0

گام ۳۵: بر علیه خود شاهد چاقی جمع نکنید!

بر علیه چاقی خود
اندازه متن

35 سال از زندگی من با چاقی گذشت. در این مدت بارها از روش های مختلف برای لاغر شدن اقدام کردم اما نتیجه نمی گرفتم.

همه اطرافیانم علاوه بر اینکه می دیدند من چاق هستم، می دانستند که چه تلاشی برای لاغر شدن انجام می دهم و نتیجه نمی گیرم.

من برای همه درباره چاق بودنم و لاغر نشدنم توضیح می دادم و نمی دانستم در حال جمع کردن شاهد چاقی بر علیه خود بودم.

شاهد بر علیه خود یعنی چه؟

کلمه شاهد در فرهنگ لغت به معنی گواهی دهنده، ناظر و مشاهده کننده آورده شده است.

در دستگاه قضایی شاهد و شهادت عبارت است از اظهارات اشخاص خارج از دعوی که امر مورد اختلاف را دیده یا شنیده یا شخصاً از آن آگاه شده‌اند.

بنابراین شاهد نقش تاثیرگذاری در صدور حکم به نفع طرفی است که شاهد بیشتر یا مستندتری داشته باشد.

بسیار از ما درباره خودمان تعریف هایی داریم و برای تعریف های خود شاهدانی جمع کرده ایم.

بعضی ها خودشان را بدشانس می دانند، برخی خود را تنبل می دانند، برخی خود را کم هوش و حواس می دانند و خلاصه هر فردی درباره خود تعریف یا تعریف هایی دارد که نشانه ویژگی خاصی در اوست.

نکته قابل توجه این است که ما این ویژگی ها را نه تنها درباره خود پذیرفته ایم بلکه به دفعات با دیگران درباره آنها صحبت کرده ایم.

در گفتگو با دوستان و آشنایان بارها درباره ویژگی های خود که معمولا نشات گرفته از ضعف و ناتوانی خودمان است صحبت کرده ایم و به اطلاع همه رسانده ایم که چه ضعف هایی داریم.

این رفتار یکی از مخرب ترین عادت هایی است که فردی می تواند بر علیه خود داشته باشد و منشاء بسیاری از اتفاقات در زندگی ما این است که بر علیه خود شاهد جمع کرده ایم.

شاهد بر علیه خود

تاثیر شاهد بر شرایط زندگی

وقتی ما به وضوح درباره خودمان توصیفاتی داریم و آن را برای دیگران بازگو می کنیم در واقع داریم در جهان برای ویژگی خودمان شاهد پیدا می کنیم و متاسفانه سیستم جهان به این شکل است که بر اساس شواهدی که در مورد ویژگی های شما وجود دارد در هر زمینه ای اتفاقات و جریانات را وارد زندگی شما می کند.

دلیل عملکرد سیستم جهان هستی در پاسخ دادن به شاهدان این است که هرچه شاهدان بیشتری برای ویژگی های خود داشته باشید در واقع باور شما نسبت به آنچه درباره اش شاهد جمع کرده اید بیشتر می باشد. و سیستم جهان هستی به باور شما درباره خودتان واکنش نشان می دهد.

یکی از راهکارهای بررسی قدرت باورهای ذهنی این است که ببینید چه میزان شاهد درباره باورتان دارید. هرچه شاهدهای باورهای شما بیشتر باشند آن باور را بر علیه خود فعال می کنید.

اگر شما باور دارید آدم بدشانسی هستید، میزان عقیده شما به این باور را می توانید با دفعات گفتن این ویژگی خود به دیگران مورد بررسی قرار دهید.

هربار که شما به دیگران گفته باشید انسان بدشانسی هستید شما یک نفر دیگر بر علیه خود به شاهدان بدشانس بودنتان اضافه کرده اید.

تصور کنید برای بدشانس بودن خود صد نفر شاهد داشته باشید. به نظر شما جهان هستی باید با شما چه برخوردی داشته باشد؟!

صد نفر شاهد بر علیه خود برای بدشانس بودنتان در زندگی دارید درحالی که حتی یک نفر شاهد برای خوش شانس بودنتان در زندگی ندارید.

بنابراین طبیعی است که اتفاقات و شرایطی را در جهان به سمت خود جذب و تجربه کنید که مطابق با نظر شاهدانی که بر علیه خود جمع کرده اید باشد.

بسیاری از افراد از جمله خودم در گذشته از این موضوع بسیار مهم اطلاع نداشته و به سادگی درباره ویژگی ها و خصوصیاتی که آنها را پذیرفته ایم برای دیگران توضیح داده و کلی شاهد بر علیه خود جمع کرده ایم.

به دلیل تکرار کردن آن خصوصیات با خودمان و همچنین گفتن آن به دیگران انتظار تجربه کردن بارها و بارهای آن ویژگی ها را در زندگی داریم. به شکلی که باور کرده ایم خداوند سرنوشت ما را به این شکل رقم زده است.

درصورتی که خداوند در تعیین اتفاقات و شرایط زندگی ما نقش تصمیم گیرنده یا تعیین کننده از قبل ندارد بلکه این ما هستیم که با انتخاب ویژگی ها و خصوصیات درباره خود و پیدا کردن تعداد زیادی شاهد بر علیه خود د سبب شده ایم که جهان یا خداوند پاسخ آن افکار و شاهدان را به شکل اتفاقات و شرایط مختلف اما همسو با آن ویژگی ها وارد زندگی ما کند.

شرایطی که وقتی وارد زندگی ما می شوند نه تنها برای خودمان بلکه برای همه شاهدانی که بر علیه خود جمع کرده ایم کاملا صحیح و منطقی می باشد چرا که از قبل بارها درباره وقوع این شرایط به دیگران اطلاع رسانی کرده ایم.

چند نفر شاهد چاقی بر علیه خود دارید؟

در مورد چاق بودن نیز متاسفانه همه افراد این اشتباه را مرتکب شده اند که بارها درباره چاقی و همچنین درباره لاغر نشدن خود بارها با خود و دیگران صحبت کرده اند.

به خاطر دارم هر وقت فردی درباره چاقی من صحبت می کرد من بیشتر از آنچه او درباره چاقی من گفته بود درباره چاق بودنم و تلاش برای لاغر شدن و شکست خوردن هایم صحبت می کردم.

دلیل صحبت کردن من درباره چاقی و لاغر نشدنم این بود تا به دیگران اثبات کنم که چاقی من دست خودم نیست و من آدم بی اراده و بی خیالی نیستم و بارها تلاش کرده ام که لاغر شوم اما فایده ندارد.

بارها به دیگران گفته بودم که هرچه تلاش می کنم لاغر شوم فایده ندارد اما بدون هیچ گونه تلاشی چاق می شوم.

درباره اینکه همیشه در حال رژیم گرفتن هستم و هر روز مقداری ورزش می کنم یا پیاده به دبیرستان می روم و بر می گردم توضیح می دادم و سعی می کردم به دیگران ثابت کنم هیچ کدام از این کارها فایده ندارد و من لاغر بشو نیستم.

از آنجایی که افکار و رفتارهای افراد چاق شباهت بسیاری به هم دارد می دانم که شما دوست عزیزی که در حال خواندن این نوشته هستی به طریق مختلف برای چاق بودن و لاغر نشدن بر علیه خود شاهد جمع کرده اید.

تصور کنید علاوه بر خودم صد نفر می دانستند که رضا لاغر شدنی نیست.

در این شرایط چه میزان انرژی منفی درباره لاغر نشدنم به جهان هستی ارسال می شود.

هربار که قصد می کردم دوباره برای لاغر شدن رژیم بگیرم علاوه بر خودم صد نفر دیگر هم می دانستند فایده ندارد و رضا لاغر شدنی نیست.

این رفتار اشتباه من که بر علیه خود شاهد جمع کرده بودم سبب شده بود که به صورت عمیق باور کنم من لاغر بشو نیستم.

وقتی عقیده شما این باشد که لاغر شدنی نیستید دیگر اهمیتی ندارد چه میزان برای لاغر شدن تلاش می کنید یا چه هزینه هایی پرداخت می کنید.

شما هرگز لاغر نخواهید شد.

لاغری با ذهن و حذف شاهدها

اکنون که در مسیر لاغری با ذهن هستید باید ذهن خود را از انبوه فرمول هایی که باعث می شوند بر علیه خود شاهد جمع کنید، خالی کنید تا به مرور با ایجاد کردن فرمول های صحیح شاهدانی برای لاغر شدن خود پیدا کنید.

طبیعی است که اگر شما چند وقتی است وارد مسیر لاغری با ذهن شده اید همچنان شاهدانی که قبلا بر علیه خود جمع کرده اید با دیدن شما یادآوری می کنند که چاق تر شده اید یا چرا لاغر نشده اید.

این حرف آنها بر اساس شهادتی است که از قبل درباره چاق بودن و لاغر نشدن شما داده اند.

نگران صحبت های شاهدان چاقی و لاغر نشدن خود نباشید. خودتان ناآگاهانه قبلا آنها را بر علیه خود جمع کرده اید.

در بسیاری از نوشته های اعضای سایت می خوانم که چند وقتی است در مسیر لاغری با ذهن هستند اما فلان دوست یا اقوام که پس از مدتی او را ملاقات کرده ام به چاق تر شدنم اشاره کرده است و شنیدن این حرف باعث ناراحتی و ناامیدی و در واقع لیز خوردن او در مسیر لاغری با ذهن شده است.

اگر بدانید همه افرادی که به شما درباره چاق شدنتان صحبت می کنند شاهدانی هستند که قبلا خودتان آنها را بر علیه خود جمع کرده اید دیگر از گفته های آنها ناراحت نمی شوید.

من زمانی که به این موضوع پی بردم به این نتیجه رسیدم که بارها شده افراد غریبه مرا دیده اند اما درباره چاقی من صحبتی نکرده اند. چرا همیشه افرادی که با من آشنایی دارند درباره چاقی من صحبت می کنند؟

دلیلش این است که من برای آنها درباره چاقی خودم و لاغر نشدنم صحبت کرده ام.

انواع شاهد جمع کردن

هر زمان درحال صحبت کردن درباره چاقی بودن یا لاغر نشدن خود هستید در حال جمع کردن شاهد بر علیه خود هستید. صحبت کردن درباره خود به دوصورت انجام شده است.

۱- گفتگوی زبانی

۱- مرور افکار در ذهن

در گفتگوی زبانی شما به طور مستقیم درباره چاقی خود و لاغر نشدن تان با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده اید.

در مرور افکار به این شکل است که زمانی که شما به دیدگاه و نظر دیگران درباره چاقی خود فکر می کنید به صورت ذهنی در حال ارسال اطلاعات درباره چاقی خود به ذهن فرد مورد نظر هستید و به صورت نامحسوس بر علیه خود شاهد جمع می کنید.

زمانی که شما قبل از حضور در مهمانی یا روبرو شدن با افراد به نظر آنها درباره چاقی خود فکر می کنید یا از چاق بودن خود احساس بدی پیدا می کنید در حال ارسال فرکانس چاقی به ذهن دیگران هستید.

به خاطر دارم در ایامی که به خواستگاری می رفتم بارها به دلیل چاق بودنم مراسم خواستگاری به سرانجام نمی رسید.

بارها می شنیدم که آنها می گفتند: همه چیز خانوادگی شما مورد تایید است اما به خاطر چاق بودن داماد نمی توانند درخواست ما را بپذیرند.

زمانی که در مسیر لاغری با ذهن قرار گرفتم به یاد آوردم که در تمام مواردی که من برای ازدواج کردن به خواستگاری می رفتم صدها بار قبل از خواستگاری به چاق بودنم فکر می کردم و نگران به هم خوردن مراسم خواستگاری بودم.

در تمام آن لحظات من در حال ارسال فرکانس چاقی و رقم زدن طریق شکل گیری مراسم خواستگاری بودم.

پس از آنکه بارها مراسم خواستگاری به علت چاق بودن من بهم خورد تصمیم گرفتم هر طور شده مقداری لاغر شوم.

یکی از دوستانم که متناسب بود و رابطه صمیمی با هم داشتیم مسئول لاغر کردن من شد و مراقب اجرای برنامه لاغری من بود.

در مدت دو ماه با رعایت رژیم غذایی و هر روز ورزش کردن مقداری کاهش وزن داشتم و حدود دو سایز از اندازه لباس هایم کم شد.

مقدار کم شده باعث متناسب شدن من نشد اما احساس من را تغییر داد و من خودم را لاغر شده می دانستم و به مقدار قابل توجهی از ترس و نگرانی های من کم شد.

و نکته جالب توجه اینکه دقیقا خواستگاری بعدی شرایط به شکل متفاوتی رقم خورد.

من از نظر خودم لاغر شده بودم اما در واقع به نسبت افراد متناسب هنوز مقدار زیادی اضافه وزن داشتم.

اما جهان هستی به نگاه و احساس من نسبت به خودم پاسخ می دهد نه بر اساس مقدار اضافه وزن و سایزی که من دارم.

به دلیل اهمیت بسیار زیاد این موضوع ترجیح دادم به صورت یک فایل تصویری درباره این موضوع مهم با شما دوستان عزیز صحبت کنم.

امیدوارم این آگاهی را با دقت مورد استفاده قرار دهید و تصمیم قاطع بگیرید بر اساس گفته های این فایل آموزشی در زندگی عمل کنید و شرایط بسیار متفاوتی را برای خود رقم بزنید.

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای درک بهتر این جلسه آموزشی ابتدا محتوایی نوشتاری را مطالعه کنید. سپس ویدیوی آموزشی را ببینید و سپس به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات این جلسه پاسخ دهید.

  • در گذشته چقدر درباره چاقی خود با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده اید؟
  • به نظر شما صحبت کردن درباره چاقی چه تاثیری بر احساس و نتیجه چاقی شما داشته است.
  • درباره چه ویژگی های خودتان با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده اید؟
  • تاثیر صحبت کردن درباره ویژگی های خود در سایر جنبه های زندگی تان چه بوده است؟
  • برای لاغر شدن چرا اهمیت دارد صحبت کردن درباره چاقی و لاغر نشدن را متوقف کنید؟
  • به منظور جمع کردن شاهد برای توانایی های خودتان لیستی از ویژگی های عالی و توانمندی های خودتان بنویسید؟
  • برای لاغر شدن تان باید شاهد جمع آوری کنید و سرزمین لاغرها بهترین مکان برای شاهد پیدا کردن است. بنابراین درباره توانایی خود در لاغر شدن و تصمیم برای لاغر شدن از طریق آموزش های لاغری با ذهن شرح دهید تا هم مسیران شما شاهد لاغری شما باشند.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.42 از 55 رای

https://tanasobefekri.net/?p=14731
157 نظر توسط کاربران ثبت شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار نرگس عبداللهی
      1403/04/11 22:59
      مدت عضویت: 65 روز
      امتیاز کاربر: 12240 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 224 کلمه

      سلام بر استاد بزرگوار 

      دقیقا همینطور هست که شما فرمودین انسان وقتی خودش رو تخریب می‌کنه واز خودش بد میگه  ذهنم باور می‌کنه و همین موضوع باعث میشه به حقیقت بپیونده و کم کم همون صحبت‌ها رو در مورد خودمون از زبون دیگران میشنویم و قتی از ناتوانی خودم در مورد لاغری و این که نمیتونم لاغر بشم و چاق میمونم‌همیشه اون فردی که مقابل من بود تأیید میکرد و منم باور میکردم و ذهن هم که دنبال راحتی هست بلافاصله با تایید دیگران قبول میکرد که چاق بمونه ومن با این که تلاش می‌کردم نتیجه ای نمیگرفتم 

      این یک عامل مهم بود در اضافه وزن من  مخصوصا اگر اون طرف مقابل خودش چاق بود که قشنگ هم عقیده میشد و توجیح های خوبی هم داشت برای نرسیدن به تناسب اندام در کل وقتی فردی داعم خودش سرزنش کنه و از خودش ایراد بگیره حالا تو هر زمینه ای از زندگی موفقیتی بدست نمیاره وقتی من خودم قبول نداشته باشم خب مسلما افراد دور برم هم قبولم نمیکننن 

      در ورود به سرزمین لاغری رکن اصلی رسیدن به تناسب اندام قبول کردن شرایط خود و دوست داشتن خودمون هست کلید اول همینه باید خودمون قبول کنیم و باور کنیم که خاستن توانستن است و اونوقت میبینیم که چطور مسیر زندگی مون تغییر می‌کنه

      وبه هدفمون میرسیم

      تشکر میکنم از استاد برای این همه اعتماد به نفسی که به من میده 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار abirozeh
      1403/03/11 17:44
      مدت عضویت: 1579 روز
      امتیاز کاربر: 1694 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 202 کلمه

      با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهان‌گرامی 

      من امروز که این فایل رو گوش دادم دیدم واقعا همیشه تا حرف از چاقی میشه یا حرف از خوردن میشه ماهایی که کمی اضافه وزن داریم به خودمون میگیریم وشاهد جمع میکنیم که اره ما دیگه چاق شدیم واسم بخوریم چاقی..ودوست داریم انگار اونا بدونن تقصیر ما نیست که چاقی منم میگم من ژنتیکی چاقه مادرم هم همین تیپه اونها هم میگن درسته ومهر تایید میزنن روی حرف من ..مثلا تعارف میکنن شیرینی بخور ..میگم نه من چاق میشم باید نخورم ..اونا هم تایید میکنن اره تو نخوری برات بهتره ..وبعد دوست داری بخوری 

      ما متاسفانه برای برچسب هایی که به خودمون میزنیم شاهدم‌میگیریم مثلا من آدم بد شانسی هستم 

      بله این آدم میاد وقبول میکنه که بدشانسی ودنیا هم شرایط بد شانسی رو هم براش به وجود میاره ..

      یکی هم داره خوشبخت زندگی میکنه وبرکت ثابت میکنه که خوش شانسه وخوشبخته ..همش دست خودمونه که چطور این بر چسب ها بزنیم یا نه 

      من از این به بعد میگم من بهترین ورژن خودم هستم 

      من در انجام کارهام بهترینم

      من در یادگیری عالی هستم

      من در حرف زدن عالی هستم 

      من ورزشکارم

      من سلامتی.

      من مادر خوبی هستم

      من همسر خوبی هستم

      من خیلی جذاب 

      وشاهد دارم …شاهد هم خودم هستم 

      تمرکزم روی نکات مثبت هست 

      خدایا ممنون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار افسر
      1403/03/09 11:52
      مدت عضویت: 339 روز
      امتیاز کاربر: 2650 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 651 کلمه
      • در گذشته چقدر درباره چاقی خود با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده اید؟
      • من در گذشته با هر کسی که درباره چاقی خودش صحبت می‌کرد من هم میگفتم چاقی من ارثی است و من هر چه میخورم بازهم چاق میشم و هر چه برای لاغری خودم هم سعی کنم باز هم چاق میشوم و همه هم تایید میکردن و من هم باور داشتم که هر کاری میکنم لاغر نمی‌شوم چون میدیدم که آن ها هم با من هم عقیده هستند و صحبت های من را تایید می‌کنند و این جور بود که من برای خود شاهد های زیادی جمه میکردم 
      • به نظر شما صحبت کردن درباره چاقی چه تاثیری بر احساس و نتیجه چاقی شما داشته است.
      • من وقتی در مورد چاقی خودم صحبت میکنم یعنی آن چاقی را قبول کردم و آن را باور دارم و ذهن من هم این را قبول کرده است وبه همین دلیل هر چه سعی میکنم لاغر شوم نمیتونم چون وقتی ذهن و فکر من به سوی چاقی برود وان را قبول کند آن در ذهن موفق تر است و من سعی میکنم که بتوانم فکر و ذهن خودم را تغیر بدهم به لطف خداوند متعال در آن پیروز و سربلند بیرون بیایم 
      • چه ویژگی های خودتان با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده اید
      • مثلا من هی برای دیگران میگفتم که چاقی من ارثی هه و یا من هم هر اگر آب هم بخورم باز چاق میشوم ومن هم هر چه رژیم بگیرم چون اعتماد به نفس ندارم در آن کار موفق نمی‌شویم  
      • تاثیر صحبت کردن درباره ویژگی های خود در سایر جنبه های زندگی تان چه بوده است؟
      • مثلا من در زندگی برای خودم میگفتم من هر چی که خواسته باشم تهیه میکنم و من برای خرید خیلی چیزها را تهیه میکنم  چون آن را باور داشتم به موفقیت رسیدم و اگر من هم لاغری را باور داشتم شاید زودتر از این به هدف خودم رسیده بودم و واقعا هر چیزی را که در زندگی آن را باور داشته باشی آن را ملکه ذهنت قرار می‌دهی و به آن هم میرسی 
      • برای لاغر شدن چرا اهمیت دارد صحبت کردن درباره چاقی و لاغر نشدن را متوقف کنید؟
      • چون فکر و ذهن با هم در ارتباط هستند وقتی ما زیاد درباره هر دو آن ها صحبت کنیم یعنی آن را قبول کرده ایم و اگر من درباره این که هر کاری میکنم لاغر نمی‌شوم  را بگویم یعنی آن را قبول کرده ام پس من باید سعی کنم که نه در مورد چاقی و نه در مورد لاغری با دیگران صحبت کنم 
      • به منظور جمع کردن شاهد برای توانایی های خودتان لیستی از ویژگی های عالی و توانمندی های خودتان بنویسید؟
      • من توانایی این را دارم که به هر چه خواسته باشم برای رسیدن به آن تلاش کنم و آن را بدست آورم. و من به حرف دیگران زیاد اهمیت ندهم  .و من چاقی خودم را قبول داشته باشم که این چاقی دست خودم بوده نه ارثی و نه شرایط دیگه. و من ان‌شاءالله محکم و استوار می‌ ایستم و تا به هدفم برسم 
      • برای لاغر شدن تان باید شاهد جمع آوری کنید و سرزمین لاغرها بهترین مکان برای شاهد پیدا کردن است. بنابراین درباره توانایی خود در لاغر شدن و تصمیم برای لاغر شدن از طریق آموزش های لاغری با ذهن شرح دهید تا هم مسیران شما شاهد لاغری شما باشند.
      • اول ممنون از استاد عزیز که من را با این سایت آشنا کردید تا بتوانم اول کارهای خوب و بد خودم را تشخیص بدهم و من تصمیم گرفتم که بتوانم لاغر شوم و لاغری خودم را قبول کنم و من از طریق گوش دادن به فایل ها توانستم خیلی از چیزهایی که همیشه در ذهنم نادرست بود به آن پی ببرم و درست یا بد آن را قبول کنم و سعی کنم که آن ها را درست کنم ومن سعی میکنم که با گوش دادن به فایل ها  و انجام تمرینات  برای لاغری خود تلاش کنم تا به فرد ایده‌آلی که همیشه در ذهنم بود برسم 
      •  
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      1403/03/01 17:09
      مدت عضویت: 634 روز
      امتیاز کاربر: 9115 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 759 کلمه

      واقعا اگاهی نابی بود واقعا چقدر من خودم ب شخصه ب بد بودن رابطم شاهد جمع کردم همسرم فلانه بهمانه بعد در ذهن خودم در مکالماتی ک با خودم داشتم بیشتر ب برعکسش فک کردم اما یجور دیگه مثلا گفتم فلان کارو بلده برای دیگری میکنه چن ما رو دوست نداره برا ما نمیکنه ولی با شنیدم این فایل این جرقه در ذهنم زده شد ک من میتونم بگم دراون موقع ها ببین فریبا همسرت بلد این کار رو

       میتونه پس برای تو هم میتونه این رفتار رو داشته باشه 

      و ی دلیل زیبا برای من شد ک درمورد رفتار همسرم وروند زندگیم با مادرم و خواهرم حرف نزنم و شاهد جمع نکنم و نکته مثبتهای  رابطم رو بلد کنم 

      در رابطه با جسمم در زمانهای خیلی قبل بچه ک بودم نسبت ب همسن وسالها بزرگتر دیده میشدم قدم بلند بود وبعد ی پسر خاله داشتم ک همش ب من میگفت چاق ومن بدم میومد و هی این نقطه ضعفمنو پیدا کرده بود منو ادیت میکرد درحالیک من اصلا چاق نبودم و مامانم یا بقیه نمیدونم گفته بودندو من یاد گرفته بودم ک بگم من استخونم درشته درحالی من قدم بلند بود و بزرگ دیده میشدم و این برچسب در ذهن من بود بعدشم ک من چاق شدم مدام ب همه میگفتم من استعداد چاقی دارم ب همه میگفتم وشاهد جمعم میکردم و بقیه میگفتند توک چیزی نمیخوری پس چرا چاقی من میگفتم استعداد چاقی دارم واین برچسب لعنتی رو با خودم داشتم در حالی ک چاقی استعداد نیس چاقی ولاعری یاد گرفتنیه و و من چاقی رو یاد گرفتم پدیرفتم ومیتونم لاغری وجودم رو ک همیشه هس از اول بوده رو فعال کنم یادش بگیرم ب نظرم ما هممون لاغری رو بلدیم فقط فراموش کردیم ومن الان درحال یاداوری اونها هستم استعداد ب یچیزی میگند ک برا طرف خوب باشه چاقی ک برای بدن خوب نیس درسته باعث پیشرفت من شد اما خب برای بدنم مفید نیس ومن این رو میدونم ک لاغری درمن هس ولازم نیس ایجادش کنم فقط کافیه چاقی رو پاک کنم گرد وخاک چاقی رو

       لاعری در پیش فرض من هس و چاقی بعدن اضافه شده و درمن نیس 

      و بعد در زمانهای بعدی ک از غذا برای اروم شدن استفاده میکردم ب همه میگفتم من اعصابم خرابه من پرخوری عصبی دارمو این برچسب  رو ب خودم زدم اما حالا میدونم ک با کنترل ذهن با بودن در این مسیر من تونستم در زمانهاییک عصبیم نخورم پس این برچسب واقعیت من نیس پرخوری عصبی اسمی هس ک همین رسانه ها گذاشتند انگارک عادیه انگار ک طبیعیه اما طبیعی نیس من خودم از دختر دایی شنیدم ک گف من اگه عصبی بشم دهنم قفل میشه چاقی ی راهکارنجات بوده در اون مواقع کمن ازش استفاوه کردم تا خودمو اروم کنم اما واقعیت اینک این خوردن تو رو اروم نکرد بیشتر وبیستر تو رو توباتلاق انداخت ولی خوشبختانه تو میتونی از این باتلاق بیای بیرون با صبر با بودن با ارامش با تشویق ما هیچ عجله ای نداریم هیچ زوری نیس 

      ما اینجاییم تا خودمون رو درونمون رو بسازیم اونجوریک بوده ن اونجوری ک قبول کردیم 

      امروز ی رفتار افراد متناسب رو دیدم ک وقتی یچیزی دلشون میخواد درست کنند اونقدر ها مهم نیس ک حتما باید همین الان باشه  ولی من ی چیزی ک هوس کنم یجور دلهره واضطرابه هس ک درست بشه 

      ومن عجله میکنم ک اونو درست کنم در حالیک شاید شرایطش نباشه و این منو درگیر خودش میکنه انگارک ازمن انرژی میگیره تا زمانیک بپزم پس اگاه ب این موضوع باش فریبا جان ک اون مواقع ذهن کنترل ب دست گرفته و تو باید کاری کنی من نمیگم درست نکن من میگم با عشق درست بشه ن با عجله ن با استرس  وبا لذت باشه اینجوری ی جور تفریح هم میشه 

      من دیروز در خودم دیدم ک من بیحوصلم نارومم واین منو دعوت بخوردن میکردم انگارک هیچی برام مهم نبود انگار بعد رو نمیدیدم 

      فریبا بی حوصلگی تو با تو خوردن حل شد ن 

      چجوری بنظرت بی حوصلگیت حل میشه 

      با پذیرش پذیرش اینک اره من بی حوصلم حال ندارم وحشت نکردن و پذیرش وبعد تسلیم بودن نجنگیدم با خودم ک باید حوصله داشته باشی وفلان 

      حرف زدن با خود وکارهاییک اون لحظه حس میکنی برات خوبه انجام بدی همین 

      اما هی درونم من رو ب وحشت مینداخت مثل اینک اخر زمان شده در این لحظات بهتره خودتو دعوت ب ارامش کنی و مدام ب خودت بگی ببین هیچی نیس من نشستم دخترپم نشسته بین نفس میکشم همه چی اوکیه وصبور باشی تا این مسیر طی بشه و حل بشه ن اینک همون موقع

      بالاخره تو زمان زیادی زو اینجوری عمل کردی 

      رفته رفته حلش میکنم انگار تو شاهد جمعم میکنی ک این مواقع کاملا اوکیه کاملا درامنیتی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 989183774095
      1403/01/08 10:19
      مدت عضویت: 134 روز
      امتیاز کاربر: 4570 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 179 کلمه

      بنام قشنگ خدا.

      سلام و عرض ادب خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر .

      اول از همه خدا جان واستا د عزیزم من تعهد میدهم درباره مسائل و مشکلاتم شاهد جمع نمی کنم ،،اصلا وبه هیچ عنوان .

      دوم.لیست خوب از توان مندی هام.

      خدا را شکر استعداد خیلی خوبی  در یادگیری ریاضی ،وجغرافیا ،وقران دارم ،

      توانایی آشپزی ودرست کردن غذاها مرباها،  خیلی خوشمزه دارم . 

      در بافتنی خدارا شکر آنقدر علاقه و استعداد دارم  که اگر به لباس کاموایی دست یافت نگاه کنم با دقت می توانم برگردم خانه نمونه آن بافت را ببافم.

      استعداد و علاقه به حفظ شعر مخصوصاً اشعار حضرت حافظ و سعدی دارم .

      در تدریس ابتدایی همیشه دانش آموزانم .

      در درس ریاضی.جمله نویسی. وقران در مدرسه مقام  می‌آوردند.

      در پرورش درخت وگل خیلی خوب عمل می‌کنم به گونه ای که هر نهال کاشتم در طی دوسال به ثمر دهی می‌رسند.

      در خیاطی خوب هستم بدون آموزش دیدن خیلی از کارهای خانه خودم  در زمینه دوخت و دوز را انجام میدهم .

      خدارا شکر از روزی بی‌حساب خدا وند لطیفم برخوردار هستم.

      از استاد وهمه دوستان که این کامنت را مطالعه فرمودند سپاسگزارم ‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      1402/12/12 11:11
      مدت عضویت: 319 روز
      امتیاز کاربر: 7610 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 401 کلمه

      وااای،چقدر این فایل  با ارزشه!

      شاهدان عینی زندگی!

      تا بحال اصلا بهش فکر نکرده بودم 

      واقعا این فایلها یه در جدیده که اگه واردش بشی زندگیت تغییر می کنه.

      من کلا سعی می کنم نقطه ضعف دست کسی ندم،اما خب رفتارم خودش گویای همه چی هست ! بنظر من علاوه بر به زبون آوردن مسایل شخصی ،بعضی رفتارها و حرفهایی که می زنیم باعث پیدا شدن همین شاهد ها میشه،ممکنه در مورد کاری حرفی نزنیم ،اما زبان بدن خودش بعضی نگفته ها رو میگه و وقتی تکرار بشه دیگران براساس اونا شاهد و قضاوت گر ما میشن.

      گاهی وقتا فکر می کنیم با گفتن نقطه ضعف ها متواضع و فروتن بحساب میاییم !

      فکر می کنیم تو مردمی تر هستیم! 

      اجتماعی تریم!

      اما با سکوت و نگفتن رازهای وجودمون تاییدی براش نداریم و هیچ شاهدی هم نداریم که بگه «آره تو همیشه همینجوری »  و با نامردی بهمون برچسب بزنه.

      من راجع به چاقیم بجز با خانوادم با دیگران صحبت نکردم ،اما معمولا کسانی بودن که خودشون سر صحبت درباره چاقی منو باز کردن و طلب کارانه گفتن داری چاقی میشی هااااا یه کم مراقب خودت باش از همچنان که مثلاً همیشه دلسوز آدم هستن و بدون درخواست کمک نظرتشونو سرازیر میکنن همه جا هستن و اونا همونایی  هستن که خودشون رو به زور شاهد چاقی من کردن 

      • به نظر شما صحبت کردن درباره چاقی چه تاثیری بر احساس و نتیجه چاقی شما داشته است. 

       با صحبت کردن در مورد چاقی ، و اینکه چاقی در من موندگار شده و گاها تایید دیگران،باعث میشیم ذهن بیشتر به سمت چاقی پیش بره ،پدچون ما شاهدانی داریم که چاقیمون و لاغر نشدنمون رو تایید میکنند کارمون سخت تر میشه.

      حتی ما نباید در مورد لاغر شدن هم صحبت کنیم ،وقتی در مورد تصمیم به لاغری از طریق ذهن با دیگران صحبت کنیم و اونا رو شاهد تصمیم خودمون بکنیم مدام مورد پرس و جو قرار می گیریم و دیگران رو منتظر نتیجه میذاریم و چون لاغری با ذهن به زمان نیاز داره و ممکنه از حوصله اونا خارج باشه مدام باید در مورد روش کار بهشون توضیحی بدیم و این تمرکز ما رو از اصل قضیه بر میداره و سعی می کنیم شاهدانمون رو راضی نگه داریم .

      پس اصلا صلاح نیست چه در مورد چاقی و چه در مورد تصمیم لاغری با دیگران حرف بزنیم،لااقل تازمانی که لاغری در جسممون در حال نمایان شدن باشه.

      بنظر من تنها جایی که میتونیم راحت در مورد لاغری صحبت کنیم همین جاست چون همه ما یه هدف مشترک داریم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      1402/11/01 17:52
      مدت عضویت: 214 روز
      امتیاز کاربر: 12043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 269 کلمه
      • در گذشته چقدر درباره چاقی خود با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده اید؟کم فقط با سه چهار نفر که اونم زیاد هستش.
      • به نظر شما صحبت کردن درباره چاقی چه تاثیری بر احساس و نتیجه چاقی شما داشته است. بدتر شدن و بیشتر خوردم و ضعیفترم شدم .
      • درباره چه ویژگی های خودتان با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده اید؟هم ازخوبیعام گفتم هم از اینکه من رژیم رو دوست ندارم چون دست از غذا برنمیدارم اشتهام زیاد بوده
      • تاثیر صحبت کردن درباره ویژگی های خود در سایر جنبه های زندگی تان چه بوده است؟وقتی از خوبیهام گفتم همه روم حساب باز کردن .
      • برای لاغر شدن چرا اهمیت دارد صحبت کردن درباره چاقی و لاغر نشدن را متوقف کنید؟خیلی هر بار انگار بدتر شد من حرف زدم
      • به منظور جمع کردن شاهد برای توانایی های خودتان لیستی از ویژگی های عالی و توانمندی های خودتان بنویسید؟من با اراده دارای قدرت شناختن توانمندی ذهنم شدم و یاد گرفتم زیبا بین بشوم و مسیر درست را خدا بهم محبت کرد نشان دادن و حالا میتوانم انتخابهایم را درستتر کنم و پی به توانمندی‌های و ببرم همان تعهد تلاش تکرار و نظم و استفاده بیشتر از قانون رهایی بخشش و تکامل بها و جایگزینی و جبران و توانستم متعهد بمانم و توانمندی خودم را به خودم نشان دهم .
      • برای لاغر شدن تان باید شاهد جمع آوری کنید و سرزمین لاغرها بهترین مکان برای شاهد پیدا کردن است. بنابراین درباره توانایی خود در لاغر شدن و تصمیم برای لاغر شدن از طریق آموزش های لاغری با ذهن شرح دهید تا هم مسیران شما شاهد لاغری شما باشند.ممنونم چشم 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      1402/11/01 17:37
      مدت عضویت: 214 روز
      امتیاز کاربر: 12043 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 214 کلمه

      به نام خداوند همیشه حاضر و خواهان پیشرفت ما،

      و درود برکت سلامتی هدایت و ثروت و شادی هر لحظه جاری به زندگی شما استاد ارجمند و گرامی ،

      استاد دقیقا درست فرمودید و چه زیبا،

      که من تمرکز بر هر چیزی کنم و درد دل با هرکسی چه به زبانی 

      یا به صورت مرور افکارم در درونم باعث گسترش اون جنس افکار در زندگیم میشوم، 

      من امروز تینا تعهد میدهم 

      در رابطه فقط با تواناییهایی که دارم و لیاقتهایی که دارم و میتوانم داشته باشم فقط فکر میکنم و با خودم حرف میزنم و از صفات خداوندم استفاده میکنم اول برای خودم 

      مانند :ابروداری و رازداری و  ستارالعیوب بودن و پوشاندن اشتباهات و عادی نکردن این موضوعو و گسترش ندادن و حرف نزدن و شاهد جمع نکردن در مورد هیچ چیز بدی و حتی اشتباهاتم و خودم را ب بهشم‌به خودم فرصت دهم و به تصمیم برای رشدم فکر کنم و خوبی هام

      و  

      از خداوندم کمک میگیرم تا بصورت عالی کافی لازم و متعادل اما تا بینهایت یاد بگیرم و قوی بشوم و بهترین خودم به کمال رسیده خودم بشوم با حرف زدن  از خوبیهام و با خوبی دیدن و از خوبی گفتن و کلا خوبی خواستن در مورد خودم و بعد دیگران 

      انشاالله همگی در مسیر عالی حس خوب و زیبا بینی و زیبا گویی قرار بگیریم الهی آمین ،

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/07/23 09:03
      مدت عضویت: 408 روز
      امتیاز کاربر: 1476 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,218 کلمه

      به نام خداوند شاهد و ناظرم 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      حل تمرینات بر علیه خود شاهد چاقی جمع نکنید 

      • در گذشته چقدر درباره چاقی خود با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده اید؟
      • بسیار زیاد در گذشته درباره چاقی با دیگران صحبت می‌کردم و مدام در حال آوردن بهانه های مختلف برای اثبات بی تقصیر بودن خودم در روند چاقی ام تلاش میکردم 

      هر بار که با فشار روش‌های لاغری چند کیلویی لاغر میشدم هم دست از صحبت کردن درباره چاقی ام برنمیداشتم و حتی اگر در جمعی من سکوت میکردم و چیزی نمیگفتم چون در ناخودآگاه من احساس چاقی ام در حال پخش کردن امواج و فرکانسها بود بارها پیش می آمد که دیگران شروع به سرزنش کردن یا حتی تشویق من در مبارزاتم با چاقی صحبت را آغاز میکردند و کلی بحث درباره چاقی من ،نقل محفل میشد 

      و من در طی این سالها کلی علیه خودم شاهد چاقی جمع کرده ام 

      گاهی پیش می آمد که برای اولین بار با کسی ارتباط برقرار میکردم و طرف با زبان بی زبانی چاقی مرا مورد هدف قرار می‌داد و سعی می‌کرد با گوشه و کنایه چاقی ام را به رخم بکشد و این مدل شاهدها خیلی آزار دهنده و تو مخی بودند 

      • به نظر شما صحبت کردن درباره چاقی چه تاثیری بر احساس و نتیجه چاقی شما داشته است.
      • صحبت کردن درباره چاقی باعث می‌شد در بیشتر موارد من خودم را مسئول چاقی ام ندانم و بار مسئولیت چاقی ام را گردن زمین و زمان و خداوند بیندازم تا کمی احساسم بهتر شود اما در درونم ندایی به من می‌گفت خود کرده را تدبیر نیست 
      • هر بار که درباره چاقی حرف میزدم یا حتی چیزی می‌شنیدم یا حتی فراتر از آن افراد چاق را میدیدم دچار احساس بدی میشدم از خودم متنفر میشدم ،اضطراب میگرفتم و وحشت تمام وجودم را می‌گرفت،ترس از قضاوت شدن آزار دهنده ترین حالت بود و من همیشه خودم پیش داور بودم و در حال سرزنش و قضاوت خودم و این حال بهم زنترین حالت چاقی است و تمام این احساسهای بد و فرکانس‌های منفی قطعا نتیجه ای جز چاق ماندن و چاقتر شدن من نداشت 
      • درباره چه ویژگی های خودتان با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده اید؟
      • درباره اینکه من هر کاری کنم لاغر بشو نیستم و این تقدیر من است 
      • درباره اینکه من بسیار قوی و با اراده هستم و هر کاری را تا آخر به خوبی پیش میبرم
      • درباره اینکه با هر کسی دم خور نمی‌شوم و خیلی کم پیش می آید دوستی انتخاب کنم و یا با کسی صحبت کنم و بیشتر درون‌گرا هستم .
      • درباره اینکه توانایی های بالایی در مدیریت و هندل کردن امورات دارم .
      • و هم کلی درباره ویژگی‌های بد چاقی شاهد دارم و هم کلی درباره ویژگی‌های مثبت رفتاری ام 
      • تاثیر صحبت کردن درباره ویژگی های خود در سایر جنبه های زندگی تان چه بوده است؟
      • هر بار که درباره ویژگی منفی چاقی ام صحبت می‌کردم دچار حال بد میشدم و احساس حقارت میکردم ،گویا چاقی در من رشد می‌کرد و بزرگ و بزرگتر میشد و من آنقدر در جسمم سنگینی احساس می‌کردم که حتی موقع بلند شدن از زمین به سختی بلند میشدم انگار هزار تن شده بودم 
      •  
      • و هر بار که درباره ویژگی‌های مثبتم صحبت می‌کردم به خودم  افتخار می‌کردم و احساس اعتماد به نفس بالاتر را تجربه میکردم و پیش خودم فکر میکردم که دفعه بعد برای آن موضوع مثبت تلاش بیشتری کنم و احساس می‌کردم آن ویژگی در درون من گسترش پیدا می‌کند و حالم را خوب می‌کند و حس غرور می‌کردم. 
      • برای لاغر شدن چرا اهمیت دارد صحبت کردن درباره چاقی و لاغر نشدن را متوقف کنید؟
      • زیرا با صحبت کردن درباره چاقی دچار احساس بد می‌شویم و جهان هستی بر مبنایی بنا شده است که به وسیله ارتعاش و فرکانس احساس ما به سرعت گسترش پیدا می‌کند حالا اگر آن احساس منفی و بد باشد اطراف ما پر می‌شود از انرژی‌های منفی و بد و آنقدر بدی گسترش پیدا می‌کند که دیگر زور ما به او نمی‌رسد و با صحبت درباره چاقی روز به روز چاقی ما گسترش پیدا می‌کند و ما چاقتر می‌شویم 
      • برای همین باید صحبت کردن درباره چاقی را متوقف کنیم و برای خودمان شاهد جمع نکنیم و به کائنات فرکانس بد ارسال نکنیم .
      • به منظور جمع کردن شاهد برای توانایی های خودتان لیستی از ویژگی های عالی و توانمندی های خودتان بنویسید؟
      • من به شکرانه ی خداوند خالقم ویژگی‌های مثبت زیادی دارم که هر روز در حال رشد دادن و پرورش آنها تلاش می‌کنم و میدانم ویژگی‌های مثبتی خداوند به همه ما داده که هنوز هم کشفشان نکرده ایم و در تلاتم روزگار از آنها رونمایی می‌شود 
      • من بسیار دست پخت فوق العاده ای دارم و مهارت بالایی در آشپزی و انواع پخت و پز و دیزاین خوراکی ها دارم 
      • من بسیار پشتکار بالایی دارم و برای پیشرفت در زندگی ام خیلی سخت کوش هستم 
      • من مادری بی نظیر هستم که به لطف و کمک خداوند مهربانم و اهل بیت پیامبرم (ص)توانسته ام فرزندان بی نظیری پرورش دهم 
      • من همسری فوق العاده هستم و دادن آرامش به همسرم مهمترین اصل زندگی من است 
      • من بسیار قدرت بیان خوبی دارم و می‌توانم ساعتها نطق کنم 
      • من مغز باز و اهل یادگیری دارم که عاشق آموختن است و در هر جای زندگی خودم یا اطرافیانم چیزی چه مثبت چه منفی توجه ام را جلب کند درباره آن کلی کتاب و مقاله می‌خوانم و تلاش می‌کنم در زندگی شخصی خودم به نحو احسن آن درس را اجرا کنم 
      • و ………………………..
      • برای لاغر شدن تان باید شاهد جمع آوری کنید و سرزمین لاغرها بهترین مکان برای شاهد پیدا کردن است. بنابراین درباره توانایی خود در لاغر شدن و تصمیم برای لاغر شدن از طریق آموزش های لاغری با ذهن شرح دهید تا هم مسیران شما شاهد لاغری شما باشند.
      • چقدر خوب و شیرین است صحبت کردن درباره لاغری و چقدر این احساس به من آرامش می‌دهد 
      • من می‌خواهمبا صحبت کردن درباره لاغری ، لاغری را در کائنات گسترش دهم نه تنها برای خودم بلکه برای تمام انسانها من می‌خواهم آنقدر لاغری و فرکانس‌هایش را گسترش دهم تا دیگر لاغر شدن آرزو نباشد 
      • من توانایی تغییر فرمولهای اشتباه ذهنی ام را به بهترین شکل دارم 
      • من بسیار انسان باهوش و با استعدادی هستم و به سرعت مطالبی که در سایت یاد میگیرم را به عمل در زندگی ام تبدیل میکنم
      • من حتما و حتما و صد البته حتما کاملا لاغر و متناسب میشوم و بیشتر از الان عاشق خودم و جسم عزیز و دردانه ام میشوم 
      • من عاشق لاغری هستم و همینطور عاشق لاغری با روش ذهنی هستم چون مرا به راحتی لاغر می‌کند 
      • استاد بزرگوار و دوستان هم فرکانسی همگی شاهد باشید من لاغری را در بهترین شرایط سلامتی و بهترین شرایط زندگی به کمک خدای عزیزم بقل می‌کنم آن روز دیر نیست و چه جایی بهتر از اینجا و خودمانی تر از اینجا برای جمع کردن شاهد لاغری ام 
      • من به کمک معجزه شکر گزاری نه تنها لاغری بلکه به تمام آرزوها و خواسته هایم به زودی میرسم انشالله.
      • و………………
      • خدایا سپاسگزارم که مرا لایق شکرگزاری ات قرار دادی 
      • خدایا شکرت برای لاغر شدنم که دارد ذره ذره اما مستمر اتفاق می‌افتد 
      • خدایا سپاسگزارم برای حس سبکی و آرامش ذهنم و احساس سبکی جسمم که هر روز در حال گسترش است 
      • خدایا سپاسگزارم برای خلق خودم و تمام ویژگی‌های مثبتی که در درونم قرار دادی و تمام آن ویژگی‌های مثبتی که در درون هست اما من هنوز کشفش نکرده ام 
      • خدایا سعادت و قدرت کشف ویژگی های مثبت وجودی ام را در کمال آرامش و خوشبختی در زندگی ام نصیبم کن تا هر روز انسان بهتری شوم 
      • الهی به امید تو 
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      1402/07/22 14:49
      مدت عضویت: 1301 روز
      امتیاز کاربر: 4421 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 250 کلمه

      به نام خدا

      • اخخ استاد همه ی این شاهد جمع کردنایی که یا تو فکر انجام میشه یا بیرون همشش بخاطر اعتماد به نفس پایینههههه…

      من کارای زیادی رو تا تهش انجام دادم و نتیجه گرفتم. پس الان هیکلم هر جوری که هست خب باشه. اصلا مهم نیست تغییر کرده نکرده…من می دونم مسیر درسته هم نتیجه ازش دیدم تو همین زمینه هم تو زمینه های دیگه از همین روش به اهدافم رسیدم. وقتی مسیر درسته فقططط ادامه می دم حرف مردم مهم نیست. 

      من بیشت از طریق فکر شاهد جمع می کنم. تو ذهنم فکر می کنم شاید الان فکر کنه چرا لاغر نشدی. یا از اندامم خوشش نیاد. ازین حرفا

      همزمان که فایل رو گوش می دادم مدام با خودمم می گفتم وقتی بقیه ی چیزا رو هم تونستی لاغری رو هم می تونی پس با قدرت ادامه بده. نگران حرف بقیه نباش. به حرفای شیطون گوش نده. تو میتونی. باور کنید استاد همین تو میتونی گفتن ها انقدرررر تاثیر داره برام که گاهی اقات تعجب می کنم از ساده بودن همه چیز. از ساده بودن انگیزه گرفتن. از ساده بودن دلیل به هدف ها رسیدن

      راستی اینو بگم دیرررررروووز موفق شدم یکی از کارامو دیگه عالییی و کامل انجام بدم. خیلی اعتماد به نفس گرفتم. بالاخرههههه شددددد بعد این همه مدت. پس حتما لاغری هم میشه. اخیششش

      همینطور که متن فایل رو می خوندم چیز های زیادی به ذهنم رسید اما الان پرید خخ…اشکال نداره

      واقعا ممنون ازتون که فرکانس ها و توجه کردن رو اینقدر ساده تر و قابل فهم ترش کردین. ممنونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فهیمه
      1402/06/31 20:04
      مدت عضویت: 344 روز
      امتیاز کاربر: 7025 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 303 کلمه

      به نام خدای هستی بخش

      گام ۳۵:برعلیه خود شاهد چاق جمع نکنید

      اول از هرچیزی استاد خیلی ازتون ممنونم که این آگاهی های ناب رو در اختیار ما قرار میدین ، میگم ناب یعنی به معنای واقعی کلمه ناب هستن این آگاهی ها چون ما قبلاً اصلا هیچ جایی دیگه اینارو نشنیدیم.

      من هم همونطوری که شما استاد عزیز گفتین خیلی برچسب ها به خودم میزنم اینکه من آدم حساس و زودرنجی هستم،من آدم خجالتی هستم ،من آدمی هستم که خیلی زود از کوره در میرم ، آدم بی حوصله ای هستم ،ادم بی اراده ای هستم ،آدم بدون اعتماد بنفسی هستم ،ادمی هستم که نمیتونم با دیگران ارتباط برقرار کنم،آدم ترسویی هستم و در مورد اونا با دیگران به کرات حرف زدم جوری که دیگه خانواده منو با این خصوصیات میشناسن و توی موقعیت مختلف میگن که تو این عکس العمل رو داری و من چقدر ناراحت میشم که چرا باید اینجوری باشه وبا ناراحتی میگم که من دوست ندارم مثلا اینقدر زود رنج باشم یا خیلی زود عصبی بشم و با اینکارم دارم برای خودم شاهد جمع میکنم و چه کار خطرناکی!!! وچقدر شما در این مورد خوب توضیح دادین خداوند هم مانند یک قاضی با توجه به شاهدانی که برای خودمون جمع کردیم به پرونده ما رسیدگی می‌کنه و از اون چیزی که ما براش شاهد آوردیم بیشتر در زندگی ما پیش میاره . ولی در مقابل یه باور مثبت به خودم دارم که اونم اینکه آدم خوش قول و منظمی و دقیقی  هستم و در این باره هم شاهدانی دارم و اطرافیانم هم این خصوصیت منو تایید میکنن .

      من در همین جا تعهد میدم که از امروز دیگه به خودم برچسب های بد نزنم و هروقت خواستم در مورد خودم حرف بزنم نکات مثبت و خوبی رو در مورد خودم بگم و در این مورد شاهدان زیادی برای خود جمع بکنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1402/06/22 14:36
      مدت عضویت: 1517 روز
      امتیاز کاربر: 6887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      سلام و درود براستادعزیز ودوستان همراه

      این روزها غرور خاصی دارم نه حرف واظهارات منفی دیگران نسبت به خودم بدام مهمه نه تقلامیکنم که دوستام روبیشترکنم . یا اونها رو راضی نگه دارم که باهام بمونن .

      قبلنا مادرم و برادرام به شدت بهم برچسب میزدند ومن چقدر خودخوری میکردم وتوذهنم مرور میکردم که چرامن؟

      الانا کاری میخام انجام بدم فقط برای حس خوب خودم انجامش میدم چون قبلنا برای اینکه شخصیت حامی داشتم ومیخاستم به همه کمک کنم مثل دایی خودم .

      وبعد وقتی میدیدم من یه موقع یه کار کوچیک از همون افراد میخاستم برام انجام نمیدادن ومن میگفتم من اینهمه کاربراتون کردم اما شما قدرنشناسید .

      درجوابم میگفتند خوب دوست نداشتی انجام نمیدادی .

      ما کاری که دوست نداریم انجام نمیدیم . 

      و برای من این سیکل اینقدر تکرار شد که درسشو گرفتم و این حامی گری رو گذاشتم کنار.

      برای چاقی مادرم همش میگفت شبیه فلان عمه ات هستی وآنقدر گفت که باورم شد و عمه ام عینکی بود و اتفاقا منم یه مدت عینگی شدم 

      الانا خودم خودم رو خیلی تحسین میکنم و عاشق خودم هستم . طوریکه خیلی از دوستام که احساس خوبی بهم نمیدادن به راحتی حذفشون کردم . 

      من درکل آدم سمج در یک کاری هستم کاری برام معنای نشد نداره مثل کنه به هدفم میچسبم تا به دستش بیارم و چالش هاشو هم به جون میخرم اما بالاخره به دستش میارم .

      همین تناسب اندام موفق شدم با دوره  لاغری با ذهن به وزن ۶۰ کیلو برسم وحس لاغری رو تجربه کنم .

      تونستم باراول درکنکور سراسری قبول شوم .

      تونستم مدیر مالی شوم .

      تونستم ماشین بخرم .

      تونستم رشته ریاضی وفیزیک درس بخونم .

      و تونستن های بیشمار.

      و کلا فرد منظم وتمیزی هستم که مدیر عامل کارخونه بهم گفت رفتارت شبیه آلمانی ها هست کاش مرد بودی تو رو مدیر کارخانه ام میکردم .

       و همش هرچی در خودم می بینم برچسب های زیبا . که باعث شده من عاشق خودم باشم  .واین دوست داشتن رو هم دارم از محیط پیرامونم هم دریافت میکنم . وچقدر خوبه تو این مسیر ذهنی علاوه بر متناسب شدن به خودشناسی وخودسازی می رسیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار حیرت انگیز
      1402/06/14 06:29
      مدت عضویت: 408 روز
      امتیاز کاربر: 1476 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,353 کلمه

      به نام خداوند آبرو دهنده ام 

      سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام 

      بر علیه خود شاهد جمع نکنید 

      خداوند بزرگ آفرینش انسان رو طوری قرار داد که با تمام موجودات متفاوت باشه و به انسان قدرت اختیار داد ،بارها شنیدیم که میگن تقدیر هر انسانی از پیش تعیین شده و نمیشه با تقدیر جنگید یا جمله شانس داشتن بارها شنیده شده.

      یعنی ما به این جهان اومدیم  که مثل یک ربات برنامه و تقدیر از پیش تعیین شده رو اجرا کنیم ؟

      اگر اینطوره چرا بعضیها خوشبختند و بعضی‌ها بدبخت ؟

      آیا خداوند با بعضی انسانها مشکل داشته که نعماتش را از آنها گرفته؟

      پس عدالت خدا کجاست؟

      خداوند ظالم نیست بلکه عادله، و در وجود همه انسانها گوهرهای گرانبهای زیادی گذاشته حالا یک انسانی تلاش میکنه و اون گوهرها رو پیدا میکنه و پرورششون میده و خوشبخت زندگی میکنه و یک انسان دیگه ای تسلیم شانس و تقدیر میشه و تلاشی برای نجات خودش نمیکنه و بدبخت زندگی میکنه .

      متاسفانه ذهن ما رو پر از اطلاعات غلط کردن و با ترفندهای مختلف جلوی رشد ما رو گرفتن و ما رو تبدیل به انسانهای خرافاتی و ترسو کردن که همش دنبال جلب رضایت دیگران باشیم ،مدام ما رو از خداوند ترسوندن و خدایی که پر از عشق و مهربانی است رو برای ما خدایی انتقام جو ،زورگو که از قبل تقدیر ما را نوشته،خشمگین که اگر دست از پا خطا کنیم پدرمون و درمیاره و و و ………………..معرفی کردند ؛

      در حالی که خداوند چنین نیست او به ما قدرت اختیار و انتخاب داد به ما عقل و درایت داد به ما قدرت پردازش اطلاعات داد تا درست و غلط و بشناسیم و با آنالیز اونها درست رفتار کنیم اگر سالها اشتباه زندگی کردیم و به خودمون برچسب‌های نامناسب زدیم دلیل ایراد داشتن ما نبوده بلکه ما یاد نگرفته بودیم چطور زندگی کنیم ما چیزی از برچسب‌ زدن‌ها نمیدونستیم .

      برچسب زدن به خودمون باعث میشه جهان هستی مدام ما رو در مدار اون افکار غلط قرار بده .

      چطور؟

      خوب اینجوری مثال میزنم

      خداوند جهان را بر اساس نظم آفریده و بارها شنیدیم خداوند ناظم است و جهان بر اساس نظم اداره می‌شود

       حالا به یک فروشگاه بزرگ توجه کنید تمام کالاها بر اساس دسته بندی و با نظم چیده شده است مثلا شوینده ها لاین جدا دارند لبنیات لاین جدا دارند و …..خوب هر ویژگی بدی که انسان درباره خودش یا دیگران تصور میکنه شبیه اینه که داره روی خودش برچسب اون ویژگی و می‌چسبونه (مثلا برچسب من آدم بدشانسی هستم )چون خداوند ناظمه و جهان منظم پس طبق دسته بندی های منظم اونی که روی خودش برچسب بدشانسی زده میره در لاین بدشانسی چیده میشه به همین سادگی و راحتی و حالا معلومه دیگه تو لاین بدشانسی چی هست ؟معلومه یه عالمه بدشانسی که چیده شده پس این آدمی که توی این لاین قرار گرفته چیزی جز بدشانسی همسایه و نصیبش نمیشه .

      یکی دیگه از ویژگی‌های بارز خداوند قاضی بودنشه و در همین دنیای مادی ما انسانها هم، وقتی قاضی میخواد حکمی برای کسی صادر کنه به شواهد و مدارک استدلال میکنه و بر مبنای اونها حکم صادر میکنه ،

      حالا وقتی ما درباره مثلا چاقی خودمون مدام با دیگران صحبت کنیم اون افراد شاهد چاقی  ما محسوب میشن و انجام دادن کارهای چاق کننده مثل پرخوری و غیره هم میشن شواهد و مدارک علیه ما که نشون دهنده انجام جرم چاق کردن خودمونه و حالا خداوند هم که قاضی عادلیه میخواد درباره من بنده حکم صادر کنه شواهد و مدارک و مستنادات نشون میده من خیلی بیشتر از نیاز جسم خوردم و رفتارهای غذایی خیلی اشتباهی داشتم کلی هم شاهد دارم که طی سالها برای خودم جمع کردم و هر بار برای فرار کردن از زیر بار چاقیم ،با توضیح و تفسیر دادن به دیگران چاقیم و گردن خداوند،ژنتیک ،شانس و تقدیر و غیره انداختم و حالا کلی شاهد چاقی برای خودم ساختم و خوب حکم قطعی منو خداوند چطور باید صادر کنه؟

      با این همه شواهد و مدارک حق من متناسب بودنه؟

      واقعا اگر خداوند به این شواهد و مدارک توجه نکنه و حکم به چاقی من نده عدالتش زیر سوال میره؛

       پس من خودم مرتکب این جرم چاق کردن خودم شدم و باید مسئولیت اونو قبول کنم؛

      باید تلاش کنم اندازه نیاز جسمم بخورم 

      باید تلاش کنم درباره چاقی ام با کسی صحبت نکنم و علیه خودم شاهد جمع نکنم 

      و باید در مسیر تناسب فکری تلاش کنم تا ذهنم و از افکار چاق رها کنم و به هدفم که تناسبه برسم .و در ذهنم افکار چاق کننده رو مرور نکنم ؛ 

      ما وقتی به چیزی فکر می‌کنیم فرکانس‌هایی درباره اون موضوع از ما به جهان صادر میشه و ما در مدار اون موضوع قرار می‌گیریم

      به نظرم  جهان مثل رادیو میمونه  که ما مثلا به برنامه قصه شب که از رادیو پخش میشه وقتی  فکر می‌کنیم باید بریم و  رادیو رو روی موج یا مدار اون شبکه قصه گویی قرار بدیم تا بتونیم اون قصه شب و گوش بدیم .

      خوب پس ما به هر چیزی که فکر می‌کنیم داریم روی مدار اون قرار می‌گیریم و در اطراف ما سیگنال‌های اون تفکر بوجود میاد که این سیگنالها روی دیگران تاثیر میزاره و اونا با گرفتن اون سیگنالها احساسشون دچار تغییر میشه و با ما متناسب با احساسشون برخورد میکنن ؛

      مثلا وقتی شخصی چاقه و همش به چاقی فکر میکنه خوب قطعا در مدار چاقی گرفتار میشه و هر چقدر هم تلاش کنه برای لاغری تا زمانی که روی مدار چاقیه فایده نداره انگار داره دور باطل میزنه .

       همین شخص چاق چون تمام افکارش درباره خودش منفیه مثل اینکه خودش و آدمی خنگ،تنبل،بی اراده و سست عنصر و ……..میدونه تمام این سیگنالهای منفی در اطرافش موج میزنه و کسانی که با اون فرد چاق در ارتباط هستن خواسته یا ناخواسته این امواج و دریافت میکنن و یکی از دلایلی که با دیدن افراد چاق حس بد به آدمها دست میده گرفتن همین سیگنال‌های منفی اطراف اون شخص چاقه .

      پس ما هر چیزی رو بگیم و بشنویم و در ذهنمون بیاد همون و جذب می‌کنیم برای همینه که استاد اینقدر به کنترل ورودی های منفی تاکید دارند و واقعا من خودم با کنترل این ورودی ها کلی زندگیم عالی شده الحمدلله ؛

      اگر بخوام یه مثال دیگه بزنم جهان هستی انگار شبیه کوه های بلند سر به فلک کشیده هستن که وقتی من جلوی این کوه فریاد میزنم انعکاس صدای من پخش میشه ،پس جهان هر چی ما در ذهنمون داریم و به ما برمیگردونه و کلام و افکار ماست که زندگیمون و رقم میزنه .

      یا حتی با ضرب المثل از کوزه همان برون تراود که در اوست هم میشه تاثیر افکار و ذهنیت بر روند زندگی و به خوبی درک کرد.

      یا حتی میشه با مثال آهنربا و مغناطیس تفسیرش کرد سیگنالهای اطراف ما از ذهنیت و افکار ما تشکیل میشن و جهان هستی مدارهای مختلفش عین آهن ربای قوی این سیگنالها رو به سمت خودشون جذب میکنن و اینطوری ما در یک مدار خاصی که سیگنالش و در ذهنمون ایجاد کردیم قرار می‌گیریم .

      از زمانی که به کمک خداوند هدایتگرم وارد مسیر زیبای تناسب فکری شدم هر روز و هر لحظه توانایی و نعمتی دیدم که در گذشته اصلا متوجه اون نشده بودم و هر روز با بودن در مسیر و آموزش‌ها رو به عمل تبدیل کردن به رویای تناسبم نزدیکتر شدم اینجا تناسب اندام کوچکترین دستاورد است اینجا زندگی را زندگی میکنی 

      من توانایی متناسب شدن رو دارم 

      من لایق متناسب شدنم 

      من در مدار تناسب قرار دارم 

      اینجا همه چیز رنگ خداست و آرامش موج می‌زند 

      من متعهد میشم که همونطور که ورودی های منفی و حذف کردم هرگز به خودم برچسب های بد نزنم و بر علیه خودم شاهد جمع نکنم بلکه به خودم برچسب‌های خوب بزنم و درباره صفات خوب و پیشرفت در زندگی برای خودم شاهد جمع کنم 

      همسر عزیزم ،دختران نازنینم ،استاد روشن ضمیرم ،دوستان همگامم همگی شما شاهد متناسب شدن من به لطف خدای آبرو دهنده ام خواهید بود به به کلی شاهد خوب جور کردم برای خودم .

      برچسب من متناسبم ،من خیلی شادم ،من ورزشکارم،من بهترین همسر و مادرم ،من بهترین انسانم ،و من شگفتی ساز سایت تناسب فکری ام هم روی خودم چسباندم شاهد باشید همگی که من حیرت انگیزم 

      بله من حیرت انگیزترین شگفتی سازم 

      در انتها برای شما استاد گرانقدر و تمام دوستان همگام و خودم و عزیزانم بهترین‌های هستی رو خواستارم همگی سرشار از عشق به خداوند ،سلامتی ،آرامش،تناسب،ثروت و عاقبت به خیری باشید 

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      1402/05/02 11:21
      مدت عضویت: 458 روز
      امتیاز کاربر: 13430 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 646 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی

      چقدر این فایل آموزنده بود من در مورد چاقی خودم با دیگران صحبت میکردم با این عنوان که من از بچگی چاق بودم و اگر آب هم بخورم چاق میشوم و من با سایت تناسب اندام آشنا شدم ولی وزن من کم نشده و استپ کردم و فقط سایز کم کردم والان متوجه شدم که چرا با اینکه 2ماهه من دراین سایت هستم لاغر نمیشوم چون درمورد چاقی خود با دیگران صحبت کردم و اگر فردی گفت چاق تر شدی در ذهنم آن را تایید کردم که شاید انها راست میگن و من چاق میشوم ولی خیلی از افراد هم میگن لاغر شدی 

      درمورد برچسب زدن به خودم ازاین تاریخ 1402/05/01 دقیقا در تاریخ روز تولدم متعهد میشوم که دیگر هیچ برچسبی به خودم نزنم و به قولی شاهد برای خود جمع نکنم . استاد ممنون از این آگاهیهای مهمی که به میدهید 

      • در گذشته چقدر درباره چاقی خود با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده اید؟بله زیاد این کاررا انجام دادیم و از گرفتن رژیمهای مختلف و کم نکردن صحبت کردیم 
      • به نظر شما صحبت کردن درباره چاقی چه تاثیری بر احساس و نتیجه چاقی شما داشته است.روزبه روز چاق تر شدم
      • درباره چه ویژگی های خودتان با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کرده اید؟ بله من همیشه گفتم من ادم رکی هستم و اگر همکاران کاری را انجام بدهندمن به انها تذکر میدهم 
      • تاثیر صحبت کردن درباره ویژگی های خود در سایر جنبه های زندگی تان چه بوده است؟ در مورد بعضی از ویژگیها ی خوب مثل مهربان بودن خوب بوده است  در مورد صفت منفی اصلا خوب نبوده 
      • رای لاغر شدن چرا اهمیت دارد صحبت کردن درباره چاقی و لاغر نشدن را متوقف کنید؟چون هرچه که در افکار ما باشد و احساس مارا نسبت به لاغر شدن خراب کند مانعی برای لاغر شدن است 
      • به منظور جمع کردن شاهد برای توانایی های خودتان لیستی از ویژگی های عالی و توانمندی های خودتان بنویسید؟
      • من توانایی دارم که دوباره درمحل کارم دوباره به پست مدیریتی برگردم 
      • من توانایی دارم که درمحل کارم با همه همکاران دوست باشم و دوستان زیادی داشته باشم 
      • من توانایی دارم که ثروتمند باشم 
      • من توانایی دارم که به تناسب اندام دلخواهم برسم 
      • من توانایی دارم که باغ یزرگ و سرسبزی داشته باشم 
      • من توانایی دارم مادرو همسری مهربان و فهمیده باشم 
      • من توانایی دارم که سلامتی را برای خودم بدست بیاورم 
      • من توانایی دارم که به بهترین ماشین دلخواهم برسم 
      • من توانایی دارم که قهرمان زندگی خودم باشم و خودم اتفاقات زندگیم را خلق کنم 
      • من توانایی دارم که از نعمتهای خداوند به بهترین وجه استفاده کنم 
      • من توانایی دارم که هرروز شکرگزار خداوند باشم 
      • من توانایی دارم که افکار منفی را از ذهنم بیرون کنم و ناخالصی با خودم حمل نکنم 
      • من توانایی دارم کارهایی که دوست دارم را انجام بدهم 
      • من توانایی دارم در طبیعت گردش کنم و به مسافرت بروم 
      • من توانایی دارم کارهایم را به بهترین نحو انجام دهم 
      • من توانایی دارم مهربان باشم و کینه -حسرت – تلافی کردن – غیبت – وخیلی از کارهای بد را انجام ندهم 
      • من توانایی دارم برای افکار منفی دیگر شاهد جمع نکنم و برای کارهای مثبت شاهدان زیادی جمع کنم 
      • من توانایی دارم خیلی چیزها زیادی از خداوند بخواهم و خداوند بیشتر از ان را به من بدهد 
      • من توانایی دارم احساسم را خوب نگه دارم و به قولی دنباله رو شیطان نباشم و خیلی دیگر کارها …………………………………
      • برای لاغر شدن تان باید شاهد جمع آوری کنید و سرزمین لاغرها بهترین مکان برای شاهد پیدا کردن است. بنابراین درباره توانایی خود در لاغر شدن و تصمیم برای لاغر شدن از طریق آموزش های لاغری با ذهن شرح دهید تا هم مسیران شما شاهد لاغری شما باشند.
      • من از امروز متعهد میشم که برای چاقی خود شاهد جمع نکنم و انشاالله به زودی جزء شگفت انگیزان شوم و دیگر برای کم نکردن وزن خودم ناراحت نباشم و می دانم بدون عجله کردن و با صبر من هم به سرزمین لاغرها وارد خواهم شد با توکل و ایمان به خدا و اراده خودم 
      •  
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 537 کلمه

      سلام و درود ب استاد عزیزم 

      شما ب یه موضوعی اشاره کردین ک تا حالا هیچ جا راجبش نشنیدم و اون شاهد جمع کردن و واقعانم منطقی ب نظر میاد 

      جمع متاهل شدنم میشه ۴سال تو این چهار سال هرکاری کردم خود افشایی نکنم و از زندگیم پیش همه نگم نشد دلم میخواست ولی نمیتونستم انجامش بدم و جلوی دهنمو بگیرم 

      حتی ی بار بهم الهام شد پیش همه بگم زندگی ما خیلی خوبه یا از همین الان بگم وضعیت مالی مالی عالی شده رابطه ما عالی و همسرم خیلی عالی باهام رفتار میکنه 

      ولی هر بار میگفتم اینکه دروغه چون من خیلی آدم صادقی هستم 

      خلاصه هنوز نتونستم این عادت بسیار زشت درد دل کردن رو ترک کنم

      اگه کسی راه حلی داره خوشحال میشم در این مورد کمکم کنه

      در مورد لاغری باذهن دقیقا حق باشماست و عجب نکته زیرکانه ای پیدا کردین مچ ذهنو گرفتین

      منم خیلی وقتا با خودم میگفتم الان میگن زینبو نگا همچین باشگاهم ول کردهههه میخواد ب خیال خودش با ذهنشم خودشو لاغر کنه 

      یا زینب ک باشگاه نمیره نگاش کنا داره چاق تر میشه بازم

      در صورتی ک اصلا من اون قدرام چاق نیستم ولی متاسفانه انقد ک تبلیغ چاقیمو کردم و شاهد جمع کردم اگرم حرفی بزنن حق دارن 

      چرا چون از اول متاهل شدنم بحث لاغریمو انداختم تو دهن خانواده شوهرم 

      ی بار تازه همین عید انقد از لاغری پیش ی غریبه ک از اقوام دور شوهرم بود حرف زدم ک گف توکه چاق نیستی آخه

      شاید از نظر خیلی از غریبه ها متناسب باشم ولی چون به چاقی حساسیت دارم و دائم ذهنم درگیرشه

      باعث میشه کلماتی در مورد چاقی لاغری از دهنم در بیاد 

      ولی از وقتی ک آگاهانه غذا میخورم روز ب روز احساس لاغری بیشتری میکنم و ارامش خیلی زیادی پیدا کردم دیگه ب اندامم توجه آنچنانی ندارم اگرم تو آیینه ببینم ذهنم میاد میگه مهم اینه تو با من مهربونی تو به من فشار نمیاری هیچوقت منم با تو راه میام منم تورو روز ب روز متناسب تر و راضی ترت میکنم 

      واقعا حسی ک سبک بودن میده بی نظیره و همش به مغزم آلارم میده ک تو لاغری ببین مثل لاغرها رفتار میکنی ببین دو قاشق مونده تو بشقاب و تو تونستی با توجه به احساس سیری اونو خیلی راحت رهاش کنی و بقیشم دور نریز ک خدایی ناکرده عذاب وجدان بگیری نگه دار وقتی گشنت شد بخور خخخخ

      یکی از دوستان ی حرف خوبی زده بود اونم اینکه 

      اول ک میخوام شروع کنیم ب غذا خوردن خیلی گشنه ایم و ولع خوردن اون غذا رو داریم ولی بعد چند دقیقه اون لذته خیلی کم شده و ما فقط الکی میریزیم تو این بدن

      این بدن مگه آشغال دونیه که اضافه بار بهش میدیم ، بعدم تعجب میکنیم عه چرا چاق شدم 

      خب با بدن بد رفتاری بکنی همین میشه دیگه 

      ای بدن عزیز من تورو عاشقانه دوست دارم تو حساب شده ای تو بهترین تجزیه کننده هایی

      تو بهترین عملکرد رو همیشه داری و داشتی

      من با تو خوب رفتار میکنم از توام فقط انتظار لاغری دارم و نه چیز بیشتر 

      تنها خواسته من لاغریه 

      واقعا لاغری خیلی حس خوبیه 

      من دلم میخواد جسمی بی نقص داشته باشم

      یعنی لاغر و شاداب و پر تحرک و تیز بز 

      وقتی لاغر بشیم دیگه هر کاری برامون آسون میشه

      مثل آهو ک لاغره و متناسب میپریم این ور اون ور

      من عاشق لاغریم من عاشق این بدن کاملا هوشمندم 

      الهی ب امید تو😘💋

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      1401/11/30 23:29
      مدت عضویت: 559 روز
      امتیاز کاربر: 11525 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 653 کلمه

      سلام و درود . 

      برداشت من از متن و فایل 

      گام‌ ۳۵

      بر علیه خود شاهد جمع نکنید . 

      من در این متن یاد گرفتم ما به دو گونه با خودمون صحبت می کنیم . 

      افکار و گفتار .

      در این درس یاد گرفتم یکی از اعمال ما گفتگو کردن در مورد چاقیه . دقیقا درسته . من اصلا به این موضوع توجه نکرده بودم . 

      توجه کردن 

      فکر کردن 

      گفتگو کردن 

      احساس کردن 

      عمل کردن . 

      من تا حالا به چاقی در سطح گفتگو توجه نکرده بودم . 

      یکی از کارهایی که میکردم همین بود البته الان کمتر شده  . همیشه طوری صحبت می کردم که بگم گناه اضافه وزن من تقصیر من نیست . 

      و میخواستم گردن عوامل بیرونی بندازم .

      به نوعی تمام افکار ما گفتگوهایی هستند که ما داریم هر روز تکرار می کنیم .

      مثلا قبل از خوردن غذا نقشه می کشیم و بعد از خوردن غذا سرزنش می کنیم . 

      تمام حرفایی که تو ذهنمون با خودمون میگیم هم در دسته گفتگو کردن قرار میگیره .

      حالا یکی از این گفتگوهای چاق کننده اینه که ما بر علیه ناتوانی خودمون شاهد جمع می کنیم . 

       نگاه تحقیر آمیز دیگران رو خودمون مسببش هستیم  

      نگاه دلسوزی دیگران به خودمون .

      نگاه سرزنشگر ، توبیخ ، نگاه چاقی دیگران به خودمون حرفاشون فقط به خاطر اینه که این سطح رو کنترل نمیکنیم . 

      پس امروز یه تمرین دیگه به تمرینات لاغریم اضافه شد .

      من در سطح گفتگو کردن هم باید مراقبت کنم که گفتگوی چاق کننده انجام ندم  .

      استاد در این درس در مورد فرمول شاهد جمع کردن صحبت کردن .  من از امروز دیگه سعی می کنم این کارو انجام ندم تا قدمی دیگه در راه لاغریم انجام بدم . 

      من انسان خوشبختی هستم . 

      دیگه نمیخوام برچسب بزنم به خودم .

      من از امروز  ۳۰ بهمن ۱۴۰۱ تعهد میدم دیگه در مورد خودم به کسی بدی نگم و علیه خودم شاهد جمع نکنم . این تمرین جزء تمرینهای عملیست . 

      باید به خودم یاداوری کنم که  تو تعهد بستی عطا . بدگویی خودت  رو نکن . چون همه ی اون شرایط رو بیشتر به طرف خودت جذب می کنی . چون با گفتنت از  دیگران برای خودت  شاهد جمع میکنی . شاهد جمع کردن یعنی اثبات کردن حرف  خودت در مورد خودت . این یه ابزاره عطا . 

      تو از ابزار شاهد استفاده کن و  برای خوبیها و موفقیتهات شاهد جمع کن . 

       من فعلا از بدی نگفتن شروع کنم . برچسب های بد به خودم نمیزنم بعد کم کم  شروع به گفتن خوبیها میکنم طوری که خودبرتر بینی نشه . 

      مثلا بگم من فلان کار و کردم و موفق شدم . 

      من امروز یه دستگاه آبمیوه گیری تعمیر کردم . امروز یه سیستم کامپیوتر رو راه اندازی کردم . 

      امروز چند تا ریسه لامپ فروختم  . امروز به همکارام کمک کردم و … 

      پس در درجه اول برچسب زدن ممنوع . شاهد جمع کردن علیه خودت ممنوع . 

      در درجه دوم از همین ابزار برای لاغریت استفاده کن . 

      این تمرین رو هر روز به خودم یاداوری می کنم جزء تمرینات تغییر عادتم به خودم یاداوری می کنم تا عادت کنم که دیگه از خودم بدی نگم بلکه فقط موفقیتهامو بگم .  

      چه ویژگی خوبی از خدا گفتین . هر وقت چیزی رو بخوایم خدا همون اندازه نمیده چندین برابرش رو میده . چه خدای خوبی . منم این موضوع رو باور می کنم چون دیدم خیلی جاها  که چند برابر چیزی که میخواستم وارد زندگیم شده . مثلا معدل دبیرستانم من فکر می کردم در حد ۱۶ میشم در حالیکه خدا نزدیک ۱۸ قرارش داد . معدل دانشگاهمم  همینطور . مجموعش بالای ۱۸ شد در حالیکه من چنین انتظاری نداشتم . 

      یا قبولی در دانشگاه 

       یا خرید خیلی از وسایل بهترش گیرم می اومد . 

      خدا ده برابر به من برمیگردونه . طوری که نتایج برام قابل تصور نیست . چقدر عالی که شما فقط در سه سال این همه نتایج عالی به دست آوردید . پس به امید خدا پیش به سوی تفکری جدید . 

      حتی در ذهن خودتم دیگه از خودت بدگویی نکن و به خودت برچسب نزن . آگاهانه ذهنت رو هدایت کن و سمت خوبیهای خودت ببر . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      1401/11/24 00:03
      مدت عضویت: 539 روز
      امتیاز کاربر: 37816 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 453 کلمه

      سلام شبب بخیر امروز ۲۳ بهپن۱۴۰۱

      گام ۳۵ شاهد 

      شاهد وشهادت دادن دردستگاه قضا =تاثیز گذاری درصدور حکم به نفع طرفی که شاهدبیشتر داشته باشه

      مادرجهان هستی وفتی به خودمون برچسبهای مختلف ازجمله بدشانسی   تبلی   کم هوشی  کم هواسی خنکی وهر صفت بد رو به خودمن میزنیم جهان هستی اون صفت تو مسیر شما قرار میده .

      ونقطه خطرناکش گفتن صفتهایی که خودمان به خودمانزدیم  رو به دیگران بارها  بارها میگیم داریم برای اون صفت شاهد جمع میکنیم

      اینشاهد جمع کردن به دو صورت

      ۱_گفتگویی زبانی 

      ۲_ مروره افکا ر 

      گفتکویی زبانی شما درباره چاقی خود با دیگران صبحت میکنید

      در مررو  افکار شما با فکر کردن د رباره نظر ودیگاهگاه دیگران درموردد چاقی  وارسال  اطلاعات به ذهن فرد مورد نظر به  طور نامحسوس دراید شاهد جمع میکنید

      اگه خداوند قاضی ابن جهان قرا بدیم خداوند  شادهارو مد نظر قرار  میده برای ضفتهای که به خودمون زدیم همه اون صفتها دیگران روبه اون بنده میده .

      افراد چاق با شاهد زبانی برای چاقی خوشون دارن خداوند برای اثبات شهادی که ما جمع کردیم در زندگی ماتاثیر گذاره..

      گلا شاهد جمع نکنیم .

      درباره چاقی خود صحبت نکنیم  هیچ برچسبی به خودمون نزنیم  کندن برچسبها ودر انداختنش  ارامش به دست بیاریم 

      درباره موفقیت خودمون صحبت کنیم درباره خوبهایمون شاهد جمع کنیم هرچه شاه بیشتر برگشت اثبات میشه ادمهی موفقی هستیم 

      خرف زدن درباره ضعفها ممنوع 

      این عادت من داشتم درباره چاقی وعلت موفق نشدتو لاغریی شاید هزا رنفر شاهد گرفتم .بارها باره افکار دیگران در مورد چاقی ومریضیم مرور کردم واطلاعات به ذهن اون افراد فرستادم در کمال تعجب درباره مشکل من صحبت پیش میمد .قبیل از اینکه من حرفی بزنم با این شاهد جمع کردن من مشکلات چاقی ومریضی پام اضافه شد حالا درک میکنم 

      ختی برای پادردم این کار میکردم که چرا تویی روش درمانی موفق نبودم غافل از ابنکه دارم شاهد جمع میکنم برای بدتر شدن وضع موجود.هی میگفتم چرا من ملاحضه میکنم هم برای چاقی وهم برای پا دردم این مشکل بیستر مشه در صورتی که باید کمتر بشه .

      این گام امروز به بعد  عملی انجام میدم شاهد جمع نمی

      کنم .در مورد روش درمانی پا با  کسی صحبت نمیکنم اینبرچسب از خودم میکنم دور میریزم درمورد موفقیتهای که داشتنم صحبت میکنم وبرای لاغریی شاه جمع میکنم 

       حالا دستگیرم شد چرا این روش  درمانی که به خیلهای تو زمانخودش جواب دادبرای من جواب نداد.

      چون شاهدبر ای انحام نشدن این روش روی خودم زیادداشتم نتیجه شاهدهای زیادی تاثیر در مریضی من داشتن

      من فرد میشناسم که دائم به همه میگه من ادم بد شانسی هستم واین کاررو حدود ۱۰ سالی هستش که انجام میده و واقعا ابی بد شانسی بهش رو کرده ولی همین ادم در چندی سال قبل این برچسبو به خودش نمی زد خیلی خیلی ادم موفقی بود 

      .تو کسب کارش اول بود ولی حالا با قبول این برچسب شاها  جمع شده برعلیه شدن برای بد شانسی .

      .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم
      1401/11/18 16:58
      مدت عضویت: 615 روز
      امتیاز کاربر: 4810 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 975 کلمه

       “به نام “الله” که ناظر و شاهد بر هر کار پیدا و پنهانیست”

      درود ؛

      گام سی و پنجم : بر علیه خود شاهد جمع نکنید !!!

      به لطف و یاری خدا ،امروز ۱۸ بهمن ۱۴۰۱ توانستم گام سی و پنجم را بردارم .بر علیه خود شاهد جمع نکنید!!! منظور از این جمله و حرف چیست؟!مگر انسان بر علیه خودش شاهد جمع می کند؟! هر گام را که از این دوره بر میدارم آگاه تر می شوم نسبت به باورها و افکار و اعمال غلط و نادرست خودم در طول این ۳۶ سال و اندی زندگی که از خداوند گرفته ام . با وجود اینکه من در کل فردی مثبت اندیش و خوش بین هستم و همیشه به لطف و رحمت الهی ایمان داشته و دارم اما باز باورهای نادرست زیادی برای خودم در طول زندگی ایجاد کرده ام که مانع موفقیت بیشتر و لذت بردن کامل از زندگیم شده است.خدا را شکر من از دوران نوجوانی با قدرت ذهن و ایمان و باور قلبی آشنا شده ام و گاهی در زندگی خودم از آنها بهره برده ام اما از زمانی که با لاغری با ذهن و سایت تناسب فکری آشنا شده ام به طور مرتب و دقیق با باورها و افکار نادرست خود آشنا و قدم به قدم نزدیک شده ام و هر روز در برطرف کردن موانع ذهنی خودم برای رسیدن به لاغری و تناسب اندام تلاش می کنم و اطمینان دارم که هم در رسیدن به تناسب و لاغری و هم دیگر جنبه های زندگی تغییر خواهم کرد و به سوی موفقیت پیش خواهم رفت. و اما در مورد جمع کردن شاهد بر علیه خود ، شاهد در فرهنگ لغت به معنی ناظر ،مشاهده کننده و گواهی دهنده بیان شده است و در دستگاه قضایی اگر کسی بتواند شاهدان یا مستندات بیشتری به دادگاه ارائه دهد می تواند نقش تاثیر گذاری در حکم دادگاه داشته باشد .در زندگی ، ما از طریق گفتگوی زبانی و مرور افکار در هر زمینه ای در واقع در حال جمع کردن شاهدانی هستیم که یا به نفع ما رای میدهند و یا به ضرر ما رای می دهند.مثلا خود من در زمینه ی چاقی با اطرافیانم به خصوص خواهرهایم ، مادرم و همسرم صحبت می کردم و همیشه توضیح میدادم و در واقع با این کار می خواستم که مسئولیت چاقی را از خودم دور کنم و به چیزهایی مانند اینکه خدا مرا اینگونه آفریده و یا اینکه من هر کاری کنم زیاد وزن کم نمی کنم و یا بدنم دچار استپ در کاهش وزن می باشد و خیلی بهانه ها و حرف های بیهوده که در اصل با این کار در حال جمع کردن شاهد برای باقی ماندن چاقی و چاق تر شدن خودم بودم . از طریق مرور افکار هم من با فکر کردن مدام به حالت چاق خود و این که دیگران چه نظری درباره ی من دارند باعث می شدم که از طریق ذهن با اطرافیان در ارتباط باشم و در نتیجه آنها در مورد وضعیت جسمی من اظهار نظر می کردند و شروع به نصیحت کردن که : به فکر خودت باش، مواظب خودت باش ، چاق تر شده ای ، خطرناک است ، حیف است ،کاری برای وضعیت خودت انجام بده و …که این نشان از دلسوزی کردن آنها بود اما بسیار بر روح و روان من سنگینی می کرد و نهایتا نتیجه ای جز چاق تر شدن من نداشت.من و شما هم مسیران عزیز هر گاه در مورد هر چیزی در هر زمینه ای به خصوص در زمینه ی چاقی با دوست، خانواده ،همکاران ،اقوام و هر کس دیگری صحبت می کردیم و یا صحبت می کنیم در اصل در حال فرستادن این فرکانس به جهان هستی هستیم که این موضوع برای من بسیار اهمیت دارد و من به آن خیلی توجه می کنم و چون جهان هستی بر پایه ی توجه و تمرکز ما به هر چیزی دقت دارد و آن را رصد می کند پس در همان موضوع یا مورد به خصوص،  فرکانس لازم را برای ما ارسال می کند و ما را در همان مدار قرار می دهد و ما با صحبت کردن در مورد چاقی و اضافه وزن و با جمع کردن شاهدان عینی بدون آگاهی ، خود را بیشتر و بیشتر در مدار چاقی قرار می دادیم و چاق تر می شدیم .خود من قبل از شروع این دوره بسیار تحت تاثیر فضای مجازی الخصوص اینستا گرام بودم و هر گونه خبر بد و ناگواری را کاملا رصد می کردم و با دیگران هم در مورد آنها صحبت می کردم و با این کار احساس ناخوشی، یاس، افسردگی ، نا امیدی و ناراحتی عمیقی داشتم ، تا اینکه تصمیم گرفتم دوره ی مسیر لاغری من (صد گام) را دوباره از اول شروع کنم و ادامه بدهم و قبل از آن اینستا گرام خود را حذف کردم و به هیچ نوع اخباری توجه نمی کنم و کاملا وقتم و تمرکز  خودم را بر روی سایت تناسب فکری و این دوره گذاشته ام و از این کار بسیار خوشحال و راضی هستم و احساس آرامش و شادابی می کنم . از زمانی که این دوره را شروع کرده ام درباره ی چاقی خیلی کم و به ندرت و شاید هم اصلا با اطرافیانم صحبت نمی کنم و اگر در این مورد بحث و گفتگویی به وجود آید تا جایی که بتوانم در آن شرکت نمی کنم و از کنار آن رد می شوم چون من تمرکز خود را بر روی لاغری و تناسب اندام گذاشته ام و می خواهم کاملا در مدار و فرکانس آن قرار بگیرم و این دقیقا یعنی کنترل ذهن .من می توانم لاغر و متناسب شوم چون لاغری و متناسب شدن راحت ترین و آسان ترین کار دنیاست.پس شما هم می توانید عزیزان هم مسیر.از خدای مهربان و خوبم خیلی سپاسگزارم که مرا در این مسیر زیبا قرار داد و همچنین از بنده ی خوب و شایسته ی او یعنی استاد عطار روشن گرامی هم ممنون هستم بابت آگاهی های زیبا و نابش.

      “یا حق ”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 169 کلمه

      به نام خداوندالرحمن و الرحیم واسلام با استاد گرانقدر مطالبی که تو این گام گفته شده واقعا عالی وکاربردی هست واقعا همینطوره که گفتین اگه ما برای کارها وتوانایی هایمان شاهدانی جمع کنیم واقعا توانایی ما بالا میره من خودم بار ها از تمرکز و یادگیری سریع مطالب و از توانایی ذهن خودم بارها تعریف کردم پیش دوستام همکارام واین باعث شده من واقعا تو یاد گیری مطالب خیلی سریع هستم تو ذهنم میمونه یا اینکه برعکس در مورد لاغر نشدنم بارها پیش دوستام وآشنایان گفتم که مو هرکار کنم لاغر نمیشم واین ملکه ذهنم شده بود که باعث شده بود لاغر نشم وبا شنیدن این فایل به این باور رسیدم و اعتماد کامل دارم که اگر ما شاهدهامون رو در جهت مثبت جمع کنیم چه بسا راه موفقیت پی موده ایم ومن از امروز 5 بهمن 1401 متعهد میشوم که هرگز در جهت منفی خودم جسمم وزندگی شاهد جمع نکنم وفقط فقط مثبت اندیش باشم به امید روزی که همه ما ذهنی مثبت با شاهدانی مثبت داشته باشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mkhnilofar@gmail.com
      1401/06/21 12:37
      مدت عضویت: 934 روز
      امتیاز کاربر: 2816 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 289 کلمه

      امان و صد امان از این افکار 

      تجربه خودمو بهتون بگم ۳ بار تو این دوره شرکت کردم هر بار بین راه ول کردم نکته جالب اینکه من نسبت به قبل کمتر میخورم ولی چاق تر شدم چون تو این دوره فهمیدم آدم به مرور چاق تر میشه و من همیشه این باورو داشتم وزنم ثابته ونمیتونم تغییرش بدم ولی امان از افکار منفی از وقتی فهمیدم ادما به مرور چاق میشن شاهد پیدا کردم و حدود ۴ کیلو اضافه کردم واینکه تو این دوره یاد گرفتم عصبی بودن باعث میشه چربی ها آب نشن و چون فرزندم اتیسم هست وفکر میکردم آدم عصبی هستم خوب لاغر نمیشدم حالا چشمام باز شده میدونم استاد و همه شگفتی سازان هم افکاری از این قبیل داشتن و برای خودشون شواهدی جمع کردن ولی به محض اینکه فهمیدن اشتباهه دست از این کار برداشتن و خداوند هم کمکشون کرده احساس میکنم برای اولین بار هست این فایلا را گوش میدم همش میگم پس چرا قبلا این برداشتها رو از این حرفا نداشتم و اینو به فال نیک میگیرم که این بار همون باریه که قراره من به آرزوی همیشگیم که تناسب اندام هست برسم اینجا تعهد میدم که برای خودم شاهد مثبت جمع کنم و از خدا میخوام تو این راهی که هدایتم کرده کمکم کنه من تقریبا با هرکسی هم کلام میشدم درحال جمع کردن شاهد چاقی و بدبختی برای خودم بودم از وقتی با قانون جذب آشنا شدم خیلی از اون رو کنار گزاشتم خصوصا در مورد ثروت وحالا میبینم چقدر تو زمینه ثروت پیشرفت داشتم حالا میفهمم لاغری آسون ترین کار دنیاست فقط کافیه افکارت رو مدیریت کنی راستی من معروفم به اینکه هر چی میخوام بدست میارم و ایمان دارم لاغری روهم بدست میارم شما همگی شاهد من باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1401/06/01 19:19
      مدت عضویت: 1517 روز
      امتیاز کاربر: 6887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 344 کلمه

      به نام خدا

      من از روزی که با سایت لاغری با ذهن آشنا شدم و آموزشها رو دنبال میکنم و حواسم به ورودی های ذهنم هست تواناییهام درجهت خلق یک زندگی رویایی روز به روز بیشتر میشه .

      مثلا حتی اگر به کسی سلام بکنم و طرف بنا به هر دلیلی جواب سلامو نده سریع میگردم تو ذهنم و ول کن ماجرا هم نیستم تا دلیلشو پیدا کنم بعدش باور درست رو تو ذهنم ایجاد کنم .

      اتفاقا این جواب سلام ندادن هم برام اتفاق افتاد و اومدم خیلی فکر کردم دیدم بله ای دل غافل بازم من مقصر بودم .

      آخه این فرد خیلی به خودش میرسه ومن هم مدتی زیاد به طور مرتب پیش همکارم ازش تعریف میکردم خیلی .

      به طوریکه اون فرد تو ذهنم خیلی بزرگ و ارزشمند شد . 

      چطوری ؟الان بهتون میگم

      وقتی از کل ۲۴ ساعت روز . روزی یک ساعت درمورد این فرد فکر میکردم و درموردش صحبت میکردم گاه وبیگاه.

      اما ده دقیقه هم درمورد خصوصیات خودم فکر نمیکنم وبهش بها نمیدم . 

      خوب معلومه جهان با من چه رفتاری میکنه .

      همونی که تو ذهنم بزرگتر وباارزشتر از خودم کردم وبه نوعی باارزشتر از خودم میدونم جواب سلام منو نمیده.

      شاید هم به قول اساتید موفقیت تغییر مدار باشه .

      حالا ما مردم عامی میشینیم میگیم دو روز ازیه فردی تعریف کردیم طرف بی جنبه شد . لایق تعریف ما رو نداره یا چش خورده ودنبال عوامل بیرونی هستیم .

      در مورد چاقی هم همینطور وقتی مادرم تا تقی به توقی میخوره میگه شبیه عمت هستی وتن صدات بلنده .

      اون مقصر نیست چون منم یادم میاد چون پدرم و خانواده پدریم تن صداشون بلنده ومن همش توجه میکردم ومیگفتم کم کم تن صدام بلند شد وکم کم باورم شد شبیه فامیلهای پدری ام هستم ومادرم هم اونچه من توذهنم تصویرشو داره بهم میگه .

      مادرم نگه یه نفر دیگه میگه . بالاخره جهان تصویر ذهنی که من ازصدام را دارم رو بهم نمایش میده . ممکنه مادرم باشه . یا دوست یاهمکار و…..

      من از مادرم نمی رنجم وآگاهانه روی باورم کار میکنم .

      بیاییم در مورد حسن ها وتواناییهامون شاهد جمع کنیم تا دنیای بیرون همونو بهمون نشون بده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      1401/04/25 19:03
      مدت عضویت: 1257 روز
      امتیاز کاربر: 12173 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 284 کلمه

      بنام خدا

      سلام به استاد روشن عزیز و دوستان 

      فایل،عالی هستش با اینکه من قبلا این فایل را گوش کردم اما باز هم امروز که رسیدم بهش و دوباره گوش کردم چقدر تازگی داشت 

      علیه خود شاهد جمع نکنیم کاری که همیشه من می‌کردم هر جا می نشستم از چاقی ،بد شانسی و خدا دیگه این زندگی را برا من رقم زده من که نمیتونم سرنوشت را عوض کنم من خنگم هیچی بلد نیستم مدام تو سر خودم میزدم بیشتر وقتی تنها بودم و از موضوعی به تنگ میامدم با خدا دعوام میشد که چرا من بهش میگفتم هدفت از آفریدن من چی بوده بدبختی کسی نبود که بد بختی ها را بهش بدی منو آفریدی همه ی این صفات به خودم می گفتم بعد می گفتم سبک شدم .

      من نمیدونستم با این کارم دارم شرایط خودم را بد تر میکنم و جهان هستی همونی را که من ازش بیزارم را بهم میده و داشتم برای خودم شاهد،جمع میکردم .

      از وقتی وارد سایت تناسب فکری شدم همه چیز،تغییر کرد من دیگه از مشکلات پیش کسی حرف نمیزنم خودم را آدم توانمندی میدونم که میتونم همه چیز را یاد،بگیرم لاغری با ذهن که خیلی اسونه پیش بقیه از خودم تعریف اونا می‌خندن اما من اعتنا نمیکنم به درد دل های دیگران گوش نمیکنم به خدا دیگه شکایت نمیکنم البته چند روز پیش با همسرم حرفم شد آره ابن بار شکایت کردم می‌دانستم کار شیطانه اما گاهی نمیشه فقط گفتمش ایراد کارم کجاست من دارم خیلی تلاش می‌کنم پس چرا اوضاع بهتر نمیشه دوباره خودم جواب خودم را دادم و گفتم ادامه بده صبر کن جهان هستی یهویی طی چند ماه جواب نمیده خودم را زود جمع کردم وبه راهم ادامه دادم و ایمان دارم که موفق میشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s99malekan
      1401/04/17 18:33
      مدت عضویت: 1420 روز
      امتیاز کاربر: 7470 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,268 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان همیشه متناسبم

      استاد حرفاتون رو باید با طلا نوشت….مدتیه دارم علاوه بر لاغری بغ اهن در مورد مسیله دیگه ای هم از طریق ذهن کار میکنم.نه اینکه بخوام دو تا هندونه همزمان با یه دست بردارما‌.شاید بگین تو فعلا لاغر شدن تو پیش ببر بعد. نه این الهام خودش بهم رسید.همونطور که شما میگین استاد در دوره کردن های فایل ها ناخودآگاه ذهنت مسایل رو بهم تعمیم میده. همین مورد که میگین دیگه راجع به چاقی ت با کسی حرف نزن.توضیح نده .ازش نترس.غصه شو نخور همینا راجع مسایل دیگه زندگی هم هست.حالا قول میدم اینجا آخرین جایی باشه که راجع بهش حرف میزنم….مدتیه خواسته ای دارم و بهر علتی محقق نشده. اینکه هر کی میرسه به من اشاره ای به اون موضوع میکنه و میگه چی شد کی اکی میشه و من  هی توضیح میدم که چنین است و چنان و مطمینا احساسم بهش بد میشه کاینات به این احساس من واکنش نشون میده .ذهن ناخودآگاهم میبینه من تغییر احساسی دادم و این موضوع رو گسترشش میده. اون حالا کار نداره من ناراحتم و نمیخوام این موضوع ادامه پیدا کنه اون فقط به احساس من کار داره.‌احساست بد بشه یا خوب بشه اون فقط اون موضوع رو گسترش میده.اینکه هی پیش هر دکتری میرسم ازش کمک میخوام یعنی دارم بیش از حد بهش گیر میدم و توجه زیادی بهش میکنم .و به هر چی بیش از حد حساس بشی و توجه کنی ازت دور میشه. این یه قانونه .بنام قانون حساسیت.قول میدم اینجا آخرین جایی باشه که راجع بهش حرف زدم.لااقل تا میتونم تو ذهنمم راجع بهش فکر نکنم و واگذارش کنم به خدای درونم و خدای بزرگ جهلن هستی. هر وقت صلاح بدونه خودش میده بهم.استاد نمیدونین چقد آروم میشم وقتی با فرشته درونم و خداوند بزرگ صحبت میکنم.‌درد دل میکنم.‌و میدونم روح اون خدا در درون منه.من اگه بخوام میتونم دنیا رو عوض کنم چه برسه فرمول های ذهنی چاق کننده مو….استاد چقد قشنگه که میدونم . میتونم حسش کنم که همه چی دست خودمه.‌الان معنی اشرف مخلوقات بودن رو با تمام وجود حس میکنم. چقد براتون خوشحالم که شما الان واقعا تونستین کنترل ذهن تونو بدست بگیرین.‌دیگه دنیا ماله شواست. ماله منه. ماله دوستای هم مسیره منه.چه حس بدی بود که قبلا در هر مشکلی من همه دلایل رو از عوامل بیرونی میدونستم.چقد احساس ناتوانی میکردم شاید در همین مورد اخیرمم تا چند روز پیش همین حسو داشتم.خواهش و تمنای این دکتر و اون دکتر رو میکردم که نسخه ای شفابخش برام بنویسن…حیف و صد حیف از عمر رفاه….۳۵ سال به جهالت گذشت.و الان انگار دنیام نورانیه. بخدا احساس سبک بالی و توانایی خیلی زیادی دارم.چاقی چیه….من میخوام سرنوشت مو عوض کنم .و بیشتر از خودم برای پسر کوچولوم خوشحالم که قراره از الان من بذر این افکار زیبا رو تو ذهن ناخودآگاهش بکارم تامتناسب ، قوی و توانمند و مسلط به خودش بزرگ بشه.‌ جسور و نترس. موفق و سربلند

      نمیدونین استاد چه استعدادی از من هدر رفت بخاطر عدم اعتماد بنفس چاقی. شونزده ساله پرستارم و ۳۶ سالمه…باید الان یکی از روسای بیمارستان باشم کما اینکه هم دوره ایهام هستن ولی همیشه از قبول مس،ولیت و بودن تو جمع فراری بودم. خودی نشون ندادم در حالی که معدل الف دانشگاه بودم.‌همش بخاطر چاقیم بود. نمیخوام پسرم اینجور بزرگ بشه و این حسو تجربه کنه. من الان فهمیدم دنیا و قوانینش رو چه اصولی کار میکنن.‌میدونم کمی مشکله تغییر همه اون فرمول های ذهنی چاق یا بازدارنده که خانواده ودوستان و آشناها و همکارا تو ذهن من کردن ولی بخدا قسم من دیگه راه صحیح زندگی کردن رو پیدا کردم.‌هر جا بدونم مسیرم اشتباهه چون فکر اولیه م و عادت هام و فرمول هام غلط نوشته شده ان برمیگردم و اصلاحش میکنم….یه دقیقه از بالا به موضوع چاقی وفرمول های ذهنی و عادات غذایی مون نگاه کنیم…..

      من عصرا بعد خوردن ناهار و یه چرت زدن بیدار میشم با ضعف شدید. شاید یه ساعت پیش حتی ناهار خوردم و یه چرتی زدم نیم ساعته. برای ذهنم مهم نیست دوساعت خوابیدم یا یه ربع.‌چهار ساعت پیش غذا خوردم یا یه ساعت پیش. فرمول ذهنی چاق کننده من میگه من بعد چرت بعدازظهر گشنه م میشه. با یه ضعف کاذبی بلند میشم از خواب که تا چیزی دهنم نذارم آروم نمیشه. گاهی هم قد یه وعده میخورم. بی اراده. اصلا در یخچال که باز بشه حتی گاهی در هر زمان از روز این من نیستم که بر میدارم احساس میکنم دستم به اراده من نیست. ته وجوذم چیزی بهم میگه این گشنگی کاذبه تو سیری‌.تازه غذا خوردی ولی برمیدارم و میخورم وبعد عذاب وجدان بعدش و ادغام با فرمول ذهنی چاق کننده بعدی کهمیان وعده منو چاق میکنه و اضافه بر نیاز بدنه منه….تموم…..واقعا هم یا چاق تر میشم یا مدتها بودنم در دوره نتیجه ش تغییر نکردن میشه…..

      قدیما فکر میکردم من اختلال ذهنی یا بیماری خاصی دارم که اسمشم گذاشته بودم خوردن احساسی یا خوردن عصبی. اصلا نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم. ناخودآکاه در جهت احساس بد من به چاقیم میخواد چاقی رو گسترش بده و دایم میگفت بخور و من میگفتم در ریزه خواری و میاو وعده منو چاق میکنه و نمیخواستم بخورم ولی هم میخوردم هم عذاب وجدان میگرفتم هم چاق میموندم.ولی اللن میدونم منی که اشرف مخلوقاتم اونقد قدرت دارم که ذهنمو کنترل کنم و اون لحظه لحظه ای فکر کنم.من چرا الان دارم میخورم.مگه گشنمه‌ .مگه من تازه غذا نخوردم.‌این همه غذا و میوه تو یخچاله .همه هم ماله خودته.‌هیچ جایی نمیرن. چرا باید الان بخوری. اینا همیشه هستن. بذار وقتی گشنه ت شد بخور.خوب ناراحتی برو اینستا بچرخ خودتو سرگرم کن. استرس چیزی داری برو استاد گوش کن.‌سرت و پات درد میکنه یا خسته از سر کار اومدی نمیتونی بخوابی  آخه مگه غذا مسکنه. مسکن بخور بگیر یه چرت بخواب خوب میشی. دیگه دست من در اختیار منه. اینم یهویی بدست نمیاد میدونم‌.فقط باید تمرین کنم همین حرفا رو تکرار کنم.به مسیرم ادامه بدم تا یواش یواش همه فرمولای ذهنی چاق مو پیدا کنم و با فرمولای صحیح جایگزینشون کنم. یه تصویر لاغر خوشگل از خودم به ذهنم بدم و بگم ببین تو قراره اینجوری بشی .پس فقط موقع گشنگی واقعی لخور و موقع سیری هم از دست از غذا بکش….استاد منم مثل شما از بچگی چاق بودم. دوره ای یکم متناسب میشم ولی ایده آل نه .بخاطر همین خیلی تصویر لاغر از خودم ندارم. حتی اون اولا که تو دوره  شما میگفتین چشاتو ببند خودتو لاغر تصور کن تعجب میکردم چرا تو رویام با چشمای بسته صورتم رو نمیتونم ببینم. هر چی تمرکز میکردم نمیسد. تا اینکه اینقد تکرارش کردم که دیدم. خودم رو لاغر دیدم. همین ثورت رو دیدم. اونجا بود که با وجود اینکه هنوز تغییر نکرده بودم چند نفر بهم گفتن داری لاغر میشی. تعجب کردم.‌که شما تو فایلی توضیح دادین اونا تصویر ذهنی منو قبل جسمم با ذهنشون دیدن…..وای چه لذتی میبرم استاد. از درک این مسایل…شما میگی لاغری با ذهن در این مسیر از ذهن شروع میشه و بعد به جسم میرسه.تو دوره بعدی فایلا سریعترم میشه .من اینو دارم میبینم..ولی چون از بچگی چاق بودم فرمولای ذهنی چاقیم خیلی خیلی زیادن. هنوزم بعضی اوقات یه فرمول جدید کشف میکنم و تا میام جدیدا رو بشناسم و برطرف کنم خوب منفی باف ذهنم‌آروم آروم نامحسوس اون فرمول قویا رو دوباره سرکار میاره. مثلا ترس از غذا خوردن. این یه مدت ازم دورمیشه باز یه روز که تعادل ذهنم کمتره پررنگ میشه و میاد….ولی میدونم چاره کار فقط تکرار و تکرار و تکراره. عجله نداشتن و استمرار و زیر و رو کردن چاله چوله های ذهن و کشیدن بیرون این ویروس های ذهنی….من که میدونم پیروزی با ونه……بالاخره روزی میرسه که منم متناسب ایده آل میشم…

      .خوشحالم استاد با شمام….خوشحالم اینجام….امیدوارم خداوند به منم مثل شما نظری کنه و بذاره بشم اشرف مخلوقات

      آمین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Shahrbanou
        1401/06/02 13:39
        مدت عضویت: 1467 روز
        امتیاز کاربر: 22376 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 54 کلمه

        آفرین     عالی  نوشتی  ،

        ما باید درباره  رفتارهای  اشتباهمون  و همچنین محسنات رفتار صحیح   با خودمون و دوستامون حرف بزنیم … تا تبدیل بشن به فرمولهای  تثبیت شده رفتاری …

        شما دارید بهترین کارو می کنید  …آفرین 

        بزودی  به لطف خدا و تلاش خودمون  همدیگه ارو  در آلبوم شگفتی ها خواهیم دید……    آمین 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 42375 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 328 کلمه

      سلام استاد ارجمند 

       سلام دوستان 

      من با گوش دادن به این فایل متوجه شدم که نباید اگر از هر نظری ضعفی داریم آن را پررنگ کنیم و پیش بقیه در موردش حتی اشاره ی کوچکی داشته باشیم،

      چون وقتی ما به خودمان برچسب بزنیم چه انتظاری از دیگران باید داشته باشیم،

      خیلی خیلی کم پیش میاد کسی درست برخورد کنه موقعی که ما داریم نکاتی منفی در مورد شخصیت خودمون میگیم.

      مثال :

      من یه خواهر زاده دارم ، همیشه میگه من عصبیم ،اعصاب ندارم ، اگه کسی باهام یه جوری صحبت کنه نمیتونم خودم رو کنترل کنم، یه پسر ۲۴ ساله هستش ,

      منم تصمیم گرفتم اون لحظه که داره در مورد ارتباطش با جامع و دوستاش حرف میزنه باهاش حرف بزنم،

      گفتم ببین عزیزم من از بچگی تو رو میشناسم تو خیلی مهربون بودی همیشه ، خیلی دوست داشتنی بودی ، اصلا عصبی نیستی ،خودت چرا این حرفها رو میزنی ،

      هر چی در مورد خودت بگی همون میشه،

      من میدونم تو اونطوری نیستی پس دیگه اینرو نگو،

      همه ما اینجوری هستیم کسی اذیتمون بکه واکنش نشون میدیم ،ناراحت میشیم ،صدامون بالا میره ,

      این نشون نمیده که ما اعصاب نداریم،

      پس تو هم فرقی با ما نداری و تا حدی آرومش کردم.

      خودش باعث شده دیگران اینجوری ببیننش و اینکه مدام این رو میگه،هر روز پررنگترش میکرد،امیدوارم از این به بعد بهتر فکر کنه.

      خوب، نتیجه گرفتم که ما باید خودمون رو تصدیق کنیم،

      هر روز،

      من بهترین دختر،مادر،همسر،خواهر،عمه،خاله،دوست،همسایه و خلاصه بهترینم.

      اگر ما برای خودمون ارزش قائل باشیم معمولا دیگران هم همینطور.

      پس دیگران رو شاهد عالی بودنمان بکنیم , تا با نگاه ، فکر و حرف زدنشون در مورد ما هر روز حالمون بهتر بشه .

      (من توانمندم ، متعهدم و دوست داشتنیم )

      جهان هستی به نگاه و احساس من نسبت به خودم پاسخ میدهد نه بر اساس مقدار اضافه وزن و سایزی که من دارم ،

      پس بیایم احساسمون رو عوض کنیم و مثبت بیاندیشیم در مورد خودمون،

      خداوند سریع و الجواب است و بی نهایت بخشنده ،

      با اطمینان ازش بخواهیم و خودمون رو لایق بهترینها بدونیم،

      تا بهترینها رو بهمون بده .

      ممنونم استاد گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      1400/12/22 20:27
      مدت عضویت: 1517 روز
      امتیاز کاربر: 6887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 138 کلمه

      سلام

      من خودم مدتی هست که از گذشته ام خبلی فاصله گرفتم و زیاد خاطرات اون برچسب ها یادم نمیاد ولی الانا دارم روی نقطه ضعفم کار میکنم و اون اینه که گاها دلسوزی بی جا برای دیگران میکنم و دارم به جهان پیام میدم که من نگرانی رو دوست دارم و وارد زندگیم کن که دارم روی خودم کار میکنم .

      و بعد مدتی میبینم یه سری اتفاقاتی که بهم نگرانی میده وارد زندگیم میشه .

      و تصمیمات احساسی گرفتن هم روش خیلی کار کردم و آگاهانه سعی میکنم تصمیمات زندگیمو وقتی بگیرم که در حالت آرامش باشم و احساساتی نباشم .

      من همیشه به خودم برچسب باهوش بودن . مدیر ومدبر بودن و توانمند بودن. صادق بودن . قابل اعتماد بودن . لایق ثروت زیاد . سلامتی زیاد و روابط زیبا رو میزنم و خودم رو عاشقانه دوست دارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Marjannoori1363@gmail.com
      1400/12/15 16:26
      مدت عضویت: 901 روز
      امتیاز کاربر: 350 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 310 کلمه

      سلام به استاد عزیز  

      به لطف خداوند امروز گام ۳۵رابرداشتم 

      برعلیه خود شاهد جمع نکنید

      من هم ناخواسته برای خودم شاهد جمع میکردم وهرجوری بود به دیگران اثبات میکردم که چاقی من دست خودم نیست وبه خاطر استفاده از داروهای چند سال پیش است وپشت چاقی ام قایم میشدم تازه کلی هم از اون فردی که بهم میگفت چرا چاقتر شدی دلگیر میشدم ومیگفتم ببین داره قضاوت اشتباه میکنه ویه بار یادمه پشت تلفن گریه ام افتاد وبه خواهرم گفتم تو میدونی چرا من چاق شدم که من را قضاوت میکنی وبا هر ترفندی بود از زیر مسئولیت چاقی شانه خالی میکردم همه مقصر بودند جز خودم حالا دیگران هم چون من را دوست داشتند بهم می‌گفتند یه فکری بکن اما من دوست نداشتم بشنوم در مورد چاقی من صحبت بشه واز چند سال پیش گفتم به همه من توانایی لاغر شدن ندارم ودیگه باهاش کنار میام وحالا فهمیدم کلی شاهد که من نمیتونم لاغر بشم برای خودم جمع کردم وهربار هم که هرجایی میخواهم برم مهمونی جشن رستوران اولین چیزی که تو ذهنم میاد چاقی است واحساس بدی پیدا میکنم واین جوری باور چاقی را هر روز در خودم قوی‌تر میکنم 

      طبق نوشته استاد که جهان هستی با نگاه واحساس من به خودم پاسخ می‌دهد باید هم الان من در این وضعیت جسمی باشم خدا جونم خیلی دوست دارم که هرروز این مسیر برام واضح تر میشه وخداراسپاسگزارم بابت احساسم وجسمم واین پکیج کامل که خداوند برای زندگی در این جهان مادی بهم هدیه داد من فوق العاده قدرتمندم که جهان هستی به نگاه من پاسخ می‌دهد ومن باید زیبا بین باشم در همه موارد زندگی‌ام 

      سپاس فراوان از کلام شما صدای شما که به لطف خداوند جاری می‌شود واین فایلها ضبط می‌شوند ومیشن چراغ راه خیلی از انسانها که به این فایلها نیاز دارند 

      خدا جونم متشکرم دوستت دارم که همه این هستی از لطف توست وتو بسیار مهربان وبخشنده ای وهدایتگر و…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار behnia76ebrahimi@gmail.com
      1400/11/15 00:13
      مدت عضویت: 896 روز
      امتیاز کاربر: 206 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 332 کلمه

      با سلام و درود به استاد بزرگوار و همه دوستان عزیز همراه .چقدر بل شنیدن این فایل احساس خوبی پیدا کردم آموزش و آگاهی بسیار عالی . تا آنجا که به یاد دارم خودم را ضعیف و ناتوان می دانستم مدام خودم را نهیب می زدم آنقدر خودم رو به لحاظ شخصیتی کوچیک می پنداشتم که خیلی عمیق باور کرده بودم من وظیفه ام این است گه دیگران از جمله خانواده همسرم  را خوشحال و راضی کنم .اگه این کار رو نمی کردم من بی عرضه بودم من گناهکار بودم من همسرم را از خانواده اش جدا کرده بود وووووو حودم که هیچ حتی بچه ها و همسرم و در واقع کل زندگی وقف دیگران شد . تا الان تو این مدت ۳ ماه و نیم با هدایت به این سایت فهمیدم که اصلا من وجود نداشتم کجا بودم من کارم از جمع گردن شاهد گذشته بود من تماما خودم  تک تک سلول های بدنم شاهد بی عرضه بودن من شاهد بیهودگی من شاهد پوچ بودن من بودند. ای وای چه بر سر خودم آوردم خودم را زیر پا له کرده بودم . ریشه اش هم همین چاقی من از کودکی بود مورد تمسخر بچه ها در مدرسه بودم .نزدیکان من در موقع شادی و ناراحتی متلک می زدندو….این در حالی بود که الان می فهمم که چقدر من توانا بودم س شاغل بودم کارهای منزل و بیرون و رسیدگی به نزدیکان و ۵ بار بارداری و تمام این مدت ۴۲ سال در حال رژیم و ورزش و قرص و دارو…. بودم. چقدر من توانا بودم چقدر قوی بودم.. اما خودم با نا آگاهی خودم از حرف های دیگران نار احت میشدم غافل از اینکه بدانم خودم عامل اصلی این موضوع بودم.. خدا را هزاران هزار بار شاکرم که مت رو متوجه کرد واقعا اشرف مخلوقات هستیم و به خودم افتخار میکنم چه کارهای بارزشی رو من انجام داده ام پس با این نگرش و اهمیت دادن به خودم شروع کرده ام و تا زنده هستم با این دیدگاه ادامه میدهم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه ریحانی
      1400/11/13 17:35
      مدت عضویت: 897 روز
      امتیاز کاربر: 5896 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 305 کلمه

      با درود بر همراهان عزیز و استاد ارجمند

      چه فایل بی نظیری،این فایل رو بند بند وجودم حس میکرد،وقتی من احترام و ارزشی واسه خودم قائل نبود چطور باید توقع احترام از دیگران میداشتم،وقتی میخواستم دیگران رو متقاعد کنم ک من نمیخورم ولی چاقم،چه فشاری رو به خودم تحمیل میکردم بعد به دیگران،جالبه در پاره ایی از اوقات نتیجه معکوس میداد،بابا اینکه بی ارادس،نمیدونم این چرا هیچ وقت لاغر نمیشه،فقط بازی چاقی لاغری راه انداخته،دیگه کسی که فشاری ک میکشیدمو نمیدید و این فشاره ثابت کردن به دیگران به این شکل خودشو نشون میداد.وقتی من خودمو لایق بهترینها ندونم جهان چه رو بهم عرضه کنه،وقتی من رو سفره غذا کم میخوردم ک دیگران شاهد باشن من با اینکه غذا کم میخوره ولی چاقم، ولی ذهن من ک اطمینان داشت این چاقی تو واسه پرخوری و عوامل دیگس،در جمع دوستانه دوست داشتم ثابت کنم چاقی به من داده شده، خب اون شاهدا علیه من اعمال شد و اون هم،نپذیرفتن مسئولیت چاقیم بود، همه ی ما به نبال تایید از دیگرانیم بدون اینکه تفکر کنیم آیا اونها لایق اینکه من رو تایید کنن هستن؟ تایید نهایی با خداست، وقتی ک من طلب میکنم اون تایید مینکه و بعد اجابت،این رو بگم دوستان جهان بر پایه ی مثبت بنا شده، یعنی همه ی فعلها و انجام کارها به سمت مثبت هدایت میشن هیچ منفی سرانجام نداره، صبحت منفی، افکار منفی خوشایند کسی نیست،لاغری روند مثبت هستش ذات اقدس الهی ذات مثبته،پس گواه و شاهدها رو در جهت مثبت بکار بگیریم،ایمان داشته باشیم ک در بهترین مسیر لاغری هستیم،افکار درست و مثبت بهترین شهود میشن ک از خداوند و جهان هستی بهترینها رو درخواست کنن.از زمانیکه من با این سایت آشنا شدم افکار و دیدگاهم روز به روز بهتر میشه و به دانش خود دوستیم افزوده میشه،خداوند رو بی نهایت سپاسگزارم که منو در این مسیر قرار داده

      استاد عزیز متشکرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متعهد بمان
      1400/10/14 14:14
      مدت عضویت: 1782 روز
      امتیاز کاربر: 5843 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 366 کلمه

      سلام به همه و استاد عزیز

      من هم مثل همه چاق ها برای توجیه کردن چاقیم بارها شده از سرنوشتم که چاقی رو به ارث بردم یا مدل بدنم اینه و….  برای دیگران حرف زدم، چون از چاقیم خجالت میکشیدم اینارو میگفتم تا طرف دیگه با خودش فکر نکنه این چرا خودشو لاغر نمیکنه، یادمه دوران دانشگاه یه همکلاسی داشتیم که وضعشون خیلی خوب بود میتونست بهترین لباس هارو برای خودش بخره ولی چاق بود، و مهمتر اینکه میدیدم اصلا چیزی نمیخوره، یبار ازش پرسیدم تو چرا لاغر نمیکنی میگه والا من هیچی نمیخورم ولی اصلا لاغر نمیشم گفت من با آب هم چاق میشم نمیدونم چیکار کنم، انقدر اون زمان حرفش برام عجیب بود، الان میفهمم که چقدر ذهنش خراب بودکه بدنش اینجوری واکنش نشون میداد، همه ما هرجایی که نتونستیم به هدفی برسیم دنبال دلایل میگشتیم تا خودمونو توجیه کنیم هم پیش خودمون هم دیگران، تو هر زمینه ای چه مالی چه روابط چه غیره، و انقدر تکرارش کردیم تا خودمونم باورمون شده و جهانم به باورمون جواب میداد و دوباره اتفاقات مشابه وارد زندگیمون میشد، منم بارها و بارها تصمیماتی گرفتم یا اصلا شروعش نکردم یا نیمه راه رها کردم و انقدر تکرارش کردم که باورم شده من هیچ کاری رو تا تهش نمیرم و باز هم جهان من و در شرایطی قرار میداد که کاری که شروع کردم و رها کنم و دیگه خودمم به خودم اعتماد نداشتم، اگه همین تناسب اندام و که دو سال پیش شروع کرده بودم هر روز تو مسیر میموندم و انقد لغزش نداشتم الان جایی بودم که لذت میبردم از اندامم، این لاغری شده مهمترین کار من، هر کاری بخوام انجام بدم پس زمینه ذهنم تناسبیه که هنوز ندارم، پس گفتم من ابنکارو یکبار برای همیشه عالی انجامش میدم این و انجام بدم دیگه هر کاری رو میتونم انجام بدم، کم کم اعتمادم به خودم برمیگرده، این دندون لق و یجا باید بکنم بندازم دور دیگه، اونجا همینجاست، باید تا اومدن قرن جدید عادتهای زجر اورمو بزارم کنار و استارتشو بزنم و در قرن جدید به ادم جدید باشم که داره برای بهتر کردنش ادامه میده نه اینکه تازه دوباره بخوام تصمیم بگیرم شروع کنم، شروعش همین الانه

      خوشحالم برای شنیدن این فایل

      بریم برای ساختن یه روز عالی… 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      1400/09/16 22:04
      مدت عضویت: 1399 روز
      امتیاز کاربر: 12761 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 750 کلمه

      سلااام

      دو تا نکته ی طلایی توی این فایل برای من وجود داشت ، یکی اینکه کلام خودمون رو کنترل کنیم و دیگری اینکه مسئولیت زندگیمونو قبول کنیم .

      من هم بر چسب های زیادی به خودم میزدم و خیلی اصرار داشتم که هر بار چه با حرف هام و چه با رفتارم اونا رو به دیگران ثابت کنم ؛ مثلا همیشه میگفتم من پرخورم ، خیلی میخورم و اصن دست خودم نیست بعد که با واژه ی پرخوری عصبی آشنا شدم همش این توی ذهنم بود که من پرخوری عصبی دارم و این دیگه از کنترل من خارجه ، اصلا این یا جور بیماریه منکه نمیتونم درمانش کنم ، خلاصه به چند نفری هم در موردش گفتم ولی دیگه نمیخوام این حرفو هیچ وقت دیگه تکرار کنم چون من مسئولیت چاقی خودمو به عهده گرفتم . چند وقت پیش داشتم دیدگاه یکی از دوستانمو میخوندم که نوشته بودن : من از وقتی در مسیر لاغری با ذهن هستم  دیگه اصلا نمیدونم اشتها چیه. و واقعا هم ایشون درست گفتن من بارها این احساس رو تجربه کردم و دیدم ربطی به اعصابم نداره پرخوری و همش فرمول های توی ذهنمه .

      و خب همون طور که گفتید این برچسب ها از مسئولیت پذیر نبودن ما سرچشمه گرفتن ، ما به هر کس میرسیدیم جمله های اشتباهی رو می گفتیم چون انکار کردن خیلی راحت تر از نشون دادن خود واقعیمونه . ما خودمونم میدونیم که چیزی که میگیم واقعی نیست ولی مدام اینو به دیگران میگیم چون میخوایم یادمون بره و صدای خود برترمون که میخواد ما مسئولیت پذیر باشیم رو نشنویم .

      فقط هم توی لاغری نیست ، توی تمام جنبه های زندگی میشه براش مثال پیدا کرد ، مثلا من همیشه احساس میکردم کسی منو دوست نداره و خودمم خودمو دوست نداشتم ولی از یه زمانی به بعد دلم خواست تغییر کنم و ازون به بعد روابطم متفاوت شد ، خیلی ها بهم ابراز علاقه میکردن و دوستای زیادی پیدا کردم . هیچ چیزی دربیرون از من تغییر نکرده بود ولی از نظر درونی تلاش کرده بودم که به پذیرش خودم برسم و برای خودم بیشتر ارزش قائل بشم . 

      وقتی به این اتفاقات فکر میکنم خیلی بیشتر برام واضح میشه که فرمول ها و الگو های ذهنی چقدررر میتونن تاثیر گذار باشن و دیگران فقط آینه ی ما هستن ، اونا چیزایی که توی ذهنمون مرور میکنیم رو به ما میگن ، برای همین نباید اونا رو مقصر بدونیم ، نباید انتظار داشته باشیم اونا چیزی جز اونی که ما توی ذهنمون مرور میکنیم رو بهمون بگن . چه حرفای خوب بزنن چه حرفای آزار دهنده ، چه شبنم باشن روی گلبرگ هامون چه تیشه ای باشن برای کندن ریشه هامون … خودمون مثل یه آهن ربا جذبشون کردیم ،پذیرفتن مسئولیت چاقی فقط این نیست که هر روز از روی برگه ی میثاق نامه بخونیم : من تمام مسئولیت چاقی خودم را بر عهده میگیرم ! 

      بلکه ما باید مسئولیت حرف های دیگران رو هم به عهده بگیریم و نباید اونا رو سرزنش کنیم ، اونا چیزی رو که ما بهشون القا کردیم رو در قالب کلمات بیان میکنن ، نه اینکه ما هیپنوتیزمشون کرده باشیم و اینارو بهشون گفته باشیم ، نه . ولی ما میدونیم که از طریق ذهنمون با تمام انسان ها در ارتباطیم و وقتی ما به خودمون یه باوری داریم دیگران هم همون بارو رو به ما پیدا میکنن ، حالا این فقط توی ذهنمونه ولی اگه بیایم همون محتواهای ذهنیمون رو به زبون هم بیاریم دقیقا میشه هنون شاهد جمع کردن که استاد توضیحشو دادن ، یعنی ما نه تنها ازطریق فرمول های ذهنیمون با دیگران در ارتباطیم و این ارتباط قوی ای هست بلکه وقتی همون باور هارو به زبون میاریم تاثیرش رو صد برابر میکنیم چون اون باور ها راه ورودشون رو به دنیای ما رو پیدا کردن و کائنات راحت تر میتونه ما رو به چیزی که بهش فکر میکنیم برسونه. اگه خوب حرف بزنیم اتفاقات خوب بیشتر میوفتن و اگه در مورد برچسب های اشتباه حرف بزنیم ، اتفاقات متناسب با اون برچسب ها برامون تکرار میشن و این به خاطر اینه که ما هم اونا رو در ذهنمون تکرار کردیم وگرنه واقعا اینطور نیست که یه عده خوش شانس باشن ، یه عده بد شانس ، یه عده فقیر یه عده پولدار ، یه عده برنده یه عده بازنده . اینا فقط تکرار باور های ما در اون موضوعاته

      من از امشب عهد میبندم دیگه بر چسب های غلط به خودم نزنم و تمام تلاشم رو بکنم که درمورد چیزای الهی صحبت کنم

      خدارو شکر میکنم برای دونستن این آگاهی ها

      ممنونم استاد عطار روشن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      1400/09/16 14:46
      مدت عضویت: 1694 روز
      امتیاز کاربر: 23453 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,022 کلمه

      روز ۵۵ تکرار 

      بر علیه خود شاهد جمع نکنید 

      سلام و درود به همراهان عزیز و استاد گرامی 

      خدارو شکر میکنم برای یک روز بینظیر و پر از آگاهی 

      جالبه بیشتر خاطرات افراد چاق شبیه به همه ، من هم در مورد چاقیم با همه صحبت میکردم و دوست داشتم نتوانستن در لاغر نشدنمو به گردن دیگران ،خدا ،ارث ،ژنتیک ،استخون بندی درشت و پرخوری بندازم  و جوری وانمود میکردم که انگار من هیچ نقشی در ایفای زندگیم نداشتم 

      و نقل مجلس اون زمانها گفتن و شکایت کردن از موقعیت و وضعیت جسمی و عوارضش بود البته الان هم در بین افراد چاق همون جنس گفتگوها هست ولی چونکه من تو مدار و توجه به چاقی نیستم با اون مدل جمع ها برخورد ندارم

      تا قبل از اینکه با ذهن و مطالبش آشنا بشم یک شخصیت همه چیز تمام در منفی ها،ضعف ها،برچسب های منفی، ناتوانی ها،نشدن ها ،بی اعتمادبنفسی ها و چاقی غرق بودم و چه لذتی میبردم برای غر زدنم ،انگار معتادش شده بودم و جزء عادت های هر روزم بود و اتفاقا افرادی که اطراف من بودند هم رفتارهایی شبیه من انجام میدادن ،اون روزها اطلاع نداشتم که آدم ها به دایره فرکانسی خودشون هدایت میشن 

      انقدر به خودم مارک های مختلف زده بودم که از درون احساس خالی بودن و پوچی داشتم و حس ناتوانی در هر کاری اذیتم میکرد و قبل از شروع هر کاری اعلام‌ میکردم من نمیتونم این کارو انجام بدم 

      و یجور ترس در من بوجود اومده بود برای مواجه شدن با حل کردن حتی مسائل کوچیک زندگیم و بدنبال اون احساسات تخریبی وابستگی شدیدی داشتم به اطرافیانم 

      منیکه خودمو بدشانس و ناتوان وووووو میدونستم و باور کرده بودم،  چطور انتظار داشتم زندگی سراسر برکت و موفقیت داشته باشم ؟ من پیام* نمیتوانم* میفرستادم ولی انتظار برگشت پیام من* میتوانم *رو داشتم 

      من خودمو هر جوری باور کنم و بپذیرم دیگران هم همون برداشتو از من خواهند داشت و جالبه تعجب میکردم که چرا افراد و اطرافیانم منو یه جور دیگه ،مهم و خاص نمیبینن ؟ 

      دیروز تو کلاس رقصمون ،مربی م اعلام کرد که هفته دیگه یک آزمون داریم برای رفتن به لول پیشرفته و داشت مراحل آزمون رو برامون توضیح میداد ،یدفعه یکی از هنرجوها به مربی  گفت منکه رد میشم با این بندهای سختی که گذاشتید ، در واقع اون هنرجو داشت از نتوانستن درون خودش میگفت ،خودش و توانایی هاشو باور نداشت 

      و این کاریه که در قبل هم ما انجام دادیم ،نه اینکه الان به صفر رسیده نه الان داریم تلاش میکنیم که در پوسته خود ضعیف و غر غروی قدیمی نریم چونکه میدونیم هر چقدر حس قدرت و توانایی داشته باشیم این نیرو در ما گسترش پیدا میکنه که میتونه پیروزی و موفقیت های زیادیو برامون بسازه 

      از اون روزی که متوجه قوانین جهان و انرژی ،شدم دیگه اتفاقات زندگیمو برای کسی تعریف نمیکنم ،یک مسئله ای که من دارم ،الان فقط خودم میدونم و خودم هم تا حدودی میتونم تحلیل های صحیح کنم ولی وقتی به یک نفر دیگه بگم که بلد نباشه بمن کمکی کنه فقط اون اتفاقو گسترش منفی میده و مطمئننا اون یک نفر هم به نفرات بعدی میگه و یک سطح انرژی وسیع منفی برای من ساخته میشه که مسئلمو مرتفع نکرد هیچ بدتر هم شد ،پس ترجیح میدم با کسی صحبت نکنم تا مطمئن نباشم که اون فرد میتونه کمکم کنه 

      خدارو شکر از همون اولین رژیمی که گرفتم به خودم برچسب * من در ادامه دادن رژیم هام با پشتکار هستم‌*  رو زدم و واقعا هم‌ از ۱۸ سالگی که خودم شروع کردم به لاغر کردن تا ۳۸ سالگی بدون توقف در حال رژیم و ورزش بودم و خودمو قوی میدونستم تو این کار ،انقدر هم که اطرافیانم بهم گفته بودن فریده خدای پشتکار تو ورزش و رژیمه دیگه تو اون مسیر قوی شده بودم و همین الان هم در مسیر لاغری با ذهن قوی حرکت میکنم 

      ما با باورهای خودمون روبرو خواهیم شد ،همون جوری که من باور کرده بودم با پشتکارم ،جهان هم منو در مسیرهایی قرار میداد که از پشتکارم استفاده کنم ،مثل وقتیکه باور داشتم من آب هم بخورم چاق میشم‌ و من روز به روز چاقتر میشدم‌

      خلاصه الان که میدونیم چطور مسیرهای زندگیمون ساخته میشه دیگه مراقب باشیم و آگاهانه برچسب های قدرتمند کننده به خودمون بزنیم ،حالا اونهمه که نالیدیم که به جای درست و حسابی نرسیدیم ،اگر توی منفی ها جواب میده تو مثبت ها هم جواب میده

      وقتی شروع کنیم به گفتن جملات توانمندانه به خودمون ،اون نیروی شجاع درونمون  بیدار میشه،  اون نیرویی که به انرژی منبع وصله 

      از وقتیکه با خودم قویتر صحبت کردم ،برای خودم صفات زیباتری تعریف کردم ،مدام به خودم یادآوری میکنم که فریده تو مهمی ،خاصی ،قدرتمندی،توانمندی،ارزشمندی،شایسته ای ،لایقی ،مقدسی ،خدا عاشقته ،تو عزیز کرده خداوندی،تو سوگلی جهان و خداوندی ،تو افتخار کره زمینی وووو

      تمام این بازخوردهارو از اطرافم دریافت کردم ،اوایل وقتی با خودم محترمانه برخورد میکردم انگار درونم نمیپذیرفت و عکس العملی نداشتم تازه بیشتر حالم بد میشد چونکه من سالها مخالف اونهارو شنیده و پذیرفته بودم ولی به مرور با  گفتنشون در من حس تولید شد و الان جزء تمرینات صبح و شبه 

      و چندین تا جمله قشنگ برای خودم نوشتم و چسبوندم روی دیوار اتاقم،حتی روی بطری آب یخچال هم کلمه های انرژی بخش نوشتم  ،در کل اتاق من تماشاییه ،روی تختم نوشتم ،روی دیوارها پر از نمادهای رویاهامه همینطور پول چسبوندم به دیوار  که چشمم مدام ببینتش و انرژی خوبشو دریافت میکنم و بهش عشق میدم، هر چند در کنار این تمرینات در حال گذروندن دوره هاش هم هستم 

      بلخره باید انقدر ورودی های مثبت به ذهن و جانمون بدیم تا اون مموری منفی گذشته رو بشوره ببره ، اونوقت ما تازه و نو  میشیم ،باید این روح پاک خداوندو مراقبت کنیم ،احترام بذاریم و اونجوری که شایستش هستیم بسازیمش 

      در واقع خودمونو از نو تربیت صحیح کنیم که به اشرف مخلوقات بودنمون نزدیکتر باشیم 

      در مسیر لاغری با ذهن هم خدارو شکر داریم آموزش میبینیم ،داره عزت نفسمون قویتر میشه  اعتماد بنفس داغون شده مون کاملتر میشه ،چیزی که یک فرد چاق در همون ابتدا از دست میده حس ارزشمندی و اعتمادبنفسشه که با بودن در این راه که لاغر شدن هم  جزء مهمی از این مسیره ،اعتماد بنفسمون قویتر میشه و میتونیم مثل افراد متناسب خوب و نرمال زندگی کنیم به یاری خداوند مهربان

      خدارو شکر برای وجود زیبا و معجزه گرم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 389 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 49 کلمه

        سلام فریده عزیزم عالی بود مثل تمام کامنتای پر از شور و حرارت و سرشار از آگاهی شما 

        عزیزم ی باور اشتباهی ک فرمودین من آب میخورم چاق میشم و. میشه خواهش کنم برایم بفرمایید چطور این باورو ازبین ببرم و چ راهکاری دارین؟

         قلبا از راهنمایی تون سپاسگزارم فریده عزیزم❤️❤️😍😍😍😍

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فریده حسنی
          1400/10/05 01:37
          مدت عضویت: 1694 روز
          امتیاز کاربر: 23453 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 726 کلمه

          سلام دوست هم قدم و همراهم 

          خدارو شکر میکنم که کامنتم براتون مفید بوده 

          ما تمام شنیده ها و دیده هایی که از خانواده و الگوهامون دیدیم‌ و شنیدیم از طریق ۵ حواسمون در مغزمون در صفر تا ۷ سالگی سیو و ضبط کردیم‌ ،یعنی ما یک پیش نویس قدرتمندی به نام ناخوداگاه داریم که پر از اطلاعاته

          که مملو از عقاید و باورهاییکه قبلا کد گذاری شده که یکی از اون کدها همین باوره مخربه که ما بارها و بارها گفتیم و تایید کردیم که آب هم بخوریم چاق میشیم‌

          و برای مغز ما عمل باز کردن دهان و بلعیدن یا نوشیدن هر چیزی حکم چاقتر شدن داشته حتی زمان هایی هم که چیزی نمیخوردیم ولی در حسرت خوردن اون خوراکی بودیم ،ذهن تصور میکرده که ما در حال خوردن هستیم‌

          حالا ما ذهنی داریم که از خوردن بشدت میترسه و خوردن رو عامل ۱۰۰ درصدی چاقی میدونه ،حالا چه آب بخوره ،چه نوشابه ،چه فست فود چه سالاد ،عمل خوردن مهمه نه چه چیزی خوردن 

          پس براش فرقی نمیکنه ما کد آب هم چاق کننده است* را به مغزمون دادیم حالا هر روز با چندین بار آب خوردن مواجه میشیم و هر بار اون کد اجرا میشه و عمل میکنه مثل مین ،که منفجر میشه که عوارض منفجر شدنش ،چاقتر شدن ماست

          اولا که باید بپذیریم که خودمون مسیرهای اشتباهیو رفتیم و کاملا با محتویات مغزمون آشنا بشیم و ردشون نکنیم‌

          بعد دونه دونه شناسایی شون کنیم و با خودمون گفتگوهای آگاهانه داشته باشیم 

          اولا موضوع خوردنو برای مغزمون باز کنیم که اونم خودش یک آموزش قدرتمندی میخواد که در دوره ها یاد گرفتیم و هنوزم در حال آموزش هستیم‌ که موضوع خوردن مهم ترین باور ریشه ایه افراد چاقه 

          وقتی آرام آرام موضوع خوردن برامون قابل پذیرش شد میتونیم برای خودمون توضیح بدیم که خوراکی ها چاق کننده نیستن ،افکار مخرب ماست که در مسیر هر هر عمل  از ما یک فیلتر چاق کننده گذاشته 

          مثلا من میخوام شام  بخورم ،فیلتر مغزم اجرا میشه و غذاهارو به چاق کننده و خنثی تقسیم میکنه ،من میخوام برنج با مرغ بخورم که یکمی هم برنجش چربه ،یه تیکه هم ته دیگ میخورم با یه لیوان نوشابه 

          دیگه تو مغز من چندین تا فیلتر ترسناک چاق کننده روشن میشه ،شب برای شام ،غذای چرب با نوشابه ،وای چه شود !

          و همین افکار در ما احساس ترس از چاقی تولید میکنه که اون احساسات در ما مواد شیمایی تولید میکنه ،سلول ها دست به کار میشن و پیام‌ چاق شوی مغز روشن میشه 

          و ما در معرض چاقتر شدن قرار میگیریم تازه بعد از خوردن هم عذاب وجدان و چند روز بعدش هم بازم احساسات بد ادامه خواهد داشت و این چرخه معیوب همچنان به چرخیدنش ادامه میده 

          حالا این وسط این‌ باورم داریم که ما آب هم میخوریم چاق میشیم ،اونم واسه خودش یه فیلتر چاق کننده است که باید با صحبت کردن و دلیل آوردن به ذهنمون ثابت کنیم که آب فقط برای رفع تشنگی و انجام امورات بدنه نه برای اینکه منو چاق کنه 

          مگه اینهمه آدم آب نمیخوره ؟ چرا پس لاغرن ؟ جواب دادن به این سئوالها بهمون کمک میکنه که این باورو نقض کنیم و بدونیم خوراکی اومدن که به ما انرژی برسونن نه اینکه مارو چاق کنن ،برعکس بهمون انرژی میدن

          همین سبزیجاتی که میخوریم ،گوشت ،برنج وووو همشون سلسله مراتبیو طی کردن که بیان تو سفره ما ،که اونها هم خودشون از انرژی هستن که برای ما آفریده شدن ،پس مضر نیستن

          و در آخر ما هم برای تامین انرژی بدن  نیاز به خوردن غذاها داریم ،این حق ماست ،چرا فکر میکنیم ما نباید چیزی بخوریم حتی آب ولی افراد متناسب حق خوردن دارن ،مگه ما با اونا چه فرقی داریم بجز افکار متفاوتشون

          خب ما هم داریم میریم بسمت ساختن ذهن لاغر وقتی که اصولی محتویات ذهن گذشته خودمونو  تغییر بدیم در مسیر متفاوتی قرار خواهیم گرفت

          آب چاق کننده نیست ،هر وقت میخوایید آب بخورید به آب که بسیار هوشمنده برنامه جدید بدید متفاوت از برنامه گذشته ،آب مایع زنده بودنه ماست ،آب تمیز و گواراست و خداوند برای ما آفریده که نوش جان کنیم و لذتشو ببریم 

          و هر زمان اون صدا اومد که بترسونتتون ازش فرار نکنید ،اتفاقا جواب صحیح بهش بدید ،بگید این آبیه که فلان فرد متناسب هم میخوره اگر سمی و چاق کننده بود اونم باید با آب خوردن چاق میشد 

          و گفتن و تکرار کردن آموزش هاییکه یاد میگیریم و عمل کردن بهشون مارو میبره تو مسیر تغییر 

          البته اگر  این مطالبو  زندگی کنیم نتایج خوبی خواهیم گرفت‌

          براتون بهترین های خدارو آرزو میکنم🌷

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            امتیاز کاربر: 389 سطح ۳: کاربر پیشرفته
            محتوای دیدگاه: 51 کلمه

            سلام فریده خوش اندام عزیزم 

            بی نهایت ممنونم ک جواب سوال منو دادین عزیزم واقعااا کامل و جامع بود و سرشار از آگاهی های پربار؛  بارها میخونمش و استفاده میکنم سپاسگزار مهر و لطف شما هستم وجودتون پربرکت و دلتون شاد و قلب مهربونتون سرشار از عشق خداوندی ک مهربان و‌کریم است😍😍😍❤️💋💋💋💋💋.

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
              آواتار فریده حسنی
              1400/10/07 08:45
              مدت عضویت: 1694 روز
              امتیاز کاربر: 23453 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
              محتوای دیدگاه: 9 کلمه

              سلام‌ دوست عزیز

              خواهش میکنم ،در مسیر رشد باشید 🌷

              برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
              امتیاز: 5 از 1 رأی
              افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار qazal.jahangiri.73
      1400/09/15 09:59
      مدت عضویت: 1584 روز
      امتیاز کاربر: 112 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 167 کلمه

      سلام استاد جانم من از پارسال با شما آشنا شدم خدارو هزاران بار شکر کردم بخاطر وجودتون ممنون که هستین 

      من از وزن ۷۴ رسیدم به وزن ۵۹ خیلی هم خوشحالم بابتش 

      شما نه تنها به من روش درست لاغری و یاد دادید بلکه  عزت نفس و اعتماد به نفس من رو هم بالا بردید الانم که با این فایلتون حالمو دگرگون کردید 

      واقعا ممنون 

      اصلا به این موضوع توجه نکرده بودم و همش به خودم برچسب میزدمو برای خودم شاهد جمع میکردم که من هیچ کاری رو تموم نمیکنم همیشه نیمه کاره رها میکنم یا دست پختم خوب نیس به بقیه میگفتم که مثلا کمکم کنن ولی الان فهمیدم بیشتر دارم فرکانس ناخواسته ها رو میفرستم و از دست اونا بغیر از اینکه اوضاع رو بدتر کنن با فرکانسشون کاری بر نمیاد استاد عزیز شما برای من دستی از دستان خداوند هستند ممنون ازتون که این داتسته هاتون رو در اختیار ما قرار میدین با این که این فایل ها رایگانه ولی ارزشش خیلی بیشتر از میلیارد ها پوله 🌹🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 389 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 65 کلمه

        سلام دوست عزیزم غزال جهانگیری قدرتمندچقدررر عااالی ک به وزن دلخواهتون رسیدید 😍😍😍😍😍👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻👏🏻و نکته جالبش اینجاست ک‌منم دقیقققققا همین وزن هستم و میخوام ب همین وزنی ک شما رسیدید برسم چه نشونه عالی چ هدایتی ک‌من این پیام شمارو‌دیدم خدایاشکرت 🤩🤩🤩🤩🤩دوست عزیز میشه لظفا بفرمایید از چ‌دوره هایی استفاده کردین ؟ و من الان توان خرید می‌کنم را ندارم و دوره صدگام رو‌ دارم‌پیش میرم😍😍😍😍🌈💐❤️🙏🏻

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      1400/09/14 23:25
      مدت عضویت: 1306 روز
      امتیاز کاربر: 10303 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,195 کلمه

      سلام و درود بر استاد و دوستان فوق العاده مسیر لاغری  

      بر علیه خود شاهد جمع نکنید!…

      در طی تمام سالهای چاقی وقتی از تلاش کردن در مسیرهای مختلف برای لاغر شدن ،خسته و درمانده می شدیم و فردی از چاقی ما صحبت می کرد سعی داشتیم با بروز احساساتمون به فرد ثابت کنیم که ما بیخیال نیستیم و خیلی تلاش می کنیم اما نتیجه رضایت بخش نیست و در طی تمام این زمان که می خواستیم از خودمون ظاهرا دفاع کنیم با برچسب های زیادی که به خودمون می زدیم داشتیم بر علیه موفقیت و خواسته قلبیمون شاهد جمع می کردیم .اینکه من ناتوانم یا اراده ندارم یا شرایط زمانی و یا افراد خانواده با من هماهنگ نیستند و غیره ..و هربار ما برای افراد بیشتری این توضیحات را داشتیم که کمی از بار و فشار ذهنیمون را کم کنیم و بالعکس هر لحظه ما داشتیم موج منفی گسترده ای از باورهای خودتخریبی و مخربمون به جهان ارسال می کردیم و هر چه تعداد شاهدان بیشتر می شد موفقیت هم از ما دور تر می شد .

      اگر جهان هستی را دادگاهی در نظر بگیریم که خداوند تنها قاضی مقتدر  آن است حتما قاضی عالم هم توجه به نظر شاهدانی که ما برای خود جمع کردیم دارد من چند سال پیش در شرایطی بودم که دائم می گفتم اسیر شدم مثل پاوربانک فقط باید افراد خانواده را شارژ کنم برای اینها باشم خواب و خوراک ندارم آزادی ندارم و انقدر تحت فشار بودم که به هر فردی می رسیدم این صحبتها را شروع می کردم و هرروز این اسارت بیشتر می شد و یا اینکه از بارداری چاق شدم الآنم دوره شیردهی هستم اجازه ندادند رژیم بگیرم تا دوسال باید تو این وضعیت بمونم زمانشو ندارم برم تردمیل و دائم تکرار می کردم و جهنم را هرروز تجربه می کردم و در واقع من به دوصورت برای خودم شاهد جمع می کردم 

      ۱)به صورت زبانی تعریف از شرایط سخت و احساس ناتوانی ضعف و مظلومیت را دردودل می کردم 

      ۲)با مرور افکار منفی ترس از قضاوت دیگران داشتم و هر لحظه فرکانس احساسی ام را به جهان ارسال می کردم 

      و افرادی در مسیر زندگیم با توجه به فرکانسی که من با مرور افکار منفی به جهان ارسال کرده بودم قرار میگرفتند که در مورد شرایط زندگیم و چاقی ام بیشتر با من صحبت می کردند و همیشه از خداوند شاکی بودم و گلایه داشتم ولی شاهدان حرف دیگری با خدا داشتند که این فرد برچسبهای متفاوتی از خود دارد اسارت و بدبختی و مظلومیت وگرفتاری !…و توجه به این موضوعات شرایط پیچیده تری را برایم خلق می کرد .

      و به لطف تنها یکدانه ام در طی این دوسال که وارد مسیر آموزش ذهنی شدم و اولین چیزی که یادگرفتم کنترل ورودی ها بودکه معجزه وار خدا همراهیم کرد و البته از موضوعات و مسائلم با هیچ کس صحبت نکردم و حتی طی این دوسال وقتی با خانواده ام (پدرومادرم )که شهر دیگری هستند تماس میگیرم صحبتی نداریم جز احوالپرسی نه خبری از دیگران می گیرم و جویا می شوم و نه خبری به دیگران می دهم و توانستم به لطف خداوند کنترل خوبی روی این موضوع داشته باشم .  

      و خیلی موفقیتها و تغییرات مثبت عالی در این مسیر کسب کردم و خیلی دوست دارم شاهدانی جمع کنم برای موفقیتهام و باورهای جدیدم اما….ترسی دارم از خودتعریفی اینکه شاید مغرور شوم و هم قدم شیطان واقعا نیاز دارم از خودم تعریف کنم اونی که شدم و هستم ولی به خاطر این فرمول غیرصحیح اعتقادی که از کودکی به من آموختند و البته خواندن کتاب بزرگان هربار از خودم کوچک ترین تعریفی در محدوده بیرون از خانواده کردم احساس پشیمانی کردم…

      و خیلی باید راجع به این موضوع تفکر کنم و ذهن و قلبم را هماهنگ کنم ولی الآن همین حالا خیلی دلم می خواد که بگم از موفقیتهام احساس خوبی پشتشه !…(فکر کنم می خواد حل بشه احساس عجیبی دارم عمیق!؟…)

      در کار قضاوت شاهدو مستندات میتونه نتیجه نهایی رو رقم بزنه و شاهدان افرادی هستند که نظاره گر موضوعی بودند و میتوانند به نفع درخواست فرد شهادت بدهند و رأی قاضی را تغییر دهند بنابراین فردی که برچسبی به خودش زده که من عجول هستم یا پرحرف هستم یا عصبی هستمو یا بدبختم و صدنفر شاهد هم جمع کرده یعنی باورش نسبت به خودش اینه هیچ شکایتی نمیتونه از خدا داشته باشه چون اون صدنفر شهادت می دهند که بله ما دیدیم و مشاهده کردیم و بارها دلیلش را شنیدیم که بدبخته و این سفارشه خود فرد هست به کائنات که با توجه و گسترده شدن موضوع هرروز با اتفاقی حامل این بار منفی روبرو می شود  

      خیلی مهمه که شاهدانی علیه خود جمع نکنیم و بلکه شاهدانی به نفع خود جمع بکنیم .

      ما در این ماه در قرعه کشی پس انداز فامیلی  اولین نفر بودیم و من ایمان قلبی داشتم که اسم ما در میاد چون تغییرات ذهنی خود را متوجه بودم حتی همسرم خیلی شگفت زده شد که ما هم خوش شانس شدیم و تکرار می کرد تا حالا نشده بود ما اولین نفر قرعه کشی باشیم ولی برای من عادی بود اگر نمی شد عجیب بود ولی سر به سجده گذاشتم و اشک ریختم برای جریان حضورپروردگارم و رفع موانع ذهنیم برای هوشمندی و قدرتی که خداوند در وجودم قرار داده است .

      منم تا به امروز از لطف و عنایت خالقم بسیاری از برچسبهای منفی را از خودم کندم و رها و آزادم 🦋و هرروز به خالقم می گویم من مشتاق رهایی ام رها تر رهاتر رهاااااااااااااا🦋

      در تمام جنبه های زندگیمون برچسبهای منفی مانع رشدو پیشرفت ما شدند مدرک تحصیلی و محل زندگی و فرزند کوچک داشتن و نبود خانواده کنارمون یا رضایت  نداشتن  همسر برای کار کردن و تفریح و غیره همه یک اندیشه و برچسب منفی هستند که ما خودمون زدیم به خودمون ولی اون روزی که تمام برچسبها را بکنیم و باورهای توحیدی خود را تقویت کنیم راهمون مستقیم و کوتاه و پرنعمت میشه دیگه اعتبار از مدرک و استاد و خانواده نمی خواهیم و اعتبارمون میشه روح الهی وجودمون 

      و من آرزو امروز ۱۴۰۰/۹/۱۴متعهد می شوم از این لحظه با دقت نظر بیشتری عمل کنم و مراقب گفتارم باشم چون متوجه شده چه اوضاعی برام رقم می خوره در زندگیم و برچسبهای منفی را از خودم بکنم و با خطوط حکاکی شده در جانم که ارزشمندی و شایستگی و لیاقت و قدرت و عزت است جلوه حضور خداوند باشم 

      من امروز بعد از ۲۵سال به یک آرزوی قشنگم رسیدم و توجه کردم به لاغری برای اولین جلسه آموزش شنا اقدام کردم تمام بهونه را بی بهونه کردم و چقدر احساس ارزشمندی و توانمندی دارم چقدر خودمو لایق می دونستم و می دانم برای عالیترین ایده آل ها در زندگیم انگار یک باری از دوشم برداشته شده بارحسرت و بهانه هایی که همه از شرایط جسمی و انبوه افکار منفی ام سنگین شده بودند من از محدودیتهای ناآگاهانه چندساله خود رها شدم و فقط لذت بردم مثل یک کودک شوق داشتم و فقط تفریح بود برام و خداوند را هزاران بار شاکرم و وجودم را سپاس که توانمند و ارزشمند و عاشق است و سپاس از استاد که راه گشای مسیر موفقیت من هستند 

      حااالم خوبه در این مسیر و هروقت حالم بد بوده هم همین که شروع کردم به نوشتن حااالم خوب شده روزهای طلایی زندگیم هرروز بیشتر می درخشند 

      عالیترینها هدیه هرروز زندگیتون 🦋  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      1400/09/13 10:06
      مدت عضویت: 1117 روز
      امتیاز کاربر: 1406 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 184 کلمه

      سلام
      تایادم میاد همیشه ب خودم برچسب زدم اینک من زود سرما میخورم زود بیمار میشم عصبیم پرخورم زود ناراحت میشم و اینا
      اما ازاطرافم پراز ادمهایی هس ک اینطوری نیس
      درمور شوهرم همینطور ب مامانم میگم اینطوریه اونطوریه
      ولی امروز فهمیدم ک نباید گف نباید پیش بینی کرد نباید بر چسب زد
      جهان خیلی بنای خوبیه زود اینها رو میگیره و ی خونه از جنس اونها برام میسازه ک هر وق ب در و دیوارش نگا میکنم انهارومیبینم
      ولی امروز تعهدمیدم
      من فریبا متعهدمیشم ک دیگه ب خودم برچسب نزنم ب همسرم ب دخترم باطرافیانم و یک ب یک آجر خوب بزارم رو هم تا خونه از جنس اونها بهم داده بشه
      مثل این میمونه تو بری کوه بگی فریبا لاغر نمیشم من پرخورم و جهان برمیگرده همونو برات تکرار میکنه
      مواظب حرف زدنت باش خودت هر چی هستی ب دیگری نگو بابا اون دکتر نیس خدا نیس هیچ کاری در حق تو نمیتونه بکنه ول کن خودت باش همونجوری ک هستی فقط ی سری کارها رو نکن ببین چی میشه
      حداقل کاری ک میتونی بکنی اینه ک حداقلش ی سری کارها رو حرفها رو نزنی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 12 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 16160 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 492 کلمه

      به نام خدا 

      وقت بخیر عزیزان

      خیلی یاداوری خوبی بود من همیشه تو ذهنم بود ولی دیروز داشتم به دوستم می گفتم من خیلی تنبلم چون خونه هامون به هم خیلی دوره ولی دوستم اومد اینجا دم خونه ما با هم پیاده روی کردیم البته خودش گفت منم توی دلم می گفتم خدا کنه اون بیاد اینجا حالا دیروز من داشتم بهش می گفتم که خوب شد تو اومدی من تنبلم . 

      اره من هم خیلی از این برچسب ها به خودم می چسبونم حالا شاید الان خیلی کمتر ولی باز هم گه گاهی هست مثلا یه لباس سفارش داده بودم امروز برام رسید یه لباس قرمز بلند خیلی لطیف هستش جنسش و اینا قرمز ساده است خیلی وقت بود قرمز نمی پوشیدم البته رنگ های روشن می پوشیدم ولی قرمز نه .داشتم به مامانم می گفتم می گفت اره تو هیچ وقت نمی پوشی این رنگی گفتم اخه به خاطر چاقیم  خلاصه پوشیدم به قدری خوش فرم و قشنگ بود خیلی خوشم اومد حالا این لباس من سایز small می خواستم نداشتن بعد سایز آدم‌های ریزه من معمولا شلوارهام و اون سایتی می گیرم چون قدش کوتاه تره ولی به اون خاطر اینو که نداشت من سایز مدیوم پتیت یا مدیوم آدم‌های ریزه و سفارش دادم بعد الان که لباسم اومده دیدم سایز اسمال پتیت اومده که فکر کنم اشتباهی اینو زده بودم ولی پوشیدم به قدری اندازه و قشنگ بود خیلی خوشم اومد خدا رو شکر .

      من کلا دیگه یاد گرفته بودم از مسایل و مشکلاتم برای دیگران حرف نمی زنم البته قبلن می گفتم ولی نه خیلی الان که دیگه هیچی نمی گم و برای خودم شاهد جمع نمی کنم ولی یاد گرفتم از لاغر شدنم می گم .من برچسب هایی که خودم می زدم من هیچ کاری بلد نیستم یعنی همیشه فکر می کردم همه از من بهتر بلدن خودم و دست کم می گرفتم که حالا بندازیم تقصیر دیگران که بهمون یاد نداده بودن ولی نه دیگه همه چی تقصیر خودمونه .

      می رفتم کلاس یوگا همه چشمشان به من بود که ببینن چیکار می کنم یعنی چون بدنم خیلی نرم هستش حرکات و راحت انجام می دم . 

      یادمه ایران که بودم تازه ازدواج کرده بودم هر چی می خریدم از وسیله خونه و لباس و…. همه می رفتن عین مال من می خریدن که من همیشه می گفتم به مامانم دوست ندارم اینجوری باشه مامانم می گفت خوبه همه دوست دارن سلیقتو.من اون موقع خوب خیلی بچه بودم .حالا الان هر چی می خرم به همه می گم از کجا خریدم و برام دیگه مهم نیست این چیزها.

      خیلی برچسب ها هست حالا دیگه نمی خوام اینجا بنویسم که همه می خونن شاهد جمع کنم.

      من از امروز تعهد میدم که دیگه برچسبی به خودم نزنم و راجبش به دیگران حرف نزنم.از مشکلاتم نگم .به جاش از چیزهای خوب بگم . از توانایی هام از اینکه تونستم تا الان انقدر لاغر بشم . 

      حتی در مورد خودم فکر بد نکنم تمرین می خواد که من چه جور آدمی هستم . اینجور اونجور .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      1400/08/09 00:37
      مدت عضویت: 1263 روز
      امتیاز کاربر: 5807 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,195 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست💓💓💓

      سلام به همه دوستان هم مسیرم🖐️

      مسیر لاغری من گام سی و پنجم :بر علیه خود شاهد جمع نکنید.🌹

      برای لاغر شدن باید موانع لاغر شدن و شناسایی و اونا رو رفع کنیم و باید بدونیم که اهمیت رفع موانع لاغری از روشی که برای رسیدن به لاغری استفاده می‌کنیم خیلی بیشتره ..🌹

       بر علیه خود شاهد جمع کردن برای چاقی یکی از موانع مهم لاغر نشدنه که باید اصلاح بشه .

      باید یاد بگیریم که شرایط زندگی مونو به عوامل بیرونی مثل خانواده ، شانس ، شهر ، محل سکونت ، دولت ،  پدر و مادر….. ربط ندیم ما هر چی که هستیم و در هر شرایطی که الان داریم زندگی می‌کنیم بخاطر فرمول ها یه که چه درست و یا نادرست در ذهن مون ذخیره کردیم و  مقصر فقط خودمون هستیم یاد بگیریم که مسولیت مشکلات زندگی مون بپذیریم این جوری بهتر میتونیم حرکت کنیم و زندگی مونو تغییر بدیم .

      وقتی یاد بگیریم که ذهن مونو کنترل کنیم بعد اگه بریم هنر و فن و حرفه ای و یاد بگیریم نتیجه ای که بدست میاریم خیلی بزرگ تر از تلاشیه که انجام میدیم چون کنترل ذهن و فرمول سازی در زندگی نقش به سزایی داره که خیلی از افراد از این موضوع اطلاعی ندارن به همین دلیل تلاش خیلی از افراد در بیشتر جنبه های زندگی بی نتیجه می مونه.

      خیلی از ما عادت داریم که از خودمون تعریف‌ها یی داریم مثل ( تنبل ، بی عرضه ، کم شانس ، بی حوصله ، خواب آلود ، خنگ …..) وتا یکی از مون چیزی می‌پرسه شروع می کنیم به آه و ناله و درد و دل کردن و به خودمون کلی برچسب های نادرست می‌زنیم .

       معمولاً ما افراد چاق چون که دیگه از بس از روشهای مختلف برای لاغرشدن استفاده کردیم و لاغر نشدیم همه مون دل پر درد داریم و تا جایی صحبت از چاقی و اضافه وزن میشه کلی بر چسب به خودمون می‌زنیم که ( من آبم بخورم چاق میشم ، من آدم کم شانسی هستم ، هر کاری هم کنم لاغر نمیشم ، چاقی تو خون و رگ و استخوانم ریشه داره ، من بی اراده ام ، بی تحرکم ، تنبلم ، اصلا پیاده نمیتونم راه برم ، ……)و کلی تعریف نادرست و آه و ناله و گله و شکایت که همه این اصطلاحات و هم در ذهن مون داریم و هم برای دیگران بارها و بارها تعریف می‌کنیم بعد انتظار داریم که نتیجه زندگی مون تغییر کنه و به خاطر همین تعریف ها و برچسب هایی که در ذهن مون داریم اکثراً همه مون  برای تغییر زندگی هامون خیلی تلاش می‌کنیم ولی نتیجه‌ای که به دست میاریم خیلی اندک و ناچیز و کوچیکه و پس حالا که در مسیر درست قرار گرفتیم حواس مون باشه که ما یک پله از بقیه افراد که در این مسیر نیستند جلوتریم پس از محتوای آموزشی به نحو احسن استفاده کنیم و در زندگی مون به درستی عمل کنیم پس ما الان نسبت به اونا آگاه تریم پس باید آگاهانه تر عمل کنیم پس اگر اونا دیگران و یا خداوند رو مقصر مشکلات شون می‌دونن ما دیگه نباید این ذهنیت و داشته باشیم و همه مون میدونیم که محتویات ذهنی مون باعث شده که جهان هم ما رو در مسیر هایی قرار بده که بهمون ثابت کنه که ما همون تعریف و ادعایی که از خودمون داریم هستیم.پس سعی کنیم کنترل ذهن مونو به دست بگیریم👏👏👏🌹🌹🌹 

      پس به خودمون برچسبهای نامناسب نزنیم ، محتویات ذهنی مونو بررسی کنیم و ببینیم که چه برچسب هایی به خود مون زدیم و بدونیم که اینا مثل پلاک هایی هستند که به خودمون وصل کردیم و جهان هم بر اساس همین بر چسب ها اتفاقات و ، وارد زندگی ما می‌کنه مثلاً اگر فردی به خودش برچسب زده باشه که آدم بدشانس و چاقیه جهان اون فرد و ، وارد مسیر هایی از زندگی می‌کنه که همیشه بدشانس و چاق بمونه .

      پس زمانی که من دارم به خودم برچسب های نادرست میزنم یعنی دارم به جهان و به خود خدا اعلام وجود میکنم  یعنی دارم میگم این ویژگی هایی که برای خودم در نظر گرفتم قبول دارم ، تایید شون میکنم و خودمو یک جورایی لایق اون ویژگی‌ها میدونم و خطرناک تر اینکه با تعریف🗣️ کردن پیش دیگران برای خودم شاهد هم جمع میکنم و با تأیید اونا اعلام میکنم که من شایستگی داشتن این خصوصیات و دارم و جهان هم آدم‌هایی👨‍👨‍👧👨‍👩‍👦‍👦👨‍👨‍👧‍👧 رو در مسیر من قرار میده که به من اثبات کنه که باور من در مورد خودم درسته . مثلاً من خودم زیاد میگم که دست من نمک ندارم و به وفور برام اتفاق افتاده که به آدم های اطرافم خوبی کردم ولی اونا جواب خوبی منو با بدی دادند و من بارها پیش همسر 👩‍❤️‍👨و فرزندانم 👨‍👩‍👦‍👦گریه و آه و ناله کردم که من شانسم کمه و اصلا دستم نمک نداره و اونا هم با من در و دل کردند و حرف‌های منو تایید کردند و هر بار با قاطعیت گفتم که دیگه به کسی خوبی نمیکنم ولی بازم دوباره خوبی کردم و بدی دیدم حالا می‌فهمم که چرا این اتفاق به کرات برای من پیش اومده چون خودم  باعث و بانی تکرار این اتفاقات ناخوشایند بودم البته که متوجه اشتباهم شدم دیگه از این به بعد نمی‌گم که دست من نمک نداره و برای کسی هم تعریف نمیکنم که برای خودم شاهد جمع کنم عوضش میگم من خیلی مهربونم 😚و هر کس نیاز به کمک من داشته باشه من بهش کمک میکنم و آدم های اطراف من همه قدر شناس و با محبت هستن .

      توی دادگاه هم شهادت و حرف و تایید شاهد در تعیین صدور حکم خیلی تاثیر داره .

      حالا خداوند بزرگترین قاضی این جهانه و همه مون هم این موضوع رو قبول داریم . خداوندم شاهد ها  رو مد نظر قرار میده و میبینه که بنده اش برای چسبی که به خودش زده چند تا شاهد داره و اگه یک بنده مثلاً پنجاه تا ، صدتا شاهد داره که آدم بد شانسیه خداوند هم بر اساس شاهد هاش این فرد و در مسیرهایی از زندگی قرار میده که به خود فرد و شاهد هاش اثبات کنه که این فرد بد شانس و این عین عدالته مگه میشه که توی دادگاه فردی برای ادعای  حرفاش مثلاً صدتا شاهد داشته باشه بعد قاضی بیاد بر خلاف نظر و شهادت اون صد تا شاهد رای بده و حکم صادر کنه  

       خداوند هم به همین شکل بر اساس شاهد هایی که ما برای خود مون جمع کردیم در تعیین سرنوشت مون دخیل و تاثیر گذار .🌷

      من فاطمه متناسب خوش اقبال از همین لحظه و تاریخ ۱۴۰۰٫۸٫۸ تعهد میدم که دیگه اصلا و به هیچ عنوان به خودم برچسب های نا مناسب نزنم و پیش دیگران هم تعریف نکم و برای خودم شاهد جمع نکنم در عوض همیشه برچسب و ویژگی های خوب پسندیده برای خودم در نظر بگیرم از خوبی ها و توانمندی و موفقیت هام با دیگران صحبت کنم و برای خودم شاهد های خوب جمع کنم تا اتفاقات خوب در زندگیم رخ بده و به خودم قول میدم و تاکید می‌کنم که اگه ضعفی هم دارم حق ندارم که در موردش با دیگران صحبت کنم فقط و فقط خوبی و جمع کردن شاهد های خوب .🌷🌷👏👏👏

      با تشکر از زحمات استاد گرامی 🙏🙏🙏🌷🌷🌹

      با آرزوی بهترین ها برای خودم و همه دوستان 🌷

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار marzieh753@gmail.com
      1400/07/19 15:49
      مدت عضویت: 1097 روز
      امتیاز کاربر: 6512 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 797 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! همه ما بارها و بارها برای لاغر شدن تلاش کرده ایم و به نتیجه دلخواهمان نرسیده‌ایم و هر بار که بعد از مدتی لاغر شدن دوباره اطرافیان به ما می‌گفتند دوباره داری چاق می شوی، یا به طور کلی هر وقت آنها به ما توصیه هایی در مورد لاغر شدن می‌کردند، ما خودمان را توجیه می کردیم و سعی می کردیم با آب و تاب از زحمات و مشکلاتمان برای آنها حرف بزنیم و مظلوم‌نمایی کنیم و به صورتی خودمان را توجیه کنیم ولی غافل از این بودیم که با این کار داشتیم بر علیه خودمان شاهد و مدرک جمع می‌کردیم. شاهد به معنی گواهی دهنده، ناظر و مشاهده کننده است. شاهد در دستگاه قضایی کسی است که یک واقعه را دیده یا شنیده و می‌تواند در دادگاه به نفع یا علیه متهم شهادت بدهد و نقش او در صدور حکم بسیار مهم است. نه تنها در مورد چاقی بلکه در هر زمینه از زندگیمان که در آن احساس خوبی نداشته ایم یا مورد قضاوت دیگران واقع شده ایم، سعی کردیم با توجیه کردن و دلیل آوردن دیگران را قانع کنیم، در حالی که در تمام این مدت در حال جمع کردن شاهد علیه خودمان بوده ایم و جهان هستی بر اساس شواهدی که در مورد خصوصیات ما وجود دارد، جریانات را برای ما رقم می‌زند. به طور مثال اگر ما باور کنیم آدم بدشانسی هستیم  و در مورد این موضوع بارها با دیگران صحبت کرده و شاهد های زیادی برای این ادعا داشته باشیم، پاسخ جهان هستی به ما چیزی جز بدشانسی، نخواهد بود. این کار باعث می شود برعکس چیزهایی که دوست نداریم، بیشتر به سمتمان بیاید و با این روشی که در پیش گرفته‌ایم، انگار برای همه خصوصیاتمان دعوتنامه می فرستیم و مثلاً بدشانسی را به سمت خودمان جذب میکنیم. حالا که نسبت به این موضوع اطلاع پیدا کردیم باید این روند را متوقف کنیم و برعکس برای ویژگی های خوب شاهد جمع کنیم. در مورد چاق بودن هم همین روند را تکرار کرده ایم و کلی شاهد برای چاق بودن و لاغر نشدنمان داریم و با این کار انرژی منفی بیشتری به کائنات ارسال می کنیم و طبق چیزی که ارسال کرده ایم، واکنش دریافت خواهیم کرد و این مانع از لاغر شدن ما می‌شود. 

      همه کسانی که اکنون در مورد چاقی و لاغر نشدن ما اظهار نظر می‌کنند همان شاهدانی هستند که قبلاً دور خودمان جمع کرده ایم، چرا غریبه ها درمورد ما اظهار نظر نمی کنند؟! بنابراین به خاطر نظر آنها نباید از مسیر منحرف شویم. 

      ما به دو صورت در مورد در مورد چاقیمان حرف می‌زنیم:1_ گفتگوی زبانی یعنی به طور مستقیم در مورد چاقی و مشکلات مان و دلایل لاغر نشدنمان صحبت میکنیم و شاهد جمع میکنیم. 

      ۲ _به صورت مرور افکار، و این زمانی اتفاق می‌افتد که ما به نظرات دیگران در مورد خودمان فکر می کنیم و فرکانس چاقی را به ذهن آن افراد ارسال می‌کنیم. این حالت به صورت نامحسوس انجام می شود. به طور مثال اگر ما به خاطر چاق بودنمان از نپذیرفته شدن در روابط یا مشاغل و غیره ترس داشته باشیم و خودمان قبل از اقدام به این موارد به نتیجه منفی گرفتن فکر کرده باشیم، جهان هستی فکر ما را به واقعیت تبدیل می کند و قطعا موفق نخواهیم شد به خواسته هایمان برسیم. ما نباید نتایجی که در زندگی کسب می‌کنیم را به عوامل بیرونی نسبت دهیم. مثلاً نگویید چون در فلان شهر و در فلان خانواده به دنیا آمده ام و چون شرایط برایم مهیا نبوده است، نتوانسته ام موفق بشوم. اما وقتی مسئولیت را خودمان قبول کنیم و ذهنمان را کنترل کنیم نتیجه ای که به دست می‌آوریم چندین برابر نتایجی است، که انتظارش را داشتیم. 

      یادگیری و کنترل ذهن به این صورت است که آنقدر روی آموزش ها کار کنیم که جزئی از وجود ما بشود و در هر موقعیتی ناخودآگاه کار درست را انجام بدهیم، بنابراین باید تمام برچسب‌هایی که به خودمان زده ایم را شناسایی کنیم و آنها را اصلاح کنیم و از هرگونه برچسب زدن منفی به خودمان خودداری کنیم و فقط برای خوبیهایمان شاهد جمع کنیم. 

      در مورد خودم زمانی که بچه بودم یک مارک پفک تولید میشد که قیمتش 50 تومان بود و درون بعضی از آنها یک عدد ۵۰ تومانی که قیمت خود پفک بود به عنوان جایزه قرار داده بودند. در خانواده ما همه اعضای خانواده چندین بار این ۵۰ تومان را برنده شده بودند ولی من برنده نمی شدم و بارها و بارها به همه می گفتم من آدم بد شانسی هستم و با اینکه بالاخره من هم آن ۵۰ تومان را برنده شدم ولی از همان موقع این برچسب بدشانسی را روی خودم زدم و همیشه به آن جریان استناد می کردم ولی تعهد میدم از امروز ۱400/7/19 هیچگونه برچسب منفی و نامناسب را به خودم نزنم. من به هیچ عنوان بدشانس نیستم وگرنه با این سایت آشنا نمیشدم😍🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      1400/07/16 08:19
      مدت عضویت: 1787 روز
      امتیاز کاربر: 24057 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 284 کلمه

      سلام بر شما استاد عزیز و تمام دوستانم

      یک فایل عالی و آموزنده دیگر

      چقدر از گوش دادن به این فایل لذت بردم و چه اطلاعات نابی دستگیرم شد

      جمع کردن شاهد چقدر قابل درک و آسان این موضوع آموزش داده شد

      کی فکرش را میکرد که حرف زدن از اتفاقات بد زندگی مان باعث شاهد جمع کردن شده بود و مطابق با آن نتیجه گرفته بودیم

      ما فکر میکردیم با درد دل کردن در مورد اتفاقات ناگوار زندگی مان به خودمان حق بدهیم که ما مقصر نیستیم و اینطوری خودمان را تبرئه کنیم غافل از اینکه به کائنات درخواست بوجود آمدن آن اتفاقات را میدادیم

      چه راهنمایی قشنگی که ما باید از اتفاقات خوب و موفقیت هایمان حرف بزنیم ممکن است بعضی ها ما را به قول معروف از خود راضی بدانند اما چه اهمیتی دارد که دیگران راجع به ما چی فکر میکنند

      اصلا اهمیتی ندارد باید اینرا در نظر بگیریم که ما برای خودمان شاهد برای خوبی ها جمع میکنیم و چقدر حالمان از حرفهای خوب زدن عالی میشود

      وقتی ما این عادت را در مورد خودمان بوجود آوریم در مورد دیگران هم خود بخود راجع به خوبیهایشان حرف میزنیم و ارتعاشات مثبت وارد جهان هستی میکنیم و همان به خودمان برمیگردد

      من مدتهاست که حرف زدن از مشکلات زندگی ام را خیلی کم کردم تا حدی که خواهرم از من پرسید آیا از او دلخوری دارم گفتم نه چرا اینرا می پرسی گفت آخه دیگه با من درد دل نمیکنی گفتم من الان با هیچ کس دیگر درد دل نمیکنم چون دارم یاد میگیرم که از افکار منفی کناره گیری کنم و توجه ام را به افکار مثبت جلب کنم چون هرچیزی که به کائنات بفرستی همان را دریافت میکنی

      او حرف مرا تائید کرد و گفت عقیده خیلی خوبیه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار roshaam2002@gmail.com
      1400/06/22 11:24
      مدت عضویت: 1051 روز
      امتیاز کاربر: 331 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,055 کلمه

      بسیاری از ما برای خودمان تعریف هایی داریم و برای تعریف هامون هم شاهدانی جمع کرده ایم .

      من به شخصه برای چاقی و اضافه وزن خودم شاهدی جمع نکرده بودم  ، ولی در عوض برای مشکلات دیگه تو زندگیم تااا دلتون بخواد به خودم برچسب زده بودم و برای دیگران هم توضیح میدادم.

      شاهد به معنای گواهی دهنده ، ناظر و مشارکت کننده بیان شده است .و در دادگاه های قضایی هم داشتن شاهد و شهادت دادن تاثیر زیادی در صدور حکم به نفع طرف است .

      خلاصه هر فرد تعریف هایی از خود دارد  که نشانه ویژگی خاص در خودشه 

      مثلا من برچسب هایی که به خودم میزدم اینا بودن 

      من شانس ندارم 

      نمیتونم خوب بشم

      هیچکس منو دوست نداره 

      دلیل همه ی بدبختی ها منم 

      و……….

      و شاید بیشتر هم بودن که الان چون راجع بشون فکر نمیکنم ، اصلا یادم نمیاد .

      این ویژگی هارو نه تنها دباره خودمون پذیرفتیم ، بلکه به همه هم میگفتیم !

      و همین رفتار مخرب منشا بسیاری از اتفاقات در زندگی ماست .

      و وقتی ما در زندگی برای خودمان توصیفاتی دارریم و اونو برای بقیه هم بازگو میکنیم ، در واقع داریم در جهان برای ویژگی های خودمان شاهد پیدا میکنیم .و سیستم جهان این شکلیه که براساس شواهدی که در هرزمینه ای در مورد ویژگی ما وجود دارد ، اتفاقات رو وارد زندگی ما میکنه .

      و سیستم عملکرد ان به این طریقه که ما هرچی شاهدان بیشتری برای ویژگی های خودمون داشته باشیم ، در واقع باور بیشتری برای اون ویژگی خودمون نسبت به اون موضوعی که براش شاهد جمع کردیم ،داریم . و جهان هستی هم همیشه به باورهای ما واکنش نشان میدهد.

      و میزان باور خودمون به ویژگی های خودمون و با دفعات گفتن به دیگران اضافه کردیم 

      مثلا صد نفر شاهد دارید برای اینکه ادم بدشانسی هستین ؛ بنابراین طبیعی است که جهان مطابق با نظرات شاهدان ما باشه و

      و دلیل این که ما برای خودمون نسبت به موضوعی شاهد جمع میکردیم ، این بود که به دیگران اثبات کنیم که ما بیگناهیم و هر اتفاقی که میفته دست خودمون نیست و بارها تلاش کرده ایم اما فایده  ای ندارد. 

      وقتی ما علاوه بر خودمون چدین نفر دیگه هم میدونستن که تلاش های ما هیچ فاید ه ای نداره، در این شرایط چه میزان انرژی منفی به جهان ارسال میکنیم!

      در واقع اگه عقیده ما این باشه که ما لاغر نمیشیم و برای خودمون هم شاهد داشته باشیم ، مهم نیست که چقد تلاش کنیم ، چون نتیجه هیجوقت تغییر نمیکنه و ما چاق میمونیم !

      و اینکه افرادی با ما روبه رو میشوند و ویژگی های مارو به ما یاداوری میکنن ، دو دلیل داره 

      1. گفتگوی زبانی : که در این روش ما درباره خودمون به دیگران گفتیم و برای خودمون شاهد جمع کرده بودیم
      2. مرور افکار : که ما درباره دیدگاه و نظر دیگران نسبت به خودمون فکر میکنیم ، به صورت ذهنی فرکانسشو به جهان و و به ذهن فرد موردنظر ارسال میکنیم .

      برای من هم بارها پیش اومده بود که میخواستم جایی برم و با خودم فکر میکردم که نکنه مثلا ازم درباره فلان موضوع سوال بپرسن یا بهم بگن ، چطوری شدی و چطوری نشدی و… 

      و دقیقا هم درباره اون ها صحبت و بحث میشد .

      بنابراین جهان هستی نسبت به احساسات ما به ما پاسخ میدهد نه بر اساس عوامل دیگه ای

      وقتی ما کنترل ذهن و یادبگیریم و تسلط پیدا کنیم  بر فرمول سازی های ذهن ، نتایج خیلی بزرگ تر و گسترده تر میشه و قابل مقایسه با تلاش ما در هر زمینه ای نیست.

      دقیقا من هم از سال گذشته که با قدرت ذهن اشنا شدم و اونو در خودم بکار گرفتم ، واقعا زندگیم و اوضاع حالیم تغییر کرده والان  واقعاااا زندگیم و شرایطم عالیه  خداروشکر ، در صورتی که تا دوسال پیش تر افسردگی داشتم و انسان به شدت نا امیدی بودم ولی معجزه برام اتفاق افتاد که خودم هم ایجادش کردم ، قدرت ذهنم و بکار گرفتم .

      نتیجه خودمون در زندگی و به عوامل بیرونی خودمون ربط ندیم .

      منم از سال پیش که با قدرت ذهن آشنا شدم ، هیچگونه برچسبی به خودم نزدم و همه ی برچسبا رو کندم ، و برعکس برچسب های خوب و شرایطی که میخواستم داشته باشم و به خودم زدم و ونتیجه هم گرفتم و برای اونا برای خودم شاهد جمع کردم و الان واقعااا همه چی تغییر کرده و بهتر شده ، اصلا راجع به اتفاقات اطرافم فکر نمیکنم و اهمیت نمیدم و از سال پیش تا الان یک برچسب نادرست به خودم نزدم و هروقت هم به مسیله ای برخوردم با دیگران در میون نزاشتم و علیه خودم شاهد جمع نکردم و اون مسیله به راحتی وبه سرعت برطرف شد.

      در واقع من تا سال پیش ادمی بو دم که هزاران برچسب به خودم میزدم و همش دیدم و باورم نسبت به خودم منفی بود و متوجه شدم که مشکل از من و افکار منه و دقیقا از وقتی که تصمیم گرفتم دیگه به چیزهای منفی فکر نکنم و خودمو با باورهای مثبت پر کنم و هر اتفاقی میفتاد و به خودم ربط نمیدادم و به خودم چیزهای عالی و خوب و ربط دادم ، دقیقاااا اوضاع همانطوری تغییر کرد ! و همه چی بهتر شد و ارامش پیدا کردم ، اعتماد بنفسم خیللییی بیشتر شد و در مسیر خواسته هام قرار گرفتم و……

       و الان هم که با هرکس که صحبت میکنم در رابطه با تواناییها و موفقیتهام صحبت میکنم و الان هم شاهد های زیادی دارم.

      پس واقعا جهان هستی طبق باورها و انتظار های ما و شاهد هامون بهمون پاسخ میده ، مواظب افکارمون و باورهامون و شاهدهامون باشیم!

      گر چه من خیلی وقته در رابطه با ضعف هام با کسی صحبت نمیکنم و برای خودم شاهد جمع نکردم ولی بازهم اینجا تعهد میدم که از الان تاریخ 1400/ 06/21 تا اخر عمرم برای خودم شاهد جمع نکنم و اگه هم جمع کردم ، شاهدام ، شاهدان قدرت و توانایی ها و موفقیت های من باشند.

      خداوند اونقدرسریع الحساب و بخشندس که اگه ما ازش 10 تا بخوایم ، اون بهمون 100 تا میده ، همونطور که خود من تصمیم گرفته بودم که دیگه منفی گرا نباشم و ب خودم وصله های بد بزنم ، تا 3 روز معحزه ی اصلی زندگی من رقم خورد.

      ما بسیار توانمند هستیم ، چون از روح خداوند هستیم ، و خداوند همیشه برترین صفات رو داره ، پس ما هم صفات خداوند رو در خودمون داریم ، این برچسب هایی که به خودمون زدیم ، همه الکی و مزخرفه ، از خواب غفلت بیدار شیم !

      شاد و پیروز و متناسب باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1400/06/20 18:37
      مدت عضویت: 1728 روز
      امتیاز کاربر: 30711 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,143 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 

       من یاد گرفتم نتایج زندگی خودمون رو نباید ربط بدیم به شرایط اطرافمون  مثلا شهر و کشور و تحصیلات  و …. دقیقا مثل استاد که بدون اینکه از شهرش،و یا  کشورش خارج بشه و یا بدون اینکه مدرک تحصیلیش رو تغییر بده کلی نتایج بزرگ  در زندگیش رقم زده و مهمترین اون کسب و کار جدیدش و میزان در آمد بالای  ایشون هست که حتی برای خودش این همه تغییرات بزرگ در زمان کم قابل باور نیست چه برسه به اطرافیانش اما تمام اینها به خاطر کنترل ذهن و آموزش ذهن  و کار کردن روی خودش هست  یعنی استاد هر چیزی رو یاد میگیره در زندگی خودش عملیش میکنه  و اینقدر تکرارش میکنه تا اون موضوع  جزیی از زندگیش  بشه .

       من هم اون موقع ها خیلی  به خودم برچسب میزدم که من آدم توانایی در انجام کارها نیستم من آدم دانا و آگاهی در زندگی  برای حل مسایل و مشکلات و .. نیستم  بارها میگفتم من آدمی با قدرت بیان بالا نیستم من آدم تاثیر گذار و محبوب و دوست داشتنی نیستم من آدم با اعتماد به نفس بالا  نیستم من آدم شاد و سرحالی نیستم و …خیلی وقتها میشد من با کسی حرف میزدم و اون شخص میپرسید که دیروز  کجا بودی چه خبرا  بود  ؟؟؟و من شروع میکردم به بازگو کردن هر اتفاق منفی وبه ظاهر بد ی که اگر رخ داده و یا اینکه میخواسته رخ بده و اما رخ نداده و هر چیز ناخوشایندی رو تعریف میکردم هر صحنه ی بدی رو که دیده بودم و یا هر حرکت بدی و یا  هر رفتارو یا برخورد بدی که تجربه کرده بودم حالا  اگر خودم  با کسی داشتم و یا کسی با من داشته و ….. در کل خودم رو آدم ضعیف و نادرست و غیر محبوب و … میدونستم و برای همه توضیح میدادم و من همیشه  یه تعریف هایی از خودم داشتم که برای بعضی از افراد که باهاشون راحتم خصوصا خواهرم میگفتم و بیشتر باور میکردم که اره اینطورم و دقیقا همون حرفها رو در زندگیم بیشتر تجربه میکردم و در  مورد چاقی هم همینطور بودم کلی تعریفهای بدی  از خودم داشتم که هزاران بار اونها رو به خودم  می گفتم و به دیگران هم می  گفتم که مثلا  من آدم بی اراده ای هستم ، من آدمی  با اشتهای زیادی هستم من آدمی هستم که همیشه  میل به خوردن دارم و گرسنه هستم من آدمی هستم که عاشق خوردن غذا هستم و از این کار خیلی لذت میبرم پس دوست دارم همیشه بخورم و یا اینکه من به سختی لاغر میشم و به راحتی چاق میشم و یا اینکه من آب هم بخورم چاق میشم من اصلا  جرات خوردن خیلی از  غذاها رو ندارم  اما وزنم خیلی بالا هست .

      دلیل اینکه  در گذشته و شاید حالا من در جنبه های مختلف زندگی دارم تلاش میکنم  که اوضاعم رو خوب کنم اما نمیتونم چون کلی تعریف در مورد خودم  درست کردم  و به بقیه و خودم بارها گفتم و برچسب زدم  .

      مثلا من کسی رو میشناسم که میگه من آدم احساساتی هستم و اگر چیز غمگینی و یا شادی   بشنوم و یا ببینم  سریع گریه میکنم و واقعا هم  این کار رو میکنه و این اتفاق براش میفته و حالا  سوژه ی جمع شده  چرا ؟؟؟ چون بارها به همه  گفته و جهان اون رو به راه هایی هدایت میکنه که بارها خودش گفته .

      منم  قبلا زیاد به خودم و بقیه  گفتم  که حافظه ی خوبی ندارم مثل این دوست عزیزی که استاد گفت  ومن بارها به اطرافیان میگفتم حافظه ی بدی دارم چون اطلاعات عمومی ضعیفی دارم خیلی از مسایل جعرافیای و تاریخی کشور و جهان رو بلد نیستم اما در جایی دیدم بزرگی گفتن انیشتین هم همینطور بوده واگر نیازی داشتن  از کتابهای مربوطه کمک میگرفتن  و از حافظه اشون  برای این مسایل  استفاده  نکردن  و  ایشون هم  میگفتن    پس ذهنتون رو  از  این چیزها پر نکنید چون امروز با این امکانات اینترنت و  گوشی …. هر وقت که خواستین سرچ کنید و اون اطلاعات مربوطه رو  در یک لحظه  پیدا کنید و من هم دیگه از این قضیه  ناراحت  نیستم  .و  اما در گذشته همین پایین بودن اطلاعات عمومی من در زمینه ی تاریخ و جغرافیا و سیاست و … باعث شده بود که آدم بی اعتماد به نفسی باشم که نتونم هیچ وقت در جمع  راحت حرف بزنم و یا نظرم رو بگم و به خودم میگفتم ادم اگاه و دانا و به روز و توانایی در حرف زدن نیستم و با این افکار هیچ وقت نتونستم آدم محبوب و تاثیر گذاری و آدمی با قدرت بیان خوبی باشم و در جمعی شرکت کنم و یا دوستان زیادی داشته باشم و …..چون انتظارم از خودم این حرفها بود  بقیه هم دقیقا همچین نگاهی به من داشتن و هیچ وقت نه با من صمیمی میشدن نه من رو برای گفت و گو کردن انتخاب میکردن و نه از من نظری میپرسیدن نه اینکه من رو آدم مناسبی  برای  راهنمایی کردن  و مشورت کردن میدونستن پس خیلی مهم محتویات ذهنیم رو بررسی کنم ببینم چه برچسبهایی به خودم زدم .

       پس  اگر  در گذشته میگفتم من آدم به درد نخور و ضعیف و نادان و بی اعتماد به نفس و بی اطلاعات و …. هستم و یا کسی من رو دوست نداره  و یا قدرت بیان خوبی ندارم و نمیتونم با بقیه خوب ارتباط بگیریم و بقیه برای من ارزش قایل نیستن و …اینها مثل برچسبهایی هستن که به خودم در گذشته زیاد میزدم و جهان هم دقیقا همینها رو نشون من میداد و اونها رو وارد زندگی من میکرد یعنی اگر من بارها بگم من آدم لایق و دوست داشتنی و با ارزشی نیستم جهان همین مورد رو میگرده  که  ببینه کی این برچسب رو داره و دقیقا اون شخص رو وارد مسیرها  و راه هایی میکنه که این موارد رو تجربه کنه در واقع تو  با برچسب زدن به خود خدا گفتی من چنین آدمی هستم که مثلا نمیتونم خوب صحبت کنم قدرت حرف زدنم ضعیف هست و خدا  هم طوری با تو رفتار میکنه که تو این قضیه رو بیشتر تجربه کنی و آدم این چنینی بشی و یا مثلا اگر بگی من آدم دوس داشتنی نیستم دقیقا جهان افرادی رو سر راهت میزاره که به تو میگن تو آدم دوست داشتنی نیستی چون خودت داخل ذهنت به خودت برچسب زدی و حالا کار خطرناک ترمن این بود علاوه بر مرور کردن این افکار در ذهنم میومدم به آدمهای اطرافم هم  بارها میگفتم و اما  وقتی من میام در مورد ضعفهای خودم با خواهرم و همسرم و یا دخترم بارها و بارها حرف میزنم دارم برای خودم شاهد جمع میکنم که ای مردم بدونید که من آدم ناتوان و بی ارزش و دوست نداشتنی  و …. ای هستم .

      من خیلی شاهد نداشتم اما با همون چند نفر شاهد که برای خودم جمع کرده بودم بارها و بارها در مورد این موضوعات و برچسبهای خودم حرف میزدم شاید هر روز با خواهرم در باره  این موارد حرف میزدم که من آدم این چنینی هستم و دیگه بقیه هم میدونستن و منتظر بودن که بقیه ی اتفاقاتی که در این خصوص برای من میفته رو براشون بگم و اما ته دلم دوست داشتم آدم بهتری با شخصیت بهتری بشم و هر وقت آدم دانا و آگاه و با اعتماد به نفس و محبوب و با قدرت بیان بالا و زیبا میدیدم میگفتم چرا من اینطور نیستم ؟؟؟اما خودم این برچسبها رو زده بودم به خودم و برای خودم شاهد جمع کرده بودم و هر روز در مورد این مسایل شخصی خودم با اونها حرف میزدم .

      اما اگر خداوند رو قاضی جهان در نظر بگیریم  خدا نگاه میکنه ببینه  هر بنده اش چندتا شاهد داره  که چه چیزی در مورد اون میدونن اگر بنده اش صد شاهد داره که اونها میدونن این فرد آدم بدبختی هست خوب قطعا خدا هم بدبختی های بیشتری به اون بنده میده که کلی شاهد داره که من بدبختم .

      خود منی که بارها گفته بودم من آدم  خوش بیان و دانایی نیستم و من آدم محبوبی  و توانایی و .. نیستم  دقیقا  خداوند مسیرهایی رو وارد زندگی من میکرد که ب تمام اون شاهدها و به  بقیه  و خودم اثبات بشه من آدم نادان با قدرت بیان ضعیفی هستم که دوست داشتنی و …. هم نیستم .

      خداوند هم  بر اساس،شاهد هایی که من جمع میکنم در زندگی من تاثیر گذار هست .

      من یادم میاد این اواخر که با وجود ورزشهای منظم و سنگین و رژیم های سخت و محدود کنه که  داشتم لاغر که نمبیشدم هیچ چاقتر هم میشدم به هر کس میرسیدیم میگفتم من هیچی نمیخورم اما چاق میشم ورزش هم جواب نمیده من دیگه  چون قرص میخورم و کم کاری تیرویید دارم باید چاق و چاقتر بشم سوخت و سازم کم هست من بدنم با متناسبها فرق داره و …… اما از وقتی وارد دوره ها شدم دیدم نه خیر من کلی دلیل و توجیه برای چاقی و رفتارهای پرخوری خودم دارم که اینها من رو چاق کردن   پس باورهام رو تغییر دادم و دیگه  نتیجه رو ربط ندادم به قرص و دارو و اشتها و کم تحرکی و سوخت و ساز پایین و کم کاری تیرویید و …. دیکه این حرفها رو نزدم و هیچ شاهدی جمع نکردم برای خودم در زندگی و همه رو از خودم کندم و انداختم دور و گفتم خودم مسول چاقی خودم هستم و خوم با افکار و باورها و رفتارهای خودم باعث چاقی خودم شدم پس خودم مسول لاغری خودم هستم و در بقیه ی جنبه های زندگیم هم همینطور از همون موقع که این فایل رو شنیدم دیگه یادم نمیاد با هیچ کس نه خواهرم نه همسرم نه فرزندم در مورد اون برچسبها حرف زده باشم و حتی در ذهن خودم اونها رو مرور نمیکنم و به خودم میگم اگر این کار رو کنم دارم به خودم برچسب میزنم و نکردم دیگه  این کار رو  و هرگز انجام  ندادم و در مرحله ی اول خودم رو بهتر دوست داشتم و پذیرفتم و با خودم در صلح بهتری قرار گرفتم واارامش پیدا کردم و جریانات زندگی من شروع کرد به تغییر کردن من اعتماد به نفسم بهتر شد ادم محبوب تری از قبل شدم من قدرت بیانم از قبل بهتر شده دانا تر و اگاه تر شدم و خیلی از مسایل رو به راحتی حل میکنم و اگر نیاز باشه گذر میکنم و اصلا به اونها فکر نمیکنم و …….چون دیگه شاهد جمع نکردم و دقیقا بر عکس یاد گرفتم بر نکات مثبت خودم  و اطرافم تمرکز کنم و هر چند کوچک اونها رو برای خودم و اطرافیانم بلد کنم و فقط از اونها حرف بزنم  بارها برای خودم اونها رو مرور کنم و احساس ارزشمندی و لیاقت و  محبوبیت و توانمندی و … کنم و یه موردی که خیلی به من  از این احساسهای خوب در مورد خودم  میده همین بودن در این مسیر و داشتن این اگاهی ها  هست که بارها میگم ببین چقدر محبوب خدا و عزیز خدا بودم و بنده ی  دوست داشتنی بودم که خدا من رو وارد این مسیر ها کرده و هر جا وارد میشم با اعتماد به نفس بیشتری صحبت میکنم و با حال بهتری و حس بهتری حرفم رو میزنم و نتیجه های من بسیار متفاوت شده و من همینکه میام داخل سایت مینویسم این حرفها رو دارم برای خودم شاهد جمع میکنم که من فروغ تغییر کردم و دیگه اون فروغ گذشته نیستم من آدم بسیار عالی و با ارزش و توانا و دانا و اگاه و …. ای هستم وبه هیچ عنوان در مورد ضعفهای خودم دیگه با هیچ کس حتی با خودمم حرف نمیزنم که شاهد برای خودم جمع کنم .

      چقدر خوشحالم در سایتم و کلی شاهد برای موفقیتهای خودم دارم و چون بیشتر نتایج من درونی هست و مربوط به خودم هست ممکنه برای خیلیها قابل لمس نباشه و باور نکن و یا در این مدار نباشن و من هم نمیگم اما برای بچه های سایت که مثل خودم در این مسیر هستن به راحتی میگم و شاهد جمع میکنم که من بسیار در زمینه ی لاغری و تناسب اندام  و روابط و اعتماد به نفس و خود باوری و سلامتی و ….. پیشرفت داشتم و دلم میخواد اینقدر پیشرفت کنم که  یه ورژن خیلی جدید از خودم بشم .

      و   اگر من از خودم و ضعفام گله و شکایت کنم  خود خدا  هم میگه من انبار خوشبختی داشتم و بدبختی هم داشتم و تو برای خودت شاهد برای بدبختیهات جمع کردی من هم از انبار بدبختی ها بهت دادم حالا شاهد جمع کن من آدم خوشبختی هستم از انبار خوشبختی ها بهت میدم به همین سادگی 

      من از امروز ۲۰ شهریور ۱۴۰۰ بازم تعهد قویتر میدم که شاهد برای خوشبختیهام جمع کنم و به سعادت و خوشبختی های بیشتر و بالاتر برسم  و به جریانی از نعمتهای زیاد خواهم رسید و در مورد ضعفهام با هیچ کس حرف نمیزنم و نخواهم زد .

      منم  عاشق این صفت خداوندم که از خودش  ده میخوام و اون صد میده  در واقع   خدا از چیزی که من میخوام  خیلی بیشتر میده و این صفتش در کنار بقیه صفتهای عالیش فوق العاده هست .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار darya.69.ft
      1400/06/19 23:58
      مدت عضویت: 1595 روز
      امتیاز کاربر: 713 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,059 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی

      برای رسیدن به هر خواسته ای همیشه یک راه هست و

      برای نرسیدن به اون خواسته هزار بهانه .

      توی زندگی همیشه دوست داشتیم بهترین حال ممکن رو داشته باشیم شاگرد اول کلاس باشیم و بهترین دوست ها مال ما باشه و بهترین جا ها برویم و بهترین موقعیت شغلی نصیبمون بشه و بهترین زندگی رو برا خودمون بسازیم

      ولی توی رسیدن به این موقعیت ها همیشه بنا بر عقیده ای که از رفتار و گفتار دیگران نصیبمون شده بود که همیشه بخت و اقبال باهات یار نیست .رو بارها شنیدیم و همیشه توی مسیر هایی که می خواستیم قدم برداریم این جمله رو مد نظرمون قرار می دادیم .

      همین عامل باعث می شد امید به موفقیت پنجاه درصدی  برا خودمون مد نظر قرار بدیم و گاهی هم به شانس متوسل بشیم برای موفقیت.

      توی این همه سال هیچ وقت به قدرت و توانایی خودمون ایمان نداشتیم .و با هر بار شکست همیشه بخت و اقبال و شانس و عوامل بیرونی مقصر میدونستیم و این قدر این موقعیت ها برامون تکرار شد که به یقین رسیدیم ۹۰ درصد موفقیت  بسته به شانس و اقبال و عوامل بیرونی هست.

      واین وسط هر کدوممون بالاخره توی خانواده ای زندگی می کردیم که همه انتظار پیشرفت و موفقیت رو برای ما داشتن و مجبور بودیم برای هر بار شکست کلی توضیح بدهیم که چی شده که من نتونستم موفق بشم

      دیگه این توضیح دادن شد برامون عادت که برای هر کاری باید به دیگران توضیح بدهیم در واقع خودمون خوشمون اومده بود که توضیح بدهیم

      چون با توضیح یک دلیل قدرتمندی برای عدم موفقیتمون می آوردیم و کمتر یه  ناتوانی خودمون توجه می کردیم و خودمون نا توان جلوه نمی دادیم.

      بالاخره هیچ کس دوست نداره توی چشم دیگران نا توان به نظر بیاد.

      این روال رو پیش گرفتیم و دیگرانم به شنیدن توضیحات ما عادت کردند تا اینکه شکست ها زیاد شد و دیگه عوامل بیرونیم دلیل محکمه پسندی نبود برای عدم موفقیتمون و پی به عیب خودمون بردیم و یه جورایی پذیرفتیم که  مشکل از من هست که موفق نمیشم .

      و این بار توی توضیحاتمون یک نسخه ای جدیدی مجوز کردیم و اونم عیب هایی که بر روی خودمون می گذاشتیم بود که من ژنتیکی این مشکل رو دارم و من تنبلم و من بد اقبالم و من سرنوشتم با بدبختی گره خورده و …

      در واقع بیشتر ناله بود تا دلیل

      و اینجاست که باید گفت شکر نعمت ، نعمتت افزون کن .کفر ،نعمت از کف ات بیرون کند.

      ما نا شکری کردیم و شدیم اون شاگردی که همیشه ناله میکنه و از بدبختی هاش میگه و جز نفرات رفوزه کلاس درس خدا شدیم.

      وقتی کنترل ذهنت دست بگیری توی خیلی از زمینه ها پیشرفت می کنیم

      دلیل اینکه توی خیلی از جنبه ها پیشرفت نمی کنیم به خاطر تعریف هایی که از خودمون داشتیم

      وقتی جهان مدام حرف ما رو از بدبختی ها شنیده اونم همیشه ما رو توی اون مسیری قرار میده که برامون اثبات میشه ما همون آدمی هستیم که همیشه تعریفش رو کردیم  .

      من از کوچیکی بیشتر سعی کردم خودم رو با ویژگی های مثبت معرفی کنم

      بابام هم همیشه مشوق من بود توی این مسیر

      شجاع و نترس و قوی و کار بلد و هوش قوی و اراده قوی و مصمم بودن و به هر چی دلم بخاد حتما میرسم و کار نشد برای من وجود نداره و اجتماعی بودن و همیشه اهل لبخند بودن و آدم راز دار و قابل اعتماد بودن  رو ویژگی هایی بود که از کوچکی برای خودم ساختم و هر سال قوی ترش کردم و تا اینکه همه من رو با این ویژگی ها  می شناسن.

      توی زندگی در ارتباط با غریبه ها بارها شده که یک نفر به من اعتماد کرده و کلی راز نگفته حتی به دوست صمیمی اش به من گفته و من به خودم بالیدم برای این اعتمادی که دیگران به من دارند .

      ما سال ها مسیر اشتباه طی کردیم و برای لاغری قدم برداشتیم ولی با شکست مواجه شدیم .

      مسیر اشتباه بود ولی ما نادانسته برچسب هایی به خودمون زدیم.

      پر کاربرد ترین برچسب آدم های چاق اینه که  من هرکاری شروع کنیم نصفه نیمه ول میکنم مخصوصا لاغر شدن

      نباید از خودمون تعریف نا مناسب داشته باشیم و برچسب بزنیم.

      چون جهان بر اساس همون تعریف ها روزها و شب ها ما رو توی اون مسیر که ما برا خودمون توی ذهنمون ساختیم قرار میده

      برچسب بد نزنیم و همیشه انتظار خوب از خودمون داشته باشیم

      خیلی مهمه محتوای ذهنیمون بررسی کنیم که این برچسب ها رو به خودمون نزنیم

      جهان بر اساس برچسب ها  اتفاق ها رو وارد زندگیمون  میکنه

      بدتر از این برچسب ها گفتن این ویژگی ها به دیگرانه  

      وقتی ما در مورد خودم یه دیدگاهی داریم و به دیگران میگیم

      توی جهان داریم برا خودمون شاهد جمع میکنم

      شاهد علیه خودمون جمع نکنیم

      یکی از ارکان تصمیم گیری دادگاه شاهده و طرف با آوردن شاهد میتونه حقش رو دادخواهی کنه .

      خداوند قاضی این جهان هست  خداوند شاهد ها رو درمورد بنده اش می بینه و بر اساس اون جریان ها رو وارد زندگیش میکنه

      شاهد حرفمون رو تایید میکنه خداوند بر اساس اون حرف شاهد ها در سرنوشت ما تاثیر گذاره

      خداوند برای ما تصمیم به چاقی نگرفته و همیشه دلش میخاد متناسب باشه

      خداوند ما رو درست خلق کرده و عوامل دیگر باعث چاقی ما شده

      عوامل بیرونی رو مانع برای پیشرفت خودمون در نظر نگیریم

      مشکلات  رو علیه خودمون به کار نبریم و شاهد جمع نکنیم

      اصلا در مورد خودمون حرف بد نزنیم

      همیشه در مورد موفقیت وتوانمندیمون حرف بزنیم داریم شاهد جمع میکنیم که ما موفق هستیم و به هر چی میخواهیم می رسیم

      حق نداریم ضعف هامون رو به دیگران بگیم

      دیگران رو شاهد خیر و خوبی هامون باشن نه بدبختی هامون

      من آدم مصممی  در رسیدن به خواسته هام هستم

      از امروز من تعهد میدم برای مشکلات و اتفاق های بدم شاهد جمع نکنم

      خداوند سریع الجواب و بی نهایت بخشنده هست.

       درمورد چاقی حرف نزنیم و بهانه نیاریم برای رسیدن به خواسته هامون

      خداوند برای چی میگه ای بنده من اگه خطا کردی نرو جار بزن و بیا به من بگو من گناه تو پاک میکنم و در توبه بازه

      اینقدر خاطر ما برای خداوند عزیزه که فرشته مامور ثبت گناهی که بر روی شانه هایمان هست رو با اولین گناه عوض میکنه و بهش دستور میده تا توبه کرد گناهش پاک کن تا خاطره خوبی از ما در دفتر اون فرشته ثبت بشه و شاهد دوتا اعمال بد ما نباشه.

      برای خودمون ارزش قائل باشیم و همیشه از خوش هایمان بگیم نه از بدبختی ها

      باورمون درمورد لاغری درست بشه خیلی راحت رفتارمون به صورت خودکار اصلاح میکنیم و متناسب میشیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 5410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 494 کلمه

      به نام خدای بخشنده و مهربان 

      روز ۱۵۰: روز ۵۴ تکرار، جمعه ۱۴۰۰/۶/۱۹

      سلام 

      علیه خود شاهد جمع نکنید

      با فراگیری کنترل ذهن در هر جنبه از زندگی نتایج بسیار درخشان تری بدست می آید. 

      موفقیت های خود را منوط به مدرک تحصیلی، موقعیت، شهر ، کشور ، دارایی و ….نکنید. فقط و فقط زمان خود را صرف کنترل ذهن خود کنید تا نتایج شگفت انگیزی دست آورید.

      وقتی بتوانید در مسیر رسیدن به اهداف، ذهن ناخودآگاه خود را متقاعد و همراه خود کنید، سرعت رسیدن به هدف بسیار بیشتر می شود و نتایج فوق العاده بدست خواهیم آورد.

      یک نکته مهم این است که بخودمان برچسب نزنیم و از آن بدتر در مورد این برچسبها به دیگران توضیح ندهیم. با شرح و توضیح آنچه در مورد خود پذیرفته ایم به دیگران علیه خود برای آن صفات منفی شاهد جمع می کنیم.

      یکی از دلایل عدم موفقیت ما در زمینه های مختلف ، وجود شاهدان متعدد برای عدم توانایی ما در رسیدن به آن هدف است. و کائنات ما را به سمتی سوق می دهد که برای آن شاهدان متعددی داریم. شاهدانی که خودمان با ناآگاهی علیه خود جمع کرده ایم.

      باید محتویات ذهنی خود را مرور کنیم و برچسبهایی که به خود زده ایم را شناسایی کنیم. دیروز دخترم موسیقی “ یه دونه حساس من ” رو هی تکرار میکرد و موافق بود که خودش هم حساس هست و من گفتم دخترم بخون “ یه دونه جذاب من”  چون حساس بودن خوب نیست و تو رو آسیب پذیر می کند و به او تاکید کردم مواظب برچسبهایی که بخودت میزنی باش.

      من همیشه اعتقاد داشتم بسیار خوش شانس هستم و همیشه در قرعه کشی ها بهترین نتایج را بدست می آورم یا در بازی بیشترین تاس جفت متعلق به من بود. و مدیران با من بهترین رفتار رو داشته و دارند. و ….

      من به رزاق بودن خداوند و برکت پولی که از راه درست بدست می آید معتقد هستم و به لطف خداوند هیچوقت برای  پول لنگ نمانده ام. همیشه برای انجام هر کاری قبل از اقدام به انجامش ، مبلغ آن در کارتم موجود بوده است.

      من در زمینه چاق شدن و چاق ماندن و نتیجه بخش نبودن شیوه های لاغری که به کار می بردم متاسفانه مدت مدیدی شاهد جمع کرده بودم. در روزهای نخستین ورود به سرزمین لاغرها مثل وزن کردن ، صحبت درباره چاقی و مبارزه با چاقی و …. ممنوع شد و می توانم با افتخار بگویم در این مدت پایبند به تغییر شاهدان چاقی خودم بوده و هستم. الان شاهدان زندگی من موافق هستند که در مسیر لاغری قرار دارم و هر روز لاغرتر می شوم و به لطف خدای مهربان هر روز متناسب تر و سالم تر می شوم.

      اگر شاهدان خوشبختی و تناسب اندام برای خود جمع کنم قطعا خوشبختی و تناسب اندام را از خدای بخشنده و مهربان هدیه خواهم گرفت.

      خدایا سپاسگزارم که من کم می خواهم ولی تو با بزرگی و بخشندگی خود چندین برابر به من می بخشی. خدایا تو را آنقدر سپاس برای خدایی بی نظیرت که خودت راضی باشی بزرگ پرورگار من. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      1400/06/15 14:56
      مدت عضویت: 1760 روز
      امتیاز کاربر: 11971 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 266 کلمه

      سلام استاد 

      استاد خواهرم در دوره های لاغری زیادی شرکت کرده و وقتی دوره شما رو با دوره های خودش مقایسه میکنه و پیگیریهاتون میبینه میگه فکر کنم برای پول کار نمیکنه انکار هدفش خیلی مهم تر فکر کنم برای خدا واقعا میخواد یک عده رو لاغر کنه

      دیروز تو تلوزیون فرد معتادی نشون داد که ترک کرده  و بود الان کارخونه تشک خواب داشت و افراد معتاد که پاک شده بودن میاوارد تو کارخونش و میگفت کسی بوده پنجاه بار ارک کرده و دوباره رفته سراغ مواد و ما ولش نکردیم یاد شما افتادم استاد شما هم اتقدر فایلهای عالی میزارید ادم هر چند بار لیز بخوره باز جذب میشه

      من مدتهاست دیگه اعتراض نمیکنم یادم وقتی ازدواج کرده بودم دوش حماممان خراب بود و طبقه بالای مادر شوهرم اینا بودیم و بعد چهار سال ما از اونجا رفتیم یعنی مشکل از دوش نبود از لوله کشی ساختمان بود و اونها به جای ما مستاجر گزاشتن و مستاجر همون روز اول اعتراض کرد و مادر شوهرم گفت چه حرفی عروس من و پسرم چهار سال اینجا بودن هیچ مشکلی نداشت و به من گفت که مستاجر این حرف زده من گفتم راست میکه دوش خراب بود و بد اب میومد گفت پس چرا هیچی نگفتی واقعا موندم که چرا هیچی نگفتم شاید این حمام مجهز و جکوزی و اب پر فشار نتیجه اعتراض نکردن به اون دوش خراب

      استاد من کلا از قبل دوره اهل شاهد جمع کردن نبودم ولی دوره باعث شده بود که خیلی تو این زمینه پیشرفت کنم و در موردهایی که شاهد جمع میکردم خیلی ضعیف بودم که اصلا نمیخوام مثال بزنم ممنون عالی بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      1400/06/03 16:40
      مدت عضویت: 1257 روز
      امتیاز کاربر: 12173 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 318 کلمه

      بنام خدا 

      با سلام خدمت دوستان و استاد عزیز 

      این فایل منو برد به دوران دبستان که هنوز خبری از چاقی و اضافه وزن من نبود از شانس میخوام بگم من یادمه از همون موقع خودم را آدم بد شانسی می دیدم الان که فکر میکنم دلایل خاصی نداشتم اما چرا من خودم را بد شانس بی اراده می دیدم تا جایی که یادمه یکی از علل آن کم توجهی معلم به من و بر خلاف توجه زیاد به بعضی از هم کلاسی می گفتم خدایا من چقدر بد شانسم که معلم با من ایطوری رفتار می کنه و علتهای دیگه می خوام بگم این ریشه بد شانسی از اون موقع در من بود و همیشه هم تو تمام کارها من بد شانسی می آوردم و یه طوری به من ثابت شده بود که اره واقعا همین طور ه تو اضافه وزن هم همین طور دوستام را می دیدم چقدر متناسب و خوش تیپ میگفتم اخه چرا من باید ایطوری باشم همیشه توضیح میدادم که من چیزی نمی خورم ولی ایطورم دیگه استعداد دارم کاریش نمی شه کرد گاهی مهمانی یا مراسم عروسی دعوت می شدیم غذامو همش میزاشتم که کسی نگه چقدر می خوره .

      همیشه دنبال راهی بودم که لاغر بشم که کسی دیدم بگه فلانی لاغر شدی و یکم روحیه بگیرم بعضی موقع ها خواستم بدم خرید از خونه می گفتم میدونم الان سایزم نیست و دست خالی میام و همین هم میشد چون جهان هستی بر اساس افکار من برام زندگی را رقم میزد .

      اما الان چند ماهی هست که با سایت لاغری با ذهن اشنا شدم و خدا شکر که،نتیجه خوبی گرفتم و راضی هستم درسته که هنوز کاملا متناسب نشدم اما از اون نقطه شروع خودم تا الان خیلی جسم من متناسب تر شده و به امید خدا در این مسیر با استمرار به نتیجه نهایی که متناسب شدن کامل هست خواهم رسید .از شما هم ممنونم استاد به خاطر این فایل بسیار عالی .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s99malekan
      1400/05/29 13:02
      مدت عضویت: 1420 روز
      امتیاز کاربر: 7470 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 431 کلمه

      ما همونیم که بهش فکر میکنیم…ما همونیم که فکر میکنیم هستیم….ما آنیم که آنیم

      سلام به استاد عزیز و دوستان گلم

      استاد توی اولین فایلای شروع دوره ورود به سرزمین لاغرها این جملات رو تکرار کردین و من عاشق فایل شماره ۱ و۲ هستم.‌بالای بیست بار بهشون گوش دادم.حالمو خوب میکنه.‌دقیقا مثل همین فایل بینظیرتون.‌اونجا که میگین کا،نات وخداوند دقیقا همونی رو جلوی رومون میذارن که بهش قبل از وقوع فکر کنیم.‌و این تعریف دیگه باوره….من باور دارم اینجا با شما و افکار بکرتون لاغر میشم و بزودی میشم.وای همه اون فکراچها رو منم راجع به خودم دارم.چقد فراموشکارم.یا شوهرم همیشه میگه چقد همه کارارو نیمه تموم میذاره.یادمه همیشه به دوستام میگفتم من مثقالی کم میکنم و کیلویی زیاد میکنم. یادمه بارداری قبلیم همش نگران چاق شدنم بودم و میگفتم من فقط میترسم خیلی چاق شم و شدم. سی کیلو چاق شدم که همش چاقی خودم بود و بعد دنیا اومدن پسرم فقط ده کیلوشو کم کردم. بیست کیلوموند..حتی توی رژیمای لاغریمم این باور ذهنی برام همه کاره بود. یادمه چون خاله شوهرم از رژبم شیر خرما هشت کیلو در دو هفته کم کرده بود و با یه اطمینانی ازش حرف میزد و منم خسته از چاقی.رژیم رو با اطمینان کامل که مطمن هستش و خاله کم کرده منم میتونم گرفتم و شش کیلو در دو هفته کم کردم. استاد الان میفهمم همه اینا فقط تو باور ذهنی ماست….وای که فایلتون  چقد به موقع بود استاد. شما همیشه فرشته نجات من بوده و هستین.‌مدتیه نه خاصه در مورد لاغری مس،له ای برام بوجود اومده که نگرانم کرده بود و با وجود ماه ها فاصله با اون قضیه ناگزیر از الان واسه خودم حالت های بد مو میدیدم و نگرانش بودم. گرچه صحبت های قبلی شمام یادم بود و دا،م بخودم امیدواری میدادم ولی امروز کولاک بپا کردین.دا،م میگم من همونی میشم که از الان بهش فکرمیکنم ..پس من مثبت فکرمیکنم.‌قرار نیست ایندفعه هم مثل دفعه قبل بشه.‌قرار نیست من چاق بشم

      ‌همه چیز در ذهن ماست.‌استاد به درک بالاتری از زندگی در خودم رسیدم.‌شاید بچه ها باورشون نشه.‌ یواش یواش داریم مثل استاد میشیم و چه حسی قشنگ تر و بالاتر از این.‌استاد گاهی به حرفها و حرکات دوستان و آشناها و حتی همسرم خنده م میگیره. دارن حرفم میزنن و من با تعجب بهشون نگاه میکنم و حرفای شما درباره زندگی و باور ذهنی در ذهنم مرور میشه و دعا میکنم همه اونام با شما آشنا شن و بپذیرنتون.‌استاد من یه آدم دیگه شدم. گاهی فراموش میکنم و باز منفی باف سعی شو میکنه منحرفم کنه ولی با یه فایل شما دوباره جون میگیرم و زنده میشم.‌من نمیتونم از شماها جدا شم…دیگه نمیتونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار redalat8@gmail.com
      1400/05/10 12:04
      مدت عضویت: 1123 روز
      امتیاز کاربر: 21924 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 290 کلمه

      باسلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی 

      این فایل بسسسسیار عالی بود خیلی به دلم نشست .همین یک فایل به تنهایی درس بزرگی رو در بر داره .من از این فایل یاد گرفتم که دنیا آینه افکار ما هست واگر فکری به زبان بیاد قدرتش بیشتر میشه ودرنهایت تبدیل به باور میشه وبدن ما و دنیا همه کاری میکنه که ما به باورهایمان برسیم.

      پس ما باکنترل افکار وگفتگوی ذهنی میتونیم برزندگیمون تسلط داشته باشیم این خیلی لذت بخش هست .از طرفی بامرور اتفاقات خوب وبد در گذشته وبررسی احساسمون قبل از اون اتفاق میشه به درستی این مطلب رسید .

      من خودم خیلی در زندگی شاهد این اتفاقات بودم .مثلا باور این قضیه که من آدم عصبی هستم وکنترل خودم رو از دست میدم ،کافی بود تا اون روز بی ادب ترین وناراحت ترین آدم تو محیط کار در مقابلم قرار بگیره .ولی روزی که به خودم میگفتم امروز روز خوبیه وهمه چیز خوب پیش میره واقعا شرایط محیط به طرز باور نکردنی تغییر میکرد.من این حالت رو گذاشته بودم به حساب حس ششم ومیگفتم ببین من از قبل میدونستم قرار امروز خوب یا بد بشه .ولی در واقع من داشتم خودم روزمو خوب یا بد رقم میزدم.

      نهایت کاری که ماباید انجام بدیم مشاهده وفیلتر افکارمون وعدم قضاوت در مورد خودمون واطرافیانمون هست .

      پس من از این لحظه به بعد مصمم هستم که به توانایی های خودم اعتماد کنم وهیچ برچسب منفی درهیچ زمینه ای به خودم نزنم وبا افکارمنفی وزبانم برای خودم شاهد جمع نکنم .

      همچنین شکر گذار نعمتهایی باشم که خداوند به من هدیه کرده ودر هر موردی بدنبال نکات مثبت اون قضیه باشم .گفتگوهای منفی ومخرب ذهنم رو شناسایی کنم ودر جهت تغییر اونها به سمت بهبود برای خودم شاهد جمع کنم 

      باتشکر از استاد گرامی امیدوارم موفقیتتان ادامه داشته باشد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار parsasaryna04
        1400/05/13 11:55
        مدت عضویت: 1489 روز
        امتیاز کاربر: 2963 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 641 کلمه

        با سلام خدمت دوستان واستاد گرامی من امروز ۱۳مردادسال۱۴۰۰ متعهد میشوم که تمام برچسب هایی که تا امروز به خودم زدم را میکنم وپاره میکنم وقول میدهم که دیگر به جز برچسب خوب چیزی به خودم اویزان نکنم .حالا در مورد این فایل  فقط میتونم بگم که تمام حرفهای استاد درسته اخه من تا همین چند لحطه پیش داشتم به خودم برچسب میزدم همین امروز چون دیرتر از خواب بیدار شدم وبه پیاده روی با دوستم نرسیدم گفتم من ادم تنبلی هستم وحتی گفتم چقدر بی اراده ای وادم چاق رو که اصلا همیسه گفتم ومیگم ودیگه انگار یک جورایی خودم توی دهن ادمهای اطرافم کردم که فکر میکنم وقتی بهم نگاه میکنند من رو چاق میبینند وعلاوه براینکه گفتم در مورد خودم تصویر سازی هم کردم وهمیشه خودم رو چاق میبینم در صورتی که من خیلی چاق نیستم وشاید حدود ۵ کیلو اصافه وزن دارم خلاصه استاد از این برچسب ها توی زندگی خیلی داریم ودر مورد این مسئله خیلی قبول دارم که اگه شاهد جمع کنی هی بیشتر خدا بهت از همون موصوع میده خیلی برام اتفاق افتاده از بس توی مسیله چاقی هی اتفاق افتاده دیگه برامون عادی شده وانگار طبیعی شده ولی درمورد بقیه مسایل زندگی ایم مسیله ملموستره استاد من که فکر میکنم میگم ادم نه تنها نباید در مورد خودش برچسب بزنه در مورد دیگران هم نباید بهشون برچسب بزنه اخه برای من برچسبی که برای دیگران میزنم بیشتر جواب میده مثلا اگه میگم فلانی چقدر نسبت به بچه اش بی مهره برام این اتفاق میفته یعنی خودم دقیقا دچارش میشم ویا اگه میگم مثلا فلانی بی عرضه است شوهرش باز خودم دچارش میشم نمیدونم این قسمت مسیله هم درست یا نه استاد اگه بی ربط بود به موضوع لطف کنید بگید من این جوری واکنش جهان رو در این مورد تحلیل کردم که اگه به کسی بگم بی عرضه اولا ذهنم که نمیتونه تشخیص بده که من خودم رو گفتم یا اون ادم رو اون برچسب رو برای خودم بر میداره ویک جورایی اگه این رو برای چند نفرهم صحبت کنم شاهد های من میشند باز چون ذهنم نمیتونه تمایز قایل بشه که من فلانی رو میگم پس انگار میشه شاهد من وهم اونو قضاوت میکنم وباز دنیا طوری طراحی شده که هرچه رو قضاوت کنی اون مسیله توی زندگیت اتفاق میفته وبعد مسیله غیبتشه که اونم بدتر ووقتی غیبت میکنی اول به خودت صدمه میزنی چون بازم برمیگرده به اون ارتعاشاتی که داری میدی به جهان هستی واونم که قدرت تشخیص نداره پس اگه خوب فکر کنیم فکر میکنم درتمام مراحلی که عیبت میکنیم داریم شاهد جمع میکنیم پس بازهم برعلیه خودمون هستش ویا وقتی کسی رو توی خیابون میبینیم ومیگیم چقدر چاقه اولا به چاقی اون توجه کردیم وباز ذهنمون فک میکنه تو دوست داری وجدب میکنی ویا چون اونو ممکن بلند بگی شاهد برعلیه خودت جمع کردی پس میشه به مسیله از این ور هم نگاه کرد در مورد برچسب به خودمون هم که شما کامل توضیح دادین که همیسه باید به خودمون برچسبهای خوب بزنیم وهیچ وقت در مورد ضعفهامون شاهد بر علیه خود جمع نکنیم استاد من میگم بلاخره هر ادمی نقطه ضعفهایی داره وکامل نیست ولی چه خوب که اونها رو برای خودش نگه داره وبرای کسی توصیح نده وسعی کنه اون ضعفها رو بر طرف کنه  وخودش به تنهایی اون رو حل کنه البته خودش هم نباید توی ذهنش اون مسئله رو بزرگ کنه وهی افکار منفی بیاره وهی باورسازی اشتباه ایجاد کنه وهی احساسشو بد کنه فقط باید با ارامش اونو از راهش حل کنه ولازم نیست برای دیگران بیان کنه خلاصه فکر میکنم در دنیا هرچه اتفاق میفته ازماست که برماست وخدایا کمک کن که این فایل رو بتونم به خوبی در زندگی ام پیاده کنم که فکر میکنم اگه بتونم خوی پیاده سازی کنم از شر بد گفتن در مورد خودم ودیگران خلاص میشم وارامش خوبی نصبیبم میشه الهی امین ودگر باره خدایا شکرت

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          امتیاز کاربر: 5981 سطح ۳: کاربر پیشرفته
          محتوای دیدگاه: 20 کلمه

          سلام و درود
          لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید
          دیدگاه خود را به اشتباه در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار farkhondeshahrivar280
      1400/05/07 02:01
      مدت عضویت: 1466 روز
      امتیاز کاربر: 787 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 837 کلمه

      سلام گام ۳۵در مسیر لاغری من 

      اول از همه می خواهم از استاد عزیزم نهایت تشکر کنم هرچی بگم کم گفتم واقها از ت دلم از شما ممنونم با گوش دادن به این فایل احساس کردم طنابی دور گردنم بود که من اسیر برده خودش کرده بود ازاد شد واقعا نمیدونم چطور تشکر دلم میخواد داد بزنم همه بشنوند حرفها شمارو که نجات پیدا کنند از اسیری که خودمان برای خودمان درست کردیم طناب بردگی خودمان با افکارمان حرفهایی که به خودمان زدیم و هزاران بار برای هزاران ادم به زبان اوردیم باعث شدیم برده خودمان بشیم 

      من هم مث شما استاد تا همین امروز خیلی ننگ ها حرفها به خودم زدم و برای همه هم میگفتم و خبر نداشتم که دارم برعلیه خودم شاهد جمع میکنم و همیشه هم میگفتم خدایا دیگه چکار کنم چرا هرکاری میکنم بد میشه مگه من بندت نیستم مگه چرا به فلانی این همه روزی میدی ولی من هرچه تلاش میکنم هیچ نمیشم من کم شانسم ،من بدبختم ،خدا من دوست نداره،من فقیرم،من زشتم،من تنبلم،من چاقم به وفور میگفتم ،من بابام مریضه واسه همینم هرچه میاد باید خرج دکتر بشه،من بختم بسته است اینم به وفور میگفتم 

      هرموقع خواستگاری برام میومد اولین حرفی میومد تو ذهنم این بود من بختم بسته است اینم مث بقیه ول میشه من زشتم چاقم کسی نمیخوادم الان بیاد من ببینن تموم میشه اگه بفهمن بابام کارگره و اینقدر انگ به خودم میزدم که نگو و همیشه هم حتی تا همین الان هرچی میاد به طور اتوماتیک جلسه اول دوم به هم میخوره و برای همه هم میگفتم من طلسم هستم فلانی چشم دیدنم نداره و به همه میگفتم باورمم شده بود و همیشه دانبال کسی که مشکلم حل کنه

      در مورد کار کردن هم همیشه میگفتم باید پارتی داشته باشم من پارتی ندارم حافظه ام ضعیفه باید حتما مدرک بالاتر بگیرم مدرک من کار گیر نمیاد کار واسه زن از مدرک من کمه باید حتما برم یه کار ساده انجام بدم هیچوقت نمیتونم اون کاری با مدرکم بدست بیارم کم شانسم در شهر من برای زن کار نیست باید برم مرکز استان و همیشه اینها میگفتم نه به یکی به هزاران ادم دوست قوم اشنا خانواده و کار با توجه به مدرکم هنوز بدست نیاوردم و دیگه باورم شده بود که کار نیست من کار گیرم نمیاد و میگفتم همیشه به طور طوطی بار 

      و همیشه حرفها منفی به خودم میزدم در مورد همه چی فقط متفی هاش میزدم به خودم مث این حدفها :من توانایی لاغر شدن ندارم ،من لیاقت ندارم،من خیلی بدبختم ،من خیلی فقیرم ،من خیلی کم شانسم ، من بیچاره ام ،خدا من فراموش کرده،زندگی من طلسم است ،من نمیتونم ،من حافظه ام ضعیفه،و خیلی صفت ها بدتر 

      الان فهمیدم من خودم این اتفاقات بر مبنا حرفهای که به خودم میزدم و برای هنه هم تعریف میکردم و میگفتم جذب کردم یعنی هیچوقت خدا نمیخواد برای بنده ایش اتفاق بد بیفته اون بنده است که خودش با حرفهاش باورهاش جذب میکنه اتفاقات زندگیش رو 

      پس باید برای تغییر دادن خودمان شرایط مان ممنوع کنیم این حرفها برچسپ نزنیم به خودمان که من بدبختم بیچاره ام چاقم فقیرم زشتم بداخلاقم افسرده ام تنهام کسی دوسم نداره تعطیل کنیم عینا اگه تنها هم باشیم یا مشکل دیگه داشته باشیم نگیم در موردش حرف نزنیم به،بقیه نگیم برچسپ منفی نزنیم به خودمان هی شاهد جمع نکنیم برعلیه خودمان 

      چطور من انتظار داشتم خداوند زندگی من گل بلبل کنه درصورتی که این باور داشتم خدا اصلا من دوست نداره و هرچی ناراحتی است واسه منه و به همه هم میگفتم 

      چطور انتظار داشتم لاغر بشم ولی مدام به همه میگفتم من چاقم لاغر نمیشم چاقی من خدا داده ارثی است لاغر بشو نیستم 

      چطور انتظار داشتم خداوند یکی وارد زندگیم کنه که مرد فوق العاده ای باشه ولی همش میگفتم مرد خوبم دیگه نیست همه معتاد هستند یا کلک باز شکاک و من طلسم هستم کسی نمیتونه با من ازدواج کنه چون طلسم هستم چون بابام مریضه کارگره پس کسی هم من نمیخواد اره من چاقم کسی دختر چاق نمیخواد من زشتم بیکارم فلانم این همه انگ میزدم به خودم و بعدم گله میکردم چرا منم ازدواج نمیکنم یا یکی میاد چرا ول میشه 

      من خیلی ضربه خوردم از همین برچسپ منفی زدن به خودم در مورد مشکلاتم حرف زدن با بقیه و تا امروز اسیر همین حرفهایی هستم که به خودم زدم و به دیگرانم بارها گفتم 

      پس دیگه ممنوع میکنم این کارو و راجب اتفاقات خوب زندگیم حرف میزنم ویڗگی های خوبم حرف میزنم برچسپ مثبت به خودم میزنم 

      من تعهد میدهم از امروز با کنترل ذهنم و ممنوع کردن برچسپ منفی به خودم و ممنوع کردن حرف زدن درمورد مشکلاتم و ممنوع کردن صحبت کردن با دیگران در این موارد زندگی خودم را تغییر میدهم  در تاریخ ۷/مردادماه ۱۴۰۰تعهد میدهم و برای تغییر زندگیم قدم اول که ممنوع کردن انگ زدن به خودم هست بر میدارم و مطمعنم به زودی با خبرها خوشی غافلگیر میشم از طرف خداوند 

      تعهد میدهم و بهش عمل میکنم و مطمعنم زندگیم تغییر میکنه و دیگه در مورد ویڗگی ها خوبم حرف میزنم و برچسپ ها مثبت به خودم میزنم تا اتفاقات عالی خوب در زندگیم رخ بده 

      شاد شاد شاد باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار متناسب شاد
        1400/08/08 11:00
        مدت عضویت: 1517 روز
        امتیاز کاربر: 6887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام دوست عزیز

        فایل زندگی با طعم  خدا که رایگان هست و استاد تو سایت گذاشته فوق العادست و نحوه ساختن زندگی دلخواه مان  روبه آسانی  بهمون آموزش میده . واینکه چرا ما خودمون موفق نشدیم زندگی دلخواهمون رو بسازیم . 🙂

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مه تاب
      1400/05/03 10:06
      مدت عضویت: 1141 روز
      امتیاز کاربر: 454 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,074 کلمه

      سلام همگی دوستان

      گام سی و پنجم بر علیه خود شاهد جمع نکنید:

      وقتی شما کنترل ذهن را یاد بگیری وقتی شما تسلط پیدا کنی بر فرمول سازی ذهنی و کنترل ذهن نتایج شما خیلی بزرگ میشه و اصلا قابل مقایسه با هر تلاش شما در هر زمینه‌ای نیست!

      اگر استاد میخواستن که شرایط الانشون کسب و کار و سایت را با بالابردن مدرک تحصیلی بدست بیارن یعنی سال ۹۴ چون باور داشتن که مدرکشون فوق دیپلمه و خیلی کارا رو نمیتونن انجام بدن، نه مجوز میدن نه صلاحیتشو دارم، تا سال ۹۷ هنوز نمیتونستن فوق لیسانس بگیرن و تو این سه سال دانشگاه هیچ تجربه و نتیجه ای در زمینه کسب و کار بدست نمیاوردن!! نتیجه خودتون در زندگی را ربط ندین به عوامل بیرونی!! مثل تحصیلات یا شهر زندگی!

      عمل کردن به اموزشات خیلی مهمه و در واقع باید اون ها را زندگی کرد!

      خیلی از ماها عادت داریم که تعریف هایی از خودمون داریم مثلا ادم تنبلی هستم ، بدشانس هستم، بی حوصله هستم، من هرکاری کنم لاغر نمیشم و … و به همه توضیح دادیم این ها را!!

      افراد چاق یه تعریف هایی از خودشون دارن که هزاران بار اون را به خودشون گفتن و به دیگران هم گفتن!!! مثلا من هرکاری کنم همینم، من اب بخورم چاق میشم، من آدم بی اراده ای هستم، من آدم تنبلی هستم، من آدم بی تحرکی هستم، من آدم خوابالویی هستم، کلی اصطلاح ها و تعریف هایی درباره خودمون در ذهنمون ایجاد کردیم و اونو به خیلیا هم گفتیم بعد انتظار داریم نتیجه زندگیمون تغییر کنه، دلیل اینکه شما در جنبه های مختلف زندگی داری تلاش میکنی شرایطتو عوض کنی اما موفق نمیشی بخاطر همین تعریفاییه که از خودت در ذهنت ایجاد کردی و هزاران بار به بقیه هم گفتی که من فلانم من بهمانم من اینجوریم!

      مثلا دوستی که به همه میگفت من ادم عصبی مزاجی هستم در حالت عادی هم که بود بازم میگفت حواست باشه به پروپای من نپیچی من آدم عصبی مزاجیم و در حالت ارامششم آماده هجوم بردن و پرخاشگری بود چرا؟! چون وقتی تو هزار بار به خودت میگی من آدم عصبی مزاجم و به این همه آدم گفتی واقعا باید اونو نشون بدی دیگه و چیزی که تو هستی را جهان بهت نشون میده!! یعنی وقتی تو تعریف هایی از خودت در ذهنت ایجاد میکنی و به هزار نفر میگی در واقع جهان هم شما را در مسیر هایی هدایت میکنه شما را در موقعیت هایی قرار میده که به شما اثبات کنه که بله شما همونی هستی که خودت فکر میکنی!! 

      دوستانی که پیام میدن خیلی دوس دارم تو این دوره شرکت کنم خیلی اعتماد دارم و ایمان پیدا کردم به این روش اما میترسم رها کنم!! این ترس از کجا شکل گرفته؟ این فرد خودش رو ادم متعهدی نمیدونه یعنی باور کرده هزاران بار به خودش گفته من هر کاری را شروع کنم نصفه کاره رها میکنم، این یکی از پرکاربردترین جمله هایی هست که افراد چاق در مورد خودشون به کار میبرن!!

      نباید درباره خودت تعریف های نامناسب داشته باشی!

      مثال دوستی از فنلاند که نتونسته طی یک سال زبان کشور را یاد بگیره و قبلا باور داشته که حافظه خوبی نداره و نمیتونه چیزی یاد بگیره و خنگه!!! تا وقتی این برچسب ها رو به خودش زده نمیتونه موفق بشه!! 

      محتویات ذهنیت رو مرور کن ببین چه برچسب هایی به خودت زدی!! وقتی میگی من آدم تنبلی هم مثل اتیکت هست که به خودت میچسبونی!! من آدم تنبلی هستم، من آدم عصبی مزاجی هستم، من آدم چاقی هستم، من آدم متعهدی نیستم، من هرکاری رو شروع کنم رها میکنم، کسی منو دوست نداره، هر چیزی که در مورد خودت میگی مثل یک برچسب و پلاک هست که به خودت میچسبونی و جهان هم از روی این برچسب ها اتفاقات را وارد زندگیت میکنه یعنی اگه یک رابطه عاشقانه بد وجود داشته باشه دنیا میگرده ببینه چه کسی این برچسب رو به خودش زده که من آدمی هستم که روابط خوبی ندارم اون رابطه را وارد زندگی اون فرد میکنه!!

      وقتی اعلام وجود کردیم به دنیا اصلا به خدا که مثلا من آدمی هستم که رها میکنم و خداوند هم برای شما جریان را طوری پیش میبره که تو هر بار رها کنی!!

      نکته خطرناک ماجرا: وقتی من درباره خودم یک دیدگاهی را دارم، یک باوری را دارم میام اون رو به همه میگم، وقتی داری درباره ضعف های خودت که خودت برا خودت ساختی، ضعف شما نیست، نگاه خودت به خودت رو برای دیگران تعریف میکنی تو داری در جهان شاهد جمع میکنی که ای ایها ناس بدونید که من آدم بی عرضه ای هستم، من آدم بدشانسی هستم! خودت فکر کن ببین برای هر برچسبی که به خودت زدی چندتا شاهد تاحالا جمع کردی؟!

      شاهد خیلی اهمیت داره، در سیستم قضایی یکی از ارکان تصمیم گیری قاضی شاهده، میگه شاهدت را بیار چند نفر شاهد داری، اونا خیلی اهمیت دارن در تصمیم گیری قاضی!

      اگر خداوند را قاضی این جهان تصورکنید که واقعا هم هست خداوند هم شاهد ها را مد نظر قرار میگیره اگر یک بنده صدتا شاهد داره که همه میدونن این بنده آدم بدبختیه خب خداوند بدبختی های دیگری را به اون بنده خواهد داد که کلی شاهد برای خودش داره که من بدبختم!

      وقتی صدتا شاهد داری که ادم چاقی هستی مسلما نمیتونی لاغر بشی مگه میشه آدم صدتا شاهد داشته باشه بعد قاضی بیاد حکمی خلاف ادعای صدتا شاهد بده پس شاهد براچی جمع کردی؟! پس قاضی براچی گفته برو شاهد بیار؟!

      خداوند تصمیم نمیگیره که تو باید چاق بمونی تا ابد بر اساس شاهد هایی که جمع کردی چاق هستی و خداوند شما را متناسب آفرید! از اول خلقت! 

      روند زندگیتو جوری تغییر بده که اصلا درباره خودت حرف بد نزنی، شاهد جمع نکنی تو دنیا بعد میبینی که جریانات زندگیت شروع میکنه به تغییر کردن!!

      فقط درباره موفقیت ها و خوبی هات و توانمندی هات با دیگران حرف بزن!! شاهد موفقیت جمع کن!! تا نتیجه زندگیت متفاوت بشه!!!

      خداوند بر اساس شاهد هایی که جمع میکنی و در پرونده ات داری اتفاق ها رو وارد زندگیت میکنه!

      من هم برچسب هایی مثل تنبلی، بی حوصلگی، زود خسته شدن، زود عصبی شدن، نتونستن تکرار کردن یک حرف بیشتر از دو بار و یه سری چیزای دیگه به خودم زده بودم که دیگه نمیگم و شاهد جمع نمیکنم!

      من مه تاب متناسب از امروز ۱۴۰۰/۰۵/۰۳ تعهد میدهم که درباره خودم برچسب نزنم و این برچسب ها را به دیگران اعلام نکنم تا برای من شاهدی باشند و اون برچسب در زندگی من بیشتر بشه!

      وقتی شروع کنی و از خدا ده تا بخوای خدا صدتا بهت میده این عادتش فوق العاده است!!

      مه تاب متناسب و دارای شاهد های لاغری

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار FARIDEH. T
      1400/04/05 11:42
      مدت عضویت: 1339 روز
      امتیاز کاربر: 4883 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,054 کلمه

      با درود به استاد عزیز وهمراهان گرامی ، 

      ضمن تشکر از شما استاد عزیز  که چقدر ساده وخالصانه در مورد زندگی وافکار خود می نویسید ،باید بگم تمام مواردی را که بیان می کنید ،انگار سخن از دل ما می گویید ،وجالب است ،همگی ما اینچنین وجه اشتراک‌هایی را در زندگی  داریم ! که اثرات مخربی را گاها در زندگی  مان بوجود اورده،!

      در واقع هر چیزی را هر مسئله ای را که ما درزندگی چه خوشی وچه ناخوشی  به آن توجه بیشتری کردیم ،ان را بیشتر ش کردیم ،ما با اگاهی هایی که در این دوره به دست آوردیم، اکنون بیشتر در می یابیم که چقدر عملکردهای ما درز ندگی در خوشبخت کردن ویا نکردن ما تاثیر گذارتر بوده  .وهمیشه از مردم  واطرافیان و دوست وآشنا خواستیم که بر روی اعمال ما مهر تایید بزنند! وشاهدانی را هم همیشه به دور خود جمع کرده ایم.

      دودوست دارم در اینجا باز از تجربیات زندگی  خودم مثال بیاورم ،

      ووقتی به گذشته خودم نگاه می کنم ،می بینم که هیچگاه برای خودم زندگی نکردم درواقع سیستم  زندگی ما بدینگونه بوده است!  از تناسب اندام گرفته تا بقیه موارد! بجای اینکه خودم را دوست داشته باشم ودر درجه اول به خودم اهمیت بدهم ،دیگران را بیشتر دوست داشتم وهمیشه راحتی وآسایش آنها از خودم مهمتر بود، هرجا تعریفی از خود شنیدم بیشتر خودم را انکار کردم بجای تشویق ، وهمین طرز افکار باعث شد که دیگران هم بیشتر مرا انکار بکنند ،ودر زندگی زناشویی هم خودم بودم که وقایع بد را رقم می زدم ،با ترسها واضطرابهایی که داشتم ،همسرم با افراد بیرون از خانه همیشه رفتار خوبی داشت وتقریبا محبوب بود ،ولی من از اون انتظار مردی بداخلاق وغرغرو وبی مهری داشتم وهمیشه وقتی می خواست به خانه بیاید باخودم می گفتم الان دوباره یک بداخلاقی راه می اندازه وهمین هم می شد! در صورتیکه از منظر اکثر دوستان وآشنایان تعریف نباشه! ولی زنی بودم که همیشه آراسته بودم وهر چیزی سر جایش بود وهمکاری می کردم که مراتب آسایش اورا فراهم بیاورم ولی حالا که خوب فکر می کنم  من با افکار منفی که در خودم داشتم ، جلو جلو خودم به استقبال وقایع بد می رفتم ،!

      حتی من آن زمان‌ها هیکلی متناسب داشتم ولی همیشه فکر می کردم  حالا به خاطر سه چهار کیلو اضافه وزن  من خیلی چاقم  و از بس در افکارم این مسئله موج می زد ،هر کی به من می رسید همیشه در مورد چاقی و یا لاغری  صحبت می کرد .وبه قول استاد مرتب برای خودم شاهد جمع می کردم .

      ویا زندگی من از هر نظر خوب بود ولی همیشه این من بودم که مسائل را در نظر دیگران بزرگ نمایی می کردم! و ایجاد اختلافها را دامن می زدم! در صورتیکه  بهرحال هیچ کس وهیچ چیز در زندگی کامل نیست واختلاف نظر وسلیقه در تمام جنبه های زندگی وکاری وَشغلی وجود دارد واین یک حقیقت است ،اما مهم است که از چه دیدی وانتظار  ی به آن نگاه بکنیم !

      البته در آن زمان‌ها اینهمه آگاهی وجود نداشت ومن هم در یک سیستمی در کشورم بزرگ شده بودم که بجای اینکه برروی خودم وافکارم وخواسته هام تمرکز کنم نظر وفکر دیگران نسبت به زندگیم برام مهم بود ،وهمیشه دنبال مقصر می گشتیم .. ومن در اینجا ودر این دوره اموختم که من خودم مسئول  چاقی واتفاقات زندگی  ام هستم. !

      وشاید تمام مسائلی که در زندگیم بوجود آمد، به علت این بود که زود ازدواج کردم واز خانواده دور شدم و از تهران راهی شیراز شدم ودر آن زمان هم اینترنت وموبایل هم نبود که یکسری از اموزشهارا بیاموزم .

      اما دیری نگذشت که چون مطالعه کردن را دوست داشتم وهمیشه علاقه به یاد گیری وآموزش داشتم رفته رفته از خواب خرگوشی بیدار شدم  . وبخصوص به درک جهان هستی بیشتر که واقف شدم ودر زمینه های خودشناسی وقوانین دنیا که آگاه تر می شدم ،به خودم آمدم واولین چیز ی که یا دگرفتم این بود که به خواسته هایم توجه کنم .یادمه دوستی به من گفت یادت باشه که همیشه سنگ تمومشون در زندگیت بگذار تا درآینده از خودت همیشه راضی باشی! ومن هم گذاشتم  وموفق هم شدم! به لطف خدای مهربان! 

      طبق باز تجربه من در زندگی ،واموزشهایی که گرفتم ،دقیقا دنیا وچرخه زندگی همچون آن پژواکی است که هرآنچه را که در افکار خود داریم دقیقا آن را به ما بر می گرداند ،وکلام وافکار ماست که زندگی مارا رقم می زند، 

      من یکی از اقوام  نزدیکم ،خانمی بود نه چندان زیبا ونه چندان شایسته!! ولی همیشه درجمع از خودش تعریف می کرد واعتماد به نفس زیادی داشت وهمیشه می گفت من یک ونوسم ،  باور کنید ماهم به همان صورتی که او از خودش تعریف می کرد اورا می دیدیم وهمه تحسینش هم می کردیم!وهمه هم ازش حساب می بردیم ولی حالا که فکر می کنم دلیل اینکار اورا می فهمم! وما شاهدان او بودیم ،!

      ولی دوستان بطور کلی از موقعیکه به این درک وآگاهی رسیدم که ما هرکدام در این دنیا منحصر به فردیم و دارای قدرت وتوانمندی ،ورق برگشت ،اگر چه که هنوز زمان وصبر وحوصله را می طلبد که بطور کامل به این درک وآگاهی برسیم . ولی تا همین قدرش هم خوب است! به قول قدیمی ها ، از کوزه همان تراود ،که در اوست! 

      انسان در هر ثانیه با افکارش به جهان هستی یک فرکانس می فرستد ،وبا کلامش خیلی از اتفاقها را رقم می زند،! در مورد هرچیزی که فکر کردیم وفکر می کنیم همان در زندگی ما پدید  امده ومی آید،  ! ودیگر اینکه اولین فرد مهم در زندگیمان خودمان باشیم ،این خودخواهی نیست ،این یک اصل است ، دوست داشتن خود باعث می شود که از خود ارتعاشات وفرکانس های خوبی به جهان هستی بفرستیم ،من در مقابل هر آینه ای که قرار بگیرم به خودم لبخند می زنم واز دیدن خودم لذت می برم ،واین یکی از درس ترین افکار درمورد خودمان است ،

      تا زمانیکه من خودم را متناسب ، زیبا ، خوشبخت وخوش شانس وثروتمند نبینم ،دیگران هم نخواهند دید ، وچه کسی وچه شاهدی بهتر از خودم برای خودم! 

      دوستان بیاموزیم که خودمان را دوست بداریم وبا خودمان عاشقی کنیم ،روزگار عمر می گذرد ، بچه ها وپدرومادر وبقیه همه رهگذرند، ، واما همیشه تومی مانی ،تو با خودت ، وبیاموزیم که ما تنها مسئول زندگی خودمان هستیم ، و از ارتعاشات وانرژی های خوب ومثبت ماست که تشعشعاتش محیط اطراف واطرافیانمان را هم در بر می گیرد ،واتفاقات خوب وعالی را رقم می زند.

      دوستان دارم وخوشحالم که دوستان گلی همچون شما دارم🌹🌷🌹😍🥰

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار solmazmilan@gmail.com
      1400/03/23 22:49
      مدت عضویت: 1238 روز
      امتیاز کاربر: 10935 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,452 کلمه

      باسلام گام۳۵ برعیله خود شاهد جمع نکنید:

      بزارین این گام رو با یه اتفاق خوب که امروز برام افتاد شروع کنم من نزدیک یک هفته است که کارت بانکیم رو گم کردم البته داداشم گم کرده وحدود سه روزه که دارم میرم بانک بگیرم هربار که میرفتم کارمند بانک بهم میگفت دستگاه خراب شده و کارت صادر نمیشه امروز که رفتم گفت از صبح خرابه ولی بازم یه امتحانی میکنم ببینم درست میشه تو این لحظه بود که من با خودم گفتم تو که تو مسیر درست هستی و باورهات هم داره تغییر میکنه تو الان یه آدم خوش شانسی چون خدا تو رو هدایت کرده به مسیر درست،پس امتحان کن ومن شروع کردم به خودم گفتم من آدم خوش شانسی هستم والان سیستم درست میشه و کارتمو میگیرم چند لحظه نگذشت که کارمند کارت جدید بهم داد و گفت تو آدم خوش شانسی هستی منم خیلی خوشحال شدم و یاد گرفتم که فرمول سازی باورها رو در هر زمینه ای میشه استفاده کرد ومن باورهام دارن عوض میشن خدایا شکرت و استاد ازتون بینهایت ممنونم که کمکم کردین مسیر زندگیم رو عوض کنم و از پایه داره باورهام تغییر میکنه که باعث میشه مسیر زندگیم رو به خوشبختی و خوشحالی پیش بره.حالا بریم سراغ مطالب یادگرفته امروز از این گام. 

      منم قبلا در مورد چاقی خودم با همه حرف میزدم و بهشون توضیح میدادم ولی الان فهمیدم که چه کار اشتباهی داشتم انجام می دادم. 

      کلمه شاهد در فرهنگ لغت یعنی گواهی دهنده کسی که گواهی میده تو فلان کار رو انجام دادی و ناظر و مشاهده کننده است.در دستگاه قضایی هم شاهد و شهادت یعنی اظهارات و حرفهای اشخاص خارج از دعوی که امر مورد اختلاف رو دیده یا شنیده یا شخصا از آن آگاه شده اند.پش شاهد نقش مهمی در صدور حکم به نفع طرفی است که شاهد بیشتری داشته باشد.

      خیلی از ما تعریفهایی از خودمون داریم و برای تعریفهای خودمون شاهد های زیادی رو جمع کردیم خودمو مثال میزنم که قبلا به خودم میگفتم و این باور رو برای خودم ایجاد کرده بودم که من چاقم هیچ مانتویی اندازه من پیدا نمیشه وبه همه هم میگفتم سرکار به همکارام میگفتم به دوست آشنا و فامیل یه روز دوستام گفتن تو خسیسی و برای خودت مانتو نمیگیری البته راست هم میگفتن چون اون موقع چاق بودم اصلا به خودم اهمیت نمیدادم و یه مانتو میگرفتم تا یه سال مانتو نمیخریدم نه اینکه دلم نخواد چرا دلم غش میرفت برای خرید مانتو ولی چون چاق بودم و هروقت از مانتویی خوشم میومد اون فروشنده بهم میگفت این اندازه شما نمیشه یا سایز شما رو نداریم ومن نا امید از بازار میومدم خونه البته مطمئنم اینم از نتیجه باورهای خودم بود چون خیلی  آدمهای چاقتر از منم بودن ولی میدیدم چه لباسای خوشگل و شیکی می پوشیدن منم گفتم بیایید باهم بریم خرید اگه مانتو پیدا شد باشه میخرم هرچند تا که شد ما چند نفر رفتیم خرید باورتون میشه همه تولیدی شهر رو گشتیم ولی دریغ از اینکه یه مانتو به تنم بشینه و اندازم بشه.میخوام اینو بهتون بگم چون من قبلش برای خودم شاهد جمع کرده بودم و انتظارم داشتم که نتیجه متفاوت داشته باشه که نمیشه.

      یا اینکه سر کار مشتری داشتیم همیشه به دوستام میگفتم من شانس ندارم الان کلی مشتری میریزه سرم چند دیقه طول نمیکشید که مشتریا پر میشدند اونم فقط برای باجه خودم بعد بقیه همکارارو نگاه میکردم که بیکار نشستن و دارن با گوشی بازی میکنن یا صبحونه میخورن و به کارای خودشون میرسیدن .

      پس در گفتگو با دوستان و آشنایان بارها درباره ویژگی های خود که معمولا نشات گرفته از ضعف و ناتوانی خودمان است صحبت کردیم و به اطلاع همه هم رسوندیم که چه ویژگی هایی داریم.

      این رفتار یکی از مخرب ترین عادتهایی است که کسی میتونه با خودش داشته باشه و منشا بسیاری از اتفاقات در زندگی ما برعلیه خود شاهد جمع کردن است.

      درحقیقت وقتی به صورت واضح توصیفاتی درمورد خودمون داریم و اون رو برای دیگران بازگو میکنیم درواقع داریم در جهان برای ویژگی خودمون شاهد جمع میکنیم وسیستم جهان هم اینجوریه که براساس شاهدهایی که درمورد خودت داری اتفاقات رو برات رقم میزنه و وارد زندگیت میکنه.

      دلیل عملکرد جهان به شاهدان هم این است که هرچه شاهدان بیشتری داشته باشین درباره ویژگی های خودتون درواقع باور شما درباره اونچه که براش شاهد جمع کردین بیشتر میشه وسیستم جهان هستی هم به باور شما واکنش نشون میده مثل بدن خودمون میمونه اگه باور خوب داشته باشیم اونم واکنش خوبی میدهد واگه باور بد داشته باشیم مسلما اونم واکنش بد میدهد. 

      یکی از راهکارهای شناسایی باورهای خودمون این است که ببینید چقدر و چند نفر شاهد درباره باور خودمون داریم من که قبل این گام خیلی باورهای اشتباه داشتم.مثال دیگه باور بدشانس بودن است اگه درمورد بدشانسی که خوتون به وجود آوردین به صد نفر گفته باشین وصد نفر شاهد داشته باشین خوب معلومه جهان هم براساس شاهدها به شما شرایط و مسیری نشون میده که بهتون ثابت کنه که بدشانسید پس اگه نتیجه خوبی نداده اصلا تعجب نکنید.چون خودتون این کار کردین و میتونید درستش کنید.

      درمورد چاقی هم همین طوره چون منم بارها به اطرافیان میگفتم که کلی تلاش کردم الان چندساله که هر رژیمی رو امتحان کردم نشده دارو خریدم نشده دمنوش و ورزش و کلی کارای سختی که انجام دادم ولی لاغر نشدم و همچنان چاق هستم و کلی شاهد برای خودم درست کردم. وخداوند و جهان هم براساس همون فکرها وشاهدها زندگی رو طوری برام رقم میزنه که همسو باشه با اون ویژگی ها و دلیل این کارم هم این بود که بهشون ثابت کنم من بی خیال نیستم یا تلاشمو کردم یا بیکار ننشستم که لاغری منو پیدا کنه.وحالا متوجه میشم که چقدر انرژی منفی درمورد لاغرنشدنم به جهان ارسال کردم که سبب شده بود باورم عمقش زیاد بشه که من لاغر نمیشم و هرکاری هم بکنم و هزینه کنم که کردم ولی من لاغر نخواهم شد که نشدم.

      پس الان که در مسیر لاغری باذهن هستم باید ذهنمو از فرمولهای اشتباه که براشون شاهد جمع میکنم پاک کنم و حداقل کم رنگشون کنم.

      صحبت کردن درباره چاقی به۲صورت انجام می شود:۱_گفتگوی زبانی ۲_مرور افکار

      در گفتگوی زبانی به طور مستقیم درباره چاقی خودتون صحبت می کنید و برعلیه خودتون شاهد جمع میکنید.که من مثالاشو زدم.

      در مرور افکار زمانی که شما به دیدگاه افراد و نظر دیگران درباره چاقی خودتون فکر میکنید به صورت ذهنی در حال ارسال اطلاعات درباره چاقی خودتون به ذهن فرد مورد نظر هستین که یه جورایی نامحسوس هست.بزارین با یه مثال بهتون بگم چند سال پیش اسم مامان بزرگم در اومد برای رفتن به خانه خدا یعنی پاییزش بود و ما هم باید تو تابستون میرفتیم فرودگاه در روستای خودمون که خیلی دوره من چند ماه قبلش با خودم میگفتم من با این چاقی برم مردم چی بهم میگن فامیل دوست آشنا که کلی آدم قراره بیان اونجا البته سعی هم میکردم بارژیم خودمو لاغرکنم ولی نمیشد و هروز باخودم میگفتم کم مونده چیکار کنم همه منو مسخره میکنن تا اینکه روز موعود رسید و ما قرار بود بریم فرودگاه باورتون میشه من وزنم چند برابر شده بود با این دیدگاهی که داشتم درمورد خودم و وقتی رفتیم اونجا همه بهم میگفتن چقدر چاق شدی وهی بهم میگفتن تو چقدر بی خیالی و من از خجالت کلی عرق میریختم و همش خدا خدا میکردم که زود تموم بشه بریم خونه الان یادم اومد که اون مرور افکار چاقی بود که درمورد خودم داشتم و داشتم فرکانس چاقی خودمو به افراد فامیل منتقل میکردم.

      جهان هستی به نگاه و احساس من نسبت به خودم پاسخ میدهد نه براساس مقدار اضافه وزنم و سایزی که دارم دقیقا همین احساسی که الان دارم کلی سایز کم کردم از پوشیدن لباس ها فهمیدم و احساسم بی نظیره و دارم فرکانس خوب میفرستم به جهان و دارم پاسخشم میبینم الان کلی از دوستام بهم میگن چقدر لاغر شدی خوشگل تر شدی واین منو خوشحال میکنه .

      وقتی ما کنترل ذهنی رو یادبگیریم میتونیم تو تمام زمینه ها ازش استفاده کنیم میخوام بعد لاغری روی کسب و کار هم امتحانش کنم و تو کلی از مسائل زندگی هم همین طور.

      تو هیچ وقت نمیتونی فراتر از انتظار از خودت ظاهر بشی این جمله بی نظیری هست و باعث اشتیاقم شد.اگه انتظارم از خودم باهوش بودن و یادگیری هرچه سریعتر باشد زود میتونم پیشرفت کنم اگه باور داشته باشم که من آدم خلاقی هستم مطمئنم که کسب و کاری برایم پیش می آید که خلاقیتمو به نمایش بزاره.

      باید از این به بعد سعی کنم برچسب خوب و عالی به خودم بزنم چون این برچسب ها مثل پلاک میمونن که جهان اونو میبینه و براساس اون پلاک اتفاقات رو وارد زندگی ما میکنه. اگه من برچسب خوشبخت بودن رو به خودم بزنم با این کار اظهار وجود می کنم به دنیا و خدا.

      من سولماز از امروز تاریخ۱۴۰۰/۰۳/۲۳ متعهد میشوم که هیچ شاهدی برای مسائل و مشکلات خودم جمع نکنم.به امید موفقیت در هر زمینه از زندگی برای خودم وهمه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5981 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 37 کلمه

        سلام سولماز عزیز
        چقدر خوش شانسم که دوستان عالی مثل شما در همسایگی من در سرزمین لاغرها سکونت دارند
        چقدر عالی نوشتی
        چقدر احساس خوب در نوشته شما وجود داره
        مخصوصا شروع دیدگاه که درباره تجربه خوبی که داشتی نوشتی
        مرسی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار solmazmilan@gmail.com
          1400/03/24 10:06
          مدت عضویت: 1238 روز
          امتیاز کاربر: 10935 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          محتوای دیدگاه: 28 کلمه

          سلام استاد نازنینم منم خیلی خوشحالم که استادی به صادقی و مهربانی شما را دارم.منم خوشحالم بابت اتفاقای خوبی که دارن یکی یکی خودشونو نشون میدن تو زندگیم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار FARIDEH. T
        1400/04/05 10:09
        مدت عضویت: 1339 روز
        امتیاز کاربر: 4883 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        سولماز عزیز ،

        من هم از خواندن دیدگاه شما بسیار لذت بردم وخوشحالم که به این درک وآگاهی رسیدی ،برات از صمیم قلب  آرزوی موفقیت  در تمام جنبه های زندگی  می کنم .

        موفق باشی 🌲🌺

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      1400/03/17 12:36
      مدت عضویت: 1517 روز
      امتیاز کاربر: 6887 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 190 کلمه

      به نام خدای یکتا وبی همتا

      سلام

      وقتی کنترل ذهن خودمون رو به دست بگیریم به راحتی میتونیم در جنبه های مختلف زندگی نتیجه ای فراتر از روشهای دیگه بگیریم .

      اینکه به توانمندیهات .اراده بالای خودمون درانجام کارها .پشتکاربالا. هوش بالا. اعتماد به نفس بالا. خوش شانس بودن . توانایی بالا در نگه داشتن حس خوب . یادگیری بالا. و.. شاهد جمع کنیم . دنیا باب میل ما بچرخه. 

      اینکه باز هم با تغییر نگرش و باورهای  خودت نسبت به خودت مسیر زندگی تو صافتر و زیباتر کنی . 

      وقتی خودمون از ته دلمون خودمونو قبول نداریم و برای خودمون شاهد جمع میکنیم پس جهان هستی هم اتفاقاتی برای ما میاره که بیشتر تاییدش کنیم . 

      درمورد چاقی هم همینطوره .وقتی به خودمون اتیکت میزنیم که من بدشانسم آب خالی میخورم چاق میشم.  اراده ندارم . چاقی مانع ازدواجم میشه . چاقی مانع کسب وکارم میشه . من آدم تنبلی هستم . من حرفام به دل کسی میشینه .من بر ورو درست حسابی ندارم . همه اینها باعث میشه که جهان اتفاقاتی رو برام رقم بزنه که خودم این برچسب ها رو بیشتر ببینم و خصوصا زمانی که برای خودم شاهد هم جمع کنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب موفق
      1400/03/06 13:00
      مدت عضویت: 1230 روز
      امتیاز کاربر: 14054 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 853 کلمه

      گام ۳۵ برعلیه خود شاهدجمع نکنید .

      به نام خدای مهربان 

      توضیح دادن برعلیه چاقی مساوی با اینست که برعلیه خود شاهد جمع کرده .

      معنی شاهد در فرهنگ لغت گواهی دهنده ، ناظر و مشاهده کننده .

      شاهد دردستگاه قضایی :عبارت است از اظهارات اشخاص خارج از دعوی که امرمورد اختلاف را دیده یاشنیده یا شخصا ازآن آگاه شده اند .

      پس،شاهد نقش بسیار تاثیرگذاری در صدور حکم دارد .

      دلیل عملکرد سیستم جهان هستی درپاسخ دادن به شاهدان این است که هرچه شاهدان بیشتری برای ویژگی های خود داشته باشید .درواقع باور شما نسبت به آنچه درباره اش شاهد جمع کرده اید بیشتر باشد سیستم جهان هستی به باور شما درباره خودتان واکنش نشان می دهد .

      ❇شناسایی باور ، میزان شاهد درباره باورتان است .اگر باور دارید آدم بدشناسی هستید هرچه شاهد بیشتر ،اتفاقات وشرایطی رادرجهان تجربه می کنیم که مطابق با نظر شاهدان شما باشد .

      به دلیل تکرار آن خصوصیات با خودما و گفتن آن به دیگران باور کرده ایم که واقعا ما آن ویژگی ها را داریم وبا پیدا کردن تعدادزیادی شاهد برای ادعای خودسبب شدیم که جهان پاسخ آن فکر رابه شکل اتفاقات و شرایط مختلف همسو با آن ویژگی ها وارد زندگی ما کند .

      اگرکسی می گفت احساس میکنم چاق شدی به جای اینکه چیزی نگم یا لبخند بزنم .درمقابل یک جمله او من مثنوی هفت من می گفتم .که اون دلداریم میداد می گفت ول کن چاقی تو ژنتیکی است .

      اینقدر در مورد لاغرشدنم واینکه هرچه بخورم چاق می شوم و تعجب بقیه از اینکه چقدر کم میخورم ولی لاغر نمی شوم تکرار کردم و شاهد جمع کردم که به صورت عمیق باور کردم که من لاغربشو نیستم .

      اگر باور داری که لاغر شدنی نیست هرچه تلاش وهزینه بکنی شما لاغرنخواهید شد .

      پس باید این ذهن را از انبوه فرمول هایی که باعث می شود برعلیه خود شاهد جمع کنم خالی کنم تا به مرور باایجاد فرمول های صحیح شاهدانی برای  لاغرشدن خود پیدا کنم .

      ⛔ اگر شاهدان قبلی که خودتان به وجودشان آورده اید بادیدن شما یادآوری کردند که چاق شده اید نگران نباشید .اینها را خودمان ساخته ایم.

      صحبت کردن درمورد چاقی به دو صورت است .

      ✴گفتگوی زبانی که بصورت مستقیم است 

      ✴✴مرور افکار :۱.وقتی درمورد نظر ودیدگاه افراد درمورد چاقی خود ، فکرمیکنیم ۲.قبل از حضور در مهمانی یا،روبرو شدن با افراد ،درمورد چاقی خود فکر می کنید .۳.یاازچاقی خود احساس بدی پیدا می کنید .درحال ارسال فرکانس چاقی به ذهن افراد هستید .

      ❤❤جهان هستی به نگاه واحساس من نسبت به خودم پاسخ می دهد نه براساس مقداراضافه وزن وسایزی که من دارم .

      نباید درمورد خودمون تعریف نامناسب داشته باشیم .مثلا من درحفظ کردن شعر و شماره ها مشکل دارم در صورتی که شعرهای زیادی از ابتدایی به ذهن دارم .

      برچسب های که به خودمان می زنیم جهان هم اتفافهای این چنینی وارد زندگی ما می کند .باور اینکه کسی ما را دوست ندارد این برجسب باعث میشه که کم کم بهت بگن و خطرناک تراینکه این برجسب ها و ضعف های که از نگاه خودت است را به دیگران میگی وشاهد جمع می کنی وشاهد خیلی اهمیت دارد .خداوند قاضی این جهان است خداوند نظرات شاهدان را مدنظر قرار می دهد .

      باید افکارمنفی را رها کنیم برچسب نزنیم برجسب ها رو دور بریزیم  از چاقی خودمان حرف نزنیم از مشکلات ناکامی ها صحبت نکنیم .

      به جای آن درمورد توانمندها و موفقیت ها و کام یابی ها حرف بزنیم وشاهد جمع کنیم .شاهدانی که برایشان ثابت بشه که ما موفق هستیم وبرای رسیدن به خواسته هایمان تلاش می کنیم .⛔هروقت خواستی درمورد بدی خود حرف بزنی بدان که خودت داری شاهد جمع میکنی .

      از برچسب های که به خودم زدم ومیزنم اینکه حافظه یادگیری شعر ندارم و هی تکرار کردم ولی بعضی وقتها دقت میکنم اشعار زیادی به ذهنم میرسه .

      یااینکه اعتماد به نفسم خیلی کمه بارها بهم گفتند آشپزیت خوبه ولی من همیشه درمهمانی هایم  استرس میگیرم .

      همیشه اندام خودمو نکوهش کردم و ایراد گرفتم وکسی از اندامم  تعریف میکرد احساس میکردم برای تمسخر من میگه .مخصوصا از بالاتنه ام خیلی بیشتر ناراضی بودم .

      و یک برچسب دیگه ، درزندگی آرزوهای زیادی دارم خداروشکر ماشین وخانه داریم ولی دلم خانه بزرگتر و ماشین شیکتر میخواست ولی یک باور غلط دارم اینکه اگه خانه بزرگ و ماشین خوب بخریم چشم میخوریم 🤕🤐ومشکلی برای خودم وخانواده ام به وجود میاید .

      یااینکه سلامتی رو باسن ربط میدادم از سالها پیش منتظر بیماری بودم از دوسال پیش که کمر درد شدید دارم میگم چون ۴۰ساله شدم به خاطر پیرییه .حتی این فکر رو به شوهر وبچه ها هم القا میکردم .حتی میگفتم مگه من چقدر دیگه میخواهم عمر کنم 😭چه طرز فکر اشتباهی داشتم .

      خدایا شکرت به خاطر این مسیر که هدیه گرانبهای توست .

      قبلا فکر میکردم زودتر این گام ها رو طی کنم بتوانم فایل های رسیدن به آرزوها رو هم گوش کنم .الان میبینم علاوه براینکه دید من درمورد چاقی درحال تغییر هست تغییرات دیگری هم در زندگی و آرزوهایم آرام آرام درحال شکل گرفتن است .

      خداوند عزیزم در درگاه تو تعهد میدهم از این تاریخ از ناکامی ها ناامیدی ها و بیماری و مشکلاتی که الکی برای خودم بزرگ کردم صحبت نکنم بلکه از سلامتی و ثروت وموفقیت خودوفرزندانم صحبت کنم می دانم توهم هرچه بخواهم به من می دهی .❤

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      1400/02/29 17:11
      مدت عضویت: 1745 روز
      امتیاز کاربر: 234 سطح ۱: کاربر مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,146 کلمه

      باسلام گام ۳۵ : برعلیه خود شاهد جمع نکنیدهرجا هستیم وهرانچه هستیم دستاورد ذهن ناخوداگاه وحاصل ذخیره وتکرار دیده ها وشنیده ها واموخته هایمان هست که بدون اینکه ما نقشی درشکل گیری انها داشته باشیم وبه علت بی توجهی ونداشتن اگاهیمان ، بصورت عادت ورفتارهای روزمره در همه جنبه های زندگی شخصیت وموفقیت یا عدم موفقیت ما را شکل داده. هرچه بیشتر پیش میرویم اموزشهای پایه شما استاد مارو به عمق مطلب وفاجعه ای که درمورد خودمان انجام شده بیشتر سوق میدهد.همینطور که شما مرتب تاکید میکردید اموزشهای داده شده علاوه برلاغری درتمام جنبه های زندگی کاربرد داره وباعث دگرگونی احوالات ما درجهت تغییر عالی تر کاربرد داره.این ذهن ناخوداگاه سالها به غلط دربیشتر جنبه ها اموزش دیده وراه خودشو بطور عادت وبدون چون وچرا پیش میبره حالا که اگاهی هایی به لطف خدا درپیش رویمان گذاشته شده وهم تصمیم گرفتیم وهم باور کردیم که می شود تغییر کرد ،ذهن مقاومت میکند تا تغییر نکنه .اگه این اگاهی هایی که الان پیدا کردیم واز جوانی ویا حتی بهتره بگم از کودکی اموزش دیده بودیم چقدر مسافت راحتی وخوشبختی وموفقیت برای همه کوتاهتر وراحتر وساده تر می شد.ریشه تمام مشکلات ودرد ها ورنج ها همین هاست که یکی از انها را بیان کردید  وان این است که برعلیه خود شاهد نگیریم. تمام صحبتها یی که نمیدانستیم چه عواقبی را برای خود میفرستیم وبیان انها  وگوش دادن درد دلها واظهارات همدلی وهمدردی باخودمان یا دیگران شاهدان قوی وبارزی بودند که بدون اگاهی انها را به زندگیمان با افتخارغلط دعوت کرده بودیم وسالهاست که مارا سرگردان کرده بودند واشتباه پشت اشتباه بدنبال راهکارهای اشتباه تر از حرکتی که انجام داده بودیم می گشتیم .خداروشکر که فرصتی دوباره داد ومارادرمسیر کسب اگاهی های عالی قرارداد .همیشه دیده وشنیده بودیم از محیط خانه گرفته تا اطرافیان که به مشکلات دیگران برسید وهیچ کاری که نمی توانید انجام دهید به درد دلشان گوش دهید وبرای تسکینشان انها را با کلمات ودلداری دادن یاری کنید .غافل از اثر مخربی که این کارمان بر روی فرستادن امواج منفی به جهان هستی وگرفتن بازتاب منفی در زندگیمان وذخیره شدن همه ناملایمات در ذهن زیرک نا خوداگاهمان دارد. وقتی مطالب اموزشی شما استاد گرامی رو می خونم از یک طرف خداروشکر می کنم بابت این همه داده های صحیح جدید واز طرفی چقدر ناراحت می شوم از گذران سخت عمر بدون اگاهی .شاید مثله ماهی رو هروقت از اب بگیری تازه هست برای ارام کردنمون بد نباشه اما لحظات پر معنی وپر استفاده رفته شده بر نمی گرده.🌹🌹بعنوان مثال برای چاقی چقدر در مهمانیها ودر جمع دوستان وحانواده واطرافیان وهمینطور با خودم ودر ذهن خود نشخوار ذهنی وحرف از چاقی وچگونگی چاق شدن ونوع غذا ورژیم ها و ورزشها وسختی کشیدنها را که بحث داغ ومورد نظر خانم های اضافه وزن دار بود انجام می شد که من هم به سهم خود به پای صحبت انها می نشستم وگوش میدادم ودربعضی مواقع اظهار نظر هم میکردم که به خیال خودم تجربه کسب کنم تا اندام بهتری بسازم نمی دانستم هرچه بگویم وبشنوم ودر ذهن بیاورم همان را جذب میکنم ودرواقع برای رسیدن به انها برای خودم شاهد جمع می‌ کنم که ای جهان هستی بدانید در مورد انچه صحبت می کنم انرا می طلبم وزودتر انرا به من بدهید . واقعا تا چند سال گذشته که اندام متناسبی داشتم فرصت انچنانی برای شرکت در صحبتهایی که انها را جذب کردم نداشتم اما از زمانی که وقتم ازاد شد وبه پای صحبت منفی ها نشستم در همه موارد برای خودم شاهد میگرفتم وانها را در زندگی به وفور تجربه میکردم وجالب اینجاست که به خودم می گفتم چرا ،چنین و چنان شد.ازکجا وچطوری شد.غافل از اینکه خودم همه انهارا دعوت کرده بودم . رد وبدل کردن تجربیات  انواع رژیم ها و راهکارهای سرخود نخوردن وترسیدن از خوردن گاهی صبحهانه وگاهی شام که نه تنها نتیجه نداشت بلکه عکس هم عمل میکرد از عواقب همین صحبتها در دادن تجربیات به یکدیگر بوده که نمی دانستم چقدر سریع عکس العمل دارد.وای با خودمون چه کردیم در همه جنبه های زندگی .حالا صحبت شما استاد گرامی برای توجه وگوش نکردن به هر مطلب منفی وناراحت کننده را بهتر درک می کنم که چه بلایی به سر خودمان با ذخیره کردن این منفی ها در ذهنمان می اوریم .چاقی ما هم نتیجه ذخیره شدن همه دیده ها وشنیده ها وگفتارهای منفی به ظاهر مثبتی است که برای ارتباط ودورهمی بایکدیگر بیان میکردیم. کلماتی از قبیل  من دیگه لاغر نمی شم ، خیلی تلاش کردم نتیجه ای نداشت ،ول کن بابا بخور دیگه خسته شدم از دیدن ونخوردن ، ما هر کار کنیم همینیم دیگه تغییر نمی کنیم ، برنج ونان نخور چاق می شی ، فست فود ونوشابه چاقت می کنه ، من هروقت شام میخورم فردا یک کیلو اضافه می کنم ، صبحهانه فقط یک کف دست نان ویک قوطی کبریت پنیر بخور بیشترش باعث چاقیه ، اگه یک عدد شیرینی خوردی باید یک ساعت بدویی تا اثرش از بین بره و……….. چندین وچند کلمه وحرفهایی که علاوه برجهان هستی برای هرکس باز گو میکردیم برای خود شاهد جمع میکردیم که ای اهل دنیا من چاقی رو می خوام به من بدید اینم شاهد هاش که براشون تعریف کردم یا به پای حرفهاشون نشستم.از موقعی که به این قسمت فایل اموزشی  رسیدم خیلی سعی کردم مواظب کلماتم وگفته هایم باشم  .البته هنوز در شنیده ها خیلی کنترل نداشتم مثلا وقتی با کسی صحبت می کنم بخصوص این روزها ودیگه اینکه خصوصیات ذاتی اکثر ما ایرانی هاست  که فقط از منفی ها حرف بزنیم گاهی مجبور به شنیدن می شوم البته سعی می کنم در ضمن اینکه بی احترامی نشه به طرف مقابل یا بحث رو عوض کنم ویا حواسم را بدم به چیز دیگری که کمتر بشنوم وسعی می کنم حداقل یک قدم بهتر عمل کنم ویا اینکه همینطور که شما استاد فرمودید تا انجایی که میشود در صحبت با دیگران اگر منفی پیش امد ، مرتب خوبیهای ان مطلب منفی را باز گو کنم که خداروشکر چنین شد ،خداروشکر اینم شد ،بله عالی بود ،حتما خیری بوده ،اتفاقهای خوب در راهه و…………هرچه به ذهنم برسه فرکانس خوب بفرستم .خودم که تنهام ویا با عزیزانم در خانه هستم  مرتب تکرارکنم تو وشما بهترین خودتونید ،ما توانمندید ، ما موفقیم ،ما میتوانیم ،ما عالی هستیم و………هرچه که انرژی مثبت داشته باشه رو بگم وهراتفاقی که بیوفته  جنبه های خیر وخوبی که دران هست رو بگم وبهش فکر کنم نه اه وناله وچرا چنین .درمورد تناسب اندام هم همینطور با اشتیاق وباور کامل واز ته دلم با شادی در هر کاری انجام میدهم  به خودم میگم خدایا شکرت که راه رفتنم ،تنفسم ،خوابیدن ونشست وبرخاستم ، هرچه می خورم همه درجهت متناسب شدنم است ،خدایا شکرت که لحظه به لحظه از وزنم کم می شه وبه وزن ایده الم میرسم ، تو می تونی وحتما به وزن واندام دلخواهت میرسی ‌از خدا متشکرم که من رو درمسیر اگاهیهای عالی قرارداد واز شما هم بسیار سپاسگزارم که خالصانه برای بهتر سدن حال همه تلاش می کنید از خدا بهترینها رو براتون درخواست دارم🌸 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار FARIDEH. T
        1400/04/05 11:56
        مدت عضویت: 1339 روز
        امتیاز کاربر: 4883 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 34 کلمه

        سولماز عزیز ،

        من هم از خواندن دیدگاه شما بسیار لذت بردم وخوشحالم که به این درک وآگاهی رسیدی ،برات از صمیم قلب  آرزوی موفقیت  در تمام جنبه های زندگی  می کنم .

        موفق باشی 🌲🌺

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamkhazaie0000@gmail.com
      1400/02/26 01:23
      مدت عضویت: 1286 روز
      امتیاز کاربر: 458 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 323 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام ب استاد عزیز و دوستان گلم .گام سی و پنجم بر علیه خود شاهد جمع نکنید .

      کلمه شاهد در فرهنگ لغت ب معنی ناظر و مشاهده کننده آورده شده در دستگاه قضایی حضور و وجود شاهد خیلی مهمه و رای آخر بر نظر شاهدان بستگی داره این نشان از مهم و تاثیر گذار بودن شاهد است حالا ما چی کار می کنیم با خودمون من خودم ب شخصه پاهام بزرگن و الان سایز ۴۲ و ۴۳ میپوشم و همیشه حسم ب کفشم ک اینقدر گنده است بده و حال مو بد میکنه و همیشه هم هرجا میریم یکی پیدا میشه ک از م بپرسه چطوری کفش میخری ؟پاهات چقد بزرگه ،یا سایز پاهات چنده یعنی متنفرم از این سوال و همیشه قبلا ب مامانم حرف میزدم میگفتم من ب تو رفتم چرا من چاقم ،چرا پاهام سایزشون بزرگه و… الان متوجه شدم ک ما ب هر چی توجه کنیم ی جورای وارد زندگیمون میشه ،یا درمورد چاقیم من نسبت ب خواهرام از اونا چاق  ترم ،اونا ی کوچولو اضافه وزن دارن دوتا شون، دوتاشونم متناسبن ولی من نه ،همیشه بهش فکر میکردم و میگفتم ک چرا من ،چرا من چاقم ،وقتی با خواهرام میریم بیرون همه فک میکنن من از اون یکی خواهرام بزرگترم در حالی ک من از همشون کوچیک ترم و این خیلی حالمو بد میکنه و خودم شروع میکنم ب توضیح دادن ک اره اینا لاغرن و من چاقم ب این خاطره ک سن من بیشتر نشون میده ،از بس ک رژیم گرفتم و ولش کردم خودمو ادم بی اراده ی میدونم و اینو قشنگ توی جمله اطرافیانم شنیدم ک بهم میگن ک اراده نداری خیلی میخوری باید نخوری ،بخوام بنویسم تا صبح باید بنویسم همین قدر بگم ک شاهدان منم زیادن و من تعهد میدم ک از این بعد نه زبانی و نه افکاری ب خودم بر چسب بد نزنم و بهشون توجه نکنم و ب خودم بر چسب های خوبی بدم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 6752 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,698 کلمه

      بنام خداوند بخشنده ومهربان. گام 35. بر علیه خود شاهد جمع نکنید سلام خدمت دوستان خوب واستاد عزیز در گام قبل راجب عادت های مخرب که مانع لاغری هستن صحبت کردیم. حالا یکی از این عادت ها جمع کردن شاهد راجب نقاط ضعف خودمان است. کلمه شاهد در فرهنگ لغت به معنی گواهی دهنده، ناظر ومشاهده کننده است در دادگاه همیشه قاضی یه نفع کسی رای صادر می کند که شاهدان بیشتری با مدارک ومستندان دقیق تری داشته باشد که او را تایید می کنند شاهد نقش تاثیر گذاری در صدور حکم دارد بسیاری از ما با تعریف هایی که از خودمان داریم برای این تعریف ها شاهدانی جمع می کنیم این تعریف ها نشانه ی ویژگی های خاصی در ما هستند که ما نه تنها خودمان آنها را پذیرفته ایم بلکه با دیگران هم در میان گذاشته ایم وبا صحبت کردن راجب ویژگی های خود که نشات گرفته از ضعف ها وناتوانایی های خودمان است به اطلاع همه رسانده ایم که چه ویژگی هایی داریم. ما برای خیلی از اتفاقات زندگیمان بر علیه خودمان شاهد جمع کرده ایم حالا سوال اینجاست چرا بر علیه ما عمل می کند. چیزی که من اصلا تاقبل از گوش دادین به این فایل نمی دونستم متاسفانه وقتی ما راحب صفات خودمان با دیگران صحبت می کنیم وسعی می کنیم با این کار به دیگران بفهمانیم در مشکلاتی که داریم بی گناه هستیم ونقشی نداریم وهمه را گردن خدا وشانس واقبال ویا دیگران می اندازیم این باور را نشر می دهیم وهرچقدر شاهدان ما بیشتر باشد باور ما قوی تر می شود وجهان هستی هم بر اساس باور ما عمل می کند وسعی دارد زندگی ما را برا اساس باورهایمان رقم بزند. برای جهان خوشایند ما وخوب وبد آن فرق نمی کند او بر اساس عقیده وباور ما عمل می کند. وقتی من نه تنها خودم باور کردم بد شانسم وبا اتفاقاتی که برای من رخ می ده ومن با آب وتاب برای دیگران تعریف می کنم وبه آنها تاکید می کنم بخاطر بدشانسی من رخ داده. دیگران هم باور می کنند من بد شانسم. وقتی چندین نفر اعتقاد دارند من بد شانسم جهان چطور می خواد با من برخورد کنه. آیا غیر از اینکه من خودم اینو انتخاب کردم من خودم خواستم صحبت کردن راجب چاقی هم به همین صورت است. وقتی من سالها به همه اطرافیانم ثابت کردم لاغر بشو نیستم وهمه هم باور کردن ودیگه چاقی منو طبیعی وسر نوشتم می دونن جهان هستی تنها جواب باور وخواست منو می ده ونمی زاره لاغر بشم درسته آرزوی من لاغری هست ولی باورم لاغری نیست به همین دلیل تلاش های من بی نتیجه می ماند. صحبت کردن راجب چاقی به دو صورت انجام می شود یکی گفتگو است وما با گفت وشنود با دیگران راجب چاقی صحبت می کنیم وسعی می کنیم شاهدانی برای ناتوانی وبی گناهی خود درباره چاقی جمع کنیم. یکی هم مرور افکار است. خیلی وقتا شده وما بعد مدتی خواستیم به یک مهمانی یا مسافرت برویم مثلا دیدن اقوام ما قبل از رفتن همش به این فکر کردیم الان اگه ما رو ببینن چه عکس العملی نشون می دن حتما می گن چرا اینقدر چاقی شدی چرا فکری به حال خودت نمی کنی با این افکار این فرکانس رو به جهان اطراف می دهیم که دیگران چه برخوردی داشته باشن ودر واقعه ما خودمان تایین می کنیم بقیه چطور نظر بدن در مورد ما. این اتفاق به وفور برای من پیش اومده اونقدر به گفته دیگران فکر کزدم اینقد فکر کردم که خانوادم بعد مدتی اگه ببیننم چی می گن خانواده همسرم بعد مدتها ببیننم چی می گن که واقعا ذهنم به آینده رفته واون لحظات رو زندگی کردم و گفتگوهای درونی من همش راجب نظر اونها وبرخورد اونها بوده در این روش شاهد جمع کردن من صحبت کلامی نداشتم ولی با افکارم این کار رو کردم وبر علیه خودم شاهد جمع کردم. همیشه وقتی رژیمی شروع می کردم بعد ده روز همسرم متوجه تغییراتم می شد ومی گفت لاغر شدی ومن همیشه می گفتم چه فایده منکه ول کنم باز برمی گرده اینو واقعا ایمان بهش داشتم ومطمعن بودم برمی گزده وشوهرمم باور کرده. حتی الانم که متوجه حضورم در سایت شده به طور اتغاقی البته من بهش نگفتم. همش می گه تو آدم بی اراده ای هستی ونمی تونی هدفی رو تا آخر ادامه بدی اینم یه چند وقته بعد از سرت می افته واقعا گاهی نا امیدم می کنه وناراحت می شم ولی چیزی که عوض داره گله نداره خودم شاهد گرفتمش وبهش قبولوندم من نمی تونم کاری رو ادامه بدم وول می کنم وتا نتیجه نهایی نمی تونم ادامه بدم. پس باید ناراحت نشم واین دفعه خودش شاهد باشه من می تونم تا هدف نهایی ادامه بدم
      تنها خودم می تونم کاری برای خودم بکنم. من یک لشکر یک نفره هستم در دادگاهی که برای قضاوت راجب جسم نا متناسب تشکیل شده من دیگر شاهدی به دادگاه معرفی نمی کنم می خواهم همه را متقاعد کنم که برای لاغریم شهادت بدهند وبگویند الهام قدرتمد متعهد مستعد و سرشار از انگیزه وتلاش وپشتکار است. باید ورق برگردد وشاهدان من دیگر علیه من شهادت ندهند . من متعهد می شوم از این به بعد راجب ویژگی هاوصفاتی که نشات گرفته از ناتوانایی های من است با کسی صحبت نکنم وباور خودم را هم راجب اونها بشکنم وقتی بعضی از این مستندها راجب کسانی که نقص عضوی دارند ودارن با انگیزه زندگی می کنن طوری که تواناییشون باعث شده نقص عضوشون نایده گرفته بشه را می بینم به خودم می گم خدا این همه نعمت در اختیار من گذاشته وبستر رو برای شکوفایی ودرخشش من فراهم کرده من چرا اینقدر نا دیده می گیرم چرا استفاده نمی کنم چرا قدر نمی دونم هرچی از خدا خواستم بهم داده راجب همین کاهش وزن ازش خواستم کمکم کنه بدون سختی لاغر بشم به بهترین مسیر هدایتم کرده دیگه اگه من نخوام از این همه لطف وکرم ورحمت خدای عزیزم استفاده کنم حق شکایت وگله گذاری نمی مونه برام دیشب برنامه ای از تلوزیون دیدم که آقای تجربه نزدیک به مرگ داشتن گغتن تمام مزاحل زندگیمو مثل فیلم برام پخش کردن یه جاهایی چیزهایی بهم گفته می شد واونا می گفتن ببین اینا همه به خواست خدا سر راه تو قرار گرفت از زبان خدا برای تو صحبت کردن تا تو به خودت بیای بفهمی ولی تو با گوش دل نشنیدی عمل نکردی. ومن به یاد داستان هدایتم به سایت واینکه استاد می گن شما به خواست خداوند هدایت شدین اینجا افتادم واقعا آشنایی با ذهن واین همه آگاهی همه حرف خداست همه راه خداست برای ما باید استفاده کنیم باید گوش بدیم نباید غفلت کنیم وتا می تونیم استفاده کنیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mv.abtahi
      1400/02/11 15:49
      مدت عضویت: 1711 روز
      امتیاز کاربر: 3027 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 595 کلمه

      به نام خداوند بخشنده مهربان

      سلام 

      چقدر مقدمه این فایل آموزنده بود

      اینکه کار کردن روی ذهن و کنترل ذهن می تونه نتایج خیلی بیشتر از اون  تلاشی که انجام شده رو بده

      زندگی شما خیلی الگوی خوبیه برای من 

      لاغر شدنتون، کاهش وزن ، سبک کسب و کار ، حتی بچه دار شدن شما که برای من اول یه مانع تو موقیت به حساب میومد و من می گفتم من دوست دارم بچه دار بشم ولی فکر می کنم خیلی وقتمو بگیره و منو از موفقیت عقب بندازه ……در صورتی که این فرمول از پایه اشتباهه و ما خیلی آدمای موفقی رو اطرافمون داریم که بچه دارن و همه جوره موفقن.

      سال گذشته من از محاجرتم به تهران برگشتم ..این درحالی بود که اصلا دلم نمی خواست برگردم و همه جوره داشتم تو تهران پیشرفت می کردم….ولی بنا به دلایلی و به خاطر این بیماری همه گیر در دنیا کار همسرم یه جوری پیش رفت که ما باید بر می گشتیم

      اولش خیلی ناراحت بودم 

      ولی گفتم حالا اگه بخوام ذهنم کنترل کنم می دونم که عوامل بیرونی هیچ تاثیری روی روند کاریم نداره

      همینکه شروع کردم باورهامو عملی و ذهنی درست کردم ، استارت کارم تو خونه ی خودم به خوبی خرده شد و حالا هم فعالیت های خیلی خوبی دارم و کارامو تو خونه تو شهر خودم خوب انجام میدم.

      من طراح پارچه هستم و فقط کافی بود همین باورها رو درست کنم 

      نمی گم الان دارم پول پارو می کنم 

      ولی برای منی که همیشه فکرم این بود که بقیه باید منو تامین مالی کنن ، و حالا دارم یواش یواش کسب درآمد می کنم خیلی موفقیت شگفت انگیزیه

      من کارمو از دوسال پیش شروع کردم و تازه بگی نگی دارم توش درآمد کسب می کنم 

      حتی برای اینکه بخوام به خودم نشون بدم که می خوام استقلال داشته باشم از همسرم خواهش کردم دیگه برام پول واریز نکنه.

      اما در مورد این مسئله ی خیلی مهم که گفتین 

      در مورد موضوع شاهد گرفتن ، من این موضوعو خیلی قبول دارم و جالبه که من راجع به هر موضوعی که در موردش شاهد جمع کرده بودم همیشه از طرف همون افراد کارام پیگیری میشه.

      حتی خودم بارها شده باکسایی که منو شاهد یه سری مسائلشون قرار گرفته بودن ، خودم خواهی نخواهی وقتی باهاشون برخورد می کردم ، جهت صحبتمون میرفت به سمت اون موضوع.

      دقیقا من خودم رو تعریف می کردم که در ذهن خودم بود و بعد به بقیه هم می گفتم و اونا هم تا منو می دیدن اون تعاریف رو ملاک قرار میدادن و ازم پیگیری می کردن و منم با قوت و قدرت بیشتر توضیح میدادم

      چقدر دوره تناسب فکری به من کمک کرد که زندگیمو در جنبه های دیگه کنترل کنم و بهبود بدم

      مثلا وقتی قرار شد دیگه راجع به چاقی حرف نزنیم ، این تمرینی شد که من راجع به خیلی از مسائلی که تو زندگیم خوشایند نیست صحبت نکنم.

      این یعنی کنترل ذهن

      این جمله بزرگترین درس امروزم بود:

      من نباید از خودم تعریف های نامناسبی داشته باشم

      واقعا محتویات ذهنی من چیه؟

      چی تو ذهنم منو کنترل میکنه؟

      چطور باید تغییرش بدم؟

      برای شروع کار چطور باید رفتار کنم تا تغییر این ذهنیت رو نشون بدم و توش ماهر بشم؟

      راجع به چه موضوعاتی برای قاضی جهان شاهد جمع کردم؟

      حالا باید ببینم برای چه موضوعایتی شاهد جمع کردم

      از خوبی های زندگیم یا سختی هاش

      از اینکه دارم پیشرفت میکنم یا از اینکه کارام سخت پیش میره

      چقدر این فایل ارزشمنده

      چقدر این فایل خوبه

      من باید شاهد خوبی باشم و شاهد خوبی هارو جمع کنم

      از خوبی های همسرم، اطرافم، کارم، خودم ووو

      این فایل رو میشه عملی تمرین کرد.

      من از امروز به خودم تعهد میدم که برای هر خوبی تو زندگیم هست شاهد جمع کنم نه نخواسته هام.

      بی نهایت ممنونم از این فایل ارزشمند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikia4040
      1400/02/07 02:05
      مدت عضویت: 1434 روز
      امتیاز کاربر: 217 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 529 کلمه

      گام سی و پنجم : فایل بسیار ارزشمندی بود ممنونم یادم میاد قبلا من در هر مجلسی که خانمها جمع بودن بهترین بحثی که در موردش صحبت می کردم چاقی بود و تقریبا همه اضافه وزن داشتن و هرفردی از تجربیاتش در مورد موادغذایی و ورزش و تحرک حرف میزد و من هم تمام تمرکزم این بود که همه حرفها رو بخاطر بسپرم و چیزی از قلم نیفته یکی از طب سنتی حرف میزد یکی از طب سوزنی یکی از رژیم و یکی از ورزش ،و حتی موقعی که میرفتم پیاده روی توی مسیر با هر خانمی که روی خوش نشون میداد گرم صحبت میشدم  و از چاقی خودم می نالیدم و می پرسیدم  اون خانم برای لاغری چکار میکنه و تصمیم می گرفتم همون کار رو انجام بدم و ناخواسته برای خودم شاهدانی رو جمع میکردم و جهان هم بر اساس اون شاهدها بمن پاسخ میداد و من فکر میکردم هر چه بیشتر در مورد چاقی خودم حرف بزنم بالاخره یک راهی رو پیدا میکنم که لاغرم کنه و با این باور اشتباه برچسب هایی مثل چاق ، پرخور ،تنبل رو به خودم می زدم و همیشه تو هر مجلس عروسی که می رفتم منتظر بودم بهم بگن چاقتر شدی و بعد از شنیدن این حرف از خودم دفاع میکردم که خدا شاهده من رژیمم و هرروز میرم پیاده روی و هزاران توجیه دیگه که دید افراد رو نسبت به خودم عوض کنم و هر بار که در پارک یک خانمی رو میدیدم فقط یک کم از من لاغرتره آرزو میکردم کاش سایزم اندازه ایشون بود مثل مجرم محکوم به مرگ که آرزو داره جای محکوم به حبس ابد باشه و همیشه از خودم متنفر بودم و خودم رو سرزنش میکردم و انتظار لاغری داشتم وقتی که من هیچ حس خوبی نه در فکرم و نه در حرفهام نداشتم چطور انتظارم این بود دیگران در مورد جسمم نظر خوبی بدن ،من برچسبهای بدی به خودم زدم و جهان اتفاقاتی رو وارد زندگی من میکرد که براساس اون برچسب ها بود،من شاهدانی رو برای خودم جمع میکردم و فریاد میزدم من چاقم و هیچوقت قرار نیست لاغر بشم این سرنوشت منه و من محکومم ،و خداوند هم سرنوشت منو بر اساس شاهدان من رقم زد چون خودم شاهد جمع کرده بودم و خداوند مقصر نبود چون من رو متناسب خلق کرد ولی بر اساس شرایط زندگی والدین چاق شدم و بعد با تعریف های اشتباهی که از خودم داشتم و همه جا جار زدم که.چاقی من ارثیه ، و جهان هم منو در مسیر تعریف هایی قرار داد که از خودم کرده بودم .           ولی از این لحظه متعهد میشم که تا آخر عمرم  در مورد ضعف های خودم پیش هیچ کس صحبت نکنم و فقط از موفقیت‌ها و توانمندیها و از لاغری حرف بزنم و شاهدان خوبی رو برای خودم جمع کنم تا خداوند متعال منو در مسیر اتفاقات خوب و عالی قرار بده و شادی ،لاغری ، اعتمادبه نفس ،آرامش ،وهمه آرزوهای خوشایند به زندگی من جاری بشه و چون خداوند مهربانم سریع الجواب و هر نعمتی که بخوای چندین برابر اون نعمت رو می بخشه  من. برای خودم بهترین ها رو میخوام  و مطمئن هستم به همشون می رسم ،خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتوانم
      1400/02/04 03:21
      مدت عضویت: 1615 روز
      امتیاز کاربر: 10028 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 906 کلمه

      سلام سلام 🤩🤩 بریم که گام مهم امروز را هم با اشتیاق برداریم.. 

      علیه خود شاهد جمع نکنید!

      در طی سال هایی که چاق بودم ، خیلی درباره ی خودم بد گفتم ، به دلایل مختلف :

      ۱.مثلا توجیه اینکه چرا جسم‌ من با هم سن و سالانم متفاوته…وقتی پدرم میگفت فلان دوستم ، دخترش خیلی قلمی هست من میگفتم خوب چیکار کنم همینم دیگه ..

      یا وقتی با خاله ام صحبت می کردم میگفت تو به ما کشیدی و شکم داری ، فلان جات هم به ما رفته که چاقه اما دخترخالم به خانواده ی پدریش کشیده بود و لاغر بود ..برای من الان جالبه که چرا اون موقع بهشون نمی گفتم شما که تا چند سال پیش لاغر بودین اگر ارثی هم بوده باشه من باید لاغر باشم‌…چطور میتونم من ژنتیک فردی رو داشته باشم که متناسب بوده ولی من چاق باشم؟

      ۲.وقت هایی که کسی شروع می کرد و از خودش و زندگیش بد و بیراه می گفت ، نمیدونم برای همدردی بود یا برای کم نیاوردن که تا اثبات نمی کردم من وضعم از تو بدتره و بیچاره ترم ول کن ماجرا نبودم😅🤦🏻‍♀️..بعد تازه شب می اومدم و به مرثیه هایی که از زندگی خودم گفته بودم دوباره فکر میکردم و گریه میکردم..😑

      نه فقط من هرکسی رو میدیدم اینجوری بود،کسی از خودش تعریف نمی کرد حتی اگر وضعیت خوبی داشت حالا به بهانه ی مختلف مثل چشم خوردن، یا اینکه مردم هم دلشون میخواد و غیره…

      ۳.گاهی من حرفی نمیزدم ولی رفتارم می شد گواهی برای قضاوت من و پیدا کردن شاهدانی برای اثبات این حرف که من یک ویژگی رو دارم..مثلا من یاد ندارم روزی با فردی جز خانواده بداخلاقی کرده باشم😅 ولی انگار بقیه هم درک می کردند و نمی دونم شاید خانواده ام به گوششون  می رسوندن که شنیده بودم میگفتن تو بداخلاقی😳😳 فردی که من باهاش خیلی خوب بودم …

      ۴.برای چاقیم که شاهد خیلی داشتم، هربار که لباس به تنم تنگ می شد انگار صدای دینگِ تایید شدن دوباره ی چاقی من در ذهن افراد به صدا در می آمد😅…

      ۵.خیلی وقت ها خودم شاهدی بودم برای خودم ..مثلا عکسی دیدم از خودم حالم گرفته شده، ناامید شدم،از خودم بدم اومده و.. در تمام این حالات داشتم شهادت می دادم بر ویژگی هایی که دوستشون نداشتم ولی تایید میکردم که متعلق به من هستند.

      ۶.شاهدانی هم داشتم البته که گواه درس خوان بودن من، اراده ی بالای من، خوش سلیقه بودن من و ویژگی های خوب دیگر در من بودند اما انگار چاقی همه چیز را تحت شعاع خودش قرار می دهد..امیدوارم لاغری هم همه چیز را تحت تاثیر نیروی مثبت خودش قرار بدهد💖

      ۷.تنبل بودن ، خواب آلود بودن، چاق بودن ، بی پول بودن، بدشانس بودن و…. طیفی از ویژگی هایی بود که من درباره ی خودم میگفتم و درصدد جمع آوری شاهد بودم..

      ۸.بارها در جمع آبروی خودم را بردم 😔 به خودم بد گفتم تا …نمی دانم چرااا🥲🥲 چه چیزی مهم تر از “من” بوده که به خاطر آن “خودم” را تحقیر کرده ام؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

      مرور افکار :

      من این مسئله رو دارم که وقتی فردی رو می بینم دائما فکر میکنم که آنها درباره ی جسم من چه نظری دارند؟؟

      نکنه الان بگه وااای چه قدر چاقه؟؟؟ الان به شکمم نگاه کرد؟؟؟یعنی فکر میکنه من زشتم؟؟؟ و….

      💎💎 جهان هستی به نگاه و احساس من نسبت به خودم پاسخ می دهد نه بر اساس مقدار اضافه وزن و سایزی که من دارم💎💎

      ✅💎شرایط بسیار متفاوتی در زندگی برای خود رقم بزنید💎

      فایل تصویری💻🎧📖✏:

      ✅موضوع امروز ، باعث ادامه دادن عالیِ هر مسیری می شود که شروع می کنید…

      ✅نتیجه ی خودتان در زندگی را ربط ندهید به عوامل بیرونی…

      تجربه ی من :

      ۱.من خیلی وقت ها با خودم مرور می کردم که اگر پدرم ثروتمند بود و ما پولدار بودیم من حتما متناسب و لاغر بودم🤦🏻‍♀️😑 اخه همیشه هرکسی که میدیدم متناسبه و هم سن و سال منه پولدار بود 😅 برای همین این فکر را می کردم…

      ۲.خیلی به خودم میگفتم اگر من اتاق شخصی داشتم میتونستم رشته ی پزشکی دانشگاه دولتی قبول بشم..

      ۳.بارها به خودم گفتم اگر ثروتمند بودیم من الان ازدواج کرده بودم و خوشبخت بودم..

      ۴.اگر اینجوری بود ، اونجوری می شد 😅 و کلی از این فکرها که باید گاهی یک جهان تغییر می کرد تا من به اهداف و آرزوهایم برسم..

      ۵.بارها به این فکر کرده بودم که اگر لاغر بودم کلی خواستگار خوب داشتم 😁…

      ✅آموزش های ذهنی در تمام جنبه های زندگی ،کارآمد و مفید هستند…

      ✅تعریف های ما در جنبه های مختلف زندگی از خودمان:

      معمولا نقاط ضعف را می‌گوییم و از توانایی ها و نقاط مثبت و قدرت کمتر صحبت می شود..

      ✅از این لحظه ، هیچ برچسبی به خودت نزن …

      چه به دیگران ، چه به صورت فکر کردن و مرور افکار با خودت…

      💎💎روند زندگیت باید این باشه که دیگه اصلا درباره ی خودت حرف بد نزنی،  شاهد جمع نکنی..

      ✅خیلی احساس خوبی هستش که کلی شاهد درباره ی خوشبخت بودنت داشته باشی کلی آدم که بگن بابا فاطمه شانس داره، فاطمه خدا براش میخواد چیزهای خوب رو،فاطمه خیلی اتفاقات خوب تجربه میکنه ،فاطمه هرچیز خوبی رو داره..

      🟣میدونید من در زندگی اینطور یاد گرفتم که در مقابل دیگران خودم رو بشکنم و تعریف نکنم و اسمش هم تواضع بوده و این موضوع چالش من در لاغری هستش..

      باید انتخاب کنم که دیگه هیچ چیز بدی درباره ی خودم نگم…

      اصلا بدی وجود نداره.. ما همه از خداییم .خداوند از روح خودش در من دمیده و هیچ بدی ای در من وجود نداره..

      ✅شاهد جمع کن آدم خوشبختی هستی ،از انبار خوشبختی ها نعمت دریافت میکنی…

      به همین راحتی😊😍

      🌹من ،فاطمه ،امروز ۴ اردیبهشت تعهد میدهم که دیگر برای مسائل و مشکلات خودم شاهد جمع نکنم..🤩✔

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 354 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      سلام

      درباره برچسب هایی که به خودم زدم در زندگی اگه بخوام بگم خیلی میشه چون من آدمی هستم که حرف دیگران زود روم تاثیر میذاره و همیشه منتظر این بودم که دیگران دریاره من و حرکات و رفتارم یه نظری بدن و هیچوقت این رفتارمو دوست نداشتم یکی از دیگه از این رفتارهای بد این بود که خیلی دوست داشتم توی جمعی حرف از چاقی و لاغری باشه و همیشه هم سعی میکردم به دیگران اطلاع بدم که آره من از این روش بزای لاغر شدن استفاده میکنم یا اون روش درواقع برچسب لاغر نشدن رو به خودم میزدم و شاید هر بار دوستام میگفتن که نه بابا تو دیگه لاغر نمیشی میگفتن بابا توکه همیشه همین سایز هستی تغییری که نمیکنی یا لاغر میشدم باز برمیگشتم به حالت قبل اما موقعی که لاغر میشدم هیچکس چیزی نمیگفت اما به محض برگشتم به وزن قبل همه نظر میدادن که چاق شدی یا اینجات در اومده یا شکم آوردی با خودم میگفتم چرا هر وقت لاغر میشم کسی چیزی نمیگه اما چاق شدنم اینقدر توی دید هست حتی اگه یک کیلو چاق شده باشم .اما الان به این حرف استاد رسیدم که این خودم بودم که باعث اون حرفا میشدم و واکنش همون برچسبی بود که به خودم زدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      1400/01/22 12:27
      مدت عضویت: 1452 روز
      امتیاز کاربر: 10112 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 813 کلمه

      گام ۳۵ بر علیه خود شاهد جمع نکنیدبا سلاماولین قدم ما کسب آگاهی است یعنی قبل از هر چیزی باید فکرهای منفی. را بشناسید و سعی کنید آنها را به افکار مثبت تغییر دهید درسته که در ابتدا خیلی سخته و نباید ناامید شد ولی وقتی راهش را پیدا کنید براحتی می توان این کار را پیش برد پس سالهاست که با افکار منفی زندگی کرده ایم انتظار نداشته باشید طی یک شب از آنها خلاص شوید مثلا اگر معلم کلاس اول دبستان همیشه شما را دانش اموری بی استعداد خطاب کرده باشد خیلی عجیب نیست که هنگام شروع کارهای جدید مدام با خود بگوییم نمی توانم ،این کار برای من خیلی سخته ،اگر هم مدام این فکرهای منفی در سر ما بچرخد حتما برای انجام کارها اعتماد به نفس نداریم پس می بینیم که چقدر سخته در این شرایط باور کنیم توانایی ما بیشتر از چیزی است که خودمون فکر می کنیم .هر مشکلی زمانی مشکل است که خود آن را مشکل بپنداریمهیج وقت به این مانع دقت نکرده بودم حالا که فکر می کنم خیلی برام پیش اومد و همیشه خودم را سرزنش کردم و بر علیه خود شواهد جمع کردم توسط نزدیکترین فرد به خودم و مرور آن در افکار خودم تا جایی که برام ناراحتی روحی بهمرا آورده و متاسفانه شخصی که یک عمر من را تحقیر کرده نمی شه از اونون فاصله گرفت و یا ترکش کرد تنها چیزی که مرا کمک کرده و می کند خودم به خود امیدواری دادم و گفتم اگر من خنگ هستم یا توانایی من در یادگیری کم آست پس چرا در اشپزی و خیاطی و یا تربیت فرزندانم  حرفه آی هستم و با این جنبه های مثبت خودم را تشویق کردم با همه این حرف ها اثرش در من نفوذ کرده چون سعی کردم زبان انگلیسی را یاد بگیرم و خودم تمرین کردم و می کنم نه کلاسی رفتم و نه دانشگاهی و به نظر خودم پیشرفت داشتم اما آن شخص معتقد است که چون هوش من کم است توانایی بیشتر از این را ندارم و اکنون با خود عهد می کنم که جلوی افکار منفی در این زمینه که خنگم یا استعداد یادگیری را ندارم با تمرین و تکرار و تشویق با نقاط مثبتی که دارم جایگزین کنم و توانایی خودم را دست کم نگیرم همانطور که تا حالا هر چی گرام و مکالمه آموختم بدون کلاس بوده بصورت خوداموزی یاد گرفتم پس معلومه که خیلی هم توانمند هستم بر خلاف نظر اونون شخص و اکنون برای خود شواهد جمع می کنم که من قادرم من لیاقت یادگیری زبان انگلیسی را دارم در مورد لاغری با ذهن همین فرمول هاست که مانع شده است و رفع موانع آست که اهمیت دارد و این خودم هستم که می توانم آن را مشکل و با ساده کنم درست مثل یادگیری زبان که آن را برای خود مشکل کردم و باور کردم که خنگم و توانایی یادگیری ندارم و با مرور آن در افکارم برای خود شاهد جمع کردم در مورد لاغری هم همینه شواهد زیادی هست مثل بدشانسی یعنی شخص می گوید چقدر بدشانسم که هر چی می خورم به چربی تبدیل می شه و یا تنبل هستم که حاضر به ورزش و تحرک ندارم و یا بی اراده هسستم که در مقابل خوردن کنترل ندارم واز این شواهد ها زیاد آست و هر موقع شرایطی پیش اومده بارها و با رها در مورد ویژگیهای خود که نشان ضعف و ناتوانی خودمون است حرف زده‌ایم و به همه گزارش داده ایم که چه نوع ویژگی هایی داریم و این واقعا مخرب ترین عادتی است که یک نفر می تواند داشته باشد و مرتب بر علیه خود شاهد جمع می کند و همه‌ را مقصر می داند غافل از که خود کارها را مشکل می کند و دچار وضیعیت ناخواسته شده و مرتب رنج می برد وقتی یک توصیفی را برای دیگران بازگو می کنیم در اصل در جهان برای خود شواهد جمع می کنیم و سیستم جهان بر اساس شواهد اتفاقاتی را وارد زندگی ما می کند مثلا باورم می شه که هر جی تلاش می کنم قدرت یادگیری زبان را ندارم پس خودم آن را مشکل کردم من از الان که ساعت ۱۲/۳۰شب است در تاریخ 4/10/21تعهد می دهم در مسیر خلاف لاغری و در مسیر نانوایی یادگیری برای خود شاهد جمع نکنم ودر ذهنم مرور نکنم و به آن مهره تایید بذارم که خنگم در عوض در مسیر لاغری و توانایی یادگیری ایمان و باور م را بیشتر کنم و استمرار داشته باشم که تنها رمز موفقیت استمرار و باور و شناخت موانع می باشه و ایمان دارم تنها راه لاغر شدن فقط لاغری با ذهن است و باور دارم که خیلی هم با هوش و زرنگ هستم و برای اثبات آن که با هوش هستم دلیل دارم —من توانایی ۵۰کیلویی را دارم من لیاقت ۵۰کبلوبی را دارم من توانایی یادگیری زبان را دارم من اکنون برای خودم کلی شاهد جمع کردم‌ که متناسب ۵۰کیلویی هستم -خدایا سپاسگزارم استاد خیلی سپاسگزارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      1400/01/17 20:12
      مدت عضویت: 1775 روز
      امتیاز کاربر: 3816 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,121 کلمه

      گام ۳۵
      بر علیه خود شاهد جمع نکنید .
      سلام . بی نهایت ممنونم بابت این آگاهی فوق العاده ای که در اختیار ما قرار دادید . وجودم سرشار از لذت بیشتر شد.

      تا حالا به این مانع دقت نکرده بودم . اتفاقا خیلی پیش اومده که این کارو انجام دادم و خیلی اوقات خودم رو کم نشون دادم و بر علیه خودم شاهد جمع کردم . چه توسط افکار خودم و چه توسط گفتگو با دیگران . برای همین هم هست که وقتی یه مدت با اشخاص ارتباط برقرار می کنم بعد از مدتی اصلا دیگه نمیتونم باهاشون در ارتباط باشم چون درونم احساس بدی پیدا می کنه . چون من در قبال دیگران به خصوص در مورد بچه نداشتنم شاهد جمع میکنم .
      البته الان خیلی کمتر از قبل هست ولی خب حالا فهمیدم که اصلا نباید این کار و کنم . اینکه خودم رو توجیه کنم که بگم ببینید من همه کار کردم ولی بچه دار نمیشم . در حقیقت دارم باور بچه دار نشدنم رو تقویت میکنم . وای خدا من با خودم چه کردم . البته به خاطر چاقی و لاغری خیلی خودم و سرکوب نکردم .
      فقط اون زمان که خیلی چاق بودم و با مسیر آشنا نبودم علیه خودم شاهد جمع می کردم و به خودم بر چسب میزدم ولی بعد از اینکه لاغر شدم دیگه در این مورد حساسیت به خرج ندادم و اصلا در این مورد بحثی هم بوجود نمی آمد .
      در مورد بچه هم خیلی بهتر از قبل هستم و خیلی بحثش پیش نمیاد و اتفاقا من کرونا رو دعا میکنم چون اونقدر توجهات رفته سمت کرونا که اصلا دیگه کسی به این مورد من کاری نداره که من بخوام در مورد بچه نداشتنم علیه خودم شاهد جمع کنم . حساسیتم خیلی کم شده و باورهای مربوط به اون رو هم در کنار لاغر شدنم دارم آروم آروم شناسایی می کنم .
      خیلی جالب بود که این مانع هم برای لاغری و هم برای مادری من هم به کار اومد . البته تمام موارد در گام های گذشته رو هم من علاوه بر لاغری در مورد مادری هم مد نظر قرار دادم .
      نمیدونم چقدر طول می کشه تا باورهام درست بشه ولی اصلا به جسمم کار ندارم و ایمان دارم همونطور که موانع زیادی در ذهنم دارم که مانع لاغریم شده موانع زیادی هم دارم که مانع مادریم شده و گام به گام همراه با موانع لاغری موانع مادریم رو هم شناسایی می کنم ایمان دارم من به هردوی این اهداف میرسم .
      گام به گام و قدم به قدم .
      عبارت جالبی در مورد یکی از ویژگیهای خداوند فرمودید . از خدا یه چیز بخوای او ده برابر بهت میده و حتی آیه ی قران هم در این مورد هست
      در آیه ی 84 سوره ی قصَص می خوانیم که پاداش کار خیر بهتر از آن است. در آیه ی فوق می خوانیم که پاداش کار نیک ده برابر آن است؛ در آیه ی 245 سوره ی بقره می خوانیم که پاداش کار نیک انفاق هفتصد برابر می شود؛ و در آیه ی 10 سوره ی زُمَر می خوانیم که استقامت و صبر، پاداش بی حساب دارد.
      هر قدمی که به سمت خداوند برداریم او چندین برابر به سمت ما میاد چون نیروی الهی در جهت خیر جاریست چون خداوند رحمان و رحیمه . فقط باید فرکانسمون در جهت خیر و حال خوب باشه تا در محل دریافت باشیم .
      و من فعلا فقط روی لاغری تمرکز دارم و مادری رو در پس زمینه ی ذهنم دارم خیلی روش مانور نمیدم .
      اما ایمان دارم در مسیر لاغری که هستم در مسیر مادری هم هستم و بهش میرسم .
      شاهدشم اینه که من به درخواست همسرم آذر ۹۹ برای بچه دار شدن رفتم پیش دکتر طب سنتی و بهم نسخه داد . حالا بگذریم از اینکه من فقط ۶۰ درصد از دستوراتش رو انجام دادم اما با خودم گفتم میدونم من به لاغری با ذهن برگردم و اینجا دوباره شروع به حرکت برای لاغر شدن و مادر شدنم کنم از بهمن ماه دوباره به اینجا اومدم و حرکتم رو آغاز کردم و اسفند ماه دوباره قرار دکتر داشتم .
      دکتر خیلی بهم امید داد گفت نبضت بالا اومده و من بهبود زیادی در وجودت میبینم .
      آخه ایشون هم نبض شناسه و هم چشم شناس .
      بهم گفت تو همراه نسخه داری یه کار دیگه هم میکنی گفت انتظار نداشتم با یه نسخه اینقدر ازت جواب بگیرم و من بهش نگفتم دارم روی ذهنم کار می کنم .
      دکتر حتی برام نیت کرد و گفت با این پیشرفتی که داری میکنی برات نیت میکنم . نیت فرزند پسر میکنیم و اسمشم میزاریم محمد ولی گفت هنوز برای اقدام به بارداری زوده .
      روند درمانت خیلی عالی داره پیش میره و به امید خدا در مدت کوتاهی بدنت میتونه دوباره بارداری رو تجربه کنه و دوره تکاملش رو به انتها برسونه .
      اون خودش متوجه شده بود پیشرفت من به خاطر عامل دیگه ای غیر از نسخه ی خودش هست ولی گفت همین نسخه رو ادامه بده و هرکاری که داری میکنی رو هم ادامه بده . البته دکتر طب سنتی به نسبت دکترهای طب مدرن به الهیت وجودشون نزدیکترن و حداقلش اینه به آدم باور غلط نمیدن .
      واسه همین با همسرم مخالفت نکردم برای دکتر رفتن وگرنه من با دکترهای طب مدرن خیلی مخالفم اونا از درون آدم رو نابود می کنند تا همیشه بری پیششون و جیبشون رو پر از پول کنیم .
      من فقط به ذهن ایمان دارم اما چون همسرم به طب سنتی ایمان داره دیگه نخواستم باهاش مخالفتی کنم . چون ایشونم حق پدر شدن داره .
      الان اینارو اینجا گفتم تا به نفع خودم شاهد جمع کنم برای مادر شدنم . درسته شاید مبحث در مورد لاغریست ولی میدونم من از کار روی ذهنم به هدف بچه هم میرسم . خیلی امید اومده در وجودم . مخصوصا اینکه وقتی در کوچه ها راه میرم و تنه های خشک و سفت و ضخیم و مسن مخصوصا درخت چنار که عمر زیادی داره رو میبینم که چطور جوانه از داخلش اومده بیرون میگم این طبیعت الهیه که حتی اگه ۲۰۰ سالتم بشه باز هم نیروی بچه دار شدن و جوانه زدن در وجودت هست و فقط باید ایمان داشته باشی
      تنه ی ضخیم درخت چنار که سرشاخه نیست که بگیم جوانه زدن طبیعتشه ولی به راحتی جوانه میزنه و جوانه تبدیل به شاخه و برگ میشه و کم کم بزرگ و بزرگتر میشه .
      منم جزئی از این طبیعت هستم که آفرینش الهی همواره داره در وجودم کار می کنه . می نویسم تا شاهد جمع کنم که من در هر سن و سالی توانایی مادر شدن دارم و اگه تا حالا هم این اتفاق نیفتاده به خاطر فرمولهای ذهنیم بوده ولی خداوند وجودم از طرق مختلف داره از من حمایت می کنه تا من به راحتی مادر شدن رو همراه لاغر شدنم تجربه کنم .
      هرکسی این مطلب رو میخونه شاهد باشه مادر شدن من نزدیکه .
      ایمان دارم که من دستای کوچولوی بچه ام رو در دستانم میگیرم و عکس این تصویر رو برای استاد میفرستم .
      من بعد از آشنایی با تناسب فکری نه یکبار بلکه دوبار باردار شدم ولی خب هنوز باورهام مشکل داشت که نتونستم ادامه بدم .
      ایمان دارم وقتی با اشتیاق در مسیر لاغری با ذهن استمرار بدم در مسیر مادری با ذهن هم به نتایج فوق العاده فراتر از انتظارم میرسم . چون مادری در وجود من هست و کم کم داره تصویر مادر شدن روی کار میاد تا من تجربه ی مادر شدن رو هم امتحان کنم .
      جماعت خداوند شاهد باشید ارتعاشات من روی لاغرشدن و مادر شدن داره تنظیم میشه و نشونه ی اینکه من در مسیر هستم اینه که من اشتیاق دارم به راهم ادامه بدم . کلافه نیستم . راهم رو دوست دارم . با اشتیاق براش وقت میزارم . از حل تمارینم لذت میبرم و همین نشون میده من در مسیر لاغری و مادری هستم .
      من از امروز ۱۷فروردین ۱۴۰۰ تعهد میدهم در مسیر خلاف لاغری و مادری برای خودم شاهد جمع نکنم باهاشون صحبت نکنم و و در مسیر لاغری و مادری ایمان و باورم رو بیشتر کنم و استمرار داشته باشم .
      رمز موفقیت من فقط استمراره . چون من در مسیر لاغری با ذهن به نتایج عالی رسیدم ولی اگر این نتایج یه مقدار کمرنگ شدن تنها و تنها به این دلیل بود که من اون زمان باور صد در صد به ذهن نداشتم و رفتم سراغ امتحان روشهای دیگه . ولی همه راهها رو امتحان کردم و دوباره به اینجا برگشتم . حرکت الان من با ایمان بیشتری همراهه .
      روز به روز که بیشتر تمارینم رو انجام میدهم ایمان و انتظار من از این راه بیشتر و بیشتر میشه و ایمان دارم تنها راه لاغر شدن فقط لاغری با ذهنه و تنها راه مادر شدن فقط مادرشدن با ذهنه . هیچ راه دیگه ای نیست .
      من امتحان کردم و به جرات میگم هیچ راه دیگه ای نیست .
      الان یقینم به این راهه و رمز موفقیت خودم رو فقط استمرار میدونم . هرچقدر بیشتر استمرار داشته باشم درک من بالاتر میره محتویات ذهنیم بیشتر تغییر می کنه و پارامترهای واکنشی من بیشتر تغییر می کنند .
      راستی فایل ۷ دقیقه ای دیشبتونم که ساعت ۴ گرفته بودید نکات فوق العاده ای داشت ازتون ممنونم . البته امروز خواهرم نشونم داد چون خودم تلگرام ندارم . ازتون سپاسگزارم که هر نکته ای به ذهنتون میرسه برامون میگید تا بازم راه برامون روشنتر و روشنتر بشه .
      من فهمیدم که دیگه به هیچ کسی نباید کاری داشته باشم فقط روی خودم و راهم متمرکز میشم . به امید خدا فقط فایلها و تمارین رو دنبال می کنم تا محتویات ذهن و متعاقب اون واکنشهای جسمیم تغییر کنه . اونقدر فایل عالی در سایت هست که بعد از اتمام دوره صد گام میتونم سراغ اونها برم .
      چالش من اینو و نخوردم و دوره ورود به سرزمین لاغرها و کلی فایل دیگه .
      من آروم آروم حرکت میکنم و به لطف خدا استادی عالی هم همراه ما هست که همواره در حال آپدیت کردن مطالب آموزشی هست
      . همه چیز برای رسیدن من به اهدافم آمادست . نیروی الهی هست . استادی فوق العاده هست . اشتیاق درونی هست .
      من همین امروز که ۱۷ فروردین ۱۴۰۰ هست دارم رسیدن به اهدافم رو به خودم و بقیه تبریک می گم و هدفم رو در دستانم میبینم .
      روی بچه ی زیبام رو میبوسم و همین حالا بهش میگم مامان جان من کاملا آماده و پذیرای تو هستم .
      هر وقت که دلت خواست و اراده کردی برای خلق خودت جسم منم ابزاری هست که میتونی ازش استفاده کنی برای اینکه جسم خودتو تکامل بدی . میدونم که من بچه های زیادی به دنیا هدیه میدم . میدونم نقطه ضعف من روزی به نقطه ی قوتم تبدیل میشه . نمیدونم کی . نمیدونم چند تا . ن
      میدونم ولی میدونم من مادر تعداد زیادی فرزند میشم و فرزندان زیادی از خود من به دنیا میان . چون من راهم رو پیدا کردم . و ایمان دارم همین راه رو استمرار بدم به نتایج فوق العاده ای خواهم رسید . تازه بازم به فرمایش استاد خداوند بیشتر از خواست من میده . اصلا از حرف زدنشم وجودم به وجد میاد .
      من به نفع خودم شاهد جمع می کنم .
      حتی خود خداوند هم شاهد منه .
      تمام این در و پنجره و دیوار و وسایل خونه و زمین و درختان و حتی اردک خوشگلم در حیاط خانه و دست و پا و چشم و موبایل و … که دورم هستن هم شاهدان من هستند . من در حضور اینها دارم شهادت به لاغری و مادری خودم میدم .
      چون همه ی اینها زنده هستند و به فرمایش حضرت مولانا از زبان همه اشیاء و گیاهان و حیوانات میفرماید:
      ما سمیعیم و بصیریم و هشیم
      با شما نامحرمان ما خامشیم
      ولی من باهاشون محرم شدم و صداهاشون رو میشنوم لبخندشون رو میبینم . زمین به من لبخند میزنه . آسمان به من لبخند میزنه . درختان به من لبخند میزنند و من در حضور همه ی اینها شهادت میدهم که خدایی نیست جز خدای یگانه . شهادت می دهم که فاطمه مادر است . شهادت میدهم که من فاطمه مادر محمد هستم . شهادت میدهم که من متناسب ۵۰ کیلویی هستم و حتی خود خداوند حاضر و ناظر است و به شهادت من گوش میدهد و شهادت مرا امضا می کند .

      استاد منو به چه حال و هوایی بردید . حال و هوای ملکوتی . حال و هوای الهی . استاد شما هم شاهد باشید فاطمه متناسب ۵۰ کیلوییست . فاطمه مادر هست . فاطمه مادر محمده . شاهد باشید استاد .

      خدایا سپاسگزارم .
      استاد سپاسگزارم .
      فاطمه سپاسگزارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 5981 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 304 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        خدا رو شکر می کنم برای همراهی دوستانی عالی که کلام خداوند در افکار و نوشته های آنها جاری است.
        در مورد مادر شدن پیشنهادی به من رسید که با شما به اشتراک می گذارم.
        اینکه فکر می کنید می توانید مادر شوید یا نشوید فکر اشتباهی است
        مادر شدن یک تجربه است نه یک تغییر
        لازمه تجربه مادر شدن، زن بودن است که شما هستی
        پس واحد شرایط هستی
        اینکه تو تلاش کنی مادر بشی فقط باور پشت پرده که نمی توانم مادر شوم را تقویت می کنی و خداوند پاسخ افکار پشت پرده را می دهد نه تلاش فیزیکی شما را
        بنابراین
        تجربه مادر شدن را یک انتخاب که با تلاش باید به آن رسید ندانید بلکه یک حق مسلم بدانید که قبل از اینکه شما تصمیم بگیرید مادر شدن را تجربه کنید از سال ها قبل شما به صورت زن پا به این جهان مادی گذاشتید
        پس امکان مادر شدن از همان سلول اول وجود شما در نظر گرفته شده است
        چیزی نیست که شما بخوای باتلاش بهش دست پیدا کنی
        در وجود شماست
        برای شماست
        اصلا قبل از اینکه تو از خدا بخوای که مادر بشی خدا تو رو برای مادر شدن خلق کرده
        پس همانطور که خداوند تو را زن آفرید الان هم تجربه مادر شدن را از خودش بخواه
        او عطا کننده است
        بسم الله الرحمن الرحیم
        به نام خداوند هستی بخش مهربان
        هستی بخشیدن ویژگی خداست
        اینکه شما طلب مادر شدن دارید در واقع همسو با ویژگی خداوند قرار می گیرید
        ویژگی که در شما از ابتدای خلقت قرار داده شده
        خداوند هستی بخش، عطا کننده و مهربان است
        به دنبال پیدا کردن راهی نباش که مادر شدن را تجربه کنی بلکه روی رها کردن احساس ناتوانی و ناامیدی کار کن
        با یادآوری صفات خداوند که خالق توست در قلبت امید را جایگزین حسرت و نامیدی کن
        رها باش مانند بچه ها
        رها تر از بچه ای که دوست داری مادرش باشی.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 26 از 6 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار soheila.azimivishteh@gmail.com
          soheila.azimivishteh@gmail.com
          1400/01/17 23:45
          امتیاز کاربر: 0

          نشان های دریافت شده

          بر علیه چاقی خود
          محتوای دیدگاه: 205 کلمه

          عالی بود استاد عزیز کلی درس در پاسخ شما بود باورهای پشت پرده باورهایی هستند بسیار مخفی که درک آن ها از سادگی آن سخت است نمیدانم توانستم خوب درکش کنم یا نه در این پاسخ استاد فرمودند رها باش یعنی فکر وخیال وحتی توجه به این مسعله نکن مادر شدن را در ذهن نباید بزرگ کرد چون از اول خلقت حوا مادر شدن در دختران حوا ودیعه ایی از سوی خداونده پس حق هر زنی از سمت خدا وند مادر شدن هم هست فقط احساس ناتوانی ونداشتن اعتماد به نفس برای مادر شدن میتواند مانعی بزرگ برای رسیدن به این هدف مقدس باشد وقتی خداوند به بنده اش میگوید بخواه تا اجابت کنم شما را حالا چه فرقی دارد که این خواسته بچه دار شدن باشد فاطمه جان عزیزم فرکانس شما با توجه نکردن به ناخواسته ها میتواند بالاتر برود چون شما ادارک بسیار عالی در زمینه ذهنی دارید من همیشه نوشته های فاطمه جان را میخوانم ولذت میبرم از درک عالی اشان استاد با یک کلمه کلیدی بهترین پاسخ را دادند رها کنید فاطمه جان عزیز آرزوی موفقیت شما دا رم با تشکر از استاد ارجمند

          امتیاز: 11 از 3 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار فاطمه سادات
            1400/01/18 12:53
            مدت عضویت: 1775 روز
            امتیاز کاربر: 3816 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

            نشان های دریافت شده

            سطح مبتدی
            محتوای دیدگاه: 38 کلمه

            بله باید رها کنم . احساسات نادلخواه ترس استرس اندوه ناراحتی ناتوانی حسرت . اینارو رها کنم و رها تر از بچه ای که قراره مادرش بشم باشم
            به هدفم میرسم .
            ممنون که شاهد مادرشدنم هستید .

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
            امتیاز: 9 از 2 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          1400/01/18 11:33
          مدت عضویت: 1775 روز
          امتیاز کاربر: 3816 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          مدال طلایی
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 1,221 کلمه

          سلام استاد ‌ . ممنون از راهنماییتون . کاملا درست میفرمایید . وقتی من دارم تلاش می کنم که بچه دار بشم یعنی احساس نتوانستن رو در خودم قویتر میکنم و خداوند به احستس من پاسخ میده نه به تلاش من . درست مثل رژیم و ورزش که تلاش فیزیکی برای لاغر شدن هست و چاقی ذهن رو بیشتر می کنند . تلاش ارادی برای بچه دار شدن نازایی ذهن رو بیشتر می کنه . چون تصویر بچه دار شدن رو برای ذهن سخت نشون میده و بچه دار نشدن رو راحت . یعنی دقیقا عین چاقی . رژیم و ورزش چاقی ذهن رو بیشتر میکنند . قانون اینه که ما برای رسیدن به خواسته هامون نیاز به هیچ گونه تلاشی نداریم .
          تلاش کردن باعث میشه مسیر ذهن خلاف جهت خواسته بشه .
          فرمول ذهن من اینه من هیچ تلاشی نباید در جهت بچه دار شدن کنم چون این طبیعت اصلی بدن هست و خودبخود ایجاد میشه . حالا من وقتی تلاش میکنم ذهن من میبینه این فرمول با اون چیزی که در خودش ذخیره داره نمیخونه پس واکنشهای جسمی منو طوری تنظیم میکنه تا تلاش کردن منو جبران کنه . یعنی من هرچقدر تلاش کنم بچه رو نگه دارم اون روی سقط بچه تثبیت میشه . پس تلاش کردن من قدرت سقط و زها کردن ذهن رو بیشتر می کنه . پس من باید دست از تلاش ارادی بکشم تا در ذهنم واکنش سقط ایجاد نکنم . خیلی باریکه این نکات ولی وقتی در موردشون مینویسم و درک میکنم حداقل میدونم که باید برای بچه دار شدنم هیچ کاری نکنم .
          من دارم کم کم آگاه میشم . دارم کم کم درک می کنم که چطور فرمولهای ذهنم رو شناسایی کنم تا ذهنم به طبیعت اصلیش برگرده . مسلما من به صورت ارادی نازایی ذهن رو زیاد کردم . اگه فرمولهای خود ساخته رو رها کنم آروم آروم ذهن برمیگرده سر مسیر اصلیش و طبیعت اصلیش و اونم قدرت زایش هست .
          من حتی متوجه شدم خواستن زیاد بچه هم تاثیر معکوس روی ذهنم میزاره . وقتی زیادی بچه میخوام یعنی باز باورم روی نداشتن بچه است . یعنی باعث میشم ذهن خلاف جهت باروری حرکت کنه . چیزی که واضحه اینه که طبیعت اصلی ذهن بارور شدن و نیروی زایش هست . درست مثل لاغر شدن .
          حالا اگه فعلا شرایطی رو طی سالیان متمادی در ذهنم ایجاد کردم خودم ساختم و وقتی اونها رو رها کنم طبیعت ذهن و متعاقبا طبیعت جسم برمیگرده سر جاش .
          چون همونطور که شما هم فرمودید من زن هستم و زن بودن نشان از مادر بودن هست و نیروی بچه دار شدن از روز اولی که جنسیت خودم تشکیل شد در وجودم شکل گرفت .
          پس مادری حق ازلی من است و این قابلیت به من داده شده .
          کار من شناسایی و رها کردن فرمولهایی است که از بچگی در ذهن من پدید اومده و تکرار شده . درست مثل چاقی و با شناسایی فرمولها و به کار نگرفتن اونها در زندگی روزمره و رها کردن احساسات و کلام و گفتارهایی که احساس نادلخواه در من ایجاد میکنه من به باروری ذهن برمیگردم . حتی همین حالا هم در این مسیر هستم . اصلا نیازی به بازگشت نیست . طبیعت ذهن و جسم داره کار خودشو می کنه . امیدوار م . حالم خوبه و ایمانم به راهم قویتر شده .
          یه فرمول دیگه هم در خودم پیدا کردم و اونم اینه که من خودمو بیشتر در حالت بی بچگی باور دارم نه در حالت مادر بودن . یعنی درست مثل آدمای چاق که چاقی رو طبیعت خودشون می دونند و نمیتونند فرد لاغر رو در وجود خودشون ببینند و خودشون رو در چاقی اسیر می دونند من این احساس رو نسبت به بی بچگی دارم .
          در حالیکه من باید مادر شوم قبل از اینکه مادر شوم . یعنی به شرایط الانم اصلا کار نداشته باشم . جسم من کار خودشو می کنه منتها من در کار طبیعی ذهن و جسمم اختلال ایجاد می کنم . من نباید با خودم طوری رفتار کنم که جهت ذهنم بره در جهت نازایی . البته الان خیلی بهتر از قبل هستما . یعنی تا اونجایی که درک کردم همونطور که چاقی جسم و حتی چاقی ذهن واکنش فرمولهاییست که در ذهن ذخیره است نازایی جسم و ذهن هم واکنش هست ‌. واکنشی که ذهن و جسم من داره به فرمولها و کدهایی که خودم بهش میدم نشون میده . وقتی من کار ذهن رو بیشتر درک کنم و کدهای نازا کننده رو رها کنم ذهن بر میگرده سر فرمولهای اصلی زایش و رویش و خودبخود به جسم دستور زایش میده .
          رها کردن راحته . ذهن من رها کردن رو دوست داره . من که رها کنم فرمولهای ناامیدی و نتوانستن و حتی خواستن و تلاش کردن و کار فیزیکی انجام دادن و ….. رو ذهن من هم بر میگرده سر مسیر اصلیش .
          به قول شما من باید رها تر از بچه ای باشم که قراره بودنش رو تجربه کنم .
          حتی من خواستن بچه رو هم باید کنار بزارم . البته بازم میگم الان خیلی بهتر از قبل هستم خودم متوجه میشم خیلی احساسم بهتره ولی خب ته کار متوجه میشم هنوزم بابت بچه نداشتنم احساس بدهکاری می کنم حتی به خودم . مثلا با خودم می گم من که این همه دارم روی خودم کار می کنم چرا هنوز بودن بچه رو نتونستم تجربه کنم و دقیقا همین فرمول و فرمولهایی از این دست هست که باز توجه ذهن رو میبره سمت بچه دار نشدن .

          من فقط از یه چیز مطمئنم . اینجا که باشم درکم نسبت به ذهن و عملکرد ذهنم بیشتر میشه و بهتر میفهمم که باید چطور عمل کنم که عکس العمل ذهنم بشه باروری و زایش . چون این فرمول هست . منتها من فرمولهایی رو به کار میبرم که ذهن رو میبرم سمت ناباروری . این عادات رو باید ترک کنم. در حقیقت خودم خودم رو نابارور می کنم . ولی واقعا دیگه میخوام دست بردارم . رها کنم خودمو . احساس خلاء و نداشتن بچه رو رها کنم . نگرشم رو از داخل گود بی بچگی بیرون بیارم و به نداشتن بچه توجهی نکنم . بچه دار بودن حق طبیعی منه و ذهن من خود بخود این کار رو بلده و اصلا نیازی نیست من کاری انجام بدم . اصلا همین که کاری انجام ندم یعنی در کارکرد ذهنم خلل ایجاد نکردم و اجازه دادم خودش کار خودشو انجام بده .

          پس بسم الله الرحمن الرحیم میگم و از خدای عطابخش تجربه ی مادر شدن رو طلب می کنم و نومیدی و نتوانستن رو رها می کنم و به حال خوبم میپردازم و همونطور که سفارش میدی و میدونی سفارشت در راهه همونطور قدر ایمان دترم که سفارشم در راهه . خودم رو برای داشتنش مهیا میکنم . احساسم رو برای داشتنش و بغل کردنش مهیا می کنم . بچه میاد دیگه این طبیعت و قانونه . دیگه چرا باید دست و پا بزنم برای داشتنش . بچه کارش اومدنه . خدا کارش خلق کردنه و طبیعت کارش موجود شدنه ‌.

          بابت الهامی که بهتون اومد و در اختیارم گذاشتید ازتون سپاسگزارم استاد . ممنون که هستید و از بچه دار بودنم حمایت می کنید و راهنمایی می کنید تا فرمولهام رو بهتر شناسایی کنم .
          خدایا شکرت .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار soheila.azimivishteh@gmail.com
        soheila.azimivishteh@gmail.com
        1400/01/17 23:28
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        بر علیه چاقی خود
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        فاطمه عزیزم‌منم شاهد موفقیت های شما در لاغری ومادری هستم وخدا را شاهد میگیرم از ته دلم برای شما از خدا خواستار فرزندان سالم و زیبا شدم انشالله به زودی خبرهای خوب ازشما دوست خوبم خواهیم داشت توکل به خدای احد و واحد آمین

        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          1400/01/18 12:47
          مدت عضویت: 1775 روز
          امتیاز کاربر: 3816 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          محتوای دیدگاه: 25 کلمه

          متشکرم دوست خوبم ممنون که شاهد مادری من هستید . خدارو سپاسگزارم . ممنون که حمایتم کردید و انرژی الهیتون رو برام فرستادید .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
        1400/01/18 00:29
        مدت عضویت: 1284 روز
        امتیاز کاربر: 734 سطح ۲: کاربر متوسطه
        محتوای دیدگاه: 138 کلمه

        سلام فاطمه سعادت عزیزم…چقدر خوندن دیدگاههای شما لذت بخش و آرامش بخشه برام…شاید بعضی از دیدگاهها رو تند تند بخونم ن اینک تموم بشه ….چشمی میخونم دیگ دهنم تکان نمیخوره..اما دیدگاههای شما رو بلند میخونم زمزمه میکنم ،اگ جای ک هستم شلوغ باشه میرم جای خلوت یا حدالمقدور میگم چند دقیقه لطفا حرف نزنید یا تلویزیون و گوشی کم کنید…خیلی خوشحالم ک دراین مسیر همراه شما هستم…
        انشالله ک ب زودی زود دامنت سبز میشه و طعم لذتبخش مادرشدن رو میچشی…محمدت رو بغل می‌کنی. وبوش میکنی .خوشبحال محمدت ک مادر آگاه و فوق العاده ای مثل شما داره
        منم مثل آبجی کوچیکت قابل بدونی بی صبرانه منتظر روزی خواهم بود ک بیایی تو این سایت خبرخوب ،خوش ،مادر شدنت رو باما ب اشتراک بزاری و مارو درشادی و حال خوب و خوشت شریک بدونی انشالله 🤲🙏 .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          1400/01/18 12:51
          مدت عضویت: 1775 روز
          امتیاز کاربر: 3816 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          محتوای دیدگاه: 33 کلمه

          سلام به روی ماهتون ممنون بابت دیدگاه فوق العاده تون و لطفی که به بنده بابت دیدگاههام ابراز داشتید . ممنون که شاهد مادر شدنم هستید .
          متشکرم از لطفتون دوست خوبم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار فرشته مهربانF.s
        1400/01/19 08:54
        مدت عضویت: 1432 روز
        امتیاز کاربر: 7606 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
        محتوای دیدگاه: 330 کلمه

        سلام فاطمه عزیز از وقتی نوشته شما رو خوندم به شدت تحت تاثیر نوشته شما قرار گرفتم وساعت ها بهش فکر کردم  امروز تصمیم گرفتم مطلبی رو بهت بگم  شاید فکر کنی مادر شدن توانایی میخواد واونو تو نداری اما میخوام بهت بگم مادر شدن لیاقت میخواد وهر کسی لایق مادر شدن نیست امید وارم دوست من برداشت اشتباه از حرف من نکنی باور دارم که تو قطعا لایق مادر شدن هستی میدونی چرا چون با تمام وجودت بچه میخوای با تک تک سلول هات میخوای یک بچه از وجودت به این دنیا بیاری وهر روز آرزوشو زندگی کردی ومطمئنم مادر خوبی خواهی شد گفتم لیاقت چون خیلیا لیاقتشو ندارن که مادر بشن  مادر میشن ولی لیاقتشو ندارن واین میشه که مسئولیت اون بچه رو به عهده نمیگیرن ناراحتن از مادر شدن وهم زندگی خودشون هم زندگی اون بچه رو سیاه وتباه میکنن درمورد بچه های سر راهی نمیگم اونا که دیگه کار از مظلومیتشون گذشته درمورد خانواده هایی میگم که درونشون خودشون میسوزنه وبیرونشون بقیه رو زن هایی که به جبر شوهر وفامیل بچه آوردن زن هایی که به خاطر نداشتن عشق وحفظ زندگیشون بچه آوردن زن هایی که آمادگی ولیاقت بچه دار شدن نداشتن اما برای چشم وهم چشمی بچه آوردن وبچه هاشون هزار تا مشکل روحی وروانی دارن هزار تا کمبود دارن کم نیستن  قدیم میگفتن خداوند هر کسی رو دوست داشته باشه بیشتر سختی بهش میده اما من معتقدم خداوند هر کسی رو بیشتر دوست داشته باشه بیشتر رشدش میده حالا با هر سختی شده  شاید فکر کنی هر روزی که میگذره اوضاع بدتر میشه برات اما یقین بدون هر روزی که میگذره داری رشد میکنی تا مادر بهتری بشی تا شخصی بشی که خدا ازت انتظار داره معلومه خدا خیلی دوست داره که بیشتر طولش داده تا فرزندی فوق العاده دردامن مادری فوق العاده تر رشد کنه پس قلبتو آرام کن وبسپار دست خدا زمانشو فراموش کن روزها رو فراموش کن واز باور ورشد کردن خودت لذت ببر زمانش که برسه وجودت میوه خودشو میده  

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فاطمه سادات
          1400/01/19 14:55
          مدت عضویت: 1775 روز
          امتیاز کاربر: 3816 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

          نشان های دریافت شده

          سطح مبتدی
          محتوای دیدگاه: 44 کلمه

          سلام فرشته ی مهربان ممنون بابت راهنماییهاتون . لطف کردید بانو . ممنون که شاهد رشد و نمو خودم و فرزندانم هستید . بله هم من و هم فرزندانم در حال تکامل هستیم . ممنون بابت دیدگاهی که برام ثبت کردید فرشته بانو  .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
          امتیاز: 5 از 1 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        امتیاز کاربر: 6752 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        خدای خوبم من امروز شاهد توانایی وقدرت بی انتهای تو در محقق کردن تمام خواسته های فاطمه عزیز هستم ومطمعنم وشهادت می دم فاطمه خانم مادر به دنیا اومدن وهر زمان وقتش برسد فرزند عزیزش را در آغوش می گیرد به زودی زود انشالا

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faridehhasani5455
      1400/01/14 17:25
      مدت عضویت: 1694 روز
      امتیاز کاربر: 23453 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      محتوای دیدگاه: 599 کلمه

      گام ۳۵

      سلام وقت بخیر

      یکی از کارهای روتین من ،صحبت کردن در مورد چاقیم و کارهاییکه براش انجام میدم،رژیم هام ،ورزش هام بود و در آخر دوست داشتم همه متوجه بشن ،که من برای لاغر شدن چقدر تلاش میکنم ولی نمیشه ،تقصیر من نیست و هر روز این داستان غم انگیز من ادامه داشت ،دیشب دخترم متن استوری

      آدم هارو میخوند و میخندید که مظمونش چاق شدنشون در ایام عید بوده ،بهم گفت مامان تو چقدر راحت شدی از چاقیو عوارضش ، یدفعه یاد خودم افتادم که همیشه از ایام عید و چاق شدنم میترسیدم ولی امسال دومین عیده که همه دارن از چاقیشون میگن ولی من چاق که نشدم هیچ ،شلوارم هم بهم گشادتر شده و اینها یعنی زندگی آگاهانه ،یعنی حال خوب

      اینکه مثل عامه مردم صحبت نمیکنی، نگرانی های اونهارو نداری،آزادتری،رها تری،مدل زندگیت متفاوت باشه خیلی خوبه و احساس زیبایی داره

      در مورد ضعف های شخصیتی خودم که بارها با دیگران صحبت کرده بودم ،دوست داشتم خودمو پایین تر از اونیکه بودم نشون بدم و حتما اون رفتارهای من ناشی از باورهای ناتوانی در من بوده که به اون شکل انجام میشده

      وقتی من مدام از اعتماد بنفس پایینم صحبت میکردم هم برای خودم هم برای دیگران،انرژی که از من به جهان ساطع میشده انرژیه ( من کافی نیستم)  بوده ،( من خوب نیستم) بوده ولی جالبه انتظار داشتم دیگران برخورد عالی با من داشته باشن ،انتظار داشتم کار پر درامد ،آدم های قوی بسمت من بیاد

      یه باور ریشه ای که در من وجود داشت این بود که نباید از خودت پیش دیگران تعریف کنی ، وقتاییکه از خودم تعریف میکردم رفتار آدم ها با من یجوری میشد ،و زمان هاییکه خودمو کوچیک میکردم یا از خودم ایراد میگرفتم متوجه میشدم مورد توجه دیگران قرار میگرفتم ،اگر کسی هم از خودش تعریف میکرد منم از رفتارش بدم میومد

      تمام افراد فامیل ما و خانواده و تمام دوستانم میدونستن من همیشه در تلاش لاغر شدن هستم ولی فایده نداره و همه اونها شاهدین وضعیت من بودن و من نااگاهانه خودمو در گودال عمیقتری فرو میبردم، همین کاری که الان از اطرافیانم شاهدش هستم که هر خوراکیو میخوان بخورن اظهار ترس و نگرانی برای چاقتر شدنش میکنن و به همه اعلام میکنن که دیگه نمیخورن و این اتفاق بارها و بارها رخ خواهد داده

      من عمیقا باور داشتم یا لاغر نمیشم یا دیر لاغر میشم یا لاغر شدنم موقتیه و شاهد لاغر شدن ها و برگشت وزنم بسرعت زیاد بود و این اواخر هم که دیگه مثقالی هم لاغر نمیشدم

      الان دوست ندارم از برچسب هاییکه به خودم میزدم بیشتر بنویسم چونکه ۴ ساله که در دورهای ذهنی هستم دیگه اون عملو انجام ندادم و نمیخوام تکرارش کنم ،حس خوبی بهم نمیده

      من هر روز توانایی های خودمو مینویسم ،نکات مثبت شخصیتمو مینویسم و برای داشتنشون خدارو هزاران بار سپاسگذاری میکنم که مسیر فکری و رفتاری منو تغییر داد

      امروز باز هم متعهد میشم که فقط از توانمندی های خودم برای خودم و دیگران بگم

      بگم که من آدم دیگه ای شدم که هر کسی نمیتونه مثل من عمل کنه

      من ۱۸۰ درجه با خود قدیمم فرق کردم ،من نق نمیزنم ،گلایه نمیکنم،منفی صحبت نمیکنم،تلاش میکنم کمتر از منفی بافم تاثیر بگیرم‌،کمتر بحث میکنم ،نوع نگاهم تغییر کرده ،من لاغرتر شدم ، یک عالمه موانع چاقی در خودم شناسایی کردم و در حال نقض اونها هستم‌،من صبور تر و آرامتر شدم ،وضعیت مالی من در همه جنبه هاش بهتر شده ،وضعیت سلامتیم بهتر شده ،روابطم با فرزندانم و خانواده بهتر شده ،با خودم به صلح بهتری رسیدم و یه عالمه تغییرات داشتم که هر روز برای خودم مرور میکنم و از ساختن خود جدیدم لذت میبرم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      1400/01/07 17:13
      مدت عضویت: 1567 روز
      امتیاز کاربر: 11046 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      با سلام و خدا قوت
      من با شنیدن این فایل خیلی انرژی گرفتم یک حس خوبی دارم که خیلی زیباست از خدا مهربانم خیلی ممنونم که من را در این مسیر قرار داد تا او را بهتر بشناسم و از شما استاد بزوار آقای عطا روشن کمال سپاسگذاری را دارم. من خیلی ممنونم به خاطر حرفهای قشنگ شمابخصوص اینکه اگه ۱۰ قدم بردارم خدای مهربان ۱۰۰ قدم منو جلو می برد.
      من شاهدانی داشتم در مسایل مختلف مثلا در روابطم با همسرم به محض اینکه کمی روابطم بد می شد بلافاصله به خواهرانم در موردش حرف می زدم یا در جمع دوستانه فامیل شاهد برای این امر جمع می کردم .
      در مورد نازایی خودم همش می گفتم می رم پیش کترهای مختلف ولی اثر نداشته.
      در مورد قسطام شاهد جمع کردم که بی پولم.
      در مورد اضافه وزنم شاهد جمع می کردم اینکه قرص یا دارو باعث چاقی من شده من که غذا کم می خورم……
      من از این تاریخ ۱۴۰۰/۱/۷متعهد می شوم که در هیچ مساله ی بدی شاهد برای خودم جمع نکنم و همیشه از موفقیتهایم برای همه بگویم تا شاهدان من در کارهایی که دوست دارم بیشتر بشوند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فاطمه سادات
        1400/01/21 17:26
        مدت عضویت: 1775 روز
        امتیاز کاربر: 3816 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        سطح مبتدی
        دیدگاه فنی
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 1,999 کلمه

        سلام دوست عزیز . کلمه ای در نوشته های شما توجهم رو جلب کرد امروز میخواستم برم گام ۳۷ رو انجام بدم . هنوز شروع نکرده گفتم برم گام ۳۵ کاملا اتفاقی چشمم خورد به کلمه نازایی که شما در مورد خودتون به کار بردید . فهمیدم هدایت شدم به اینجا تا هم پاسخ شما رو بگم و هم با نوشتن ، ذهن خودمو با اطلاعات جدیدی پر کنم . اول اینکه قول بدید هیچ وقت دیگه این کلمه رو به کار نبرید . هیچ کس در این عالم نازا نیست . شاهدشم آیه قرآن همسر حضرت ذکریا که در سنین یائسگی در حالیکه کاملا ناتوان بود باردار شد . سوره مریم ایات ۲ تا ۱۰ ذِكْرُ رَحْمَةِ رَبِّكَ عَبْدَهُ زَكَرِيَّا؛ إِذْ نَادَى رَبَّهُ نِدَاء خَفِيًّا؛ قَالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي وَاشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْبًا وَلَمْ أَكُن بِدُعَائِكَ رَبِّ شَقِيًّا؛ وَإِنِّي خِفْتُ الْمَوَالِيَ مِن وَرَائِي وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا فَهَبْ لِي مِن لَّدُنكَ وَلِيًّا؛ يَرِثُنِي وَيَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ وَاجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا؛ يَا زَكَرِيَّا إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلَامٍ اسْمُهُ يَحْيَى لَمْ نَجْعَل لَّهُ مِن قَبْلُ سَمِيًّا؛ قَالَ رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلَامٌ وَكَانَتِ امْرَأَتِي عَاقِرًا وَقَدْ بَلَغْتُ مِنَ الْكِبَرِ عِتِيًّا؛ قَالَ كَذَلِكَ قَالَ رَبُّكَ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَقَدْ خَلَقْتُكَ مِن قَبْلُ وَلَمْ تَكُ شَيْئًا؛ قَالَ رَبِّ اجْعَل لِّي آيَةً قَالَ آيَتُكَ أَلَّا تُكَلِّمَ النَّاسَ ثَلَاثَ لَيَالٍ سَوِيًّا».بیان بخشایش پروردگارت بر بنده خود زکریا است؛ آنگاه که پروردگارش را در نهان ندا داد؛ گفت: ای پروردگار من، استخوان من سست گشته و سرم از پیری سفید شده است و هرگز در دعا به درگاه تو، ای پروردگار من بی بهره نبوده ام؛ من پس از مرگ خویش از خویشاوندانم بیمناکم و زنم نازاینده است مرا از جانب خود فرزندی عطا کن؛ که میراثبر من و میراثبر خاندان یعقوب باشد و او را ای پروردگار من، شایسته و پسندیده گردان؛ ای زکریا، ما تو را به پسری به نام یحیی مژده می دهیم از این پیش کسی را همنام او نساخته ایم؛ گفت: ای پروردگار من، مرا از کجا پسری باشد، حال آنکه زنم نازاینده است و من خود در پیری به پایان عمرم رسیده ام؛ گفت: پروردگارت این چنین گفته است: این برای من آسان است و تو را؛ گفت: ای پروردگارمن، به من نشانی بنمای گفت: نشان تو این است که سه شب و سه روز با مردم سخن نگویی.[۳]پس از این طولی نكشید كه همسر زكریا علیه السلام با اين كه عقيم و نازا بود اما خداوند به خاطر كمالاتى كه داشت فرزندى به وى عنايت فرمود و پس از مدتی حضرت یحیی علیه السلام چشم به جهان گشود و حضرت زكریا و همسرش پس از سالها امید و آرزو دارای فرزندی مبارك شدند.سوره انبیا آیات ۸۹ تا ۹۰«رَبِّ لاتَذَرْنى فَرْداً وَ أَنْتَ خيْرُالوارِثينَ؛ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَوَهَبْنَا لَهُ يَحْيَى وَأَصْلَحْنَا لَهُ زَوْجَهُ إِنَّهُمْ كَانُوا يُسَارِعُونَ فِي الْخَيْرَاتِ وَ يَدْعُونَنَا رَغَبًا وَ رَهَبًا وَ كَانُوا لَنَا خَاشِعِينَ»؛ بارالها، مرا تنها نگذار و تو بهترين وارثانى؛ پس [دعاى] او را اجابت نموديم و يحيى را بدو بخشيديم و همسرش را براى او شايسته [و آماده حمل] كرديم زيرا آنان در كارهاى نيك شتاب مى‌نمودند و ما را از روى رغبت و بيم مى‌خواندند و در برابر ما فروتن بودند.حتی در مورد ساره همسر ابراهیم که باردار نمیشد اسحاق به او وعده داده شد . او حتی اولش باورش نشد که خودش میتونه باردار بشه و کنیزشون رو  برای حضرت ابراهیم به عنوان   زن اختیار کرد و ایشان صاحب اسماعیل شدند و بعد از اینکه مراحل تکامل رو طی کردند اسحاق رو به دنیا اورد . آیات الهی برای ما باید باور بسازند . هیچ کجایی از قرآن از نتوانستن صحبت نکرده . همش میگه ایمان بیارید . پس ایمان بیاریم که ما زایا هستیم . تنه ی خشک درختان رو ببینید که چطور جوانه زدن و هر روز در حال رشد هستند . تنه ی خشک درختان که نه سرشاخه ای بهشون وصله و نه حتی جای نرمی که جوانه ی به اون نازکی ازش سر بیرون کنه چطور تونسته توسط جوانه ی کوچک شکافته بشه و بیرون بیاد . اینها آیات الهی برای من و شمایی هستند که حقانیت رو برای ما به اثبات برسونند . مطمئن باشید در هر کجایی که در وجود ما ضعفی هست به خاطر عدم ایمان ما به خداوند در اون قسمت هست . ما قدرت رو دست خداوندندادیم بلکه در اون قسمت به چیزی به جز خداوند قدرت دادیم که واکنش جسم ما در اون قسمت شده یه مورد نادلخواه . قاطعانه میگم دوست خوبم دیگه این کلام رو در مورد خودتون و نه هیچ کس دیگه به کار نبرید . چون تمام افراد عالم زایا هستند . و زایش جزء بدیهی ترین اتفاقاتیست که همیشه و در هر لحظه داره رخ میده . منتها ما با افکار خودمون جلوی زایش رو گرفتیم . کدهای ذهنی که در ذهنمون داریم مانع تجربه ی مادری ما شدن . حتی این کدها درذهن ذکریا و همسرش هم بود . پس میبینید کدها زمان ندارند . پیامبر و غیر پیامبر نمیشناسند . کدهای خلاف قوانین افرینش روی ذهنمون نصب کنیم پیامبر خدا هم که باشی قانون الهی در موردت اجرا میشه . خداوند چه در قران و چه در طبیعت واقعا داره خودش و قوانینش رو نشون میده .  امروز یه چیزی به ذهنم رسید اونم این بود که من قدرت رو از هر چیز بیرونی گرفتم اما قدرت رو از فکر خودم نگرفتم . حتی من باید قدرت رو از فکر و ذهن خودمم بگیرم و به خداوند (خودم) ایمان بیارم . قدرت حتی دست افکار من نیست . دست ذهنیت من نیست . من ذهن نیستم . من خالق ذهنیت خودم هستم . من کدهای اشتباه روی ذهنم نصب کردم و نتیجه شده این . ذهن من همیشه همراه منه . ذهن من دارای فرمولهای الهی هست و به راحتی وقتی این کدها دیگه تکرار نشن قادرن به راحتی روند زایش رو به جسم رو طبق الگوی اولیه فرمان بدن پس ذهن خودم رو حتی اگه خیلی هم با فرمولهای نادلخواه پر کرده باشم قادرم پاکسازی کنم . چون خودم در اون فرمول کاشتم . قدرت من از اون بالاتره چون من اون رو ساختم . من نیروی الهی در وجودم دارم . ما به خداوند متصلیم و هر وقت دیدید ناراحتید بدونید در همون نقطه که ازش ناراحتید قدرت رو به چیزی غیر از خدا دادید . واسه همینه خداوند اینقدر به شرک در قران اشاره کرده و مارو از شریک قرار دادن برای خدا بر حذر کرده . کدهای غیر الهی رواز ذهنمون پاک کنیم . اشهد ان لا اله الا الله . شما قادر هستید فرزند خودتون رو خلق کنید و تا زمانیکه خودتون به ذهنتون قدرت ندید هیچ فکر و هیچ ذهنیتی نمیتونه مانع باروری من و شما بشه . باروری برای جسم خیلی طبیعیست و ذهن ما در این راه کمک کننده است . او همراه ماست . ذهن ما در جهت مادری ما از ما حمایت می کنه . ذهن ما ابزاریه که برای تولید حال خوب در خودمون ایجادش کردیم . میخوام بگم ما خودمون خالق شیطان (موارد نادلخواه) و خدا(موارد دلخواه ) خودمون هستیم . نمیدونم چه برداشتهایی از حرف من می کنید اما اگر اینقدر قاطعانه دارم حرف میزنم چون فهمیدم شما هم مثل گذشته ی خودم  از نازایی در  رنج هستید . هر جایی که رنجه یعنی اونجا یه فرمول اشتباهه . و ما اینجا جمع شدیم که فرمول های اشتباه (نادلخواه) ذهنمون رو شناسایی کنیم . خدا رو شکر می کنم که با سایت تناسب فکری آشنا شدیم و مطمئن باشید نتایج عالی براتون به همراه داره . این سایت رو شدفقط یه سر بهش بزنید  این کار و انجام بدید . چون اینجا کانون ایمانه . شما اینجا ایمانی به دست می آرید که توانمندتون می کنه . شما اینجا به قدرت زایش خودتون پی میبرید و متوجه میشید هیچ فرقی با بقیه ی آدما ندارید . شما فقط چند فرمول اشتباه در ذهن دارید که وقتی اونا رو بردارید روند زایش در وجود شما هم مثل بقیه جاری میشه . جسم ما با بقیه ی آدما هیچ فرقی نداره . حتی ذهن ما هم با بقیه ی آدما در این مورد فرقی نداره . منتها انتخاب ما تفاوت داره . ما مدتی الگوهایی خلاف جهت آفرینش الهی در ذهنمون پرورش دادیم و فقط کافیه اونها رو شناسایی کنیم و دیگه در زندگی روزمره ازش استفاده نکنیم . بلکه از فرمولها و کدهایی که در وجود ما هم هست استفاده کنیم . در وجود ما هم کدهای باروری وجود داره . به قول استاد همین که ما زن هستیم یعنی این نیرو در همان ابتدای خلقتمون در سلولهای اولیه ما وجود داشته . ناباروری کد و ویروس نادلخواهیه که اومده روی برنامه های باروری ما نشسته و اون رو دچار اختلال کرده .نشانه ی کدهای نابارور کننده اینه که حالتون رو بد می کنه . این هست که شما رو از سایر مردم متمایز می کنه . اینه حس نومیدی در شما ایجاد می کنه . مثلا همین برچسب نازایی یه کد نابارور کننده است که روی برنامه ی زایش شما اختلال ایجاد می کنه . این کلمه رو از فرهنگ لغت خودتون دور کنید و هیچ وقت دیگه این رو نگید . چون حسش اذیتتون میکنه من و شما و تمام کسانی که کدهای اشتباه به ذهنشون در این مورد دادن مثل همه ی مردم کدهای بارور کننده داریم وقتی از ویروسهای نابارور کننده استفاده نکنیم و اونها رو سرچ نکنیم  ازشون اطلاعات در ذهن جمع نکنیم و بر عکس ذهنمون رو از اطلاعاتی پر کنیم که در مسیر زایش هست . باور کنید ما هیچ کاری هم نکنیم کدهای بارور کننده از وجودمون شروع به فرمان می کنند ذهن ما توسط آنتی ویروس تناسب فکری پاکسازی میشه و زایش بر جسم جاری میشه چون همین حالا هم کلی کد صحیح در ذهن ما جاریه و فقط کافیه ما بخواهیم . در جا توسط ذهن به جسم فرمان میده و ایه ی خداوند که میگه و ان اراد کن فیکون بر جسم جاری میشه . اینا همش درک و اگاهیه که در وجود ما هست و خداوند خیلی عالی بهش اشاره کرده .  الان فصل تولید مثله . به طبیعت نگاه کنید تمام عالم در حال زایش هستند گیاهان حیوانات و حتی انسانها . الان بهترین فصله که میشه با طبیعت همراه شد و اطلاعات بارور کننده به خودتون بدید . ببینید حیوانات چقدر قشنگ و زیبا این راه رو طی میکنند . شاید انسانها به واسطه ی ذهنیتشون در این راه اختلال ایجاد کردند و روند طبیعتشون رو به دلایل مختلف چه به صورت ذهنی و چه به صورت رفتاری مختل کردند . به نظر من حتی دو تا یا سه تا یا چهارتا بچه هم در مقابل قدرت زایش ما خیلی کمه . ما به خاطر انسان بودنمون و اینکه میتونیم با اراده جلوی این روند رو بگیریم انتخاب کردیم که صفر یک یا دو یا سه تا بچه داشته باشیم . یه سری از ما به صورت رفتاری جلوی زایش رو میگیرند و یه سری از ما که من و شما جزء این دسته هستیم به صورت ذهنی جلوی این روند رو گرفتیم . در حقیقت ما هم داریم جلوگیری می کنیم و اراده ی ما خیلی از اراده ی افرادی که جلوگیری رفتاری دارند بیشتره . پس اول اینکه به خودتون ببالید بابت این قدرت ذهن . دوم اینکه بپذیرید وقتی این کدها رو تکرار نکنیم روند زایش در ما تا ابد ادامه داره . قدرت زایش ما مثل تمام انسانها و حیوانات و گیاهان خیلی زیاده . ما قادریم هر سال بچه بیاریم حتی چند قلو . ببین وقتی به این تواناییها فکر کنی متوجه میشی اصلا چیزی به نام نازایی وجود نداره . تمام عالم پر از زایشه و تاثیر عالی بر پاک کردن کدهای نابارور کننده از ذهنمون داره .پس به عنوان خواهری که کاملا درکت می کنه میگم شما هم در راه تناسب فکری حرکت مستمر داشته باشید و به الهاماتتون توجه کنید . حالا میفهمم چرا خدا  منو به اینجا هدایت کرد . نوشتن برای شما کدهای ذهن خودم رو هم اصلاح میکنه . دوست خوبم امیدوارم در راه تناسب فکری موفق باشی و ایمان دارم اگر به طور مستمر این مسیر رو طی کنید کدهای نابارور کننده ای که شاید حتی پیداشون نکنید ناخوداگاه پاکسازی میشن و شما هم طعم دلچسب مادری و همچنین حاملگی شیرین رو خواهید چشید . خدایا به خاطر بارداری شیرین و لذت بخش دوستم ازت سپاسگزارم . ممنون که کدهاش رو پاکسازی کردی . ممنون که روند خلقت کاملا عادی و طبیعی بر ما جاریه . خدایا سپاسگزارم . استاد ازتون ممنونم که سایت تناسب فکری رو ایجاد کردید . 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
        امتیاز: 1 از 1 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 646 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی گام ۳۵ وقتی ما روی ذهنمون کار میکنیم وکنترل ذهنمونو بدست میگیریم وهر چیزیکه یاد گرفتیم باهاش زندگی کنیم ود زندگیمون اجراش کنیم وبهش عمل کنیم نتیجه تلاش ما فوق العاده ست
      خیلی از ما عادتهایی داریم وتعریفهایی از خودمون داریم وخودمون رو به ی سری شخصیتها میشناسیم مثل من تنبلم من ادم بی ارضه ای هستم من بی اراده هستم من اگه کیی بهم بد رفتار کنه نمیتونم جوابشو بدم من نمیتونم حرفمو ثابت کنم من بی حوصله ام من دائما بیمارم من زیاد سرگیجه میگیرم من از سر گیجه گرفتن میترسم من ی فیلم ببینم که توش بیمارستان باشه سریع استرس میگیرم
      من چاقم من هر کاری میکنم لاغر نمیشم من وقتی کسی بهم زور بگه نمیتونم جلوش بایستم من اعصابم خورد بشه سرگیجه میگیرم و…ودرباره اینها با دیگرانبه کرار صحبت میکنی ومیگی وکلی اصطلاحات تو ذهنمون داریم توقع داریم زندگی خوبی داشته باشیم وهر چی تلاش میکنی این مشکلات تغییر بدی نمیشه وبارها به همه میگی من بی پولم منکه پول ندارم عیدی بدم منکه نمیتونم عیدی بدم وقتی اینها رو هزاران بار به خودت میگی وجهان هم تو رو در همین موقعیت قرار میده وشرایطت همون طور که میگی میشه نباید در مورد خودمون تعریفهای نا مناسب داشته باشیم وقتی فکر میکنیم من حافظه خوبی ندارم من الزایمر دارم من نمیدونم چیزی ویاد بگیرم من خنگم وجهان هم تو رو در همین موقعیتها قرار میده وبهت ثابت میکنه که همونکه میگی هستی ووقتی که این فکرهارو داریم طور انتظار داریم ی چیزی رو که میخونی سریع یاد بگیریم وقتیکه میگیم من ادم ترسویی هستم تنبلم بی ارضه هستم همسر خوبی نیستم مادر خوبیم نمیتونم باشم من مریضم دائم سرگیجه دارم بی حوصله هستم هر چیزی رو که درباره خودت میگی در واقع داری برچسب میزنی به خودت وجهان هم بر اساس اون برچسبها بهت پاسخ میده ووارد زندگیت میکنه وقتی فکر میکنی که منو کسی دوست نداره وبرای من کاری انجام نمیده وادمهایی سر راهت قرار میگیرن که مستقیم یا غیر مستقیم با کارهاشون بهت بارها وباها میگن که دوستت ندارن ودوست ندارن اصلا برات حتی ی کار کوچیک انجام بدن واین برچبها رو خودمون به خودمون چسبوندیم نه کسی دیگه دذکونقطه خطرناکش اینکه میایم ودرباره مشکلات وضعفهای زندگیمون وبرچسبهامون بارها برای دیگران صحبت میکنیم
      وقتی داری برای کسی تعریف میکنی در واقع داری برای خودت شاهد جمع میکنی من ادم بدبختی هستم من نمیتونم از خودم دفاع کنم من بد شانسم من بی پولم وبرای هر برچسب چقدر شاهد جمع کروی وتوقع هم داریم که زندگی خوبی داشته باشیم سوخداوند شاهد ماست اون کسیکه شاهد داره که شانس نداره وخداوند هم میگرده ببینه کی همچین برچسبی به خودش زده وخداوند هم بر اساس شاهد هاییکه جمع کروه در تو اثر میذاره وباید افکار منفی رها کنیم من نمیتونم ومن بد شانسم و من بی حوصله امو… رها کنبم برچسبها رو بکنیم وبیاندازیم دور ودیگه درباره مشکلات وبرچسبهامون با کسی صحبت نکیم ودرموروشون شاهد جمع نکنیم یواش یواش معجزه هاشو میبینیم باید طوری زندگی کنیم که به خودمون برچسب نزنیم شاهد جمع نکنیم و دربارش صحبت نکنیم ونیمه پر لیوان ببینیم وفقط وفقط درباره مثبتهایزندگیمون صحبت کنیم وشاهد جمع کنیم ومعجزشو ببینیم من میتونم وزندگیمو میسازم وتغییرش میدم وخداوند هم نسبت به شاهادهایی که داری اتفاقات وارد زندگیمون میکنه واز این به بعد صحبت کردن در مورد بدیهامون ضعفهامون برچسبهامون ممنونومن از امروز تاریخ 1/۱/۴۰۰ متعهد میشم در مورد بدیهام ومشکلاتم وبرچسبهام با کسی صحبت نمیکنم وشاها جمع نمیکنم وهدفم اینکه میخوام‌زندگیم تغییر کنه ویکی از ویژگیهای خداوند سریع الجواب بودنشه وبینهایت بخشنده ست وقتی چیزی رو میخوای اون بیشتر میده ودیگه درباره چاقیم با کسی صحبت نکنیم برچسب نزیم بعد به راحتی لاغر میشیم ممنونم استاد گرامب بابت تمام زحماتیکه برای ما کشیدید فایلهای رایگان دوره رایگان محتویات اموزشیه عالی برامون تهیه کردید بابت تمام ایمها سپاسگزارم وامروز دومین روز سال ۱۴۰۰هست وبراتون ارزوی بهترینها رو دارم سال نو برشما ودوستان مبارک باد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 7 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      1399/12/12 02:53
      مدت عضویت: 1728 روز
      امتیاز کاربر: 30711 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,814 کلمه

      من هم بارها در مسیر لاغری بودم ولی بعد از یه مدت خسته شدم و اون رو رها کردم اما در این مسیر لاغری با ذهن مدتها هست دارم با قدرت ادامه میدم .(چون سختی نداره چون محدودیت نداره چون استرس نداره و برعکس به جاش آرامش و شادی و و اعتماد بنفس و حال خوب و … داره که هرچند هنوز باید متناسب بشم ولی در این ۱۵ ماه فعالیتم اصلا عجله نداشتم آخه بد که نمیگذره تازه عالیم هست پس به آرامی گام بر میدارم و مطمعنم به زودی به هدفم میرسم )

      نتیجه ی خودتون رو در زندگی به عوامل بیرونی ربط ندید مثل شهر یا تحصیلات و سن و خانواده …(اینها همش بهانه هست که ما موفق نشیم و بگیم شرایط ما طبیعی هست چون در این شهر و کشور و خانواده و … هستیم اما هیچ وقت فکر نکردیم چرا خیلی از آدمهای موفق در شرایط مثل ما به جایی رسیدن ؟مگر چه تفاوتی با هم داریم ؟اگر اینطور بود پس باید تمام بالای شهر و شهرهای بزرگ و افراد تحصیلکرده همه با هم موفق و ثروتمند وسالم و … باشن ولی نه خیلی آدمها هستن که با اون شرایط ولی در اوضاع خوبی به سر نمیرن حالا چه مالی یا عاطفی یا جسمی و …)
      و هر کس بخواد موفق بشه نیاز به هیچ چیز بیرونی نداره مثل استاد عطار روشن عزیز پس موانع ذهنی رو از ذهنتون خارج کنید و روی ذهن و کنترل ذهن و فرمولهای ذهنی کار کنید صد در صد موفق میشید( مثل استاد که نه تحصیلاتش رو تغییر داد نه شهرش رو تغییر داد نه کشورش رو و نه هیچ چیز دیگه پس به خودت بگو اگر یک نفر تونسته موفق بشه پس منم میتونم بدون عوامل بیرونی موفق بشم و نگاه به شکست خورده ها ی اون مسیر نکن ) .
      وقتی روی ذهنت کار کنی نتایج تو خیلی بزرگتر از تلاش تو در هر زمینه ای که هست میشه
      کنترل ذهن از طریق همین آموزشها هست و باید به اونها عمل کنیم و زندگی کنیم و اون رو جزیی از وجود خودمون باید بکنیم .(من هم دارم روی ذهن و موصوعات ذهنی کار میکنم و خوب میدونم باید عمل کنم به حرف نیست بارها شده در شرایطی قرار گرفتم که خواستم مثل گذشته رفتار کنم ولی گفتم به هیچ عنوان من در مسیر تغییرم و با تعهد و استمرار و علاقه ای که به این مسیر دارم راه درست رو انتخاب کردم و بیراهه نرفتم مثلا بارها شده در شرایط بیماری کرونا اطرافیان میگن در آمد نیست مردم پول ندارن فلانی بدبخت شد تا خواستم باهاشون هم کلام بشم گفتم نه من خوب میدونم خیلیها در همین اوضاع بد اقتصادی بهترین شرایط مالی رو دارن و دارن روز به روز هم بهتر میشن و همه مثل هم نیستن هر کس نون باورهای خودش رو میخوره و اصلا در این بحث ها شرکت نکردم )
      خیلی از ما ها عادت داریم تعریفهایی از خودمون دا شته باشیم مثلا خودمون رو به یه سری شخصیتها میشناسیم که من تنبلم من بی شانسم من هر کار کنم لاغر نمیشم من نمیتونم کتاب بخونم و من نمیتونم خوب حرف بزنم و یا من قدرت بیانم بد هست و یا اینکه من روابط اجتماعی خوبی ندارم و یا من اطلاعات عمومی خوبی ندارم و یا من هوشم پایین هست …پس خیلی تعریفها داری که نه تنها به خودت به بقیه هم توضیح میدی (بله قبلا من هم اینکار رو زیاد میکردم در مورد خودم زندگیم و مشکلاتم نه تنها با خودم بلکه با اطرافیانم هم حرف میزدم که من آدمی هستم با حافظه ی ضعیف و یا اینکه اطلاعات عمومی خوبی ندارم و یا اینکه من قدرت بیان خوبی ندارم و من روابط اجتماعی خوبی ندارم و یا اینکه من آدم دانایی نیستم و یا اینکه من دوست داشتنی نیستم و … و همین حرفهای منفی که میزدم دقیقا اتفاقهای متفی رو هم جذب میکردم و در واقع از افکار من بر گفتار من و از گفتار من بر اعمال من تاثیر گذاشته میشد )
      قبلا کافی بود کسی بپرسه اوضاع زندگی چطور ؟من هم میگفتم همه چیز گرون هست پول دست مردم نیست جون ها بیکارن و پدرمون در میاد تا یه تیکه چیز برا زندگی بخریم و یا اینکه فرزندم که هم فلان مورد رو داره و همسرم هم که فلان طوره ….در مورد مشکلات و ناخواستها و بیچارگیهام میگفتم و خودم رو نادان و بی اعتماد به نفس و بد شانس و… می دانستم .
      و حالا بعضیا در مورد اضافه وزن یه تعریفی دارن که هزار بار به همه میگن
      مثلا من آدم تنبلی هستم یا من آدم بی اراده ای هستم ادمی هستم که آب بخورم چاق میشم
      و انتظار داریم با این حرفها تغییر هم بکنیم (من چقدر از این تعریفا داشتم که من غذای غیر رژیمی میخورم من ورزش هم مرتب میکنم اما همینطور دارم چاق میشم و ثابت نیستم و دیگه نمیدونم چیکار کنم و من نمیخوام چاق بشم چرا هر کاری میکنم بی فایده هست و ….ولی همیشه نتیجه برای من چاقی بیشتر بود فکر میکردم اگر بگم برام فکری میشه و مشکل حل میشه و من چاق نمیشم و یا حتی در خوردن غذاها وقتی غذای سرخ شده و فست فود و یا سنگینی میخوردم بلافاصله میگفتم من دیگه چاق شدم من خیلی خوردم من اشتباه کردم کاش نمیخوردم و اینقدر میگفتم که گاهی اطرافیانم میگفتن بازم تو شروع کردی بابا ول کن خوردی که خوردی ولی بعدش عذاب وجدان شدید داشتم و احساس اینکه با این خوردنها من چاقتر میشم )

      پس به خاطر همین تعریفها که از خودت در ذهنت ایجاد کردی و به بقیه هم گفتی پس هر چقدر تلاش کنی نتیجه نمیده (اره چقدر رژیم و ورزش کنار این افکار و حرفهای منفی داشتم حالا متوجه میشم که چقدر ترس از چاقی داشتم چقدر به چاقی تو جه کردم چقدر به دنبال راهی بودم که از بین ببرمش چقدر میرفتم ورزش که لاعر بشم چقدر غذای بدمزه میخوردم که چربی های اضافه ی من برن ولی در تمام این کارها داشتم به چاقی توجه میکردم و خودم خبر نداشتم چقدر وزن و سایز میکردم و در آینه ی باشگاه ورزشی و خونه به شکم و اندام های چاقم نگاه میکردم و متنفر بودم از اونها چقدر لباس نمیپوشیدیم چون میگفتم چاقترم میکنن و من با این کارها چاقی بیشتر رو جذب میکردم چون ناخواسته داشتم به چاقی توجه میکردم اونم با حال بد پس فرکانسش رو به جهان هستی صادر میکردم که میخوام چاقتر بشم )
      و یا خیلیها میگن من آدم عصبی هستم به من گیر نده و گرنه قاطی میکنم و کسی که این حرف رو بارها میزنه حتما همین نتیجه رو در زندگیش میبینه که همیشه در حالت عصبانیت هست (خیلیها رو میشناسم که همیشه در حال بد گفتن از فرزندشون هستن که خیلی بچه ام ایراد میگیره و غدا خوب نمیخوره اذیت میکنه و یا درس نمیخونه و یا سر به هوا هست و یا با ما خوب رفتار نمیکنه و این افراد دقیقا یه همچین رابطه ای رو با فرزندشون و همچین رفتارهایی رو از فرزندشون میبینن در زندگیشون چون در مورد هر چه گله و شکایت کردی و حرف زدی و یا غر زدی همونها رو به زندگیت وارد میکنی خواه خواسته ی تو باشه خواه ناخواسته ی تو باشه )

      کسی که میگه دورها خوبه ولی میترسم رها کنم این فرد به خودش اعتماد نداره و میگه من هر کاری رو شروع کنم نیمه کاره رها میکنم
      نباید درباره ی خودت تعریفهای نامناسب داشته باشی
      بعضیا میگن من حافظه ی خوبی ندارم و نمیتونم چیزی رو یاد بگیریم چرا اطلاعات عمومی پایینی دارم و چون من بارها این حرف رو به خودم زدم و این باور رو دارم که من اینطورم پس انتطار نباید داشته باشم که من در کلاس شاگرد اول بشم چون انتظارم از خودم پایین هست و نباید انتظار موفقیت داشته باشم (من قبلا زیاد میگفتم و حالا خیلی کمتر میگم و لی گفتن این حرفها بدون اینکه بدونم نتیجه اش چی هست حالم رو بد میکنه ناامیدم میکنه و همین باعث میشه حرفهای بدتر بزنم و ارتعاشم بیاد پایین و در نهایت اتفاقهای بدی رو جذب کنم و چون حالم بد میشه میدونم این افکار و حرفها از پیش شیطان میاد که من موفق نشم پس هر فکری از قبل نتیجه اش مشخصه و میدونیم مرورش حال ما رو بد میکنه یا خوب میکنه اگر میدونیم حالمون بد میشه مجاز نیستیم که بگیم و یا مرورش کنیم چون شیطان قسم خورده نزاره آب خوش از گلوی ما پایین بره پس من بر میگردم به ذات خودم و به اون وصل میشم )
      پس محتویات ذهنیت رو مرو کن و هر حرفی و هر فکری رو نگو و مرور نکن مثلا :
      *من آدم تنبلی هستم
      *من آدم عصبی مزاجی هستم
      *هیچ کس من رو دوست نداره
      چون اینها همه بر چسب به خودت هستن که میزنی پس جهان هم به تو از این اتفاقها میده اگر بگی من رابطه ی عاطفی بدی دارم جهان شما رو در این مسیر وارد میکنه که رابطه بی بدی رو تجربه بکنی چون خودت به جهان اعلام کردی من رابطه ی عاطفی بدی دارم
      ویا اگر بگی کسی من رو دوست نداره پس جهان کاری میکنه که تو بارها با افرادی مواجه بشی که به تو بگن تو آدم دوست داشتنی نیستی (چقدر جالب جهان عین آیینه هست که بازتابی از افکار و تصورات و و عقاید و باورهای خودمون رو به خودمون در زندگی نشون میده پس بازهم باید بگیم این ورودیهای ذهن رو کنترل کنید و باورهای درست داشته باشین و هر حرفی رو نزنید با هر کسی هم صحبت نشیم هر فیلم و ویس و اخباری رو دنبال نکنید چون همینا باعث میشه افکار و باورهای ما رو شکل بدن و ما زندگیمون بر اساس باورهامون شکل میگیره و خلق میشه )

      و نکته خطر ناکش این هست که شما در باره ی ضعفهایت میایی با بقیه حرف میزنی داری برای خودت شاهد جمع میکنی که من آدم بدشانسی هستم حالا ببین چقدر برای خودت شاهد جمع کردی ؟؟
      ولی از خودمون انتطار داریم که تغییر کنیم نمیشه چون کلی شاهد برای خودم جمع کردم که من بدشانسم و …(من هم چند تا شاهدی داشتم حقیقتا من آدم درونگرایی بودم و خیلی با هر کسی مچ نمیشم و حرف دلم رو پیش همه نمیرنم و اصلا عادت ندارم به این کار و اما در مورد چاقی اعتراف میکنم زیاد حرف زدم و با همه حتی افرادی که خیلی باهاشون در ارتباط نبودم اگر بعد از مدتی همدیگه رو میدیدیم حتما در مورد چاقی حرف میزدم و دنبال راهی و تکنیکی برای لاغری میگشتم و از خودم میگفتم که دارم همش چاق میشم و من نمیتونم ثابت بمونم و در واقع برای خودم شاهد جمع میکردم پس خیلی کار خطرناکی بوده )
      خداوند به عنوان قاضی این جهان هست که به شاهدهای تو نگاه میکنه ببینه تو چندتا شاهد داری که بد شانشی و اگر تو خیلی شاهد داری که بد شانسی پس دیگه خدا هم میگه بله تو باید بدشانسی بیشتر رو دریافت کنی چون خودت خواستی (در واقع زندگی ما بر اساس باورها و افکار ما رقم میخوره و این وسط عادتها یی در ما شکل میگرین که رابط بین باورها و نتایج زندگی ما میشن و هر چقدر در مورد باورهای غلط خودمون با بقیه حرف بزنیم سریعتر اون اتفاقها رو جذب میکنیم چون علاوه بر باورهای غلط داریم شاهد هم جمع میکنیم )

      شاهد در حکم تو خیلی تاثیر داره پس خدا هم در حکم تو به دنبال شاهد هست و بر اساس اون حکم میده و گرنه خدا به تو چاقی و بدبختی و بیماری که نمیده خودت برای خودت این قضیه ها رو جمع میکنی با حرف زدن با دیگران و ..
      پس دیگه شاهد جمع نکن و برچسب به خودت نزن و با کسی در مورد خودت حرف بد نزن و از این حرفها نزن و متعهد باش و بدون چقدر خطر ناک هست (من مدتها هست هیچ حرف بدی در مورد خودم با بقیه نزدم و شاهد جمع نکردم که کار خطرناکی هست ولی هنوز باید روی باورهای غلطم کار کنم و ببینم اون ته ته های ذهنم چه باورهای غلطی درمورد خودم و اهدافم دارم که بتونم با سرعت عالی به نتیجه برسم )
      پس در مورد مشکلات خودت شاهد جمع نکن و برچسب نزن بعد میبینی زندگیت تغییر میکنه نه درباره ی چاقی و نه در مورد مسایل زندگیت با هیچ کسی حرف نزن (انصافا زندگی من خیلی تغییر کرده از وقتی که این قانون رو رعایت کردم هم در زمینه ی اندام و جسم و هم در زمینه ی زندگی شخصیم کلی تغییرات داشتم و از هر نطر دارم زندگی با کیفیت تری رو تجربه میکنم و میدونم که همش به خاطر تغییر نوع نگاه من به خودم و اطرافم هست و از وقتی که به همه جیز و همه کس با دید مثبت و خوب نگاه میکنم حتی خودم حالم بهتر و آرامشم بهتر اعتماد به نفسم بهتره و روابطم بهتره و اصلا خودم از خودم راضی ترم و همین احساس خوب داشتن من و رضایتمندی من بالاترین نوع سپاسگزاری هست که خداوند به من بهترینا رو میده پس ببینید چقدر کلام تاثیر داره و زندگی ما رو تغییر میده )

      در مورد توانمندیهات و خو بیهات حرف بزن و بگو من خودم خودم رو به این شرایط رسوندم و در مورد موفقیتهات شاهد جمع کن (اتفاقا من حدود چند ماه پیش به یه علتی مجبور شدم در مورد این دورها حرف بزنم که اشخاص اون جمع گفتن بابا این راهش نیست با قدرت ذهن نمیشه موفق شد و اینا برات نون و آب نمیشه و …. و من همونجا بلند گفتم اما زندگی الان من از هر لحاظ مثل قبلا من نیست و من از هر لحاظ در شرایط بهتری هستم و رو به رشدم و موفقیتهای بهتری هم کسب میکنم و دقیقا اون روز که گقتم و همیشه که به همسرم و یا گاهی بچه هام میگم من خیلی عالیم و در مسیر رشد و تغییر هستم عمدا گفتم و میگم که شاهد جمع کنم و همین آموزشها و حرفهای استاد رو به عمل تبدیل کنم و در ضمن برام مهم نیست اطرافیانم میخندن یا باور نمیکنن من میگم آدم موفق و توانمندی هستم تا خودم باورکنم و ذهنم باور کنه من فروغ قبلی نیستم که برای اثبات این حرفم به خودم به تغییراتی که طبق اموزشها در روند زندگیم و روابطم و … دارم به اونها نگاه میکنم و مرور میکنم در ذهنم که بگم اره من در مسیر تغییرم و موفق میشم )
      پس اگر ضعفی داری حق نداری این رو به گوش بقیه برسونی و خدا با شاهد هایی که داری اتفاقها رو وارد زندگیت میکنه
      (من هر روز زندگیم داره بهتر میشه چون شاهد دارم و بهشون اثبات میشه که فروغ آدم موفقی هست پس باید شاهد جمع کنم )
      خدا میگه ببین من بدبختی دارم خوشبختی هم دارم ولی تو خودت شاهد جمع کردی که من بدبختم پس منم از انبار بدختی ها به تو دادم حالا بگو خوشبختم از انبار خوشبختی ها به تو داده میشه (هر انسانی چیزی جز نتیجه ی اعمال و افکار خودش بهش نمیرسه و هر چه از خداوند به ما میرسد خیر و خوبی هست و اگر در فلاکت و بدبختی و بیماری و فقر و نداری هستیم و … همه رو خود ما ساختیم و جدب کردیم و گرنه طبیعیش اینه که ما افریده شدیم که در بهترینا باشیم بهترین اندام و بهترین امکانات و بهترین ثروت و خوشبختی و بهترین روابط و … )
      تعهد بده از امروز برای مشکلات خودم شاهد جمع نمیکنم .(من فروغ ریاحی فر در تاریخ اسفند ۹۹ متعهد هستم که برای مشکلات خودم شاهد جمع نکنم تا از انبار خوشبختی ها کلی نعمتهای خوب و عالی دریافت کنم )

      من اگر روی خودم کار کنم کلی نتیحه میگیریم اولا خدا سریع الجوابه دوما خداو ند بی نهایت بخشنده هست مثلا من از خدا ده میخوام خدا صد میده من عاشق این کار خداوندم در کنار بقیه کارهاش این کارش فوق العاده هست .( به به خدا جونم بده تند و تند بده و منم تند و تند لذت میبرم و حالم روز به روز بهتر میشه هر چند اصل حال خوبه و این دادنها ی خدا فرع هستن ولی خیلی عالیه که داشته باشیم و از خدا بگیریم و غرق در نعمتها زندگی کنیم )

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ☺️حبيبه😊
      1399/12/07 07:05
      مدت عضویت: 1744 روز
      امتیاز کاربر: 4816 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 1 کلمه

      سلام🙋‍♀️

      گام٣٥، ٩٩١٢٠٦

      سلام استاد جان ، چقد آخه اين فايل عالي بود ، تو همه ابعاد زندگي من ديدم شاهد هامو خودم براي خودم تراشيدم، خودم بِه خودمبرچسب زدم ، فقط تو مسير لاغري نبوده ، همه جا وقتي يه برچسبي رو تكرار كردم، تو ذهنم كد نويسي شده و همون رو وقتي هي صداميكنم جهان همونو بهم برگردونده

      ، مثلا تا قبل اين دوره من همش تكرار ميكردم من خيلي تند ميخورم و اصلا نميتونم آروم بخورم

      اينو مدام تكرار ميكردم، و بِه همه هم ميگفتم و اگر من قرار بود اين رفتار رو اصلاح كنم عمرا اين ذهنيت نميذاشت اما وقتي دوره شروعشده ذهنم رو از روش برداشتم و تو اين دوره هم راجبش صحبت نشد ، من خود به خود دارم آروم تر ميخورم نسبت به قبل.

      واقعا اين برچسب ها اجازه نميدن ما اون بعد انسانيت مون كه هست رو نشون بديم ، رفتار كنيم . از بس بِه خودمون  يكسري برچسب روزديم هزار براي خودمون تكرار كرديم ، بارها همونو راجبه خودمون بِه ديگران گفتيم، شاهد جمع كرديم ، و همونم رفتار ميكنيم اصلا نميشهغير اين باشه ، مثلا اين چند سال اخير من همش به خودم ميگفتم من كه لاغر نميشم

      من كه نميتونم لاغر بشم 

      من كه … 

      و واقعا هم من چند بار تلاش كردم لاغر هم ميشدم چند كيلويي مثل همون لاغر نشدم براي من بود اصلا برام اهميت نداشت و اونبرچسب رو هي بِه خودم ميزدم 

      و الان اينم ديگه تكرار نميكنم 

      استاد گاهي والدين و اصلا آدم هاي ديگه هم ميان بِه فردي برچسب ميزنن و انقد اونو تكرار ميكنن كه اون برچسب و تكرار باور اون فرديميشه كه حالا يا حرف اون فرد براش خيلي مهمه و قبولش داره يا آدم بي عزت نفسيه و باور ميكنه و اصلا اجازه ميده اون برچسب روبهش بزنن و هي تكرار كنن و براي اونم باور پذير ميشه و بعدا همونو رفتار ميكنه . چون فركانس همونو ميفرسته و جهان از اون جنسبهش جواب ميده .

      مثلا مامان و باباي من هميشه بهم تو اشكت دمِ مَشكته 😅 اين باعث شده بود من همينطور باشم تا نوجووني و بقيه هم اينو بهم بگن هيشاهد جمع ميشد … 

      يا درست خيلي خوبه ، رياضيت عاليه و من هميشه رياضي رو با علاقه خوندم و عالي بودم ، يا خودم هميشه ميگفتم من اصلا از درسهاي حفظي خوشم نمياد انقد اينو بِه همه گفته بودم اين درس خوندن برام زجر آور شده بود ، هميشه ميخوندم ها ولي بي لذت …

      ولي الان ياد گرفتم به خودم برچسب نزنم راجبه بار منفي صفات با كسي صحبت نكنم و شاهد جمع نكنم و بِه خودم نگم، بِه جاش زوم كنمرو ابعاد توانمندي هام اونارو هي بِه خودم بگم. 

      خداروشكر براي اين آگاهي عالي، خدايا شكرت 💚

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید. ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم