامن میزنم و نمیذارم ادامه بده و ذهنم رو به سمت همه موضوعات بی نتیجه اطرافم بدم و از اصلی ترین موضوع زندگیم یعنی تناسب اندام دور بشم و برچسب مقاومت ذهنی رو بهش بدم بله درسته استاد همینطور که دست و پا همه اعضا بدن ما در اختیار ما هستن ذهن ما هم در خدمت ما هست در صورتی که باورهای خوب و صحیح بهش بدیم و قبول کنیم که جز خودمون هیچکسی نقشی در ذهن ما نداره میتونی حرفهای اطرافیان را بشنوی اما چون هدف داری چون تعهد داری تمرکزت روی ذهن خودت باشه و از موضوعات فرعی بگذری و باورشون نکنی خیلی مطلب عالی بود لذت بردم و دوباره جان تازه گرفتم برای ادامه دادن بقیه مسیرم خدا یار و یاور شما باشه استاد گرانقدر خدانگهدار
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی
سلام عزیزان
خسته نباشید
ذهن من در کنترل من است
بعضی چیزها در زندگی ما فیزیکی هستند و قابل دیدن و لمس کردن مثل ماشین
ولی
بعضی چیزها غیر فیزیکی هستند مثل ذهن
و چون قابل دیدن نیستن هر کسی از دید خودش در موردش حرف میزند
حالا ما یه چیزهای اشتباهی در مورد ذهن شنیدیم که میگن ذهن مقاومت میکنه در برابر فعال کار ،
یا مثلا میگن ذهن مانع حرکتم در مسیر لاغری میشه،
در حالی که کاملا اشتباهه ، و این ماییم که با این باور اشتباه و تنبلی که میکنیم تقصیر رو میندازیم روی ذهن ،
در حالی که ذهن مانند همه اعضای بدن از ما پیروی میکند و هر طوری که بخواهیم میتونیم ازش استفاده کنیم.
ذهن من مانع حرکت من نیست بلکه کمک کننده در این مسیر با ارزش است .
ممنونم استاد برای آگاهیهای جدید
نشان های دریافت شده
سلام
من یادم میاد بار اولی که هدایت شدم به این سایت .یه کمی که داخلش بودم زیاد به دلم ننشست و رها کردم .
وبعد یکسال دوباره یع نیرویی منو هل داد به این سایت . اما این سری مطالبش بع دلم نشست و روند یادگیری رو ادامه دادم و بعد مدتی احساسم بهتر و بهتر شد و بهم انگیزه داد که ادامه بدم .
من همش برام سوال بود که چرا من همون اردیبهشت یا خرداد ۹۹ که بودم منصرف شدم . اما یکسال بعد دوباره اومدم تو سایت .
آیا ذهنم درسال ۹۹ مقاومت کرد اما درسال ۱۴۰۰ مقاومتش ازبین رفت ؟
خیر . این من بودم که درسالهای قبل ۹۹ ذهنم خودم رو درگیر چاقی و روشهای چاقی کردم و به چاقی چسبیده بودم وبااین کار تمرکزم روی چاقی بود و روشهای لاغری .من و بااین کار اجازه واکاوی اطلاعات ذخیره شده در ذهنم رو به خودم ندادم .اما درفاصله سال ۹۹ تا ۴۰۰ خودم رو یکسالی رها کردم و بیخیال چاقی شدم یعنی تمرکزی برچاقی نداشتم من دوباره هدایت شدم به این سایت و دنبال کردن مطالب آموزشی.
پس چی شد ؟
اگه ذهن کارش مقاومت کردن بود چرا سری دوم که ترغیب شدم بیام سایت مطالب رو باعشق دنبال میکردم اما سری اول خیر.
پس این من بودم وهستم که آگاهانه توجه ام رو مدتی از چاقی برداشتم و نگرانیهام کمترشد و باعث شد که ادامه بدم .
اما سری اول من مدام تمرکزم روی چاقی بود و ناخواسته . پس به ذهنم اجازه ندادم که مسیر لاغری رو دنبال کنه .
اینکه همه چیز در زندکی مسولیتش برعهده ماست که با ورودیهامون به ذهنمون اجازه میدیم در چه مسیرهایی قدیم بردلرد .
نشان های دریافت شده
جلسه ۶۹ تکرار
مقاومت ذهن مانع لاغر شدن است
سلام و وقت بخیر ،خدارو شکر میکنم برای یک روز برفی ، زیبا و پر برکت ،سپاس برای دیدن اینهمه قشنگی
شنیده هاییکه افراد چاق شنیدند و باور کردند ،مسیر زندگیشان را تعیین کرد ، منکه از بدو تولد تپل بودم و به تکرار شنیدم ،سرزنش شدم ،مقایسه و قضاوت شدم ،در درونم پر از فرمول ها و افکار چاق کننده است که در من از من تصویر و شکلی ساخته
که سالهاست من با اون نقشه و تصویر ،به دنبال خلق رویاها و زندگیم هستم ،اینکه در اون تصویر چه چیزهایی بود و هست ،از نتایج و تجربیاتی که تا به الان زندگیشون کردم کاملا مشخصه ،آیا من تصویر قشنگی داشتم ؟
و حالا من یک ذهنیو همراه خودم دارم که پر شده از اطلاعاتی که در صفر تا ۷ سالگی برای من جمع آوری شد و بعد از اون من به تکرار اون اطلاعاتو زندگی کردم تا وقتیکه درونیاتم قوی و قدرتمند شدند که بیشتر اون اطلاعات منفی ولی در راستای کمک به من انتخاب شدند
خداوند همه انسان هارو با تمام آپشن ها و توانمندی های خاصی آفرید که خودشون بتونن خالق زندگیشون باشن و نیازی به چیزی نداشته باشن که تمام اون اپلیکیشن ها در مغز گذاشته شد
الان یاد کارتون هایی افتادم که در بچگی میدیدم ،پینوکیو ،عروسک چوبی که مغز نداشت و مدام کارهای اشتباه انجام میداد و زمانیکه پدرش براش مغز گذاشت ،پینوکیو پسر عاقلی شد و دیگه گول کسیو نخورد و به مسیر بهتری هدایت شد
همون روزها که پینوکیو نگاه میکردم ازش دلخور میشدم که چرا انقدر خرابکاری میکنه ،اون کارتون داشت به من یاد میداد که مغز مهمترین بخش وجودی ماست که میتونه زندگی خوب یا بدی واسه ما بسازه
محتویات ذهنمون مسیرهای زندگیمونو برامون میچینه ،چه منفی چه مثبت، بستگی به اطلاعات درونش داره ،من چه چیزهایی در مورد چاقی یا لاغری شنیدم ،آیا لاغری برای من طبیعی تعریف شد یا چاقی ، با من چه برخوردهایی شد ،آیا لاغری برای من امن و لذت بخش تعریف شد ، چه چیزهایی در مورد مزایای چاقی شنیدم وووو
هر چقدر بیشتر در مورد چاقی شنیده باشم الان شرایط سختریو طی میکنم ،همه ما که در این سایت هستیم به دنبال لاغر شدن هستیم و این نشون دهنده اینه که سلول های ما پر از اتم های آلوده به افکار چاقیست ،حالا یکی مثل من با دوز قویتر یکی مثل دخترم با دوز بسیار ضعیف تر
چیزی که از دستگاه خلق کننده مغز من خارج میشد ،جسم چاق بود که خدارو شکر خیلی وقته داره ترمیم میشه ولی هنوز میانه راه هستم
با آموزش هاییکه میبینم کم کم باورهای مخربم در حال فروپاشی هستن ،منم مصرانه قبول کرده بودم که لاغری دائمی برای من امکان پذیر نمیباشد و تو رویاهام هم نمیدیدم که بتونم راحت لاغر بشم و لاغر بمونم ،انقدر جلوی دید لاغریه منو کور کرده بودن که چیزی جز غول چاقی وجود نداشت
و الان دارم نور لاغریو از دور دست ها میبینم که بهم میگه آره درسته راهت بیا دخترم ،من سالهاست منتظرتم که بیایی و منو تن کنی ،لباسی که ماله توست ،برای توست ،بیا که تازه داری میری جای اصلیت ،داری به ذات الهیت نزدیک میشی
این حرف های جدید منه که ۳۶۰ درجه با حرف هایی که از اول عمرم شنیدم فرق داره ،درخت تنومند چاقی من بسیار قوی رشد کرده بود که الان ۲ ساله دارم اون درختو اره میکنم تا نهال تازه به دنیا اومده م رشد کنه
چند روز پیش که ویلای دوستم بودیم و هر سال ما برای بخش تفریح آتیش بازی ها مون ،کنده یا بعضی از درخت هایفرسوده باغشونو اره میکنیم ،این بار نوع و جنس کنده ها خیلی محکم و سفت بود که با فشار اره شون کردیم ،وقتی داشتیم کنده هارو میبردیم به دوستم گفتم این کنده هاییکه انقدر جون سخت هستن شکل افکار مخرب قدیمی ما هستن ،باید بیشتر براشون وقت بذاریم و نیمه کاره رهاشدن نکنیم
افکاری که چندین سال کج رشد کرده و درخت عظیمی شده به اره قویتری نیاز داره ولی انتهای کار قشنگ میشه ،ما میشیم خالق ذهنیت های تمیز ،مثل وقتیکه کنده ها آماده شدند و ما با لذت ازشون استفاده کردیم
تعریف من از ذهن ؟ اولا که اطلاعاتی ازش نداشتم تا ۲۰ سال پیش که شروع کردم به کتاب خوندن و اون زمان ها که دنیای مجازی وجود نداشت و اینهمه دوره و کلاس نبود ،من چند ماهی دنبال کننده دکتر فرهنگ بودم و بعد از مدتی هم رها کردم
تقریبا از ۸ یا ۹ سال پیش که وارد دوره ان ال پی شدم و در ادامه به مسیرهای آموزشی ذهن به روش پروفسور یونگ هدایت شدم و همینجوری اون چرخه ادامه پیدا کرد و به مدیتیشن،مراقبه،هیپنوتیزم،انرژی درمانی و در انتها از ۴ سال پیش به این جنس آموزش ها ختم شد ،شروع به شناخت ذهن کردم
یعنی شروعم از شرکت در یک دوره بود و الان اینجا هستم ،الان احساس میکنم اون روزها هیچ درکی از آموزش هام نداشتم ولی تو اون زمان حس میکردم خیلی خوب متوجه میشم ولی الان که به خودم نگاه میکنم میبینم تازه شروع راهم
حالا کی و چه زمان ذهنو شناختم یادم نمیاد ولی تو همین مسیرها آگاهی ها داده شد و منم یادشون گرفتم و دارم ادامه میدم و الان حس میکنم تا حدودی میتونم بگم در مسیر شناخت ذهن هستم
ذهنم در خدمت منه و عضوی از وجودمه که نادانسته بد برنامه ریزی شده ،اتفاقا ذهن قویترین بخش وجود ماست که مستقیما با خدا و جهان در ارتباطه و ما از طریق ذهن میتونیم به خواسته هامون برسیم یا نرسیم
اگر برنامه شکست در ذهن باشه هر چقدر که ما دست و پا بزنیم پیشرفت خاصی نخواهیم داشت و اگر برنامه های جدید در اون دانلود کنیم ،مسیرمون میره به سمت رشد و ترقی که الان در حال انجام تغییر محتویاتش هستیم
ما توانا هستیم که ذهنمونو تربیت کنیم که در خدمتون باشه یا به ضررمون ،قبلا به ضررمون بود الان از این نیروی قدرتمند استفاده میکنیم که در خدمتومون باشه ،اطلاعات لاغر کننده بهش میدیم و اطلاعات قبلیشو گوش نمیکنیم ،من ذهن بینهایت خلاقی دارم که فقط به من کمک میکنه و در این مسیر گفتگوهای قبلی ذهنو نباید گوش کنیم
من محتویاتشو تمیز میکنم ،ذهنم خودش در خدمت من خواهد بود ،اگر زمان هایی ذهنم باهام همکاری نمیکنه یا کارهارو به تعویق میندازه بخاطر اطلاعاتیه که درونش هست ،بخاطر تعریف هاییکه قبلا براش شده ،بخاطر خاصیت مغزه وه دوست نداره کارهای جدید انجام بده
وقتی اینهارو یاد بگیریم ،زمان هاییکه باید یک کاریو انجام بدیم ولی تنبلی میکنیم میتونیم براحتی ریشه یابی کنیم ،چرا دوست ندارم این کارو انجام بدم ؟ چونکه حس توانمندی ندارم ،خب میرم روی توانمندیم تمرین میکنم ،تعریف هامو تغییر میدم بلخره ذهنم انرژی آزاد میکنه و باهام همکاری میکنه
نوشتن اینهاییکه مینویسم راحت و آسونه اینکه چقدر ازشون استفاده کنم مهمه ،دانستن تا عمل کردن خیلی با هم فاصله داره ،از خدا میخوام کمکم کنه تا در مسیر آموزش ها قویتر بشم و ذهنمو در اختیار هدف های جدیدم قرار بدم ،میدونم که اگر ذهنت های جدیدم ساخته بشه دیگه نیازی نیست من سختی بکشم
مثل وقتیکه ذهنم برای لاغری تا حدودی ساخته شد و جسم من خودبخود بعد از ۳ ماه شروع به لاغر شدن کرد
الان هم میگم ذهن جانم لطفا بخش های اطلاعات گذشتتو خاموش کن و نیازی بهشون نداریم که همگی آلوده هستن و از این به بعد آگاهانه تر از اطلاعات جدید استفاده میکنیم
خدارو شکر میکنم برای یادگیری این آموزش های مهم و حیاتی که میتونیم جهان دیگه ای برای خودمون بسازیم متفاوت تر از دنیای قبلیمون ،خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام
من حتی قبل این سایت نمیدونستم ک ذهن من چ قدر توانایی داره و من چ قدرتهایی دارم
فک میکردم مثل عروسک های کوکی کوک شدم تا زندگی کنم
همیشه تو کتابهامون در مورد اختیار حرف زده شده بود ک میگف انسان اختیار داه همیشه اون مطالب برام گنگ بود اگه اختیار هس قسمت چیه شانس چیه سرنوشت چیه
من فک میکردم سرنوشتم نوشته شده و من بازیگر این نقش هستم محکوم ب این نقش
اما الان میدونم ک من قدر ت دارم قدرت خلق خودم زندگیم ذهنم باورهام
اینکه داره ورودی میده تا ذهنش تغییر کنه باورهایش تغییر کنه منم پس این نشون میده ک قدرت در دست منه ن ذهن
ذهن جسم چشم دست همه اینها ابزارهایی هستن ک فیزیکی و غیر فیزیکی در اختیار من گذاشته خدای مهربان
تا زندگی کنم لذت ببرم
خداوند از روح خودش در ما دمیده
پس ببین چ قدرتی من دادم
قبلا ک هر بار رژیم میگرفتم و ول میکردم میگفتم مقاومت دارم ذهنم نمیزاره
چقدم باورش داشتمو این باور داش خودشو نشون میداد
اما اینطور نبود چرا چن ک الان من همون انسانم با همون ذهن فقط خودم خواستم ک تغییرش بدم تا متفاوت عمل کنم
چقدر تغییر کردم چقدر ارامشم بیشتر شده البته ن عالی ولی از نقطه شروعم خیلی عالیم
وعالی ترم میشم
دیروز ظهر خوابیدم و بزور بیدار شدم چنان خستگی در بدنم حس میکردم ک نگو حس میکردم از درون استخونام تب دارم
اگه فریبای قبل بود زود میرفتم قرص سرماخوردگی میخورد
ولی ب خودم گفتم بدن من توانایی همه چیو داره واین ی خستگی کوچیکه حل میشه ب بدنت فرصت بده بعد اگه دیدی بدتر شدی کمکم میکنم
ولی امروز ک بیدار شدم دیدم چقدر خوبم و واقعا تبریک میگم تشویق میکنم خودمو ک فرصت دادم و ایمان داشتم
یک بادکنک هس تا زمانی ک من از هوا پرش نکنم اون همونجا ب همون شکل هس اونی ک پرش میکنه منم
ذهنم در درون من هس و این من هستم ک پرش میکنم پس قدرت در من هس
ک پرش میکنم
استاد ی سوال داشتم در موردخواب هم میشه صحبت کنید ک چجوری ما خواب میبینیم ذهن چجوری دخیله چن نوشته ها اونطور کباید مطلب نمیرسونن میخواستم اگاهی شما در مورد خواب چیه بدونم ک شیطان توش دخیله یا ن