اگه از بچگی بارها شنیدی که «چاقی ارثیه!» یا «آدم چاق همیشه چاق میمونه!» یا دائم تصویر آدمای چاق و خسته رو توی تلویزیون و جمعهای خانوادگی دیدی، خب طبیعیه که یه صدایی توی مغزت بگه: «تو نمیتونی لاغر شی!» 🤯
همین صداها، همین باورهای قدیمی، همونا که از شنیدن و دیدن رفتن توی ناخودآگاهمون، باعث میشن یه مقاومت ذهنی در برابر کاهش وزن شکل بگیره. یه جور دیوار نامرئی که جلوی لاغر شدنمون وایساده! 🧱
و دقیقاً همینه که باعث میشه نتیجه نگیری… چون تا وقتی مقاومت ذهنی در کاهش وزن حل نشه، جسم نمیتونه آزاد و رها بره سمت لاغری. ✨
🔍 جستجو برای رفع موانع لاغر شدن!
اگه تا حالا سعی کردی لاغر شی و نشد، احتمالاً این جملهها واست آشناست:
🙄 «چرا با اینکه رژیم گرفتم، وزنم تکون نمیخوره؟!»
🥵 «چرا با ورزش و عرق ریختن باز هم شکمم کم نمیشه؟!»
🚶♀️ «هر روز پیادهروی میرم، اما خبری از لاغری نیست!»
🍽️ «هیچی نمیخورم، ولی بازم لاغر نمیشم! چرااا؟!»
اینا فقط چندتا از اون “چراهای پرغصه” هستن که ذهن یه آدم چاق با خودش زمزمه میکنه. یه ذهن خسته از تلاش، از شکست، از دیدن عدد ثابت ترازو. 😞

و وقتی هی نتیجه نمیگیری، ناخودآگاه میری دنبال دلیل!
📱 گوگل میکنی، 📺 پیجای لاغری رو زیر و رو میکنی، 📚 مقاله میخونی،
حتی از دوست و آشنا میپرسی: «به نظرت چرا من لاغر نمیشم؟»
انگار یه مانعی هست، یه چیزی که نمیبینیش، ولی حسش میکنی…
✅ و اون چیزی نیست جز مقاومت ذهنی در کاهش وزن! همون دیوار نامرئی توی مغز، همونی که جلوی تغییر واقعی رو میگیره.
🧠 ذهنی که پر شده از باورهای قدیمی، تجربههای شکستخورده، حس بیارزشی، و تلقینهای اشتباه… و اینا همش میشن موانع لاغر شدن.
حالا هرچی تلاش فیزیکی میکنی، رژیم میگیری، ورزش میکنی، باز اون مانع ذهنی کار خودشو میکنه. مثل یه ترمز پنهان که اجازه نمیده حرکت کنی 🚦

✨ مقاومت ذهنی در کاهش وزن
هممون یهجایی توی زندگیمون اینو گفتیم:
“میخوام لاغر شم… ولی نمیتونم. یه چیزی تو ذهنم نمیذاره!”
🧠 مقاومت ذهنی در کاهش وزن از کجا میاد؟
برخلاف اون اشتیاق عمیق و طبیعی که برای لاغر شدن تو وجود همهی ما هست – حتی اگه به زبون نیاریمش – مقاومت ذهنی در کاهش وزن اصلاً طبیعی یا ذاتی نیست.
بلکه اینو خودمون با مرور مکررِ یهسری فکرای محدودکننده ساختیم.
- “چاقی توی خانوادهم ارثیه!”
- “از بچگی استخونبندیم درشته!”
- “من اراده ندارم…”
- “همیشه رژیم گرفتم و شکست خوردم پس دیگه نمیتونم…”
همهی اینا اطلاعاتیان که بارها و بارها به ذهنمون تزریق کردیم، اونم با علاقهی خاص! 😂💉
💡 اما اشتیاق چی؟ اونه دیگه فرق داره!
برعکس مقاومت ذهنی، اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن یه واکنش درونی و هوشمندانهست؛ از طرف سیستم دفاعی بدن میاد، درست مثل وقتی که بدن میفهمه یه جاییش زخم شده و سریع شروع میکنه به ترمیمش.
بدن ما، حتی اگه نپذیریم، چاقی رو یه تهدید جدی برای سلامت میدونه. پس بیوقفه تلاش میکنه با ساختن اشتیاق، ما رو به سمت رهایی از اون سوق بده. 💪
حالا این وسط، مقاومت ذهنی در کاهش وزن همون دیو بزرگیه که خودمون پرورش دادیم. هرچقدر بیشتر باهاش حرف زدیم، بیشتر باورش کردیم، بیشتر تقویتش کردیم.
برای همینم هست که دو نفر با وزن و شرایط مشابه، ممکنه یکی خیلی زود متحول شه و یکی دیگه اصلاً نتونه حتی یه قدم جلو بره.
- برای یکی باور “ارثی بودن چاقی” مثل کوه محکم شده 🏔
- اما برای یکی دیگه “کمتحرک بودن” عامل اصلی شده.
در حالی که هردو عامل شاید واقعی نباشن، فقط چون زیاد تکرار شدن، قوی شدن.
🔄 راه حل چیه؟ دوست شدن با ذهن، نه تسلیم شدن بهش!
اگه تا امروز فکر میکردی “من قربانی مقاومت ذهنیم هستم”، وقتشه ورقو برگردونی! 🌀
تو قربانی نیستی، بلکه خالقِ مقاومت ذهنیات هستی… و وقتی خودت اونو ساختی، پس میتونی از بین ببریش.
تنها کاری که باید بکنی اینه:
- باورهای محدودکنندهتو بشناسی و بنویسی 📝
- هر روز روی تغییرشون تمرین کنی، درست مثل ورزش دادن یه عضله 💪
- به اشتیاق ذاتیات برای لاغر شدن گوش بدی، نه به صدای بلندی که تو ذهنته ولی از دیگرانه
مقاومت ذهنی در کاهش وزن چیز عجیبوغریبی نیست. یه داستان خودساختهست که ما هر روز داریم براش فصل جدیدی مینویسیم.
اما حالا وقتشه این کتابو ببندیم، و یه فصل تازه بنویسیم… فصلی به نام «آزادی ذهن و بدن» 💖✨
اگه حس میکنی این مقاومتا هنوز تو ذهنت هستن، دعوتت میکنم حتماً دورهی «پاکسازی چاقی ذهن» ما رو تجربه کنی.
اونجا با هم قدمبهقدم یاد میگیریم چطور ذهنو دوباره تنظیم کنیم 🎧🧠

🌪️ عوامل ایجادکننده مقاومت ذهنی در کاهش وزن
هر اطلاعات یا آگاهیای که به هر طریقی بهعنوان دلیل چاقی یا توجیه لاغر نشدن وارد ذهن ما شود، میتواند در شکلگیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن نقش داشته باشد. 🧠🚫
نکتهی مهم این است که هرچه سن چاقی افزایش پیدا کند و دفعات تلاش برای لاغر شدن بیشتر و بیشتر بینتیجه بماند، فرد بهطور ناخودآگاه در جستجوی دلایلی برای توجیه این ناکامیها در ذهن خود خواهد بود. یعنی:
ذهن ما برای تسکین درد و رنجِ لاغر نشدن، خودش مشغول ساختن مقاومت ذهنی میشود! 🩹🧩
در واقع، بسیاری از افراد چاق بهطور ناخواسته و ناخودآگاه، برای محافظت از خود در برابر حس شکستهای قبلی، دیوارهایی از مقاومت ذهنی در کاهش وزن دور خود میسازند.
این دیوارها آرامبخش هستند، اما در عین حال مانعی قدرتمند برای رهایی از چاقی محسوب میشوند. 🧱😞
🧠 مقاومت ذهنی از کجا تغذیه میشه؟
این اطلاعات و باورها تحت تأثیر محیط زندگی ما شکل میگیرند:
👨👩👧 محیط خانوادگی
🗣️ دوستان و همکاران چاق که باهاشون درد دل میکنیم
📺 رسانهها، مجلهها، شبکههای اجتماعی
📚 مقالات علمی یا غیرعلمی که دنبال میکنیم
ما هر روز، با اطلاعات خاصی مواجه میشیم که به ذهنمون خوراک میدن. ذهن هم مثل یه آشپز ماهر، این خوراکها رو با دلایل و منطقهای خودش ترکیب میکنه و میگه:
“آهان! پس حق داری که لاغر نمیشی…” 🤷♀️
و اینگونه است که مقاومت ذهنی در کاهش وزن در ذهنمون قدرت میگیره و لاغری برامون تبدیل به رؤیای دور و دنبالهداری میشه که همیشه فردا ازش شروع خواهیم کرد! 😔📆

✨ لاغری با ذهن و اصلاح مقاومت ذهنی در کاهش وزن 🧠💪
بیشتر روشهایی که ما در مسیر لاغری تجربه کردهایم، مثل رژیمهای سخت، ورزشهای طاقتفرسا یا قرصهای لاغری، در ظاهر برای کمک به کاهش وزن طراحی شدهاند.
اما واقعیت اینه که بسیاری از این تلاشها فقط باعث تقویت مقاومت ذهنی در کاهش وزن شدهاند. 😣🧱
چرا؟ چون هر شکست، هر بازگشت وزن، هر بار خسته شدن، پیامی به ذهن میفرسته که:
«من نمیتونم لاغر بشم!»
من خودم ۳۵ سال از زندگیام رو با چاقی گذروندم. روشهای زیادی رو امتحان کردم: رژیم، دمنوش، کالریشماری، کلاس بدنسازی… اما نه تنها لاغر نشدم، بلکه مقاومت ذهنی در لاغر شدن در من بیشتر و بیشتر شد. 🚫⚖️
ذهن من پُر شد از جملاتی مثل:
- «چاقی تو ارثیه!» 👨👩👧👦
- «سنت رفته بالا دیگه لاغر نمیشی!» 🎂
- «هورمونهاته، کاریش نمیشه کرد!» 🧪
- «تو عاشق غذایی، نمیتونی خودتو کنترل کنی!» 🍰
این افکار، فقط فکر نبودن… سنگهای دیوار مقاومت ذهنی در کاهش وزن بودن! 🧱🧠
و هرچی سن چاقیام بیشتر شد، چاق شدنم آسونتر و لاغر شدنم سختتر شد.
🎓 راه نجات: ورود به سرزمین لاغرها
یکی از بهترین تصمیمهایی که توی زندگیام گرفتم، تهیه و تدوین دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها» بود. 🌍💡
در این دوره، قدمبهقدم یاد میگیری:
- چطور اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن رو دوباره فعال کنی
- چطور مقاومت ذهنی در کاهش وزن رو ریشهای درمان کنی
- و چطور از طریق آموزش، تمرین و آگاهی، ذهنی متناسب بسازی که بدن متناسب رو خلق کنه 💫
هر دقیقهای که برای آموزشهای ذهنی وقت میذاری، در واقع داری بنزین میریزی توی موتور اشتیاقت برای لاغر شدن! ⛽🔥
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای عبور از مانع مقاومت ذهنی در کاهش وزن، تنها دانستن کافی نیست، بلکه تمرین کردن کلید اصلی ماجراست. تمرین باعث میشود ذهن شما آگاهانه و ناخودآگاه شروع به تغییر کند و باورهای محدودکنندهای که سالها در ذهنتان خانه کردهاند، کمکم جای خود را به اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن بدهند. 🔓🧠✨
📌 سوالات تمرینی:
- تجربهی شما درباره داشتن اشتیاق ذهنی برای لاغر شدن چیست؟ این اشتیاق چه زمانی بیشتر و چه زمانی کمتر بوده است؟ شرح دهید.
- استفاده از روشهای مختلف لاغری مثل رژیم، ورزش شدید یا داروها، در شما باعث تشدید اشتیاق لاغری شده یا مقاومت ذهنی در کاهش وزن ایجاد کرده؟ مثال بزنید.
- شنیدهها و دیدگاههای دیگران درباره چاقی و لاغری، چه تاثیری در شکلگیری مقاومت ذهنی در کاهش وزن در شما داشته است؟ مثال بزنید.
- برخی از باورهای ذهنی محدودکننده خود را که باعث ایجاد مقاومت ذهنی شدهاند، نام ببرید و دربارهشان توضیح دهید.
- آشنایی با روش لاغری با ذهن چه تأثیری بر نگرش شما نسبت به لاغری گذاشته؟ آیا باعث ایجاد اشتیاق بیشتر در شما شده است؟
لطفاً پاسخ خود را در بخش نظرات همین صفحه با دقت بنویسید و با دیگر همراهان تناسب فکری به اشتراک بگذارید. 💬💙
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.48 از 67 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



به نام خدای مهربانم
من عزم تغییر دارم و میخو ام یه زندگی جدید رو تجربه کنم در یک جسم جدید و من میخوام این جسم رو با ذهن جدید بسازم تا قدرت ذهن رو درک کنم .
مقاومت ذهن چیست ؟
موضوع ها در جهان دو دسته هستند
دسته ی اول موضوع های فیزیکی و دسته ی دوم موضوع های متافیزیکی هستند که دسته اول قابل لمس هستند و دیده میشن و دسته ی دوم قابل لمس نیستن مثلا اگر من در مورد شهری با کسی حرف بزنم و اون فرد تا حدودی میتونه تجسم کنه کجا بودم و ممکنه خودش هم یه روزی بره اونجا و تمام حرفهای من رو لمس کنه پس اینها موضوعات فیزیکی هستن و یا مثال دیگه اینکه من اگر در مورد ماشینی حرف بزنم فرد دیگه هم اگر اون ماشین رو ببینه همه ی حرفها ی ما رو لمس میکنه پس اینها موضوعات فیزیکی هست اما یه سری موضوعات فیزیکی نیستن و هر انسانی به اندازه ای که اون موضوع رو باور کنه میتونه اون رو تجربه کنه برای همین این موضوعات تعریف یکسان و نتیجه ی یکسانی ندارن بستگی داره اون فرد چه تعریفی در مورد اون موضوع داره .
مثل تعریف عشق که در افراد متفاوت هست و یا تعریف شادی و .. اینا تعریف مشخصی ندارن یکی با آهنگ و رقصیدن و دست زدن و … شاد میشه و یکی دیگه با دیدن یه درخت یا یک دوست شاد میشه پس در مورد ذهن هم که متافیزیک هست همینطور هست تعریفهای افراد متفاوت میشه .
خیلی از افراد در خیلی از زمینه ها مثل لاغری میگن ذهن ما مقاومت داره و اون نمیز اره من لاغر بشم ته ذهن من هیچ مقاومتی نداره تعریف من در مورد اون موضوع هست که مانع از موفقیت من میشه ذهن من هم مثل یکی از اندام های من هست برای مثال امکان نداره من برم مهمانی ولی پای من هم با هم نیاد یا من بخوام آب بخورم ولی دستم بگه من نمیخوام لیوان رو بردارم یا قلبم بگه من از امروز به بعد نمیخوام تپش کنم برو هر کاری میخواییی بکن اصلا در ذهن من این حرفها خنده داره این اندام ها در خدمت من هستند همانطور که دست و پای من نمیتونن از فرمان من سرپیچی کنن ذهنم هم نمیتونه از من سرپیچی کنه ولی چون دست و پا رو لمس میکنی و می بینی بیشتر این قضیه رو درک میکنی ولی چون ذهن رو نمیبینی یکم سخت تر باور میکنی و خیلی جاها تنبلی خودت رو گردن ذهن میندازی و میگی من مقاومت ذهنی دارم ، بارها شده من خودم پرخوری کردم و وسوسه شدم و خیلی چیزهای الکی خوردم از ترس اینکه مبادا رژیم باشم خوردم و بعد که لاغر نشدم گفتم نمیدو نم چه مانع ذهنی دارم در حالی که من درست به آموزشهای استاد عمل نکردم .
ولی آگاه باشید اون ذهن همیشه در خدمت من هست و من باید خودم رو برتر از ذهنم بدونم و باید بدونم من قدرت دارم و من میتونم به هر انچه که بخواهم برسم مثل دست و پای من پس نگو اون نمیزاره .
من سالها گفتم میخوام لاغر بشم ولی نمیدونم چرا ذهنم مقاومت داره ،،ولی اشتباه گفتم این ذهن قدرت نداره و تعریف اشتباه من از ذهن باعث قدرت اون شده .
همانطور که مدتها از ذهن استفاده کردیم برای چاق و چاقتر شدن حالا هم میشه از اون استفاده کرد برای لاغر و لاغر شدن .
من به توانایی تسلط بر ذهن میتونم برسم و این اصلا احتیاج به کار فیزیکی و مبارزه نداره فقط باید آموزش ببینم .
تعریف های ما از موضوعات متا فیزیک باهم فرق می کنه بنابراین نتایج ما انسان ها هم با هم فرق می کنه
چرا خداوند برای انسانهای مختلف به شکل های مختلف ظاهر میشه مثلا بعضیا میگن خدا فلاانی رو میخواد و برای اون خوب خواسته ولی برای من خوب نخواسته در صورتی که خدا اینطور نیست هر کس هر تعریفی از خداوند در ذهنش هست همانطور تجربه اش میکنه .هر تعریفی در مورد خدا ،خدا نیست هرکس خدا رو طوری درک کرده نه اونطور که بقیه میگن
ذهن یک موضوع متا فیزیکی هست
حقیقتا من حدودا هفت سال هست که در مسیر هستم و همون اوایل سایز و وزن کم کردم و دیگه لاغر تر نشدم و همیشه به خودم گفتم نمیدونم چه مانع ذهنی دارم که لاغر تر نمیشم اما الان دیگه میخوام به خودم بگم من هیچ مانع ذهنی ندارم بلکه من پشت این حرف قایم شده بودم و هر جا میخواستم تغییر کنم و کمتر بخورم میگفتم ول کن من که خوبم ذهنم باید تغییر کنه ولی مدتی هست دارم به صدای میل درونی ام گوش میدم و رفتارهام رو بیشتر تغییر میدم و حتی اگر کسی بگه مگه رژیمی برام مهم نیست نمیخورم چون هزار تا دلیل دارم که نمیخوام بخورم و حالا واقعا از درون احساس لیاقت بیشتری برای لاغری میکنم من بارها به ذهنم میگم ببین من دو سال پیش تونستم با همین داروهام و شرایط جسمی ام به خاطر شرایط سختی که برام پیش اومده بود و غذا کمتر میخوردم کلی وزن کم کنم و خیلی خیلی لاغر بشم پس دوباره هم میتونم و من هیچ مانعی ندارم فقط کافیه تو هم با من و روحم هماهنگ بشی تا جسمم این خواسته رو تجربه کنه .من بسیار توانا هستم .
مقاومت ذهنی من با توجیه کردن چاقی هماهنگ هست هرچقدر بیشتر دلیل برای چاقی خودم داشته باشم مقاومت ذهنی من هم بیشتر میشه .
من الان هیچ دلیلی برای چاقی اندک در بدنم ندارم و من به خودم میگم هر روز باید لاغر تر و خوش اندام تر و باربی تر بشم .
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر
هرچی جلوتر میرم مطالب پربار تر و چالش برانگیز تر میشه و این گام هم واقعا پر بود از نکته و مطالب آموزنده ای که هیچ جایی نشنیده بودم .
واقعا این جمله قشنگ بود که هرچه کلام ما به محتوای ذهنی مون نزدیک تر باشه شادی و آرامش و خوشبختی درونی بیشتری رو تجربه می کنیم و همینم باعث میشه سطح انرژی مون در جهان هستی بره بالاتر و به طرف خواسته هامون کشیده بشیم.
کاملآ درسته هرچه سن چاقی و تعداد بهانه هامون یا فرمول های ذهنی مون بیشتر بشه مقاومت ذهنی مون بیشتر میشه و این همون دلیلی که بعضی زودتر جواب میگرین و بعضی دیرتر.
خدایا شکرت ❤️
دلایل چاقی من که در من مقاومت ذهنی ایجاد کرده بود :
۱.ما ژن مون چاق و تپلیه(که همچنان با این که انقدر لاغر کردم کسایی هستن که اطرافم میگن الانت رو نبین لاغر شدی، توهم ی ذره شل بیای چاق میشی مثل قبلت چون ما ژن مون تپله)
۲.فقد برنامه ی ورزشی و رژیم لاغری میتونه منو لاغرم کنه و پول هم داده بودم خیلی برای برنامه غذایی و ورزشی
۳.من بعد از ناهار میخوابم به خاطر همین چاق میشم
۴.من عاشق غذا هستم و همه ی کسایی که عاشق خوردن و غذا هستن چاقن
۵.یبوست دارم ب خاطر همین چاقم
و….
نشان های دریافت شده
بنام خداوندبخشنده مهربان
سلامی گرم به همه همراهان و استاد عطار روشن عزیز
مقاومت ذهنی یا اشتیاق ذهنی
هر چیزی در این دنیا دو وجه داره مثبت و منفی بالا پایین چپ راست و ما میتونیم انتخاب کنیم ک کدوم وجه رو میخواهیم
ذهن ما و افکار ما هم دو وجه داره افکار مثبت ک باعث شور اشتیاق و احساس خوب میشه
افکار منفی ک باعث مقاومت ذهنی و حس بد و نا امیدی میشه
من سعی کردم ب خوبی افکار دلایلی ک برای چاقی داشتم رو شناسایی کنم و بی منطق و کمرنگ کنم در ذهنم و این باعث شد که شور و اشتیاق و احساس توانایی در من پر رنگ بشه
دلایل بی اعتبار من ک قبلا مقاومت ذهنی من بود ایناست
من فکر میکردم ک چاقی طبیعیه
من نمیتونم لاغر بشم
چاقی من ارثیه
چاقی من بخاطر تحرک کم هست
چاقی از خوردن هست
چاقی بخاطر ازدواج منه
چاقی بخاطر مهربانی هست
چاقی بخاطر آشپز بودن من هست
چاقی بخاطر شیردهی و زایمان و بارداری هست
چاقی بخاطر افکاری بود ک من باورشون کردم و تکرار کردم و عادتها و رفتار من عوض شد و من چاق شدم
من مسولیت چاقی خودم رو پذیرفتم و میدونم ک عامل چاقی من صد در صد خودم هستم
و راه ب وجود آوردن چاقی رو خوب درک کردم و حالا در جهت رسیدن ب لاغری دارم ازش استفاده میکنم
از وقتی اومدم سایت همه افکار من در جهت مثبت رشد کردن احساس من عوض شده و شور و شوق من زیاد شده
من میدونم ک لاغری طبیعت منه
لاغری ربطی ب خوردن نداره و برای تامین انرژی روزانه باید غذا بخورم
لاغری ربطی ب تحرک یا خواب نداره بدن من همیشه در حال فعالیت هست حتی وقتی نشسته هستم یا خواب اندام داخلی بدنم داره کار میکنه و در همه انسانها یکسانه
ازدواج هیچ ربطی ب چاقی یا لاغری نداره و موارد زیادی وجود دارن ک ازدواج گردن و لاغرن
زایمان شیردهی و حتی بارداری ربطی ب چاقی نداره هزاران نفر رو میشناسم ک بعد تمام این دوره ها لاغرن
هزاران آشپز و مادر هستند ک با وجود آشپزی لاغرن
مهربانی هیچ ربطی ب چاقی و لاغری نداره
چاقی من ارثی یا ژنتیک نیست اگر بود از زمان تولدم بود و من نمیتونستم تغییر بدم
من میدونم ک لاغری در ذات منه و میتونم ب راحتی حتی از چاقی آسونتر لاغر بشم
من میدونم ک نباید برای تغییر جسمم عجله کنم و همونطور ک وقتی غذا میپزم زمان نیازه تا بپزه الان هم زمان نیازه تا جسمم ب بهترین شکل در بیاد
من میدونم ک چاقی یک چیز غیر طبیعی در بدن منه و بدن من میتونه ب راحتی اون رو اصلاح کنه
من میدونم ک طبیعیه ک من در شادی ثروت سلامتی و عشق باشم و بهترین خودم باشم و آیینه ای از وجود بی انتهای خداوند باشم
خداوند من رو آفرید و فرصت زندگی ب من داد تا زندگی کنم خداوند تمام نعمات رو برای من آفریده و من رو برای خودش من ذره ای از وجود خداوند هستم من باید ارزش خودم رو درک کنم و چاقی رو دور از شأن خودم میدونم
در شأن یک انسان رفتار کنم پرخوری تند خوری و صفات بد در من جایی نداره من از نور و بارون و آیینه هستم و ب سمت روشنایی باید حرکت کنم باید مراقب ورودی های ذهنم باشم نباید هر چیزی رو باور کنم و بهش فکر کنم
من روحی هستم پر از عشق و نور خداوند پر از شادی و این دنیا توهمی در ذهن من هست من هر جور ک بخوام میتونم زندگی رو ب وجود بیارم
ثروت یا فقر سلامتی یا بیماری زیبایی یا زشتی شکر گزاری یا ناسپاسی راحتی در زندگی یا سختی در زندگی
خداوند منو نیافریده ک زجر بکشم و بمیرم
خداوند من رو آفرید تا با توکل ب اون و درک قدرت خداوند وتوانایی خودم
زندگی خوبی رو تجربه کنم ب همه خوبی کنم عشق بورزم و شکر گزار باشم
ذهن من مثل تمام اعضای بدنم در خدمت من خلق شده اون فقط یک وسیله برای تحقق فیزیکی خواسته هام هست در واقع یک ابزار هوشمندانه است و همراه منه
مثل یک نجار ک از اره و ابزار برای ساخت یک وسیله چوبی ک هرچیزی میتونه باشه استفاده میکنه
من هم از ذهنم برای شکل دادن ب زندگی استفاده میکنم و هر چیزی رو خلق کنم
در واقع قدرت دست منه و این منم ک سرنوشت و انتخاب میکنم
خداوند خیلی عادل و حکیم هست و جوری مارو خلق کرده ک نیاز ب هیچ چیزی برای خلق زندگی نداریم همه چیز در درون من است فقط باید فکر کنیم درک کنیم و عمل کنیم
آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم
یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم
از خداوند متعال و استاد عطار روشن بینهایت متشکرم
نشان های دریافت شده
به نام خداي هدايتگرم
سلامي گرم خدمت استاد عزيز و بقيه اعضاء
خوووووب اين فايل هم از اون فايل هاييه كه ذهنم خيلي مقاومت كرد براي نوشتن تمريناتش..هفته پيش اين فايل رو ديدم ولي ذهنم نزاشت تمرين بنويسم ..گذشت و گذشت تا رسيدم به امروز و اومدم فايل ببينم ديدم عه ه من كه اينو ديدم ..پس چرا تمريناشو ننوشتم …فهميدم اين كار ذهن بوده…
.ذهن قدرت بی نهایت دارد، قدرتی که هم در جهت مثبت میتواند موثر باشد که آن را می توان تمایل یا اشتیاق ذهنی نامید و هم در جهت منفی می تواند موقر باشد که آن را مقاومت ذهنی می نامیم.
.
من درباره اشتياق شنيده بودم ولي با اين توضيحات شما درباره اشتياق ذهني هيچ آشنايي نداشتم و اينجوري كه شما اشتياق ذهني و مقاومت ذهني را دو سر يك نمودار قرار داديد خيلي برام جالب بود ..ميشه بيشتر بهش فك كنم الان در حد درك همين لحظه ام دارم مينويسم..
.با توجه به توضيحات متن ، من هميشه اشتياق ذهني داشتم براي لاغر شدن ..هيچ وقت نبوده كه بگم من چاقيم رو دوست دارم و باهاش مشكلي ندارم ، برعكس هميشه از چاقيم ناراحت بودم اين يعني اشتياق ذهني من، در هر لحظه داشته من رو ترغيب به لاغري ميكرده ولي همونطور كه شما گفتيد در متن مقاومت هاي ذهني من زياد بود و هي با رژيم هاي مختلف اين مقاومت ها رو بيشتر ميكردم چراكه هي به ذهنم ميگفتم من نميتونم به راحتي لاغر بشم و هميشه بايد به رژيم هاي مختلف متوسل بشم تا لاغر بشم .از اين جهت ميگم مقاومت ذهني من زياد بوده كه اشتياق ذهني من رو كم سرعت ميكرد..و يك نيروي منفي با باورهاي چاق كننده با ذهنم داده بودم كه باعث شده اشتياق من سرعتش كم بشه ولي هيچ وقت سرعتش متوقف نشد..
.
قطعا مقاومت ذهني لاغر شدن ايجاد كرده..چون با رژيم ها كه لاغر نشدم ..حتي بعدش حالم بدتر هم ميشد…الان كه فكر ميكنم اين مكانيزم ذهن و مغز هست كه بعد از اينكه تلاش ميكردم با عوامل بيروني لاغر بشم، من را با شكست مواجهه ميكردن..چون همونطور كه شما گفتيد ذهن ما كه فيزيكي نيست و معلوم نيست چقدر گسترده ست ..واسه همين قدرتش خيلي زياده و خيلي بد من رو زمين ميزد وقتي ميخواستم ناديده اش بگيرم و با عواملي بيروني لاغر بشم و يا چاقيم رو به عوامل بيروني ربط ميدادم.(البته من تا قبل از اين اصلا با واژه مقاومت ذهني درباره چاقي لاغري آشنا نبودم)..اما اينو ميدونم كه ميشه ذهن رو همسو كرد با خواسته ها..ميشه ذهن رو در مواقعي خاموش كرد ..چون در مديتيشن كاملا شاهد هستم كه ميشه ذهن رو فرمانبردار كرد..و در اين فايل شما گفتيد كه ما به ذهن قدرت داديم و الانم ميتونيم كوچيكش كنيم و همسوش كنيم با خواسته خودمون ..با توجه به اينكه تجربه رام كردن ذهن در مديتيشن رو دارم كاملا درك ميكنم شما چي ميگيد و چطور ميشه ذهن رو رام كرد…
.
با توجه به توضيحات شما هر شخصي بنا به شرايط خانواده گي و فرهنگي كه توش بزرگ شده يه سري شنيده ها و ديده ها داره كه اونا يا به شكل باورهاي منفي شايد بشه گفت مقاومت ذهني يا به شكل باورهاي مثبت ،اشتياق ذهني در فرد نمود پيدا ميكنن…براي من اين شنيده ها و ديده ها درباره اضافه وزنم ،به شكل منفي درباره لاغري بودن و به شكل مقاومت ذهني براي لاغر شدن نمود پيدا كرد ..ضرب المثل “گدا صورت و بازاري صورت” در بچه گي خيلي براي من شفاف بود و خيلي ميشنيدم ..به افراد چاق كه صورت پري داشتن ميگفتن صورت بازاري ..به افراد لاغر كه صورت كشيده و لاغري داشتن ميگفتن گدا صورت ..اين باور چون در كودكي به خورد مغزم داده شده بسيار قوي هست و همين يه ماه پيش يادم اومد كه چقدر اين رو توي بچه گي ميشنيدم …و فهميدم عه ه ه ه پس اين يكي از ترمزاي ذهنم هست..يا به قول شما يكي از مقاومت هاي ذهني من همينه …
يكي ديگه از مقاومت هاي ذهني من اين بودش كه خودم ،
خودم رو خيلي با مامانم مقايسه ميكردم و ميگفتم چاقي من مثل مامانمه …
يا باور بعد از چهل سالگي رو تازه پيداش كردم …اصلا يادم نبود كه هميشه ميگفتم بايد تا چهل سالگي لاغر بشم ..يا ميگفتم تا چهل سالگي اگر كسي موفق شد توي زندگيش كه هيچي..موفق شده تمام شده ..ولي اگر تا چهل سالگي موفق نشد ، بعدش نميتونه به جايي برسه..
اينها رو قطعا در كودكي شنيده بودم و شدن مقاومت ذهني من ..
قبل از آشنايي با اين سايت هميشه خودم را ناتوان در لاغريم ميدونستم ..هميشه لاغريم رو دور ميديدم…سخت ميديدم…و رويا بود برام ..جالبه كه اشتياق ذهني من ذره اي فروكش نكرده در اين سالها و هر روز اشتياقم بيشتر شده ..الان كه در متن خوندم “سیستم ایمنی بدن علاوه بر تسلط بر جسم برای انجام فعالیت های مختلف جهت بالابردن ایمنی بدن و مبارزه با عوامل بیماری زا بر ذهن انسان نیز تسلط دارد و هر زمان که نیاز به انجام کار فیزیکی یا اقدامی که منجر به بهبود شرایط جسمی شود باشد از طریق ایجاد اشتیاق ذهنی این کار را انجام می دهد.
چاقی موضوعی است که سیستم ایمنی بدن هم از طریق فعالیت های جسمی در جهت رفع آن اقدام می کند و هم از طریق ایجاد اشتیاق ذهنی و تمایل برای لاغر شدن فرد را تحت فشار برای لاغر شدن قرار می دهد.”
اين نكته بسيار من رو تحت تاثير قرار داد چون من كاملا متوجه ميشم سيستم ايمني من يه وقتايي ضعيف عمل ميكنه ..الان متوجه شدم در تمام اين سالها داشته نيروي خودش رو صرف برطرف كردن چاقي من ميكرده ..درباره سيستم ايمني همه چيز فكر ميكردم الا اينكه سيستم ايمني بر ذهن ما هم تسلط داره ..الله اكبر از اين قدرتي كه درون بدنمونه .
.
چند موردش رو بالاتر گفتم
فكر ميكنم نگرش چهل سالگي خيلي بيشتر براي من پررنگ و عميق باشه چون هم به موفقيت و ثروت ربطش ميدادم هم به لاغري..نميدونم از كجا عدد 40 سالگي در ذهنم نشسته …ولي از وقتي فهميدم هنوز توي شوك هستم كه من چطور همچين باور مزخرفي رو در خودم پرورش دادم…از اون روز كه فهميدم اين باور رو دارم ، دارم اشخاصي كه متفاوت با باور من هستن رو نشون ذهنم ميدم هم از لحاظ لاغري هم از لحاظ موفقيت در زندگي ..
ولي ميدونم اين باور خيلي عميقه ..بعد از اينهمه سال فايل گوش كردن تازه پيداش كردم يعني خيلي ريشه داره و عميقه و در لايه هاي زيرين ذهنم بوده كه من بهش دسترسي نداشتم ..
.
حالا يه چيز جالب درباره اين باورم و ارتباطش با اشتياق ذهنيم بگم ..
توي اينستاگرام من خانم بلاگري كه 70 سالش هست رو فالو دارم كه آمريكاييه…البته الان شده 75 سالش ..من 5 ساله ايشون رو فالو دارم ..ايشون خيلي خوش فرم و پر انرژيه ..خوش تيپ و رمانتيك با همسرش زندگي ميكنه ..هميشه ورزش و يوگا ميكنه…دوچرخه سواري ميكنه ..اسكي ميكنه…اشتياق ذهني من ، من رو كشونده بود سمت اين خانم و هميشه از ديدنش لذت ميبردم ..اين خانم آشپزي ميكنه ولي من بيشتر محو لايف استايلش بودم تا آشپزيش…الان فهميدم كه در روند لاغري با ذهن كسايي كه آشپزي ميكنن و هر چيزي به آشپزي مربوط باشه رو بايد ازش دوري كنيم ..
ولي پوينت من اينه كه ، چون باورهاي ذهني من يا مقاومت ذهني من چهل سالگي بوده و من نميدونستم ..اشتياق ذهنم از اين موضوع آگاهي داشته و داشته من رو سوق ميداده به سمت ديدن ايشون ..آگاهي ذهن بصورت نيرويي كه كشش رو ميفهمه عمل ميكنه …هر جا نيرو(توجه) به سمت باورها كشيده بشه ذهن مقاومت نميكنه و تركيب اين توجه و باور ميشه خواسته ما و اتفاقات رو شكل ميگيره به همون شكلي كه ميخواهيم..هر جا اين كشش(توجه) در دو جهت مخالف باشه ، ذهن هم مقاومتش بيشتر ميشه ايندفعه در جهت نرسيدن ما به اون خواسته…
.
مغز و ذهن چيز پيچيده ايه ..فهميدم فقط بايد ساده رفتار كرد ..هر پيچيده گي در رفتار ما ، الگوهاي پيچيده اي به مغز ميده كه اون پيچيده گي در زندگي ما طوري نمود ميكنه كه بايد يكي توي سر خودمون بزنيم يكي توي سر زمين…روي سخنم با خودمه …
.
.
آشنايي با لاغري با ذهن انگار ذهنم رو داره همسو ميكنه با اشتياق ذهني براي لاغري…اولش يكم ذهنم و باورام رگ به رگ شد ..چون باور اين موضوع برام سخت بود ..باور داشتم با ذهن ميشه خيلي كارا كرد ولي باور نداشتم با ذهن ميشه لاغر شد ..واسه همين يكم تعجب كردم اون اوايل ..اما الان ديگه باورم شده كه ميشه ..الان كه ديگه تغييرات غذايي ام رو دارم ميبينم ..الان كه تغييرات در خريد مواد غذايي رو دارم ميبينم كاملا باورم شده اشتياق ذهن من براي لاغري با آموزش هاي لاغري با قدرت ذهن همسو هست و با هم چلنج ندارن …
كلا توي سرم سرو صدا ها كم شدن ..قبلا رژيم ها با باورهام خيلي دعواشون ميشد توي سرم ..يادمه ماه آخر رژيم كتوژنيك با كل تئوري كتوژنيك داشتم ميجنگيدم …
ولي الان با گذشت اينهمه ماه كه دارم فايل گوش ميدم هيچ دعوايي توي سرم نمي شنوم ..
همه چي آرومه
همين آرامش به من اميد ادامه ميده …
.
.
ممنون براي اين فايل عالي
نشان های دریافت شده
سلام وقتی ما بارویا پردازی جسم موردعلاقمونو خلق میکنیم وما نبایدبگیم که ذهن مقاومت میکنه واین افکاراشتباهه ما تنبلی میکنیم وتکالیف روانجام نمیدیم بعدبرارفع تکلیف میگیم نه ذهن مقاومت میکنه یاپرخوری میکنیم میگیم ذهنم اینطوری منوترغیب میکنه به پرخوری همه این رفتارها ازمغزمادستورمیگیره باید تنبلی روگذاشت کنار وهرروز به ۵سوال پاسخ داداونم باحس وحال خوب نه فقط درحد رفع تکلیف وتجسم روبخوبی انجام دادهرروز فایل هاروگوش بدیم وتمرین روحل کنیم نه بزاریم که اخروقت باخستگی وبی حالی فایل رودرست گوش نمیدیم فقط دلخوش هستیم گوش دادیم تمرین حل کردیم ولی اخرش هیچ علایم از لاغری نمیبینیم چون روش مادرست نیست ما چون ذهن رونمیبینیم ولمس کنیم وهمیشه طبق باوردیگران تجربه میکنیم که گفتن دهن مقاومت داره اصلا مقاومت وجودنداره این شیطان درونه که روماتسلط پیدامیکنه ومانیزازش فرمانبرداری میکنیم ذهن ما درخدمت ماست نمیتونه ازماسرپیچی کنه مثل دست وپای ما این ماهستیم که سرپیچی میکنیم نه ذهن وقتی به گفته های استادگوش کنیم راحت به تناسب اندام میرسیم فقط تنبلی بایدگذاشت کنار ما انسانها بااراده هستیم ومیتونیم به اهداف دلخواه برسیم باهمین ذهن ماچاق شدیم باهمین ذهن لاغرمیشیم به همین راحتی
نشان های دریافت شده
با سلام وققتون بخیر
مقاومت ذهنی
کلمه ای ک خیلی باهاش کلنجار رفتیم چ اگاهانه و نااگاهانه و بهش پرو بال دادیم
و من تاحالا ب این موضوع از این دید نگاه نکرده بودم
این فایل هم خودش و هم متن نوشتاریش کلید های جدیدی ب من داد ک قفل های بزرگی رو باز میکنه
یکی جمله ای ک در فایل گفته شد ک قدرت من از همه اندام بدنم چ فیزیکی و چ متافیزیکی بیشتره
و این منم ک دارم بهشون پرو بال میدیم
و طبق متن نوشتاری گاها بعضی موارد مثبت و برخی منفی بوده
و در کل خالق تمامشون منم و منم ک میتونم با مدیریتشون مسیر رو تعیین و عوض کنم
و مطالب متن ک موانع رو نام برده شده بود
خیلیهاشو اولین بار بود میدیدم
و فکر نمیکردم مانع باشن و برام خیلی جالب و عجیب بود
و اینگونست ک گامی دیگر ب شگفتی ساز شدن نزدیک شدم💪
ممنون بابت اگاهی ها و تایم بندی های فوق العاده فایلها و مطالب
نشان های دریافت شده
بنام خدا
گام ۶۴
اصلاح مقاومت ذهنی برای لاغری
اینکه من میخوام لاغر شوم ویا من میخوام فلان کارو بکنم اما ذهنم نمیزاره و حسشو ندارم را تو زندگی روز مره زیاد شاید همه ی ما اصلا خودم داشتم همیشه من به ذهن خودم خیلی قدرت داده بودم و فکر میکردم همه ی کارهای چخ مثبت و چه منفی را فقط ذهن به اراده خودش انجام و من هیچ قدرتی در برابرش نداشتم هر چی اون میگفت همیشه خودم را ناتوان میدونستم اما از وقتی مسئله ی فیزیک و متافیزیک را درک کردم فهمیدم ذهن متافیزیک هست دیده نمیشه و هیچ قدرتی از خودش نداره ذهن در اختیار منه همانطور که دست وپای من همراه من هستن ذهن هم همراهه منه و من میتونم خودم بهش دستور هر کاری را بدهم سر از خود کاری نمیتونه انجام بده تا حالا دستورات چاق شدن منو انجام داده و الان من بهش آموزش میدم دستورات لاغری بهش میدم و ذهن وظیفه داره که آنها را انجام بده و جسم من هم منتظر روح و ذهن است که هماهنگ بشن و اونم خودشو به صورت لاغری نمایش بده پس ذهن هیچ قدرتی از خودش نداره قدرت دست خود خود من است . من میخواهم لاغر شوم و لاغر میشوم .
نشان های دریافت شده
سلام بر کسانی که میدونند قدرت اصلی خودشون و روح درونشونه نه ذهن
ذهن همراه و یاور ماست برای رسیدن به تناسب که هدفمونه
قدرت اصلی خود ما هستیم نه ذهن
وقتی اینو درک کنی به آرامش خیال میرسی و احساس قدرت میکنی که خودت همه کاره ای
اگرم یه تنبلی میاد بهت میگه من میخوام لاغر بشم ولی ذهنم نمیزاره همش توجیهه تنبلی خودشه
وگرنه چرا من لاغر میشم میدونی فرق من و اون طرف چیه
صدوبیست روزه حتی یه روزه م نشده تمرین هامو صبح زود که قبراق و سرحالم نفرستم دوشمو میگیرم قهوه مو میخورم به پرنده ها غذا میدم شکرگزاریمو میکنم و با یه حالت پرانرژی و شاد میام فایل های استاد رو گووووووش جان میدم و روزی نشده که اون پنج تا سوال رو جواب ندم و تو گروه نفرستم تجسم شبانه روزانه خلاصه هر چی که استاد میگه رو مو به مو یاد میگیرم و عمل میکنم تو بهترین حالت روحی و انرژی خودم
حالا اون یکی فرد تنبل برای توجیه تنبلی و پوشت گوش انداختن کارهاش میگه ذهنم نمیزاره
طرف فایل هاشو درست گوش نمیده هیچ وقت هیچ کدوم از اون پنج سوال رو پاسخ نمیده و هر روز نمی فرسته تو سایت نمینویسه و سرسری شب که خسته و ذهنش مشوشه تازه میخواد فایل گوش بده
و بعد گله و شکایت چرا من لاغر نمیشم
یا اصلا عمل نمیکنه به آگاهی های هر درس فقط شاید ملابنویس خوبی در سایت باشه و بخواد مدال جمع کنه همین
ذهن ما مثل دست و پامون در اختیار و درخدمت ماست
از ما جدا نیست و این روح درونی ماست که برتر از ذهنمونه و روح ما از جنس خداست و اون لاغری و تناسب رو که اصل وجودی ماست همیشه میخواد و مارو به اون سمت سوق میده
و این شور و اشتیاق برای لاغری ازونجا میاد از روحمون که خیلی ام زورش زیاده اگه ما به گول شیطان ذهنمون رو نخوریم
این ذهن همون طوری که با استفاده ازون چاق شدیم میتونیم همون طوری ازش در مسیر لاغری استفاده کنیم
فقط با آموزشهای استاد فرمولهای درست رو جایگزین فرمولهای غلط کنیم همین و بعدش تکرار تمرین
والسلام نامه تمام
نشان های دریافت شده
سلام وقت به خیر اگه ذهن مقاومت داره پس باید دست وپا هم مقاومت داشته باشه مثلا دست به جای کمک کردن به من حرکت نکنه یاپا حرکت نکنه چون اتهانها هم به عنوان عضوی از بدن باید مقاومت داشته باشن که اینجور نیستن وکاملا تحت کنترل انسان هستند درمورد ذهن هم همین طوره من امروز از استاد آموختم ذهن هم یک عضو هست وتحت کنترل انسان باید به آن آموزش داد و تربیت صحیح کرد تا درست عمل کنه باید آموزش گام گام ورزانه داشته باشیم واستمرار واستمرا تا آرام آرام به هدف برسیم بااین تفاسیر مقاومت ذهنی معنی نداره