0

رهایی از چاقی با ذهن، قصه‌ای که از تو شروع میشه (گام ۲)

رهایی از چاقی با ذهن
اندازه متن

📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمی‌تونم لاغر شم؟ من که همه رژیم‌ها رو امتحان کردم!»

حالا یه لحظه چشم‌هات رو ببند و تصور کن…

🌸 یه صبح دل‌چسب بهاریه…

تو جلوی آینه‌ای، لبخند می‌زنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سال‌ها بود بهت نمی‌اومد… اما الان! به راحتی تنته.

نه بخاطر رژیم کتو یا ورزش‌های سنگین…

بلکه چون یه چیز عمیق‌تری تو ذهن تو تغییر کرده.

اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع می‌شه، نه معده!

وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا می‌رسه اینه:

🍽️ «باید رژیم بگیرم»

🏃‍♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»

⏰ «شاید روزه‌داری متناوب جواب بده!»

ولی کمتر کسی با خودش خلوت می‌کنه و از خودش می‌پرسه:

🧠 «چرا من اصلاً این‌قدر می‌خورم؟»

😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم می‌رم سراغ یخچال؟»

🔥 «چرا انگیزه‌م زود تموم می‌شه؟»

اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا می‌کنه. چون ریشه‌ی خیلی از پرخوری‌ها و اضافه‌وزن‌ها، توی مغزه نه توی معده!

ما سال‌ها طبق یه برنامه‌ی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:

🔹 «اگه غذا نخوری، قهر می‌کنم!»

🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم می‌کنه!»

🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»

اینا فقط جمله نبودن.

اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل می‌کنن.

📌 باورهایی که باعث می‌شن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…

📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…

📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…

و اینطوریه که ذهن، نقشه‌ی بدن رو می‌کشه.

چون:

🧠 باورها، رفتارها رو می‌سازن

🏃‍♂️ رفتارها، عادت‌ها رو شکل می‌دن

⚖️ و عادت‌ها، بدن ما رو می‌سازن

پس اگه می‌خوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.

یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:

رهایی از چاقی با ذهن

📚 علم چی می‌گه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!

فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سال‌هاست ماشین‌های افکارت از روش رد می‌شن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آماده‌ست؛ سریع و بی‌دردسر. حالا اگه سال‌ها با افکاری مثل:

🔁 «من همیشه چاقم»

🔁 «اراده ندارم»

🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»

زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراه‌ها رو ساخته! و این اتوبان‌ها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بی‌تحرکی) رو تقویت می‌کنن.

ولی خبر خوب؟

تو می‌تونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی

و این یعنی:

🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکان‌پذیره!

🔬 نوروساینس چی می‌گه؟

مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون می‌دن که:

🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطاف‌پذیری عصبی» داره.

یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم می‌تونه خودش رو بازبرنامه‌ریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادت‌های جدید ذهنی بسازه.

💡 نتیجه؟

اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کم‌کم اون بزرگراه‌های چاقی از بین می‌رن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون می‌شن.

و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد می‌گیریم:

نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…

فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️‍🧠

رهایی از چاقی

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن

یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمی‌کنم 😌

خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم می‌زنی…

نه خبری از نفس‌نفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت می‌کنه.

💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه می‌ری. حتی سبک فکر می‌کنی…

اینا خیال نیست، اینا تمرین‌های ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.

ولی خیلی از ما چی کار می‌کنیم؟

می‌ریم جلوی آینه و می‌گیم:

«اه، بازم شکمم زده بیرون!»

«این لباس لعنتی دیگه اندازه‌م نیست!»

و همین جمله‌های به‌ظاهر ساده، می‌شن 🔁 زخم‌زبون‌های درونی‌ای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل می‌کنن.

اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفت‌انگیز داره:

فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمی‌شه!

🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور می‌کنی، مغزت فکر می‌کنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمون‌های مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح می‌کنه (مثل دوپامین و سروتونین).

و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفه‌ای هم ازش استفاده می‌کنن:

🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور می‌کنن.

🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی می‌کنن.

و خیلی‌ها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب می‌بینن.

🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت می‌کنه.

تو نمی‌تونی با ذهنی که خودش رو چاق می‌بینه، بدنی متناسب بسازی.

اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ می‌کنه. 🌍✨

📌 هر بار که تصویرسازی می‌کنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص می‌شی.

می‌خوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

رهایی از چاقی با ذهن

🎯 گام‌های عملی برای رهایی از چاقی با ذهن

حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئله‌ی شکمی نیست و ریشه‌ی عمیق‌تری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستین‌هامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.

بیایم قدم‌به‌قدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سال‌ها یه خونه‌ی قدیمی رو تمیز می‌کنی و کم‌کم نور از پنجره می‌تابه تو…

🧹 گام اول: پاک‌سازی ذهن از باورهای چاق‌کننده

تصور کن مغزت مثل یه باغچه‌ست. سال‌هاست توش علف‌های هرز رشد کردن. علف‌هایی به اسم:

  • ❌ «من استعداد چاقی دارم»
  • ❌ «من نمی‌تونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
  • ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»

اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامه‌نویسی‌های قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بی‌اعتمادی به خودت می‌کشونن.

اما می‌تونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:

  • 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
  • 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست می‌شم»
  • 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسون‌تر از اونه که فکر می‌کردم»

همین جمله‌ها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول می‌شی.

🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته

مغز ما یه‌جورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دست‌به‌کار می‌شه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل می‌کنه.

فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشم‌هاتو ببند، و جمله‌های تأکیدی رو زمزمه کن:

  • 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
  • 📢 «من ذهنم رو تربیت می‌کنم، نه بدنم رو تنبیه»
  • 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»

باور کن بعد از یه مدت، این جمله‌ها تبدیل می‌شن به بخشی از شخصیتت.

🎧 گام سوم: تمرین‌های ذهن‌آگاهی و مدیتیشن

یه صحنه رو تصور کن:

☕ صبحه. صدای پرنده‌ها میاد. به جای چک‌کردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، می‌شینی روی صندلی یا لبه‌ی تخت.

چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.

تمرین‌های مدیتیشن کمک می‌کنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.

اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.

رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقف‌های کوچیک که نتایج بزرگ می‌سازن.

📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن

قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا ته‌دیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…

🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:

  • «الان دقیقا چی حس می‌کنم؟»
  • «آیا گرسنه‌ام یا فقط کلافه‌ام؟»
  • «آیا بدنم غذا می‌خواد یا دلم نوازش می‌خواد؟»

با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو به‌جای فرار، با خودت رو‌به‌رو می‌شی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.

🧠 این گام‌ها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد می‌گیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادت‌های قبلی بکشونه.

🌈 تو در حال خلق نسخه‌ی جدیدی از خودتی… نسخه‌ای که لاغری رو از ذهن شروع می‌کنه، نه از بشقاب!

🔄 از رژیم‌های یویویی تا ذهنی که می‌فهمه

رژیم‌ها معمولا فقط یه مشکل رو حل می‌کنن: عدد ترازو.

ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی می‌مونه.

برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق می‌شی.

اما وقتی با ذهن کار می‌کنی:

🔁 الگوی پرخوری درمان می‌شه

🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید می‌شه

🔁 تصویر بدنی‌ت دوست‌داشتنی‌تر می‌شه

🍃 جمع‌بندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی

تو برای متناسب بودن آفریده شدی.

بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل می‌ره.

🧘‍♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:

نه رژیم

نه فشار

نه سرزنش

بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سال‌ها بی‌صدا تو رو کنترل کردن.

✍️ تمرین آموزشی 📖

برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.

در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:

  • چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
  • شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
  • در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام می‌شود؟
  • به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
  • آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
  • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.

🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.92 از 272 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11235
384 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Sanaz 🌺
      ۱۴۰۳/۰۶/۰۲ ۱۹:۱۹
      مدت عضویت: 1816 روز
      امتیاز کاربر: 30631 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 537 کلمه

      به نام خدا 

      با عرض سلام ،ادب و احترام خدمت استاد گرامی و دوستان همراهم .

      چطوری با ذهنم می تونم لاغر بشم ؟

      همونطوری که با ذهنم چاق شدم .

      چطوری با ذهنم چاق شدم ؟

      قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری ،ذهن رو نمی شناختم .

      یادمه چاق بودم و همیشه در آرزوی تناسب اندام .

      اون چیزی که درباره ی چاقی شنیده بودم رو باور کرده بودم و تمام اون چیزهایی رو که درباره ی رژیم های غذایی شنیده بودم .

      یعنی چاقی، پس غذا کمتر بخور و بیشتر ورزش کن .

      نتیجه ی سال ها ممارست از این روش چی بود فقط سرخوردگی .

      من در باره ی چاقی شنیدم پرخوری عصبی ،استرس ،نگرانی .

      هیچ وقت و هیچ کجا ندیدم و نشنیدم که بابا ، مگه نشنیدی  پرخوری عصبی داری پس با شنیدن درستش کن .

      جالبه که همه ی باورها ،چه ارث باشه ،چه ازدواج ،چه بارداری ،چه استرس ،همه و همه یک راهکار داره و اونم کمتر بخور بیشتر بدو .

      وقتی به یاری خداوند با این سایت آشنا شدم فهمیدم چاقی رو شنیدم 

      چاقی یعنی اطلاعات غلطی که یادشون گرفتم .

      به من گفتن پرخوری عصبی داری ،ما خانوادگی وقتی استرس داریم زیاد می خوریم ،هیچ وقت نگفتم پس چرا سارا زیاد نمی خوره .

      برای همه ی افکار چاقی همینه ،مگه من یاد نگرفتم غذا رو دور بریزم گناه داره چرا هیچ وقت نگفتم چرا بقیه دور می ریزن و دچار عذاب الهی نمی شن .

      هر چیزی رو شنیدم باور کردم ،من با گوش، شنیدم و با چشم دیدم و باور کردم .

      حالا هم همینه ،باید باگوش و چشم با دیدن و تمرین کردن یاد بگیرم لاغری رو همونطوری که چاقی رو یاد گرفتم .

      ابتدا که من چاق نبودم هر چیزی رو که شنیدم و باور کردم در ذهن خودم تصویرش رو طراحی کردم و انتظارشو در خودم بوجود آوردم پس مغز فرمان رو صادر کرد .

      مغز من از روی تصاویر کار می کنه و رفتار منو انجام میده .

      هزاران بار مگه تصمیم نگرفتم کمتر بخورم و پرخوری نکنم پس چرا نشد ؟

      چون دستور از جای دیگه صادر میشد ،براساس تصاویر چاق .

      و من هر چی تلاش کردم و رژیم گرفتم و تصمیم گرفتم فقط قدرت چاقی رو افزایش دادم ،چون نگاهم فقط به چاق نشدن بود .

      برای ذهن دوست داشتن و نداشتن فرقی نداره فقط روی توجه ما ،انجامش میده .

      مهم ترین عاملی که منو به این سایت رسوند ،کلافگی و خستگی و درماندگی از نجوای ذهنم بود .

      از بس هر روز به خوردن و نخوردن فکر کردم .

      چی بخور ،چی نخور .

      ساعت چنده بخور .

      گرسنه میمونی بخور .

      داشتم دیوونه میشدم ،خسته شدم .

      نمی شناختمش اون زمزمه می کرد و من فقط می شنیدم و انجام می‌دادم، با اینکه همیشه به حرفش گوش دادم ولی اون هیچ وقت ساکت و آرام نشد .

      مرتب حرفهاشو عوض می کرد و حال منو بد می کرد .

      از دستش بخدا گله کردم و خدا منو به اینجا دعوت کرد.

      وقتی اومدم اینجا شناختمش .

      الان یاد گرفتم با آموزش درست و اطلاعات درست می تونم نجوای منفی رو به نجوای مثبت تبدیل کنم .

      اطلاعات غلط رو با تمرین و آموزش صحیح جایگزین می کنم و اون نجوا ،با من همصدا خواهد شد .

      همونطوری که یاد گرفتم چاق بشم ،همونطوری هم یاد میگیرم لاغر بشم .

      این راه درسته .

      استاد عزیز از شما بسیار سپاسگزارم 🙏🌺

      در پناه حق باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Zahra
      ۱۴۰۳/۰۵/۳۰ ۱۰:۴۷
      مدت عضویت: 1039 روز
      امتیاز کاربر: 10125 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 681 کلمه

      به نام خدا

      سلام به دوستان و استاد عزیز

      من به خوبی یادم میاد که اولین بار که به فکر چاقی افتادم در دوران نوجوانی بود که بعد از تعطیلات تابستانی به مدرسه رفتم چند نفر از دوستانم بهم گفتن که چاق شدی اولش باورم نمیشد و رفتم خودم رو وزن کردم فقط یک کیلو چاق شده بودم یهو ترس افتاد تو دلم که اگه این چاقی ادامه پیدا کنه چی افتادم به رژیم گرفتن تا این یک کیلو رو کم کنم بعد کم کردن همش ترس از خوردن داشتم لقمه هام رو میشمردم همش حسرت برادرم رو داشتم که چند برابر من غذا میخورد اما کمبود وزن داشت یه مدت غذاهای پخته رو از خوردنم حذف کردم و گیاهخوار شدم و منی که علاقه ای زیادی به غذاهای گوشتی و سرخ کردنی داشتم خودم رو محروم کردم و چه عذابی کشیدم و تنها چیزی که از این رژیم عایدم شد ولع بیشتر به غذاهای سرخ کردنی و از همه بدتر به تعداد گوشتهای خورشتم و دیگران دقت میکردم اگر فقط یه تکه از مال دیگران کمتر بود ولعم بیشتر میشد میخواستم با خوردن چیزهای دیگه و به مقدار زیاد این ولع رو کنترل کنم و دیگه بر خوردن خودم کنترل نداشتم.

       زمانی که از رژیم نتیجه ای نگرفتم ونزدیکی عروسی برادرم که میخواستم لاغرتر باشم به ورزش کردن رو آوردم باشگاه ثبت نام کردم و نه تنها باشگاه تمرین میکردم حدود یک ساعت بیشتر هم رفت و برگشت به باشگاه رو پیاده میرفتم و میومدم تا زودتر به نتیجه بگیرم.

       متاسفانه هر کسی می‌گفت اضافه وزن زیادی نداری کمتر به خودت فشار بیار اما من باور نداشتم و حس خوبی به وزنم نداشتم و همش در حال کم کردن وزن و به دنبال اون اضافه شدن بیشتر از قبل به وزنم بود.

      بعد از اینکه عروسی برادرم تموم شد خواب زیاد به پرخوری هم اضافه شد و واقعا تنبل شدم مگر اینکه واقعا مجبور به انجام کاری میشدم از جام بلند میشدم.

      این شیوه زندگی تا قبل از بارداریم ادامه داشت که بعد از بارداری همش مادرم بهم تاکید می‌کرد که الان دونفری باید بیشتر بخوری حتی زمانی که گرسنه نبودم آنقدر بهم تلقین میکرد که الان گرسنه ای بیا این خوراکی یا غذا رو بخور ولی به مادر میگفتم که خیلی چاق شدم الآنم هم که گرسنه ام نیست چرا بخورم حرف مادرم این بود که همه زنها تو حاملگی چاق میشن، ولی بچه ی سالمی به دنیا میارن،منی که اضافه وزنم بیشتر از سه چهار کیلو نبود یه دفعه نزدیک ۲۵ کیلو در عرض چند ماه به وزنم اضافه شد.

       بعد دنیا اومدن بچه ام دیگه مسخره کردن دیگران شروع شد که زهرا انگار همش حامله ای به فکر خودت باش این چه وضعیه و من مصمم شدم که این وزن رو کم کنم شروع کردم به رژیم و ورزش سنگین و در عرض دوماه تونستم وزنم رو کم کنم دوباره مسخره کردن دیگران شروع شد که وای صورتت پیرتر شده چیکار کردی با خودت، وای خدا الان میفهمم که بخوام به حرف مردم زندگی کنم باید زیر خروارها خاک باشم نه اون موقع هم میگین آخ چرا مردی؟

      لاغری با ذهن شبیه چاقی با ذهن است همون‌طور که اولش چاقیم با ذهن شروع شد و با ترس بیشتر از چاقی  به وزنم اضافه شد من میتونم با ذهنم و آموزش به ذهنم در مورد لاغری، لاغر بشم همون طور که قبلاً در این راه بودم و لاغر شدم بدون هیچ دردسری چون هیچ فشاری با رژیم و ورزش به جسمم وارد نمیکنم و فقط با آموزش ذهنم به نتیجه عالی رسیدم و دوباره خواهم رسید.

      من چاقی رو مثل زبان مادری از اطرافیان آموزش دیدم و لاغری با ذهن مثل آموزش یک زبان دیگر مثل زبان انگلیسی هست که برای اینکه ملکه ذهنم بشه باید مدام درحال آموزش باشم و آموزشها رو در ذهنم مرور کنم تا تسلط کاملی بر این زبان داشته باشم و این نکته رو هم می‌دونم که چاقی از ذهنم پاک نمیشه و فقط با تسلط کامل بر زبان جدید یعنی لاغری با ذهن میتونم به هدف خودم برسم و در این راه باید تا مدت ها آموزش ها رو ادامه بدم البته این راه بسیار شیرین هست و اصلا خستگی نداره

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا کشاورز
      ۱۴۰۳/۰۵/۳۰ ۰۷:۱۵
      مدت عضویت: 665 روز
      امتیاز کاربر: 5815 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 950 کلمه

      سلام به استاد و دوستای خوبم

      اول از همه از بذارید بپرسم: کی گفته ژنتیک من چاقیه؟ اصلا مگه ژن چاقی داریم؟ کدوم دانشمندی آزمایش کرده؟ تازه داشته باشیم هم. کی از من آزمایش گرفته که من ژن چاقی دارم؟ من که یادم نمیاد کسی ازم آزمایش گرفته باشه. پس: من به صورت ژنتیک متناسبم. والا. خدایی که همه چیز رو به قاعده و متناسب آفریده من رو هم متناسب آفریده. حالا ممکنه مغزم گول خورده باشه و فرمان چاقی داده باشه و رفتارم چاقانه بوده باشه. عیبی نداره، ذهنم رو از اشتباه درمیارم و رفتارم رو درست می کنم. ذهن عزیزم، من یک فرد متناسبم، پس فرمان هایی به اعضا و جوارحم بده که متناسب بمون. (برم بقیه متن رو بخوانم)

      چطور میشه با ذهن لاغر شد؟ 

      همون طور که میشه با ذهن چاق شد. 

      مگه ما با ذهن چاق شدیم؟

      بله که با قدرت ذهن چاق شدیم. فکر کردی غذا خوردن عامل چاقیه ماست؟ نه این همه آدم غذا می خورن خیلی هم متناسبن. فکر کردی استرس باعث چاقیه؟ نه، این همه آدم استرسی لاغر. فکر کردی مصرف دارو باعث چاقیه؟ نه، حتی مصرف تمام عمر قرص تیروئید هم کلا نهایت ۱۰ کیلو ممکنه باعث چاقی بشه که نمیشه. فکر کردی بی تحرکی باعث چاقیه؟ نهههه اکثر لاغرها اصلا یه پیاده روی ساده هم نمی رن، دارن راحت زندگی شون رو می کنند. پس چی باعث چاقی شده؟ چون ذهن چاقی رو یاد گرفته. حالا باید بهش تناسب را یاد بدیم.

      حالا بگو ما چطور با ذهن چاق شده بودیم؟

      ما با ذهن چاق شده بودیم از روی چیزهایی که شنیده بودیم. ذهن ما قبل از جسممون به خاطر چیزهایی که شنیده بود و باور کرده بود چاق شد و بعد از اون جسم ما به فرمان همون ذهن دچار اضافه وزن شد. ما به خاطر شنیده هامون انتظار چاق شدن داشتیم، ذهن ما از ما یک تصویر ذهنی چاق ارائه کرده بود. وقتی تصاویر چاقتر از خودمون توی نظرمون میاد و تکرار می شه برامون واقعی می شه و تبدیل می شه به فرمان ذهن، فرمان به اعضا و جوارح. از نظر بیرونی فرمان می ده به بیشتر خوردن و از نظر درونی یک سری فرمان مثل سوخت و ساز و …و ما نمی توانیم در مقابل فرمان مغز بایستیم.

      وقتی ذهن چاقی داریم، ما رو می ترسونه، میگه هر لقمه ای که میخوری یه قدم به سمت چاقی در حرکتی، پس ما هم از هر لقمه انتظار چاقی داریم و انتظارمون برآورده می شه و باعث چاقی می شه. همین چاقی بر جنبه های دیگر زندگی مون اثر می ذاره. کمتر دوست داریم توی جمع باشیم و لباس های روشن یا باز بپوشیم و …

      هر چقدر اضافه وزن پیدا می کنیم ذهنمون بیشتر می ترسه و ضمنا آماده می شه برای اضافه وزن های بعدی، چون چیزی که دیده همین بوده. این که بعد از هر اضافه وزن اضافه وزن بعدی میاد. چون فرمول ذهن ما روی چاقیه، روی اضافه وزن همیشگیه. 

      ما با رژیم و تمرکز روی جسم وزن کم کردیم در حالی که ذهنمون همون ذهن قبلی بود و داشت دستورات قبلی رو میداد، پس ما داشتیم خلاف جهت شنا می کردیم و سختی می کشیدیم و این رو باید بدونیم که ذهن همیشه برنده است. پس این بار میایم اول ذهنمون رو همراه می کنیم، و بعد در جهت مسیر درست شنا می کنیم. و از شنا در این رود زیبا و آرام لذت می بریم. به جای اینکه با ذهنمون بجنگیم، اون رو با خودمون همراه می کنیم. ذهن بیچاره ما گناهی نداره، اون گول خورده و ما بهش حقایق رو میگیم و میاریمش سر خط. حقیقت اینه که ما محکوم به چاقی نیستیم. ژنتیک ما چاقی نیست. ما کم تحرک نیستیم. ما به صورت بنیادین پرخور نیستیم. ما به طور طبیعی سوخت و سازمون پایین نیست. هیچ دارویی چاق کننده نیست. 

      ما به ذهن بیچاره مون یاد دادیم که فلان غذا چاق کننده است، اون هم یاد گرفته وقتی اون غذا رو خورد فرمان چاقی بده. اصلا چرا قدیمی ها چایی شون رو با خیال راحت با دو تا قند می خوردن و چاق نمی شدن؟ چرا چایی نبات می خوردن و چاق نمی شدن؟ چون از قند و نبات انتظار چاقی نداشتن. چون تازه نبات رو باعث سلامتی می دونستن. انتظار چاقی نداشتن و چاق نمی شدن.

      پس ما اینا رو می ذاریم کنار: انتظار چاقی، نگرانی از چاقی، ترس از مواد غذایی، تحقیق در باره چاق کنندگی مواد غذایی و …

      ما دیگه روی چاقی تمرکز نمی ذاریم، چون اینجوری بازم داریم به ذهنمون یاد می دیم که تو چاقی پس فرمان های چاق کننده بده. 

      من یک فرد متناسبم، پس لازم نیست برم توی زمینه چاقی تحقیق کنم.

      من متناسبم، فقط یه چند وقتی یه میهمان تپل دارم که ذهنم اون رو رشد داده، من ذهنم رو درست می کنم و قدم به قدم به سمت تناسب می رم. یعنی اصلا من متناسب هستم، فقط به سمت خود واقعی ام حرکت می کنم و ذهنم رو می برم روی تنظیمات کارخانه.

      من تمرکزم را از چاقی بر می دارم و دیگه احساس بدی ندارم. وقتی به چاقی توجه کنم به سمتش می رم. احساسم بد می شه و این احساس بد من رو باز به چاقی بیشتر هدایت می کنه. پس من تمرکزم رو روی خودم و اصلاح ذهنم می ذارم.

      تا وقتی صدای ذهنت عوض نشه، فایده نداره چقدر جسمت را مجبور به تغییر می کنی. اون ذهن داره ۲۴ ساعته کار می کنه. یا می گه بخور یا میگه اون چیزی که خوردی چاقت کنه. 

      با تمرین های ذهنی این صدا تغییر می کند. انتظاراتت تغییر می کنه، دیگه ذهنت انتظار چاقی نداره، 

      ما می توانیم چون جزو با اراده ترین آدمها هستیم. چون قبلا خیلی تلاش کردیم و بلدیم.

      ممنون از استاد عزیز و همه هم دوره ای ها. ان شالله به آموزش دیدن ادامه بدم و امروز گام شماره ۳ را گوش بدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 34 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۳/۰۵/۳۰ ۰۲:۱۲
      مدت عضویت: 684 روز
      امتیاز کاربر: 23445 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 97 کلمه

      سلام ذهن چاق همش بدنبال راهی هست بتونه چاق بمونه ازهیچ تلاش وکوششی خوشش نمیاد زمانی داریم روذهن روباورها افکارهای غلط کارمیکنیم ذهن چاق مقاومت میکنه دوست نداره  مادست ازپرخوری برداریم درچاقی باذهن همش گفتیم چاقی مارثی هست یا ربط وادیم‌به بیماری یا بالا بودن سن درصورتی اصلا به هیچ کدوم ازاین حرف ها ارتباط نداره مافقط به جسم فشارواردمیکنیم وطبق گفته وتجربه دیگران دنبال راه حل هستیم ولی روش لاغری باذهن روش بسیار عالی بدون سختی ودردسر وبافایل گوش  داون وانجام تمرینات تا حدودی فرمول اشتباه مغزروتغییرمیدیم وترس ازخوردن نداریم وبه چاقی فکرنمیکیم به ارامش میرسیم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزاده رحمانیان ثابت
      ۱۴۰۳/۰۵/۲۸ ۰۸:۴۲
      مدت عضویت: 770 روز
      امتیاز کاربر: 7480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,539 کلمه

      درود و احترام خدمت استاد عزیز و همه دوستان همراه 

      همیشه برای هر عدم پیشرفت و موفقیتی در هر زمینه ای پای یک باور اشتباه ذهنی در میان هست و تمام این باورهای اشتباه یک وجه مشترک داره! و اونم این دو تا کلمه است : تو نمی تونی !!!! 

      در گفتگوهای روزمره بین اعضای خانواده ، در جامعه ، تمام رسانه و هر جا و هر چیزی که بتونه آگاهی رو در ذهن ما جاگذاری کنه ، این وجه مشترک وجود داره و البته و صد البته که هیچ وقت هم به صورت مستقیم بیان نمیشه اما نتیجه ای که در ما به جا میزاره مساوی است با نتوانستن ….!!! 

      به صورت مشخص در خصوص وجه مشترک همه ی ما که اضافه وزن هست می تونم به موارد زیر اشاره کنم ، مواردی که یک بار یا چندین بار از خانواده از همون ابتدای طفولیت شنیدم و بعد از اینکه به قول معروف عقل رس شدم بار ها و بارها با خودم مرورش کردم : 

      • چاقی آزاده ارثی و ژنتیکی هست !
      • چون آزاده دو و سال نیم شیر مامان رو خورده چاق شده !
      • چون سفید پوست هست چاق شده!
      • این بچه اصلا آب هم میخوره چاق میشه !
      • آزاده استعداد چاقی داره !
      • چون برنج میخوره چاق میشه !
      • چون در دوران کودکی سرلاک (غذای کمکی کودکان) خورده چاق شده!
      • چون علاقه به بازی های پر تحرک نداره چاق شده!
      • چون به سن بلوغ رسیده لاغر نمیشه!
      • چون کار پشت میزی داره و کم تحرک هست لاغر نمیشه! و هزاران مورد دیگه که در نهایت میرسه به اینکه آزاده خانم شما نمی تونی لاغر بشی …..🤦🤦🤦🤦 و جالبتر اینه که من یک خواهر و برادر بزرگتر از خودم دارم که کاملاً متناسب هستند و تمام شرایطی که در بالا ذکر کردم که عامل چاقی من بوده برای اون ها هم برقرار بوده ، پس چرا اون ها چاق نشدن ؟؟؟؟؟🤔🤔🤔🤔 و در نهایت این موارد بار ها و بارها و بارها توسط خود من تکرار شده ، یادآوری شده و شده ملکه ی ذهنم و تبدیل شده به یک باور قدرتمند از لایق نبودن و نتوانستن 😔 اما واقعیت اینه که من پذیرفتم و باور کردم که لیاقت متناسب بودن رو ندارم . من هر بار که مستقیم و غیر مستقیم این افکار رو با خودم مرور کردم یک تصویر چاق رو در ذهنم حک کردم. هربار که با نفرت در آینه به خودم نگاه کردم ، هربار که خودم رو سرزنش کردم ، هربار که دنبال تحقیق رفتم در مورد اینکه چه چیزی چاق کننده هست و چه چیزی لاغر کننده ، هر بار که برای خودم لباس زیبا نخریدم ، هر بار که به خودم ناسزا گفتم و هر بار که خسته و ناامید شدم و پذیرفتم که این سرنوشت منه که هیچ نقشی توش ندارم ، در واقع تصویر چاق و نازیبا تری از خودم در ذهنم ترسیم کردم 😔ما افراد چاق همیشه نگران این هستیم که چاق تر نشیم، کار ما شده مثل بازی مار و پله ، تا یه جایی حفظ حالت موجود در وزن فعلی ، بعد میرسیم به نردبون اضافه وزن و ازش بالا میریم و وزن مون زیاد میشه (مثلاً باوری که عموما داریم موقع مسافرت رفتن هست که میگیم رفتیم مسافرت اشتهامون زیاد شد ، زیاد خوردیم و چاق شدیم🤦🤦 و چقدر مسخره است این باور) . بعدش ناراحت میشیم و نقش یک قربانی دست و پا بسته رو می گیریم و غصه و غم فراوان که چرا اینطوری شد ، بعد از مدتی یادمون می‌ره و کمی ثبات و ادامه در این مسیر با حفظ حالت موجود و چند بار از نردبان اضافه وزن بالا رفتن و دوباره احساساتی که گفتم رو تجربه می کنیم و بعد یه جایی زنگ خطر که  «دیگه خییییییییلی چاق شدی» ! به صدا در میاد و اونجاست که در بازی مار و پله ،  مار نیش مون میزنه و بر میگردیم به یک یا چند مرحله پایین تر و می دونید این نیش خوردن توسط مار چه زمانیه ، اون وقتیه که ما طی یک عملیات انتحاری با اراده ای آهنین تصمیم میگیریم رژیم های سخت بگیریم و ورزش کنیم ، از داروهای لاغری استفاده کنیم ، جراحی کنیم ، کرم لاغری استفاده کنیم و و و این داستان ادامه دارد …. . 🤦اولش شاد و خندان که بله من دیگه این دفعه می خوام لاغر بشم و بعد از چند روز خسته و دلخور و عصبانی با دنیایی از احساسات بد نسبت به خودمون ، کل آدمای اطراف مون و گله مندی از خدا که چرا سرنوشت ما رو اینطوری رقم زده و ما رو چاق آفریده ، بیخیال همه چی میشیم .😮‍💨🙄🙄
      • همه ما این تلاش های خنده دار و بی نتیجه رو بارها و بارها انجام دادیم و هر بار سرخورده تر از دفعه قبل برگشتیم سر نقطه اول. 😐
      • در تمام مسیرها جهت رسیدن به موفقیت در هر زمینه ای یک فرد عاقل و دارای آگاهی اولین کاری که بعد از متوجه شدن مسیر اشتباه انجام میده اینه که به اولین دور برگردون که رسید ، دور میزنه . طبیعتاً دور زدن اولین گام جهت قرار گرفتن در رسیدن به مسیر درسته . مثلاً فکر کنید شما در یک جاده به سر یک دوراهی می رسید. قصد شما رفتن به شمال هست. اما به هر دلیلی در مسیر اشتباه به سمت جنوب حرکت می کنید. قطعا شما نمی تونید توقع داشته باشید ، حالا بزار همین مسیر رو برم شاید تهش به شمال رسیدم !! اگر واقعا قصد رفتن به شمال رو دارید اول باید از هر جایی که می تونید ، دور بزنید و کل مسیری رو که به اشتباه اومدید برگردید تا اول به سر دو راهی برسید و بعد در مسیر درست به سمت شمال حرکت کنید.😊 پس اگر دور نزنید و یا دور بزنید و اول دور برگردان توقف کنید و یا تا یه جایی برید اما باز متوقف بشید رسیدن به شمال قطعاً یک تصور واهی بیشتر نخواهد بود. 🙂😉
      • مسیر لاغری با ذهن هم همینه . ما با دیدن فایل ها و خوندن مطالب، تازه داریم مسیری رو که سال ها قبل اشتباه رفتیم بر میگردیم تا برسیم به دو راهی انتخاب صحیح، تازه وقتی به سر دو راهی رسیدم باید در مسیر جدید ادامه بدیم تا نشانه های لاغری نمایان بشه . پس قطعا این مسیر و این کار نیاز به زمان داره و نمی تونیم  انتظار نتیجه یهویی داشته باشیم 😊 این مسیر ، مسیر نتایج یهویی نیست !
      • ما آدم ها خیلی از وقت ها نسبت به خودمون خیلی زیاد خسیس میشیم . مثلاً خیلی جاها ، خیلی پول برای خیلی چیزها و برای دیگران هزینه می کنیم اما مثلاً یه لباس دیدیم که خیلی هم خوشمون اومده و قیمتش هم یک دهم کل خرج هایی هست که برای موارد دیگه انجام دادیم اما ازش میگذریم و به خودمون میگیم حالا واجب نیست باشه بعداً میخرم !!!😐 یا ساعت ها وقت مون رو در گشت زنی در اینستاگرام میزاریم اما حرف و فکر دیدن فایل های آموزشی که میاد وسط میگیم وقت نداریم 😐 غذای خوب نمی خوریم میگیم بعداً ، تفریح نمی کنیم میگیم بعداً ، اگر از چیزی ناراضی هستیم ، اون موقعیت رو عوض نمی کنیم میگیم بعداً و و و ….. اما دقیقاً کدوم بعداً مد نظرمون هست  رو من هم نمی دونم!  و خود من با تک تک موارد بالا در گیر هستم . 😮‍💨🤦 البته دلیلش رو می دونم و اونم اینه که ذهن ما برای مراقبت از ما همیشه تمایل به حفظ حالت موجود داره و اگر شما یهویی تصمیم بگیرید که کاری رو انجام بدید چون ذهن باهاتون همسو نیست و مسیرهای تغییر جدید درش به وجود نیومده بعد از مدت کوتاهی دوباره شما رو بر می گردونه سر نقطه ی اول . دقیقاً مثل دو قطب مخالف آهن ربا . اگر امتحان کنید متوجه میشید تا یه جایی می تونید دو تا آهنربا با قطبهای همسان رو به هم نزدیک کنید اما از یه جایی به بعد اونقدر دافعه زیاد میشه که بر اثر شدت دافعه یا  آهن ربا برمیگرده به سمت موافق و جذب قطب مخالف میشه یا تا جای ممکن از قطب همنامش دور میشه . 😊
      • خبر خوب ! 🤩اگر بتونیم با افزایش آگاهی مون مسیرهای درست رو در ذهن مون ایجاد کنیم ، ذهن خودش به راحتی و بدون هیچ گونه تلاش فیزیکی ما رو به سمت آنچه براش مسیر سازی کردیم می بره و این فوق العاده هست .
      • خیلی جالبه ! وقتی می خواستم بنویسم احساس کردم چیزی برای گفتن ندارم . اما این متن تا این لحظه طولانی ترین متنی هست که نوشتم و اینم از توانایی های ذهنه که همیشه یه چیز جدید برای ارائه داره و ما ازش بی خبریم 😊 
      • در آخر متن خودم رو با این شعر زیبا به پایان می رسونم که به نظرم وصف حال خیلی از ماها می تونه باشه :

      بر روی بوم زندگی، هر چیز می خواهی بکش

      آزاد شو از بند خویش، زنجیر را باور نکن

      اکنون زمان زندگیست، تاخیر را باور نکن

      حرف از هیاهو کم بزن، از آشتی ها دم بزن

      از دشمنی پرهیز کـن، شمشیر را باور نکـن

      خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان

      تو شـــاهکـار خلــقتی، تحــــقیر را بــاور نکـــن

      بر روی بوم زندگی، هر چیز می خواهی بکش

      زیبا و زشتش پای توست، تقــدیر را باور نکــن

      تصویر اگر زیبا نبود، نقاش خوبی نیستی

      از نو دوباره رســم کن، تصویر را باور نکن

      خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید

      پرواز کـــن تا آرزو، زنجیر را باور نکن

      در نور و آرامش جاری باشید.💖💜🌈

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار مژگان نوحی
        ۱۴۰۳/۰۶/۲۹ ۱۵:۰۴
        مدت عضویت: 647 روز
        امتیاز کاربر: 9080 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 27 کلمه

        سلام  آزاده جان هم نوشته ت هم شعر پایانی ت به دلم نشست چقدر خوب بیان کردی و چقدر باهات هم فکرم شعرتو تو اینستا استوری میکنم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار آزاده رحمانیان ثابت
          ۱۴۰۳/۰۶/۳۰ ۰۹:۳۸
          مدت عضویت: 770 روز
          امتیاز کاربر: 7480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 273 کلمه

          درود بر شما مژگان بانوی عزیز . سپاسگزارم و خدای مهربان رو بی نهایت سپاسگزارم که در این مسیر قرار گرفتم که با انسان های هم مسیر شدم که در ک درستی از کلام و وضعیت و موارد گفته شده دارن . این همسویی افکار و انرژی مثبتی که وجود داره به دلیل احساس خوبی که ایجاد می کنه بسیار موثر هست . از دو جنبه : اول اینکه این موضوع مهم آشکار میشه که تمام ما تجربیات مشترکی داریم و این احساس که نالایق هستیم یا اراده و پشتکار نداریم یک تصور اشتباهه و من به شخصه این احساس خوب و اصلاح این دیدگاه رو مدیون استاد عطار روشن بزرگوار هستم که به زیبایی توانایی هام رو با کلام نافذشون بهم یادآوری کردند و جنبه دوم اینه که با خواندن نوشته ها این آگاهی رو به ذهن خودمون می‌دیم که اگر دیگران چه از نظر فکری ، چه روحی و چه جسمی تغییرات مثبت و دلچسبی رو تجربه می‌کنند پس ما هم می تونیم . 🥰❤️

          خوشحالم که نوشته من و شعر پایانی حس خوبی در شما ایجاد کرد و سپاس گذارم از محبت تون .

          و دوست دارم بدونید که خود من این شعر رو همراه با تصویر اندام مناسب ایده آلم در پس زمینه گوشیم گذاشتم و در هر موردی که نیاز دارم به خودم یادآوری کنم ، که من هستم که این توانایی رو دارم که دنیای اطرافم رو اصلاح کنم و بسازم این شعر رو مرور می کنم .💖🥰

          و خوشحالم که در کنار عزیزانی چون شما هستم که هر لحظه با حضورتون مهر تاییدی هستید برای ادامه مسیر زیبایی که انتخاب کرده ام . 

           پاینده و مانا باشید 💖 🌈 🫂 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عسل ارجمند
      ۱۴۰۳/۰۵/۱۶ ۱۶:۴۳
      مدت عضویت: 2459 روز
      امتیاز کاربر: 5790 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 431 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه

      «راحت ترین و آسان‌ترین روش متناسب شدن لاغری باذهن هست که نه نیاز به رژیم داره نه ورزش » چه حس خوب و فوق العاده ای میده به من این روش این دیدگاه این آگاهی

      بنظر بنده این روش روشی نیست که برای غالب جامعه و غالب مردم دنیا قابل قبول باشه و ما خوشبختیم که تو این مسیر قرار گرفتیم و هدایت شدیم به این سایت و مشتاقیم که دیدگاهی کاملاااا متفاوت با بدنه جامعه داشته باشیم چون این دیدگاه که مواد غذایی باعث چاقی نمیشن و مانع لاغری هم نیستن چیزی نیست که قابل پذیرش برای هرکسی باشه و شاید اگر جایی تو جمعی هم مطرح کنیم بهمون لقب احمق هم بدن😁 یا بگن چه آدم نفهمی هست همه دکترا و دانشمندا و محققا دارن میگن فلان چیز بده فلان چیز چاق کننده هست فلان چیز برای سلامتی مضر هست اونوقت شما میگی نیست😇😎😁ولی خیلی حس فوق العاده ای دارم از اینکه میخوام این دیدگاه و نگرش رو تبدیل به باور توی ذهن خودم بکنم قلبم یا به قول استاد دلم شاده ذوق داره خوشحاله که همچین قوانین فوق العاده عالی رب برای ما قرار داده که نگرش تو به جهان اطرافت دنیای تورو میسازه خیلییییی خداروشکر میکنم که متفاوت با اکثریت مردم جهان دارم تفکر میکنم و تو این مسیر قرار گرفتم و استادی با آگاهی و درک شما  رو در کنار خودم دارم🙏

      تصاویر چاقی در ذهن ما هستن که منجر به صادر شدن فرمان از مغز به جسم ما میشن که نهایتا منجر به چاق شدن بیمار شدن جسم ما میشن که این تصاویر ناشی از ورودی هایی که به ذهنمون دادیم ورودی های حاصل از دیده ها و شنیده های ما از محیط اطرافمون هستن. در حالی که رژیم گرفتن و ورزش کردن تغییراتی هستن که ما عامدانه میخوایم بر جسممون تحمیل کنیم برا همین پابدتر نیستن نتیجه اونا.چون ما ریشه رو تغییر ندادیم ما اصل رو درست نکردیم . اصل اینه که ما تصاویر ذهنی‌مون رو تغییر بدیم و یه ذهن متناسب برای خودمون بسازیم با دادن ورودی صحیح هرروزه  به کمک آموزشهای این سایتی نظیر و شما استاد عزیز. نگرش ذهنی من که تغییر کنه چه بخوای چه نخوای بقول استاد عطارروشن عزیز جسم من هم متناسب میشود😇

      بسیار مشتاق هرصبح فایل های شمارو گوش میکنم مینویسم و تامل میکنم و مطمئنم که میتونم تصاویر ذهنیمو لاغر کنم و من هم به اندام متناسب و جسم سالم تر و زیباترم برسم

      بسیار سپاسگزار آموزشهای عالی شما استاد عزیزم هستم🙏 و با نتیجه گرفتنم قدردان شما خواهم بود و الگویی برای اطرافیانم که مشتاق لاغری هستن که از آموزشهای شما استفاده کنند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مینا
      ۱۴۰۳/۰۵/۰۲ ۲۲:۵۸
      مدت عضویت: 779 روز
      امتیاز کاربر: 6520 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 114 کلمه

      سلام استاد امیدوارم همیشه شاد و تندرست باشید 

      واقعا صحبت های شما قابل درک است همه این رفتارها را من دارم.این ذهن چاق من همیشه ویز ویز میکند و چون مغز ما تصویری هست همیشه تصویر چاق تر بودن من را آماده میکند و دستور صادر می‌کند تا برای رسیدن به آن هر کاری می‌گوید انجام دهم واین همان چاقی با ذهن هست که من سالها پیش آموخته ام با 

      جزوه افکار غلط و تصویر های اشتباهی و همه را خوب در ذهنم ثبت کردم اما از امروز پوشه چاقی با ذهن را می بندم و لاغری با ذهن را شروع می‌کنم.ازامروز اطلاعات درست و صحیح رابه مغزم می‌دهم و لاغری با ذهن را شروع می‌کنم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار 💖نرگس💖
      ۱۴۰۳/۰۵/۰۲ ۰۷:۱۱
      مدت عضویت: 792 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 720 کلمه

                         به نام الله مهربانم

      الحمدلله رب العالمین که یک روز دیگر هم فرصت زندگی را به من دادی

      خوشحالم که بین شما دوستان خوبم هستم

      خوب من امروز مطالب بسیار خوبی رو درباره ذهن خودم کسب کردم

      و می‌خوام درک کلی خودم را از چاقی با ذهن بگم

      اگه بخوایم کلاً به طور خلاصه بگیم می‌تونیم بگیم که چاق با ذهن زمانی صورت گرفت که ما بر اثر دیدن و شنیدن یک سری باورها رو به مغز خودمون دادیم و مغز ما اون باورها رو به شکل یک فرمول و یک تصویر ذهنی در آورد و بعد انتظار ما همان تصویر ذهنی ما شد

      یعنی تصویر ذهنی ما که چاقی بود باعث شد که انتظار ما هم چاقی باشه

      چون مغز انسان فرمانده کل بدنه

      پس وقتی چیزی اونجا تصویرسازی بشه و انتظار مغز از جسم ما همان تصویر باشد دیگه مهم نیست چقدر فعالیت فیزیکی انجام بدی رانجام ما همون تصویر ذهنی می‌شه

      • چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟

      با دادن اطلاعات غلط به ذهن خودمون

      و یک تصویرسازی اشتباه که یک انتظار اشتباه را در پی خودش داشت

      باعث شدیم که با قدرت ذهن خودمون چاق بشیم

      • شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید؟ هر دو طبق یک باورهایی در ذهن فرمول سازی میشن و بعد طبق همان باورها تصویرسازی و انتظار ما را در پی دارد
      • در روش لاغری با ذهن تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار به چه صورت انجام می شود؟ ما با تغییر ذهن خودمون می‌تونیم لاغر بشیم به نظرتون چه جوری؟!

      در روش لاغری با ذهن تمرکز ما بر روی تغییر ذهنمون هست و با دیدن فایل و تکرار کردن و تمرین کردن نجواهای ذهن چاق رو آروم آروم تغییر میدیم بعد تصویر لاغری و انتظار لاغری را در خودمون ایجاد می‌کنیم

      به عبارتی اول در ذهن خود ه خودمان اجازه لاغر بودن می‌دهیم و بعد ذهن ستور لاغر شدن را به جسم می‌دهد و آن وقت است که بدون فشار جسمی می‌توانیم لاغر شویم

      • به نظر شما زبان چاقی چیست و درک خود از زبان لاغری را بنویسید؟ زبان چاقی زبانیه که بین تمام کشورهای دنیا یکی هست

      این زبان همون نجواهای ذهنی هست که در تقریباً همه افراد چاق به یک شکل هست

      این نجواها همون نجواهایی هستند که ۲۴ ساعته در ذهن ما فعال هستن

      و حالا زبان لاغری زبانیه که به جای سرزنش ما و تمام اون حال های بدی که نجواهای ذهنی چاقی به ما می‌داد

      این زبان به ما انگیزه زندگی کردن و یک عالمه حال خوب میده که باعث میشه با حرف‌هاش فرمول‌های زیبایی در ذهن ما شکل بگیره به تصویر لاغری و زیبایی از خودمان در ذهن ما به وجود بیاد و این تصاویر به انتظار ما در بیاد

      • آنچه در ویدیوی آموزش برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.

      به نظر من این خیلی جالب و تاثیرگذار بود که بدونیم مغز ما هیچ کاری به بیرون و فعالیت و فشار جسمی ما نداره و کامل از درون ما ستور صادر می‌کنه و تمام حواسش به درون ماست به احساس ما هست

      برای همین بود که بعد از کلی فشار رژیم خیلی راحت چاق می‌شدیم

      چون ذهن ما می‌خواست تمام اون احساس بد رو و اون فشار رو که به خودمون وارد کردیم رو جبران کنه

      و خب این به نظرم یه انگیزه عالی میشه که دیگه به سمت کارهای بیهوده نریم و تمام حوصله و انگیزه خودمون رو روی به کارگیری از قدرت ذهنمون بگذاریم

      • از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرین ایجاد کرده و در بخش نظرات تمرینی که باید انجام دهید را بنویسید.

      استاد عطار روشنی حرف خیلی قشنگ زدن که به نظر من یه انگیزه عالی برای ما میشه

      بیاین از این به بعد بارها به خودمون بگیم و استاد رو به خودمون نشون بدیم و بگیم

      این فرد هم مثل من یا حتی بیشتر از من نجواهای ذهنی فعالی داشته و تصاویر چاقی داشته و حتی بیشتر از من چاق بوده

      و تمام ویژگی‌های افراد چاق را داشته اما ایشون حالا دیگه در یک شرایط فوق العاده هست و تونسته با قدرت ذهنش این شرایط رو به وجود بیاره پس منی که خیلی از چیزهام شبیه استاد بود چاقی ذهنم مثل ایشون بود پس لاغری ذهن من هم می‌تونه مثل ایشون باشه اگر باور کنم من هم می‌تونم مثل ایشون لاغر بشم

      درباره سرنوشت می‌خوام یک چیزی رو بگم

      یک جمله زیبایی که شنیدم این بود

      سر.  نوشت.  

      چیزی که توی سرت می‌نویسی اتفاق می‌افته

      پس برای خودت چیزای قشنگ قشنگ بنویس

      یا علی مدد

      حق نگهدار همتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 959 کلمه

      به نام خداوند ناظرم

      سلام خدمت استاد ارجمند و همه دوستان 

      رهایی از چاقی 

      سالها به دنبال رهایی از چاقی بودم و از روش‌های مختلف زیادی ،تلاش‌های طاقت فرسایی انجام دادم تا لاغر بشم .غافل از اینکه کلا دارم راه اشتباه و میرم .

      چقدر درس امروز زیبا بود 

      فرمانده بدن من مغز منه و مغز بر اساس اطلاعات و آموزه هایی که من در اون ذخیره کردم دستورات خودش رو صادر میکنه .

      اطلاعات و آموزه هایی که من در مغزم ذخیره کردم به کمک دیدن و شنیدن و احساس من شکل گرفتن و ذخیره شدن .

      و تمام اعمال و رفتار من توسط مغز با کمک همین اطلاعات صادر میشه ،یه سری از فرامین مغزی ،فرمان به ارگانهای بدن هستش و یک سری فرمانها به اعضای من که با کمک اون اعضا رفتار من شکل میگیره هستش .

      چگونه با ذهن چاق شدم ؟!!!

      من به مرور زمان توسط چشمانم تصاویری دیدم ،و آنها را در مغزم ذخیره کردم،مثلا با دیدن کش آمدن پنیر پیتزا ،وقتی پیتزا میبینم غیر ارادی آن تصویر در ذهنم نقش میزند و من کلی پیتزا میخورم .

      توسط گوشهایم چیزهایی شنیدم و آنها را در مغزم ذخیره کردم .مثلا وقتی بچه شیر می‌دهی باید اندازه چند نفر بخوری و من بر اساس همین شنیده به خودم تلقین میکردم که جون ندارم و باید بیشتر بخورم .و هر روز بیشتر از روز قبل میخوردم بدون اینکه متوجه باشم .

      من توسط حس لامسه ام اطلاعاتی در مغزم  ذخیره کردم .مثلا با دست زدن به بافت لطیف کیک بدون اراده آن را برمیدارم و میخورم .

      من با حس بویایی ام اطلاعات زیادی در مغزم ذخیره کردم .مثلا با شنیدن بوی غذاها ناخود آگاه به سمت خوردن آن خوراکی میروم بی آنکه توجه کنم بدنم به آن ماده نیاز دارد یا نه .

      من با حس چشایی ام اطلاعات زیادی در مغزم ذخیره کردم .مثلا طعم غذاها را در ذهنم ذخیره کرده ام و بی اراده با اولین چشیدن ماده غذایی آن طعم لذیذ در ذهنم تداعی می‌شود و من بی اندازه میخورم .

      بله من با تمام حواس پنجگانه ام ،کلی اطلاعات و خاطرات در مغزم ذخیره کرده ام و با تکرار مکرر این اطلاعات رفتارهای چاق کننده من شکل گرفته و تکرار مکرر این  رفتارها در من باعث ایجاد عادات چاق کننده شده و من به مرور از تناسب اندام و سلامتی فاصله گرفته ام و هر روز چاقتر شده ام .

      باز هم کار به همینجا ختم نشده 

      اینبار من برای رهایی از چاقی شروع کردم به انجام روش‌های مختلف لاغری ؛

      و حالا 

      ترس از خوراکی ها ،تفکیک خوراکی ها،باورها و اطلاعات کاملا اشتباه چاق کننده  ،خودتخریبی،احساسهای بسیار بد،و همه و همه دست به دست هم دادند تا من با شتاب بیشتری در مسیر چاق کردن ذهنم و متعاقبا چاق کردن جسمم حرکت کنم.

      هجوم باورهای اشتباه هر روز من را بیشتر از قبل در دریای چاقی غرق می‌کرد مثلا باور اینکه تو چاقی ات شبیه عمه ات است و من تصویر چاق عمه جانم را می‌دیدم و ذهنم بدون اینکه من متوجه شوم تصویر من چاق را طراحی میکرد

      و هر روز انتظار من فقط چاقی و چاقی بیشتر می‌شد.

      و چون ذهن ما تصویری هستش ،بدون اینکه من متوجه بشم تصویر من چاقتر رو می‌ساخت و دستوراتش و در راستای رسوندن من به اون تصویر قرار می‌داد.

      من هم هر بار که جسمم رو با انجام رژیم‌ها و ورزش‌ها و داروها و غیره تحت فشار فیزیکی قرار میدادم و گمان میکردم تنها راه لاغری پیروی از همین روشهاست، در حالی که مغز من با فشارهای فیزیکی چیزی یاد نگرفته بلکه به کمک حواس پنجگانه من چاقی رو یاد گرفته و من هر چقدر جسمم و تحت فشار بزارم تاثیری در روند لاغری من نداره .

      مثل اینکه به جای اینکه به کامپیوتر داده بدهم ،مرتب با دست و پا روی کیس کامپیوتر بکوبم و بخواهم با تحت فشار گذاشتن و کتک زدن ،کیس کامپیوتر  از آن اطلاعات بگیرم. 

      مغز بینوای من بر اساس فرمان‌هایی که از قبل در اون توسط حواس پنجگانه و احساس من ذخیره شده دستوراتش و صادر میکنه و با فشار جسمی من ابتدا ،مقداری نتیجه کسب میکردم ولی چون ذهن من تصویری است ،مغزم زمان‌های رژیم و تلاش‌های فیزیکی من احساس خطر می‌کرد و به مقابله میپرداخت .

      و بعد مدتی  مغزم تمام تلاشش را می‌کرد تا  مرا از خطر نجات دهد و به تصویر چاق ثبت شده در خودش برساند .دلیل افزایش ولع و پرخوری و رسیدن به وزن قبل یا حتی چاقتر از قبل شدنم بعد از  رژیم هم همین موارد است .

      مغز من همیشه احساسم و مد نظر می‌گیره 

      تا زمانی که  احساسم خوب نباشه ،

      تا زمانی که ترسهای من از چاقی

       و توجهات من به چاقی وجود داره

       لاغر شدن من امکان نداره 

      چون مغز من همیشه تلاش میکنه جسمم  رو به اون تصویر امنی که قبلا ساخته برسونه .

      برای اینکه بتونم در مسیر لاغری با ذهن احساسم رو خوب نگه دارم باید نجواهای ذهن چاقم و شناسایی کنم و به اون گوش ندم .باید بی محلش کنم تا یواش یواش صداش ضعیف و ضعیفتر بشه تا تصاویر ذهن من تغییر کنه و انتظار من لاغری بشه .

      من در طی سالهایی که از روش‌های مختلف لاغری اقدام کردم کلی وزن کم کردم که مجموع اونها از کل اضافه وزن من بیشتره ،پس جسم من بسیار توانمنده و با وجود اینکه اون روش‌ها اشتباه بودن ولی بازم من و یاری داده تا به خواسته لاغری ام برسم .

      مس اینبار که راه درسته ،مسیر هموار و جذابه ،همه چیز دقیق و اصولی هستش من قطعا و حتما به یاری پروردگار مهربانم به لاغری همیشگی و سلامتی کامل دست پیدا میکنم.

      خدای دوست داشتنی ام از تو برای نعمات امروزم سپاسگزارم .

      خدای بی همتای من از تو سپاسگزارم که قلبو روحم را در آرامش قرار دادی تا بیشتر سپاسگزارت باشم .

      خدای خوبم یاری ام کن تا در مسیر هدایتم گام‌های درست بردارم و ذهنم را متناسب کنم .

      استاد بزرگوار از شما برای آموزش امروز ممنونم در پناه خداوند باشید .

      الهی به امید تو 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Marjan
      ۱۴۰۳/۰۴/۱۷ ۱۸:۴۵
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 212 کلمه

      سلام استاد خدا قوت، روزتون بخیر.سپاسگزارم بابت این فایل و متن و سوالات.

      خلاصه ای برای خودم:

      ۱-قبل از چاق شدن جسممون: انتظار چاق شدن در ذهنمون بوجود اومده.

      ✓۲-قبل از چاق شدن: تصویر چاقی در ذهنمون بوجود اومده.

      هر تصویر و اطلاعاتی تکرار بشه،مغز اون رو به عنوان واقعیت میپذیره و شروع میکنه به تغییر فرمان ها.فرمان های عملی در بیرون و فرمان های درونی.

      ✓نگرانی همیشگی از چاق تر شدن: به خاطر اینکه مغز اطلاعاتش رو مرور میکنه و همینطور به خاطر اینکه هرموقع نگران شدیم چاق تر شدیم.(ادما اتفاقات بد رو خودشون خلق میکنن با پیش بینی کردن،و وقتی اون اتفاق افتاد میگن دیدی گفتم.)

      ✓همزمان با نگران شدنمون برای چاقی و حال بدمون و استرسمون مغزمون فرمان های چاقی ارسال میکنه.

      ✓مغز بر اساس شنیدن و دیدن و تکرار برنامه ریزی میشه.یادگیری چاقی از این مسیر رفته لاغریه هم از همین مسیره.

      ✓مغزمون کاری نداره به تلاش های ارادی ما.فرمان های خودشو صادر میکنه.

      ✓رژیم تصاویر ذهنی و فرمان های مغزی رو تغییر نمیده.رژیم تمرکزتو میزاره روی چاقی.

      ✓این نجوای ذهنی هر لحظه داره با تو صحبت میکنه،حاصل باور قدمی ماعه.این نجوا باید تغییر کنه

      ✓این نجوا کم کم تغییر میکنه و بعد تصاویر و انتظار چاقی در ذهن ما تغییر میکنن.

      ✓شناسایی افکار چاقی با ذهن و گذاشتنشون تو فولدر چاقی.

      ✓ چاقی با ذهن چیه؟

      ✓ لاغری با ذهن چیه؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا