0

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که جلوی لاغر شدن شما را می‌گیرند (گام ۷۲)

باورهای اشتباه درباره کاهش وزن
اندازه متن

شاید برات آشنا باشه که می‌گن: «از هرچی بترسی، سرت میاد!» 😨 ولی وقتی پای لاغر شدن وسطه، ماجرا یه کم فرق داره…

ترس از لاغری یکی از همون باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که به‌جای کمک، مثل یه ترمز ذهنی، جلوی حرکتت رو می‌گیره.

در حالی که فکر می‌کنی داری راه درستو میری، ناخودآگاه تصویر شکست رو هی توی ذهنت تکرار می‌کنی 😓

بیایم با هم ریشه این ترس رو بشکافیم و ببینیم چرا ذهنمون گاهی به‌جای کمک، جلوی لاغر شدنمون رو می‌گیره… 🧠✨

🌪️ وقتی ترس فرمان زندگی رو به دست می‌گیره…

تا حالا شده با خودت فکر کنی چرا وقتی از یه اتفاق بد می‌ترسی، خیلی زودتر از چیزی که فکرش رو می‌کردی، اون اتفاق میفته؟

اما وقتی که یه آرزو داری و با عشق و اشتیاق دنبالش می‌ری، یا اتفاق نمیفته یا انقدر دیر میاد که دیگه اون حس خوبِ رسیدنش هم نیست؟ 😔

منم بارها این سؤالو از خودم پرسیدم. مخصوصاً تو مسیر شناخت قوانین جهان هستی.

واقعیت اینه که ترس، یکی از ریشه‌ای‌ترین باورهای اشتباه در ذهن ماست.

یه فکری که هنوز هیچ اتفاقی نیفتاده، اما ما تو ذهنمون بارها اون سناریو رو ساختیم، تصویرسازی کردیم، بهش پر و بال دادیم، و حتی آخرشو هم پیش‌بینی کردیم! 😵‍💫

مثلاً وقتی از شکست می‌ترسیم، داریم توی ذهنمون فیلمی می‌سازیم که پایانش باختن خودمونه.

وقتی از دست دادن عشق می‌ترسیم، داریم صحنه‌ی جدایی، تنهایی، رها شدن و حتی پیام آخر اون شخص رو توی ذهنمون مرور می‌کنیم.

و با همین تصویرسازی‌ها، داریم به جهان هستی می‌گیم: «لطفاً این اتفاق رو برای من واقعی کن!» 🎬

حالا فکر کن این الگو بیاد وارد مسیر کاهش وزن بشه…

ترس از چاق‌تر شدن، ترس از جواب نگرفتن از رژیم، ترس از شکست دوباره… و حتی ترس از لاغر شدن! 😳

بله! اینم یکی از اون ترس‌های عجیب اما رایجه. چون خیلی وقتا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باعث می‌شن لاغر شدن رو مساوی با بیماری، ضعف یا حتی طرد شدن بدونیم.

ترس از لاغر شدن

😟 ترس از لاغر شدن؛ مانعی پنهان اما قدرتمند

یکی از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، ترس از لاغر شدنه!

وقتی این ترس در ذهن جا خوش کنه، با هیچ روشی حتی برنامه ذهنی هم نمی تونی لاغر بشی، چون ذهن ناخودآگاه داره ترمز می‌گیره. 🧠🚫

یه سؤال عالی از یکی از همراهان سایت همیشه تو ذهنم مونده:

سلام استاد، چرا ترس از چاقی یا ترس از خوردن باعث چاقی میشه، ولی ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشه؟ 🤔

این سؤال دقیقاً همون چیزی بود که سال‌ها ذهن منم درگیرش کرده بود!

چرا وقتی تو فرکانس منفی هستیم، خیلی زود اتفاقات بد رخ می‌دن، ولی تو فرکانس مثبت، نتایج دیرتر میان یا اصلاً نمیان؟

🔍 جوابش تویه ساختار باورهای اشتباه درباره کاهش وزن پنهونه.

ما سال‌ها با ترس، تردید و ناامیدی ذهن‌مون رو تغذیه کردیم. پس طبیعیه که سیستم ذهنی‌مون در مقابل تغییر مقاومت کنه.

📌 برای همین، وقتی کسی از لاغر شدن می‌ترسه (مثلاً نکنه بیمار شم، نکنه جذاب نباشم، نکنه دوام نداشته باشه…) ناخودآگاه مسیر رسیدن به وزن ایده‌آل رو پر از مانع می‌کنه.

😨 چرا ترس از لاغری باعث لاغر شدن نمی‌شود؟

شاید به‌نظر برسه که وقتی از لاغری می‌ترسیم، باید لاغر بشیم دیگه! چون می‌گن از هرچی بترسی، همون سرت میاد… ولی واقعیت خیلی پیچیده‌تره.

ترس، مثل یه ترمز قوی عمل می‌کنه، نه یه شتاب‌دهنده. وقتی از چیزی می‌ترسیم، ذهنمون وارد وضعیت دفاعی میشه و سعی می‌کنه از اون اتفاق جلوگیری کنه 🚫

مثلاً اگه از لاغر شدن بترسیم، ذهن ناخودآگاه می‌گه: «پس لاغر شدن خطرناکه! من باید کاری کنم که این اتفاق نیفته!» و دقیقاً همین‌جاست که مسیر کاهش وزن قفل میشه. 🔒

🧠 ترس از لاغری یکی از عمیق‌ترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه که معمولاً از کودکی توی ذهن ما کاشته شده.

والدین، اطرافیان یا تجربه‌های گذشته ممکنه این باور رو به ما داده باشن که «لاغری یعنی ضعف، مریضی یا حتی تنها شدن…» و ذهن، بدون اینکه با واقعیت چک کنه، همون رو به‌عنوان حقیقت ثبت کرده.

ترس، اضطراب و نگرانی سه‌تا از بازیگرهای اصلی ذهن چاق هستن! 😟

اینا زنجیروار به هم وصلن و وقتی وارد زندگی ما می‌شن، همه‌چی رو تحت‌الشعاع قرار می‌دن.

پس اگه می‌خوای واقعا تغییر کنی:

  • اول باید بپذیری که این ترس‌ها فقط تصاویری توی ذهن تو هستن، نه واقعیت بیرونی زندگی‌ت. 🌈💫
  • دوم از آموزش های لاغری با ذهن برای کشف و اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن استفاده کنی.
باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

⚠️ ترس از چاقی و ترس از لاغر نشدن؛ دشمنان پنهان ذهن ما

وقتی یه فرد اضافه وزن داره، ترس از چاق‌تر شدن همیشه یه گوشه ذهنش نشسته.

شاید یادت باشه که اولین بار کی بهت گفت: “مواظب باش چاق‌تر نشی!” 😟

ما ناخواسته تبدیل شدیم به یه «مبارز همیشه نگران» که با رژیم، ورزش‌های سنگین، دمنوش و قرص و حتی جراحی، دنبال فرار از یه دشمن نامرئی بودیم – چاقی! 🥊

اما مشکل اینجاست که تمرکز بیش از حد روی چاقی، فقط ترس رو پررنگ‌تر کرد و ذهن رو بیشتر درگیر همون چیزی کرد که نمی‌خواستیم…

و چون ریشه‌ی این ترس از بین نرفته بود، هر بار که کمی نتیجه می‌گرفتیم، بعدش دوباره چاقی برمی‌گشت… و این بار با ترسی شدیدتر از قبل.

🚧 ترس از لاغر شدن؛ ترمزی پنهان در ذهن ما

خیلی وقت‌ها ما در ظاهر داریم برای لاغر شدن تلاش می‌کنیم، ولی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن نمی‌ذاره به نتیجه برسیم…

🔄 چون ما قبلاً بارها روش‌های مختلف رو امتحان کرده بودیم، ولی نتیجه همیشگی نبوده، ذهن‌مون یاد گرفته که به هیچ روشی اعتماد نکنه.

و هر بار با یه روش جدید، ترس قدیمی هم همراهش میاد.

🧠 ذهن‌مون می‌گه: «تو قبلاً هم تلاش کردی و فایده نداشت، پس این‌بار هم نخواهد داشت.»

و دقیقاً همین ترس و شک، باعث می‌شه که حتی اگر روش درست باشه، ما باور نکنیم که جواب می‌ده… و خب ذهن هم با باورهای اشتباه درباره کاهش وزن همراه میشه و نتیجه چاق موندن یا دوباره چاق شدنه.

🌱 چطور می‌تونیم ترس از لاغر شدن رو در ذهن‌مون کم‌رنگ کنیم؟

برای کم‌رنگ کردن ترس از لاغر شدن که یکی از مهمترین باورهای اشتباه درباره کاهش وزنه، باید اول از همه به مسیرمون اعتماد کنیم.

این اعتماد یعنی باور کنیم که لاغر شدن از راه ذهن، یه مسیر طبیعی، امن و ماندگاره، نه یه رژیم سخت یا فعالیت سنگین برای مبارزه با بدن 🧠💚

ترس‌هایی که داریم از اون‌جا اومدن که بارها شکست خوردیم یا لاغری‌مون موقتی بوده.

ذهن ما پر شده از خاطرات رژیم‌های طاقت‌فرسا، ورزش‌های سنگین، عمل‌هایی با ترس بازگشت وزن…

و همه این‌ها شدن باورهای اشتباه درباره کاهش وزن که ته ذهنمون می‌گن:

– لاغر شدن سخته…

– نکنه دوباره وزنم برگرده…

– شاید این روش هم مثل قبلیا باشه…

💡 ولی الان وقتشه که این باورها رو بازنویسی کنیم، درست مثل اینکه داریم فایل‌های قدیمی ذهنمون رو پاک می‌کنیم و فایل‌های جدید و مفید جایگزین می‌کنیم!

✅ نتیجه نهایی: جای ترس، ایمان رو بنشون!

وقتی ذهن ما پر از باورهای اشتباه درباره کاهش وزن باشه، ترس دست بالا رو داره. ترسی که باعث میشه به روش‌ها شک کنیم، به خودمون اعتماد نکنیم و مدام عقب‌نشینی کنیم 😞

اما وقتی آگاهانه شروع کنیم به ساختن باورهای جدید، امن و مثبت، انگار راه رو برای ذهنمون روشن می‌کنیم 🌅

🧠 لاغری با ذهن یعنی قبل از تغییر غذا یا ورزش، اول ذهنمون رو سبک کنیم. یعنی فرمول‌های اشتباه قدیمی رو کنار بزنیم و به جای اون‌ها، فرمول‌های متناسب و قدرتمند بسازیم.

و بهترین نقطه‌ی شروع برای تغییر باورهای اشتباه درباره کاهش وزن، جاییه که هزاران نفر همین مسیر رو با موفقیت طی کردن:

🎯 دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها

در این دوره، قدم به قدم یاد می‌گیری چطور افکار منفی رو شناسایی و ریشه‌یابی کنی، چطور فرمول‌های ذهن چاق رو اصلاح کنی، و چطور به جای ترس، آرامش و اعتماد رو در خودت پرورش بدی.

🗝️ این دوره نه‌تنها یه آموزش ساده نیست، بلکه یه تجربه عمیق ذهنی و احساسی برای ساختن پایه‌های درست ذهن متناسبه.

اگه تصمیم گرفتی برای یک بار هم که شده از یه روش درست و حسابی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن رو از بین ببری…

👣 پیشنهاد می‌کنم همین امروز وارد سرزمین لاغرها بشی.

تو شایسته‌ی بدنی متناسب و ذهنی آرام هستی 💖 و این مسیر، از تغییر باور شروع می‌شه…

✍️ اهمیت انجام تمرینات برای اصلاح باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

انجام تمرینات ذهنی مثل یک عملیات پاک‌سازی برای ذهن است! این تمرینات کمک می‌کنند تا باورهای اشتباه درباره کاهش وزن شناسایی و با باورهای درست جایگزین شوند.
لاغری با ذهن فقط یک آموزش نیست، بلکه یک فرایند اصلاح باورهاست؛ و تمرین، موتور محرک این تغییر بزرگه 💪🧠🌿

📚 سوالات تمرینی باورهای اشتباه درباره کاهش وزن

  • ✏️ به نظر شما چرا ذهن ما تمایل زیادی به مرور ترس‌ها دارد؟
  • ✏️ ترس از لاغر شدن چگونه در ذهن افراد چاق شکل می‌گیرد؟
  • ✏️ چه مثال‌هایی در زندگی خود از اقدام نکردن به‌خاطر ترس از لاغر شدن دارید؟
  • ✏️ چرا ترس از لاغر شدن باعث می‌شود لاغر نشویم؟
  • ✏️ لاغری با ذهن چگونه به شما کمک می‌کند تا این ترس را اصلاح کنید؟

💬 حالا نوبت شماست 🌟

در بخش دیدگاه‌ها بنویسید که کدام باور اشتباه در ذهن شما باعث ترس از لاغر شدن شده؟
تمرینی که برای اصلاح این ترس طراحی کردید رو هم بنویسید تا به ذهن‌تون کمک کنید مسیر جدیدی بسازه.
یادتون نره که نوشتن، قدم اول برای ساختن یه ذهن متناسبه ✨

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.60 از 62 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=19497
141 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار مریم
      ۱۴۰۲/۰۱/۱۶ ۱۳:۲۰
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 644 کلمه

              “به نام خداوند زندگی بخش بزرگ و مهربان ”

      درود به هم مسیران عزیز و استاد گرامی ؛

      گام هفتاد و دوم : چرا ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمی شود ؟!!! ؛

      امروز ۱۶ فروردین ۱۴۰۲ به لطف و یاری خداوند متعال توانستم گام هفتاد و دوم را بر دارم ، خدایا شکرت ؛

      ما در این مسیر و روش آگاه شده ایم که ترس از چاق تر شدن ما را چاق می کند یعنی یک سری فکر و افکار که به باور ما تبدیل شده اند در ذهن ما وجود دارند مانند اینکه اگر برنج بخورم چاق می شوم و همین فکر در ما ترس از چاق تر شدن ایجاد می کند و باعث چاقی ما می شود .در این قسمت این سوال پیش می آید که چرا ترس از چاق تر شدن ما را چاق می کند اما ترس از لاغر شدن مانع لاغری ما می شود ؟! ابتدا می خواهم ترس را تعریف کنم ،ترس چیست ؟! ترس رویدادی است که اتفاق نیفتاده است اما ما بارها و بارها در ذهن خود آن اتفاق را تجسم می کنیم و به وقوع آن فکر می کنیم و با این کار به جهان هستی این پیام را ارسال می کنیم که من خواهان این اتفاق هستم و آن را می خواهم چون دائما در ذهن خود آن را تجسم می کنم و جهان هستی هم به ما پاسخ می دهد و آن ترس را در زندگی ما آشکار و پیدا می کند و برای ما رقم می زند .پس در ذهن و مغز ما یکسری اطلاعات و باورها وجود دارد که ما بر اساس آنها فکر می کنیم و در اثر توجه و تجسم در ذهن ما به مسیرهای واضحی تبدیل شده اند مثلا ترس از ارتفاع ، ترس از مرگ ، ترس از فضای بسته، ترس از چاق تر شدن و … که همه ی این ترس ها بر اساس اطلاعاتی که در مغز و ذهن ما از طریق دیده ها و شنیده های ما از اطرافیان ، رسانه ، جامعه و …به وجود آمده اند ، در ذهن ما به مسیرهای ذهنی ما تبدیل شده اند .زمانی که من از چاق تر شدن می ترسم چون در ذهن من مسیرهای زیادی برای این ترس از قبل وجود داشته است و بارها آن مسیرها را طی کرده ام پس حتما چاق می شوم ولی زمانی که از لاغر شدن می ترسم به دلیل عدم وجود مسیر مرتبط به این ترس در ذهن و مغز من ، ترس از لاغر شدن باعث لاغری من نمی شود چون این ترس را باور نکرده ام و برای من اثبات نشده است که اگر از لاغر شدن بترسم لاغر می شوم ولی چون از طریق باور کردن و اثبات این که اگر من از چاق تر شدن بترسم حتما چاق می شوم پس برای من این ترس به وقوع می انجامد .ما برای ایجاد باور در ذهن خود باید مثلا این گفته را که لاغر شدن آسان ترین و راحت ترین کار دنیاست را برای ذهن خود اثبات کنیم تا همین باور اثبات شده به مسیری جدید در ذهن و مغز ما تبدیل شود و با این کار ما به راحتی و آسانی لاغر می شویم .پس هر چیزی را که می خواهیم به آن برسیم باید برای ذهن و مغز خود آن را اثبات کنیم تا به باور ما تبدیل شود و ما از طریق این باور اثبات شده به خواسته ی مورد نظر خود برسیم. دوستان عزیز بیایید ما هم خالق سرنوشت و زندگی خود باشیم نه صرفا بازیگر آن تا به هر آنچه که در زندگی خود خواهان آن هستیم با شور و اشتیاق به آن دست پیدا کنیم و از آن لذت ببریم و اینگونه از خداوند متعال تشکر کنیم بابت تمامی نعماتی که به ما ارزانی داده است.

      لاغر شدن آسان ترین و راحت ترین کار دنیاست اگر من و شما به آن باور قلبی داشته باشیم .”

      “یا حق ”

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۰۱/۰۵ ۲۳:۲۸
      مدت عضویت: 1235 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 626 کلمه

              سلام روز ۵ افرودین  ماهتون مبارک باشه 

      ترس از چاقی باعث چاقی وترس از لاغریی لاغر نمیشه 

      چرا افکارمنفی داریم زود جواب میگیریم ولی افکارمثبت سریع جواب نمیده 

      اول چون برای افکار منفی اموزش دیدیم تجربه کردیم مدام تکرار میشه زود جواب میده

      افکارمثبت چون اموزش ندیدیم مسیر تاره است پس هنوز حواب گو نیست  همسو نیست 

      وقتی از جاقی میترسم من منتظرچاقتر شدن هستم باورهایی که من حتما چاق میشم چون زمان زیادی وجود دا ره درخت کهن سالی است پس بهتر وزدتر چواب میده جون باوره هن دارم که میتونم ترس فقط یی چاشنی کوچک که ما رو نمتونه از چاقتر شدن جلوش بگیر 

      ترس چون یی محدویه  مارو در نظر ما سخت میکنه .

      وفتی ذهن در مسیر لاغریی قرار بگیر وترس از لاغرتر شدن باعث  للاغریی بیشتر میشه واندازه و لاغتر شدن سرعتش زیاد میشه من حاضرم جای این خانم باشم خوشا به حالوشون 

      فرنولهای لاغریب بوجود بیاد وترس بهش اضافه میشه باعث لاغرتر بشیم

      من تو رژیم  یا ورزس امید داشم شاید لاغربشم ولی منتظرنه ولی تو این مسیرمن منتظرلاِغری شدن هستم منتظری جیزی یا کاری باشی به وجود اون چیز یا کار دیکه حتمی میدونی من همش به بچه ها میگم سال دیگه همین روزه خیلی از وزنم کم میشه وحتما لاغتر ازحالا هستم این خیلی قشنگه حتی دارم برای لباسهای نقشه میکشم لباس جدید نمی خرم 

      به دخترم میگم کارت درامده همه لباسمو باید تنک کنی جقد خرید پارچه بر ام راحت میشه بجای دونفر پارچه نمیخرم فقط برای یی نفر خرید میکنم چقدر زیباست این حس خداباشکرت که حتی حسش اینقدر زیباست چه برسهبه دست اوردنش اسون اسون هست فقط استمرا میخواد کاره زمان  بری هست جسم من عجله نداره کاروشو ارام ارام انجام میده 

      من ترس از چاقی رو تو خودم کم رنگ کردم دیگه ترس ندارم که چاقتر میشم اون ترس در من داره از بین میره تو جنبه غذا  عالی شده اون ترس از غذا هم از بین رفته تو جنبه حسرت هم بهتر عمل کردم حسرت هم بعضی زمان کامل از بینرفته 

      تا ابنجا خوب کار کردم شناخت بعضی ازموانع ذهنی خود که مانع لاغریی میشه اونجاهم تاحدودی موفق بودم وای خدای من دارم کارهایی روکه تاحالااصلا از وجودش خبر نداشتم 

      اشتباهت خودم دارم پیدا میکنم امید دارم شما نیز تا اینحا موفق عمل کرده باشید وفتی اشتباه پیدا کنی میتونی به خودت کمک کنی در بر طرف کردنش تا زمانی که از اشنباه خبرنداری که چی هست چطور انتظار درست کردنشو داشته باشیم  مثل دکتر که مریضی رو خوب تشخیص میده وبعد دارو ودرمان خوب به مریض داده وخوب شدن مریض دیگه خیلی اسونتر هست 

      سالهایپیش دخترم یی پادرد شدید داشت هر دکتری میبردیم 

      جواب درستی به ما نمیدادن هرکسی یی دستور جدید میداد

      بعضی انقدر دانش نداشتن میگفتن از کسی  تقلید میکنه کهپادرد داشته 

      باره شب تو خواب هم درد داشت ودائم بایدپاهشو ماسارژ میدادیم تا خواب راختیری داشته باشه یی بار دیگه تحمل نکردم به دکتر گفتم تو خواب هم تقلید میکنه تا یی روز از مدرسه امد واحساس درد در قفسه سینی داشت بردیمش دکتر قلب وفتی دکتر دخترم دید با فقط صبحت گردنش  گفت این بچه لوزه دلره وباید عمل بشه لوزش چرکی هست تو صحبتش معلوم هست خدا خیرش بده ما رو به دکترگوش حلق وبینی معرفی کرداتقدر درد بچه اذیت کرده بود که برای عمل داشت پراوز میکرد از پرستا جلوتر داشت میدوید که بره عمل کنه راحت بشه  وزود عمل انجام شد ودختر دیگه درد نداشت این درد حدود ۹ سال داشت دخترم اذیت میکرد 

      تو هر قسمت اگه ادمهای دانایی گار رو درست انجام بدن دیگه مشکل کمتر میشه  وزودتر به نتیجه میرسیم  

      تومسیر لاغریی با ذهن اموزش ودرست شدن فرمولهای لاغریی ودرنتیجه شگفتی برای لاغریر ایجادمیشه اگه ادمه داربشه لاغریی حتی سریعتر از چیزی که من منتظرش بودیم وبیشتر هم میشه این روز من میبینم دا رم تصویر ساری  میکنم 

      موفق سربلند پیروز این میدان باشید یاحقحق نگه دارتوم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ghaderianashmill@gmail.com
      ۱۴۰۱/۰۲/۲۷ ۰۹:۰۷
      مدت عضویت: 1592 روز
      امتیاز کاربر: 25895 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 216 کلمه

      سلام به استاد عزیز و دوستان هم مسیر

      خیلی عالی بود هم فایل و متن هم نوشته های دوستان 

      چقدر همه ما سختی دیدیم تواین راه 

      این همه ترس 

      چندین ساله با ترس زندگی میکنیم 

      ترس از چاقتر شدن 

      ترس از دوست‌داشتنی نبودن 

      ترس از جذاب نبودن

      ترس از نگاه بقیه موقع خوردن چیزی  

      ترس از ، از دست دادن 

      ترس از مریضی 

      ترس از کم درآمدی و نبودن پول کافی 

      ترس از بچه دار نشدن 

      ترس از درست تربیت کردن فرزند 

      ترس از تمام مراحل زندگی فرزند  

      ترس از حاملگی مجدد 

      ترس از …

      اما الان دیگه آگاهی مون خیلی بیشتره برای من  نسبت به ۴ماه قبل،

       دیگه تلاشم اینه که ایمان و آرامشی رو همیشه وارد ذهنم کنم و هر روز بیشتر بشه تا ترس‌های قبلی کمرنگ و کمرنگتر بشن،

      خیلی خوشحال و متشکرم از بودن تو این مسیر باارزش

      به بدن خود اعتماد کنیم، به روش لاغری با ذهن اعتماد کنیم، و هیچ ترسی از چاق شدن نداشته باشیم .

      باید همونجوری که نگران ترمیم دستمون نیستیم بعد بریدن که چندتا مثلا سلول در کدوم سمتش کمک میکنند به ترمیمش 

      یا 

      نگران تنفس فردا نیستیم 

      نباید نگران جسممون هم باشیم 

      خودش به درستی کارش رو انجام میده و ما به ایده آل خواهیم رسید .

      تا اطلاعات وارد ذهن بشه ،

      ذخیره بشه ، 

      استفاده بشه ،

      و جهان به ما پاسخ بده ،

      زمان لازم است 

      پس 

      صبور باشیم 

      و 

      ادامه دهیم.

      ❤️

      روزی  پر از برکت و احساس عالی رو براتون آرزو میکنم

      ❤️

      ممنونم استاد گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب شاد
      ۱۴۰۱/۰۱/۰۴ ۲۲:۱۹
      مدت عضویت: 2213 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 367 کلمه

      سلام 

      وقتی کامنت دوستان رو میخوندم متوجه شدم چقدر هستن افرادی که باهم یک مسیر زندگی رو پیمودیم .

      ترس از پدر . ترس از خدا. ترس ازمعلم. ترس از دزد. ترس از کمبود . ترس ازقحطی. ترس از بیماری. ترس از نامردی . ترس از چاقی . ترس ازمسخره شدن و….

      وچقدر ریشه داره این ترس درما .

      ترس به قول قانون جذبی ها یع نوع تضاده تا نتونی بع اون روش یعنی ایمان برسی دنیا آنقدر روی سرت این احساس بد رو میکوبه یا اصلاح میشی یا میمیری . راه سومی نیست .

      ترس ازچاقی 

      به خاطر سالیان سال توجهات و باورهای اشتباه ما بوده که در ذهن ما ریشه عمیقی داره و بایستی با اصلاح افکار وتوجهاتمون برای ذهنمون منطقی اثبات کنیم که این باورها اشتباه هست تا کم کم احساس خوب در ما نمایان بشه و این ترس بره .

      ترس از چاقی یعنی فرمولهای اشتباه ذهنی که باعث چاقی ما شده و تا زمانیکه این ترس را داریم خوب چاق تر میشیم .

      چون ترس ما رو هدایت میکنه به مسیرهای اشتباه وباعث میشه که ما تصمیمات اشتباه بگیریم .که منجر میشع به چاقی بیشتر .

      مثلا ترس از غذا خوردن که باعث میشه رژیم بگیریم و درتمام مدت رژیم توجه ما به چاقی هست و عذاب . 

      وترس از لاغری 

      چون هدف ما لاغری هست ولی باز به خاطر فرمولهای اشتباه ذهنی ترس از لاغرشدن داریم که مخفی هست ما دوباره چاقتر میشیم .

      ترس از زشت شدن چهره . ترس از ضعیف شدن سیستم ایمنی بدن . ترس از آویزان شدن پوست و…

      وقتی کوچکتر بودیم و درمحیط خونه کار زشتی میکردیم و میترسیدیم از عکس العمل پدر ومادر . این حس ترس باعث میشد که دروغ بگیم . و وقتی والدین متوجه میشدن دروغ گفتیم بیشتر مورد سرزنش قرار میگرفتیم .

      ترس کلا یک هشدار است برای ما . که کلی فرمول مخرب تو ذهنت داری . برگرد فرمولهای ذهنیتو درست کن بعدش ادامه بده .

      منم یادم میاد اوایل دوره از خوردن بعضی غذاها میترسیدم که مبادا چاقتر بشم ولی بعد مدتی کار کردن در این دوره ترس جای خود رو به ایمان داد . ایمان به لاغرشدن که احساس خوبی هست و به ما نوید لاغرشدن و ادامه دادن دراین مسیر رو داد تا سرانجام تونستم کلی وزنم رو بیارم پایین .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۱۱/۱۶ ۲۳:۵۱
      مدت عضویت: 2390 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,118 کلمه

      جلسه ۸۰ تکرار 

      چرا ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمیشود 

      سلام و درود خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم ،خدارو شکر میکنم برای داشتن یک روز دیگه 

      ترس یکی از موضوعاتیه که از بچگی تا الان باهاش آشنا هستیم ،از همون دوران که برای هر چیزی مارو ترسوندن ،این حس در وجود ما پر رنگتر شد ،بستگی داره به نوع تربیت خانواده و الگوها ،هر زمان خواستیم اطراف خودمونو کشف کنیم مدام بهمون گفتن دست به اون چیز  نزن میشکنه ،خراب میشه ،اونجا نرو میفتی و هزاران مثال برای هر کسی هست که موضوع ترس براش تداعی میشه 

      بزرگتر که شدیم ترس هامون هم بزرگتر شدن و هر چقدر بیشتر در اون ترس ها غوطه ور بودیم به ترس های بزرگتری هدایت شدیم و این چرخه ادامه داشت ،ترس از دست دادن ها ،ترس از شکست ،ترس از خوردن،ترس از تنهایی ،ترس از مرگ و پیری ،ترس از بیماری ،ترس از طرد شدن ووو

      و هرچقدر بیشتر ترسیدیم بیشتر تجربه  کردیم که بعد از مدتی ،بیس و زیر بنای افکاری ما پر شد از اضطرابهای نشات گرفته از ترس ها که اگر بخواییم در جزئیاتش خورد بشیم خیلی زمان بر و بد انرژیه ،فقط همینو بدونیم که تمام اون لحظاتی که داشتیم و داریم به ترس ها و اضطراب ها فکر میکنیم و اون افکار در ما احساسات ناخوبی بوجود میارن  در حال ترشح و ساخت مواد شیمیایی در بدن هستیم که کم کم به اون ها عادت کردیم و حالا اون مواد هر روز در بدن  ما تولید میشن که باعث بوجود اومدن حال بد در ما خواهند شد ،بلخره این مواد به مصرف کننده هم نیاز داره ،چه کسی بهتر از ما 

      و مهمترین ترسی که در افراد چاق بوده و هست ،ترس از چاقی بیشتر یا ترس از خوردن ،ترس از خوراکی های ممنوعه وووو

      که هر بار که با اون مواد خوراکی یا با ازدیاد وزن روبرو شدیم همون مواد شیمیایی در بدن ما تولید شده و میشه که باعث اضطراب و دلهره خواهند شد ،حالا این دلهره ها به دنبال دلیل هستن ،چه دلیلی راحتر و قابل دسترس تر از چاقی بیشتر ،پس مارو در مسیر چاق شدن بیشتر قرار میدن و با هر بار چاقتر شدنمون و مضطرب تر شدن ما ،اون مواد شیمیایی بیشتر تولید میشن و این چرخه هر روز و هر روز تکرار میشه 

      روبرو شدن با ترس یکی از راه های کم اعتبار کردنشه ،دیگه وقتی ترس در ما تولید شده یعنی خیلی مراحل قبل در ما شکل گرفته و حالا نباید این احساس مهم درونیو نادیده بگیری و قایمش کنی زیر فرش ،قبول میکنیم که ترسیدیم و اونو به رسمیت میشناسیم

      منم انسانم و پیش میاد که از خیلی چیزهاییکه در کودکی در من بصورت اصل و عقیده دراومده ،بترسم ،پس اول میپذیرم و میبینمش 

      مثلا من الان هم قبول میکنم که بعضی اوقات از روند لاغر نشدنم ترسیدم و به خودم گفتم چرا لاغرتر نمیشی ؟ در درون من پر از باورهای لاغر نشدنه ،طبیعیه که گاهی اون فرمولها عمل کنن ،مگه من روزانه چقدر باورهای جدید به خودم تزریق میکنم ؟ شاید یک ساعت ،در مقابل ۴۰ سال تزریقات کهنه قدیمی ،چیزی نیست و این ترس ها با بودن و تکرار کردنه که کمرنگتر میشه ،باید کفه ترازوی لاغری وجودم هم سنگین تر بشه که بتونه برابری کنه با کفه سنگین چاقی قدیمی 

      پس روبرو بشیم با ترسی که شاید گاهی بیاد سراغمون و بپذیرمیش ،اینها آفرینش های قدیمی خودمونه ،وقتی بپذیریم ،دیگه اذیتمون نمیکنن ،آره من قبول میکنم انسان هستم با تمام نواقصم با تمام ترس هام و خاطرات چاقی که داشتم ،من همینم 

      بعضی از ترس های واهی ما از تربیت و باورهایی که در کودکی تا بزرگسالی در ما ضبط شده برامون بوجود میاد ،مثلا ما به تکرار در ویدئو ها و آهنگ ها دیدیم و گوش کردیم که عشق یا وجود نداره یا اگرم باشه چندتا دونه است که اونها هم در آخر یا به مرگ ختم میشن یا به جدایی 

      و در ذهن ما ترس مخفی وجود داره که عشقی نیست یا اگرم باشه در آخر به جدایی و ناراحتی تموم میشه و این ترسه در درون ما هست برای همین ذهن مارو بسمت جاهای غیر امن نمیبره یا اگر ببره در انتها نتیجه میشه  مثل همون ، ویدئوهاییکه دیدیم و یک عالمه ترس هست که وارد زیر بنای هر کدومش که بشیم یه عالمه باورهای مخرب ازش میریزه بیرون 

      یا ترس از موفقیت و پولدار شدن که زیر بنای ترسش این بود که هر کی پولدار میشه یه کسی یا یه چیزیشو از دست میده و بارها اینهارو ما شنیدیم و مثال هاشو عینا دیدیم ،پس ذهن پر از ترس هایی بر پایه و اساس باورهاشه که طبق همون ها تصمیم گیری و انتخاب میکنه 

      اینکه از هر چیزی بترسی تجربش میکنی که در قبل زیاد شنیدیم همینه ،اینکه ما مدام از هر چیزی میترسیم یعنی توجهمون مدام روی همون ترس هاست و جهان تصور میکنه ما دلمون اون اتفاقاتو میخواد و این دقیقا برعکس خواسته ی ماست 

      ولی چونکه بلد نبودیم و آگاهی نداشتیم مرتب در مدار جذب ناخواسته ها قرار میگرفتیم ،حتی همین الان هم که یاد گرفتیم بیشتر اوقات خام و محو همون ترس هامون هستیم و انگار خوابیمو هر بار باید بتونیم از این خواب مغناطیسی بیدار بشیم و از پیش نویس های کودکیمون بیاییم بیرون ،بودن در همین مسیرها و تکرار پادکست ها و یادآوری موفقیت ها ،کمک میکنه از اون خود قدیم خارج بشیم که با خروجمون میتونیم وارد دنیای بزرگتر و زیباتری بشیم

      و حالا که میتونیم شناساییشون کنیم توانایی اینو داریم که از زیر یوق ترس های واهی بیاییم بیرون تا بتونیم آزادانه تر انتخاب کنیم 

      مثل زمانیکه از ترس های چاقی در اومدیم ،چقدر اون زمانها میترسیدیم که شب شام بخوریم ،چقدر میترسیدیم که بعد از غذا نخوابیم ،یا بعد از ورزش چیزی نخوریم ،یا ورزشمون کم نشه ،فراموش نشه 

      و حالا که دونه دونه شون شناسایی شدن ،ما از زیر فشار اونها خارج شدیم و دیگه مثل قبل رنج نمیبریم و بهتر و راحتر زندگی میکنیم 

      ترس از چاقتر شدن و لاغر نشدن یکی از معضلاتی بود که سالها درگیرش بودم ،هر روز بهم تاکید میکردن که مراقب باش داری چاقتر میشی ،اینو نخور ،اونو بخور ،شام نخور ،برنج و نون نخور ،زیاد نخواب ،سخت ورزش کن ،این قرصارو بخور و من میلیون ها بار شنیدم و گفتم چشم ،حتما این راهم امتحان میکنم ،ممنونم ،حتما این رژیمم میگیرم، باشه ،حتما از این به بعد رعایت میکنم وووو

      و هر بار که داشتم بهشون گوش میکردم و به راهکارهاشون فکر میکردم ،در حال ساختن مسیرهای محکمتر عصبی در مغزم میشدم و ترس های من بزرگ و بزرگتر میشدن که با هر بار ترسیدن چاقی در درونم بزرگتر و لاغری دورتر میشد و در کل لاغر شدن به یک رویا و سراب در من ایجاد شد 

      یادمه ۱۰ سالم بود و شام منزل دایی م بودیم وقتی همگی سر سفره نشستیم ،پدرم توی جمع بمن گفت تو بلند شو برو تو اتاق ،از این به بعد اجازه نداری شام بخوری ببین مثل بچه خرس شدی ،خجالت نمیکشی ؟

      اون شبو هنوز فراموش نکردم که چه به روز من اومد پیش اونهمه آدم ،که همگی میخواستن به من کمک کنن ،وساطت میکردن پیش پدرم و میگفتن حالا امشبو اجازه بده شام بخوره آخه مهمانه و از اون به بعد شام خوردن برای من شد یک مانع لاغری

      و اون ریتم زندگی من ادامه داشت ،یعنی جوری پدرم مواظبم بود که انگار مجرم دستگیر کرده بود ،تمام اون لحظاتی که بر من میگذشت حکم ساختن یک سلول یا فرمول چاقی در من بود که مطمئن تر میشدم که من ناتوانم و لاغر شدن اصلا مال من و بدنم نیست 

      تمام اون تحقیرها ،سرزنش ها و تخریب هاییکه اول از طرف پدرم و بعد از دیگران و جامعه و در انتها خودم شدم ،دونه دونه افکار منو بسمت چاقی ساخت و پرورش میداد و من ناآگاهانه خودمو به دست سرنوشت و افکار اطرافیانم سپرده بودم و تصور میکردم اونها دارن درست میگن و من تمام اون مشکلاتو دارم و مستحق لاغر شدن نیستم 

      از اونجاییکه مدام بهم برچسب کودن ،احمق و نفهم وووو میزدن من باور کرده بودم ،منکه چیزی نمیفهمم ولی اونا خوب بلدن و میفهمن و از همون جا بذر* من ناتوان* من بی عرضه* در من کاشته شد ،دیگه پذیرفته بودم من بی تقصیرم و وجودم بی عرضه است ،خدا خواسته من چاق باشم ،خلقت من چاق بوده ،وقتی بهم محکم و قوی گفتن تو ارثی چاقی دیگه پرونده لاغریو برای همیشه در مغز من بستن و دور انداختن

      و الان ۱۵ ماهه که دارم به خودم ثابت میکنم بابا فریده به خدا تو ارثی چاق نیستی ،خواست خدا چاقی نبوده ،تو بی عرضه نیستی ،چاقی و لاغری ربطی به توانایی نداره ، لاغری حق توست ،تو فقط ناآگاه بودی از حق و حقوق خودت ،همین 

      حالا باور کن که بیس بدن تو هم مثل همه افراد متناسب لاغر بودنه ،متناسب بودنه ،مثل مغزی که داری و طبیعیه ،مثل تنفسی که داری که طبیعیه ،مثل انرژی که داری که طبیعیه 

      تمام اون مسیرهایی که رفتیم مثل رژیم ،ورزش ،دم نوش و غیره ،باعث شدن که بذر نتوانستن بیشتر در ما شکل بگیره ،هر چقدر بیشتر در اون مسیرها شکست خوردیم بیشتر متوجه ناتوانی های خودمون شدیم 

      و حالا در مسیری هستیم که هر چقدر بهش ایمان بیاریم و باورش کنیم میتونیم ازش نتیجه بگیریم ،اصلا هر چیزیو که ما باور کنم برام پیش میاد ،همه چیز به پذیرش ما بستگی داره ،اگر این راه و مسیرو بپذیریم میتونیم ازش نتیجه بگیریم ،خیلی ها هستن که چاقن و حتی با این مسیرهای ذهنی هم آشنا شدن ولی چون قبولش ندارن ازش استفاده ای هم نمیکنن و این راه هارو مسخره میدونن ،پس همه چیز به باور کردن ما بستگی داره 

      مثل باور : لاغر شدن آسانترین کار دنیاست ،آیا من اینو باور کردم ؟  من قبلا باور داشتم که من کجا و لاغر شدن کجا ؟ لاغر شدن یک رویایی دست نیافتنی بود و حالا میخوام به خودم برای بار صدم بگم که اگر اون روزها لاغر شدن سخت بود چونکه مسیرم اشتباه بود ،اطلاعات اشتباهی وارد مغزم کرده بودم ولی الان دارم با دید دیگری به لاغری نگاه میکنم 

      اینکه لاغر بودن درسته ،صحیحه ،نه چاقی ،اتفاقا چاقی راه اشتباهی بوده که من به سختی گذروندمش وگرنه لاغر بودن که خیلی راحته ،من سالها خلاف جهت رودخانه شنا کردم ،من در مسیر چاقی بودم معلومه که قطره ای از لاغری اونجا نبوده که بخوام ببینمش 

      ولی الان میدونم که بیس بدنم لاغریه مثل همه آدم های متناسبی که باور کردن باید لاغر باشن ،عزت نفس یعنی من زیبا هستم و زیبایی ها مال من است و حق زندگی کردن دارم و میخوام از حقوق خودم لذت ببرم و الان اومدم که حقمو بگیرم ،حق لاغر بودنمو که ۴۵ سال نداشتمش 

      با انجام مراحل تنظیمات مغزی که جدیدا دارم فرمول ها و محتویات مغزمو تغییر میدم ،مطمئنم که به زودی لاغریو در آغوش میگیرم ،میدونم لاغر شدن مثل آب خوردنه چونکه بیس وجودی ماست و این افکار جدید من رو میبره به مسیرهای لاغر بودن ،فقط کافیه خودمو بسپرم به افکار و اطلاعات جدیدم و دست بکشم از اون ذهنیت های مخرب گذشته 

      همیشه این سئوال برام پیش میومد که چرا ۴ روز میرم مسافرت ۳ کیلو چاق میشم ولی ۶ ماه ورزش میکنم اون ۳ کیلو کم نمیشه ؟ و نمیدونستم چرا این اتفاق میفته  تا اینکه اینجا متوجه شدم 

      چونکه وجود ما پر از مسیرهای منفی و چاقیه ،ذهن هم که بر اساس بیس اصلی توجهات ما برنامه ریزی میشه ،پس طبق اون تمرکزات ،مارو میبرد به مسیرهای چاقی بیشتر و چونکه اون مسیرها پررنگتر وجود داشتن ،دیگه نیازی به مسیر دیگه ای نبود و ما اتوماتیک وارد اون جاده میشدیم 

      ما دوتا مغز داریم مغز خزنده و مغز جدید ،مغز خزنده که همون مغزیه که مال زمان هایی بوده که ما در برابر شکارها قرار میگیرفتیم ولی مغز جدید ما ،جاییکه اطلاعات جدید در اون سیو میشه ،وقتی با اتفاقی روبرو میشیم ،اگر در مغز جدید ما اطلاعاتی نباشه ،بدن خودبخود از مغز قدیم استفاده میکنه که کارایی اون به درد الان ما نمیخوره  

      فرقی نمیکنه چه اطلاعاتی در مغز جدید ما سیو باشه ،قبلا اطلاعات چاقی سیو بوده و الان میخواییم اطلاعات لاغری حابگزینش کنیم که  هر چقدر مغز جدیدو پر کنیم از اطلاعات جدید بجای اطلاعات قدیم ،اگاهی های جدید اجرا خواهند شد 

      با در دست داشتن اطلاعات لاغری که با گوش دادن به فایلها در ما ایجاد میشود ،دیگه جای نگرانی نیست ،چونکه به موقع مغز از اطلاعات لاغری استفاده میکنه که هر چقدر بیشتر تمرین کنیم بیشتر نتیجه خواهیم گرفت 

      خدارو شکر الان که در حال ضبط و دانلود اطلاعات جدید لاغری هستیم و ایمان داریم که به زودی درونمون پر میشه از خاطرات و مطالب و توجهات لاغری که مسیر و نقشه های ذهنی مارو میکشه و هدایت میشیم به زندگی پر آرامش تر 

      یعنی الان کسی حرفی از چاقی بزنه ،مغز جدیدم با باورهای جدیدم وارد عمل میشه ،اطلاعات جدیدم چی میگه ؟ هر آنچه که من در حال باور کردنش هستم رو اجرا میکنه ،پس نگران نیستم ،من درونمو درست میکنم ،بیرونم خودش درست میشود 

      خدارو شکر میکنم که همه چیز عالیه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ملکه عشق
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۵ ۲۲:۳۷
      مدت عضویت: 2002 روز
      امتیاز کاربر: 10613 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,411 کلمه

      چرا ترسانید ای کم ایمانان !؟..

      سلام و درود بر الوهیت و باطن درونتان🤍

      چرا ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمی شود!…

      چرا از هر چی بترسیم سرمون میاد …اما وقتی به چیزای خوب علاقه مندیم سریع اتفاق نمی افته و ممکنه زمانی بگذره که اصلا ما یادمون بره چی می خواستیم ؟!

      ترس ریشه تمام مشکلات و گرفتاری های ما در زندگیمون هست و ترس رویدادی است که در زندگی واقعی ما رخ نداده ولی به شکل واضح و کامل در ذهنمون بارها مرور شده و باعث به وجود آمدن اتفاقی در زندگی ما شده است .

      ترس از شکست و بیماری ویا ترس از دست دادن روابط عاطفی بارها با توجه به اطلاعاتی که در مخزن ذهنیمون از قبل داریم که از رسانه و جامعه و معلمین دریافت کردیم و البته ما از والدین خود این افکار و باورها را به ارث برده ایم ….بارها در ذهنمون مرور شده و تصویر سازی شده و از اونجایی که ذهن کارش بزرگنمایی کردنه ترس از موضوع را از خود موضوع در ذهنمون بیشتر پررنگ کرده و ما انتظار داشتیم اتفاقی برامون رخ بده و چون باور و اطمینان قلبی داشتیم این نکنه نکنه های ما اتفاقأ در زندگیمون رخ دادند…

      ریشه تمام ترسهای ما در این بوده که خواستیم محافظت کنیم از خودمان در برابر پدیده ای در آینده که هنوز رخ نداده و شاید هم اصلا اتفاق نیفته …

      خود ترس یک حسی است که خداوند در وجودما قرار داده برای اینکه بتونیم به طور صحیح ازش استفاده کنیم و در مواقعی احساس خطر کنیم و خودمان را نجات دهیم ولی از طرف دیگر چون اصلحه شیطان هم ترس هست ما نمی توانیم کنترل این حس را درست در دست بگیرم و البته شیطان با همان ترس  آرزو ها و خواسته های ما را نشونه میگیره تا ما را از مسیر ایمانمون و موفق شدنمون خارج کنه و تنها راهش اینه که با ترسهامون روبرو بشیم و اونوقت متوجه میشیم فقط یک حباب توخالی بودند و آرام آرام مهارتشو پیدا می کنیم که ترسهامون را به ایمان تبدیل کنیم …الهی امین 🙏

      🍃🍃🍃🍃🍃🍃

      چرا ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمی شود؟!

      ترس از لاغری در ذهن ما به چند صورت وجود داره؟!..

      ۱)طی تمام سالهایی که چاق بودیم از روشهای مختلفی برای لاغری استفاده کردیم و با تلاش و رنج فراوان در مقطعی کمی از اضافه وزنمون کم شده و اما شکست خوردیم و ترسی عمیق در ذهنمون ریشه داره که نکنه با این روش لاغر نشم ؟!ما باید این موضوع را با دلایل منطقی برای خودمان حل کنیم اینکه این روش کاملا متفاوت از روشهای قبلی هست اینکه این مسیر صحیحه و اینکه ما انتخاب شدیم و زمانی که کاملا درمانده شده بودیم و به تسلیم بودن رسیده بودیم .

      ۲)گاهی هم فکر کردن به اینکه اگر لاغر بشم نکنه صورتم زشت بشه ناتوان بشم بیمار بشم پوستم شل بشه ریزش مو بگیریم مانع از لاغر شدن ما می شود و باید این را هم برای ذهنمون منطقی کنیم که ما هیچ دخالتی تو کار جسممون نداریم فقط آموزش ذهنی لاغری را یاد میگیرم و چون با سیستم ناخودآگاهمون داریم کار می کنیم بسیار هوشمند هست و ما را در حالت طبیعی و اورجینالمون قرار می دهد و خداوند هرگز اشتباه نمی کند …. 

      ۳)در حالت دیگر با توجه به اطلاعات ذخیره شده که از قبل در ذهنمون وجود داره  ترس از رنج و منع غذایی و  ترس از سختی مسیر یا ترس از ورزش های اجباری مانع لاغری ما میشه ولی در این مسیر ما هیچ نوع محدودیتی نداریم کاملا آزاد هستیم و هیچ برنامه بیرونی برای ما چیده نشده و ما خیلی آسون مثل پلک زدن فقط داریم لاغری را آموزش میبینیم ….

      اما زمانیکه چاق بودیم وقتی از چاق تر شدنمان می ترسیدیم شروع می کردیم کنترلش کنیم و مهارش کنیم و دائم به چاقی توجه می کردیم خودمون را وزن می کردیم و سایز می کردیم و بسیار نگران می شدیم و البته مسیر چاقی برای ما می شد ۴بانده و سریع تر چاق می شدیم و دلیلش این بوده که ذهن ما انباشتگی فراوانی نسبت به فرمولها و اطلاعات و تجربیات چاقی داشته و مسیر چاقی کاملا واضح و روشن در ذهن ما بوده و ما نقشه ی  چاقی را در طی سالهای قبل در ذهنمون داشتیم و بارها هم در مسیرش حرکت کردیم و همین که شروع می کردیم خیلی آسون و سریع چاق می شدیم چون مسیری بود که کاملا نسبت به آن شناخت داشتیم اما نسبت به لاغری ما اطلاعاتی و تجربه ای به اون صورت در ذهنمون نداریم یعنی نقشه راهی در ذهنمون نداریم و اگر هم باشه نسبت به چاقی خیلی کمرنگ تر هست و نقشه ناقصه و به همین دلیل وقتی از لاغری میترسیم نمی تونیم در ذهنمون بارها مرورش کنیم یا تصویر سازی کنیم خط پایان برای ما نامعلوم و گنگه انگار جزیره ای ناشناخته است و به همین دلیل ترس از لاغر شدن ما را لاغر نمی کنه هیچ مانع لاغریمون هم میشه ..راهکار این هست که هرروز با دریافت آگاهی از فایلهای آموزشی به مرور زمان یک نقشه اصولی و صحیح در ذهنمون ترسیم کنیم و با توجه کردن به این اطلاعات و خواندن دیدگاه دوستان و دیدن آلبوم شگفتی سازان این نقشه و مسیر لاغری را در ذهنمون واضح و شفاف تر کنیم تا بتونیم در مسیرمون حرکت کنیم …اگر به سرعت جسم ما در این مسیر تغییر نمی کنه دلیلش همین نقشه ذهنی هست و البته یک دلیل محکم برای لاغری ماندگار تنها با روش ذهنی هم این هست یعنی زمانی که پس از مدتی این نقشه و مسیر لاغری در ذهنمون کامل و واضح و شفاف ثبت بشه و انباشته افکار و فرمولهای صحیح لاغری از حجم اطلاعات چاقی در ذهنمون بیشتر بشه انتخاب نهایی ما میشه لاغری یعنی قدرت انتخاب لاغری ما نتیجه ماندگار را رقم می زنه و شگفت انگیزه…😇🦋✨

      من هم اوایل با خودم فکر می کردم اگر همینطور انقدر لاغر بشم که نتونم کنترلش کنم و از وزن ایده آلم پایین تر بیام دیگه باید چیکار کنم !…

      دوستمون از ترس اینکه لاغرتر نشه به خاطر بودن فرمولهای ذهنی اشتباه چاقی در ذهنش سعی داشته بیشتر بخوره و یه جورایی بیاد لاغرتر شدن را مهار کنه و دقیقا روش اشتباه سالها رژیم برای چاقی را داشته تکرار می کرده و البته توجه به لاغری بیشتر شده لاغر ترشدن بیشتر ….بدن ما کاملا هوشمند هست و در حالت طبیعی خودش در نهایت سلامتی و زیبایی هست همانطور که برای پلک زدنمون یا نفس کشیدنمون یا ترمیم و بازسازی قسمتهایی از پوستمون که خراشیده شدند یا بریده شدند راهکاری به ذهن  ارائه نمی دهیم و اعتماد داریم خودش کارشو بلده چه برای لاغر شدن و و چه برای ایده آل ماندنمون هم باید آرام باشیم و رها از افکار و نجوای پلید شیطان و اعتماد کنیم به هوشمندی ذهن و جسممون و آسوده و با باور و اطمینان قلبی  در این مسیر سرسبز گام برداریم …🌱

      اصلاح فرمولهای ذهنی در تمام جنبه های زندگی ما تأثیرگذارند…

      اگر مهارتهای کنترل ذهن و شناسایی فرمولهای ذهنی ترس را یاد بگیریم و بتونیم در ذهنمون شناسایی کنیم در دیگر جنبه های زندگیمون هم مسائل مربوط به ترس را می توانیم به راحتی حل کنیم …

      افرادی هستند که سریالهای دزدو پلیس بازی را دنبال می کنند و محتوای ذهنیشون مملو از افکار سرقت و قتل و خیانت و کلاهبرداری هست و ترس از ایجاد این اتفاقها در زندگیشون باعث میشه کنترل و توجه بیشتری در زندگی خود برای حفاظت از خودو خانواده خود اعمال کنند شبها دربها را قفل می کنند و در منازل دوربین مداربسته نصب می کنند به ماشین قفل فرمان می زنند ساعت رفت و آمد فرزندان را دقیق چک می کنند با سوظن معامله می کنند رفتار همسر خود را زیر نظر می گیرند  یا گوشی همسر خود را چک می کنند و به دنبال اطلاعاتی هستند تا از بروز بیماری پیشگیری کنند و این افراد هرروز اتفاقات تلخ بیشتری را در زندگی خود تجربه می کنند و با ترسهای خود زندگی می کنند ! …..

      سالهای سال بازیگر نقش اتفاقات زندگی خود بوده ایم ..و اما به لطف تنها پرورش دهنده کل عالم هدایت شدیم تا خود کارگردانی زندگی خود را به دست بگیریم  با شناخت خود و افکار ذهنمون می توانیم امیر و فرمانده زندگی خود باشیم همان که خداوند فرمان داد هر آنچه در آسمان و زمین هست برش سجده کند و او را جانشین خود بر زمین قرار داد …

      جام وجودتون سرمست از جرعه های ناب آگاهی 

      خدایا هزاران با شکر که انقدر فراوانی در رزق و روزی آسمانی و زمینی ام قرار دادی عاااااالشقتم یکدانه ام ❤️

      سپاس دست روزی رسان خدا استاد ارجمندم شکر وجودتون🌷🌷🌷 

      دوستان متناسبم همواره در مسیر عشق و لذت باشید🍃🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار من میتونم تغییر کنم
      ۱۴۰۰/۱۰/۲۵ ۱۲:۳۶
      مدت عضویت: 1813 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 538 کلمه

      سلام
      ترس
      یک عمر از خوردن برنج کیک شیرینی روغن و میوه نان کره خامه شکر ترسیدم
      یک عمر از خواب زیاد از دیر بیدارشدن نخوابیدن ترسیدم
      یک عمر ب خاطر ورزش نکردن پیاده روی نکردن ترسیدم
      از بارداری ار غذا دادن ب بچم از غذا پختن از مهمونی تولدرستوران رمضان محرم عید ترسیدم
      از خودم ترسیدم
      از همه اینها ترسیدم ترسیدم چاقم کنن چاق شم
      از چاقتر شدن ترسیدم
      ترس همه وجود منو گرفته بود
      اما اومدم اینجا و یاد گرفتم خوردن ورزش نکردن خوابیدن هیچ ترسی نداره همه اینها رو خدا برای استفاده و لذت انسان و کسب انرژی خلق کرده پس چرا بایدبترسم چرا کسایی هستن ک همه اینهارو انجام میدن ولی لاغرن
      اینها برای من هستن برای زندگی کردن من برای ادامه زندگی
      پس نباید بترسی دلیلی برای ترس وجود نداره
      یک عمر از گفتن نظرم ب دیگران ترسیدم از اینک خودم باشم ترسیدم از قضاوت مردم از حرف مردم ترسیدم
      من کلا خدا رو فراموش کرده بودم درحالی ک فک میکردم دارمش ازهمه ترس داشتم هیچ ازخدا نمیدونستم
      اینها همه از خدا بودن اصلا بدون خدا قدرتی ندارن ک من بخوام بترسم
      ترس کل وجود من گرفته بود باعث شده بود کل وجود من ریشه کنه و مریض و گوشه گیرم کنه اما الان من زندم و همه اینهارو قطع میکنم
      و ریششونو با بودن تومسیر میخشکونم
      یک عمر از همسرم ترسیدم ترس از راحتی از رفتن از حرف زدن هنوزم این ترسها هستن وای من همه انها رو درست میکنم
      شاید باورتون نشه ک من حتی از رفتن ب خونه مامانم میترسیدم بخاطر مادرشوهر وپدرشوهرم
      از رفتن ب همه جا میترسیدم از خیلی چیزها از اینک اهنگ گوش بدم از خوابیدن از تو خونم بودن
      من الان ک نگا میکنم میبینم چقدر من خودم نابود کرده بودم از چی
      از توجه
      توجه کردن ب چرت و پرتها و انتظارات واحساسات دیگران
      پس انقدر ک مریض میشم ریشش برمیگرده ب اینااحساسات و همه اینها حالت غیر طبیعیه من هستن من با بودن تو مسیر خودمو شامل شفای الهی میکنم درونم پاک میکنم تا دریافت داشته باشم
      دیروز رفتیم گاز بزنیم همون لحظه بچم پرسید ک مامان چرا بابا ضبط خاموش کرد یاچرا
      من قبلا در ی مسافرت ب مشهد هر جا ک پدرم میخواست گاز بزنه مارو پیاده میکرد ب خاطر اتشسوزی این حرفها ولی همسر من چنین اعتقادی نداره مسخرس براش
      از اون موقع من ی ترسی در درونم داشتم ک با ی پرسیدن دخترم اونها برامن تداعی شد ک الان ک ما در ماشینیم احتمال ترکیدم اینها هس
      ولی فریبا جانم این یک توهم هس توهم ذهن چنین اتفاقی قرار نیس اتقاق بیافته وقتی ب این حالت رسیدی ب خودت بگو اینهادروغه اگه چن بار تکرار کنی خاموش میشه
      شایدتا صبح بنویسم باز انقدر ترس در درونم هس ک الان حس میکنم جرقش خورد و انگار حس میکنم دارم خفه میشم از همه این احساس ترسی ک در درونم هس
      هر وقت رفتم دکتر گفتن استرس داری اظطراب داری من کلا تو این احساس بودم دیروز همسرم گف تو ک همیشه مریضی از حرفش ناراحت شدم بعدش ب خودم گفتم از این ب بعد حق نداری ب کسی بگی فلان جام درد میکنه
      ی جوری شدم انگار ب یک گنجی دست یافتم ک باهاش میتونم رهاتر بشم پرواز کنم
      یک لحظه حس میکنم هنگ کردم
      اصلا نمیتونم بنویسم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zohre.taheri.345
      ۱۴۰۰/۱۰/۱۳ ۱۱:۲۱
      مدت عضویت: 2351 روز
      امتیاز کاربر: 1185 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 733 کلمه

      به نام خدای مهربانبا سلام به استاد عزیز عطار روشن و دوستان پرتلاشم…چرا ترس از چاقی باعث چاقی میشه ولی ترس از لاغری باعث لاغری نمیشه؟

      واقعا تا حالا به این موضوع فکر نکرده بودم ولی الان که توی این فایل مطرح شد خیلی ذهنم را به خودش مشغول کرد..دیدم دقیقا همینطوره من همیشه در برخورد با هر خوراکی یا غذایی با ترس و دلهره اون را می خوردم. البته این ترس و دلهره باعث نمیشد که از خوردنش منصرف بشم می خوردم ولی همش نگران بودم دلم شور می زد و با احساس بد می خوردم و ایمان و اطمینان داشتم که خوردنش منا چاق می کنه و دقیقا همین اتفاق هم می افتاد. بارها می گفتم و تکرار میکردم که من آب هم بخورم چاق میشم می گفتم من حرص هم که می خورم چاق میشم و همیشه نگران بودم در حالیکه بشدت مشتاق خوردن چیزی بودم اما در عین حال ترس و اضطراب چاقتر شدن را هم داشتم و خوردنم همیشه با نگرانی و استرس همراه بودم و همین نگرانی و ترس از چاق شدن خودش باعث چاقتر شدن من میشد و البته این حالت را در همه ی آدمای چاقی که در اطرافم بودن می دیدم، احساس ترس از چاقتر شدن با خوردن در همه ی افراد چاق مشترکه.ما با این ترس و نگرانی ناخواسته باعث چاقتر شدن خودمون میشدیم و این اتفاق به کرات می افتاد و خب حتما ذهن ما دیگه به این موضوع عادت می کرد که با هر خوردنی روند چاقی ما را بیشتر و بیشتر کنه چون ما با ترس مون پیغام پذیرش چاقتر شدن را به مغزمون و به کائنات می دادیم و چون این اتفاق خیلی زیاد می افتاد نقشه راه چاقتر شدن در ذهن ما ترسیم شده بود بنابراین هر بار که با ترس غذایی را می خوردیم چون ذهن کارهای تکراری را دوست داره، اینکار را تکرار میکرد و چاقتر شدن ما را رقم می زد و ما چاق و چاقتر میشدیم…اما چون هیچ وقت لاغر نمیشدیم و یا اگر هم مقداری وزن کم می کردیم باز هم همون ترس از چاق شدن دوباره در ذهنمون بود، بنابراین ترس از لاغر شدن اصلا در ذهنمون وجود نداشت و ذهنمون هیچ وقت این احساس را تجربه نکرده پس نقشه راه ترس از لاغر شدن اصلا در ذهنمون وجود نداره و حتی اگر از لاغر شدن بترسیم هم لاغر نمیشیم…..اوایلی که تازه در دوره شرکت کرده بودم و بعد از شنیدن اولین فایل های استاد وقتی ترسم از خوردن کم کم از بین می رفت، لذت عجیبی داشت اینکه غذا بخوری با آرامش بدون ترس و نگرانی شاید لذت‌بخش ترین حسی بود که تا اون موقع تجربه کرده بودم بطوریکه اولش قدری چاقتر شدم ولی دیگه نگران نبودم،بلکه حسابی ذوق زده شده بودم از این حس خوب و شیرین،وقتی که ترسم از چاقی باخوردن کم کم از بین رفت به مرور خوردن هام به روال عادی برگشت و حتی کمتر و کمتر شد…با شنیدن صحبتهای بیستری از استاد و گوش دادن مکرر به فایلها و رسیدن له شرایط روحی و روانی عالی دیگه کمتر به چاق بودن و چاق شدن فکر میکنم و مطمئنم که بالاخره به شرایط جسمی مناسب هم خواهم رسید و با این شرایطی که دارم هم کاملا اوکی هستم..

      و اما دلیل چاق شدن من با ترس از چاقی، بخاطر اینه که مسیر چاقی بارها و بارها تو ذهنم ترسیم شده و با هر بار نگرانی و استرس از خوردن و چاق شدن این مسیر را در ذهنم آسفالت و آباد و پایدارترش کردم و به همین دلیل همیشه انتظارم از هر اتفاقی هر خوردنی هر عصبانیتی چاقتر شدن بوده و من همیشه فقط چاق میشدم ولی اصلا از لاغری تجربه ای نداشتم که مسیرش توی ذهنم ترسیم شده باشه و با فکر کردن بهش لاغر بشم اصلا تصوری از لاغری نداشتم انتظار لاغری را نداشتم خب معلومه وقتی ما تصور تجربه ای از موضوعی نداشته باشیم قطعا برامون اعمال نمیشه و من هرگز لاغر نمیشدم و اگر هم اتفاق می افتاد خیلی موقتی و زودگذر بود و من باز هم در رنج و اسارت چاقی می ماندم…با آموزش های عالی استاد عزیز ما به مرور افکار و باورهای چاق کننده را با افکار و باورهای لاغری جایگزین میکنیم مسیر را لاغری را در ذهن مون ترسیم می کنیم با تکرار آموزش ها این مسیر زیبا را زیباتر می کنیم و به لطف خدای مهربان و همت خودمون به آرزوی دیرینه مون که تناسب اندام هست میرسم.شاد و سلامت باشین🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۶ ۱۴:۴۳
      مدت عضویت: 1953 روز
      امتیاز کاربر: 56213 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 226 کلمه

      بنام خدا 

      فایل ۷۲ 

      چرا ترس از لاغر شدن باعث لاغری نمی‌شود 

      اول از سوال دوستی که پرسیده بود که واقعا سوال خیلی از ما بود که چرا ترس از چاقی باعث چاقی می‌شود ولی لاغری نه 

      ما از کودکی ویا هر سنی که شروع به چاقی کردیم از طرف والدین ،دوستان و اطرافیان که مثلا آدم به سن بلوغ برسه چاق میشه ،یا ازدواج کنه چاق میشه ،یا اینکه تو دوران بارداری و من خودم علاوه بر این میگفتم آب بخورم چاق میشم و خیلی عوامل دیگه که گفتن باعث چاقی میشه و اینها همه به صورت فرمول در ذهن ما ذخیره شده تا اینکه به صورت چاقی در جسم ما نمایان شده .اما برا لاغری ما که فرمول از قبل تو ذهن نداشتیم که ذخیره باشه ما الان با آموزش ذهنی داریم به ذهن یاد میدیم فرمول لاغری و صحیح را برا همین زمان میخواد چون ذهن تازه در حال جمع آوری اطلاعات درست دادن به مغز هست و این پروسه با یکی دو روز یا یک هفته انجام نمیشه و نیاز به زمان بیشتری داره و این کار در دیگر تغییرات زندگی هم همین طور است که ما وقتی احساسمان خوبه تو یک هفته یا یک ماه زندگی ما که تغییر نمیکنه ما باید احساس خوب پایدار داشته باشیم تا جهان هستی جواب احساس خوب ما را بده .

      فایل بسیار آموزنده‌ای از شما هم ممنون استاد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۹ ۰۱:۲۸
      مدت عضویت: 2483 روز
      امتیاز کاربر: 48607 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 391 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان همراهم

      چه فایل جالب و آموزنده ای بود و چقدر عالی توضیح داده شد

      ما وقتی از چاق و یا چاقتر شدن میترسیم به راحتی به آن می رسیم چونکه مسیر رسیدن به چاقی را در ذهنمان داریم اما با نداشتن مسیر لاغری ترس از لاغر شدن ما را به لاغری نمی رساند

      موضوع اعتماد کردن به جسم و ذهنمان که خودش میداند چطور ما را به تناسب اندام برساند همانطوریکه هر مشکلی برای جسم مان پیش بیاید مثل زخم شدن بدنمان ما اطلاعی از اینکه این زخم چطور ترمیم میشود نداریم و فقط اطمینان داریم که این زخم خوب خواهد شد پس نگران نیستیم و احتیاج به دخالت کردن هم نداریم

      من در این مورد که ذهنمان خودش میداند چطور ما را به تناسب اندام برساند و چه قسمت هایی از بدنمان و به چه اندازه باید تغییر کند تجربه دارم

      دو سال و نیم پیش که من وارد سرزمین زیبای لاغرها شدم و دوره ام را شروع کردم اولین قسمتی از بدنم را که دوست داشتم تغییر کند شکمم بود و بعد چربی های اضافی در پشتم

      وقتیکه بعد از سه ماه تغییرات را در خودم مشاهده کردم از چربی های پشتم کم شده بود اما بیشترین تغییر را در باسن و ران هایم مشاهده کردم که اصلا به نظر خودم چاق نبودند ولی ذهنم این نظر را نداشت و در آنجا به هوش ذهنم آفرین گفتم

      ناگفته نماند که ذهنم تغییری در شکمم ایجاد نکرده بود که باعث ناراحتی و نگرانی ام شده بود

      همزمان با این تجربه به فایلی رسیدم که به ما آموزش داده شد که توجه به قسمت بخصوصی از بدن نکنید و برای لاغر شدنش آنرا زیر نظر نداشته باشید چونکه با توجه کردن به آن مثل این است که از آن قسمت عکس گرفته و به ذهنتان میدهید و ذهن این تصور را میکند که شما آنرا دوست دارید و در نتیجه آن قسمت از جسمتان را به همان حال نگه میدارد

      چه اطلاعات ناب و عالی در زمانیکه به آن احتیاج داشتم به من داده شد

      من به آن عمل کردم و توجه ام را از روی شکمم برداشتم و در آنموقع بود که شکمم هم شروع به تغییر کرد

      آموزش دیدن در باره ذهن و عملکرد آن واقعا جالب و هیجان انگیز است 

      آموزشها را به عمل تبدیل میکنیم و نتیجه را می بینیم مثل این است که با ذهنمان یک بازی هوشمندانه و دوست داشتنی انجام میدهیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار من میتونم تغییر کنم
        ۱۴۰۰/۱۰/۲۶ ۰۰:۰۱
        مدت عضویت: 1813 روز
        امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 82 کلمه

        سلام دوست عزیز
        ب نظر من همونجا توجه کردنی ک استاد میگه این نیس ک شما از جسمت رو برگردانی منظورشان اینک درگیرش نشی رها کنی ب حال خودش چن اگر از روگردانی انگار تنفر خودتو نسبت بهش اعلام میکنی
        نچسبیدن ب خواسته اینجا مد نظره اینطوری تو اصلا توجهی نداری و براتومهم نیس کی اون قسمت لاغر بشه ب نظر باید اون قسمت از بدنتو اول بپذیری وبعد ازش بخوای ک در روند کاهش قرار بگیره یا بگی من در مسیر درستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا