0

رهایی از چاقی با ذهن، قصه‌ای که از تو شروع میشه (گام ۲)

رهایی از چاقی با ذهن
اندازه متن

📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمی‌تونم لاغر شم؟ من که همه رژیم‌ها رو امتحان کردم!»

📍 این جلسه ادامه گام ۱ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

حالا یه لحظه چشم‌هات رو ببند و تصور کن…

🌸 یه صبح دل‌چسب بهاریه…

تو جلوی آینه‌ای، لبخند می‌زنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سال‌ها بود بهت نمی‌اومد… اما الان! به راحتی تنته.

نه بخاطر رژیم کتو یا ورزش‌های سنگین…

بلکه چون یه چیز عمیق‌تری تو ذهن تو تغییر کرده.

اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

لاغری با ذهن رضا عطارروشن

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع می‌شه، نه معده!

وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا می‌رسه اینه:

🍽️ «باید رژیم بگیرم»

🏃‍♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»

⏰ «شاید روزه‌داری متناوب جواب بده!»

ولی کمتر کسی با خودش خلوت می‌کنه و از خودش می‌پرسه:

🧠 «چرا من اصلاً این‌قدر می‌خورم؟»

😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم می‌رم سراغ یخچال؟»

🔥 «چرا انگیزه‌م زود تموم می‌شه؟»

اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا می‌کنه. چون ریشه‌ی خیلی از پرخوری‌ها و اضافه‌وزن‌ها، توی مغزه نه توی معده!

ما سال‌ها طبق یه برنامه‌ی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:

🔹 «اگه غذا نخوری، قهر می‌کنم!»

🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم می‌کنه!»

🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»

اینا فقط جمله نبودن.

اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل می‌کنن.

📌 باورهایی که باعث می‌شن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…

📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…

📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…

و اینطوریه که ذهن، نقشه‌ی بدن رو می‌کشه.

چون:

🧠 باورها، رفتارها رو می‌سازن

🏃‍♂️ رفتارها، عادت‌ها رو شکل می‌دن

⚖️ و عادت‌ها، بدن ما رو می‌سازن

پس اگه می‌خوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.

یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:

✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨

📚 علم چی می‌گه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!

فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سال‌هاست ماشین‌های افکارت از روش رد می‌شن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آماده‌ست؛ سریع و بی‌دردسر. حالا اگه سال‌ها با افکاری مثل:

🔁 «من همیشه چاقم»

🔁 «اراده ندارم»

🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»

زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراه‌ها رو ساخته! و این اتوبان‌ها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بی‌تحرکی) رو تقویت می‌کنن.

ولی خبر خوب؟

تو می‌تونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨

و این یعنی:

🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکان‌پذیره!

🔬 نوروساینس چی می‌گه؟

مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون می‌دن که:

🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطاف‌پذیری عصبی» داره.

یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم می‌تونه خودش رو بازبرنامه‌ریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادت‌های جدید ذهنی بسازه.

💡 نتیجه؟

اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کم‌کم اون بزرگراه‌های چاقی از بین می‌رن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون می‌شن.

و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد می‌گیریم:

نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…

فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️‍🧠

رهایی از چاقی

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن

یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمی‌کنم 😌

خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم می‌زنی…

نه خبری از نفس‌نفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت می‌کنه.

💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه می‌ری. حتی سبک فکر می‌کنی…

اینا خیال نیست، اینا تمرین‌های ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.

ولی خیلی از ما چی کار می‌کنیم؟

می‌ریم جلوی آینه و می‌گیم:

«اه، بازم شکمم زده بیرون!»

«این لباس لعنتی دیگه اندازه‌م نیست!»

و همین جمله‌های به‌ظاهر ساده، می‌شن 🔁 زخم‌زبون‌های درونی‌ای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل می‌کنن.

اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفت‌انگیز داره:

فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمی‌شه!

🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور می‌کنی، مغزت فکر می‌کنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمون‌های مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح می‌کنه (مثل دوپامین و سروتونین).

و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفه‌ای هم ازش استفاده می‌کنن:

🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور می‌کنن.

🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی می‌کنن.

و خیلی‌ها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب می‌بینن.

🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت می‌کنه.

تو نمی‌تونی با ذهنی که خودش رو چاق می‌بینه، بدنی متناسب بسازی.

اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ می‌کنه. 🌍✨

📌 هر بار که تصویرسازی می‌کنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص می‌شی.

می‌خوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

رهایی از چاقی با ذهن

💡 اگه می‌خوای این گام‌های عملی رو با راهنمای کامل و پشتیبانی مستقیم دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو قدم‌به‌قدم بازت می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ گام‌های عملی؛ در ادامه هم توی گام ۳ سراغ «برای لاغری انتخاب شده‌اید» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 388 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.93 از 278 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11235

388 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

388 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار لیلا فرزانه
      ۱۴۰۴/۰۶/۲۷ ۰۷:۰۲
      مدت عضویت: 817 روز
      امتیاز کاربر: 61136 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 768 کلمه

      به نام خدا

      همیشه توی ذهن ما رفته بود که دلیل چاقی ما خوردن زیاد و غذاها هستند و برای اینکه لاغر بشیم باید کمتر بخوریم و بیشتر ورزش کنیم و در این صورت از یک طرف کالری کمتری وارد بدن میشه و از طرف دیگه کالری بیشتری ،سوخته میشه و ما میتونیم لاغر بشیم و این فکر و باور برامون خیلی منطقی بود .

      اما روزی که وارد این مسیر شدم ، با سوالاتی روبرو شدم که چشم و گوشم رو به روی حقایق باز کرد و جواب دادن به این سوالات ، باعث شد که بپذیرم که دلیل اضافه وزن من خوردنم نیست و جواب درون خودمه ، ذهن شلوغ و افکار و باورهای چاق کننده  در ذهن و مغزم هستند.

      با ورودم به این مسیر من فهمیدم که قبلا من فقط سعی میکردم اضافه وزنم رو از بین ببرم ولی ریشه چاقی درون من وجود داشت و بعد از هر بار ورزش و رژیم و لاغری ، باز این ریشه چاقی رشد میکرد و به درخت تنومندتری  تبدیل میشد و من باید ریشه رو اصلاح و درمان میکردم ، نه شاخه و برگ و میوه رو.

      من سالها با ذهنم و افکار و باورهام چاق شدم ، هر بار که با خودم مرور کردم که چاقیم ارثیه و منتظر بودم که با بارداری و ازدواج چاق بشم ، هر بار که انتظارم از خوردن هر لقمه غذا چاقی بود ، هر بار که جلو آینه به خودم بد و بیراه گفتم ، هربار که با دوستان چاقم از چاقی و سختی رژیم و ورزش و نتونستن هام گفتم ، درخت چاقی رو آبیاری کردم ، روز به روز اون رو تنومندتر کردم .

      آره این طریقه چاق شدن من بود ، باورهای اشتباه چاق کننده ، تبدیل به رفتارهای اشتباه چاق کننده شدند و رفتارهای چاق کننده ، جسم چاق رو برای من رقم زدند.

      حالا که فهمیدم ریشه اضافه وزن و چاقی من ذهن منه باید اون رو اصلاح کنم ، باید باورهای جدید براش تعریف کنم ، باید بدونه که غذاها ترس ندارند ، خیلی از افراد متناسب هستند که تجربه ازدواج و چندین بارداری دارند ، ولی چرا متناسبند ، باید خودم رو دوست داشته باشم و بدونم که تناسب حق منه و من از اول متناسب دنیا اومدم و باید بدنی رو که لیاقتش رو دارم داشته باشم .

      من باید به خودم بگم رژیم و ورزش چاره کار من نیست و من باید مسیر چاقی رو که رفتم برگردم ، باید خودم رو از همین لحظه متناسب ببینم ، و از خودم انتظار لاغری داشته باشم ، این مسیر لاغری با ذهنه .

      اگه من وقتی با خوراکی روبرو میشم و وسوسه خوردن دارم ببینم که دلیل وسوسه شدن من به خوردن چیه ، آیا عصبی شدم ، ناراحتم ، استرس دارم ، حوصلم سر رفته ، میخوام سرگرم باشم و تفریح کنم ، از روی عادت میخوام بخورم و یا واقعا گرسنه ام و نیاز بدنمه .

      من سعی میکنم در هیچ موقعیت احساسی غذا نخورم چون فهمیدم اون غدایی که از روی عصبانیت ، استرس ، یا هر لحظه احساسی و عادت خورده بشه ، فقط و فقط به چاقی بیشتر من ختم میشه.

      باید یاد بگیریم که غذاها فقط باید برای رفع نیاز جسمی ما باشن ، نه برای فروکش کردن ناراحتی و خشم ، نه درمان بیحوصلگی .

      من ایمان دارم که غذاها چاق کننده نیستند ، این افکار ما هستند که به اونها قدرت چاق کنندگی میدن و من باید موقع گرسنگی بدون هیچ ترسی ، حتی با لذت ، به میزان نیازم بخورم و ایمان داشته باشم که این غذا در بدنم به انرژی ، عشق ، تناسب ، شادی و سلامتی تبدیل میشه و غذها را خداوند برای من آفریده تا نیازم رو برطرف کنند و باعث شادی و سلامتی من باشن .

      پس قبل هر خوردنی من از خودم میپرسم که دلیل خوردن من چیه ، آیا نیاز منه یا احساسی رفتار میکنم و بعد از هر خوردنی از خودم انتظار تناسب و سلامتی دارم .

      من زبان چاقی رو یاد گرفتم و مدام در حال حرف زدن با اون زبان بودم و این تکرار و تمرینها منو چاق کرد و قبل از هر چیز برای لاغر شدن باید زبان لاغری رو یاد بگیرم و با تکرار و تمرین اون رو جزء الگوی زندگی  خودم کنم تا بتونم لاغر بشم.

      تا وقتی من ذهنم رو تغییر ندم ، افکار و باورهای ذهنم رو اصلاح نکنم ، هیچ تغییر ماندگاری در جسمم ایجاد نمیشه .

      پس ذهن و جسم باید در کنار هم باشند و این کار جز در مسیر لاغری با ذهن انجام نمیشه.

      خداوندا سپاسگزارم بابت هدایتت به مسیر درست و ممنون از استاد عزیزم برای اینکه با عشق آموزه هاشون رو در اختیار ما قرار میدن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      ۱۴۰۴/۰۶/۱۹ ۱۸:۰۴
      مدت عضویت: 1206 روز
      امتیاز کاربر: 79476 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,159 کلمه

      به نام خدای مهربانم 🙏🏻

      هر آنچه دارم از ِآن اوست 🥰🙏🏻

      سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم 🙋‍♀️🥰🌹

      من متن رو خوندم و بسیار عالی بود

      وبرداشتم رو می نویسم 

      چگونه با قدرت ذهن چاق شدیم ؟🤔

      به نظر  من زمانی که تشخیص دادیم که افراد جامعه به دو شکل هستن یکی چاق ویکی لاغر واین سوال توی ذهن مون شکل گرفت چرا بعضی ها چاق و بعضی ها لاغر هستن ؟🤔

      جواب دادن چون ژن یک چاق ورن یکی لاغر

      دوباره ذهنمون پرسید ژن چی ؟🤔

      دوباره جواب داده شد ویژگی هر شخص که از خانواده به ارث میبره 

      چرا همه ژن لاغری ندارن؟🤔

      و یک جواب که از طریق انسانها در جامعه گسترش پیدا کرده بود که خیلی محدود کننده هستش 

      چون خواست خداوند  وخدا یکی رو لاغر آفریده ویکی رو چاق 

      اصلا به یکی از  ویژگی مهم خداوند که عادل بودنش 

       مد نظر گرفته نشده بود وما مقصر اصلی چاقی مون روو خداوند رو می دونستیم 

      این یک باور مخرب و محدود کننده وقتی قبول کنی که چاقی تو از طرف خدای یا اصلا برای لاغری کار نمی کنی واگر هم بکنی مطمئن هستی نمی تونی با خواسته اون بجنگی پس شکست می خوری وباور چاقی قوی تر وقوی تر میشه 

      من الان میدونم خداوند فقط مقصر لاغر کردن من هستش چون اصلم لاغری و تناسبه

       وخودم مقصر چاقیم بودم اون وقت بود که  به عدالت خداوند پی بردم و لاغر هم شدم 

      و حالا ادامه سوالات در ذهنمون که جواب اشتباه رو شنیدیم وقبولش کردیم

      فردی که تا ۲۳سالگی لاغر بود وژنش لاغری بود چرا دوباره چاق شد اون که  لاغر بود😮!

      جواب جامعه این بود که ازدواج کرد به همین راحتی 

      حالا اونی تا چندین سال ازدواج کرده بود و هنوز لاغر بود وبعد از چند سال بچه دار شد و چاق شد زود دلیلش رو زایمان دونستن 

      همین طور دلایل بیشتر بیشتر میشد 

      ولی هیچ کسی سوال نمی کرد پس چرا در این جهان با تمام دلایل مشابه هنوز افراد لاغر هم هستن با شرایط یکسان !

       ولی یک روز این سوال در ذهن استاد شکل گرفت و شاید در ذهن ما هم شکل گرفته باشه ولی ما به دنبال جواب نبودیم ولی استاد به دنبال جوابش رفت وبه جوابش رسید ونتیجش رو هم گرفت اونم تفاوت در باورهای ذهنی بود نه جسم وژن بلکه خود درون هر شخص با باورهایش بود 

      واستاد این راه نجات به لطف خداوند ایجاد کرد وما هم وارد این اتوبان صاف ولذت بخش شدیم و تک تک مون نتیجه میگیریم 

       سپاس فراوان از استاد عزیزم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      همین طور دلایل چاقی روز به روز بیشتر شد و گسترش پیدا کرد پس چاقی از یک فکر وباور ذهنی ایجاد شده و دلایل جسمی پیرامون رو به اشتباه دلیل چاقی دونستیم 

       من از زمانی که در مسیر هستم هیچ دلیلی برای چاقی ندارم واون رو یک توهم ذهن خودم میدونم ومن در حال حاضر متناسب هستم چون احساس سبکی و سرحالی وشادابی واحساس آزادی دارم وتمام  ذهنم پر شد از دلایل لاغریم 

      چون خدا همه رو متناسب و سالم و آزاد خلق کرده ومن بدنم رودوست دارم چون در مسیر تعادل وآرامش وتناسب خودش  در حال حرکت هستش وروز به روز داره سلولهای بدنم خودشون رو بهبود میدن بدون این که من کار کنم من فقط باید ذهنم رو پاک نگه دارم همین بس اونم با آرامش ذهنی که من لاغر هستم ولاغر باقی می مونم کار خاصی لازم نیست کنم 

      شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن در  چیست؟ ازیک کلمه شروع میشه اونم  ذهن هستش چون ما از طریق ذهن چاق شدیم واین ذهن با اطلاعاتی پر شد که اولش با مزایای چاقی شروع شد وبا لذت بود واون ها رو تکرار کرد تا شد عادت و بعدش  از ترس هاورنج ها و سرزنش ما رشد کرد و گسترش پیدا کرد و کل ذهنمون وسبک شخصیتمون شدفرد چاق

       اون وقت بود که باور تونمی تونی

       وتو محکوم به چاقی هستی😔😔😔

       در ما بیشتر وبیشتر شد 😭

       در ما طبیعی شدکه من این جوری هستم 

      و حالا هم از همین مسیر ذهن باید شروع کنیم به ساخت لاغری در ذهنمون پس لاغر شدن خیلی آسون تر از چاق شدن هستش چون فقط باید در ذهنمون دیوار چاقی که هر آجرش رو از مانع های لاغری شکل گرفته رو تخریب کنیم اون وقت که لاغری پدید میاد و اصلا لازم نیست که من بدوبدو کنم وبه دنبال راه لاغری باشم چون لاغری در وجود من هستش فقط باید چشمانم رو بشورم وجور دیگه به جهان خودم و پیرامون م نگاه کنم که بله من قبلا لاغر بودم زمان لاغری من خیلی بیشتر از چاقی من هستش آیا اون زمان هم من کاری میکردم خیر فقط اطلاع و انتظار چاقی نداشتم وباور این بود که من لاغر هستم و حالا مطمئن هستم ذات سلولهای بدنم  قدرت به تعادل رساندن جسم رو دارن پس اونها به هدفشون میرسن زمانی که من کد چاقی و دلیل چاقی نداشته باشم و ذهنم لاغر بشه وخدا رو شکر من دیگه هیچ فکر چاقی ندارم 

      در روش لاغری با ذهن ما کاری با جسمون نداریم یعنی اون رو اصلا سر زنش نمی کنیم بلکه تحسین میکنیم و دوستش داریم برای جسمون هیچ تنبیهی و هیچ رژیمی رو اعمال نمی کنیم بهش ایمان داریم خودش به تعادل می رسه وقتی ذهنمون لاغر بشه جسم خودش از ذهنمون دستور ترمیم رو شروع میکنه واصلا احتیاج به ورزش هم نداره چون مربی ما که ذهنمون هستش خودش بدن مون رو متناسب میسازه با رفع موانع و دادن آگاهی و ایجاد تصویر ذهنی  پس با خیال راحت من متناسب شدم همین حالا ومتناسب هم باقی خواهم ماند تا ابد 

      به نظر شما زبان چاقی و زبان لاغری چیست ؟

      زبان چاقی همون باور های چاقی بوده که از دوران کودکی و جوانی وحتی پیر ما یادش گرفتیم ودر ذهنمون مرور کردیم واحساسات بدی رو تجربه کردیم وانتظارش رو کشیدیم وبا تجربه کردنش بیمار شدیم افسرده شدیم ناراحت و ناامید شدیم اسیر ناخواستها شدیم این همون زبان چاقی بود که یادش گرفتیم وبه حدی که تکرار کردیم مدرک بالا وبالا تری گرفتیم وحتی افراد هستن که اسمشون در کتاب گینس چاپ شد که چاق ترین فرد در جهان هستن ورکود دار این رشته چاقی شدن

      و حالا ما از همین ابزار ذهن و باورها واحساسات و انتظارات وتجربه کردن ها وعادتها و تکرار ها می خواهیم لاغری رو تجربه کنیم ودر سایت اسم مونو ثبت کنیم که من هم لاغری با ذهن رو یاد گرفتم و مدرکم رو گرفتم نشونش این جسم متناسب و زیبا و سالم پرقدرت و جوان منه و تناسب نتیجه ی این آموزش هاو عملکرد من هستش پس برای من لاغری با ذهن شرکت در یک کلاس جهانی هستش که پر از امید وانگیز وشدنی هاس  چون من الان هم موفق شدم و ادامه میدم تا موفق تر بشم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🥰

      فعلا من فایل تصویری رو ندیدم چون اینترنت رفته زنگ تفریح ومن فعلا فرصت کردم تمام  آگاهی های ذهنم که تابه امروز وارد کردم جواب سوالاتم رو استخراج کنم و بنویسم و همه این ها از ناخودآگاهم هستش ومن خیلی از عمل کردم راضی و خشنود هستم وروز به روز باید بهبود بدم 

      وبا تمام وجودم از استاد عزیزم سپاس گذارم🙏🏻🌹🥰

      خدایا تنها تورا می پرستم و تنها از تو یاری می جویم هدایتم کن به راه راست به  راه کسانی که نعمت داده ای🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نسترن
      ۱۴۰۴/۰۶/۰۷ ۰۱:۳۷
      مدت عضویت: 1152 روز
      امتیاز کاربر: 10848 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 249 کلمه

      برداشت من: چاقی با ذهن با دیدن و شنیدن یه انتظاری درما به وجود آورده مثل وقتی که آدم زیر کتری روشن میکنه انتظارش اینه که داغ بشه، این موضوع چاق شدن تو ذهن ما طبیعی شده، دیده ها و شنیده ها باعث شده بیشتر و بیشتر سند و مدرک و دلیل پیدا کنیم واسه چاقی و هی تو ذهنمون پررنگ تر شه، حتی تلاش‌هایی که میکردیم هم تهش باعث توجه به چاقی میشده، وقتی غذا میشمردیم تو ذهنمون چی بود؟ اینکه من چاقم پس واسه این دارم غذامو اندازه میگیرم و حسرت اینو میخوردیم که ادمای لاغر راحت میخورن اینکه ورزش نمیکنن و اندام نرمالی دارن، با بدنشون چالش ندارن، من وقتی مطالب اینترنتو مطالعه میکردم مربوط به کالری سوخت و ساز روغن برنج ورزش تحرک بیشتر باعث میشد احساس چاقی و متفاوت بودن کنم، حالا لاغری با ذهن دقیقا برعکسه، یعنی میاد یکی یکی دلایل رو نقض میکنه. و با ورودی های جدید لاغری رو تو ذهن عادی میکنه تا جایی که لاغری تبدیل به انتظار شه برامون، یعنی با خودمون بگیم واسه لاغر شدن من مانعی نیست من راحت میتونم لاغر شم آرامش و اطمینان خاطر داشته باشیم خیالمون راحت باشه، و درسهای بعدی قراره همین کارو برا ما کنه، نکته جالب این درس اینه حس میکنم راجب پول و موفقیت یا ارتباطات بهتر هم همینطوره و میشه در اینده از این متود استفاده کرد چون تو مدرسه هم وقتی درسا رو یاد میگرفتیم اسون تر میشد بیشتر لذت میبردیم میگفتیم بعدی هارم میتونیم یاد بگیریم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      ۱۴۰۴/۰۵/۳۰ ۱۱:۵۵
      مدت عضویت: 1637 روز
      امتیاز کاربر: 1588 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 3,019 کلمه

      ┅─═इई 3🦋Ыазал🦋3 ईइ═─┅:لاغری با ذهن استارت ۱۴۰۴/۰۵/۲۱:سلام گام دوم رهایی از چاقی با ذهن:سفری که از مغز شروع میشه نه معدهچرا من زیادتر از حد معمول غذا میخورم ، دیراون حس سیریه میادسراغم ؟بهونه های من اگه نخورم حیفه ، چرا خودتو از خودن این شیرینی خوشمزه لذت بخش محروم میکنی یا این غذا ، اگه نخوری معده درد میشی ولی راستش الان که دارم این بهونه ها رو مینویسم یه چیزی میگه اینا دلایل غیر منطقی هستن و بی معنی . مثلا میگه بیشتر بخور بیشتر لذت ببر  میگه تنهایی بخور سرگرم میشی چون لذت بخشه . بیکاری بخور وقتت میگذره و لذت میبری  کلی از این حرفای که منو طرقیب میکنه به خوردن تو ذهنم مرور میشه سر سفره غذا یا تنهایی یا بیکاری یا حتا گاهی توی ناراحتی  ذهن چاقم میخواد این احساس های منفیو جبران کنه با خوردن و منو دورکنه از اون حالت  ولی اخرش میگه چاق شدی ببین زشت شدی لباس خوش اندام  اندازت نیس . بله ذهن چاق راه حل دیگه ای نداره خب فرمان و راه حل و کمکش این مدلیه چیز دیگه ای که بلدنیس چرا بهش میگن ذهن چاق ، بخاطر همین راهنماییاشه دیگعبله باورها رفتارها رو میسازن و من به ذهن چاق که راه حل میده باور کردم فک کردم تو جایگاه درستی هست که بع من بخواد راهنمایی بده و اینجوری باهاش هماهنگ شدم ورفتار میکردم  وبارها و بارها تکرارش کردم و این شده جسم فعلیم ظاهر فعلیم . چیزی که من واقعیم نمیخواسته اینو هیچ وقتبله من اینجا هستم که از شر این باورها ی ذهن چاق و دستوراتش رها بشم دیگه ازش. راهنمایی و راه حل نمیخوامتصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهنچه قشنگ قفل در مدار چاقی نکته زیبا و قابل تاملیه واقعا بادیدن خودمون توی آینه ذهنمون قفل میشه روی اون قسمت های چاق بدنمون که افسوس میخوریم چرا باید این شکلی باشیم و کی قراره از دستش  رها بشیم 🥺دقیقا همین تصاویر بارها تو ذهنمون تکرار و تکرار میشه و مدار ذهنیمون معلومه باید توی چاقی باشه چون ما همه اش داریم چاق بودنمونو بهش یاد آوری میکنیم ولی این دفعه میخوام به جای اینه از تصاویر لاغری ذهنیم استفاده کنم حتا تصویر سازیشم به کمک برنامه انجام دادم بجای اینه از اون استفاده میکنم من همونی میشم که توی عکسم دارم و توی ذهنم مرورش میکنم تناسب اندام فوق العاده زیبا😍واینجا از این شگفتی که استاد گفته استفاده میکنم [مغز فرق بین واقعیت و تجسم قائل نیس ]یعنی هر تصویری که من چه باچشم سر چه با چشم ذهن بهش نشون بدم اون این نقشه رو میپذیره و قبولش میکنه به عنوان واقعیت جسم من😍 خدای شکرتدو هورمون لذت و رضایت مندی و امید و شادی توی بدنمون ترشح میشه(دوپامین و سروتونین)همه تلاش پرخوری برای دریافت و ترشح همین دو هورمونه هست ، حالا که با تصویر سازی و تجسم هم میشه این دو هورمونو آزاد کرد پس از روش تجسم استفاده میکنم راه رفتن سبک ، تناسب عالی شادیپس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت می‌کنه.تو در حال خلق نسخه‌ی جدیدی از خودتی… نسخه‌ای که لاغری رو از ذهن شروع می‌کنه، نه از بشقاب!این جمله بالا حس عجیب وقشنگی به من داد  واشک تو چشام حلقه بست خوشحالم از اینکه شروع کردم که نسخه جدید خودمو که لایقشم بسازمقشنگی و فرق لاغری باذهن اینه که تمام روش های دیگه ررژیم ها و ورزش ها و…یه جور تنبیه جسم بود اما توی لاغری با ذهن ما جسمو تنبیه نمیکنیم با ذهنمون با ارامش و حال خوب مسیر لاغریو میسازیم  وجسممون خودش ساخته میشه بدونه هیچ فشار و تنبیه جسمی┅─═इई 3🦋Ыазал🦋3 ईइ═─┅:سوال چرا من برای لاغر شدن باید سختی و رنج میکشیدم ولی برای چاق شدن مثل اب خوردن چاق میشدم؟دیدگاه من :چون برای لاغر شدن می اومدم جسمم رو با نخوردن کم خوری کردن و ورزش های سبک و سنگین یه تبیه میکردم تحت فشار روحی روانی قرار میگرفتم و خودمو از غذا ها و خوراکیهای مثل شیرینی و چربی که لذت بخش بود منع میکردم اما ذهنم راضی نبود پراز درد و رنج وعذاب میشد که چرا حق نداره راحت استراحت کنه راحت بخوره و باید این سختیا رو متحمل بشه و از لذت ها محروم بشه لذت خوردن و استراحت کردن و آرامش جسم و اینجوری روح روانمم درگیر میشد .راه سخت و تاقت فرسایی میدونست لاغر شدنو . اما برای چاق شدن دیگه خبری از فشارهای روحی روانی و جسمی نبود ذهنم فقط لذت میبرد وبعدش هم یه غذاب وجدانم میدادکه دباره چاقتر شدی وبعد انجام لذت پر خوری خبرم میکرد که اشتباه کردی دباره جسمتو چاقتر کردی یعنی اینجوری بگم لذت پر خوری و قوی تر و اقرار آمیزتر نشون میداد اما بعدش عذاب وجدانو بهم یادآوری میکرد ، همیشه فریب این رفتارای ذهن و چاقو خوردیم .ودقیقا قبل از اینکه بخوام چاق بشم انتظار چاق شدن در من شکل گرفت یعنی باور داشتم حالا با این رفتار من باید منتظر چاقیم باشم با سرزنش اینکه چرا این رفتارو انجام دادم پر خوری کردم .گاهی انگار به اجبار دارم پر خوری میکنم  وکنترل این رفتار دست من نیس یکی از درون منو به خوردن بیشتر ترقیب میکنهیه نکته دیگه که فهمیدم چون همه خانواده یعنی خواهر و برادر ها پدر و مادر به راحتی  میدیدم چاق میشن حتا وقتی لاغر بودن بعد چاق شدن این باور که ما استعداد وژن چاقی درونمون داریم و ژن لاغری نداریم اینم درمن شکل گرفته یه باور کاملا ناخوداگاه که به تازگی توی زیر خاکیای مغزم کشفش کردم ولی دیگه دوست ندارم این باورو که چاقی و لاغری به ژن ربط داره ادامه بدم و این باورو میخوام بشکنم چون فقط و فقط چاق شدن یه مدل یادگیری مثل یادگیری یه زبان خرجی ومتناسب بود حق طبیعیه من هست و نیازی به یادگیری نداشته اما من فراموشش کردم .با تصایر چاق و فرمول های چاقی کلا اون حالت طبیعی و از یادم بردم و الان اینجام که بیاد بیارم تناسب انداممو یادبگیرم چکار کنم که لاغر بشم و به وزن و اندام ایده الام برسممغز بر اساس شنیدن و دیدن برنامه ریزی میشه نه بر اساس جسم  یه مغز چاق تصاویر چاق میبینه مطالب چاقتر شدن و درخودش ذخیره کرده ترس از چاقتر شدن داره و توجهش به چاقیه  پس فرمانهای چاقتر شدنو صادرمیکنه چه درونی چه رفتار بیرونیذهن ما احساس ما رو ملاک قرار میده نه تلاش فیزیکی به همین دلیل هم هست بارها و بارها رژیم های لاغریو بعد چند روز رها میکردم چون احساسم بد بود و ذهنم همیشه دنبال احساس خوب میگرده و چیزی بدونه حسمو بد میکنه منو از اون حس دور میکنه که اون رفتارو به اینکه برنامه لاغری هم باشع دورم میکنه و کرده ،همین الان که در حال گوش دادن و دیدن فایل تصویر گام دوم هستم انتظارم برای چاقی به شدت قبل نیس چون فهمیدم چجوری چاق شدم و چه کسی وچه چیزی باعث این رفتارهای ناخوداگاهی چاقیم شده فهمیدم ذهنم یادگرفته و تصویر سازی کرده و فرمان رفتارچاقی و احساس ترس از چاقتر شدن ودر نهایت چاقتر شدن جسمو به من داده . بله حس بهتری دارم چون شناختمشو خدایی انتظار لاغر شدنو دارم حالا که فشار روحی روانی کمتری در خودم حس میکنمالان باوردارم که من انسان بی اراده ای نبودم واتفاقا خیلی هم اراده داشتم و بارها شروع کردم برای لاغر شدن ولی خب نمیدونستم لاغری یادگیری همونجوری که سالهاس چاقیو یادگرفته ام . الانم اینجام که لاغریو یادبگیرم برای همیشه و جایگزین کنم لاغری در ذهنم به جای چاقی ❤️لاغری باذهن یعنی حس خوب لاغری و لایق دونستن خودم ، یعنی تصویر متناسب از خودم ، یعنی لذت بردن از خوردن وبا آرامش غذا خردون بدونه ترس بدونه عذاب وجدان وفرمانده ذهنم خودش مقدار خوردنمو کنترل میکنه همونجوری که ذهن چاق خودش منو به بیشتر خوردن و عذاب وجدان راهنمایی و هدایت میکرد ، لاغری با ذهنم خودش منو از زیاده روی کردن منع میکنه و ارامش و لذت سلامتی و اندام ایده ال و متناسب و خوش فرمو به من یاداوری میکنه┅─═इई 3🦋Ыазал🦋3 ईइ═─┅:لاغری با ذهن استارت ۱۴۰۴/۰۵/۲۱:سلام گام دوم رهایی از چاقی با ذهن:سفری که از مغز شروع میشه نه معدهچرا من زیادتر از حد معمول غذا میخورم ، دیراون حس سیریه میادسراغم ؟بهونه های من اگه نخورم حیفه ، چرا خودتو از خودن این شیرینی خوشمزه لذت بخش محروم میکنی یا این غذا ، اگه نخوری معده درد میشی ولی راستش الان که دارم این بهونه ها رو مینویسم یه چیزی میگه اینا دلایل غیر منطقی هستن و بی معنی . مثلا میگه بیشتر بخور بیشتر لذت ببر  میگه تنهایی بخور سرگرم میشی چون لذت بخشه . بیکاری بخور وقتت میگذره و لذت میبری  کلی از این حرفای که منو طرقیب میکنه به خوردن تو ذهنم مرور میشه سر سفره غذا یا تنهایی یا بیکاری یا حتا گاهی توی ناراحتی  ذهن چاقم میخواد این احساس های منفیو جبران کنه با خوردن و منو دورکنه از اون حالت  ولی اخرش میگه چاق شدی ببین زشت شدی لباس خوش اندام  اندازت نیس . بله ذهن چاق راه حل دیگه ای نداره خب فرمان و راه حل و کمکش این مدلیه چیز دیگه ای که بلدنیس چرا بهش میگن ذهن چاق ، بخاطر همین راهنماییاشه دیگعبله باورها رفتارها رو میسازن و من به ذهن چاق که راه حل میده باور کردم فک کردم تو جایگاه درستی هست که بع من بخواد راهنمایی بده و اینجوری باهاش هماهنگ شدم ورفتار میکردم  وبارها و بارها تکرارش کردم و این شده جسم فعلیم ظاهر فعلیم . چیزی که من واقعیم نمیخواسته اینو هیچ وقتبله من اینجا هستم که از شر این باورها ی ذهن چاق و دستوراتش رها بشم دیگه ازش. راهنمایی و راه حل نمیخوامتصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهنچه قشنگ قفل در مدار چاقی نکته زیبا و قابل تاملیه واقعا بادیدن خودمون توی آینه ذهنمون قفل میشه روی اون قسمت های چاق بدنمون که افسوس میخوریم چرا باید این شکلی باشیم و کی قراره از دستش  رها بشیم 🥺دقیقا همین تصاویر بارها تو ذهنمون تکرار و تکرار میشه و مدار ذهنیمون معلومه باید توی چاقی باشه چون ما همه اش داریم چاق بودنمونو بهش یاد آوری میکنیم ولی این دفعه میخوام به جای اینه از تصاویر لاغری ذهنیم استفاده کنم حتا تصویر سازیشم به کمک برنامه انجام دادم بجای اینه از اون استفاده میکنم من همونی میشم که توی عکسم دارم و توی ذهنم مرورش میکنم تناسب اندام فوق العاده زیبا😍واینجا از این شگفتی که استاد گفته استفاده میکنم [مغز فرق بین واقعیت و تجسم قائل نیس ]یعنی هر تصویری که من چه باچشم سر چه با چشم ذهن بهش نشون بدم اون این نقشه رو میپذیره و قبولش میکنه به عنوان واقعیت جسم من😍 خدای شکرتدو هورمون لذت و رضایت مندی و امید و شادی توی بدنمون ترشح میشه(دوپامین و سروتونین)همه تلاش پرخوری برای دریافت و ترشح همین دو هورمونه هست ، حالا که با تصویر سازی و تجسم هم میشه این دو هورمونو آزاد کرد پس از روش تجسم استفاده میکنم راه رفتن سبک ، تناسب عالی شادیپس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت می‌کنه.تو در حال خلق نسخه‌ی جدیدی از خودتی… نسخه‌ای که لاغری رو از ذهن شروع می‌کنه، نه از بشقاب!این جمله بالا حس عجیب وقشنگی به من داد  واشک تو چشام حلقه بست خوشحالم از اینکه شروع کردم که نسخه جدید خودمو که لایقشم بسازمقشنگی و فرق لاغری باذهن اینه که تمام روش های دیگه ررژیم ها و ورزش ها و…یه جور تنبیه جسم بود اما توی لاغری با ذهن ما جسمو تنبیه نمیکنیم با ذهنمون با ارامش و حال خوب مسیر لاغریو میسازیم  وجسممون خودش ساخته میشه بدونه هیچ فشار و تنبیه جسمی┅─═इई 3🦋Ыазал🦋3 ईइ═─┅:سوال چرا من برای لاغر شدن باید سختی و رنج میکشیدم ولی برای چاق شدن مثل اب خوردن چاق میشدم؟دیدگاه من :چون برای لاغر شدن می اومدم جسمم رو با نخوردن کم خوری کردن و ورزش های سبک و سنگین یه تبیه میکردم تحت فشار روحی روانی قرار میگرفتم و خودمو از غذا ها و خوراکیهای مثل شیرینی و چربی که لذت بخش بود منع میکردم اما ذهنم راضی نبود پراز درد و رنج وعذاب میشد که چرا حق نداره راحت استراحت کنه راحت بخوره و باید این سختیا رو متحمل بشه و از لذت ها محروم بشه لذت خوردن و استراحت کردن و آرامش جسم و اینجوری روح روانمم درگیر میشد .راه سخت و تاقت فرسایی میدونست لاغر شدنو . اما برای چاق شدن دیگه خبری از فشارهای روحی روانی و جسمی نبود ذهنم فقط لذت میبرد وبعدش هم یه غذاب وجدانم میدادکه دباره چاقتر شدی وبعد انجام لذت پر خوری خبرم میکرد که اشتباه کردی دباره جسمتو چاقتر کردی یعنی اینجوری بگم لذت پر خوری و قوی تر و اقرار آمیزتر نشون میداد اما بعدش عذاب وجدانو بهم یادآوری میکرد ، همیشه فریب این رفتارای ذهن و چاقو خوردیم .ودقیقا قبل از اینکه بخوام چاق بشم انتظار چاق شدن در من شکل گرفت یعنی باور داشتم حالا با این رفتار من باید منتظر چاقیم باشم با سرزنش اینکه چرا این رفتارو انجام دادم پر خوری کردم .گاهی انگار به اجبار دارم پر خوری میکنم  وکنترل این رفتار دست من نیس یکی از درون منو به خوردن بیشتر ترقیب میکنهیه نکته دیگه که فهمیدم چون همه خانواده یعنی خواهر و برادر ها پدر و مادر به راحتی  میدیدم چاق میشن حتا وقتی لاغر بودن بعد چاق شدن این باور که ما استعداد وژن چاقی درونمون داریم و ژن لاغری نداریم اینم درمن شکل گرفته یه باور کاملا ناخوداگاه که به تازگی توی زیر خاکیای مغزم کشفش کردم ولی دیگه دوست ندارم این باورو که چاقی و لاغری به ژن ربط داره ادامه بدم و این باورو میخوام بشکنم چون فقط و فقط چاق شدن یه مدل یادگیری مثل یادگیری یه زبان خرجی ومتناسب بود حق طبیعیه من هست و نیازی به یادگیری نداشته اما من فراموشش کردم .با تصایر چاق و فرمول های چاقی کلا اون حالت طبیعی و از یادم بردم و الان اینجام که بیاد بیارم تناسب انداممو یادبگیرم چکار کنم که لاغر بشم و به وزن و اندام ایده الام برسممغز بر اساس شنیدن و دیدن برنامه ریزی میشه نه بر اساس جسم  یه مغز چاق تصاویر چاق میبینه مطالب چاقتر شدن و درخودش ذخیره کرده ترس از چاقتر شدن داره و توجهش به چاقیه  پس فرمانهای چاقتر شدنو صادرمیکنه چه درونی چه رفتار بیرونیذهن ما احساس ما رو ملاک قرار میده نه تلاش فیزیکی به همین دلیل هم هست بارها و بارها رژیم های لاغریو بعد چند روز رها میکردم چون احساسم بد بود و ذهنم همیشه دنبال احساس خوب میگرده و چیزی بدونه حسمو بد میکنه منو از اون حس دور میکنه که اون رفتارو به اینکه برنامه لاغری هم باشع دورم میکنه و کرده ،همین الان که در حال گوش دادن و دیدن فایل تصویر گام دوم هستم انتظارم برای چاقی به شدت قبل نیس چون فهمیدم چجوری چاق شدم و چه کسی وچه چیزی باعث این رفتارهای ناخوداگاهی چاقیم شده فهمیدم ذهنم یادگرفته و تصویر سازی کرده و فرمان رفتارچاقی و احساس ترس از چاقتر شدن ودر نهایت چاقتر شدن جسمو به من داده . بله حس بهتری دارم چون شناختمشو خدایی انتظار لاغر شدنو دارم حالا که فشار روحی روانی کمتری در خودم حس میکنمالان باوردارم که من انسان بی اراده ای نبودم واتفاقا خیلی هم اراده داشتم و بارها شروع کردم برای لاغر شدن ولی خب نمیدونستم لاغری یادگیری همونجوری که سالهاس چاقیو یادگرفته ام . الانم اینجام که لاغریو یادبگیرم برای همیشه و جایگزین کنم لاغری در ذهنم به جای چاقی ❤️لاغری باذهن یعنی حس خوب لاغری و لایق دونستن خودم ، یعنی تصویر متناسب از خودم ، یعنی لذت بردن از خوردن وبا آرامش غذا خردون بدونه ترس بدونه عذاب وجدان وفرمانده ذهنم خودش مقدار خوردنمو کنترل میکنه همونجوری که ذهن چاق خودش منو به بیشتر خوردن و عذاب وجدان راهنمایی و هدایت میکرد ، لاغری با ذهنم خودش منو از زیاده روی کردن منع میکنه و ارامش و لذت سلامتی و اندام ایده ال و متناسب و خوش فرمو به من یاداوری میکنهودقیقا قبل از اینکه بخوام چاق بشم انتظار چاق شدن در من شکل گرفت یعنی باور داشتم حالا با این رفتار من باید منتظر چاقیم باشم با سرزنش اینکه چرا این رفتارو انجام دادم پر خوری کردم .گاهی انگار به اجبار دارم پر خوری میکنم  وکنترل این رفتار دست من نیس یکی از درون منو به خوردن بیشتر ترقیب میکنهیه نکته دیگه که فهمیدم چون همه خانواده یعنی خواهر و برادر ها پدر و مادر به راحتی  میدیدم چاق میشن حتا وقتی لاغر بودن بعد چاق شدن این باور که ما استعداد وژن چاقی درونمون داریم و ژن لاغری نداریم اینم درمن شکل گرفته یه باور کاملا ناخوداگاه که به تازگی توی زیر خاکیای مغزم کشفش کردم ولی دیگه دوست ندارم این باورو که چاقی و لاغری به ژن ربط داره ادامه بدم و این باورو میخوام بشکنم چون فقط و فقط چاق شدن یه مدل یادگیری مثل یادگیری یه زبان خرجی ومتناسب بود حق طبیعیه من هست و نیازی به یادگیری نداشته اما من فراموشش کردم .با تصایر چاق و فرمول های چاقی کلا اون حالت طبیعی و از یادم بردم و الان اینجام که بیاد بیارم تناسب انداممو یادبگیرم چکار کنم که لاغر بشم و به وزن و اندام ایده الام برسممغز بر اساس شنیدن و دیدن برنامه ریزی میشه نه بر اساس جسم  یه مغز چاق تصاویر چاق میبینه مطالب چاقتر شدن و درخودش ذخیره کرده ترس از چاقتر شدن داره و توجهش به چاقیه  پس فرمانهای چاقتر شدنو صادرمیکنه چه درونی چه رفتار بیرونیذهن ما احساس ما رو ملاک قرار میده نه تلاش فیزیکی به همین دلیل هم هست بارها و بارها رژیم های لاغریو بعد چند روز رها میکردم چون احساسم بد بود و ذهنم همیشه دنبال احساس خوب میگرده و چیزی بدونه حسمو بد میکنه منو از اون حس دور میکنه که اون رفتارو به اینکه برنامه لاغری هم باشع دورم میکنه و کرده ،همین الان که در حال گوش دادن و دیدن فایل تصویر گام دوم هستم انتظارم برای چاقی به شدت قبل نیس چون فهمیدم چجوری چاق شدم و چه کسی وچه چیزی باعث این رفتارهای ناخوداگاهی چاقیم شده فهمیدم ذهنم یادگرفته و تصویر سازی کرده و فرمان رفتارچاقی و احساس ترس از چاقتر شدن ودر نهایت چاقتر شدن جسمو به من داده . بله حس بهتری دارم چون شناختمشو خدایی انتظار لاغر شدنو دارم حالا که فشار روحی روانی کمتری در خودم حس میکنمالان باوردارم که من انسان بی اراده ای نبودم واتفاقا خیلی هم اراده داشتم و بارها شروع کردم برای لاغر شدن ولی خب نمیدونستم لاغری یادگیری همونجوری که سالهاس چاقیو یادگرفته ام . الانم اینجام که لاغریو یادبگیرم برای همیشه و جایگزین کنم لاغری در ذهنم به جای چاقی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه عباسی
      ۱۴۰۴/۰۵/۳۰ ۱۱:۱۵
      مدت عضویت: 446 روز
      امتیاز کاربر: 1680 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 266 کلمه

      بنام پرودگار جهانیان 💗 

      سلام به استاد عطار روشن عزیز و همراهان ❤️‍🔥 

      چاقی یادگرفتنی بود 

      ذهن با دیدن شنیدن و تکرار و استمرار چاق شده 

      من دیدم ک مادرم چاق هست شنیدم ک من بزرگ بشم مثل ایشون میشم و باور کردم ک بله میتونم چاق بشم و این افکار و شنیده ها باعث ایجاد تصاویر چاقی من شد و در طول زمان من رسیدم ب چاقی 

      شنیدم همه میگفتن ازدواج باعث چاقی میشه و افرادی رو دیدم بعد ازدواج چاق شدن و باورکردم ک منم چاق خواهم شد ایجاد تصاویر تکرار و نتیجه شد چاقی 

      شنیدم ک لاغر شدن سخته دیدم ک همه چاق ها در تلاشند ولی لاغر نمیشن باور کردم ک لاغری سخته و نمیشه و باعث شد سالها در رنج چاقی باشم 

      اما الان همه چیز داره تغییر میکنه 

      من میدونم ک راه لاغری رو پیدا کردم ک خیلی آسونه و فقط با کمی تمرین و تکرار میشه راحت لاغر شد 

      استاد و بچهای شگفتی ساز سند معتبری هستند 

      پس میگم منم میتونم راحت و برای همیشه لاغر بشم و باشم 

      جاده چاقی و لاغری مثل هم هستن هر دو آموزشی هستند در جاده چاقی ما ناخودآگاه در معرض آموزش قرار گرفتیم و تمرین کردیم ولی در جاده لاغری باید خودمون آموزش ببینیم و تمرین کنیم تا کم کم عادت کنیم ب توجه ب لاغری 

      بنظر من همینکه توجه از چاقی برداشته بشه بدن خود ب خود میره ب سمت لاغری 

      فقط باید ادامه بدیم بجای گشتن تو اینستا بجای فیلم های بدرد نخور ک ما رو روی فقر و بیچارگی تنظیم میکنن میام ب سایت خوب تناسب فکری و روی خودم کار میکنم 

      در آخر از خداوند متعال و استاد عطار روشن عزیز متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار شرمین امانی
      ۱۴۰۴/۰۴/۲۵ ۱۸:۱۰
      مدت عضویت: 683 روز
      امتیاز کاربر: 10395 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 416 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان هم مسیر 

      تمرین اول: برداشت من از فایل صوتی این بود که تنها راه درست و آسان لاغر شدن کم کردن نجواهای ذهنی است روال هر عادتی که در ما شکل میگیره نه تنها لاغری اینکه  اول اطلاعات از طریق دیدن شنیدن وارد ذهن میشه و به باور ما تبدیل میشه بعد انتظار در ما شکل میگیره بعد تصاویر ذهنی و در آخر نمود ظاهری پیدا می‌کنه و تکرار چند باره اون باعث میشه در ما عادت شکل بگیره. با چیزهایی که من از این گام یاد گرفتم بنظرم افراد چاق با اراده ترین و سخت کوش ترین افرادن چون لاغر کردن جسم  بدون تغییر ذهن سخت ترین کار دنیاست. 

      تمرین دوم: همانطور که در تمرین اول گفتم اول اطلاعات چاقی مثل به عمه هات رفتی چاق میشی ، مشکل هورمون داری چاق میشی ، سن ت بالا رفته چاق میشی از بیرون وارد ذهن ما شدن و تکرار چند باره آنها به باور تبدیل شد در ذهنمون بعد در ما انتظار چاق شدن به وجود اومد بعد تصاویر ذهنی شکل گرفت و در آخر نمود ظاهری پیدا کرد.

      تمرین سوم: شباهت لاغری و چاقی با ذهن به نظرم اینه که هر دو آسان ترین کار دنیان فقط بر اتفاق افتادن هر کدوم از اونها کافیه پوشه مربوط به اون پر پر تر کنیم.

      تمرین چهارم: در این روش تمرکز بر ذهن است از طریق شناسایی باورهای اشتباه و جایگزین کردن باورهای صحیح و کاهش نجواهای ذهنی لاغری خود به خود اتفاق خواهد افتاد.همیشه یادمه توی درس تغییر و اصلاح رفتار دانشگاه می گفتن قبل از تغییر یک رفتار رفتار جایگزین رو انتخاب کنید اینجام باید ما باور صحیح جایگزین کنیم خود به خود باور غلط کم رنگ و حذف میشه‌‌.

      تمرین پنجم:زبان چاقی همان باورهای چند ساله ما و نجواهای ذهنی مثل بخور دیگه گیرت نمیاد، بخور همین دو روزه، بخور خوشمزه ست و زبان لاغری اطلاعات و باورهای جدیدی که از طریق این سایت وارد ذهن مون میکنیم و نجواهای ما رو هر روز کم و کمتر می‌کنه.

      یک نکته جالب که در ویدیو آموزشی بود اینکه ما تمام اون سالهایی که دنبال کالری غذاها دنبال تفکیک غذایی دنبال چی بخورم لاغر کننده ست در واقع داشتیم پوشه مربوط به چاقی در می کردیم و این آگاهی برای من شگفت انگیز بود چون فکر می کردم با این کارا دارم در جهت لاغری حرکت می کنم. 

      تمرین که می تونم برام خودم طرح کنم اینه که تمام باورهای خودمو در مورد چاقی بنویسم و نقطه مقابل اونا میشه مسیر لاغری من😊

      خدایا شکرت ❤️ 🩷 💜 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Mali
      ۱۴۰۴/۰۴/۲۵ ۱۳:۵۹
      مدت عضویت: 1373 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 606 کلمه

      و خدایی که در این نزدیکیست.
      چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟شاید نشه که همه ی این چاق شدن ها رو نوشت ولی چند تایی رو که میتونم می‌نویسم اولینشون تربیت غلط ذهن بوده که اصلی ترینشون هست.یعنی من با آموزشهای غلطی که از اطرافیانم دیدم ناخودآگاه به سمت چاقی رفتم.دومین گام تکرار مکررات در طی آموزش های غلط بوده.سومین مورد اینکه من پذیرفتم که من چاقم.چهارمین مورد هم این بوده که من چاقی رو زندگی کردن.اینا بخشی از قدرت ذهن من بوده که تیتر وار نوشتم.
      شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.در هر دو مورد ذهن نقش اصلی رو بازی می‌کنه.ذهن ما اصل رو از بدل تشخیص نمی هم.هرانچه آموزش ببینه رو باور کنه و کار خودشو میکنه و زندگی رو جلو می‌بره.
      در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام می‌شود؟این چیزی که من متوجه شدم با انجام هر روز یکسری تمرینها تغییراتی بر روی ذهن شروع میشه و بعد از مدتی چون اون تمرینها تکرار و تکرار شدن به صورت ناخودآگاه ذهن تصور می‌کنه که باید یکسری کارها رو‌جور دیگه که جدید هستن رو انجام بده شاید اولش سخت باشه ولی چون ما انسانها عادت می‌کنیم و تغییر پذیر هستیم خیلی خیلی آروم و پیوسته تغییرات غذایی در ما به وجود میاد و بعد از مدتی جسم شروع به تغییر می‌کنه که این هم چاقی می‌تونه باشه و هم لاغری.مثلا ی مورد که خیلی راحت در من عوض شده.اینه که صبحها قبلا بیدار میشدم خیلی گرسنه بودم و تاکسی. زیاد داشتم که حتما باید صبحانه بخوریم ولی الان چند ماهه که به محض بیدار شدن یک چایی تلخ میخورم و حداقل تا یکی دو ساعت میل به هیچی ندارم چون من از خودم سوال میکنم آیا واقعا میل دارم؟؟گرینمه ؟؟متوجه میشدم نه اصلا دلم هیچی نمی‌خواهد پس خیلی راحت از صبحانه می‌گذرم و نمی‌خورم.
      به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.زبان چاقی اینه که میخواد مدام بگم گرسنمه.ی چیزی بخورم.حالا ی چایی و شکلات بخور تا مغزت بتونه کار کنه.حالا اون چیپس که باز شده دو تا دونه ازش بخور که دهنتو درگیر نکنه و چشمت دنبالش باشه.خیالتو راحت کن فلان چیزو بخور تا بتونی آروم بخوابی و … که دقیقا دیروز بعد از مدتها این افکار برای چند ساعتی در من شعله ور شده بودن و منو وادار کردن به خوردن و اینجوری شد که شامل که میل زیادی نداشتم رو خوردم و یا گام اشتباه برداشتم البته سرزنشش نمیکنم چون این افکار در من سالهاست وجود داره و کم کم پاک میشن.اما زبان لاغری اینجوریه که میخواد بهم یاد بده که لاغر شدن آسانترین کار دنیاست.باید مواقعی که گرسنه هستید به اندازه نیازت بخوری.غذای زیادی حالت رو بد می‌کنه.احساس خوبن رو از بین می بره.باید بیشتر از قبل خودتو دوست داشته باشی.بدنت حق متناسب شدن رو داره و …
      آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
      از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
      زبان چاقی در کل دنیا بین همه ی انسانهای چاق یکی هست ما همه مون از چاقی ترس داریم.همه مون می‌دونیم که سیر هستیم ولی کلافه هستیم بهونه داریم برای غذا خوردن.دلمپن میخواد وزن کم کنیم ولی مدام در حال عذر آوردن هستیم و می‌خواهیم توجیه کنیم که حالا چ اشکالی داره من چاق باشم.یا مثلاً میگیم دنیا فقط به آدمهای لاغر نیاز ندارد بلکه به واقعا هم نیاز دارد.ی جورایی دلمون نمی‌خواد از خونه ی امن خودمون بیرون بیایم.این است زبان چاقی.تغییر جسم برامون بزرگترین و سخت ترین چالش هست.زبان چاقی رو بدون اینکه با همدیگه حرف بزنیم خیلی راحت با احساسمونو درک می‌کنیم.خدایا شکرت از این آگاهی.
      یا حق

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پریسا رهام
      ۱۴۰۴/۰۴/۲۲ ۱۴:۵۲
      مدت عضویت: 533 روز
      امتیاز کاربر: 760 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 320 کلمه

      سلام. 

      چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟چاقی در من زمانی به وجود آمد که ذهنم بنا به دلایلی مثل ازدواج و کم تحرکی و ول کردن باشگاه و بارداری شیر دهی و فلان پذیرفت لاقل چاق شدن هستن جسمم متناسب بود ولی ذهنم سنگین چاق شده بود و کار جهان هم همینه ترو میرسونه به باوری که داری حتی اگه ازش بترسی یا نفرت داشته باشی‌

      شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید؟ در هردو اول ذهن رو باید آماده تغییر بکنیم 

      هر دو رو باید باور داشته باشیم همون شکل که باور کردیم چاقی حق ماست باید لاغری رو هم بپذیریم و بدونیم که حق ماست.

      هر دو نیاز به صبر کردن و طی کردن مراحل خودشون رو دارن همون شکلی ک  یهویی چاق نشدیم یهویی هم لاغر نمیشیم.

      در هر دو آگاهانه عمل میکنی

      در روش لاغری با ذهن تمرکز روی ذهن است یا جسم؟در روش لاغری با ذهن بر خلاف بقیه روش های که خیلی هامون باهاش آشنا هستیم هدف اصلی ما تغییر دادن ذهن است .چون دلیل اصلی چاقی ما در ذهن ماست هیچ موقع جسم من به خودی خود چیزی رو نخواسته بخوره اول فرمانش از ذهنمون گذشته و بعد ما شروع کردیم به خوردن .

      در روش لاغری با ذهن اول با خودمون آشتی میکنیم دیگه نفرتی از خودمون نداریم آروم هستیم خوشحالیم خودمون و می‌پذیریم و برای بهبود زخم های که به خودمون زدیم تلاش می‌کنیم باور های منفی رو با باور های مثبت جایگزین میکنیم آرام آرام افکار ما عادت های ما باور های ما تغییر میکنه ذهن لاغر میشه و فرمان لاغری و به جسم میده.

      [در این جلسه آموختیم که ذهن ما عاشق تصویر هست و تصاویر و خیلی زودتر قبول میکنه و درک میکنه پس به جایی این ک هی جلو اینه بری خودتو چاق ببینی برو جلو اینه از لاغری بگو عکس های قدیمی‌قدیمیتو بردار جوری حرف بزن که انگار الان در اون حالتی تا ذهنت تصویر جدیدی از جسمت بسازه ]

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم مومنی
      ۱۴۰۴/۰۴/۱۳ ۱۵:۳۴
      مدت عضویت: 917 روز
      امتیاز کاربر: 8150 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 825 کلمه

      به نام یگانه هستی بخش 

      اینکه چطور چاق شدیم ما از کودکی تحت تعلیم اشتباه پدرو مادر ،دوستان ،اشناها،مدرسه وحتی تلوزیون قرار گرفتیم .حتی میشه گفت از نوزادی ،درسته که من وشما نوزادی خودمون رو یادمون نمیاد اما میتونیم توی رفتارهای اطرافیان برای نوزادها ببینیم ممکنه با ماهم همین رفتار شده باشه ،خود من تا پسرم گریه میکرد همه سریع هجوم می اوردن که گرسنه ش بهش شیر بده بابا للان شیر خورده گرسنه نیست ،نه بهش شیر بده 

      اموزش اینکه وقتی گرسنه نیستی بخور برای اینکه بهت ارامش بده وتو دیگه گریه نکنی ،شاید تو فقط به اون بغل واغوش نیاز داری و نه هیچ چیز دیگه ولی یاد میگیری که بخوری تااروم بشی ،

      ما ویا بهتره در کلمات و جملات رو در مورد خودم بنویسم .البته یه سری رو به خاطر نمیارم و فقط از رفتار با بچه ی خودم ویا دیگر بچه ها برداشت میکنم .

      من کم کم بزرگ تر شدم برای اینکه سرم بند بشه و بزرگترها به کارهاشون برسن یه مشت خوراکی اون وسط و منم درکنارشون تا صدام در نیاد .

      و حرفهای بزرگترها که کم کم در ذهن من ضبط وثبت شد ،اگه نخوری بزرگ نمیشی ،بخور تا جووون بگیری ،بخور تا بزرگ بشی،بخور تا بتونی بری بازی ،اصلا بخور تا بگذارم بری بازی ،اگه نخوری نمیتونی فلان کار وانجام بدی ،بخور که مریض نشی ،بخور که سرما نخوری ،بچه فلانی غذا نمیخوره همش مریضه ،دختر فلانی انقدر تپل و خوشگله ،پس منم باید تپل باشم تو خوشگل باشم .

      اگه فلان کارو بکنی برات جایزه فلان خوراگی رو میخرم .

      خودم یادمه یه کار میکردم با بجع ام وقتی میخواستم بهش غذا بدم چون چند تا قاشق بیشتر نمیخورد قاشق رو پر تر میکردم اینو تو خیلیهای دیگه هم دیدم البته ،یا وقتی میدیدم داره میخوره یواشکی که نبینه سرش و گرم میکروم تو بشقابش غذا میریختم میگفتم ببین تموم نشده یا مثلا ده تا لقمه باید بخوری وبری درصورتیکه مگه به ده تا یا بیست تا بود بچه باید بخوره تا سیر بشه حالا شاید دو تا لقمه بخواد یا حتی بیشتر .

      یا اینکه اگه بشقابت تموم نشه خدا سنکت میکنه ،زشته غذا ته ظرف بمونه ،هرچی غذا کشیدی باید بخوری ،یا دست فلانی رو برا خوراکی رد کنی ناراحت میشه 

      اینها کم کم اموزش بیشتر خوردن بود حالا در کنار اون چیزای دیگه اومد وسط اول یاد دادن خیلی بخور حالا یکی یکی ترسهای دیگه شروع شد سس نخور چاق میشی ،از طرفی تو هم دوست داری و میخوری اما اینبار با ترس .

      ته دیگ چربه چاق میشی ،برنج ،سیب زمینی ،ماکارونی چاق میکنه و خوب تو هم الان دیگه اینارودوست داری ومیخوری .

      اون سرخ کردنیه چاق میکنه ،اون فست فوده چاق میکنه ،و روی هر خوراکی یه ایرادی گذاشتن ،اهان  شیرینی وشکلات چاق میکنه .خلاصهه که هرچی توی خوراکیها بگردی یه ایرادی در موردش گرفته شده یا علمی یا غیر علمی حالا دیگه از دید فضای اجتماعی وبقیه معذرت میخوام ولی مثل ببعی فقط مجاز به خوردن کاهو وخیار هستی .

      خوب حالا قشنگ عذاب وجدانه اومده سراغت چون میخوری از طرفی میدونی این معایب رو هم داره حالا با حال بد میخوری و انرژی منفی تو واقعا باعث میشه بدنت به منفی یعنی همون چاقی و چربیهای اضاف تبدیل بشه حالا بهت راهکار میدن ،حالا بیا کالری هات وبشمار بیشتر از فلان کالری نخور ،باید ورزش کنی تا لاغر بشی فعالیت توی خونه هم فایده نداره ها، حتی بری تو خیابون ده ساعتم راه بری مغازه نگاه کنی درکنارش لذت ببری هم فایده نداره ها،باید زور بزنی باید پدرت در بیاد باید حتگا به نیت پیاده روی بری بیرون به مغازه های کنارت هم نگاه نکنی سرت و بندازی پایین تند تند راه بری ،خوب با اینا هم نشد بیا انواع رژیمها رو بگیر بازم نتونستی پس بیا قرص بخور دم نوش بخور پماد بزن وووووووو

      خدایا چقدر این پروسه معیوب حساب شده پیش رفته .

      این وسط برای اینکه دیگه تو خوب حالت از خودت بد بشه کلی تبلیغ برامون راه انداختن اگه وزنت انقدر شد چاقی،زشتی ،بد هیکلی ،حالت نباید خوب باشه ،فلان کارو نمیتونی بکنی زشته بخوای خوشحال باشی ،زشاه لباس خوشکل بپوشی ،برقصی خلاصه که باید حالت از خودت به هم بخوره وخوب خودت و عذاب بدی و زجر بکشی هی بخوری چاق بشی یه روش اشتباه وامتحان کنی جواب نده و دوباره ودوباره و صد باره تکرارش کنی 

      پس باید حالا این مسیر رو بالعکس رفت خودت و دوست داشته باش به خودت احترام و عزت بگذار عاشق خودت باش و کم کم باورهات و عوض کن تا رفتارت خود به خود عوض بشه ودرنتیجه متناسب بشی .

      واین در این روش واقعا کار سختی نیست خیلی هم اسونه .

      با گامهایی که استاد دادن هر روز بیا چند دقیقه روی باورهای اشتباهت کار کن که این همون گوش کردن به فایلهاست و بعد بیا تمرینها رو هم بنویس و تکرار کن فایلها رو تا این باورهای جدید در ذهنت یک رشته عصبی و راه جدید بسازن و بعد تصویر سازی کن و خودت رو توی شرایطی که دوست داری تصور کن .جقدر لاغر شدن به این ترتیب اسونه 🥰🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نرگس عبداللهی
      ۱۴۰۴/۰۳/۲۲ ۱۳:۴۰
      مدت عضویت: 897 روز
      امتیاز کاربر: 7275 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 591 کلمه

      سلام ودرورد براستاد توانا 

      من هم بارها جلوی آینه ایستاده بودم و باخودم میکفتم ماش لاغرتر بودم و دقیقا تنها گزینه هر آدم چاقی برای لاغرشدن تنها کم‌خوری رژیم گرفتن و فعالیت بیشتر هست واین دستاورد سالها باورهای اشتباه و غلطی بود که در ذهن همه ما شکل گرفته بود .

      وهمین فرمول های اشتباه که در ذهن ما دیکته شده بود باعث میشد چاقی رو باور کنیم و علی رقم رژیم و کم خوردن حتی اگر برای مدتی کوتاه لاغر می‌شدیم دوباره چاقتر از قبل وارد همون چرخه بیهوده می‌شدیم و نتیجه هم فقط ما هماهنگی ذهن و روح و جسم ودرد رنج و چاقی بود برامون .

      حالا تو مسیر لاغری با ذهن وتغییر دادن نگرش ها ی غلط و جایگزین کردن نگرش‌های جدید و درست به ذهن میتونیم تناسب اندام رو تو هر سنی که باشیم مشاهده کنیم .

      فقط باید به توانایی های ذهن و قدرت درون پی ببریم .

      تجسم لاغری وفکر کردن بهش یکی از شیرین ترین کار ها هست که افراد چاق میتونن انجامش بدن وبه ذهن خودشون یاد آوری کننن که میشه لاغر شد لاغر ماندوشاداب تر و سلامت تر زندگی کرد .ولی متاسفانه همه ما فقط در ذهن خودمون تصویری از چاق تر شدن خودمون رو تجسم میکردیم و همین عامل لاعر نشدن ما بود 

      گفتگوهای من با ذهنم بدنم 

      1-بدندمن عاشق لاغری وراحتی و سبکی هست 

      2-مندبا قدرت ذهنم ونیروی درونم میتوانم متناسب بشوم .3-بدن من عاشق پوشیدن لباس های سایز کوچیک و زیبا هست .

      4-بدن من براحتی هوشمند خودش رو ترمیم می‌کنه .

      5-من در حال انجام دادن لاغری با ذهن و در مسیر لاغری هستم .

      6-بدن من حالت طبیعی خودش رو دوست داره که همون لاغری هست .

      7-من در حال بازسازی ذهنم هستم و تمام افکار منفی وغلط گذشته رو پاک میکنم .

      8–من‌ایاقت رسیدن به لاغری و متناسب شدن رو دارم .وباور دارم که تنها با ذهنم میتوانم لاغر بشوم .

      من تا سن شش سالگی کاملا لاغر و نرمال بودموبعداز اون سن با نجواهای اطرافیان که مثل با با مثل عمه ارث پدر و اینا چاقی در من شکل گرفتم و از خودم انتظار چاقی داشتم 

      خوب چاق شدم و سالها باهاش جنگیدم 

      انجام تمرینات 

      1-من صد درصد با قدرت ذهنم چاق شدم به این شکل که فرمول های غلط ودرباره چاقی رو باور کردم و بهش عمل کردم  ارثی چاق هستم .من استعداد چاقی دارم.من سوخت و ساز بدنم پایین .من هرچی میخورم تبدیل به چربی میشه ونکرش های غلط در من و باور کردنش باعث چاقی درمن بود در حالی که این طبیعت بدن من نبود .

      2-شباهت لاغری و چاقی ذهنی با هم برابر هست  یعنی همون باورهایی که منو چاق کرد می‌تونه برعکسش منم لاغر کنه یعنی تمام دلایل چاقی رو نقض کنم وبرای ذهنم لاغری واضح میشه به همین راحتی 

      3-دررروش لاغری با ذهن بیشتر تمرکز و توجه من به ذهنم هست ودر جهت درون خودم و افکار درونم کار میکنم  وقتی ذهنم لاغری رو باور کنه اونم دلایل محکم براش بیارم بعدش لاغری رو آسون می‌دونه وباور می‌کنه که لاغری طبیعی بدن من هست وقتی هم که قبول کرد با جسم من هماهنگ میشه و نتیجه تناسب اندام میشه

      4-بهذنظرمن زبان چاقی همون افکاری هست که در مورد چاقی در ذهن ما نهادینه شده بود و زبان لاغری همین افکاری هست که الان داریم باورهای جدید که با آموختن و یاد گرفتن از سایت لاغری وارد ذهنم خودمون میکنیم و نتیجه در جسم خودمون مشاهده می‌کنیم 

      خداروشکر در این را هستیم وبا قدرت ذهن خودمون میتونیم به لاغری ابدی برسیم 

      چون هدایت شدیم واین راه و این مسیر رو خدای مهربان برایمان فرستاده پس اگر در این راه هستیم یعنی برایمان ممکن خواهد شد 

      استاد از شما برای این آموزشها سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم