در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، فقط یک آرزو همیشه با من بود، هر جا میرفتم، هر کاری میکردم… تحقق آرزوی لاغری.
چاقی فقط روی عدد ترازو تأثیر نذاشته بود؛ انگار سایهش روی همه احساساتم افتاده بود.
حتی وقتی به چیزهایی که دوست داشتم میرسیدم، یه چیزی کم بود… اون حس سبکی، آزادی، رضایت واقعی! هیچ آرزویی، وقتی کنار چاقی مینشست، دیگه اونقدر شیرین نبود. 🥀
برای من، تحقق آرزوی لاغری فقط یه عدد نبود، یه آزادی عمیق ذهنی و جسمی بود؛ یه خواسته که تا محقق نمیشد، انگار هیچچیز دیگه کامل نبود.
آرزوی لاغری من
بذار یه چیزی رو بهت صادقانه بگم…
سالها آرزوی لاغری مهمترین خواستهی من بود. هر بار که جلوی آینه وایمیستم و به خودم نگاه میکردم، حس میکردم یه چیزی کم دارم.
نه فقط یه سایز لباس کوچیکتر یا عدد پایینتر روی ترازو… بلکه یه حس آرامش، یه حس آزادی، یه نفس راحت.

👧🏻 بچه که بودم، عاشق دوچرخهسواری بودم. یه روز بالاخره بابام برام یه دوچرخه کوهستان خرید. اما نه به خاطر اینکه خوشحال بشم، نه… گفت: «برای اینکه با دوچرخه بری مدرسه که لاغر بشی!»
همین جمله باعث شد حتی وقتی باد توی صورتم میخورد و با تمام توان رکاب میزدم، بهجای لذت، فقط خجالت بکشم… فکر میکردم همه بهم نگاه میکنن و میگن:
«نگاه کن! طفلکی داره جون میکنه لاغر شه.»
😔 این یعنی چاقی حتی لذت رسیدن به آرزوها رو از آدم میگیره.
با خودم میگفتم:
«اگه لاغر شم، حتی اگه به هیچ آرزوی دیگهای نرسم، بازم میارزه!»

آرزوی لاغری داشتن
✨ تحقق آرزوی لاغری؛ بازگشت به حالت طبیعی بدن
در تمام سالهایی که اضافهوزن داشتم، تنها یک آرزو همواره در ذهنم بود: تحقق آرزوی لاغری. این خواسته نه از سر زیباییطلبی، بلکه به دلیل تأثیر عمیق چاقی بر روحیه و احساساتم بود. چاقی نهتنها بر ظاهر فیزیکیام تأثیر گذاشته بود، بلکه لذت رسیدن به دیگر آرزوها را نیز از من گرفته بود.
اما چرا این آرزو اینقدر قوی و پایدار است؟
🔬 پاسخ در علم فیزیولوژی بدن انسان نهفته است. بر اساس نظریه «نقطه تنظیم وزن» (Set Point Theory)، هر بدن انسانی دارای یک وزن طبیعی است که تمایل دارد آن را حفظ کند.
این وزن طبیعی تحت تأثیر عوامل ژنتیکی، متابولیسم، ساختار بدنی و سایر عوامل بیولوژیکی تعیین میشود. زمانی که وزن بدن از این محدوده طبیعی خارج میشود، بدن تلاش میکند تا به حالت تعادل بازگردد.
بهعبارتدیگر، آرزوی لاغری یک واکنش طبیعی بدن برای بازگشت به وضعیت تعادل و سلامت است. این تمایل درونی برای بازگشت به وزن طبیعی، نشاندهنده هوشمندی بدن در حفظ سلامت و تعادل است.
🧠 تحقیقات علمی نیز این موضوع را تأیید میکنند. بهعنوانمثال، مقالهای در مجله Nature Reviews Neuroscience به بررسی نقش مغز در تنظیم وزن بدن پرداخته و نشان میدهد که سیستم عصبی مرکزی نقش کلیدی در حفظ تعادل انرژی و وزن بدن دارد.
بنابراین، اگر در دل خود آرزوی لاغری دارید، بدانید که این خواسته نهتنها طبیعی است، بلکه نشاندهنده تلاش بدن شما برای بازگشت به حالت طبیعی و سالم خود است. ✨

چرا به آرزوم نمی رسم؟!
تا حالا چند بار تصمیم گرفتی لاغر بشی؟ چند بار با اشتیاق رژیم گرفتی، باشگاه رفتی، دمنوشهای لاغری خوردی یا حتی سراغ قرص و دارو رفتی؟ اما چرا بعد از اینهمه تلاش، باز هم تحقق آرزوی لاغریت کامل نشده؟ 🤔
جوابش سادهست:
چون ما همیشه دنبال یه راه بیرونی بودیم، درحالیکه راه واقعی از درون ما میگذره…
🧠 هیچکس با برنامهریزی چاق نشده؛ ما ناخودآگاه و بدون اینکه بخوایم، بر اساس فرمولهای اشتباهی که ذهنمون یاد گرفته، چاق شدیم. پس منطقیه که تحقق آرزوی لاغری هم فقط با اصلاح همین فرمولهای ذهنی ممکن باشه.
در روش «لاغری با ذهن» خبری از برنامهی غذایی نیست که بهت بگه چی بخور، چقدر بخور یا چند کالری بسوزون.
❌ خبری از محدودیت، اجبار یا استرس رژیم گرفتن نیست.
✔️ فقط و فقط یاد میگیری چطور فرمولهای طبیعی لاغری در ذهن خودت رو دوباره فعال کنی.
تصور کن: یه راهنمای درونی داری که همیشه با توئه؛ بهت میگه کی گرسنهای، کی سیر شدی، و چی برات خوبه. این همون چیزیه که از کودکی در وجود همهی ما بوده، ولی سالها با آموزشهای اشتباه فراموشش کردیم.
💡 دورهی لاغری با ذهن کمکت میکنه دوباره این قطبنمای درونی رو فعال کنی. هر آموزش مثل یه چراغ راهه تا بتونی افکار قدرتمند، رفتارهای هوشمندانه، و احساسی خوب نسبت به بدنت بسازی.
من خودم روزی مثل تو بودم…
با دنیایی از آرزو برای لاغر شدن، اما ناامید از روشهای مختلف.
تا اینکه بالاخره فهمیدم راهش این نیست که به بدنم زور بگم یا با گرسنگی اذیتش کنم… بلکه باید با ذهنم آشتی کنم.
وقتی فرمولهای ذهنی رو تغییر دادم، تحقق آرزوی لاغریم مثل یک معجزه اتفاق افتاد. نه تنها وزنم کم شد، بلکه شادی، سلامتی، و آرامشی وارد زندگیم شد که همیشه دنبالش بودم 💖
بدن تو گنج توئه…
وقتشه یاد بگیری چطور ازش مراقبت کنی و باهاش هماهنگ بشی.
🌱 این راه، مسیری به سوی آزادیه… آزادی از چاقی، استرس، و محدودیت.
و من اینجام تا همراهت باشم تو مسیر تحقق آرزوی لاغریت 🌈

تحقق آرزوی لاغری، فقط دعوت از طرف خداست برای بیدار شدن 🌟
حتماً زیاد شنیدی که میگن: «اگه آرزویی توی دلت هست، یعنی خدا خواسته که بهش برسی.»
خب… اگه تحقق آرزوی لاغری توی دلت روشنه، بدون که این یه پیام از طرف خالقت برای آغاز یک تغییر واقعیه ✨
اما این بهمعنای نشستن و منتظر معجزه بودن نیست.
درسته که خداوند «رزاق» و «هدایتگر»ه، ولی اول باید تو قدم اول رو برداری.
🧭 تحقق آرزوی لاغری، از لحظهای شروع میشه که تصمیم میگیری به جای امید بستن به دمنوش، رژیم، یا قرصهای چربیسوز، روی قویترین ابزار تغییر زندگیت یعنی ذهنت سرمایهگذاری کنی.
وقتی آگاهانه وارد مسیر لاغری با ذهن میشی، مثل اینه که داری کلید یه در مخفی رو پیدا میکنی. دری که پشتش بدنی سالم، روحی سبک، و زندگی پر از انرژی منتظرته.
🔥 اشتیاقی که در دلت برای لاغر شدن وجود داره بیدلیل نیست. این اشتیاق، پیامیه از سوی بدنت که میخواد به حالت طبیعی، سالم و متناسب خودش برگرده.
وقتی شروع کنی به یاد گرفتن و کار کردن روی فرمولهای ذهنی، اتفاقی عجیب میافته:
💡 کمکم به این باور میرسی که لاغری «کار سختی نیست»، فقط یه مسیر یادگیریه.
و جالبه بدونی، این فرمولها همین حالا هم در ذهن تو وجود دارن!
تو فقط مدتی ازشون استفاده نکردی… ولی حالا وقتشه برشون گردونی.
همهی اونایی که تا امروز با لاغری با ذهن به آرزوی لاغریشون رسیدن – از جمله خود من – روزی مثل تو بودن:
خسته از شکستهای قبلی، دلزده از رژیمهای سخت، و پر از سوال…
اما تصمیم گرفتن به جای تنبیه بدن، باهاش آشتی کنن.
و همین تصمیم، سرآغاز تحقق رویایی شد که سالها فقط توی ذهنشون بود.
🕊️ میدونی چی قشنگتره؟
وقتی تو این مسیر میری، فقط وزن کم نمیکنی…
بلکه ایمان، اراده، عزت نفس و حس قدرتی درونت بیدار میشه که هیچچیز و هیچکس نمیتونه متوقفش کنه.
💫 تا یک سال دیگه، میتونی به نسخهای از خودت برسی که امروز فقط تصورش میکنی.
اگه تا امروز بارها شکست خوردی، اشکالی نداره. اونها بخشی از مسیر بودن.
اما این بار، تو داری با آگاهی، عشق به خودت، و همراهی قدرت ذهن وارد راهی میشی که مقصدش تحقق آرزوی لاغری برای همیشهست.
و بدون…
افراد متناسب اطرافت، لزوماً خوششانستر از تو نیستن.
اونها فقط «افکار و رفتار غذایی متفاوتی» دارن…
همین. نه جادو، نه ژنتیک خارقالعاده.
✨ وقتشه تو هم فرمولهای ذهنی خودت رو بشناسی، فعالشون کنی، و به بدنی برسی که شایستهاش هستی.
دورهی ورود به سرزمین لاغرها یه فرصت ناب برای ساختن این تحول درونی و لاغر شدن همیشگیه.
نهتنها برای لاغر شدن، بلکه برای ساختن زندگیای که عاشقش باشی. ❤️
✍️ تمرین تحقق آرزوی لاغری 📖
حالا که محتوای آموزشی رو با دقت خوندی، وقتشه یه قدم مهم برای تحقق آرزوی لاغری برداری 💫
یکی از قدرتمندترین روشها برای فعالسازی ذهن لاغر، نوشتنه. وقتی مینویسی، در واقع داری آرزوهات رو از ذهن به جهان واقعی دعوت میکنی ✨
برای همین ازت میخوام همین حالا قلم (یا کیبورد! 😄) رو برداری و پاسخ این سوالات رو به صورت شرح انشایی توی بخش دیدگاهها بنویسی. این یه تمرین شخصیه، اما تأثیرش جهانیه، چون ذهن تو داره با نوشتن، خودش رو برای لاغری برنامهریزی میکنه 🧠🔥
- 💡 نگرش تو درباره «آرزو کردن» و «رسیدن به آرزوها» چیه؟ با مثال توضیح بده.
- 🌧️ از آرزوهایی بگو که بهشون نرسیدی و دلیلش چی بوده؟
- 🌈 حالا از آرزوهایی بگو که بهشون رسیدی و چه احساسی داشتی؟
- 🍩 اگه چاق شدن رو یه آرزو تصور کنی، چه رفتارها یا عادتهایی باعث تحقق اون آرزو شدن؟
- 💭 درباره آرزوی لاغری خودت بنویس. تا حالا چه کارهایی برای رسیدن بهش کردی؟
- 🧠 برداشت و درک تو از تحقق آرزوی لاغری با روش لاغری با ذهن چیه؟ واقعاً بهش باور داری؟ چرا؟
- 🎯 از محتوای ویدیوی آموزشی این جلسه، چه تمرینی برای خودت ساختی؟ اون رو توی دیدگاهها با ما به اشتراک بذار.
🔔 منتظر خوندن نوشتهات در بخش نظرات هستم! یادت باشه که نوشتن، اولین قدم برای ساختن واقعیتهای تازهست.
بذار ذهنت هدایتت کنه به سوی تحقق آرزوی لاغری 🌟
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.28 از 186 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام خدمت دوستان عزیز
از وقتی ک متوجه چاقی خودم شدم یکی از بزرگترین خواسته هام متناسب شدن بود و برای رسیدن ب این خواسته تلاش های زیادی هم کردم ،بارها رژیم میگرفتم وورزش هایمختلف انجام میدادم وخیلی از روش های دیگه ک برای رسیدن ب این خواسته ام انجام میدادم ولی همه ی ان ها موقتی بود و من خیلی زود ب وزن و سایز قبلی برمیگشتم ،منم هنوز دفترچه سررسید سال ۹۸ خودمو دارم ک در اول صفحه اش عاجزانه برای خدا نوشتم ««خدایا ازت میخوام ی بار برای همیشه لاغر شوم و لاغر بمانم »»اونوقتی ک من این جمله رو مینوشتم آگاهی از همچین مسیری نداشتم وهمچنان از روش هایی مثل رژیم وورزش استفاده میکردم و تلاش میکردم کیکم وزنمو بیارم پایین یا حداقل بیشتر از این نشم چون همیشه آدمهای چاق ترس بزرگتری ک دارن اینه ک چاقتر نشم 😢
بارها با رژیم وزنمو پایین اوردم ولی خیلی زود برمیگشتم دوستام رفتن ورزش تی آر ایکس وخیلی خوب لاغر کردن وقتی اونارو دیدم منم رفتم و تا ۵-۶کیلووزن کم کردم و سه سایز هم پایین اومدم خیلی خوشحال بودم و با خودم میگفتم میتونم خودمو حفظ کنم ولی مچ دست چپم شکست و خیلی زود تمام سایز ووزنم برگشت چون باورهای غلطی ک داشتم وفرمول های چاقی کدر ذهنم داشتم نمیزاشت ک من در سایز ووزن کم باقی بمونم ، من فقط تلاش فیزیکی میکردم ب جسمم فشار می اوردم ورودی هارو میبستم و همین باعث میشد ک چون مثل شرایط عادی ک داشتم زندگی نمیکردم همینم باعث از دست دادن مقداری از وزنم میشد ولی در ذهنم هیچ چیز تغییر نمیکرد همچنان من خودمو محکوم ب چاقی میدونستم همچنان استعداد ژنتیک و غذا و بی تحرکی و کلی باور راجب چاقی داشتم ک تا ی ذره این شیر ورودی باز میشد جسمم ب شکل قبلش برمیگشت ترموستات ذهن من روی سایز بالا تنظیم شده بود من سالها بود خودمو روی وزن بالاتر از ۷۶تنظیم کرده بودم و هر چقد هم با فشار و تلاش و بستن ورودیا وزن روپایین میاوردم خیلی زود بعد اینکه خسته میشد از رژیم وورزش ب حالت قبل وب تنظمات قبل برمیگشتم ، برای لاغری باید اموزش دید وقتب لاغری رو یاد بگیرم و تکرار کنم لاغر ومتناسب میشم چون پیش فرض دهن من متناسب شدنه ی فرمول ها باورهایی در طی رندگی یاد گرفتم وتکرار کردم و سالها استمرار داشتم و اونها منو ب سمت چاقی کشوند و اگه ارزوی لاغر شدن دارم باید ذهنمو اموزش بدم و باورهای جدید ایجاد کنم و موانع رو بردارم و ترموستات بدنمو روی سایز ووزنی ک میخوام ودوست دارم تنظیم کنم و ایمان داشته باشم ک اگه تغییر کنم و تکرار کنم و استمرار داشته باشم قطعا بدنم همونطور ک وقتی تنظیمات رو روی درجه بالا تنظیم کرده بودم خود ب خود بالا میرفت الانم ب همون صورت عمل خواهد کرد و منو ب سایز ووزن پایین خواهد اورد ،و ثابت خواهم موند اگه استمرار داشته باشم ،
من این فایلو قبلا گوش دادم و امروز در دوره صد گام ب این فایل رسیدم ک مثل همیشه وهمه ی فایلا چقد ب موقع بود وجقد من امروز ب شنیدن این فایل نیاز داشتم ، قبلا ک این فایلو شنیدم برای خودم هدفی قرار دادم ک همیشه ارزوم بود دوست داشتم ک سایز ۳۶ووزن ۵۷-۵۸ داشته باشم و اینو برای خودم یاداشت کردمو جلو چشمم زدم ،الان چن ماه داره میگذره و من از وزنم خبر ندارم ولی فک کنم همون حدودا باید باشم چون سایزم تقریبا ۳۶هست ،دیشب کلی خوشحال بودم و ذوق داشتم ،توی تلگرام گروه خونوادگی چنتا عکس رودو بلد شد از عکسای سالهای قبل ،خودم همیشه از خودم فراری بودم و تنها عکسایی ک دارم سلفی و از چهره اس خلاصه بعد این عکسا اعضای خونوادم طبق معمول شروع کردن ک بسه و دیگه لاغر شدی و صورتت وقتی تپل بودی بهتر بود تو همچنان هر روز ک میبینیمت داری لاغرتر میشی خلاصه ک مثل افت شروع کردن و منم ک دیگه جوابی ندادم و چنتا استیکر فرستادم و اومدم بیرون از نت ،با خودم حرف زدم وگفتم ک این خواسته و آرزوی تو بوده و همه ی قسمتا قراره با هم متناسب بشن قرار نیست من همچنان اون صورت تپل و پر از لپ رو همچنان داشته باشم حتی نگا خودم کردم ک همچنان صورتم زیبایی خودشو داره ولی ی حس ترس کوچولورو ته دلم داشتم آخه مامانم بهمگفت اگه نتونی این وزنی ک در نظر داری بمونی و مدام همینجوری لاغر بشی تکلیفت چیه ☹️☹️این جمله با من بود هر چند ک کلی دلیل براش میاوردم ک ترسی نداره و اینجوری نیست مگه ادمای متناسب هر روز دارن اب میشن ی وزن و سایزی رو دارن همیشه زندگی میکنن از اون محدوده ن زیاد بالاتر میرن نپایین تر ،امروز ک دوباره این حرفا رو توی فایل شنبدم گفتم همینه ،تنظیماااات من تنظیمات بدنمو در هر درجه ای بزارم همون حدودا میمونه و ذهنم منو ب همون اندازه میرسونه اونایی ک متناسبن طبق فرمول های پیش فرض ذهنشون همیشه متناسبن از هر لحاظ و ذهنشون همیشه اونارو در متناسب ترین حالت نگه میداره ، من اینو دستکاری کرده بودم با فرمول ها و باورهای چاقی الان دارم برمیگردم ب تنظیمات اصلیش بس تا وقتی ک ذهنم هدفی ک براش تعیین کردم نرسه منو پایین میاره و بعد اون همونطور در همان حدودا میمونم همینجوری ک سالها تنظیماتم بالا بود خود ب خود هر چقدم تلاش میکردم باز برمیگشت 🥰 باز ارامش ب وجودم برگشت چونالات میدونم ک تکرار کردن و استمرار داشتن باعث این نیست ک من بخوام بیش از اندازه لاغر بشم بلکه برای اینه ک من اموزشم رو تکرار کنم تا برای ذهنم پر رنگ بشه ، مگه ن اینکه وقتی من رانندگی رو در اموزشگا یاد گرفتم برای اینکه دستم بخوابه و راحت تر و بهتر رانندگی کنم مدام ماشینوبرمیداشتم میرفتم تمرین میکردم و همین تمرینات باعث شده الان راننده خوبی بشم ، وتمام اموزش ها همینجوریه اگه تکرار نباشه ملکه ذهن نمیشه و خیلی زود ممکنه برای ذهن کمرنگ بشه ،همه عادت ها روزی تکرار شدن اونقد تکرار شدن تا الان تبدیل ب ناخودگاه شدن و لاغری همباید تکرار بشه تا زندگی ب روش لاغری برامون ناخوداگاه بشه بدون اینکه دقت کنم چی خوردم چیکار کردم ناخوداگاه همه رو از احساس هام بفهمم 😍
سلام خدمت عزیزان
رویای لاغری
ب جرات میتونم بگم من حتی قبل از چاق شدن هم رویای لاغری داشتم ،چطور؟؟وقتی فک میکنم ک من از کی رویای لاغری در ذهنم افتاد یاد روزهایی میوفتم ک یه دختر متناسب و زیبا بودم ولی بخاطر حرفای اطرافیان و شباهت دادن من ب خونواده مادری ک همه چاق بودن ترس چاقی در دل من افتاده بود و داشتم چاقی نداشته ی جسمم رو باور میکردم بس لاغری و لاغر بودن در اینده رویای من شده بود،من جسم متناسب خودمو چاق میدیدم و همون هم ب مرور برام اتفاق افتاد وجهان منو ب تصویر کشید و من چاق و چاق تر شدم ،درست مثل مامانم مث مامان بززگم مث خاله هام دقیق همون مدلی مثل اونا چاق شدم چون من اموزش چاقی میدیدم و بدون اینکه تلاشی بکنم ب چاقی میرسیدم ، ولی بی نهایت رویای لاغری داشتم و مثل مادرم چاقی رو برای جسم خودم قابل قبول نمیدونستم، و تلاش چ تلاش برای رویای لاغری رژیم های متفاوت رو انجام میدادم و اوایل لاغر هم میشدم حتی خیلی لاغر و متناسب ولی بعد مدتی برمیگشتم ب وزن سابق و حتی بیشتر و ب مرور روش های مختلف وداروها …. کلا هر لحظه از زندگی من خلاصه میشد ب اینکه دنبال روش و وسیله وچیزی برای لاغری باشم وانصافا هم هر روشی ک پیدا میکردم با وجود سختیاش تلاشمو میکردم ،ولی ای دل غافل ک ایراد کار جای دیگه اس، ذهن من با من هماهنگ نبود ،من فشار ب جسم میاوردم و تاحدودی موفق هم میشدم ولی ذهن من چیز دیگه ای یاد گرفته بود وحتی تنظیماتش چیز دیگه ای بود، هفته قبل ب دلایلی نشد ک برای این فایل دیدگاه بنویسم و گام هامو ب جلو بردارم ولی هر وق ک وق میکردم همین فایلو باز گوش میدادم دیروز ک داشتم برای بار چندم گوش میدادم ی جایی از فایل چراغی روشن کرد تو ذهن من ک ای وای بر من ، من هر بار از هر روشی تصمیم میگرفتم ک لاغر کنم فقط ب این فکر میکردم ک مثلا الان وزن من ۸۰ کیلوعه و من ده کیلو میخوام کم کنم ،یعنی اون وزن ۸۰ رو برا خودم میدونستم ،یعنی من خودمو روی ۸۰تنظیم کرده بودم و الان تصمیم داشتم ده تاشو کمکنم حالا برای چ مدتی ؟؟؟خب اینم توی ذهنم ثبت شده بود ک مدت زیادی نمیمونی و برمیگردی ،و با هر بار وزن کم کردن وبرگشتن ب قبل این برای من باورش قوی شده بود ،وانتظار منم برگشت ب همون وزن قبل بود،
دیروز فهمیدم من هیچوق موقع لاغری خودمو برای وزن کم تنظیم نکردم ذهنمو آماده وزن کم نکردم، درسته ک راه های من برای وزن کم کردن درست نبود ووقتی خیلی اسون چاق شدم نمیتونم با زجر دادن جسم لاغر بشم ،یاد کرفتم چاقیوو بایدلاغری رو هم اموزش ببینم و تکرار کنم ویاد بگیرم ،من یادگرفتم ک منم باید مثل مامانم تو فلان وزن وسایز باید باشم و ذهنم همون هارو برام تنظیم کرده وهر چقد ک من فشار میاوردم ولاغر میشدم خیلی اسون باز برمیگشتم ب همون تنظیمات،و الان فهمیدم ک اگه بخوام ب سایز و وزنی ک میخوام برسم باید تنظیمات رو درست کنم، اینجا داخل پرانتز بگم ک من این مدت بیشتر از ی سال ک با این سایتم خب خیلی وزن و سایز کم کردم ولی از ی جایی ب بعد دیگه نتونستم و الان متوجه شدم ک گیر کارم کجاست،من سالها باور کردم ک استخوان بندیت وقتی دشته نمیتونی خیلی لاغرتر بشی و بهت نمیاد واصلا مگه استخوان اب میشه واون سایز برا استخونه و رو استخونام باید ی پره گوشت باشه و کلی از این باورها منو ناخوداگاه تنظیم کرده رو سایزی ک دیگع بیشتر از اون نتونم بیام، من حتی قبل عید سایزم پایین تر اومدن بود و لباس های سایز ۳۸برام ازاد میشد ولی اصلا متوجه نشدم ک کی دوباره لباس های ۳۸ برام فیت و کیپ و اندازم شد وهمش میگفتم خب من ک ادامه میدم من کمتوقف نیستم واصلا غیر ممکنه ذهن رواموزش بدی و باز نشه،من ک باور کردم لاغر شدن طبیعت بدن منه بس گیر کارم کجاست،گیر کارم همون ترموستات ذهنم بوده ،بله درسته من در ظاهر سایز ۳۶و حتی پایین تر روبرای خودم دوست داشتم ومیخواستم بهش برسم ولی ی اموزش هایی وباورهایی خلاف این در ذهن ناخواگاه من لونه کرده بود و ترس از لاغری زیاد و زشت شدن و اینکه استخونات درشته وفلان در من بود وهمونها تنظیمات ذهنمو سفت وسخت توی سایز ۳۸ نگه داشته بود ومنی ک خیلی اسون مثل اب خوردن چند سایز کم کرده بودم الان ماه هاس گیر ی سایز بودم ،چرا ؟؟؟چون ذهنم با اون نگرش ها و باورهایی ک داشت با من هماهنگ نبود ک سایزهای پایین ترو هم تجربه کنه،
الان متوجه شدم ک من هم توی ذهنم ی درجه بندی هایی دارم باید اول برم سراغ اون تنظیمات و درجه بندی بعدش برای ذهنم دلیل بیارم ک چرا میخوام اون سایز و وزن روداشته باشم ،وقتی من ترموستات ذهنمو روی سایز پایین تر تنظیم کنم واون رو برای ذهنم زیبا کنم وباورها ونگرش های جدید راجب سایز۳۶ ک رویای من هست رو بهش بدم جسمم هم ک طبیعتش متناسب شدن هست پس ب اسانی ومثل اب خوردن میتونه منو ب سایز دلخواهم برسونه ،من عاشق سایز ۳۶هستم چون فکر میکنم توی این سایز انتخاب لباس های زیادی دارم مخصوصا لباس های برند ک عاشقشم ،این سایزو دوست دارم چون سبک ترم چون توی این سایز ظرافت بیشتری دارم وچون سالم ترم و …………اونقد مبخوام از زیبایی های سایز۳۶ برای خودم بنویسم تا موافقت ذهنم روجلب کنم ،
من برای چاقی فرمول هایی رو یاد گرفتم وچاق شدم و الان فرمول های چاقیمو شناسایی میکنم و یاد میگیرم ک فرمول های لاغری چیا هستن و همین میشه اموزش لاغری،وتکرار کرد واستمرار داشتن هم رمز موفقیت منه، و یکی از مهمترین دلایل لاغر نشدم تنظیمات ترموستاتی ذهنم بود من باورزش با رژیم بادارو ورودی هارو میبستم و تلاش برای اب کردن مثلا چربی بدنم ،کاری ک خود جسمم ب خوبی اونو بلده اگه من تخریبش نکنم،در حالی ک من تنظیماتم ی چیز دیگه میگف ،براب مدتی میومدم پایین ولی اون وزن پایین روذهنم برای خودش نمیدونست ،درجه ی جا دیگه تنظیم بود و ذهن شروع میکرد منو برسونه ب همون درجه وسایزووزنی ک تنظیم کردم ، الان رویای تناسب خودمو دست یافتنی وجزئی از خودم میدونم دیگه تناسب رویا نیست تناسب و لاغری طبیعت منه وچاقی برای بدن من غیر طبیعی بوده،چون غیر طبیعی بوده همیشه در پی رفع اون بودم ،یهو چیزی میچسبه ب پوست مثلا ی تیکه ادامس و سعی میکنیم اونو بکنیم بندازیم دور چرا ک اون ی چیز اضافه اس طبیعی بدن نیست و ذهن درگیر رفع اونه و حالا با فرمول ها و باورهایی لاغری وتناسب روبرای جسمم طبیعی تر میکنم تا ذهنم خود ب خود و ب اسونی بدون اینکه من متوجه بشم و فشاری بیارم خودشو ب سمت تناسب ببره،
خدارو هزاران بار شکرمیکنم ک مسیر درست رو نشانم داده و باعشق وعلاقه مدتهاست در مسیر ذهنی هستم، ومتوجه شدم ک با نخوردن غذاوفشار اوردن ومحدود کردن خودم نمیتونم ب تناسب برسم ،غذا نیاز بدن منه و برای سوخت گیری من ب غذا خوردن نیاز دارم ولی مهم اینجاست ک ب حس ها وپیغام هام توجه کنم تا ب اندازه نیاز مصرف کنم اونوقته ک دیگه مشکلی برای جسمم نیست وجسمم ب خوبی خودش بلده ک از اون مقدار انرژی بگیره واشغالی هم در بدنم انباشته نمیشه ونیازی ب تلاش بیشتر من و ورزش وسختی ب جسمم نیست
خدایا سپاس