احساس ارزشمندی یکی از مهمترین مواردی است که داشتن آن موجب تحقق آرزوها و تجربه خوشبختی و نداشتن آن مانع برآورده شدن آرزوها و تجربه شرایط نامساعد می شود.
اگر احساس ارزشمندی نداشته باشید، اهمیتی ندارد چقدر برای تحقق آرزوهای خود تلاش می کنید، چون هرگز به خواسته های خود نخواهید رسید.

احساس ارزشمندی
در تعریف عزت نفس یا احساس ارزشمندی از نگاه روانشناسی آمده است:
- عزت نفس مجموعهای از افکار، احساسات و تجربههایی است که در فرایند زندگی اجتماعی شکل میگیرند. مجموعه هزاران برداشت، ارزیابی و تجربهای که فرد از خود دارد، باعث میشود که نسبت به خود احساس خوشایند، ارزشمند بودن یا برعکس آن را داشته باشد.
- عزت نفس که به آن احترام به خود هم میگویند، احساس ذهنی شما از ارزش کلی وجودتان است. این احساس درونی نحوه ارزشگذاری و درک شما را از خودتان نشان میدهد.
- عزت نفس، یعنی احساس ارزشمند بودن، احساس محترم بودن و شریف بودن و احساس توانایی و کفایت داشتن.
تعریف های زیاد و مشابه هم درباره عزت نفس وجود دارد که به طور کلی بیانگر احساسی است که فرد نسبت به خودش دارد اما مساله مهم این است که معیار و ملاک تعیین احساس ارزشمندی باید چه باشد؟!
روانشناسان می گویند عزت نفس غالبا به این بستگی دارد که مهمترین افراد زندگی مان درباره ما چه فکری می کنند.
تا زمانی که کودک هستیم مهمترین افراد زندگیمان والدین ما هستند و به همین دلیل خیلی برای ما مهم است که آنها درباره ما چه فکر یا نظری دارند.
وقتی بزرگتر می شویم مهمترین افراد زندگی مان ممکن است همسر، دوستان، همکاران، رئیس یا برخی از خویشاوندان باشند. بنابراین خیلی برای ما اهمیت دارد که این افراد درباره ما چه فکر یا نظری دارند.
به همین دلیل است که بیشتر انرژی و زمان ما در زندگی صرف خدمت به دیگران برای جلب رضایت و نظر موافق افراد می شود تا به این شکل احساس ارزشمندی و مفید بودن داشته باشیم.
مشکل این نگرش و طریقه عملکرد این است که مهمترین افراد زندگیمان در بیشتر مواقع باعث ناامیدی ما می شوند.
آنها ممکن است حرف هایی بزنند یا حرکاتی انجام دهند که باعث ایجاد درد و رنج در وجود ما شوند. بنابراین روش ما برای داشتن احساس ارزشمندی روشی ناصحیح و ناکارآمد می باشد که هرگز باعث آرامش خاطر و احساس خوب در ما نخواهد شد.
همه ما در دوران کودکی از طرف والدین خود به شکل های مختلف مورد تحقیر و سرزنش قرار گرفته ایم، به بهانه های مختلف با دیگران مقایسه شده و در نهایت تحقیر شده ایم که چرا مانند فلانی نیستیم.
در دوران مدرسه بارها توسط معلمین مورد مقایسه و سرزنش قرار گرفته ایم و این روند جزئی از مسیر تکامل زندگی ما شده است و به همین دلیل باور کرده ایم که برای اینکه انسان مفید یا ارزشمندی باشیم باید همواره با دیگران در حال رقابت باشیم.
باید مراقب باشیم که اگر فردی در انجام کاری که مورد علاقه عموم است بهتر از ما عمل کرد تمام تلاش خود را به کار بگیریم تا به هر طریق ممکن عملکرد آن فرد را تخریب کرده و نگاه ها را به سمت خود جلب کنیم.
عوامل مؤثر در احساس ارزشمندی
مساله مهم و پرتکرار در زندگی همه انسان ها این است که در شرایطی که انتظار داریم به واسطه خدمت یا از خودگذشتگی که برای دیگران انجام داده ایم مورد ستایش و تحسین قرار بگیریم به شکل عجیبی مورد اتهام و سرزنش قرار می گیریم.
شاید این تجربه را داشته باشید که دقیقا در زمانی که تصور می کردید به واسطه خدمات و از خودگذشتگی هایی که برای شخصی انجام داده اید در نظر او فردی ارزشمند و محترم هستید با برخوردی از سمت وی مواجه شده اید که باعث شوکه شدن شما شده است. شاهد رفتار و گفتاری بودید که دقیقا بر خلاف تصور و انتظار شما بوده است.
نکته بسیار مهم در موضوع احساس ارزشمندی این است که باید آگاه باشیم احساس ارزشمندی خود را به چه عواملی وابسته کرده ایم؟
اگر احساس ارزشمندی تان را به رفتار یا موفقیت های فرزندانتان گره زده باشید بارها در شرایطی قرار گرفته اید که به واسطه عمل یا حرف آنها احساس سرافکندگی و بی ارزشی کرده اید و به شدت با آنها برخورد کرده اید که چرا باعث بی آبرویی شما شده اند.
اگر احساس ارزشمندی خود را به واکنش ها و رفتار همسرتان مرتبط کرده باشید بارها در شرایطی قرار گرفته اید که از واکنش و برخورد او متعجب و شگفت زده شده اید که چگونه توانسته است با شما این برخورد را داشته باشد.
اگر احساس ارزشمندی خود را به تعریف و تمجید اطرافیان تان گره زده باشید بارها در شرایطی قرار گرفته اید که با اینکه از زندگی و زمان خود برای آسایش و رضایت افراد گذشته اید اما در نهایت شاهد برخورد و واکنشی از سوی آنها بوده اید که احساس تاامیدی و یاس وجودتان را فرا گرفته است.
نکته جالب توجه اینکه حتی اگر احساس ارزشمندی خود را به واکنش خداوند نسبت به اعمال یا رفتار خود وابسته کنید از سمت خداوند نیز از طریق دریافت نکردن پاسخ، مورد بی توجهی قرار خواهید گرفت تا جایی که تصور می کنید خداوند شما را دوست ندارد یا صدای شما را نمی شنود یا در بدترین حالت اینکه از خداوند دور شده اید و او به شما توجهی ندارد.
نکته مهم و کلیدی در این نوع نگرش ها درباره احساس ارزشمندی این است که افراد زیادی را در زندگی خود بر حسب شرایط و موقعیت خودمان ارزشمند و مهم کرده ایم به این امید که از طریق تایید و تعریف های آنها به احساس ارزشمندی دست پیدا کنیم.
این در شرایطی است که هر انسانی به این گونه عمل کرده باشد بارها از طرف همان افراد مهم از طریق رفتار و گفتارشان مورد آزار و اذیت قرار گرفته و باعث ایجاد رنجش عمیق در وجودش شده است.
کلید واقعی رسیدن به احساس ارزشمندی این است که انتخاب کنیم خداوند مهمترین فرد زندگی مان باشد.
به این صورت احساس ارزشمندی خود را بر اساس آنچه خداوند درباره ما گفته است پایه گذاری می کنیم. این بالاترین و پایدارترین سطح از احساس ارزشمندی است که انسان می تواند تجربه کند.

ارتباط احساس ارزشمندی به خداوند
به این نکته توجه کنید که وابسته کردن احساس ارزشمندی خود به واکنش یا پاسخ خداوند به اعمال و رفتاری که به عنوان عبادت یا راز و نیاز انجام می دهید با وابسته کردن احساس ارزشمندی خود به آنچه خداوند درباره شما گفته است از زمین تا آسمان تفاوت دارد.
زمانی که به واسطه انجام اعمال یا رفتاری که احساس می کنید مورد رضایت خداوند است یا توصیه شده است که انجام شود از خداوند انتظار توجه یا پاسخ دارید در واقع احساس ارزشمندی خودتان را به خداوند گره نزده اید بلکه وابسته به اعمال و رفتار خودتان کرده اید.
وابسته کردن احساس ارزشمندی به خداوند به این معنی است که بدون اینکه از طرف شما رفتار یا اعمال خاصی صورت گیرد، اطمینان و ایمان داشته باشید که از نظر خداوند انسان ارزشمندی هستید.
من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که زنده هستم.
تا وقتی زنده هستید و فرصت زندگی دارید شما لیاقت بودن و استفاده از تمام نعمت های الهی را دارا هستید. این بالاترین احساس ارزشمندی است که باید از نگاه خداوند به خود در وجودتان ایجاد کنید.
من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که مورد هدایت خداوند هستم.
مثال های زیادی در زندگی تان وجود دارد که اطمینان دارید توسط خداوند به مکان یا فردی هدایت شده اید و آنچه نیاز داشته اید را به راحتی به دست آورده اید.
هدایت شدن توسط خداوند به بی نهایت شکل در زندگی همه ما رخ داده و در هر لحظه در حال رخ دادن است بنابراین این محکم ترین دلیل است که من از نظر خداند انسان ارزشمندی هستم که مورد هدایت او قرار دارد.
من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که در همزمانی های مناسب قرار می گیرم.
موارد زیادی در زندگی همه ما وجود دارد که در بهترین زمان ممکن در مکانی بوده ایم یا در بهترین زمان ممکن با فردی ملاقات کرده ایم که تاثیر یا تغییر زیادی در روند زندگی ما ایجاد کرده است.
حتما موارد زیادی در زندگی تان سراغ دارید که اگر فقط یک لحظه دیرتر اقدام کرده بودید اتفاق جبران ناپذیری را تجربه می کردید.
اینها همه نشانه هایی از همزمانی های است که خداوند در زندگی ما رقم زده است تا مسیر زندگی را برای ما ساده تر و روان تر کند. بنابراین باید احساس ارزشمندی خود را به توجه خداوند به خودتان در همزمان کردن شما با اتفاقات و شرایط مناسب وابسته کنید تا بالاترین سطح احساس ارزشمندی را تجربه کنید.

سالهای زیادی از زندگی ام در تلاش برای جلب رضایت و محبت دیگران بودم تا به این شکل احساس ارزشمندی در خودم ایجاد کنم.
در کودکی به شدت وابسته به نظر و نگرش والدینم بودم و تمام دلخوشی من این بود که آنها از من راضی باشند و از اینکه فرزندی مثل من دارند افتخار کنند، اما هرگز در انجام این کار موفق نبودم.
نه به این دلیل که من انسان بی عرضه یا به درد نخوری بودم بلکه به این دلیل که نظر والدین من همواره تحت تاثیر شرایط پیرامونشان تغییر می کرد.
در موقعیت های مختلف آنها رفتار و عملکرد من را با بچه های دیگر مقایسه می کردند و آنها را بهتر از من می دانستند و من تصور می کردم به این دلیل که نمی توانم مثل بچه های مردم باشم حتما انسان بی ارزش و بی فایده ای هستم.
این نگرش اشتباه در دوران بزرگسالی هم در من وجود داشت و در مقطع های مختلف زندگی احساس ارزشمندی خود را به نظر و نگرش انسان هایی که تصور می کردم اهمیت زیادی در زندگی من دارند وابسته می کردم.
زمانی که در یک شرکت دولتی استخدام شدم احساس ارزشمندی خود را وابسته به رضایت و تعریف و تمجید رئیس خودم می دانستم. به طریق مختلف سعی می کردم با انجام کارهای مختلف بازخورد مناسب از مسئولین اداره دریافت کنم و در این امر با دیگران رقابت می کردم و حتی سعی می کردم عملکرد یا نگرش آنها را تخریب کنم تا خودم را در نظر مسئولین اداره بالاتر و با ارزش تر نشان دهم.
زمانی که ازدواج کردم همین نگرش اشتباه را در رابطه با همسرم داشتم. خیلی برام مهم بود که از نظر همسرم مرد ایده آلی باشم ولی از آنجا که نظر و نگرش انسانها همواره در حال تغییر کردن است هرگز در کسب احساس ارزشمندی از رضایت مندی همسرم موفق نبودم و بعد از مدتی به این نتیجه رسیدم که ما برای زندگی با هم مناسب نیستیم و اوضاع روابط عاطفی ما قدم به قدم بد و بدتر شد.
هر انسانی بنا به مسئولیت های اجتماعی که برعهده می گیرد در معرض خطر وابسته کردن احساس ارزشمندی خود به مهمترین افراد وابسته به موقعیت اجتماعی خود می باشد.
کودکان هرچه بزرگتر می شوند احساس ارزشمندی خود را به نظر والدین و معلمین خود وابسته می کنند.
وقتی وارد اجتماع و عرصه کار می شوید احساس ارزشمندی خود را به نظر اطرافیان و افرادی که تحت نظارت آنها مشغول کار هستید وابسته می کنید.
زمانی که وارد رابطه با جنس مخالف می شوید احساس ارزشمندی خود را به میزان رضایت و وابسته شدن فرد مقابل به خودتان وابسته می کنید.
وقتی در نقش والدین قرار می گیرید احساس ارزشمندی خود را به موفقیت ها و رفتار فرزندانتان وابسته می کنید.
نقش های زیادی در جریان زندگی وجود دارند که ما به مرور وارد آنها شده و به واسطه هر نقش با افرادی در ارتباط قرار می گیریم که برای ما مهم هستند و احساس ارزشمندی خود را به رضایت یا عملکرد یا واکنش آنها وابسته می کنیم.

خداوند در قرآن کریم تذکر داده است که شرک به خود را نمی بخشد.
مسلماً خدا، این را که به او شرک ورزیده شود نمیبخشاید و غیر از آن را برای هر که بخواهد میبخشاید، و هر کس به خدا شرک ورزد، به یقین گناهی بزرگ بربافته است.
(سوره نساء آیه ۴۸)
شرک ورزیدن به خداوند فقط مربوط به پرستش غیر خدا یا شریک برای خداوند قائل شدن نیست بلکه شامل شریک کردن انسان ها در رابطه خود با خداوند نیز می باشد.
زمانی که احساس ارزشمندی خود را به نظر و نگرش دیگر انسانها وابسته کنید در واقع برای خداوند شریک قائل شده اید چون خداوند خالق شماست و بالاترین ارزش را برای شما قائل است اما شما احساس ارزشمندی خود را از خداوند گرفته و آن را در نگاه و کلام دیگر انسانها جستجو می کنید.
حتما همه ما در زندگی مرتکب اشتباهات زیادی شده ایم. اطرافیان ما در این شرایط از طریق انتقاد کردن باعث ایجاد احساس گناه در ما می شوند و احساس ارزشمندی ما را تخریب می کنند.
ممکن است به این نتیجه برسید که انسان گناهکاری هستید و خود را انسان بی ارزش و نالایقی بدانید.
آگاه باشید که خداوند بیشتر از آنچه برای خودتان می خواهید یا درباره خودتان باور کرده اید وارد زندگی شما نمی کند.
خداوند برای نگرش شما به خودتان احترام قائل است چون بالاترین ارزشمندی را برای بنده اش قائل است و همواره بر اساس دستورات او عمل می کند.
زمانی که احساس ارزشمندی خود را از دست می دهید دیگر خود را لایق محبت، توجه و شرایط عالی در زندگی نمی دانید و خداوند نیز دقیقا همانگونه که شما درباره خودتان عقیده دارید با شما برخورد خواهد کرد. این نهایت احترام و ارزشمندی است که خداوند در مقابل شما به اجرا می گذارد.
او برای نگرش و عقیده شما درباره خودتان احترام و ارزش بسیار زیادی قائل است.
بنابراین اگر می خواهید شرایط زندگی خود را دگرگون کنید باید از تغییر نگرش درباره خودتان شروع کنید.
اکنون در هر شرایطی زندگی می کنید مشخص کننده میزان احساس ارزشمندی است که در وجودتان نسبت به خودتان قائل هستید.

سالهای زیادی از زندگی تصورم این بود که به واسطه گناهان و رفتار نامناسبی که داشته ام از طرف خداوند مورد خشم و غضب قرار گرفته ام و او مرا از درگاه خود رانده است به همین دلیل است که هرچه تلاش می کنم هیچ توفیقی در زندگی ام حاصل نمی شود.
اما به لطف خدای مهربان زمانی که به موضوع قدرت ذهن و کمک خداوند در زندگی هدایت شدم این آگاهی در من شکل گرفت که برای تغییر شرایط زندگی نیاز نیست که اعمال و رفتار خاصی انجام دهم تا نظر خداوند را درباره خود تغییر دهم یا کاری کنم بلکه خداوند مرا ببخشید و مورد رحمت قرار دهد.
من فقط باید احساس ارزشمندی را در وجودم ایجاد و گسترده می کردم و از وقتی به این موضوع مهم پی بردم تمام تمرکز و تلاش خود را صرف اصلاح افکار، نگرش و عملکرد خودم کردم و به این ترتیب به مرور احساس ارزشمند بودن را در وجودم ایجاد و گسترش دادم.
نکته جالب توجه اینکه در نوشته های قبلی این موضوع مطرح شد که خداوند در قرآن فرموده است که دعای درخواست کننده را اجابت می کنم به شرط اینکه او هم دعوت مرا بپذیرد و به من ایمان بیاورد.
همچنین عنوان شد که درخواست ها بدون در نظر گرفتن شرایط درخواست کننده مورد پذیرش قرار می گیرند و به این شکل نیست که بعد از دریافت درخواست ها از سوی بندگان خداوند درخواست ها را بر اساس ارزشمندی انسانها دسته بندی کند بلکه همه درخواست های رسیده از سوی انسانها اجابت می شود.
اما در این نوشته شرح داده شد که اگر احساس ارزشمندی نداشته باشیم هرگز به خواسته های خود نمی رسیم. شاید به نظر این دو موضوع برخلاف یکدیگر باشند اما در واقعیت اینطور نیست.
اینکه درخواست ما از طرف خداوند بدون سنجش ارزشمندی انسانها پذیرفته می شود وعده خداوند است و خداوند خلاف وعده خود عمل نمی کند. اما دریافت نعمت ارتباط مستقیم با احساس ارزشمندی که در وجودمان نسبت به خودمان ساخته ایم دارد.
اگر در درون احساس ارزشمندی نکنیم، پاسخ درخواست های ما توسط خداوند داده می شود اما پاسخ به دست ما نمی رسد یا وارد زندگی ما نمی شود به این دلیل که خود را لایق دریافت نعمت یا تجربه خوشبختی و شرایط آسان و رحت الهی در زندگی نمی دانیم.
باید برای خود این موضوع را منطقی کنید که اگر به این موضوع عقیده دارید که خداوند به دعاها و درخواست های شما پاسخ می دهد باید خود را آماده دریافت پاسخ و نعمت های الهی کنید و این کار فقط با زدودن گرد و خاک احساس بی ارزشی از وجود انسان امکانپذیر است.
اینکه احساس ارزشمندی خود را به انسانهای پیرامونتان وابسته کنید و سپس انتظار دریافت پاسخ درخواست های خود از طرف خداوند را داشته باشید با هم همسو و هم جهت نیستند.
اگر به خداوند ایمان دارید که پاسخ درخواست های بندگان را اجابت می کند باید احساس ارزشمندی خود را نیز به نگاه و نگرش خداوند درباره خودتان وابسته کنید تا واجد شرایط دریافت نعمت های الهی در جریان زندگی تان شوید.

وابسته کردن احساس ارزشمندی به خداوند
اکنون که به اهمیت موضوع احساس ارزشمندی در تغییر شرایط زندگی پی بردیم چگونه باید احساس ارزشمندی خود را به خداوند متصل کنیم؟!
قدم اول: من انسان ارزشمندی هستم
مهمترین موضوع در ایجاد و گسترش احساس ارزشمندی در وجودتان این است که بپذیرید انسان ارزشمندی هستید.
چرا فکر میکنی انسان ارزشمندی هستی؟
چون خداوند خالق من است.
چه کار مهمی انجام دادی که فکر میکنی انسان ارزشمندی هستی؟
مهم نیست من کار مهمی انجام داده باشم، مهم این است که خداوند با خلق کردن من کار مهمی انجام داده است.
کی گفته که تو انسان ارزشمندی هستی؟ سر چه حسابی این فکر رو می کنی؟!
نیاز به تایید یا شنیدن از دیگران ندارم. من بدون حساب و کتاب کردن دنیای انسانی از نظر خداوند انسان ارزشمندی هستم و این برای من کافی است.
سر چه حسابی می گی از نظر خداوند انسان ارزشمندی هستم؟ تو که پیامبر یا عزیز کرده خداوند نیستی. تو که به اندازه کافی اعمال خیر و ثواب انجام نداده ای!
قبل از اینکه من وارد این جهان شوم و بخواهم برای رضای خداوند کاری انجام دهم او مرا به امر خود ارزشمند قرار داده است. بنابراین بعد از حکم خداوند من و هیچ کس دیگری نمی تواند در تغییر این حکم خلل ایجاد کند. پس بدون نیاز به انجام کار خاص من از همان بدو خلقتم از طرف خداوند ارزشمند آفریده شده ام.
داستان حکم خداوند درباره ارزشمند بودن انسان در قرآن به شکل واضح شرح داده شده است.
خداوند مقام انسان را در بالاترین حالت ارزشمندی قرار داده است و او را به جانشینی خود در زمین انتخاب کرده است.
وَإِذْ قَالَ رَبُّكَ لِلْمَلَائِكَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً؛
و هنگامی که پروردگار تو به فرشتگان گفت: من بر روی زمین جانشینی قرار میدهم. (بقره ۳۰)
باور کنید که شما خلیفه خداوند بر روی زمین هستید. باور کنید که شما سرپرست زمین و زمان هستید. باور کنید که خداوند جهان هستی را در اختیار شما قرار داده است تا از مواهب و نعمت های آن استفاده کنید.
این نگرش را در وجود خودتان ایجاد کنید که لیاقت و توانایی استفاده از همه آنچه خداوند بعنوان نعمت و خدمت وارد این جهان می کند را دارید.
آنچه خداوند درباره انسان وعده داده است برای داشتن احساس ارزشمندی کفایت می کند.
هنگامی که پروردگار تو به ملائکه گفت: من میخواهم در زمین خلیفهای قرار دهم. (فرشتگان) گفتند: آیا کسی را در زمین قرار میدهی که فساد و خونریزی میکند؟ (در حالی که) ما تسبیح و حمد تو را به جا میآوریم و تو را تقدیس میکنیم.
(خداوند) گفت: من حقایقی را میدانم که شما نمیدانید. و (خداوند) علم اسماء را همگی به آدم آموخت، سپس آنها را به فرشتگان عرضه کرد و گفت اگر راست میگویید مرا به اسمهای اینان آگاه سازید. (فرشتگان) گفتند: منزهی تو، ما جز آنچه را که به ما تعلیم دادهای نمیدانیم. تو دانا و حکیم هستی.
سوره بقره آیه ۳۰ تا ۳۲
به این موضوع فکر کنید که خداوند علم اسماء را به شما آموخته است که حتی ملائک از آن بی بهره هستند.
علم اسماء همان علم اسرار آفرینش است. خداوند علمی را به شما آموخته است تا بتوانید با استفاده از آن امور مادی و معنوی را درک کنید و شما را سرشار از استعدادهای گوناگون قرار داده است تا بتوانید هرآنچه دوست داری در دنیای مادی تجربه کنید را برای خودتان خلق کنید و سرشار از لذت آفرینش در دنیای مادی شوید.
شما مجهز به نیروی خداوند برای خلق شرایط زندگی تان به هرشکلی که دوست دارید هستید.
شما مجهز به قدرت ذهن و تمرکز بر خواسته هایتان شده اید.
شما مجهز به قدرت تصویرسازی ذهنی و تجسم رویاهایتان شده اید.
اینها همه جزئی از علم اسماء هستند که خداوند آن را در اختیار انسان قرار داده است. ویژگی که منحصر به وجود انسان در دنیای مادی شده است.
هنگامی که به ملائکه گفتیم برای آدم سجده کنید پس همه آنها سجده کردند، جز ابلیس که تکبر ورزید و از کافران بود.
سوره بقره آیه ۳۴
به این موضوع فکر کنید که ملائک به شما سجده کرده اند. این به تنهایی برای داشتن احساس ارزشمندی کافی نیست؟!
شما آفریده ای هستید که خداوند، گرامی تان داشته است و به شما استعدادهای بی شماری داده تا به واسطه آنها بر سایر مخلوقات جهان مادی برتری داشته باشید. به شما قدرت ذهن و تصویرسازی ذهنی را عطا کرده است تا با استفاده از آن آنچه دوست دارید را در دنیای مادی خلق و تجربه کنید.
پس چون او را درست كردم و از روح خويش در آن دميدم سجده كنان براى او [به خاك] بيفتيد.
سوره ص آیه ۷۲
خداوند از روح خود در شما دمیده است و قدرت خلق کنندگی خود را به همراه تمام صفات نیکویش در وجود شما قرار داده است. همانگونه که خداوند به بهترین شکل ممکن شما را خلق کرده است شما هم می توانید به بهترین شکل ممکن زندگی خود را خلق کنید.
این یک توهم یا خبر خوش یا وعده سر خرمن نیست بلکه ویژگی وجودی شماست.
با یک نگاه ساده به جریان زندگی خود موارد زیادی را می توانید پیدا کنید که مطمئن هستید خودتان خالق آن شرایط بوده اید.
به زمانی فکر کنید که تصمیم گرفتید کاری را به سرانجام برسانید اما از نظر اطرافیان و شرایط موجود در آن زمان غیرممکن بوده است اما شما به واسطه ایمان و امیدی که در قلب خود داشتید حرکت کردید و نتایج فراتر از انتظار خود و اطرافیانتان کسب کردید.

از این نوع موارد در زندگی همه انسانها وجود دارد اما نمی دانند که رخ دادن آن به واسطه قدرت خلق کنندگی است که خداوند در وجودشان نهفته است. برخی آن را شانس و برخی آن را معجزه خداوند می نامند در صورتی که نتیجه قدرت خلق کنندگی است که در وجود همه انسانها نهفته شده است.
قدم اول برای تحقق خواسته هایتان این است که به ارزشمندی و قدرت خلق کنندگی خود باور و یقین پیدا کنید.
شما انسان ارزشمندی هستید چون فراتر از همه موجودات عالم قدرت خلق کنندگی دارید.
شما انسان ارزشمندی هستید همانگونه که وجود همه انسانها ارزشمند می باشد فارغ از اینکه احساس ارزشمندی داشته باشند یا تصور کنند انسان بی ارزش و بی فایده ای هستند.
پذیرش اینکه به خودی خود و بدون حتی یک عمل یا گفتار بعنوان عبادت یا پرستش خداوند انسان ارزشمندی هستید شما را در مسیر تحقق خواسته هایتان قرار می دهد.
باید این نگرش که بودن و حضور شما در دنیای مادی بسیار ارزشمندتر از تمام خواسته هایتان است در وجود خود ایجاد و گسترش دهید.
هرآنچه به عنوان خواسته در وجودتان شکل گرفته است همه از نعمت ها و امکاناتی است که خداوند از قبل برای راحتی و آسایش و لذت بردن از زندگی برای شما خلق کرده است.
آنها برای شما خلق شده اند بنابراین هرچه باشند از نظر ارزشمند بودن بسیار پایین تر از حضور و آفرینش شما هستند.
به این نکته توجه داشته باشید نباید قیمت گذاری های دنیایی را در برابر احساس ارزشمندی قرار دهید.
بسیاری از انسانها هنگام مواجه شدن با قیمت و بهای آنچه دوست دارند داشته باشند جون در آن شرایط توانایی پرداخت مبلغ آن را ندارند احساس ازشمندی خود را تخریب می کنند و تصور می کنند این خانه یا ماشین یا هر چیزی که باشد برای من نیست.
خداوند داشتن این را برای من نخواسته است.
در برابر خواسته خود احساس عجز و ناتوانی می کنند و به شدت احساس ارزشمندی خود را تخریب می کنند درصورتی که توانایی مالی خود را هرگز نباید به احساس ارزشمندی تان وابسته کنید که اگر توانایی مالی داشتید انسان ارزشمندی هستید و اگر توانایی مالی نداشتید احساس بی ارزشی کنید.
همیشه و در همه شرایط همه آنچه دوست دارید داشته باشید، فقط جزئی از نعمت های بی نهایت الهی می باشد که از قبل برای شما خلق و آماده شده است. اگر شرایط پرداخت وجه آن را ندارید نباید احساس ارزشمندی خود را تخریب کنید.
باید با نهایت احترام به جایگاه و منزلتی که خداوند برای شما در نظر گرفته است در حالی که سرشار از احساس ارزشمندی هستید به داشتن و احساسی که از تجربه کردن آن خواسته در شما شکل خواهد گرفت فکر کنید.
چگونگی پرداخت یا در اختیار شما قرار گرفتن آن نعمت و شرایط را به فراموشی بسپارید این وظیفه شما نیست. خداوند تحقق خواسته های شما را تضمین کرده است.
این آگاهی ها وعده های خوش احساس یا برای ایجاد امید و انگیزه در وجود شما نیست بلکه واقعیت زندگی تان است که بارها تا کنون آن را تجربه کرده اید.
مگر نبوده که چیزی را خواسته اید یا دوست داشتید شرایطی را تجربه کنید و به راحتی و بدون اینکه حتی یک قدم یا حرکتی از شما سر زده باشد خواسته شما توسط دیگران به شما هدیه یا در اختیار شما قرار گرفته است؟!
چقدر مثال در زندگی خود و اطرافیانتان سراغ دارید که اطمینان دارید خداوند همه کارها را به شکل معجزه وار انجام داد تا شما یا فردی در اطرافیان شما به خواسته خود برسد.
اینها نشانه های قدرت خلق کنندگی است که خداوند به واسطه دمیدن از روح خود در وجود شما قرار داده است.
اگر اندکی فکر کنید موارد زیادی در زندگی تان وجود دارد که تحقق خواسته شما از نظر دیگران دور از انتظار بوده است اما تنها به این دلیل که در وجودتان شوق و انگیزه رسیدن به آن خواسته را حفظ کرده اید خداوند از بی نهایت طریق وارد عمل شده و شرایط و امکانات و همزمانی هایی را رقم زده است تا شما را به خواسته تان برساند.
این نتیجه استفاده از قدرت خلق کنندگی است که در وجود شما قرار داده شده است.
شاید در ذهن شما این افکار مرور شود که قبولی در فلان رشته یا رفتن سر کار یا ازدواج با فردی مورد علاقتان خواسته بزرگی نبوده است اما خواستن آن خانه یا ماشین یا هر شرایطی که دوست دارید خیلی بزرگ و دست نیافتنی است.
به خودتان یادآوری کنید که آنچه برای ذهن منطقی شما بزرگ به شمار می آید برای خداوندی جزئی از جزء هم به حساب نمی آید.
آرزوها و خواسته هایتان را در برابر شرایط فعلی خود قرار ندهید بلکه آن را در برابر شرایط همیشگی خداوند قرار دهید.
شاید شرایط و ظاهر فعلی زندگی شما اینگونه باشد که توانایی پرداخت مبلغ خرید آن خانه یا ماشین یا هر شرایطی را ندارید اما آنچه از نظر شما منطقی است از نظر خداوند هرگز منطقی نیست.
منطق خداوند همیشه بر شدن و امکان داشتن و قابل خلق و تجربه کردن می باشد.
منطق خود را کنار بگذارید و با منطق خداوند به تحقق خواسته هایتان فکر کنید.

قدم دوم: ارزشمند بودنتان را خلل ناپذیر کنید.
همه ما در زندگی بارها مرتکب اشتباه شده ایم. در این شرایط ممکن است اطرافیانتان از شما انتقاد کنند و باعث شوند احساس گناه یا پشیمانی در شما شوند تا جایی که کاملا در هم شکسته و احساس بی ارزشی و بی لیاقتی کنید.
آگاه باشید که از این لحظه به بعد هرگز نباید در دام انتقاد و شکایت دیگران گرفتار شوید.
خداوند برای شما این حق و شرایط را در نظر گرفته است که بارها در زندگی تان مرتکب اشتباه شوید.
اشتباه کردن برابر با گناه کردن نیست.
این طبیعت زندگی است که همواره در معرض اشتباه کردن باشید.
ممکن است در حرف زدن مرتکب اشتباه شده و حتی باعث رنجش دیگران شوید. اصلا مهم نیست. می توانید برای اشتباهی که مرتکب شده اید عذرخواهی کنید و سعی کنید گفتار خود را اصلاح کنید.
ممکن است در عمل مرتکب اشتباه شده باشید و حتی باعث آسیب به دیگران شوید. اصلا مهم نیست. در حد توان خود برای جبران اشتباهی که مرتکب شده اید اقدام کند و سعی کنید رفتار یا عملکرد خود را اصلاح کنید.
ممکن است در انتخاب کردن هر مساله ای در زندگی خود مرتکب اشتباه شوید. اصلا مهم نیست. در حد توان خود برای جبران اشتباهی که مرتکب شده اید اقدام کنید.
اشتباه کردن جزئی از زندگی انسان هاست و هیچ انسانی پا به این دنیای مادی نگذاشته است که بارها در زندگی اش مرتکب اشتباه نشده باشد.
فقط خداوند است که عاری از اشتباه و خطاست. همه انسانهای که تاکنون قدم به این دنیای مادی گذاشته اند و همه آنهایی که در آینده وارد این دنیای مادی می شوند بارها مرتکب اشتباه خواهند شد.
ماهیت تجربه کردن به همراه اشتباه کردن می باشد. انسان به قدرت خلق کنندگی مجهز شد تا بتواند هرآنچه دوست دارد را خلق و تجربه کند. اشتباه کردن جزئی از مراحل خلق و تجربه کردن است.
تا اشتباهی صورت نگیرد اصلاح و پیشرفتی در کار نخواهد بود.
همه پیشرفت های بشر به خاطر اشتباهاتی است که قبلا صورت گرفته و حتی آسیب هایی جدی به بشر وارد شده است اما همه اینها در جهت رشد و پیشرفت دنیای مادی هستند و باید باشند و راهی جز این نیست.
بنابراین برای اشتباهاتی که مرتکب شده اید حق دارید به دنبال اصلاح و بهبود خودتان باشید اما هرگز حق ندارید خودتان را سرزنش کنید. سرزنش کردن خود موجب تخریب احساس ارزشمندی و ناسپاسی خداوند است که شما را ارزشمند خلق کرده است.
چند لحظه به این شرایط فکر کنید:
شما انسان ارزشمندی هستید حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شوید.
همسر شما انسان ارزشمندی است حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شود.
فرزندان شما انسان های ارزشمندی هستند حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شوند.
اطرافیان شما انسان های ارزشمندی هستند حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شوند.
به نظر شما ارتباط انسانها در چنین شرایطی چگونه خواهد بود؟!
دنیایی در صلح و آرامش را تجربه خواهیم کرد.
برای تجربه صلح و آرامش در زندگی نیاز نیست که همه انسانها به این واقعیت باور پیدا کنند یا مانند من و شما فکر کنند.
هر کدام از ما اگر به تنهایی این نگرش را در وجود خود ایجاد کنیم زندگی مان بهشت خواهد شد و این برای هر انسان به تنهایی کافی است.

من تا سن سی و دو سالگی به واسطه افکار و نگرش های اشتباهی که در وجودم بود خودم را انسان بی ارزشی می دانستم و همینطور هر انسانی که به نظر من مرتکب اشتباه شده بود را انسان بی ارزشی می دانستم. نتیجه این نگرش رنج بی پایان بود. همیشه با خودم یا دیگران درگیری ذهنی و فیزیکی داشتم.
زمانی که به این درک رسیدم که من انسان ارزشمندی هستم حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شوم ابتدا با خودم به صلح رسیدم. دیگر برایم مهم نبود که دیگران درباره من و حتی اشتباهات من چه فکر یا نظری دارند.
من به احساس ارزشمند بودنم را به نظر خداوند درباره خودم گره زده بودم و به یک باره نظر و عقیده مردم برای من بی اهمیت شد.
سپس پذیرفتم که همه انسانها موجوداتی ارزشمند هستند همانگونه که من ارزشمند هستم و این نگرش باعث ایجاد صلح و آرامش در وجودم نسبت به اطرافیانم شد.
دیگر از رفتار و گفتار انسانها مانند گذشته خشمگین یا عصبانی نمی شدم.
اگر حرفی می شنیدم یا حرکتی مشاهده می کردم که باید باعث رنجش من می شد می توانستم بر احساس خودم مسلط باشم و این نگرش را در ذهنم مرور مکنم که این فرد هم انسان است و مانند من قابلیت اشتباه کردن دارد بنابراین می توانستم از شر افکار مزاحم که مرا دعوت به مقابله کردن و واکنش دادن می کرد رها شوم.
برای اینکه در زندگی به احساس آرامش برسید نیاز به همراهی اطرافیانتان ندارید. به تنهایی قادر هستید دنیای شخصی خود را سرشار از آرامش و احساس خوب کنید. این قدرت خلق کردنی است که خداوند در وجود هر انسان قرار داده است.
اگر در گذشته بارها مرتکب اشتباه شده اید و تصور می کنید به واسطه آن همه اشتباه انسان بی ارزشی هستید همین الان باید مخزن ذهن خود را از شر افکار منفی خالی کنید.
خداوند برای هر اشتباهی، رحمتی قرار داده است. بلند شو، سرت را بالا بگیر و زندگی کردن را ادامه بده و مطمئن باش که آینده تو روشن تر و پربرکت تر از گذشته ات خواهد بود.
بگو اى بندگان من که بر خود زیادهروى و اسراف کردید، از رحمت خدا نا امید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را مىآمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.
سوره زمر آیه ۵۳
توجه کنید که خداوند از عبارت گناه یا حتی اشتباه استفاده نکرده بلکه از واژه زیادهروی و اسراف استفاده کرده است. این نشان از لطف و رحمت خداوند است که هرگز بندگان خود را خطاکار یا گناه کار نمی داند چون بر ماهیت وجود انسان آگاه است که قابلیت اشتباه کردن دارد و حتی ممکن است در اشتباه خود زیاده روی کند تا جایی که احساس گناه یا پشیمانی کند.
این نشان از بی تغییر بودن ارزشمندی شما در نزد خداوند می باشد. هرگز ارزش شما نزد خداوند تغییر نخواهد کرد و همیشه در همان حالت اولیه و مقدس خود باقی خواهد ماند.
اما آنچه از کودکی شنیده ایم همه وعده قهر و خشم خداوند را به واسطه اشتباه کردن داده اند و از آنجایی که همه انسان ها اشتباه می کنند بنابراین همه انسانها احساس بی ارزشی و دور شدن از خداوند دارند.
این درحالی است که همه کودکان جهان تا سن ۴ یا ۵ سالگی هرگز احساس گناه و پشیمانی ندارند به این دلیل که هنوز افکار و نگرش های آنها تحت تاثیر اطرفیان شان قرار نگرفته است.
همه ما در کودکی به شدن احساس ارزشمندی داشتیم و همین واکنش را از اطرافیان خود دریافت می کردیم.
همین الان شما با من هم عقیده هستید که همه بزرگسالان نسبت به کودکان احساس لطف و محبت دارند چون از نظر همه ما کودکان معصوم، قابل ترحم و ضعیف هستند که نیاز به محبت و حمایت ما دارند.
جهانی را تصور کنید که همین نگرشی که درباره کودکان داریم را نسبت به همه انسانها در همه سنین داشته باشیم؟ چقدر دنیای زیبایی خواهد شد.
برای تجربه چنین جهانی باید اقدام کنید.
ابتدا همان نگرش و واکنشی را که نسبت به کودکان دارید نسبت به خودتان داشته باشید.
سپس همان نگرش را نسبت به اطرافیانتان داشته باشید.
این برای تجربه آرامش و خوشبختی در زندگی کافی است.

قدم سوم: نیازمند ارزش و اعتبار انسان ها نباشید
شاید دیگران کاری کنند که شما احساس کنید اصلا استعداد و توانایی ندارید.
ممکن است رفتاری نشان دهند که به شما القا کنند انسان جذابی نیستید.
حتی ممکن است به جایی برسید که تصور کنید هیچ چیز جالبی برای ارائه کردن ندارید.
مردم ممکن است ناامیدتان کنند، طردتان کنند یا حتی چیزهایی بگویند که روحتان آزرده شود.
اگر ارزش و اعتبارتان را فقط از مردم کسب کنید در تمام طول زندگی تان احساس ضعیف بودن و نیازمند بودن خواهید کرد.
احساس بی ارزشی و خودکمبینی خواهید کرد و در این شرایط مسیر تحقق خواسته هایتان را سخت و پیچیده خواهید کرد.
اما اگر یاد بگیرید که ارزش خود را فقط از خداوند کسب کنید و به آنچه خداوند درباره شما گفته است گوش کرده و اکتفا کنید، آنگاه احساس می کنید انسان ارزشمندی هستید. رها شدن از قید و بند دنیای مادی را احساس خواهید کرد.
احساس بخشیده شدن در پیشگاه خداوند را تجربه خواهید کرد.
معنای واقعی عزت نفس و اعتماد به نفس داشتن را تجربه خواهید کرد.
احساس امنیت داشتن در پناه خداوند را احساس و تجربه می کنید.
اینها لازمه رسیدن به احساس ارزشمندی برای تحقق هر آرزویی است که در وجودتان شکل گرفته است.
همیشه به خاطر داشته باشید که خداوند شما را بر اساس ذهنیت والای خویش آفریده است. خداوند به شما نگاه می کند و می گوید: این شاهکار من است. این همان چیزی است که راضی ام می کند.

تمرین:
۱- با توجه به آنچه دریافت کردید درباره احساس ارزشمندی خودتان شرح دهید.
۲- نگرش شما درباره احساس ارزشمندی تان چگونه است.
۳- چقدر احساس ارزشمندی خود را به نگاه و توجه دیگران ارتباط داده اید.
۴- چقدر احساس ارزشمندی خود را به اطرافیان و افراد مهم زندگی تان وابسته کرده اید.
۵- راهکارهای مناسب برای اصلاح افکار و رفتار خود جهت افزایش احساس ارزشمندی تان را مشخص کنید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.44 از 87 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



با سلام
من به شدت احساس ارزشمندی پیدا کردم حس میکنم اگر کوچک ترین بی احترامی به خودم بکنم یا جسمم و یا روح مو نادید بگیریم یابه احساساتم توجه کنم انگار به خداوند توجه نکردم چون من جدا از ربم نیستم او در من دمیده او مرا خلق کرده او مرا ارزشمند دانستهپس من و تمام انسان ها بسیار ارزشمندیم
ما ارزشمندیم چون از کسی که ارزشمندترین نیروی جهان ینی الله است خلق شده ایم پس به خودی خود از بدو تولد تا بی انتها هرآنچهکه کرده باشیم یا نکرده باشیم تاثیری بر ارزشمنده ما ندارد چون ما انسان ها داتا ارزشمندیم
وقتی ذاتا ارزشمندیم دیگر چه فرقی میکند دیگران چه نگاه یا نظری راجب ما داشته باشند وقتی الله مارا ارزشمند دانسته به وجود آوردهدیگران چه فکری میکنند یا نه اصلا مهم نیست
هرگز احساس ارزشمندی ام وابسته به دیگران نیست چون این منم که به خودی خود باارزشم توسط الله پس این شرک است که ما خود راوابسته به دیگران بدانیم یا دیگران را گلد کنیم درنظرمان یا برای چون اصل خداست و خدا و تمام و اون مارا ارزشمند دانسته مهم همینهو بس
راهکارهای مناسب:
از این به بعد هر کاری که برای خودم انجام بدم به این خاطر است که من با ارزشم از حمام رفتن گرفته تا خوردن خوراکی ها و غذاهایسالم ،استفاده نکردن از دود یا چیز های مضر،افکار بیهوده نکردن چون من با ارزشم ،زمان بیخود هدر ندادن ،مراقبت از جسم مراقبتاز اعصابم مراقبت از احساسم
پوشیدن لباس های زیبا و راحت چون من باارزشم ،ارایش کردن چون من با ارزشم به خودم می رسم ،توجه نکردن به نظر یا انتقادنادرست دیگران چون من باارزشم ،با کسی پا د بحث نشدن ،از کسی ناراحت نمیشم چون انسان ها باارزشن و قابل احترام ،با دیدارزشمندانه به همه نگاه میکنم چون خداوند خالق همه چیز است
ممنونم از استاد بررگوار و ارزشمندم
خداوندا هر خیری بهم میرسه از طرف توست
و هر شری بابت نگرش ها و اعمال خودم است
خدایا شکرت .
سلام خدای مهربونم
خدایا شکرت که مرا ارزشمند خلق کردی
سلام استاد عزیز و دوستان خوبم
خداوند مرا ارزشمند خلق کرده است
ایا من انسان ارزشمندیم ؟
من چکار کنم که ارزشمند بشم ؟
سالهای عمرم بر این اساس گذشت که چکار کنم که از نظر خدا و مادرو پدرو همسرو همکارو غیره ارزشمند باشم
در مورد خدا که نظرات گوناگون بود که باید نمازم رو به موقع میخوندم
باید روزه هامو میگرفتم و اگر روزه قضا میداشتم باید همون سال میگرفتم وگرنه
باید موهامو نمیدیدن وگرنه از یک مو منو اویزون میکردن
و خیلی از این کارها رو باید انجام میدادم تا ارزشمند بودم
باید دختر خوبی میبودم و به حرف پدر و مادرم گوش میکردم تو کارها کمک میکردم هر چی اونا میگفتن رو میخواستم در مورد سلیقه لباس و همه چیز و اگر به حرفشون نکنم دختر بدی هستم
اگر درکارها به خواهر برادر کمک کنم خوبم و ارزشمندم ولی اگر این کاررو نکنم ارزشمند نیستم
اگر کارهای همکارم رو هم پوشش بدم ارزشمندم ولی اگر این کار رو نکنم همکار بی ارزشی هستم
ایا واقعا اینها معیار ارزشمندی واقعی است و من واقعا با این کارها ارزشمندم من با وجود این همه کارها دربعضی اوقات انسان بی ارزشی بودم چون هیچ وقت نمیشه مدام توقعات این افراد رو انجام بدم و اگر یک دفه نتونم دختر خوبی و خواهر خوبی وهمکار خوبی و بنده خوبی باشم بی ارزشم
ارزشمندی که با این معیارها باشه موقته و نمیتونه ارزشمندی واقعی باشه
پس ارزشمندی واقعی چیه و بر چه مبنایی هست ؟
متاسفانه در خانواده های ما با ایجاد حس رقابت در ما که نگاه کن فلانی از تو بهتره این حس رو که باید تلاش کنیم تا از اون فرد بهتر بشم رو درما ایجاد میکنن و این حس همچنان که بزرگ میشیم در ما رشد میکنه و همراه ماست و حس ارزشمندی ما وابسته میشه به تایید پدر و مادر
به خوب بودن همسر
به خوب بودن فرزند
یا یک سری از اعمال ورفتار
ولی روز هایی بود که به این نتیجه میرسیم که پدر و مادرو همسر و فرزند و حتی خدا هم مارو ناامید میکنه و با خودمون میگیم حتی خدا هم مارودوست نداره
پس نکته مهم اینه این نگرش احساس ارزشمندی من با تایید دیگران بستگی داره
کلید واقعی و اصلی احساس ارزشمندی این است که انتخاب کنم که خداوند بهترین و مهمترین فرد زندگی من است وقتی احساس ارزشمندیم رو بر اساس گفته های خداوند در مورد خودم بدونم به بالاترین احساس ارزشمندی میرسم
خداوند منو جور دیگه ای میبینه
من انسان ارزشمندی هستم چون زنده ام
من تاوقتی زنده ام لیاقت بهرهمندی از نعمت های الهی را دارم این نگاه خداوند من است
من انسان ارزمندی هستم چون هدایت شده ام
این هدایت در تمام لحظات عمرم صورت گرفته و میگیره و این نگاه خداوند به من است
من انسان ارزشمندی هستم چون در همزمانی های مناسب قرار میگیرم و این نگاه خداوند به من است
وقتی من در جای مناسب و زمان مناسب قرار میگیرم تا زندگیم تغییر کنه مثل قرار گرفتن جلوی دربانک و پیدا شدن همزمان خانمی که کتاب راز رو به زور به شوهرم بفروشه و این کتاب در اختیار من قرار بگیره و من به این سایت راه پیدا کنم
من از نگاه خداوند ارزشمندم ولی سالهای عمرم طی شدم تا این احساس ارزشمندی رو از نگاه دیگران دریافت کنم
وقتی بچه بودم خودم رو به ابو اتیش می زدم تا تایید مادرم رو بگیرم یادمه یک روز کتری و قوری روی گاز بالای کابینت بود و من رفتم بالا تا قوری که در حال ترکیدن بود رو از روی کتری بزارم پایین تا تایید مادرم رو داشته باشم وپام گیر کرد و افتادم پایین و دندون جلوم شکست و تا وقتی دیپلم گرفتم این درد رو همراه خودم داشتم
و این تلاش همچنان ادامه داشت تا زمان بزرگسالی و باز برای خواهر وبرادر کار کردم تا تایید ارزشمندی خودم رو از اونا بگیرم
و قتی رفتم سر کار اینقد کار کردم تا ارزشمند باشم تا چشمام به شماره ۴رسید و خیلی ضعیف شد
شرک ورزیدن چیه ؟وقتی در رابطه خودم با خدایم شریک قاعل شدم من شرک ورزیدم
شرک ورزیدن فقط این نیست که من برم بت پرست بشم وقتی من ارزشمند بودن رو به نظرو نگرش وابسته کنم شرک ورزیدم
خداوند برای نگرش من ارزش قاعله وای این چقد کلیدیه
من قبلا وقتی نگرشم و انتظارم از خودم بد بود و از خدا بد بود خب خدا برای این نگرش ارزش قاعل بود و بدبختی رو برام بر اساس دستورات خودم عمل میکرد
من هر چی در مورد خودم عقیده و انتظار داشته باشم دقیقا خدا همانطور با من برخورد میکنه و این نهایت ارزش و احترام خداوند به من است خداوند برای نگرش و عقیده من بسیار ارزش قاعلی است
پس اولین کارم تغییر نگرشم نسبت به خودم هست و این تغییر نگرش باعث تغییر زندگی من میشه
من باید احساس ارزشمندی کنم تا به خواسته هایم برسم
دریافت نعمت های خداوند بسته به احساس ارزشمندی من نسبت به خودم دارم داره وقتی من خودم رو ارزشمند بدونم و لایق نعمت های الهی پس خداوند نعمت های الهی رو وارد زندگی من میکنه و من احساس خوشبختی میکنم
چرا من ارزشمندم ؟چون خداوند خالق من است
همیشه این فکری که من چه کار مهمی انجام داده ام تا از نظر خدا ارزشمند باشم فکرم رو درگیر میکرد خب من چرا باید ارزشمند باشم ؟من که نه از صالحینم و نه از خوبان چرا باید ارزشمند باشم ولی فهمیدم که همه اینها با حساب کتابهای دنیایی و زمینی است که من احساس بی ارزشی و بی لیاقتی میکنم
با حساب کتاب خدا من انسان باارزش و ارزشمندی هستم
این که من ارزشمند نیستم نگاه من است
ولی نگاه خداوند به من این است که من انسان ارزشمندی هستم
خداوند من انسان رو به عنوان جانشین خودش بر روی زمین خلق کرد پس من چطور میتونم بی ارزش باشم
خداوند مرا خلق کرد و علم اسماع رو به من اموخت علم اسماع همون علم اسرار افرینش هست خداوند به من استعداد داده که هر چه بخواهم در این دنیا برای خودم خلق کنم
خداوند به من قدرت و ذهن داد تا بتونم در این دنیا زندگی خودم رو خلق کنم و به خواسته هایم برسم
من انقدر ارزشمندم که تمام ملائکه به من تعظیم کرده اند
من انقدر ارزشمندم که خدا وقت خلق کردنم روحش را در من دمیده است
من وقتی در این مسیر قرار گرفتم لاغر شدن از نظر خیلی ها ازاین راه غیر ممکن بود ولی من به ان رسیدم و تونستم با نیروی ذهنم لاغر بشم و لاغر بمونم
پس قدم اول ایمان به ارزشمندی خودم است
نیاز نیست که من رفتار و اعمال خاص انجام بدم تا در نظر خداوند باارزش و ارزشمند باشم فقط کافیه من باور کنم که ارزشمندم و لیاقت داشتن نعمت های الهی و دریافت خواسته هایم رو دارم
ممکنه که خونه بخوام ولی درگیر این بشم که چطوری ولی احساس ارزشمندی هیچ ربطی به توانایی مالی من نداری چگونگی پرداخت یادر اختیار گرفتن این نعمت ها وظیفه من نیست خداوند تحقق این خواسته ها رو تضمین کرده است
مثلا چیزی که به همین تازگی چند ماه پیش معجزه وار بود این بود که من یک وام خونگی داشتم برنده شدم و رفتم طلا خریدم ودقیقا همزمان خونه ای پیدا شد که کنار مغازه همسرم و کنار پارک بود پیدا شد و من طلا ها رو با کلی سود فروختم و تونستم رهن خونه رو جور کنم و خیلی راحت این همزمانی ها انجام شد اگر میخواست دراختیار خودم باشه نمیتونستم این پول رو به این راحتی تهیه کنم و فقط این کار خدا بود و بس
وقتی دیپلم میگرفتم شرایط خوبی نداشتم و ولی من همون سال اول دانشگاه مرحله اول دانشگاه قبول شدم و مرحله دوم هم همون رشته ای که دوست داشتم قبول شدم و درصورتی که چند تا از دوستام همه جاها قبول شدن پیام نور و دولتی و ازاد و تربیت معلم ولی مرحله دوم هیچ جا قبول نشدن و میدونم قبولی من به دلیل شوق من برای قبولی در دانشگاه بود و این شوق رو در دلم نگه داشتم وحفظ کردم فقط کار خدا بود که به این درخواست من پاسخ داد و این هماه قدرت خلق کنندگی است که خداوند به من هدیه کرده است
این قدرت خلق کنندگی میتونه بد باشه و میتونه خوب باشه
زمانی که قبلا از این قدرت بیخبر بودم و همش دنبال منفی ها بودم وخودم رو بی ارزش میدیدیم خلق بد انجام میدادم
من چاق شدم چون خودم رو لایق لاغری نمیدیدم خلق بد
من همیشه به خاطر شندیده ها دیگران در مورد مادر شوهر برای خودم مادر شوهر ی خلق کردم که خیلی در اون مدت اذیت شدم و این خلق بد بود
ولی وقتی دانشگاه رو دوست داشتم پس تونستم خلق خوب کنم و قبول شدم
کارم رو دوست داشتم و تونستم اونو خلق کنم
لاغری رو دوست داشتم و تونستم اونو خلق کنم
شوهری عاشق دوست داشتم و خلاف مادر شوهرم شوهری عاشق خلق کردم و دارم که اون درمقابل مادر شوهرم از م دفاع میکرد و حامی من بود
پس من میتونم تمام خواسته هامو خلق کنم و خالق زندگی خودم باشم
چند روز پیش فیلمی دیدم در مورد کهکشان و زمین نقطه ای بود در میان این کهکشان و وقتی فکر کردم من هم نقطه ای هستم در این زمین پس من در مقابل این همه قدرت خداوند هیچی نیستم و خواسته من جزعی از جز است و خیلی برای خداوند راحته که این خواسته های منو براورده کنه و میتونم با ایجاد حس ارزشمندی اینخواسته هار رو خلق کنم
قدم دوم
ارزشمند بودنم را خلل ناپذیر کنم
اشتباه یا همون گناه که سالیان سال افکارم رو مشغول خودش کرده بود که ایا من بخشیده شدم یا نه این ارزشمندی رو دچار خلل میکرد
ولی این طبیعت منه که اشتباه کنم و از انجام اشتباه نباید ناامید بشم بلکه باید اونو اصلاح کنم و حالمو خوب کنم و ادامه بدم
قبلا وقتی اشتباه میکردم و به قول معروف توبه میکردم و باز این توبه رو میشکستم همش به خودم سرکوفت میزدم که خاک بر سرت تو ادم بشو نیستی وناامید بودم از رحمت خداوند چون گناهام رو اندازه عظمت خدا میدیدم پس کار تمومه ومن غیر قابل بخشیدنم و هیچ
ولی یاد گرفتم که من خودم رو بخشیدم و کوله بار اشتباهات رو انداختم و خودم رو سبک کردم و خدا هم منو بخشید و خیلی سبک تر شدم و تازه این نگرش باعث شد که اشتباهات رو اصلاح کنم و از تکرار اونا خلاص شدم و حال بدم کمتر شد و احساس بهتری دارم م و احساس ارزشمند بودن از طرف خدا در من تقویت شد
من انسان ارزشمندی هستم حتی زمانی که اشتباه میکنم
اگر به دیگران هم این طور نگاه کنیم که چون انسانن حق اشتباه دارن و انها ارزشمندن حتی وقتی اشتباه میکنن باعث میشه دیگه نسبت به دیگران حالمون بد نشه و ازشون ناراحت نشیم چون اونا هم انسانن و حق اشتباه دارن و در هر حالتی ارزشمندن
قدم سوم
نیازمند ارزش و اعتبار انسانها نباشید
این چیزی است که فکر کنم همه ما درگیر اون هستیم که اعتبار و ارزشمون رو با تلاش برای دیگران میسنجیم
ولی هر چی بیشتر تلاش میکردم بیشتر ناامید میشدم چون این کارها وظیفم میشد و اگر انجام نمیدادم دیگه در نظر اونا بی ارزش بودم چون همه کارهام برای اونا عادی میشد باز توقع بیشتری داشتن و من هم که مدام در پی ارزشمند شدن بودم
ولی من باید بدونم که اررزش خودم رو فقط از خدا کسب کنم و ارزشم رو براساس نگاه خدا بدونم
من خودم رو بخشیدم و ایمان دارم که خدا هم منو میبخشه
من در اغوش خدا به امنیت میرسم
خداوند منو به عنوان شاهکار افرینش خلق کرده پس چطور میتونم بی ارزش باشم
خداوندا تو مرا باارزش خلق کردی و فکر کردن به این جمله باعث میشه که حس بی ارزشی نکنم مگه میشه موجودی که خدا خلق کرده و از خودش در او دمیده و به اون علم اسماع داده بی ارزش باشه
خدایا من در هر کاری با خودم فکر میکنم که نگاه خداوند نسبت به من چیه نه نگاه دیگران
خدایا میدانم که دوستم داری و عاشقمی پس مگه میشه من که معشوق خدایم بی ارزش باشم
در گذشته خیلی حس ارزشمندی من به نگاه دیگران بستگی داشت که باید تلاش میکردم تا این حس ارزشمندی ازبین نره
ولی از وقتی در دوره هستم و برای خودم ارزش قاعل شدم دیگه برام مهم نیست که اونا چی میخوان بهشون احترام میزارمو باهاشون خوب برخورد میکنم ولی دیگه مثل قبل خودم رو فدای کارهای اونا نمیکنم تا ازم تعریف کنن و ارزشمند بشم
دنبال کارهایی که حالمو خوب میکنه میرم مثل بودن در این سایت یا پیاده روی یا فکر های خوب رویاهام و یا صحبت با خدا و میدونم که من بنده خوب خدایم ومن ارزشمندم ونگاه خداوند به من با نگاه دیگران به من متفاوته
خداوند بدون منت به من مهربونی میکنه
خدابدون این که توقعی از من داشته باشه میبخشه
خدا بدون این که در قبال دریافت هام چیزی بدم بهم نعمت های الهی خودشو میده
وفقط کافیه که من خودم رو ارزشمند بدونم ولایق دریافت این نعمت های الهی و خواسته من فقط جزعی از جز است و برای خداوند براوره کردن اون هیچ کاری نداره و وقتی من بخوام خداوند فقط اون چیزی رو بهم میده که من اونو در دلم حفظ کنم و از ایمانم مراقبت کنم تا به خواسته خودم برسم
در پناه خداوند باشید
نشان های دریافت شده
به نام الله توانا و ارزشمندم،❤
سلامی به زیبایی یک صبح بهاری به تمام عاشقان راه حق وسلام و خدا قوت به استاد عزیز🌹
واقعا نمیدونم از کجا وچگونه اغاز کنم ،از این همه حرف که دارم،هرچی بگم بازم حساب کنی خلاصه هست چون به اندازه یه عمر حرف دارم
احساس ارزشمندی یکی از مهمترین مواردی است که داشتن آن موجب تحقق آرزوها و تجربه خوشبختی و نداشتن آن مانع برآورده شدن آرزوها و تجربه شرایط نامساعد می شود.
اگر احساس ارزشمندی نداشته باشید، اهمیتی ندارد چقدر برای تحقق آرزوهای خود تلاش می کنید، چون هرگز به خواسته های خود نخواهید رسید
این احساس همون ازت نفس هست و ما بار ها در کتاب هایی مثل سبک زندگی با این موضوع اشناشدیم
عزت نفس به نظرم من یعنی داشتن احساس ارزش ،مفید بودن،باکفایت بودن،و…
که متاسفانه بیشتر ما انسان ها کاملا بر خلاف این حرکت میکنیم …یعنی بدون عزت نفس ..😔
روان شناسان میگن:عزت نفس غالبا به این بستگی دارد که مهمترین افراد زندگی مان درباره ما چه فکری می کنند؟!
خب ما افراد متفاوت در زندگیمون هست که برامون مهم هستند و معمولا عزت نفس ما به خاطر تحسین اون هاست
ولی اگه همونا ما و تحقیر و تسخیر کنند دیگه واویلاست عزت نفس ما رو داغون میکنن…
و احساس بلعکس عزت نفس به سراغمون میاید یعنی احساس بی کفایتی ،بی خاصیتی،ووو…
با این حال که دست به هر کاری زدی ،روی خواسته خودت پاگذاشتی و…
وحالا انتظار تحسین داشتی اما تحقیرت کردن دقیقا بر خلاف انتظار و خواستت😔😔😔
برای همینه که نباید در عزت نفس به دیگران وابسته باشی چون تو شاید برای به دست اوردن یک افرین و تحسین دست به هر کاری بزنی اما اونا…😕
من بنده خدا هستم نه بندهٔ بنده خدا!
پس نگاه و فکر خداوند در باره ی من مهمه نه بنده اش !که هر طور باشه چیزی برای گفتن داره..
رفیق من ! حالا که هر کار کنی دهان مردم بسته نمیشه،بیا و برای خودت زندگی کن ،خودت و خدا
چکار فکر بقیه داری ،اونا جواب هدر رفتن عمرتو به پای حرفاشون، میدن؟! پس عمرتو برای حرف ها ی الکی هدر نده
یادت نره تو ارزشمندی با اونی باش که حتی اگه گناه کار هم باشی بازم ارزشمند میبینتت،با اونی باش که حتی خودت خودتو ارزشمند نبینی اون میبینه ،با اونی باش که وقتی تورو افرید خودش را تحسین کرد 😍آره عزیز فکر اون برات مهم باشه😊
بذار اون تورو بخره،تو عروسک دستی این و اون نیستی که به خاطر یک سری فکر اشتباه همش باهات بازی کنن تو فقط و فقط برای خدایی،فقط!
این گام پر بود از نکات ریز و درشت که من باید جمله به جمله خط به خط در دفترم یادداشت کنم که اگه بخوام اینجا بنویسم خیلی طولانی میشه
دوستان کل این گام نکته هست خط به خط این گام ارزشمنده ممنونم استاد
یک گام عملی این برای من اینه که :
می خوام جلوی همه شما به خودم قول بدم که از همین حالا من برای خدا هستم و خودم .
چندین سال از عمرم گذشت اما برای خودم نبودم نمیدونم دیگه چقدر قراره زندگی کنم،نمیگم از فردا و… چون شاید فردایی نبینم ،من از همین حالا میخوام برای خودم و خدا زندگی کنم ،اون باارزش و مهمه که نگرش و وجودش برام ارزش داره خداست
پس دیگه به غیر از عمل به فکر اون که منو ارزشمند میبینه ،تمام تلاشمون میکنم که دیگه کاری به این که بقیه چه فکری میکنن دربارم نداشته باشم
راه درست رو انتخاب میکنم همون راهی که خدا میگه و درسته رو می روم و هیچ کاری به کار حرف بقیه ندارم
من لحظه نزدیکی رو میبینم که موفقیتم را ثبت خواهم کرد و به خودم تبریک خواهم گفت
من از همین الان برنده بازیم چون خدا با منه😍
چند قدم که باید باتمام وجود به خودم ثابت کنم و طی کنم با باور عالی،:
۱-من انسان ارزشمندی هستم !با خوندن همین بخش و مثال هایی که استاد زدن خوب به من ثابت شد این جمله . الهی شکرت که دارمت خدای مهربونم💕کلی نکته داره که حتما یادداشت میکنم انشاالله 💓
قدم دوم :ارزشمند بودنتان را خلل ناپذیر کنید . خداوند برای هر اشتباهی رحمتی قرار داده بلند شو، سرت را بالا بگیر و زندگی کردن را ادامه بده و مطمئن باش که آینده تو روشن تر و پربرکت تر از گذشته ات خواهد بود.
این قدر خدا مهربونه و ما و ارزشمند میدونه که حتی از واژه گناه استفاده نکرده و گفته زیاده روی کردی؟ناامید نشو من میبخشم فقط برگرد🥰
قدم سوم:
نیازمند ارزش و اعتبار انسان ها نباشید !
اصلا انسان کیه تا وقتی همچین خدایی داری؟
ارزش و اعتبار انسان ها در برابر چنین قدرت باارزشی
از قطره هم کوچیکتره دربرابر اقیانوس خداوند 💕
باخدا باش که خدا از همه چیزی عالی تره
اخه چطور توصیفش کنم وقتی که نمیشه توصیفش کرد ،این همه عشق رو ،عاشق واقعی خداست ،ما همه بازیگریم که ادای عاشق هارو در میاریم ،عاشق اونیه که با این حال که کلی ازش گله کردی باز بهت لبخند بزنه و تورو ببخشه و هدایتت کنه🥺💓
هرچی بگم کم گفتم ،نمی تونم ازش بگم فقط میتونم بگم ،تا دیر نشده به سمتش برگرد و یارش شو که شاهد اون حال وصف نشدنی باشی
باورکن باورکن باورکن ،زندگی با خدا زندگیه،وگرنه ماهمه در حال فیلم بازی کردنیم ،وفقط عده ای واقعا زندگی میکنن
پس هم مسیری! تا دیر نشده زندگی کن و از دسته بازیگران عاشق به دسته عاشقان حقیقی صعود کن
چون انتخابت کرده از بین این همه ادم. تا اخرم همراهته برو یاعلی مدد👊🏻
تمرین اول:خب راستش قبل از این که با این سایت اشنا بشم یا بهتره بگم شایدم قبل از خوندن این گام هنوزم احساس ارزشمندی خودم رو در نگاه بقیه میدیدم با تحسین ،زیاد و با تحقیر، ضعیف وگاهی وقت ها نابود میشد و خدا به دادم میرسید
اما حالا دیگه فرق داره این همه خدا تحمل کرده گمراهیمو و در اوج گناه بازم هوامو داشته و خوشحالم کرده حالا نوبت منه که تا بهم فرصت داده و هدایتم هم که کرده ،راه درستو پیش بگیرم
من حالا احساس ارزشمندیم رو در وابستگی به خدا میبینم االهی شکرت که این قدرخوبی
تمرین دوم:من حالا دیگر کاملا احساس ارزشمندی میکنم چون خدا با اون همه قدرت منو با ارزش خوانده پس حتما باارزشم که به خاطر من یک نفر رو از بهشتش اخراج کرد. االهی بیکران شکرت
تمرین سوم: به قدری ارتباط داده بودم که برای اینکه نظر این هارو اجرا کنم ،بار هااز علایقم گذشتم ،نظرم را نگفتم ،و حتی به خودم اسیب رساندم و..
برای جلب توجه کی؟! خدایا شکرت که هدایتم کردی و از گمراهی خارجم کردی
حالا فقط جلب توجه یکی اونم الله و بس!
تمرین چهارم: این قدر وابسته کرده بودم که تا تحسین میشدم بد جور احساس ارزشمندی میکردم اما وای بر موقعی که تحقیرم میکردند به کلی امیدم از دست میرفت و احساس بی خاصیت بودن و…
میکردم بایه عالمه ناشکری. خدایا منو ببخش
اما حالا دیگر کاری به کار بقیه ندارم اگه راهم خداپسندانه باشه دیگر کاری به تحقیر و تحسین ندارم چون تحقیرشون الکییه و فقط تحسین خداست که زندگی بخشه
الهی شکرت
ودر آخر: خواندن نکته های همین گام خودش کلی تاثیر ميگذاره
اما چند تا چیزی دیگه هم هست که از خدا میخوام کمکم کنه تا همش بشه عادتم که تا ابد احساس ارزشمندی کنم و شکر گذارت باشم الهی امین
۱-اگر راهی رو درپیش گرفتم یا انتخابی کردم که درست بوده و خداپسندانه ،ازش دفاع کنم کاری هم به تحقیر مردم نداشته باشم چون دهانشون همیشه بازه
۲-یادم نره که فقط تحسین خداست که برای من عالیه فقط وفقط
۳- من ارزشمندم همان طور که خدا فرموده و به خاطر من کسی را از بهشتش راند فقط به خاطر اینکه به من سجده نکرد،😍
ووو……هزاران کلام دیگر که از نظر من نکات همین گام کلی کمک میکنند
۴-از علایقم،نظرم،اعتقدم،… برای جلب توجه کسی نمیگذرم
امید وارم منظورم را درست رسونده باشم البته حرفی که از خدا باشه تمامی نداره. این تازه خلاصش بود 😉
الهی که زندگیتون به دلچسبی بستنی یخی در یک روز گرم تابستونی باشه 😋،و همواره با عطر خدا😍
استاد ممنونم 🌷
الهی بیکران شکرت🤲🏻
یاحق مدد👋🏻
نشان های دریافت شده
سلام
از استاد عزیز برای اینک ب این الهاماتشون بها میدن و میان برای ما ب اشتراک میزارند
در مورد ارزشمندی من خودم واقعا صفر بودم
از کودکی ارزشمندی خودمو وابسته ب کار کردن تو مهمونی ها یادنمره بیست کارنامه شاگرد اول میدونستم همیشه دوس داستم با اینها پیش پدرم عزیز باشم
بعد ارزشمندی خودمو در درس خوندن میدونستم
زمانی ک خواستگار میمومد از خودم متنفر میشدم از بابام خجالت کشیدم مبگفتم الان مبگه چرا ابن دختر ه
از موهای صورتم احساس بی ارزشی میکردم از چاقی احساس بی ارزشی میکردم از ابنک تو کنکور دکتر نشدم احساس بی ارزشی میکردم از ابنک محرم میشد و من نمیتونستم عزاداری کنم مثل پسرهااحساس بی ارزشی میکردم
از اینک ازدواج کردم باردار شدم احساس بی ارزشی میکردم
چقدر مقایسه شدیم چقدر مسخره شدم ک درس خوندی ک چ
از این کار پیدا نکردم لیسانس داشتم و بیکار احساس بی ارزشی میکردم
از ابنک مثل بقیه هم سنهام لباس نمیتونستم بپوشم احساس بی ارزشی میکردم
بعد اومدم تو ی ساختمان با مادرشوهرم اینا
هر حرکت مادرشوهرم برام نشانه این بود ک من بی ارزشم
احسای ارزشمندی شادی نشاط من وابسته ب اطرافیانم بود
نمیدونم چجوری اما رفته ورفته تو این مسیرها فهمیدم ارزش من ب جنسیت من نیس
مگه برای خدا فرقی میکنه من زن باشم یا مرد
خدا ک بد خلق نمیکنه ک ما زن رو بد میدونیم
مگه برای خدا فرق میکنه من چاق باشم یا لاعر
مگه برای خدا فرق میکنه ک من درس بخونم یا فلان کارو بکنم یا نکنم
ن وقتی از نکته خدا ب همه چی نگا میکنی میبینی خدا خیلی مهربونتر از این حرفهاست بخدا ظلمی ک ما بخودمون میکنیم رو هیچکس ب ما نکرده خدا همه جوره مارو قبول داره ما هستمی ک از خدا گول ساختیم و ادمها رو بت کردیم و داریم میپرستیم زندگی رو برای خودمون زهرمار کردیم ک چی فلانی من و دوس نداره مگه من برای فلانی زندگی میکنم
ما برای خودمون زندگی کردن رو بلدش نیستیم
ما لدت بردن رو هم بلدش نیستیم
من مادرشوهرم بر ام میوه تعارف نمیکرد چن تعارف نمیکرد وب بقیه تعارف میکرد تو جمع من ناراحت میشدم میومدم با همسرم دعوا میکردم تا ی هفته ها خشمگین بودم ک چرا اون با من این رفتار رو میکنه مگه من چیکارش کردم
و رفتارهای از این قبیل از اطرافیانم بیشتر و بیشتر من رو له میکرد یا طرز برخوردو گفتار پدرشوهرم
من اذیت میکرد اما ی جایی گفتم ارزش من رو خدا تعیین میکنه مگه ادمها کیند چیند من ب دست پروردگارم نگا میکنم ب بخشندگی اون ن بنده هاش
من محتاج دیگران نیستم محتاج پروردگارم هستم هرجا فهمیدم اینو بردم
هرجا نفهمیدم باختم بدم باختم
و تازیگا درگیر احساس بی ارزشی از سوی همسر بودم میدونید رفته رفته انگار پله پله من میام جلو و میفهمم
وقتی همسرم بیشتر بیرون میمونه یعنی داره ب من میگه تو زن ارزشمندی نیستی زندگی تو ارزشی نداره همسرت برات ارزش قائل نیس برای بچش ارزش قائل نیس و همه و همه اینها و من غرق اینها
چی میشه
اما امروز فهمیدم ارزش من ب رفتار همسرم یا بقیه ب من نبس
ارزش من ب خودمه ب خالقی ک من رو خلق کرده ن ب بنده هس
ارزش من ب خودمه چقدر این حرف انرژی میده ب
و وقتی من حتی بنده اش ایراد میگیرم یعنی دارم از خدای خودم ایراد میگیرم وقتی بدی کسیو میگم یعنی دارم ارزش اونو نشونه میرم ن
من دارم خودمو نابود میکنم احساس خودمو فرکانس خودمو
ارزش هیچ انسانی پایین و بالا نمیشه ازه من مخالف این حرفها رو خیلی شنیدم
ک نماز بخونی عزیزی صبح زود بری سرکار عزیزی
خدمت کنی ب بزرگها عزیز و اززشمندی وای از این حرفهای بی اساس ک شنیدم
من ب چشم خودم میبینم ک پدر مادر ها چقدر بچشونو با حرفهاسون نابود میکنند اینطوری یاد گرفتیم منم اینطوریم تا بچم درسشو نمیخونه عصبی میسم
اما ارزش ما رو هیچکس تایید نمیکنه اصلا نیازی ب تاییدش نیس همه ما ارزشمندیم در ی فرصت زندگی
چقدر من با گفتگوهای ذهنیم همسرمو بی ارزش تلقی کردم یا گفتم برا من ارزشی قائل نیس
چقدر احساس قربانی بودن کردم
اما الان میدونم ارزش ما وابسته ب هیچکس و هیچ چیز و هیچ کاری نیس
ارزش من ب خالق منه
هرکسی با رفتارش درونیات و خلا های دورنی خودش رو نشون میده و این من هستم ک اون رفتار رو ب خودم میگیرم
ههه ما انسانیم و هیچکس ی شبه یکاری رو بی عیب ونقص انجام نمیده
یکم کاش منصف باشبم در حق بچه هامون در حق خودمون همسرمون اطرافیانمون
انسان از دل این اشتباه هاست ک رشد پیدا میکنه یاد میگیره
اما من ب شخصه یاد گرفتم بدون عیب ونقص باشم وطرف مقابل من من هم اشتباه میکنه
اینو بپذیریم ک همه ما انساینم اصلا خود خدا بخشش رو در جای جای قران گفته اگه اشتباهی نبود بخششی هم نبوده خود خدا میبخشه نمیدونم ما بنده ها چرا ب جای خدا حرف میزنیم
زندگی زیباست
به نام خدا
واقعیتش این که همیشه توی ذهنم احساس ارزشمندی مساوی بوده با تائیذ بقیع…..اگر بقیه تایید کنمننن….اگر کارام زیاذ بازدید بخوره یعمی ارزشممد هستن……… اگر مشتری زیاد ذاشته باشم و از کار راضی باشه کارم ترزشمندع……. اگر بقیه از رفتار من خوششش بیاد من ارزشمندک اگر پدر و کادرم راضی باشن من ارزشمندم….و این وسط خودم هیج بودم انگار بودن من به تنهاییی ارزشی نداره……انگار نه انگار که من هم به اندازه تمام انسانهای ذیگع حق زندگی……حق این که نظری ذاشته باشک وسبکخاصی روندارمکممم………و قسمت لد ماحرا انحجاست که تو وقنی مدام خس خوب و ارزشمدی ت به بقیه گره میزنی……برده ادمها میشی……. وخیلی وقتها حسنتتتتت بده…….. چون دیگران نه همیشه تاییذت میکننن و نه همیشه هستن…….باعث میشه همش ذر انتطار باشی و از خود واقعیت دور بشی……. و راهش فکر میکنم برگشتن بهه خودمون این که خودموم از نگاه خودموم و خدا ببینم نه بندهاش……. خودمون خودموم تایییذد وتحسین کنیمممم…..خودمون لرای خودمون و کارامون ارزش قائل باشیم……
نشان های دریافت شده
به نام انرژی برتر جهان هستی
احساس ارزشمندی خودش به تنهایی یک کتاب میشه و در دل یک کتاب میتوان هزاران فصل راجع زیر مجموعه های احساس ارزشمندی ایجاد کرد.
احساس ارزشمندی ما زمانی که بچه بودیم و در دوران کودکی بودیم در بهترین حالت خودش بود با شوق و ذوق زندگی کردنمان، با خنده های از سر شوق نه از سر جلب توجه حتی در لباس پوشیدنمان هم فقط به دل خودمان بودیم نه از سر اینکه امسال مد چی یا رنگ سال، و چقدر راحت میبخشیدیم و شب ها چقدر راحت میخوابیدیم و نه از کسی کینه داشتیم و نه شب ها قبل از خواب در ذهنمان کسی را به خاطر اینکه به من بی احترامی کرد یا درست رفتار نکرد سرزنش کنیم، درگیر قضاوت ها و تحلیل و بررسی کردن ها نبودیم، عجب ۷سال اول زندگیمان خوب زندگی کردم و چقدر به خدا نزدیک بودیم و هماهنگ با این انرژی برتر بودیم فارغ از نماز خواندن ها و رسیدن به سن بلوغ و حجاب کردن ها و محرم و نامحرم کردن ها و محدود کردن هاو هزاران محدودیتی که ما در قفس به اسم زندگی ایمن برای ما ایجاد کردند.
به نظرم احساس ارزشمندی یعنی ظرف درونی وجود ما، من باید با تغییر افکار و نگرش ام و انتظارم از زندگی شخصیت ام رو بهتر کنم و ورژن ۲۰۲۴ خودم رو ارائه دهم و باید سعی کنم گذشته خودم رو فراموش کنم و هر چه بود یک تجربه زیبا برای روح من بوده و خودم رو با کسب آگاهی های جدید به روز کنم و وقتی آپدیت شوم نرم افزارهای وجودی من بهتر عمل میکنن و عملکرد من سریع تر و بهتر از گذشته میشود.
جدای از داشتن خواسته های ماشین و خونه و سفرهای لاکچری و داشتن گوشی های هوشمند سطح بالا و هزاران خواسته دیگر اول باید سعی کنم احساس ارزشمندی خودمان را بهبود بدهیم باید ظرف درونمان را بزرگتر کنیم تا دریافت نعمت های ما نیز بیشتر شود.
احساس ارزشمندی با عزت نفس رابطه مسقیم دارد هر چقدر احساس ارزشمندی بیشتر عزت نفس ما نیز بیشتر میشود و توجه و تمرکز ما روی خودمان نیز بیشتر میشود و تغییر از خودمان را شروع میکنیم و سعی میکنیم بهتر شویم و هر چقدر احساس ارزشمندی کمتری نسبت به خودمان داشته باشیم عزت نفس کمتری هم داریم و توجه و تمرکز ما روی دیگران و رفتار دیگران میرود و منتظر تایید و تحسین دیگران برای پیشرفت در زندگیمان هستیم و در یک جلب توجه دائم در زندگیمان هستیم و باعث حسادت و رقابت ناسالم و انواع بیماری ها و عمل های جراحی زیبایی و نا آرام بودن و نداشتن خواب مناسب چون در ذهن فقط درگیر مقایسه کردن ها هستیم و هزاران نتایج نامربوط در زندگیمان هستیم.
من بچه که بودم کلاس اول دبستان به دل خودم درس میخوندم و شاگرد ممتاز بودم و دختر عمه ام هم همسن من بود و پدرم بهم گفت آرزو اگر میخواهی افتخار من بشوی باید درس بخونی و شاگرد ممتاز شوی و من به دل پدرم و برای اینکه به من افتخار کنند من درس خوندم و پدرم خوشحال میشد و همه جا میگفت این دختر افتخار منه و من هم درس میخوندم و میخواستم امتیازهای بیشتری هم بگیرم کارهایی رو انجام میدادم که فقط رضایت پدرم رو به دنبال داشته باشه و شاید من اون روزها خیلی خوب بودم ولی بعضی اوقات از نظر پدرم خوب نبودم و با دختر عمه ام مقایسه میشدم که چقدر اون از تو بهتره و تو هنوز به خوبی اون نیست ولی درست خوبه و همین برای من افتخار،
و انگار عزت نفس من بر و احساس ارزشمندی من براساس رضایت پدرم در وجود من ایجاد شده بود وقتی از من راضی بود خوشحال بودم وقتی ناراضی بود من احساس شکست و ناامیدی میکردم، من تونستم با درس خوندن زیاد دانشگاه دولتی لیسانس و فوق لیسانس قبول بشم و خدا شاهد وقتی فوق لیسانس با رتبه عالی دانشگاه دولتی قبول شده ام آنچنان پدرم خوشحال شد و همه جا از من صحبت میکرد که این دختر باعث افتخار من و من خودم چقدر خوشحال بودم بعد از فارغ التحصیلی خواستم برای دکترا برم خارج کشور تا بیشتر باعث افتخار شوم ولی پدرم مخالفت کرد و گفت من اجازه نمیدهم دخترم بره خارج کشور اگه بخواهی درس بخونی همین جا بخون و من هم که اون روزها احساس ارزشمندی ام در گرو خوشحالی و رضایت پدرم بود قبول کردم ولی این بار دیگه ادامه تحصیل ندادم و سرکار هم نرفتم میخواستم اینبار برای خودم زندگی کنم اون روزها نمیدونستم که این احساس خود ارزشی یا عزت نفس ولی به توانمندی ام در درس خوندن ایمان داشتم و رفتم دنبال علاقه ای که از بچگی همراه من بود و یادگیری زبان انگلیسی بود چقدر من مسخره شده ام چقدر بهم خندیدن و چقدر پدرم سرزنشم میکرد ولی این بار انگار به قول دوست عزیزمان مثل دیوار شده بودم و حرف کسی را قبول نمیکردم و شروع کردم به خوندن حتی ازدواج هم کردم شوهرم اولش ناراضی بود و گفت بیا با خودم کار کن ولی گوشم بدهکار نبود و گفتم میخواهم علاقه ام رو دنبال کنم و ادامه دادم و استمرار داشتم و تونستم این بار به خواسته و علاقه خودم برسم و مدرک مربیگری زبان انگلیسی رو گرفتم و مدرس زبان انگلیسی شده ام و الان من ساعت ها فقط آهنگ انگلیسی گوش میدهم و سریال های انگلیسی رو نگاه میکنم و فایل های زبان انگلیسی رو تمرین میکنم تا مدرک آیلتس رو بگیرم ولی خسته نمیشم بلکه احساسم نسبت به اون موقع که داشتم برای دل دیگران و تایید دیگران رشته مورد علاقه پدرم رو میخوندم از زمین تا آسمان ،
وقتی احساس ارزشمندی برای خودمان ایجاد کنیم و به دل خودمان زندگی کنیم آرامش بیشتری رو تجربه میکنیم من قبلا برای لاغرشدن باشگاه میرفتم که چند نفر بگن آرزو چقدر خوشتیپ ماشاالله چه اندامی و من چقدر خوشحال بودم و کیف میکردم ولی بعد از گذشت چند سال که دیگه نتونستم برم باشگاه همون نفرات این بار گفتن آرزو چقدر چاق شدی یه فکری به حال خودت کن و من این بار ناراحت شدم و بعضی اوقات ساعت ها حال بد داشتم و درگیری ها و غر زدن ها که داشتیم یعنی من شخصیت ام و احساساتم را کاملا به عوامل بیرونی گره زده بودم که سعی کنم خوب باشم باشم دیگران از من تعریف کنند اگر هم نه در یک تلاطم احساسی بودم.
من وقتی وارد دوره ورود به سرزمین لاغرها شده ام اولش پر بودم از اینکه دیگران به من بگن آرزو چقدر لاغر شدی ولی بعد از گذشت چند ماه در دوره و اون احساس رها بودن و خودم رو دوست داشتن و تمرین کردن مقابل آینه و دوست داشتن خودم و عاشق اندام خودم باشم چه چاق بودنم و چه لاغر بودنم رو دوست داشته باشم و اینکه هر کس من رو میدید گفت چقدر لاغر شدی از اونها تشکر میکردم و حتی در بعضی جاها هم بهم گفتند چاق تر شدی باز هم واکنش نمیدادم و عاشق خودم شده بودم چه آرزوی چاق و چه آرزوی لاغر، و کم کم نتایج بهتر هم آمده اند من سلامت تر شده ام و آرامشم بیشتر شد حقوق شوهرم چندین برابر شد خودم در جای بهتر رفتم سرکار، پوششم کاملا عوض شد و اعتماد به نفس پوشیدن لباس های رنگارنگ و ست رو پیدا کردم و در جمع ها دیگه صحبت میکردم و اصلا قضاوت دیگران درباره خودم برام مهم نبود و خدا دوست تر شدم و کم کم صدای درونم رو هم برای هدایت در زندگیم رو بیشتر میشنیدم و دیگه درگیر غیبت کردن ها نبودم و خیلی به خودم اهمیت میدادم هر لباسی رو نمیپوشیدم، هر غذایی رو نمیخوردم و بینهایت عاشق خودم شده بودم و الان متوجه میشوم که احساس ارزشمندی مان فقط باید درونی باشد و اصلا ارتباطی به عوامل بیرونی ندارد وقتی از درون درست شویم بیرون هم خود به خود درست میشود.
بهتر احساس گناه و اشتباه رو در خودمان کمرنگ کنیم و بدانیم در همه حال خداوند از ما راضی هست و همان احساس راضی بودن روز اول را از ما دارد. ما برای کسب تجربه وارد این دنیای مادی شدیم و طبیعی که مرتکب اشتباه هم شویم ولی با استمرار و کسب آگاهی جدید بهتر هم میشویم مثل برندهای روز دنیا که از اول عالی نبودند بلکه با تصحیح خطاها و اشتباهات به مراتب بهتر شدند و الان یک نسخه عالی و برند روز دنیا شده اند.
من همین که زنده هستم و نفس می کشم خدا رو شکر.
همین که خواب راحت تری دارم خدا رو شکر .
همین که وارد این دنیای مادی برای کسب تجربیات زیبا شده ام خدا روشکر
من منتظر دریافت نعمت های الهی هستم.
نشان های دریافت شده
شنبه ششم اپریل بیست بیست و چهار:
سپاسگزار خدایی هستم که من را خلیفه خودش در روی زمین قرار داد
دوره زندگی با کمک خداوند قدم سیزدهم خداوند من را ارزشمند خلق کرده است
سلام به دوستان مسیر رشد و پیشرفت
اذعان میکنم بار اول که متن را خوندم و برای هر مطلبی شروع به مرور خاطرات خودم کردم تا نمونه و الگو از زندگی خودم پیدا کنم ، واقعا دردم اومد و احساس ناخوشایندی داشتم از اینکه چه جوری رفتار میکردم
این ناراحتی سه روزی با من بود و هر بار شروع میکردم از ابتدای متن خواندن و اینبار ریشه ای تر اتفاقات زندگیم جلوی چشمانم می آمد و دلیل آنها برایم واضح میشد و هر بار سه چهار ساعت میگذشت و من نمیتوانستم به انتهای متن برسم تا حالا از این زاویه به مبحث احساس ارزشمندی فکر نکرده بودم
چند سال قبل، من دوره لاغری را خریده بودم ولی شروع نکرده بودم و حتی دو جلسه از دوره دوازده گام را خواندم و بعد از دوماه ده کیلو وزن کم کردم ولی بعد گفتم اینهمه اضافه وزن زیادی دارم و این روش کند هست و دیگر ادامه ندادم و دوباره بعد از دوسال شروع کردم به خواندن کامنت های سایت؛ ولی جرات شروع دوره لاغری با ذهن را نداشتم و وقتیکه توانستم با موفقیت (با آن وزن بالا) ایس اسکیتینگ را یاد بگیرم و روی یخ سر بخورم احساس توانمندی و لیاقت کردم و بخودم گفتم حالا که اینکار را یاد گرفته ام میروم و دوره لاغری را شروع میکنم و در نهایت چیزی از دست نمیدهم ولی حالا بگذار این دوره را هم یکبار امتحان کنیم و از انجایی که ایس اسکیتینگ را یاد گرفته ام پس حتما توی دوره لاغری هم موفق میشوم و اینبار با جرات بیشتری ادامه دادم چون اون احساس لیاقتم را افزایش داده بودم
بعد که دوره را شروع کردم و نتایج کم کم در زندگی ام به وضوح مشخص شد مدام از خودم میپرسیدم که چی شد من همون چند سال قبل دوره را شروع نکردم و الان دوباره شروع کردم و چی توی من تغییر کرده بود که ایمان پیدا کردم با شروع دوره موفق میشوم!؟!
خیلی فکر کردم و به تنها چیزی که رسیدم احساس لیاقت بود و اومدم برای خودم ریمایندر گذاشتم که روزی دو بار صبح و شب خاطراتی را مرور کنم که توی آنها احساس لیاقت داشته ام و حتی خیلی از اتفاقات را مینوشتم و البته همیشه هم به اون ریمایندر توجهی نمیکردم و جدی هیچوقت پیگیر این قضیه نمیشدم و خیلی جالب بود که من خیلی دنبال دلیل موفقیت افراد میگشتم و با افراد ثروتمند زیادی هم صحبت میکردم ولی نمیتوانستم دلیل موفقیتشان را پیدا کنم
جالب اینجا بود که توی خود دوره لاغری با ذهن با تمرینات بسیار ساده من کاملا احساس کرده بودم که احساس لیاقتم افزایش یافته است و ارامش بسیار بیشتری داشتم و با کسی بحث نمیکردم مخصوصا پدر و مادرم و دنبال این نبودم که بگویم حرف من درست هست و حرف بقیه برایم مهم نبود و خیلی کمتر از قبل دنبال تایید دیگران بودم
و توی تمارین دوره لاغری با ذهن یک تمرین فوق العاده داریم که هر چند وقت یکبار تغییراتی که در طی دوره داشتیم را به خودمون یاداوری میکردیم و اونها را مینوشتیم و این تمرین فوق العاده عالی بود و من هنوز هم انجامش میدهم و توی اون تمارین من بدون استثنا میتوشتم که احساس لیاقتم خیلی بیشتر شده است ولی نمیتوانستم متوجه بشوم دقیقا چه اتفاقی افتاد و من چیکار کردم که احساس لیاقتم افزایش یافته است.
من به تعداد زیادی افراد تازه وارد در کانادا بصورت داوطلبانه کمک میکنم که رزومه شان را آماده کنند و کار پیدا کنند و توی همه اون جلسات من قبل از نوشتن رزومه تلاش میکنم با سوال پرسیدن از اونها توانایی هایشان را پیدا کنم و اونها را بهشون یاداوری کنم تا از اونها در رزومه شان استفاده کنند و بدون استثنا ازشون میخواهم که یک لیست از توانایی هایشان بنویسند و چند باری از روی آن بخوانند! اونهایی که به حرفم عمل میکنند براحتی بعد از مدت کوتاهی کار پیدا میکنند و اونهایی که این تمرین را انجام نداده اند هنوز دنبال کار هستند!
چند ماه قبل وقتی برای همین شرکتی که در آن مشغول بکار هستم رفتم مصاحبه و اصلا خودم را آماده نکرده بودم و فقط توی جلسه با اعتماد بنفس از توانایی هایم صحبت کردم و اونها را مثال زدم و بعد از مصاحبه خود مدیر بخش بهم پیام داد و دنبال من بود که من را به تیمش اضافه کند و حتی پیشنهاد کاری را داد و من پاسخ ندادم و بعد بهم تماس تلفنی گرفت و گفت اگر پیشنهاد تو را راضی نمیکند بهم بگو چیکار کنم که تو بیایی توی این شرکتتمام اینها از لطف خداوند بود که من داشتم روی احساس لیاقتم کار میکردم
اتفاقا توی همین هفته من اینکار را روی یک ایرانی تازه وارد بصورت کاملا آگاهانه آزمایش کردم و از همون خاطرات کاری اش شروع کردم به نوشتن توانایی هایش و اونها را بصورت داستان برایش بازگو کردم و بهش گفتم که باید اینگونه توانایی هایت را توی رزومه ات بنویسی و یا حتی مصاحبه رفتی از اونها استفاده کنی و احساسش نسبت به خودش در انتهای جلسه خیلی بهتر شده بود و اینمورد را بارها بهم اعلام کرد
داشتم خودم را بررسی میکردم و این تمرین را برای دوره زندگی با کمک خداوند انجام دادم که جقدر رشد داشته ام و چقدر آرامشم بیشتر شده است و البته تغییراتم را ننوشتم ولی با خودم حرف میزدم که فقط شنیدن این جمله که بقیه انسانها هم ارزشمند هستند و میتونند اشتباه کنند من را خیلی نسبت به محیط اطرافم آرام کرد مخصوصا در رانندگی. الان خیلی آرامتر رانندگی میکنم ولی باز به ندرت از دست کارهای بعضی ها حرص میخوردم و این چند روز میبینم طرف وسط خیابان نگه داشت و یک نفر را پیاده کرد و من هیچ ناراحت نشدم (این اتفاق خیلی برایم تازگی داشت و تا حالا رخ نداده بود)البته اینجا هیچ کس بوق نمیزند و همه خیلی راحت صبر میکنند ولی من قبلا خودم را در درون اذیت میکردم
عزت نفس یعنی احترام به خود. یعنی چقدر برای خودت احترام قایل هستی حتی وقتی تنها هستی ! دیدم مثلا همسرم اگر خیلی گرسنه باشد هیچ وقت غذای سرد نمیخورد ولی من چند باری را به یاد آوردم که خیلی گرسنه بودم و اصلا صبر نکردم که غذا را در مایکرویو دو دقیقه گرم کنم و همونجوری سرد خورده ام!
احساس ارزشمندی یعنی احساس کافی بودن احساس توانمندی کردن و احساس کفایت داشتن و از خودم پرسیدم که مهرداد چه زمانی میتوانی احساسی نسبت به خودت داشته باشی؟و جواب دادم وقتی حالم خوبه و نجواهای ذهنی ام را کنترل کرده ام و یا ورودی های مناسب مثل مطالب این جلسات را خوانده باشم امید بیشتری دارم برای رسیدن به خواسته هایم و اون موقع اون شوق و ذوق فقط از احساس ارزشمندی می اید
دوباره برگشتم به دوره لاغری با ذهن که وقتی به نحوه تغییراتم در طی دوره نگاه میکنم فقط میبینم که توی فایلها احساس ارزشمندی بیشتری پیدا کردم و وقتی احساس لیاقت و ارزشمندی بیشتری پیدا کنی بقیه کارها را جهان یا کاینات یا خداوند یا هر چی که اسمش را میگذاریم خودش انجام میدهد
یکی از کارهایی که یاد گرفتم در طی دوره تمرین نوار زمان بوده، خیلی اوقات کمکم کرده که نجواهای ذهنی ام را کنترل کنم و البته بعضی جاها هم نتوانسته ام و فقط شروع کردم کامنت خواندن و یا موقع رانندگی با خودم بلند بلند حرف زدن
وقتی خاطرات کودکی ام را مرور کردم یادم آمد که من بچه درس خوانی بودم و برادر کوچکترم اصلا درس نمیخواند و اون را همیشه نصیحت میکردند که درس بخوان و مثل برادرت باش ولی اون گوش نمیداد و هیچوقت هم بمن چیزی نمیگفتند! ومن اینجوری برداشت کردم که برای اینکه بهم توجه بشود باید دستاورد داشته باشم پس بیشتر تلاش میکردم و دنبال تایید بودم و الان به خاطر می اورم که مدتها من با بی دقتی های بسیار مسخره ای نمره بیست نمیگرفتم چون وقتی که بیست نمیشدم بهم توجه میشد و میگفتند که حواست را جمع کن که بی دقتی نکنیاز اون سالها خیلی میگذره و این خصوصیت را اصلاح کرده ام ولی باز باید روی آن کار بکنم
یا در محیط کاری من احساس ارزشمندیم را به تعریف و تمجیدهای رییس هایم گره زده بودم و خیلی کار میکردم تا دیده بشوم ولی چون شرک میورزیدم عملا دیده نمیشدم و کلی خاطرات برایم مرور شد مثلا چند سال قبل توی شرکتی مشغول بودم و بارها توی جلسات نظرات خلاقانه ای برای برطرف کردن مشکل پروژه می دادم ولی رییسم جلوی جمع بهم میگفت این چه نظری هست که داده ای، دو دقیقه بعد یکی از همکارانم دقیقا عین کلمات من را تکرار میکرد و رییسم بهش میگفت آفرین این نظر مهندسی هست و رو به من میکرد و میگفت یاد بگیر!! بقیه همکارانم به رییسم میگفتند که مهرداد هم که همین را گفت ولی اون میگفت نه اون چیز دیگری گفت! و یا حتی دندان درد داشتم میخواستم بروم دندانپزشکی و بهم اجازه نداد و گفت بعد از ساعت کاری برو با اینکه هیچ کار عقب افتاده ای هم نداشتمآیا اون مقصر بود؟ اصلا من خودم بودم که با باورهایم و افکارم اون شرایط را ایجاد میکردم ، چون تشنه دیده شدن بودم و دوست داشتم که احساس قربانی بودن داشته باشم و اصلا احساس لیاقت نمیکردم من اون مواقع شروع کردم و روی رشد شخصی ام کار میکردم و به قدری با خودم به صلح رسیدم که همون رییسم بخاطر من رفت با مدیر پروژه دعوا کرد و حتی بهش گفتم من دارم برای خودم کار میکنم و شرکت نمی خواهم بیایم و بهم گفت ایرادی نداره تو هر روز صبح بیا شرکت کارت بزن و برو بیرون و عصر برگرد و کارت خروجی بزن که حقوقت را بگیری و به کارهای بیرونت هم برسی و توی پروژه ها اگر کار داشتیم تو انجام بدهی جوری که سر و صدای بقیه بابت تاخیر کارهایت در نیاید و من نه ماه اینجوری حقوق گرفتم اونهمون آدم بود و تغییر نکرده بود و من هم تخصصم بیشتر نشده بود ولی از درون احساس ارزشمندی میکردم و با قدرت باهاش حرف میزدم و شرک نداشتم
از خودم پرسیدم اصلا چرا من میخواهم بقیه از من راضی باشند؟ جواب دادم که از بچگی کلی بهمون توصیه میشد که به پدر و مادر خود احترام بگذارید و من فکر میکردم که احترام گذاشتن یعنی اینکه حرف آنها را تحت هر شرایطی گوش بدهم تا ناراحت نشوندبرای شغل و کارم هم میگفتم اگر رییسم از من ناراضی باشد من را براحتی کنار میگذارد پس چجوری هزینه های زندگی را پرداخت کنم؟!؟و بعد هم آمدم و احساس ارزشمندی و لیاقتم را به پول داشتنم ارتباط دادم که چون پول ندارم آدم ارزشمندی نیستم
بعد گفتم که مهرداد تو اصلا چرا میخواهی که ارزشمند دیده بشوی؟ گفتم اگر ارزشمند دیده نشوم احساس بیهودگی و بی ارزشی میکنم و احساس میکنم که انسان مفیدی نیستم و انسان دوست داشتنی نیستم و بعد پرسیدم من چرا باید انسان دوست داشتنی باشم؟ اگر انسان دوست داشتنی نباشم و بقیه دوستم نداشته باشند چی میشود؟ جواب دادم که احساس تنهایی میکنم و دیدم که نه تنها من بلکه خیلی از انسانها ترس از تنهایی دارنداین ترس از تنهایی فیزیکی نیست بلکه ذهنی هست چون ممکنه من تنهایی بروم کوه و کسی کنارم نباشد ولی نجواهای ذهنی ام همیشه همراه من هست و اونها میتوانند فرد را بیچاره کنند پس مهم این است که از نظر روحی باید اقناع بشوم و به خودم گفتم چه کسی بهتر و صادق تر و آگاهتر و تواناتر از خداوند توی زندگی ات وجود دارد! خدایی که هیچوقت احساساتی نمیشود و طبق قانون بدون تغییرش همیشه عمل میکند و احساس همندارد پس فقط خداوند را دوست خودت قرار بده و قدرت را فقط به خودش بده و احساس ارزشمندی ات را برمبنای تعریفی که خداوند از تو کرده است قرار بده
اینجا یاد گرفتم که چون انسانهای مختلف تحت تاثیر عوامل بیرونی احساسات متفاوتی در زمانهای مختلف دارند من نباید دنبال تایید اونها باشم و اگر احساس ارزشمندی ام را به اونها و رضایت اونها گره بزنم با هر برخوردی که اونها انجام بدهند من احساس بی ارزشی میکنم
افرادی را دیده ام که احساس ارزشمندی شان را به پول و ثروت شان ارتباط میدادند و بعد از اتفاقاتی که در زندگی شان رخ داد و پولشان را از دست دادند انوقت احساس بی ارزشی میکردند
از طرفی هم یاد گرفتم که اگر کاری برای دیگران انجام میدهم توقع نداشته باشم و انتظار نداشته باشم که اون افراد فلان کار را بکنند و یا فلان جور رفتار کنند چون در اون صورت هم باز احساس ارزشمندی ام را به نظر اونها گره زده ام
من قبلا توی ذهنم داستان سازی میکردم و در تمام اونها احساس قربانی شدن میکردم و احساس بی ارزشی میکردم که خداراشکر پس از دوره لاغری با ذهن این کار بسیار بسیار کمتر شده است
من احساس ارزشمندی ام را به اعمالم هم ارتباط داده بودم و وقتی که پاسخی از جانب خداوند دریافت نمیکردم احساس یاس و ناامیدی میکردم
اینجا یاد گرفتم که فقط باید احساس ارزشمندی ام را به تعریفی که خداوند از من دارد گره بزنم
من انسان ارزشمندی هستم چون خداوند من را آفریده است! خوب این جمله برایم نامفهوم بود چون میگفتم تو ارزشمندی بخاطر اینکه این دستاوردها را داشته ای! مگر میشود که بدون هیچ دستاوردی ارزشمند باشی؟برای خودم مثال زدم که وقتی من به دنیا آمدم تمام توجه پدر و مادرم بمن بود مگر من کاری کرده بودم که اینهمه بهم توجه میکردند و نیازهای من را برطرف میکردند؟ من فقط پا به این دنیا گذاشته بودم و تازه کلی گریه میکردم و جایم را هر چند ساعت کثیف میکردم همین! باز با اینوجود والدینم از من مراقبت میکردند!پس من هم الان همون آدمم و شرایط تغییر نکرده است و فقط چند سال گذشته است خود خداوند مهر من را در دل پدر و مادرم قرار داد و همون کسی که بلافاصله بعد از بدنیا امدنم غذای من را از طریق غدد شیری آماده کرده است اگر من را دوست نمیداشت که اینکارها را انجام نمیداد
همینکه این آیات را خواندم که خداوند علم اسماء را بمن آموخته و یعنی من هم قدرت خلق کنندگان دارم احساس مسوولیت بیشتری کردم نسبت به اینکه از وقتم بهتر استفاده کنم تا شرایط بهتری را برای خودم ایجاد کنم
توی دوره یاد گرفتیم که هر انسانی با هر مشخصات و ویژگی که داشته باشد میتواند درخواست کند و درخواستش اجابت میشود به شرط داشتن ایمان
ذهنم سالهاست بهم میگوید پس اگر تو انسان ارزشمندی هستی و انسان صادقی هستی و اینکه به دیگران کمک میکنی و کارهای خوب میکنی چرا خدا بهت کمک نمیکند که خانه یا ماشین مورد علاقه ات را بخری؟ چون اونموقع این آگاهی ها را نداشتم میگفتم خواست خداوند هست
و الان اینجوری برداشت میکنم که سیستم خداوند مثل یک وبسایت امازون هست من هر چیزی که به ذهنم خطور کند را میتوانم به این سیستم جهان سفارش بدهم و سفارش پذیرفته میشود و با کارت بانکی نامحدود هم پرداخت میشود ولی آیا من بسته سفارشی ام را دریافت میکنم؟ بله البته اگر آدرس پستی را دقیق وارد کنم و وقتی پستچی آمد در را برایش باز کنم و بسته را تحویل بگیرما گر آدرس را درست ننویسم و یا اگر پستچی آمد و در زد و من در را برایش باز نکردم انوقت خداوند که مقصر نیست! من مسوول این هستم که در را باز کنم
برای همین اگر باور کمبود داشته باشم ( بگویم خداوند فقط به از ما بهترون پول میدهد) و اگر فکر کنم من لایق رسیدن به فلان خواسته ام نیستم و یا حتی برای اینکه خودم را به دیگری ثابت کنم تقاضای رسیدن به چیزی را داشته باشم و یا بگویم کار کم هست و پول کم هست و یا بنشینم با خودم حساب کتاب کنم که من با این وضعیتی که دارم چجوری ممکنه که به اون خواسته ام برسم
در این صورت انگار ما در را بروی پستچی باز نکرده ایم و با اینکه درخواست کرده ایم و درخواستمان هم پذیرفته شده است و تا دم در خانه مان هم آمده است و پستچی زنگ هم زده است ولی ما در را باز نکردیم
من چند سال دوره لاغری با ذهن را داشتم ولی باور نمیکردم که بتوانم با ذهن لاغر شد و بعد که باور کردم میشود گفتم هر کسی بتواند با ذهن لاغر بشود من اصلا امکان ندارد که بتوانم از این روش لاغر بشومو یا در زمینه کسب ثروت من دو سه باری درآمدم را در ماه دو برابر کردم ولی دیگر تکرار نشد چون احساس ارزشمندی نمیکردم
حتی الان مثلا به درآمد یک میلیون دلاری نمیتوانم فکر کنم چون نمیدانم که با پولش چیکار کنم برای همین در حال حاضر این پول وارد زندگیم نمیشودو هر چقدر ظرفم و لیاقتم بیشتر بشود به همان اندازه نعمت و ثروت وارد زندگیم میشود
خداوند قبل از اینکه من را خلق کند کلی نعمت خلق کرده تا من در رفاه باشم پس خانه و ماشین برای من و بخاطر من خلق شده است و ارزش من بالاتر از اونهاست و من نباید احساس ارزشمندی ام را به وجود یا عدم وجود اون نعمتها در زندگیم گره بزنم
انگار دست را خداوند خلق کرده تا انسان بتواند کارهایش را انجام بدهد حالا دستش ارزش بیشتری دارد یا خودش؟ قطعا خودش چون فرد بدون دست میتواند زندگی کند ولی یک دست بدون وجود صاحبش نمیتواند کاری انجام بدهد
این جملات زیر گشایشی در قلبم ایجاد کرد :
«شما انسان ارزشمندی هستید حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شوید.
همسر شما انسان ارزشمندی است حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شود.
فرزندان شما انسان های ارزشمندی هستند حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شوند.
اطرافیان شما انسان های ارزشمندی هستند حتی زمانی که مرتکب اشتباه می شوند.»
یادمه یک دوست عزیزی توی کامنت هایشان در دوره لاغری با ذهن جملاتی را نوشته بودند که مضمونش این بود که افراد دوست ندارند که کاری را بصورت نادرست انجام بدهند و باعث ناراحتی بقیه بشوند، بلکه همه انسانها تلاش میکنند که با توجه به سطح آگاهی و دانش شون در همان لحظه بهترین تصمیمی که فکر میکنند درست هست را بگیرند چقدر این جملات بهم آرامش داد
الان با اینکه سر کارم خیلی تنش فکری دارم ولی آرامتر شده ام چون میگویم که مدیر پروژه هم یک انسان هست و اون هم میتواند مرتکب اشتباه بشود
شاید مهمترین بخش از این جلسه برای من برداشت استاد عزیز از آیه ۵۳ سوره زمر بود:
«بگو اى بندگان من که بر خود زیادهروى و اسراف کردید، از رحمت خدا نا امید نشوید، یقیناً خدا همه گناهان را مىآمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است. سوره زمر آیه ۵۳
توجه کنید که خداوند از عبارت گناه یا حتی اشتباه استفاده نکرده بلکه از واژه زیادهروی و اسراف استفاده کرده است. این نشان از لطف و رحمت خداوند است که هرگز بندگان خود را خطاکار یا گناه کار نمی داند چون بر ماهیت وجود انسان آگاه است که قابلیت اشتباه کردن دارد و حتی ممکن است در اشتباه خود زیاده روی کند تا جایی که احساس گناه یا پشیمانی کند.»
اینجا خداوند حتی نگفته که مومنان و نگفته انسانهای صالح خطاب به همه موجوداتی که خلق کرده است فرموده اگر بر خود زیاده روی و اسراف کردید از رحمت من ناامید نشوید
یعنی حتی نگفته اگر گناه کردید و حق کسی را خوردید و یا ظلم کردید و دروغ گفتید و یا نماز نخوانید! بلکه گفته اگر زیاده روی کردیدحتی نگفته اگر اشتباه کردید و یعنی خداوند ما را در هر حالتی انسان ارزشمندی میداند که ممکنه فراموش کنیم و یا زیاده روی کنیم ولی حتی از لغت اشتباه کردن و یا گناه کردن حرفی بیان نکرده است
پس من نباید برای هیچ کدام از اشتباهاتم خودم را درونی سرزنش کنم چون همه انسانها اشتباه میکنند ولی این تاثیری در میزان ارزشمندی ما نزد خداوند ندارداین برداشت استاد عزیز واقعا باعث آرامش بینظیری در من شد
در جواب سوال آخر هم میخواهم بنویسم که با توجه به داشتن دانش علم اسماء و این آیه ۵۳ سوره زمر من بهتر از قبل میتوانم که نجواهای ذهنی ام را کنترل کنم و بهتر از قبل با خودم حرف میزنم و خودم را ارزشمندتر میدانم
سپاس از شما استاد عزیز، این جلسه برای من درسهای زیادی داشت
از کامنتهای دوستانم نکات فراوانی یاد میگیرم
منتظر خبرهای عالی من باشید
شاد و رو به رشد باشید
سلام به استاد آگاه ودوستان همراه
اولین بار درفایل خدا هرگز دیر نمیکند با موضوع لیاقت واحساس ارزشمندی آشنا شدموآن فایلها را بارها گوشدادم ولذت بردم آنجا که فرمودید خدا ما را آفرید واز روح خود در ما دمید واجازه خلیفه اللهی به ما داد وابنکه این مقام واین ارزش هرگز کم وزیاد نمیشود وهمیشگی است واین که به مقدار احساس لیاقت نعمت وارد زندگی ما مبشود وبرای ارزشمندی هیچ کار خاصی رانباید انجام دهیم همین قبول خودمان کافی است که خدا قبولمان دارد که اجازه ی بودن در زمین رادارم مرا از شوق لبریز کرد
واین که خواسته های ما ازقبل برای رسیدن به دست ما توسط خداوند ونیروی خلقی که خداوند در ما قرار داده آفریده شده فقط کافی است خودمان را لایق بدانیم وبقیه اش را چندوچوند وچگونگی را به او بسپاریم.
به امید رسیدن به چنین دیدگاهی برای همه ی همراهان درسایت وتوفیق استاد گرانقدر در پخش آگاهی های الهی
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز
چقدر این نوشته ها رو دوست دارم و حس خوبی به من میده کلام خداوند چند بار خوندمش و لذت بردم ،استاد عزیز بینهایت سپاسگزارم
داشتن احساس ارزشمندی باعث تحقق خواسته هامون و نداشتنش مانع برآورده شدن خواسته هامون میشه
تا زمانی که بچه بودم منتظر تایید پدر و مادرم و معلم هامون بودم
و بعد از ازدواج هم کارهایی انجام میدادم تا همسرم و خانواده اش از من راضی باشن و منو تایید کنن
ولی یادم نمیاد که پدر و مادرم منو بل کسی مقایسه کرده باشن و بگن مثل دیگران باید باشی ولی خوب گاهی رفتاری داشتن که احساس گناه کار بودن بهم دست میداد
من قبلا فکر میکردم اگه ادامه تحصیل داده بودم و مدارک بالا گرفته بودم و یه شغل خوب داشتم ارزشمند تر بودم و ارزشمندی خودم رو به کارهایی که برای دیگران انجام میدادم تا ازم راضی باشن و تاییدم کنن وابسته میدونستم
و ارزشمندی هودم رو به اعمالی که برای رضایت خدا انجام میدادم ربط میدادم و خوب اونجوری که بلید هم نمیتونستم عالی باشم در این مورد ،کلا آموزشها طوری هست که ما فراموش میکنیم ارزشمندیم و همش میخوایم ارزشمندی خودمون رو از طریق کارهایی که برای خدا و دیگران انجام میدیم بدست بیاریم که هرگز هم این اتفاق به معنای واقعی نمی افته
این جمله رو خیلی دوست داشتم و احساس کردم خداوند داره باهام حرف میزنه :
کلید رسیدن به احساس ارزشمندی اینه که انتخاب کنیم خداوند مهمترین فرد زندگیمون باشه
احساس ارزشمندی مون رو بر اساس آنچه خداوند درباره ما گفته پایه گذاری کنیم ،این بالاترین و پایدارترین سطح از احساس ارزشمندی هست که انسان میتواند تجربه کند
ما انسان ارزشمندی هستیم چون هستیم و میتونیم خلق وتجربه کنیم به عنوان یک انسان
ما انسان ارزشمندی هستیم چون مورد هدایت خداوند هستیم و بارها در زندگیمون خداوند ما رد هدایت کرده و الان هم به هدایت خداوند مهربان اینجا هستیم
پس ما از نظر خداوند ارزشمند هستیم که ما رو هر لحظه هدایت میکنه
خداوند مرا ارزشمند خلق کرده است
من در بهترین زمان و مکان ممکن توسط خداوند در همزمانی قرار گرفتم با استاد عزیز آشنا شدم که تاثیر فوقالعاده ای در روند زندگی من داشت که واقعا اون روزها متوجه این موضوع نبودم فکر میکردم که قراره اینجا لاغر بشم والسلام
ولی من داشتم آماده میشدم برای یه تغییر اساسی در زندگیم و این کاری بود که فقط خداوند میتونست انجام بده و لاغیر پس من ارزشمند خلق شدم
اگه خداوند منو اون زمان به این مسیر هدایت نکرده بود و منو همزمان با استاد عزیز و دوره های عالیشون نکرده بود من نمیتونستم از دست دادن عزیزم رو بپذیرم و دوباره زندگی کنم و مطمئن هستم که افسرده و داغون میشدم و ز فرصت زندگیم رو از دست میدادم
پس من بینهایت ارزشمند خلق شدم
خداوند بینهایت مهربونم ،بینهایت سپاسگزارم که منو ارزشمند خلق کردی
وقتی ما سعی میکنیم ارزشمندیمون رو از دیگران بخوایم یعنی داریم به خداوند شرک میورزیم و این یعنی گناهی بزرگ که نتیجه خوبی نداره
خداوند بیشتر از اون چیزی که من برای خودم میخوام وارد زندگیم نمیکنه چون بسیار برام احترام قائله و همواره بر اساس دستوراتم عمل میکنه
اگر میخوایم شرایط زندگیمون رو تغییر بدیم باید نگرشمون رو تغییر بدیم، شرایط زندگی من نشون دهنده اینه که ارزشی برای خودم قائل نبودم
پاسخ به درخواست ها از طرف خداوند همیشه داده میشه ولی به ما که احساس ارزشمندی درونی نداریم نخواهد رسید چون خودمون رو لایق نعمتهای بینهایت خداوند نمیدونیم
پس من باید خودم رو آماده دریافت نعمتهای الهی کنم ،باید احساس ارزشمندی خودم رو به خداوند وصل کنم
قدم اول:
من انسان ارزشمندی هستم چون خداوند بینهایت منو خلق کرده و اصلا مهم نیست که من کاری مهمی انجام بدم ،مهم اینه که خداوند با خلق من و ما انسانها کار مهمی انجام داده
ما از نظر خداوند ارزشمند هستیم و این کافیه
لازم نیست دیگران ما رو تایید کنن
خداوند خودش در قرآن فرموده که وقتی انسانها رو خلق کرده به تمام مللیک دستور داده بهش سجده کنن و اونا سجده کردن
و حتی خداوند بخاطر خلق ما به خودش تبریک گفته و دنیایی رو برای ما خلق کرده که در ارامش و لدت درش زندگی کنیم
و اینا یعنی ما قبل از ورودمون به این دنیا ارزشمند خلق شدیم توسط خالقی بینهایت ارزشمند، هیچ حکمی بالاتر از حکم خداوند نیست
خداوند در قرآن فرموده
من به انسان علم اسما رو یاد دادم فقط به انسان
علمی که ما میتونیم با استفاده ازش امور مادی و معنوی رو درک کنیم و زندگیمون رو به هر شکلی که بخوایم خلق کنیم
خداوند به مت ذهن داده و ما میتونیم رویاهایمان رو تصور کنیم چیزهایی که وجود مادی نداره ولی خداوند این قدرت رو به ما داده که بتونیم تو ذهنمون ببینمشون و در دنیای مادی خلقش کنیم
خداوند از روح خودش در ما دمیده و تمام خصوصیاتش رو در ما قرار داده یعنی ما چقدر براش ارزشمند بودیم که ما رو اینطوری خلق کرده ،من واقعا نمیدونم چقدر ،فقط میدونم که من بسیار ارزشمند خلق شدم و میتونم مثل خداوند خلق کنم
پس حضور ما در این دنیا بسیار ارزشمند تر از خواسته هامونه
خواسته های ما نعمتهای خداوند هستند که از قبل برای آسایش و لذت ما خلق کرده و از نظر ارزشمندی بسیار پایینتر از حضور و آفرینش ما هستند
امروز که بارون میومد نشستم کنار پنجره و بیرون رو تماشا کردم خداوند بینهایت رو دیدم که بارون رو فرستاده و سپاس گفتم و به صورت خودبخودی و بدون هیچ برنامه ای رفتم توی رویا تصاویر پشت سر هم میومد گسترش کارم ،خونه و ماشینی که دوست دارم همراه با حس خوب و نمیدونم چقدر طول کشید یک ساعت یا بیشتر
من میدونم این رویا خودبخودی نیست و در نتیجه تغییر ذهنم هست و شروع تجربه ی خواسته هام هست
درست مثل وقتی که چاق بودم ولی خودم رو تو رویاهام متناسب میدیم و الان دارم متناسب و متناسبتر از قبل میشم
هر چیزی که تو ذهنم مرور میشه در واقعیت هم تجربه خواهم کرد
اینکه چطور خواسته هام به حقیقت تبدیل میشه کار من نیست وظیفه من نیست ،بلکه به عهده خداونده که خودش بینهایت راه بلده و تحقق خواسته هامون رو تضمین کرده که برای خداوند خواسته های ما جزئی از جزء نیست
داشتم فکر میکردم که خداوند این کره زمین رو به این عظمت خلق کرده که حالا جزئی از کائنات هست ،فقط خواسته من که یه خونه ۱۵۰ متری هست براش جزئی از جزء هم نیست !!!
خواسته هام در برابر قدرت بینهایت خداوند هیچه و جزئی از جزء هم نیست و برای خداکند همه چیز شدنیه و قابل خلق کردن و تجربه کردن هست
قدم دوم :
خداوند ما رو طوری خلق کرده که بتونیم خلق و تجربه کنیم که اشتباه هم در خلق کردن طبیعیه
پس اگر اشتباه کردیم باید یادمون باشه که جزئی از طبیعت ماست و ایرادی هم نداره و همه انسانها بارها و بارها اشتباه کردن و فقط خداونده که عاری از هر اشتباهیه
تا اشتباهی صورت نگیره اصلاح و پیشرفتی هم صورت نمیگیره
پس اگر اشتباه کردیم میتونیم درستش کنیم تا جایی که توانش رو داریم ولی هیچ وقت نباید خودمون رو سرزنش کنیم چون سرزنش حس ارزشمندی رو در ما تخریب میکنه و ناسپاسی خداوند هست
ما به تنهایی میتونیم دنیای شخصی مون رو پر از آرامش و حس خوب کنیم ،که خیلی از ماها این تجربه رو داریم
من به یکسال قبل خودم نگاه میکنم چقدر آرومتر هستم و دارم بهتر زندگی میکنم و احساس بهتری دارم پس خداوند این قدرت رو به مت داده که با کنترل افکارمون که اون هم باید آموزش ببینیم ،میتونیم احساس آرامش داشته باشیم
قدم سوم :
اگر ارزشمندیمون رو از گفته های خداوند بگیریم و به آنچه خداوند بهمون گفته گوش کنیم دیگه نیازی نداریم که احساس ارزشمندی رو در دیگران جستجو کنیم حتی اگه اونا طوری با ما رفتار کنن که احساس کنیم بی استعداد و نا توان هستیم ولی ما میدونیم که ارزشمند خلق شدیم توسط خداوند
و این یعنی حس خوب ازادی در پناه خداوند بینهایت مهربان
خداوند مارو براساس ذهنیت والای خودش آفریده، خداوند به ما نگاه میکنه و میگه این شاهکار من است ،این همان چیزیه که منو راضی میکنه
من این جملات رو روی برگه این نوشتم و زدم به دیوار که یادم بمونه و همیشه بهش نگاه کنم ؛
خداوند منو بر اساس ذهنیت والای خودش خلق کرده 👌
من قبلا فکر میکردم که باید کارهایی مهمی انجام بدم تا ارزشمند باشم و حتما کارهایی برای دیگران انجام بدم تا منو تایید کنن ولی الان میدونم که لازم نیست کار مهمی انجام بدم بلکه ما انسانها توسط خداوند ارزشمند خلق شدیم و باید این ورودی های عالی رو مرتب تکرار کنیم و سعی کنیم مهمترین فرد زندگیمون خودمون و خداوند باشه
من از زمانی که وارد سایت شدم دارم یاد میگیرم که احساسم خوبم رو بیشتر حفظ کنم و بهتر زندگی کنم و خودم برای خودم مهم باشم و این یعنی حس ارزشمندی
من دارم هودم و خداوند رو بهتر میشناسم وقتی در تلاش هستم که آگاه بشم از کجا و برای چی اومدم و خداوندی که منو خلق کرده کیه و چطوری عمل میکنه آهسته آهسته احساس میکنم ارزشمندی و الان هم که با هدایت خداوند در این بهشت هستم و متوجه شدم که من اصلا قبل از اینکه به این دنیا بیام ارزشمند بودم چون خداوند اینطور حکم کرده و حکم خداوند بالاترین حکم هاست
نشان های دریافت شده
بایاد ونام خدایی که خالق من ارزشمند بوده
خدایی که در وجود همه ما انسان هاعنصر ارزشمندی راقرارداده و خودش را احسن الخالقین نامیده.
من آفریده ی ارزشمند خداوندم و خالق من مرا ارزشمند قرار داده با تمام کاستی ها،اشتباهات وخطاها من باز هم موجودی ارزشمندم.
استادعزیزم این واقعا پاشنه آشیل من بوده چون همیشه خودم را با معیار دیگران می سنجیدم و سعیم این بود که درنظر دیگران خوب و بی عیب باشم.
سعی می کردم برای خانواده دختر خوبی باشم، تو مدرسه دانش آموز نمونه ای برای معلما باشم، برای دوستانم یه رفیق خوب باشم و بعدها همین نقش رو وارد زندگی کردم خیلی جاها از خودم زدم برای این که مورد تایید همسرم باشم و طبق معیار خوب و بد اون زندگی کنم.و مادری نمونه برای بچه هام باشم.
وقتی شاغل شدم تو محیط کارم سعی می کردم طوری باشه که رضایت دیگرانو داشته باشم و خیلی جاها به خودم فشار وارد می کردم همیشه ذهنیتم رو این بود که اگه دیگران منو تایید کنند کارم درسته و اونجوری احساس ارزشمندی بیشتری می کنم.
الان کاملا متوجه شدم چرا تو این سال ها هیچوقت اون احساس رضایت رو نداشتم چون خودمو موجود ارزشمند و لایقی نمی دونستم. درحالی که من همینجوری ارزش بالایی داشتم و باید بیشترین حس خوب رو خودم به خودم میدادم.
آدم های مهم زندگیم در درجه دوم قرار می گیرن اگه من
احساس خوب،احساس لیاقت و ارزشمندی رو در خودم پرورش بدم حسم به دیگران هم بهتر میشه و همین رضایت باعث میشه عملکردم بهتر وبهتر بشه چون اونوقت حس خوب خودم مهمه نه نظرو تایید دیگران.
وقتی ارزشمندی وجودم رو باور کنم احساس رضایت بیشتری از زندگیم دارم وچون خودمو لایق بهترین چیزها می دونم سعی می کنم اولویت اول خودم باشم و این طوری حس رضایت مندی هم دارم و مطمئنا سپاسگزاری بیشتری از زندگیم دارم.
تا قبل از آشنایی با این فایل وقتی کسی ازم تعریف می کرد به قول معروف حسابی شکسته نفسی می کردم و می گفتم نه این که چیزی نیست و اون حس خوب رو از بین می بردم .
فکر می کردم این رفتارم درسته در حالی که اشتباه می کردم الان دیگه می دونم که تو بعضی زمینه ها که واقعا سزاوار تعریف و تمجید هستم ودیگران ازم تعریف می کنند باید این حس لیاقت و ارزشمندی رو عمیقا قبول کنم و بابتش از خدا سپاسگزار باشم.
یادم بمونه که گاهی برای تشکر از خوبی ها و ارزشمندی های وجودم برای خودم هدیه ای بخرم و از خودم تشکر کنم که این همه موجود ارزشمندی هستم.
باور کنم که من همون کسی هستم که خالقم بابت آفرینشم خودش رو احسن الخالقین نامیده.
من اشرف مخلوقاتم کسی که تموم این هستی این نعمتهای بیکران برای آسایش و آرامشش آفریده شده پس باید قدر خودمو بیشتر بدونم.
خدایا بایت دریافت این اگاهی ها شکرت.
سپاسگزار استاد عطار روشن هستم که این همه اطلاعات ناب را دراختیار ما قرار میده🙏🍀