0

من سپاسگزار نعمت های الهی ام هستم (قدم ۵)

نعمت های الهی
اندازه متن

سپاسگزاری نزدیک ترین و قوی ترین فرکانس به خداوند است. این نزدیکی به معنای فاصله مکانی نیست بلکه باعث ایجاد احساس آرامش عمیق درونی می شود.

استفاده از عبارت «سپاسگزارم» می تواند کلام ما را به سمت توجه و نزدیکی به خداوند هدایت کند اما شکرگزار بودن در قلب و ذهن است که سبب تجربه درجات عالی در زندگی می شود.

سپاسگزاری در قرآن

ریشه کلمه سپاسگزاری یا شکرگزاری در قرآن عبارت «شکر» می باشد که ۷۵ بار در قرآن استفاده شده است و نشان از اهمیت این موضوع در هدایت انسان دارد.

برخی از کاربردهای «شکر» به شرح زیر است:

  • پس از آن بر شما بخشودیم، باشد که شکرگزاری کنید.
  • پس مرا یاد کنید، [تا] شما را یاد کنم؛ و شکرانه‌ام را به جای آرید؛ و با من ناسپاسی نکنید.
  • اگر سپاس بدارید و ایمان آورید، خدا می‌خواهد با عذاب شما چه کند؟ و خدا همواره حق‌شناس‌ داناست.
  • و قطعاً شما را در زمین قدرت عمل دادیم، و برای شما در آن، وسایل معیشت نهادیم، [اما] چه کم سپاسگزاری می‌کنید.
  • و آنگاه که پروردگارتان اِعلام کرد که اگر واقعاً سپاسگزاری کنید، [نعمت‌] شما را افزون خواهم کرد، و اگر ناسپاسی نمایید، قطعاً عذاب من سخت خواهد بود.» 
  • و اوست آن کس که برای شما گوش و چشم و دل پدید آورد. چه اندک سپاسگزارید.
  • و راستی پروردگارت بر [این‌] مردم دارای بخشش است، ولی بیشترشان سپاس نمی‌دارند.
  • آیا آبی را که می‌نوشید دیده‌اید؟ آیا شما آن را از [دل‌] ابر سپید فرود آورده‌اید، یا ما فرودآورنده‌ایم؟ اگر بخواهیم آن را تلخ می‌گردانیم، پس چرا سپاس نمی‌دارید؟ 

آنچه واضح است همواره خداوند انسان را به شکرگزار نعمت های الهی بودن دعوت کرده است.

شکرگزاری را یکی از راه های موثر در بخشیده شدن توسط خداوند معرفی کرده است.

شکرگزاری را راهی برای رهایی از عذاب الهی معرفی کرده است.

شکرگزاری را راهی برای دریافت نعمت های بیشتر قرار داده است.

همچنین انسان را دعوت به شکرگزاری برای نعمت های الهی مانند باران، اندام بدن و … کرده است.

بنابراین سپاسگزاری و قدردان نعمت های الهی بودن مزایای بی شماری دارد که قابل شمارش و بررسی کردن نیست.

نعمت های الهی

سپاسگزار نعمت های خود بودن

نکته جالب توجه درباره سپاسگزاری این است که هرگز در قرآن به این موضوع اشاره نشده است که برای نعمت های الهی دیگران سپاسگزاری کنید یا قدردان آنچه دیگران دارند باشید.

اتفاقا از این کار انسان را منع کرده است:

«و زنهار چشم مدوز به آنچه از زينت زندگى دنيا به گروهى از آنان داده‌ايم، تا آنها را در آن امتحان كنيم، و روزى پروردگار تو بهتر و پايدارتر است.»

بدینوسیله خداوند به پیامبر توصیه می کند چشم به نعمت های دیگران نداشته باش و به روزی خودت از پروردگار دلخوش باش که بهتر و پایدارتر است.

نکته بسیار مهمی است که باید مورد توجه و عمل قرار داده شود.

زمانی که ما به آنچه دیگران دارند توجه می کنیم احساس کمبود و نقص در زندگی خود می کنیم و حسرت می خوریم یا حسادت می کنیم و این نوعی از ناسپاسی است.

حتی اگر با دیدن نعمت های دیگران خوشحال شویم به آنها تبریک بگوییم و آن نعمت را هدیه از سوی خداوند به آنها بدانیم احتمال اینکه با خود بیاندیشیم که چرا خداوند از این هدایا و نعمت ها وارد زندگی من نمی کند بسیار زیاد است.

بنابراین باید نسبت به توجه کردن به نعمت های دیگران هوشیار و مراقب باشیم چون عمل قدرتمندی است که باعث ایجاد احساس کمبود، حسرت و ناسپاسی در انسان می شود.

با گسترش روز افزون شبکه های مجازی افراد به سادگی بهترین حالت ها و شرایط زندگی خود را منتشر می کنند.

دیدن امکانات زندگی دیگران یا شرایطی که در حال تجربه کردن هستند به سادگی می تواند باعث ایجاد احساس حسرت و ناامیدی در بیننده شود.

شاید تا کنون این جمله را با خود تکرار کرده باشید یا حتی به دیگران گفته باشید که اگر اینها زندگی می کنند پس ما دقیقا داریم چه کاری انجام می دهیم؟!

نعمت های الهی

توجه کردن به نعمت های الهی دیگران به سرعت باعث بی ارزش شدن داشته ها و شرایط خودتان می شود.

بنابراین همواره به این موضوع دقت داشته باشید که به آنچه دیگران دارند توجه نکنید، درباره آنچه دیگران دارند صحبت نکنید.

متاسفانه صحبت کردن درباره شرایط دیگران در گفتگوهای افراد امری عادی و البته از سوی شیطان بسیار جذاب جلوه داده شده است.

در گذشته بارها درباره شرایط دیگران با دوستان و اطرافیانم صحبت می کردم و همیشه ابراز تعجب می کردم که چطور و چگونه این فرد در این شرایط قرار گرفته است یا این همه ثروت و دارایی دارد.

این نگرش سبب شده بود که همیشه نسبت به شرایط و نعمت های الهی خودم ناراضی باشم و احساس نارضایتی همان ناسپاسی کردن نسبت به نعمت های خداوند است.

یکی از مهمترین نتایج ناسپاسی، تشدید احساس دور شدن از خداوند است.

هرچقدر در زندگی به خاطر نعمت های الهی دیگران یا شرایط آنها احساس حسادت و ناامیدی کنید در حال ناسپاسی کردن هستید و احساس دور شدن از خداوند و بی ارزش بودن خواهید کرد.

اگر شرایط و نعمت های الهی خود را با دیگران مقایسه کنید نه تنها از شرایط زندگی خود ناراضی خواهید شد بلکه نسبت به خودتان و حتی همسرتان احساس بی ارزشی می کنید.

تصور میکند که انسان ارزشمندی نیستید یا فردی که با او زندگی می کنید آدم ارزشمند و به دردبخوری نیست که شرایط زندگی شما مانند دیگران نیست.

ارتباط توجه کردن به نعمت های الهی دیگران با احساس ناسپاسی و شک کردن به خداوند به حدی شدید و جدی است که خداوند به پیامبر نسبت به این حربه شیطان هشدار داده است.

نعمت های الهی

آگاه نبودن نسبت به زندگی

آنچه باعث انحراف انسان از سپاسگزار بودن به خاطر نعمت های الهی اش می شود این است که نسبت به قوانین جهان هستی آگاهی ندارد.

همانطور که هر گونه از گیاهان در منطقه ای از کره زمین قادر به رشد و تکامل است هر نعمت متعلق به شرایط خاص خودش می باشد.

همانطور که اگر درخت موز را در مکانی نامناسب کشت کنید هرگز نتیجه مطلوب نخواهد داد اگر نعمت هایی که در زندگی دیگران وجود دارد را بدون فراهم شدن شرایط و موقعیت فرد وارد زندگی دیگری کنید هزگر نتیجه مطلوب در زندگی او نخواهد گذاشت.

این موضوع را به وضوح می توانید در زندگی خود و دیگران مشاهده کنید.

در جهان هستی انسانها از نظر چگونگی برخورداری از نعمت های الهی به دو گروه تقسیم می شوند.

گروه اول: عده ای هستند که به شکل عالی به زندگی خود ادامه می دهند و توجهی به نعمت های الهی و شرایط دیگران ندارند و در روند عالی زندگی با احساس خوب زندگی می کنند و نعمت های متفاوت وارد زندگی آنها می شود.

گروه دوم: عده ای هستند که در زندگی چشم به نعمت های الهی دیگران دارند و برای داشتن آنچه دیگران دارند از مسیر عادی زندگی خارج می شوند و تلاش می کنند به هر شکل ممکن مانند آنچه دیگران دارند را داشته باشند. در این حالت آنچه به دست می آورند تاثیر و نتیجه لذتبخشی که در زندگی گروه اول داشته است را در زندگی آنان ندارد و در بسیاری از موارد باعث رنج و ناراحتی آنها می شود.

اثبات این فرضیه نیاز به فکر کردن زیاد ندارد و با اندکی فکر کردن به آنچه تاکنون وارد زندگی خودتان و اطرافیانتان شده است به راحتی می توانید به درست بودن آن پی ببرید.

نعمت های زیادی هستند که به شکل عادی در روند زندگی وارد زندگی شما شده است و برای مدت طولانی از آنها استفاده کرده و لذت برده اید.

اما مواردی هم وجود دارد که به دلایل مختلف که معمولا حسادت یا روکم کنی بوده است تلاش کرده اید تا به هر شکل که شده آن را به دست بیاورید اما آن تاثیری که آن نعمت در زندگی فردی که مورد توجه و حسادت شما بوده است گذاشته است در زندگی شما نذاشته است و باعث رنج و ناراحتی شما شده است.

برای لذت بردن از زندگی باید سپاسگزار بودن از نعمت های الهی را به عادت در خود تبدیل کنیم.

نعمت های الهی

سپاسگزار بودن نه به این معنی که به خاطر داشته باشیم در طی روز بارها عبارت «سپاسگزارم» یا «خدایا شکرت»‌ را بر زبان جاری کنیم بلکه به این معنی که احساس رضایت عمیق درونی از شرایط و امکانات زندگی خود داشته باشیم.

باید این موضوع را درک کنیم که شرایط زندگی من و دارایی های من دقیقا منطبق بر احساس،‌ افکار و نگرش من به زندگی و مطابق با لیاقت من در جهان مادی است.

درک این عبارت و زندگی بر مبنای آن کار ساده ای نیست اما تلاش برای نهادینه کردن این نگرش دروازه های جدیدی از آرامش و نعمت های بی پایان را به زندگی شما باز خواهد کرد.

من همواره سعی می کنم بر مبنای این نگرش فکر و عمل کنم.

هرآنچه لایقش باشم به شکل ساده و آسان وارد زندگی من خواهد شد.

هرآنچه نیاز من برای زندگی و لذت بردن از زندگی باشد به راحتی در شرایط فعلی من قابل تهیه کردن باید باشد.

اگر من فکر می کنم که داشتن خانه بزرگتر باعث آرامش و لذت بیشتر من از زندگی خواهد شد و شرایط خرید آن را ندارم نگرش من درباره زندگی و آنچه دارم اشتباه‌ است و باید اصلاح شود.

در گذشته به این صورت عمل نمی کردم بلکه هرآنچه دیگران داشتند و من نداشتم باعث ایجاد حسرت در من می شد و فکر می کردم که اگر من هم فلان گوشی، موتور، ماشین،‌خانه یا …. را داشته باشم چقدر احساس خوشبختی بیشتری خواهم داشت.

بنابراین تلاش می کردم تا به هر شکل ممکن از طریق وام گرفتن، قسطی خریدن، قرض کردن و … صاحب آن وسیله یا شرایط شوم اما باز هم تاثیری پایدار و همیشگی در وجود من ایجاد نمی شد و باید به فکر تهیه کمبود بعدی می بودم.

اما به لطف خدا از زمانی که در مسیر تغییر زندگی قرار گرفتم و از خداوند درخواست پرداخت بدهی ها و اقساط بانکی را کردم تا احساس آزادی و رهایی در زندگی را تجربه کنم زودتر از آنچه خودم تصور می کردم این خواسته من برآورده شد و من تمام اقساط و بدهی های خودم را تسویه کردم.

من به این نتیجه رسیدم فقط در صورتی می توانم در زندگی لذت ببرم و احساس خوشبختی کنم که آرامش ذهنی داشته باشم. بنابراین رهایی از بند قرض و وام چنان آرامشی در من ایجاد کرد که الان بعد از ده سال به هیچ عنوان حاظر نیستم برای رسیدن به شرایط یا نعمتی از وام یا قرض گرفتن استفاده کنم و آرامش خودم را برهم بزنم.

هرآنچه برای شما نباشد و از طریق وام یا قرض گرفتن وارد زندگی خود کنید توانایی مقابله کردن با استرس و نگرانی که قرض و وام و بدهکاری در وجود شما ایجاد خواهد کرد را ندارد و هرگز نمی تواند موجب آرامش و بهبود احساس خوشبختی شما شود.

تاکید می کنم این نگرش من در زندگی شخصی ام است و انتظار ندارم شما یا دیگران با آن موافق یه کورکورانه به آن عمل کنید.

نعمت های الهی

نتایج رهایی از نارضایتی

خداوند در قرآن می فرماید اگر سپاسگزار باشید شما را می افزایم. این وعده خداست و خداوند نسبت به تحقق وعده های خود وفادار است.

در سال ۱۳۹۳ زمانی که تازه با موضوع جذب آشنا شده بودم بعد از ده سال کار کردن توانسته بودم ماشین مدل ۸۳ بخرم.

همیشه از داشتن این ماشین ناراضی بودم و هر وقت افرادی را می دیدم که ماشین بهتر از من دارند حسادت می کردم و گله و شکایت می کردم که خداوند چرا به من این شانس را نداده است که ماشین بهتر داشته باشم.

تقریبا ۵ سال بود که آن ماشین را داشتم و از نظر ظاهر بیرونی و داخلی در شرایط نامناسبی بود اما توانایی تعویض یا بهبود شرایط ماشین خودم را نداشتم.

زمانی که با موضوع سپاسگزاری آشنا شدم به این فکر کردم که چه چیزی در زندگی من وجود دارد که بخواهم بخاطر آن سپاسگزار باشم.

با خودم گفتم قطعا این ماشین گزینه مناسب یا لایقی برای سپاسگزاری کردن نیست. شرایط مالی مناسبی هم نداشتم که بخواهم برای آن سپاسگزاری کنم.

از نظر روابط عاطفی هم در شرایط مناسبی نبودم و اوضاع و احوال سلامتی ام که به شدت تحت تاثیر چاقی و برخی بیماری های دیگر بود.

بنابراین نمی توانستم خودم را راضی کنم که برای شرایط کنونی ام باید هرطور که شده سپاسگزاری کنم چون اصلا مورد رضایت من نبود.

از طرفی در همه کتاب های موفقیت و حتی در قرآن بر سپاسگزاری بر نعمت های الهی تاکید شده بود اما نمی توانستم خودم را راضی کنم که باید بخاطر آن شرایط سپاسگزار باشم.

احساس می کردم دارم خودم را گول می زنم و از طرفی می گفتم خداوند بر نهان و آشکار من مسلط است و قطعا متوجه فیلم بازی کردن و الکی سپاسگزاری کردن من خواهد شد.

بنابراین به این موضوع فکر کردم که چطور باید در آن شرایط به احساس خوب و رضایت از زندگی دست پیدا کنم و تنها راهی که به نظرم رسید که البته الهام و ایده خداوند بود متوقف کردن گله و شکایت کردن درباره شرایط موجود بود.

با خودم گفتم درست است که نمی توانم به زور برای شرایط فعلی سپاسگزار باشم ولی می توانم درباره این شرایط گله و شکایت نکنم.

این به نظرم منطقی می آمد که اگر از شرایط فعی راضی نیستی نباید درباره آن صحبت کنی ولی اینکه بخواهم از شرایطی که ناراضی هستم احساس تشکر و سپاسگزاری داشته باشم اصلا به نظرم منطقی نبود.

بنابراین تصمیم گرفتم راه ساده تر و منطقی تر را در پیش بگیرم و سعی کردم گله و شکایت کردن درباره شرایط زندگی را متوقف کنم.

نعمت های الهی

کار ساده ای نبود و بارها به خودم می آمدم و متوجه می شدم که در حال گله و شکایت کردن هستم. ولی ناامید نمی شدم و هرکجا متوجه کلام خودم می شدم سعی می کردم گله و شکایت کردن را متوقف کنم.

بعد از آن متوجه شدم که تقریبا می توانم گله و شکایت کردن خودم به صورت کلامی را کنترل کنم ولی پیوسته در ذهنم در حال مقایسه کردن شرایط خودم با دیگرات و گله و شکایت هستم.

به این نتیجه رسیدم که گله و شکایت نکردن کلامی مرحله اول رهایی از گله و شکایت است و مرحله بعدی گله و شکایت نکردن های ذهنی است.

اینجا بود که متوجه شدم برای متوقف کردن گفتگوهای ذهنی باید توجهم را از نعمت های الهی دیگران بردارم.

چون متوجه شدم وقتی به نعمت های الهی یا داشته های دیگران توجه می کنم به شدت ترغیب به گله و شکایت می شوم و به همین دلیل همیشه درباره شرایط نامساعد خودم یا شرایط مساعد دیگران با اطرافیانم صحبت می کردم.

از وقتی هم که تصمیم گرفته بودم با دیگران درباره مسائل و مشکلات گله و شکایت نکنم خیلی خوب عمل کرده بودم ولی همچنان در ذهنم مشغول این کار بودم.

بنابراین تصمیم گرفتم به نعمت های الهی دیگران توجه نکنم تا بتوانم گفتگوهای ذهنی ام را کنترل کنم.

در روزهای اول به محض مشاهده ماشین های بهتر متوجه شروع گفتگوهای ذهنی ام درباره بدبختی های خودم می شدم و سعی می کردم این گفتگوی ذهنی را ادامه ندهم و به چیز دیگری توجه می کردم.

به مرور در انجام این کار مهارت و تسلط بیشتری پیدا کردم و متوجه شدم به نسبت گذشته به میزان قابل توجهی گله و شکایت های زبانی و ذهنی من نسبت به نعمت های الهی دیگران کمتر شده است.

من سالها بود نسبت به داشتن آن ماشین گله و شکایت می کردم و همیشه به همسرم می گفتم خدا کنه بتونم یک وام ۵ میلیونی دیگه بگیرم و ماشین یکی دو مدل بالاتر بخرم که شرایط بهتری داشته باشه.

اما از وقتی نسبت به نداشتن ماشین خوب در زندگی خودم و داشتن ماشین خوب دیگران گله و شکایت نمی کردم به مرور احساس بهتری نسبت به همان ماشینی که همیشه ازش ناراضی بودن داشتم.

همان ماشینی که هیچ علاقه ای به تمیز کردنش نداشتم را هفته ای یک بار تمیز می کردم.

با هزینه اندک روکش نو برای همان ماشین خریدم و شکل و شمایل بهتری پیدا کرد.

براش دور فرمان خریدم، خوشبو کننده خریدم و به هر شکلی که می توانستم از همان وسیله نقلیه که تا قبل از آن احساس می کردم بی ارزش و آبروی مرا می برد استفاده بهتری می کردم.

احساسم نسبت به آن ماشین تغییر کرد و تا حدود زیادی نارضایتی من از اینکه چرا ماشین مدل بالاتر ندارم کمتر شد.

نعمت های الهی

دریافت نعمت های الهی

رها شدن من از احساس نارضایتی که ناآگاهانه هر روز شعله های آن را در وجودم بلندتر می کردم باعث شد احساس رضایت و آرامش نسبت به شرایط فعلی خودم داشته باشم.

این طریقی که من به صورت ناآگاهانه در پیش گرفته بودم دقیقا منطبق بر آیات خداوند در قرآن بود که به پیامبر توصیه کرده بود نگاه خود را از دارایی های دیگران بردار و به آنچه خودت داری توجه کن.

همین کار ساده باعث شد تا به شکل قابل توجهی از احساس نارضایتی من کاسته شود. این درحالی است که شاید کار خاصی برای بالابردن احساس سپاسگزاری انجام نداده بودم چون هنوز به نظرم تغییری در زندگی من ایجاد نشده بود. و چیزی بعنوان نعمت های الهی وارد زندگی من نشده بود.

اما کم کردن میزان نارضایتی خودبخود باعث بهبود شرایط احساسی و گسترش آرامش در وجود انسان می شود.

همین کافی بود تا رابطه احساسی من با خداوند بهتر و بهتر شود و در نتیجه انتظار من از خداوند برای دریافت نعمت های الهی تغییر کرد.

من در گذشته هیچ انتظاری از خداوند برای دریافت نعمت های الهی نداشتم و تازه انتظار داشتم همواره مرا مورد عذاب و امتحان الهی قرار دهد چود خودم را بنده ناسپاس و گناهکاری می دیدم که از درگاه خداوند رانده شده است.

اما با تغییر نگرشی که نسبت به نعمت های الهی و شرایطم در زندگی ایجاد کردم بعد از به صلح رسیدن با خودم گویی با خداوند هم در صلح قرار گرفتم و انتظارم از خداوند تغییر پیدا کرد و به جای اینکه منتظر مشکلات و گرفتاری ها باشم منتظر دریافت نعمت های الهی بودم.

دیگر مثل قبل احساس دور افتادن یا رها شدگی نمی کردم. احساس نمی کردم که خداوند به همه نعمت های الهی بیشمار داده است و فقط حواسش به زندگی من نیست.

علاوه بر اینها بهبود شرایط موجود که در مورد مثال ماشین نظافت کردن و بهبود هرآنچه که با شرایط آن روزگار من متناسب بود سبب شد تا احساس بهتری نسبت به نعمت های الهی خودم پیدا کنم.

همین روند ساده باعث شد که کمتر از دو سال بعد از شروع این روند شرایط خرید ماشین جدید برای من فراهم شد آن هم نه دو سه مدل بالاتر بلکه در حد صفر کیلومتر.

و به لطف خداوند یک سال بعد توانستم ماشین به مراتب بهتر و در حد صفر بخرم.

جالب توجه اینکه من چندین سال بود آن ماشین را داشتم و همیشه از داشتن آن احساس نارضایتی و شرمندگی می کردم و هرچه تلاش می کردم شاید بتوانم با ماشین دو سه مدل بالاتر آن را تعویض کنم موفق نمی شدم.

اما وقتی در روند نگرش و عملکرد خودم تغییر ایجاد کردم در کمتر از سه سال توانستم دو بار ماشین بهتر خریداری کنم آن هم نه چند مدل بالاتر بلکه ده ها مدل بالاتر از نظر کیفیت و مدل و قیمت.

این از شگفتی های رهایی از نارضایتی بخاطر داشته های خود و توجه به نعمت های الهی دیگران بود که منجر به دریافت نعمت های الهی فراتر از انتظارم شد.

اگر به نعمت های الهی دیگران توجه کنیم به سادگی داشته های خودمان در نظر ما بی ارزش می شوند.

اگر به داشته های دیگران توجه کنیم به طرز فزاینده ای احساس می کنم نداشته های زیادی هستند که از نبود آنها در زندگی مان احساس بدبختی خواهیم کرد.

بنابراین سپاسگزار بودن به خاطر نعمت های الهی که در همین شرایط در زندگی ما جریان دارند راه حل بهبود شرایط و دریافت نعمت های بیشتر و بهتر است.

نعمت های الهی

نکته مهم برای موفقیت در این مسیر پذیرش این نگرش است که هرانسانی به اندازه لیاقتش از طرف خداوند نعمت های الهی دریافت می کند.

پذیرش این نگرش کار ساده ای نیست چون می توانید هزاران دلیل و نمونه پیدا کنید که اثبات می کند فلانی نعمت ها و دارایی هایش فراتر از لیاقتش است.

به این دو نکته توجه داشته باشید:

اول: نعمت های الهی شامل دارایی هایی که افراد به شکل های مختلف از طریق وام یا قرض و … وارد زندگی خود کرده اند نباید ملاک دارایی و داشته های آنها باشد چون این نعمت های الهی به شکل عادی وارد روند زندگی آنها نشده است و موجب رضایت و شادی درونی آنها نمی شود.

دوم: معیار سنجش لیاقت و ارزشمندی انسانها برای ورود نعمت های الهی از نظر خداوند با معیارهای انسانی بسیار متفاوت است. شاید از نظر ما فردی لایق نباشد اما نظر ما معیار خداوند و جهان هستی برای ورود نعمت ها نیست.

بنابراین اگر می خواهید شرایط فعلی زندگی خود را تغییر دهید و از نعمت های الهی بیشتری برخوردار شوید راه و چاره ای جز پذیرش آن ندارید. باید با پذیرش شرایط فعلی خود به احساس آرامش دست پیدا کنید تا بتوانیم قدم زنان در مسیر زندگی فعلی به حرکت خود ادامه دهید تا به سرزمین مجاور که شرایط متفاوت با شرایط فعلی شما دارد وارد شوید.

برای اینکه بتوانید شرایط فعلی خود را بپذیرید بهترین راهکار این است که این نگرش را هرطور که شده برای خودتان منطقی کنید.

«هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود»

این نگرش به این معنی است که هرکس در هر شرایطی است دقیقا همان جایی است که باید باشد.

این نگرش به این معنی است که من در حال حاظر در هر شرایطی هستم دقیقا در جای درست خودم در دنیای مادی قرار دارم.

شرایط بهتر نیاز به لیاقت بیشتر دارد و لیاقت بیشتر در گرو داشتن افکار و نگرشی متفاوت است.

به اندازه ای که افکار و نگرش شما درباره خودتان، زندگی و خداوند در جهت صحیح و همسو با قوانین جهان هستی تغییر پیدا کند شما لایق تجربه شرایط بهتر در دنیای مادی خواهید شد.

تمرین:

۱- با توجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خود و دوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تا کنون نگرش و عملکرد شما در اینباره چگونه بوده است. آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و شرایط دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است.

۲- در اطرافیان خود افرادی را پیدا کنید که همواره در زندگی توجهی به داشته های دیگران ندارند یا درباره آنچه دیگران دارند صحبت نمی کنند. درباره میزان آرامش و شرایط آنها در زندگی شرح دهید.

۳- درباره نعمت هایی که به شکل ساده و خودبخودی وارد زندگی شما شده اند و باعث ایجاد آرامش و راحتی در زندگی شما شده اند شرح دهید.

۴- درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی خود کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید.

۵- نگرش خود درباره عبارت «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود» را شرح دهید. چقدر با این موضوع موافق هستید. برای اثبات آن از زندگی خود و دیگران مثال پیدا کنید.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.46 از 87 رای

موزیک بی کلام

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=42322
84 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا کریمی
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۴ ۱۲:۰۵
      مدت عضویت: 982 روز
      امتیاز کاربر: 9010 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 942 کلمه

      سلام استاد عزیزم آمدم برای نوشتن بقیه تمرینم 

      ۴- درباره نعمت هایی که فقط بخاطر اینکه از دیگران عقب نمانید یا مانند آنها باشید با تقلا وارد زندگی خود کرده اید اما نتیجه نهایی رضایت بخشی به همراه نداشته است شرح دهید.

      خداروشکر میکنم که میتونم بگم هیچوقت اینکار نکردم . چون هیچوقت نخواستم با کسی رقابت کنم . و خودم رو با همه کم و کاستی هایم پذیرفتم . و عاشق خودم هستم و چشم دیدن نعمت های خودم رو دارم و از زندگیم لذت می‌برم.  و سبک زندگی شخصی خودم رو حفظ میکنم . در کل میتونم بگم تو این مورد  با خودم در صلح هستم . من از زندگی بقیه ایده میگیرم و در وقتش اجرا میکنم اگر واقعا خودم خوشم بیاد همین .

      ۵- نگرش خود درباره عبارت «هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص خود می شود» را شرح دهید. چقدر با این موضوع موافق هستید. برای اثبات آن از زندگی خود و دیگران مثال پیدا کنید.

      ۱۰۰۰ درصد موافق هستم . این جمله به این معنی هست که هرچقدر تو برای خودت احساس لیاقت حقیقی داشته باشی نعمت وارد زندگیت میشه ‌. احساس لیاقت حقیقی جدا از نمایش دادن به بقیه اس . احساس لیاقت حقیقی باعث میشه آدم آرامش داشته باشه  حرص نخوره طمع نکنه . احساس لیاقت چیزیه که ما خودمون باید پرورشش بدیم و روش کار کنیم . وگرنه که ار نظر خداوند همه انسان ها لایق بالاترین و بهترین درجات کمال و رشد الهی هستن برای همین خداوند لقب جانشین را بما داده ‌ . اما آیا نگاه ما به خودمون شبیه نگاه خداوند به ماست؟ اصلا و ابدا ما باید آگاهانه تلاش کنیم تا خودمان را لایق بهترین درجات انسانی بدانیم . زمانی که احساس لیاقت در ما قوی و قوی تر بشود . نعمت ها به صورت آسان روان و خودبخود وارد زندگی ما می‌شود و دیگر نیازی نیست که برای هر خواسته کلی تقلا کنیم آخر هم بدهکار بانک و اطرافیانمون بشیم ‌ . 

      مثال از زندگی خودم بگم . زمانی که ۱۹ سالم بود خودم را لایق این نمیدیدم که یک رابطه عاشقانه توام با ارزش و احترام صداقت و ارزش های انسانی داشته باشم چونکه به مشکلات به ظاهر بزرگ خانواده ام نگاه میکردم و فکر میکردم برای خوشبخت شدن باید از آنها فاصله بگیرم حالا به هر طریقی که شده . 

      این شد که ازدواج من به شکلی نا زیبایی شکل گرفت و من در زندگی همیشه احساس کمبود داشتم چون در معرض خشم و بی احترامی و بی ارزشی بودم . 

      اما بعد از گذش چند سال وقتی که روی شخصیتم کار کردم وقتی که وسعت دیدم را زیاد کردم وقتی شناخت بیشتری از خودم و همسرم و جامعه پیدا کردم . متوجه اشتباه خودم شدم . و خودم را اصلاح کردم . این رشد شخصیتی باعث شده بود احساس لیاقت در من بیشتر شود و در برابر رفتار های نامناسب شوهرم رفتاری قاطع داشته باشم . و زمانی که متوجه شدم همسرم هیچ جوره رفتار های اشتباهش را نمی‌پذیرد و باعث می‌شود من احساس آرامش نداشته باشم . راهم را از او جدا کردم و حتی حاضر نشدم بخاطر کودکم هم بقیه زندگی با ارزشم را تباه کنم . 

      احساس لیاقت را در نحوه کار خواهرم هم دیدم .

      زمانی که خواهرم کارش را تازه شروع کرده بود خیلی برای دیگران وقت می‌گذاشت خیلی برایشان دلسوزی می‌کرد پول قرض میداد و به نوعی خودش را غرق در کارش می‌کرد.  اما همان آدم ها برای این کارها ارزش و احترام شایسته قائل نبودند و باعث رنجش خواهرم می‌شدند.  و خواهرم نمی‌توانست با آن حجم زیاد کاری درآمد قابل قبولی کسب کند .

      اما بعد از مدتی که شناخت او بر توانایی هایش بیشتر شد و فهمید چه گنج نایابی در وجود خویش دارد . تلاش  کرد تا تمام رفتار هایش را اصلاح کند . و دیگر وقت و انرژی اش را بی‌دریغ عرضه نکند . و بابت زحماتش بها دریافت کند ‌‌. احساس لیاقت در ذهن  او بیشتر شد و برای کسی دلسوزی بیهوده نکرد . و متقابلا درآمد او بالا رفت . چون کسی که به خودش بها دهد و احترام بگذارد جهان هم در برابر او کرنش می‌کند.  

      احساس لیاقت را در زندگی پدرم هم دیدم .

      پدرم در جوانی پیمانکار ساختمان بود و درآمد خوبی داشت . اما بخاطر بیماری و کم توانی جسمی مجبور به ترک کار و علاقه شد و در یک شرکت راننده شد و بعد چند سال در شرکتی دیگر آبدارچی شد . اما بعد چند سال وقتی دید که دیگرانی کمتر از او این استعداد ساختمان سازی را دارند ولی با فکر های درست و اصولی دارند از همان ساختمان سازی پول خوبی بدست می‌آورند.  متوجه ارزش های درونی خودش شد . وقتی دید که چقدر خوب به ديگران مشاوره می‌دهد متوجه شد این علاقه هنوز در قلب او زنده است . و فهمید لیاقت او خیلی بالاتر از راننده یا آبدارچی است . وقتی دید که این توانایی در وجودش بلقوه مانده . احساس لیاقت او بیشتر شد . انگیزه پیدا کرد و از کار استعفا داد خانه اش را فروخت و با سرمایه اندکی که داشت و با اعتباری که داشت و با ذهن خلاقی که داشت و با توانایی که داشت توانست بعد از ۵۴ سال به آرزوی خود برسد و اولین ساختمانش را بنا کند ‌‌. خودش آقای خودش باشد . بجای اینکه حقوق بگیر کسی باشد ‌حالا به تعداد بسیار زیادی از کارگران و تولید کنندگان مصالح ساختمانی پول می‌دهد و از زندگیش لذت می‌برد.  چون گوهر وجود خویش را شناخت .

      ازین مثال ها در زندگی هرکسی زیاد می‌توان پیدا کرد مهم این است که ما وقت بزاریم و آیات خداوند را در زندگی ببینیم اهل تفکر باشیم و دنبال اصل باشیم و شکر گذار باشیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا کریمی
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۲ ۰۱:۲۲
      مدت عضویت: 982 روز
      امتیاز کاربر: 9010 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 974 کلمه

      سلام استاد عزیزم دلم براتون تنگ شده بود 

      امدم تا تمرین این قدم هم انجام بدم .

      ۱- با توجه به توضیحات ارائه شده درباره اهمیت توجه به نعمت های خود و دوری کردن از حسادت ورزیدن نسبت به داشته های دیگران شرح دهید که تا کنون نگرش و عملکرد شما در اینباره چگونه بوده است. آیا همیشه به داشته های خود توجه داشته اید یا در برخی موارد مشاهده داشته ها و شرایط دیگران باعث ایجاد حسرت در شما شده است

      استاد تا الان که خدا بهم فرصت زندگی داده واقعا یادم نمیاد که حسادت کرده باشم یعنی هیچوقت بخاطر حسادت به نعمت کسی دیگه ناراحت نشدم و کلا یادم نیست همچین چیزی . چون من آدم متواضعی بودم همیشه و البته من آنقدر احساس لیاقت کم داشتم که تا اونجایی که بخوام حسادت کنم هم نمی‌رسید یعنی اصن خودم رو انقدر لایق نمیدونستم که بخوام نعمت هایی کسی دیگه مال من باشه ‌. یعنی من از اونور بوم افتاده بودم . البته تو این چند ماه اخیر که بیشتر روی خودم متمرکز هستم متوجه شدم حسادت در من خیلی خیلی مخفی هست یعنی من اصلا حسش نمیکنم اصلا فکر نمی‌کنم که حسادت کرده باشم ولی وقتی در گذشته و رفتارهام ریز ریز میشم و ذره بینی نگاه می‌کنم میفهمم که بله منم یجاهایی حسودی کردم . ولی خیلی مخفی بوده . و وقتی فهمیدم منم حسادت کردم . اصن تعجب کردم . نوع حسادت من با بقیه آدم هایی که دیدم فرق میکنه یعنی من به ی چیزایی حسادت کردم که اصلا به چشم هیچکس نمیاد ‌ . خلاصه که خیلی جزعی  و نیاز هست خیلی بهش فکر کنم تا یادم بیاد کجاها حسادت کردم . و اینکه وقتی میبینم یکی داره به یکی دیگه حسودی میکنه خیلی تعجب می‌کنم چون میگم خوب اصلا چرا تو باید حتما شبیه فلانی باشی هرکس یه جور دیگه .بعدشم ثروت و نعمت که تموم نمیشه توام بخوای بهش میرسی .  نمیدونم استاد این حسادت برام یجورایی ناشناخته اس . چون من همیشه انقدر تو دنیای خودم غرق بودم که زندگی کسی برام جذاب نبوده  . 

      ۲- در اطرافیان خود افرادی را پیدا کنید که همواره در زندگی توجهی به داشته های دیگران ندارند یا درباره آنچه دیگران دارند صحبت نمی کنند. درباره میزان آرامش و شرایط آنها در زندگی شرح دهید

      استاد من کسی رو نمیشناسم که اینجوری باشه جز  خودم . که البته هیچکس ۱۰۰ درصد اینجوری نیست ولی این حسادت انقدر در من کم هست که نخوام حتی درموردش با کسی حرف بزنم . یا غیبت کنم . بخاطر همین من آرامش بیشتری داشتم ازین نظر که کاری به کسی نداشتم . من بیشتر تمرکزم روی خودم بوده . من دیدم که بعضی بچه ها با مادراشون دعوا میکنن سر اینکه فلان دوستم فلان چیز داره ولی من ندارم . یا دیدم خانم هایی که با همسرشون سر حسادت به بقیه بحث میکنن . ولی من هیچوقت نه با همسرم نه والدینم سر این موضوعات بحث نکردم . 

      ۳- درباره نعمت هایی که به شکل ساده و خودبخودی وارد زندگی شما شده اند و باعث ایجاد آرامش و راحتی در زندگی شما شده اند شرح دهید

      واقعا وقتی فکر میکنم هزارتا چیز جور وا جور میاد تو ذهنم نمیدونم کدوم اول بگم . پس به ترتیب تا جایی که بتونم می‌نویسم. 

      ۱ . اینکه من آفریده شدم و دارم تو این دنیا زندگی میکنم 

      ۲ اینکه من از لحظه جنینی تا امروز و انشالله تا آخر عمر سالم بودم و هستم و می مانم .

      ۳ . اینکه من والدین سالم دارم .

      ۴ . دوتا خواهر خوب و سالم . 

      ۵ . من بدون هیچ زحمتی خاله شدم و یه عالمه عشق رو تجربه کردم .

      ۶ . من با اینکه هیییچوقت کار نکردم و درآمد چشمگیری نداشتم . همیشه از همه نظر تأمین بودم . حتی یک شب هم گرسنه نخوابیدم . همیشه تو خونه در آرامش و آسایش بودم . و لباس داشتم که بپوشم . و تفریح میکردم و مسافرت میرفتم . تازه الانم یک ماه امدم مسافرت خونه خواهرم . همش در حال خوش گذرونی هستیم . 

      ۷ . همسرم برای من یک نعمت بود . درسته که صدتا مشکل داشتیم و داریم جدا میشیم . ولی فقط خودم میدونم چقدر حس و حال های خوب رو هم تجربه کردیم . چقدر خوش گذروندیم و چقدر من درس گرفتم. و من چقدر خودساخته شدم ‌. 

      ۸ . احساس میکنم بزرگترین نعمت من این بود که مادر شدم . به راحتی بدون هیچ مشکلی . چون خیلی ها هستن که آرزو دارن حامله بشن ولی نمیشن . بخاطر بیماری . 

      ۹ . اینکه من یه پسر سالم و زیبا و دوست‌داشتنی دارم بزرگترین نعمت .

      ۱۰ . اینکه من یه گوشی خوب دارم که همه کارهام راه میندازه .

      ۱۱ .اینکه هر ماه یه مبلغی میاد به حسابم و من هم خرج میکنم هم پس انداز.  

      ۱۲ . اینکه تو زندگیم با دوتا استاد بینظیر آشنا شدم و زندگیم رو بهتر کردم . استاد عطار روشن و  استاد عباسمنش. 

      ۱۳ . اینکه بعد ۱۲ سال دوست همکلاسیم رو که عاشقش بودم پیدا کردم . بعد اون از من خرید کرد و کلی باهم حرف زدیم . همدیگر بغل کردیم . من بهش کادو تولد دادم و خوشحال بودیم . و از خاطرات گفتیم و خندیدیم. 

      ۱۴ . اینکه من و همسرم در تمام مدت زندگی تو ی خونه سازمانی بودیم و اصلا نه اجاره دادیم نه اسباب کشی کردیم . و خونه ما حیاط داشت . توش درخت توت داشت و ما هر سال کلی توت می‌خوردیم. 

      ۱۵ . این که من ۴ بار سوار هواپیما شدم و کلی لذت بردم .رفتم مشهد با بهترین هتل .

      ۱۶ . اینکه کربلا رفتم . و خیلی به خودم افتخار می‌کنم چون چندنفر دیگه هم با خودم بردم 

      ۱۷ . اینکه به انزلی رفتم در بهترین هتل کنار ساحل. 

      ۱۸ . اینکه هر وسیله خونگی که میخواستم برام مهیا میشد .

      ۱۹ . اینکه صاحب ماشین شدیم ‌.

      ۲۰ . اینکه من با قوانین جهان آشنا شدم و شناختم به خدا خیلی خیلی خیلی بهتر شد .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار یاسمن
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۳ ۱۵:۳۰
      مدت عضویت: 1573 روز
      امتیاز کاربر: 6658 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 375 کلمه

      به نام خدا

      من سپاسگزار نعمتهای خداوند هستم

      شکر نعمت نعمتت افزون کند!!

      سپاسگزاری از خداوند به معنای قدردان داشته ها و احساس خوب از داشتن چیزهایی است که ما داریم و گر نه که خالق بزرگ نیازی به تشکر ما ندارد او دوست دارد به بنده هایش ببخشد و احساس خوب ما باعث انتقال درخواست ما و گرفتن جواب میباشد.خدا رو شکر ما از بچگی ادم شاکری بار اومدیم و من همیشه قدردان نعمات و شرایطی که در آن قرار گرفتم  بوده ام و ذوق کردم.البته شاید گاها پیش امده باشد که با دیدن فیلم زندگی دیگران یا مسافرت رفتن لاکچری و.. برا چند لحظه در دلم غبطه خورده باشم ولی همون چند لحظه بوده و بعد به زندگی خودم برگشتم و ارامش داشته ام و خدا هم همیشه بهترینش رو بهم داده.توجه نداشتن به زندگی دیگران و اینکه سرمون توی زندگی خودمون باشه باعث میشه خیلی راحتتر باشیم  و احساس ارامش بیشتر کنیم.دختر خاله م از بچگی همچین شخصیتی داشت و هیچوقت چشمش دنبال لباس و نوشت افزار و وسایل بقیه نبود و خیلی شاد بود.خودم هم همچین شخصیتی دارم کلا ما خواهر برادرها این‌جوری هستیم و فکر من یه حسن باشه.

      من بعد از تولد دخترم باید سر کار برمی گشتم و این برا من و همسرم که در شهر غریب بودیم و هیچ کس رو نداشتیم که کمک مون کنه و بچه م زیر یکسال بود یه فاجعه بود نمیدونستم چی کار باید بکنیم کوچکتر از اونی بود که پرستار بیاریم تو خونه مون که کسی نبود یا مهد بزاریمش.چند ماه خواهر مجردم اومد کمک مون ولی باز روز از نو…ولی در اون شرایط خدا جوری به دادمان رسید که فقط می‌تونه یه معجزه باشه تصویب یه قانون که باعث میشد هم کار و حقوقم رو داشته باشم هم بالا سر بچه م باشم.یا برا تعویض ماشین بدون قرعه کشی یه ماشین خوب تونستیم بگیریم و بعد این شرایط برداشته شد و…‌ یادم نمیاد تا به حال به خاطر چشم و هم چشمی کاری کرده باشم ولی خواهرم زیاد به نظر دیگران اهمیت میده گاها بارها چیزی رو عوض می‌کنند هیچوقت هم از خریدشان لذت نمیبره.واینکه هر انسانی به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال میشود را نمیتونم نظری بدم.امیدوارم لایق بهترین نعمات خداوند باشیم و خدا همواره همراه را همون باشه.    

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سرباز امام زمانم
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۱ ۱۴:۴۴
      مدت عضویت: 792 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,047 کلمه

                       به نام الله توانای خودم

      سلامی به زیبایی طلوع خورشید به همه شما پرتو های نور الهی و همچنین به استاد گرامی

      الهی بی نهایت شکرت .واقعا نمیشه برداشتمو در چند خط جا بدم یا احساسمو بگم فقط میتونم بگم شکر خدایی که هدایتم کرد

       سعی میکنم خلاصه بگم امید وارم سرتون درد نیاد 😅

      بارها خداوند در قران به شکر گذاری و اندیشیدن به همه نعمت هایی که عطا کرده تاکید میکند و ناسپاسان را مورد عذاب قرار میدهد و نعمت های شکر گذاران را افزون میکند و‌ ماهم که همش…😔

      اما خدا بار ها بخشیده این خودمونیم که وقتی ناسپاسی میکنیم احساس دوری از خدارا داریم  در این گام میشه به یه بیت شعر اشاره کرد :

         شکر نعمت،نعمتت افزون کند 

                                   کفر، نعمت از گفت بیرون کند

      دنیا دو روزه این قدر حسرت خوردیم بیا یه کم خوش باشیم‌ یه کم از چیز هایی که داریم لذت ببریم الهی شکرت 

      زمانی که ما در حسرت زندگی بقیه هستیم احساس بی ارزشی میکنیم و ناشکری و ندیدن نعمت ها فعلی در زندگیمون و این کفره و عذاب الهی داره 

      زینت مقایسه نکن، از زندگی بقیه حرف نزن ، اصلا سرت توی لاک خودت باشه ، تا ببینی چطور به خدا نزدیک میشی 😍

      انچه باعث انحراف ما میشه نااگاه بودن نصبت به قوانین جهان هستی هست 

      کلا افراد از نظر برخور داری از نعمات الهی دو دسته هستن :

      گروه اول :اونایی که کاری به زندگی بقیه ندارن و سرشون توی لاک خودشونه و به خاطر همین احساس خوب دارن وشکر گذارن وبه شکل عالی از نعمت های الهی بر خور دارن چون شکر گذارند و حسرت نمی‌خورند 

      گروه دوم:افرادی که دائم از زندگی بقیه حرف میزنند و ناشکرند،‌مقایسه میکنند‌ ، واز زندگی خود ناراضی هستن اینا زندگیشون مثل دسته اول خوب نیست و به‌خوبی از نعمت‌های خدا بر خور دار نمیشن چون حسرت میخورن حتی اگه خوب باشه دوباره حسرته نمیزاره لذت ببره

      ومتاسفانه من در دسته دوم هستم، بارها از اندام خوبشون حسرت خوردم از چشمان زیباشون و.. اما الان میخوام برم توی دسته اول و میدونم‌که با کمک خدا میتونم من از الان جلوی‌همه شما ها قول میدم به خودم که تمام تلاشمو به کار‌بگیرم که به دسته اول سعود کنم انشاالله .و بعد موفقیتم را اینجا ثبت کنم

      خب هرچی بگم به حرف دیگه میاد وتموم نمیشه پس سعی میکنم با دوتا نکته تموم کنم 

      ۱:نعمت ها الهی شامل دارایی هایی که افراد به شکل های مختلف از طریق وام با قرض و…وارد زندگی خود کرده اند نباید ملاک دارایی و داشته های انها باشه چون این نعمت های الهی به شکل عادی وارد زندگی تنها نشده و موجب لذت وشادی درونی انها نمیشه 

      ۲:معیار سنجش لیاقت و ارزشمندی انسانهابرای ورود نعمت های الهی از نظر خداوندبا معیار های انسانی بسیار متفاوته .شاید از نظر ما فردی لایق نباشد اما نظر ما معیار خداوند وجهان هستی برای ورود نعمت ها نیست 

      برای اینکه تغییر کنی چاره ای جز پذیرش الانت نداری باید ارامش پیدا کنی تا قدم زنان به سمت خواستت بری 

      باید درک کنی هر چی که الان هستی بر اساس لیاقتت هست و باید همینجا باشی 

      یادت نره شرایط بهتر نیاز به لیاقت بیشترداره و لیاقت بیشتر هم درگرو افکار و نگرشی متفاوته والسلام

      تمرین۱:من به داشته های خودم توجه میکردم وشکر گذار بودم اما بیشتر وقت ها حسرت اندام وقد وخیلی چیز های دیگر هم خوردم به طور کلی بین این این دودسته بودم ولی مایل به دسته دوم و این فقط جز حسرت و حال بد و دوری از خدا چیزی نداشت من همیشه فکر میکردم اونا شانس دارن که الان فهمیدم اشتباه بودخدارو شکر که الان دیگه اگاهم

      تمرین۲:مثلا دختر خالم که به نظرم اصلا از این طور حرفا نمیزنه ویک ارامشی داره که همه میگن و به خون سرد بودن معروفه تو جمعمون

      تمرین۳:محبت،مسکن،هدایت‌شدنم به این سایت وهزاران چیز دیگه که خدا خیلی عادی وارد زنگیم کرد اما باعث ارامش زیادی شد شکرالله

      تمرین۴:لاغر شدنم که دست به هر کاری زدم و باعث شد بدنم اسیب ببینه😔

      همرنگ شدن با به ظاهر دوستام که باعث شد احساس گناه کنم و… وبه خاطرش از خودم بدم بیاد.وکلی چیز دیگه…

      تمرین ۵:به نظر من این یه حرف کاملا درسته چرا؟چون هر کسی هر باوری که داشته باشه طبق اون زندگی میکنه مثلا یکی زندگی‌ رو سرشار از خوشبختی میبینه و طبق قوانین جهان هستی کلی اتفاق خوب براش می افته و یکی هم بلعکس میخوام این رو بگم که یکی لیاقت خودشو بالا میدونه در زندگی وخب همون اتفاق براش می رفته وشایدم از نظر مردم بی لیاقت باشه اما چون خودش این باور درست رو داره که بالیاقته خدا دیگه کاری به حرف مردم نداره طبق باور اون فرد بر اساس میزان لیاقتی که به خودش میده جهان فرکانس میده پس میشه این طور گفت که:لیاقت بیشتر =زندگی عالیتر 

      ولیاقت بیشتر در گرو ی افکار ونگرش درست تر به خود 

      برای مثال خودم بارها شده بانگرش اشتباهم به خودم لیاقت داشتن چیزی رو ندادم وبه دست هم نیاوردم 

      اما خیلی جاها باور داشتم که منم میتونم داشته باشم مثل موبایل وچادر مورد علاقم که هر دورو دارم تازه بهتر از خواستم چون خدا با نگرش خودش میبینه 

      خدا میگه اِ به نظرت بالیاقتی باشه اما از نظر من با لیاقت تری ..

      برداشتم زیاد بود در چند خط جا نمیشه با عمل کردن بهش به خودم ثابتش میکنم یاربّی کمکم کن

       امید وارم تونسته باشم مفهومم رو رسونده باشم به هر حال دوست من تو انسان بالیاقتی هستی چون اشرف مخلوقات خدایی بادید خدا ببین 

      تولیاقت داشتن همه چیرو داری اما اگر باور های اشتباهت رو کنار نگذاری  طبق لیاقتی که خودت به خودت دادی نتیجه میگیری 

      قولت میدم اگه امتحانی بیای برای چند وقت خودتو‌ یک انسان بالیاقت با طرز فکر درست ببینی دیگه هرگز کنار نگذاری البته اینم بگم که تا اشتباهات ذهنی تو کنار نگذاری و پاکش نکنی لیاقت داشتنت تغییر نمیکه پس پیش به سوی یک زندگی عالی انشاالله

      ببخشید اگه زیاد حرف زدم🙏🏻

      استاد خداخیرتون بده که مار و به خدا نزدیکتر میکنید🌹انشاالله هرجاکه هستید خدا پشت و پناهتون باشه 🤲🏻

      دوستان گلم همان طور که با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود باتکرار جمله من بالیاقتم اتفاقی نمیافته پس یاعلی بگو وباور های اشتباهتو دور بریز وجاشون رو به باور های درست بده تا شاهد عظمت خدا باشی تو این کارو بکن حالا بشین و تماشا کن خدا چه مییییکندددددد‌

      الهی که زندگیتون به لذت بخشی خوردن هندوانه سرد در یک‌ روز تابستانی باشه🍉😋 حق نگهدارتون

      یاحق مدد👋🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سهیلا عظیمی ویشته
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۳ ۰۸:۱۶
      مدت عضویت: 2482 روز
      امتیاز کاربر: 21218 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

       سلام استاد عزیزم 

      خدارا شکر برای نعمت های بیکرانش برای زنده بودن و زندگی کردن برای تک تک نعمت هایی که وارد زندگی ام کرد. برای این که بتوانم این نعمت ها را ببینم و از آن لذت ببرم از این که با حس خوب شکر گذارم از این بابت که سعی کردم جلوی نفس حسادت و حسرت زندگی دیگران را بگیرم و از داشته های دیگران هم شکر گذاری کنم  شکر.گذاری واقعی همیشه به من احساس خوب و آرامش داده وقتی نگرانم و حس بد دارم نمیتونم نعمت های خداوند را ببینم اما وقتی در آرامش هستم و حس خوب دارم همیشه نعمت های خداوند میاید جلوی چشمم و ناخودآگاه با حس خوب سپاسگذاری میکنم امروز با این تمرین سعی میکنم بیشتر در آرامش و حس خوب باشم تا سپاسگذار خداوند باشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره فروغی
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۵ ۲۳:۴۳
      مدت عضویت: 1785 روز
      امتیاز کاربر: 5975 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,420 کلمه

      سلام خدای مهربونم 

      بینهایت شکر که هنوز فرصتی برای بودن و ماندن دارم 

      سلام استاد عزیز و دوستان خوبم 

      سپاسگزاری نزدیک ترین و قوی ترین فرکانس است و سپاسگزاری واقعی این نیست که من زبانی و مداوم بگم خدایا شکرت درسته این خوبه ولی باید این سپاسگزاری از اعماق وجودم باشه باید همراه با احساس رضایت باشه 

      این درست مثل تفاوت افکار و نگرشه 

      سپاسگزاری باعث ایجاد ارامش میشه 

      خداوند در قران شکر گزاری رو برای بخشیده شدن و رهایی از عذاب و دریافت نعمت های بیشتر و دریافت نعمت های بیشتر میداند 

      همیشه خداوند گفته که من باید از نعمتهایی که دریافت میکنم سپاسگزاری کنم نه برای دریافت نعمت های دیگران 

      توجه به نعمت های دیگران باعت احساس کمبود و نقص در زندگی میشه پس نباید به نعمت های دیگران توجه کنم 

      وقتی زیاد به نعمت های دیگران توجه کنم باعث ایجاد بی ارزشی در من میشه و ناسپاسی در من شکل میگیره و این ناسپاسی من در طی سالیان عمرم به دلیل مطلع نبودن من از قوانین جهان هستی بوده 

      هر گیاهی باید در ابو هوای مخصوص خودش باشه وگرنه رشد نمیکنه و خشک میشه 

      نعمت ها همینطوره من اگر شرایط زندگیم برای یک نعمت فراهم نباشه من نمیتونم از داشتن اون نعمت احساس رضایت و ارامش کنم پس اول باید شرایط فراهم بشه وگرنه نتیجه مطلوبی نمیگیرم 

      در جهان ۲گروه انسان هستن 

      اول گروهی که به شکل عالی به زندگی خود ادامه میدن و توجه به نعمت های دیگران ندارن و احساس خوب و زندگی عالی و نعمت های متفاوتی وارد زندگیشان میشود 

      دوم گروهی که در زندگی مدام چشم به نعمت های دیگران دارن و تلاش میکنن اون نعمت رو وارد زندگیشون کنن ولی وقتی اون رو به دست میارن لذت بخشی گروه اول رو ندارن و باعث رنج و سختی زندگی اونا میشه 

      هر گاه احساس رضایت درونی در یک شرایط رو داشته باشم میشه سپاس گزاری واقعی 

      من باید به این درک برسم که دارایی های من منطبق بر احساس افکار ونگرش من در زندگی و مطابق با لیاقت من در جهان مادی است که دروازه های ارامش ونعمت های بی پایان را در زندگی من باز میکنه و بر اساس لیاقتم به شکل ساده و اسان نعمت ها وارد زندگی من میشه 

      مثلا داشتن خانه بزرگ باعث ارامش و شادی من میشه و الان شرایطش رو ندارم پس این فکر اشتباهه و باید اصلاح بشه 

      و اگر تقلا کنم و به زور وام و قرض خونه رو تهیه کنم برام تاثیر پایدار نداره و باز به فکر تهیه کمبود بعدی هستم 

      باید از هرچی دارم و الان در زندگی دارم سپاسگزار باشم و در صورت داشتن شرایط سخت واقعا شکر گزاری سخته پس راه اسان اینه که دیگه گله و شکایت نکنم 

      گله و شکایت ها ۲نوعن 

      گله وشکایت هایی که به دیگران میگم 

      گله و شکایت هایی که در ذهنم دارم 

      پس باید دست از صحبت با دیگران و گله و شکایت از شرایط فعلیم بردارم 

      و باید دست از فکر کردن به این گله و شکایتها از شرایط فعلیم بردارم 

      با این دوکار ارامش فکر و احساس رضایت از شرایط فعلیم در من شکل میگیره و نعمت های فراوان درزندگی من راه پیدا میکنه 

      هر چی احساس نارضایتی ما کمتر باشه احساس رضایت و ارامش از شرایط فعلی بیشتر میشه و وقتی نگاه خودمون از نعمت های دیگران رو برداریم نعمت های الهی به راحتی وارد زندگی ما میشه 

      برای موفقیت در این مسیر پذیرش این نگرش است که هر انسان به اندازه لیاقتش از طرف خداوند نعمت های الهی دریافت میکند 

      دو نکته مهم این که 

      ۱نعمت های الهی شامل دارایی هایی که افراد توسط قرض و وام باشه و به شکل عادی وارد زندگیمون نشده و موجب رضایت و شادب درونی انها نمیشود 

      ۲معیار سنجش لیاقت و ارزشمندی انسانها برای ورود نعمتهای الهی از نظر خداوند با معیارهای انسانی بسیار متفاوت است شاید از نظر ما فردی لیاقت نداشته باشد اما از نظر معیارخداوند و جهان هستی برای ورود نعمت هامتفاوت هست 

      به هراندازه که افکار و نگرش من درباره خودم و زندگی و خداوند در جهت صحیح و همسو با قوانین جهان هستی تغییرپیدا کند من لایق تجربه شرایط بهتر در دنیای مادی خواهم شد 

      ۱ایا همیشه به داشته ها خود توجه کرده اید و یا برخی موارد مشاهده داشته های دیگران باعث حسرت شده 

      من توخونه پدر و مادرم و بعد هم خونه خودم از لحاظ مالی همیشه در سطح خوبی نبودم و همیشه حسرت وضعیت دیگران رو میخوردم که خیلی راحت خرج میکردن مثل خواهرم که هر چی دوست داشت میخرید 

      در صورتی که خودم نعمت های زیادی داشتم و توجهی به اونا نداشتم و این باعث حسرت در دل من شده بود 

      متاسفانه در جامعه ما هر جا مشینی مدام صحبت از اینه که میدونی فلانی چی خریده و یا چی داره هست 

      منم که جز این جامعه بودم وغافل از قوانین جهان 

      من از زمانی که بدنیا اومدم با نعمت بزرگ سلامتی و چشم و دهان وبینی و گوش و دست و پای سالم و داخل بدنم هم سالم به دنیا اومدم و لی چون این ها رو از زمان تولدم داشتم برا م عادی شده بود 

      چشمانی که با اون زیبایی های خداوند رو میبینم و خودم که متناسب شدم را میبینم و همچنین میتونم این نوشته های عالی رو ببینم 

      گوشی که میتونم زیبایی ها رو با اون بشنوم 

      بینی که میتونم بوهای خوب رو با اون بو بکشم 

      دستانی که با اون میتونم کارهامو بکنم و محتاج نباشم و انگشتانی که الان دارم باهاش تایپ میکنم ومینوسم 

      پاهایی که با اون راه میرم و روی ویلچر نیستم و کارهای خودم رو انجام میدم 

      مغز وذهنی که با اون هر چی بخوام یاد میگیرم 

      ولی هیچ گاه اینارو نمیدیدم وخیلی از نعمت های دیگه که به من هدیه شده 

      ۲در اطراف من افرادی که بدون توجه به نعمت های دیگران زندگی سرشار از ارامش و نعمت های الهی را دارن

      متاسفانه در جامعه ما تنها چیزی که خیلی مورد توجه است توجه به نعمت های دیگران هست و همیشه صحبت دیگران است که فلانی چه نعمت هایی داره

      من هر چی گشتم فقط بچه هارو دیدم که بدون توجه به نعمت دوستشون زندگی میکنن و وقتی با دوستشون بازی میکنن لذت میبرن و دیگه حسرت داشتن اونو ندارن و در ارامش هر چه بخوان رو به دست میارن خیلی راحت 

      ۳نعمت هایی که خیلی راحت وارد زندگیم شده و باعث ارامش و راحتی من شده

      اولین نعمت های که به راحتی وارد زندگیم شدو در بدو تولدم بود نعمت های فراوانی از جمله سلامتی وچشم و بینی و گوش و دهان و زبان و دست و پا و اندامی سالم و متناسب از نعمت های  فراوان من بود 

      ذهن قوی که هنرهای اشپزی و تایپ و مکرومه بافی وقلاب بافی و قالی بافی و رانندگی و خیلی از هنرهای دیگه به واسطه این ذهن و مغز قوی داشتم 

      داشتن پدر و مادری که به واسطه انها زندگی ارام و گرمی داشتم وراحت بودم 

      هدایتم به این مسیر از نعمت های الهی بود که به الطاف خدا وارد این سایت شدم و ارامش و تناسب رو به من هدیه داد 

      پیدا شدن کار برام بود که به واسطه این کار هم به تمکن مالی و هم ارامش فکری و راحتی زندگی رسیدم 

      ۴نعمت هایی که با تقلا به دست اوردم و نتیجه رضا یت بخشی نداشته 

      من چون همیشه میگفتن راضی باش به رضای خدا میگفتم خب این سرنوشتم هست درسته حسرت دردلم بود ولی به قول مادرم راضی بودم به رضای خدا البته زبونی ولی گله شکایت هم داشتم و نه تقلا میکردم و نه راضی بودم 

      هر انسان به اندازه لیاقتش در دنیای مادی صاحب اموال و شرایط خاص میشه 

      من قبلا میگفتم اره هر کس به اندازه لیاقتش نعمت دریافت میکنه 

      ولی معنی لیاقت اون موقع رو با الان متفاوت میدونستم 

      لیاقت اون موقع از نظر من بر اساس شنیده ها و باورهای اشتباهم بود 

      به من گفته بودن در صورتی لیاقت داره که عبادت هاتو درست انجام بدی و جز صالحین باشه و انسان خوبی باشه و در عبادتش کوتاهی نکنه و این فرد لیاقت نعمت های فراوان رو داره 

      ویادمه یه دفه از یکی شنیدم که میگفت اونی که غرق در مال وثروته به این خاطر که خدا دوستش نداره و خدا اونقد مال وثروت بهش میده که دیگه خدارو صدا نکنه ولی تو که وضعیتت اینطوره خدا از شندیدن صدای تو خوشش میاد و میخواد تو خدا خدا کنی برای همین زیاد بهت نعمت نمیده 

      ولی الان فهمیدم لیاقت از نظر من بنده با خداوند و جهان فرق میکنه 

      کسی لیاقت نعمت های زیاد رو داره که فقط به نعمت هایی که خداوند به اون میده توجه کنه وشکرگزار باشه و به نعمت های دیگران توجه نکنه و احساس رضایت از اون چیزی که در حال حاضر داره رو داشته باشه و این احساس و ارامش هم ذهنی و هم زبانی باشه 

      خداوندا به من لیاقت بندگی خود را عطا من 

      خدایا به من احساس عالی ارامش را عطا کن 

      خدایا به من از نعمت های الهی خود عطا کن 

      در پناه خدا باشید 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatima
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۳ ۲۱:۲۸
      مدت عضویت: 1093 روز
      امتیاز کاربر: 5330 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 504 کلمه

      سلام استاد عزیزم

      من دقیقا اینو با پوست و گوشتم حس کردم

      از اونجا که من در مساله کار به تضاد خوردم زمانی که میبینم فردی داره به علایقش میپردازه به شدت احساسم بد میشد! اصلا دوست ندارم ببینم! هی به خودم میگم پس خودت چی؟ پس خودت کی؟ و هی احساس میکنم بدون دستاورد بودن میکنم! احساس میکنم هیچکار ینکردم و در واقع میفتم تو  مقایسه و حسم بد میشد وقتی میدیدم این افرادو! و اینکه چون من همیشه نگاهم به اون خواسته بزرگامه این پیشرفت های کوچک زندگیم و نعمت هام رو یه جورایی کلا ندید میگیرم! مثل اونی که ماشین نداره! همیشه دلش شاسی بلند میخواد و اگر بهش یه پراید صفر بدی چندان خوشحال نمیشه! چون اون شتسی بلند میخواد! درست قبل اون همین پرایوم نداشته ها؛ ولی چونمیخواد شتسی بلند داشته باشه، داشتن همین پراید دیگه با چشمش نمیاد

      درباره تمرین دوم میتونم بگم که همچین فردی رو خاطرم نمیاد ولی خواهرم از زمانی که داره روی خودش کتر میکنه این اتفاق درش خیلی زیاد شده. این که چشمش به زندگی خودشه و دیگه خودشو و روندشو خیلی خیلی کمتر مقایسه میکنه و خب خیلی روند زندگیش عوض شده و متمرکز تر شده. 

      درباره تمرین سوم خیلی مثال دارم! سوم و چهارم رو باهم مینویسم. از اونجا که تمرکز من بیشتر روی مبحث روابط هست در حال حاظر، موقعیتی بوده که من به شدت اصرار داشتم که با یک فرد خاصی باشم. خیلی تقلا میکردم، تقلا و تلاش. نتیجه اون که اون ارتباط ایجاد شد ولی اصلا شبیه اون چیزی نبود که من میخواستم و طوری بود که من خودم دیگه نخواستم توی اون رابطه باشم!!! در عوض بعد اون قضیه رابطه ای در مسیر من قرار گرفت که باب آشنایی من و اون شخص خیلی اتفاقی بود! ولی رابطه ی دوست داشتنی ای بود. یا زمانی که برای تدریس یک کلاس ۴۰ نفره بهم دادند و از نظر من همه چی عادی بود! بعد همکارا مدام بهم میگفتن برو بگو کلاستو نصف کنن! شاید باورتون نشه ولی بازرس که اومد خودش بحث کلاس منو پیش کشید! و کلاس من به سادگی هرچه نمام تر نصف شد و شاگردهایی در کلاس من موندن که من میخواستم اینا بمونن! 

      درباره تمرین ۵

      بنظرم این میتونه عادلانه ترین و استقلال مندانه ترین حالت زندگی توی جهان باشه. فلان چیزو میخوای؟ باشه!لایقش شو و اون میشه مال تو!چطوری و از کجاش با جهان!تو فقط لیاقتش رو کسب کن!خبر خوب اینکه این لیاقت کسب کردنه به اسم و سن و خانواده و شرایطت ربطی نداره! همش ربط داره به حس و حالت، به افکارت.پس اگر الان فلان شرایطی ک دلخواهته نداری عیبی نداره. فقط کافیه رو خودت کار کنی و لیاقتش رو کسب کنی اون “خود به خود”  وارد زندگیت میشه

      من وقتی این قضیه باور ها رو فهمیدم وقتی میبینم کسی فلان ماشین گرون رو سواره یا مثلا در شرایطیه که از نظر من مناسبه،میگم آفرین! تو لایقش بودی. تحسینت میکنم که این لیاقته رو تو خودت ایجاد کردی. 

      خداوندگارم از تو هدایت میطلبم که من رو هدایت کنی برای لایق شدن بیشتر و بیشتر. برای لایق نعمات تو شدن🙏🏻🎆

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مرجان
      ۱۴۰۲/۱۲/۱۰ ۱۸:۰۰
      مدت عضویت: 1007 روز
      امتیاز کاربر: 2945 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 207 کلمه

      هوالرزاق

      دروداستاد

      قبل ازورودبه دوره ها اینجوری بودم که نسبت به زندگی وداشته‌های دیگران حسرت میخوردم .

      بعدباگوش دادن به ویسهای زندگی باطعم خدامتوجه شدم که بایدبه چیزهایی که می‌بینم توجه کنم وشکرکنم برای داشتن های برای دیگران وبرای خودمم درخواست کنم وباهمین کاردریچه های زیبایی به زندگیم بازشد

      دخترم رووقتی دقت میکنم آنچه رونداره بادیگران مقایسه نمیکنه یاحرفی نمیزنه وخیلی آرومه. فقط چیزهایی روکه خودش دوست داره رومیخره یاهدف گزاری میکنه که بخره

      یاپسرکوچیکم که ۱۰سالشه همینطور

      نمیگه چرامثلافلانی ایناروداره من ندارم .اما اگرچیزی بخوادتمام تلاشش روبرای دریافت اون چیزمیکنه 

      ازاطرافیانم بازم کسانی هستندکه پول ماشین همه چیزدارنداماندیدم حسرت زندکی دیگران روبخورن یاهمش ازاوناحرف بزنند.راه خودشونو میرند وخیلی شاداب وسرحالند.

      جذب پولی که این چندوقته خیلی داشتم ازراههایی که انتظارشونداشتم 

      خریدخونمون توبهترین محله درصورتی که انتظارشو نداشتیم

      رفتن به کربلا .که یهوشوهرم‌اومدخونه وگفت اسممون ونوشتم برای کربلا🥰

      درموردنعمتهایی که میخواستم ازدیگران عقب نمونم 

      یکیش اینکه یه النگو داشتم فروختم ویه سرخ کن خریدم

      اصلنم به دردم نخورد فقط النگوم رفت🙈

      بیشترتووسایل زندگیم به این چالش برخوردم 

      که به لطف خدا خیلی ساله دیگه اینکارونکردم

      درمورد لیاقت برای دریافت نعمتها

      ماباشکرگزاری میتونیم توصف دریافت قراربگیریم

      مااصولا نه کاری نمکنیم بعدم میگیم لایق نیستیم 

      امااگرفلسفه دریافت نعمتهارودرک کنیم میبینیم که خیلیم لایقیم وبایدبه بهترین شکل زندگی کنیم 

      چون خدادرسوره تغابن فرموند

      ای بنده من.من همه چیزروبرای تو.وتورابرای خودم آفریدم

      پس این خدامیخوادمادربهترین شکل زندگی کنیم وازاوبخواهیم تادریافت کنیم باحس عالی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اسما غضبان
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۵ ۱۹:۰۹
      مدت عضویت: 2080 روز
      امتیاز کاربر: 14028 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 704 کلمه

      بنام خدا

      سپاسگزاری . شاید در ظاهر به نظر بیاد دارم سپاسگزاری می کنم .اماایاواقعا ازته دلم دارم انجام میدم؟؟؟؟

      این سوالیه که همیشه ازخودم میپرسم .و همیشه هم میدونستم جواب چیه من خیلی به نظر آدم نماز خونی بودم وخب می‌خوندم همیشه اما چیزی که برام همیشه سوال بوددلیل اینکه میخونم چیه وچرامیخونم همیشه فقط برام یه چیزدیکته شده بود مهر نمازروبیار بشین ونماز بخون قبلنا ایستاده می‌خوندم رکوع و سجود به ترتیب انجامش میدادم درست و دقیق سعی میکردم اما واقعا نمی‌دونستم واقعیت .چیه .داستان .من یه زمانی باخدارابطه پیداکرده بودم زمان نه سال پیش  باخدا حرف میزدم .وگاهی هم با گریه وزاری ازش طلب میگردم چیزی که همیشه یادگرفتم از دیگران .واینکه خب چند جا به جواب می‌رسیدم که واقعا هم رسیدم ولی بعداز ازدواج وچندتجربه ای که برام به وجود اومد  باخودم میگفتم می‌خوام بشینم نماز بخونم حالا که چی وقتی جوابی نمی‌شنوم وقتی لقمه میرسه به دهن به قول مادرم میگه لقمه به دهن میرسه اماهمون لحظه اون قسمت یکی دیگه میشه یا اصلا نمیشه .اونوقت من باخودم میگفتم که چطور ممکنه چی بزارم به دست بیارم وقتی فقط میام چندتاحرکت عادتی انجام میدم وبعدهم تموم میکنم گاهی حتی نمی‌دونم تورکعت چندمم .وبعدش هم مجبورمیشم دوباره بخونم اینکه آدم از روی لذت یه کاری بکنه نتیجش یه چیزه بااینکه از روی حس اجبار.من درصورتیکه مجبورنبودم اماهمش احساس جبرمیکردم .حتی موقعی که میگفتم خدایا شکرت اثرش همون لحظه ای بود که میگفتم دیگه بعدازاون هیچ حسی نبود . ولی این چند وقته  یه سری چیزا برام روشن شده اینکه من دارم نماز میخونم برای خودم که حالم خوب باشه وسپاسگزاری میکنم برای اینکه حالم خوب باشه . یه سریا هستن که وقتی باهاشون حرف می‌زنیم میگن خدا نیاز به نماز روزه ی مانداره . ولی وقتی توواقعیت میری می بینید کلی التماس وگریه وزاری که من فلان میکنم برات خدا ازاین به بعد این طوری فلان نذرمیکنم .درصورتی که رفتارش نشون میده برعکس از اون چیزی داره عمل می‌کنه اون حرف ورفتار چیز دیگه ای میگه .که رفتارش نشون میده که خدانیاز داره به فلان نذری که درست می‌کنه اون آدم تااون روبه چیزی که میخوادبر سونه درحالیکه خیلیامون میدونیم که درست نیست اما برامون درست جلوش دادن و ذهن هم پذیرفته .من حقیقتا نمونه نمی‌شناسم دراطراف خودم که مثلا نگاهش به زندگی دیگران نباشه حتی اگر هم کم حرف بزنن اما وقتی متوجه میشم می بینم دقیقا اونایی که به نظرمن توجه ندارن به زندگی اطرافیان اماتوحر فاشون میشه دقت کرد که اوناهم حواسشون به دیگران وزندگیشون هست .من نعمتی که برایش زحمت نکشیدم و وارد زندگیم شده یه بار تو پاساژ وسایل دیجیتالی رد می‌شدیم 

      بعد به همسرم گفتم درباره‌ی یه  اسپیکر .من بهش گفتم خیلی خوشکلن .ردشدم .بعداز اون . من چندروز بعدش برام یه پاکت خوشگل آورد بهم گفت این ازاونایی که میخواستی گفتم چی؟گفت بازش کن .ودیدم همونه ایشون تو بلور ولوازم خانگی کارمیکنه .وبه خاطر همین اون روزداشتن که اجناس رو ترتیب بندی وقیمت گذاری میکردن یه دونه هم ازسرکارخریده بود وبرام آورده بود . 

      بعدازاون برام یه واکمن آورد البته من چندتاداشتم یکی خراب شده بود وخیلی وقت بود میخواستم وازهدست های مختلف بلوتوثی استفاده میکردم .ولی به خاطر زیاداستفاده کردن .خب دیگه طاقت نمیوردن و خراب میشدن تااینکه یه واکمن فانتزی وخوشکل آورد ومن اونوهدیه دادم بعداز یکی دوبار واتفاقا اون شخص هم میدونستم که دوست داره . خب وقتی لیست ارزوهارومینوشتم فایل مقدمه . نوشتم که یه هندز فری می‌خوام که خوب باشه .ودقیقاپنج روز پیش همسرم برام یکی خیلی خوبشوگرفت.ونوشته بودم که یه قالی خوشگل می‌خوایم برای اتاق که پنج شنبه رفتیم خریدمش وزاقیمت خیلی خیلی مناسب قشنگ ترین فرش نه متری رودپریروز خریدیم وهمین که اومدیم فرش روتواتاق پهن کردیم ومن الن نشستم دارم روهمون فرش مینویسم وتایپ میکنم باموبایلم واون فرش نو وقشنگ روفقط باسه میلیون تومان خریدیم و الان داریم لذتشومیبرم . وحالادارم بیشتردرک میکنم 

      من هم خیلی چیزها روبه اجبار خواستم داشته باشم ووقتی هم به دست آوردم لذتی ازش نبردم ..مثل  پالتو که خریدم فقط دوبار ازش استفاده کردم وله خاطر اینکه چاقیمونمایش میداد توکمدم داره خاک میخوره . و همیشه باخودم میگم کی بشه من بپوشمش .قبلااینومیگفتم ولی حالا نه فقط بهش نگاه میکنم و میگم میپوشمش بالاخره .من دارم راهی رومیرم که نتیجش مشخصه .پس نه فقط لاغری بلکه همه‌ی زندگیم بالاخره تغیرمیکنه .وتغییرات شروع شده.

      باتشکر فراوان 🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 32 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      ۱۴۰۲/۱۲/۰۳ ۰۰:۲۷
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 541 کلمه

      سلام 

      من معمولا نسبت به داشته های مادی دیگران بی تفاوتم 

      از وقتی بچه بودم یادم میاد هیچ وقت نسبت داشته های دیگران حسادت نمی‌کردم و الآنم همین طوره برام مهم نیست کی چی خریده چند خریده ،حتی بعضی اوقات اضافه شدن مال دیگران یا تغییر دادن لوازمشون اصلا به چشمم نمیاد و حواسم نیست که تبریک بگم ،و بعدا که متوجه میشم با خودم میگم حتما خیال کردن از روی حسادته،در صورتی که فقط از روی بی تفاوتی.

      فایل هاتون خیلی جالبه آقای عطارروشن، مخصوصا همین تمرینایی که میدین،یهو یه چیزی میندازه تو ذهن آدم که تا بحال اصلا یه ذره هم فکرشو به خودش مشغول نکرده و انگار یه در جدید وا میشه،تا بتونی بهتر خودت رو بشناسی.

      پاراگراف اولمو که خوندین به شرایط مادی کسی حسادت نکردم و خودمو مقایسه نکردم حتی به شرایط احساسی و رابطشون ، اگر هم بوده گذرا و ناچیز بوده، برای همین ازین لحاظ خدا رو شکر راضی بودم .

      حالا گاهی اوقات  شرایطی پیش اومده ،مشکلاتی بوده، اما باز هم راضی بودم .

      چیزی که همین الان به ذهنم خطور کرد اینه که اگه از لحاظ مادی خودم رو مقایسه نکردم اما از لحاظ رفتاری خودمو با دیگران مقایسه کردم،چون یاد گرفتم که ازین لحاظ خودمو مقایسه کنم چون مقایسه شدم توسط خانوادم حتی تو دوران بزرگسالی!

      حالا  دنبال مقصر نیستم و اونا رو سرزنش نمی کنم.

      می‌خوام خودم رو با متن فایل تطبیق بدم;

      اگه شرایطت رو با دیگران مقایسه کنی، کم و کاستی های زندگیت به چشم میاد و اون وقت تو ناراضی میشی و وقتی ناراضی باشی دیگه شکرگذاری نمیکنی،

      و وقتی شکرگذاری نکنی نعمت هات کم میشه و به اونی داده میشه که لایق و سزاوار باشه.

      من همیشه  ،رفتارم رو با دیگران مقایسه کردم،و کم و کاستی رفتارم و نقطه ضعف هام رو با این کار بزرگ کردم و مدام تو ذهنم مرور کردم و از خودم هی ناراضی تر شدم.

      هر چی ناراضی تر شدم افسرده تر شدم،اعتماد بنفسم کمتر شد ،احساس ناکارآمدی و بی عرضگی بیشتری کردم،

      همیشه برام سوال بود،من که توی دخترای فامیل از همه هم سن و سالام درسام بهتر بود،باهوش تر بودم،قدرت یادگیریم بالاتر بود،خلاق تر بودم (فک نکنید تعریف از خود میکنم،هر چند این هم یه جور مقایسه ست ،اما حقیقت داشت و خودشون هم قبول داشتن) منی که اینطوری بودم

      چرا هیچ کاره نشدم ؟ ،چرا خونه دار موندم؟

      چرا احساس درجا زدن می کنم؟

      چرا به آرزوهام نمی رسم؟

      فقط به جرم اینکه زیادی درون گرا بودم و همین باعث شد که مداااام مقایسه م کنن و خودم هم یاد بگیرم خودم رو از لحاظ رفتاری مقایسه کنم.

      من امشب فهمیدم دلیل اینکه به آرزوهام نرسیدم بی عرضگی  نیست،همون مقایسه کردن زیاده که هنوز هم دارم انجامش میدم.

      و منی که تمام این سالها فکر میکردم شرایط خودم رو هیچ وقت بادیگران مقایسه نکردم و به این اخلاقم می بالیدم ،امشب فهمیدم هم مقایسه کردم ،هم حسادت کردم،هم غبطه خوردم،حسرت خوردم، اون هم به چیزی مهمتر و با ارزش تر از مال ،به روح و روان دیگران ،به شخصیت دیگران!

      و این خود کم بینی چه ضربه ای به رابطه ام با خودم و خدا زد.!

      کاش میتونستم همون‌طور که چیزای مادی در زندگیم رو با دیگران مقایسه نمیکنم ،رفتارم رو هم مقایسه نکنم.

      کاش بتونم به دخترم  یاد بدم که قابل مقایسه با هیچ کسی نیست!

      دریچه جدیدی رو نسبت به خودم برام باز کردید استاد !

      هزاران بار ازتون ممنونم.🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 24 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 0
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 614 کلمه

        بنام کسی که به عدالت ذره ارزنی را جا ننداخته و نمی اندازد، 

        و درود خداوند منان بر  بنده عزیز و محترم و سخاوتمندش استاد گرامی و ارجمند،

        مهل اجان سلام و درود و مهر خالص خدا تقدیم شما همراه دوست داشتنی ،

        من داشتم پیام اسما خانوم را می‌خواندم نمی‌دونم چرا به پیام شما هم هدایت شدم که البته حکمت دقیق خداست،

        بعد از خواندن پیام اسما خانوم من متن شما رو هم  سعادت نصیبم شد و به لطف الله خواندم
        ،

        من اینها رو با تاکید به خودم هم میگم و تکرار میکنم تا باورم شوند:

        خداوند در وجود ما همه ارزشها و استعداد ها را به یک میزان آفریده و تقدیم ما کرده،

        ما باورهای محدود کننده خودمون هست که حس کم بینی و کمبود را در خودمون ایجاد کرده و این یعنی مغایرت داره با عدالت خدا،

        خداوند عاشق تک تک ماست همه را عاشقانه دوست دارد،

        و وقتی عدالت خدا رو اعتقاد نداشته باشم 

        کافی یک در از یکی از صفات منفی باز بشه،

        مثل زنجیره صفات منفی پشتش لبریز میشه،

        اون در را سعی میکنم همیشه ببندم عادت دارم میکنم که کوچکترین صفت و لغت را می‌بندم در ذهنم و رهاش میکنم و میگم 

        منم عالی هستم اگر که انتخابم و باورم عظمتی باش که خدا به منم دادش به ما گفته اشرف مخلوقات قرار نبوده فقط 

        عقدس خانوم یا بیتا خانوم رو بگه اشرف مخلوقات با ما همه ما بوده خداوند، 

        خداوند مرا همینطوری بدون هیچ کاری هم دوست داره ما کامل و عزیزیم براش مثل رابطه شما با فرزندت هزار برابر به ما خدا عشق داره باور کنیم تک تک ما خاص و منحصر به فرد و دارای تمام استعدادها هستیم و هر چیزی رو که کافی بخوایم به قول استاد استمرار کنیم و باور کنیم برامون خدا فراهم می‌کنه اصلا غم هیچی نخور و به خودت قول بده هر لحظه را شادی کنی چون برای لذت به این دنیا آمدیم تو هر شرایطمون،حتی اگر پیشرفت هم بخواهیم اتفاق میفته، 

         من هر روز صبح بیدار میشم میگم اخ جون تینا خانوم‌ لاغر خوش اندام بیدار شدی به به! خوب حالا امروز قرار چطوری حال کنیم اهنگ میزارم صبحانه مفصلی می‌چینم با همسرم میخورم  من البته متعادل میخورم قبل سیر شدن دست میکشم و اصلا دیگه حریص نیستم به لطف خدا  و خداروشکر همینکه  اجازه و موافقت ذهنم را میبینم که پیشرفت کرده و من با آزادی کامل غذامو میخورم بدون هیچ محدودیتی در مواد غذایی برام میشه شادی در کل جهان هستی و شکر خدارو میکنم،و صدای استاد مدام تو گوشم و  حرف میزنم تو ذهنم مدام با خدا و مرور گفته های استاد و در سایت میرم که دیگه تمرین کنم مدام ،،

        باورتون میشه مهلا جون من حتی برا خدا هم میرقصم اوازم میخونم بعضی وقتها یعنی فکر کنم خدا اون لحظه خیلی بیشتر از نمازهام حال می‌کنه ههههههههههه وظیفه خودمون میدونم شاد باشم باخدا کلا با خدا عشق میکنم،راز پیروزی هم در متعادل خوردن و رفتار کردن :

        هر موقع گرسنه واقعی بشم میخورم و قبل سیر شدن دست میکشم ،به خودمم میگم چه با کلاس شدی مثل خارجیا غذا میخوری دیگه میرم دنبال کارهای خونم منم خونه دارم اما مربیگری آنلاین ورزشی هم هستم ،

        ازدواج کردم طی ده سال ده کیلو اضافه کردم اصلا از فرم خارج نشده بدنم الحمدالله اما از لحاظ ورزشی میدونم‌این وزن من نباید باش از زمانی هم که ازدواج کردم به لطف تشویق پدر شوهر مهربانم چاق شدم می‌گفت بخور عروس لرها شدی باید قوی باشی ههههههه،

        و اینم بگم البته در حد تعادل گاهی هم حسادت و  مقایسه رقابت هم خوب چون باعث میشه به خودمون بیایم تلنگری به خودمون بزنیم ببینیم خودمون کجای کاریم،هر چی هم که می‌خوایم و از خدا درخواست کنیم به لطف استعدادهامون و باورمون به خدا حاضر میشه حتما ،

        در پناه حضرت الله در شگفتی سازان ببینمتون ،

        دوستدار پیشرفت شما:

        خدا 

        استاد 

        و من

        \"🧚\"/
        \"🌸\"/
        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار مهلا
          ۱۴۰۲/۱۲/۰۹ ۱۴:۵۱
          امتیاز کاربر: 0
          محتوای دیدگاه: 60 کلمه

          سلام تینای عزیز،

          ممنون از پیام پر مهرت🌹

          درست میگی وقتی به عدالت خدا فکر بکنیم  می بینیم هیچ کم و کاستی در ما نیست و مقایسه کردن خودش یه جور ناشکری به حساب میاد.

          امیدوارم شما هم همیشه شاد و سرحال باشی و همینطور که میگی با انرژی برای خدا برقصی😉😉

          خیلی خوشحالم که اینجا دارم دوستای خوبی مثه شما پیدا می کنم.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا