🌧️ یه روزایی هست که جلوی آینه میایستی، به خودت نگاه میکنی و با یه آه بلند توی دلت میگی: «چطور لاغر بشم؟!»
همهچی رو امتحان کردی… از رژیمهای عجیبغریب 🍽️ گرفته تا ورزشهای سخت و خستهکننده 🏃♀️
ولی هیچکدوم اون نتیجهای که دنبالش بودی رو ندادن.
احساس میکنی تو یه چرخهی تکراری گیر افتادی؛ شروع پرانرژی، خستگی، ناامیدی و بعد رها کردن…
اگه این داستان برات آشناست، پس وقتشه یه بار برای همیشه مسیرتو عوض کنی — **از ذهن شروع کنیم نه از معده!**🧠✨
💭 واکنش ما به مسائل زندگی
همهمون توی زندگی، با یه سری سؤال بزرگ روبهرو میشیم…

مثلاً وقتی پولمون کم میاد، فوری تو ذهنمون میپرسیم: چطور پولدار بشم؟ 💸
یا وقتی رابطهای خراب میشه، دلمون میخواد بدونیم: چطور یه رابطه عاشقانه و سالم بسازم؟ 💔❤️
و حالا… وقتی جلوی آینه میایستیم، لباسهامون تنگ شدن یا از ظاهر خودمون راضی نیستیم، اون سؤال معروف مثل یه صدای آشنا تو ذهنمون تکرار میشه:
«چطور لاغر بشم؟» 🤔
گاهی هم فقط یه نگاه ساده به یه آدم متناسب کافیه…
اون کسی که جلوت نشسته و با خیال راحت هر چی دلش میخواد میخوره، ولی باز هم خوشاندام و راحته. همون لحظه یه چیزی ته دلت میلرزه و با حسرت از خودت میپرسی:
«چطور لاغر بشم مثل اون؟!» 🥲🍩👖
ما برای خیلی از سؤالهامون میدونیم باید آموزش ببینیم.
مثلاً اگه بپرسیم: چطور نوازنده شم؟ 🎸 احتمالاً میگیم خب باید برم کلاس موسیقی.
یا اگه بخوایم مکانیک شیم، معلومه باید بریم آموزشگاه یا پیش یه استاد کار کنیم. 🛠️
ولی وقتی میرسه به سؤال «چطور لاغر بشم؟»، همه چیز یهدفعه میریزه بههم! 😵💫
ذهنمون پر میشه از جوابهای متناقض و پراکنده:
- باید رژیم سخت بگیرم 🍽️
- باید هر روز باشگاه برم و ورزش کنم 🏋️♀️
- شاید یه قرص چربیسوز جواب بده 💊
- یا شاید فقط بیشتر راه برم و تحرک داشته باشم 🚶♀️
اما آیا واقعاً جواب “چطور لاغر بشم” همینه؟
آیا تا حالا با این روشها به لاغریِ واقعی، موندگار و خوشحالکننده رسیدی؟ یا مثل خیلی از ماها، بعد یه مدت برگشتی سر نقطه اول؟ 🔄

🎓 یادگیری موضوعات مختلف در زندگی
اگه یه روز برات سوال بشه که چطور رانندگی یاد بگیرم؟ 🚗، احتمال زیاد خیلی راحت میگی: “خب، باید برم کلاس رانندگی!”
یا وقتی دلت میخواد گیتار بزنی، میدونی که باید بری پیش یه استاد موسیقی یا تو یه دوره آموزشی شرکت کنی. 🎸🎶
یعنی مغزت کاملاً پذیرفته که برای یاد گرفتن یه مهارت، باید آموزش ببینی، تمرین کنی و صبر داشته باشی.
اما حالا برگردیم به اون سؤال قدیمی و پرتکرار:
چطور لاغر بشم؟ 🤔
واقعاً چرا با اینکه بارها و بارها دنبال جوابش رفتیم، هنوزم تو همون نقطه اولیم؟!
چون هر بار رفتیم سراغ روشهایی که بهجای اینکه لاغری رو به ما یاد بدن، فقط میخواستن چاقیمونو بپوشونن.
در حالی که هیچ مهارتی بدون آموزش در مغز شکل نمیگیره، حتی لاغر شدن! 🧠✨
ما همهمون میدونیم که یاد گرفتن هر چیزی از مغز شروع میشه؛
از آشپزی 🍳 گرفته تا خیاطی ✂️، مکانیکی 🔧، یا حتی رانندگی.
اول توی ذهن میپذیریم، بعد یاد میگیریم، بعد با تمرین اون رو توی جسممون اجرا میکنیم.
اما وقتی میپرسیم «چطور لاغر بشم؟»،
میریم سراغ رژیم گرفتنهای محدودکننده، ورزشهای سنگین یا قرصهای موقت.
در واقع سعی میکنیم به جسم یاد بدیم لاغر شه، بدون اینکه ذهن چیزی یاد گرفته باشه!
مثل اینه که بخوایم با دستمون گیتار بزنیم، در حالی که مغزمون هیچ نت و آکوردی بلد نیست! 😅
یادگیری لاغری هم باید از ذهن شروع بشه.
چون مغز مرکز فرماندهی تغییره. وقتی مغزت قانع بشه که لاغری ممکنه، لذتبخشه و امنه، کمکم بدن هم شروع به همراهی میکنه.
پس اگه هنوز به جواب درستی برای سؤال «چطور لاغر بشم؟» نرسیدی، شاید وقتشه مسیر آموزش ذهنی رو امتحان کنی.
مسیریه که از درون شروع میشه… نه از بشقاب غذا 🍽️ یا وزنههای سنگین باشگاه 🏋️♂️

🔁 از تجربه چاق شدن برای لاغر شدن استفاده کنیم
یه لحظه چشمهات رو ببند و به این فکر کن که چطوری چاق شدی؟ 😶🌫️
نه نه! منظورم این نیست که چی خوردی یا چند وعده غذا داشتی… منظورم اینه که اون فرآیند ذهنی قبل از چاق شدن رو یادت بیاری!
قبل از اینکه شلوارت تنگ شه یا عدد ترازو بالا بره، ذهن تو، با هزارجور فکر و باور درباره چاقی پُر شده بود…
📢 شنیدی که میگفتن: «ما ژن چاقی داریم»، یا «بعد ازدواج همه چاق میشن»، یا «بالای ۳۰ سالگی دیگه نمیشه لاغر موند!»
همین جملههای به ظاهر ساده، آرومآروم توی مغزت نشستن و یه «انتظار چاق شدن» ساختن.
و ذهن ما عاشق اینه که به انتظاراتمون جواب بده!
پس کمکم شروع کرد به تغییر فرمانها… رفتارای کوچیکی شکل گرفت، مثل بیشتر خوردن 🍞، نادیده گرفتن حس سیری 😵💫، یا بیتحرکی طولانی 🛋️
و نتیجه چی شد؟ چاقی.
حالا بیا برگردیم به سؤال کلیدیمون: چطور لاغر بشم؟
اگه چاقی از ذهن شروع شده، لاغری هم باید از همونجا شروع شه.
تا وقتی مغزت فرمانهای چاقی رو اجرا میکنه، هر رژیم و ورزشی فقط مثل یه وقفه کوتاه توی مسیر چاقی عمل میکنه… نه یه تغییر واقعی و موندگار. 🧠🚫
✅ پس راهش اینه که فرمولهای چاقی ذهنی رو شناسایی کنیم و جاش فرمولهای لاغری رو بنویسیم.
آرومآروم، با تمرین، با آگاهی، با تصویرسازی مثبت، مغز رو قانع کنیم که:
لاغر شدن نهتنها ممکنه، بلکه آسونتر از چاق شدنه! ✨💪
🧠 سیستم عملکرد ذهن
شاید این سؤال تو ذهنت باشه:
«اگه ذهنم انقدر قدرتمنده، پس چرا وقتی تصمیم میگیرم لاغر بشم، چند روز بیشتر دوام نمیارم؟!» 🤷♀️
جواب سادهست…
ذهن ما ذاتاً دنبال آسونی، راحتی و لذته. 😌🍫
هر کاری که یهذره سخت باشه یا حس زجر و محدودیت بده، ذهن فوراً باهاش مخالفت میکنه!
برای همین وقتی از خودمون میپرسیم چطور لاغر بشم؟ و بعد میریم سراغ رژیمهای سخت، ورزشهای سنگین، گرسنگی دادن به خود و حذف غذاهای مورد علاقهمون…
ذهن میگه: ❌ نه! نمیخوام این راهو برم!
ذهن ما مثل یه کودک لوس ولی باهوشه! 😅
اگه حس کنه قراره اذیت شه، سریع قهر میکنه و میره سراغ همون الگوهای قبلی: پرخوری، خوردن احساسی، رها کردن رژیم…
برای همینه که بیشتر ماها فقط برای مدت کوتاهی تونستیم وزن کم کنیم و دوباره برگشتیم به خونه اول. چون راهی که انتخاب کرده بودیم، برای ذهن قابلتحمل نبود! 🥲
حالا بیاید منطقی نگاه کنیم…
ما چاق شدن رو بدون سختی تجربه کردیم، درسته؟
یعنی بدون رژیم گرفتن، بدون حسابوکتاب غذا، بدون درد کشیدن… چاق شدیم!
پس چرا فکر میکنیم لاغر شدن باید با سختی و زجر باشه؟! 🤔
اگه واقعا دنبال جواب درست برای چطور لاغر بشم؟ هستیم، باید روشی رو انتخاب کنیم که برای ذهنمون لذتبخش، آسون و طبیعی باشه.
و فقط یه روش این ویژگیها رو داره:
لاغری با ذهن 🧠💖

✅ تصمیم صحیح برای لاغر شدن
تا وقتی مسیر لاغر شدنت با رنج، زور و تحمل همراهه، بدون که هنوز پاسخ درستی برای چطور لاغر بشم؟ پیدا نکردی 😓
چون ذهن ما همیشه دنبال راه آسونه.
وقتی لاغر شدن براش یعنی گرسنگی، حذف غذاهای مورد علاقه 🍕، ساعتها ورزش سنگین 🏋️♀️ و حس محرومیت…
خیلی ساده میگه: «نه عزیزم، این راه من نیست!» 🚫
در عوض، چی کار میکنه؟
دوباره تو رو میبره به سمت همون رفتارهای قبلی؛ چون اونا راحتتر بودن، شناختهشدهتر بودن و براش امنتر.
پس اگه واقعاً میخوای جواب سؤال “چطور لاغر بشم؟” رو پیدا کنی، باید اول ذهن رو همراه خودت کنی؛
و این فقط وقتی ممکنه که راه لاغر شدنت آسون، لذتبخش و طبیعی باشه. ✨🌿
💡 و این دقیقاً همون چیزیه که روش لاغری با ذهن بهت میده.
اینجا خبری از رژیم، حذف قند، یا ورزش اجباری نیست.
بلکه قراره یاد بگیری چطور ذهن رو آموزش بدی تا خودش راه لاغر شدن رو انتخاب کنه.
دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین طراحی شده؛ تا تو با آموزشهایی ساده، تصویرسازیهای ذهنی 🎨، و تمرینهای سبک و روزمره،
ذهن خودت رو قانع کنی که: «لاغر شدن آسونتر و لذتبخشتر از چاق شدنه!»
و وقتی ذهن اینو باور کنه… لاغری، خودبهخود اتفاق میافته! 🌈🧘♀️
✍️ تمرین آموزشی | 📌 پاسخ به سوال مهم: چطور لاغر بشم؟
تمرینات ذهنی به ما کمک میکنن تا از باورهای اشتباه و فکرهای قدیمی مثل “فقط با رژیم لاغر میشم” یا “لاغری سخته” عبور کنیم و به آگاهی درونی برسیم. ✨
با نوشتن تجربههات، ذهن شروع میکنه به پالایش، و هر چه بیشتر درباره چطور لاغر بشم بنویسی، مسیر روشنتر و انگیزههات قویتر میشن. 🚀
📚 سوالات تمرینی امروز:
- 📝 تجربهات از شروع با ذوق روشهای مختلف لاغری چی بوده؟
- 🥺 آیا تا حالا بعد از شروع رژیم یا ورزش، انگیزهات رو از دست دادی؟ چه حسی داشتی؟
- 🤔 فکر میکنی چرا بعد از مدتی، ذوق و شوقمون در روشهای مختلف لاغری کم میشه؟
- 🔥 از تجربهات در پیگیری بلندمدت موضوعات دیگه در زندگی بنویس؛ چی باعث شد ادامهش بدی؟
- 💖 توی مسیر لاغری با ذهن، چه چیزی باعث شده هنوز با شوق ادامه بدی؟
🗣️ حالا نوبت توئه که دست به قلم بشی!👇
پاسخهات رو توی بخش نظرات بنویس و اگه تمرین خاصی به ذهنت رسید که بهت کمک میکنه بهتر بفهمی چطور لاغر بشم، حتماً با ما به اشتراک بذار. 💬💡
منتظریم تا از تجربهها، احساسات و آگاهیهای تازهت بشنویم. تو میتونی به خودت و دیگران کمک کنی! 🌟🫶
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.05 از 58 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خداوند صبورم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
حل تمرینات چطور لاغر بشوم ؟
به نام خداوند پاینده ام
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
چطور لاغر بشویم ؟
همیشه دیده ایم که وقتی چیز جدید یا کار جدیدی به روند روتین زندگیمان افزوده میشود دچار یک شور و شوق عجیبی نسیت به آن مطلب میشویم ،ولی بعد از مدتی دیگر از آن اشتیاق خبری نیست و همه چیز برای ما مثل قبل عادی و روتین میشود
مثلا وقتی یک لباس جدید میخریم کلی ذوق و شوق داریم مراقبیم که خراب نشود ،هر جایی آن را نمیپوشیم و کلی در شست و شو و نگهداری اش با دقت عمل میکنیم.
اما بعد از مدتی آن لباس هم مثل سایر لباسهایمان میشود و حالا آن لباس صرفا فقط یک لباس است و ما برای حفظ آن تلاش خاصی انجام نمیدهیم و بعد مدتی لباس را کلا از چرخه پوشاکمان خارج میکنیم .
من هم در طی دوره رایگان و یا حتی دوره ی غیر رایگان تعجب کردم که چرا بعضیها با ذوق و شوق شروع کرده اند و آرام آرام هدفشان را فراموش کرده اند و تمریناتشان را به خوبی گذشته انجام نمیدهند ؛
دنبال دلیل و چرایی آن بودم .
چون من یک اخلاقی دارم همیشه در مسیر اهدافم ،نگاه به دیگران میکنم و رفتارهای آنها را تجزیه و تحلیل میکنم تا خودم دچار آن اشتباه نشوم .
البته این طرز تفکر و نگرش من است و شاید تمام موارد شامل حال یک نفر نباشد ،من قصد قضاوت یا توهین به دیگران را ندارم اینها مواردی است که من گمان کردم سبب مشکل شود برای خودم و تلاش کردم آنها را انجام ندهم .فقط طرز تفکر من است.
در این واکاوی من متوجه شدم که :
داشتن هیجان ابتدایی
دوستانی که ابتدا با ذوق و اشتیاق قدم در مسیر یادگیری اصول ذهنی گذاشته اند ،چون از روشهای قبلی لاغری و سختی و رنج آن ها و چاقی خود به ستوه آمده بودند .
دنبال هر روزنه امید بخشی بودند تا لاغر شوند و چون از سختی بیزار بودند در ابتدا با شنیدن اینکه در مسیر تناسب فکری خبری از سختی و محدودیت و رژیم و ورزش نیست کنجکاو و مشتاق به حرکت شدند .(خودم هم ابتدا با هیجان و اشتیاق شروع کردم ،چون دیگر تحمل روشهای لاغری و چاقی خودم را نداشتم .)
امتحان کردن مسیر لاغری با ذهن
آنها گفتند حالا ببینیم چه میشود؟!!!!!!!!!!!!ما که همه راهها را رفته ایم ببینیم این روش چقدر و چه زمانی ما را لاغر میکند. (خود من به قصد امتحان نیامدم بلکه میدانستم مشکل من ریشه در مغزم دارد و از همان ابتدا ایمان آوردم و زمانی که استاد فرمودند ورزش و رژیم را کنار بگذارید کاملا عمل کردم و حتی قرص لاغری که خریده بودم را مصرف نکردم و با نام خدا شروع کردم به عمل به آموزشها)
وجود باورهای منفی نسبت به لاغری
آنها به مرور که جلوتر آمدند، چون باورها و اطلاعات ذهنیشان درباره لاغری تغییر نکرده بود، نمیتوانستند بپذیرند که بدون انجام کارهای فیزیکی بتوان لاغر شد و لاغر شدن را مصادف میدانستند با نخوردن و تحرک و بر همان باورهای منفی گذشته خود پافشاری داشتند .بعضا عده ای از خودشان سبک و رژیم اختراع میکردند و یا فکر میکردند در این روش با کنترل ذهن و هیپنوتیزم دیگر نباید غذا بخورند و در همین فایل چیز عجیبی در کامنتها خواندم که دوست عزیزی نوشته بودند من ۲۴ ساعت به ۲۴ ساعت گرسنه نمیشوم و نمیخورم .چی بگم شاخ درآرودم مسیر ذهنی اصلا این چیزها نیست (خودم اعتماد کامل کردم به این مسیر هر چند گاهی دچار نا امیدی بخاطر وجود باورهای منفی میشدم اما ادامه میدادم و به مرور آن مشکلاتم هم رفع شدند،از خودم سبک و رژیم اختراع نکردم و واقعا لاغری را زندگی کردم مثل یک شخص متناسب.گاهی هم پرخوری کرده ام اما وا ندادم و ادامه دادم)
یک باور منفی دیگر این است که آنها گمان میکنند از دوره های رایگان نمیتوان نتیجه گرفت
باور دارند،چیزی که راحت بدست می آید ارزشی ندارد و این باعث میشود موقعیتهای خوب را از دست بدهند.(اما خود من با همین دوره های رایگان کلی نتایج بی نظیر کسب کرده ام)
توجه به چاقی موجود
آن دسته از دوستان باز هم ادامه دادند و چند وقتی گذشت اما دیدند لاغر که نشده اند هیچ ؛چاقتر هم شده اند و گفتند بی خیال خودمان را گذاشته ایم سر کار و این روش جواب نمیدهد یا حداقل ما بلد نبودیم و جواب نگرفتیم و نا امید شدندو رها کردند . (من هم لاغر نشده ام اما همچنان با عشق ادامه میدهم و یقین دارم تا ذهنم متناسب نشود جسم متناسب فایده ای ندارد این روش نیاز به اراده یا تخصص خاصی ندارد فقط کافیست دل بدهیم و بمانیم و لذت ببریم )
کمالگرایی
راستش این کمالگرایی پدر ما انسانها را در آورده است .
این دوستان بخاطر کمالگرایی که داشتند و دلشان میخواست در کوتاهترین زمان بهترین نتیجه را بگیرند و یا اینکه چون به خودشان و قدرتهای درونیشان و خدای مهربان ایمان کافی نداشتند لاغر شدن را سخت میدانستند و مدام کار کردن روی فایلها را به زمان دیگری موکول میکردند
آنها بدلیل همان کمالگرایی چون دوست دارند همه کارها به نحو احسن انجام شود کار را متوقف میکردند و انجام تمریناتشان را پشت گوش می انداختند ،آنها متوجه ارزش و اهمیت استمرار در رسیدن به هدف نیستند؛
یا شاید اصلا هدف لاغری آنقدر ها هم برایشان حائز اهمیت نیست . مثلا کلی بهانه که :”الان بیمارم،امروز احساسم خوب نیست استاد گفتند با احساس خوب انجام دهم،مهمان دارم،مسافرت هستم و………به راحتی آنها را از ادامه تمرینات باز می دارد .
(من به جای کمالگرایی در مسیر تناسب فکری به جریان تکامل خودم توجه می کنم و به تغییرات ریز و درشتی که در افکار و احساسات و به طبع آنها در رفتارم بوجود آمده تمرکز می کنم .
آیا من همان مصی قبل از شروع دوره هستم؟
خیر من بسیار بسیار تغییرات فوق العاده و مثبتی داشته ام این تغییرات حتی در نوشته های من هم مشخص است وقتی نوشته های اوایل دوره را میخوانم متوجه میشوم چقدر تغییرات داشته ام
من کسی بودم که به پوچی رسیده بودم و هر روز دلم میخواست بمیرم و خلاص شوم از زندگی ؛اما به شکر خداوند هدایتگرم و استاد خردمندم الان با چنان عشق و اشتیاقی بیدار میشوم و روز را به شب میکنم که کلی وقت برای اهدافم کم می آورم سرشار از زندگی و دوست داشتن شده ام .
آرامش عجیبی دارم و از تک تک لحظاتم لذت میبرم
گذشته را رها کردم و کاملا در زمان حال زندگی میکنم و آینده رویایی خودم را تصور میکنم.
قدرت کنترل ورودی های زندگی ام دست من است
قدرت انتخاب با من است
برای خوش آمد دیگران خودم را قربانی نمیکنم
اینها فقط تعدادی از دست آوردهای زیبای من است
حالا در جنبه لاغری هم کلی دستاورد زیبا دارم مثلا:
ترسم از خوردن موادغذایی رفع شده دیگر تفکیک و کالری شماری ندارم از هر نعمتی که خداوند بخشنده ام خلق کرده برایم به اندازه نیاز جسم زیبایم میخورم و لذت میبرم و خداوندم را شکر میکنم )
ورودی های منفی
آن دوستان توانایی بستن ورودی های منفی را نداشتند و غرق در روزمرگی شده بودند و آنقدر افکار مزاحم و پریشان سر راهشان می آمد که حتی گوش دادن به فایلها هم نمیتوانست دردی از آنها دوا کند .
یا درگیر مسایل و مشکلات اجتماعی و پیگیری حوادث و بحرانهای جهان و خانواده و دوستان بودند و یا حتی مسائل سطحی تر که حامل کلی ورودی منفی ذهنی و احساسی است آنها را دچار چالش و توقف میکند.
مثلا :”به جای تمرینات میگویند بزار اول یه زنگ بزنم خواهرم بعد تمرینات و انجام بدم “
حالا با همان یک تلفن ذهنش پر میشود از افکار و اطلاعات و تمرکزش از هدف پرت میشود
دقت کردم دیدم در بیشتر تماسهای تلفنی یا گفتگوهای احوالپرسی روزانه، ما خودمان اصلا مرض داریم و طبق عادات اشتباه وارد یک سری مکالمات اشتباه میشویم و کلی ورودی منفی برای خودمان بوجود می آوریم
چطور ؟
مثلا در مکالمه اولیه میگوییم:
“سلام حالت خوبه ؟
سلامتی؟
چه خبر؟
رو به راهی؟”
کافیست شخص مخاطب حالش خوب نباشد ،رو به راه نباشد و شروع کند به شکایت و نالیدن و کلی احساس و فکر منفی در ما بوجود آورد
واقعا مگر مرض داریم که چنین مدلی احوالپرسی کنیم
همین یک تلفن یا گفتگوی کوتاه منجر میشود به کلی حال بد و تازه بعدش کلی به آن فرد و مشکلاتش فکر میکنیم و غصه میخوریم دیگر به کنار .
باید سعی کنیم حتی گفتگوهای اشتباهمان را هم کنترل کنیم تا ورودی های منفی را جذب نکنیم .
(من تمام ورودی های منفی ام را بسته ام ،اخبار و حوادث را دنبال نمیکنم ،ارتباطات من با دیگران محدود شده به احوالپرسی سبک خودم ،زمانهای هرز ندارم و بیشتر دنبال کسب دانش در زمینه اصول ذهنی هستم و با بودن در سایت و یا خواندن مقالات و کتابهای زیبا زمانم را پر میکنم )
و اما
من هر روز یک قدم با تمرکز برمیدارم و میدانم باید استمرار داشته باشم و میدانم افکار و باورهایم در حال اصلاح شدن هستند .همچنین فرکانس و مدارهای زندگی ام در حال ارتقا و پیشرفت صعودی هستند .
ذوق و اشتیاق من در ادامه مسیر از درونم میاد و ربطی به مسائل فیزیکی پیرامونم نداره .
چاقی موجود نمیتونه دلیل کم شدن انگیزه من بشه چون من تمام توجه و تمرکزم بر تغییرات درونی ام است و از این تغییرات بسیار بسیار لذت میبرم
پروردگارا سپاسگزارم برای نعمت زندگی که امروز دوباره به من عنایت کردی
پروردگارا دوستت دارم و تنها از تو یاری میجویم.
الهی به امید تو
سلام استاد صبح شما بخیر و شادی
خدایا شکرت که درتاریخ ۱۴۰۲/۰۶/۱۸ توانستم گام ۸۲چطور لاغر بشوم با رنج یا آسانی را گوش بدهم
استاد من به مدت ۵ ماه است که دراین سایت هستم و خیلی از فرمولهای اشتباه ذهنی خودم را با راهنمایی شما کشف کردم .
عادتهایی که درمن تغییر کرده میل به خوردن شیرینی درمن خیلی کمتر شده به حدیکه اگر قبلا شعله زرد درمنزل من بود من خودم همه را میخوردم ولی از اربعین یک ظرف دریخچال بود که کسی نخورد و من آن را به خانه ی مادرم بردم . و یا همیشه من وقتی درب یخچال را بازمیکردم به بعضی از مرباها ناخنک میزدم الان این کاررا نمیکنم . قبلا من غذا میخوردم تا شکمم درد بگیره الان احساس سیری را بعضی از مواقع دریافت میکنم . با اینکه اصلا خودم را وزن نمیکنم میدانم خیلی سبک تر شدم چند روز پیش در خیابان مجبور شدم از پل عابر پیاده بروم دربالارفتن نفس زدن و احساس سنگینی نداشتم و بدون ایستادن و نفس گرفتن کل پله ها را بالا رفتم وقتی روی پل رسیدم خیلی احساس شادی کردم و از خدای خودم سپاسگزار که متناسب شدم درروی پل استاد خیلی شما را دعا کردم شب جمعه بود و نزدیک امامزاده نصراالله خیلی استاد شما را دعا کردم و گفتم خدایا ممنون که من را به سایت اقای عطاری روشن هدایت کردی همانطورکه دل ما افراد چاق را شاد میکنند و احساس ما خوب میشود دل خود و خانواده اش را شاد کن و سلامتی به ایشان عنایت بفرما
استاد یک سوال ؟ تمریناتی که شما و دوستان میگویند چه تمریناتی است ؟ جواب دادن به سوالات آخر هر فایل ، تمرین گفته میشود یا خیر ممنون من را راهنمایی بفرمایید
تجربه شما از شروع با ذوق و اشتیاق روش های مختلف لاغری را شرح دهید؟ در ابتدا با ذوق و شوق ادامه میدادیم و چون سختی داشت و اگر نتیجه مطلوب نمیگرفتیم آن رارها میکردیم
سلام و درود
خوشحالم احساس بهتری داری😊
تمام افکاری که با دیدن هر ویدیوی آموزشی در ذهن شما مرور می شه
تمام لحظاتی که مشغول دیدن و فکر کردن برای پاسخ به سوالات یا نوشتن درباره هر جلسه اموزشی هستید دقیقا دارید تمرین انجام میدی
سعی کنید در پاسخ به سوالات شرح بیشتری بدید
در مورد سوال آخر هر جلسه که باید از محتوای ویدیویی تمرین درست کنید باید توجه کنید در ویدیو چه چیزی گفته میشه و چطور باید بهش عمل کنید. در دوره های آموزشی سبک تمرینات تفاوت دارد.
سلام و درود .
لاغر شدن آسان را انتخاب می کنم .
من عادات چاق کننده ام رو مینویسم . بعد رفتارهای جایگزین رو هم مینویسم . بعد تمرین می کنم تا بتونم این رفتارهای جدید رو جایگزین کنم .
من در دوره تغییر عادت خیلی خوب عمل کردم ولی چون دوره خیلی کوتاه بود بعد از تمام شدن دوره دوباره هم تکرارش کردم ولی باز هم نیاز به تکرار داشت چون عادتهای جدید رو دو تا ۱۷ روز تکرار کردم یعنی ۳۴ روز و ۳۴ روز در مقابل سالها تکرار عادت چاق کننده زمان کمیه و من بعد از پایان دوره عادات جدیدم رو دیگه تکرار نکردم .
اما الان که به پایان این دوره دارم نزدیک میشم دارم میبینم ذهنم داره میپذیره که خودش هگعادات جدید ایجاد کنه . یعنی فقط من نیستم که دوست دارم عادات جدید ایجاد کنم . ذهنمم با من موافقت کرده .
چون من واقعا رنج چاقی رو چشیدم .
چاقی برای من اولش آسون بود لدتبخش و ساده بود ولی وقتی جسمم چاق شد دیگه چاقی برام آسون نبود . چاقی برام زجر اور شد . پرخوری برام زجر اور شد .
شاید من هنوز خیلی به طور جدی با اسیبهای جسمی پرخوری روبرو نشدم که البته اگه فکر کنم دارم ولی بیشتر از جسمم این روح و روانمه که از پرخوری دچار آسیب شده .
من واقعا زجر روحی کشیدم . اما وقتی رفتارهای متناسب کننده و آرامش ذهنم رو دیدم خب دیدم این متعادل خوردنه چقدر درون من رو آروم کرده . البته متعادل با جسمم غذا خوردن . یعنی الگوی فکریم از زمان دوره ی من این و نخوردم تغییر کرد و نیاز جسممو فهمیدم .
خوردن بر اساس نیاز جسم عادت جدیدی بود که من اون رو ایجاد کردم و به من آرامش روحی و روانی زیادی داد و البته سبک شدن جسمم هم خیلی بهم حال میداد حتی ۳ کیلو هم وزن کم کردم . البته دیگه بعد از اون نکشیدم ولی تاثیر گزار بودن چالش تغییر عادت رو در ۳۴ روز دیدم . برای همین تصمیم دارم چنین تمریناتی برای خودم بسازم که آسون و راحت باشه .
شاید شما تمریناتی دارید که راحت و آسون باشه و خوردن بر اساس زبان بدن رو برامون راحتتر کرده باشه ولی فعلا که من در این دوره هستم شاید خودم بتونم برای خودم تمریناتی بسازم که در جهت لاغریم باشه تا بهش عادت کنم .
پس اول عادات چاقیم رو مینویسم بعد رفتارهای جایگزین رو .
اولین عادتم اینه هرچی میبینم دلم میخواد بزارم دهنم . این فرمول تو ذهنمه حالا شاید بعضی وقتها انجام ندم ولی معمولا انجام میدم
هرچی میبینم دلم میخواد بخورمش .
دومین عادتم اینه خیلی تند غذا می خورم .
سومین عادتم اینه بعد از خوردن معمولا عذاب وجدان میگیرم تا چندین ساعت . یعنی به خوردنهام فکر می کنم . حالا چه کم چه زیاد چه اندازه فرقی نداره حالا میزان عذاب وجدانش بنا به خوردنم کم و زیاده . اگه کمتر خورده باشم عذاب وجدانم کمه اگه بیشتر خورده باشم عذاب وجدانم زیاده .
چهارمین عادتم اینه بنا به نیاز جسمم غذا نمیخورم بلکه بنا به خوشمزه بودن غذا میخورم.
پنجمین عادتم اینه وقتی به کسی میگم غذا بخور و اون نمیخوره خودم میخورم . این رفتارم به عینه تقلید از مادرمه . یعنی قشنگ میبینم الگوم ایشون بوده .
ششمین عادتم اینه بعد از شام که تو مغازه میخورم وقتی میام خونه هم باز دلم میخواد بخورم و معمولا هم میخورم مگر اینکه بخوام رفتار متناسب انجام بدم ولی به این کار عادت دارم که آخر شب میام خونه دوست دارم بخورم .
هفتمین عادتم دقیقا همینه هر وقت از بیرون میام خونه دوست دارم بخورم و بلافاصله هم میخورم . حالا کم و زیاد فرقی نداره . اینایی که میگم فرمول های ذهنمه که بارها و بارها تکرارشون کردم .
هشتمین عادت چاق کننده ام اینه وقتی سیرم هم میخورم .
نهمین عادت اینه غداهایی که دوست دارم و خیلی زیادتر از حد معمول میخورم .
دهمین عادتم اینه با چایی حتما یه چیز شیرین میخورم .
یازدهم : از هر چی سر سفره باشه دوست دارم شده یه لقمه از هر کدوم بخورم و چون الگوی پرخوری رو هم دارم خب مسلما گاهی این دو فرمول رو با هم اجرا می کنم .
دوازدهم : از چاقیم ناراحت و متنفر میشم .
سیزدهم : بعد از پرخوری از خودم ناراحت و متنفر میشم .
چهاردهم : با پرخوری می جنگم .
پانزدهم : اگه کسی بهم بگه اینو نخور یا کمتر بخور یا متعادل بخور ناراحت میشم . عصبی میشم وقتی کسی در مورد غذام حرفی می زنه و قضاوتم می کنند .
خب من اگه بخوام بازم بنویسم کلی عادت چاق کننده دیگه هم دارم .
ولی اینا خب آشکارتر بودن . مابقی رو خیلی باید دنبالش بگردم . به نظرم اگه شروع کنم و هفته هفته سعی کنم این تمرینات رو انجام بدم و این فرمولها رو در ذهنم تغییر بدم و یک هفته تکرارشون کنم بتونم رفتارهای جدید رو جایگزین کنم .
مسلما آگاهانه رفتار کردن در اول هر عادت به من کمک می کنه تا با انگیزه ی بیشتری ادامه بدم .
وقتی به خودم میگم خودم دارم این تغییرات رو ایجاد می کنم نه شخصی از بیرون خب انگیزه ام بیشتر میشه برای تغییر کردن .
خب حالا برم سراغ رفتارهای جایگزین .
رفتار اول جایگزین عادت اول :
اولین عادتم این بود که هرچی میبینم دلم میخواد بزارم دهنم و بخورمش .
رفتار جایگزین : هر خوردنی میبینی اول فکر کن ببین گرسنه ای دلت قارو قور می کنه یا نه . یکم مکث کن . بهتره این کار رو کنی چشماتو ببند تا ۵ بشمار و از خودت بپرس چقدر گرسنه ای . از ۱ تا ۱۰ در نظر بگیر . اگه گرسنگی از ۱ تا ۵ بود خب گرسنگی شدید نیست اگه از ۵ بیشتر بود میتونی بخوری .
پس رفتار جایگزین برداشتن غذا و گذاشتن در دهان اینه :
چشماتو ببند تا ۵ بشمر . درجه گرسنگی و سیری جسمیتو تشخیص بده از ۱ تا ۵ سیر و از ۵ تا ۱۰ گرسنه . اگه درجه از ۵ بیشتر بود میتونی برداری بخوری تا درجه گرسنگی بیاد زیر ۵ یعنی سیری .
عادت ۲: تند غذا خوردن
رفتار جایگزین عادت دوم : آرام غذا خوردن ، با دست چپ غذا خوردن ، با تمرکز غذا خوردن . نقطه ی سیری رو پیدا کردن . با دست چپ غذا خوردن تمرکزمو روی لقمه ها بیشتر می کنند و جلوی تند غذا خوردنمو میگیره . این رفتار به نظرم تمرین خوبیه برای اینکه عادت کنم آروم غذا بخورم .
عادت ۳ : عذاب وجدان و سرزنش خود بعد از خوردن
رفتار جایگزین : فکر نکردن به رفتار قبلی . فکر نکردن به خوردن . دوباره انگیزه پیدا کردن برای انجام رفتار متناسب کننده بعدی . به فکر روح و روان خود بودن . سپاسگزاری کردن از تک تک لقمه هایی که خوردم .
به نظرم رفتار جایگزین این باشه بعد از خوردن ۱۰ مزیت غذایی که خوردم رو بنویسم و سپاسگزاری کنم تا عادت کنم بعد از خوردن عذاب وجدان نگیرم بلکه سپاسگزاری کنم .
فعلا این ۳ تا رو تمرین می کنم . برای مابقی عاداتم هم رفتار جایگزین و اسان و لذتبخش پیدا می کنم . اون رو تکرار می کنم تا عادت کنم بیشتر از اینا استفاده کنم .
من بیشترین علتی که میخوام تغییر کنم روح و روانمه
دیگه طاقت فشار چاقی رو ندارم . هر چقدرم که حسمو نسبت به چاقی بی تفاوت کنم که فرکانس چاقی ندم میبینم فایده نداره . من از چاق بودنم اعتماد به نفسم گرفته شده . احساس حقارت می کنم . چاقی از من خیلی چیزا گرفته و من با تغییر همین چندتا فرمول کوچیک میخوام روح و روانمو به ارامش برسونم . چاقی مانع آرامش من میشه . اما در مسیر بودن رنج چاقی رو از من کم می کنه و امید و ایمان به لاغری رو در من زیاد می کنه و مهمتر از همه روح و روانم آرومه .
من میخوام تغییر کنم نه به خاطر کسی به خاطر خودم. چون من لایق آرامشم . چون من لایق زندگی در شرایط بهتری هستم . چون من باهوشم . چون من جوونم . چون من توانا هستم . چون من خوشبختم . دیگه نمیخوام چاقی مانع احساس خوشبختیم بشه .میخوام لذتم دائمی بشه .
بیش از اندازه غذا خوردن هیچ لذتی نداره این اندام متناسبه که لذتش ماندگاره . این همه خوردم کدوم لذتش الان با من مونده ؟ اما رنج چاقیه که با منه . من میخوام رنج چاقی رو با لذت لاغری جایگزین کنم .
“به نام خالق یکتا “
درود به همگی ؛
گام هشتاد و دوم : چگونه لاغر شویم ؟ با رنج یا آسانی .
پروردگار مهربانم ، سپاس گوی تو هستم که همیشه یار و یاورم هستی و امروز دوشنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۲ به من کمک کردی تا بتوانم گام هشتاد و دوم را بردارم ، خدایا شکرت .
سوالی که بارها در ذهن افراد چاق و دارای اضافه وزن تکرار و مطرح می شود این است که “ چگونه لاغر شوم ؟ “
نکته قابل توجه در پیدا کردن پاسخ مناسب برای چگونه هایی که در ذهن ما شکل می گیرد این است که ما برای برخی از چگونه های ذهن خود می دانیم که باید آموزش ببینیم به عنوان مثال : اگر این سوال در ذهن ما شکل بگیرد که چگونه نوازنده شوم؟ شاید اولین پاسخی که در ذهن ما شکل می گیرد این باشد که باید در کلاس آموزشی شرکت کنم .اما هر بار که این سوال در ذهن ما شکل گرفته است که چگونه لاغر شوم ؟پاسخ های متفاوتی در ذهن ما ایجاد شده است :
باید برنامه ی رژیم غذایی برای لاغر شدن داشته باشم .
باید ورزش کردن را شروع کنم و در باشگاه ثبت نام کنم .
باید از داروهای چربی سوز استفاده کنم .
باید فعالیت بیشتری داشته باشم تا سوخت و ساز بدنم بیشتر شود .
توجه : چرا برای پاسخ چگونه لاغر شوم ؟ موفقیتی کسب نکرده ایم ؟!!
چون هر بار که به دنبال پاسخ چگونه لاغر شوم ؟ بوده ایم از روش هایی استفاده کرده ایم که لاغر شدن را به ما آموزش نداده اند بلکه سعی و تلاش کرده اند چاقی ما را بر طرف کنند و از آنجایی که مرکز یاد گیری جسم ما مغز است بنابراین تلاش برای یاد دادن لاغری به جسم بی فایده خواهد بود .
همه ی ما در مورد چاق شدن این تجربه را داریم :
قبل از اینکه جسم ما به اضافه وزن مبتلا شود ، انتظار چاقی در ذهن ما شکل گرفته است ، برای ما طبیعی شده است که چاق شویم . این انتظار از طریق شنیدن حرف اطرافیان و یاد گیری رفتارها و عادت های دیگران صورت گرفته است . سپس انتظار چاقی به دستورالعمل های مغزی تبدیل شده و در مغز ما ذخیره شده است و ما بر اساس دستورات مغزی رفتارمان تغییر کرده است و نتیجه ی این پروسه در مدت زمانی چند ماهه یا حتی چند ساله اضافه وزن شده است .
اگر به پروسه ی چاق شدن خود توجه کنید به وضوح به این
اطمینان می رسید که ابتدا احساس چاق شدن ، نگرانی از چاق شدن ، انتظار چاق شدن در ذهن ما شکل گرفته است و بعد از مدتی چاقی را در جسم خود تجربه کرده ایم.
نکته : از تجربه چاق شدن برای لاغر شدن استفاده کنیم .
بنابراین اگر با این سوال در ذهن خود مواجه شده ایم که چگونه لاغر شویم ؟ باید بدانیم که فقط از طریق یادگیری لاغری می توانیم لاغر شویم .هیچ طریق دیگری برای لاغر شدن ساده و دائمی وجود ندارد.
باید روشی را انتخاب کنیم که برای ذهن ما ساده ، لذت بخش و آسان باشد .لاغری با ذهن تنها روشی است که تمام ویژگی های مورد علاقه ی ذهن را دارا می باشد .
نکته : ذهن ما به شدت با رنج کشیدن مخالف است و انجام هر کاری که با سختی و رنج توام باشد را نمی پذیرد و آنقدر مقاومت می کند تا ما را از انجام دادن آن منصرف کند.
دوستان عزیز ما باید توجه داشته باشیم که اضافه وزن و چاقی ما با درد و رنج و سختی به وجود نیامده است بلکه کاملا راحت ،آسان و لذت بخش بوده است پس ما باید روشی را برای تناسب اندام و لاغری انتخاب کنیم که راحت ،آسان و لذت بخش باشد نه سخت و رنج آور .
با توجه به گفته های استاد در فایل تصویری من به درک و آگاهی خوبی دست پیدا کردم .در این فایل به این نکته آگاه شدم که تمامی فرمول های ذهنی و مغزی ما کم کم و آرام آرام با تکرار و استمرار مداوم و همیشگی و زمان لازم ،در ذهن ما و مغز ما به وجود آمده اند و ثبت شده اند و سپس به رفتارهای تکرار شونده ی ما یا همان عادت های ما تبدیل شده اند و ما هم باز با تکرار هر چه بیشتر آنها وضعیت کنونی را برای خود رقم زده ایم یعنی مغز و ذهن ما اینگونه توسط خود ما برنامه ریزی می شود و بر حسب همان برنامه ها عمل می کند پس ما نباید در مسیر لاغری با ذهن با چند بار تکرار کردن و مدت کوتاهی که در مسیر هستیم از نتیجه نگرفتن خود دلسرد و نا امید بشویم چون جایگزینی فرمول های جدید و ثبت آن در ذهن و مغز ما نیاز به زمان دارد و احتیاج به تکرار بسیار و استمرار زیاد .ما با تکرار و استمرار زیاد و هر روز یک گام یک گام بر داشتن در مسیر لاغری با ذهن می توانیم آرام آرام این فرمول های صحیح و جدید را در ذهن و مغز خود ثبت کنیم و در نتیجه ی آن رفتارها و عادت های جدید ما شکل خواهد گرفت و بالاخره به تناسب اندام مورد نظر خود خواهیم رسید.
نکته ی قابل توجه و خوشحال کننده ای که وجود دارد این است که ذهن و مغز ما این قابلیت را دارند که هر چند بار که بخواهیم می توانیم آنها را از نو برنامه ریزی کنیم تا بر اساس همان برنامه ریزی ما عمل کنند تنها کافی است ما فرمول ها و باور های صحیح و لاغر کننده را یکی یکی و بدون هیچ عجله ای در ذهن خود بارور کنیم و با تکرار و استمرار بسیار آنها در مغز و ذهن خود برای همیشه ثبت کنیم.
اگر ذهن و مغز ما درباره ی چیزی برنامه ریزی بشود حتی با تغییر آن برنامه باز هم تا مدت ها همان برنامه ی قبلی خود را انجام می دهد .استاد مثال خوب صفحه کلید خود را بیان کردند و من می خواهم مثال خود را بیان کنم : در منزل پدر شوهرم در یکی از اتاق ها بر روی طاقچه یک ساعت قدیمی قرار داشت که در این چند سال که من عروس آنها هستم هر وقت می خواستم ببینم ساعت چند است به همان قسمت نگاه می کردم و ساعت را می دیدم اما چند وقتی است که آن ساعت را از آن قسمت بر داشته اند و من با وجود اینکه میدانم دیگر در آن جا ساعتی وجود ندارد اما با گذشت چند ماه باز هم برای دیدن وقت و زمان به همان نقطه توجه می کنم و این نشان واضحی است که ذهن ما تا مدت ها کاری را که قبلا بارها و بارها انجام داده است را به راحتی فراموش نمی کند و احتیاج به زمان و تکرار دارد .
بیایید همچنان با شور و شوق در مسیر زیبا و لذت بخش لاغری با ذهن بمانیم و با تمرین و تکرار و استمرار به آنچه که می خواهیم برسیم ، انشاالله.
“یا حق ”
نشان های دریافت شده
سلام اقا عطار روشن وهمسیران
چگونه لاغر شویم
برای چاقی اول گلی اموزش دیدیم از شنیدهها دودیها یا گرفتیم بعد به مرور عادت بهش اضافه شد ودر مرحله بعدی از عادتها لذت بردبم با تکرار عادتها در دفعات زیاد اضافه وزن پیدا کردیم به مرور م دنبال ا جاره گشتیم چندین مدل رژیم جندین مدل ورزش چندین مدل دمنوش هی تکر ارکردیم به این امید لاغرشدن ابنجا دیگه ترس از چافتر هم بهش اضافه شد چون با هر با شکست از هر رژیمی باوره ابنکه برکشت چاقی بیشترخواهد بود ودر نتیجه هرچه تلاش کردیم برای لاغری محو شد تازه مقداری به کم کردمون اضافه شد وبرکشت چاقی بیشتری هم داشتیم در صورتی که برای همین وزن ما زمان بیشتری کشیده بود تا به این وزن برسیم ولی با رژیم برگست وزن چندین سال به چند ماه ویا کمتر از ماه هم کشید تازه با گذشت سن دوباره چندین مشکل به چاقی اضافه وان مریضهای که همش بخاطر چاقی بود انواع نریضی که ریشش جاقبود وبس
جون ذهن ما از سختی گشیدن لذت نمیبره وکاری کار ذهن ازش لذت نبره وتوس سختی باسه قبول نمی کنه وبخاطر وهمین کل هر رزیم = شکست بود
سالهی زیاد در پی راه حل بودم برای داشتن یی هنر باید اول اون هنر رو یاد گرفت وبعد با تکرارش تو اون زمینه ادم موفق
بشیم
فشا ر جاقی که هن برجسم وهم بر ذهن بود با دیدن افردا لاغر به خودمون گفتم چطور لاغر شیم
کاری که ما برای چاقی انجام دادیم در حقیقت ما هنر جاق شدن رو درست کامل بی نقض یاد گرفتبم از عر حسهایخود باقدرت زیاداستفاده کردیم وچاقیرو درست کامل اموزش دیدم بعدتبدیل به رفتا وبعداز اون به عمل کردن به اون رفتارها وتکرار هزار با این رفتارها در ذهن فرمول چاقی درست شد
به مرو طیسالیانزیاد بر تعداد ابن فرمولهایاضافه شد وگسترش پیدا کرد کار به جای رسید که دیگه ترس ونگرانی که ازاین هم چافترخوام شد پیجاره ودرمانده جطورلاغر شم درما بوحود امد تا با مسیر لاغریی با ذهن رسیدیم اموزش دیدیم تو هر مرحله داریم یاد میگیریم وکم کم از مشکلات که خودمون بوحود اوردیم مرحله به مرحله داریم کم نیکنیم تو این زمان نشه فرمولهای ذهنی که طی سالیان زیاد در ما شکل گرفته روعوض کنیم این کار بیهوده هست ما باید فرمول جدید درست کنیم با استفاده ازفرمولهای حدید وکمتر کارکردن با فرمو لهای قبلی ا ول در رفتاروبعد درعادتها ماتغییربوحود میاد با تکراراین عادتهی صحیح دیگه کمتر سراغ فرمولهاز چاقی نمیریم یا کمتر میریم درنتیحه دراستمرا داشتن به نتیحه میرسیم تغییر فرمولهای ذهنی زمان زیادی کار دارا با تکرار واستمرا وازمون وخطا درست میشه فقط به خودمون زمان بدیم کار کنیم تلاش کنیم وبه خودمون وفت بدبم با تکرار اگاهی جدید ودرست رفتارکردن به نتبجه که للاغریی هست مرسیم انسالله
خدا پست وپتها هتون یاحق حق نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام روزتون پر از خیر وبرکت باشه اقای عطارن وهمسیران
وفتی تو خونه ما یی جابجایی داریم وسایل کوتی کابیت رو عوض می گنیم وفتی میخوامیم وسیا رو پیدا کنیم اول پیش فرض جای قبلی هست باره اشتباهخواهیم واشت تا اکن وسیله جا بجایی رو پیدا کنیم برای تغییر کوچک ما باید زمام بدیم تا جای جدید به خاطر بسپاریم
تو ساخنمان هم و تغییر وجبجای وسایل اتاق هم مسئلهرو داریم بارها باید حی استباهی بریم وبرگشت داشته باشیم تاذهن این جابجای رو به ذهن به خاطر بسپاره ولی مااحساسمیکنیمبا شروع دوره تو زمام کم پا قادر هستیم که فرمولهای ذهنی که طی سالهای در ذهن پا ذخیره شدهاند رک تو زمان کم تغییر بدیماین امکان نداره تا یاد گیری فرمول جدیدوتکرار اون زمان میخواهد تاد ذهن جای برای خودش پیدا کنه
فرومولهای چاقی سالها تکرار داشتیم چطور انتظار داریم تو زمان کم کاملا عوض بشن
من اموزش دیدن تازدارم یی سری فرمول جدید دارم درست میکنیم با تکرار این فرمولهای جدید در رفتار کردن وعمل کردن با این فرمولاهی جدید بعد مرحله لاغریی بعدازاستفاده ازفرمول جدید به دست میاد پس استمرا میخواهد تاعادت سالیان رو هم تغییر وهم عمل کنیم
با دیدن یی مدت کوتاه فایل چطور کار سالیان رو تغییر بدیم
باید ارارم واستمرا داشتن تو یادگیری وتگرار وتکرار د یاد گیری واحرای کردن اموزشاه یاد گرفته کم کم در ما تغییر ایجا شده
ذهن ناخداگاه واصلا قبول نداره وفتی رژیم میگرفتم تا لاغر بشیم این ما بودیم که میخواستیم به زور جسمون لاغر کنیم کاری به ذهن ودستوراتش نداشتیم بدای هر اموزش مرحله اول یا گیری هست ولی چرا در مورد لاغریب هیچ اموزش نگرفته به اجبار فقط راه حل لاغریی سریع در زمان کم ونتیجه سریع رو میپسندیم دم نوش وارویی لاغریی وحتی عمل که ازهمه خطرناکتر هست رو انجاممیدیم بجای کارکردن واموزش روی ذهن ویادگیری درست فقط فشار رو به جسم میاریم که لاغریی به هر بهای صورت بگیره
با تکرار ارام ارام واستمرا در انجام یواش یواش فرمولهایجدید جایگزین فرمولهای اشتباه میشه شاید بعضی زمان مادوباره برگست عادت هارو داشته باشیم این طبیعی هست نباید مایوس وناامید بشیم تومسیر باشیم ادامه بدیم کم کم درست میشه ما با روش لذت بخش وارامش به نتیجه میرسیدم تا با روش سخت وخسته کننده ذهن روش سخت رو نمپزیره وبرکست چاقی خواهیم داشت ولاغریز اتفاق نمی افته
هرچقدر زمان دیدن فایل وگوش کردن ونوشتن دیگاه بیشتر باشه وخندن دیگاه دیگران بیشترباشه یواس یواش اشتباه تو رفنارهم کم میشه اگه اشتباهی شد با تکرا درست میشه
ما برای چاقی هنیشه تو فضای اموزش وتکرار چاقی قرا داشتیم برای لاغریی همچین محیطی در دست ما نیست نیز باید همین کار رو دشته باشیم هر چقدر د رسایت درمان بزاریم لاغریی رو حتما به دست میاریم
با بودن در سایت محیط قرار گرفتن رو عوض کردیم بس نتیجه بهتری میگیریم
سلامی دوباره استاد.
چقدررررررررر مطلب به موقع و عالی بود اینقدر لذت بردم که اشتیاقم برای ادامه دادن چندین برابر شد.
من هم الان که فکر کردم یک موضوع خیلی شدید توی ضمیر ناخودآگاهم تاثیر گذاشته که چندین مرتبه اومدم تغییرش بدم باز حوصله ام نشده و برگشتم به تغییر و عادت قبلی حالا چی هست این موضوع من سال ۸۸ که یه گوشی ساده برای اولین بار دستم گرفتم اومدم منوی گوشیم را از فارسی به انگلیسی تغییر دادم چون که داداشم هوش زیادی در یادگیری زبان خارجه داشت و از من هم کوچکتر بود و میخواستم منم مثل داداشم همیشه زبان رو یاد بگیرم و اولش خیلی برام سخت بود تا حدی که نمیتونستم باهاش کار کنم و هی فارسیش میکردم تا اینکه دانشگاه قبول شدم و گوشیم رو عوض کردم و یک مدل بالاتر گرفتم سال ۹۰ بود و هنوز گوشی لمسی توی مغازه ها اینقدر زیاد نبود و من دوباره برای کلاس گذاشتن منوی گوشیم را انگلیسی کردم و دیگه تغییرش ندادم که ندادم تا همین الان کاملا ۱۱ ساله که منوی گوشی های من اصلا فارسی نبوده و وقتی گوشی همسرم مادرم یا اطرافیان رو میگرفتم باهاش کاری انجام بدم طبق عادت گوشی خودم دکمه برگشت را روی گزینه های چپ میزدم و خودم خندم میگرفت که چطور منه فارسی زبان ایرانی اینقدر وابسته به کیبورد و منوی انگلیسی شدم که گوشی با منوی فارسی دست میگیرم اشتباه میکنم باهاش کار کنم و وقتی منوی گوشی خودمو فارسی میکنم حس میکنم فرم گوشیم کلا عوض شده و با دیدن این کلیپ عالی از شما خواستم یک چالش با خودم داشته باشم و الان منوی گوشیم را به فارسی تبدیل کردم که با تکرار و عادت های جدید ببینیم چقدر موفق هستم و این باور من قوی تر بشه که وقتی میتونی تغییرات جدیدی به ذهن ناخودآگاهت بدی یکی از اون موضوع ها لاغری هست که عادات و تغییرات خوردن هم یک چالش خوب هست برای تناسب اندام درسته ۴ ماهه که در این مسیر هستم اما بازم ذهن من پر از خطاهای زیاد هست که باید تلاش کنم و برنامه جدید به ذهنم بدم و با فرمول های جدید به اون تناسبی که میخواهم برسم.استاد مثال هایی که میزنید واقعا عالی هستن خیلی مفهومی و نکته ای هستن و واقعا تاثیر خوبی دارن بسیار سپاسگزارم.
نشان های دریافت شده
سلام .
چقدر این مطلب عالی بود .
سوال : چگونه لاغر شوم ؟
پاسخ : لاغری را یاد بگیرم لاغر میشوم .
روش لاغر شدنی من را لاغر می کند که ساده تر ، لذتبخشتر و آسانتر از چاق شدن باشد .
لاعری با ذهن تنها روشی است که ساده تر و لذتبخش تر و آسانتر از چاق شدن است .
لاغری با ذهن یعنی استفاده از نیروی یادگیری ذهن برای اموختن لاغری .
چاقی خیلی سخته . ما سالها برای یادگیری آن آموختیم و بعد از سالها آموزش در طی سالها اونها رو اجرا کردیم و بعد چاق شدیم
مثلا برای خود من ۱۶ سال پروسه ی چاق شدنم طول کشید .
چون تا ۱۱ سالگی فقط آموزش ناآگاهانه بود و از ۱۱ سالگی تا ۱۶ سالگی ترس از چاقی در من ایجاد شد و از سن ۱۶ سالگی به بعد دیگه چاقتر شدنم ادامه پیدا کرد تا سن ۳۴ سالگی که وزنم به ۹۱ کیلو رسید ولی با یادگیری لاغری در عرض ۴ ماه من توانستم به وزن ۶۸ کیلو برسم و بعد در ۴ سال توانستم وزن خودم را ثابت نگه دارم و مدتیست تصمیم گرفتم که کاهش وزن بیشتری را تجربه کنم پس نیازمند یادگیری بیشتر است .
من در دوره تکرار اموزش لاغری با ذهن گام اول توانستم ذهن خودم را متقاعد کنم که آگاهانه رفتار متناسب را انتخاب کند و لذت از رفتار متناسب و نخوردن را جایگزین لذت از رفتار نامتناسب و خوردن کند .
من توانستم به خودم اثبات کنم دیگر خوردن برای من لدتی ندارد و البته که در این ۴ سال این بزرگترین مانع من برای لاغری بود هربار که میخواستم آن را بشکنم میدیدم ذهن من مانع دیگری بر سر راهم می گذاشت .
اما این بار گمان نمیکنم دیگر لذت از نخوردن و ررنج از خوردن را با لذت از خوردن و رنج از نخوردن جابجا کنم .
من آنقدر نوشتم و خواندم تا بالاخره ذهنم متقاعد شد من از خوردن لذتی نمیبرم .
خوردن برای من کلی رنج به بار آورد
انقدر نوشتم تا بالاخره به این درک رسیدم که من از نخوردن بسیار لذت میبرم .
فهمیدم من در نخوردن آگاهانه توانمند هستم . میتوانم رفتار متناسب آگاهانه را انجام دادم .
آنقدر نوشتم تا توانستم نیروی خوداگاه خودم را هم با لاغری ناخوداگاهم همسو کنم .
آنقدر تجزیه و تحلیل کردم که بالاخره به درکش رسیدم .
لاغری من دوباره آغاز شده . چون به معرفت بیشتر لاغری رسیدم .
چون با گوش دادن و خواندن و نوشتن دارم باز هم یاد میگیرم .
میدانم شاید تا دو سه ماه دیگر به راحتی به وزن ایده آلم برسم .
چون این مانع هم برداشته شد . عمیقا هم برداشته شد .
چند روز است دارم سبک سنگین می کنم شاید حدودا یک هفته ده روز طول کشید تا بالاخره توانستم این الگو را درک کنم و با لذت از آن عبور کنم .
حالا دیگر راه خود را تا رسیدن به وزن ایده آلم باز میبینم .
چون توانستم به درک لذت آسان لاغر شدن برسم .
ذهن من همیشه در مقابل نخوردن مقاومت ایجاد می کرد و همیشه حالم بد میشد .
رنج از نخوردن به راحتی انسان را چاق می کند ولی من با استفاده از تمرینات دوره لاغری با ذهن گام اول توانستم به راحتی رنج از نخوردن را به لذت نخوردن تبدیل کنم .
ذهنم دیگر دستور به خوردن نمیدهد .
فقط باید بیشتر و بیشتر عمل کنم .
عملش راحت است چون الگوها برای انجام بسیار راحت هستند .
من به راحتی توانستم با دادن الگوهای لذت به ذهنم آگاهانه به انجام رفتار متناسب دلخواهم اقدام کنم .
عملی که بووسیله ذهن چاق حتی یک ساعت هم نمیتوانستم آن را اجرا کنم اما آگاهانه و با کمک ذهن لاغرم توانستم با کمک نوشتن به راحتی الگوی متناسب کننده دلخواهم را به ذهنم نشان دهم و رنج از نخوردن را به لذت از نخوردن و لذت خوردن را به رنج از خوردن تبدیل کنم .
خیلی شادم که بالاخره موفق شدم . حالا تنها لازمه این کار استمرار است .
من با استمرار در این کار به راحتی به وزن ایده آلم میرسم .
شاید باورتان نشود من به راحتی توانستم چندین روز ۲۴ ساعت به ۲۴ ساعت چیزی نخورم و چندین ساعت بدون خستگی پیاده روی کنم .
کاری که برای ذهن چاق بسیار عذاب آور و تلخ است اما وقتی متقاعد شود همان ذهن چاق به راحتی به ذهن لاغر تبدیل میشود و تمام این کارها را به سادگی انجام میدهد .
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا
ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد
باز آنِ سلیمان شد تا باد چنین بادا
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوستان هم فرکانسی
چگونه لاغر شویم !؟با رنج و سختی یا به آسانی؟!
تنها سئوالی که در طی تمام سالهایی که چاق بودیم و هیچ پاسخ درستی براش پیدا نکردیم چگونگی لاغری ما بود!!؟برای هر کاری از خود می پرسیدیم چگونه رانندگی یا شنا یا خیاطی یا آشپزی را تجربه کنم ؟ یک جواب کاملا مشخص داشتیم باید آموزش ببینم و تکرار و تمرین داشته باشم .
اما برای چگونگی لاغری همیشه جوابهای متفاوت و زیادی از ذهن خود و دیگران دریافت می کردیم که اصلا علاقه ای هم به انجام دادن اون کارهای پیشنهادی نداشتیم ولی یه جورایی مجبور بودیم وقتی به ما می گفتند باید برای لاغر شدن رژیم غذایی داشته باشی و یا بالاجبار ورزش کنی حالمون بد میشد اما چاره ای نداشتیم که برای رسیدن به رویای خود این سختی را بپذیریم و با امید به نتیجه لاغری قبول می کردیم و در نهایت بعد از مدت کوتاهی خسته می شدیم از این اسارت و محدودیت و دردو رنج و مسیر را رها می کردیم .
همه پزشکان یا نزدیکان ما سعی داشتند چاقی ما را برطرف کنند بدون اینکه بدونند ریشه و مشکل اصلی چاقی کجاست !؟…یا اصلا اطلاعاتی از پرونده ای بخشهای مختلف وجودمون در رابطه با چاقی نداشتند و خیلی از اون افراد خودشون متناسب بودند و اصلا درکی از چاقی و آنچه ما هرروز تجربه می کردیم ، نداشتند و فقط با اعداد و ارقام و دانش خود می خواستند چاقی ما را رفع کنند و در نهایت هربار مابا شکست روبرو شدیم .
اما تنها روش لاغری که تمام ویژگی های مورد علاقه ذهن ما را دارد روش لاغری با ذهن است .
روشی آسان که هیچ خبری ازورزش و رژیم و محدودیت در آن نیست و البته که بسیار هم لذت بخش است چون با آرامش و شناخت و صلح با بخشهای مختلف وجودیمون در این مسیر حرکت می کنیم .
طی تمام سالهایی که چاق بودیم فرمولهای ذهنی چاق بسیاری در ذهن ما ذخیره شده اند که به صورت خودکار دستورات را از طریق مغز ما به اندامهای ما صادر می کنند و به صورت خودکار رفتارهایی از ما سر می زند که باعث چاقی ما می شود چون بینش خود ما نسبت به اون رفتارها نتیجه چاقی دارد .
در مسیر آموزش ذهنی ما این فرمولهای چاقی را شناسایی می کنیم و بعد فرمولهای صحیح لاغری را جایگزین می کنیم ولی این جاگزینی کمی زمانبر هست چون صفحه سفید ذهن ما سالها قبل با فرمولها و انبوه فکر و تجربه چاقی ،خط خطی شده است و حالا باید بین خط و خطوط ذهنیمون ،فرمولهای صحیح لاغری را پررنگ کنیم و این سیستم خودکار ذهن هست که ما با تکرار رفتاری خودمون مجوز صحیح بودن صادر کردیم و به طور ناخودآگاه یک سری رفتارها به صورت عادت در ذهن ما شکل گرفتند و هرروز بارها اجرا می شوند.
بارها شده الگوی رمز ورود به گوشی را تغییر دادیم و بعد از اون چندین بار الگوی قبلی را تکرار کردیم با اینکه می دونستیم و خودمون رمز جدید وارد کردیم یا وسایل داخل کابینت را جابه جا کردیم و چندین بار به جای قبلی رجوع کردیم و حالا نسبت به قدمت هر موضوعی در ذهن ما زمان نیازه که این جایگزینی انجام بشه مثلا استاد که حدود ۳۰سال عینک بر چشم داشتند بعد از عمل چشم چندین ماه زمان برده تا حرکات مربوط به عینک را ترک کنند بنابراین در مسیر لاغری با ذهن هم ممکنه ما بارها اشتباه کنیم و همون لحظه یا بعد متوجه بشیم و این عالیه، یعنی هر بار متوجه شدن خودش درخواست رد فرمول چاقی و قبلی هست (یعنی فکر و ایجاد دستور جدید )و شاید چندماه طول بکشه اما هر بار فاصله بین اشتباه کردن ما بیشتر میشه و اگر در این مسیر استمرار داشته باشیم به کارگیری فرمولهای قبلی و غیر صحیح چاقی شاید به ندرت اتفاق بیفتند ولی در عوض به صورت ریشه ای این مسئله درمان میشه .
بارها شنیدم افرادی به اراده و خواسته خودشون از این طور چالشها در زندگی روزمره خودایجاد می کنند مثلا روزانه تایمی را به صورت عقب عقب راه می روند یا با دست چپ غذا می خورند یا ساعت خوابشون را تغییر می دهند تا ذهنشون قدرتمند بشه یعنی هم تسلط بیشتری روی ذهن و کارایی اش پیدا می کنند و حتما تجربه هایی کسب می کنند و هم اینکه می پذیرند که تغییر یک پروسه زمانبر هست و به نوعی انعطاف پذیری می رسند و البته که از استادی هم شنیدم که می گفتند:حداقل ۶ماه برای تغییر پایه ای یک رفتار زمان لازمه شاید شما ۱ماه هرشب مسواک بزنید و خوشحال باشید اما نه !.،،هرگاه ۶ماه هرشب مسواک زدید این تغییر در ناخودآگاه شما اتفاق افتاده است و به صورت خودکار دیگه بدون مسواک زدن خوابتون نمی بره !…
خب نتیجه تغییر بینش من در مسیر این دوره در طول هفته پیش به اینجا رسید که گفتم باید هرطور شده تصویر ذهنی خودم را عوض کنم عکسهای کودکی و نو جوانی خودم را پیدا کردم و هرروز نگاهشون کردم و گفتم من این هستم خیلی احساسی شدم و عجیب در طول چند روز داشتم تغییر می کردم کاملا متوجه بودم اما یهو نمی دونم چی شد یهو تصویر قدیمی اون هم تیکه تیکه باز در ذهنم نقش بست یعنی انگار تصویر ذهنی من یک پازله که تشکیل شده از یک تنه با بازو و با شکم و با پهلو و ران !؟…دائم تصویری که نمی خواستم و دوسش نداشتم در ذهنم نقش می بست (همون فرمول قدیمی و تصویرش)و البته تو کوچه خیابان یا اتفاقی هم این نوع اندام را می دیدم البته اتفاقی که نداریم چون تو ذهنم اومده بود خودم کائنات اجرا می کردو می دونم چرا !؟چون بارها و بارها از کودکی از مادرم و خانواده مادری ام شنیده ام که ما زود لاغر میشیم ولی قسمتهای چاق بدنمون تکون نمی خورند !..و همین باعث یک تصویر ذهنی نامتناسب و بدفرم در ذهن من شده است .و توجه من
دوباره باعث شد که من چاق بشوم در این قسمتها !….(خب تجربه کردم به نوعی یک تصویر و فرمول شناسایی شد که مشکل کجاست!؟)تصویر ذهنی من تیکه تیکه است کلی فکر کردم که آخه کدوم گل و گیاه یا حیوانی چاقی شکمی دارند !؟اصلا مگه میشه کار خدا نقص داشته باشه !؟عکسهای کودکی هم که کاملا متناسب هستند !؟مگه میشه یه قسمت لاغر بشه بعد یه قسمت نشه !؟این فرایند به صورت کلی هست سراسر بدن من سلولهای هوشمند داره در یکپارچگی .اصلا جدا کردن کار شیطانه !من یک عضو هستم از هستی تمام عضوهای من باهم یک اسم دارند به نام انسان .
خب عصبانی شدم و کلافه و سردرگم شدم و صدای منفی باف هم بالا (که سخته و نمی تونی و ول کن و غیره …)داشت باز منو محتاج لاغری می کرد و دور از خود !..،
اما درسش اینه فقط ادامه بدهم تصویر ذهنی هم خودبه خودی باید ایجاد بشه و به زور نمیشه !..ولی فکر کردم من خیلی تغییر بینش داشتم مثلا به راحتی صدای روغن داغ را می شنوم و میبینم و آرومم یا مثلا دیروز که احساسم بد بود از این موضوع تصویر ذهنی وقتی ناهارم را خورده بودم و سیر بودم رفتم که یک ساندویچ دیگه و اضافه برای خودم آماده کنم که بخورم ولی قبل خوردن گفتم اینم بخورم حالم از اینم بدتر میشه و نخوردم و بعد همون باعث شد دستان خودم را نوازش کنم بگم آفرین تو داری عالی عمل می کنی ترسهات از خوردن کمتر شده یا به بچه هات اجبار نمی کنی اضافه بخورند …یا اینکه من قبلا ها در هفته نان شیرین تو خونه می پختم همسرم هم خیلی استقبال می کرد عصرون می خوردیم اما دیروز متوجه شدم من حدود دوماهه دیگه نون نپختم !؟..یا اینکه صبحانه وقتی گرسنه باشم غذا می خورم نه طبق ساعت بارها شده لقمه اضافه داخل دهانم را متوجه شدم انداختم سطل زباله و خیلی خیلی تغییرات شگفت انگیزدیگه .
از قدیم می گفتند عقل به چشمه !..عقل من جسمم را میبینه و دائم می گه چی شد پس ؟!و این درحالیست که هیچ راه دیگری هم نیست هیچ راهی !….اما تغییرات بینشی بسیاری در این مدت داشتم که قابل به دیدن نیست و من امروز باز امیدم به خداست و هدایتش و لطفش و می دانم که ذهنم داره پالایش میشه و فرمولهای زیرین ذهن هم اصلاح می شوند .
خدایا شکرت
خدایا عاشقتم ❤️
همواره در مسیر کسب آگاهی شادمانه حرکت کنید 🍃🌸