تلاش فیزیکی مانند ورزش و کنترل تغذیه، از روشهای رایج در جهان برای کاهش وزن است 🏃♀️🥗
اما نکته مهم اینجاست که فعالیت بدنی بهتنهایی برای دستیابی به لاغری پایدار کافی نیست.
برای رسیدن به نتایج مؤثر، لازم است هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری شکل بگیرد 🧠💪
ترکیب تلاش ذهنی و فیزیکی، راهی ماندگار برای کاهش وزن و ساختن سبک زندگی سالمتر خواهد بود 🌿✨
💪 تلاش فیزیکی برای لاغری
برای رسیدن به هر آرزویی—از جمله لاغر شدن—نیاز داریم ذهن و جسممون با هم هماهنگ باشن.
✅ هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری، کلید رسیدن به اندام دلخواهته.
خیلی از ما بارها رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، دمنوش خوردیم، اما به نتیجهای نرسیدیم… چرا؟
چون فقط جسممون رو درگیر کردیم، نه ذهنمون رو!
✅ وقتی ذهن و جسم با هم همصدا بشن، مسیر لاغری سادهتر و لذتبخشتر میشه. 🧠💓💪
از اون طرف، اگر فقط با ذهن کار کنیم و جسم رو رها کنیم، باز هم نتیجه نمیگیریم.
📌 هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری یعنی هر دو با هم در یک مسیر باشن، نه یکی جلوتر و یکی عقبتر.

🏃♀️ تلاش فیزیکی یعنی چی؟
تلاش فیزیکی همون چیزیه که بیشتر آدما اولین بار بهش فکر میکنن: رژیم، ورزش، دمنوش و قرصهای لاغری…
🥗 رژیمهای غذایی سعی میکنن با کم و زیاد کردن حجم یا نوع غذا، بدن رو مجبور به کاهش وزن کنن.
🏋️♀️ برنامههای ورزشی بدن رو به تحرک وادار میکنن تا چربیسوزی اتفاق بیفته.
🍵 انواع داروها و دمنوشها هم طراحی شدن تا متابولیسم بدن رو تغییر بدن و با کمک بدن، فرآیند لاغری جلو بره.
اما نکتهی مهم اینه که اگه این کارها بدون همراهی ذهن انجام بشن، معمولاً موقتی یا بینتیجهان 😞
✅ هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری یعنی هر تصمیمی که برای جسمت میگیری، باید با پشتوانهی ذهنی و احساسی باشه. 🎯
💞 در نهایت…
مثل هر رابطهای، ارتباط با بدن و ذهنمون هم نیاز به تمرین و توجه داره.
وقتی با خودت دوست باشی، وقتی به درونت گوش بدی، دیگه فقط به ظاهر توجه نمیکنی، بلکه از درون تغییر میکنی.
✅ هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری یعنی لاغر شدن از درون تا بیرون.
🪞 این هماهنگی، ترکیبی از خودشناسی، پذیرش و مراقبته. لاغری فقط یه عدد روی ترازو نیست؛ یه سبک زندگی و یه حس آرامش درونی هم هست.
✅ من با هماهنگی ذهن و جسم، به بهترین نسخه از خودم تبدیل میشوم. ✨

🧠 تلاش ذهنی برای لاغری = هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری
هماهنگی ذهن و جسم برای لاغریی به مجموعهای از تمرینات ذهنی، باورسازی و روشهای روانشناختی اشاره دارد که به افراد کمک میکند تا بدون نیاز به رژیمهای سخت و یا ورزشهای سنگین، به وزن ایدهآل خود برسند. ✨
⚖️ این رویکرد بر این باور استوار است که اضافهوزن بیشتر از دلایل فیزیکی، ریشه در باورها و احساسات منفی دارد. 💭💔 با تغییر نگرش و باورها، میتوان رفتارهای غذایی و سبک زندگی را تغییر داد. 🌱🍎
تلاش ذهنی یعنی کاری کنی که ذهنت باهات همراه شه! ✨
هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری؛ یعنی ذهن و احساساتت رو طوری تربیت کنی که همراه و همجهت با خواستهات برای لاغری بشن.
🔍 اولین گام شناسایی باورهای منفی و محدودکنندهای است که ممکن است باعث پرخوری، عدم فعالیت بدنی، یا گرایش به غذاهای ناسالم شود. 🚫🍩🏃♂️
تلاش ذهنی یعنی آموزش ذهن، ساختن باورهای تازه و استفاده از تکنیکهایی که تو رو از درون تغییر میدن.
این مسیر کمک میکنه بدون رژیم سخت یا ورزش سنگین، قدمبهقدم به وزن ایدهآلت نزدیکتر بشی. 🎯✨
✅ وقتی ذهن و جسمم با هم هماهنگ باشن، مسیر لاغری برام هموار میشه.
💭 باورها، کلید پنهان وزن ما هستند
این روش بر پایهی یه اصل مهمه:
بیشتر چاقیها فقط جسمی نیستن، ریشه در باورها، احساسات و ذهن ما دارن.
🍩 مثلاً ممکنه چون فکر میکنی هیچوقت لاغر نمیشی، ناخودآگاه با پرخوری خودتو sabo کنـی.
✅ با هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری، باورهای منفی رو شناسایی میکنم و با باورهای سازنده جایگزینشون میکنم.

🔍 اولین گام: پیدا کردن صداهای محدودکننده ذهن
همهمون صداهایی در ذهنمون داریم که میگن:
🔸 «تو همیشه چاق میمونی»
🔸 «تو اراده نداری»
🔸 «لاغر شدن فقط با سختی ممکنه»
این صداها باعث رفتارهای تکراری میشن که مانع لاغری میشن. اما وقتی بشناسیشون، قدرتت برای تغییر شروع میشه 💪
✅ من صداهای محدودکننده رو خاموش میکنم و خودم رو دوباره مینویسم. 📝
🎥 تصویرسازی ذهنی، پلی بین رؤیا و واقعیت
وقتی هر روز خودتو توی وزن ایدهآلت تصور میکنی، انگار داری با ناخودآگاهت قرارداد میبندی.
🌈 خودتو توی لباس مورد علاقهت ببین، سبک، باانرژی، آزاد…
✅ من با تصویرسازی ذهنی، ذهنم رو در مسیر هماهنگی با جسمم قرار میدم.
با تکرار این تصویرسازی، رفتارهای سالم مثل انتخاب غذای بهتر یا تحرک بیشتر، کاملاً طبیعیتر و راحتتر میشن.
🍫 آگاهی از لحظههای هوس
یاد میگیری قبل از خوردن از خودت بپرسی:
❓ «الان گرسنهام یا ناراحتم؟»
❓ «این غذا برام مفیده یا فقط یه تسکینه؟»
🧘♀️ این آگاهی کمک میکنه بهجای خوردنِ هیجانی، بهسمت انتخابهای هوشمندانه بری.
✅ من در لحظات هوس، حضور دارم و انتخاب میکنم، نه تسلیم میشم.
😮💨 استرس، دشمن پنهانی ذهن و جسم
استرس زیاد باعث پرخوری، خواب ناآرام و انتخابهای ناسالم میشه.
ولی با مدیتیشن، تنفس عمیق یا حتی چند دقیقه سکوت، میتونی ذهنت رو آروم کنی و بدنت رو از این فشار رها کنی.
«رویکردهای ذهنآگاهی به کاهش وزن کمک میکنن و افراد رو نسبت به پرخوری هیجانی آگاهتر میکنن»
✅ وقتی ذهنم آرومه، جسمم بهتر واکنش نشون میده.
🌿 هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری یعنی ساختن فضای آرامش درون، تا بیرونمون متعادل بشه.
🍽 غذا بهعنوان عشق، نه فرار
خیلی وقتها غذا راهیه برای فرار از احساسات: تنهایی، خستگی، اضطراب…
اما وقتی نگرشت رو به غذا عوض کنی، دیگه ازش بهعنوان پناهگاه استفاده نمیکنی، بلکه برای تغذیهی بدنت ازش لذت میبری.
✅ من با عشق به خودم غذا میخورم، نه از روی ترس یا فرار.
🗣 قدرت خودگویی مثبت
هر بار که به خودت میگی:
🔸 «من میتونم»
🔸 «من ارزش لاغر شدن رو دارم»
🔸 «من در مسیر سلامتی هستم»
داری ناخودآگاهت رو برنامهریزی میکنی! 🧠💾
✅ من با کلماتم ذهنم رو تغذیه میکنم و جسمم رو هدایت میکنم.
🌟 نتیجه: لاغری پایدار از دل شروع میشه
تلاش ذهنی، مکمل تلاش فیزیکی نیست؛ بلکه پایه و اساسشه.
وقتی ذهن و جسمت هماهنگ بشن، لاغری نهتنها راحتتر، بلکه پایدارتر میشه.
✅ من ذهن و جسمم رو یکی میکنم تا به اندام متناسبم برسم.
✅ هماهنگی ذهن و جسم برای لاغری، راز آرامش، انگیزه و نتیجهی واقعیه.
هماهنگی ذهن و جسم
فایل صوتی را با دقت گوش کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.68 از 85 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
من فرزانه ابوالحسنی هستم هدفم بهتر زندگی کردن و راضی بودن
سلام خدای مهربون سلام خدا جونم خدایا من ممنون متشکر و سپاسگزارم که همراه من هستی و مرا همراهی و هدایت میکنی تا بتونم با کمک تو بهترین تمرینم بنویسم خدایا خیلی بزرگی و دوستت دارم
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
بله استاد واقعا همین جور بوده نه فیزیک به تنهایی کار میکنه نه متافیزیک ترکیبی از اونها بهترین راهه
واقعا اون روزا چقدر زحمت میکشیدم کاش فقط زحمت کشیدن بود چقدر اذیت میشوم چقدر رنج میکشیدم چقدر سختی ها رو تحمل میکردم چقدر مزه تلخ تجربه کردم چقدر دمنوش چقدر ورزش چقدر و چقدر و چقدر های دیگه رو انجام دادم در نهایت نشد به وسیله فیزیک جسم خودم تغییر بدم
و بعد هم وارد این دنیای شگفت انگیز شدم اولش نتونستم بوسیله متافیزیک هم به خواستم برسم میگفتم ایمان داشتم یقین داشتم باور داشتم مطمئن بودم این بهترین راه حتما نتیجه میده خداییی نتیجه میدا ولی بازم به تنهایی نمیشد از متافیزیک استفاده کنم
الان که دارم یاد میگیرم از ترکیب این دو استفاده کنم نتیجه خیلی فراتر از انتظارم تجربه و زندگی میکنم خدایا شکرت
برای کسب درآمد هم خیلی از متافیزیک استفاده کردم اما نشد کلی فکر میکردم درسهایی که خونده بودم مرور میکردم به این دلیل اون دلیل من باید درآمد داشته باشم اما اما اما تا وقتیکه از فیزیک استفاده نکردم نتیجهای حاصل نشد
من الان برای شغلم هم از فیزیک هم از متافیزیک استفاده میکنم
من اگلباس میبافم در عین بافتن با خودم با خدای خودم حرف میزنم خدایا من میبافم مشتریهاش با ت خدایا خودت گفتی که باید یه کاری انجام بدید تا بتونی پول وارد زندگیت کنی نمیتونم خیلی توضیح بدم
چون برای گام ۴ و ۵ رسیدن به آرزوهاست
کلی صحبت میکنم خدایا خودت گفتی پس من میبافم مشتریهاش با تو و گفته های خداوند البته از زبان استاد عزیزم به خدا میگم که اونجا اینجوری گفتی پس طبیعی که من ببافم مشتری هم داشته باشم تازه همون مشتری های که تو گفتی در اون جلسات رو میخوام دنبال کننده نمیخوام
من ماه قبل در پیج دیوار سه نفر پیام دادن ظاهرا میخواستن سفارش بدن بعد از کلی صحبت کردن گفتن باشه بعدا مزاحمتون میشم من دنبال کننده نمیخوام مشتری میخوام و من نا امید نمیشم میبافم و امید دارم خداوند یه روزی در همین نزدیکیها منو با مشتری همزمان میکنه باعث میشه پول وارد زندگی من بشه خدایا شکرت
استاد یکم سخته که افت دریافت کنی اما ایمان داشته باشی خداوند مشتری میفرسته
امروز دختر بزرگم اومده خونه من من داشتم موتیف میبافتم به من میگه مامان این چرا این رنگی چرا رنگاش به هم نمیخوره آخه مردم مگه دور از جون شما بی ادبی نباشه مغز خر خوردن بیان اینو از تو بخرن فلان آنقدر
نمیگه این کار سنتی این کار حاصل دست خودم خودم با دستانم بافتم خیلی هم زیباست آنقدر انسانها هستند از ترکیب این رنگها خوششون میاد الان دارم میبینم افراد ناخن دستشو دو تا رنگ کمرنگ زده سه تا شو جیغ زده میگن ترکیب نود با جیغ خیلی قشنگه مردم دوست دارن
منم آبی و سفید بافتم قرمز هم حاشیه اش یکم پر رنگ تر اون دو رنگ میگه زشته کسی نمیخوره ولی من نا امید نمیشم اگر من اون رنگا رو بافتم پس هدایت خداوند بوده پس مشتری هم داره کسی که لاک دستشو این رنگی انتخاب میکنه تازه خیلی تفاوت داره با هم لباسم دوست داره این رنگی باشه
منم علاقم دنبال میکنم از این شاخه به اون شاخه نمیکنم بگم نه از این نمیتونم درآمد کسب کنم برم کار دیگه کنم علاقه ام دنبال میکنم بقیه اش میسپارم به خدا
استاد قبلنا من اینجوری نبودم که خیلی زیاد بخورم منم به اندازه خودم زیاد میخوردم چون اگر نمیخوردم چاق نمیشدم استاد الان یادم افتاد که هنوزم فکر میکنم خوردن باعث چاقی میشه درسته ولی وقتی سیر باشی خوردن باعث چاقی میشه
من اون روزا همیشه رژیم میگرفتم الانم عکس پروفایلم برای ۴۵ یا ۴۳ سالگیم همون روزهایی که همیشه رژیم بودم هنوز موضوع تیروئید بیماریها وسط نیومده بود
اون روزا که از این آگاهیها بهرهای نبرده بودم الانم تازه درک کردم خجالت میکشم که بارها شنیده بودم ولی من به نظرم به اندازه نیاز بدنم غذا میخوردم
خوب همین طور هم بود ولی فقط شبهایی که خوابم نمیبرد مجبور بودم از رختخواب بیام پایین تا دورگباره خوابم بگیره اون روزا که نه تا همین دفعه قبل گرسنه میشدم گاهی یه چیزی میخوردم این دفعه که دیشب بود گفتم نه من سیر هستم بدن من نیازی به غذا نداره تا سه ساعت بعد یه رفلاکس شدید گرفتم احساس گرسنگی داشتم یکم نون و پنیر خوردم دقیقا نصف چیزی که دفعات قبل میخوردم هر چی گشتم قرص معده رو پیدا نکردم مجبور شدم یه چیزی بخورم تا معده ام خوب بشه بتونم بخوابم
ولی باید هواسم باشه که چطور غذا میخورم ایمان داشتم دارم که به اندازه نیاز بدنم غذا میخورم خوب گاهی بچه ها ساعت ۹ اینا شامشونو میخورن من اگر خیلی گرسنه نباشم نمیخورم هر وقت گرسنه شدم میخورم در نتیجه ممکن ساعت ۱۲ شب قبل از خواب باشه میخورم و میخوابم خوب نیاز بدنم اضافه نمیخورم
ولی زمانیکه خوابم نبره طبق درسی که یاد گرفتم فکر میکردم باید چیزی بخورم ولی این دفعه گفتم استاد گفتن ممکن از این نوع مواد غذایی استفاده کنید نگفتن که حتما باید بخوری پس من نمیخورم نیاز ندارم نخوردم
من علاقه به لاغری هم دارم ولی گاهی که دلم میخواد میبینم خیلی وقت مثلا ژله نخوردم میرم میخرم و میخورم ولی خدارو شکر رفتارم بینهایت تغییر کرده من دفعات قبل یه دونه ژله رو کامل تنهایی میخوردم یعنی میتونستم بخورم و معمولا یکی درست میکردم با همسرم میخوردیم ولی این دفعه تمایل به خوردنش نداشتم نصفه خوردم وقتی درست کردم دیگه نمیتونستم بخورم و کلا دیگه تمایلی به خوردن
ژله های دیگه نداشتم من فکر میکردم چون خیلی وقت نخوردم حتما زیاد میخورم ولی خدارو شکر خداروشکر نتونستم بخورم فقط ژله هلو نصفه خوردم بعدا از ژله انگورم یکم خوردم دیگه نخوردم اصلا دیگه میگن نفسم کشته شد دیگه اصلا دوست نداشتم ژله میدیدم تو یخچال ولی دست نمیزدم
من خدارو شکر رفتار اشتباه زیاد ندارم مثلا اون روزا میتونستم دو تا بستنی پشت سر هم بخورم الان دیگه نمیتونم بخورم یکی اونم به زور بخورم که معمولا یکی میخرم با همسرم میخوریم
یا خدارو شکر تنقلات خیلی نمیخورم سعی میکنم بجای وعده غذا هم مصرف نکنم غذای سالم بخورم
اینو هم درک کردم که تغییر کردن اینجوری نیست که دستم قفل بشه یا دهانم باز نشه که من چیزی بخورم خودم احساس میکنم دیگه میلی به خوردن اون چیز ندارم مگر اینکه اون چیز خیلی وقت باشه نخورده باشم مثل ژله اونم خدارو شکر نتونستم بخورم
من میدونم که من مسئول صد در صد زندگیم هستم مسئول خوردنم مسئول خوابیدنم مسئول اوضاع مالیم و مسئول تک تک بخشهای زندگیم هستم و خودم متوجه میشم کجای کارم اشتباه یا چه رفتاری دارم اشتباه دیکه انجامش نمیدم اینو خدارو شکر یاد گرفتم
میدونید استاد من خداروشکر خیای از افکارم و رفتارم دقیقا مشابه افراد متناسب شده
مثلا چند روز پیش دخترم کاکائویی خرید شکل تخم مرغ کوچولو با ضر ورق پوشیده شده اون روزا خوشمزه بود این بستگی با کارخونه اش داره یعنی مارکش داره دخترم فقط دید اون مدل خرید و من خیلی نخوردم چون به دهنم مزه نداد خوشمزه نبود کلش اگر چهار تا خورده باشم
من خدارو شکر به نتیجه اعمالم حساس هستم مثلا من پفیلا پنیری خیلی دوست داشتم الان کم مزه شده دیگه مزه پنیر نداره خیلی دوست ندارم
اون روزا یه مدت میدیدم عه دارم خیلی پفیلا پنیری میخرم درستکه همه با هم میخوردیم اما من بیشتر میخوردم من گاهی گرسنه هم میشدم میخوردم میدیدم زود به زود دارم میخرم با خودم گفتم هی خانم هواست هست داری زیاده روی میکنی و دیگه نخریدم تمام شد تا نمیدونم چند ماه پیش چند روز پیش دو تا خریدم با هم خوردیم
یا یه مدت میدیدم دارم زیاد بستنی میخورم گفتم زیاده روی نخوردم دیگه
ولی چون میدونم به اندازه نیاز بدنم میخورم خیلی زیاد سخت نمیگیرم
استاد یه روزهایی هم دارم خیلی کم غذا میخورم یه روزهایی هم دارم نسبت به چند روز پیش بیشتر غذا میخورم ولی احساس میکنم درک میکنم نیاز بدنم وگرنه من به فشار شکم میرسم اگر فقط دو تا لقمه زیاد بخورم آنقدر اذیت میشم که میگم چرا این کارو انجام دادی تو این رفتار زشت نداشتی الان شده دو تا لقمه بمونه نمیخورم تازه هر غذایی هم نمیخورم
من رفتارم اشتباه باشه ورک میکنم در هر جنبه از زندگیم ها اگر تند حرف بزنم با همسرم همون لحظه متوجه میشم میگم از تو بعید چرا این رفتار داشتی و یه جوری ازش معذرت خواهی میکنم
و استاد اینم بگم رفتار همسرم خیلی تغییر کرده دیروز دیدم به خریده آورده گفتم به خریدی گفت آره گفتم تو دوست داری خریدم این کارو نمیکرد مگر اینکه من میگفتم چند بار ولی الان خودش خرید منم خیلی ازش تشکر کردم که یادش بوده من چی دوست دارم
منم از زمانیکه وارد این مسير الهی شدم رفتارم مهم شده این چند وقته شاید یکسال میشه رفتارم خیلی مهم شده که زیادی نخورم رفتار اشتباه داشتم بارها شده از وقتی تصمیم گرفتم غذای سالم مصرف کنم گاهی شده بایگت خوردم گرسنه بودم گاهی پفیلا خوردم اشتباه داشتم ولی خدارو شکر نسبت به چند ماه قبلم خیلی خوب عمل میکنم
اونم خیلی وقت بود بایگت نخورده بودم یه روز دیدم یادم افتاد عه بایگت دو تا خریدم خوردم همون موقع یعنی وقتی گرسنه شدم
استاد بخدا هر چقدر ازتون تشکر کنم بازم کمه چون من همون گام اول کلی تغییرات داشتم دیگه عادتی که چند سال قبل داشتم الان به هیچ وجه ندارم بینهایت بار به توان تیلیارد سپاسگزارم آگاهی شما آنقدر جامع و کامل بوده که منو ۱۸۰ درجه تغییر داده الانم وقتی میبینم یه عادتی رو یه کاری رو دارم زود به زود انجام میدم سریع متوجه میشم سریع کات میکنم
اینم هست که من نسبت به شما استاد عزیزو گرامیم اضافه وزن کمتری تجربه کردم خوب طبیعی هر کس دیگه ای باشه نسبت به اضافه وزنش عادتهای دیرتر تغییر میکنه ولی ایمان دارم که تغییر میکنه چون به بهترین شکل ممکن تغییر کردن تجربه کردم بینهایت سپاسگزارم
من هم لباس تنگ دارم ولی از اول به من تنگ بوده و بعضی لباسها رو هم خریدم فکر میکردم اندازم میشه ولی تنگ بوده نپوشیدم الانم گاهی میرم اونو برمیدارم یادم نمیاد که این برام تنگ وقتی میپوشم میبینم برام تنگ بادم میافته که از قبل برام تنگ بوده خدارو شکر لباسهام دائم دارن گشاد و گشاد تر میشن خدایا شکرت
اینم درک کردم که یادم شما گفتید تا یه جایی رو با ذهن کنترل میکنیم از یه جایی به بعد تو هم باید بیایی وسط که اون همون جایی بود که وقتی ما سیر هستیم چیزی نخوریم و یا هواسمون باشه که این رفتار من اشتباهه آیا من میخوام رفتار اشتباه تکرار کنم یا نه تصمیم میگیرم رفتار صحیح انجام بدم در نتیجه نمیخورم رفتار اشتباهم تکرار نمیکنم
من سختم نبود بپذیرم من درکی ازش نداشتم بعدا شما گفتید اونها رو تجربه و زندگی میکنید گفتید دوستی گفته من گفتم مثلا من به اندازه نیاز بدنم غذا میخورم الان اصلا نمیتونم یه لقمه بیشتر بخورم الان دارم اون جمله رو زندگی میکنم
قبلا خیلی این کارو انجام میدادم همه و همه رو مقصر میدونستم جرا چون شرایط من اینه من مشکل دارم ولی الان درک میکنم خودم مسئول همه چیز هستم و داستان دو نفر و دعوا سنگ و خوردن سنگ به من حفظ هستم همون باعث شد من درک کنم که من مسئول صد در صد زندگیم هستم
اسناد گاهی هم متوجه نمیشم چرا من در این همزمانی هستم من چکار کردم الان در این شرایط هستم میگم حتما یه فکر منفی داشتی که باز تابش این بوده تو در این شرایط قرار گرفتی
خدارو شکر میکنم بخاطر فایل چشم زخم من همون فایل اولش و گوش دادم اما بخوبی درک کردم موضوع چشم زخم و دیگه به موضوع چشم زدن عقیده ندارم
من زمانیکه میرفتیم باغ به بهانه های مختلف گاهی رفتار اشتباه داشتم الان از باغ اومدی کا داشتی خسته هیتی بستنی بخور انرژی از دست رفته جایگزین بشه بسیار رفتار اشتباهی بود
چرا من انرژی شاید از دست داده بودم اما غذا مثلا جوجه خوردم انرژی منجایگزین میشه و خوردن دوتا بستنی یکیش زیادی بود وقتی دیدم این بهانه ها به دلایل مختلف تکرا ر میشه قط اش کردم
رفتار اشتباه واقعا اشتباهه دلیل نمیشه من تکرارش کنم خوردن دو تا بایگت پشت سر هم اشتباهه نیاید بخورم تصمیم گرفتم هر چیزی میخوام یه دونه بخرم بخورم تمام دیگه نباید بمونه برای فردا چون خواه یا نا خواه باعث رفتار اشتباه میشه
تصمیم گرفتم همون موقع خرید بگم کی میخوره اگر نخواستن الکی برای اونها تهیه نکنم چون نمیخورن و من خودم فردا میخورم یه رفتار اشتباه دیکه
من به قدرت جاذبه بینهایت اعتقاد دارم و میدونم واقعا که افراد مشابه افکار مشابه رفتار مشابه یکدیگر جذب میکنن و ایمان دارم بهش
استاد برای اینکه زیاد فایل گوش بدم تصمیم گرفتم هد فون تهیه کنم که بتونم راحتر بهتر فایلها در دسترسم باشم گوشش کنم
استاد استاد به این دوستم تبریک میگم واقعا این موضوع هم در شمار کلید طلاییها قرار میگیره واقعا بهشون آفرین میگم از درکی که داشتن دوست عزیزم بهتون افتخار میکنم که یه چنین موضوعی درک کردید و باعث شدید منم اون موضوع درک کنم من البته اینو بگم یکم درک کرده بودم ولی نمیدونستم چکار کنم که بهبود حاصل بشه
من خدارو شکر با شوق و ذوق دوره رو تهیه میکنم و خدارو صد هزار بار شکر هم تا آخر دوره همون شوق و ذوق دارم چون میگم خوب این گام برداشتم تموم شد فایل جلسه بعد دانلود کنم ببینم خداوند چه اگاهیهایی رو برای من در نظر گرفته با شوق زیاد اونم گوش میدم تمرینشو مینویسم چون برای اولین باری که گوشش میکنم برام تازگی داره
من خدایی وقتی بخوام فایل درسیم گوش بدم میشینم هیچ کاری انجام نمیدم فایل گوش میدم تمرین هم مینویسم و بخوام فایل تصویری هم گوش بدم هیچ کاری نمیکنم موقع فایل گوش دادن نه گاهی میشه که تلفن زنگ میزنه موقع گوش دادن باید جواب بدم گاهی برای بچه ها غذاشونو میارم ولی بیشتر اوقات تنهایی هستم فایل گوش میدم تمرین مینویسم گاهی هم هنگام بافت چون میخوام تلوزیون صداشو نشنوم هد ست میزارم فایل گوش میدم ولی بیشتر مخصوص فایل میشینم گوش میدم
خوابن که اصلا نمیبره تلوزیون هم اصلا نمیبینم
من این کار رو هم انجام میدم یه مبل تک نفره با یه میز عسلی هست من گاهی روی مبل میشینم تمرین مینویسم فایل گوش میدم گاهی هم میشینم روی زمین میز میزارم جلوی خودم فایل گوش میدم تمرین مینویسم
نوشتنی ها مو مینویسم از میز استفاده میکنم دقیقا گوشه ای از پذیرایی
موبایلم اگر یک دفعه جواب ندم همه نگران میشن یهو میبینم کلی پیام اومده کجایی به این میگن موبایل همراه برای همین زنگ بخوره جواب میدم معمولا هم زنگ نمیخوره
استاد من از پاسخهایی که شما به من میدید خیلی طول نمیکشه ولی بازم بهترین پاسخ من درس میگیرم آرام میشم
من پر انرژی ترین تایمم میام فایل درسهام گوش میدم تمرین مینویسم من معمولا تمرینهایی که انجام میدادم برای گام سوم از هر وقت که بیدار میشدم شاید نیم ساعت بعد گاهی هم همون موقع شروع میکردم تا زمانیکه تموم بشه و من معمولا چند ساعت طول میکشید تا تمرین بنویسم
استاد من الان کاملا متوجه میشم که دارم کار اشتباهی انجام میدم یا نه کارم صحیح من الان داشتم جاتون خالی شنسل درست میکردم و گرسنه هم بودم همون جا روی گاز خوردم من میدونم این رفتار من اشتباه که روی گاز غذا بخورم اونم داغ داغ بخورم اما گفتم من گرسنه ام غذا مو میخورم دیگه سر سفره چیزی نمیخورم یا اگر خیلی گرسنه نباشم نمیخورم با بچه هد بخورم من خیلی وقت بود این عادت اشتباه تکرار نکرده بودم ولی به محض انجام دادم متوجه شدم یادم اومد که رفتارم اشتباه ولی گرسنه بودم
من خدارو شکر میان وعده ندارم بنام غذا شاید گاهی دلم یه میوه بخواد میخورم اونم معمولا گرسنه هستم صبحانه نخوردم و گرنه میان وعده ندارم چیزی نمیخورم
گاهی میشه ناهار نمیخورم عصر گرسنه میشم یه چیزی میخورم ولی میان وعده نیست
من خدارو شکر دیگه چیزی بنام عاشقشم ندارم شنسل دوست دارم خیلی وقت هم بود درست نکرده بودم وگرنه روی گاز نمیخورم دیگه هم مثل قبل عاشقش نیستم ولی دوستش دارم
من برای یاد گرفتن باید چه اصولی رعایت کنم
اول اینکه باید یه تایمی رو انتخاب کنم که آرامش داشته باشم نگران این نباشم که باید غذا درست کنم و ……
دوم اینکه هواسم جمع کنم ببینم استادم در فایل چی میگه
سوم اینکه هر کجا که دیدم حس کردم این نکته مهم چند باز اون موضوع برای خودم تکرار کنم تا در ذهنم ثبت بشه
چهارم اینکه هواسم به عملکردم در طول روز باشه رفتار اشتباهی تکرار نکنم
پنجم اینکه باید یاد گرفتن یاد بگیرم
آنقدر تجسم استفاده میکنم برای تجربه کردن خواستهام
من خدارو شکر بهترین الگو دارم که اونم لاغری با ذهن
منم میخوام هدفون تهیه کنم تا بتونم ساعات بیشتری از روز افکار مثبت داشته باشم