📍 تا حالا شده جلوی آینه بایستی، به شکمت نگاه کنی، آه بکشی و با خودت بگی: «چرا نمیتونم لاغر شم؟ من که همه رژیمها رو امتحان کردم!»
حالا یه لحظه چشمهات رو ببند و تصور کن…
🌸 یه صبح دلچسب بهاریه…
تو جلوی آینهای، لبخند میزنی، یه شلوار جین قدیمی رو از کمد درمیاری، همون که سالها بود بهت نمیاومد… اما الان! به راحتی تنته.
نه بخاطر رژیم کتو یا ورزشهای سنگین…
بلکه چون یه چیز عمیقتری تو ذهن تو تغییر کرده.
اینجا قراره از یه رویکرد انقلابی حرف بزنیم: رهایی از چاقی با ذهن.

🔍 رهایی از چاقی با ذهن؛ سفری که از مغز شروع میشه، نه معده!
وقتی پای چاقی وسط میاد، اولین چیزی که به ذهن خیلیا میرسه اینه:
🍽️ «باید رژیم بگیرم»
🏃♀️ «باید بیشتر ورزش کنم»
⏰ «شاید روزهداری متناوب جواب بده!»
ولی کمتر کسی با خودش خلوت میکنه و از خودش میپرسه:
🧠 «چرا من اصلاً اینقدر میخورم؟»
😞 «چرا وقتی ناراحتم، مستقیم میرم سراغ یخچال؟»
🔥 «چرا انگیزهم زود تموم میشه؟»
اینجاست که رهایی از چاقی با ذهن معنا پیدا میکنه. چون ریشهی خیلی از پرخوریها و اضافهوزنها، توی مغزه نه توی معده!
ما سالها طبق یه برنامهی پنهان ذهنی زندگی کردیم. یه برنامه که از دوران بچگی نصب شده؛ مثل:
🔹 «اگه غذا نخوری، قهر میکنم!»
🔹 «بخور عزیزم! دختر خوب غذای تو بشقابشو تموم میکنه!»
🔹 «چاق بشی دیگه خوشگل نیستی!»
اینا فقط جمله نبودن.
اینا شدن باورهایی زیرپوستی که حتی الانم که بزرگ شدیم، دارن رفتارهای ما رو کنترل میکنن.
📌 باورهایی که باعث میشن موقع تنهایی به غذا پناه ببری…
📌 موقع خستگی دنبال یه خوراکی شیرین باشی…
📌 یا موقع ناراحتی با خوردن خودتو آروم کنی…
و اینطوریه که ذهن، نقشهی بدن رو میکشه.
چون:
🧠 باورها، رفتارها رو میسازن
🏃♂️ رفتارها، عادتها رو شکل میدن
⚖️ و عادتها، بدن ما رو میسازن
پس اگه میخوای از شر چاقی خلاص شی، باید اول از شر اون باورای ذهنی خلاص شی.
یعنی چی؟ یعنی همون مسیر طلایی:
✨ رهایی از چاقی با ذهن ✨
📚 علم چی میگه؟ مغز، کلید رهایی از چاقی با ذهنه!
فرض کن مغزت یه اتوبان بزرگه 🚗🛣️ که سالهاست ماشینهای افکارت از روش رد میشن. اگه همیشه یه مسیر تکراری رو بری، آسفالتش صاف و آمادهست؛ سریع و بیدردسر. حالا اگه سالها با افکاری مثل:
🔁 «من همیشه چاقم»
🔁 «اراده ندارم»
🔁 «اصلاً ژنم چاقیه!»
زندگی کرده باشی، مغزت دقیقاً همین بزرگراهها رو ساخته! و این اتوبانها، همون مسیرهای عصبی هستن که رفتارهای تکراری (مثل پرخوری، ناامیدی یا بیتحرکی) رو تقویت میکنن.
ولی خبر خوب؟
تو میتونی این مسیرها رو خراب کنی و آسفالت جدید بکشی ✨
و این یعنی:
🔓 رهایی از چاقی با ذهن، واقعاً امکانپذیره!
🔬 نوروساینس چی میگه؟
مطالعات علوم اعصاب، مخصوصاً تو دانشگاه Yale و همچنین مقالات مروری در Harvard Health و NIH، نشون میدن که:
🧠 مغز ما خاصیت نوروپلاستی یا «انعطافپذیری عصبی» داره.
یعنی چی؟ یعنی حتی در بزرگسالی هم میتونه خودش رو بازبرنامهریزی کنه، مسیرهای قدیمی رو پاک کنه و عادتهای جدید ذهنی بسازه.
💡 نتیجه؟
اگه مغزت رو با افکار جدید، باورهای مثبت و تصویرسازی ذهنی مناسب تغذیه کنی، کمکم اون بزرگراههای چاقی از بین میرن و مسیرهای تناسب و آرامش ذهنی جایگزینشون میشن.
و این همون چیزیه که ما توی مسیر رهایی از چاقی با ذهن یاد میگیریم:
نه زور، نه جنگ با غذا، نه شمردن کالری…
فقط یک بازسازی آرام و هوشمندانه از مغز ❤️🧠

✨ تصویرسازی ذهنی؛ جادوی خاموش رهایی از چاقی با ذهن
یه لحظه چشماتو ببند… نه شوخی نمیکنم 😌
خودتو ببین، یه روز آفتابی، تو یه لباس راحت و آزاد، داری تو پارک قدم میزنی…
نه خبری از نفسنفس زدنه، نه شلوار تنگ اذیتت میکنه.
💃 حالت خوبه. سرت بالاست. سبک راه میری. حتی سبک فکر میکنی…
اینا خیال نیست، اینا تمرینهای ذهنیه برای رهایی از چاقی با ذهن.
ولی خیلی از ما چی کار میکنیم؟
میریم جلوی آینه و میگیم:
«اه، بازم شکمم زده بیرون!»
«این لباس لعنتی دیگه اندازهم نیست!»
و همین جملههای بهظاهر ساده، میشن 🔁 زخمزبونهای درونیای که ذهن رو تو مدار چاقی قفل میکنن.
اما مغز یه ویژگی عجیب و شگفتانگیز داره:
فرق زیادی بین واقعیت و تجسم قائل نمیشه!
🧠 وقتی تو خودتو در حال راه رفتنِ سبک و متناسب تصور میکنی، مغزت فکر میکنه واقعاً اون لحظه اتفاق افتاده و هورمونهای مرتبط با رضایت، امید و انگیزه رو ترشح میکنه (مثل دوپامین و سروتونین).
و این دقیقاً همون چیزیه که ورزشکارای حرفهای هم ازش استفاده میکنن:
🏅 قبل از دویدن، خودشون رو در حال عبور از خط پایان تصور میکنن.
🎭 بازیگرها قبل از اجرا، نقش رو توی ذهنشون زندگی میکنن.
و خیلیها، قبل از لاغر شدن، خودشون رو در ذهن متناسب میبینن.
🔓 پس برای رهایی از چاقی با ذهن، اول باید توی ذهنت لاغر بشی، بعد بدنت ازش تبعیت میکنه.
تو نمیتونی با ذهنی که خودش رو چاق میبینه، بدنی متناسب بسازی.
اول احساس کن لاغری، بعد دنیا خودش رو با این تصویر هماهنگ میکنه. 🌍✨
📌 هر بار که تصویرسازی میکنی، داری یه قدم دیگه از بندهای چاقی ذهنی خلاص میشی.
میخوای همین حالا یه تصویرسازی ذهنی با هم انجام بدیم؟ 😊

🎯 گامهای عملی برای رهایی از چاقی با ذهن
حالا که فهمیدیم چاقی فقط یه مسئلهی شکمی نیست و ریشهی عمیقتری داره به اسم «ذهن»، وقتشه آستینهامونو بالا بزنیم و رهایی از چاقی با ذهن رو به یه سفر شیرین و واقعی تبدیل کنیم.
بیایم قدمبهقدم ذهنمون رو از چاقی جدا و با لاغری آشنا کنیم؛ درست مثل وقتی که بعد سالها یه خونهی قدیمی رو تمیز میکنی و کمکم نور از پنجره میتابه تو…
🧹 گام اول: پاکسازی ذهن از باورهای چاقکننده
تصور کن مغزت مثل یه باغچهست. سالهاست توش علفهای هرز رشد کردن. علفهایی به اسم:
- ❌ «من استعداد چاقی دارم»
- ❌ «من نمیتونم جلوی غذا خوردنم رو بگیرم»
- ❌ «باید سختی بکشم تا لاغر بشم»
اینا فقط فکر نیستن، اینا برنامهنویسیهای قدیمی مغزن که تو رو دوباره و دوباره به سمت پرخوری و بیاعتمادی به خودت میکشونن.
اما میتونی این باغچه رو تمیز کنی 🌿 و به جاش بکاری:
- 🌱 «بدن من مشتاق تعادل و سبکیه»
- 💡 «من هر روز بیشتر با بدنم دوست میشم»
- 🌸 «رهایی از چاقی با ذهن، آسونتر از اونه که فکر میکردم»
همین جملهها رو هر روز با احساس بگو؛ نه صرفاً از رو اجبار، بلکه با چشمات ببین که داری متحول میشی.
🔁 گام دوم: تکرار و تمرین؛ مغز عاشق عادته
مغز ما یهجورایی تنبله، ولی یه تنبل منظم! یعنی اگه چیزی رو چند بار تکرار کنی، خودش دستبهکار میشه و اون رو به یه مسیر عصبی جدید تبدیل میکنه.
فقط ۵ دقیقه در روز! همین. بشین، چشمهاتو ببند، و جملههای تأکیدی رو زمزمه کن:
- 📢 «من در مسیر رهایی از چاقی با ذهن هستم»
- 📢 «من ذهنم رو تربیت میکنم، نه بدنم رو تنبیه»
- 📢 «آرامش، سبکی و رهایی در من جاریه»
باور کن بعد از یه مدت، این جملهها تبدیل میشن به بخشی از شخصیتت.
🎧 گام سوم: تمرینهای ذهنآگاهی و مدیتیشن
یه صحنه رو تصور کن:
☕ صبحه. صدای پرندهها میاد. به جای چککردن گوشی یا هجوم بردن به آشپزخونه، میشینی روی صندلی یا لبهی تخت.
چند نفس عمیق… موسیقی آروم… و توجه به بدنت.
تمرینهای مدیتیشن کمک میکنن خودت رو بشنوی؛ قبل از اینکه دوباره بری سراغ غذا برای پُر کردن خلأهای احساسی.
اتفاقا یک فایل مدیتیشن بی نظیر برای لاغری در سایت هست که می تونی برای این لحظات ازش استفاده کنی.
رهایی از چاقی با ذهن یعنی همین توقفهای کوچیک که نتایج بزرگ میسازن.
📓 گام چهارم: نوشتن احساسات قبل از خوردن
قبل از اینکه بری سراغ اون شکلات یا تهدیگ خوشمزه، یه توقف کوچیک…
🖋 یه کاغذ بردار و بنویس:
- «الان دقیقا چی حس میکنم؟»
- «آیا گرسنهام یا فقط کلافهام؟»
- «آیا بدنم غذا میخواد یا دلم نوازش میخواد؟»
با این تمرین، آگاهی میاد وسط. دیگه غذا تنها راه آرامش نیست. تو بهجای فرار، با خودت روبهرو میشی. و این یعنی یه قدم بزرگ به سمت رهایی از چاقی با ذهن.
🧠 این گامها ابزارهایی ساده ولی قدرتمند هستن. اگه با عشق و تداوم انجامشون بدی، مغزت یاد میگیره که تو تغییر کردی… و دیگه لازم نیست مثل قبل تو رو به عادتهای قبلی بکشونه.
🌈 تو در حال خلق نسخهی جدیدی از خودتی… نسخهای که لاغری رو از ذهن شروع میکنه، نه از بشقاب!
🔄 از رژیمهای یویویی تا ذهنی که میفهمه
رژیمها معمولا فقط یه مشکل رو حل میکنن: عدد ترازو.
ولی ذهن تو همچنان همون ذهن پرخور، وسواسی و گرسنه باقی میمونه.
برای همینم بعد از هر بار لاغری فیزیکی، دوباره چاق میشی.
اما وقتی با ذهن کار میکنی:
🔁 الگوی پرخوری درمان میشه
🔁 احساس گناه از خوردن ناپدید میشه
🔁 تصویر بدنیت دوستداشتنیتر میشه
🍃 جمعبندی: رهایی یعنی برگشت به حالت طبیعی
تو برای متناسب بودن آفریده شدی.
بدن ما طوری طراحی شده که وقتی ذهن آروم باشه، خودش به سمت تعادل میره.
🧘♀️ رهایی از چاقی با ذهن یعنی:
نه رژیم
نه فشار
نه سرزنش
بلکه آشتی با خودت، بدنت و باورهایی که سالها بیصدا تو رو کنترل کردن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
برای درک بهتر روش رهایی از چاقی با ذهن، برداشت و فهم خود از توضیحات فایل تصویری را در بخش نظرات این جلسه بنویسید.
در نوشتن دیدگاه خود سعی کنید به سوالات زیر پاسخ دهید:
- چگونه با قدرت ذهن خود چاق شدیم؟
- شباهت لاغری با ذهن و چاقی با ذهن را بنویسید.
- در روش لاغری با ذهن، تمرکز بر تغییر جسم است یا تغییر ذهن؟ این کار چگونه انجام میشود؟
- به نظر شما زبان چاقی چیست؟ درک خود از زبان لاغری را نیز بنویسید.
- آنچه در ویدیوی آموزشی برای شما جالب و تاثیرگذار بود را شرح دهید.
- از محتوای ویدیوی آموزشی برای خود تمرینی طراحی کرده و در بخش نظرات بنویسید.
🧭 با نوشتن درباره رهایی از چاقی با ذهن و مسیری که برای لاغر شدن باید طی کنید، شما در حال ترسیم نقشه ذهنی لاغر شدن هستید. بنابراین با اشتیاق و تمرکز، تمرین این جلسه را بنویسید و خودتان را در مسیر تغییر ببینید. 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 3.92 از 272 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام استاد گرامی منم به بهانه سپاس از شما مینویسم که صحبتهای شما در مورد من هم صدق میکند من تحت نظر متخصص تغذیه مدتی بودم وچند کیلو کم کردم ودوباره برگشتم بعد به سمت قرصهایرچربی سوز سنتی رفتم وچون هزینه زیادی دادم فکر میکردم که ده کیلویی که کم کردم اصلا برنمیگردم ولی برگشت ورژیمهای مختلف از رژیم تک خوری گرفته تا گیاه خواری وغیره والان اطمینان دارم روش لاغری با ذهن بهترین روش انشاالله که در گامهای بعدی ودر کنار شما بتونم با نتایج عالی وغیر قابل برگشت برسم ممنونم در پناه حق
نشان های دریافت شده
سلام
می خوام به همه دوستان این اطمینان رو بدم که لاغر شدن و لاغر موندن واقعا ساده ترین کار دنیاست. من هیچ دوره ای از زندگیم چاق نبودم. حتی بعد از زایمان سریع به وزن ایده آلم برگشتم. اما یکی دو ساله که ذهنیت غلطی در من شکل گرفت و باورهای لاغریم رو گم کردم. به همین خاطر ۶-۵ کیلو وزنم زیاد شد. این وسط راه های غلطی رفتم: ورزش برای لاغر شدن، پیاده رو برای لاغر شدن، کم خوردن برای لاغر شدن، حتی دمنوش لاغری!!!! گرچه من ورزش و پیاده روی و کم خوردن رو قبلا هم داشتم اما این بار با فشار و استرس و برای لاغر شدن انجامشون می دادم و هر بار ۲-۳ کیلوگرم وزنم کم می شد ولی باز برمی گشت سر جای اولش! چند ماه پیش دو باره به خودم اومدم و چند تا روش ذهنی رو امتحان کردم چون مطمئن شده بودم مشکل از ذهن منه. فهمیدم که ذهن من دیگه مثل قبل نیست! با تمرین و لذت از کارهایی که انجام می دادم ۳ کیلوگرم از وزنم کم شد و تصمیم گرفتم بیام پیش استاد بزرگ! و جالبه که دیدم من حدود ۷ ماه پیش اومدم و عضو سایت شدم اما بازم به خاطر اون باورهای غلطی که داشتم از مسیر جا موندم. حالا بدون فکر کردن به گذشته اینجام تا متعهدانه مسیر رو پیش برم و با آرامش و لذت به وزن ایده آل و اندام متناسب خودم برگردم. مطمئن هستم این مسیر بهترین و امن ترین مسیره!
برای همه اندامی متناسب همراه با سلامتی آرزومندم.
سلام به همه دوستاي گلم
▪️گام دوم:
قسمت اول توضيحات استاد اين بود كه بارها روشهاي مختلفي براي لاغري انتخاب كردن و تا حدودي موفق بودن اما بعد مدتي خسته شدن و تحت فشار ذهن روش رو رها و بالطبع چاق شدند.
اين تجربه ي مشتركي هست كه همه ي ما داشتيم و اگر بخواييم به گذشته برگرديم موردهاي زيادي براي مثال زدن داريم.
پروسه و گردونه ي بي انتهاي چاقي و اضافه وزن من شامل سه مرحله بود.
مرحله ١)٧-١٨ سالگي
اين مرحله تمام اطلاعات و آگاهي من بر پايه ي اطلاعات مادرم و خونوادم بودن.من تو اين رِنج سني علاقه ي زيادي هم به صحبت در موردچاقي و پيدا كردن روشهاي لاغري نبودم.ذهن من درگير مسائل مهمتري از چاقي بود و كمي توپر بودن من از هم سن و سالهام ،تاثير زيادي روي نحوه ي خوردن من يا عادات امروزه ي من نداشتن.
من ريزه خواري نداشتم.علاقه ي متوسطي به تنقلات داشتم و درگيري ذهني من درس و مسائل خونوادگيمون بود و به اين دليل اضافه وزن خاصي نداشتم.
مرحله ٢)١٨-٢٩ سالگي
تمام چالش من و امتحان ٨٠% از روشهاي لاغري من تو اين دهه از زندگي من صورت گرفت.مدرسه تموم شده بود و وارد دانشگاه شدم وخواه ناخواه مورد توجه جنس مخالف موضوع اضافه وزن من بارزتر شد و منو به نگراني انداخت.اينجا بود كه من راههاي لاغريم رو به طرز كاملا حرفه اي و جدي شروع كردم.
١٨-٢١ سالگي (وزن ٧٨ )امتحان رژيم با متخصص تغذيه و ورزش نتيجه = نا اميدي از رژيم غذايي و ورزش در نتيجه چاقي بيشتر
٢١-٢٣ سالگي تلاش مجدد متخصص تغذيه همراه با داروها و پودرهاي لاغري تجويز شده توسط پزشك نتيجه =١٥ كيلو كاهش وزن ووزن گيري مجدد در عرض ٣ ماه
٢٤ سالگي تلاش مجدد توسط خودم و كم خوري و روزه متناوب گيري و كاهش ٢٠ كيلو در عرض ٣ ماه اين وزن بعد از ٦ ماه بعد آرومآروم بمن برگشت
٢٧ سالگي تلاش مجدد با حذف گوشت و پروتيين و گياه خواري و كاهش ٢٠ كيلوگرمي و رسيدن به مرز ٥٣ كيلوگرم اين وزن كمترين وزني بود كه من پيدا كردم و تا يكسال بعد حدود ١٤ كيلوگرم اون بمن برگشت
٢٨و٢٩ سالگي اوج افسردگي من از تلاشهاي بي وقفه جهت لاغري و رسيدن به وزن ٥٣ كيلوگرم بود.من متوجه شدم توي اين دو سال به خاطر فشار فوقالعاده شديدي كه روحا به خودم وارد ميكردم جهت لاغري ،يكسري عادات فوقالعاده زشت غذايي در من شكل گرفت.عاداتيكه هيچوقت قبل اونارو تجربه نكرده بودم و نميتونستم خودم رو كنترل كنم تا انجامشون ندم.من واقعا ضربه و نفرت فوقالعاده بالايي ازخودم داشتم و اين مسير لاغري من رو بي نهايت دشوار ميكرد.
نخوردن طولاني مدت و بعد خوردن تا سر حد مرگ و حالت تهوع و منفجر شدن 😔من خودم رو تنبيه ميكردم من از خودم فوقالعاده تنفرداشتم و متاسفانه روز به روز چاق تر ميشدم
دوستاي گلم اينا براي من خيلي خصوصي ان اما دلم ميخواد بنويسم هم ذهنم آروم ميشه هم شايد شما هم همچين عاداتي و احساسي داشتين و ما بيشتر به مسيري كه توش هستيم ايمان مياريم .
عادت بد ديگه اي بعد عادت اول اين بود كه من به داروهاي ملين و قرص هاي ملين رو اوردم چون حالم واقعا بد ميشد و مجبور ميشدم مقدار خيلي زياد داروهاي ملين براي رهايي از فشار جسميم استفاده كنم.
به دنبال اين دو عادت من تصميم جديدي گرفتم كه نخورم و فقط بجووم اما قورت ندم.😢😭من نميدونستم چرا اينكارو ميكردم اما اين بهمن تسكين ميداد چون هر چي ميخواستم ميخوردم اما قورت نميدادم و بيرون ميريختم و توي ذهنم اين طور فكر ميكردم من كالري به مصرف نرسوندم پس چاق نميشم(اما ميشدم)
چه صدمه هايي كه موضوع كالري و ترس از اعداد بمن وارد نكرده.چقدر من ميترسيدم از اعداد از كالري ها از روغن از شيريني زندگيمن مملو بود از ترس ، نفرت از خود و ديگران،انزوا و افسردگي.
٢٩-٣٠ سالگي تصميم گرفتم خودم رو كاملا اصولي از اين كابوس نجات بدم.مربي خصوصي و تمرينات فوقالعاده سخت همراه با رژيم غذايي از سر نفرت از خود 😔(مشكل من از ابتدا همين تنفر بود نه چاقي)، انجام دادم و تا حدود زيادي با وجود اشتباه بودن ذهنيتم راجع به خودم و با وجود حاكم بودن تنفر از جسمم و خودم و همه چيم ،وزنم رو كم كردم و نسبتا آروم شدم.اما حرص و ولع خوردن،صداهاي نااميد كنندهي درونم از اينكه تو باز چاق ميشي اينكه تو هنوزم چاقي اينكه تو در مقابل غذا ضعيفي اينكه اگه يك روز تمرين نكني چاق ميشي اينكه… هزاران و هزاران افكار غلط ٢٤ ساعت شبانه روز حتي توي خوابم منو آزار ميداد. من بعد از رها كردن باشگاه و ورزشهاي طاقت فرساو عدم رعايت رژيمم كم كم به اضافه وزن سابقم برگشتم و روي عدد ٧٠ موندم.(تا به امروز)
مرحله ٣)٣١ سالگيم : من توي اين سن به يك يقين رسيدم.
استاد من توي اين سن مطمئن بودم مشكل جسمم نيست مشكل ذهنمه.
تحقيقات من راجع به رفتارها و عادات غذاييم راجع به احساسهاي درونم راجع به تنفر از خود راجع به خداشناسي راجع به خودشناسي راجع به عشق به خود راجع به تنها موارد معنوي شروع شد.
من توي اون سن شدت عادات بدم تا حد زيادي كاهش پيدا كرده بود چون شروع به قبول اين موضوع كردم كه من همين هستم و محكوم هستم كه قبول كنم كه وزنم تا اخر عمرم ٧٠ بمونه و تسليم.
من واقعا خسته بودم خسته از تلاشهاي شبانه روزيم خسته از تنفرها و شكنجه هاي روحي و جسمي اينبار از در محبت به خودم واردشدم.
اون زمان هنوز با سايت شما آشنا نبودم.
من قانع شدم لباسهاي سايز ٣٨من تنم نميشه و من سايز ٤٢ هستم كه بايد خودمو همين كه هستم دوست داشته باشم.تمام لباسهاي سايز كوچيكم كه با عشق اونها تلاش ميكردم كه لاغر شم به خيريه بخشيدم و تمام كمد لباسم رو سايزهاي بزرگ خريدم.هنوز درونم فوقالعاده غمگين بودم اما به ناچار حقيقت تلخ چاقيم رو قبول كردم.درسته توي دلم ناراحت بودم اما حداقل از حس تنفرم كمتر شده بود.
شروع به خوندن كتابهاي روانشناسي و گفتگوهاي موثر در رابطه با سلامت روح و عشق به خود كردم.
اونها كمك زيادي بمن كردن كه بتونم آرامش نسبي روزانه اي داشته باشم اما ذهن من در حد اشباع پر بود از ترديد و تمام افكار منفي كه شما تصور كنين.
من خودم رو تنها شكست خورده ي يك جنگ ١٤ سالهاي ميدونستم كه تنها براي كم كردن ١٥ كيلوگرم باختم.اين حس شكست و ذلت منو بي نهايت ضعيف توي چشم خودم ميديد كه با وجود اينكه من به فايلاهاي مثبت و روشني دهنده گوش ميكردم ولي اون حس همچنان حكمراني ميكرد.
من يقين پيدا كرده بودم مشكل از ذهن منه اما هيچ منبع كامل و جامعي براي هدايتم نبود.
خيلي خسته بودم استاد، واقعا هنوز نميتونستم قبول كنم كه باختم و وزن آرزوهاي من تنها در غالب يك تصوير و عدد توي خاطراتم خواهد بود.
ديگه سرچ نميكردم لاغري در ١٠ روز
ديگه نمينوشتم چگونه سريع لاغر شويم؟
ديگه هيچ پيج لاغري رو فالوو نميكردم
چون ايمانم به همه ي اينها رو از دست داده بودم و ميدونستم من مشكل از ذهنم و فكرم و ارادم و فرمانهاي مغزمه.
يك روز كه خسته از افكارم و دنبال كورسوي اميدي براي تنها تجربه ي يك بار ديگه ي لاغري بودم تايپ كردم :
“خدايا تنها آرزويم لاغري ست”
اولين سايت سايته تناسب فكري بود.
من بي توجه به اسم سايت كليك كردم و نوشته اي در مورد لاغري با ذهن بود 😊
مثل تشنه اي كه آب پيدا كرده باشه تا آخرشو خوندم
اين فقط يه متن كوچيك روانشناسي نبود
نه اين تبليغم نبود
ويديو داشت وويس داشت اين پيج منوو داشت و كلي مطالب دسته بندي شده ي ديگه داشت
من هميشه دنبال يه گروه از كسايي بودم كه درد منو بفهمن تا شايد اونا كمكم كنن
اين پيج تازه كلي آدم از جنس من داشت
صاحب پيج خيلي زميني و مهربون بود و حرفاش شد آبي كه روي آتيش دل من ريخته شد و من بعد سالها خودم رو به اينجا سپردم .
من تمرينارو اوايل انجام نميدادم فقط همه ي فايلارو گوش ميكردم روزي ٥ تا 😔آخه من خيلي خوشحال بودم
من ميدونستم كه جوابي توي فايل آخر نيست فقط چون تشنه ي اين حرفا بودم هر چي بيشتر گوش ميكردم آروم ميشدم
من توي فايلا دنبال اين نيستم چجور لاغر شم
من به عشق حرفايي كه در به در دنبالش بودم ميام گوش ميدم
تازه شروع كردم به مسير گام به گام لاغري
تازه شروع كردم به نوشتن و تمرينات
همه اينارو به عشق مينويسم تنها مينويسم چون آروم ميشم
چون ميخوام همه ي اون فرشته هاي مهربوني كه اينجان اونام بخونن
اخه ماها كه اينجاييم هممون خيلي روحا اذيت شديم واسه اين من همرو اينجا دوست دارم چون تنها عشق و محبته كه به ما كمك خواهدكرد به آرامش ذهني و جسمي برسيم.
استاد من مينويسم هر روز تا يك ذره هم شده به سهم خودم بگم مرسي بگم ممنون بگم خسته نباشين بگم خدا قوت.
دوستاي گلم شمام بنويسين من نوشته هاتونو ميخونم.من براي هممون دعا ميكنم تا دلامون آروم وبي كينه مثل روز اول تولدمون سفيدوروشن باشه.
با عشق
الهام ❤️
سلام دوست عزیزم.به به به این متن
به به به این همه شباهت که به هم دیگه داشتیم..
منم دقیقا انجام میدم تا احساس ارامش کنم،چون هیچ مدال طلایی توی وزن موردعلاقمون منتظر ما نیست که بیاد بره توی گردنمون! فقط عشق و آرامشه..
بارها به خودم میگم که من وزن ۵۳(مثل شما) رو نمیخوام.بلکه من عشق و ارامش و شادی و تناسب رو باهم دیگه میخوام..
اگه بهم بگن تورو متناسب میکنیم ولی شاوی و ارامش رو ازت میگیریم صد سااال نمیخوامش..
دوستم خیلی متنت قشنگ بود.خوشحالم که هم قدم هستیم.
سلام دوستان واستاد گرامی گام ۲ منم خیلی روشها رو امتحان کردم ورزش میکردم منظم وقرصهای چربی سوز درست میکردم با فلفل وعسل دارچین زنجبل زیره انصافا از این قرصا نتیجه نگرفتم ولی رژیمهایی که داستم خدایی عالی بود ونه وزن ایده الم یکبار رسیدم بقیه هم وزن کم کردن اما لاغر میشدم اما موندنی نبود برمیگشتم سدجای اولمومنم همش سوال میکروم چرا من انقد زود چاق میشم اما انقد زود لاغر نمیشم وبرای چاقی هیچ زجر وسختی اذیت نشدم اما برای لاغری تا دلت بخواد عذاب کشیدم سختی کشیدم ودر روش لاغری با ذهن یاد میگیریم که ذهنمونو برای لاغر شدن ولاغر موندن اموزش بدیم ومسیر لاعری با ذهن ی مسیر درسته اما یکم زمانبره اما در عوض نتیجه ش اون چیزیکه ما سالهای ستل دنبالش بودیم وچون مسیرمون درست نبود بهش نمیرسیدیم وموندگار نبود وما وقتی از روشهای دیگه استفاده میکردیم فقط وفقط جسم بیچارمونو تحت فشار قرار میدادیم که تو باید لاعر بشی اونم لاغر مبشد ولی ما که ذهنمونو برای لاغری اموزش نداده بودیم ودر نتیجه ذهن دوباره ما رو هدایت میکرد به سمت چاقی وما در مدت کوتاهی که رژیممون موم شده بود برمیگشیتم وزمانیکه ما تصمیم گرفته بودیم لاغر بشیم رژیم میگرفتیم ورزش میکرویمتا لاغر بشبم اما دهنمون که این تصمیم نگرفته بود اون طبق گذشته رفتار میکرد چون ذهن ما پر شده بود از فرمولهای چاق کننده وما رو هدایت میکرد به سمت چاق وچاقی بیشتر واین تصاد باعث میشد که من عصبانی بشم پرخاشگر بشمووخسته بشم ورها میکروم وذهنم با خیال راحت منو به سمت چاقی میبرد تمام فعالیت ما تحت کنترل مغزمون هستند هر فعالیتی که انجام میدیم فرمانش از مغز صادر میشهدوقتی دهن ما تنظیم شده برای چاقی پس ذهن ما رو هدایت میکنه به سمت وچاقی ومطمینا فرمانهایی صادر میکنه در جهت چاقی هست وخیلی وقتا میدونیم سیریم اما به شیرینی که برخورد یکنیم دستمون میره وبرمیداره ومیخوره وبعد عذاب وجدان شروع میشه واین اظطراب ونگرانی باعث چاقتر شدن ما میشن ووقتی که از خورون ناراحت میشیم وخودمونو سرزنش میکنیم فقط خودمونو ضعیف میکنیم وبازم اینکار و میکنیم در روش لاغری با ذهن ما اول به ذهنمون یاد میدیم که چاقی یعنی چی وچاقی چه مسائلی رو بدنبال داره وچه مشکلاتی برای ما بوجود میاره بعد بهش یاد میدیم لاغری چیه چه مزایایی داره وچه نتایج عالی برامون داره واین کارها رو ما با ایل گوش دادن تمرین نوشتن به عمل تبدیل کردن ااونو بدست میاریم وما چاقی از بچگی یاد گرفتیم البته بغصی از ما هم موقع بارداری یا ازدواج چاق شدیم مثل زبان فارسی یا زبان محلی یا زبان سوممون یاد گرفتیم ومان هم زبان سوم داریم از بچگی یاد گرفتم با ی جمله که کنار هر حرف ی ز اضافه کن میشه زبان زرگری اما تلان اگه بخوایم ی زبان جدید یاد بگیریم دیگه بع اون اسونی نیست اونو باید اگاهانه یاد بگیری مثل زبان انگلیسی وخیلی رفتارهای ما از کوچیکی شکل گرفته مثل اینکه مهربون باشیم وخیلی از ما فکر میکردیم چاقی ارثیه چاقی ارثی نیست اموزش دیدنی مثل تمام چیزهایی که تو زندگیمون اموزشش دیدم درس خوندیم رانندگی یاد گرفتبم اشپزی یاد گرفتیم همه اینها اموزش بودن پس نیش لاعری رو هم اموزش دید همون طور که چاقی اموزش دیدماگر میخوای لاغری رو یاد بگیری باید اصول کار کردن وتسلط داشتن بر ذهن یاد بگیریم وهیچ راهی دیگه ای وجود نداره برای لاغر شدن واگر هر روشی که به شما معرفی کردن که گفته بودن که این روش انتخاب کن در عرص یکماه ۱۰ کیلو وزن کم میکنی اون کاملا اشتباهه چون اصلا چاق شدن ولاعر شدن زمان ومقدار نداره هیچ کدوم از ما تصمیم نگرفتیم چقدر چاق بشیم یا چقدر میتونیم لاعر بشیم ومیدونیم که رهبر جسم ما ذهن ماست واون بر مغز تاثیر میذاره ورفتار مار و کنترل میکنه وما فرد توان مندی هستیم چون در طول مدتی که اضافه وزن پیدا کردیم بارها وبارها تلاش کردیم از روشهای مختلف لاغر بشیم وفردیکه انقدر تلاش کرده ناتوان نیست بلکه خیلهم توانمنده فقط مسیرش اشتباه بوده فردیکه در مسیر اشتباه باشه باهر سرعتی هم حرکت کنه به مقصد نمیرسه اما فردیکه در مسیر درست قرار داره باهر سرعتی اهسته وکند هم حرکت کنه اخرش به نتیجه میرسه واین لاعر شدن وچاق شدن ما فقط باعث میشه که ما فکر کنیم که ما نا توانیم ما ضعیف هستیم اعتماد بنفس مارو پایین میاره وما فکر میکنیم که نمیتونیم لاعر بشیم کسی که رویای لاغری داره باید فایلها رو گوش کنه تمرین بنویسه تا به رویاش برسه مثل تمام اموزشهایی که تو عمرمون دیدیم ووقتی ما در مسیر لاعری قرار بگیریم اموزش ببینبیم اعتماد به نفسمون میره بالا توانمند میشیم وبه این باور میرسیم که ما هم میتونیم لاعر بشیم مثل تمام دوستانیکه لاغر شدن ولاعر شدن ی تولد دوبارهست افراد متناسب نمیتونن این تولد دوباره رو تجربه کنن یکی از مایل که چاقی به همراه داره اینکه شایرد ۱۰ کیلو یا ۲۰کیلو اصافه وزن داریم اما جسم ما داره کارشو انجام میده قلب ما داره کارشو انجام میده مغز داره کارشو انجام میده واضافه ورزن صدها برابر در ذهن ما تاثیر میذاره پس ضروری که لاغری رو یاد بگیریم چون فرزندان ما هم تحت تاثیر رفتارهای ما قرار میگیرن واز ما الگو میگرن ولاغر میشن تاثیر لاعری فقط برای من نیست تاثیرش در کل خانواده است ولاعری رو یاد بگیریم وزندگی کنیم وزندگی جدید برای خودمون خلق کنیم واشتیاق زندگی رو در خودمون دوباره زنده کنیم وچاقی ی سری فرمول در دهن ماسذخیره شده وبدن اینکه بخوایم داریم ازشون استفاده میکنیم وما میتونیم فرمولهای لاغری رو در ذهنمون ذخیره کنیم وبه سمت لاغری حرکت کنیم تنها فقط باید به ذهنمون اموزش بدیم لاعری رو تا اون مارو هدایت کنه به سمت لاغری وما لاغر میشیم
به نام خدای عشق و ثروت
گام دوم
ما در هیچ دوره ای از زندگی آموزشی برای صحبت کردن به زبان مادری یا راه رفتن و ……ندیده ایم
ذهن ما از دوره جنینی به بعد از طریق دیدن و شنیدن و درک کردن خیلی از آموزشها رو ثبت و ضبط کرده
درمورد چاقی هم این مسئله آموزش صدق میکند
ما خیلی از حرفها رو شنیدیم و در ناخودآگاه ذهنمون باور
کردیم خیلی از رفتارهای غلط را دیدیم و در ناخودآگاه ذهنمون ثبت کردیم و مرحله به مرحله همه ی آنها را انجام دادیم
من از زمانیکه یادم میاد کمی نسبت به هم سن و سال های خودم ثپل تر بودم و این تفاوت در دوران مدرسه بیشتر خودشو بهم نشون داد و باعث شد بیشتر از پیش بهش توجه کنم تا زمانیکه تصمیم گرفتم رژیم بگیرم
از انواع رژیم کم خوری و ورزش ویوگا و رقص و رژیم پودرهای لاغری و انواع دمنوش ها و تغییر نوع روغن خوراکی و …..
تمام این روشها تا مرحله کمی اثر داشت و باعث کاهش وزنم میشد اما بعد از مدتی دوباره بازگشت داشت و مثل قبل میشدم چون من جسمم را درحال فشار قرار میدادم
و ذهنم نمیخواست این روشو ادامه بده و باعث اختلالات ذهنی و پرخاشگری و عصبی میشدم و درنهایت رژیم رها میشد
این ثپلی کم کم تبدیل به چاقی و اضافه وزن شد و بازم تلاش میکردم برای از بین بردن چاقیم اما نتیجه در حد کم بود و وقتی اطرافیان میگفتن یکم جمع شدی رژیم گرفتی ؟ ذهنم میگفت خب بسته دیگه رژیم
هیکلت خوب شده بقیه تأیید کردن دیگه و یکم آروم میشدم و روش لاغری رو ول میکردم و دوباره کم کم به وضعیت قبل برمیگشتم و وزنم اضافه شود و عذاب وجدان میشوند سراغم
باور ها و عادت های غلط باعث شد که چاقی را بازی کنیم و نتوانیم به باور درست لاغری برسیم
الان که در مرحله هدایت از طرف خدای عشق و دوستی به سمت لاغری با ذهن هستم ایمان دارم خدا جواب دعاهایم را داده و میتوانم به بزرگترین آرزو و خواسته زندگیم برسم و زندگی دوباره را تجربه کنم و لذت ببرم
الان حدود ۴۵ روزه که از اولین روزی که به سایت تناسب فکری هدایت شدم میگذره
با اینکه آموزش خاصی را شروع نکردم و با گوش دادن فایلهای رایگان استاد روشن به این مرحله از آرامش رسیدم که خوردن باعث چاقی من نشده و نمیشه
خیلی راحت میخورم و لذت میبرم و دیگه وزنم اضافه نمیشه
حتی در حال کاهش وزن هم هستم و راحت موقع سیری دست از غذا میکشم و ولع خوردن ندارم و جمله میل ندارم را به طرز باور نکردنی راحت و بدون فکر بکار میبرم
دیگه بعد از خوردن عذاب وجدان ندارم و اصلا فکر هم نمیکنم که این غذا در بدن من به چی تبدیل میشه و الان میدانم همش انرژی هست و بس
الان فقط و فقط از لذت های لاغری به ذهنم میگم وتصورات ذهنیم را از چاقی معطوف کردم به لاغری و خودمو خیلی دوست دارم و شکر گذار خدای خودم هستم
سلام خدمت تمام دوستان متناسب و خوش استایلم.من گام یک تا۳روگوش دادم وبه ترتیب کامنت نوشتم،حالاقدم دوم هستم برای نوشتن ورفتم اون ته ته و بیشتر نظرات و خوندم
یه جاهاییش بدلم نچسبید ومیخوام درکم از فایل و صحبت های استاد رو بگم.
آگاهی های نظرات و فایل گام دوم
۱.لاغری آسونترین کار دنیاست و اگه دیدیم یه جایی داریم عذاب میکشیم بدونیم راهمون غلطه)
۲.تواین راه مهم لذت بردن از مسیروعشق کردن وباحس شادی ونشاط پیش رفتن (برعکس تمام روش های موجود که فقط استرس زاهستش و تهش نتیجه دائمی نیست)
۳.عجله نداشتن وصبر(تحمل نه چون تحمل باصبر متفاوته و اگه داریم تحمل میکنیم یعنی سختی و رنج ولی صبر یعنی لذت یعنی خدایا میدونم این راهشه وجزاین نیست میدونم وتسلیم توأم)
۴.اینکه مرتب تکرار وتمرین کنم و حتما بنویسم چون درنوشتن ذهن و چشم و تمام حواس باهم کارمیکنه
۵.این دوره فقط برای تناسب اندام نیست وبقول استاد تو همه ی جنبه ها مارو تغییر میده بدون هیچ سروصدایی
۶.مامیتونیم به هر هدفی بااین روش برسیم به شرط استمرار و تکرار و عمل کردن
۷.باید راحت و بدون تقلا و سختی متناسب بشیم نه با عوض کردن ظرف غذا،نه با کوچک کردن قاشق نه باهیچ روشی فقط با تغییر فرمول ها(خیلی هانوشته بودن نباید غذاخوردن رو برای ذهن لذت بخش کنیم وفقط برای رفع نیاز باشه ولی من برای چاقی هم هیچ لذتی از غذا نمیبردم نه بویی نه مزه ایی ونه حتی طعمی اما حالا بادقت بهش نگاه میکنم بوش میکنم لذت میبرم لقمه تو دهنمه لذت میبرم طعمش ومزه اش و میفهمم وهرلحظه شکرمیکنم ونکته اینه که فرق این لذت با اون لذت دراینه که درچاقی لذت همراه بانگرانی و استرس و ترس از اضافه وزن بود و مدام ولع و حرص خوردنم زیاد میشد قشنگ یادمه وقتی میگفتن فلان غذا کمه کم بخورید به همه برسه میترکیدم و طوری میخوردم که همسرم جلوی خانواده اش زیرچشمی هی میگفت آمنه برابقیه هم بزار یا تا میوه ایی چیزی میومد وسط مادرهمسرم طفلی میگفت بیایید بخورید تموم شد ومن چقد ناراحت میشدم و بهم برمیخورد وحتی قهر میکردم اما این لذتی که الان دارم واقعا شیرینه وحتی ازکم یه غذایاخوراکی لذت میبرم(بقول استاد اگه به معده و حس چشایی بویایی باشه باهمون یه لقمه ادم طعم ومزه رو میفهمه و عشق میکنه وسیر میشه پس چی میشه که لذته تبدیل به ولع میشه؟حس کمبود واااای تموم نشه من این غذارو دوس دارم اهه چراکمه واینها باورهایی هست که تو ذهن نهادینه شده من خودم داشتم الان بهترم یادمه یه غذایاخوراکی خوب که می آورد پدرم همش میگفتن کم بخورید تموم نشه ومن همش ترس از نبود اون مواد و داشتم وکم کم به همه چیز نگاهم اینجوری شد ولی حالا بااینکه گاهی لیز میخورم واون تریه میاد ولی سریع به خودم میگم این ذهن و خودت بااین چیزاپرش کردی تقصیراون نیست که تقصیر خودته پس بهش نتوپ که چرا واین حرفا عوضش بگو فدای سرت مرررسی بهم ضعف هارو نشون میدی تانقطه ی قوتمون بشن وبه قول یکی از فامیل هامون که متناسبه میگه من از بوی غذا و دیدنش هم سیر میشم)
۸.دنبال معججزه وفرمول خاصی نگردیم قرار نیست فرمول یاورد شگفت وخارق العاده ایی بگیم و لاغرشیم زود نه ماازهمون روشی که چاق شدیم ازهموون روش لاغرمیشیم چطور باتغییر فرمول های ذهنی بدون رنج بلکه بالذت وخوردن هرچی دلم بخواد بدون اینکه بترسم چون میدونم بیش از نیازم نمیخورم (برای منی که از بدوتولد لاغروباریک وظریف بودم وبعدازسن۱۵چاقی تو رون هاوپهلو بیشتر بوده وبعدزود لاغرکردم وبعد۲۲سالگی منفجرشدم وسال۹۳تا۹۴۲۰کیلوکم کردم ولی بااسترس وکالری شماری و رقص و ورزش و کنترل آگاهانه خوردنم ومجدداز۶۰به۷۶رسیدن وحالا باقدرت ذهن یقین دارم میترکونم وشگفتی سازمیشم تاابد)
۹.این روش یقینا خود خودشه که منو به سرمنزل مقصود میرسونه چون دارم میبینم که بااختیارخودم ونه زور واجبار وترس به خودم متهدشدم وبرای خودم ارزش واحترام قائلم(این واقعا برام مهم بوده وهست که باپرخوری نکردن وشیک وزیباخوردن تازه همه هی تعارف میکنن نه مثل قبل که نگران بودن وای الان همه رو میخوره واین باعث میشه من خودمو محترم بشمارم و ارزش خودم ولیاقتم وحفظ کنم هرچندمیدونم درگذشته ی نه چندان دور هم این تقصیر ذهنم و بدنم نبوده ومقصر منم که فرمول هارو غلط بارگذاری کردم وبه خودم ظلم کردم)
۱٠.در روش های گذشته فقط به ناخواسته توجه کردیم ولی باروش تناسب ذهنی(لاغری باذهن)فقط به خواسته توجه میکنیم وروز به روز بهش نزدیک و نزدیکتر میشیم
۱۱.نکته ی خیلی مهمی که هست اینه که مابرای خودمو جسممون و زیباییمون لاغر میشیم نه دیگران و میخواییم دل خودمون وشاد کنیم از اندام متناسبمون لذت ببریم و قربدیم وبرقصیم وبرعکس قبل که فقط از ترس نکنه بگن چاقه اندام بیریختی داره لاغرمیشدیم یا اقدام میکردیم
ودرآخر هم که واقعا حال دلم بااین روش عالیه الان بیشتر دوست دارم وقت بزارم و میخوام یه سایز شلوار 36_38برسم ویقین دارم که میرسم حتما چون باذهن هرچیزی امکان پذیره
خدایا شکرت که انقدمشتاقم برای خوندن ونوشتن وگوش دادن
الان راحت خودمو به صرف همه چیز دعوت میکنم وعشق میکنم که خوش اندامم وبزودی از ۶۸کیلوبه۶۰وحتی کمتر میرسم چون تونستم وشده حتی باروش غلط پس باصحیحش حتما عالی تر و بینظیرتر میشه
راستی باورهای غلط نسبت به پوست که شل میشه و می افته وغیره هم داره تصحیح میشه
وباورهای غلط درمورد مو که وااای لاغرشدم موهام ریخت هم الکیه چون من باقدرت ذهنم کارمیکنم وجالبه برام که حتی صورتم توپروخوب مونده
برعکس قبل که انقدتو میرفت که سیاه میشد وهمه میگفتن وای (که همین یه مانع برای لاغریم بود که وای لاغری زشتت میکنه پس ذهن برای اینکه زشت نشم مانع لاغریم میشد وولی الان میدونم بالاغری زیباترو زیباتر میشم) چه بدشده بابا یذره وزن اضافه کن صورتت پرشه
ولی الان میدونم باذهنم میتونم همه جوره حتی موضعی هم وزنم و کم کنم و عالی پیش میرم
خدایاشکرت برای این نعمت ها که حتی همین چاقی هم نعمتیه وباعث شد اینهمه آگاهی کسب کنم برای تمام زندگیم
وبقول خانم راندا برن این هاموهبت های مشکلاتیه که البته از دید ما مشکله ورنج وگرنه که همه چیز برای ارتقای منه و منو هر روز بیشتر وبیشتر موفق میکنن و رومدار پیشرفت وموفقیتم
نشان های دریافت شده
سلام🙂 وقت همگی بخیر😍خب من هم مثل تمام افرادی ک دارای اضافه وزن هستن روش های مختلف و زیادی رو برای لاغر شدن دنبال کردم مثل رژیم های غذایی مختلف با اسم های معروف دکتر کرمانی ،جنرال ، لیمویی ،شیروخرما ، رژیمهای ک همراه لیمو بود،ورزش های سبک و سنگینی انجام دادم چ بااپلیکیشن توی گوشی موبایلم ، چ رفتن ب باشگاه ، پیادروی های چند ساعته ،حلقه های هلاهوپ ، روزهای اول ، هفته های اول همه چی خوب بود وهمراه با شوق وذوق و حتی ب خودم اجازه هوس کردن هم نمیدادم ، این شوروذوق روزهای اول ماه اول باهرتلاش و منع کردنی ک بود منو مواجه میکرد با ۳،۴کیلو کم کردن ، اما ب مرور ک میگذشت یه لقمه ،ی لقمه ،یواشکی خوردن ها ،هوس کردنهای غذا ،بوی غذای حتی بدمزه وغذایی ک اصلا دوست نداشتم منو دیوانه میکرد وچون من میخاستم طبق اون رژیم عمل کنم و خودم رو منع میکردم درادامه یا عصبانی میشدم و پرخاشگر یا میخوردم میخوردم بعدش عذاب وجدان و سرزنش خودم ،،،هیچوقت نمیشد اون سایز ووزن رو حفظ کنم حتی حفظش بیشتراز چندروز نبود علاوه ب اون وزن وسایزی ک برمیگشت برای خودم بود بیشترازون هم میشد…ماهمیشه راحت وبدون زحمت چاق میشدیم حتی بالذت ، حتی باخوراکی ها خاطره میساختیم وهنوزم میسازیم ،یا درذهنمون یا درکناردیگران سناریو میچینیم ک چیو با چی بخوریم،فلان کافه یا رستوران ،یا پارک فلان خوراکی بخوریم ک اگ زمستون باشه باون خوراکی گرم بشیم و بچسبه وحال بده ،اگرم تابستون باشه بااون خوراکی خنکمون بشه وجیگرمون حال بیاا ،ویا تشنگیمون رو رفع کنه ،یا خستگیمون بره ،خلاصه همیشه برای خوردن حرف برای گفتنهااا داریم…وقتیک ما همچنین سناریو وخاطرات دل انگیزی رو برای ذهنمون لذت بخش کردیم ،و بااون لذت خوردن ما آرامش داریم و حالمون خوبه حالا جداازروزهای تنهایی و سرزنش کردن خودمون پس برای لاغر شدن چ توقعی باید از ذهنمون داشته باشیم وقتیک مواجهش میکنیم با قعطی ، با منع کردن لذت خوردنیها ،ما چاق شدن رو بالذت وآرامش آموزش دیدیم ،اما لاغر شدن رو با رنج و سختی اماجایی برای ناراحتی ونگرانی نیست ،همانطور ک چاق شدن و چاقتر شدن رو خیلی راحت و ساده وباارامش ب ذهنمون آموزش دادیم برای لاغر شدن هم میتونیم ب ذهنمون این آرامش و لذت رو بدیم و ذهن رو از نقطه امن خودش تغییر خاصی ندیم.فقط ی کوچولو دچار دوگانگیش میکنیم تا متوجهش کنیم ک لاغرشدن از چاق شدن خیلی آسانترس.خب حالا ذهن رو چطور میتونیم برای لاغر شدن و لاغر موندن آموزش بدیم..روش لاغری با قدرت ذهن علارقم همه ی روش های دیگ ک زمان و مقدار تعیین میکننن این روش همچین سَبکی نداره و نخاهد داشت و نیاز ب زمان داره..وعلاوه بر نداشتن مقدار وزمان محدود ومشخص نتیجه اش علارقم روش های دیگ ک نسبی و زود گذر بود ،این نتیجه اش دایمی و ثابت خواهد بود.مگر اینک شخص یا فردی باشد کنتواند ونخواهد ازین آموزش ها استفاده ی بهینه کند🙂🙄من درتمام روش هایی ک بکار میبردم برای لاغر شدنم فقط ب جسمم فشار وارد میکردم ،از طریق رژیم های سفت و سخت خودم رو محدود و محروم میکردم ،از طریق ورزشهای سنگین ک باعث کمردرد و زانو درد درمن میشد خودم رو رنج و عذاب میدادم ، از طریق دمنوش های بی مزه و تلخ و همراه با خالت تهوع و ضعف و افتادن فشار من میشد ،از طریق قرصهای چربیسوز شیمیایی ک هورمون های بدن من رو تحت تاثیر خودش قرار میدادو باعث اختلال درانجام بعضی از کارهای سیستم بدن من میشد وخیلیییی دیگ از کارهایی ک فقط باعث میشد من ب جسمم فشاروارد کنم برای لاغر شدنی ک جز اندکی وزن و سایزچشمگیری هم نمیشد، ونتیجه ای تاثیر گذار وجدی هم نداشت….چرا من باهرروشی ک اقدام میکردم نتیجه ای هم حاصل نمیشد؟؟!!! چون ذهن و جسم من باهم همسو نبودن ب چ صورت .🙄🤔😟من ناخواسته وکاملا ناخودآگاه ذهنمو رو ب چاق و چاقترشدن آموزش داده بودیم .ولی از طرفی دنبال لاغر شدن بودم درحالیک ذهن من ب خواستهای من عمل میکرد ک چاق شدن بود ،من در خودآگاهم تصمیم میگرفتم ک لاغر بشم و تمام کارهای فیزیکی و تحرک و رژیم های مختلف نتنها من رو بلاغر شدن نمیرسوندبلک بعداز رها کردن منو از وزن و سایز فعلیم هم دورتر میکرد واضاف میکردم.ذهن آموزش دیده ی من منو تشویق میکرد ب پرخوری ، ب هرچیزی ک ب چاقترشدن من کمک میکرد.درحالی ک من خودمو منع میکردم از خوردنی ها ،از لذت ها،،تفاوت ذهن ناخودآگاه با ذهن خودآگاهم این بود ک من میخاستم لاغر بشم ، از شرش خلاص بشم از طریق رژیم وورزش..اما در ذهن ناخودآگاه من همچین چیزی نبوده اون تحت آموزش من بیشتر خواهان چاق شدنه من بوده ،بیشتر بهم میچسبوندش ،حتی از طریق اون رژیم وورزشهای ک برای من سخت و طاقت فرسابوده برای ذهنم لذت و آرامش بوده چطور بصورتی ک انقدر فشار میورد ب من ،این سلولهای عصبی و فعال میکرد و چون من قدرت مقابله با ذهن رو نداشتم شکست میخوردم و مثل قحطی زدها از هرچیزه خوشمزه ،بدمزه ،ترش وشوروشیرین وتلخ درحد انفجاروفشار شکم میخوردم وذهنم ازین همه خوشیو سرخوشی ازسر نفرت ازخوردن وسرزنش لذت میبرد و آرامش داشت چون فکر میکرد منو داره ب خواسته ی ناخواسته ام میرسونده،😏😐☹️😒😤 تمام فعالیت های بدنی ما تحت تاثیر ذهن (مغز)ماست مثل تکان دادن دست ،راه رفتن ، برداشتن شی ،لباس عوض کردن ،حمام رفتن ،وحتی غذا خوردن .پس هردفعه ک ما با پرخوری مواجه میشدیم این یک دستور بوده از طرف ذهن ،مغزماتحت تاثیر ذهنه ماست .خاطرات خوش خوردنها ،مراسمات ،عروسیها ،دورهمی ها،مسافرت،سرگرمی وغیره باینک میدونیم نباید بخوریم ولی میخوریم بعدش عذاب وجدان و سرزنش وبعد اظطراب و استرس و نگرانی و عذاب وجدان بخودمون ک یه نوع بازم چاق شدن هست 😐من بارها بارها تصمیم گرفتم ک لاغر بشم ، از طریق رژیم ، ورزش ، از بعدازاین عروسی ،اون عروسی ،از بعد تعطیلات ،از بعد مسافرت واز شنبهای معروف ک هیچ وقت برای من محقق نشدولی هروقت ک ب زمان موعد میرسید من جا میزدم ،ی اتفاقی میفتاد ،هی میگفتم از فردا ، ازفلان ساعت برای ورزش ، بعدازینکار بعدازون کار.اما درمسیر لاغری باقدرت ذهن ما ب ذهن یاد میدیم ک چاقی یعنی چی و چ مزایایی داره بعد لاغرشدن ومتناسب موندن رو آموزش میبینیم ومزایاش رو براش روشن میکنیم وبعد ک قانع شد وکمی با ماراه اومد وهمسو شد مسیر صحیح ودرست رو نشونش میدیم تا لاغر شدن رو هم مثل چاق شدن یاد بگیره ،مثل یادگیری زبان محلی وفارسی ک ماتحت آموزش خانواده و معلمانمون بودیم ناخودآگاه یاد گرفتیم ،والان اگ بخایم لاغر شدن رو یادبگیریم باید مثل هر هنره دیگ ای این زبان رو آموزش ببینیم مثل خیاطی ، رانندگی ،کامپوتر،نقاشی ،مکانیکی ،سفالگری،وکلی از شغل ومهارتهای دیگ ای ک نیاز ب آموزش دارد.چاقی ارتی ،ژنتیک ،بخت واقبال ، سرنوشت وخداخواسته نیست، چاقی آموزش دیدنی ویادگرفتنی است مثل خیلی از رفتارهای ما.ما بدون اینک تصمیمی گرفته باشیم برای چاق و چاقتر شدن ، چاق شدیم و فرمولهای چاقی ک خودمون در ذهنمون ایجاد کردیم داریم آن فرمول هارو تکرار وتکرارتر و زندگی میکنیم و نتیجه اش سایز ووزن درحال حاضر ماست.ذهن انسانها بارها و بارها میتونه آموزش های گوناگون ومختلفی رو ببینه حتی درعین حال میتونه چند آموزش رو باهم یادبگیره مثل زمانهایی ک ما ب مدرسه میرفتیم و دریک روز میتونستیم چند درس رو باهم یادبگیریم و حتی دریک روز میتونستیم چند تا امتحان مختلف رو امتحان بدیم.حتی درموضوعات علمی ،هنری ،ورزشی ،نقاشی و غیره.وما برای هر مهارت یا شغل نیاز ب آموزش ویادگیری داریم ،پس لاغر شدن رو هم میشه یادگرفت فقط کافیه اصول و تسلط داشتن روی ذهنمون رو یاد بگیریم…. چرا ماهربار ازهرروشی استفاده میکردیم برای لاغرشدن با شکست مواجه میشدیم⁉️⁉️🧐 چون لاغرشدن رو ما دراون روش ها ب ذهن آموزش ندادیم و بعد بعداز چندروز رها میکردیم واون وزن و سایز برمیگشت چون ذهن ما فقط چاق شدن رو بلد بوده…ودرتمام تبلیغاتی ک برای لاغر شدن از مقدار وزمان صحبت میشه اون روش کاملا اشتباه و غلط و گول زننده است چرا؟؟!!چون ما برای چاق شدن هیچوقت مقدار و زمان تعیین نکرده بودیم،پایگاه رهبری جسم ذهن ماست و ذهن روی ما تاثیر میزاره و رفتار مارو کنترل میکنه.ب چ صورت..بصورتی ک ما در همه ی روشهای لاغری چون ذهن ما در مسیر چاق شدن بوده هوس خوردن داشتیم ،حرص وولع داشتیم درحالیک طبق رژیم غذایی مون پیش میرفتیم وخودمون رو از همه ی منع میکردیم 😐ماانسانهای توانا و قدرتمندی هستیم ک الان اینجا و دراین مسیر هستیم ک اگ نبودیم همون راه اول علاوه برمسیر و راه وروش اشتباه رها میکردیم وتسلیم سرنوشتی میشدیم ک حق ولیاقت مانبوده ونیست .پس ناتوان نیستیم چون درهمون راه و روش اشتباه درمسیر سختودشوار بازهم مقداری از سایز ووزن ما کم میشد..و ما باید اینو همیشه بخاطر داشته باشیم ک درمسیری ک اشتباه و غلط هست باهر توان ،انگیزه و شوروشوقی ادامه بدیم ما هیچوقت ب مقصد وهدفمون نمیرسیم..وبرعکس در مسیری درست و صحیح باهر سرعتی حتی کند ماحرکت کنیم بالاخره دیریازود ب اون مقصد،هدف و ایستگاهمون میرسیم انشاءالله 🙏اگرک مادرمسیری بودیم ک دروحودمون شوق وانگیزه بوده ولی ب نتیجه ای دست پیدا نکردیم و نسبی بوده نتیجمون این نشانه ی ناتوانی ما نیست بلک درمسیر اشتباه و غلط ما بوده ک مارو ب هدف دلخواهمون ک لاغر شدن هست نرسونده.درحالی ک بارها پیش اومده بخاطر راه و مسیر اشتباه ما خسته شدیم ونامید ولی بازم ادامه دادیم و خدا دستمون رو گرفته و هدایت کرده ب مسیر تناسب فکری😍😊دراین مسیرعده ای از افراد زود نتیجه میگیرن ،عده ای دیر ،و هستن افرادی هم ک نتیجه ای نمیگیرن ،نتیجه نگرفتن افراد ب اشتباه و غلط بودن مسیر نیست ب سرنوشت و اقبال چاق بودنشون نیست ب اینه ک شاید همت و انگیزه و شوق و اشتیاقشون ب اندازه هدف و خواستشون بزرگ نبوده وتلاش نکردن ،باور نکردن و بعنوان یک رژیم غذایی یا ی دوره ورزش بدنسازی یا حالا چربیسوزی ب این مسیر نگاه کردن..کسی ک لاغر شدن براش مهمه رویایی لاغر شدن خودش رو میخاد ب واقعیت تبدیل کنه باید شورواشتیاق و استمرار داشته باشه با خال هوی وعشق تمریناتشرو انجام بده و علاقه داشته باشه وباور ب هودش ب تواناییش و ب این مسیر ک هدایت شده داشته باشه…باید این روش رو مثل همه ی کلاس های آموزشی دیگ ک خاضر میشه یا مثل الان ک آنلاین هستن کلاسها طی کنه و بگذرونی ،درک کنه بفهمدش مثل کلاسهای نقاشی ،خیاطی ،کامپیوتر،لاغرشدن خیلی از چاق شدن اسانتراست فقط باید براش وقت بزاریم واین وقت گذاشتن باید با حال خوب واشتیاق باش.باین کار اموزش دیدن باعث میشه ک ذهن و جسم همسو بشن برای لاغر شدن وتنها درمسیرلاغری با ذهن لاغر شدن امکان پذیره😍😊😉لاغر شدن تولدی دوباره س ،یک تغییره در همه ی جنبه های زندگی اگر ک ادامه بدیم و استمرار داشته باشیم .ومامیتونیم مثل استاد عزیزمون ودوستان شگفتی ساز تغییری درزندگیمون ،درتناسب انداممون بدیم اگر ک بخایم پس ما میتوانیم پس میشه ب امید موفقیت همه دوستان همسیر😍🙏
نشان های دریافت شده
بنام خدا گام دوم 🌹لاغری تنهاوتنهاوتنهاوتنهاازطریق ذهن امکان پذیره تنهاراه آسون وراحت وتنهاروشی که درتمام جنبه های زندگی تاثیر میذاره یقیناروشی که بتونه تمام بخشهای زندگیوبگیره وتغییربده لاغری باذهن هستش من بااینکه درطی این روش کلی لیزخوردم اماارامشم روبدست آوردم وافکارم خیلی تغییر کرده وباعمل کردن به آموزشها دارم درمسیرقرارمیگیرم من تامرحله ی بیست و چهارم عمل کردم امابازدوباره برگشتم و گفتم نبایدبذام که این افکارکه من هنوزچاقم ورفتارم تغییر نکرده منوناامیدکنه ودرکمال ناباوری دیشب که همسرم ازمن باگوشی جدیدم که میخواست فقط کیفیت دوربینش روچک کنه ببینه متوجه شدم که در کمال ناباوری من لاغرترشدم اززمانی که چاق بودم وبااینکه هنوزغذاخوردنم اون طورکه میخواستم تغییر نکرده بودامافهمیدم که همه چیزواقعابه ذهن بستگی داره و به میزان اعتماد ی که به این روش داشته باشم وحالل تصمیم گرفتم که بیشتربه خودم واین روش اعتماد کنم وهرچیزی که به ذهنم میادروانجام بدم بنابراین دوباره اومدم این چندگام روکه ازقبل انجام داد ه بودم مرورکنم وبه گام های جدیدی که نرسیدم برسم و این بارهم هی مرورکنم ومرورکنم تابه تمام جهت های زندگیم تغییرایجادکنم لاغری باذهن .لاغری باذهن یک پروسه ای هست که کاملازمان برهس دراین دوره نه زمان مطرح هست و نه مقدارکاهش وزن ونه مقدارغذغ دراین دوره آزمون راهی که چاق شدم لاغرمیشم واین باربرای همیشه لاغرمیمونم . لاغری باذهن یعنی تغییرافکاروبراساس تغییرافکارتغییرباورها درتمام زمانیکه من از روشها ی مختلف لاغری استفاده میکردم فقط جسمموتحت فشارمیذاشتم که لاغربشم ولاغر میشدم امانمیتونستم لاغربمونم به خاطر این که لاغری من فقط فشارجسم بودوهیچ تغییر دربخش افکارم رخ نداده بودلاغری باعث تغییر شخصیت من نشده بود بلکه من فقط به جسمم فشارمیدادم تالاغربشم وذهنم وافکارم وعادتهام تغییر نکرده بودترس ازخوردن پشیمونی به خاطر پرخوری واضافه خوری وهمه ی اینها باعث میشدکه من بیشتردرمسیرچاقی باشم زمانیکه من رژیم میگرفتم ذهنم خواستش چاقی بودوخواستهی من لاغری به همین خاطرچون ناهماهنگی صورت میگرفت من به سمت چاقی حرکت میکردم درزمان رژیم من عادتهاموکمترازقبل تکرار می کردم عادتهای من به خاطر افکارم وباورهام شکل گرفته بودوزمانی که من عادتهاموکمترتکرارمیک دم بااینکه لاغرمیشدم اماباورهامتغییرنکرده بودومنوبه سمت چاقی بیشترهدایت میکردلاغری باذهن نه تنهاعادتهاروتغییرمیده بلکه ریشه ی اصلی عادتهاکه باورهاوافکارم هست روتغییرمیده وبه سمت لاغری هدایت میکنه واین کاربایک روزیادوروزنیست بلکه نیاز به پروسه ی زمانی داره مثل چاقی لاغری هم یک هنره مثل خیاطیوگلذوزی ومیشه برای همیشه لاغرموندهم.نطورکه تالان چاق بودم میتونم لاغربشم ولاغر بمونم برای همیشه من چاقی رومثل حرف زدن ازخونوادم یادگرفتن وحالاهم میتونم لاغرشدم رویادبگیرم ومدام تکرارش کنم تا رناخوداگاه من ذخیره بشه ومن لاغربشمد طی این مدت من بایدصبورباشم ومن یهویه زمانی ذهنم این میومدکه برای چی پیام بنویسم ومشق ولی گاهی اوقات توی دفترم مینشینم چیه جلسه اول رومرورمیکردم وحالادیشب این نتیجه ی عالی واینم فهمیدم که ذهن منفی بافم مبخوادمنو منحرف کنه واین م یادگرفتم که به فرشته ی درونم گوش بدم وباهم همسوبشیم برای رسیدن به خواسته هاومن فرشته فرشته ی درونم روبعدا زچندباردیدن وگوش دادن به فایلهای زندگی باطعم خداتونستم بشناسم و الان فهمیدم که لاغری فقط لاغری جسم نیست و لاغری ازطریق ذهپه درسته هنوزخیلیابه من درباره ی اینکه چاقم وچرالاغر نمیشم گله میکنن ولی من امروزبعدازدوباره گوش دادن این فایل به این نکته رسیدم کهلاغری بایدازطریق ذهن صورت بگیره دراین روش تغییرافکارهست ووتغیررفتاربرتساس تغییرافمارثورت میگیره دوم . لاغری برای تمام مدت بایدباشه نه برای یک زمان ویادوره ی خاص بلکه باید برای تمام عمرصورت بگیره که بااعتمادکردن به خودم واین روش میتونم لاغربشم ولاغر بمونمسوم لاغری یک امرکاملاطبیعی ومستمر بایدباشه همونطورکه چاقی برام بوده وچهارم .نبایدعجله کنم چون عجله هیچ پردی رودوانمیکنه پنجم .عمل کننده باشم سعی کنم همونطورکه گوش میدم اونهاروبه عمل درزندگی تبدیل کنم و تکرارکنم تادرناخوداگاهم نفوذکنه ومن لاغربشم ششم .لاغری باذهن .یعنی همسوکردن ذهن وجسم هس..ویادگیری اصول ذهن یعنی تولنایی یادگیری قوانین جهان .هفتم طبیعت همیشه دراستمراراست پس من هم بایدمثل طبیعت دراستمرارباشم ودرنسیرپیشرفت وتکامل واگرتوقفی درطبیعت ایجادبشه یعنی یک مانعی هست وس اگرمن نتونم لاغربشم ودرمسیرتکاملم یک توقفژ صورت بگیره پس مانعی عست که اون مانع بایدازبین بره لاغری باذهن یعنی اربین بردن موانع ذهنی وبه بیرون کاری نداره زمانی که درونیات تغییرکنه شرایط بیرون هم تغییرمیکنه وبه سادگی لاغری صورت میگیره لاغری باذهن یعنی تغییرازدرون ویادگرفتن زندگی جدی نمیدونم شایدمثال درستی نباشه شایدم باشه .انگارمثل یک بچه که بهش یادمیدی چطور ازپس خودش بربیاد خودتم باهاش دوباره زندگی کردن ویادمیگیری لاغری باذهن همم همینه همونطورکه دارم یا میگیرم که به ذهنم یادبدم که چطوررفتارکنه وچطورلاغر بشم خودمم باهاش که قرارمیگیرم یا میگیرم که لاغربشم ولاغر بمونم برای همیشه نوازندگی جدیدی تجربه کنم .واعتمادبه نفس وعزت نفس و احساس ارزشمندی ولذتهاروکسب کنم ازنووهمه چیزکم کم کم وبه مرورویواش یواش تغییرمیکنه بدون جهش چون هیچ چیزی جهشی نیست و همه چیز تکاملیه حتی جسم لاغری هم بایدتکاملی باشه وبه این شکل میشه برای همیشه لاغرموندوازلاغر ی لذت برد.🌹🌹🌹🌱🌱
سلام دوست عزیز
نوشته بسیار خوبی است ولی به دلیل چسبیده بودن بسیاری از کلمات خوندنش سخت شده و مدال فنی داده نشد
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد گرامی .ازشماممنونم که وقت گذاشتید.وبابت تذکرتون مچکرم سعی میکنم باربعدبیشتردقت کنم ازشمابابت توجهتون سپاسگزارم.🙏🙏
به نام خالق بی همتاسلام و دورد…با گوش دادن فایل دوم چقدرررر یاد این شعر افتادم…
واقعا هم همینه…هرچی هست درون خودمونه…وقتی داشتم صحبت های با ارزش استاد رو گوش میدادم…یه دوری هم تو زندگی خودم میزدم… مغز به تمام بدن فرمان میدهد و مغز تحت کنترل ذهنه،ذهنی که فقط برای چاقی تربیت شده،فقط آموزش های چاقی رو دیده… تو غذا خوردن خودم توجه کردم…غذامو کامل میخورم ولی هنوز گشنمه این ذهن منه که هنوز سیر نشده…این ذهن منه که باهام لج میکنه و بیشتر میخوره،وقتی یاد این میوفتم که اگه این غذارو بخورم چاق میشم،باهام لج میکنه و هر چی میخورم سیر نمیشه…این ذهن منه که فرمول های قشنگ میخواسته و من همش فرمولهای چاقی رو مرور میکردم،به خاطر همین باهام لج کرد و به شکل اضافه وزن درآمد…بهم فهموند وقتیکه تو با حرف دیگران که همش اذیت میکنی منم اذیتمو به شکل اضافه وزن بهت نشون میدم…بهم نشون داد که بزار راحت زندگی کنم،بزار برای خودم زندگی کنم،بزار آرامش داشته باشم،بزار لذت ببرم از زندگی…انقد بهم گفت و گفت و منم از این دوگانگی که برام ایجاد شده بود به خدا درخواست دادم و خداااا هدایتم کرد به مسیر درست… مطمئنم که تو بهترین زمان و مکان اینجا هستم❤️
و زمان هدایت شدن و وارد مسیر شدن من هم رسیده😍 بله ما از کودکی در حال آموزش دیدن های اشتباه بودیم ولیییی ذهن ما خیلی قدرتمنده،هر زمانی بخوابم میتونیم بهترین آموزش هارو بهش بدیم و الان هم تو مسیر بهترین آموزش ها قرار گرفتم…فرمولهای ذهنیمو تغییر میدم ،آموزش های درست رو وارد ذهنم میکنم و تا آخر عمر با وزن متناسبم کلیییی لذت میبرم ❤️ تعهد میدم تو خواندن نظرات دوستان و نوشتن نظرات خودم،با جان دل گوش دادن فایل ها کوشا باشم و ایمان و اطمینان کامل به آموزش های استاد داشته باشم… میخواهم💪میتوانم😍میشود🌟
۱۴۰۰/۱/۱۸❤ چهار شنبه ❤️ساعت۲۲:۵۸
نشان های دریافت شده
سلام دوست همسیر🙂نوشته ی شمارو خوندم و شما در نوشتتون شرح داده بودید ک ذهن شما باهاتون لج میکنه 🤔 و این لج و اذیت کردن رو ب شکل اضافه وزن برای شما ب نمایش گذاشته ☹️ دوست عزیزم ذهن ما برای ماست از بدو تولد تا حتی بعداز مرگ…تا حالا باخودتون فکر کردید ک چرا ذهنی ک خودمون آموزشش دادیم بخاد باهامون لج کنه ، این دید شما نسبت ب ذهنتون اشتباهه چرا ؟؟چونک ذهن رو مابا رفتارهای تکراریمون پرش میکنیم مملو از افکار منفی یا افکار مثبت ….الان اگ شما غذاتون رو کامل خوردید و باز گرسنه هستید، این ذهن نیست ک گرسنه اس .شما چاق شدن رو براش لذت بخش کردی ، شما با افکار و رفتارهای پرتکرار و اشتباه ذهنتون رو برای چاق و چاقتر شدن آماده کردید….ذهن ما چیزه جدایی از مانیست ، همانطور ک ذهن ما از بدو تولد مثل لوح سفید پاک پاک بوده ، جسم ما ذهن متناسب ما هم از بدو تولد بدنی عاری از چربی و چاقی بوده ، همونطور ک ما از بدو تولد تحت آموزش خانواده بودیم برای تربیت درست ، تحت آموزش تحصیل بودیم برای سواد چاقی رو هم یاد گرفتیم ، از طریق دیدهامون ،از طریق شنیده هامون ،،،شما نباید دیدگاه منفی روی ذهنتون داشته باشید…و چون اینجا لاغری با قدرت ذهنه همه ی تقصیرات رو بندازیم گردن ذهن ، ما خودمون باعث شدیم ک ذهنمون دستور هی خوردن بده …..بیشترازین براتون توضیح نمیدم چون خدایی نکرده ممکنه دچار دوگانگی بشید..پیشنهاد میکنم ک حتما حتما ادامه بدید فایل ها رو آموزش ببینیدبیشتر متوجه حرفام میشید..امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم ب این فرمول اشتباه ذهنیتون🙏 ب امید تناسب فکری و تناسب اندام 😊
سلام و درود
امروز فایل دوم رو گوش دادم و همش با خودم تکرار میکردم که من باید موفق ترین شگفتی ساز بشم💪🌟💪دیروز یه تجربه تلخ و شیرین هم داشتم…با یکی از دوستام قرار گذاشتیم بریم پاساژ خرید…مسیر رو که داشتم طی میکردم شروع کردم بلند بلند با خودم صحبت کردن😁میگفتم سنای قشنگم ،استاد راست میگه لاغری آسون ترین کار دنیای🌟
میدونی چرا:::::::::۱_اعتماد به نفس رو بالا میبره
۲_همیشه جذابی
۳_هر لباسی بخوای میپوشی با هر رنگ و مدلی
۴_هر غذایی بخوای میخوری با لذت و آرامش و عشق
۵_بدنت همیشه رو فرمه و شکمت تخت و قشنگ
۶_سلامت و تندرستی
۷_احساس رضایت از خودت داری
۸_وقتی میری رو ترازو و میبینی وزنت متعادل هستش کلییییییی خوشحال میشی
۹_احساس سبکی و سرحالی داری
۱۰_و خیلی دلایل قشنگ دیگه…
ولیییی چاقی خیلیییییی سخته یه چیزی از خیلییییی،خیلی سخت تره
میدونی چرا:::::
۱_هر لباسی رو نمیتونی بپوشید
۲_از غذا خوردن لذت نمیبرم
۳_همش احساس کمبود داری
۴_یه جا میری همش سعی میکنی خودتو بپوشونی ،شکمتو بدی تو ویاااااا اصلا نمیری
۵_لباسای گشاد و با رنگ مشکی میپوشی که مثلاً من لاغرم
۶_تو جمع احساس میکنی از بقیه کم آری
۷_ورزش های سخت میکنی و تا یه هفته بدنت درد میگیره بدوووون هیچ نتیجه ای
۸_غذاهای بدون طعم و مزه میخوری بدون هیچ نتیجه ای
۹_همیشه یه احساس ترس و گناهی همراهته که انگار قاتل زنجیره ای
۱۰_لباس هیچ وقت تو تنت قشنگ نیست
۱۱_همش عصبانی
۱۲_همش ناراحتی
۱۳_همش مظطربی
۱۴_همش منتظری یکی یه چیز بهت بگه و تو جوابشو بدی
۱۵_وووو خیلی دلایل مختلف دیگه…
بلند بلند با خودم حرف زدم تا به دوستم رسیدم و رفتیم پاساژ…مغازه هارو که نگاه میکردم دلم یه شلوار لی آبی آسمونی میخواست…واقعا چرا همش باید مشکی بپوشم که جمع تر نشون بدمممم…دلو زدم به دریا و رفتم تو یه مغازه و شلوار مورد نظرم رو گفتم برام بیاره…فروشنده گفت چه سایزی…چقدرررررررر تو گفتن سایز حسن بد شد…گفتم۴۲_۴۴….
زمانی هم که شلوار رو گرفتم رفتم پرو انگار یه بعضی ته گلوم بود…
گفتم بیاااا وقتی میگن لاغری آسون ترین کار دنیا هستش و چاقی سخت ترین کار دنیا همینه دیگه…اگه میگفتی۳۸هم حست بد میشد…نههههه ذوقم میکردی…
خلاصههه خودم رو سر گرم کردم تا رسیدم خونه و صبح متن و فایل روز دوم رو گوش کردم
استاد گفتن امیدوارم انگیزه گرفته باشید برای مسیر لاغری با ذهن…همینجا میخوام بگم استاااااد انگیزه ام برای انجام این کار بی نهایت و بهتون قول میدم یکی از موفق ترین شگفتی سازان من هستممممم💪💪💪💪💪