احساس ارزشمندی یکی از مهمترین مواردی است که داشتن آن موجب تحقق آرزوها و تجربه خوشبختی و نداشتن آن مانع برآورده شدن آرزوها و تجربه شرایط نامساعد می شود.
اگر احساس ارزشمندی نداشته باشید، اهمیتی ندارد چقدر برای تحقق آرزوهای خود تلاش می کنید، چون هرگز به خواسته های خود نخواهید رسید.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.41 از 91 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

بنام خداوند بخشنده و بخشایشگر
این مطالب زیبا که داخل سایت قرار دادن استاد چقدر ارزشمند و چقدر گرانبها هست
حس من میگه اینکه توی این سایت باشم و کلا به مسیر لاغری با ذهن هدایت بشم یه قصد بزرگتر داخلش داشت و اون هم این بود که با این دوره و دوره زندگی با طعم خدا و تمام دوره های تغییر زندگی هدایت بشم
چون احساس ارزشمندی در وجود من بسیار بسیار خورد شده بود و خدا منو هدایت کرد به اینجا
برای احساس ارزشمندی همین بس که بدونیم از او هستیم
همین بس که از منبع هستیم
و آنقدر ارزشمندیم که هیچ فردی نمیتونه روی ما قیمت و عدد بزاره
اصلا این اعداد مادی هیچ وقت نمیتونن ارزش واقعی ما رو مشخص کنیم
مگه میشه برای خدا عدد و قیمت و ارزش گذاشت؟؟؟
پس برای ما هم نمیشه چون پوست و گوشت و خون و استخونمون همه چیزمون از اونه
همون نیروی برتر که همه چیز رو به جریان میندازه
غیر قابل قیمت گذاری هست
همینطور که او هست
همینطور که عشق هست
ما هم هستیم لازم به انجام هیچ کاری نیست یعنی همین بودن هم ارزشمند
ارزشمند تر از هر چیز مادی، ماشین و خونه و طلا و جواهر و پول و جت شخصی و هلیکوپتر و ماشین اسپرت و رابطه عاطفی و بچه و هر خواسته دیگه ای
اینکه ما از اون ارزشمند تر هستیم اینه که مهمه
اینکه پایه و اساس رسیدن به آرزوها هاست احساس ارزشمندی و احساس لیاقت
احساس اینکه من هم خوبم مثل همه آدمای دیگه که خوب هستن
مثل همه افراد نه بالا تر هستم نه پایینتر
اگه هر اشتباهی هم انجام بدم اینکه از منبع هستم درش تغییری ایجاد نمیشه و ارزش من هم درش تغییری ایجاد نمیشه
وقتی تصویر درستی از خودمون داشته باشیم به مرور عزت نفس و احساس ارزشمندی در ما شکل میگیره حالا مهم نیست چقدر اشتباه کردیم
خودمون رو ببخشیم
و جبران خسارت کنیم، حالا خسارت به هر کسی میتونه باشه
خیلی خوشحالم برای اینکه اینجا هستم خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که مرا باارزش خلق کرده است.
سلام خدمت استاد بزرگوار و همه عزیزان.
قدم اول:من انسان ارزشمندی هستم. بریم درمورد این موضوع صحبت کنیم.
چرا انسان ارزشمندی هستم؟چون خدا منو خلق کرده است
چی؟نشنیدم،بلندتر تکرار کن. چون خدا منو خلق کرده است. اهان خدا من را خلق کرده. یک خیاط سرکوچه منو ندوخته یک نجار منو با چوب درست نکرده. یک سنگ تراش یا مجسمه ساز منو نتراشیده یک نقاش منو نکشیده یک بنا اجر نچیده رو هم تا منو بوجود بیاره یک اهنگر منو ذوب نکرده تو قالب نریخته تا من شکل بگیرم و…..
منو خدا خلق کرده منو قدرت مطلق جهان هستی خلق کرده منو خدایی که توانا و شنواست دانا و بینا هادی و حامد رازق و وهاب و رحمان و رحیم هست خلق کرده.
خدای کیه؟قدرت مطلق هستی، کسی که برتر از اون نیست کسی که تا بگوید باش موجود میشود کسی که هیچ کس قدرت و توانایی رقابت کردن باهاش را ندارد.
کسی که نه بوجود اومده نه از بین میره همیشه هست و خواهد بود همیشه بوده کسی که کلی زیبایی خلق کرده فرشته جن حیوان درختان کهکشان هستی منظومه شمسی کسی که بالاتر از قدرتش قدرتی وجود نداره حالا چنین کسی وقت گذاشته مرا خلق کرده است. من انسان را چنین کسی وقتی منو خلق کرد به خودش احسن گفت. چنین کسی به همه گفت بهم سجده کنند و چون شیطان سجده نکرد اونو کافر خوند و از بهشت بیرونش کرد. چنین کسی همواره مرا هدایت میکنه منو غرق در نعمتهای خودش کرده و گفته از پاکیزه ها لذت ببر همش برای تو هست هر چی بخوای بهت میدم فقط منو بپرست فقط به من و قدرت من ایمان داشته باش در خونتو باز کن تا خواسته ها به دستت برسه . چنین کسی گفته تو برای من ارزشمندی بدون نماز و روزه و کار خاصی از دید بشر همینکه من خلقت کردم ارزشمندی. خدا منو با ارزش آفریده گفته تا زنده ای لیاقت استفاده از تک تک نعمت هامو داری هر چی بخوای بهت میدم من دوستت دارم و دوست داشتن خدا برایم کافی است خدایا شکرت.
احساس ارزشمندی من به میزان احساس رضایت عملکرد درونی من بستگی دارد نه به بقیه . من امروز تونستم ادامه ساندویچی که میل نداشتم را نخورم و به خودم افرین میگم من از این عملکرد خودم احساس رضایت درونی فراوانی داشتم و احساس کردم که واقعا از خودم حسابی راضی هستم و این منو پیش خودم کمی بیشتر ارزشمند کرد میدونم احساس ارزشمندی من به خوردن یا نخوردن ربطی نداره ولی از عمل خودم احساس رضایت درونی داشتم.
خداوندا، همانگونه که مرا هدایت کردی به این آگاهی ها لطفاً قدرت عمل به انها را هم بهم بده.
خدایا شکرت. من شاهکار خداوند هستم من همان چیزی هستم که او را راضی خواهم کرد.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان
این فایل های زندگی با کمک خداوند چقدر زیباست. از شما سپاسگزارم و از خدای خودم که مرا به اینجا هدایت کرد. بعد از سه چهار روز نوشتن در دفترم تموم شد و پانزده صفحه شد متن این جلسه. به شوهرم گفتم ارزشش را داشت و همین پانزده صفحه را بخوانم و تکرار کنم و درک و عمل کنم به آن تا آخر عمرم کافیه.
من ارزشمندم بی آنکه به کسی نیاز داشته باشم من ارزشمندم چون انسان هستم چون اشرف مخلوقات هستم من کسی هستم که خداوند بعد از آفریدم به خودش احسنت گفته است. من ارزشمندم بدون نیاز به مهارتی
بدون نیاز به پول بدون هیچی همین که انسانم ارزشمندم
همین که نفس میکشم ارزشمندم
من از وقتی این فایل را خواندم و در دفترم نوشتم انگار خودم را بیشتر دوست دارم و خودم را بسیار ارزشمند میدانم میرم جلوی آینه و با خودم صحبت میکنم به خودم لبخند میزنم و میگم دوستت دارم زهرای خوبم زهرای باارزش من.عاشقتم.
خب حالا بریم سراغ آن قسمت که گفتید با این نگرش دیگران را ببخشید که آنها هم انسان هستند و امکان اشتباه کردن دارند اصلا ماهیت انسان همینه. با همین یک جمله شاید خیلی از عزیزانی که در حقم با توجه به ارتعاشات خودم بدی کرده بودند را بخشیدم. من واقعاً خیلی ها را بخشیدم و حس میکنم امشب با آرامش بیشتری میخوابم.
جدای از همه اینها خودم را نیز بیشتر از همه بخشیدم و احساس گناهم کمتر شد. من اشتباه کردم از اشتباهم درس گرفتم باش عذر خواهی کردم از آن اشخاص. به درگاه خداوند بارها توبه کردم و میکنم. امیدوارم یک روز بابت اون اشتباهم بتونم کامل خودم را ببخشم هرچند الان کمتر شده احساس بدم ولی میدونم که یک روز کامل خودم را میبخشم.
خدایا شکرت بابت همه چیز
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده و کریم
احساس ارزشمندی خود را به توجه خداوند به خودتان در همزمان کردن شما با اتفاقات و شرایط مناسب وابسته کنید تا بالاترین سطح ارزشمندی را تجربه کنید.
بیایید درمورد این قسمت صحبت کنیم .
سالها پیش که به مدرسه میرفتم دم غروب بود که از مدرسه آمدم و رفتم آشپز خانه وضو بگیرم داشت اذان میداد یک لحظه گفتم بزار اذان تموم بشه بعد بیام وضو گرفتم و اومدم بیرون از آشپزخانه و کنار دیوار نشستم زمین همینکه نشستم زمین باد محکمی وزید و از روشنایی آشپزخانه چندین آجر ریخت داخل و شیشه ها شکست و همراه آجر ریخت دقیقا جایی که من چند ثانیه پیش آنجا بودم این همزمانی واقعا عالی بود و چقدر خداوند در آن زمان به من رحم کرد چون من برایش ارزشمند بودم و تمام آن آجرها به جای فرود آمدن روی سر من در زمین ریخت.
بعد از ازدواج روزی کابینت ها را ریختم بیرون و مرتب کردم و دوباره چیدم و داشتم غذا میپختم یک لحظه نمیدانم چه اتفاقی افتاد که من از آشپزخانه خارج شدم و همزمان تمام وسیله های کابینت بالایی که شیشه هم بود ریخت پایین و خورد شد من اون لحظه نه نمازی میخواندم نه دعایی میکردم و نه عبادت خاصی ولی خداوند مرا بخاطر اعمال و رفتار من دوست ندارد بلکه بخاطر انسان بودنم دوست دارد و بسیار برای من ارزش قائل بود و آن همزمانی را ایجاد کرد.
امروز غروب دوچرخه ام را آوردم تا سوار شم ولی متأسفانه زنجیر انداخته بود و من بلد نبودم زنجیر آن را بندازم سرجایش پسر بچه ای از کوچمون رد میشد گفت خاله کمک میخوای گفتم بلدی زنجیر این را بندازی گفت البته اهرم را فشار بده و سریع انداخت باز هم من نه نمازی میخواندم نه روزه بودم نه تسبیح دست داشتم نه ذکر میگفتم فقط بعد از رفتن آن بچه گفتم خدایا شکرت بابت این همزمانی مرا در زمان مناسب در مکان مناسب قرار دادی.
الان میفهمم که خداوند برای من ارزش قائل هست و مرا هدایت میکند بدون هیچ عمل خاصی خدا برای من ارزش قائل هست و من برای او ارزشمند هستم بنابراین مرا هدایت میکند و هوایم را دارد.
چند شب پیش نصف شب حال همسرم خراب شد و من بردمش بیمارستان ولی کارت من پاسخ نمیداد و تمام پول در کارت من بود و حتی با گوشی هم نمیشد به کارت دیگری واریز کنم و بسیار بسیار خلوت انسان بسیار شریفی در آن لحظه وارد بیمارستان شد و کارت خودش را داد کشیدند وگرنه خداوند میداند که اگر آن همزمانی نبود ما چقدر باید در بیمارستان معطل میشدیم و حالا میگویم که خدایا شکرت بابت آن شب بازهم نه مشغول نماز خواندن بودم نه روزه و عبادت خاصی از نظر دیگران ولی چون برایش ارزشمند بودم مرا در زمان مناسب در مکان مناسب قرار داد. خداوند برای من ارزش قائل هست من یک انسان با ارزش هستم و تمام کارهایی که انجام میدهم نیز باارزش هست.
خدایا شکرت.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند جان و دل
سلام خدمت شما بزرگوار و همه عزیزان
بسیار عالی و درجه یک بود این نوشته و سپاس از شما بابت تهیه این فایل.
بخش اول:من یک انسان ارزشمند هستم همینکه پا به این دنیا گذاشته ام ارزشمند هستم همین که خدا مرا انسان خلق کرده ارزشمند هستم همینکه خدا از روح خودش در وجود من دمیده است ارزشمند هستم و برای ارزشمندی نیازی به هیچگونه مهارت یا تشویق دیگران ندارم همینکه انسانم ارزشمند هستم.
بخش دوم و سوم:با توجه به این آگاهی ها فهمیدم که من بسیار بسیار ارزشمند هستم و خداوند معیار ارزشمندی مرا هیچ عمل و رفتاری قرار نداده است و او بسیار زیاد برای من به جانب انسان بودنم ارزش قائل هست.پس همینکه انسانم ارزشمند هستم.
قبلنا اگر کسی از من تعریف میکرد ارزشمند بودم اگر کسی از غذای من تعریف میکرد غذایی که پخته بودم و زحمتی که کشیده بودم ارزشمند بود و…. ولی حالا من ارزشمند هستم پس تمام کارهای درستی که انجام میدهم هم ارزشمند هست و نیازی به تأیید و تحسین دیگران ندارد. اگر اشتباه میکردم قبلنا من بی ارزش بودم ولی الان میدانم که انسان با آزمون و خطا پیشرفت میکند به شرطی که دوباره آن اشتباه را انجام ندهد و خودم را بابت اشتباهاتی سرزنش نمیکنم.
بخش چهارم:من خیلی احساس ارزشمندی خودم را به افراد خانوادم ربط میدادم مثلا پدر مادرم ازم راضی باشند باارزشم اینو بخرم براشون باارزشم بهشون هر روز زنگ بزنم باارزشم اگر خواهرم این را تایید کند ارزش دارد اگر رد کند ارزش ندارد.
بخش پنجم:نوشتن این مطالب در دفترم و ایجاد باور ارزشمندی بدون هیچ قید و شرطی مطالعه آیاتی که درمورد ارزشمندی انسان صحبت کرده است و ایجاد باور من ارزشمندم چون انسان هستم من ارزشمندم پس داستانی که مینویسم نیز بسیار ارزشمند هست.من ارزشمند هستم پس تمام کارهایی که انجام میدهم ارزشمند هستند من ارزشمندم پس نوازندگی من هم باارزش هست و من برای ارزشمند بودنم نیاز به هیچ چیزی ندارم
خدانگهدار.
به نام خدای مهربان
بت سپاس از استادعزیزم بابت نوشت این مطالب زیبا
استاد عزیزم شنا با نوشتن این مطالب به من نشون دادید که خداوند چقدر ارزشمند من رو آفریده و من خودم رو بی ارزش میدونستم
من فکر میکردم باید واجبات و مستحبات رو مرتب انجام بدم تا خدا من رو دوست داشته باشه ولی بعضی جاها میدیدم بعضی خانواده ها رفته بودن مکه و نماز میخوندن و روزه میگرفتن ولی همیشه با مردم قهر بودن که فلانی چرا این رو به من گفت اون یکی چهارم داشت باور کنید باعث شده بود از شهرشون برن تا مردم در موردشون نژر ندن و همیشه زندگی جالبی نداشتن با خودم میگفتم چطور اینقدر مومن هستن ولی از زندگی راضی نیستن الان متوجه شدم که احساس ارزشمندی نداشتن اونا خودشون رو دوست نداشتن
همیشه که میبینمشون از خدا گله و شکایت دارن
الان متوجه ارزشمندی شدم استاد من بارها فکر میکردم باید همه ازم راضی باشن اگه نباشن دیگه بی ارزشم سعی میکردم با حرف زدن دیگران رو قانع کنم
الان دیگه احساس میکنم خداوند در کنار من است و او به من ارزش و اعتبار میدهد خداوند من رو خلق کرده ورُآیت او مهم است البته نه اینکه بزاریم دیگران هم آزمون ناراضی باشن ولی اصرار بر راضی نگهداشتن اونا نکنیم
راهکارهایی برای ارزشمند بودن خودم در نظر گرفتم اول اینکه ایمانم رو به خدا قویتر کنم دوم از کسی گله و شکایت نکنم چون همه انسانها اشتباه میکنن و سوم اینکه ارزش جسم و روحم رو بدونم نزارم کسی به آنها توهین کنه و مواظب جسم و روحم باشم و به آنها برسم چون روح خداوند در من دمیده
دیگه به رفتارم و کردارم ارزش میدم و خداوند رو راًی نگه میدارم نه دیگران رو
با سلام
من به شدت احساس ارزشمندی پیدا کردم حس میکنم اگر کوچک ترین بی احترامی به خودم بکنم یا جسمم و یا روح مو نادید بگیریم یابه احساساتم توجه کنم انگار به خداوند توجه نکردم چون من جدا از ربم نیستم او در من دمیده او مرا خلق کرده او مرا ارزشمند دانستهپس من و تمام انسان ها بسیار ارزشمندیم
ما ارزشمندیم چون از کسی که ارزشمندترین نیروی جهان ینی الله است خلق شده ایم پس به خودی خود از بدو تولد تا بی انتها هرآنچهکه کرده باشیم یا نکرده باشیم تاثیری بر ارزشمنده ما ندارد چون ما انسان ها داتا ارزشمندیم
وقتی ذاتا ارزشمندیم دیگر چه فرقی میکند دیگران چه نگاه یا نظری راجب ما داشته باشند وقتی الله مارا ارزشمند دانسته به وجود آوردهدیگران چه فکری میکنند یا نه اصلا مهم نیست
هرگز احساس ارزشمندی ام وابسته به دیگران نیست چون این منم که به خودی خود باارزشم توسط الله پس این شرک است که ما خود راوابسته به دیگران بدانیم یا دیگران را گلد کنیم درنظرمان یا برای چون اصل خداست و خدا و تمام و اون مارا ارزشمند دانسته مهم همینهو بس
راهکارهای مناسب:
از این به بعد هر کاری که برای خودم انجام بدم به این خاطر است که من با ارزشم از حمام رفتن گرفته تا خوردن خوراکی ها و غذاهایسالم ،استفاده نکردن از دود یا چیز های مضر،افکار بیهوده نکردن چون من با ارزشم ،زمان بیخود هدر ندادن ،مراقبت از جسم مراقبتاز اعصابم مراقبت از احساسم
پوشیدن لباس های زیبا و راحت چون من باارزشم ،ارایش کردن چون من با ارزشم به خودم می رسم ،توجه نکردن به نظر یا انتقادنادرست دیگران چون من باارزشم ،با کسی پا د بحث نشدن ،از کسی ناراحت نمیشم چون انسان ها باارزشن و قابل احترام ،با دیدارزشمندانه به همه نگاه میکنم چون خداوند خالق همه چیز است
ممنونم از استاد بررگوار و ارزشمندم
خداوندا هر خیری بهم میرسه از طرف توست
و هر شری بابت نگرش ها و اعمال خودم است
خدایا شکرت .
سلام خدای مهربونم
خدایا شکرت که مرا ارزشمند خلق کردی
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
خداوند مرا ارزشمند خلق کرده است
ایا من انسان ارزشمندیم ؟
من چکار کنم که ارزشمند بشم ؟
سالهای عمرم بر این اساس گذشت که چکار کنم که از نظر خدا و مادرو پدرو همسرو همکارو غیره ارزشمند باشم
در مورد خدا که نظرات گوناگون بود که باید نمازم رو به موقع میخوندم
باید روزه هامو میگرفتم و اگر روزه قضا میداشتم باید همون سال میگرفتم وگرنه
باید موهامو نمیدیدن وگرنه از یک مو منو اویزون میکردن
و خیلی از این کارها رو باید انجام میدادم تا ارزشمند بودم
باید دختر خوبی میبودم و به حرف پدر و مادرم گوش میکردم تو کارها کمک میکردم هر چی اونا میگفتن رو میخواستم در مورد سلیقه لباس و همه چیز و اگر به حرفشون نکنم دختر بدی هستم
اگر درکارها به خواهر برادر کمک کنم خوبم و ارزشمندم ولی اگر این کاررو نکنم ارزشمند نیستم
اگر کارهای همکارم رو هم پوشش بدم ارزشمندم ولی اگر این کار رو نکنم همکار بی ارزشی هستم
ایا واقعا اینها معیار ارزشمندی واقعی است و من واقعا با این کارها ارزشمندم من با وجود این همه کارها دربعضی اوقات انسان بی ارزشی بودم چون هیچ وقت نمیشه مدام توقعات این افراد رو انجام بدم و اگر یک دفه نتونم دختر خوبی و خواهر خوبی وهمکار خوبی و بنده خوبی باشم بی ارزشم
ارزشمندی که با این معیارها باشه موقته و نمیتونه ارزشمندی واقعی باشه
پس ارزشمندی واقعی چیه و بر چه مبنایی هست ؟
متاسفانه در خانواده های ما با ایجاد حس رقابت در ما که نگاه کن فلانی از تو بهتره این حس رو که باید تلاش کنیم تا از اون فرد بهتر بشم رو درما ایجاد میکنن و این حس همچنان که بزرگ میشیم در ما رشد میکنه و همراه ماست و حس ارزشمندی ما وابسته میشه به تایید پدر و مادر
به خوب بودن همسر
به خوب بودن فرزند
یا یک سری از اعمال ورفتار
ولی روز هایی بود که به این نتیجه میرسیم که پدر و مادرو همسر و فرزند و حتی خدا هم مارو ناامید میکنه و با خودمون میگیم حتی خدا هم مارودوست نداره
پس نکته مهم اینه این نگرش احساس ارزشمندی من با تایید دیگران بستگی داره
کلید واقعی و اصلی احساس ارزشمندی این است که انتخاب کنم که خداوند بهترین و مهمترین فرد زندگی من است وقتی احساس ارزشمندیم رو بر اساس گفته های خداوند در مورد خودم بدونم به بالاترین احساس ارزشمندی میرسم
خداوند منو جور دیگه ای میبینه
من انسان ارزشمندی هستم چون زنده ام
من تاوقتی زنده ام لیاقت بهرهمندی از نعمت های الهی را دارم این نگاه خداوند من است
من انسان ارزمندی هستم چون هدایت شده ام
این هدایت در تمام لحظات عمرم صورت گرفته و میگیره و این نگاه خداوند به من است
من انسان ارزشمندی هستم چون در همزمانی های مناسب قرار میگیرم و این نگاه خداوند به من است
وقتی من در جای مناسب و زمان مناسب قرار میگیرم تا زندگیم تغییر کنه مثل قرار گرفتن جلوی دربانک و پیدا شدن همزمان خانمی که کتاب راز رو به زور به شوهرم بفروشه و این کتاب در اختیار من قرار بگیره و من به این سایت راه پیدا کنم
من از نگاه خداوند ارزشمندم ولی سالهای عمرم طی شدم تا این احساس ارزشمندی رو از نگاه دیگران دریافت کنم
وقتی بچه بودم خودم رو به ابو اتیش می زدم تا تایید مادرم رو بگیرم یادمه یک روز کتری و قوری روی گاز بالای کابینت بود و من رفتم بالا تا قوری که در حال ترکیدن بود رو از روی کتری بزارم پایین تا تایید مادرم رو داشته باشم وپام گیر کرد و افتادم پایین و دندون جلوم شکست و تا وقتی دیپلم گرفتم این درد رو همراه خودم داشتم
و این تلاش همچنان ادامه داشت تا زمان بزرگسالی و باز برای خواهر وبرادر کار کردم تا تایید ارزشمندی خودم رو از اونا بگیرم
و قتی رفتم سر کار اینقد کار کردم تا ارزشمند باشم تا چشمام به شماره 4رسید و خیلی ضعیف شد
شرک ورزیدن چیه ؟وقتی در رابطه خودم با خدایم شریک قاعل شدم من شرک ورزیدم
شرک ورزیدن فقط این نیست که من برم بت پرست بشم وقتی من ارزشمند بودن رو به نظرو نگرش وابسته کنم شرک ورزیدم
خداوند برای نگرش من ارزش قاعله وای این چقد کلیدیه
من قبلا وقتی نگرشم و انتظارم از خودم بد بود و از خدا بد بود خب خدا برای این نگرش ارزش قاعل بود و بدبختی رو برام بر اساس دستورات خودم عمل میکرد
من هر چی در مورد خودم عقیده و انتظار داشته باشم دقیقا خدا همانطور با من برخورد میکنه و این نهایت ارزش و احترام خداوند به من است خداوند برای نگرش و عقیده من بسیار ارزش قاعلی است
پس اولین کارم تغییر نگرشم نسبت به خودم هست و این تغییر نگرش باعث تغییر زندگی من میشه
من باید احساس ارزشمندی کنم تا به خواسته هایم برسم
دریافت نعمت های خداوند بسته به احساس ارزشمندی من نسبت به خودم دارم داره وقتی من خودم رو ارزشمند بدونم و لایق نعمت های الهی پس خداوند نعمت های الهی رو وارد زندگی من میکنه و من احساس خوشبختی میکنم
چرا من ارزشمندم ؟چون خداوند خالق من است
همیشه این فکری که من چه کار مهمی انجام داده ام تا از نظر خدا ارزشمند باشم فکرم رو درگیر میکرد خب من چرا باید ارزشمند باشم ؟من که نه از صالحینم و نه از خوبان چرا باید ارزشمند باشم ولی فهمیدم که همه اینها با حساب کتابهای دنیایی و زمینی است که من احساس بی ارزشی و بی لیاقتی میکنم
با حساب کتاب خدا من انسان باارزش و ارزشمندی هستم
این که من ارزشمند نیستم نگاه من است
ولی نگاه خداوند به من این است که من انسان ارزشمندی هستم
خداوند من انسان رو به عنوان جانشین خودش بر روی زمین خلق کرد پس من چطور میتونم بی ارزش باشم
خداوند مرا خلق کرد و علم اسماع رو به من اموخت علم اسماع همون علم اسرار افرینش هست خداوند به من استعداد داده که هر چه بخواهم در این دنیا برای خودم خلق کنم
خداوند به من قدرت و ذهن داد تا بتونم در این دنیا زندگی خودم رو خلق کنم و به خواسته هایم برسم
من انقدر ارزشمندم که تمام ملائکه به من تعظیم کرده اند
من انقدر ارزشمندم که خدا وقت خلق کردنم روحش را در من دمیده است
من وقتی در این مسیر قرار گرفتم لاغر شدن از نظر خیلی ها ازاین راه غیر ممکن بود ولی من به ان رسیدم و تونستم با نیروی ذهنم لاغر بشم و لاغر بمونم
پس قدم اول ایمان به ارزشمندی خودم است
نیاز نیست که من رفتار و اعمال خاص انجام بدم تا در نظر خداوند باارزش و ارزشمند باشم فقط کافیه من باور کنم که ارزشمندم و لیاقت داشتن نعمت های الهی و دریافت خواسته هایم رو دارم
ممکنه که خونه بخوام ولی درگیر این بشم که چطوری ولی احساس ارزشمندی هیچ ربطی به توانایی مالی من نداری چگونگی پرداخت یادر اختیار گرفتن این نعمت ها وظیفه من نیست خداوند تحقق این خواسته ها رو تضمین کرده است
مثلا چیزی که به همین تازگی چند ماه پیش معجزه وار بود این بود که من یک وام خونگی داشتم برنده شدم و رفتم طلا خریدم ودقیقا همزمان خونه ای پیدا شد که کنار مغازه همسرم و کنار پارک بود پیدا شد و من طلا ها رو با کلی سود فروختم و تونستم رهن خونه رو جور کنم و خیلی راحت این همزمانی ها انجام شد اگر میخواست دراختیار خودم باشه نمیتونستم این پول رو به این راحتی تهیه کنم و فقط این کار خدا بود و بس
وقتی دیپلم میگرفتم شرایط خوبی نداشتم و ولی من همون سال اول دانشگاه مرحله اول دانشگاه قبول شدم و مرحله دوم هم همون رشته ای که دوست داشتم قبول شدم و درصورتی که چند تا از دوستام همه جاها قبول شدن پیام نور و دولتی و ازاد و تربیت معلم ولی مرحله دوم هیچ جا قبول نشدن و میدونم قبولی من به دلیل شوق من برای قبولی در دانشگاه بود و این شوق رو در دلم نگه داشتم وحفظ کردم فقط کار خدا بود که به این درخواست من پاسخ داد و این هماه قدرت خلق کنندگی است که خداوند به من هدیه کرده است
این قدرت خلق کنندگی میتونه بد باشه و میتونه خوب باشه
زمانی که قبلا از این قدرت بیخبر بودم و همش دنبال منفی ها بودم وخودم رو بی ارزش میدیدیم خلق بد انجام میدادم
من چاق شدم چون خودم رو لایق لاغری نمیدیدم خلق بد
من همیشه به خاطر شندیده ها دیگران در مورد مادر شوهر برای خودم مادر شوهر ی خلق کردم که خیلی در اون مدت اذیت شدم و این خلق بد بود
ولی وقتی دانشگاه رو دوست داشتم پس تونستم خلق خوب کنم و قبول شدم
کارم رو دوست داشتم و تونستم اونو خلق کنم
لاغری رو دوست داشتم و تونستم اونو خلق کنم
شوهری عاشق دوست داشتم و خلاف مادر شوهرم شوهری عاشق خلق کردم و دارم که اون درمقابل مادر شوهرم از م دفاع میکرد و حامی من بود
پس من میتونم تمام خواسته هامو خلق کنم و خالق زندگی خودم باشم
چند روز پیش فیلمی دیدم در مورد کهکشان و زمین نقطه ای بود در میان این کهکشان و وقتی فکر کردم من هم نقطه ای هستم در این زمین پس من در مقابل این همه قدرت خداوند هیچی نیستم و خواسته من جزعی از جز است و خیلی برای خداوند راحته که این خواسته های منو براورده کنه و میتونم با ایجاد حس ارزشمندی اینخواسته هار رو خلق کنم
قدم دوم
ارزشمند بودنم را خلل ناپذیر کنم
اشتباه یا همون گناه که سالیان سال افکارم رو مشغول خودش کرده بود که ایا من بخشیده شدم یا نه این ارزشمندی رو دچار خلل میکرد
ولی این طبیعت منه که اشتباه کنم و از انجام اشتباه نباید ناامید بشم بلکه باید اونو اصلاح کنم و حالمو خوب کنم و ادامه بدم
قبلا وقتی اشتباه میکردم و به قول معروف توبه میکردم و باز این توبه رو میشکستم همش به خودم سرکوفت میزدم که خاک بر سرت تو ادم بشو نیستی وناامید بودم از رحمت خداوند چون گناهام رو اندازه عظمت خدا میدیدم پس کار تمومه ومن غیر قابل بخشیدنم و هیچ
ولی یاد گرفتم که من خودم رو بخشیدم و کوله بار اشتباهات رو انداختم و خودم رو سبک کردم و خدا هم منو بخشید و خیلی سبک تر شدم و تازه این نگرش باعث شد که اشتباهات رو اصلاح کنم و از تکرار اونا خلاص شدم و حال بدم کمتر شد و احساس بهتری دارم م و احساس ارزشمند بودن از طرف خدا در من تقویت شد
من انسان ارزشمندی هستم حتی زمانی که اشتباه میکنم
اگر به دیگران هم این طور نگاه کنیم که چون انسانن حق اشتباه دارن و انها ارزشمندن حتی وقتی اشتباه میکنن باعث میشه دیگه نسبت به دیگران حالمون بد نشه و ازشون ناراحت نشیم چون اونا هم انسانن و حق اشتباه دارن و در هر حالتی ارزشمندن
قدم سوم
نیازمند ارزش و اعتبار انسانها نباشید
این چیزی است که فکر کنم همه ما درگیر اون هستیم که اعتبار و ارزشمون رو با تلاش برای دیگران میسنجیم
ولی هر چی بیشتر تلاش میکردم بیشتر ناامید میشدم چون این کارها وظیفم میشد و اگر انجام نمیدادم دیگه در نظر اونا بی ارزش بودم چون همه کارهام برای اونا عادی میشد باز توقع بیشتری داشتن و من هم که مدام در پی ارزشمند شدن بودم
ولی من باید بدونم که اررزش خودم رو فقط از خدا کسب کنم و ارزشم رو براساس نگاه خدا بدونم
من خودم رو بخشیدم و ایمان دارم که خدا هم منو میبخشه
من در اغوش خدا به امنیت میرسم
خداوند منو به عنوان شاهکار افرینش خلق کرده پس چطور میتونم بی ارزش باشم
خداوندا تو مرا باارزش خلق کردی و فکر کردن به این جمله باعث میشه که حس بی ارزشی نکنم مگه میشه موجودی که خدا خلق کرده و از خودش در او دمیده و به اون علم اسماع داده بی ارزش باشه
خدایا من در هر کاری با خودم فکر میکنم که نگاه خداوند نسبت به من چیه نه نگاه دیگران
خدایا میدانم که دوستم داری و عاشقمی پس مگه میشه من که معشوق خدایم بی ارزش باشم
در گذشته خیلی حس ارزشمندی من به نگاه دیگران بستگی داشت که باید تلاش میکردم تا این حس ارزشمندی ازبین نره
ولی از وقتی در دوره هستم و برای خودم ارزش قاعل شدم دیگه برام مهم نیست که اونا چی میخوان بهشون احترام میزارمو باهاشون خوب برخورد میکنم ولی دیگه مثل قبل خودم رو فدای کارهای اونا نمیکنم تا ازم تعریف کنن و ارزشمند بشم
دنبال کارهایی که حالمو خوب میکنه میرم مثل بودن در این سایت یا پیاده روی یا فکر های خوب رویاهام و یا صحبت با خدا و میدونم که من بنده خوب خدایم ومن ارزشمندم ونگاه خداوند به من با نگاه دیگران به من متفاوته
خداوند بدون منت به من مهربونی میکنه
خدابدون این که توقعی از من داشته باشه میبخشه
خدا بدون این که در قبال دریافت هام چیزی بدم بهم نعمت های الهی خودشو میده
وفقط کافیه که من خودم رو ارزشمند بدونم ولایق دریافت این نعمت های الهی و خواسته من فقط جزعی از جز است و برای خداوند براوره کردن اون هیچ کاری نداره و وقتی من بخوام خداوند فقط اون چیزی رو بهم میده که من اونو در دلم حفظ کنم و از ایمانم مراقبت کنم تا به خواسته خودم برسم
در پناه خداوند باشید
نشان های دریافت شده
به نام الله توانا و ارزشمندم،❤
سلامی به زیبایی یک صبح بهاری به تمام عاشقان راه حق وسلام و خدا قوت به استاد عزیز🌹
واقعا نمیدونم از کجا وچگونه اغاز کنم ،از این همه حرف که دارم،هرچی بگم بازم حساب کنی خلاصه هست چون به اندازه یه عمر حرف دارم
احساس ارزشمندی یکی از مهمترین مواردی است که داشتن آن موجب تحقق آرزوها و تجربه خوشبختی و نداشتن آن مانع برآورده شدن آرزوها و تجربه شرایط نامساعد می شود.
اگر احساس ارزشمندی نداشته باشید، اهمیتی ندارد چقدر برای تحقق آرزوهای خود تلاش می کنید، چون هرگز به خواسته های خود نخواهید رسید
این احساس همون ازت نفس هست و ما بار ها در کتاب هایی مثل سبک زندگی با این موضوع اشناشدیم
عزت نفس به نظرم من یعنی داشتن احساس ارزش ،مفید بودن،باکفایت بودن،و…
که متاسفانه بیشتر ما انسان ها کاملا بر خلاف این حرکت میکنیم …یعنی بدون عزت نفس ..😔
روان شناسان میگن:عزت نفس غالبا به این بستگی دارد که مهمترین افراد زندگی مان درباره ما چه فکری می کنند؟!
خب ما افراد متفاوت در زندگیمون هست که برامون مهم هستند و معمولا عزت نفس ما به خاطر تحسین اون هاست
ولی اگه همونا ما و تحقیر و تسخیر کنند دیگه واویلاست عزت نفس ما رو داغون میکنن…
و احساس بلعکس عزت نفس به سراغمون میاید یعنی احساس بی کفایتی ،بی خاصیتی،ووو…
با این حال که دست به هر کاری زدی ،روی خواسته خودت پاگذاشتی و…
وحالا انتظار تحسین داشتی اما تحقیرت کردن دقیقا بر خلاف انتظار و خواستت😔😔😔
برای همینه که نباید در عزت نفس به دیگران وابسته باشی چون تو شاید برای به دست اوردن یک افرین و تحسین دست به هر کاری بزنی اما اونا…😕
من بنده خدا هستم نه بندهٔ بنده خدا!
پس نگاه و فکر خداوند در باره ی من مهمه نه بنده اش !که هر طور باشه چیزی برای گفتن داره..
رفیق من ! حالا که هر کار کنی دهان مردم بسته نمیشه،بیا و برای خودت زندگی کن ،خودت و خدا
چکار فکر بقیه داری ،اونا جواب هدر رفتن عمرتو به پای حرفاشون، میدن؟! پس عمرتو برای حرف ها ی الکی هدر نده
یادت نره تو ارزشمندی با اونی باش که حتی اگه گناه کار هم باشی بازم ارزشمند میبینتت،با اونی باش که حتی خودت خودتو ارزشمند نبینی اون میبینه ،با اونی باش که وقتی تورو افرید خودش را تحسین کرد 😍آره عزیز فکر اون برات مهم باشه😊
بذار اون تورو بخره،تو عروسک دستی این و اون نیستی که به خاطر یک سری فکر اشتباه همش باهات بازی کنن تو فقط و فقط برای خدایی،فقط!
این گام پر بود از نکات ریز و درشت که من باید جمله به جمله خط به خط در دفترم یادداشت کنم که اگه بخوام اینجا بنویسم خیلی طولانی میشه
دوستان کل این گام نکته هست خط به خط این گام ارزشمنده ممنونم استاد
یک گام عملی این برای من اینه که :
می خوام جلوی همه شما به خودم قول بدم که از همین حالا من برای خدا هستم و خودم .
چندین سال از عمرم گذشت اما برای خودم نبودم نمیدونم دیگه چقدر قراره زندگی کنم،نمیگم از فردا و… چون شاید فردایی نبینم ،من از همین حالا میخوام برای خودم و خدا زندگی کنم ،اون باارزش و مهمه که نگرش و وجودش برام ارزش داره خداست
پس دیگه به غیر از عمل به فکر اون که منو ارزشمند میبینه ،تمام تلاشمون میکنم که دیگه کاری به این که بقیه چه فکری میکنن دربارم نداشته باشم
راه درست رو انتخاب میکنم همون راهی که خدا میگه و درسته رو می روم و هیچ کاری به کار حرف بقیه ندارم
من لحظه نزدیکی رو میبینم که موفقیتم را ثبت خواهم کرد و به خودم تبریک خواهم گفت
من از همین الان برنده بازیم چون خدا با منه😍
چند قدم که باید باتمام وجود به خودم ثابت کنم و طی کنم با باور عالی،:
۱-من انسان ارزشمندی هستم !با خوندن همین بخش و مثال هایی که استاد زدن خوب به من ثابت شد این جمله . الهی شکرت که دارمت خدای مهربونم💕کلی نکته داره که حتما یادداشت میکنم انشاالله 💓
قدم دوم :ارزشمند بودنتان را خلل ناپذیر کنید . خداوند برای هر اشتباهی رحمتی قرار داده بلند شو، سرت را بالا بگیر و زندگی کردن را ادامه بده و مطمئن باش که آینده تو روشن تر و پربرکت تر از گذشته ات خواهد بود.
این قدر خدا مهربونه و ما و ارزشمند میدونه که حتی از واژه گناه استفاده نکرده و گفته زیاده روی کردی؟ناامید نشو من میبخشم فقط برگرد🥰
قدم سوم:
نیازمند ارزش و اعتبار انسان ها نباشید !
اصلا انسان کیه تا وقتی همچین خدایی داری؟
ارزش و اعتبار انسان ها در برابر چنین قدرت باارزشی
از قطره هم کوچیکتره دربرابر اقیانوس خداوند 💕
باخدا باش که خدا از همه چیزی عالی تره
اخه چطور توصیفش کنم وقتی که نمیشه توصیفش کرد ،این همه عشق رو ،عاشق واقعی خداست ،ما همه بازیگریم که ادای عاشق هارو در میاریم ،عاشق اونیه که با این حال که کلی ازش گله کردی باز بهت لبخند بزنه و تورو ببخشه و هدایتت کنه🥺💓
هرچی بگم کم گفتم ،نمی تونم ازش بگم فقط میتونم بگم ،تا دیر نشده به سمتش برگرد و یارش شو که شاهد اون حال وصف نشدنی باشی
باورکن باورکن باورکن ،زندگی با خدا زندگیه،وگرنه ماهمه در حال فیلم بازی کردنیم ،وفقط عده ای واقعا زندگی میکنن
پس هم مسیری! تا دیر نشده زندگی کن و از دسته بازیگران عاشق به دسته عاشقان حقیقی صعود کن
چون انتخابت کرده از بین این همه ادم. تا اخرم همراهته برو یاعلی مدد👊🏻
تمرین اول:خب راستش قبل از این که با این سایت اشنا بشم یا بهتره بگم شایدم قبل از خوندن این گام هنوزم احساس ارزشمندی خودم رو در نگاه بقیه میدیدم با تحسین ،زیاد و با تحقیر، ضعیف وگاهی وقت ها نابود میشد و خدا به دادم میرسید
اما حالا دیگه فرق داره این همه خدا تحمل کرده گمراهیمو و در اوج گناه بازم هوامو داشته و خوشحالم کرده حالا نوبت منه که تا بهم فرصت داده و هدایتم هم که کرده ،راه درستو پیش بگیرم
من حالا احساس ارزشمندیم رو در وابستگی به خدا میبینم االهی شکرت که این قدرخوبی
تمرین دوم:من حالا دیگر کاملا احساس ارزشمندی میکنم چون خدا با اون همه قدرت منو با ارزش خوانده پس حتما باارزشم که به خاطر من یک نفر رو از بهشتش اخراج کرد. االهی بیکران شکرت
تمرین سوم: به قدری ارتباط داده بودم که برای اینکه نظر این هارو اجرا کنم ،بار هااز علایقم گذشتم ،نظرم را نگفتم ،و حتی به خودم اسیب رساندم و..
برای جلب توجه کی؟! خدایا شکرت که هدایتم کردی و از گمراهی خارجم کردی
حالا فقط جلب توجه یکی اونم الله و بس!
تمرین چهارم: این قدر وابسته کرده بودم که تا تحسین میشدم بد جور احساس ارزشمندی میکردم اما وای بر موقعی که تحقیرم میکردند به کلی امیدم از دست میرفت و احساس بی خاصیت بودن و…
میکردم بایه عالمه ناشکری. خدایا منو ببخش
اما حالا دیگر کاری به کار بقیه ندارم اگه راهم خداپسندانه باشه دیگر کاری به تحقیر و تحسین ندارم چون تحقیرشون الکییه و فقط تحسین خداست که زندگی بخشه
الهی شکرت
ودر آخر: خواندن نکته های همین گام خودش کلی تاثیر ميگذاره
اما چند تا چیزی دیگه هم هست که از خدا میخوام کمکم کنه تا همش بشه عادتم که تا ابد احساس ارزشمندی کنم و شکر گذارت باشم الهی امین
۱-اگر راهی رو درپیش گرفتم یا انتخابی کردم که درست بوده و خداپسندانه ،ازش دفاع کنم کاری هم به تحقیر مردم نداشته باشم چون دهانشون همیشه بازه
۲-یادم نره که فقط تحسین خداست که برای من عالیه فقط وفقط
۳- من ارزشمندم همان طور که خدا فرموده و به خاطر من کسی را از بهشتش راند فقط به خاطر اینکه به من سجده نکرد،😍
ووو……هزاران کلام دیگر که از نظر من نکات همین گام کلی کمک میکنند
۴-از علایقم،نظرم،اعتقدم،… برای جلب توجه کسی نمیگذرم
امید وارم منظورم را درست رسونده باشم البته حرفی که از خدا باشه تمامی نداره. این تازه خلاصش بود 😉
الهی که زندگیتون به دلچسبی بستنی یخی در یک روز گرم تابستونی باشه 😋،و همواره با عطر خدا😍
استاد ممنونم 🌷
الهی بیکران شکرت🤲🏻
یاحق مدد👋🏻
نشان های دریافت شده
سلام
از استاد عزیز برای اینک ب این الهاماتشون بها میدن و میان برای ما ب اشتراک میزارند
در مورد ارزشمندی من خودم واقعا صفر بودم
از کودکی ارزشمندی خودمو وابسته ب کار کردن تو مهمونی ها یادنمره بیست کارنامه شاگرد اول میدونستم همیشه دوس داستم با اینها پیش پدرم عزیز باشم
بعد ارزشمندی خودمو در درس خوندن میدونستم
زمانی ک خواستگار میمومد از خودم متنفر میشدم از بابام خجالت کشیدم مبگفتم الان مبگه چرا ابن دختر ه
از موهای صورتم احساس بی ارزشی میکردم از چاقی احساس بی ارزشی میکردم از ابنک تو کنکور دکتر نشدم احساس بی ارزشی میکردم از ابنک محرم میشد و من نمیتونستم عزاداری کنم مثل پسرهااحساس بی ارزشی میکردم
از اینک ازدواج کردم باردار شدم احساس بی ارزشی میکردم
چقدر مقایسه شدیم چقدر مسخره شدم ک درس خوندی ک چ
از این کار پیدا نکردم لیسانس داشتم و بیکار احساس بی ارزشی میکردم
از ابنک مثل بقیه هم سنهام لباس نمیتونستم بپوشم احساس بی ارزشی میکردم
بعد اومدم تو ی ساختمان با مادرشوهرم اینا
هر حرکت مادرشوهرم برام نشانه این بود ک من بی ارزشم
احسای ارزشمندی شادی نشاط من وابسته ب اطرافیانم بود
نمیدونم چجوری اما رفته ورفته تو این مسیرها فهمیدم ارزش من ب جنسیت من نیس
مگه برای خدا فرقی میکنه من زن باشم یا مرد
خدا ک بد خلق نمیکنه ک ما زن رو بد میدونیم
مگه برای خدا فرق میکنه من چاق باشم یا لاعر
مگه برای خدا فرق میکنه ک من درس بخونم یا فلان کارو بکنم یا نکنم
ن وقتی از نکته خدا ب همه چی نگا میکنی میبینی خدا خیلی مهربونتر از این حرفهاست بخدا ظلمی ک ما بخودمون میکنیم رو هیچکس ب ما نکرده خدا همه جوره مارو قبول داره ما هستمی ک از خدا گول ساختیم و ادمها رو بت کردیم و داریم میپرستیم زندگی رو برای خودمون زهرمار کردیم ک چی فلانی من و دوس نداره مگه من برای فلانی زندگی میکنم
ما برای خودمون زندگی کردن رو بلدش نیستیم
ما لدت بردن رو هم بلدش نیستیم
من مادرشوهرم بر ام میوه تعارف نمیکرد چن تعارف نمیکرد وب بقیه تعارف میکرد تو جمع من ناراحت میشدم میومدم با همسرم دعوا میکردم تا ی هفته ها خشمگین بودم ک چرا اون با من این رفتار رو میکنه مگه من چیکارش کردم
و رفتارهای از این قبیل از اطرافیانم بیشتر و بیشتر من رو له میکرد یا طرز برخوردو گفتار پدرشوهرم
من اذیت میکرد اما ی جایی گفتم ارزش من رو خدا تعیین میکنه مگه ادمها کیند چیند من ب دست پروردگارم نگا میکنم ب بخشندگی اون ن بنده هاش
من محتاج دیگران نیستم محتاج پروردگارم هستم هرجا فهمیدم اینو بردم
هرجا نفهمیدم باختم بدم باختم
و تازیگا درگیر احساس بی ارزشی از سوی همسر بودم میدونید رفته رفته انگار پله پله من میام جلو و میفهمم
وقتی همسرم بیشتر بیرون میمونه یعنی داره ب من میگه تو زن ارزشمندی نیستی زندگی تو ارزشی نداره همسرت برات ارزش قائل نیس برای بچش ارزش قائل نیس و همه و همه اینها و من غرق اینها
چی میشه
اما امروز فهمیدم ارزش من ب رفتار همسرم یا بقیه ب من نبس
ارزش من ب خودمه ب خالقی ک من رو خلق کرده ن ب بنده هس
ارزش من ب خودمه چقدر این حرف انرژی میده ب
و وقتی من حتی بنده اش ایراد میگیرم یعنی دارم از خدای خودم ایراد میگیرم وقتی بدی کسیو میگم یعنی دارم ارزش اونو نشونه میرم ن
من دارم خودمو نابود میکنم احساس خودمو فرکانس خودمو
ارزش هیچ انسانی پایین و بالا نمیشه ازه من مخالف این حرفها رو خیلی شنیدم
ک نماز بخونی عزیزی صبح زود بری سرکار عزیزی
خدمت کنی ب بزرگها عزیز و اززشمندی وای از این حرفهای بی اساس ک شنیدم
من ب چشم خودم میبینم ک پدر مادر ها چقدر بچشونو با حرفهاسون نابود میکنند اینطوری یاد گرفتیم منم اینطوریم تا بچم درسشو نمیخونه عصبی میسم
اما ارزش ما رو هیچکس تایید نمیکنه اصلا نیازی ب تاییدش نیس همه ما ارزشمندیم در ی فرصت زندگی
چقدر من با گفتگوهای ذهنیم همسرمو بی ارزش تلقی کردم یا گفتم برا من ارزشی قائل نیس
چقدر احساس قربانی بودن کردم
اما الان میدونم ارزش ما وابسته ب هیچکس و هیچ چیز و هیچ کاری نیس
ارزش من ب خالق منه
هرکسی با رفتارش درونیات و خلا های دورنی خودش رو نشون میده و این من هستم ک اون رفتار رو ب خودم میگیرم
ههه ما انسانیم و هیچکس ی شبه یکاری رو بی عیب ونقص انجام نمیده
یکم کاش منصف باشبم در حق بچه هامون در حق خودمون همسرمون اطرافیانمون
انسان از دل این اشتباه هاست ک رشد پیدا میکنه یاد میگیره
اما من ب شخصه یاد گرفتم بدون عیب ونقص باشم وطرف مقابل من من هم اشتباه میکنه
اینو بپذیریم ک همه ما انساینم اصلا خود خدا بخشش رو در جای جای قران گفته اگه اشتباهی نبود بخششی هم نبوده خود خدا میبخشه نمیدونم ما بنده ها چرا ب جای خدا حرف میزنیم
زندگی زیباست