۳۵ سال از زندگیام را با چاقی سپری کردم. در این سالها، بارها از روشهای مختلف برای لاغری استفاده کردم اما هیچکدام نتیجهای نداشت. 💔
همه اطرافیانم نه تنها چاقی من را میدیدند، بلکه از تلاشهای بیوقفهام برای کاهش وزن هم باخبر بودند. 💪 اما چیزی که نمیدانستم این بود که در حال جمع کردن شاهدهایی برای تایید چاقیام بودم!
به همه درباره چاقی و تلاشهای بیثمرم توضیح میدادم و در حقیقت، در حالی که فکر میکردم در حال جلب حمایت دیگران هستم، در واقع در حال تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی در ذهن خود و اطرافیان بودم. 💭
چرا باید مراقب سخنانمان باشیم
شاید براتون جالب باشه که وقتی میگیم “شاهد بر علیه خود جمع کردیم”، دقیقا چی منظورمه؟ 🤔
واژهی “شاهد” توی فرهنگ لغت یعنی کسی که چیزی رو دیده، شنیده یا تجربه کرده و در واقع به نوعی میشه گفت گواهی میده. توی دادگاهها هم شاهد باعث میشه حکم به نفع یکی از طرفین صادر بشه! 🏛
اما حالا که صحبت از خودمون میشه، خیلی از ما درباره خودمون باورهایی داریم که مثل یک شاهد در زندگیمون عمل میکنن. 🤨 مثلا شاید خودمون رو “بدشانس” بدونیم، یا بگیم “تنبل هستیم” یا حتی فکر کنیم که “هوش کمی داریم”!
در گفتگو با دوستان، خانواده یا حتی همکاران، بارها از ضعفها و ناتوانیهامون صحبت کردیم و به نوعی “گواهی” جمع کردیم که این باورها درستی دارن.
اما این رفتار یکی از مخربترین عادتهاست که میتونه در برابر خودمون عمل کنه! 💥
چون وقتی ما درباره ضعفهامون زیاد حرف میزنیم، در واقع داریم به خودمون میگیم که این ضعفها واقعاً وجود دارن و به نوعی خودمون رو در یک دایره محدود میزنیم. 😣
این روند میتونه باعث بشه که حتی بدنمون هم تحت تاثیر افکار منفی بر چاقی قرار بگیره و در نهایت، چاقی یا هر مشکل دیگهای که داریم، بیشتر و بیشتر بشه. 🍔

چگونه باورهای ما شرایط زندگیمون رو شکل میده
وقتی درباره خودمون خیلی واضح صحبت میکنیم و باورهایی مثل “من چاقم” یا “من هیچ وقت لاغر نمیشم” رو به دیگران میزنیم، در واقع داریم برای خودمون شاهد جمع میکنیم.
🕵️♂️ هر بار که این حرفها رو میزنیم، در دنیای بیرون شاهدهایی برای ویژگیهایی که فکر میکنیم داریم پیدا میکنیم.
نتایج تحقیقات علمی هم داستان ما را تایید میکنند. برای مثال، نوجوانانی که خود را چاق تصور میکنند تا ۸۹٪ بیشتر احتمال دارد دچار چاقی شوند . یعنی هرچقدر بیشتر بر این باور باشیم که اضافهوزن داریم، احتمال واقعیشدن همان باور هم بالاتر میرود و تاثیر افکار منفی بر چاقی را میبینیم!
حالا، سیستم جهان به شکلی طراحی شده که هر چیزی که باور داشته باشی، با توجه به شواهدی که جمع میکنی، به زندگیات وارد میکنه.
یعنی وقتی شما درباره چاقی صحبت می کنید قطعا افکار منفی در ذهن تان مرور می کنید و احساس بدی خواهید داشت.
اینجاست که تاثیر افکار منفی بر چاقی با احساس بد ناشی از چاقی ترکیب شده و فرکانسی به جهان هستی یا خداوند ارسال می کند با این مفهوم که من از چاقی متنفرم، من از چاقی گله و شکایت دارم، من زندگی با چاقی را دوست ندارم و ….
تاثیر افکار منفی بر چاقی با صحبت کردن شما درباره چاقیتون شدت پیدا می کند و هرچقدر این افکار رو تکرار میکنید، باعث میشه که شرایط به شکلی باشه که گویا جهان هم همون طور فکر میکنه! شما رو چاق تر می بینه و در نتیجه چاق تر میشید.
پس برای اینکه تاثیر افکار منفی بر چاقی رو کم کنیم، باید شروع کنیم به تغییر باورها و جمعآوری شاهدهایی که از تغییر و لاغری صحبت میکنن. 🌱

چگونه شاهدهای منفی بر ما اثر میگذارند
چند نفر شاهد چاقی بر علیه خود دارید؟ 🤔
حقیقت اینه که خیلی از ما به اشتباه درباره چاقی و لاغر نشدن خودمون بارها و بارها صحبت میکنیم.
این حرفها نه تنها به خودمون بلکه به دیگران هم منتقل میشه و کم کم باعث میشه که “تاثیر افکار منفی بر چاقی” در زندگیمون عمیقتر بشه. 😞
یادمه وقتی یکی از اطرافیانم درباره چاقی من صحبت میکرد، من حتی بیشتر از اون چیزی که اون گفته بود، شروع میکردم درباره چاقی و تلاشهای نافرجامم برای لاغری حرف زدن. 🗣
این کار رو میکردم تا به همه ثابت کنم که چاقی من تقصیر خودم نیست! میخواستم بگم من آدم بیارادهای نیستم، من خیلی تلاش کردم که لاغر بشم، ولی هیچچیز فایده نداشت! 🙄
هر بار که میگفتم “من هر چی رژیم میگیرم یا ورزش میکنم، هیچ فایدهای نداره”، داشتم به نوعی برای خودم و دیگران شاهد جمع میکردم که چاقی من غیرقابل تغییره. 😓
همه اینها باعث شد که باور کنم من هیچ وقت لاغر نخواهم شد. 😔و “تاثیر افکار منفی بر چاقی” در زندگی من عمیقتر بشه. چون هر بار که به دیگران میگفتم “من لاغر نمیشم”، همون باور در ذهنم بیشتر ریشه میزد. 💭
تصور کنید که شما ۱۰۰ نفر شاهد داشته باشید که باور دارن شما هیچ وقت لاغر نمیشید. چطور ممکنه جهان هستی با شما به شکل متفاوت رفتار کنه؟ 🤯
وقتی شما باور دارید که لاغر شدن براتون غیرممکنه، حتی اگر بهترین رژیمها و ورزشها رو هم امتحان کنید، هیچ تغییر چشمگیری نخواهید دید. چون تاثیر افکار منفی بر چاقی، چیزی نیست که بشه به راحتی ازش فرار کرد. 🙅♀️

لاغری با ذهن و حذف شاهدها
وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن میشید، اولین قدم اینه که ذهن خودتون رو از انبوه فرمولهایی که شما رو وادار میکنه بر علیه خودتون شاهد جمع کنید، پاک کنید. 🧠
هر چی کمتر به این شاهدها توجه کنید، بیشتر میتونید شاهدانی پیدا کنید که به نفع لاغری شما باشن. 💪
ولی طبیعی هست که اگر چند وقتی هست در مسیر لاغری با ذهن هستید، هنوز هم ممکنه شاهدانی که قبلاً بر علیه خودتون جمع کردید، یادآوری کنن که “چرا لاغر نشدی؟” یا “چرا دوباره چاق شدی؟” 😔
اگر از شنیدن این حرف ها مایوس و ناامید می شوید، گرفتار تاثیر افکار منفی بر چاقی شده اید که قبلا خودتان از طریق شاهد جمع کردن برای چاقی آنها را ایجاد کرده اید.
شاید خودتون خیلی وقت پیش به دیگران گفتهاید که “من هیچ وقت لاغر نمیشم” و حالا اونها با دیدن شما میگن که چرا هنوز لاغر نشدید. 😕
اما مهم اینه که نگران صحبتهای شاهدان چاقی و لاغر نشدن خودتون نباشید. چون این خود شما بودید که به طور ناآگاهانه اونها رو بر علیه خودتون جمع کردید. 😅
من خودم وقتی به این نکته پی بردم، متوجه شدم که افراد غریبهای که مرا دیدهاند هیچوقت درباره چاقی من صحبتی نکردند، ولی همیشه اونهایی که با من آشنا بودن درباره این موضوع صحبت میکردن. 🤔
دلیلش هم اینه که من قبلاً با اونها درباره چاقی و لاغر نشدن خودم صحبت کرده بودم. 🗣
پس حالا که وارد مسیر لاغری با ذهن شدید، برای بی اثر کردن تاثیر افکار منفی بر چاقی فقط باید مراقب باشید که شاهدهای منفی رو از ذهن خودتون پاک کنید و با ایجاد فرمولهای مثبت و صحیح، شاهدانی به نفع لاغری و سلامت خود پیدا کنید. 🌟
انواع شاهد جمع کردن
وقتی شما درباره چاقی یا لاغر نشدن خود صحبت میکنید، به طور ناخودآگاه شاهدانی برای خود جمع میکنید. 📢 این شاهدها میتونن به دو صورت مختلف در زندگی شما وارد بشن:
۱. گفتگوی زبانی 🗣
۲. مرور افکار در ذهن 🧠
۱. گفتگوی زبانی
وقتی به صورت مستقیم درباره چاقی و لاغر نشدن خود با دیگران صحبت میکنید، دارید شاهدان منفی رو بر علیه خود جمع میکنید.
شاید بگید: “من چاقم و هر کاری میکنم لاغر نمیشم.” یا “چه قدر سعی کردم، اما هیچ فایدهای نداره.”
این صحبتها باعث میشه که ذهن شما و اطرافیان شروع به تکرار این افکار منفی کنن. به همین دلیل تاثیر افکار منفی بر چاقی به وضوح دیده میشه. 😞
۲. مرور افکار در ذهن
حتماً دقت کردید که وقتی به دیدگاه یا نظر دیگران درباره چاقی خود فکر میکنید، به طور ناخودآگاه دارید فرکانسهای چاقی رو به جهان هستی ارسال میکنید.
مثلاً وقتی قبل از یه مهمانی یا روبرو شدن با افراد به فکر چاقی خود میفتید، دارید خودتون رو در ذهن دیگران به عنوان فردی چاق معرفی میکنید. 💭
این یعنی شما بدون اینکه متوجه باشید، در حال جمع کردن شاهدانی برای چاقی خودتون و تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی هستید. 😬
نتیجهگیری
تاثیر افکار منفی بر چاقی چیزی نیست که نادیده بگیریم. شما باید با این واقعیت روبرو بشید که هر افکار منفی و هر گفتگوی زبانی درباره چاقیتون، در واقع شاهدهایی هستن که خودتون جمع کردید.
🌪 به جای تمرکز بر اون شاهدها، باید شاهدانی برای لاغری و سلامتی جمع کنید. ✨ از همین امروز تصمیم بگیرید که ذهن و گفتار خودتون رو تغییر بدید، تا شاهدان جدیدی بسازید که به نفع شما عمل کنن و زندگی جدیدی رقم بخوره. 🔑
✍️ تمرین آموزشی تاثیر افکار منفی بر چاقی 📖
برای درک بهتر این جلسه آموزشی ابتدا محتوایی نوشتاری را مطالعه کنید. سپس ویدیوی آموزشی را ببینید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات این جلسه پاسخ دهید.
- در گذشته چقدر درباره چاقی خود با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کردهاید؟
- به نظر شما صحبت کردن درباره چاقی چه تاثیری بر تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی شما داشته است؟
- درباره چه ویژگیهای خودتان با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کردهاید؟
- تاثیر صحبت کردن درباره ویژگیهای خود در سایر جنبههای زندگیتان چه بوده است؟
- برای لاغر شدن چرا اهمیت دارد صحبت کردن درباره چاقی و لاغر نشدن را متوقف کنید؟
- به منظور جمع کردن شاهد برای تواناییهای خودتان، لیستی از ویژگیهای عالی و توانمندیهای خودتان بنویسید.
- برای لاغر شدنتان باید شاهد جمع آوری کنید و سرزمین لاغرها بهترین مکان برای شاهد پیدا کردن است. بنابراین درباره توانایی خود در لاغر شدن و تصمیم برای لاغر شدن از طریق آموزشهای لاغری با ذهن شرح دهید تا هم مسیران شما شاهد لاغری شما باشند.
از محتوای ویدیوی آموزشی تاثیر افکار منفی بر چاقی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید. 💡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.47 از 90 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام به استاد عالیمون ودوستان خوبم
از برچسب هایی که بهم زدن از بچگی نگم براتون که یه تومار دارم سال ها حمل میکنم با خودم ولی از همشون وحشتناکتر این بود که تا چند سال پیش هم بهم میگفتن مغز حلزونی مغز فندقی? مخصوصا وقتی تو جمع غریبه ها بهم میگفتن ,حالم بدتر میشد وجمله من نمیتوانم از بچگی تو ذهن من نقش بست از بس بابام با لفظ چولاق بشی دختر که هیچ کاریو نمیتونی انجام بدی منو خطاب کرد وهنوزم میخوام یکار کوچیکم انجام بدم ,فریده تو که نمیتونی جلوتر از من میره و نجواهای منفی شروع میشه وخدا نکنه کسی بخواد ازم یه انتقاد کوچیک بکنه تمام اون خاطرات مثل پتک توی سرم میخوره که ببین فریده تو واقعا احمق بودی که خانواده تم فهمیده بودن,اگر بخوام بگم که چقدر الفاظ مختلف شنیدم وقبولشون کردم و شاهدای زیادی دارم واسه صفت های ناراحت کننده میتونم چندین صفحه بنویسم ولی نمیخوام به ناخواسته ها توجه کنم,
منم تعهد میدم که بتونم این آموزه هارو در عمل و در زندگیم انجامشون بدم,اتفاقا امروز مهمون داشتم و از اونجاییکه قبلا عادت داشتم که اگر ازم تعریف کنن هول کنم و خودمو لایقش ندونم ,وقتی شروع کردن از تغییرات من گفتن نذاشتم ذهنم مثل قبل عمل کنه ,خیلی محکم گوش میدادم وخودمو تایید میکردم واز توانایی های خودم صحبت میکردم ,اصلا اجازه نمیدادم که مثل قبل بگم ,آره منکه تو اینکار ضعیفم, منکه فراموشی دارم,منکه یچیزیو دیر یاد میگیرم,منکه نمیتونم اینکارو انجام بدم ووووووو
و اجازه ندادم بازم منفی بافم منو بکوبه و خیلی مقتدر فقط از توانایی هام گفتم ,احساسم خیلی خوب میشد ,احساس قدرت میکردم و واقعا میخوام از این به بعد یک فریده جدید با ورژن بهتر وعالیتر وقویتر ارائه بدم,اگر میخوام به امکانات جدید وعالیتر برسم باید بیس وپایه خودمو تمیز و قوی وارزشمند وسالم وشاد وکلا یه شخصیت جدیدی بسازم ,باید ظرفمو بزرگتر کنم
اینکه سال ها با الفاظ والقاب مختلف عادت کردیم و شکل همون صفت ها شدیم ,چه انتظاری داریم که جهان موقعیت های عالی واسمون بذاره,مثل اینه که تو مزرعه گندم بکاریم وانتظار موز داشته باشیم
منم میخوام یه فریده دیگه از خودم بسازم مثل چیزی که خودم دوست ندارم نه مدلی که خانواده وجامعه ومدرسه ساخت وحتما مصمم ومحکم در این جاده قشنگ شروع میکنم
ممنون از آموزش عالیتون
نشان های دریافت شده
با اینهمه آموزشای ناب شما, باید بتونیم مسیر درست و راحتر بشناسیم وقدم بذاریم, باید در عمل از این آگاهی ها استفاده کرد
خوشحالم وسپاسگذار از خداوند از بودن در این مسیر
نشان های دریافت شده
روز ۵۴تکرار
سلام به همه
۴ماه پیش که وارد سایت شدم ۱بار این فایلو گوش دادم وکامنت هم گذاشتم ولی با گوش دادن مجدد اگاهی های دیگه واسم روشن شد دلم خواست بازم بنویسم
برچسب های زیادی اول دیگران بهم زدن وبعد خودم بیشتر وبیشتر ادامه دادم البته که تو این دوره داریم یاد میگیریم مسئولیت تمام کاستی های خودمونو بعهده بگیریم
برچسب احساس ناتوانی در همه جنبه ها که خیلی زندگی منو سخت کرد،برچسب نادانی،بی عرضگی،احمق بودن،ساده بودن،مخ حلزونی،بی عقل،بی اعتماد بنفس،چاق،زشت،بی ریخت وشلخته ،تنبل ،کثیف،بدتیپ،نیرز،بی ارزش،بی لیاقت که به وفور شنیدم،سر به هوا،شکمو،نچسب و خیلی موارد دیگه که زیاد میشه بخوام بنویسم
دیشب داشتم فکر میکردم با خودم که ،فریده تو اگر فقط بخوایی عوارض چاق شدنتو تو زندگیت بسنجی ،خیلی موارد هست که باعث شده تو درجا بزنی ،اونم فقط تو جنبه چاقی،حالا جنبه مالی هست،حنبه عاطفی هست،روابط،زندگی
مثلا
من از ۱۰سالگی که با سرزنش های شدید پدرم روبرو شدم برای چاقیم وهمینطور مادرم ودیگران و رفتن توی رژیم شام نخوردن که از طرف پدرم برام تعیین شده بود،یعنی من از ۱۰سالگی داشتم فرکانس وارتعاش ناراحتی،زجر،بی اعتمادبنفسی،بی عزت نفسی،احساس زشت بودن،احساس دوست نداشتنی بودن،خواستنی نبودن،ترس از خوردن وچاقتر شدن ،نگرانی،استرسو به جهان میفرستادم،جهان هم همتراز اون احساسات را برای من ارسال میکرده،یعنی چاقی بیشتر،احساسات منفی بیشتر تو هر زمینه ای،عزت نفس پایین،اعتماد بنفس ضعیف،ترس ونگرانی ووووووووووو
خب منم هر لحظه فقط بدیها ومنفی هارو از همون سن جذب کردم،وقتی ۱۶ساله بودم وبه یک ازدواج اشتباه تن دادم هم از بی عزت نفسیم بود که نتونستم یه آدم بهتر از خودم جذب کنم،یعنی تو فرکانس اون آدم ها نبودم،وهمینطور تو تمام قسمتهای زندگیم جذب های بدی داشتم ،بقول استاد زمین من حاصلخیز نبود پر بود از علف های هرز،جایی نبوده واسه کاشت بذر جدید ،من با همون احساس چاقی وعواقبش ،برنامه ریزی شده بودم
حالا تو تمام اون مدت که رژیم گرفتم و ورزش کردم ،داشتم تلاش میکردم لاغر بشم،توی تمام مدت رژیمم ترس از خوردن ونخوردن داشتم،ترس از اینکه نکنه لاغر نشم،وقتی هم که لاغرتر میشدم مدام ترس ونگرانی اینو داشتم که نکنه چاقتر بشم ،پس بازم احساسات شک و دو دلیو ترس همراه من بوده واین داستان ادامه داشت تا ۴ماه پیش،یعنی من ۳۴سال توی ترس واضطراب زندگی کردم ومدام داشتم انعکاس منفی به جهان میفرستادم،با اینهمه ارتعاش منفی ،من چطور انتظار داشتم که زندگیم تو تمام جنبه هاش خوب باشه،همینم که الان هستم باید خدارو شکر کنم که تونستم تا حدودی زندگیمو حفظ کنم
از ۴ماه پیش که هدایت شدم به دوره و شروع کردم به گوش دادن فایلها وانجام تمرینات ویواش یواش که تمرینات وارد زندگی عملی من شد مدل روحی و ذهنی و احساسی من تغییر کرد
اولین پازلی که توی وجودم ساخته شد و من نفس کشیدم بعد از ۳۴سال ،این بود که تمام زجرها تموم شد و افتادم تو راه صحیح وهمین آگاهی خیال منو راحت کرد
دومین موضوع،اینکه ترمز چاقتر شدن من زده شد وباعث شد ترس بزرگی از جسم وذهن وروح من ریخته بشه
سومین،،ترس از خوردن نخوردن ریخته شد
چهارم،،آرامش آرامش که خیلی مهمه
پنجم،،احساس خوشحالی وشادی ولذت
ششم،احساس اعتمادبنفس
هفتم،،احساس عزت نفس
هشتم،،استفاده این تمرینات در تمام جنبه های زندگیم
نهم،،ومهم ترینش،،،،،بدنم شروع کرد به کم کردن سایز
اونم بعد از ۲ماه ونیم ،اونم در زمانیکه من تو سفر۲۱روزه طولانیم بودم ،تو هتل های یوآل،همش تو پرواز های طولانی،تو خوراکی های متنوع وخوشرنگ ،یعنی محل استیبلی نداشتم نه برای فایل گوش دادن نه محل مناسبی بود برای انجام تمرینات،بلخره وقتی تو سفری ،راحت نیستی،همش تو جمعی وبیرون وگردشی
ولی من تمریناتمو انجام میدادم و ۲روز آخر سفرم دیدم بدنم یه ریزش چشمگیر داشت مخصوصا در قسمت پاهام،،خیلی خوشحال شدم،اومدم خونه بچه هام میگفتن چقدر لاغر شدی
اینارو توضیح دادم که بگم از ۴ماه پیش تا حالا من دارم برعکس سالهای پیش ارتعاش میفرستم ،ارتعاش الان من
احساس اطمینان از متناسب شدن
احساس آرامش
احساس اعتماد بنفس
عزت نفس بالاتر که خیلی مهمه
احساس شادی،لذت،امیدواری،لاغری
وفرستادن تمام این فرکانس ها یعنی جهان هم داره یواش یواش جواب فرکانسای منو میفرسته،من سالها فقط به جهان گفتم نمیتونم،چاقم زشتم،بی ارزشم ووووووووووو
حالا دارم فرکانس توانستن،شجاعت،ارامش،لذت،شادی،اعتماد بنفس ،لاغری وووووووو میفرستم واین خیلی عالیه که باید از این به بعد منتظر اتفاقات خوب باشم ،وقتی من ارتعاش اعتمادبنفس وعزت نفس میفرستم ،جهان کارهایو برای من میفرسته که لایق وشایسته ش باشم یعنی پول بیشتر،روابط عالیتر،لاغری زیباتر،سلامتی بیشتر،،شادی بیشتر،حال خوب بهتر ،آرامش بیشتر
یعنی اطراف من پر میشه از انرژی های بهتر،حالا متوجه میشم که استاد اوایل دوره میگفت شما
رو خودتون کار کنید بقیه جنبه های زندگیتون خوب میشه
منکه از صبح تا شب روی نکات مثبت خودم کار میکنم ومیدونم بزودی اتفاقات عالی واسم رخ میده
نشان های دریافت شده
گام ۳۵
سلام وقت بخیر
یکی از کارهای روتین من ،صحبت کردن در مورد چاقیم و کارهاییکه براش انجام میدم،رژیم هام ،ورزش هام بود و در آخر دوست داشتم همه متوجه بشن ،که من برای لاغر شدن چقدر تلاش میکنم ولی نمیشه ،تقصیر من نیست و هر روز این داستان غم انگیز من ادامه داشت ،دیشب دخترم متن استوری
آدم هارو میخوند و میخندید که مظمونش چاق شدنشون در ایام عید بوده ،بهم گفت مامان تو چقدر راحت شدی از چاقیو عوارضش ، یدفعه یاد خودم افتادم که همیشه از ایام عید و چاق شدنم میترسیدم ولی امسال دومین عیده که همه دارن از چاقیشون میگن ولی من چاق که نشدم هیچ ،شلوارم هم بهم گشادتر شده و اینها یعنی زندگی آگاهانه ،یعنی حال خوب
اینکه مثل عامه مردم صحبت نمیکنی، نگرانی های اونهارو نداری،آزادتری،رها تری،مدل زندگیت متفاوت باشه خیلی خوبه و احساس زیبایی داره
در مورد ضعف های شخصیتی خودم که بارها با دیگران صحبت کرده بودم ،دوست داشتم خودمو پایین تر از اونیکه بودم نشون بدم و حتما اون رفتارهای من ناشی از باورهای ناتوانی در من بوده که به اون شکل انجام میشده
وقتی من مدام از اعتماد بنفس پایینم صحبت میکردم هم برای خودم هم برای دیگران،انرژی که از من به جهان ساطع میشده انرژیه ( من کافی نیستم) بوده ،( من خوب نیستم) بوده ولی جالبه انتظار داشتم دیگران برخورد عالی با من داشته باشن ،انتظار داشتم کار پر درامد ،آدم های قوی بسمت من بیاد
یه باور ریشه ای که در من وجود داشت این بود که نباید از خودت پیش دیگران تعریف کنی ، وقتاییکه از خودم تعریف میکردم رفتار آدم ها با من یجوری میشد ،و زمان هاییکه خودمو کوچیک میکردم یا از خودم ایراد میگرفتم متوجه میشدم مورد توجه دیگران قرار میگرفتم ،اگر کسی هم از خودش تعریف میکرد منم از رفتارش بدم میومد
تمام افراد فامیل ما و خانواده و تمام دوستانم میدونستن من همیشه در تلاش لاغر شدن هستم ولی فایده نداره و همه اونها شاهدین وضعیت من بودن و من نااگاهانه خودمو در گودال عمیقتری فرو میبردم، همین کاری که الان از اطرافیانم شاهدش هستم که هر خوراکیو میخوان بخورن اظهار ترس و نگرانی برای چاقتر شدنش میکنن و به همه اعلام میکنن که دیگه نمیخورن و این اتفاق بارها و بارها رخ خواهد داده
من عمیقا باور داشتم یا لاغر نمیشم یا دیر لاغر میشم یا لاغر شدنم موقتیه و شاهد لاغر شدن ها و برگشت وزنم بسرعت زیاد بود و این اواخر هم که دیگه مثقالی هم لاغر نمیشدم
الان دوست ندارم از برچسب هاییکه به خودم میزدم بیشتر بنویسم چونکه ۴ ساله که در دورهای ذهنی هستم دیگه اون عملو انجام ندادم و نمیخوام تکرارش کنم ،حس خوبی بهم نمیده
من هر روز توانایی های خودمو مینویسم ،نکات مثبت شخصیتمو مینویسم و برای داشتنشون خدارو هزاران بار سپاسگذاری میکنم که مسیر فکری و رفتاری منو تغییر داد
امروز باز هم متعهد میشم که فقط از توانمندی های خودم برای خودم و دیگران بگم
بگم که من آدم دیگه ای شدم که هر کسی نمیتونه مثل من عمل کنه
من ۱۸۰ درجه با خود قدیمم فرق کردم ،من نق نمیزنم ،گلایه نمیکنم،منفی صحبت نمیکنم،تلاش میکنم کمتر از منفی بافم تاثیر بگیرم،کمتر بحث میکنم ،نوع نگاهم تغییر کرده ،من لاغرتر شدم ، یک عالمه موانع چاقی در خودم شناسایی کردم و در حال نقض اونها هستم،من صبور تر و آرامتر شدم ،وضعیت مالی من در همه جنبه هاش بهتر شده ،وضعیت سلامتیم بهتر شده ،روابطم با فرزندانم و خانواده بهتر شده ،با خودم به صلح بهتری رسیدم و یه عالمه تغییرات داشتم که هر روز برای خودم مرور میکنم و از ساختن خود جدیدم لذت میبرم
نشان های دریافت شده
روز ۵۵ تکرار
بر علیه خود شاهد جمع نکنید
سلام و درود به همراهان عزیز و استاد گرامی
خدارو شکر میکنم برای یک روز بینظیر و پر از آگاهی
جالبه بیشتر خاطرات افراد چاق شبیه به همه ، من هم در مورد چاقیم با همه صحبت میکردم و دوست داشتم نتوانستن در لاغر نشدنمو به گردن دیگران ،خدا ،ارث ،ژنتیک ،استخون بندی درشت و پرخوری بندازم و جوری وانمود میکردم که انگار من هیچ نقشی در ایفای زندگیم نداشتم
و نقل مجلس اون زمانها گفتن و شکایت کردن از موقعیت و وضعیت جسمی و عوارضش بود البته الان هم در بین افراد چاق همون جنس گفتگوها هست ولی چونکه من تو مدار و توجه به چاقی نیستم با اون مدل جمع ها برخورد ندارم
تا قبل از اینکه با ذهن و مطالبش آشنا بشم یک شخصیت همه چیز تمام در منفی ها،ضعف ها،برچسب های منفی، ناتوانی ها،نشدن ها ،بی اعتمادبنفسی ها و چاقی غرق بودم و چه لذتی میبردم برای غر زدنم ،انگار معتادش شده بودم و جزء عادت های هر روزم بود و اتفاقا افرادی که اطراف من بودند هم رفتارهایی شبیه من انجام میدادن ،اون روزها اطلاع نداشتم که آدم ها به دایره فرکانسی خودشون هدایت میشن
انقدر به خودم مارک های مختلف زده بودم که از درون احساس خالی بودن و پوچی داشتم و حس ناتوانی در هر کاری اذیتم میکرد و قبل از شروع هر کاری اعلام میکردم من نمیتونم این کارو انجام بدم
و یجور ترس در من بوجود اومده بود برای مواجه شدن با حل کردن حتی مسائل کوچیک زندگیم و بدنبال اون احساسات تخریبی وابستگی شدیدی داشتم به اطرافیانم
منیکه خودمو بدشانس و ناتوان وووووو میدونستم و باور کرده بودم، چطور انتظار داشتم زندگی سراسر برکت و موفقیت داشته باشم ؟ من پیام* نمیتوانم* میفرستادم ولی انتظار برگشت پیام من* میتوانم *رو داشتم
من خودمو هر جوری باور کنم و بپذیرم دیگران هم همون برداشتو از من خواهند داشت و جالبه تعجب میکردم که چرا افراد و اطرافیانم منو یه جور دیگه ،مهم و خاص نمیبینن ؟
دیروز تو کلاس رقصمون ،مربی م اعلام کرد که هفته دیگه یک آزمون داریم برای رفتن به لول پیشرفته و داشت مراحل آزمون رو برامون توضیح میداد ،یدفعه یکی از هنرجوها به مربی گفت منکه رد میشم با این بندهای سختی که گذاشتید ، در واقع اون هنرجو داشت از نتوانستن درون خودش میگفت ،خودش و توانایی هاشو باور نداشت
و این کاریه که در قبل هم ما انجام دادیم ،نه اینکه الان به صفر رسیده نه الان داریم تلاش میکنیم که در پوسته خود ضعیف و غر غروی قدیمی نریم چونکه میدونیم هر چقدر حس قدرت و توانایی داشته باشیم این نیرو در ما گسترش پیدا میکنه که میتونه پیروزی و موفقیت های زیادیو برامون بسازه
از اون روزی که متوجه قوانین جهان و انرژی ،شدم دیگه اتفاقات زندگیمو برای کسی تعریف نمیکنم ،یک مسئله ای که من دارم ،الان فقط خودم میدونم و خودم هم تا حدودی میتونم تحلیل های صحیح کنم ولی وقتی به یک نفر دیگه بگم که بلد نباشه بمن کمکی کنه فقط اون اتفاقو گسترش منفی میده و مطمئننا اون یک نفر هم به نفرات بعدی میگه و یک سطح انرژی وسیع منفی برای من ساخته میشه که مسئلمو مرتفع نکرد هیچ بدتر هم شد ،پس ترجیح میدم با کسی صحبت نکنم تا مطمئن نباشم که اون فرد میتونه کمکم کنه
خدارو شکر از همون اولین رژیمی که گرفتم به خودم برچسب * من در ادامه دادن رژیم هام با پشتکار هستم* رو زدم و واقعا هم از ۱۸ سالگی که خودم شروع کردم به لاغر کردن تا ۳۸ سالگی بدون توقف در حال رژیم و ورزش بودم و خودمو قوی میدونستم تو این کار ،انقدر هم که اطرافیانم بهم گفته بودن فریده خدای پشتکار تو ورزش و رژیمه دیگه تو اون مسیر قوی شده بودم و همین الان هم در مسیر لاغری با ذهن قوی حرکت میکنم
ما با باورهای خودمون روبرو خواهیم شد ،همون جوری که من باور کرده بودم با پشتکارم ،جهان هم منو در مسیرهایی قرار میداد که از پشتکارم استفاده کنم ،مثل وقتیکه باور داشتم من آب هم بخورم چاق میشم و من روز به روز چاقتر میشدم
خلاصه الان که میدونیم چطور مسیرهای زندگیمون ساخته میشه دیگه مراقب باشیم و آگاهانه برچسب های قدرتمند کننده به خودمون بزنیم ،حالا اونهمه که نالیدیم که به جای درست و حسابی نرسیدیم ،اگر توی منفی ها جواب میده تو مثبت ها هم جواب میده
وقتی شروع کنیم به گفتن جملات توانمندانه به خودمون ،اون نیروی شجاع درونمون بیدار میشه، اون نیرویی که به انرژی منبع وصله
از وقتیکه با خودم قویتر صحبت کردم ،برای خودم صفات زیباتری تعریف کردم ،مدام به خودم یادآوری میکنم که فریده تو مهمی ،خاصی ،قدرتمندی،توانمندی،ارزشمندی،شایسته ای ،لایقی ،مقدسی ،خدا عاشقته ،تو عزیز کرده خداوندی،تو سوگلی جهان و خداوندی ،تو افتخار کره زمینی وووو
تمام این بازخوردهارو از اطرافم دریافت کردم ،اوایل وقتی با خودم محترمانه برخورد میکردم انگار درونم نمیپذیرفت و عکس العملی نداشتم تازه بیشتر حالم بد میشد چونکه من سالها مخالف اونهارو شنیده و پذیرفته بودم ولی به مرور با گفتنشون در من حس تولید شد و الان جزء تمرینات صبح و شبه
و چندین تا جمله قشنگ برای خودم نوشتم و چسبوندم روی دیوار اتاقم،حتی روی بطری آب یخچال هم کلمه های انرژی بخش نوشتم ،در کل اتاق من تماشاییه ،روی تختم نوشتم ،روی دیوارها پر از نمادهای رویاهامه همینطور پول چسبوندم به دیوار که چشمم مدام ببینتش و انرژی خوبشو دریافت میکنم و بهش عشق میدم، هر چند در کنار این تمرینات در حال گذروندن دوره هاش هم هستم
بلخره باید انقدر ورودی های مثبت به ذهن و جانمون بدیم تا اون مموری منفی گذشته رو بشوره ببره ، اونوقت ما تازه و نو میشیم ،باید این روح پاک خداوندو مراقبت کنیم ،احترام بذاریم و اونجوری که شایستش هستیم بسازیمش
در واقع خودمونو از نو تربیت صحیح کنیم که به اشرف مخلوقات بودنمون نزدیکتر باشیم
در مسیر لاغری با ذهن هم خدارو شکر داریم آموزش میبینیم ،داره عزت نفسمون قویتر میشه اعتماد بنفس داغون شده مون کاملتر میشه ،چیزی که یک فرد چاق در همون ابتدا از دست میده حس ارزشمندی و اعتمادبنفسشه که با بودن در این راه که لاغر شدن هم جزء مهمی از این مسیره ،اعتماد بنفسمون قویتر میشه و میتونیم مثل افراد متناسب خوب و نرمال زندگی کنیم به یاری خداوند مهربان
خدارو شکر برای وجود زیبا و معجزه گرم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
خواهش میکنم ،در مسیر رشد باشید 🌷
نشان های دریافت شده
سلام دوست هم قدم و همراهم
خدارو شکر میکنم که کامنتم براتون مفید بوده
ما تمام شنیده ها و دیده هایی که از خانواده و الگوهامون دیدیم و شنیدیم از طریق ۵ حواسمون در مغزمون در صفر تا ۷ سالگی سیو و ضبط کردیم ،یعنی ما یک پیش نویس قدرتمندی به نام ناخوداگاه داریم که پر از اطلاعاته
که مملو از عقاید و باورهاییکه قبلا کد گذاری شده که یکی از اون کدها همین باوره مخربه که ما بارها و بارها گفتیم و تایید کردیم که آب هم بخوریم چاق میشیم
و برای مغز ما عمل باز کردن دهان و بلعیدن یا نوشیدن هر چیزی حکم چاقتر شدن داشته حتی زمان هایی هم که چیزی نمیخوردیم ولی در حسرت خوردن اون خوراکی بودیم ،ذهن تصور میکرده که ما در حال خوردن هستیم
حالا ما ذهنی داریم که از خوردن بشدت میترسه و خوردن رو عامل ۱۰۰ درصدی چاقی میدونه ،حالا چه آب بخوره ،چه نوشابه ،چه فست فود چه سالاد ،عمل خوردن مهمه نه چه چیزی خوردن
پس براش فرقی نمیکنه ما کد آب هم چاق کننده است* را به مغزمون دادیم حالا هر روز با چندین بار آب خوردن مواجه میشیم و هر بار اون کد اجرا میشه و عمل میکنه مثل مین ،که منفجر میشه که عوارض منفجر شدنش ،چاقتر شدن ماست
اولا که باید بپذیریم که خودمون مسیرهای اشتباهیو رفتیم و کاملا با محتویات مغزمون آشنا بشیم و ردشون نکنیم
بعد دونه دونه شناسایی شون کنیم و با خودمون گفتگوهای آگاهانه داشته باشیم
اولا موضوع خوردنو برای مغزمون باز کنیم که اونم خودش یک آموزش قدرتمندی میخواد که در دوره ها یاد گرفتیم و هنوزم در حال آموزش هستیم که موضوع خوردن مهم ترین باور ریشه ایه افراد چاقه
وقتی آرام آرام موضوع خوردن برامون قابل پذیرش شد میتونیم برای خودمون توضیح بدیم که خوراکی ها چاق کننده نیستن ،افکار مخرب ماست که در مسیر هر هر عمل از ما یک فیلتر چاق کننده گذاشته
مثلا من میخوام شام بخورم ،فیلتر مغزم اجرا میشه و غذاهارو به چاق کننده و خنثی تقسیم میکنه ،من میخوام برنج با مرغ بخورم که یکمی هم برنجش چربه ،یه تیکه هم ته دیگ میخورم با یه لیوان نوشابه
دیگه تو مغز من چندین تا فیلتر ترسناک چاق کننده روشن میشه ،شب برای شام ،غذای چرب با نوشابه ،وای چه شود !
و همین افکار در ما احساس ترس از چاقی تولید میکنه که اون احساسات در ما مواد شیمایی تولید میکنه ،سلول ها دست به کار میشن و پیام چاق شوی مغز روشن میشه
و ما در معرض چاقتر شدن قرار میگیریم تازه بعد از خوردن هم عذاب وجدان و چند روز بعدش هم بازم احساسات بد ادامه خواهد داشت و این چرخه معیوب همچنان به چرخیدنش ادامه میده
حالا این وسط این باورم داریم که ما آب هم میخوریم چاق میشیم ،اونم واسه خودش یه فیلتر چاق کننده است که باید با صحبت کردن و دلیل آوردن به ذهنمون ثابت کنیم که آب فقط برای رفع تشنگی و انجام امورات بدنه نه برای اینکه منو چاق کنه
مگه اینهمه آدم آب نمیخوره ؟ چرا پس لاغرن ؟ جواب دادن به این سئوالها بهمون کمک میکنه که این باورو نقض کنیم و بدونیم خوراکی اومدن که به ما انرژی برسونن نه اینکه مارو چاق کنن ،برعکس بهمون انرژی میدن
همین سبزیجاتی که میخوریم ،گوشت ،برنج وووو همشون سلسله مراتبیو طی کردن که بیان تو سفره ما ،که اونها هم خودشون از انرژی هستن که برای ما آفریده شدن ،پس مضر نیستن
و در آخر ما هم برای تامین انرژی بدن نیاز به خوردن غذاها داریم ،این حق ماست ،چرا فکر میکنیم ما نباید چیزی بخوریم حتی آب ولی افراد متناسب حق خوردن دارن ،مگه ما با اونا چه فرقی داریم بجز افکار متفاوتشون
خب ما هم داریم میریم بسمت ساختن ذهن لاغر وقتی که اصولی محتویات ذهن گذشته خودمونو تغییر بدیم در مسیر متفاوتی قرار خواهیم گرفت
آب چاق کننده نیست ،هر وقت میخوایید آب بخورید به آب که بسیار هوشمنده برنامه جدید بدید متفاوت از برنامه گذشته ،آب مایع زنده بودنه ماست ،آب تمیز و گواراست و خداوند برای ما آفریده که نوش جان کنیم و لذتشو ببریم
و هر زمان اون صدا اومد که بترسونتتون ازش فرار نکنید ،اتفاقا جواب صحیح بهش بدید ،بگید این آبیه که فلان فرد متناسب هم میخوره اگر سمی و چاق کننده بود اونم باید با آب خوردن چاق میشد
و گفتن و تکرار کردن آموزش هاییکه یاد میگیریم و عمل کردن بهشون مارو میبره تو مسیر تغییر
البته اگر این مطالبو زندگی کنیم نتایج خوبی خواهیم گرفت
براتون بهترین های خدارو آرزو میکنم🌷