✨ همهی افراد چاق در آرزوی لاغری هستند، اما آنچه بین آنها و خواستهشان فاصله انداخته، نه غذاست و نه ژن! بلکه تصاویریست که از چاقی در ذهن خود ساختهاند. این تصاویر ذهنی مثل دیوارهایی نامرئی، ارتباط سالم بین ذهن و جسم را مختل میکنند و اجازه نمیدهند بدن به سمت تناسب حرکت کند.
🌀 خیلی از افراد چاق بارها و بارها برای لاغری اقدام کردهاند؛ از رژیمهای سخت گرفته تا ورزشهای طاقتفرسا. اما چون مسیر را اشتباه رفتهاند، یا استمرار کافی نداشتند، ذهن و جسم آنها نتوانستهاند با هم همراستا شوند. نتیجه؟ دوباره برگشتن به نقطهی اول…

✨ تعامل ذهن و جسم؛ پلی به سوی درک عمیقتر خودمان
از دیرباز انسان در تلاش بوده تا راز وجودش را کشف کند؛ و در این میان، یکی از اسرار بزرگ خلقت، تعامل بین ذهن و جسم است. فلاسفه و دانشمندان زیادی تلاش کردهاند این ارتباط را توضیح دهند، اما همچنان بسیاری از زوایای این رابطه حیرتانگیز ناشناخته باقی مانده است.
واقعیت این است که ذهن و جسم، دو عنصر جدانشدنی وجود انساناند. افکار، احساسات و باورهای ما میتوانند جسممان را تحت تأثیر قرار دهند، همانطور که وضعیت جسمی ما میتواند حال روحیمان را بالا و پایین کند.
🔬 علم چه میگوید؟
مطالعات علمی نشان دادهاند که استرس و افکار منفی میتوانند سیستم ایمنی را تضعیف کرده و سلامت ذهن و جسم را به خطر بیندازند. در مقابل، احساسات مثبتی مثل عشق، آرامش، قدردانی و شادی میتوانند بدن را تقویت کرده و حتی به درمان بیماریها کمک کنند.
برای مثال، یک مطالعه منتشر شده در مجله مغز،رفتار و ایمنی (Brain, Behavior, and Immunity) نشان داد که تجربه مکرر احساسات منفی با افزایش نشانگرهای التهابی در خون مرتبط است، در حالی که احساسات مثبت میتوانند سطح التهاب را کاهش دهند.
همچنین، تحقیقات انجامشده توسط دانشگاه هاروارد نشان دادهاند که قدردانی میتواند بهبودهای قابل توجهی در سلامت روانی و جسمی ایجاد کند، از جمله خواب بهتر، کاهش خطر افسردگی و بهبود سلامت قلبی-عروقی.
این یافتهها تأکید میکنند که پرورش احساسات مثبت و کاهش استرس میتواند نقش مهمی در حفظ و بهبود سلامت ذهن و جسم ایفا کند.
امروزه، پیشرفتهای علوم اعصاب و روانشناسی شناختی به ما نشان دادهاند که ذهن و جسم به طور مداوم در حال گفتوگو با یکدیگرند. بدن بهتنهایی توانایی تصمیمگیری ندارد. هر رفتار فیزیکی ما—از پرخوری گرفته تا انتخابهای روزمره—ابتدا در مغز پردازش و تصمیمگیری میشود.
و نکتهی جالبتر اینکه، حتی مغز هم محل ذخیره اطلاعات نیست. این ذهن ماست که همهچیز را در خود نگه میدارد.
🧠 ذهن؛ آرشیو تصویری بینهایت
خاطره اولین هدیه تولدتان را به خاطر دارید؟ عروسک، دوچرخه یا ماشین کوچکی که گرفتید؟ این اشیاء به شکل فیزیکی در مغز شما ذخیره نشدهاند؛ بلکه تصاویر و احساسات آن لحظات در ذهن شما ثبت شدهاند.
میتوانید ذهنتان را مثل فضایی ابری خارج از جسم تصور کنید؛ جایی که تمام تصاویر، خاطرات، احساسات و تجربیات زندگیتان در آن ذخیره شدهاند. ذهن همیشه و با سرعتی باورنکردنی، به این آرشیو دسترسی دارد—بدون آنکه نیاز به حمل فیزیکی اطلاعات باشد.
و اینجاست که تعامل ذهن و جسم شکل میگیرد:
• ما با استفاده از جسممان، تجربه میکنیم؛
• ذهن آن را ثبت میکند؛
• و بعد، با مرور این اطلاعات ذهنی، دوباره جسم را تحت تأثیر قرار میدهیم.
⚠️ مراقب مرورهای ذهنی باش
مرور خاطرات برای تصمیمگیریهای بهتر مفید است، اما بیشتر ما به شکل نادرستی از این توانایی استفاده میکنیم.
کافیست برخوردی ناخوشایند در گذشته را به یاد بیاورید؛ ذهنتان آن را با وضوح مرور میکند و مغز، همان احساس بد را در جسم شما ایجاد میکند—حتی اگر سالها از آن اتفاق گذشته باشد.
این همان تعامل قدرتمند ذهن و جسم است. مغز، پیامهای ذهن را به زبان فیزیکی تبدیل میکند: تپش قلب، تنفس تند، عرق کردن یا گُر گرفتن.
در واقع، ما در طول زندگی تجربههای جسمی محدودی داریم، اما میتوانیم هزاران بار آنها را در ذهن تکرار کنیم. مثلاً:
• شاید فقط یک بار شکست عاطفی داشتهاید، اما هزاران بار آن را مرور کردهاید.
• فقط یک بار از دست دادن عزیزی را تجربه کردهاید، اما بارها و بارها در ذهنتان آن را بازسازی کردهاید.
• همه فقط یکبار میمیرند، ولی ذهن میتواند صدها بار «ترس از مرگ» را تجربه کند.
✅ راهکار چیست؟
اگر ذهن میتواند اینگونه جسم را تحت تأثیر قرار دهد، پس ما میتوانیم با بازنویسی تصاویر ذهنی و مرور آگاهانه تجربههای مثبت، بدنمان را به سوی سلامت، آرامش و حتی تناسب هدایت کنیم.
به جای مرور شکستها، خاطرات خوب را مرور کن.
به جای پیشبینی فاجعهها، آیندهای آرام و روشن را تصور کن.
و به جای بارها زندگی کردنِ یک درد، فقط یکبار آن را بپذیر و بعد رها کن….

چاقی ذهن و جسم؛ کدامیک رنجآورتر است؟
اغلب تصور میکنیم چاقی فقط یک مسألهی فیزیکی است. اما واقعیت این است که چاقی ذهن و جسم هر دو نقش مهمی در تجربهی ما از اضافه وزن دارند — با این تفاوت که ذهن، خیلی سریعتر و گستردهتر از جسم، درگیر چاقی میشود.
شاید بدن ما اضافه وزن را در محدودهای خاص و ملموس تجربه کند، اما ذهن میتواند بدون محدودیت، بارها و بارها چاقی را بازآفرینی، تکرار و حتی بزرگنمایی کند. اطلاعات مربوط به چاقی در ذهن، مثل عکسهایی هستند که هر لحظه میتوانند دوباره مرور یا حتی دستکاری شوند.
این مرور ذهنی نامحدود، باعث میشود چاقی ذهنی بسیار شدیدتر و گستردهتر از چاقی جسمی احساس شود.
جسم چاق میشود، اما ذهن رنج میکشد
برخلاف تصور عموم، جسم انسان در بسیاری مواقع با اضافهوزن مشکلی ندارد. حتی وقتی عدد ترازو از ۱۰۰ یا ۱۲۰ کیلو عبور میکند، بدن همچنان به کارش ادامه میدهد. تنها در موارد شدید، مثلاً وزنهای بالاتر از ۱۵۰ یا ۱۷۰ کیلو، ممکن است اختلالاتی در حرکت یا عملکردهای حیاتی ایجاد شود.
اما ذهن انسان داستان دیگری دارد. ذهن خیلی زود و خیلی راحت از چاقی ناراحت میشود، حتی وقتی هنوز وزن فقط چند کیلو افزایش یافته. فشار روانی ناشی از چاقی، اغلب زودتر از خود چاقی جسمی شروع میشود و خیلی شدیدتر حس میشود.
چاقی ذهنی چطور گسترش پیدا میکند؟
از نظر نگرش عمومی، جسم برای چاق شدن نیاز به زمان، خوردن زیاد و کمتحرکی دارد. اما چاقی ذهنی، فقط چند ثانیه زمان میخواهد! کافیست یک تصویر، یک جمله، یا یک خاطره مرور شود تا ذهن دوباره وارد مدار چاقی شود.
ذهن ما تصاویر و خاطرات مربوط به چاقی را بارها و بارها بازسازی میکند؛ بدون اینکه به فعالیت فیزیکی نیاز داشته باشد.
حتی اگر سالها پیش، کسی به ما گفته باشد «خیلی لاغری، باید یکم چاق شی»، همین جمله میتواند مثل یک بذر در ذهن کاشته شود و بعدها تبدیل به درختی تنومند از افکار چاقی شود.
آغاز چاقی ذهنی از کجاست؟
جالب است بدانید که بسیاری از ما قبل از آنکه دچار چاقی جسمی شویم، بارها فشار چاقی ذهنی را تجربه کردهایم. شاید آن زمانی که هنوز لباسهای سایز کوچک بهراحتی تنمان میرفت، اما کسی بهمان گفت: «چقدر استخونیای!». همین جمله کافی بود تا ذهن ما شروع کند به تصور اینکه «من باید چاقتر بشم.»
نکتهی جالبتر اینجاست که علاقه به چاق شدن فقط در ذهن ایجاد میشود، چون جسم فقط وقتی اطلاعات را حس میکند که واقعاً آن را تجربه کرده باشد. اما ذهن میتواند با چند کلمه یا تصویر، همان تجربه را بارها و بارها بازسازی کند.
چاقی واقعی، رنج مشترک
شاید انگیزهی افراد برای چاق شدن متفاوت باشد — یکی برای جذابتر شدن، دیگری برای قویتر بهنظر رسیدن. اما بهمحض اینکه چاقی از ذهن به جسم منتقل میشود، رنج ناشی از آن در همهی ما تقریباً مشابه است.
همهمان تجربهی نصیحتهای بیپایان درباره لاغر شدن را داشتهایم. همهمان از گرفتن رژیم و نخوردن چیزهایی که دوست داریم خسته شدهایم. همهمان حسرت پوشیدن لباسهایی با رنگ دلخواهمان را کشیدهایم. این رنجها واقعیاند، اما منشأ بیشترشان در ذهن ماست، نه در جسم.
ذهن، تکرار میکند… و بزرگنمایی
ذهن ما علاقهی عجیبی به مرور خاطرات منفی دارد. مثلاً شاید فقط سه بار لباس دلخواهمان را به خاطر چاقی نتوانستهایم بخریم؛ اما ذهن این اتفاق را هزار بار مرور کرده، تحلیل کرده، غصه خورده و نتیجه گرفته که ما «بدبختترین آدم روی زمین» هستیم!
یا شاید فقط دو بار رژیم گرفتهایم و شکست خوردهایم، اما ذهن هزار بار این شکست را کوبیده توی سرمان و گفته: «تو اصلاً اراده نداری!»
همین چند بار شنیدن جملههایی مثل «چقدر چاق شدی!» ممکن است هزاران بار در ذهن ما تکرار شده باشند، و هر بار احساس بدتری برایمان ایجاد کرده باشند.
چاقی جسمی و ذهنی؛ دو جهان موازی
تجربهی ما از چاقی، در واقع در دو جهان موازی شکل میگیرد: یکی در جهان واقعی و فیزیکی، و یکی در جهان ذهنی و تصویری. متأسفانه، ما بیشتر از اینکه در جسممان چاق باشیم، در ذهنمان چاق شدهایم. مرور مداوم خاطرات و تصاویر چاقی، باعث میشود چاقی ذهنی رشد کند و حتی احساسات ما را بیشتر از چاقی جسمی آزار دهد.
به همین دلیل است که برای لاغر شدن پایدار، تنها رژیم و ورزش کافی نیست. باید چاقی ذهنی را هم پاکسازی کنیم. ذهنی که بارها چاقی را بازسازی کرده، نیاز به آموزش و رهایی دارد، نه فقط محدودیت غذایی.
اگر تجربهای از چاقی ذهنی یا جسمی دارید، یا از ذهنتان به خاطر فشارهایی که وارد کرده خستهاید، در بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید. شاید گفتنِ تجربهات، برای دیگری نوری باشد در مسیر رهایی از چاقی.
🌀 پاکسازی ذهن، آغاز تناسب جسم است.
💬 منتظریم تجربیاتت رو بخونیم…

تاثیر ذهن بر لاغر نشدن
حتماً برات پیش اومده که با دیدن کسی که یهبار باهاش بحث داشتی یا حرفی زده که ناراحتت کرده، هنوز قبل از اینکه حتی ببینیش، قلبت تند بزنه و یه حس استرس و دلخوری سراغت بیاد.
یا مثلاً قراره بری یه ادارهای که قبلاً کلی اذیت شدی اونجا؛ فقط با فکر کردن به اون روز، دلت میلرزه و اضطراب میگیری. اینا جادوی ذهن ماست؛ همون ذهنی که خیلی جاها بهمون کمک میکنه، ولی گاهی هم میتونه ترمزِ محکم زندگیمون باشه.
حالا اینو بیار تو ماجرای لاغر شدن. یه جاهایی، تأثیر ذهن بر لاغر نشدن بهقدری قدرتمنده که انگار یه کوه روبهروته، اونقدر بزرگ که حتی فکر فتحش دلسردت میکنه.
ما آدمها، هر چی از چاقی کشیدیم—چه تجربهی نگاه سنگین بقیه، چه سختی خرید لباس، چه رژیمهای بینتیجه—همهشون رو تو ذهنمون بایگانی کردیم. ولی نه یه بار، نه دوبار، هزار بار این خاطرهها رو تو ذهنمون مرور کردیم. نتیجهاش؟ یه تصویر ذهنی از چاقی که خیلی ترسناکتر از واقعیتش شده؛ یه غول ذهنی.
وقتی تصمیم میگیری لاغر شی، ذهن همون اول، کل تاریخچه شکستها و حرفهای منفی رو میریزه روی میز:
• من نمیتونم رژیم بگیرم.
• بدنم چربی رو سریع جذب میکنه.
• من که از اول هم چاق بودم.
• اراده ندارم.
• سنم دیگه گذشته…
و اینجا دقیقاً تأثیر ذهن بر لاغر نشدن خودش رو نشون میده. چون هنوز حرکتی نکردی، ولی ذهنت یهعالمه دلیل و مدرک آورده که چرا قراره شکست بخوری.
فرض کن قراره بری کوه. اگه از همون پایین فقط به قله خیره شی و با خودت بگی «وای چقدر دوره، اصلاً نمیتونم!» احتمالاً حتی یه قدم هم برنمیداری. اما اگه بگی «فقط تا اون درخت برم، بعد یه نفس بگیرم» راحتتر میری جلو. لاغر شدن هم همینطوره.
ولی ذهن ما چیکار میکنه؟ یهذره که وزن کم میکنیم، سریع یاد چهل کیلویی میافته که هنوز مونده و میگه: «خیلی راه مونده! ولش کن، نمیصرفه!» دقیقاً همونجا آدم دلسرد میشه.
یه جاهایی ذهن مثل یه مربی سختگیره که فقط ایراد میگیره. نمیذاره از حرکتهای کوچیکمون خوشحال بشیم. درحالیکه باید بفهمیم ذهنمون با ماست، ولی گاهی لازمه یادش بندازیم که واقعیت با تصوراتش فرق داره.
حتی دیدن آدمهایی که بیشتر از ما وزن کم کردن، تو کوهپیمایی شاید باعث بشه بگیم: «دمش گرم، منم ادامه میدم!» ولی تو مسیر لاغری با ذهن، خیلیهامون سریع میافتیم تو دام مقایسه و ناامیدی: «اون تونسته، ولی من نمیتونم!» باز هم، ذهن!
ذهن ما دوست داره از چیزای قبلی نتیجه بگیره. ولی وقتی گذشتهمون پر از رژیمهای بیثمر و تلاشهای بینتیجه بوده، ذهنمون با خودش میگه: «اینم مثل قبلیاس، بیفایدهست!» و همین میشه سد جلوی تغییر واقعی.
اما راهش چیه؟ اینکه مسیر لاغری رو نه با عجله، بلکه با آگاهی طی کنیم. درست مثل یه کوهنورد که با قدمهای حسابشده و استراحتهای بهموقع جلو میره. مهم نیست کی به قله میرسه؛ مهم اینه که از مسیر نترسی، وسط راه نچرخی و نگی «بیخیال».
باید بدونی که تأثیر ذهن بر لاغر نشدن فقط وقتی قوی میشه که تو بهش اجازه بدی. پس به جای باور به کوه خیالی چاقی، قدمبهقدم پیش برو. هر قدم کوچیکت بهاندازه یه قلهست، اگه از زاویه ذهن سالم بهش نگاه کنی.

🧠 مقاومت ذهن برای لاغری؛ واقعیت یا توهم ذهنی؟
تا حالا چند بار توی نوشتهها یا حرفهای دیگران با این جمله برخورد کردی که:
«من میخوام لاغر بشم، ولی ذهنم نمیذاره!» یا «ذهنم یه جوری مقاومت میکنه، اصلاً همراهم نیست…»
خب، بیا یه بار برای همیشه با این باور محبوب (!) روبرو بشیم و از پایه بررسیاش کنیم.
آیا واقعاً مقاومت ذهن برای لاغری یه چیز واقعی و خارجییه؟ یا صرفاً یه برداشت اشتباه از کارکرد ذهنه؟
چرا عقیده داریم ذهن و جسم ما برای لاغری با هم هماهنگ نیست؟
🌫 اول از همه باید بدونی ذهن یه چیز جدای از تو نیست.
ذهنت، همون خودتی با همهی خاطرات، تجربیات، ترسها و باورهایی که در طول زندگی ساختی. درسته که گاهی انگار ذهن توی سرمون زندگی نمیکنه و مثل یه موجود جدا حرف میزنه، ولی واقعیت اینه که ذهن فقط انبار دادههاته، نه یه نیروی جادویی که جلوی خواستههات وایسه!
✨ حالا چرا ما حس میکنیم ذهن داره مقاومت میکنه؟
ماجرا از جایی شروع میشه که تصمیم به لاغری میگیریم. این تصمیم یه تصمیم کاملاً آگاهانه، لحظهای و مربوط به حاله. اما ذهن… ذهن عاشق گذشتهست! ذهن مدام میره سراغ خاطرات قبلی، شکستها، رژیمهای ناتموم، وزنهایی که برگشتن، لباسهایی که هنوز تنگن!
📽 ذهن میاد این دادهها رو با یه ادیتور قوی میچسبونه کنار هم و تبدیلش میکنه به یه فیلم سینمایی ترسناک از آیندهات:
«تو دوباره شکست میخوری…»
«اگه بازم وزن کم کنی و بعدش دو برابر برگردی چی؟»
«تو اراده نداری، ولش کن بابا!»
و تو؟ تو این فیلم رو باور میکنی! چون تصویرسازی ذهن، واقعاً قویه و قشنگ بلد دلهره بکاره تو وجودت.
💥 پس چیزی که ما بهش میگیم “مقاومت ذهن”، در حقیقت مرور همون فیلمهای قدیمیه که بارها دیدیم ولی هی یادمون میره بازیگر و کارگردانش خودمون بودیم!
👣 حالا راه حل چیه؟
باید بفهمی که این افکار مقاوم نیستن، فقط آشنا و تکراریان. فقط چون زیاد پخش شدن، فکر میکنی درسته.
اینکه “من نمیتونم”، “بازم چاق میشم”، “ارثیهست”، یا “بدنم نمیسوزه” فقط صداهای ضبطشده ذهنه که بارها پخش شدن و دیگه حس میکنی قانون زندگیان.
📌 برای همینه که وقتی تصمیم به لاغر شدن میگیری، ذهنت سریع کانال خاطرهها رو میزنه:
• رژیم قبلی که ول کردی
• روزهایی که با اشتیاق شروع کردی اما وسط راه بریدی
• مهمونیهایی که توش جا زدی
• نگاههای سنگین دیگران وقتی گفتی “رژیم دارم”
و همش میخواد بهت بگه: «بیخیال! این راه مال تو نیست!»
🏔 حالا تصور کن ذهن تو از چاقی یه کوه ساخته. یه کوه غولپیکر که از دور اصلاً نمیتونی قلهش رو ببینی. اسم این کوه رو گذاشته “کوه مقاومت ذهن”! و تو؟ تو هر وقت میخوای شروع کنی، به جای قدم اول، سرتو میگیری بالا و با ترس از ارتفاع، میری عقب!
🎯 اما تو باید بدونی:
اگه قراره متناسب بشی، باید از فکر کردن به کوه چاقی و مقاومت ذهنی دست بکشی. نباید بذاری ذهن با بزرگنماییهای استادانهاش تو رو از پا بندازه. باید قدمبهقدم حرکت کنی. باید یادت باشه که این کوه، واقعاً به اون ترسناکی نیست که به نظر میرسه.
چون اون چیزی که تو رو نگه داشته، نه جسمته، نه ژنتیکت… ذهنته! همون ذهنی که میتونی تربیتش کنی.
📣 پس دفعه بعدی که ذهنت گفت:
«تو نمیتونی»،
یه لبخند بزن و بگو:
«ممنون که یادم آوردی مسیرم چقدر مهمه! حالا بیا با هم حرکت کنیم.»
ارتباط ذهن و جسم در درک چاقی
تا حالا چند بار درباره نگاه ذهنی به لاغری شنیدی؟ احتمالاً زیاد. توی خیلی از فایلها و دورهها درباره لاغری با ذهن صحبت شده. اما اینجا قراره یه گام عمیقتر برداریم؛ این بار میخوایم ببینیم ذهن و جسم چطور با هم در بازی چاقی و لاغری نقش بازی میکنن.
واقعیت اینه که ذهن ما در طول سالها بر اساس وضعیت فعلی جسممون تصویرهایی ساخته؛ تصویرهایی اغلب اغراقشده. مثلاً اگه الان ۵۰ کیلو اضافه وزن داری، ذهن تو یه کوه چاقی ترسیم کرده که فتح اون، مثل صعود به قله اورست بدون کفش کوهنوردیه!
اما خبر خوب اینه که برای تغییر این تصاویر ذهنی، نباید بازم فقط از دید ذهنی نگاه کنیم. باید پای جسم رو هم وسط بکشیم و اجازه بدیم ذهن و جسم با هم کار کنن.
ذهن، آینه جسم فعلی
ذهن ما اطلاعاتش رو از جسم فعلی میگیره. یعنی وقتی الان اضافهوزنت ۵۰ کیلوئه، تصویر ذهنیات هم بر اساس همون ۵۰ کیلو ساخته شده. ذهن نمیتونه خودش از هیچ چیز تصویر بسازه؛ از روی دادههای بدنی ما کپی میزنه.
حالا اگه بخوای تصویر ذهنی جدیدی از مسیر لاغری بسازی، باید این بار نگاهت رو فقط روی یه تکه کوچیک از چاقیات بندازی. مثلاً به جای فکر کردن به ۵۰ کیلویی که باید کم کنی، فقط ۵ کیلوی اول رو ببین. اینطوری، ذهنت فرصت داره تصویر واقعیتر و قابلدسترستری بسازه. نه کوه، بلکه یه تپهی کوچیک که میشه ازش بالا رفت!
مزیت این روش چیه؟
تصاویر ذهنی قدیمی تو، زمانی ساخته شدن که هیچ درکی از لاغری با ذهن نداشتی. تحت تأثیر رژیمها، ورزشهای طاقتفرسا و احساس شکست، ذهنت چاقی رو هی بزرگ و بزرگتر کرده. اما حالا که با روش ذهنی آشنا شدی، وقتشه اطلاعات جدید و تصویرهای قابل باور جایگزین اون فیل ذهنی قدیمی بشن.
تو الان توی مسیری هستی که ذهن و جسم قراره با هم متحد بشن. پس بیا از تصویر یه قدم کوچیک شروع کنیم؛ همون ۵ کیلو کم کردن.
راز قدرت ذهن در باور کوچکهاست
اگه هنوز ذهنت میگه “۵۰ کیلو کم کردن سخته”، وقتشه این جمله رو بازنویسی کنی: “۵ کیلو کم کردن آسونه.”
اگه فکر میکنی چربیهات قدیمیان و آب کردنشون سخته، بازنویسی ذهنی این میتونه باشه: “آب کردن ۵ کیلو چربی تازه و سطحی آسونه.”
ذهن و جسم باید اطلاعات جدیدی دریافت کنن. این اطلاعات جدید، افکار جدید میسازن و در نتیجه تصاویر ذهنی جدیدی تو ذهنت شکل میگیره. این بار وقتی به لاغری فکر میکنی، بهجای دیدن یه غول، یه قدم کوچیک ولی واقعی جلوی چشمت ظاهر میشه.
چطور نگرشهامون رو اصلاح کنیم؟
اصلاح ذهن و جسم فقط با نوشتن یا تکرار چند جملهی مثبت توی دفتر خاطرات اتفاق نمیافته. باید توی جریان زندگی، در لحظههایی که افکار چاقی سراغت میان، اونها رو آگاهانه متوقف کنی.
مثلاً وقتی ذهن میگه “من خیلی چاقم و دیگه نمیتونم لاغر شم”، بلافاصله این فکر رو جایگزین کن:
“من فقط قراره ۵ کیلو کم کنم و این خیلی سادهست.”
با این کار، افکار قبلی که از چاقی یه کوه ساخته بودن، کمکم رنگ میبازن. ذهن دیگه نمیتونه اون تصویرها رو بهعنوان واقعیت نگه داره، چون تو با افکار جدیدت داری براش دادهی تازه میفرستی.
جمعبندی: ذهن و جسم، همتیمیهای لاغری تو
اگر بتونی ذهن و جسم رو همراستا کنی و به جای جنگیدن با چاقی، روی یه بخش کوچیک و قابل مدیریت ازش تمرکز کنی، هم اطلاعات ذهنیات بهروز میشن و هم جسمت با ذهن هماهنگ میشه.
از همین امروز، اجازه نده ذهن فقط بر اساس جسم فعلیات قضاوت کنه. به ذهن کمک کن که از روی موفقیتهای کوچیک جسمت، تصاویر بزرگِ لاغری رو بسازه.
📝 نوبت شماست!
حالا دوست دارم بدونم نگاه شما به ارتباط ذهن و جسم در مسیر لاغری چطوره؟
تا حالا تجربهای داشتید که با تغییر ذهن، نگاهتون به چاقی هم عوض شده باشه؟
یا شاید الان در حال تمرین تمرکز روی «۵ کیلو اول» هستید…
👇 توی بخش دیدگاهها برام بنویسید.
نظرتون هم میتونه الهامبخش بقیه باشه، هم یه قدم مهم برای ساخت تصویر ذهنی جدید خودتون 💬✨
منتظرم! 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.52 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام استاد
من از وقتی یادمه چاق بودم و چون بارها بهم گفته بودند که ارثی من چاقم و به عمه ها رفتم همیشه لاغر شدن را مثل کوهی برای خود بزرگ کرده بودم و هرگز فکر نمی کردم که بتوانم روزی مثل دوستانم متناسب شوم و بارها با خودم و دوستانم این گفتگو که اگر من آب هم بخورم چاق میشوم را تکرار و تکرار می کردم و غافل از این بودم که با تکرار این جملات توجه به چاقی بیشتر را در ذهنم داشتم و هر بار که می گفتند لاغر شو خودم را برای روبرو شدن با رژیمهای سخت و طاقت فرسا ناتوان می دیدم و خیلی اصرار به لاغر شدن نداشتم و چون به چاقی عادت کرده بودم روز به روز خودم را چاق تر می دیدم و اصلا باورم نمی شد که روزی برسد که من بدون سختی و ناراحتی بتوانم نصف اضافه وزنم را از دست بدهم و جالبه خودم ندانم چطوری و در چه زمانی من لاغر شدم درست مثل زمانی که من نفهمیدم چطوری من روزبه روز چاق تر شدم من الان در وضعیتی که هستم بسیار راضی و خشنود هستم چون هم راحتر راه میروم . نفس میکشم . بیشتر شاد هستم . راحتر جابه جا میشوم . احساس سبکی دارم . بیماریهای من بسیار بهبود پیدا کرده و جالبه ایده های جالب و جوان پسندی به ذهنم میرسه مثل یاد گرفتن دف . دیگه نمیگم سنی از من گذشته و زشته اصلا دیگر به حرف مردم اعتنایی ندارم لباسهاو روسرهای رنگ شاد می پوشم بیشتر شادیها را برای دل خودم دارم تا دوستان . دیگر با حرف مردم ناراحت نمی شوم سعی می کنم سریع احساسم را شاد نگه دارم . دیگر ۴۰ کیلو اضافه وزن را در ذهنم به کوهی تبدیل نمی کنم من تا الان بدون توجه به آن نصف آن را از دست دادم و مثل قوطی های روغن آنها را یکی یکی از بدنم جدا کردم من الان در وزن ۸۶ کیلو هستم با خودم می گویم من با سعی کنم با گوش دادن به موقع به فایلها و انجام تمرینات کم کم بتوانم وزن را به ۸۰ برسانم پس با همین روش و استمرار می توانم به وزن دلخواهم برسم در صورتی که احساس شادی داشته باشم و با احساس خوب سپاسگزار باشم و با افکار خوب آرزوهای خوبی را خلق کنم در این مسیر همیشه موفق هستم و نباید زمانی را برای خودم مشخص کنم که من تا این موقع دراین سایت می مانم چون من با احساس شادی دراین سایت هستم پس برای همیشه و تا پایان عمر خواهم بود چون من دراین سایت هم به خود شناسی و خداشناسی رسیدم و روز به روز من شادتر خواهم بود . چون روح . ذهن و جسم شاد نگه داریم اینها ۳ چیزی هستند که هرگز تا پایان عمر از هم جدا شدنی نیستند پس ابتدا باید ذهن و احساس خود را شاد نگه داریم تا روح و جسم ما هم در بهترین شرایط یعنی متناسب و شاد باشند و اگر ذهن مادچار ناامیدی و استرس شود هم روح و هم جسم بیمار می شود پس با ذهن شاد خود را شاد نگه داریم تا عمر بیشتری داشته باشیم و رسیدن به لاغری برای ما کوهی نباشد با کوچک کردن مقدار وزن خود برای ذهن آن را دست یافتی برای ذهن جلوه دهیم و بدون سختی و خودبه خود کم کم لاغر می شویم در این میان توجه خاص ما فقط باید روی احساس باشد و توجهی به ظاهر خود نداشته باشیم چون سرعت ترمیم در بدن ما ثابت است و طبق قانون خودش جلو می رود پس عجله نکنیم و با احساس شاد این مسیر را ادامه دهیم تا به موفقیت برسیم
نشان های دریافت شده
چ متن زیبایی واقعا
من قبلا چنین الهامی بهم شده بود ک در مورد مثلاد۵ کیلومتر خودم حرف بزنم و من چن روز انجام میدادم و ذهنم میگف از کجا معلوم ک ۵ کیلو کم کردی از کجا بدونم یعنی من ب ۵ کیلو کمتره توجه نمیکردم ب اون وزنی ک بعد ۵ کیلو میرییم بهش توجهرمیکردم
و در ذهنم این گفتگو بوجود میومد ک اگه وزن نمیکنی از کجا بفهمیمم واین مانع از این میشد ک من جلوتر برم و رها میکردم
یادم میاد در مورد اینک اگه ۵ تا ک م کنم چ مزایایی برام داره مینوشتم
والان اینوی تمرین زیبا بود در این متن ک چ زیباتر برم جلو و اون موقع چاقی چقدر کوچک کوچک میشه برام و راحتتر حتی الان ک تصور کردم من فقط اون ۵ تا رو میبینم
۵ کیلو واقعا زیاد نیس خیبی راحت این ۵ تا اضافه رو رها میکنم
فریبا چ فکری در مورد ۵ تا رها کردن اضافه داری ؟
اینک راحته
اینک بدنم میتونه
اینک مندقبلا ۵تا پایینتر از این اضافه وزن بودم
اینک چقدر شکم کوچک میشه اینک چقدر راحت میشم اینک چقدر لباس تن زیبا میشه اینک مانتوهای سایز پایین ترم تنم میشه اینک راحت میشینن و پامیشم
چقدر راحت راه میرم
اینک مانتوهام شل میشن من ی ترس نسبت براین دارم ک من وزنم پایین بره مانتوهای الانم نمیره تو تنم و دچار مشکل میشم
عزیز جانم خیاط هس ب راحتی مانتوها رو تنگتر میکنیم خیلی راحت و نترس من برا هر سایزی مانتو دارم و این جهان ب احترام این رها کردن بهترین مانتو هارو ب ما هدیه میده تو خیالت راحت باشه
برا ۵ تا رها کردن بدن دچار سختی نمیشه ب راحتی تریم صورت میگیره ب راحتی پوستم سفت میشه
ومن میتونم ۵ تا رو رها کنم این توانایی و این قدرت رو دارم
برای ۵ تا دچار سختی نمیشیم خیلی راحت رها میشه
۵ تا کوچک بزرگنیس پس میتونه قبلا توش بوده تو ۵ پایینتره
ترس از نخوردن یعنی فک میکنم برسم ب اون وزن ایده آل نباید بخورم و من چن خوردن رو دوس وارم نمیخوام رها کنم
در حالی ک فریبا افراد متناسب یرای متناسب بودن از نخوردن استفاده نمیکنن اونها میخورند ومتناسبند
خوردن جز طبیعت این جهان هس عزیز جان
استاد غذا میخوره متناسب شده
محرومیتی نباید باشه
رها کردن اضافات اون اضافه هس وباید رها بشه
تو یچیزی ک اضافه باشه رو چیکار میکنی یا میبخشی یا میندازی دور
برای انداختن اون ب بیرون زحمتی بزرگ میکشی
ن
فقط تو لازمش نداری بیهودس
کاراییی برای تو نداره
و تو رها میکنی تا رها باشی
فریبا ما این ۵ تا رو لازم نداریم
چرا اضافات نگه داریم
حیف نیس انبار کنیم
بیا بدیمش طبیعت ببین چقدر راحتتر میشم
فکر کن ی حلب روغن ۵ تا یی روبزاری زمین چقدر سبک وراحت میشی ما ک لازمش نداریم
تو هرچی نیاز داشته باشی امروز خدا بهت میده همه چیز موجوده برای تو نیاز نیس بترسی و ذخیره کنی هس هرانچه ک بخوای این اضافه هس
من برای ادامه حیات هرانچه ک لازم دارم رو دارم وخدا هرروز بهم میده این ۵ تا اضافه هس رها کنیم ما ک لازمش نداریم میخوایم چیکار انقدر هرجا با خودمون حملش کنیم یدونه حلب روغن ک چیزی نیس بزارش زمین
اصلا لازم نیس برای متناسب بودن وشدن عذاب بکشی گرسنگی بکشی زجر بکشی
اصلا این بخاطر تجربیانی هس ک از رژیم داری اصلا اینجوری نیس عزیز جان من تومسیر تناسب روند همیشگیه بدنم هستم فقط بایدباورها عوض بشه عمل اشتباههم عوض میشه
قرارب نخوردن نیس
قرار ب محرومیت نیس
قرار ممنوعیت نیس
قرار ب ورزش کردن سخت نیس
بهت این اطمینان رومیدم تو در امنیتی
من مواظبتم خوب
من مراقبتم اینو مطمئن باش قرار نیس سختی بکشیم
ایا محنا برای متناسب بودنش سختی میکشه
ن
ایا محنا برای رها کردن اضافاتش سختی میکشه
ن
اون خود بخود متناسب
برای چاقی باید سختی کشید چن خلاف جهت طبیعت ذاتی توهستش عزیزم
ایا استادبرای متناسب شدن سختی کشیده
ن
اون داده کیف میکنه همیشه داره از لذت هاش میگه
نشان های دریافت شده
با سلام این دیدگاه خیلی جالب بود و جالبتر اینکه خودم نیز به این نتیجه رسیدم و چند وقتیه که برای خودم هدف های کوچیک کوچیک در نظر گرفتم
مثلا با خودم گفتم فعلا هدفم اینه که دکمه فلان لباسم راحت بسته بشه که ظرف یک ماه به هدفم رسیدم .
بعد هدفم این شد که بازوهاش دیگه بهم نچسبه و خوشبختانه بعد از سه هفته بهش دست پیدا کردم. البته در حین این افکار یه نیم نگاهی هم به سایز شلوارم داشتم البته کمتر بهش توجه کردم اما جالب اینکه شلوارم زودتر از اونی که فکرشو میکردم بهم راحت شد . امروز که داشتم تو خیابون راه میرفتم یهو نگام به تصویر م افتاد که روی شیشه ی یه مغازه افتاده بود…. اصلا فکرشو نمی کردم که شلوارم اینقدر بهم راحت شده باشه … وااای….. خیلی لذت بخش بود…
ممنون استاد عزیز که این راهکارهای بسیار ساده و کاربردی رو به ما آموزش میدیم. واقعا تاثیرش فوق العاده بود.👌
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد
من امروز تونستم این مطالب را بخونم
ولذت ببرم وبازم به آگاهی بیشتری برسم همه چاقی ما ریشه در کودکی ما داره من از وقتی خودم شناختم چاق بودم و به من میکفتن کم بخور چقدر میخوری چاق میشی در حالی که خواهرم لاغر بود و چیزی بهش نمبکفتن چکاری به خوزدنش نداشتن یعنی ایشون هروقت میخاست هر غذایی که دوست داشت با لذت میخورد واصلا هیچ ذهنیتی از چاقی نداشت ولی من باید کم میخوزذم واین ترس از خوردن در ذهن من نهادینه شد ه بود و هر روز چاق تر میشدم
به نظر من والدین نقش خیلی مهمی تو فیزیک بدنی بچه هاشون دارن
حال ما بزرگ شدیم و همون آگاهی های اشتباه تو ذهن ما شکل گرفته
واقعا سخته این باور هارو یک شبه از رهنمون پاک کنیم باید به مرور زمان بهش برسیم با روش لاغری با ذهن کمکم باور های درست تو ذهن شکل میگیره من دارم سعی میکنم به این باور برسم من به لاغری میرسم حتما چون راحت ترین کار هست
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و مهربونم و دوستان گرامی
استاد من از وقتی با آموزش های شما آشنا شدم دارم با ویژگی های ذهن و مغز آشنا میشم. متوجه شدم که ذهن بی نهایته و میتونه کلی اطلاعات در خودش ذخیره کنه و تا زمانی که بیدارم پیوسته افکارو مرور کنه. آگاه شدم که ویژگی ذهن گسترش دادنه.
استاد خیلی خوب شد که این مطلب به صورت نوشته ارائه شده کلا از وقتی وارد سایت شما شدم چون مرتب شروع به خوندن مطالب کردم متوجه شدم مطالعه مطالب خیلی باعث آرامشم میشه و حس خوبی پیدا میکنم این متن رو هم که خوندم لذت بردم البته اینم بگم که همیشه شنیدن صدای شما هم برام لذت بخشه اما خوبی سایت تناسب فکری اینه که اگر همه جور مطلب داره خیلی وقتا جایی میرم که نمیتونم فایل گوش بدم اما به راحتی میتونم خودمو با خوندن مطالب مشغول کنم.
به نکته خیلی خوبی اشاره کردید و به ما یادآوری کردید که ذهن همواره با استفاده از افکار قبلی میتونه مدام تصاویر جدید و بزرگتر از واقعیت بسازه و برای همینم ما دچار ترس و نگرانی میشیم وقتی این ویژگی ذهن رو بشناسیم خیلی بهتر میتونیم عمل کنیم.
یه نکته عالی که از آموزش های شما استاد عزیزم یاد گرفتم متوجه شدم همیشه تاکیدتون این بود که با افکار قبلی نجنگیم سعی نکنیم پاسخ افکار رو بدیم چون ذهن رو نمیتونیم شکست بدیم چون بی نهایته! اما میتونیم با آگاهی جدید باعث مرور افکار جدید و دلخواه در ذهن بشیم و به این طریق بدون اینکه با افکار قبلی وارد جنگ بشیم اونا کمکم پتوقف میشن کاری که الان ما در دوره ها و آموزش ها داریم انجام میدیم وقتی که در این مسیر استمرار بخرج بدیم افکار قبلی و به تبع تصاویر قبلی چون به تدریج کم کمتر مرور میشن کمرنگمیشن و تصاویر جدید تشکیل میشن.
حالا ما که نمیتونیم ذهن رو بشکافیم و ببینیم تا کجا پیش رفته که بفهمیم داریم خوب پیش میریم یا نه پس باید چه کنیم؟ از احساسمون استفاده کنیم احساس به ما میگه که داریم درست پیش میریم یا نه.
وقتی حس ما بده وقتی دچار ترس و نگرانی هستیم یعنی تصاویر ذهنی داریم و افکاری در حال مرور شدنه که دلخواه ما نیستن اما وقتی که احساس ما به مرور بهتر و بهتر بشه یعنی تصاویر ذهنی قبلی در حال کمرنگ شدنن یعنی تصاویر جدید دارن شکل میگیرن و این یعنی ما داریم درست پیش میریم.
و طبق فرموده شما ما باید مثل یک کوه نورد حرفه ای عمل کنیم برای فتح قله نمیشه یکم پیش رفت و برگشت و رها کرد اینجور هیچوقت نمیرسیم باید ادامه بدیم اما با سرعت یکنواخت و آهسته بدون عجله که به نفس نفس زدن نیوفتیم!
واقعا من تو این مدت بارها و بارها دچار افکاری شدم که حس ترس و بد رو در من زنده کرد اما با راهنمایی های به موقع شما استاد مهربانم متوجه شدم که فقط باید ادامه بدم و همینکه فاصله دچار شدن به این افکار داره بیشتر میشه یعنی دارم درست پیش میرم به قول شما استاد عزیزم که شعار همیشگی شماست که هر وقت با خودم تکرارش میکنم صدای زیباتون در ذهنم مرور میشه؛ فقط باید ادامه داد فقط باید ادامه داد!
استاد من بینهایت با تمام قلبم خالصانه و صادقانه از شما تشکر میکنم بایت اینکه چه در مطالب هدیه سایت چه در فایل های تصویری سایت چه در دوره ها به انحاء مختلف بارها و بارها بر عجله نداشتن و استمرار داشتن تاکید داشتید یعنی هر چند مدت شما در مورد این دوتا مورد صحبت کردید و مثل آبی که روی آتیش ریخته میشه به موقع به داد ما میرسید!
باور کنید که من با شما معنی استمرار داشتن رو دارم درک میکنم شما استمرار رو و ادامه دادن رو برای من معنا کردید.
ازتون ممنونم که همیشه در جهت بهبود عملکرد خودتون و در جهت بهبود کیفیت تجربه تون از زندگی دارید حرکت میکنید و متواضعانه و خالصانه و با شورو شوق تجربه تون رو با ما به اشتراک میذارید🙏🏻
خوشحالم و خدارو شکر میکنم که در این مسیر با شما همراه هستم 🙏🏻
سایه تون مستدام باشه خیلیی دوستتون دارم🙏🏻🌹
سلام
افکارواحساسات باورهای ما می توانندتاثیرات عمیقیبرسلامت جسمی ما داشته باشندوبه عکس وضعیت جسمی مانیز می تواند برخلق وخوعملکردذهنی وسطح انرژی ما اثر بگذارد
استرس اضطراب وافکارمنفی می توانند سیستم ایمنی بدن راتضعیف کرده وخطرابتلا به بیماریهای مختلف راافزایش می دهد
تجربیات مثبت مانندعشق شادی وقدردانی می توانند سلامت جسمی وروانی انسان رابه طورقابل توجهی ارتقا دهند
اگرتصور می کنیدپرخوری می کنیدیاتندغذا می خوریدیاهرنگرشی درباره خودتان داریداین تصمیم توسط مغزشما اتخاذوبه جسم ابلاغ شده است
جسم ما درهرلحظهدرحال اطاعت ازدستورات مغز وانجام ان چیزی است که درمغزپردازش وتصمیم گیری شده است
نشان های دریافت شده
سللم بر خدایی پهربان
سلام براستادعطار روشت وهمه دوستان
وفتی ازکودکی طی زمان هی به ذهنم اون افکار ارام ارام اضافه شد کلی باوره برای خودم و ازصحبت دیگران ساحتم و فکرکردم که همه درست هست بایدباشه اگه نباشه اشکال داره به مرو طی زمان هی به این اطلاعات اضافه شد من به مرو،فردی جاق شدم برای برطرف کردن اولین وبهترین کزینه یا رژیمربود یا ورزش جیزی که همه وابراز داشتن راهکارهست برای برطزف کردن اینمشکل
واحساس روخراب کرده وتصورات خود رو به واین وشکل میدیدم که تو حق ولایق جاقی هست دلیل وانقدر که اون افرد در اثر تکرار اون صحبتها کاملا درست بی غلط فبول کردم ودر اثر تکرار اون صحبتهای وزنکه اویل کمی اضافه میشد وتوجامعه که باشی اومهمانی باشی اطراف دیگران تاکید کنن که توفردی هستی که دچار اضافه وزن هستی یی فکری به حال خودت بکن هی به من اکقته شد من هی تلاش کردم تا لاغری رو هر شکلی به دست وبیاره وچاقی رو شکست بده ازاین همه حرف خودش خلاص کنه وبازم شکست اون به من به عقب هل داد
تکرار این باره وباره چنان از چاقی غولی بزرگی عظیم تو ذهن من ساخت که دیگه اصلا تصور به این شکل بود که هرکاری امکان داره انجام بشه اما واما امکان نداره من که چاق شدم لاغربشم واگه کسی موفق شده اون فرد شاهکار کرده وچنان براش لاغری رو بزرگ نمایی میکردم چاقی توذهنم کسترش پیدا میگرد توافکار اضافه میشه کاری که دیگران انجام دادن برای خودم محال حساب می کردم اون به وشکل گوه بزرگی که من قدرت بالا رفتن ازش روندارم همین پایین تپه چندکیلو کم کنم بازم چای تشکر وقدردانی داره باره اول که تودوره ریگان شماگفتید که عدد وزنی که دوست دارید بنویسد من با کلی شکعدد ۸۰ کیلو رو برای خودم نوشتم این وزن رویای دست نیافتی من بود اون روز برای خودم اون عدد رو نوشتم وفتی دوره تهیه کردن کمی ارامش داشتم اطمیمان زیادشد روی صفحه جروزنوشتم ۷۰ تا ۶۵ کیلو
ولی امروز میدونم لاغری درجسممن هست لاطعری دریین چربهای که ودورش احاطه کردن هست جای بیرون ازجسم من نیست با تلاس خودم دردرستری شکل وبهترین عمل کرد اون وخواهم دید پس عدد وزتی خودم رو بازم کاهش دادم به ۶۰ ت۶۳ کیلو پایین اودرن این یعنی من اطمینان دارم این دیگه اصلا رویا نیست این عدد درجسم من هست اگه من زمان بزارم درست رفتار کنم درست عمل کنن از خودم وکارم راضی باشم استمرارداشته باشم ادامه وبدم تو دوسال اینده شاید کمتر من تو این جسم وزن خواهم بود واونکو ه عظیم دیگه تودهن من وجود نداره اون برام یی تپه کوچک هست که با هر قدم من کم کم بهش میرسم و فقط کمی مسافت زمینی بین من واون هست کمی موانع هست که میشه از اون عبور کرد وراه برام هموار هست نیاز ندارم انقدر نگران وباشم نیاز ندارم نا امید باشم.نیاز ندارم استرس داشته باشم وربه هیج جیری که حس بد داره اصلا نیازندارم نیاز دارم شادباشم حسم خوب باشه افکار خوب رو دنبال کنم نه در باره چاقی حرفی بزنم در بارهاش صحبت کنم ومرو کنم تو ذهنم فقط توحال هوای خوب باشم همه که من توان رسیدن به لاغری رو دارم اون همین جا همین زمان درجسم هست کافی هست که چربهای که دورش رو گرفتن به مرور اب بشه و لاغری از بین اون خود نمای کنه به همین راحتی اسونی
خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق. نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی ممنونم ازاین صحبت های زیباتون مااز چاق کوه نسازیم چون ما ذهن مون اطلاعاتی که در گذشته است آن را مرور مکنید وباید اطلاعات جدید جایگزین کنیم اون هم باتمرین کردن عجله نکردن و استمرار داشتن بهمرور میتوانیم تصویر جدید در ذهنمان برای لاغری ولاغر شدن آسانترین کار دنیاست ممنونم استاد گرامی
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و دوستان همراهم
من با کمی درک کردن این مطالب فهمیدم همه قدرت در دست خودم که نسبت به خودم چه نگرش وباوری دارم وقتی باور کردم من هم چاق میشم به فلان دلیل وبعد ذهنم بر اساس گفته های من و تصاویر که در باره خودم داشتم باور کرد ودر فضای ابری ذهنم بارها مرور شد ودنبال منطقی کردن اون باور من شد با دیدن افراد که بعداز ازدواج چاق شدن بعد زایمان چربی شکم آوردن در ذهنم باور پذیر شد وبه وقتش چاق شدم پس اول من با اطلاعات نادرست در خودم باور چاقی شکمی پیدا کردم وبا مرور کردن آنها در ذهنم که فلان اتفاق در من چاقی شکمی میا ره ترسیدم وشروع کردم تا پیشگیری کنم نشد اون اتفاق با سزارین برام اتفاق افتاد چون وقتش بود چون ذهنم به مغزم دستور داد تا چربی رو برام در ناحیه شکمم نگه داره تا من چاقی شکمی که باور کرده بودم رو در جسم تجربه کنم الان باید از این ترفند برای لاغری استفاده کنم
باید اطلاعات درست رو وارد کنم وبا تجربیات گذشتم همسو نشم ودر ذهنم پاک کنم ودنبال منطقی کردن لاغری باشم دنبال دلیل لاغری باشم باید این مسیر برای خودم هموار کنم درست که برای رسیدن به لاغری باید استمرار داشته باشم ولی اول باید باور کنم که راهم درسته بعد عجله نکنم باید آروم آروم در این مسیر باشم نه به پشت سرم نگاه کنم نه به پیش رو فقط باید حرکت کنم و خودمو با دیگران مقایسه نکنم فقط ادامه بدم مثل یک کوه نوردحرفه ای عمل کنم فقط باید ادامه بدم
باید راه رو برای خودم راحت کنم باید قدم های کوچک ولی پیوسته بردارم باید خواسته لاغریم رو با مقدار کم شروع کنم مثل نیم کیلو می خوام کم کنم تا انگیزه در من ایجاد بشه بله نیم کیلو رو میتونی کم کنی باید اول کمی از چربی های جدیدم رو کم کنم بله تومی تونی اون وقت که راه برام راحت تر میشه
من میتونم به راحتی لاغر بشم
من خیلی آروم وبا لذت غذا رو می خورم
من توانایی دوباره لاغر شدنم رو دارم
من انتظارم از خودم لاغری چون به ذهن لاغرم اطمینان دارم
من به زودی شگفتی ساز میشم
من به قله لاغری میرسم
با آرامش با اطمینان لاغر میشم
فقط باید ادامه بدم
سپاس فراوان از استاد عزیزم
خدارو شکر
نشان های دریافت شده
سلام
من هرروز تنها یک قدم به سمت متناسب شدن بر میدارم .
نشان های دریافت شده
سلام خانم سادات
نگاهم افتاد به امتیاز شما و اینکه چند روز به جمع ما پیوستند دیدم هیچ روزی ثبت نشده گفتم شما امروز به تناسب فکریها پیوستید
میخواستم بهتون خوش آمد بگم و بگم که از اعماق وجودم خوشحالم که یک نفر دیگه تصمیم درست گرفته که خودش زندگیش تغییر بده
خیلی خوشحال که شما تصویری از خودتونم گذاشتید ما میتونیم چهره دوست داشتنی شما رو رویت کنیم
بهتون تبریک میگم و از صمیم قلب براتون آرزوی موفقیت دارم پیروز و شاد و سلامت باشید من شما رو نمیشناسم ولی خیلی خوشحال شدم که به جمع ما پیوستید در پناه خدا