0

تحقق آرزوی لاغری؛ خودت رو از نو بساز (گام ۱۱)

تحقق آرزوی لاغری
اندازه متن

در تمام سال‌هایی که اضافه‌وزن داشتم، فقط یک آرزو همیشه با من بود، هر جا می‌رفتم، هر کاری می‌کردم… تحقق آرزوی لاغری.

چاقی فقط روی عدد ترازو تأثیر نذاشته بود؛ انگار سایه‌ش روی همه احساساتم افتاده بود.
حتی وقتی به چیزهایی که دوست داشتم می‌رسیدم، یه چیزی کم بود… اون حس سبکی، آزادی، رضایت واقعی! هیچ آرزویی، وقتی کنار چاقی می‌نشست، دیگه اون‌قدر شیرین نبود. 🥀

برای من، تحقق آرزوی لاغری فقط یه عدد نبود، یه آزادی عمیق ذهنی و جسمی بود؛ یه خواسته که تا محقق نمی‌شد، انگار هیچ‌چیز دیگه کامل نبود.

آرزوی لاغری من

بذار یه چیزی رو بهت صادقانه بگم…

سال‌ها آرزوی لاغری مهم‌ترین خواسته‌ی من بود. هر بار که جلوی آینه وایمیستم و به خودم نگاه می‌کردم، حس می‌کردم یه چیزی کم دارم.

نه فقط یه سایز لباس کوچیک‌تر یا عدد پایین‌تر روی ترازو… بلکه یه حس آرامش، یه حس آزادی، یه نفس راحت.

تجربه لاغری موفق

👧🏻 بچه که بودم، عاشق دوچرخه‌سواری بودم. یه روز بالاخره بابام برام یه دوچرخه کوهستان خرید. اما نه به خاطر اینکه خوشحال بشم، نه… گفت: «برای اینکه با دوچرخه بری مدرسه که لاغر بشی!»

همین جمله باعث شد حتی وقتی باد توی صورتم می‌خورد و با تمام توان رکاب می‌زدم، به‌جای لذت، فقط خجالت بکشم… فکر می‌کردم همه بهم نگاه می‌کنن و می‌گن:

«نگاه کن! طفلکی داره جون می‌کنه لاغر شه.»

😔 این یعنی چاقی حتی لذت رسیدن به آرزوها رو از آدم می‌گیره.

با خودم می‌گفتم:

«اگه لاغر شم، حتی اگه به هیچ آرزوی دیگه‌ای نرسم، بازم می‌ارزه!»

آرزوی لاغر شدن

آرزوی لاغری داشتن

✨ تحقق آرزوی لاغری؛ بازگشت به حالت طبیعی بدن

در تمام سال‌هایی که اضافه‌وزن داشتم، تنها یک آرزو همواره در ذهنم بود: تحقق آرزوی لاغری. این خواسته نه از سر زیبایی‌طلبی، بلکه به دلیل تأثیر عمیق چاقی بر روحیه و احساساتم بود. چاقی نه‌تنها بر ظاهر فیزیکی‌ام تأثیر گذاشته بود، بلکه لذت رسیدن به دیگر آرزوها را نیز از من گرفته بود.

اما چرا این آرزو این‌قدر قوی و پایدار است؟

🔬 پاسخ در علم فیزیولوژی بدن انسان نهفته است. بر اساس نظریه «نقطه تنظیم وزن» (Set Point Theory)، هر بدن انسانی دارای یک وزن طبیعی است که تمایل دارد آن را حفظ کند.

این وزن طبیعی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، متابولیسم، ساختار بدنی و سایر عوامل بیولوژیکی تعیین می‌شود. زمانی که وزن بدن از این محدوده طبیعی خارج می‌شود، بدن تلاش می‌کند تا به حالت تعادل بازگردد.

به‌عبارت‌دیگر، آرزوی لاغری یک واکنش طبیعی بدن برای بازگشت به وضعیت تعادل و سلامت است. این تمایل درونی برای بازگشت به وزن طبیعی، نشان‌دهنده هوشمندی بدن در حفظ سلامت و تعادل است.

🧠 تحقیقات علمی نیز این موضوع را تأیید می‌کنند. به‌عنوان‌مثال، مقاله‌ای در مجله Nature Reviews Neuroscience به بررسی نقش مغز در تنظیم وزن بدن پرداخته و نشان می‌دهد که سیستم عصبی مرکزی نقش کلیدی در حفظ تعادل انرژی و وزن بدن دارد.

بنابراین، اگر در دل خود آرزوی لاغری دارید، بدانید که این خواسته نه‌تنها طبیعی است، بلکه نشان‌دهنده تلاش بدن شما برای بازگشت به حالت طبیعی و سالم خود است. ✨

چرا لاغر نمی شم؟

چرا به آرزوم نمی رسم؟!

تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ چند بار با اشتیاق رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، دمنوش‌های لاغری خوردی یا حتی سراغ قرص و دارو رفتی؟ اما چرا بعد از این‌همه تلاش، باز هم تحقق آرزوی لاغریت کامل نشده؟ 🤔

جوابش ساده‌ست:

چون ما همیشه دنبال یه راه بیرونی بودیم، درحالی‌که راه واقعی از درون ما می‌گذره…

🧠 هیچ‌کس با برنامه‌ریزی چاق نشده؛ ما ناخودآگاه و بدون اینکه بخوایم، بر اساس فرمول‌های اشتباهی که ذهن‌مون یاد گرفته، چاق شدیم. پس منطقیه که تحقق آرزوی لاغری هم فقط با اصلاح همین فرمول‌های ذهنی ممکن باشه.

در روش «لاغری با ذهن» خبری از برنامه‌ی غذایی نیست که بهت بگه چی بخور، چقدر بخور یا چند کالری بسوزون.

❌ خبری از محدودیت، اجبار یا استرس رژیم گرفتن نیست.

✔️ فقط و فقط یاد می‌گیری چطور فرمول‌های طبیعی لاغری در ذهن خودت رو دوباره فعال کنی.

تصور کن: یه راهنمای درونی داری که همیشه با توئه؛ بهت می‌گه کی گرسنه‌ای، کی سیر شدی، و چی برات خوبه. این همون چیزیه که از کودکی در وجود همه‌ی ما بوده، ولی سال‌ها با آموزش‌های اشتباه فراموشش کردیم.

💡 دوره‌ی لاغری با ذهن کمکت می‌کنه دوباره این قطب‌نمای درونی رو فعال کنی. هر آموزش مثل یه چراغ راهه تا بتونی افکار قدرتمند، رفتارهای هوشمندانه، و احساسی خوب نسبت به بدنت بسازی.

من خودم روزی مثل تو بودم…

با دنیایی از آرزو برای لاغر شدن، اما ناامید از روش‌های مختلف.

تا اینکه بالاخره فهمیدم راهش این نیست که به بدنم زور بگم یا با گرسنگی اذیتش کنم… بلکه باید با ذهنم آشتی کنم.

وقتی فرمول‌های ذهنی رو تغییر دادم، تحقق آرزوی لاغریم مثل یک معجزه اتفاق افتاد. نه تنها وزنم کم شد، بلکه شادی، سلامتی، و آرامشی وارد زندگیم شد که همیشه دنبالش بودم 💖

بدن تو گنج توئه…

وقتشه یاد بگیری چطور ازش مراقبت کنی و باهاش هماهنگ بشی.

🌱 این راه، مسیری به سوی آزادیه… آزادی از چاقی، استرس، و محدودیت.

و من اینجام تا همراهت باشم تو مسیر تحقق آرزوی لاغریت 🌈

تحقق آرزوی لاغری

تحقق آرزوی لاغری، فقط دعوت از طرف خداست برای بیدار شدن 🌟

حتماً زیاد شنیدی که می‌گن: «اگه آرزویی توی دلت هست، یعنی خدا خواسته که بهش برسی.»

خب… اگه تحقق آرزوی لاغری توی دلت روشنه، بدون که این یه پیام از طرف خالقت برای آغاز یک تغییر واقعیه ✨

اما این به‌معنای نشستن و منتظر معجزه بودن نیست.

درسته که خداوند «رزاق» و «هدایت‌گر»ه، ولی اول باید تو قدم اول رو برداری.

🧭 تحقق آرزوی لاغری، از لحظه‌ای شروع میشه که تصمیم می‌گیری به جای امید بستن به دمنوش، رژیم، یا قرص‌های چربی‌سوز، روی قوی‌ترین ابزار تغییر زندگیت یعنی ذهنت سرمایه‌گذاری کنی.

وقتی آگاهانه وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شی، مثل اینه که داری کلید یه در مخفی رو پیدا می‌کنی. دری که پشتش بدنی سالم، روحی سبک، و زندگی پر از انرژی منتظرته.

🔥 اشتیاقی که در دلت برای لاغر شدن وجود داره بی‌دلیل نیست. این اشتیاق، پیامیه از سوی بدنت که می‌خواد به حالت طبیعی، سالم و متناسب خودش برگرده.

وقتی شروع کنی به یاد گرفتن و کار کردن روی فرمول‌های ذهنی، اتفاقی عجیب می‌افته:

💡 کم‌کم به این باور می‌رسی که لاغری «کار سختی نیست»، فقط یه مسیر یادگیریه.

و جالبه بدونی، این فرمول‌ها همین حالا هم در ذهن تو وجود دارن!

تو فقط مدتی ازشون استفاده نکردی… ولی حالا وقتشه برشون گردونی.

همه‌ی اونایی که تا امروز با لاغری با ذهن به آرزوی لاغری‌شون رسیدن – از جمله خود من – روزی مثل تو بودن:

خسته از شکست‌های قبلی، دلزده از رژیم‌های سخت، و پر از سوال…

اما تصمیم گرفتن به جای تنبیه بدن، باهاش آشتی کنن.

و همین تصمیم، سرآغاز تحقق رویایی شد که سال‌ها فقط توی ذهنشون بود.

🕊️ می‌دونی چی قشنگ‌تره؟

وقتی تو این مسیر میری، فقط وزن کم نمی‌کنی…

بلکه ایمان، اراده، عزت نفس و حس قدرتی درونت بیدار میشه که هیچ‌چیز و هیچ‌کس نمی‌تونه متوقفش کنه.

💫 تا یک سال دیگه، می‌تونی به نسخه‌ای از خودت برسی که امروز فقط تصورش می‌کنی.

اگه تا امروز بارها شکست خوردی، اشکالی نداره. اون‌ها بخشی از مسیر بودن.

اما این بار، تو داری با آگاهی، عشق به خودت، و همراهی قدرت ذهن وارد راهی می‌شی که مقصدش تحقق آرزوی لاغری برای همیشه‌ست.

و بدون…

افراد متناسب اطرافت، لزوماً خوش‌شانس‌تر از تو نیستن.

اون‌ها فقط «افکار و رفتار غذایی متفاوتی» دارن…

همین. نه جادو، نه ژنتیک خارق‌العاده.

✨ وقتشه تو هم فرمول‌های ذهنی خودت رو بشناسی، فعالشون کنی، و به بدنی برسی که شایسته‌اش هستی.

دوره‌ی ورود به سرزمین لاغرها یه فرصت ناب برای ساختن این تحول درونی و لاغر شدن همیشگیه.

نه‌تنها برای لاغر شدن، بلکه برای ساختن زندگی‌ای که عاشقش باشی. ❤️

✍️ تمرین تحقق آرزوی لاغری 📖

حالا که محتوای آموزشی رو با دقت خوندی، وقتشه یه قدم مهم برای تحقق آرزوی لاغری برداری 💫
یکی از قدرتمندترین روش‌ها برای فعال‌سازی ذهن لاغر، نوشتنه. وقتی می‌نویسی، در واقع داری آرزوهات رو از ذهن به جهان واقعی دعوت می‌کنی ✨

برای همین ازت می‌خوام همین حالا قلم (یا کیبورد! 😄) رو برداری و پاسخ این سوالات رو به صورت شرح انشایی توی بخش دیدگاه‌ها بنویسی. این یه تمرین شخصیه، اما تأثیرش جهانیه، چون ذهن تو داره با نوشتن، خودش رو برای لاغری برنامه‌ریزی می‌کنه 🧠🔥

  • 💡 نگرش تو درباره «آرزو کردن» و «رسیدن به آرزوها» چیه؟ با مثال توضیح بده.
  • 🌧️ از آرزوهایی بگو که بهشون نرسیدی و دلیلش چی بوده؟
  • 🌈 حالا از آرزوهایی بگو که بهشون رسیدی و چه احساسی داشتی؟
  • 🍩 اگه چاق شدن رو یه آرزو تصور کنی، چه رفتارها یا عادت‌هایی باعث تحقق اون آرزو شدن؟
  • 💭 درباره آرزوی لاغری خودت بنویس. تا حالا چه کارهایی برای رسیدن بهش کردی؟
  • 🧠 برداشت و درک تو از تحقق آرزوی لاغری با روش لاغری با ذهن چیه؟ واقعاً بهش باور داری؟ چرا؟
  • 🎯 از محتوای ویدیوی آموزشی این جلسه، چه تمرینی برای خودت ساختی؟ اون رو توی دیدگاه‌ها با ما به اشتراک بذار.

🔔 منتظر خوندن نوشته‌ات در بخش نظرات هستم! یادت باشه که نوشتن، اولین قدم برای ساختن واقعیت‌های تازه‌ست.
بذار ذهنت هدایتت کنه به سوی تحقق آرزوی لاغری 🌟

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.28 از 186 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11065
256 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۴ ۰۱:۵۶
      مدت عضویت: 2420 روز
      امتیاز کاربر: 5080 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,948 کلمه

      خیلی صادقانه بگم من هیچ وقت آرزوم لاغری نبوده چون تا قبل از ازدوجم که بسیار لاغربودم و در این ۱۸و ۱۹سال ازدواجم که خیلی آرام آرام چاق شدم و اویل ازدواجم که چاقی من در حد ۱۵ کیلویی یا ۱۰ کیلویی بود که خیلی سریع با رژیم و با کم خوریهایی که میکردم فوری لاغر میشدم و طعم تناسب رو برای یه مدت مچشیدیم و هیچ وقت جز دسته افرا د خیلی چاق نبودم مگر بعد از بارداری اول و دومم که واقعا چاق شده بودم که اونم در بارداری من با خیال راحت که این طبیعی هست و باید اینجوری به جای دونفر بخورم و با کلی فرمولهای اشتباه خوردن که در ذهنم داشتم باردار میشدم و سریع چاق می شدم و در اون زمان هم بعد از بارداری اولم که نگاه به جسمم میکردم از چاقی بدم میومد و خیلی سریع اقدام به باشگاه رفتن و ورزش کردن میکردم و رژیم میگرفتم وفکر کنم دخترم ۳ ماه نمیکرد که شروع کردم برای لاغری و بسیار عالی تونستم لاغر بشم در حد فکر کنم ۲۵ کیلو و یا بیشتر کم کردم و بازم طعم لاغری رو خیلی سریع چشیدم و اما تا یکم خسته میشدم سریع برمیگشت تا بارداری دومم و بازم با همون فرمولهای چاق کننده که داشتم خیلی سریع من چاق شدم و این بار هم خیلی سریع اقدام کردم و ایندفعه در حد ۳۵ کیلو شایدم بیشتر من کم کردم و بازم طعم اون تناسب رو چشیدم اما این دفعه تنفر از چاقی داشتم و به شدت روی وزنم و خوردنم حساس شده بودم و حواسم بود یه گرم اضافه نکنم مدام روی ترازو میرفتم و کالری میشموردم و اما نتیجه عکس میشد هر وقت روی ترازو میرفتم یه عالمه اضافه کرده بودم و همین من رو زجر میداد و ناراحت میکرد این اواخر خیلی حالم رو بد میکرد چرا اینطور شدم و همیشه با حسرت به متناسبهایی که همه چیز میخورن و لاغرن نگاه میکردم که فرق من با اینا چیه و چرا من سریع وزنم بالا میره و اینها همیشه لاغرن و هر چی بخوان میخورن پس در اون شرایط من مدام رژیمم رو سختتر و ورزش رو سنگینتر میکردم و خودم رو لاغر میکردم اما به مخص خارج شدن از رژیم خیلی سریع دوباره چاق میشدم و ناراحت و افسرده بودم که چرا اینطور هست تا کی باید هیچی نخورم و رژیم باشم آخه چرا اینطورم ؟
      پس برای همین من یادم نمیاد خیلی آرزوی لاغری کرده باشم مگر این اواخر که دیگه به فاصله ی کم رژیم میگرفتم و همین محدودیتها و سختیها و نموندن در وزن دلخواهم من رو کلافه و ناامید کرده بود و برای همین خیلی
      بیشتر تلاش میکردم و فکر میکردم باید به خودم بیشتر فشار بیارم و همیشه به دنبال راهی بودم برای این مشکلم که چرا من ثابت نیستم ؟
      و همیشه به خودم و بقیه میگفتم چرا نمیتونم لاغری رو نگه دارم ؟ بارها این روند چاقی و لاغری من تکرار شده بود در این چند سال اخر
      و همین چاق شدن و لاغر شدنهای زیاد باعث شده بود که فکر کنم این سبک زندگی من هست و من باید اینطور باشم اما این اواخر که همیشه و مداوم من رژیم داشتم و باشگاه میرفتم و تند و تند چاق و لاغر میشدم در عرض یه سال چندین دفعه من رژیم جدید میگرفتم و لاغر میشدم و دوباره که یکم ولش میکردم چاق میشدم و این اواخر بود که میگفتم چرا اینطور هستم و یه چیزی این وسط هست که من نمیتونم لاغر بمونم ؟ و همونجا بود که در من آرزوی لاغر ماندن شکل گرفت .
      اضافه وزن خیلی آرام به ما تحمیل میشه که ما
      متوجه نمیشیم مگر با وزن کردنهای روی ترازو ما متوجه میشیم که چند گرم ما بالا رفتیم یا پایین اومدیم که همین فشارهای روحی ما رو داغون میکنه و من چقدر این کار رو باوسواسی خاصی انجام میدادم واگر وزنم یکم بالا میرفت اون روز دیکه ناراحت و غمگین میشدم و همه ی اطرافیان من متوجه میشدن و میگفتن بازم چی شده ؟چاق شدی و من هم شروع میکردم به حرف زدن اره چیکار کنم من که نمیخورم پس چرا همش اضافه میکنم من نمیخوام دیگه بالاتر برم و …
      و اما حالا متوجه شدم که برای لاغر شدن نمیشه خودم به تتهایی اقدام کنم و ذهن ما هم باید همراه ما باشه چون ذهن ما الان چاق شدن رو یاد گرفته از اطرافیان از والدین و ناخو استه ما پیگیر یادگرفتن چاقی بودیم و هر چی الان هستم نتیجه ی سعی و تلاشهای مکرر خودم هست و با رژیم گرفتن و هر عامل بیرونی چون فقط جسمم رو محدود میکنم نمیتونم نتیجه بگیریم .
      حالا فردی که رژیم میگیره با فشار آوردن به جسم یه مقدار کم میکنه ولی چون ورودی ها رو محدود کردیم یه مدت کمتر میخوریم و اما به محض رسیدن در وزن ایده آل دوباره خیلی سریع ذهن دستورهای خوردن رو صادر میکنه و ما رو به همون وزن قبلی شایدم بیشتر میرسونه و ذهن مثل ترموستات عمل میکنه اینجا و من چون اون موقع نمیدونستم قضیه چی هست فکر میکردم دیگه زندگی اینطور هست و باید ما هم با رژیم و ورزش لاغر بشیم و اگر رژیم نداشته باشم چاق میشم و برام یه چیز طبیعی شده بود تا این اوااخر که خیلی با فاصله ی کم من وزنم بالا و پایین میشد دیگه شک کردم چرا اینطور هست و یه جایی مشکل هست که من خبر ندارم و …تا با لاغری با ذهن آشنا شدم .
      پس حالا میفهمم ترموستات ذهنی من هم روی چاقی تنطیم شده بود .
      ما باید لاغری رو آموزش ببینیم تا لاغر بشیم.
      پس باید ذهن ما تغییر کنه و در مسیر لاغری باشه تا با ما همکاری کنه و جسم ما لاغر بشه و این هماهنگی باعث میشه ما برای همیشه لاغر بشیم .
      پس موضوع ذهن ما هست و اصلا ربطی به جسم ما نداره پس نگو از این تاریخ من دیگه فلان چیز رو نمیخورم این یه تصمیم هست
      و ما فقط باید ذهن رو آموزش بدیم تا دیگه نیاز به اون تصمیم های گذشته که نخوردنها هست نباشه و ذهن باید آموزشها رو تکرار کنه تا یاد بگیره و ذهن بدون تصمیم خودش عمل میکنه ناخودآگاه ما دستور نخوردن صادر میکنه پس آموزش ذهنی این طور هست ولی اگر ذهن آموزش نبینه دستور خوردن صادر میشه و ما میخورییم در حالی که اصلا نیاز به غدا نداریم و سیر هستیم و بعدش عذاب وجدان و ناراحتی داریم و این ناهمانگی باعث چاقی میشه که خودم بارها همین طور میشدم مثلا قبلا میگفتم شام رژیمی بخورم که اگر رفتم بیرون و بقیه چیزی خوردن و یا رفتم خونه مادرم و بقیه شام خوردن من نخورم و بتونم خودم رو کنترل کنم در مقابل مواد غذایی چون اشتهام زیاد هست اما هم شام رژیمی رو میخوردم و هم هر چیزی که بقیه میخوردن حالا یه کلوچه با چایی یا چیپس و پفک و یا غذای مادرم که روی گاز بود و … منم یه مقدار میخوردم در حالی که اصلا هیچ تصمیمی به خوردن نداشتم و بعدش عذاب وجدان و یا ناراحتی داشتم از خوردنم و اما حالا متوجه میشم چرا ؟چون ذهنم چاق بوده و در مسیر چاقی بوده .

      ذهن رو باید اموزش بدیم سیری و گرسنگی یعنی چه و اینطور ذهن رو در تعادل با جسم نگه میداریم.
      تا حالا هی من گفتم خواسته ام لاغری هست ولی ذهن من در مسیر چاقی بوده و چاقی رو بلد بوده و برای همین با هر روشی که اقدام کردم نتیجه ی لاغری هم موقت بوده .
      پس من باید اصل رو بلد باشم حالا لاغر شدن یه علم هست یه اصل هست که باید یادش بگیریم باید سعی کنم و تمرین کنم و براش زمان برارم و تمرین انجام بدم تا نتیجه همیشگی بگیریم .
      قبلا خیلی وقتها من تصمیم میگرفتم که از شنبه رژیم بگیریم و دیگه شام نخورم ولی هیچوقت عملی نمیشد اما حالا با این دورها من هر روز مشتاقترم که ادامه بدم و جلوتر برم .
      ذهن رو هر چیزی یادش دادی اون رو بیشترش میکنه و گسترش میده در هر جنبه ای ذهن اینطور هست در مادیات در موفقیتها در … همیشه به دنبال بیشتر کردن هست و چون این ذهن چاقی رو یاد گرفته هر روز به دنبال بیشتر کردن وزن شما هست و اگر همین ذهن لاغری رو یاد بگیره هر روز به دنبال لاغر کردن ذهن هست .
      باید به ذهن یاد بدی من چه وزنی رو دوست دارم تا با شما همسو بشه .
      این همه مدت من رژیم گرفتم و نتیجه گرفتم اما چرا نتونستم بمونم ؟ انصافا نتیجه خوب بود اما مسیر سخت بود واقعا یه جاهایی کم میوردم و رفتارهای ناجور غذایی هم داشتم ولی با هر سختی بود دوباره ادامه میدادم به عشق لاغری ولی ماندگار نبود .
      ما همیشه با لذت چاق شدیم با آرامش بوده و با رنج نبوده چون ما یه سری کارها رو هر رورز تکرا ر میکردیم که نتیجه اش میشد چاقی ولاغری هم نباید سخت باشه و هر راهی که در اون لاغری با سختی و رنج هست اشتباه و غلط هست .
      اول باید ذهن رو راضی کنیم چرا میخواییم لاغر بشیم وقتی اون بپذیره تازه با ما همسو میشه و باید آموزشش بدیم و نتیجه رو میبینیم .
      لاغر شدن نیاز به آموزش داره .
      ذهن من چرا من میخوام تغییر کنم و لاغر بشم ؟
      چون من وقتی لاعر بشم همه چیز من تعییر میکنه
      چون روابطم تعییر میکنه و اعتماد به نفسم تغییر میکنه
      چون حالم و روحیم تغییر میکنه و در بهترین حالت روحی و جسمی قرار میگیریم
      چون آرامشم عالی میشه
      چون آزادی رو تجربه میکنم
      چون رهایی رو احساس میکنم هم در لباسها هم از محدودیتها رها میشم
      چون از وابستگی به مواد غذایی خارج میشم و دیگه اعتیاد ندارم .
      چون خیلی آرام و آهسته غذا میخورم و دیگه حرص و ولع ندارم .
      چون بعد از غذا خوردنم سبک هستم و خیلی راحت فعالیت میکنم و کار میکنم .
      چون دیگه هیچ وقت اون حالت معده درد و دل درد بعد از غذا رو ندارم .
      چون خودم رو لایق و توانمند در رسیدن به یه جسم متناسب و ایده ال میدونم .

      چون در مقابل اصرار بقیه به خوردن نه میگم و بیخودی غدا وراد این جسم عزیزم نمیکنم که امانت الهی هست و اون رو پارکینگ بیماریها نمیکنم .
      چون از شر بیماریهای جسمی و روحی خلاص میشم مثل کمر درد و پادرد و زانو درد .
      چون شادابی و جوانی چهره و زبیایی پیدا میکنم
      چون لباسهای شیک و به روز و رنگ شاد میپوشم و بسیار خوش لباس و شیک‌پوش میشم .
      چون وقت کمتری صرف خرید میشه و در هر مغازه ای که برم لباس سایزم پیدا میشه و آسان و سریع خرید میکنم .

      چون همه جا به راحتی جام میشه میشنم و ارامش میگیریم .
      چون خودم رو با ارزش میدونم و ارزش من ایده الترین اندام هست .
      چون با هر پوششی که بخوام در هر مکانی به راحتی حضور پیدا میکنم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۱/۰۵/۲۵ ۱۶:۰۱
      مدت عضویت: 2420 روز
      امتیاز کاربر: 5080 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,411 کلمه

      سلام بر استاد گرامی و دوستان عزیزم 

      من چند سالی هست در مسیر هستم و با عشق موضوعات لاغری با ذهن رو دنبال میکنم چون همیشه خواسته ی  من لاغری بوده و به دنبال راهی برای رسیدن به اون برای همیشه بودم و  حالا که در مسیر درست هستم و راهش رو پیدا کردم می‌خوام تا زنده هستم در مسیر بمونم و به آسانی و با راحتی و با عشق به هدفم برسم .

      من درگذشته بارها از راه رژیم و ورزش اقدام به لاغری میکردم و لاغر هم میشدم اما دوباره به محض رها کردن من چاقی رو حتی بیشتر از قبل و با سرعت بیشتری درجسمم  تجربه میکردم  و من فکر میکردم تنها راه لاغر شدن همیشه برای من  در رژیم و ورزش بودن هست و اگر من غذای عادی و معمولی سفره رو بخورم طبیعی که چاق بشم اگر ورزش  نکنم و فعالیتی نداشته باشم طبیعی که چاق بشم و فکر میکردم بدن من اینطوره و با متناسب ها  فرق داره  همیشه باید در رژیم و ورزش باشم. تا لاغر باشم و همین  اواخر رژیمم که پنج سال  پی در پی من در محدودیت همیشگی  بودم باعث  شده بود من فکر کنم چرا بعضیا هرچی بخوان هر خوراکی  بخوان میخورن و لاغرن  اما من اگر همون خوراکی رو بخورم چاق میشم و در همین افکار بودم که به این راه  لاغری با ذهن هدایت شدم .

      من در  اوایل ازدواجم اینقدر آرام چاق شدم که خودم هم متوجه نمی‌شدم  در مسیر چاقی هستم تا از روی لباسهام متوجه شدم که انگار من  خیلی تپل تر شدم و سایزم  تغییر کرده و دیگه نمیتونم لباس دلخواهم رو بپوشم اما  بر عکس این اواخر  رژیمم اینقدر به وزنم حساس‌شده بودم و هر هفته خودم رو وزن میکردم که متوجه بالا رفتن وزنم در هر ماه بودم در واقع چون من  به اون اضافه وزن واکنش نشون میدادم و ذهنم هم متوجه نمیشد من بدم میاد به خاطر توجهی که به اون میکردم وناراحتی میکردم ذهنم  وزن من رو بالا می‌برد  .در واقع داشتم چاقی  بیشتر رو جذب میکردم .

      من کسی هستم که  در گذشته  با چاقی زندگی  کردم و اون چاقی رو با تمام وجودم  لمس کردم  و با مسایل و مشکلاتش  کاملا آشنا هستم که چاقی  چقدر باعث درد و رنج و  ناراحتی و بی اعتماد به نفسی و  بد لباسی و محدودیت وکمر درد و زانو درد و و بیماری و روابط بد و حال بد و افسردگی و چهره ی نازیبا وچهره ای مسن تر و محدودیت در خوردن  وخریدن  و فعالیت کردن  و… در من شده بود در واقع ذهن من درگذشته روی چاق شدن برنامه ریزی شده بود و ذهن من چاق شدن رو یادگرفته بود و این اتفاق ناخواسته در من به وجود اومده بود چون من در گذشته  ناخواسته پیگیر  چاق شدن از اطرافیانم بودم  .

      من هر چقدر میخواستم در گذشته با کم خوردن خودم رو لاغر کنم فایده نداشت چون ذهنم هنوز پرازفرمولهای چاقی بود و من هر چقدر رژیم میگرفتم فایده نداشت  چون ته دلم دوست داشتم مثل گذشته بخورم زیاد بخورم ازخوراکیهای دلخواهم بخورم و این جنگ و جدال بین من و ذهنم زیاد دوام نداشت و من در نهایت از خودم   شکست می‌خوردم و به رفتارها و عادتهای چاق کننده ی  قبلا برمیگشتم و من بارها این حالت و تجربه کردم و اما حالا آگاهم اگر می‌خوام لاغر بشم باید لاغر شدن رو یاد بگیرم و ذهن من پر از فرمول های لاغری بشه و به فشار  وارد کردن به جسمم و محدودیت داشتن  نیست و من از وقتی در مسیرم تونستم با همین روش کلی ریزش سایز وجسم داشته باشم پس به خودم میگم اگر من تا الان  لاغری رو یادکرفتم و کلی تجربه ی لاغری دارم  پس دوباره هم با در مسبر بودن   میتونم لاغری بیشتری رو تجربه کنم من البته با فیلم در آوردن و به ظاهر در مسیربودن  تغییر  نمیکنم من باید از درون احساس تناسب کنم  من باید اعمال و رفتارم و عادتهام و باورهام تغییر کنه تا جسم من  هم تغییر کنه  پس من دارم ذهنم رو تغییر میدم تا بدون زجر و سختی و ناراحتی لاغر بشم و من  خیلی راحت وخود به خود و  ناخودآگاه دارم  لاغری بیشتر  رو‌ تجربه میکنم  .و  دیگه من مثل گذشته رفتارهای نادرست و ناهماهنگ با خواستم ندارم اگر هم دارم خیلی کمتر شدن دیگه زیاد خبری ازاون پر خوری ها و اسیر مواد غذایی بودن درمن نیست که هر وقت در گذشته  من  انحام میدادمرتا مدتها  بعدش    ناراحت میشدم که چرا اینطور رفتار کردم .چون ذهنم رو آموزش دادم و بهش گفتم رفتارهای درست و هماهنگ باعث میشن من به هدفم برسم و چه لذتهای برای من داره و من بارها  به خودم گفتم به اندازه خوردن باعث رسیدن به خواسته و حال خوب و تناسب اندام و سلامتی و سبکی و آزادی و آرامش و خوشتیپی و اعتماد به نفس  و روابط عالی و  …. میشه و من با بودن در این مسیر  به ذهنم یاد دادم  اصبلا  سیری و گرسنگی چی هستن و تعریف‌های من از این دو پیغام تغییر کرده چقدر راحت تر. متوجه میشم کی سیر هستم و کی گرسنه و بسیار درست تر پاسخ این دو. پیغام در بدنم رو میدم و اصلا دیگه الان ذهن من طوری شده که ازپر خوری وزیادخوردن متنفر شده و اگردر  زمانی  ویا مکانی. به این حالت برسم از رفتار خودم بدم میاد وخودم رو تنبیه میکنم و اگر به اون اندازه نیازم بخورم خوشحالم و شادم که درست رفتار کردم و سیرم چون تعریف ها در ذهن من تغییر کرده و من دارم آموزش میبینم و من دوست دارم بازم آگاهی هام بیشتر بشه و بازم درست تر رفتار کنم و درست تر فکر کنم  تا نتیجه ی رویایی خودم رو بگیرم .

      من عاشق این سبک و روش هستم چون به مرور هرچقدر بیشتر بگذره من بیشتر مشتاق بودن در این مسیر میشم شاید باورتون نشه استاد ولی  ازوقتی در مسیرم اینقدر با ذوق و شوق فایل گوش دادم و نوشتم که اصلا کاری به زمان فعالیتم در سایت نداشتم اما چند وقت پیش بود یه فایلی از شما گوش دادم که خواستم در نوشتم  بگم از سال چند در مسیر هستم و برای یه لحظه به خودم اومدم و متوجه شدم من آبان امسال سه سالم پر میشه که در این راه هستم و بسیار شگفت زده شدم یعنی من این همه مدت هست درمسبرم و متوجه گذر زمان نشدم و اتفاقا از همون روز نجواهای منفی هم اومد سراغم که ببین بچه های شگفتی ساز  با چند ماه بودن در مسیر چه نتایج بزرگی میگیرن و بعد تو بعد این همه مدت هنوز میخوای چند کیلو ناقابل کم کنی و نشده و یا اگر شده جزیی بوده و  همین نجواها میخواستن من رو ازهدفم دور کنن اما من مچ منفی باف  رو گرفتم و نزاشتم که لیزبخورم و ناامید بشم و بازم با حال خوب دارم ادامه میدم و اتفاقا چقدر راضیم که اومدم  بازم دوره ی صد گام رو تکرار کنم چون من کلی بهتر  رفتار و فکر میکنم و این دوره های استاد کاری با من کردن که من سالها آرزوی داشتن این چنین شخصیتی داشتم اما نمیشد و واقعا تلاش فیزیکی میکردم اما فایده نداشت من هی حریص تر میشدم و من هی گرسنه ترمیشدم و بقیه ی  جنبه های زندگیم رو همین چاقی داشت تحت فشار میزاشت .چون ذهنم چاقی رو آموزش‌دیده بود و همیشه به دنبال بیشتر کردن  وزن من بود و اون کاری به تصمیم های من نداشت که می‌خوام من لاغر کنم و اما حالا همین ذهن من داره لاغری رو بیشتر و بیشتر یادمی گیره و من رو به سمت خواستم هدایت می‌کنه  پس من آگاهم هیچ کس با تلاشهای بیهوده مثل ورزش  ورژیم و…  به لاغری  نمیرسه یا اگر برسه هم نمیتونه نتیجه رو برای خودش نگه داره باوجود سختی تمام راه که برای فرد داره اما نتیجه ماندگار نیست .

      اما من فروغ به خودم تعهد میدم با بودن در این مسیر و تبدیل کردن اون  به سبک زندگیم من لاغری زیبا و راحت برای خودم به وجود بیارم  من تعهد میدم لاغری رو آموزش ببینم  و ذهنم رو تغییر بدم من تعهد میدم با آموزش صحیح داشتن یه جسم لاغر  برای خودم رقم بزنم .

      من با رسیدن به لاغری دلخواهم زندگیم لذت بخش تر راحت تر و رویایی تر و سالم تر و دلخواه ترم میشه و من مطمعنم با بودن در مسیر  هر سال از سال قبل زندگیم و جسمم زیباتر و عالی تر میشه  پس نگاهم رو از همه چیز و همه کس برمیدارم و به خودم قول میدم خودم زندگی وجسمم رو اینطور که دوست دارم  می‌سازم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۲/۰۷/۲۱ ۱۱:۴۹
      مدت عضویت: 2420 روز
      امتیاز کاربر: 5080 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 891 کلمه

      به نام خدای مهربانم  که هر لحظه هادی و حامی من هست 

      سلام و درود به همگی 

      من از وقتی در میسرم کلی ارزوهای قشنگ دارم و به همه ی اونها امیدوار هستم  و مطمعنم به اونها میرسم اماتا قبلراز این مسیر ارزو داشتن رو فقط،در جهت معنویات درست میدانستم و خیلی روم نمیشد ارزوهای  برای این دنیا مادی. داشته باشم و هر وقت کسی میگفت من فلان آرزوها رو دارم بهش میگفتم به فکر اخرت هم باش و  یکم برای اون دنیات هم ارزو داشته باش و فقط دنبال ارزوهای مادی این دنیا نباش 

      و اما چون از اول  فرد چاقی نبودم و خودم بسیار لاغر بودم ارزوی لاغری رو نداشتم مگر بعد از ازدواج اونم  چون روندش تدریجی و کم  بود و چون که اون اوایل چاقیم  زیاد نبود من خیلی  اذیت نبودم و  از طرفی هم چون هر وقت هم میخواستم لاغر باشم  با رژیم خودم رو لاغر میکردم  زیاد ناراحت نبودم تا  این اواخر که وزنم ثابت نبود و همش در سختی و ناراحتی برای لاغری بودم و واقعا ارزوم این بود که لاغر بشم یا حداقل هر ماه وزنم بالا نره و وزنم ثابت بمونه و بارها از خدا  این ارزو  رو میخواستم 

      هر کس در زندگیش کلی ارزوها داره و اما اون شخصی که برای رسیدن به اون آرزو تلاش میکنه قطعا  به خواسته اش میرسه  .

      هر کس آرزوی لاغری داره باید تلاشهای درست و خوب و مسمتر  برای رسیدن به هدف داشته باشه .من خودم بارها  تلاش ها کردم که لاغر بشم و به ارزوم هم میرسیدم اما چه فایده که نتیجه  ماندگار نبود من یادم میاد سالها برای لاغری  رژیم سخت و ورزش سخت میکردم تا نتیجه مقطعی بگیرم و  اما هیچ وقت مثل افرادی که آرزو کردن و  اما هیچ کاری  برای اون ارزو نکردن  نبودم 

      هر فردی در هر کاری موفقیت داره دلیلش این هست که فرد برای اون کار و هدفش استمرار داشته و در افکار و سبک زندگیش تغییراتی ایجاد کرده که موفق شده .نه اینکه شش ماه به یک سبک باشه و بعدش همه چیز تغییر کنه و دوباره  به سبک قبلی برگرده در این صورت  اون فرد موفق نخواهد شد .

      موفقیت هر فرد  بستگی داره به سبک و نگرش طولانی مدت اون فرد و اون زمانی که من چاق بودم و  ارزوی لاغری داشتم فکر میکردم  اگر یه مدت فشرده رژیم بگیرم لاغر میشم و  می تونم دوباره برگردم به سبک قبلی خوردنم و هر انچه بخوام بخورم و   لاغر هم باشم اما هیچ وقت این راه برای من جواب نداد من خودم کسی بودم که بارها بیست کیاو و سی کیلو پانرده کیلو وزن  کم میکردم اما خیلی راحت بعد از چند ماه دوباره بر میگشتم .چون تصورم این بود این تغییرات غدایی که ایجاد کردم برای مدتی هست و بعدش که لاغر شدم دوباره میشه مثل قبل بخورم .چرا ؟؟ چون ذهنم چاق بود و دنبال یه روش محدود بودم که اضافه وزنم رو از بین ببرم و چون انگیزه  برای لاغری داشتم  رژیم رو خوب هم اجرا میکردم اما بعد از مدتی واقعا خسته میشدم اما از وقتی در این مسیر لاعری با ذهن هستم هر انچه که بخوام به انداره میخورم و همیشه هم وزنم نرمال و خوب هست یعنی نگرشم و افکارم رو برای همیشه تغییر دادم چون وزن نرمال پایدار میخوام من در  این راه دارم اشتباهاتم رو کم و کم تر میکنم چون موفقیت فقط انجام کارهای درست نیست بلکه باید کارهای نادرست رو  هم انجام ندی و لاغری با دهن و هر موفقیتی ادغام این دو مورد با هم هست در غیر ابن صورت  اشتباه های ما کارهای در ست رو خنثی میکنه .و نتیجه ی خوب به وجود نمیاد .

      پس همیشه به دنبال این باش که  کارهای درست رو انجام بده و همواره کار های  اشتباه  و رفتار اشتباه ای که اون رو میشناسی انجام نده . من باید ترس از خوردن نداشته باشم و خودم رو سرزنش نکنم پس باید افکار نادرست رو کنترل کنم تا چاق نشم و باید  خوردن رو تحلیل نکنم و یه سری رفتارها رو هم انجام ندم و یا بدم تا اینکه میبینم خود به خود لاغر. میشم .

      این وضعیت الانم حاصل عملکرد خودم هستم و من باید این رو  بپذیرم و مسولیت جسم خودم. رو قبول کنم نمیشه افکار و نگرش  عملکرد من مثل قبل باشه و یه قرص و دمنوش و … من رو لاغر کنه .

      هر کس با رژیم لاعر شده چرا ترس از دوباره چاق شدن داره  چون ذهنشون هنوز چاق هست و اصلا اون افراد لاعر نشدن فقط ضعیف شدن فردی که عصبی هست و ناراحت هست و موهاش میریزه این فرد لاغر نشده بلکه ضعیف شده برای تحقق ارزوی لاعری باید به صورت پایدار افکار نگرش و عملکرد ما در این حوزه تعییر کنه حتی در زمینه ی مالی هم همینطور هست به زیاد کار کردن نیست زیاد کار کردن مثل زیاد  رژیم گرفتن هست و  جواب نمیده بلید از درون تغییر کنی موفقیت نیاز به تغییر پایدار داره نه مقطعی چقدر ساعات کاری رو میخوای بیشتر کنی تا کی ؟؟؟ چقدر میخوای در روابط عاطفی جلوی همسرت نقش بازی کنی نمیشه باید از درون پایدار ت۵ییر کنی .

      پس باید به صورت پایدار و مسمتر باید از درون سبک زندگی و نگرش شما  تغییر کنه تا موفق بشی .

      من دنبال تغییر پایدار هستم برای همین همیشه در مسیر هستم و فایل گوش میدم و مینوسم و به اونها عمل میکنم تا تحقق ارزوی لاعری خودم رو به صورت کامل ببینم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۴/۰۲/۱۴ ۱۶:۴۴
      مدت عضویت: 2420 روز
      امتیاز کاربر: 5080 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,153 کلمه

      به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست 

      من جز افراد با انگیزه ای هستم که تصمیم قاطع گرفتم رویای خودم رو عملی کنم و بقبه ی عمر خودم رو در تناسب اندام سپری کنم .و تا حدود زیادی هم موفق بودم .

      چقدر حرف های استاد   پربار و عالی و تاثیر گذار و درست هستند چقدر مثال های ملموس استاد باعث درک بهتر این قوانین میشه . استاد چقدر به زبان ساده و راحت این حقایق رو برای ما میگید هر چقدر از خدا  برای هدایتم به این راه و از  استاد  بابت همراه بودن با ما در این مسیر  سپاسگزاری کنم کم هست .

       من بعد از شنیدن این فایل واقعا هیجانی شدم دوست داشتم به همسرم که تازه  بازنشسته شده  و دختر پشت کنکوری خودم و پسر محصلم  بگم بیایین ببینید  موفقیت راهش چی هست چقدر ساده و قابل اجرا هست ولی دوباره گقتم هیچ کس اماده ی شنیدن این مطالب نیست فقط خودم و خودم باید گوش بدم و تا حدی که در توانم هست اجرا کنم تا نتایج عالی من گواه درستی حرفهای استاد بشه .

       اصلا همینجا میخوام بگم چقدر خوبه که در گذشته چاق شدم و الانم هنوز کمی  درگیر چاقی هستم که باعث بشه مرتب وارد این دوره ها بشم و حرفهای گوهر بار استاد رو مرور کنم آخه کجا برم با کی حرف بزنم که اینطور من رو راهنمایی کنه تا زندگی من در تمام جهات  عالی تر بشه   و من آگاه تر بشم . خدایا شکرت .

      من همیشه  در زندگی آرزوهایی داشتم و  هنوزم آرزوهای متنوعی دارم که به بعضی از اونها نرسیدم  و  بعضیا رسیدم و علتش رو دقیق نمیدونستم چی هست ؟؟ ولی از وقتی در این مسیرم بیشتر متوجه میشم چرا بعضی از آرزوهای من خصوصا آرزوی لاغری من محقق نمیشود .

      چون بیس  نگرش ما در مورد آرزوها خراب هست .

      من فکر میکنم من یه آرزو کنم کافیه و دیگه اگر خدا صلاح بدونه من رو وارد اون آرزو میکنه. و خودمون هیچ کار نمیکنیم و دست روی دست میزاریم .

      در صورتی که افرادی هستن وقتی  آرزویی دارن  برای اون آرزو تلاش میکنن و اینطور به اون خواسته میرسن .

      در مورد لاغر شدن هم این تفاوت بین افراد هست . بعضی از افراد هستند که میخوان برای مدت کوتاهی یه کاری بکنن  مثلا رژیم  گرفتن و قرص  خوردن و دمنوش خوردن  و دیگه تا همیشه  لاغر بشن  و دیگه  اون راه رو رها کنن ولی اینطوری امکان لاغری همیشگی نیست 

       من جز دسته ی افرادی بودم که برای لاغری خیلی تلاش میکردم و اراده دلشتم و لاغر هم میشدم و عالی وزن کم میکردم  ولی من دوباره بعد از مدتی   به حالت قبلی برمی گشتم پس من فقط آرزوی لاغری نداشتم که دست روی دست بزارم بلکه باشگاه رفتم رژیم گرفتم و چقدر  غصه خوردم و گریه کردم ولی چرا آرزوم برای همیشه  محقق نشده ؟؟ چون کارهای  لاغری من برای یک مدت زمان فشرده و کوتاه  بود .و هیچ کس با مدت زمان  کوتاهی بدون تلاش به آرزوش برای همیشه  نمیرسه شاید مقطعی برسه ولی نتیجه دایمی نخواهد بود  .

      افراد  موفق برای رسیدن به آرزوهاشون  تلاش میکنن و رفتارها  و  افکاری  دارن  که  هم جهت با  رسیدن به خواسته هاشون هست .

      پس برای رسیدن به آرزوها و موفقیت  باید استمرار داشته باشیم و سالها در  راه درست رسیدن به خواسته ها ثابت قدم باشیم .

      من  برای رسیدن به موفقیت باید سبک زندگی و نگرشم  طولانی مدت  تغییر کنه تا من به اون موفقبت و آرزوم برسم .

      پس دلیل اینکه در گذشته من با رژیم و ورزش لاغر نمیشدم  این بود که میخواستم برای مدت کوتاهی تحت فشار باشم و بعدش رها کنم ولی جواب نمیداد چون یواش یواش تبدیل  میشدم به  همون من قبلی که اضافه وزن داشتم  در حالی که بارها سی کیلو و بیست کیلو کم کرده بودم و چقدر مورد تحسین و تشویق همه قرار میگرفتم ولی در مدت کوتاهی اون وزن قبلی ام   بر میگشت 

      چون من در گذشته  برای لاغری فکرم این بود که  این فشار  ورزش و رژیم برای مقطعی هست و بعد از رسیدن به وزن ایده الم میتونم دوباره هر چی میخوام بخورم  و به رهایی میرسم ولی با این افکار فقط لاغری رو مقطعی به دست می آوردم .

      برای همین وقتی درراین مسبر اومدم متوجه شوم تلاشم باید همیشگی باشه و اینطور لاغری من تنها برنگشت بلکه بهتر شد و  دیگه لاغری من مقطعی نیست 

      من برای  رسیدن به رویای لاغری در این راه  باید سبک نگرشم و رفتارم و افکارم همه  با هم عوض بشه تا به اون برسم .

       و دقیقا لاغری با ذهن باعث شده من  سبک زندگیم و افکارم و رفتارم برای همیشه تغییر کنه و  هر روز  بهتر  از روز قبل باشم .

      من باید همواره قدم های درست ام  و بهترم رو داشته باشم  و رفتارهای نادرستم رو  کمتر داشته  باشم تا من به لاغری برسم .

      من باید افکارم تغییر کنه یعنی نگران چاقی غذاها نباشم و نگران چاق تر شدن خودم نباشم و دیگه خودم رو سرزنش نکنم و دیگه خودم رو قبول کنم باید این تغیبرات در من پایدار بشه تا به نتیجه بریم .

      پس باید در این راه   اول افکار من تغییر کنه و بعد نگرش و تحلیلی ذهنی من تغییر کنه .و بعد عمل و رفتار من تعییر کنه و اگر اینها تغییر کنه دیگه من  آدم قبلی نخواهم بود .

      من وقتی جلوی آینه برم بارها به خودم میگم خودم این چربی های اضافه  رو با افکار و رفتارم به وجود آوردم و نباید از اون فرار کنم و باید  این جسمم  رو بپذیرم و قول میدم من دوباره تغییرش بدم.

      افکار و عملکرد و نگرش من نمیشه چاقی باشه. 

      پس نگو  با یک ورزش و قرص برای مقطعی میشه  لاغر بشیم 

      باید به صورت پایدار اونها تغییر کنن تا من لاغر بشم .

      برای لاغری من باید همواره تلاش کنم .

       من یادم میاد در گذشته  وقتی رژیمم تموم  می شد و من  دیگه به وزن دلخواهم رسیده بودم میگفتم خوبه خدا رو شکر دیگه به هدفم رسیدم برم  بخورم چون خوبم لاغرم و فقط یه امشبه  و همین حرفها باعث میشد که من  سریع چاق بشم .و چقدر من با این رژیم ها حس ناتوانی و ضعیفی میکرد م که نمیتونم لاغر بشم و چقدر ترس از چاقی بیشتر داشتم و به زور رژبم با تحت فشار قرار دادن بدنم کمی لاغر میشدم ولی اون تغیبر ها پایدار نبود 

      من اگر می  خواستم رسیدن به موفقیت بیشتر باشه   باید در  راه موفقیت پایدار بشم .

      من در هر جنبه از زندگی باید به صورت پایدار افکار و اعمالم و نگرشم تغییر کنه تا به موفقبت پایدار در اون جنبه برسم مثل روابط و زمینه مالی و ….

      پس برای  تحقق  رویای لاعری باید به صورت پایدار و مستمر سبک فکری و نگرش و عمل ما تعییر کنه 

      من برای تحقق  آرزوی  لاغری بارها رژیم گرفتم  و ورزش کردم ولی  به محض رسیدن به تناسب اندام  اونها  رو رها کردم  وددیگه ادامه ندادم من تلاشم در طی ۱۵ سال چاقیم   بریده بریده  بوده و هی در حال رفت و آمد بین چاقی و لاغری بودم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 22
گردونه هدایا گردونه هدایا