۳۵ سال از زندگیام را با چاقی سپری کردم. در این سالها، بارها از روشهای مختلف برای لاغری استفاده کردم اما هیچکدام نتیجهای نداشت. 💔
همه اطرافیانم نه تنها چاقی من را میدیدند، بلکه از تلاشهای بیوقفهام برای کاهش وزن هم باخبر بودند. 💪 اما چیزی که نمیدانستم این بود که در حال جمع کردن شاهدهایی برای تایید چاقیام بودم!
به همه درباره چاقی و تلاشهای بیثمرم توضیح میدادم و در حقیقت، در حالی که فکر میکردم در حال جلب حمایت دیگران هستم، در واقع در حال تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی در ذهن خود و اطرافیان بودم. 💭
چرا باید مراقب سخنانمان باشیم
شاید براتون جالب باشه که وقتی میگیم “شاهد بر علیه خود جمع کردیم”، دقیقا چی منظورمه؟ 🤔
واژهی “شاهد” توی فرهنگ لغت یعنی کسی که چیزی رو دیده، شنیده یا تجربه کرده و در واقع به نوعی میشه گفت گواهی میده. توی دادگاهها هم شاهد باعث میشه حکم به نفع یکی از طرفین صادر بشه! 🏛
اما حالا که صحبت از خودمون میشه، خیلی از ما درباره خودمون باورهایی داریم که مثل یک شاهد در زندگیمون عمل میکنن. 🤨 مثلا شاید خودمون رو “بدشانس” بدونیم، یا بگیم “تنبل هستیم” یا حتی فکر کنیم که “هوش کمی داریم”!
در گفتگو با دوستان، خانواده یا حتی همکاران، بارها از ضعفها و ناتوانیهامون صحبت کردیم و به نوعی “گواهی” جمع کردیم که این باورها درستی دارن.
اما این رفتار یکی از مخربترین عادتهاست که میتونه در برابر خودمون عمل کنه! 💥
چون وقتی ما درباره ضعفهامون زیاد حرف میزنیم، در واقع داریم به خودمون میگیم که این ضعفها واقعاً وجود دارن و به نوعی خودمون رو در یک دایره محدود میزنیم. 😣
این روند میتونه باعث بشه که حتی بدنمون هم تحت تاثیر افکار منفی بر چاقی قرار بگیره و در نهایت، چاقی یا هر مشکل دیگهای که داریم، بیشتر و بیشتر بشه. 🍔

چگونه باورهای ما شرایط زندگیمون رو شکل میده
وقتی درباره خودمون خیلی واضح صحبت میکنیم و باورهایی مثل “من چاقم” یا “من هیچ وقت لاغر نمیشم” رو به دیگران میزنیم، در واقع داریم برای خودمون شاهد جمع میکنیم.
🕵️♂️ هر بار که این حرفها رو میزنیم، در دنیای بیرون شاهدهایی برای ویژگیهایی که فکر میکنیم داریم پیدا میکنیم.
نتایج تحقیقات علمی هم داستان ما را تایید میکنند. برای مثال، نوجوانانی که خود را چاق تصور میکنند تا ۸۹٪ بیشتر احتمال دارد دچار چاقی شوند . یعنی هرچقدر بیشتر بر این باور باشیم که اضافهوزن داریم، احتمال واقعیشدن همان باور هم بالاتر میرود و تاثیر افکار منفی بر چاقی را میبینیم!
حالا، سیستم جهان به شکلی طراحی شده که هر چیزی که باور داشته باشی، با توجه به شواهدی که جمع میکنی، به زندگیات وارد میکنه.
یعنی وقتی شما درباره چاقی صحبت می کنید قطعا افکار منفی در ذهن تان مرور می کنید و احساس بدی خواهید داشت.
اینجاست که تاثیر افکار منفی بر چاقی با احساس بد ناشی از چاقی ترکیب شده و فرکانسی به جهان هستی یا خداوند ارسال می کند با این مفهوم که من از چاقی متنفرم، من از چاقی گله و شکایت دارم، من زندگی با چاقی را دوست ندارم و ….
تاثیر افکار منفی بر چاقی با صحبت کردن شما درباره چاقیتون شدت پیدا می کند و هرچقدر این افکار رو تکرار میکنید، باعث میشه که شرایط به شکلی باشه که گویا جهان هم همون طور فکر میکنه! شما رو چاق تر می بینه و در نتیجه چاق تر میشید.
پس برای اینکه تاثیر افکار منفی بر چاقی رو کم کنیم، باید شروع کنیم به تغییر باورها و جمعآوری شاهدهایی که از تغییر و لاغری صحبت میکنن. 🌱

چگونه شاهدهای منفی بر ما اثر میگذارند
چند نفر شاهد چاقی بر علیه خود دارید؟ 🤔
حقیقت اینه که خیلی از ما به اشتباه درباره چاقی و لاغر نشدن خودمون بارها و بارها صحبت میکنیم.
این حرفها نه تنها به خودمون بلکه به دیگران هم منتقل میشه و کم کم باعث میشه که “تاثیر افکار منفی بر چاقی” در زندگیمون عمیقتر بشه. 😞
یادمه وقتی یکی از اطرافیانم درباره چاقی من صحبت میکرد، من حتی بیشتر از اون چیزی که اون گفته بود، شروع میکردم درباره چاقی و تلاشهای نافرجامم برای لاغری حرف زدن. 🗣
این کار رو میکردم تا به همه ثابت کنم که چاقی من تقصیر خودم نیست! میخواستم بگم من آدم بیارادهای نیستم، من خیلی تلاش کردم که لاغر بشم، ولی هیچچیز فایده نداشت! 🙄
هر بار که میگفتم “من هر چی رژیم میگیرم یا ورزش میکنم، هیچ فایدهای نداره”، داشتم به نوعی برای خودم و دیگران شاهد جمع میکردم که چاقی من غیرقابل تغییره. 😓
همه اینها باعث شد که باور کنم من هیچ وقت لاغر نخواهم شد. 😔و “تاثیر افکار منفی بر چاقی” در زندگی من عمیقتر بشه. چون هر بار که به دیگران میگفتم “من لاغر نمیشم”، همون باور در ذهنم بیشتر ریشه میزد. 💭
تصور کنید که شما ۱۰۰ نفر شاهد داشته باشید که باور دارن شما هیچ وقت لاغر نمیشید. چطور ممکنه جهان هستی با شما به شکل متفاوت رفتار کنه؟ 🤯
وقتی شما باور دارید که لاغر شدن براتون غیرممکنه، حتی اگر بهترین رژیمها و ورزشها رو هم امتحان کنید، هیچ تغییر چشمگیری نخواهید دید. چون تاثیر افکار منفی بر چاقی، چیزی نیست که بشه به راحتی ازش فرار کرد. 🙅♀️

لاغری با ذهن و حذف شاهدها
وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن میشید، اولین قدم اینه که ذهن خودتون رو از انبوه فرمولهایی که شما رو وادار میکنه بر علیه خودتون شاهد جمع کنید، پاک کنید. 🧠
هر چی کمتر به این شاهدها توجه کنید، بیشتر میتونید شاهدانی پیدا کنید که به نفع لاغری شما باشن. 💪
ولی طبیعی هست که اگر چند وقتی هست در مسیر لاغری با ذهن هستید، هنوز هم ممکنه شاهدانی که قبلاً بر علیه خودتون جمع کردید، یادآوری کنن که “چرا لاغر نشدی؟” یا “چرا دوباره چاق شدی؟” 😔
اگر از شنیدن این حرف ها مایوس و ناامید می شوید، گرفتار تاثیر افکار منفی بر چاقی شده اید که قبلا خودتان از طریق شاهد جمع کردن برای چاقی آنها را ایجاد کرده اید.
شاید خودتون خیلی وقت پیش به دیگران گفتهاید که “من هیچ وقت لاغر نمیشم” و حالا اونها با دیدن شما میگن که چرا هنوز لاغر نشدید. 😕
اما مهم اینه که نگران صحبتهای شاهدان چاقی و لاغر نشدن خودتون نباشید. چون این خود شما بودید که به طور ناآگاهانه اونها رو بر علیه خودتون جمع کردید. 😅
من خودم وقتی به این نکته پی بردم، متوجه شدم که افراد غریبهای که مرا دیدهاند هیچوقت درباره چاقی من صحبتی نکردند، ولی همیشه اونهایی که با من آشنا بودن درباره این موضوع صحبت میکردن. 🤔
دلیلش هم اینه که من قبلاً با اونها درباره چاقی و لاغر نشدن خودم صحبت کرده بودم. 🗣
پس حالا که وارد مسیر لاغری با ذهن شدید، برای بی اثر کردن تاثیر افکار منفی بر چاقی فقط باید مراقب باشید که شاهدهای منفی رو از ذهن خودتون پاک کنید و با ایجاد فرمولهای مثبت و صحیح، شاهدانی به نفع لاغری و سلامت خود پیدا کنید. 🌟
انواع شاهد جمع کردن
وقتی شما درباره چاقی یا لاغر نشدن خود صحبت میکنید، به طور ناخودآگاه شاهدانی برای خود جمع میکنید. 📢 این شاهدها میتونن به دو صورت مختلف در زندگی شما وارد بشن:
۱. گفتگوی زبانی 🗣
۲. مرور افکار در ذهن 🧠
۱. گفتگوی زبانی
وقتی به صورت مستقیم درباره چاقی و لاغر نشدن خود با دیگران صحبت میکنید، دارید شاهدان منفی رو بر علیه خود جمع میکنید.
شاید بگید: “من چاقم و هر کاری میکنم لاغر نمیشم.” یا “چه قدر سعی کردم، اما هیچ فایدهای نداره.”
این صحبتها باعث میشه که ذهن شما و اطرافیان شروع به تکرار این افکار منفی کنن. به همین دلیل تاثیر افکار منفی بر چاقی به وضوح دیده میشه. 😞
۲. مرور افکار در ذهن
حتماً دقت کردید که وقتی به دیدگاه یا نظر دیگران درباره چاقی خود فکر میکنید، به طور ناخودآگاه دارید فرکانسهای چاقی رو به جهان هستی ارسال میکنید.
مثلاً وقتی قبل از یه مهمانی یا روبرو شدن با افراد به فکر چاقی خود میفتید، دارید خودتون رو در ذهن دیگران به عنوان فردی چاق معرفی میکنید. 💭
این یعنی شما بدون اینکه متوجه باشید، در حال جمع کردن شاهدانی برای چاقی خودتون و تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی هستید. 😬
نتیجهگیری
تاثیر افکار منفی بر چاقی چیزی نیست که نادیده بگیریم. شما باید با این واقعیت روبرو بشید که هر افکار منفی و هر گفتگوی زبانی درباره چاقیتون، در واقع شاهدهایی هستن که خودتون جمع کردید.
🌪 به جای تمرکز بر اون شاهدها، باید شاهدانی برای لاغری و سلامتی جمع کنید. ✨ از همین امروز تصمیم بگیرید که ذهن و گفتار خودتون رو تغییر بدید، تا شاهدان جدیدی بسازید که به نفع شما عمل کنن و زندگی جدیدی رقم بخوره. 🔑
✍️ تمرین آموزشی تاثیر افکار منفی بر چاقی 📖
برای درک بهتر این جلسه آموزشی ابتدا محتوایی نوشتاری را مطالعه کنید. سپس ویدیوی آموزشی را ببینید و بعد از آن به سوالات مطرح شده به شکل انشایی در بخش نظرات این جلسه پاسخ دهید.
- در گذشته چقدر درباره چاقی خود با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کردهاید؟
- به نظر شما صحبت کردن درباره چاقی چه تاثیری بر تقویت تاثیر افکار منفی بر چاقی شما داشته است؟
- درباره چه ویژگیهای خودتان با دیگران صحبت کرده و بر علیه خود شاهد جمع کردهاید؟
- تاثیر صحبت کردن درباره ویژگیهای خود در سایر جنبههای زندگیتان چه بوده است؟
- برای لاغر شدن چرا اهمیت دارد صحبت کردن درباره چاقی و لاغر نشدن را متوقف کنید؟
- به منظور جمع کردن شاهد برای تواناییهای خودتان، لیستی از ویژگیهای عالی و توانمندیهای خودتان بنویسید.
- برای لاغر شدنتان باید شاهد جمع آوری کنید و سرزمین لاغرها بهترین مکان برای شاهد پیدا کردن است. بنابراین درباره توانایی خود در لاغر شدن و تصمیم برای لاغر شدن از طریق آموزشهای لاغری با ذهن شرح دهید تا هم مسیران شما شاهد لاغری شما باشند.
از محتوای ویدیوی آموزشی تاثیر افکار منفی بر چاقی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید. 💡
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.47 از 90 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
این مساله نمی دونم تو ما ایرانی ها زیادتره مثل اینکه!
از بس از بچگی به ما بر چسب زدن اون موقع که خودمون بچه بودیم نمی دونستیم دیگران از بس این حرفا رو گفتن و برای دیگران تکرار کردن که وقتی بزرگتر شدیم هم ما همینا رو ادامه دادیم من الان هنوز تمرین دارم می کنم که این برچسب ها رو به خودم نزنم ولی گاهی فراموش می کنم و جالبه که هر کس هم از من تعریف می کرد بازم سخت باورم می شد البته الان هم همینطوره ولی بهتر شدم دارم باور می کنم که توانایی هایی هم دارم و راست می گن اونایی که تعریف می کنن !??????
حالا من که هر روز سعی دارم می کنم که از خودم بد نگم به کسی ولی بعضی وقتا از خودم به خودم بد می گم??
ولی من از امروز تعهد می دهم که شاهد جمع نکنم برای ضعف های خودم و برچسب بی خودی به خودم نزنم !
نشان های دریافت شده
این باورهای برچسب بر می گرده به دوران کودکی آدم که اون موقع هر کی هرچی گفته آدم باور کرده و فکر می کنه در آدم هست یاداوری خوبی بود من اگه یادم باشه به خودم برچسب نمی زنم و دیگه از ضعف های خودم برای کسی نمی گم ولی گاهی هم فراموش می کنم چون تمرین خیلی زیادی می خواد ! البته من در مورد دیگران خیلی رعایت می کنم و همش به نکات قوتشون توجه می کنم و ضعفها رو نادیده می گیرم اگه بتونم درباره خودم هم همین کار و بکنم خیلی خوبه!
این داستان هم مثل همون توجه کردن به طعمهای خوبه آدم دوس داره در زندگی تجربه کنه هر روز پس چیزی و که دوست نداریم توجه نکنیم تمرین تمرین هر روزه می خواد که خدا آدم و به اون مسیرها هدایت کنه انشالله
نشان های دریافت شده
وقت شما بخیر عزیزان
این نکته شما همیشه در ذهن من هست که وقتی آدم تسلط پیدا می کنه به فرمولهای ذهنی و کنترل ذهن دیگه اینها قابل مقایسه با تلاش فیزیکی نیست. حالا هی آدم فشار بیاره این جور کنه اونجور اون ذهنه که نتیجه و رقم می زنه در همه موارد
و معمولا ما همه چیزها و به مسایل بیرونی ربط می دیم من هم همینطور بودم و بر چسب های زیادی و درباره خودم باور کرده بودم و بعضی وقتها هم می گفتم به شوخی البته به همه ولی الان خیلی وقته دیگه اینکار ها رو نمی کنم و این باز یاداوری خوبی بود
خیلی وقته که درباره مسایل و مشکلاتم حرف نمی زنم با کسی فقط چیزهای خوب و تعریف می کنم ولی می شنوم از دوستان و اطرافیان مسایلشون و
که مثلا امروز با مامانم که صحبت می کردم همش می گفت اخه این اخه اون بهشون گفتم اینجوری کن راه حل پیشنهاد کردم ولی چه کنم که مامان حرف خودشونه .
و این هم توجه به همون طعمهای خوبه تو دنیا و شکایت نکردنه دیگه چون از مشکلات که آدم صحبت می کنه در واقع داره شکایت می کنه همه این مسایل با هم در ارتباط هستن .
پس دیگه دوستان درباره ضعفهای خودتون حرف نزنین به دیگران و شاهد جمع نکنین عوضش از موفقیت هاتون بگین و شاهد جمع کنین و می بینین که زندگیتون تغییر می کنه و خداوند بر اساس همون شاهد ها اتفاقات زندگیتون و رقم می زنه از انبار خوشبختی نعمت می ده بهتون
من پونه عدل تهرانی از امروز متعهد می شوم دوباره که دیگه از مشکلات و مسایلم و از ضعفهام برای دیگران حرف نزنم و شاهد جمع نکنم به جاش از تواناییهام حرف بزنم و شاهد جمع کنم .
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
خیلی یاداوری خوبی بود من همیشه تو ذهنم بود ولی دیروز داشتم به دوستم می گفتم من خیلی تنبلم چون خونه هامون به هم خیلی دوره ولی دوستم اومد اینجا دم خونه ما با هم پیاده روی کردیم البته خودش گفت منم توی دلم می گفتم خدا کنه اون بیاد اینجا حالا دیروز من داشتم بهش می گفتم که خوب شد تو اومدی من تنبلم .
اره من هم خیلی از این برچسب ها به خودم می چسبونم حالا شاید الان خیلی کمتر ولی باز هم گه گاهی هست مثلا یه لباس سفارش داده بودم امروز برام رسید یه لباس قرمز بلند خیلی لطیف هستش جنسش و اینا قرمز ساده است خیلی وقت بود قرمز نمی پوشیدم البته رنگ های روشن می پوشیدم ولی قرمز نه .داشتم به مامانم می گفتم می گفت اره تو هیچ وقت نمی پوشی این رنگی گفتم اخه به خاطر چاقیم خلاصه پوشیدم به قدری خوش فرم و قشنگ بود خیلی خوشم اومد حالا این لباس من سایز small می خواستم نداشتن بعد سایز آدمهای ریزه من معمولا شلوارهام و اون سایتی می گیرم چون قدش کوتاه تره ولی به اون خاطر اینو که نداشت من سایز مدیوم پتیت یا مدیوم آدمهای ریزه و سفارش دادم بعد الان که لباسم اومده دیدم سایز اسمال پتیت اومده که فکر کنم اشتباهی اینو زده بودم ولی پوشیدم به قدری اندازه و قشنگ بود خیلی خوشم اومد خدا رو شکر .
من کلا دیگه یاد گرفته بودم از مسایل و مشکلاتم برای دیگران حرف نمی زنم البته قبلن می گفتم ولی نه خیلی الان که دیگه هیچی نمی گم و برای خودم شاهد جمع نمی کنم ولی یاد گرفتم از لاغر شدنم می گم .من برچسب هایی که خودم می زدم من هیچ کاری بلد نیستم یعنی همیشه فکر می کردم همه از من بهتر بلدن خودم و دست کم می گرفتم که حالا بندازیم تقصیر دیگران که بهمون یاد نداده بودن ولی نه دیگه همه چی تقصیر خودمونه .
می رفتم کلاس یوگا همه چشمشان به من بود که ببینن چیکار می کنم یعنی چون بدنم خیلی نرم هستش حرکات و راحت انجام می دم .
یادمه ایران که بودم تازه ازدواج کرده بودم هر چی می خریدم از وسیله خونه و لباس و…. همه می رفتن عین مال من می خریدن که من همیشه می گفتم به مامانم دوست ندارم اینجوری باشه مامانم می گفت خوبه همه دوست دارن سلیقتو.من اون موقع خوب خیلی بچه بودم .حالا الان هر چی می خرم به همه می گم از کجا خریدم و برام دیگه مهم نیست این چیزها.
خیلی برچسب ها هست حالا دیگه نمی خوام اینجا بنویسم که همه می خونن شاهد جمع کنم.
من از امروز تعهد میدم که دیگه برچسبی به خودم نزنم و راجبش به دیگران حرف نزنم.از مشکلاتم نگم .به جاش از چیزهای خوب بگم . از توانایی هام از اینکه تونستم تا الان انقدر لاغر بشم .
حتی در مورد خودم فکر بد نکنم تمرین می خواد که من چه جور آدمی هستم . اینجور اونجور .