سالها با اضافهوزن دستوپنجه نرم میکردم. رژیمهای مختلف، ورزشهای متنوع و برنامههای غذایی متعدد را امتحان کردم، اما نتیجهای نگرفتم.
تا اینکه در ۳۵ سالگی با مفهوم «قانون جذب»، قدرت ذهن و چاقی ذهنی آشنا شدم. تصمیم گرفتم از این روش برای کاهش وزن استفاده کنم؛ بدون رژیم، بدون ورزش، فقط با تغییر ذهنیت.

🧩 چاقی ذهنی چیست؟
فرض کن یه روز از خواب بیدار میشی، میری جلوی آینه و میبینی بدنت همون قدر چاقه که دیروز بود. ولی امروز یه فرق اساسی هست… امروز ذهنت دیگه اون صدای آشنا رو نداره که میگفت:
«تو هیچوقت نمیتونی لاغر شی!» یا «بازم نتونستی رژیمو نگه داری!»
🍩😩
اینجاست که مفهوم چاقی ذهنی وارد میشه. چاقی ذهنی یعنی ذهن ما قبل از بدنمون چاق شده؛ یعنی قبل از اینکه شکممون بزرگ شه، باورهای محدودکننده و افکار پرکالری(!) توی مغزمون جا خوش کردن.
چاقی ذهنی در واقع مجموعهای از:
- باورها
- نگرشها
- خاطرات تلخِ شکست در لاغری
- الگوهای فکری خودسرزنشگر هست که همه با هم، مثل یه ارتش نامرئی، جلوی کاهش وزن واقعی میایستن. 🧠💣
مثلاً ممکنه شما:
- باور داشته باشین ژنتیکی چاق هستین و لاغری برای شما غیرممکنه.
- همیشه در حال سرزنش خودتون باشین که چرا نمیتونین اراده کنین یا رژیم رو نگه دارین.
- یا حتی از لاغر شدن بترسین! چون ناخودآگاه فکر میکنین اونموقع باید بیشتر تو مرکز توجه باشین و این براتون ترسناکه.
📚 تحقیقات علمی هم نشون دادن که ذهن، نقش مستقیمی در تنظیم اشتها، سوختوساز و رفتارهای غذایی ما داره.
برای مثال، مطالعهای در Harvard Health Publishing بیان میکنه که ذهنآگاهی میتونه کمک کنه افراد «واکنشهای خودکار ذهنی به غذا» رو کنترل کنن و انتخابهای سالمتری داشته باشن.
حالا اگه این واکنشهای خودکار (مثل خوردن در زمان استرس یا از سر تنهایی) ریشه در چاقی ذهنی داشته باشن، پس منطقیه که برای لاغر شدن پایدار، اول باید با ذهن کار کنیم نه با ترازو! 🎯
در واقع، چاقی ذهنی مثل یه عینک کجوکولهست که ما رو طوری به خودمون و بدنمون نگاه میکنه که حتی وقتی داریم تلاش میکنیم، خودمون رو در حال شکست دیدن تصور میکنیم.
نتیجهاش میشه رژیمهای بیپایان، چرخههای پرخوری و احساس ناتوانی مداوم.
📌 پس اگر تا حالا هر کاری کردی و جواب نگرفته، شاید وقتشه اول به جای شکم، ذهنت رو لاغر کنی.
💬 تو تا حالا تجربهای داشتی که حس کنی افکارت از خودت سنگینتر شدن؟ یا حس کنی ذهنت بیشتر از بدنت باعث چاقیات شده؟ توی کامنتها برام بنویس، مشتاقم بدونم! 👇✨

🔄 چگونه افکار چاقکننده شکل میگیرند؟
تا حالا شده وسط یک رژیم باشی، هنوز ده روز نگذشته، اما یه صدای آشنا توی سرت بگه:
«ولش کن بابا، تو که نمیتونی، اینم مثل قبلیاس!» 🤯
اون صدا، یکی از همون افکار چاقکنندهست؛ افکاری که ریشه در چاقی ذهنی دارن و مثل ترمز دستی روانی عمل میکنن. این افکار نهتنها جلوی لاغری رو میگیرن، بلکه باعث تکرار چرخه شکست، پرخوری احساسی و بیاعتمادی به خود میشن.
بیایید بررسی کنیم این افکار چطور بهمرور زمان شکل میگیرن:
❌ ۱. تکرار افکار منفی
مثل:
- «من همیشه چاق میمونم.»
- «لاغر شدن برای من غیرممکنه.»
- «من از بچگی همینطور بودم.»
🔎 این جملات شاید ظاهراً ساده باشن، اما وقتی بارها توی ذهن تکرار میشن، مغز اونها رو بهعنوان واقعیت ثبت میکنه.
در واقع، چاقی ذهنی از همینجا شروع میشه: جایی که خودت رو در ذهن چاق و ناتوان تصور میکنی، حتی اگه هنوز بدنت فرصت تغییر داشته باشه.
🧠 روانشناسان به این فرآیند میگن self-fulfilling prophecy یا «پیشگویی خودتحققبخش»؛ یعنی وقتی یه فکر رو زیاد تکرار میکنی، رفتارت بهسمت تحقق اون فکر کشیده میشه.
📚 مطالعهای از University of Waterloo نشون میده که تکرار افکار منفی باعث کاهش عزتنفس و افزایش رفتارهای ناسالم غذایی میشه:
⚖️ ۲. توجه بیشازحد به وزن
مثلاً:
- وزنکشی روزانه یا چندبار در روز
- مقایسه وزن خودت با خواهر، دوست، اینفلوئنسرها 😩
- وسواس نسبت به عدد روی ترازو
📉 این نوع توجه زیاد به «نتیجه» به جای «فرآیند»، باعث میشه مغز دچار اضطراب و ترس مداوم بشه.
چاقی ذهنی در این حالت، خودش رو به شکل یک ذهن وسواسی و نگران نشون میده که هیچوقت از خودش راضی نیست.
وقتی ذهن فقط وزن رو ملاک پیشرفت میدونه، کوچیکترین نوسان در عدد ترازو میتونه باعث یأس، ول کردن رژیم یا پرخوری عصبی بشه.
این چرخه یعنی ذهن داره از مسیر ذهنی نادرست چاقترت میکنه، حتی اگه توی بدن در حال کمکردن باشی!
🕰️ ۳. تجربیات گذشتهی تلخ
یعنی:
- شکستهای قبلی در رژیم گرفتن
- ورزشهایی که وسط راه ولش کردی
- حرفهای بقیه که گفتن «تو هیچوقت لاغر نمیشی»
این خاطرات، اگر پردازش نشن، میشن سوخت چاقی ذهنی.
ذهن ما حافظه داره، ولی متأسفانه خاطرات دردناک رو با آبوتاب بیشتری ذخیره میکنه. نتیجه؟ با هر تلاشی برای لاغر شدن، اون خاطره تلخ قبلی میاد جلو چشممون.
😢 مثلاً با خودت میگی:
«اون دفعه هم با رژیم فلانی هیچی نشد، اینم همین میشه!»
این یعنی قبل از شروع، توی ذهن شکستخوردهای!
📚 روانشناسی شناختی تأکید داره که باورها و تجربیات قبلی روی تصمیمهای آیندهمون اثر مستقیم دارن. بنابراین اگر خاطرات گذشتهات با ترس، شکست یا سرزنش گره خورده، باید اول اونا رو با تمرینهای ذهنی و تغییر باورها پاکسازی کنی.
✅ حالا که فهمیدیم افکار چاقکننده از کجا میان، وقتشه بهشون آگاه بشیم، نه برای اینکه خودمون رو سرزنش کنیم، بلکه برای اینکه چاقی ذهنی رو بهجای سرزنش، با نور آگاهی ببینیم و اصلاحش کنیم.
💬 تو کدوم یکی از این موارد رو بیشتر تجربه کردی؟ تکرار افکار منفی؟ وسواس وزنی؟ یا خاطرات شکست؟ بیاین توی کامنتها دربارهش حرف بزنیم. 🌱👇

🧠 تأثیر چاقی ذهنی بر بدن
🔍 چاقی ذهنی فقط مربوط به شکل بدن یا عدد ترازو نیست؛ بلکه ریشه در ذهن ما داره. ذهن چاق، ذهنیه که مملو از افکار محدودکننده، ترس از غذا، و باورهای اشتباه درباره بدن و خوردنه. وقتی این باورهای ذهنی، تکرار بشن و ریشهدار بشن، باعث رفتارهای غذایی ناسالم میشن؛ حتی وقتی بدن ما نیازی به غذا نداره.
بیایید ببینیم چطور این الگوها خودشونو نشون میدن:
🍕 ۱. خوردن احساسی: وقتی ذهن چاق گرسنه میشه، نه شکم
یکی از بارزترین اثرات چاقی ذهنی، «خوردن برای آرامش» یا همون emotional eating هست. این نوع خوردن، پاسخ بدن به گرسنگی نیست، بلکه واکنش به احساساتیه مثل استرس، خستگی، تنهایی یا حتی بیحوصلگی.
📌 وقتی کسی ذهن چاقی داره، ممکنه بدون گرسنگی واقعی سراغ یخچال بره، فقط چون حوصلهاش سر رفته یا با کسی دعوا کرده.
⏰ ۲. چرخه معیوب رژیم و پرخوری: باز هم ذهن چاق مقصره
افراد دچار چاقی ذهنی معمولاً درگیر یک چرخه تکراری هستن: رژیم سخت → احساس محرومیت → پرخوری → احساس گناه → باز رژیم. این چرخه دقیقاً توسط ذهنی هدایت میشه که به غذا «برچسب اخلاقی» میزنه: این خوبه، اون بده!
😖 این افراد بعد از خوردن یه تیکه کیک، خودشونو «ضعیف» و «بیاراده» میدونن؛ درحالیکه مشکل از ذهنیتی هست که غذا رو دشمن میبینه.
👁️🗨️ ۳. ذهن همیشه در حال غذا: وسواس فکری نسبت به خوردن
چاقی ذهنی باعث میشه مغز دائماً درگیر غذا باشه؛ حتی وقتی گرسنه نیستیم! مدام در حال فکر کردن به اینکه چی بخوریم، چی نخوریم، چند کالری داره، ساعت چند باید بخورم، و…
📌 این حجم از فکر کردن به غذا، تمرکز فرد رو از کار، لذت، روابط و رشد شخصی میدزده. در واقع، غذا میشه «محور زندگی».
🚫 ۴. پرهیز از لذت خوردن: وقتی ذهن چاق لذت رو ممنوع میکنه
افراد با ذهن چاق اغلب دچار حس گناه بعد از خوردن میشن، حتی اگه غذای سالم خورده باشن. اونها نمیتونن بدون اضطراب، از غذا لذت ببرن. لذت غذا خوردن براشون مساوی با چاقی یا شکست شده!
📌 این باور که «اگر از غذا لذت ببرم، چاق میشم» یکی از موانع اصلی برای خوردن آگاهانه و متناسبه.
🧠 جمعبندی بخش
چاقی ذهنی مثل یک نرمافزار معیوبه که رفتارهای غذایی ما رو کنترل میکنه، بدون اینکه خودمون متوجه باشیم. برای متناسب شدن، فقط نباید کالری بشماریم یا ورزش کنیم؛ بلکه باید نرمافزار ذهنمون رو بهروزرسانی کنیم.
💬 اگر شما هم تجربهای از چاقی ذهنی دارید یا با یکی از این رفتارها درگیر هستید، خوشحال میشم نظرتونو در بخش دیدگاهها بنویسید.
🧭 در ادامه مقاله، درباره روشهای درمان چاقی ذهنی و بازنویسی افکار خواهیم گفت…

افکار چاقکننده؛ دامی پنهان در مسیر لاغری 🧠🍔
یکی از اصلیترین افکار چاقکننده، توجه وسواسگونه به اضافه وزن است. شاید باورش سخت باشد، اما همین توجه مداوم، بهجای کمک، ذهن را به سمت چاقی بیشتر هدایت میکند. ⚖️❌
افراد چاق معمولاً فکر میکنند اگر مدام مراقب وزنشان باشند، چاقتر نمیشوند. اما این مراقبتها بیشتر شبیه هشدارهای تکراریاند که فقط استرس و نگرانی ایجاد میکنند؛ و همان نگرانیها، ذهن را به سمت رفتارهایی هدایت میکنند که در نهایت چاقی را بیشتر میکنند! 🚫🍟
ماجرا اغلب از جایی شروع میشود که فردی متناسب، برای اولین بار درباره چاقی چیزی میشنود یا از چاق شدن میترسد.
این ترس، مثل بذر کوچکی در ذهن کاشته میشود و با تکرار توجه، آب و نور میگیرد و ریشه میدواند. تا جایی که بدون هیچ اقدام خاصی، بدن کمکم با ذهن هماهنگ میشود و چاقی بهصورت فیزیکی ظاهر میشود. این روند معمولاً ۲ تا ۵ سال زمان میبرد. ⏳🌱
اما بعد از بروز اولین نشانههای چاقی، داستان سرعت میگیرد. چون حالا فرد از خودش، از آینه، از ترازو، از حرف دیگران دائماً تأیید میگیرد که «چاق شدهام». و این یعنی تقویت بیشتر تصاویر ذهنی چاقی. 🪞💭
نکته مهم اینجاست: ذهن همیشه چاقتر از بدن است. چون تخیل حد و مرز ندارد! 🌍🧠 به همین دلیل، جسم برای همگام شدن با ذهن، تلاش میکند چاقتر شود.
نتیجه؟ فرد احساس میکند که هیچ کاری از دستش برنمیآید. نه رژیم جواب میدهد، نه ورزش. چون تمرکز او فقط روی جنبهی فیزیکی اضافه وزن است؛ در حالی که چاقی ریشه در جنبه روانی دارد. ⚖️🧘♀️
برای مثال، ۱۰ کیلو اضافه وزن، فقط ۱۰ کیلو بار فیزیکی نیست؛ بلکه گاهی معادل ۱۰۰ کیلو بار روانی است! و این بار روانی دقیقاً همانجایی است که باید درمان شود. 💭💡
در روش لاغری با ذهن، بهجای کنترل بدن، تمرکز بر اصلاح افکار چاقکننده است؛ یعنی همان افکاری که آرامآرام ذهن و بعد بدن را به سمت چاقی کشاندهاند. 🧘♂️💚

🌱 راهحل: تغییر ذهنیت برای کاهش وزن
🔓 وقتی متوجه بشیم که بسیاری از رفتارهای پرخوری و اضافهوزن، از ذهن ما نشأت میگیرند، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و دست به تغییر بزنیم. اما نه تغییر وزن! بلکه تغییر ذهنیت.
راهکارهای زیر کمک میکنن تا از چاقی ذهنی عبور کنیم و قدمبهقدم به ذهنی متناسب نزدیک بشیم:
🧹 ۱. پاکسازی باورهای محدودکننده
اولین قدم برای درمان چاقی ذهنی، شناسایی و پاکسازی باورهاییه که سالها توی ذهن ما جا خوش کردهن. مثل:
- «من همیشه چاق میمونم»
- «من ژن چاقی دارم»
- «فقط با رژیم میشه لاغر شد»
👂 این باورها بارها توسط خانواده، رسانهها و حتی دکترها به ما القا شدن. اما تا وقتی این صداها توی ذهن ما فعال باشن، تغییر پایدار ممکن نیست.
✍️ ۲. بازنویسی افکار چاقکننده
هر فکری که ذهن تولید میکنه، یه برنامهست. اگه این برنامه میگه «تو لایق لاغری نیستی»، باید اونو با یه برنامه جدید جایگزین کنیم:
❌ من هیچوقت نمیتونم لاغر بشم
✅ بدن من توانایی متناسب شدن رو داره و من دارم یاد میگیرم بهش کمک کنم.
❌ من اراده ندارم
✅ من فقط راه درست رو بلد نبودم، حالا دارم یاد میگیرم.
این تمرین سادهی بازنویسی، یکی از مؤثرترین ابزارها در درمان چاقی ذهنیه.
🧘♀️ ۳. تمرین آگاهی و ذهنآگاهی (Mindfulness)
افرادی که چاقی ذهنی دارن، معمولاً از بدن و احساساتشون جدا شدن. تمرینات ذهنآگاهی به ما کمک میکنه دوباره به «هوشیاری لحظه» برگردیم و بدنمون رو بشنویم.
✅ تمرینات ساده مثل:
- خوردن آگاهانه (بدون تلویزیون یا گوشی)
- اسکن بدن (body scan meditation)
- تنفس آگاهانه
باعث میشن ذهن شلوغ، آروم بشه و ارتباط با بدن احیا بشه.
🔄 ۴. تغییر دیالوگ درونی
ذهن چاق معمولاً پر از انتقاد و سرزنشه:
«باز خراب کردی»، «با این شکم میخوای بری مهمونی؟»، «هیچوقت درست نمیشی»…
🗣️ اما دیالوگ درونی مهربون میگه:
«دارم تلاش میکنم»، «هر قدم کوچیک مهمه»، «من ارزشم بیشتر از عدد روی ترازوئه».
تغییر این دیالوگ، یعنی عوض کردن فضای ذهنی از سرزنش به همکاری.
🔁 ۵. تمرین تجسم ذهنی تناسب
یکی از قدرتمندترین ابزارهای ذهنی برای مقابله با چاقی ذهنی، تجسم ذهنی مثبته. یعنی خودتو در حالتی ببینی که متناسب، سبک، بااعتمادبهنفس و راضی هستی.
🎧 میتونی روزی چند دقیقه، با چشمان بسته خودتو تصور کنی که:
- راحت لباس موردعلاقت رو میپوشی
- با لذت غذا میخوری بدون استرس
- بدن تو انعکاسی از آرامش درونته
این تجسمها کمکم تبدیل به باور میشن و ذهن رو به سمت تناسب میکشونن.
💬 جمعبندی بخش
چاقی ذهنی درمانپذیره، ولی نه با دو روز رژیم گرفتن یا پنج ساعت ورزش کردن. برای لاغر شدن پایدار باید اول ذهن چاق رو متحول کرد. این راهکارها، پایهایترین گامها برای شروع این تحول هستن.
🧠 ذهن متناسب، بدن متناسب میسازه.
📈 نتایج تغییر ذهنیت: اولین گام به سوی لاغری دائمی
با تغییر دادن چاقی ذهنی و باورهای منفی، شما نهتنها میتوانید وزن خود را کاهش دهید، بلکه احساس بهتری نسبت به خود پیدا میکنید. ✨
تصور کنید که به جای اینکه همیشه نگران چاقی خود باشید، به جسم خود اعتماد کنید و از هر لحظه زندگی لذت ببرید. وقتی ذهن شما از افکار منفی رها میشود، اولین نتیجه آن نه تنها کاهش وزن، بلکه افزایش اعتماد به نفس و بهبود کیفیت زندگی است. 💪💚
برای رسیدن به این تحول بزرگ، دوره ورود به سرزمین لاغرها یکی از بهترین انتخابهاست. این دوره، به شما کمک میکند تا به عمق ذهن خود نفوذ کرده و باورهایی که باعث چاقی ذهنی شما شدهاند، را شناسایی و تغییر دهید. 🌱🧠
با استفاده از این دوره، شما به تدریج از افکار چاقکننده رهایی پیدا میکنید و به جای مبارزه با بدن خود، به روند طبیعی لاغری اعتماد میکنید. این تغییر ذهنی باعث میشود که نه تنها وزن شما به تدریج کاهش یابد، بلکه احساس آزادی و خوشحالی نیز در شما به وجود آید. 🦋🌸
بنابراین، به جای تمرکز روی محدودیتها و رژیمهای سخت، شما میتوانید با تغییر ذهنیت و بهرهگیری از تکنیکهای ذهنی، به یک زندگی سالم و متناسب دست یابید.
🎯 نتیجهگیری
چاقی فقط یک مسئله فیزیکی نیست؛ بلکه ریشه در ذهن دارد. با شناسایی و تغییر افکار چاقکننده، میتوان به کاهش وزن پایدار دست یافت. بهجای تمرکز بر رژیمهای سختگیرانه، بر تغییر ذهنیت خود تمرکز کنید و شاهد تغییرات شگرف در زندگی خود باشید.
🧠 تمرینات ذهنی برای رهایی از چاقی ذهنی
اگر واقعاً میخوای از چرخهی تکراری چاقی و رژیم بیرون بیای، این تمرینها برای تو طراحی شدن. با دقت بهشون فکر کن و روی کاغذ جواب بده. جواب دادن به این سوالها یعنی روشن کردن چراغ آگاهی توی ذهنی که سالها توی تاریکی باورهای اشتباه بوده.
🔍 ۱. آگاهی از باورهای پنهان
📝 چه باورهایی در ذهن تو باعث شدن فکر کنی «من نمیتونم لاغر بشم»؟
مثلاً: «لاغری فقط با سختی ممکنه»، «من ذاتاً پرخورم»، «خانوادگی چاق هستیم»
🔁 ۲. بازنویسی ذهن چاق
📝 اگر ذهنت دائم بهت میگه که «تو شکستخوردهای»، چطور میتونی اون جمله رو بازنویسی کنی؟
مثلاً تبدیل جمله «تو هیچوقت موفق نمیشی» به «من دارم یاد میگیرم و رشد میکنم.»
🌱 ۳. توجه به گفتوگوی درونی
📝 معمولاً چطور با خودت حرف میزنی وقتی غذا زیاد میخوری یا وقتی ترازو بالا میره؟
آیا صدای درونت مهربونه یا سرزنشگر؟ اون صدای درونی رو بنویس و بعد نسخهی مهربونترش رو خلق کن.
🪞 ۴. تصویرسازی ذهنی
📝 اگر کاملاً از چاقی ذهنی آزاد بودی، سبک زندگی، رفتارهای غذایی و حالت بدن تو چطور بود؟
چشمهاتو ببند و خودتو در اون حالت تصور کن. بعد توصیف کامل اون تصویر رو روی کاغذ بنویس.
🧘♀️ ۵. تمرین لحظهآگاهی
📝 آخرین باری که با آگاهی کامل غذا خوردی کی بود؟ چه احساسی داشتی؟
سعی کن از امروز یک وعده غذا رو کاملاً با حضور ذهن بخوری و تجربهات رو بنویسی.
✍️ پیشنهاد: پاسخها رو در یک دفترچه مخصوص تغییر ذهنیات بنویس. این دفترچه قراره بشه نقشه راه تو برای عبور از چاقی ذهنی 💫
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.25 از 44 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام و درود فراوان محظر استاد خوبم و هنرجویان کوشا خصوصا خانم فاطمه سادات عزیز …..
فاطمه جان خیلی خوشحالم که پیش دوستات برگشتی ..خیلی لطف کردی هم به خودت هم به ما ….ما به صحبتای شاگردان با انگیزه و مشتاق استاد عزیزمون خیلی نیاز داریم …شما و موفقیت شما دلیلی است محکم به تاثیر پذیری صد درصد علوم ذهنی در متناسب شدن افراد …..
عزیزم یکدنیا از شما سپاسگزارم که به پرسش من از استاد توجه کردی وپاسخی به این زیبایی و کمال برام فرستادی ….
امیدوارم الماس وجودت همواره بدرخشه و ما از پرتو دل انگیز اون لذت ببریم و بهره بگیریم …
من پاسخ شما رو که تبدیل شد به یک دیدگاه ارزشمند آنالیز کردم و به شکل یک دیدگاه جدید خدمت استاد و دوستان هم مسیر م ارائه می کنم امیدوارم مفید فایده باشه ..
●●●●●
پرسیده بودم :
علت چاقی شکمی چیه ؟ چرا شکم نسبت به جاهای دیگه زودتر چاق میشه و دیرترم لاغر میشه علی الظاهر . و پاسخ داده بودم علتش توجه منفی به این ناحیه اس … یعنی من اگر نتیجه شرکت در دوره و این همه تمرین و توجه و وقت و انرژی این بشه که بدون هییییچ رژیم خاصی بدون محدودیت فقط شکمم صاف بشه ، و چاقی هیچ قسمت دیگه برطرف نشه اصلا برام مهم نیست .یعنی الان در واقع هر کیو می بینم و می خوام بگم متناسبه یا نه به شکمش نگاه می کنم ..یعنی اولین ملاک من برای متناسب بودن افراد صاف بودن شکمه سپس لاغری بازوها و رانها وجای دیگه …
خوب حالا ببینیم خانم فاطمه سادات چطور منو راهنمایی کردن برای حل اینمعظل :
●●●●●●
چرا ما نظر منفی به شکممون داریم ؟ چون میگیم چربی زاید داره . چون میگیم یه جای کار می لنگه .▪︎چون میگیم یه نقصی وجود داره .▪︎چون میگیم یه چیزی این وسط کامل نیست .▪︎خلاصه با همین اندیشه ها و چیزهایی شبیه به این ما احساس خلاء رو در خودمون ایجاد می کنیم . این احساس خلاء و سرزنش ما رو کوچیک میکنه . ▪︎و شکم ما و کلا جسم ما برای اینکه این خلاء کوچک بودن رو جبران کنه بزرگ میشه . ▪︎پس میبینی بدن ما برای جبران خلاء های عاطفی ما واکنش ایجاد می کنه تا خودشو بزرگ و قوی کنه و این حالت بیشتر در شکم ایجاد میشه چون ما بیشتر این موضوع رو در مورد خوردن انجام میدیم . ▪︎ یعنی وقتی میخوریم شروع می کنیم به سرزنش و کوچیک کردن خودمون و بارها خوردن های ذهنی رو انجام میدیم . سرزنشهای ذهنی رو میخوریم و میخوریم و شکم هی ورم می کنه .بزرگ میکنه خودشو و چون باور داریم با خوردن شکم بزرگ میشه باز هم شکم ما از این نظر هم بزرگ و بزرگتر میشه .▪︎ علت بزرگ شدن شکم برای من این هست ولی باز ممکنه هرکسی علت دیگه ای در خودش پیدا کنه . ▪︎چون فرمول ذهنی انسانها باهم متفاوته برای همین هم کلا چاقیهای مختلف داریم .▪︎ ولی ریشه ی همه سرزنش کردن ، خود را دوست نداشتن ، اعتقاد به اینکه من دارم کار اشتباه انجام میدم .▪︎ من لایق این غذا نبودم . چرا خوردم و …..اما راه چاره اش هم اینه که اول خودمون رو دوست داشته باشیم .▪︎ تمرین آیینه هم برای اینه که با خودمون به صلح برسیم . دست از سرزنش برداریم . خودمون رو اذیت نکنیم .▪︎ سرزنش نکنیم و برعکس به خودمون عشق بدیم از خودمون تشکر کنیم حتی از بزرگ شدن شکممون قدر دان باشیم . اون داره افکار ما رو به ما نشون میده .▪︎ اگه زشته چون اندیشه ای در ما داره حکمفرمانی می کنه که اون زشته .▪︎جسم ما آیینه ی روح ماست ▪︎
مثلا من اگه بچه دار نمیشم نباید از جسمم متنفر بشم . برعکس باید باهاش در صلح باشم ازش تشکر کنم که داره اندیشه های نهانی منو به من آشکار می کنه . حتی اگه این اندیشه مربوط به سالها قبل باشه یا حتی اگه جدید باشه به هر حال جسم ما داره اندیشه ی مارو به ما نشون میده وقتی با همین شکم چاق آشتی کنیم کم کم اندیشه ای که ایجاد تنفر می کنه کمرنگ میشه کم کم عشق ایجاد میشه . کم کم آرامش میاد . لزومی نداره خیلی بگردیم و ریشه ها رو واکاوی کنیم . همین که با دید خوب به خودمون نگاه کنیم و بدونیم این جسم فقط یه آیینه است و هیچ دشمنی با ما نداره کافیه و سعی کنیم اندیشه های مهرآفرین ایجاد کنیم . اندیشه هایی که حالمون رو خوب می کنه .اندیشه های لیاقت . مثلا من لایق لاغر شدن هستم .من لایق شکم تخت هستم .من لایق خوردن غذاهایی که دوست دارم هستم .▪︎
من لایق اندام متناسبی هستم که راحت و خودبخود خلق میشه .من لایق بهترینها هستم .من لایق ثروت و پول فراوان هستم .من لایق رفاه و راحتی هستم .من لایق اینم که همینجوری نشسته باشم و پول به حسابم واریز بشه . چون اصلا واریز شده هست در ازل برای ما ثروت آفریدند . تقدیری که خیلیها بهش اعتقاد دارد تقدیر برترینهاست . خداوند ثروت فراوانی رو به ما تقدیر کرده . (الله یرزق لمن یشاء بغیر حساب )خداوند اندام متناسب رو برای ما تقدیر کرده .(و خلقنا الانسان فی احسن تقویم ) در بهترین قامت مارو خلق کرده . کدهای اولیه ما ثروت و نعمت و اندام متناسب هست . ما لایق شکم تختیم . ما هیچ کمبودی نداریم . ما کامل کامل آفریده شدیم . اصلا نیازی نیست کاری کنیم که کامل بشیم .کدهای تکامل همه در ما هست . ما ظهور خداییم و خدا کامله . ما لایق این خداییم . خدا خودش و به ظهور رسونده . البته جسارت نباشه به خدا این حرفا رو واسه خودم مینویسم که این اندیشه ها رو در سرم بپرورونم . اجازه بدم خدا در نهادم صحبت کنه . اجازه بدم خدا به ظهور برسه . ▪︎
حتی خودش قادره موانع رو پاکسازی کنه . این کدها نوشته شده است آفرینش خودشه . حتی نباید بترسیم که چرا اندیشه های مخرب تولید میشن خب اونم کد هست . منتها کدهای اصلاحی قویترن . چون دل ما اونها رو میخواد . خداوند به هرکسی که او (انسان) بخواهد به غیر حساب و بی نهایت میبخشد . حالا چرا نخوایم . میخوایم و بعد باور به غیر حساب داشته باشیم . خیلی وقتا ما میخوایم ولی انتهای آیه رو باور نداریم . باور نداریم او به غیر حساب میده میگیم نه بابا نمیده که نمیشه که لاغر نمیشیم که پول نمیاد که یعنی قسمت اول آیه رو انجام میدیم ولی قسمت دومش رو که خداوند به غیر حساب روزی میده رو باور نداریم . پسبخوایم و باور کنیم او میده و بعد باور کنیم ما کامل و لایق هستیم . ما لایق ثروت و نعمت الهی هستیم . ما لایق متناسب شدن هستیم . چرا وقتی دو لقمه اضافه میخوریم این احساس لیاقت کم میشه و سرکوب از درون شروع میشه . چون خودمون رو لایق غذاها و نعمتها نمیدونیم . رفتارمون رو سرزنش می کنیم . با تمایلاتمون در صلح نیستیم و این نفرت یعنی توجه منفی اون تمایلات رو بیشتر میکنه . ▪︎
اما عشق ما رو آروم می کنه مهربونی با خودمون ما رو آروم می کنه . اصلا میبینیم دیگه رفتار ناپسند ازمون سر نمیزنه . اصلا دیگه رفتار رو ناپسند نمی بینیم . چون باورمون اینه ما کامل هستیم و هر آنچه از ما به فعل درآید کامل است . احساس یگانگی و کامل بودن رفتار ما رو شایسته می کنه ناخوداگاه پشتت راست میشه شکم میره داخل . اندام خوش حالت میشه کمر باریک میشه . چون احساس کامل بودن انسان رو سرافراز می کنه قدمون بلند میشه کشیده میشیم . چون احساس کامل بودن می کنیم . ولی سرزنش و تحقیر و خجالت انسان رو سرافکنده میکنه ناخوداگاه قوز می کنیم . پشتمون خم میشه شکممون جلو میاد لگنمون پهن میشه نا موزون میشیم چون اندیشه مون ناموزونه . پس وقتی باور به کامل بودن خودمون داشته باشیم و باور داشته باشیم خداوند هر لحظه آفرینشش عالیترینه و بغیر حساب می بخشه و هر لحظه داره در احسن تقویم در بهترین قامت مارو می آفرینه این سلولهای بدن طبق افرینش اصلی ساخته میشن و بیماری از بین میره . من به خودی خودم کاملم . من همین حالا با هر شرایطی که دارم به خودم عشق می ورزم .من لایق ثروت و نعمت به غیر حساب هستم . یعنی اونقدر زیا که حتی شمرده نمیشه . همین حالا هم داره این اتفاق می افته . پس من میبینمش . حسش می کنم لمسش می کنم خدایا شکرت . خدایا نعمت بی حسابت رو شکر . خدا بی حساب و کتاب می بخشه . خدایا شکرت . ▪︎
●●●●●
این پاسخ و راهنمایی فوق العاده ارزشمندی بود که از فاطمه سادات عزیز ، دریافت کردم …بر خودم فرض و واجب می دونم این دیدگاهو بارها بخونم و روی جملاتش فکر کنم تا بهتر بتونم بهش عمل کنم …
یه نکته آموزشی مهم از این دیدگاه برام پررنگ شد ..زشتی و بزرگی شکم ،نشان از زشتی افکار و رفتاره منه .من باید خودم از جمله شکم خودمو دوست داشته باشم چرا که داره به من آگاهی میده از افکار بد و زشت درونم که باید روی اونا تمرکز کنم جهت تغییر دادنشون تا بدنم از تمام قسمتها خودبخود متناسب بشه …▪︎
فاطمه جان ، باور کن با خوندن نظرت ، اشگم سرازیر شد و از سوز دل گریستم می دونی چرا ؟ چون حلقه مفقوده همین هست که شما گفتی استاد عزیزمون بارها و بارها طی فایلهای متعدد یادآوری کردن ، توضیح دادن که باید برای لاغر شدن و تناسب اندام احساس لیاقت داشته باشید ..▪︎
نمی دونم در کودکی چه اتفاقاتی برامون افتاده ،بزرگترامون ، معلم هامون ،دوستانمون چی به ما گفتن چه برخوردی داشتن که من نوعی برای داشتن هر چیز خوب یا کسب هر موفقیتی احساس بی لیاقتی می کنم ، و این خیلی دردناکه ..
یکروشی چندین ساله توسط یک استاد عزیزی در کشور منتشر شده به نام ضربه تراپی که می خوام روی احساس بی لیاقتی باهاش کار کنم و به نتایج خوبی در موارد مشابه رسیدم …..البته هنوز برای لاغر شدن خیلی ازش استفاده نکردم این روش خاطرات منفی ذهن رو خنثی می کنه ..به نظرم باید بیشتر برای جا انداختن مطالب آموزشی این دوره ازش استفاده کنم ….
اجازه می خوام یه داستان واقعی با استفاده از این روش رو براتون تعریف کنم …
چند روز پیش سمت تجریش کار داشتم و می بایست با مترو می رفتم ….ایستگاه امام خمینی همیشه خیلی شلوغه اونجا منتظر قطار بودم جمعیت پشت هم ایستاده بودن که قطار بیاد و مثل مور و ملخ بریزن توو و مثل میدون مسابقه هر کی زودتر بتونه صندلی خالی گیر بیاره بشینه من پشت سر جمعیت ایستاده بود خسته هم بودم پاهام درد گرفته بود نمی تونستم سرپا بایستم ..
همون لحظه افکاری اومد به ذهنم : صندلی خالی گیرم نمی آد بشینم اگر اون جلو ایستاده بودم شاید ولی این قطار که من شانسی ندارم ….
با خودم گفتم چرا این فکرو می کنی آیا خودتو لایق نشستن روی صندلی نمی دونی ؟
یاد ضربه تراپی روی نقاط مریدین افتادم همونطور که ضربات ملایمی به این نقاط می زدم ابتدا سه بار گفتم با وجوداینکه فکر می کنم لیاقت نشستن روی صندلی رو ندارم اما با اینحال خودمو خیلی دوست دارم…… با همین فکر که من لیاقت نشستن روی صندلی ندارم به ضربات ادامه دادم تا مچ دست حین ضربه زدن ناخودآگاه نفس عمیقی کشیدم وانرژی بی لیاقتی آزاد شد …. دیدم حالا آماده ام که بر عکس جمله قبلی بگم : نه اتفاقا خیلی هم لیاقت دارم که خیلی زود صندلی خالی گیر بیارم بنشینم اینو با حس خوب گفتم بدون شک و تردید ….خلاصه قطار اومد و همه هجوم بردن برای نشستن روی صندلی های خالی …من نتونستم صندلی گیر بیارم اما با خودم گفتم من لیاقت دارم که راحت بشینم ..ایستگاه بعد حتما موفق میشم …همینم شد ایستگاه بعدی یکنفر بلند شد من جاش نشستم یعنی با اون همه شلوغی من تونستم روی صندلی بشینم …
خلاصه اینکه شاه کلید رسیدن به هر موفقیتی من جمله تناسب اندام حس لیاقته ….
می خوام از این به بعد بیشتر از این تکنیک روی موانع ذهنی لاغریم کار کنم .
با این جملات ضربه تراپی رو شروع می کنم : با وجود اینکه فکر می کنم اصلا لیاقت لاغر شدن ندارم اما با این وجود خودم را دوست دارم ▪︎ با وجود اینکه به دلیل اتفاقاتی که در دوران کودکی بران افتاده و شاهد حرفا و برخوردهایی بودم که حس بی لیاقتی رو بهم انتقال داده و توی ذهنم جا خوش کرده اما با این وجود باز هم خودم را خیلی خیلی دوست دارم خودم را می بخشم هر کس و هر چیزی که باعث این طرز فکر راجع به خودم شده را نیز می بخشم و می پذیرم ▪︎ با وجودی که فکر می کنم دلیل لاغر نشدنم حس بی لیاقتی است اما با اینحال تصمیم می گیرم روی حس لیاقت داشتنم کار کنم و آرام و مطمئن باشم ….▪︎ وقتی چندین روز این تمرین رو انجام بدم کم کم خاطراتی که این حس بد را بهم منتقل کرده به یاد می آرم و خنثی می کنم تا به حس لیاقت داشتن دست پیدا کنم و مانعی بزرگ رو از سر راه خودم برای متناسب شدن بردارم ….تا حالا از این تکنیک برای کاهش شدت دردهای جسمانی که هر از گاه مبتلا می شدم استفاده می کردم ولی حالا می خوام برای برداشتن موانع ذهنی لاغری ازش استفاده کنم … بعد از برداشتن مانع ذهنی بی لیاقتی میرم سراغ مانع مهم دیگه که می تونه رفتار ناپسند پرخوری باشه و یا بیش از نیاز خوردن …. حتما تاثیرات خوبی خواهد داشت ▪︎ استاد طی آموزشهای ارزشمندشون موانع رو پیدا و معرفی کردن و راه برداشتنش رو هم بیان کردن این تکنیک می تونه مکمل آموزش باشه …
●●●●●
فاطمه جان در انتها ، باز هم از توجهت و نظری که نوشتی خیلی سپاسگزارم …ازت خواهش می کنم دیگه بچه هارو ترک نکنید و باز هم برامون بنویسید …حتما خودت هم منتفع میشی ..
دوستدار شما : شهربانو
نشان های دریافت شده
سلام و عرض ادب .
شهربانوی عزیزم چقدر عالی تجربتون در مترو رو با ما به اشتراک گذاشتید .
یکی از ویژگیهایی که همراه بودن با دوستانی مثل شما برام داره همین توجه کردن به اتفاقات کوچیک زندگیه .
چقدر عالی حس لیاقت برای نشستن روی صندلی رو شرح دادید .
من اصلا تا حالا بهش توجه نکرده بودم یعنی تا حالا دلم نخواسته بودش . خب صندلی بود مینشستم نبودم می ایستادم . خیلی برام جالب بود که کار روی ذهن رو حتی در چنین شرایطی انجام دادید و نتیجه گرفتید .
تکنیک ضربه تراپی هم تکنیک خوبیه . اتفاقا خواهر منم برای تغییر مسیر ذهنش ازش استفاده می کنه .
خودم زیاد استفاده نکردم . بیشتر از کلام به تنهایی استفاده کردم .
این که آرام ارام مدار ذهنی رو تغییر میدید عالیه . در کتاب بخواهید تا به شما داده شود از خانوم استرهیکس هم بهش اشاره شده که آرام ارام باید مدار ذهنی و احساسی رو تغییر داد .
یعنی مثلا وقتی حالمون بده و احساس بی لیاقتی شدید می کنیم یهو نمیشه بگیم من احساس لیاقت میکنم . در اون لحظه این فقط یه لفظ دروغینه که ذهن به راحتی اون رو پس میزنه و اتفاقا جوابهای دندان شکنی میده که بی لیاقتیمون رو بیشتر بهمون نشون بده .
ولی مثلا اگه دقیقا از روش شما استفاده کنیم و با خودمون بگیم درسته من با توجه به چیزهایی که به دست نیاوردم و ندارم احساس بی لیاقت بودن می کنم ولی میدونم که خدا منو دوست داره .
البته باز ممکنه شخصی با این جمله بازم تغییر نکنه یه جمله ای بگه که فقط یکم بهتر بشه .
من فقط چیزی که برای خودم تاثیرگزاره میگم ولی اشخاص باز ممکنه عبارات دیگه ای به کار ببرند .
میدونم که خدا دوسم داره . میدونم که اون دوست داره من متناسب بشم . ولی خودم احساس بی لیاقتی می کنم چون سالها نتونستم لاغر بشم .
اما اگه لاغر نشدم کوتاهی از من نبوده روشها اشتباه بوده . روشها سخت بوده . اشتباه بوده . لذتبخش نبوده . خسته کننده بوده .
خب ذهن من الهیه طالب آسانیه طالب راحتیه . چون اون میدونه خدا همه چیز و برام مهیا کرده .
این لیاقت به من داده شده ولی من در جایی که احساس لیاقت نمیکنم یعنی اون راه اشتباهه که همچین حسی به من داده . اون با دادن این حس به من داره به من میگه مسیر ذهنیتو تغییر بده .
راهی رو انتخاب کن که در اون احساس لیاقت کنی .
خب من چه جوری احساس لیاقت رو پیدا کنم .
خدا در درون من هست . خدا راهنماست راه رو نشون میده .
بعد بهتون نشون میده .
خب تو مثلا در تربیت بچه هات خیلی عالی عمل کردی و بهترینها رو تحویل جامعه دادی . پس انسان لایقی هستی .
تو در احترام گذاشتن به دیگران بسیار خوب عمل میکنی و هرگز دل کسی رو نمیشکنی پس انسان لایقی هستی .
تو لایقی که خودتو دوست داشته باشی .
همین که خدا هر روز داره بهمون نفس میده که زندگی کنیم پس نشان از لیاقتمون داره .
پس اگه چیزهایی که میخواستم و به دست نیاوردم رو دلم میخواد داشته باشم تنها علت نداشتنش اینه که تا حالا از مسیر درست حرکت نکردم . یعنی نمیدونستم .
ولی خدا منو انقدر دوست داشت که منو هدایتم کرده و داره یادم میده .
قربون اشکهای باشرافتتون برم که انقدر دلتون پاکه شما لایق تریم انسانها هستید . چرا که الان اینجایید . چرا که توجهتون همیشه روی بهترینهاست . چرا که انقدر با محبت و مهربونید .
شما یکی از جلوه ی زیبای خدا هستید بانو که خدا خیلی دوستتون داره و داره راه رسیدن به آرزوها رو نشونتون میده .
خلاصه کم کم و با مهربونی خدایی که در وجودتون آشکاره و توجه به خلقهایی که تا حالا داشتید این احساس لیاقت به مرور خودشو به شما نشون میده و هرچی این احساس بیشتر میشه مسلما این احساس در جسم تولید هورمونهایی می کنه که به لاغری جسم کمک می کنه و به مرور شما خیلی قشنگ و زیبا لاغر میشید .
بازم قدر دان لطف و محبت شما بانوی نازنین هستم .
نشان های دریافت شده
سلام فاطمه جان ،
ممنون از زحمت و وقتی که بهم اختصاص دادی من پاسخ زیباتو به شکل دیدگاه منتشر می کنم ….. روی حرفات فکر می کنم تا دیگه از اینکه نکنه من لایق لاغری نیستم اشگ نریزم و دلم نسوزه …. برعکس برام ثابت بشه که خیلی هم لیاقت و شایستگی دارم و اینو مدیون خدای مهربون و استاد عزیز و دوستان آگاهی چون شما هستم ….
یکدنیا سپاسگزارم
نشان های دریافت شده
به نام خدا و سلام و درود فراوان▪︎
عنوان فایل : اضافه وزن خود را سنگینتر نکنید :
چند برداشت :
چی باعث میشه مثلا ۵ کیلو اضافه وزن ،به سنگینی ۳۰ یا ۵۰ به نظر بیاد و احساس سنگینی بیش از این عدد کنیم ؟ و رنج ببریم … این رنج یکموضوع کاملا ذهنی و روانیست
وقتی یه باغبون می بینه درخت میوه اش آفت زده و میوه ها در حال خراب شدنن و ارزش خوردن و فروش ندارن چکار می کنه ؟ آیا دائم به این میوه های خراب شده روی درخت نگاه می کنه و غصه می خوره ، خودخوری می کنه و با عصبانیت میوه هارو می کنه دور میندازه و انتظار داره این دفعه میوه سالم از درخت تحویل بگیره ؟؟
…دیدیم و شنیدیم که این کار غیر معقول رو نمی کنه فوری متوجه میشه که اشکال از ریشه و ساقه و برگهاست …هر کدوم از اینا ممکنه به تنهایی یا هر سه دچار آفت شده باشن که اقدامات خاص خودشونو لازم دارن تا دوباره سالم بشن …یعنی باغبون توجه به میوه خرابو کاملا کنار می ذاره میره سراغ علت اصلی و روی اونا تمرکز می کنه .و کار و وظیفه اشو انجام میده …چند وقت بعد نتیجه اینکارشو می بینه و البته که یکسال هم صبر می کنه تا بهار سال آینده درخت شکوفه بزنه به بار بشینه و چند ماه بعد دوباره میوه بده …
اما ما با اضافه وزنمون چکار می کنیم ؟ تا حالا که مثل یک باغبون ناشی و بی عقل رفتیم سراغ توجه و تمرکز فوق العاده به میوه گندیده چاقیمون …عزا گرفتیم و می خواستیم با این توجه بیش از اندازه همراه با کلی احساس بد دیگه درمانش کنیم …..از وقتی آمدیم به دوره تناسب فکری یاد گرفتیم که باید توجه به این میوه آفت زده ارو رها کنیم چون اصلا فایده ای برامون نداره که هیچ عاقلانه هم نیست …ما داریم روی ریشه ساقه و برگ درخت چاقیمون کار می کنیم و اگر شور و شوق و استمرار داشته باشیم حتما نتیجه می گیریم …اینکه چه وقت به هدفمون می رسیم نکته اش در قسمتی از متنی هست که استاد ، تنظیم کردن که می خونیم :
زمان تبدیل شدن فرمول های ذهنی به تغییرات جسمی برای افراد مختلف متفاوت است.▪︎
این اختلاف به دلیل تفاوت در میزان تمرکز و آرامش ذهنی افراد استفاده کننده است.
این اختلاف به دلیل تفاوت در میزان تمرکز و آرامش ذهنی افراد استفاده کننده است.
این اختلاف به دلیل تفاوت در میزان تمرکز و آرامش ذهنی افراد استفاده کننده است.
( من اینو سه مرتبه تکرار کردم به دلیل اهمیتش )
به اندازه ای که فرد بر یادگیری آموزش های لاغری با ذهن تمرکز داشته باشد و با توجه نکردن به موضوعاتی که باعث برهم زدن آرامش ذهنی خود می شود می تواند سرعت تبدیل شدن فرمول های ذهنی جدید به تغییرات جسمی را افزایش دهد.▪︎
همانطور که چاق شدن سریع و چند روزه اتفاق نیافتاده است لاغر شدن هم نمی تواند در طی چند روز یا هفته رخ دهد اما قطعا از همان روزهای اول از طریق تغییر احساس و نگرش خود متوجه تاثیرپذیری ذهن خود از آموزش های لاغری با ذهن خواهید شد.
نشان های دریافت شده
سلام شهربانوی عزیزم .
پرسش و پاسخ شما رو خوندم . ممنون از اینکه با ما هم به اشتراک گذاشتید .
منم در حد خودم یه پاسخی میدم امید دارم برای هممون از جمله خودم بهترین فایده رو داشته باشه .
علت چاقی شکمی چیه ؟
چرا شکم نسبت به جاهای دیگه زودتر چاق میشه و دیرترم لاغر میشه علی الظاهر .
خودتون خیلی عالی اشاره کردید که علتش توجه هست .
توجه منفی .
اما چرا ما نظر منفی به شکممون داریم ؟ چون میگیم چربی زاید داره .
چون میگیم یه جای کار می لنگه .
چون میگیم یه نقصی وجود داره .
چون میگیم یه چیزی این وسط کامل نیست .
خلاصه با همین اندیشه ها و چیزهایی شبیه به این ما احساس خلاء رو در خودمون ایجاد می کنیم . این احساس خلاء و سرزنش ما رو کوچیک میکنه .
و شکم ما و کلا جسم ما برای اینکه این خلاء کوچک بودن رو جبران کنه بزرگ میشه .
پس میبینی بدن ما برای جبران خلاء های عاطفی ما واکنش ایجاد می کنه تا خودشو بزرگ و قوی کنه و این حالت بیشتر در شکم ایجاد میشه چون ما بیشتر این موضوع رو در مورد خوردن انجام میدیم .
یعنی وقتی میخوریم شروع می کنیم به سرزنش و کوچیک کردن خودمون و بارها خوردن های ذهنی رو انجام میدیم . سرزنشهای ذهنی رو میخوریم و میخوریم و شکم هی ورم می کنه .بزرگ میکنه خودشو و چون باور داریم با خوردن شکم بزرگ میشه باز هم شکم ما از این نظر هم بزرگ و بزرگتر میشه .
علت بزرگ شدن شکم برای من این هست ولی باز ممکنه هرکسی علت دیگه ای در خودش پیدا کنه .
چون فرمول ذهنی انسانها باهم متفاوته برای همین هم کلا چاقیهای مختلف داریم .
ولی ریشه ی همه سرزنش کردن ، خود را دوست نداشتن ، اعتقاد به اینکه من دارم کار اشتباه انجام میدم . من لایق این غذا نبودم . چرا خوردم و …..
اما راه چاره اش هم اینه که اول خودمون رو دوست داشته باشیم . تمرین آیینه هم برای اینه که با خودمون به صلح برسیم . دست از سرزنش برداریم . خودمون رو اذیت نکنیم . سرزنش نکنیم و برعکس به خودمون عشق بدیم از خودمون تشکر کنیم حتی از بزرگ شدن شکممون قدر دان باشیم . اون داره افکار ما رو به ما نشون میده . اگه زشته چون اندیشه ای در ما داره حکمفرمانی می کنه که اون زشته .
جسم ما آیینه ی روح ماست .
مثلا من اگه بچه دار نمیشم نباید از جسمم متنفر بشم . برعکس باید باهاش در صلح باشم ازش تشکر کنم که داره اندیشه های نهانی منو به من آشکار می کنه .
حتی اگه این اندیشه مربوط به سالها قبل باشه یا حتی اگه جدید باشه به هر حال جسم ما داره اندیشه ی مارو به ما نشون میده وقتی با همین شکم چاق آشتی کنیم کم کم اندیشه ای که ایجاد تنفر می کنه کمرنگ میشه کم کم عشق ایجاد میشه . کم کم آرامش میاد .
لزومی نداره خیلی بگردیم و ریشه ها رو واکاوی کنیم . همین که با دید خوب به خودمون نگاه کنیم و بدونیم این جسم فقط یه آیینه است و هیچ دشمنی با ما نداره کافیه و سعی کنیم اندیشه های مهرآفرین ایجاد کنیم .
اندیشه هایی که حالمون رو خوب می کنه .
اندیشه های لیاقت . مثلا
من لایق لاغر شدن هستم .
من لایق شکم تخت هستم .
من لایق خوردن غذاهایی که دوست دارم هستم .
من لایق اندام متناسبی هستم که راحت و خودبخود خلق میشه .
من لایق بهترینها هستم .
من لایق ثروت و پول فراوان هستم .
من لایق رفاه و راحتی هستم .
من لایق اینم که همینجوری نشسته باشم و پول به حسابم واریز بشه . چون اصلا واریز شده هست در ازل برای ما ثروت آفریدند .
تقدیری که خیلیها بهش اعتقاد دارد تقدیر برترینهاست .
خداوند ثروت فراوانی رو به ما تقدیر کرده . (الله یرزق لمن یشاء بغیر حساب )
خداوند اندام متناسب رو برای ما تقدیر کرده .(و خلقنا الانسان فی احسن تقویم ) در بهترین قامت مارو خلق کرده .
کدهای اولیه ما ثروت و نعمت و اندام متناسب هست .
ما لایق شکم تختیم .
ما هیچ کمبودی نداریم .
ما کامل کامل آفریده شدیم .
اصلا نیازی نیست کاری کنیم که کامل بشیم .
کدهای تکامل همه در ما هست .
ما ظهور خداییم و خدا کامله .
ما لایق این خداییم . خدا خودش و به ظهور رسونده .
البته جسارت نباشه به خدا این حرفا رو واسه خودم مینویسم که این اندیشه ها رو در سرم بپرورونم .
اجازه بدم خدا در نهادم صحبت کنه . اجازه بدم خدا به ظهور برسه .
خدا برای ما سلامتی میخواد و او هر لحظه داره میده .
خدای برای ما ثروت میخواد و هر لحظه داره میده .
خدا برای تناسب اندام میخواد و هر لحظه داره میده .
خواست ما خواست خداست .
وقتی دل ما چیزی رو میخواد یعنی اون خواست خداست که اومده به ظهور برسه .
حتی خودش قادره موانع رو پاکسازی کنه .
این کدها نوشته شده است آفرینش خودشه .
حتی نباید بترسیم که چرا اندیشه های مخرب تولید میشن خب اونم کد هست . منتها کدهای اصلاحی قویترن . چون دل ما اونها رو میخواد .
خداوند به هرکسی که او (انسان) بخواهد به غیر حساب و بی نهایت میبخشد .
حالا چرا نخوایم . میخوایم و بعد باور به غیر حساب داشته باشیم .
خیلی وقتا ما میخوایم ولی انتهای آیه رو باور نداریم . باور نداریم او به غیر حساب میده میگیم نه بابا نمیده که نمیشه که لاغر نمیشیم که پول نمیاد که یعنی قسمت اول آیه رو انجام میدیم ولی قسمت دومش رو که خداوند به غیر حساب روزی میده رو باور نداریم .
پس
بخوایم و باور کنیم او میده و بعد باور کنیم ما کامل و لایق هستیم . ما لایق ثروت و نعمت الهی هستیم .
ما لایق متناسب شدن هستیم .
چرا وقتی دو لقمه اضافه میخوریم این احساس لیاقت کم میشه و سرکوب از درون شروع میشه . چون خودمون رو لایق غذاها و نعمتها نمیدونیم . رفتارمون رو سرزنش می کنیم . با تمایلاتمون در صلح نیستیم و این نفرت یعنی توجه منفی اون تمایلات رو بیشتر میکنه .
اما عشق ما رو آروم می کنه مهربونی با خودمون ما رو آروم می کنه . اصلا میبینیم دیگه رفتار ناپسند ازمون سر نمیزنه . اصلا دیگه رفتار رو ناپسند نمی بینیم .
چون باورمون اینه ما کامل هستیم و هر آنچه از ما به فعل درآید کامل است .
احساس یگانگی و کامل بودن رفتار ما رو شایسته می کنه ناخوداگاه پشتت راست میشه شکم میره داخل . اندام خوش حالت میشه کمر باریک میشه .
چون احساس کامل بودن انسان رو سرافراز می کنه قدمون بلند میشه کشیده میشیم .
چون احساس کامل بودن می کنیم .
ولی سرزنش و تحقیر و خجالت انسان رو سرافکنده میکنه ناخوداگاه قوز می کنیم . پشتمون خم میشه شکممون جلو میاد لگنمون پهن میشه نا موزون میشیم چون اندیشه مون ناموزونه .
پس وقتی باور به کامل بودن خودمون داشته باشیم و باور داشته باشیم خداوند هر لحظه آفرینشش عالیترینه و بغیر حساب می بخشه و هر لحظه داره در احسن تقویم در بهترین قامت مارو می آفرینه این سلولهای بدن طبق افرینش اصلی ساخته میشن و بیماری از بین میره .
من به خودی خودم کاملم .
من همین حالا با هر شرایطی که دارم به خودم عشق می ورزم .
من لایق ثروت و نعمت به غیر حساب هستم . یعنی اونقدر زیا که حتی شمرده نمیشه .
همین حالا هم داره این اتفاق می افته .
پس من میبینمش . حسش می کنم لمسش می کنم
خدایا شکرت . خدایا نعمت بی حسابت رو شکر . خدا بی حساب و کتاب می بخشه . خدایا شکرت .
خدایا شکرت
چاقی ما نشات گرفته از فروملها و باورها و فکرهای ک ما با شنیدن و حرف زدن و تکرار اونها جز رفتارمون شده و باعث اضافه وزن ما شده من ک قبلا از رژیمها و ورزش و اینا میخواستم لاغر بشم جسممو میخواستم تغییر بدم در حالی ک ذهنم پراز فرمول های چاقی بود اما در مسیر لاغری با ذهن فهمیدم ک باید فرمولها رو شناسایی کنم ورودیهای جدید ب ذهنم بدم اونقدر تکرار استمرار داشته باشم ک این اگاهی تبدیل ب فرمول در ذهن من بشن
من با عضو شدن در پیج های رژیم و اشپزی اونقدر توجه ب غذا ها و چاقی بود ک در لحظه در حال ابیاری فرمولها بودم الانم باید بخودت فرصت بدی فرصت قبول اگاهی ها
من ترجیح میدم در این مسیر باشم وانقدر ایمانم ب این مسیر داشته باشم و بخودم تا نتیجه حاصل بشه
من دارم از تمام دقیقه های ازاد زندگیم استفاده میکنم تا اگاهی های لاغری ابیاری کنم اونقدر ک بزرگ شن
فریبا جان ب ذهنت فرصت بده صبر داشته باش عزیزم من ایمان دارم ک تو لایق لاغری هستی و لاغری حق توهس شک نکن
نشان های دریافت شده
سلام دوستان و همراهان سایت تناسب فکری ،
پرسش وپاسخ مهمی بین من و استاد مطرح شد خواستم به دلیل اهمیت موضوع با شما به اشتراک بگذارم .
امیدوارم مفید فایده باشه براتون .
طبق فرمایشات شما نباید به چاقی جسم در روند لاغری با ذهن توجه بشه .خودتون می دونید که بچه های ورود به سرزمین لاغرا ،هر روز میثاق نامه می خونن و باید که جلوی آینه تمام قد بایستن و خودشونو ببینن و از خودشون فرار نکنن و دلایل دیگه ……..ولی همه ما به چاقی شکمی خودمون حساسیم و به دلایل مختلف خواه ناخواه به این اندام بی تناسب خودمون توجه نشون می دیم . خیلی وقتا هم این توجه کاملا ناخودآگاهه .مثلا خودمن وقتی دراز می کشم استراحتی کنم دستمو روی شکمم می کشم بلافاصله تصویر جدیدی از شکم چاق به ذهنم مخابره میشه ، یا وقتی توی خیابون در حال گذرم به شکم چاق آدما توجهم جلب میشه و یاد خودم میفتم ، اینروزا که یا آدما چاق و شکم گنده هستن یا متناسبن اما شکم دارن . متناسب بی عیب و صد در صد کمتر دیده میشن .یا وقتی نوشیدنی و غذا می خورم احساس می کنم شکمم ورمش بیشتر میشه و سنگینتر ،و یا وقتی روی مبل و صندلی میشینم بلافاصله نگاهم روی این قسمت میفته . خلاصه به دلایل متعدد حواسم میره به این عضو از بدنم و همینا باعث میشه این قسمت نسبت به اندامهای دیگه دیرتر به لاغری واکنش نشون بده . چاره چیه استاد ؟آیا میشه موقع میثاق نامه خوندن جلو آینه قدی نریم ؟ جالب اینجاست چند وقت پیش گفتم نشسته میثاق بخونم روبه آینه کوچیکی که روبروم گذاشته بودم .همینکارم باعث نشد به شکمم و چاقیش بی توجه بشم یه صدایی بهم خندید گفت جلو آینه قدی نمی ری که مثلا شکمتو نبینی .به دیدن توی آینه نیست که تو تصاویر ذهنیتو می خوای چکار کنی ؟ خلاصه پاک مستاصل شدم که بالاخره راه حل درست چیه ؟
پاسخ استاد گرامی :
در مورد سوالی که مطرح کردید:برای من هم این موضوع وجود داشته و البته هنوز هم دارهولی مساله اینه که در نهایت من نتیجه استمرار در لاغری با ذهن رو تجربه کردماگه دقت کنید زمانی که شما متناسب بودید و شروع به فکر کردن به چاقی و ایجاد تصاویر چاقی ذهن بودید باز هم متناسب بودید ولی در نهایت پس از مدتی چاق شدیدپس وضعیت فعلی مهم نیست، وضعیتی که در ذهنت ایجاد میکنی مهمه
اکنون هم افراد چاق در وضعیت چاق هستند و اگر به یادگیری فرمول های لاغری ادامه بدند فارغ از اینکه الان چاق هستند دوباره متناسب خواهند شداز آینه و روبرو شدن با خودتون فرار نکنیدفرار کردن باعث برطرف شدن مشکل نمیشهبنابراین سعی کنید با تغییر نگاه به وضعیت فعلی از مسیری که طی می کنید لذت ببریدبه این طریق قطعا نتیجه بهتری خواهید گرفت
ممنون عزیزم عالی بود اتفاقا چند روز خیلی به چاقی شکمم توجه میکنم و نوشتتون خیلی برام مفید بود
نشان های دریافت شده
سلام منیره جان ،
خوشحالم دیدگاهی که حدود ۹ ماه پیش نوشتم برای هنرجویان مفید بوده …
منو از انرژی دعای خیر مستفیض بفرمایید …
با تشکر فراوان از توجه و نظری که برام فرستادی
دوستدارت شهربانو
شهربانو جان شما خودتون بمب انرژی هستید
به زودی خبرهای خوبی در مورد لاغریتون خواهید داد این از استمرارتون میگم
چون نتیجه استمرار در این مسیر لاغری
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر شهربانوی جان
قبل از هر چیزی برای متعهدبودنتون در امتداد مسیر تناسب فکری بهتون تبریک عرض می کنم و خوشحالم که هم مسیر افراد پرانرژی و فعالی همچون شما هستم که مشتاق یادگیری هستند.
دوست عزیزم بنده هم مثل دیگران ،مدتها با همین شکم و چندقسمت دیگر بدنم مشکل داشتم و در جستجوی راهکاری بودم که حلش کنم و اتفاقا توجهم به صورت جدی تر به این قسمتها جلب شده بود و به همین دلیل تغییری هم در این قسمتهاایجاد نمی شد !…
و اما درجستجوی پذیرفتنش بر آمدم و وقتی بیشتر تفکر کردم که تمام راهکارهای من فرار از خودم بوده پس باید با واقعیت روبرو می شدم !
و نه اینکه من مقابل آینه قدی حاضر نشده باشم ….بلکه به وقت حاضر شدن مقابل آینه هم داشتم این قسمت ها را قضاوت می کردم یا زیرزیرکی نگاهشون می کردم و یا خودم را زیر لباسهای گشاد قایم می کردم …
روزها نوشتم و با خود فکر کردم که تک تک سلولهای تنم سرشار از انرژی الهی هستند و به صورت کلی وجود من را تشکیل می دهند و به من زندگی می بخشند که زنده هستم .
از طرفی اگر همین شکم اتفاقی براش بیفته نمیتونم تحمل کنم ….اگر روی همین شکم که دوستش نداریم برش یا زخم یا لک و …ایجاد بشه اون وقت متوجه میشیم مال ماست به ما چسبیده و ما یک مجموعه جدانشدنی هستیم و موضوع اینه که ما بدن خودمون را چهل تیکه کردیم و از کل به دور شدیم و از طرفی به خاطر مقایسه هامون داریم رنج میبریم هنوز هم زیر لایه های ذهنمون حسرت داشتن پوست صاف و بدون ترک و داشتن شکم تخت هست ولی اگر باور کنیم ما هم می تونیم داشته باشیم و تمام موانع ذهنی و دلایلمون را از بین ببریم خودمون را همینطوری که هستیم می پذیریم و نتیجه را رها می کنیم .
ما ناآگاهانه خودمون این جسم را خلق کردیم و الآن این کاردستی را دوست نداریم !…
ولی مهم اینه که ما تونستیم و خلق کردیم و همین الآن افراد لاغر بسیاری هستند که نمی توانند یک کیلو وزن اضافه کنند !!!
هر وقت تونستیم به اندازه اون عضوبدنمون که دوستش داریم و بهش مینازیم …مثل گفتن چشمهای من یا موهای من !!!و …همون عضوهایی که دوسشون نداریم و همیشه مایه شرمساری ما بودند را دوست داشته باشیم به پذیرش کل رسیدیم و حتما نتیجه را رها می کنیم و خودبه خودی انداممون به حالت تناسب ایده آل و طبیعی خودش میرسه…
تمام فشارهای روانی و خشم های فرو برده به صورت نافرمی از جای جای بدن ما بیرون زدند و امروز ما به لطف هدایت خداوند،آگاهانه و با شجاعت در مسیر بهبود خود در حرکتیم که یادبگیریم خودمون را دوست بداریم و کشف کنیم زبان اندامهای نامتناسبمون را و به خواسته هاشون رسیدگی کنیم .
راهکارهای استاد هم خیلی در پذیرش این موضوع برای بنده راهگشا بود که جهت یادآوری خدمتتون عرض می کنم …
من به کمک خودم آمده ام، یک حس مادری و عشق در وجود آدم ایجاد می کنه و این راهکار را دوسش داشتم.
و اینکه دیدن برهنگی خودت …حتی حرف زدن با اون اندام و دیدن خودمون از جهت های مختلف …
اینکه اول به خاطر تغییراتمون مقابل آینه خودمون را تشویق کنیم و حتی بگوییم این منحنی یا موج باید صاف بشه و درستش می کنم و بعد رها کنی و فقط یک تصویر مناسب و متناسب را الگوی ذهن قرار بدی و مطمئن باشی به مرور این تصویر خلق میشه و نیاز به تلاش و دست و پا زدن زیاد ،..نیست که از ترس و نگرانی پنهانی ایجاد شده است …
مرور این روندتغییر برای خودم لذت بخش بود و خواستم با شما دوست خوبم به اشتراک بگذارم امیدوارم مفید واقع شده باشد (:
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز ومهربانم
من امروز این نوشته رو خوندم وخیلی برام درکش راحت اومد هر چقدر بیشتر ادامه میده آدم بهتر و راحت تر لاغری رو یاد می گیره باید ادامه بدی باید لاغری رو از بهر باشی تا لاغری تو جسمت خودشو نشون بده زمان میبره عجله بی فایده هست من چاقی رو خیلی عالی بلدم برای همین چاقم اگه لاغری رو هم مثل چاقی خوب یاد بگیرم ودر افکار ورفتارم اعمال کنم بدنم خودبخود به سمت لاغری میره من چند وقتی هست بهم الهام شده تمرکز م رو تو سایت استاد بزارم هر چی نیاز داشته باشم بفهمم.اینجا هست نیازی نیست برم سایت های دیگه تمرکز م رو باید همین جا بزارم تجربه کردم من.زمانی که می خوام از مسیر.خارج بشم ذهنم میبره منو سایت های دیگه تمرکزم از دوره های استاد.برداشته میشه ونتایجم پراکنده و سطحی میشه هر چند فایلها عالی باشه من احساس میکنم اون فایلها نفوذ نمی کنه ومن درک نمیکنم من برای خرید میکنم ها هزینه کردم با هزاران امید و آرزو چرا باید برم فایل رایگان گوش بدم چند باری مچ خودم رو گرفتم و دوباره برگشتم به مسیر .به دوستان توصیه خواهرانه میکنم اگر درین سایت هستین همین جا بمونید متمرکز.بشید به خدا آدم نتایج خوب میگیره من چند ماه اول که متمرکز بودم خیلی نتایج خوب گرفتم ولی بعد به خاطر عجله و انتظار بیجا از جسمم داشتن فراز و نشیب زیاد داشتم ولی حالا تصمیم گرفتم فقط تمرکز م رو دوره های استادروشن عزیزم باشه کل کانال های تلگرام رو حذف کردم حتی رقص و طبیعت رو فقط کانال لاغری با ذهن برام.مونده واز شنبه دوره لاغری رو دوباره شروع میکنم.تو این یک ماه خیلی بازخورد خوبی از اطرافیان داشتم گفتن بدنت لاغرتر شده خوب شدی جمع شدی همسرم هم گفت بدنت خیلی خوب شده چقدر از این جملات خوشحال شدم شاید به نظر خودم زیاد تغییر نکردم ولی اینو مطمئنم که چاقتر نشدم تو این مدت و این برام جای بسی خوشحالی هست راستی استاد من بعد از سالها چادرم رو کنار گذاشتم وخیلی تصمیم شجاعانه برای خودم بود من چاقی خودم رو پشت چادر پنهان می کردم خیلی خوشحالم که با استفاده از دوره شما این کار رو که برام خیلی سخت بود انجام دادم .ممنونم که هستین
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
۱۰۰۰ درصد با حرف هاتون موافقم..منم همه تمرکزم رو گذاشتم روی این سایت، همه آموزش ها و دوره های عالیم رو گذاشتم کنار و فقط تو همین دوره دارم پیش میرم…ذهنم اینجوری آرامش داره و به عجله نمیفتم…قبلا اینجور نبودم و همزمان داشتم روی دو دوره سایت دیگه و فایلهای رایگان اینجا وقت میذاشتم، اما هدایت شدم و بهم الهام شد که من اگه تناسب اندامم رو حل کنم، موفقیت توی اون جنبه های دیگه زندگی که دوره هاش رو خریدم برام راحت تر میشه، واقعا بهم الهام شد که فعلا تمرکزم روی همین سایت باشه و جالبه که بعد از مدتی هدایت شدم به خرید میکنم گام اول….می خوام بگم واقعا باهاتون موافقم و باید یاد بگیریم روی یه هدف تمرکز سوزنی بذاریم و با حال خوب و نه با عجله پیش بریم….اهداف و برنامه های کوچیکتر رو میشه کنارش هم داشت اما من سه برنامه ذهنی رو می خواستم همزمان کار کنم و عملا حس ناتوانی بهم دست داده بود و افتادم تو سرزنش که من هیچی نمیشم و نمی تونم و … اما الان که فقط توی همین دوره استاد هستم اینقدر حالم خوبه و آرامش دارم که خدا می دونه…مرسی که تجربه تون رو نوشتین و باعث شدین این تجربه خودم یادم بیاد…موفق باشی عزیزم
نشان های دریافت شده
سلام و درود الهام عزیزم
وقتی دیدگاه شما را خوندم بهتر متوجه شدم که چقدر این موضوع مهمه که با یک استاد پیش بریم و تمرکز بر یک هدف و مسیر داشته باشیم .
بنده هم از سال ۹۸که با سایت تناسب فکری آشنا شدم چندین بار به دلیل اینکه همزمان با چنددوره و استاد پیش می رفتم دچار آشفتگی و پراکنندگی ذهن شدم .
و به هر حال برام تجربه شد ،شاید اگر بارها استاد میگفتند ما درک نمی کردیم !
من هم باهاتون موافقم ،از زمانیکه تمام دوره های دیگرم را کنار گذاشتم و تمرکزم را روی آموزشهای دوره و این سایت گذاشتم بسیار آرامش عمیقی دارم و حس می کنم نتایجم گسترده تر شدند .
البته آخرین چالشم به این صورت شد که بیام موضوعات همین دوره را تبدیل کنم به موضوعات ثروت و روابط ؟شاید تا دوهفته هم عالی پیش رفتم ولی در نهایت انگار بار سنگینی روی دوشم بود و احساس ضعف و ناتوانی کردم و باز تجربه کردم که باید این تناسب اندام به ساحل سلامت برسد تا بعد دوباره روی موضوع دیگری کار کنم …
البته این کار در اصل به خاطر عجله هام بود به ترفندی دیگر!!!..
ولی به لطف خداوند کمی بهتر متوجه شدم که مسیر تناسب فکری از ریشه اصول و پایه های باورهای ذهن را تغییر می دهد که بر تمام جنبه های زندگی مؤثر می باشند .
دوست عزیزم به خاطر شجاعتتون و گفتگوی صادقانتون به این موضوع که اضافه وزنتون را زیر چادر پنهان می کردید بهتون تبریک می گم .
و به خاطر این اعتماد به نفسی که ساختین و به جرأت میتونم بگم یکی از تغییراتی که شاید خیلی از عوام باهاش مشکل داشته باشند تغییر سبک پوششون هست و شما کار جسورانه و خالصانه ای انجام دادید (: درود بر شما
موفق و مؤید باشید .
نشان های دریافت شده
ممنون عزیز دلم ملکه ی عشق عزیزم
امروز که این پیام شما رو خوندم رفتم اول پیام خودم رو خوندم ببینم چی نوشتم وکی نوشتم دیدم مهرماه سال پیش نوشتم و چقدر خوب شد برام و خدواند از طریق شما باز هم به من یادآوری کرد که تمرکزم رو تو این سایت بزارم وازین سایت تکون نخورم و دوره هایی که از استادعزبزم خریدم رو گوش بدم و لیز نخورم ببینم دیگر اساتید دارن چه کار میکنن .
من باور کردم که فعلا در فرکانس این استاد هستم چون تونستم چند تا از دوره های ایشون رو بخرم و باید روی همین دوره ها کار کنم
به خودم قول دادم تا زمانی که ازین دوره هام نهایت استفاده رو نبرم سراغ هیچ دوره نرم کار من فقط شده دوره خریدن و رها کردنشون
من دوره بارداری خلق آرزوها رو خریدم ولی درست حسابی گوش ندادم و تمرین نکردم در حالی که با عشق اون دوره ها رو تهیه کردم و با سختی پول اونها رو جور کردم در حالی که درآمد نداشتم وخدا خودش از جایی که فکرشم نمیکردم رسوند ولی من چه کار کردم یه گوشه انداختم مونده بدون استفاده واز خودم دیگه خحالت میکشم که از خدا یه دوره دیگه بخوام وخدا بهم بگه مگه اون همه دوره برات رسوندم چه کار کردی باهاشون آیا اونها رو گوش دادی آیا از اونها استفاده کردی واقعا چی دارم بگم
واینکه استاد جایی گفتن فکر نکنید دوره لاغری فقط برای لاغری خوبه ذهنت که آرام بشه حالت که خوب بشه نتایج همه جانبه می گیری چون چاقی همه زندگی تو تحت تاثیر قرار داده دوره لاغری هم همه زندگیتو تحت تأثیر قرار میده ومن اینو باور دارم چون نتایج عالی در سایر جنبه های زندگیم گرفتم واقعا اگر بشینم بنویسم صفحه ها میتونم بنویسم
از روابط خرابم که اصلاح شد یعنی زیرو شده
اعتماد به نفسم روحیه م ارامشم علائقم عوض شده
آدمها ی منفی از اطرافم پراکنده شدن برای خودم ارزش قائلم چیزهای مختلفی که راحت جذب کردم گوشیم که یه گوشی خیلی مدل پایین بود عوض شده پولهایی که به عنوان هدیه دریافت میکنم کارهای لذت بخشی که دارم انجام میدم میدونی حسم عوض شده
کلا برکت تو زندگی مون بیشتر شده همسرم همش برای من و دخترم پول خرج میکنه قبلا اصلا اینطور نبود دخترم کلاس میره خونمون همیشه فراوانی هست
یخچالمون پر هست همسرم زیاد وسایل میگیره هم برای ما وهم مادرش اینا من دیگه حرص نمیرنم دعوا نمیکنم همسرم و دخترم ده سال بود همش پیش مامانش بود من خونه تنها بودم ولی حالا نه همسرم بیشتر خونه هست دخترم دیگه بدون اجازه من جایی نمیره این ها برام نتایج بزرگ هست همسرم عاشق منه وخیلی با هم حرف میزنیم قبلا دو کلمه حرف نمیزد خیلی دوست داره با هم بریم روستا قبلا منو نمیبرد
من که از مورچه وملخ وهمه چی می ترسیدم ترس برام معنا نداره عاشق حیوانات شدم یعنی عشق بینهایت یعنی من گوساله مونو میبینم غصه هام میره یا به سگمون نون میدم کیف میکنم از خوردن نونش مرغها جوجه ها هم همینطور
کلا یه آدم دیکه شدم همسرم ازاینکه اینقدر عاشق حیوانات شدم تعجب میکنه منی که گوسفند می دیدم فرار میکردم حالا ساعتها دوست دارم نوازشش کنم غذا خوردنشو نگاه کنم منی که از سر بریدن حیوانات ناراحت میشدم گریه میکردم حالا دیگه پذیرفتم که زندگی همینه دوستشون دارم ولی وابسته شون نیستم
راستی مرغ عشقی داشتم دوسال بود با من بود خیلی دوسش داشتم ولی به طور غیر منتظره ای وقتی در خانه روستایی بودیم پرواز کرد و رفت پیش دیگر گنجشک اولش ناراحت شدم دنبالش رفتیم تونستم برای آخرین بار رو پشت بام همسایه ببینم صداش کردیم اومد لب بوم ما رو نگاه کرد و رفت من ازاینکه رفت ناراحت نبودم ولی به خاطر اینکه از سرما میمیره یا طعمه کلاغ وزاغ میشه ناراحت بودم خیلی خوشحال بود که آزاد شده بود از بند قفس ولی آزادی او مرگ او بود
ولی من با خودم گفتم اگر در قفس بود ومیمرد طعم آزادی رو نمیچشید خوب حکمت خدا این بود که آزاد بشه حداقل چند روز یا چند ساعت طعم رهایی رو بچشه ولذت ببره از آزادی وخودم رو آرام کردم
و رها کردم من دوسال بود با صدای آواز اون صبحها بیدار میشدم ولی دیگه نبود چند روز بعد دیگه یادم رفت
ولی خدا چند روز بعد جوجه مرغهایی فرستاد از جایی که فکرشم نمیکردم ومن مرغ عشقم رو یادم رفت از بس سرم گرم نگه داری ازونها وعشق با اونها شدم
الان که اینارو نوشتم دلم برای مرغ عشقم تنگ شد یه کم ویادش افتادم ولی دیگه وابسته نیستم حتی وابسته ادمها هم نیستم حتی خانواده ام چند ماهه اصلا با چند تا شون به خاطر آرامشم حرف نزدم ولی دلم تنگ نشده
خواستم بگم دوره لاغری برای ما فقط دوره لاغری نیس دوره همه چی هست دوره ثروت آرامش روابط اعتماد به نفس دوره زندگی دوره لذت بردن از زندگی
ومن بااین دوره مطمئنم به درآمد هم میرسم من دارم عشق میکنم با جوجه ها وحیواناتمون و بیکار نیستم ولی مطمئنم به شغل برای کسب درآمد هم میرسم نمیدونم چهچه جوری ولی میدونم که چون لذت میبرم خدا لذت های بیشتری رو وارد زندگیم میکنه
خیلی طولانی شد
باز هم ممنونم دوست مهربانم
نشان های دریافت شده
سلام و درود خوانندگان محترم سایت تناسب فکری ،
♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡
مقاله اضافه وزن خود را سنگینتر نکنید را به شکل پرسش و پاسخ خدمتتون ارایه می کنم .
تحت عنوان :
مصاحبه فرضی شماره ۶
◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇
فقط یه یادآوری کنم بخاطر ضیق وقت عین نظر استادو که به شکل کتابی نوشته شده آوردم فرصت نکردم فعلها و کلمات رو به زبانمحاوره برگردونم . عذر خواهی می کنم از حضورتون .
سوال اول :
استاد سلام .لطفا بفرمایید چرا شناسایی فرمولهای چاقی از مراحل مهم ، درمسیر لاغری با ذهن هست و سپس بفرمایید این فرمولها به چه شکلهایی در ذهن ما ذخیره شدن وچه تاثیری در روند چاقی جسم دارن ؟ خیلی متشکر
پاسخ :
سلام من، هم به شما خانم شهربانو و هم به خوانندگان این مقاله و مصاحبه .درود بر شما .خدمتتون باید عرض کنم که :
از آنجاکه که رفتارهای ما بر اساس افکار ما صورت می گیرند بنابراین شناسایی افکار چاق کننده در تغییر رفتارهای چاق کننده بسیار موثر است.
این فرمول ها به شکل های مختلف در ذهن ما ذخیره شده اند.
ترکیب این دو شیوه ذخیره سازی فرمول های چاقی منجر به تغییر وضعیت جسم و چاق شدن می شود.
این پروسه چاق شدن از طریق ذهن است که در همه افراد چاق به یک شکل انجام می شود.
سوال دوم :
استاد بفرمایید مهمترین مانع ذهنی وفکر چاق کننده چی می تونه باشه ؟ در موردش توضیح بفرمایید.
خواهش می کنم .
یکی از مهمترین افکار چاق کننده “توجه کردن به اضافه وزن” است که باعث چاق تر شدن و یکی از موانع مهم لاغر نشدن است.
افرادی که اضافه وزن دارند همواره به چاقی خود توجه می کنند و نمی دانند که این توجه کردن نه تنها باعث جلوگیری از چاق تر نشدن آنها نمی شود بلکه تمایل ذهنی آنان به چاق تر شدن را افزایش می دهد.
روند چاق شدن برای همه افراد به این شکل است که در ابتدا از طریق شنیدن صحبت های دیگران درباره چاقی، احساس چاق شدن یا ترس از اینکه مبادا چاق شوم در ذهن آنها ایجاد می شود.
این احساس به دلیل تکرار شنیدن درباره چاق شدن تقویت شده و به مرور تبدیل به رفتارهای مراقبتی افراد از خود برای چاق نشدن می شود.
این در حالی است که این فرد تابحال متناسب بوده است و برای متناسب بودن هیچ اقدام خاصی انجام نمی داده است اما ایجاد فکر چاقی سبب می شود که فرد در عین حالی که متناسب است نگران چاق شدن شود و این شروع داستان چاق شدن افراد است.
هرچه فکر یا ترس از چاقی در ذهن افراد بیشتر شود، میزان مراقبت آنها از خود در برابر چاقی بیشتر می شود. این در حالی است که این افراد در گذشته هیچ فکری درباره چاقی نداشته اند و از خود در برابر چاق شدن مراقبت نمی کردند.
به مرور نشانه های چاقی در جسم ایجاد می شود و ترس از چاقی که از مدت ها قبل در ذهن شکل گرفته بود به واقعیت تبدیل می شود.
ممنون از پاسخ کامل شما.
سوال سوم :
استاد بفرمایید چه مدت طول می کشه که افکار چاقی ذهن به تغییرات جسمی تبدیل بشن ؟
پروسه تبدیل شدن افکار چاقی ذهن به تغییرات جسمی در شروع پروسه چاق شدن بین ۲ تا ۵ سال می باشد.
به این ترتیب که از اولین باری که فرد متناسب در معرض شنیده هایی قرار می گیرد که در او ایجاد احساس ترس از چاق شدن می کند بین ۲ تا ۵ سال طول می کشد تا اولین نشانه های چاق شدن در افراد ظاهر شود.
از آنجایی که شناسایی زمان ورود اولین فکر چاق کننده به ذهن امکان پذیر نیست بنابراین ممکن است شما عقیده داشته باشید در مدت زمان کمتری دچار چاقی شده اید اما واقعیت امر این است که پروسه چاق شدن در ابتدا بسیار زمان بر است.
بعد از آشکار شدن نشانه ها روند اضافه وزن سرعت بیشتری می گیرد.
سوال ۴ :
استاد با توجه به دلایلی که در ذهن شماست چگونه به این نتیجه رسیدید که همواره میزان چاقی در ذهن افراد بیشتر از جسم آنهاست ؟ و این نتیجه گیری چه تاثیری در ذهنیت افراد نسبت به اضافه وزنشون داره ؟
بسیاری از افراد عقیده دارند که استعداد چاقی دارند و به همین دلیل سرعت چاق شدن آنها زیاد است اما این دیدگاه کاملا اشتباه است، ساختار جسم انسانها با یکدیگر تفاوت ندارد بلکه محتویات ذهن آنها متفاوت است.
زمانی که اولین نشانه های چاق شدن در جسم پدیدار می شود، افراد با توجه کردن به تغییر وضعیت خود دچار احساس ترس و نگرانی می شوند.
به مرور نشانه های چاق شدن را از زبان دیگران نیز می شنوند و بیشتر از قبل نگران و مضطرب می شوند.
از آنجا که ذهن نامحدود است با توجه کردن به چاقی از طریق دیدن خود، وزن کردن، شنیدن گفته های دیگران و … میزان چاقی در ذهن بیشتر از حد جسمی آن می شود.
به عبارتی چاقی ذهن همیشه بیشتر از چاقی جسم است و جسم در پیروی از ذهن چاق تر می شود.
تکرار توجه به میزان چاقی باعث ایجاد تصاویر چاق بیشتری در ذهن می شود و به انداه ای که تصاویر چاقی اضافه می شوند استرس و نگرانی ما از چاق تر شدن بیشتر می شود.
مغز، وظیفه دارد جسم را به وضعیتی مطابق با تصاویری که در ذهن ثبت شده است برساند بنابراین به مرور فرمانها و واکنش های فرد تغییر می کند و جسم او به مرور چاق تر می شود.
به این ترتیب همواره میزان چاقی در ذهن بیشتر از جسم خواهد بود و به همین دلیل است که افراد چاق پس از مدتی به این نتیجه می رسند که توان مقابله با چاقی را ندارند.
سوال ۵ :
استاد ،بفرمایید تبعات توجه زیاد به اضافه وزن در شخصی که به مشگل چاقی گرفتاره چی می تونه باشه ؟
زمانی که توجه زیاد به اضافه وزن خود داشته باشید، توان مقابله با آن را نخواهید داشت.
افرادی که اضافه وزن دارند، با توجه بیش از اندازه به اضافه وزن خود ، باعث سنگین تر شدن بار اضافه بدن خود می شوند.
به همین علت فردی که حتی ۵ کیلو اضافه وزن داشته باشد، احساس سنگینی بیش از حد می کند و خود را ناتوان در کاهش اضافه وزن خود می بیند.
اضافه وزن یک بعد وزنی دارد و یک بعد روانی.
۱۰ کیلو اضافه وزن از یک سو، ۱۰ کیلو اضافه بار برای بدن به همراه دارد و از سوی دیگر می تواند حدود ۱۰۰ کیلو بار روانی در ذهن فرد ایجاد می کند.
سوال ۶ :
استاد عزیز ،ممنون میشم که به طور کامل ،تفاوت جنبه ذهنی چاقی با جنبه جسمی را بیان فرمایید .
بله خواهش می کنم دوست عزیز :
جنبه ذهنی چاقی را خودتان ایجاد می کنید و جنبه جسمی آن خودبخود ایجاد می شود.
همه افراد چاق به اشتباه تلاش می کنند تا جنبه جسمی اضافه وزن که خودبخود ایجاد شده است را اصلاح کرده و متناسب شوند. به همین دلیل است که هرچقدر تلاش کنید لاغر شوید دوباره به وزن قبلی بر می گردید چون جنبه جسمی اضافه وزن خودبخود ایجاد می شود و برای چاق شدن نیاز به هیچ تلاش و برنامه ریزی خاصی نیست.
در همه روش های معمول که برای لاغری مورد استفاده قرار می گیرد تمرکز بر کاهش جنبه جسمی است و به همین دلیل ساده نتیجه همه این روش ها شکست خواهد بود.
برای رفع چاقی و رسیدن به شرایط لاغری همیشگی باید تمرکز شما بر جنبه روانی اضافه وزن باشد.
روش لاغری با ذهن تنها روشی است که در آن در جنبه جسمی اضافه وزن هیچ کاری انجام نمی شود و تمام تمرکز بر اصلاج حنبه های روانی چاقی است.
چون تبدیل شدن فرمول های ذهنی به تغییرات جسمی به زمان نیاز دارد و از آنجا که از قبل فرمول های چاقی در ذهن افراد ثبت و فعال می باشد، در شروع یادگیری لاغری با ذهن که افراد در حال ایجاد فرمول های صحیح برای لاغری در ذهن خود هستند فرمول های چاقی همچنان به فعالیت خود ادامه می دهند و جسم به صورت خودبخود چاق تر می شود.
اگر در این شرایط هستید اصلا جای نگرانی نیست. به زودی روند چاق شدن خودبخودی متوقف خواهد شد.
لازم است بدون توجه به تغییرات جسمی که روند کاملا خودبخودی است تمرکز خود را بر استفاده از آموزش های لاغری با ذهن حفظ کنید و با آرامش و احساس خوب مراحل یادگیری را سپری کنید.
استفاده از فایل های آموزش سبب می شود که افراد با محتوای چاقی ذهن خود آشنا شده و همچنین فرمول های لاغری را در ذهن خود ایجاد کند. فرمول های ایجاد شده نیاز به تکرار و استمرار دارند و پس از مدتی توسط مغز فرمان های جدید جهت تغییر وضعیت جسم به سمت تناسب اندام صادر می شود.
ضمن تشکر فراوان از جناب استاد عطار روشن سوال پایانی رو مطرح می کنم و همه شما رو به خدا می سپارم .
سوال پایانی ؟
چرا زمان تبدیل شدن فرمولهای ذهنی به تغییرات جسمی برای افراد ،متفاوته ؟
این اختلاف به دلیل تفاوت در میزان تمرکز و آرامش ذهنی افراد استفاده کننده است.
به اندازه ای که فرد بر یادگیری آموزش های لاغری با ذهن تمرکز داشته باشد و با توجه نکردن به موضوعاتی که باعث برهم زدن آرامش ذهنی خود می شود می تواند سرعت تبدیل شدن فرمول های ذهنی جدید به تغییرات جسمی را افزایش دهد.
البته افزایش سرعت تبدیل فرمول های ذهنی به تغیرات جسمی را نمی توان همواره اضافه کرد چرا که تغییر جسم نیازمند طی شدن پروسه فیزیکی است و باید انتظار معقولانه ای از جسم خود داشته باشید.
همانطور که چاق شدن سریع و چند روزه اتفاق نیافتاده است لاغر شدن هم نمی تواند در طی چند روز یا هفته رخ دهد
اما قطعا از همان روزهای اول از طریق تغییر احساس و نگرش خود متوجه تاثیرپذیر ذهن خود از آموزش های لاغری با ذهن خواهید شد.
میزان این تغییرات ارتباط مستقیم با تمرکز و شور و شوق شما برای یادگیری و به کار گیری آموزش ها دارد.
پایان مصاحبه
۱۴ مهرماه ۱۴۰۰
استاد در پایان این مقاله و مصاحبه فرضی یک سوال واقعی می پرسم .
طبق فرمایشات شما نباید به چاقی جسم در روند لاغری با ذهن توجه بشه .
خودتون می دونید که بچه های ورود به سرزمین لاغرا ،هر روز میثاق نامه می خونن و باید که جلوی آینه تمام قد بایستن و خودشونو ببینن و از خودشون فرار نکنن و دلایل دیگه ……..ولی همه ما به چاقی شکمی خودمون حساسیم و به دلایل مختلف خواه ناخواه به این اندام بی تناسب خودمون توجه نشون می دیم . خیلی وقتا هم این توجه کاملا ناخودآگاهه .مثلا خودمن وقتی دراز می کشم استراحتی کنم دستمو روی شکمم می کشم بلافاصله تصویر جدیدی از شکم چاق به ذهنم مخابره میشه ، یا وقتی توی خیابون در حال گذرم به شکم چاق آدما توجهم جلب میشه و یاد خودم میفتم ، اینروزا که یا آدما چاق و شکم گنده هستن یا متناسبن اما شکم دارن . متناسب بی عیب و صد در صد کمتر دیده میشن .
یا وقتی نوشیدنی و غذا می خورم احساس می کنم شکمم ورمش بیشتر میشه و سنگینتر ،و یا وقتی روی مبل و صندلی میشینم بلافاصله نگاهم روی این قسمت میفته .
خلاصه به دلایل متعدد حواسم میره به این عضو از بدنم و همینا باعث میشه این قسمت نسبت به اندامهای دیگه دیرتر به لاغری واکنش نشون بده .
چاره چیه استاد ؟
آیا میشه موقع میثاق نامه خوندن جلو آینه قدی نریم ؟
جالب اینجاست چند وقت پیش گفتم نشسته میثاق بخونم روبه آینه کوچیکی که روبروم گذاشته بودم .
همینکارم باعث نشد به شکمم و چاقیش بی توجه بشم یه صدایی بهم خندید گفت جلو آینه قدی نمی ری که مثلا شکمتو نبینی .به دیدن توی آینه نیست که تو تصاویر ذهنیتو می خوای چکار کنی ؟
خلاصه پاک مستاصل شدم که بالاخره راه حل درست چیه ؟
سلام و درود
از اینکه با ایده ای خلاقانه نوشته های جذاب و آموزشی به سایت تناسب فکری اضافه می کنید از شما دوست عزیز سپاسگزارم
در مورد سوالی که مطرح کردید:
برای من هم این موضوع وجود داشته و البته هنوز هم داره
ولی مساله اینه که در نهایت من نتیجه استمرار در لاغری با ذهن رو تجربه کردم
اگه دقت کنید زمانی که شما متناسب بودید و شروع به فکر کردن به چاقی و ایجاد تصاویر چاقی ذهن بودید باز هم متناسب بودید ولی در نهایت پس از مدتی چاق شدید
پس وضعیت فعلی مهم نیست، وضعیتی که در ذهنت ایجاد میکنی مهمه
همه افراد چاق، یه روزی متناسب بودند ولی اون زمان متناسب بودن مانع چاق شدن اونها نشد چون در حال توجه کردن به چاقی و یادگیری فرمول های چاقی بودند
اکنون هم افراد چاق در وضعیت چاق هستند و اگر به یادگیری فرمول های لاغری ادامه بدند فارغ از اینکه الان چاق هستند دوباره متناسب خواهند شد
از آینه و روبرو شدن با خودتون فرار نکنید
فرار کردن باعث برطرف شدن مشکل نمیشه
بنابراین سعی کنید با تغییر نگاه به وضعیت فعلی از مسیری که طی می کنید لذت ببرید
به این طریق قطعا نتیجه بهتری خواهید گرفت
نشان های دریافت شده
استاد جان سلام
شما از گرفتاری اینروزای من خبردارید و علت متوقف کردن تمرینات دوره ارو می دونید .
یه چند روزی هست که تا حدودی آرامش ذهنیم بیشتر شده و من به سایت و خوندن و نوشتن برگشتم .
ولی هنوز از اینکه تمرین هفته ششم رو شروع کنم مقاومت ذهنی دارم .
سعی کردم به قسمتهای دیگه توجه کنم و یه مطالبی رو بنویسم .
اما این حالت ناپایداره و هر آن ممکنه مسیله ای اتفاق بیفته که دوباره به هم بریزم .
اما فعلا خدارو شکر اوضاع آرامه .
از پاسخ شما کاملا قانع شده آرامش لازم را گرفتم و تایید می کنم و هیچگونه جای بحث نداره .
از پاسخ متین ، روشنگر و امیدوار کننده شما بی نهایت سپاسگزارم .
من پاسخ شمارو به همراه سوالی که مطرح کردم رو در دفترم وارد می کنم .شایدم به شکل یک دیدگاه جدید برای سایت بفرستم چون هم سوالم مهم بود و هم پاسخ شما بسیار عالی و قانع کننده
نشان های دریافت شده
سلام چقدر این پرسش و پاسخها عالیه شهربانو جان .
خیلی خوبه که دارید کتابش می کنید . چاپ هم کنید عالیه . آفرین و احسنت دارید واقعا 👏👏👏👏👏👏👏
نشان های دریافت شده
سلام خواهر خوبم خانم فاطمه سادات ،
خوشحالم که هر از گاه ایده هایی به ذهنم برای استفاده هر چه بهتر از محتوای سایت بهم الهام میشه … ایده جمع آوری پرسش و پاسخ من با استاد و یا دوستانم با ایشون رو گذاشتم بعد از پایان دوره اول تکرار عملی کنم … ما می خوایم برای باقی سالهای عمرمون مهمان این سایت باشیم و هر بار بهتر از قبل ازش بهره بگیریم ….. عجله ای نیست به لطف الهی ایده هارو به تدریج عمل خواهم کرد و خدا می دونه همین حالا چقدر لذت می برم از انواع فعالیتهام در سایت که به طور حتم بعد از متناسب شدن که باز هم باید در این مسیر بمونیم چه لذتی خواهم برد نگفتنی …
نشان های دریافت شده
به به دقیقا همینه و بسیار عالی .
نشان های دریافت شده
یکی از مهم ترین افکار چاق کننده توجه کردن به چاقی و اضافه وزن بوده است من تا ۸ سالگی کاملا متناسب بودم حتی من رو به اسم زهرا زردو صدا میکردند ومن اصلا دوست نداشتم چون در همسایگی ما خانمی به اسم زهرا بود که بسیار لاغر و زشت بود من در افکار کودکی خودم فک میکردم به خاطر لاغری زشته در حالی که زیباترین زنان دنیا خوش اندام و متناسب هستند از ۸سالگی چاق شدن من شروع شد و بیشتر از سمت خانواده ام مورد تحقی قرار میگرفتم و اونجا بود متوجه شدم با هم سن سالام فرق دارم مادرم میگفت کمتر بخور چه خبرته پدرم میگفت گوشت گفته کجان زشته خوشکلش کنم ومن واقعا نمی دانستم چی شده
هروز بیشتر به اضافه وزن توجه میکردم و چاق شدن من سریعتر شد جوری که ۱۴سالگی ۷۵ بود و ۱۸ سالگی به ۱۰۸ رسیدم چون هروز بهش توجه میکردم هروز خانواده ام دوستام گوشزد میکردند و تلاش من برای لاغر کردن جسمم شروع شد من بارها و بارها بارها رژیم های مختلف گرفتم ورزش های مختلف رفتم قرص های متفاوت خوردم چسب لاغری پودر فیبر پودر لاغری دمنوش بدنسازی اروبیک سونا و و و در تمام روش ها در حد ۱۵ تا ۲۰ کیلو به بدبختی کم میکردم و یعالمه عصبی میشدم و نمی توانستم ادامه بدهم ور حدود تایم کمی برمیگشت واقعا عاجز شده بودم دوسال پیش با این دوره آشنا شدم و تازه فهمیدم من اول ذهنم چاق شده وبعد جسمم.
پس در روند لاغری هم اول باید ذهنم لاغر بشه وبعد جسمم
در روشهای قبلی من به سراغ جسمم میرفتم دقیقا عین همون چاقی که شاید سالی دوکیلو بوده لاغری هم باید آرام آرام انجام شود ولی به مراتب سرعت لاغری از چاقی بیشتر است چون طبیعی جسم من است این مسیر فقط باید هروز تکرار شود با حس خوب با حال خوب
و یادآوری تغییرات خوب و مدام لا خودت تکرار کنی دقیقا عین روند چاقی که هر لحظه در مسیر چاقی بودی الانم باید هر لحظه در مسیر لاغری باشی و شک نکن وقتی ذهن متناسب بشه جسم به زیباترین شکل متناسب میشه و لذت میبری
راه صحیح لاغری فقط لاغری با ذهن است وتمم
واقعا همینطوره،من تا الان همیشه به اضافه وزنم فکر کردم،کارهای زیادی برای لاغری انجام دادم،که نه تنها چاقترم کرد بلکه باعث شد از خودم و خوردنم لذت نبرم
نشان های دریافت شده
سلام.وبسایت خیلی خوب و جامعی دارید.ممنون
سلام خدمت شما استاد عزیز و دوستان خوبم.😃
من متاسفانه چند روزیه که عزادار هستم و برای همین وقتِ فعالیت در سایت رو نداشتم.
اما باز هم اومدم تا در این سایت باشم
این چند روز که مراسم داشتیم متوجه شدم که همچنان ذهن من اضافه وزن داره که من همچین رفتارهایی از خودم نشون میدم .
سه روزه به هیچ عنوان نقطه گرسنگی نداشتم و همیشه زمانی چیزی میخوردم که کاملا سیر بودم.
در مراسم کاملا رفتار آدم های چاق و متناسب رو باهم مقایسه کردم.
آدم های چاق (مثل خودم که افکارشون بیشتر از جسمشون چاقه) از هر بهانه ای برای خوردن استفاده میکردن و کنترل دستشون رو نداشتن.و خرما و شیرینی برمیداشتن و میخوردن.
خودم هم همینطور شده بودم و میخوردم.
اما افراد متناسب اصلا غذاها و تنقلات نمیخوردن و حتی اونهارو نمیدیدن که بخوان بخورن. و بسیار از جمله میل ندارم استفاده میکردن
و به معنای واقعی، “خوردن” برای اونها چیز مهمی نبود.
چند روز پیش؛ از یکی دوستانم که بسیار متناسبه و شاید خیلی هم لاغره پرسیدم :
نسبت به کلمه غذا چه حسی داری؟
گفت:
نمیدونم چی بگم..غذا؟ خب اگر میگفتی لواشک شاید میگفتم خیلی دوست دارم و عاشقشم؛اما غذا…شاید به منزله زنده بودن و ادامه زندگی باشه!
وقتی این جملهاش توی ذهنم اِکو میشد واقعا باورنکردنی بود که چقدر این قانونِ بدنم درست کار خودشو انجام میده.
من وقتی کلمه غذا به ذهنم میاد، مغزمتصاویری از خوشمزگی رنگ و لعاب و…به یاد میاره
اما دوست متناسبم چی؟ اصلا حتی کلمه خوشمزه رو هم به زبون نیاورد.
اون وقت من توقع چی داشتم از بدنم؟ اینکه با همچین افکاری لاغر بشه؟
خب معلومه که نه..
و در اخر گفت:
من خوراکم از همه خانواده کمتره و یک جمله از پیامبر رو خیلی دوست دارم که میگه:
هروقت گرسنه شدی بخور و هروقت هنوز سیر نشدی از سر سفره بلند شو!
واقعا هم همینطوره…من هر وقت پرخوری یا اضافه خوری میکنم حس خوبی ندارم.
مگه ما به این دنیا نیومدیم که احساسات خوبی رو تجربه کنیم؟؟
ولی چرا تکرارش میکنم رو نمیدونم! ..
اما خب هر کس دیگه بود و رفتار این چند روزش رو میدید،جا میزد و میگفت من درست بشو نیستم و بیخیال؛
اما من به خودم قول دادم که تغییر کنم!
درسته ذهنم میگه خوردن یک نوع لذته.چرا کم بخوری؟ چرا به اندازه نیازت بخوری؟ رها کن و بخور..
اما امروز وقتی رفتم و عکس های دوران لاغری خودم رو دیدم دوباره تحریک شدم که بهتر عمل کنم و توی سایت وقت بگذرونم.
دیدم چقدر زیبایی صورتم ،وقتی لاغر و استخوانیه چند برابر میشه.
چقدر اندام متناسب بهم آرامش بیشتری میده.
و خیلی دلم برای جسمی تنگ شد که بیشتر از یک ماه نداشتمش..
جسمی که با فشار جسمی و روحی تونستم متناسبش کنم رو خیلی دوست دارم
این بار نمیخوام فشار زیادی به جسم و مخصوصا روحِ عزیزم بیارم .
این روند چاق شدن توی هفته های اول برای من اتفاق افتاد.مخصوصا منی که باور داشتم بعد رژیمم چاق میشم.
پس:
“افکار من تبدیل به رفتار من شد،بعد رژیم چاق شدم.”
واقعا تک به تک جملات این بخش برای من اتفاق افتاد!
اول خودم احساس چاقی داشتم،بعد ترازو وزن بالاتر رو به من نشون داد سپس اطرافیان چاقی من رو تایید کردن و در نهایت رفتار هایی از من سر زد که در راستای افکارم بود.
به همین راحتی!
پس حالا همون جاده ای که رفتم رو باید برگردم….
اول خودم احساس لاغری کنم ،ترازو از زندگیم حذفه،سپس اطرافیان لاغری من رو تایید کنن و در نهایت رفتار هایی از من سر بزنه که در راستای افکارم هست.
به همین راحتی!
خیلی راحت کل لاغری با ذهن رو در چند سطر بیان کردین
استاد عزیزم.ممنون بابت زحمات شما💜
سلام و درود
دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری نوشتید