0

خداوند مرا ارزشمند خلق کرده است (قدم ۱۳)

تغییرات الهی
اندازه متن

احساس ارزشمندی یکی از مهمترین مواردی است که داشتن آن موجب تحقق آرزوها و تجربه خوشبختی و نداشتن آن مانع برآورده شدن آرزوها و تجربه شرایط نامساعد می شود.

اگر احساس ارزشمندی نداشته باشید، اهمیتی ندارد چقدر برای تحقق آرزوهای خود تلاش می کنید، چون هرگز به خواسته های خود نخواهید رسید.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 63 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.41 از 91 رای

https://tanasobefekri.net/?p=42646

63 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

63 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار سکینه
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۸ ۰۰:۰۷
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 249 کلمه

      بنام خالق من ارزشمند

      سلام بر استاد ارزشمندم

      من ارزشمند آفریده شده ام        خدایا شکرررت

      من با این نوشته ارزشمند یاد گرفتم که خداوند منو ارزشمند خلق کرده وبدون هیچ عمل یا عبادتی خداوند منو ارزشمند میدونه بر خلاف اینکه من فکر میکردم ارزشمندی من بابت عوامل بیرونی من هست وجلب رضایت خداوند با انجام واجبات ورضایت دیگران در زندگیم منو ارزشمند میکنهومن ارزشمندیم را وابسته به دیگران میدونستم ولی یاد گرفتم که من باید ارزشمندیم را وابسته به مهمترین کس زندگیم یعنی خداوند بدونم یعنی وابسته به آنچه خداوند در مورد من میگه، چه آگاهی آرامبخشی خدایا شکرت

      من ارزشمندم چون مخلوق خداوند ارزشمند هستم 

      من ارزشمندم چون زنده ام وفرصت استفاده از نعمتهای خداوند را دارم 

      من ارزشمندم چون خداوند منو هدایت وحمایت میکنه

      تمام خواسته ها برای راحتی ولذت من خلق شده اند پس ارزش من از همه خواسته هام بیشتره ومن لیاقت اونها را دارم 

      من بعد از درخواست از خداوند نباید به چگونه برآورده شدن خواسته هام فکر کنم چون کار من نیست کار خداوند هست ومن فقطباید ایمان داسته باشم وباور کنم که خداوند به راحتی با امکانات خودش آنها را براورده میکنه وانتظار داشته باشم که وارد زندگیم بشه 

      من ارزشمند خلق شدهام ونباید اشتباهات که لازمه تجربه هست خدشه ای به ارزشمندیم وارد کنه وفقط سعی کنم تا جای که میتونم اشتباهامو اصلاح کنم نه اینکه خودمو بابتشون سرزنش کنم واینکه خودمو نیازمند ارزش واعتبار دیگران ندونم وبا ارزشمند دونستن خودم ودیگران در آرامش زندگی کنم خداوندا بابت این استاد واین آگاهی های ارزشمندش سپاسگزارم

      موفق وارزشمند باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Maahsaaa
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۶ ۱۱:۲۰
      مدت عضویت: 1061 روز
      امتیاز کاربر: 36390 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 634 کلمه

      من ارزشمندم چون بزرگترین قدرت هستی منو آفریده.ما ساخت خداوند هستیم همانطور که میپرسیم فلان چیز ساخت کجاست که از کیفیتش مطمئن بشیم باید در مورد نحوه ساخت خودمون هم فکر کنیم. چه کسی مارو ساخته و وارد این دنیا کرده؟ چون ارزش هر چیز به سازنندش مربوط میشه.

      ما هنر دست پروردگار هستی هستیم. خالق بی نهایت ها.ما بی نهایت هستیم این صفت از خالقمون گرفتیم خداوند وقتی داشت ما رو میساخت با لمس ما توسط دستان قدرتمندش از همه صفاتش اندکی وارد وجود ما کرد. ما به نوعی خود خدا هستیم. همینقدر ارزشمند و خالق. ما میتونیم مثل خدا افریننده باشیم خلق کنیم هر ان چیزی رو که میخوایم.

      نکته اینجاست که اصلا به این موضوعات فکر نمی کنیم تا به ارزشمندی خودمون پی ببریم.اونقدر غرق زندگی روزمره و مشغول آدم ها هستیم که اونها ملکه ذهن ما شدن. همه چیز رو از محیط اطراف و ادم ها میخوایم دریافت کنیم نه از خدای آفریننده. 

      این کاملا طبیعی هست که رضایت و خوشحالی ما وابسته به رفتار ادم ها باشه. راجع به خود من رفتار و برخورد آدم ها خیلی در شادی و رضایت و حس بدم دخیل هست و تقریبا میتونم بگم در حال حاضر حس من وابسته به برخورد اطرافیان هست و با یه رفتار بد میتونه بد بشه و با یه تایید و احترام میتونم احساس ارزشمندی کنم.

      اکثر ما اگه با وجود استعداد فراوان چند نفر یا چند بار تکرار بشه که ما استعداد اون کار رو نداریم شاید دفعه اول نه ولی دفعات بعد حتما تحت تاثیر قرار میگیریم.چون کم کم احساس ارزشمندیمون از بین میره و اون کار رو رها می کنیم.چون احساس ما وابسته به نظر دیگران هست.

      واقعیت اینه که شرک بطور وسیع در نگرش تمام انسان ها وجود داره و مهمترینش مهم دونستن نقش انسان ها در زندگی به جای خداست که مکرر در زندگی روزمره اتفاق میوفته.

      همه ما اگه شغلی بخوایم اگه ثروت و دارایی بخوایم و یا هر چیز دیگه زبونی از خدا میخوایم ولی توکل مون به آدم ها و موقعیت های زمینی هست

      اینجوری احساس ارزشمندی خیلی سخته و مرتب بالا پایین میشه.

      خداوند ما رو اشرف مخلوقات خلق کرد وبه فرشته ها گفت برما وموقعیت و مقاممون سجده کنن. چقدر مقام فرشتگان در نظر ما بزرگ هست که مقرب درگاه الهی هستن ولی به این فکر نمیکنم که اونها با اون مقامشون به ما سجده کردن.به بزرگی مقام خودمون فکر نمیکنم.

      یکی از دلایل برتری ما نسبت به سایر مخلوقات همین قدرت اشتباه کردن هست. ولی با هر بار اشتباه احساس بی ارزشی می کنیم.من فکر می کنم خدا اشتباهات ما رو دوست داره اصلا خودش خواسته که ما اشتباه کنیم تا بتونیم بعدش اصلاح کنیم.

      چیزی به نام گناه وجود نداره چون خداوند گفته تمام گناهان رو میبخشه. چرا به حرف خدا اعتماد نمی کنیم و  مدام به اشتباهاتمون فکر می کنیم که نتیجه اش احساس بی ارزشی هست.

      چرا به مقاممون نزد خداوند فکر و اندیشه نمی کنیم؟

      خداوند گل ما رو با عشق ساخته و زمین و آسمان رو مسخر انسان قرار داده .خداوند قبل از افرینش ما زمین را با تمام تمهیداتش برای زندگی بشر اماده کرد چون میدونست چه مخلوق ارزشمندی قراره پا به زمین بگذاره.

      چقدر خوب میشه اگه میتونستیم مثل دوران کودکی بدن توجه به دارایی ها و ازرشهایی که جامعه تعیین کرده احساس ارزشمندی کنیم صرفا بخاطر اینکه انسان هستیم.

      کودکان تا قبل از ورود به جامعه احساس ارزشمندی می کنن صرفا بخاطر انسان بودنشون و من دیدم که با ورود به دبستان چقدددر تغییر میکنن و ما فکر می کنیم بزرگ شدن در حالیکه وارد دنیای رقابت و شروع تجربه احساس بی ارزشی در اثر مقایسه با سایر هم سن و سالان مقایسه نمرات و سطح تحصیلی موقعیت مالی شغل پدر و مادر و غیره میشوند.

      کاری که پدر و مادرها میتونن انجام بدن برای تداوم حس ارزشمندی کودکان اجتناب از مقایسه کودکان و اعمال فشار برای کسب امتیاز بالاتر از دیگران است.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Reza
        ۱۴۰۲/۱۲/۲۱ ۱۴:۴۰
        مدت عضویت: 1301 روز
        امتیاز کاربر: 26236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 319 کلمه

        چه مثال جذابی زدید

        من ارزشمندم چون بزرگترین قدرت هستی منو آفریده.ما ساخت خداوند هستیم همانطور که میپرسیم فلان چیز ساخت کجاست که از کیفیتش مطمئن بشیم باید در مورد نحوه ساخت خودمون هم فکر کنیم. چه کسی مارو ساخته و وارد این دنیا کرده؟ چون ارزش هر چیز به سازنندش مربوط میشه 

        سازنده ما خداست و چیزی که خدا خلق کرده در نهایت کیفیت و ارزش هست.وقتی میخوام‌وسیله ای را بخرم دنبال کیفیتش و مارک بودن اون میگردم که برام یک عمر کار بدهد و خیالم از بابتش راحت باشه حال ما خودمون را در نگاه دیگران دنبال میکنیم که چگونه باشیم که مورد تایید بشیم!!!خدایی که زمین و زمان را مسخ من کرده و در اختیارم قرار داده چه ارزش والایی برایم قرار داده؟چرا خداوند نگفت به حیوانات و درختان سجده کنید؟؟؟

        ما ساخت خداوند هستیم  

         همه چیز رو از محیط اطراف و ادم ها میخوایم دریافت کنیم نه از خدای آفرینده.

        ۱.وقتی وسیله ای میخریم اول دنبال برندی میگردیم که برامون تایید شده باشد ، پس ما تایید شده ی خداوند هستیم۲.بدنبال گارانتی اون هستیم ،ما گارانتی مادام العمر هستیم از جانب خداوند۳.وقتی قطعه ای از اون وسیله خراب بشه به نمایندگی همون برند مراجعه میکنیم، نمایندگی ما احساساتمون و حس ارزشمندیمون هست که با خدا در ارتباطیم۴.اون نمایندگی هیچ وقت اعتبار خودش را خراب نمیکنه و بهترین محصولش را هر بار ارائه میده و اپدیت میکنه، خداوند هم همیشه ما را هدایت میکنه و ما را تمام الاختیار قرار داده۵.قطعه ال جی به سامسونگ نمیخوره ،پس وقتی بدنبال تایید دیگران هستیم خودمون را هر بار زیر سوال میبریم ،ولی خداوند هر بار ما را و همیشه تایید میکنهمن هر بار در کارم بدنبال تایید از رئیسم میگردم با یک جمله ای به معنی اینکه خوب نیستی و اگه این کار را میکردی بهتر بود مواجه میشم چرا ؟بخاطر اینه تایید من از اعتبار خودش میکاهد ولی خداوند با تایید من هر بار خودش قدرتمند تر میشود که چقدر مارا ارزشمند آفریده

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار Maahsaaa
          ۱۴۰۲/۱۲/۲۲ ۲۱:۲۶
          مدت عضویت: 1061 روز
          امتیاز کاربر: 36390 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 90 کلمه

          چقدددر جالب بود

          نوشته های من رو‌ تکمیل کردید خیلی آگاهیم بیشتر شد ‌ممنون از شما که برای خودتون و‌من و‌دیگرهم مسیران ارزش قائل هستید و‌وقت میزارید که پاسخ دیدگاه بدید

          معلومه‌که‌واقعا در مسیر تناسب فکری هستید

          سعی می کنم دیدگاه شما که تکمیل کننده دیدگاهم بود رو چندین بار مرور کنم تا بیشتر باور کنم به ارزش وجودی خودم که نیاز به هیچ تاییدی نداره چون خالق هستی قبل از آفرینشم منو تایید کرده و بعد به این جهان فرستاده

          ممنونم از شما که باعث‌شدید موضوع مهم یاداوری و مرور دوباره بشه واسم🙏🏻🌺

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ ۲۳:۵۶
      مدت عضویت: 2560 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 169 کلمه

      در حدیثی از امام هادی علیه السلام شنیده بودم از انسانی که در خود احساس ارزشمندی نکند دوری کنید

      واقعا حتی یک مجرم و خطاکار که در خود احساس ارزشمندی کند از یک فرد بی خطا که برای خود ارزش قایل نباشد با ارزش تر است

      من گاعی در خود احساس ارزشمندی میکنم و گاهی نه عدم اعتماد به نفس خجالتی بودن مرتب سرزنش خود تنبلی شلختگی بی هدف بودن عصبی بودن همه و همه نشانه نداشتن احساس ارزشمندیس به همین دلیل که بعد از شرکت تو این دوره کم کم تمام این حالت ها برطرف میشه چون استاد میگن تو مقصر نبودی که لاغر نشدی بلکه مسیرت اشتباه بود و اینکه کم کم میبینی تو هم حق داری بستنی بخوری و میتونی وقتی سیری نخوری حتی بهترینها رو پس ارزشمند میشی

      خوب وقتی تظر دیگران به من مثبت بوداحساس ارزشمند بودن میکردم اما الان وقتی احساس دیگران نسبت به من منفی بلشه حتی بیشتر احساس ارزشمند بودن میکنم چون از کارهلی خودم و انتخابهام به عنوان فردی با ارزش اطمینان دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نشمیل قادری آذر
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ ۲۳:۴۷
      مدت عضویت: 1696 روز
      امتیاز کاربر: 26055 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 500 کلمه

      به نام خدا سلام استاد عزیز و دوستان هم مسیر

      قدم ۱۳

      ✓ خداوند مرا ارزشمند خلق کرده است ✓

      جمله ای فوق العاده مهم از توضیحات استاد :زمانی که احساس ارزشمندی خود را از دست می دهید دیگر خود را لایق محبت، توجه و شرایط عالی در زندگی نمی دانید و خداوند نیز دقیقا همانگونه که شما درباره خودتان عقیده دارید با شما برخورد خواهد کرد. این نهایت احترام و ارزشمندی است که خداوند در مقابل شما به اجرا می گذارد.خداوند برای نگرش و عقیده ما درباره خودمان احترام و ارزش بسیار زیادی قائل است.

      ✓✓✓من منطق خودم را کنار گذاشته ام و با منطق خداوند به تحقق خواسته هایم فکر می کنم.✓✓✓

      درک کردم که درست است خداوند فرموده که اگر بنده ام به من ایمان داشته باشد من حتما درخواست هایش را اجابت می کنم و این برآورده شدن خواسته ها اصلا ربطی به خوبی  یا بدی انسانها ندارد و خداوند به همه انسانهایی که به او ایمان دارند نعمت هایش را می فرستد اما در یافت این نعمت ها تنها و تنها به نگرش و احساس لیاقت داشتن ما نسبت به خودمان دارد پس اگر احساس کنیم ارزش فلان نعمت را نداریم درسته خدا فرستاده ولی وارد زندگی ما نمیشود و دریافتش نمی کنیم .

      ۱_من قبلا یادمه دقیقا اونجاهایی که احساس ارزش می کردم بسیار موفق بودم مثلا همون احساس ارزش در سن ۲۰سالگیم باعث شد مربیگری و تدریس کنم در دانشگاه ، چندین مدال قهرمانی بیارم در مسابقات ، در ۴رشته مربیگری کارت مربیگری بگیرم و شغل و درآمد داشته باشم .اما در یه مقطعی در زندگیم یه جورایی باورم این بود که من ارزشمند نیستم و اعتماد بنفسم پایین اومد و احساس بدی داشتم و از هر پیشرفتی فاصله گرفتم .اما شکرخدا از وقتی در این مسیر هستم و آموزش میبینم ،مخصوصا خوندن میثاق نامه بسیار موثر بوده در احساس لیاقت و ارزش در وجودم .

      ۲_احساس ارزشمندی در من باعث شده که بسیار اعتماد بنفس پیدا کنم و عزت نفسم بالا رفته و به راحتی درخواست هایم را به خداوند می گویم ، با خودم می گویم لیاقت بهترین زندگی و شرایط رو دارم پس انتظارم اینه که شرایطم خیلی بهتر بشه .

      ۳_شکر خدا احساس ارزشمندی من هیچ ارتباطی با دیگران نداره ، شاید در گذشته تایید دیگران برایم اهمیت داشت اما الان مدتهاست که نظر خودم بسیار مهم تر از اطرافیانم است و حس خوبی نسبت به خودم دارم ،خودم رو دوست دارم .

      ۴_قبلا یعنی ۲سال پیش که وارد سایت شدم بسیار نظر همسرم برام مهم بود از هر لحاظی ،بعد کم کم تغییرات فوق العاده مثبتی داشتم و تنها خودم مهم بودم و هر جور که آرامشم بیشتر باشه افکارم رو به آن سو میبرم .

      ۵_بودن در سایت برای من مهمترین راهکار هست که احساس ارزشمندی بکنم ، لاغر شدنم ، سلامت بودنم ، حال خوب داشتنم همشون کمک میکنند که احساس ارزشمندی بکنم .

      (خدایا ممنونم برای آرامشی که با کمک این متن ها به ما میرسونی ،امید رسیدن به آرزوهام رو چندین برابر کردی ،خدایا شکرت )

      «سپاسگذارم استاد گرامیم برای توضیحات بسیار عالی و لذت بخشتون .» 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب ندرلو
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ ۲۲:۰۸
      مدت عضویت: 1209 روز
      امتیاز کاربر: 6545 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,056 کلمه

      به نام خدای بخشنده 

      سلام به استاد عزیزم و دوستانم 

      من قبل اشنایی باقوانین اصلا نمیدونستم احساس ارزشمندی چی هست بعد اینکه با قوانین آشنا شدم برام یه کلمه گنگ بود اصلا نمیفهمیدم یعنی چی احساس ارزشمندی

       بعد یه مدت فکر‌میکردم با گفتن جملات تاکیدی مثل من لایق بهترین ها هستم من ارزشمند میتونم این حس تخریب شده رو ترمیم کنم 

      مهارت های زیادی بلد بودم جوری که هر کسی منو میدید میگفت آفرین این کار خودته میگفتم این که چیزی نیست شما هم میتونید انجام بدید یا کلا اگر تعریفی ازم میشد سعی می‌کردم منکرش بشم و به قول معروف شکسته نفسی کنم

       تا اینکه هدایت شدم به یه دوره ثروت دقیقا جلسه ای که گوش میکردم درمورد احساس شایستگی بود یه سوالی روبه عنوان تمرین بهمون داد که هدف هاتو بزار جلو روتو از خودت بپرس که آیا لایقشی اگر‌جواب آره ،  بود بگو چرا و اگر نه بود بگو چیکار‌کنم لایق میشم؟

       من یکی از هدف هام استقلال مالی و گفتم آره من خودمو لایق میدونم در جواب چراایی ،گفتم چون دارم خیلی رو ذهنیت کار میکنم

      ار جنبه های دیگه خودمو ارزشمند اصلا نمیدونستم فقط میگفتم چون رو ذهنیت کار‌میکنم پس لایق ام

       ولی همه سوالم این بود مگه نمیگن که هر چقدر خودتو لایق بدونی نعمت دریافت میکنی ولی چرا برای من نمیشه 

      من این مدت خواسته های زیادی رو نوشتم و خیلی هاشو آنقدر آسون بدست آوردم که اگر تو دفترم یادداشت نکرده بودم اصلا باورم نمیشد که یه روزی خواسته ام بودن

       چی میشد که به اونا می‌رسیدم ولی به این خواسته و چند تای دیگه سال‌هاست نمیرسم

       به این نتیجه رسیده بودم که من توانایی های خودم رو باور ندارم و هر کارمیکردم نمیتونستم کارم رو خاص و با ارزش بدونم 

      همش میگفتم کار من اونقدر ها هم با کیفیت و خاص نیست من اونقدر ها هم که  اساتید میگن نمیتونم رو باورها و عملکردم درست کار کنم من نمیتونم حتما ذهنم رو خوب کنترل کنم برای همین ارزشمند نیستم

       ارزشمندی خودم رو مدت ها گره زده بودم به کار رو ذهنیت و اگر یکروز تمرین انجام نمیدادم یا حتی فایل ها رو گوش میکردم خوب درک نمیکردم به شدت احساس ارزشمندی خوددم رو می‌بردم زیر سوال

       همیشه از وقتی یادم میاد سعی می‌کردم دختر خوبی باشم برای پدر و مادرم برای معلم،برای همسرم و خانواده همسرم

       هر کاری از دستم برمی‌اومد برای هر کسی انجام می‌دادم تا راضی باشهو بیشتر موقع ها جای تشکر ازم تحقیر هم میشدم و همیشه این عبارت ورد زبونم بود که جای دستت درد نکنه اینم شد جواب من

       تو زندگی با همسرم به خیال خودم قناعت میکردم و خرید های ارزون انجام می‌دادم از خواسته هام میزدم و به فراموشی می‌سپردم که همسرم ازم تقدیر و تشکر کنه که چه همسر خوبی دارم و در نهایت میگفت نمیکردی این کار رو نمیخاد با قناعت به من کمک کنی

       با اینکه میدیدم این روش جواب‌نیست ولی سالیان سال این روش رو ادامه دادم و نتیجه اش میشد سرزنش خودم

       امروز یه نکته مهم یاد گرفتم تو این جلسه وقتی این جمله رو خوندم انگار به خیلی از سوالاتم پاسخ داده شد

       روانشناسان می گویند عزت نفس غالبا به این بستگی دارد که مهمترین افراد زندگی مان درباره ما چه فکری می کنند.

      مهمترین افراد زندگی !!

      من همه رو تو زندگیم مهم کرده بود جز اصلی 

      احساس ارزشمندی رو گره زده بودم به نطر اونایی که برام مهم بودن یا بعضا مهم هم نبودن ولی کلا چون انسان بودن، مهم بود که چی میگن و چه نطری دارن

      ولی مهمترین فرد زندگی من کیه؟

      من احساس ارزشمندی  رو به چه چیزی وابسته کردم ؟

      نکته ی مهم تر اینکه اگر من احساس ارزشمندی رو به واکنش خدا نسبت به اعمال و رفتاری که انجام میدم هم  وابسته کرده باشم از سمت خدا پاسخی دریافت نمیکنم و اون موقع است که فک‌میکنم خدا هم منو دوست نداره  

      ایرادی که این روش وابسته بودن داره اینه که اون آدم ها یی که ما مهم کردیم تو زندگیمون و احساس ارزشمندی رو گره زدیم به نطر اونا مدام نظراتشون طبق محیط پیرامونشان داره تغییر میکنه

       بارها شنیدیم که این آدم ها حتی از خدا هم راضی نیستن یا پیامبر خدا هم نمیتونست همه رو راضی کنه این نشون میده ما هر چقدر هم تلاش کنیم و بهترین رفتار رو نشون بدیم اگر به منطور دریافت تایید و رضایت آدم ها باشه موفق نمیشیم

       ولی کلید اصلی این موضوع چیز دیگریست 

      موضوع مهم اینه که مهمترین فرد زندگی مان باید  خدا باشه

       باید احساس ارزشمندی رو گره بزنیم به نطر خدا راجع به خودمون 

      و این خیلی فرق داره با نطر و واکنش  خدا در مورد اعمالی که انجام میدیم

      مهم نظر خدا راجع به ماست نه راجع به اعمال و رفتار ما

       مثالی که اومد توی ذهنم این بود وقتی از یه مادر بپرسی که چه حسی به نوزاد تازه به دنیا اومده داره میگه عاشقانه دوستش دارم اون نوزاد نه هنوز براش کاری کرده نه لبخندی زده نه حرف عاشقانه ای گفته یه مادر فارغ از کاری که نوزاد براش کرده باشه دوستش داره

       تو گره زدن احساس ارزشمندی به نطر خدا راجع به خودمون هم دقیقا همین موضوع ،فارغ از عمل یا کاری خدا درباره ما این نطر رو داره که ارزشمندیم

      پس وقتی ما احساس ارزشمندی رو گره میزنیم به اعمال یا رفتاری که بهمون سالیان سال گفتن اینا مورد رضایت خداست، یعنی ما احساس ارزشمندی رو به اونچه خدا درباره ما گفته گره نزدیم، به اعمال و رفتار گره زدیم 

      بخاطر همینه که وقت هایی که به خیال خودمون نماز رو نمیزاریم قضا بشه دعاهای متعدد می‌خونیم که رضایت خدا رو جلب کنیم نتیجه مورد نطر رو نمیگیریم 

      .چون ما ارزشمندی خودمون رو گره زدیم به اعمال نه نگاه  خداوند به خودمون

       وابسته کردن احساس ارزشمندی به خداوند به این معنی است که بدون اینکه از طرف شما رفتار یا اعمال خاصی صورت گیرد، اطمینان و ایمان داشته باشید که از نظر خداوند انسان ارزشمندی هستید.من انسان ارزشمندی هستم فقط به این دلیل که زنده هستم.

      آنقدر احساس ارزشمندی دز من تخریب شده که وقتی این جملات رو خوندم با خودم گفتم یعتی من بدون هیچ عملی بدون هیچ رفتاری بدون هیچ کاری ارزشمندم؟

      اولین بار حتی نتونستم این حرف رو بپذیرم تا همین دیروز فکر میکردم حداقل باید یه کاری کنم تا ارزشمندی باشم

      با اینکه بارها شنیده بودم که تو ارزشمندی ولی انگار در مدار درکش نبودم اصلا باور نمیکردم که من بدون هیچ عملی ارزشمندم

       اونم از نطر خالق ام ،

      همین که فرصت زنده بودن دارم یعنی ارزشمندم و تا وقتی زنده ام لیاقت استفاده از نعمت های خدا توی این دنیا رو دارم

       میخواستم کامنتم رو ادامه بدم ولی حس میکنم باید بتونم این آگاهی ها رو تو وجودم هضم کنم تا بتونم ادامه بدم

       استاد من نمیدونم چطور تشکر کنم ازتون ممنونم از شما و از خدای مهربانم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 35 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار mrmr19791357@gmail.com
        ۱۴۰۲/۱۲/۲۲ ۰۱:۰۸
        مدت عضویت: 1489 روز
        امتیاز کاربر: 36964 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 142 کلمه

        سلام دوست گرامی خوب هستید،با تشکر از دیدگاهتان،تمام این موارد ک فرمودید خیلی خیلی هم عالی هست ولی من میتونم ی سوالی ازتون بپرسم،این دقیقا و کاملادرسته ک ارزشمندی ما در گرو اینکه همش بخواهیم دیگران را راضی کنیم نیست ومهم اینه ک خودمون رضایت داشته باشیم واین درمورد هیچ شخصی صدق نمیکنه ولی ب نظرتون در مورد پدر یا مادر چ فکری می کنید آیا ب نظرتون میشه یا شما میتونید یا تونستید خواسته های خودتون رو بر خواستهای اونها ترجیح بدهید ایا ب نظرتون در این مورد هم ما فرد ارزشمندی هستیم وهم این رو دقیقا و کاملا میدونم که ما حتی اونها رو هم نمیتونیم همیشه ودر هر حال از خودمون راضی نگه داریم،ب نظرتون بخاطر اینکه اونها خیلی خیلی حقی بر گردن ما دارند ب نظرتون چطور میتونیم اونها رو توجیه کنیم ک ب آنها بی احترامی نشه.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار زینب ندرلو
          ۱۴۰۲/۱۲/۲۳ ۰۵:۲۷
          مدت عضویت: 1209 روز
          امتیاز کاربر: 6545 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 340 کلمه

          سلام به شما دوست عزیز 

          من نطر خودم و درک خودم. و مینویسم چون خودم درمورد ارزشمندی نیاز به کار کردن دارم 

          سوالتون. رو اینطور متوجه شدم که خواسته های پدر و مادر رو بعصی وقتا ارجحیت داره به خواسته های خودمون 

          وقتی میگن ما ارزشمندیم بدون هیچ عملکردی ،رفتاری 

          یعتی واقعا ما بدون اینکه رصایت کسی رو جلب کنیم ارزشمندیم 

          ما خیلی گره زدیم ارزشمندی رو به نطر اطرافیان و بالخصوص پدر و مادر 

          توی فایل تکمیلی استاد توصیح دادن که اوایل فکر میکردن احساس ارزشمندی اینه که به همه بگن من خودم مهمم تو مهم نیستی 

          شاید حیلی هامون این برداشت رو کنیم که دیگه هیچ کسی مهم نیست توی زندگی ما و باید رک و راست به همه نه بگیم و یجورایی بی احترامی میکنیم به دیگران 

          ولی اینطور نیست 

          درکی که من کردم این بود که تو یه سری مواقع  ما میتونیم مطابق نطر  اطرافیان پیش بریم اگر برامون فرقی نداره 

          ولی اگر مسیری که انتخاب کردیم رو با تمام وجود دوست داریم باید خواسته خودمون در اولویت باشه 

          و اینو در نهایت احترام میتونیم به پدر و مادر بگیم 

          وقتی برام خواستگار اومد پدرم یه جورایی منو مجبور به از واج کرد اونموقع من با رصایت پدر و مادرم حس ارزشمندی و دختر خوب بودن داشتم 

          ولی خواسته من ازدواج نبود 

          خواسته پدرم. رو ترجیح دادم به خواسته خودم ولی قلبا شاد نبودم 

          حالم خوب نبود

          ولی فکر کنید به خواسته ای دارید که خیلی براتون فرقی نداره چطور انجامش بدید 

          چه اشکال داره مطابق نطر اونها باشه 

          البته اگر براتون فرقی نداره 

          مثل مثلا رنگ لباس 

          خرید یه وسیله 

          ولی اگر خواسته خودتون رو انجام دادید قرار نیست حس عدم ارزشمندی کنید 

          چون که طبق رفتار پدر و مادر برخورد نکردید

          باید به خودمون یاد آوری کنیم پا فارس از هر کاری اززشمندیم 

          و مهم رصایت درونی ماست 

          توی مثال خودم من رصایت درونی نداشتم 

          حس ارزشمندی رو گره زدم به نطر پدرم 

          و طبق آگاهی های این دوره من فهمیدم این یعنی شرک 

          من مهمترین فرد زندگیم باید خدا باشه

          مهم نطر. خداوند نسبت به من 

          که اونم منو ارزشمند میدونه 

          فقط باید حس ارزشمندی رک با بی احترامی اشتباه نگیریم 

          نمیدونم تا چه حد تونستم درست  به سوالتون پاسخ بدم 

          درک خودم رو براتون نوشتم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
            آواتار mrmr19791357@gmail.com
            ۱۴۰۲/۱۲/۲۳ ۲۲:۳۱
            مدت عضویت: 1489 روز
            امتیاز کاربر: 36964 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

            نشان های دریافت شده

            نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
            نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
            محتوای دیدگاه: 266 کلمه

            سلام مجدد دوست عزیزم بله دقیقا و کاملا درست می فرمایید،در مورد ازدواج فرمودید این خوب مساله مهمی هست و ب نظرم‌ باید بر طبق نظر خودتون پیش می رفتید البته شما هم با کمال احترام می تونستید نظرتون رو بیان‌ کنید،در چنین مواردی پدر و مادر و تقریبا در هر مواردی احساس می کنند ک تجربه بیشتری دارند و ب خواسته فرزندشون بی توجه هستندونگران شکست فرزندشون هستند ودراین مورد پدر و مادر بی اندازه احساس مسئولیت می کنند ولی ب نظرم هر اتفاقی هم ک بیفته اون فرزند نتیجه انتخاب خودش هست بارم در این مورد هیچ قانون کلی وجود ندارد چون خیلی از انتخاب‌های پدرو مادر هم با شکست مواجه می شودوخیلی هم از انتخاب خود فرد هم بشکست مواجه می شود.

            مثلا در مورد خواهرم وبرادر خودم خواهرم ک انتخاب خودش نبودودیگران برایش تصمیم گرفتند وبرادرم هم ک ازدواج با نظر حودش بود،هردو متاسفانه ب شکست انجامید پس هیچ وقت نمیشه گفت همیشه قطعا نظرمن درسته یا نظر بقیه ب خصوص پدر ومادر درسته الان در این مورد نارضایتی شما پیش خودتون می گید عاملش پدرو مادرم بودند،در مورد دختر عموی من پدرو مادرش خیلی با او مخالف بودند ولی او ازدواج کرد والان بعد ده سال در حال متارکه کردن می باشد.و احتمالا پدرو مادرش فکر می کنند چون ب طبق ما پیش نرفته‌ این طور شده.ولی ما تو این سایت یاد گرفتیم ک در هر زمینه ای اگه مشکلی یا اتفاقی پیش اومد هیچ نمیتونیم و نباید گردن دیگران بیندازیم پس باید هر شخصی‌ مسولیت اشتباهات خودش را بپذیرد.

            خیلی خیلی ممنون دوست عزیزم ک وقت گذاشتید مطلبم رو خوندید موفق باشید.

            برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
            ★ ★ ★ ★ ★
            ثبت امتیاز
            امتیاز: 0 از 0 رأی
            افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ ۲۱:۵۷
      مدت عضویت: 1173 روز
      امتیاز کاربر: 74138 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 929 کلمه

      به نام خداوند لیاقتها 😇🙏🙏🙏

      سلام به استاد عزیزم و دوستان هم مسیرم🙋‍♀️🌹❤🥰

      احساس ارزشمندی 

      خداوند من رو ارزشمند آفریده 

      من دنیایی از لیاقت هارو دارم 

      من با تمام وجودم از ابراز لایق بودنم در این جهان شگفت انگیز فریاد میزنم آره تو بهترین خودت هستی  واکنون تمام گذشته ام رو که باورهای بی لیاقتی رو یادم دادن رو رهامی کنم با نوشتن در این صفحه مجازی همه بی لیاقتها رو رها کرده تمام وجودم در دنیای لیاقتها داخل کرده وبا احساس شادی به سمت سپاس گذار بودن از خداوندم در حرکت هستم بله دارم این نگرش اشتباه رو با نوشتن  از ذهنم پاک میکنم 

      منهم مثل تمام انسانها از درون احساس ارزشمندی نداشتم ودر بیرون از خودم دنبال کسب ارزشمندی بودم 

      خودم ضعیف و ناتوان و رنجور واحساس کمبود خلاء عاطفی داشتم چون به ما یاد داده بودن تو خوب نیستی کافی نیستی پس برای خوب بودن فعلان کار ها رو انجام بدی یا فلان مدرک تحصیلی رو بگیری ،فلان شرایط مالی رو داشته باشی و فلان همسر رو داشته باشی والی آخر  تو اون وقت خوشبخت هستی وقتی به اونها نرسیدم احساس بی لیاقتی در من بیشتر شد و یاد گرفته بودم خودمو با دیگران مقایسه کنم و احساسم بدتر میشد همیشه با احساسات عدم لیاقت زندگی کردم به همین خاطر به خواسته هام نرسیدم ولی به لطف خداوند  چند سال بهتر شدم و جای بهبود دارم که روی خودم کار کنم مهم نیست استقلال مالی ندارم و پول ندارم مهم این که زنده هستم و خالق من خداوند هست من همیشه فکر می کردم چون کسب درآمد ندارم انگار بیهوده آفریده شدم و ارزشمندی خودم به داشتن شغل و خدمت در گسترش جهان و مفید بودن در جامعه می دونستم 

      خداوند من رو ارزشمند آفریده 

      ولی فهمیدم من از زمانی که بدنیا آمدم وهیچی بلد نبودم ارزشمند بودم چقدر مورد لطف پروردگار ودیگران بودم 

      و حالا نگرشم به خودم این که 

      من بهترین خودم هستم 

      من ارزشمندم هستم 

      من زیبا و کافی هستم 

      چون خالق من پروردگار جهانیان هستش 

      چون از روح خودش در من دمیده 

      چون تمام فرشتگان بر من سجده کردن 

      و تمام جهان به خاطر من آفریده شده و تمام کائنات در خدمت من هستن 

      من به دستور خداوند خلیفه او در زمین هستم 

      من ویژگی های خداوند رو با خود دارم 

      من اسرار آفرینش رو میدونم تا زندگی خودم رو خلق کنم وباعث پیشرفت جهان بشم 

      من و تمام انسانها یکی هستیم وبا روح خداوند مزیین شدیم پس باید احساس لیاقت رو در خودم ببینم نه از طریق عوامل بیرونی مثل تحسین وتمجید دیگران و مثل مقدار دارای مالی و امکانات زندگیم  مثل قدرت و مقام و مرتبه والی آخر

      بله خداوند من روباارزش آفریده  

      حالا فهمیدم خودم قدرتم ،خودم ثروتم ،خودم عشقم ،خودم سلامتی ام خودم خالق زندگیم هستم تمام اینها رو خداوند در من قرار داده و اونوقت من دنبال آنها در بیرون از خودم می گشتم اشتباه کردم واین اشتباه رو قبول دارم ومی دونم با تمام خطاها واشتباه ها خداوند باز من رو لایق تمام نعمتها می دونه 

      تنها کار این که باور کنم من ارزشمندم 

      برای این کار باید در مسیر تغییر نگرش ام قدم بردارم و باورهای درست رو قبول کنم و عمل کنم 

      قدم اول من انسان ارزشمندی ام 

      چون زنده هستم وخالقم خداوند ومن داری روح پاک او هستم و خلیفه او در زمین هستم 

      قدم دوم ارزشمند بودن رو خلل ناپذیر کنم 

      ارزشمندی من باهیچ اشتباه وخطا گناه که از بین نمی ره چون اصل وجود من هستش و خداوند به جایز خطا بودن ما واقف هستش و بخشنده اس 

      قدم سوم نیازمند ارزش و اعتبار انسانها نسبت به خودم نباشم پس نیاز به تعریف وتمجید دیگران ندارم ودر هر شرایط من بهترین خودم هستم وبا نگاه خداوند به خودم ودیگران نگاه می کنم تا دچار قضاوت وخشم و حسرت و حسادت  و غیبت وسر زنش نخواهم شد چون به همه احترام می ذارم و همان طور که هستن می پذیرم و سعی در عوض کردنشون ندارم چون اونهاهمان طور که هستن باارزش اند واز هر کس یکی دردنیا هستش باید با خودم در صلح و دوستی درآیم تا با دیگران در صلح باشم 

      پس برای رسیدن به خواسته هام باید احساس لیاقت وانتظار اون رو داشته باشم تا خواسته بسمتم حرکت کنه 

      باید در هر شرایطی که پیش میاد که نجوای شیطان بگوش میاد که نمی تونی وتو بی عرضه ای  وتو بد بختی وهر کاری می کنی نمیشه جلوش بگیرم بگیم نه من بهترین خودم هستم من تواناتر از تو هستم من خوشبختم چون خالقم خداوند ،خدا خودش به من کمک می کنه تا راهم رو پیدا کنم تا به خواسته هام برسم باید مراقب احساس لیاقت باشم با یک اتفاق کوچک ونا خودآگاه از راه مستقیم خارج نشم  از این بعدبا نگاه خداوند به خودم نگاه کنم نه از دید نفسم وشیطان یا همان ذهن منفی بافم 

      هر گاه خواستم از نگاه خداوند به دیگران کمک کنم ،کمک می کنم و هرگاه فهمیدم برای تحسین وتمجید وبرای خوب جلو کردن این کار می کنم انجام نمیدم 

      دست از سر زنش خودم و بخصوص همسرم و فرزندم بر می دارم و قبول می کنم ما بهترین خودمون هستیم وفقط عشق می ورزم و نگرانی رو رها میکنم و تمام خواسته هام و به خدا می سپارم 

      باید عاشقانه خودم و خدای خودم رو دوست داشته باشم 

      چون دنیا ،دنیای لیاقت هاس

      پس من هم باید لیاقتم روبا نگاه خداوند به خودم ببینم و بسنجم نه با نگاه انسانی  

      خداوند من رو ارزشمند آفریده ۰😍😇🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏🙏

      خدایا من لایق شنیدن و دیدن و کسب کردن و درک کردن این آگاههی ها رو  شدم پس لایق بهترین شرایط زندگی در تمام ابعادرو هم دارم 

      خدایا با ایمان و باور و امید قوی در مسیر هستم و خواهم بود 

      سپاس گذارم از استاد عزیزم 🥰🙏🏻🙏🏻🙏🏻🌹

      خدایا با تمام وجودم برای آفرینش انسانهای خوبت وجهان هستی و تمام کائنات که همه در خدمت انسانها هستن 

      سپاس گذارم😇🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرزانه ابوالحسنی
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ ۱۴:۰۰
      مدت عضویت: 2237 روز
      امتیاز کاربر: 50617 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,328 کلمه

      با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم 

      نظر سنجی : من در گذشته خیلی احساس بی ارزشی داشتم با اینکه آنقدر برای اطرافیانم زحمت میکشیدم من آچار فرانسه همه بودم هر کاری ازم بر میومد انجام می‌دادم  ولی خیلی احساس بی ارزشی داشتم چون بجای دستت درد نکنه سرزنش میشدم  من گفتم دو کیلو بخر چرا سه کیلو خریدی اینجوری پولش بیشتر میشه من دو کیلو میخوام باشه اشکالی نداره یک کیلو باقی مانده‌اند خودم برمیدارم در صورتی نیاز نداشتم 

      من قبلا درباره احساس ارزشمندی یاد گرفتم و الان سطح بالاتری از اونو یاد میگیرم  قبلنا اصلا احساس ارزشمندی نداشتم و خیلی هم مورد تحسین دیگران قرار نمیگرفتم 

      اما الان نمیگم صد در صد احساس ارزشمندی دارم  نه ولی من الان با فرزانه ۴ سال پیشم زمین تا آسمان تفاوت دارم من خودم دوست دارم برای خودم ارزش قائل هستم هر چیزی که دوست دارم در حد نیازم تهیه میکنم جلوی اینه به خودم عشق می‌ورزم با خودم صحبت میکنم  میبوسمش 

      بعد من گاهی برای خودم هدیه های کوچیک شاید در حد یه بسته مارشمالو  تهیه میکنم سعی میکنم تمرینات احساس لیاقت داشتن انجام بدم  و خداروشکر الان من خودم الویت اول زندگیم هستم حرف دیگران برای من خیلی مهم نیست در بعضی افراد اصلا مهم نیست مثلا فرد مورد نظر هر چی بگه دیگه گوش نمیکنم 

      من سعی میکنم برای خودم زندگی کنم و بعد برای خانواده‌ام  و الان خیلی کم مورد تمجید و تحصیل دیگران قرار میگیرم چون من اون فرزانه ۴ سال پیش نیستم که هر کس هر چی گفت بگم چشم همون لحظه انجامش بدم میدونید استاد 

      وقتی آدم نظر کسی رو قبول نداره ناخداگاه چهرش اونو نشون میده منکه اینجوری هستم  سعی میکنم طرف مقابل ناراحت نشه ولی انجامش نمیدم الکی میگم باشه انجام میدم حوصله موعظه کردن هاشونو ندارم  

      خلاصه اینجوری نیستم اصلا احساس لیاقت نکنم یا همیشه احساس لیاقت داشته باشم ولی خداروشکر از فرزانه قبلی که اصلا احساس لیاقت نمی‌کرد خیلی خیلی فاصله دارم  و این تعییر بسیار بسیار بسیار بسیار بزرگی برای من بینهایت به توان هزار از شما استاد عزیزم  ممنون و متشکر و سپاسگزارم چون اگر من الان در این حد از شرایطم هستم همه شو مدیون شما هستم 

      من می‌دانم که خیلی اعتماد به نفسم بهتر شده چون کسی که هر کسی هر چیزی میگفت نمیتونست جواب بده میومد خونه پرخوری ذهنی پیدا می‌کرد چرا اینو گفت من هیچی نگفتم و…ها شروع میشد ولی به لطف خدای مهربانم و زحمات شما استاد عزیزم  من الان یک فرزانه دیگه شدم که هر کسی حرفی بزنه با خونسردی با احترام بدون اینکه حرفم یادم بره بدون اینکه صدای من بلرزه با آرامش حرفه‌ای خودم میزنم طوری که طرف تند تند بهم میگفت ببخشید ترو خدا من شما رو خیلی قضاوت کردم 

      اینم بگم هنوز این مشکل من به شکل کامل حل نشده یه جاهایی با افراد خاصی نمیتونم حرف دلم بگم چون میترسم ناراحت بشه میگم مادر پدر دختر بزرگم از من انتطار نداره باهاش اینجوری حرف بزنم  

      وقتی که ما نظر اطرافیانمون برامون مهم باشند یا خیلی مهم باشن  کاملا قبول دارم نطر روان‌شناس‌ها رو ولی برای من خیلی حرف دیگران مهم نیست میگم باشه شما درست میگی ولی توجه نمیکنم ولی قبلنا حرف حرف دیگران بود من از خودم هیچ اراده‌ای نداشتم هر چی میگفتن سریع اطاعت میکردم  و الان چون نمیکنم خیلی زود از دست من عصبانی میشن هر چی بگم که فایده نداره تو گوشت بدهکار نیست حرف گوش نمیدی که این باعث افتخار منه چرا چون من تفاوت خودم با دیگران متوجه میشم من باید خیلی با اونها متفاوتر باشم اینجوری می‌سنجم  خودم چقدر متفاوتر هستم‌

      کاملا قبول دارم من در گدشته خیلی برام مهم بود که والدینم چه نطری درباره من دارم الان میدونم شرایطش  و ندارم و ناراحت نیستم ولی بازم نظرشون مهم ولی وقتی نمیتونم انجام بدم پس عذاب وجدان نمیگیرم  خیالم راحته من خیلی بیشتر از اونها به پدرو مادرم رسیدگی گردم حالا نوبت بقیه است من شرایطشو  ندارم 

      و بعد خانواده و دوستان و آشنایان اولها  خیلی برام مهم بودن نطر مردم برام الان میگم من با خودم که رو در بایسی ندارم به خودم که نمیتونم دروغ بگم  وقتی من خیالم راحته عذاب وجدان ندارم پس بذار هر چی دوس دارن مردم فامیل دوست و…بگن من در هر صورت هر کاری کنم نمیتونم اونها رو راضی نگه دارم پس مهم نیست اگر ناراضی باشن 

      مثل داستان مردی با پسرش به بازار میرفت تا الاغش نو بفروشن اول مرد پسر رو روی الاغ سوار کرد به راه افتادن در راه به دوستی برخورد کردن دوست به پسر گفت خجالت نمیکشی پدر ت پیاده بیاد تو سوار الاغ بشی پسر پیاده شد پدر سوار شد یه مقدار که رفتن یکی دید گفت دوره آخر زمان شده پدر سوار الاغ میشه و بچه ابزار بگیره خلاصه آنقدر این مسائل تکرار شد تا تصمیم گرفتن هر دو پیاده برن بازم یکی پیدا شد خندید و گفت هه هه هه الاغ دارین هر دو پیاده میان خوب سوارش بشین  حرف مردم هم همین مثتاق  داره هر کاری کنی یه چیزی پیدا میکنن بهت بگن پس بیخیال حرف مردم 

      من بجز دوران کودکی تا  سن ۱۰ سالگی  بقیه عمرم از خانواده از معلم از همه خیلی تحقیر شدم مادرم اون روزا ما رو از پسر عمه خودم خیلی می‌ترساند طوری که  اسمش میومد من خودم خیس میکردم  حالا از پدرم جدا که کتک میخوردم بخاطر اینکه تو مسجد یکم خندیده بودم باور م شده بود بعد از هر خنده گریه هست چون بعدش کتک میخوردم گریه میکردم حتما 

      این خیلی ایده‌ عالی که باور کنیم کلید رسیدن به احساس ارزشمندی رو انتخاب کنیم خداوند مهمترین فرد زندگی ماست من یه جورایی این عقیده رو در ذهنم قبلا ایجاد کردم که همیشه میگم‌وقتی میگن شکلات نخور مثلا پدرت بیماری قند داره من همیشه در ذهنم با خودم میگفتم من از پدرم چیزی رو به ارث نمی‌برم من فقط از خدا به ارث میبرم و این باعث می‌شد به آرامش برسم و الان خوشبختانه دیگه از شکلات خیلی خوشم نمیاد مگر اینکه یه طعم خاص و جدیدی داشته باشه تا بخورم لواشک بیشتر دوست دارم  

      خداوند مهمترین فرد زندگی من است 

      عه من چند وقته که این کارو انجام می‌دادم هر کاری میکردم میگفتم خدایا من دارم عمل صالح انجام میدم یا دارم کارهای خوب انجام میدم انتطار پا اش عظیم دارم 

      خیلی من در این موقعیت قرار گرفتم بسیار تحقیر شدیدی شدم اون روزا  فرد مورد نظر نمیدونم چی شد که اومدن تو محله ما زندگی کردن اونا یه پسر کوچیک هم داشتن  این پسر هم مادر داشت هم پدر هم دو برادر یکی مجرد یکی متاهل اما نمی‌دانم 

      چرا که من قبول کردم ایشون هر روز صبح ببرم مدرسه ظهر هم برم بیارمش خوب اتفاق زیاد می‌افتاد  که من زیاد برم خونشون بیشتر اوقات کاری بود ولی گاهی هم میشد که حوصله ام سر میرفت میرفتم اونجا  بخدا چنان برخورد تندی دیدم که نگو  به دامادم گفته بودن بگه اونم گفت همین که رسیدم بالا گفت چیه چه خبره گش تومون  شدی ولت میکنن اینجا هستی  هر کس بجای من بود دیگه بچه شونو نمیکردم مدرسه ولی بازم فردا صبحش رفتم بچه رو بردم مدرسه  این باعث می‌شد من خیلی ناراحت بشم فکر کنم کاری که براشون انجام میدم چیز مهمی نیست و خودم سرزنش میکردم الان متوجه شدم که من هیچ وظیفه ای نداشتم  اونا خیلی نامرد بودن از سادگی من از مهربونی من سواستفاده کردن 

      عمدا مشکلشون و جلوی من میگفتن بعد او ن میگفت منکه نمیتونم منم نمیتونم  که من مجبور بشم بگم من میبرم منم عادت کرده بودم که کمک به دیگران کنم اما زیادشم  اینجوری میشه دیگه باعث میشه من اصلا احساس ارزشمندی نکنم با خودم بگم اینهمه دارم زحمت میکشم ولی کمه 

      من احساس ارزشمندی دارم چون یاد گرفتم که خداوند از اول خلقتم منو در بهترین بالاترین حد هر چیزی که من نیاز دارم برای خوشبخت بودن قرار داده  ولی خیلی درک نکردم که بتونم کار خاصی انجام ندم احساس ارزشمندی کنم ولی خیلی خوشحال شدم امیدوار شدم 

      استاد من برای اینکه احساس ارزشمندی کنم که انتطار پاداش عظیم ندارم من یاد گرفتم  که وقتی عمل صالح انجام میدم انتطار پاداش عظیم داشته باشم کلا بخاطر اینکه یاد بگیرم از خداوندم انتطار داشته باشم اینجوری میگم نه بخاطر ارزشمند بودن انتطار داشته باشم 

      من این احساس ارزشمندی دارم میگم هر وقت یادم بیاد که من لایقم چون زنده هستم 

      من لایقم چون خدارو در وجودم دارم 

      من لایقم چون خداوند منو لایق همه چیز همه نعمت‌ها خلق کرده 

      من لایق فلان خونه هستم چون اگر نبودم خداوند ایده داشتن اون خونه رو در ذهن من ایجاد نمی‌کرد 

      من لایقم چون بنده خدا هستم 

      من لایقم چون خودم یکی از بهترین بندگان خدا میدونم  چرا چون من از بچگی یاد گرفتم انسان خوبی باشم 

      من لایقم چون اگر لایق نبودم امروز زنده نبودم 

      من لایقم چون خداوندم از روح خودش در من دمیده و تمام صفات و ویژگی‌های خودشو در من قرار داده 

      من لایقم چون منو خدا به هم چسبیده هستیم و خداوند در وجود من قرار داره 

      من لایقم چون خدا ند منو هدایت و حمایت کرده در این مسير الهی در این مسير شگفت انگیز و فوقالعاده قرار داده 

      من لایقم چون انسان هستم و خدا وند موقعیکه انسان خلق کرده به خودش احسن گفته که چنین موجودی خلق کرده 

      من لایقم چون  خداوند به فرشتگان مقرب الهی دستور داده ‌ه به انسان سجده کنن

      من لایقم چون من نماینده خدا ند بر روی زمین هستم 

      میدونید استاد تقریبا فکر میکنم همه ما در چنین شرایطتی هستیم که هر کاری انجام دادیم نتونستیم رضایت پدرو مادر جلب کنیم البته منکه اینجوری هستم من ۲۶ سال از فصل بهار که موقع علف چینی بود تا موقع میوه چینی من به اونها کمک کردم با خانواده حتی دوبار بچه من سوخت یکبار پاش سوخت یکبار دستش خوب اما در جلسه خانوادگی گفتنکلا انکار کردن که من کمکشون کردم  

      منم خیلی زیاد مقایسه شدم با بچه های دیگه حتی الان که مادر دو فرزند هستم دارم مقایسه میشم  که چرا بچه رو تنها فرستادی با دوستاش برن خرید چرا باهاش نرفتی  من مطمئنم ازش و ایشون به خدا سپردم و خیالم راحت بود 

      من سعی میکنم احساس ارزشمندی خودم فقط از خداوندم دریافت کنم و احساس ارزشمندی از افراد بگیرم به خدا بدم تا برای خدا شریکی قائل نشم من مسلمان هستم از نطر من خداوند یکی است  و خداوند یکتاست من این نگرش در خودم ایجاد میکنم که من احساس ارزشمندی میکنم بخاطر اینکه بنده خدا هستم و خداوند مرا لایق آفریده 

      و دیگه سعی میکنم بواسطه انجام دادن کاری برای کسی احساس ارزشمندی نخوام از کسی دریافت کنم‌ 

      من کاملا از اعماق وجودم می‌پذیرم که من انسان ارزشمندی هستم 

      من درک کردم برای اینکه بخوام به خواستهای خودم برسم باید احساس ارزشمندی کنم و این مهمترین گام برای تحقق خواستهای منه  پس من میخوام احساس ارزشمندی فقط و فقط از خدا وند دریافت کنم من انسان ارزشمندی هستم  م

      من فکر میکنم انسان ارزشمندی هستم چون خودم یکی از بهترین بندگان خداوندم میدونم چون خداوند از روح خودش در من دمیده چون خداوندم مرا ارزشمند افربده من خداوند را در وجودم دارم  اینها محکم‌ترین قدرتمند ترین با ارزشترین دلایایلی هستند که ارزشمند بودن مرا به شکل واقعی تایید می‌کند ه پس من انسان ارزشمندی هستم 

      خیلی دلایل ارزشمندی رو تعیین کردید   من سعی میکنم این نگرش‌ها رو در خودم ایجاد کنم  خیلی حالم خوب شد خیلی لذت بردم از ایدهایی که شما ارائه دادید برای احساس ارزشمندی داشتن 

      فقط همین یک دلیل کافی برای اینکه من بعنوان یک انسان احساس ارزنده دارم خداوند تنها به منه انسان علم اسما را به من هدیه کرده فقط به انسان حتی فرشتگان مقرب الهی هم این علم نداره پس من بعنوان یک انسان با ارزشترین موجود در دنیای مادی و دنیای پس از مرگ هستم بعد از خداوند این به من قدرت میده من بالاترین پس دیگه نباید هیچ وقت احساس بی ارزشی کنم 

      من خیلی این احساس دارم که نسبت که قیمت‌ها احساس عجز و ناتوانی میکنم خیلی روی خودم کار میکنم که دیگه نگم من پول ندارم نمیام با شما بیرون ولی بازم دارم تکرار میکنم اما این احساس ارزشمندی و قتی خوب درک کنم مطمئنم به من کمک میکنه دیگه احساس پوچی و بیهوده بودن نا لایق بودن نداشته باشم نسبت به پول 

      من یاد گرفتم که اشتباه کردن هیچ اشکالی نداره من باید اشتباه کنیم تا بزرگتر از ا ون شرایطمون بشیم  اشتباه کردن جزئی از خلق کردن 

      وقتی با این نگاه به انسانها داشته باشم دنیای من گلستان میشه هیچ وقت از کسی ناراحت نمیشم حالم بد نمیشه  که همه انسانها حق اشتباه کردن دارن پس اگر اشتباهی کاری انجام دادن من نباید ناراحت بشم بگم بچه ام با من اینجوری رفتار کرد میگم اشکالی نداره اشتباه کرده و موضوع تمام شده ببینم همه چیز خوب میشه 

      من خیلی از کلمه ببخشید استفاده میکنم کاهی تو خیابون کیفم میخوره به کسی فورا میگم ببخشید اگر خانم باشه که میگم ببخشید عزیزم متوجه نشدم گاهی هم میریم خرید چرخ چرخ دستی میخوره به کسی یا از روی پاهاش رد میشه دردش میگیره قبل از اینکه برگرده به من چیزی بگه من فورا معذرت خواهی میکنم طوری میشه ا ن شخص کلامش در دهانش بیرون نمیاره میخنده و میره بعضی ها هم پاسخ محبت آمیز میدن 

      چقدر خوبه چقدر لذت بخش همین نگاه محبت آمیزی که به کودکان داریم به بزرگسالان  داشته باشی م من زمانیکه نکات مهم میخو نم درکم بیشتر میشه حالم بهتر میشه  من دیگه سعی میکنم به بزرگسالان هم نگاه محبت آمیز داسته باشم 

      و همون نگاه به خودم به اطرافیانم به همه داسته باشم خیلی باعث میشه حالم در طول روز خیلی ساعات بیشتری خوب باشه بینهایت به توان هزار از شما ممنون و سپاسگزارم برای ین دست نوشته زیبا امید بخش آرامش بخش و زندگی بخش و کلید طلایی رسیدن به خواسته‌است  استاد عزیزم ممنون متشکر قد ر دان سپاسگزار و متشکرم 

      و سعی می‌کنم یاد بگیرم احساس ارزشمندی فقط از خدا بگیرم نه از شخص دیگه ای 

      نگرش من این‌ه من انسان ارزشمندی هستم  چون خداوند مرا آفریده ودلایلی که گفتم  احساس ارزشمندی دارم 

      قبلنا خیلی احساس ارزشمندی به دیگران میدونستم ولی الان دیگه یاد گرفتم که دیگه احساس ارزشمندی از خدا بگیرم 

      بهترین راه‌ار اینکه شما ارائه دادید احساس ارزشمندی فقط فقط فقط از خدا بگیرم این خیلی لذت بخش عالی فوقالعاده ست از این بهتر نمیشد 

      بینهایت سپاسگزارم از خدا وند متعالم کهمرا هدایت و حمایت کرد در این مسير الهی قرار داد خدایا شکرت 

       

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار السا فرزانه
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ ۱۰:۱۸
      مدت عضویت: 1438 روز
      امتیاز کاربر: 104969 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,218 کلمه

      به نام خدای نور ، مهربان بی نهایت و فراتر از انتظار 

      درود و احترام خدمت استاد عزیزم و هم کیهانی های هم مسیر نازنین 🦋

      ★☆گام سیزدهم: خداوند مرا ارزشمند خلق کرده است★☆

      احساس ارزشمندی، یکی از مهم ترین ابعاد شخصیت هر فردی که نقش بسیار تعیین کننده ای در رسیدن به اهدافش و سبک و سطح زندگیش داره و موضوعی نیست که برای مدتی و مقطعی باشه، و باید همیشه یک گوشه ی حواس مون  به احساس ارزشمندی مون باشه، چون ورودی های مغز بسیار زیادن و اگر مراقب نباشیم، براحتی احساس ارزشمندی ما رو تحت تاثیر قرار میدن. چون باعث مقایسه ی ناخوداگاه ذهن مون با دیگران و شرایط شون، خودسرزنشی، حسرت، ناراحتی، دلهره و اضطراب میشه. و انقدر منفی باف درون این کار رو ماهرانه انجام میده که اصلا متوجه شاید نشیم. 

      چند وقت پیش دوستی با من صحبت میکرد، در ظاهر و روساخت حرفهاش اینطور به نظر میامد که برای خواهرش که از ناراحتی اعصاب و روان رنج می بره، غصه داره و همش میگفت انقدر زندگیش عالیه، همسرش چقدر هواشو داره و حامیشه، شرایط مالی شون چقدر فوق العاده ست ولی خودش بخاطر شرایط روحی و افسردگیش هیچ لذتی نمی بره و مدام بخاطر احساس بدبختی ش داره گریه و شکوه میکنه. 

      این خانم در ظاهر ناراحت خواهرش بود اما در ژرف ساخت حرفهاش، داشت عملا شرایط زندگی خودشو با خواهرش مقایسه میکرد و در حسرت و حالتهای پرخاش بود که همسرش  حامیشه و چه کارها که براش نکرده و نمیکنه، و همسر من نیست، و کاملا واضح بود احساس کم ارزشی چقدر در این بنده خدا موج میزد….

      منظورم از بیان این خاطره با جزیات، این بود که منفی باف در این حد بلده کاره، و براحتی میتونه ما رو منحرف کنه از احساس ارزشمندی که باید داشته باشیم.

      اما خبر خوش اینه که سمت مقابل این قضیه هم هست. و فرشته ی درون قدرتش از منفی باف خیلی بیشتره اگه به حرفش گوش بدیم. و به دنبال هدایتش گام برداریم. 

      متاسفانه (نمیدونم در فرهنگ ما اینطوریه یا اینکه بقیه کشورها هم همین مساله رو دارن) ما همیشه یاد گرفتیم معیاربیرونی داشته باشیم برای احساس ارزشمندی. و هرچه این معیارها و دلایل بیشتر باشه، طبیعتا احساس ارزشمندی باید بیشتر باشه و برعکس. و این موضوع رو از بچگی مون ، خانواده ها به طرز عجیبی بولد کردن. هرکدام از ماها در هر رینج سنی که باشیم ، اگه دور هم بنشینیم از سبک تربیتی پدر مادرهامون حرف بزنیم، یک سری خاطرات مشترک داریم که ریشه ش برمیگرده به همین معیارهای بیرونی برای احساس ارزشمندی. مخصوصا مخصوصا در نسل دهه 50 و 60 این مساله بسیار پررنگ تره چون ما متولدین این دو دهه پدر مادر های به شدت کمالگرا داشتیم ک با توقعات و معیارهای عجیب شون برای احساس ارزشمندی، ما ها رو هم کمالگرا بار اوردن. پس اینجا نقش خود ما برای ساختن و تربیت دوباره ی شخصیت درون مون، بر اساس احساس ارزشمندی بسیار مهم میشه. و باید به واقع لین مساله رو جدی بگیریم. و برای این موضوع تلاش کنیم. 

      و اولین قدم در این تلاش، اینه که خودمون رو به خدا گره بزنیم. و مدام مثل یک مانترا یا ذکر تکرار کنیم: من اگر انقدر ارزشمند نبودم توسط خداوند خلق نمی شدم، همینکه بنده ی خدا هستم  و خداوند با قدرت عجیب و بی پایانش من رو خلق کرده و اجازه ی زندگی داده یعنی شایسته ی برخورداری از تمام نیکی ها و فراوانی های جهان هستم. 

      من این مورد رو در تمرین دیگری نیز نوشته بودم. تازه بعد از 39 سال، با اونهمه به ظاهر موفقیت ، وقتی وارد این دوره ها شدم متوجه شدم ریشه ی هر مساله ای در زندگی دارم، نه رفتار و سبک زندگیم بوده، نه تلاش و پشتکارم، نه شانس، نه صلاح و مصلحت و خواست خدا. بلکه ریشه ی تمام مسائلی که ایده ام نبود یا بهش نرسیده بودم، فقط ضعف در زمینه ی احساس شایستگی و ارزشمندیم بوده. که به لطف از وقتی در دوره های استادم هستم بسیار تغییر موفقیت آمیز داشته ام، اما خب هنوزم کلی جای کار و تلاش دارم. همین دو سه هفته پیش بعد یک سال ونیم که با جدیت بدون ذره ای انحراف از مسیر تناسب و انجام تمرینها و تمرکز بر ارتقا درون و شخصیتم، اتفاق بسیار جالب و اموزنده ای برام افتاد: 

      با چند نفر از همکاران و مدیر گروه مشغول صحبت بودیم. یکی از همکاران درباره من یه دیدگاهی گفت که برای خودم بسیار تعجب برانگیز بود. البته چون میدونستم ابراز این تعجب به وضوح احساس شایستگی کافی نداشتن منو ثابت میکنه،  به رو نیاوردم که چقدر متعجب شدم  و از اون همکارم و بقیه همکاران که این دیدگاه رو تایید کردن، صمیمانه سپاسگزاری کردم. ولی درونم بسیار متعجب بودم! و چندین بار تا شب با خودم گفتم عه وا؟! یعنی من اینجوری ام که همکاران گفتن؟! نکنه تعارف کردن؟! ولی بعد که فکر کردم متوجه شدم خب همه این مواردی که همکارم گفتن من دارم و عین واقعیت رو گفتن و خب طبیعتا اغراق و تعارف نبوده. ولی به دنبال دلیل میگشتم ک چرا برای من باور پذیر نیست حرفهاش! و به این نتیجه رسیدم که: 

      من همیشه خودم رو از درون نگاه کرده م، وقتی از  درون به خودم نگریستم، چی دیدم؟! رنجهام… سختی هایی که در پیشینه ی زندگیم بوده…. مشکلاتی که پشت سر گذاشتم… آسیب هام…، و چون-احساس شایستگی- کافی نداشته م، خودم رو در اون سطح از واقعیتی که قرار دارم، با تمام توانمندی هام ندیدم. در حالیکه تمام اون رنج ها باعث شده من امروز در مسیر پروانه شدن باشم. و باید بهشون ببالم نه اینکه احساس کم ارزشی و حقارت کنم. اما همکار من که درون منو نمی بینه…جایگاه الان و موفقیت های تحصیلی و شغلی م رو می بینه، ظاهر رو می بینه و بنابراین تحسین میکنه. 

      و در عین حال که خوشحال بودم و خدا روشکر میکردم که با تمام انچه درون من بوده، به جایی رسیدم که قابل تحسین باشم، اما متوجه شدم کمالگرایی که دارم چقدر به احساس ارزشمندیم آسیب زده…چقدر ارامشم رو می دزده، چقدر باعث میشه بخاطر اینکه همه مسئولیتهام رو به درستی و تمام و کمال بی نقص انجام بدم، از خودم زدم! چقدر تلاش کردم رضایت دیگران فراهم شه تا من کامل به چشم بیام!! 

      این تجربه یکی از ارزشمندترین تجربه های زندگیم بود و چشمم رو به روی حقایق وجودم باز کرد اما مکمل این تجربه، مطالب این جلسه بود. به راستی که هر کلمه از دوره ها و صحبت های استاد عزیزمون یک گنج باارزش و بی پایانه که باید قدردانش باشیم. 

      وقتی این جلسه رو خوندم ، رفتم سراغ تمرین مقدمه ی همین دوره، تمام مواردی که پیدا کردیم و در لیست خروجی های ذهن مون نوشتیم که برای رسیدن به خواسته هامون و تجربه شون، به هیچ کدامشون جز خدا نیاز نداریم.  با خودم میگفتم وای خدای من چقدر لیست خروجی من پر پیمونه! و این نشرن میده من چقدر برای احساس ارزشمندی و شایستگی معیار و دلیل بیرونی داشتم و واقعا یک احساس شکرگزاری عمیقی که تا به امروز تجربه نکرده بودم عمق و حجمش رو، در قلبم جوشید. و تمام وجودم رو گرم و روشن کرد. و با خودم گفتم: خدایا چقدر و چطور شکرت کنم که منو به مسیر استادم هدایت کردی که ناشکری نکرده باشم؟

      استاد عزیزم ، پیغمبر اعجاز، روشنی راه مون، سپاسگزارم. 

      الهی همیشه نور و امید و مهر، در قلب و لحظه هاتون جاری و سرشار باشه.

      الهی چشمان تون هر آنچه می بینه، زیبایی و خوشبختی و آگاهی باشه. 

      سایه تون برقرار🙏🦋

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Reza
        ۱۴۰۲/۱۲/۲۱ ۱۱:۳۲
        مدت عضویت: 1301 روز
        امتیاز کاربر: 26236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 279 کلمه

        سلام خدمت شما خانم فرزانه

        چقدر شیوا و زیبا کمال گرایی را توضیح دادید.

        همین کمال گرایی باعث میشه که ارزش ها و دستاوردهای خودمون را یا ندیده بگیریم و یا زیر سوال ببریم.

        مدتی هست با تمرین و تمرکز تلاش میکنم زیبایی ها ببینم و تحسین کنم،رفتارهای آدمها ،عملکردشون،نوع برخوردشون و چیزهایی که باعث تحسینم میشوند و دوست دارم انجام بدهم را دنبال میکنم.

        برادر خانومم یک الگو رفتاری برای من هست که از نوع تعهدش به اونچه بهش پایبند هست و خود ارزشی که برای خودش داره خیلی برای من قابل تحسین هست و مدام رفتار ها افکار و نوع برخوردش را در محیط های مختلف زیر نظر میگیرم و خودم سعی میکنم اونچه برای من و همسو با من هست در وجودم قرار دهم 

        ولی امان از این کمال گرایی که به دنبال نقطه ضعف و ایراد گرفتن هست و دقیقا در بعضی جاها این نوع عملکردها و ارزشمندیها را ربط میداد به جایگاه عدم توانمندی و مجبور بودن و داشت درونم نجوا میکرد که تو هم اگر انجام بدهی و بخواهی از عدم توانایت هست و برای کنترل دیگران هست و در کل همه چیز را با هم قاطی میکرد تا یک آش درهم برهم بپزه و تموم این افکار برای من بخاطر اینه بوده که همش مقایسه شدم.

        ولی به لطف خدا و ورود به آگاهی های الهی کلی تغییر کردم و هر روز یک قدم برداشتم و هر روز هدایت میشوم به بهتر بودن از قبلم و نگاهی به گذشته خودم نه خیلی دور همین ۶ ماه پیش بسیار دستاوردها کسب کرده ام .

        از امروز باز هم خودم را احترام میگذارم و ارزشمندی خودم را بیشتر و بیشتر به خودم یاداوری میکنم.

        ممنون از شما بخاطر به اشتراک گذاشتن تجربیاتتون.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار السا فرزانه
          ۱۴۰۲/۱۲/۲۲ ۲۲:۱۹
          مدت عضویت: 1438 روز
          امتیاز کاربر: 104969 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 39 کلمه

          درود و احترام هم کیهانی عزیز 

          سپاسگزارم از نظر لطف شما، و وقتی که گذاشتید برای خوندن و پاسخ به دیدگاهم.

          سپاسگزارم از اگاهی های ارزشمندی که در تکمیل دیدگاهم نوشتید. 

          نور و اگاهی در قلب و روح شما فزون باد. 🙏💫

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ ۰۹:۳۹
      مدت عضویت: 1339 روز
      امتیاز کاربر: 86041 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,243 کلمه

      سلام برخالق جهان هستی. سلام بر عشق. سلام بر توان  سلام بر آفرینش هستی 

      سلام براستاد مسیر وهمه دادکان مسبر شناخت خالق وکمک گرفتی ازهمین خالق هستی. 

      بر ای داشتن  ازرشنمدی امرورز کل زندگیم تو. کف ترازی گذاشتنم بینم به جه شکل رفتارکردم جه زمانه‌ای خودم  وکل آفرینش رو زیز سوال بردم حتی زمان شد که آفرینش وبودن  هم‌کلی کله شکایت کردم ازبودن حای احساس نارضایتی ارسال کردم از برخورد دیگران از هر چه که حس رو به آشوب درهم کشیدن سوق میدا کلی شکایت داشتم جرا فلان کاره نشد جرا این شد جرا آن نشد چرا من این همه چاق هستم جرا دیگران خوش پوس هستن من نیستم جراددیگران حرکت راحتی دارم من نداره جرا وچرا وچرا زیادی تو کل زندگیم‌ تو دیدم  درحال رفت آمد بود به شکر ورخداوتد وفتی دیگه ازهر چیزی که بودم دیگه واقعا دوستش نداشتم خسته شدم ازحد  بد داشتن خسته شدم‌دیگه هیج جیزی که شاد بکنه نبود خسته شدم دستهای خود رو ازهرجیزی که من با بودنش احساس ارزشمندی میکردن رها کردم دیدم که هیج‌گودم واقعا اون ارزشمندی که حسش باید بکنم‌ رو نداره حتی کل خانواده‌ام کل داشته‌ای اطراف از هرجیزه اون حس دیگه برام‌ نداره من‌  فردی شده بودم‌که دنیا به این همه زیبای اون جلوه خودش تونگاهم ازدست داده‌ بود دیگه توان حرکت نداشتم درمانده بی کسی مونده بودن فقط یی نگاه رو دنبال کردن  ادامه دام رسیدم به خالق خودم دیدم به طرفش دستم  دارز کردم  بهش گفتم‌ اگه من‌بنده توهستم اگه تومن آفریده‌های یی راه  جلو بزرام‌که به توبرسم  این زمان اشک امان ازمن گرفت به خودم‌گفتم توبه هرجیزی که حس ارزشمندی روبه تو بده چسبیده بود زمانی واقعا هیج گودم اون ارزشمندی رو برام  نداشتد راهاشون کردم 

       خودم تنها یافتم  تا رسیدی به اول خلقت که  آفرینش شدم  پس تازه داری به زندگی‌ نامه‌ی با خودت اون به شکل تنها عاری ازهرکس هر جی. پس دیگه نباید به اون گذشته پر اشتباه اصلا فکرکنی تورو خداوند پراز احساس عالی خلق کرده نیازه نیست به اون عفب نگاه کنی برو به پیش برم خودت رو بشناس حست عالی رو تحربه کن بین خالقت جی برآت  درنطر داره جون تو ارزشمندی هستی تو با شکوه هستی تو بنده این خدا هست تو رو خرا افردیده

      پس نیازه به هیج کس هیج  جیزه  ندارم فقط خداوند برآت کافی هست نیاز نداری که توکفی دیکه اصلا جیزی رو قرار بدی که آن نشون بده تو ارزشمنده هستی  فقط خودت خداوند همین 

      جقدر برای دریافت این حس از شما  استاد تشکرکنم که من از کلی لایه‌ای پیجیده دورم خلاص کردید من رها  شدم نه دیگه برام مهم هست که راه نمی توانن برم نه برام اهمیت داره که من فردی چاق هستم ونه  کم‌کاستی دارم هیج برام اهمیت نداره من‌ روز گذشته یی تمرین سنگین توبخش خدا هرگز دیر  نمیکند داشتم وفتی اون تمرین رو انجام دادم  بقدری اون با حس کامل انجام‌ دادم بدازانجام تمرین  کل دستهای درد داشت کلی تنم حسابی خسته شد ولی رها شدم   رها شدن ازکلی ترس ازکلی بی ارزش ازکلی نکرانی که خالقم دروجود هست  با  من هست اصلا ازمن بیرون نیست  برای جی نگران باشم برای جی غم داشته باشم برای جی حسم بد باشه  وفتی  اون هست من هستم دیگه چه نیاز به احساس ما تا خوشایند من برای  رهایی و  حس  لایقت  و حس آزرشمندی  نیاز،به هیج جیزه هیج کس هیج جیزه جز خدایی خودم ندارم

       روز گذشته داشتم بد از مدتهای  زیادی با جزخ خیاطی کاره  میکرم  همیشه وفتی  نخ جر خ  پاره می‌ شد کلی سختم بود که اون نخن کنم یا باید دیگران رو صدا می کردم اون سورن برام‌نخ کنن چرخم  هم سنگیر  خودش سوزن نخ داره ولی اون بخش یی فتر ریزه داره که بعضی زمان دجارمشکل میشه یی دوسال هست باهش دوخت دوز نداشتم اون بخش بازم ایراد پیداکرده    

      یا باید کلی اعصاب به هم‌میزیخت که به شکلی مختلف یا سوزن از جرخ بیرون  بیارم اول نخم کنم و بد بندم به جرخ ودوخت دوز رو انجام بدم کلی وفت به این شکل ول درحال کشمش بودم  روز گذشته می خواستم‌ کمی خیاطی کنم اول تا جرخ بیرون آوردم یادم  نبود اون مشکل هنوز برطرف نکردم‌کسی منزل نبود 

       اولین صحبت با خداوند بود خدایا به راحتی آب خوردن کاره آموزم انجام بشه این نخم پاره نشه من امروز کامل  تنها هستم  میدنم‌ تو بهترین همراه  من هستی میدنم‌ راحت کارم انجام بدم  شروع کردم  به کاره وای خدای من نخ پراه شد این وای نه برای پاره شدن نخ بود برای این‌ کارم‌که گفتم‌خوب یا شعر مولا صدارافتاد که بخش خدا هزار دیرنمیکند اون شما به شکل عالی توذهنم‌جاش دادید  حالا من‌اون پیر زن که تو نخ میش برای دوکش حلا بیا خودت کمک کنم تا سورن نخم‌ کنم‌ با آسونی راحت من نخ رو داخل سورن انداختم ازاین حرکتم‌کلی عشق در درونم‌ موج  زد به نخ گفتم حالا پاره بشو تا می توانی پاره بشو چون خداخودش  برام نخ میکنه واین پاره شدن نخ گردن سورن برام بقدری شیرن دلچسب شد که حسش حالم رو دگرگون کرد پس این خالقی گه حتی نخم چرخ رو هم برام به سوزن میز نه رو به دست اوردم من اون از خودم‌ گرفته بودم اون بود ولی چشم از خدای خودم بر داشته بودم به اطرافم هدیه دادم  از کل جهان وکل هر چیزی میخواستم ولی واقعا با بودن این خالق  چه نیازی به کس که اون ارزشمندی رو به من بده من بنده همین خدا عزیز هستم  من آمدم که فقط از هدایتش  حمایتش  استفاده کنم‌ که لاغر بشم

       خبر نداشتم که باید اصلا به خدایی خودم برسم  خودش رو به‌ دست بیارم من‌  رو خدا هدایت کرد که اول تو دید و نگاهم فقط لاغری  رو تقاضا کردم امدم‌ که سریع  روش رو یاد  بیگرم برم  انجام بدم فردی متناسب بشم و از  چاقی مشکلاتش رها بشم 

      واقعا خبر نداشتم که قرار من متولد بشم دگرگون بشم من چی خواستم جی به‌ دست آوردم اون دریا وکل جهان رو به من داد اون من درکنارش در وجودم قرار داده خدایا تشکر و سپاس بی کران برای این همه هدیه و این همه  اگاهی که درمن درمن اون قرار دادی حسم آزادی رو من داره موج میزنه دلم شاد هست برای  آمروزم و این مطا لب که هم زمان شده برای من از خدایی خودم بسیار تشکر دارم سپاس گزار  قدر  دان باشم انشالله 

      من تحول زندگیم رو اون پله به پله شاهد بود و هستم اصلا اطراف برام‌ اون ارزشمندی رو که باید با بودنشون به خودم بدم رو نداره کل داشته ونه  نداشته هام اون نمی توان  به من بده 

      من باید روی کل وجودم کاره میکردم که به شکرخداوند دارم کاره میکنم‌ مسبرم برام  چیده  پر عطر عشق  پر از بوی خوش دارم تو این مسبر اونها رو پیدا کرده خم شده دونه به دونه اون گلها رو بر داشته بو کرده تو  وجودم قرارش میدم گلهای که به‌ دست آورن نشون ارزشمندی خودم هست  

       خداوند به من برکشت داد اون به شکلی عالی بزرگ با نگاه  بسیار عمیق  با توجه بسیار  زیاد  از فبل من اول خودم  رو لایق احساس کردم  ودونستم که لایقت داشتن و دریافت  هستم و پله های بدی و بدی و امروز اون پله شد ارزشمندی خودم  نمدونم‌ دیگه چه جیز بزرگتری  رو برای جیده من صبرمیکنم‌که  بهشون برسم عجله رو ندارم روی خودم و ابعاد وجودیم کاره میکنم خدا خودش بلد کارش هست تو زمانش که برسه اون به من میده من وفت باید صبر. کنم کاری روی خودم رو انجام بدم تمرین کنم یاد بگیرم  انجام بدم عمل کنم فقط، صحبت نباشه  تا زمان دریافت اون هدبه پرازش  قدر دان باشم انشالله 

      خدا پشت و پناهتون یا حق. حق. نگه دارتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ ۰۹:۱۰
      مدت عضویت: 1258 روز
      امتیاز کاربر: 11415 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,153 کلمه

      سلام استاد صبح شما بخیر و شادی

      احساس ارزشمندی یکی از مهمترین مواردی است که داشتن آن موجب تحقق آرزوها و تجربه خوشبختی و نداشتن آن مانع برآورده شدن آرزوها و تجربه شرایط نامساعد می شود.اگر احساس ارزشمندی نداشته باشید، اهمیتی ندارد چقدر برای تحقق آرزوهای خود تلاش می کنید، چون هرگز به خواسته های خود نخواهید رسید.

      استاد اینقدر این مطالب ارزشمند بود که من مثل آن را دوباره نوشتم . من تا الان متوجه نشده بودم چون خودم احساس ارزشمندی و لایق بودن برای برآورده شدن آرزوهایم را درخودم نمیدیدم پس آرزوهای من هم تحقق پیدا نمیکرد .

      1- اولین قدم باید خود را انسان ارزشمندی بدانم چرا؟ 

      1- چون خداوند متعال من را خلق کرده است و من را اشرف مخلوقات نامیده است پس من از همه ی موجودات زنده ی دیگر در این دنیا با ارزشمندتر هستم چون من دارای قدرت ذهن و تصویرسازی ذهنی هستم و میتوانم با این قدرت آرزوهایم را تحقق بخشم 

      2- مهم نیست که من کارمهمی انجام داده باشم مهم این است که خداوند با خلق من کار بسیار مهمی انجام داده است و این کار بسیار ارزشمند است 

      3-نیاز به تایید یا شنیدن از دیگران ندارم. من بدون حساب و کتاب کردن دنیای انسانی از نظر خداوند انسان ارزشمندی هستم و این برای من کافی است.

      4-بدون نیاز به انجام کار خاص من از همان بدو خلقتم از طرف خداوند ارزشمند آفریده شده ام.بنابراین بعد از حکم خداوند من و هیچ کس دیگری نمی تواند در تغییر این حکم خلل ایجاد کند و چقدراین عالیه یعنی من در هر شرایطی ارزشمندم و خودم تا به حال ازاین موضوع بیخبر بودم 

      پس از همین حالا این نگرش را در وجود خودم ایجادمیکنم که من لیاقت و توانایی استفاده از همه آنچه خداوند بعنوان نعمت و خدمت وارد این جهان می کند را دارم چون من انسان ارزشمندی هستم خداوند مقام انسان را در بالاترین حالت ارزشمندی قرار داده است و او را به جانشینی خود در زمین انتخاب کرده است

      قدم اول برای تحقق خواسته هایتان این است که به ارزشمندی و قدرت خلق کنندگی خود باور و یقین پیدا کنید

      آرزوها و خواسته هایتان را با شرایط فعلی خود مقایسه نکنید بلکه آن را در برابر شرایط همیشگی خداوند قرار دهیدچون خداوند توانا و قادر بر هرکاری است 

      شما انسان ارزشمندی هستید چون فراتر از همه موجودات عالم قدرت خلق کنندگی داریدپس احساس ارزشمندی درخود را تقویت کنید 

      منطق خداوند همیشه بر شدن و امکان داشتن و قابل خلق و تجربه کردن می باشدپس برآورده شدن آرزوهای خود را با منطق ذهن خود نسنجیم 

      2- قدم دوم ارزشمند بودن خودتان خلل ناپذیر کنید 

      1- از امروز یاد بگیریم که اشتباه‌ کردن برابر با گناه کردن نیست.

      2- نتیجه تجربه خوب داشتن به همراه اشتباه‌ کردن زیاد می باشد. انسان قدرت خلق کنندگی زیادی دارد تا بتواند هرآنچه دوست دارد را خلق و تجربه کند. اشتباه‌ کردن جزئی از مراحل خلقت است.و با اشتباه کردن ما میتوانیم اشتباهات خود را اصلاح کنیم 

      3- هرگز نباید برای اشتباهی خود را سرزنش کنیم چون ما از سوی خداوند ارزشمند خلق شده ایم  و انسان ارزشمند هرگز سرزنش نمیشود 

      من درجایی خواندم برای اینکه خود را انسان ارزشمندی بدانید 20 راهکار وجود دارد 

      1- از جستجوی کسانی که به دنبال شما هستند دست بردارید 

      2-دست از التماس کردن به دیگران بردارید 

      3- ازحرف زدن بیش از حد لازم با دیگران خودداری کنید 

      4-هنگامی که مردم به شما بیاحترامی میکنند بلافاصله ازخود دفاع کنید با آرامش و بدون خشونت 

      5-غذای دیگران را بیشتر از انچه آنها ازغذای شما میخورند ، نخورید پرخوری نکنید 

      6- دفعات ملاقات با برخی ازافراد را کاهش دهید بخصوص اگر آنها اصلا به ملاقات شما نمیآیند 

      7-روی خودتان سرمایه گذاری کنید 

      8- از ساختن شایعات سرگرم کننده درمورد افراد دیگر دست بردارید 

      9- قبل از صحبت کردن کمی فکر کنید . 80% درصد ارزش مردم برای شما بر اساس چیزی است که ازدهان شما خارج میشود 

      10- همیشه بهترین ظاهر خود را داشته باشید طوری لباس بپوشید که دوست دارید شما را با آن بشناسند 

      11- با اهداف مشخصی در زندگی مشغول باشید تا درزندگی موفق باشید 

      12-به وقت خود احترام بگذارید چون دیگر قابل جبران نیست 

      13- دررابطه ای که درآن احساس احترام و ارزشمندی نمیکنید ، باقی نمانید 

      14 یاد بگیرید برای خودتان احترام و ارزشمندی قائل شوید و یاد بگیرید برای خودتان پول خرج کنید اینطوری مردم هم یاد خواهند گرفت که برای شما پول خرج کنند.

      15-کاهی مواقع ستاره سهیل شوید و کمتر دیده شوید 

      16- بیشتر بخشنده باشید درزندگی تا گیرنده 

      17- به جایی که دعوت نشده اید نروید و زمانی که دعوت شده اید بیش ازحد آنجا نمانید 

      18-با مردم دقیقا آنطور رفتارکنید که لیاقتش را دارند 

      19- اگر کسی برای شما احترام و ارزش قائل باشد دو بار تماس با آن کافی است بگذارید خودش با شما تماس بگیرد 

      20-سعی کنید درهر شرایطی درزندگی کاری انجام میدهید بهترین باشید 

      3- قدم سوم : نیازمند ارزش و اعتبار انسانها نباشید 

      باید یاد بگیریم که ارزش خود را فقط از خداوند کسب کنیم و به آنچه خداوند درباره ما گفته است گوش کرده وقبول کنیم، آنگاه احساس می کنیم انسان ارزشمندی هستیم. رها شدن از قید و بند دنیای مادی را احساس خواهید کردچون خداوند شاهکاری چون انسان را خلق کرده است و از آن راضی است و در قرآن برای اولین بار  به خود  تبریک گفته است بعد از خلق انسان ارزشمند فَتَبَارَكَ اللَّهُ أَحْسَنُ الْخَالِقِينَ » يعني: « پس والا و داراي خير فراوان است خداوندي كه بهترين آفريننده مي‌باشد زيرا هر چيزي را نيكو آفريده»

      با توجه به آنچه دریافت کردید درباره احساس ارزشمندی خودتان شرح دهید.؟

      من تا قبل از این آگاهی باور نداشتم که به این درجه از ارزشمندی از سوی خداوند خلق شده ام و گاهی مواقع خود را انسان بی ارزشی تلقی و سرزنش میکردم 

      ۲- نگرش شما درباره احساس ارزشمندی تان چگونه است؟

      الان بسیار به خودم میبالم که خداوند من را اشرف مخلوقات خلق کرده است و من دردرگاه حق بسیار ارزشمند هستم 

      ۳- چقدر احساس ارزشمندی خود را به نگاه و توجه دیگران ارتباط داده اید؟

      قبلا زیاد ولی الان دیگر توجهی به تایید و نگاه دیگران ندارم چون من باید از نظر خودم و خدای مهربان ارزشمند باشم که هستم 

      ۴- چقدر احساس ارزشمندی خود را به اطرافیان و افراد مهم زندگی تان وابسته کرده اید؟

      زیاد چون اموزش و آگاهی کافی دراین مورد نداشتم بارها ارزشمندی خود را به اطرافیان خود گره زده ام ولی از خداممنونم که این آگاهی را به من داد که من تنهای تنها هم ارزشمند هستم و برای آفریده شدن دراین دنیا قطعا رسالتی دارم 

      ۵- راهکارهای مناسب برای اصلاح افکار و رفتار خود جهت افزایش احساس ارزشمندی تان را مشخص کنید؟

      دیگر مثل قبل به خاطر نظرو تایید دیگران آرامش درونی خود را بهم نمیزنم . من با وجود خدای مهربان و وجود ارزشمند خودم و ذهنم بر هرکاری قادرم و میتوانم با توکل و ایمان به خداوند که من انسان ارزشمندی هستم تمام آرزوهای خودم را تحقق بخشم 

      استاد از شما ممنون و سپاسگزارم که چنین آگاهی را به ما یاد میدهید نمیدانید با خواندن این مطالب چقدر من انرژی گرفتم و احساس آرامش و امنیت کردم که درهر شرایطی خدا با من است و من ارزشمندم حتی اگر اشتباه کنم گناهی مرتکب نشدم و منتظر عذاب خداوند نیستم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 4 5 6
از دکمه‌های گوشی صدا رو تنظیم کنید