انسان در طول زندگی آرزوهای زیادی در وجودش شکل میگیرد اما فقط تعداد ناچیزی از آنها محقق میشود.
تنها دلیل نرسیدن به خواستهها ایمان نداشتن به تحقق آرزوها توسط خداوند است.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.62 از 82 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم
میدونید استاد وقتی این دستنوشتها رو خوندم خیلی خوشحال و امیدوار و مطمئن و…شدم که من یه قدم دیگه نزدیکتر شدم به تحقق رویاها خواسته هام من خیلی لذت بردم از این دستنوشته بینهایت به توان هزار سپاسگزارم
من کاملا میپذیرم که فقط بخاطر اینکه به خدا ایمان نداشتم در جنبه های مختلف زندگی نتونستم خواستهام تجربه کنم چرا وقتی در بعضی از جنبه های زندگی بارها با آرزو خودم رسیدم و اونها رو به بهترین شکل ممکن تجربه و زندگی میکنم مثل بارها بارها شفا الهی رو من تجربه کردم الان دارم باهاشون زندگی میکنم خدایا شکرت
پس میپذیرم یعنی قبلا هم پذیرفته بودم اما درکشون نکرده بودم که ایمان به خدا نداشتن یعنی چی به نظر من ایمان به خدا یعنی اینکه باور کنی که کسی هست همیشه و همه جا همراهته و باور کنی که خداوند همواره مراقب و پشتیبان ما در زندگی باور کنی که خدایی داری که وعده داده تو درخواست کن و تصور کن اجابت شده باور کنی که تو نگران هیچ چیزی نباش بدترین بیماری من شفا میده تو نگران نباش من تمام مشکلاتتون حل میکنم پس به امید برآورده شدن خواسته یک قدم دیگه برمیدارم میرم جلو تا ببینم خدای من در دستنوشته بعدی برای من چه ارمغانی برام هدیه آورده
منم خیلی شنیدم الانم مادرم بهم میگه که شوهرت سر کاره خداروشکر کار داره یه قرون پول میاره بسته سلامت باشین دیگه بسته منظورش اینکه انتظار زیادی از خدا نداشته باشیم
بارها با رها با زبان بی زبانی میگه اینو داری خوبه دیگه همینکه یه ماشین داری خوبه زیادی میخوای چکار به جز دردسر و هزینه چیز دیگهای نداره و خیلی از این نصیحتها دارن
اینو که خیلی میگه همینکه دستت جلوی مردم دراز نیست خداروشکر کن یه نون میخوری صد تا صدقه بده
اصلا به نظر من قناعت کردن یعنی کلا درخواست نکردن میگن قانع باش به اون چیزی که داری وقتی پن قانع باشم دیگه جرائت درخواست کردن کوچکترین چیزها رو هم ندارم ولی من انسان قانعی نیستم من کلی آرزو دارم که میخوام بشینم بنویسم همه رو به خدا بسپارم
من هم این عقیده رو داشتم تا چند سال پیش فکر میکردم اگر فلان نعمت ندارم خدا صلاح ندیده به من بده چون خیلی میشنیدم که اگر خدا درخواستی کردی بهت نداد بدون که اگر میداد تو خوشبخت نمیشدم باعث رنج و دردسر مشکلات برات میشد اما الان چنین چیزی قبول ندارم اینو درک کردم من درخواستی داشته باشم خداوند بدو ن چون چرا اجابت میکنه میخواد به ضررم باشه میخواد به نفع من باشه از نظر ما خوب و بد داریم خداوند در سیستم چیزی بنام بدی نداره سیستم داره عمل میکنه براش فرقی نداره کی درخواست میده چکاره هست دکتر مهندس یا بیکاره
دور و بر منم پر از آدمهایی هستند که سالهاست آرزویی دارن هنوز برآورده نشده الان درک میکنم واقعا در اطرافیان من که اینجوری نماز میخونن روزه میگیرم انواع مستحبات و اجبات انجام میدن موهاشون بیرون نیست لاک نمیزنن و تازه به خدا هم خییییییلللللییییی ایمان دارن اما کلی آرزو دارن که هنوز بر آورده نشده دارم میبینم
منم قبلنا همین جور بودم آرزو داشتم بعد میگفتم مگه میشه چجوری میشه منکه یک ریال پول ندارم به چطور و چگونه رخ دادنش هم فکر میکردم اما الان چند ساله دیگه اینجوری فکر نمیکنم فقط درخواست میدادم الانا درباره درخواستم مینویسم الانم که یاد گرفتم که فقط دعا یا درخواست کنم بقیه شو بسپارم بخدا امید داشته باشم که خدا ند وعده کرده که دعای دعا کننده رو اجابت میکنم فقط باید ایمان داشته باشن
و چقدر شده که ارزوهامخط زدم بیخیالش شدم گفتمنه نه من نمیخوام اگر قرار من اینو بدست بیارم آدم بدی بشم نمیخوام
اما الان میگم من میخوام من سلامتی و تناسب اندام ایدهالم میخوام
من پول ثروت میخوام بذار بدستش بیارم تجربش کنم اگر انسان بدی شدم اون وقت تصمیم میگرم بمونه یا نباشه و من هیچ وقت تصمیمی نمیگرم به ضررم باشه من میخوام بذار آدم بدی باشم
من خونه بزرگتر میخوام بذار سختم باشه تمیز کردنش اون وقت یه کسی رو میارم تمیز کنه اونم از شادی من لذت ببره
م ن میخوام از خداو ند که تمام بدهی های منو پرداخت کنه من از خدا میخوام کمکم کنه تک تک آرزوهام تجربه و زندگی کنم
منم میخوام تمام مراحل تحقق آرزوهام به خدا بسپارم
من ایمان دارم تمام خواسته های من توسط خدا وند در شرف تحقق یافتن
خداوند برای همه مشکلات من بهترین راه حل داره
خداوند به پن کمک میکنه تا من تمام آرزوهام تجربه و زندگی کنم
خداوند من رو در صف تحقق آرزوهایم قرار داده و بزودی اونها رو تجربه میکنم
نگاه خداوندم اینکه بنده من نگران نباش نوبت تو رسیدی که یکی یکی پشت سر هم خواستهاتو تجربه و زندگی کنی سپاسگزار من باشی امین
هیچ کس نمیتونه مانع تحقق یافتن آرزوهای من بشه
استاد نمیدونم چرا سختم بگم احساس گدایی کردن دارم که بگم خداوند افراد زیادی رو در مسیر زندگی من قرار داده تا دستان خداوندم بشن به من کمک کنن تا آرزوهای من برآورده بشه امین
من عاشق همزمانی ها هستم و خدا ند همزمانیهایی رو برای من رقم میزنه که من زودتر از موقع مقرر آرزوهام تجربه کنم امین
من سرنوشتم با کمک خدا وند به بهترین شکل ممکن میسازم که بارها و بارها فریاد بزنم کی فکرشو میکرد
منم شفا گرفتن آرزویی بود که برام محال ممکن بود چون گفتم دکتر جوابم کرد ولی من به کمک خدا وند بزرگترین معجزه الهی دنیا رو با پوست و گوشت استخوانم تجربه و زندگی میکنم من بارها شفا الهی تجربه کردم فقط این بار محال و ممکن بود
لاغر شدن درآمد کسب کردن روابط عالی اینا که برای خداوند کاری نداره مثل آب خوردن در صورتی شفا هم برای خدا کاری نداره برای من امری محال بود
من هم این باور در ذهنم ایجاد میکنم قرار خدا وند به من سلامتی و تناسب اندام ایدهالم هدیه کنه
قرار خدا ند بدیهای منو پرداخت کنه
قرار خدا وند خونه ۱۲۰ متری نزدیک دانشگاه دخترمبا فول امکانات به من هدیه کنه
من دیگه هیچ آرزویی برام محال و ممکن نیست چون سختترین شرایط از نطر من که جواب کردن دکتر بود از نظر خداوند ساده ترین کار بود انجام داد برای من و لاغر شدن اینا که دیگه از نطر منم ساده ترین کار دنیاست از نطر خدا ند هزاران بار آسونتر
من واقعا تجربه کردم من یه خونه ای داشتم چون شریک بودیم طبقه اول هم بود بارها خواستیم تعمیر کنیم اما وقتی کسی آوردیم گفتن اگر این کارو کنید ممکن طبقه بالا خ آب بشه از ترس هیچکاری نکردیم اونجا زندگی کردیم
من این خونه رو میگم یه خونه ۹۰متری تاریک نمدا ر پر از سوسکهای ریز هر چقدر سم هم میزدم با تولید میشد خلاصه از نظر من محال بود کسی بیاد این خونه رو بپسندد بخره گفتم تا تهران هم رفتم آگهی دادم اما بعد از اینه کاملا ناامید شدم همسرم هم راضی نمیشد میگفت خونه دارم ب م مستجری به ناچار ندای میکردم با جاری روزگار میگذرونم در همون حین یه فردی اومد اصلا هم نمیشناختم خونه رو در ض سه روز خونه رو خرید منم اومدم اینجا رو خریدم
یا یه جای دیگه یه باغی داشتیم سه تا کرت بیشتر نبود شاید ۵۰ متر میشد به پول نیاز داشتیم تصمیم گرفتیم ا نجا رو به فروشیم گفتم کی میخره خیلی کوچیک چند روز بعد دیدم همسایه باغ ما که پسر خاله همسرم بود بازشو به یک فرد غريبه فروخته همون فرد باغ ما رو خرید که زمینش بزرگتر بشه هم خونه بسازه هم باغ داشته باشه
چند سال پیش میخواستم برای دخترم جهیزیه درست کنم اصلا پول نداشتیم تصمیم گرفتم طلاهام بفروشم یه مقدار از جهیزیه رو بخرم هر جا میرفتیم بدون فاکتور طلا نمیخریدن دیگه برام این امر محال شده بود کسی پیرا بشه طلا بدون فاکتور بخره یهو یه شخصی پیدا شد دستان خ ا ند بر روی زمین شد به ما فردیعرفی کرد که ا دستان خدا ند شد تا طلاها رو از ما بخره بدون فاکتور همزمان یها رخ داد تا من طلاها رو بفروشم
یا ما اصلا هزار تومن هم پس انداز نداشتیم کلی همزمانی رخ داد خدا ند کمک کرد کارهایی شیشه جور شد ما تونستیم چهل ملیون پس انداز کنیم تا ماشین پراید بخریم
یکی از همزمانیها این بود که شیشهای ایستگاه اتوبوسها نشکن هستن شیشه نشکن یعنی شیشهای که وقتی میشکنه ریز ریز میشه یهو میریزه آسیبی به کسی نمیزنه در حد خراشیدگی بعد این مدل شیشه ها وقتی هوا سرد بشه خود به خود میشکنه اصلاح شیشه برها میگن شیشه خودکشی کرده این میشد که این اتفاق زیاد میافتاد و همسرم از اون ه شیشه بر در کرج میگفتن بیاد درست کنه و اینم بگم هر کسی نمیتونه این شبشها رو نصب کنه این یه همزمانی بود که خدا ند رقم میزد تا ما بتوانیم پولی پس انداز کنیم
من مسئولیت و مدیریت و محقق شدن همه آرزوهایم را بخدا واگذار میکنم
من اطمینان دارم که خدا ند مسئول و مدیر و مدبر بسیار متبحر ای هست که میتواند تمام رویاهای پن را به حقیقت زندگی من تبدیل کرده و وارد زندگی من کند و به من هدیه دهد خدایا شکرت
من این جملات رو تکرار میکنم من به معجزات الهی ایمان دارمچند تا مثال از زندگی خودم میز نم تا برای ذهنممنطقی و باور پذیر تر کنم
من به برنامه الهی ام توسط خدا ند ایمان دارم من برای آینده وگذشتهام از خدا ندم سپا آرم یه تسبیح دارم که اینها رو میگم
من منتظر ایدها و الهامات خداوند هستم تا انجام بدم قدم به قدم به خداوندم کمک کنم تا رویاهام تجربه کنم من یاد گرفتم الهام از چه طریقی به من گفته میشه چند تا موردش یادم میاد
سلام و درود
پیرو این بخش از دیدگاه شما:
ستاد نمیدونم چرا سختم بگم احساس گدایی کردن دارم که بگم خداوند افراد زیادی رو در مسیر زندگی من قرار داده تا دستان خداوندم بشن به من کمک کنن تا آرزوهای من برآورده بشه امین
یکی از رسالت های انسان در دنیای مادی گسترش محبت و کمک به تحقق رویاهای همدیگه است
همانطور که اگه شما مسبب تحقق رویای کسی بشی خوشحال می شی دیگران هم این احساس را خواهند داشت.
خیلی وقت ها می بینم که فردی داره اصرار می کنه مثلا بستنی دوستش رو حساب کنه ولی دوستش به شدت مقاومت می کنه
درصورتی که باید اجازه بدیم انسانها از طریق محبت کردن به ما احساس بهتری پیدا کنند
و خودمون هم در به جریان انداختن این احساس مشارکت کنیم.
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیزو مهربانم و دوستان گرامی
استاد چقدددر زمان مطالعه هر جلسه برای من به موقع اتفاق میوفته چقدررر من لذت میبرم از این آگاهی ها ازتون سپاسگذارم
چطور ممکنه درست در زمانی که تصمیم اساسی گرفتم برای چندتا از جنبه های زندگیم و در من گرایش خیلییی زیادی برای اقدام کردن ایجاد بشه شما درست در زمان مناسب این آگاهی هارو با ما به اشتراک بذارید؟ این معجزه خداست استاد این همون هدایت خداست استاد
استاد دقیقا من در زمانی که گفتم من دیگه نمیدونمچطور تو باید منو با یک راه حل آسون لاغر کنی با تماااام وجودم از خدا خواسته بودم همممه وجودم شده بود خواسته لاغری، خداوند پاسخ داد خیلییی زود پاسخ داد چون من مسئولیت پیدا کردن راه حلی راحت و آسون رو به عهده خدا گذاشتم بله هدایت من به سایت شما برای من قطعا معجزه خداست.
خداوند از خیلییی قبل برای این خواسته ام که از بچگی در دلم بود منو آماده کرده بود چطوری؟ با ایجاد اطمینان نسبت به شخص شما، من با شما از طریق سایت استاد عباس منش عزیز آشنا شدم به قدری از دیدن فایل های شما ذوق داشتم که حد نداشت.اعتماد به شما از قبل در قلبم شکل گرفت اما من در مدار لاغری با ذهن نبودم استاد که اون موقع اصلا توجه نکردم وقتی شما در مورد حوزه کارتون صحبت کردید.دقیقا حجاب فرکانسی بود اووونقدر من باید از همممه روش ها ناامید میشدم تا برای آموزش شما آمادگی پیدا میکردم و برنامه ریزی خدا بی نقصه استاد در مناسب ترین زمان، زمانی که به خدا اعلام کردم من به هررر خیری که از تو بهم برسه فقیرم زمانی که گفتم از همممه جا بریدم دست خالی اومدم از تو کمک بگیرم دیگه نمیتونم تقلا کنم دیگه نمیتونم از پس این حجم از استرس و نگرانی بربیام و خدا معجزه کرد.
بله در گذشته هم بارها خداوند برای ما معجزه کرده ولی ما گوش شنوا چشم بینا نداشتیم ولی اون موقع هم خداوند کارشو کرد مثل همیشه عالی.زمانی که علی رغم همممه وابستگی که در یک رابطه سمی داریم به ما چنان قدرتی رو میده که خودمون رو بکشیم بیرون . زمانی که توی شغلمون یه خواسته ای داشتیم و خدا معجزه کرد. استاد من پرونده ای داشتم که بعد از مدتی واقعا از شرایط این پرونده به ستوه اومده بودم و در عین حال نمیتونستم استعفا بدم و اون زمان تازه با قانون جذب آشنا شده بودم فقط گفتم خدایا میخوام دیگه این پرونده جزء پرونده هام نباشه و درست یه چند روز دیگه خود موکلم گفت من میخوام یه وکیل دیگه ای بگیرم خودشون رفتن منو عزل کردن بدون اینکه درخواست کنن بخشی از حق الوکاله رو مسترد کنن بدون بحث بدون ناراحتی و من گفتم این معجزه اس.
اوایل امسال بود که گفتم دلم میخواد یه دوستی داشته باشم که مثل خودم باشه از لحاظ فکری سالم از هر لحاظ مناسب معاشرت باشه و فضای فکری مثبت داشته باشه چون وقتی با مباحث قانون جذب اشنا شدم از هر معاشرتی که فضاش منفی بود فضاش گله و شکایت بود دوری کردم باور نمیکنید همین یه ماه پیش بود داشتم فکر میکردم گفتم اااا من الان یه دوستی دارم که از هر لحاظ همونیه که درخواستشو داده بودم و خیلیی وقتا همدیگه رو میبینبم و موقع خداحافظی خیلی حالمون خوبه و جالبه که علایق و تفریحاتمونم مثل همه و باور کنید ایییینقدر ساده آشنایی ما اتفاق افتاد که من اگر تلاش میکردم هیچوقت به این سادگی رخ نمیداد چون واقعا دختر سالم و با شور و شوق زندگی و فضای فکری مثبتی هست.
من پارسال ماه رمضان بود که آخر سال بود که داشتم تو حیاط خونمون پیاده روی میکردم برای لاغری و از ته دلم گفتم خدایا برای لاغری کمکم کن فکرمو آروم کن خسته شدم.گفتم فکرم آروم نیست و انگار بهم الهام شد که تو با خودت در صلح نیستی.گفتم خدایا من نمیدونم چطور تو کمکم کن گفتم خدایا از حرفه و شغلم خسته ام ولی با این همه انرژی که براش گذاشتم و تنها راه درآمدم هست جرات ندارم نمیدونم چطور و کی باید از این کار بیام بیرون هنوزم نمیدونم کار مورد علاقه ام چیه فقط میدونم به این کار علاقه ندارم دیگه بسه برام گفتم خدایا تا آخر سال آینده ی کاری کن که من از این کار اومده باشم بیرون استاد باورتون نمیشه که چطور قدم به قدم برای این تصمیم اماده شدم توسط خدا آماده شدم و یه روزی چنان نیرویی در خودم حس کردم که گفتم دیگه ادامه نمیدم برای اینکار یه آن به خودم اومدم گفتم چطور؟ بعدش چیکار کنم فقط این صدارو شنیدم که فعلا کاری ک باید بکنی پرونده جدید نگیر. فعلا تا همین مرحله پیش رفتم و برای پرونده های جاریم که هنوز تمام نشدن و امکان استعفا ندارم گفتم خدایا خودت اینارو برام تموم کن من نمیدونم چطور و دارم نشانه هایی میبینم که با اتفاقات ساده روند جریان کارم جلو میوفته و تو دلم میگم این کار خداست.
تو همین اثنا بود که شما این دوره رو گذاشتید رو سایت و من مطمئنم برای بقیه مسیر خدا کمکم میکنه هدایتم میکنه.
استاد بینهایت ازتون سپاسگذارم بابت این آگاهی های ناب که به جون و دلمون میشینه. خدارو هزاران بار شکر میکنم که منو در مدار دریافت این آگاهی ها قرار داد.
استاد سایه تون مستدام باشه خیلی دوستتون دارم🙏🏻🌹🌹
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
من به تحقق آرزوهایم توسط خداوند ایمان دارم.
من خداوند را مدیر برنامه های خودم کردم.
من به معجزات الهی باور دارم .
تنها راه تحقق آرزوهای ما باور به تحقق آنها توسط خداوند هست. باید باورمون به خداوند رو قویتر کنیم باید به تحقق آرزوهامون توسط خداوند ایمان بیاوریم.
به نظر من هم ایمان خیلی مهمه وایمان داشتن برای ما انسانها واقعا سخته شرط اول تحقق آرزوها ایمانه وما به راحتی به خداوندو وعده هاش ایمان نمیاریم .باور کردن یک ایمان وباور قلبی میخواد وکسانی که ازین مرحله عبور میکنن به راحتی به خواسته هاشون میرسند وبر دوش خداوند سوار میشوند وخداوند اونها رو به مقصد میرسونه
ما بايد به خداوند ایمان بیاوریم اگر ایمان نیاوریم زندگی بر ما سخت میشه ودر بدحالی زندگی خواهیم کرد وشیطان بر ما چیره خواهد شد .
منم ایمانم در بعضی وقتها خیلی ضعیف میشه ونمیتونم باور کنم که من هم میتونم به خواسته هام برسم .واحساس ناامیدی میکنم ولی باید روزهایی رو یادم بیارم که ایمانم رو نشون دادم وخداوند کارها رو یکی یکی برای من انجام داد
من باید مثالهایی در زندگی خودم ودیگران یاد بیارم که به خداوند ایمان آوردم وخداوند کارها رو برام انجام داد.
مثال اول من بعد ازدواج جهیزیه ای نداشتم ولی به خداوند ایمان داشتم نگران نبودم درحالی که هنوز با این مباحث آشنا نبودم وخداوند وسایل خونمون رو به بهترین شکل به ما رسوند قبل اینکه حتی خونمون تکمیل بشه ما در حال ساخت خونمون بودیم وکارهای داخلش مونده بود وخونه مادر شوهرم بودیم و ازینکه جهیزیه نداشتم کمی حرف میشنیدم از خانواد ه ی همسرم ولی خداوند به طرز باور نکردنی جهیزیه منو شش هفت ماه قبل تکمیل شدن خونمون بهمون هدیه داد وهمه ازین موضوع متعجب کردن .
مثال دوم من همون اول ازدواج صاحب خونه ای تازه ساخت وعالی شدم وهیچ وقت مستاجر نبودم در حالی که همسرم اونموقع 26 یا 27سالش بود خونه مون رو از صفر شروع کرد وخداوند خودش آدمها و تجهیزات ساخت خونه رو میرسوند به طرز معجزه گونه برادرهای من الان نزدیک چهل سالشون هس ولی هیچی ندارن و دلشون به سهم الارث مادر وپدرم خوشه وازدواج نکردن در حالی که شوهر من تو 25سالگی ماشین داشت وازدواج کرده بود خواهرهای من هم هنوز خونه دار نیستن بااینکه چندساله ازدواج کردن پس من این رو معجزه الهی میدونم که همون اول زندگی یک خونه ی عالی داشتم وفقط یک سال ونیم خونه مادر شوهرم بودیم
یا خداوند همسرم رو به طرز عجیب وشگفت انگیز به من رسوند در حالی که من در خانواده ی فقیر وپراز مسائل ومشکل بزرگ شده بودم همسرم از شهری کیلومتر ها دورتر با یک جلسه خواستگاری ازمن خوشش اومد وما به عقد هم درومدیم بدون اینکه از خانواده من تحقیق کنن خواهر همسرم با خواهرم در یک دانشگاه درس خوانده بودند وبعد تمام شدن درسشان دیکه چندسالی باهم در رابطه نبودند خواهر همسرم منو تو خوابگاه دیده بود وبعد از سالها منو به همسرم که قصد ازدواج داشت معرفی کرده بود وهمسرم با دیدن عکسهای دوران خوابگاه ودانشگاه خواهرش که من هم در دو تا عکسشون که با خواهرم گرفته بودم حضور داشتم از من خوشش اومده بود و به خواستگاری من در شهر تبریز اومدن و همسرم عاشق من شد و بی صبرانه منتظر جواب من بود اینارو خداوند طرح وبرنامه اشو نچیده پس کی چیده همه چیز این همه عالی وساده وزیبا انجام شده کی میتونست این برنام ر اینطور عالی وبدون نقص بچینه من فقط یکبار به خوابگاه خواهرم مهمان رفته بودم وخواهر همسرم از من خوشش اومده بود من خواهران دیکه هم داشتم اونها رو هم دیده بود ولی منو به برادرش معرفی کرده بود .
یا من کارشناس ارشدم رو بدون هیچ کتاب وکلاس کنکوری قبول شدم از کتابخانه کتاب می خریدم و میخوندم یا کتابهای درسیم رو خوندم در بین ده تا بچه با اون همه سروصدا ودر یک اتاق خیلی کوچک که لحاف تشکهامون رو میزاشتیم وخیلی جای کمی برای من بود صبح تا شب درس خوندم و قبول شدم بدون هیچ حمایت وپشتیبانی از طرف خانواده من شبانه قبول شدم و امیدی به ثبت نام نداشتم چون هزینه داشت وهزینه اش برای خانواده ام سخت بود خداوند خودش دلها رو برای من نرم کرد خواهرم که پرستار بود واستخدام شده بود هزینه رفت و آمد وکتابها و شهریه ی دانشکاه رو پرداخت کرد ومن به دانشگاه تبریز رفتم واین خودش معجزه ی الهی برای من بود. سال بعدشم ازدواج کردم وهمسرم هزینه دانشگاه وبقیه مخارجم رو پرداخت کرد.الان که اینارو مینويسم ویادم میارم به قدرت وبرنامه الهی خداوند وبه وفاداري خداوند وزمانبندی الهی ایمان میارم و باورم قوی میشه
همون سال که کنکور ارشد میخوندم تصمیم گرفتم لاغر بشم هم درس میخوندم وهم متعادل میخوردم اولین کمی کمتر نون وبرنج میخوردم وروزانه صدتا تو همون اتاق کوچک درازو نشست میرفتم هر وقت از درس خوندن خسته میشدم اینکارو انجام میدادم البته اونموقع اصلا به جسمم توجه نمیکردم فقط همین کارهارو هرروز انجام میدادم ومتعهد بودم ومن بعد پنج ماه که کنکورم رو دادم واز اتاق بیرون اومدم به طرز شگفت انگیزی لاغر ومتناسب شده بودم وهمه تعجب کردن من اصلا خودم نمیدونستم لاغر شدم مامانم نگران شده بود نکنه مريض شده باشم. این هم یکی از تحقق شدن های آرزوهای من .
یا من چند سال پیش گوشی لمسی وهوشمن نداشتم وهمسرم نمیخرید سال 96 یک روز همسرم اومد خونه و دیدم گه یک گوشی خریده ومن خیلی خوشحال شدم واصلا باورم نمیشد من تا اونموقع تلگرام وواتساپ اصلا نرفته بودم چند روز بود خریده بود از همسایه مون یاد گرفتم ووارد تلگرام شدم ودر عرض چند روز یک گروه خانواده ایجاد کردم همه اعضای خانواده متعجب بودن اونها تلگرام داشتن از سالهای قبل ومن تازه گوشی خریده بودم وزود بلد شدم گروه زدم وهمه منو تشویق کردن البته شاید هنوز یک ماه نگذشته بود گوشیم به طرز عجیبی شکست بااینکه من خیلی ازش مراقبت میگردم وهمسرم ناراحت شد ودیگه گوشی رو درست نکرد و دلیل شکستن گوشیم هم ناشکری من بود میگفتم چرا کوچکشو گرفتی چرا مدلش پایینه بچه های کوچک گوشی های بزرگ دارن از مال من گرون تره وناراحت بودم بعضی ها هم میگفتن ومنو بیشتر ناراح میکردن
تا اینکه چند ماه بعد همسرم باز هم بدون اطلاع من گوشی رو برده بود درست کرده بود ووقتی رفته بودیم گوشیمو بهم داد ومن خیلی خوشحال شدم ومن طولی نکشید در دی ماه 96با قانون جذب به طور شگفت انگیزی آشنا شدم وخداوند رو شکر میکنم که منو به راه راست هدایت کرد داستان آشنایی من با قانون هم قصه داره نن به گروهی اد شدم ولی ازون لفت دادم ولی نمیدونم چی شد دختر دایی همسرم بازم به گروه ادم کرد ومن دیگه موندگار شدم وپله پله با اساتید جوان اومدم دورهها وپول اون دوره ها بهطرز معجزه گونه وارد زندگی من میشد من از همون اول به دوره ها پول دادم وراحت خریدم راحت یعنی مقاومت ذهنی کمی داشتم هر پولی دستم میومد هدیه یا یارانه ام برای دوره ها خرج میکردم وتا الان هیچ کس همسرم هم خبر نداره که من دوره ها خریدم تا اینکه چند سالی هست شاگرد استادعزیزم هستم .
خداوند همه کارهارو برای من انجام داد خداوند منو هدایت کرد من اصلا تا آن زمان هیج آشنایی با این مباحث نداشتم وخداوند دست منو میگرفت ومن با خداوند به جلو میآمدم
خیلی مثالها هست که بزنم که خداوند آرزوهامو محقق کرد ومن کاری نکردم به نظرخودم بعد آشنایی با قوانین جهان من آرامشم بیشتر شد قبلا شاید بدون آگاهی چیزهای خوب وبزرگ جذب کردم ولی حالا آرامشم بیشتره اونموقع خیلی ذهنم مغشوش بود وحالم خوب نبود روابط داغون داشتم ولی خداروشکر الان روابطم خیلی عالیه زندگیم فراوانی وبرکت در زندگیم بیشتره همه چیز طبیعی وارام آرام درحال تغییر کردنه زیاد دیگه تقلا نمیکنم بعضی وقتها احساسم بد میشه ولی میگم به وقتش به اون خواسته هام هم میرسم
امسال هم بعد سالها همسرم به خونه زندگیمون داره میرسه خونمون رو نماکاری کرد اتاق دخترم رو که سالها بود به خاطر اختلافات با خانواده همسرم انباری و کثیف کرده بود وبسته بود چون راه به حیاط خونه پدر شوهرم داشت باز کرد و وسایلش رو بیرون ریخت ودیوارهاش وکفش که خیلی کثیف وسیاه شده بود رو تمیز کردیم و ده روز پیش رنگ کاری کردیم به بهترین شکل و فرش وتشک پهن کردیم وخیلی عالی شده وبقیه وسایل اون رو خداوند در زمان مناسب به ما هدیه خواهد داد کارهایی که از همسرم بعید بود انجام بده چون همسرم خیلی مشغله کاری داره وهم شرکت میره وهم چندتا گاو داره به اونا میرسه چون علاقه داره وهم به کارهای پدر مادرش وخونه ی اونها میرسه واصلا به کسی نه نمیتونه بگه وهرکس یه کاری براش میگه واون میره وانجام میده چون اهل فن هست وکارهای فنی وجوشکاری خوب بلده اصلا به کار های خونه نمیرسید ومن همیشه باهاش بحث میکردم که اول خودت وخونه خودت برس بعد بقیه خونه ات داره خراب میشه واون اصلا اهمیت نمیداد من دیگه رها کرده بودم وبهش نمیگفتم تا اینکه امسال خودش دست به کار شده وداره کارهای خونه رو یواش یواش درس میکنه قرار شده اتاق خواب مارو رو هم چندروزه دیگه رنگ کنیم اتاق دخترم اینقدر رنگش خوب شده که آدم ذوق میکنه وهمسرم هم میگه چه خوب شده تابستون هم قراره بقیه خونه رو رنگ بزنیم به امید خدا
همة ی اینهارو گفتم که به اینحا برسم که خداوند خیلی عالی کار میکنه فقط ماییم که باید با احساس خوب زندگی کنیم حرکت کنیم وبقیه کارهارو به خداواگذار کنیم وبه تحقق وعده های خداوند ایمان بیاوریم .
ممنونم استاد عزیزم .
من همیشه فکر میکردم ادمهای پولدار از راه حلال پول در نمیارند
بهمین دلیل در مدار فقر بودم از وقتی باشما اشنا شدم نه تنها در تنلسب اندام بله تمام جنبه های زندگی تغییر کردمممنون از شما استاد عطار روشن عزیز
سلام
بی نهایت سپاسگزارم از متن فوق العاده و آگاهی بخشی که نوشتید و وجود ما رو از آگاهیهای نابی که خداوند به قلب مهربونتون تابانیده نورانی تر کردید
من فقط میخواستم نظر خودم رو در مورد اون مطالبی که اول فایل نوشتید بگم
من هم مثل همه شما از کودکی این حرفها رو زیاد میشنیدم که نباید از خدا چیزی بخواهیم و باید قانع باشیم ولی موضوعی که وجود داره اینه که این حرف یه جورایی کاملا درسته چون همه ما وقتی از خدا چیزی میخواستیم این خواسته مون رو به شکل یک نیاز و به صورت زبانی از خداوند درخواست میکردیم و این روش درخواست کردن از خدا کاملا اشتباهه و به قول همونا اصلا نباید اینجوری از خدا درخواست کنیم
درخواست از خدا وقتی به همراه احساس نیاز باشه فقط نیازمندی رو بیشتر میکنه
راه درخواست کردن از خدا قدم برداستن با احساس خوب و به قول شما انجام دادن هر ایده و الهامی که به ذهنمون میاد هست و اگر این موضوع رو از کودکی متوجه میشدیم میفهمیدیم چرا نباید از خدا درخواست داشته باشیم
به هر حال خدارو صدهزار مرتبه شکر میکنم که باز هم تونستم حداقل الان که ۵۲ سالمه این موضوع رو درک کنم و انشالله به لطف خودش بتونم درخواستهام رو به روش صحیح از خدا داشته باشم چون هنوز هم خیلی باید روی خودم کار کنم که بتونم این هنر درخواست کردن از خدارو درست اجرا کنم
باز هم تشکر میکنم از لطف و زحمات عاشقانه شما استاد بزرگوار و با محبت و برای هممون بهترینها رو از درگاه خداوند آرزو میکنم
نشان های دریافت شده
سلام بخالقی بیهمتای من
سلام براستاد مسیر رهایی منیت وتوجه نکردن وزبه بخش که ازرخودم هست ورنگاه عمیق به بخش که ازآن خداوند هست ونگاه جدید به جهان درخودم ایجاد کنم بینمرکه خداوند درجهان هرانسان چه کنجی رونهفته داده و چطوراون وانسان فقط با باور اون گنج به شکل ظاهری نه بلکه ازته قلب جه. امکانی براش ایجاد میکنه
اما برسیم به نگاه خداوند. زمانی که از عمق وجود درپی شناخت خداوند بودم نه برای خداوند نه سواد اهمیت داره نه سن ودنه توان جسمی و حرکتی که این سه مورد در من هم هستم که اول خداوند رو بهش شناخت کامل پیدا کنم اون توان اندازه توانی درک خودم نه هیچ فرد دیگه ای تغییر تو بعضی بخش مسیر بتوانم بدم مسیر های دیگه رو بهش دست پیدا کنم
به اینده دست آور برای آینده دلگرم باشم و بودنم که ابن مسیر برای همه یی جای کاره داره برای من که خانم خانه دارا هستم یی جای کاره این نقطه تو نگاه اون اهپیت خواستی بر خودر است های جون من با تغییر خودم شاید هیج زمان کاره گروهای دیگه رونتوانم انجام بوم ولی تو بخش خودم سنم توانی جسمی خود م دارم تو بهترین شکل انجام میدم پس کارمزتوبخش اهمیت خودش هست نه نکران هستمکه دارم مثل دیگران کارم انجام نمشه ونه احساسم بدهست پس توجای خودم وافکارم تو بخش خوبش داره به پیش میره شاید زمان نیاز داشنه باشه که به اون همه برسم ولی تو دید م دارم کلی تغییرعالی روپایی ریزی میکنم اول برای خودمونسل اینده خودم واین روشاید دیگران نداشته باشند شاید به این شکل به افرادهم سنم بگم میشه اره میشه که به این گناه هم دید
وفتی به دریافتی دوستانی که تو این بخس هستن نگاه میکنم متوجه میشم اگه فردی به شکلی این دریافتی حالا تودهربخش که هست بهش میرسه اون زمانهای فبلی من که به شکل راه کار می کشتم برای نجات از چاقی مشکلش اون فرد تو بخش بهتری بوده چون درخواست بهتری رو فرستاده و دست آورده بالاتری رو داره از زمانش به شکل بهتری سود معنوی میره واین زمان من بسیار خوشحال هستمکه این حس رو دارم که با ادامه داد من تو بخش خودم از خیلی افرد که هم اکنون تو همون شرایط ،سال فبل من دادن زندگی میکنن م هیچ عطر طمعی ازبوددن تواین مسبر بهشون نمیرسه تازه اگه تشویقی از طرف من صورت بگیره اصلا بهش هیچ توجه ندارن
پس من دارم دست اورد عالتری رو زمان و. سال دیگه به خودم میدم نگاهم به شکل خوبی داره تغییر. میکنه پس در آینده اون دست. اوردم وهم حتما بیشتر به شکل خیلی بیستر از من و ارده من و منیت من خواهد بود امروز با خودم یی عهد تازه بستم وفتی این جمله شما رو. دیدم که واین مسب تو بخش لاغری رو. قرار خداوند انجام بده تا امروز من این گذاشته بودم به حساب ذهنم که تغییر کرده ولی نه این درسن نبود باید بگمراین ذهنم روهم. خداوند تغییر داده من،تو این ،میانرفقط ،کسی بودم که واگاهی درست رواول کسب کرده بعد تحلیل کردم توبخش تغییر اون کاره خداوند بود پس اول خداود بخش اصلی و فرماندهی جسم رو تغییردادن که من اول اون بخش رو بهبود بخشدم در اثر بهبودتان بخش دست آورده آینده به شکل کامتری به من میرسه
حتی ایدهای در راه هست من روشون دارم خوب کاره می کنم باوره رو بسیار قویی دارم میکنم میدونم که حتی ودری بهتری رو به افکارم درام میدم هم زمانی خوبی برای من ایجاد شده
دست پیدا کرن به اگاهی دوستان و هم جنین اگاهی من برای دیگران این سیستم یی چرخه هست که من جزویی از این کل هستم هستم پس تو بخش خودم دارم اون سیتمی بودن رو به شکل کم نقص دارم انجام میدم من مانع نیستم بلکه من هم جزوه همین جرخه هستم که داره تو بخش این مسیر هم به شکل درست کاراش انجام میده پس برای همین درک هم از خداوند تشکر وسپاس بیکران دارم بودن بی علت نبوده باید این زمان من هم هستم توابن بخش باید حتمابابد منباشم میشد و این کاره همه برنانه ریزی خداوند هست همزمانی هر فرد رو تو این مسبر فبلا چیدمان کرده که با جه گروهی حنی باشه جه زمانی تو کودم بخش وارد بشه چه دست بیاره از تلاش همون فرد از کودم در خواست که داشته بهر ببره اگه نگاه من فقط تویی بخش هست توجه به هیچ بخش دیگه نداشتم حالا اگه حتی به اجبار و سختی خودم وارد ابن مسیر جدید میگردم به نظرم هیچ چیزی ازش دست کیرم نمی شد اگه حالا هم تو دیگاه جیزی رو مینویسم که اول خودم اون درک کردم و اون متوجه شدم هم بازم اون از خداوند هست که با هر در خواستم تو جندین بخش اون پروش بدم مراحل رو طی کنم
تومسیرهای تازه نو قرا بگیرم اون تو سن من که هیچ بهانه نداشته بشام که نشد نتواستم افرادی که در کنارم بودم آنچنان موفق نبودن این ربهانه از من گرفته پس تلاشم رو به اندازه یی جوان دارم. تو این مسیر میزارم کلی زمانی که شاید بیهوده طی میشد شده کلی آگاهی دانش توانی درک اونتوسن من که تونگاه حداوند اصلا سن اون اهیمت رو نداره ولی تازه متوجه شدم برای من آن هماهمیت داره که باید بهش یی خط باطل بکشم که اون دیگه نداشته باشم زاویه به نگاه یی جوان بهش نگاه کنم نه فردی مسن بازم به ارده شخصی توجه نکنم این باید باروه داشته باشم زمان من موفق مسیر هستم که این بخش رو واقع بهش احاطه داشته باشم ولی با این زمان وقت بازم موفق بودم خیلی بهتر شده ا ین بخش رو هم دارم این حزویی از من هست انکارش نمتوانم بکنم ولی میتوان بهش کمتر اهمیت بدم که کارم به شکل بهتری به پیش بره
دست اودرم تواین زمان مسیرهای چیده شده که دارم اونها رو به شکلی که فابل قبول اول خدایی خودم باشه ودر مرحله بعد خودم هم راضی باشم که دارم به شکلی خوب انجام میدم کم کرسی هم داشتم ولی با استمرار دارم بهش شکل کامتری انجام میدم
چندین ترس که داشتم کم رنکش کردم به شکل بهتری در برخورد با اون عمل می کنم کلی باوره اشتباه رو کم رنک کردم باورها بهتری جاگزین اون کردم و در مراحل اولیه داره خوب جواب میده با هرعمل خوب من یی پله هم به دریافتی من اضافه میشه ایدهای خوبی به ذهنم می رسه که اگه باوره ایجاد کرده باشم اون وایده کار ساز خواهد بود چون آسون هست نباید به چشم نشدن بهش نگاه اگه ایده ساده یعنی شدنی اگه پیچیده بود اون نشون از نشدت هست چون توان من و امکانات من دورنش نیوده و این ایده از من بوده ار بخش منفی بوده که امکان انجامش برای من اصلا نیست.اگر بشه حتما با شکست یا بخش ارده شخصی خودم بود که من تمام سعی خودم دارم تو این بخش می زارم که اون کم رنکش کنم انشالله که موفق بشن اون کم کنم انشالله
خدا پشت وپنا هتون یا حق. نگه دارتون
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت استاد گرامی …من از وقتی یادمه بهمون این جمله رو یاد دادن که هر که مقرب تر است جام بلا بیشترش میدهند ما هم با این باور که اگر هر چه بیشتر درد ورنج بکشیم خدا بیشتر دوستمان میدارد بزرگ شدیم حالا میفهمم که اینا برای پیش بردن امیال خودشان این حرفهای مزخرف را به گوش ما کردن .یا یکی دیگه این که پول چرک کف دسته ..درصورتی که پول خیلی مقدس وقابل دوست داشتن هست واز این جور حرفای بیهوده مغز مارا به یک انبار پراز حرفهای منفی در اوردن .من تصمیم گرفتم که نگرشم را تغییر دهم و جور دیگر فکر کنم.به امید اصلاح باور هایمان
باسلام خدمت شما استاد عزیز
از کودکی به من هم آموخته بودند که در زندگی آن چیزی را به دست خواهی آورد که خداوند در سرنوشت تو قرار داده است و اگر خیر و صلاح تو نباشد هر چقدر که التماس و خواهش کنید از خداوند بخواهی به تو داده نخواهد شد،
و چقدر باورهایی این گونه که مثالهای آن زیاد هستند در ذهن من مثل گفتن اینکه اگر حجاب خوبی نداشته باشیم خداوند ما را از تار موهایمان آویزون میکند و در آتش جهنم میسوزاند،
آیا به راستی خدای جهانیان این چنین بیرحم است؟
و این اشتباه سالیان سال من بوده که خدا رو چگونه شناخته و از او چه چیزهایی میخواستم،
ترس و شک و نگرانی در رابطه با کارهایی که ممکنه منو گناهکار کنه و خداوند دیگه منو دوست نداشته باشه تا خواسته منو اجابت کنه باعث شده بود که همیشه نمازهای خودم رو از روی ترس بخوانم و نگران این باشم که نکند مجازات و عذاب جهنم را خواهم کشید،
۲۳ سال در اشتباه و در افکاری ترس آلود در برابر جسم خودم ذهن خودم و خدای مهربان از روی نادانی و جهل زندگی خودم رو سپری کردم،
اما با بودنم و هدایتم به مدت دو سال در این سایت فوق العاده خوب و عالی و تغییر باورهای خودم که واقعاً بهش نیاز داشتم و از خدا خواسته بودم،و به نظرم یکی از اولین تجربیات رسیدن به خواستههام همین هدایتم به سایت بوده که خواستار تغییر از خداوند بودم و الان به مدت دو سال در این مسیر خوب هستم،
من با آگاهی و دانش فهمیدم اگر در راه خودم ان تظارم را از خداوند با احساس خوب بیان کنم و خواسته خودم را بخواهم چه اون خواسته مادی باشد و چه معنوی من حتماً و بدون شک به آن میرسم
مثل سلامتی خودم که هیچ وقت در این دو سال یادم نیست که اذیت شده باشم و یا من دردی رو تجربه کرده باشم و هر زمان که حس خوبی دارم و از سلامتی خودم بیشتر سپاسگزاری میکنم باز هم سلامتی من بهتر و بالاتر میرم که همیشه خواستار نعمت سلامتی از خداوند بودم اما نمیدونستم برای داشتن سلامتی چرا ترس نگرانی از خوردن غذاها برای درد معده گرفتند و داشتم و الان که قدرت ذهنم رو به دست آوردم و هم مسیر با اراده خداوند شدم دیگه نگران آینده جسم خودم و سلامتی که همیشه دارم نیستم،
اون خدای واقعی است این خدای جهان و خدای من است که مرا آفریده و به همه وعدههای خودش عمل میکند و تمام خواستهها و نعمتهای خوبش را بر من میفرستد تا زندگی لذت بخشی را تجربه کنم،
و من این خدا رو میپرستم و دوست دارم خدایی که برنامهریزی زندگی من رو به دست خودم داده تا انتخاب کنم با افکاری خوب چه چیزی را از زندگیم دوست دارم تجربه کنم،
و من به این خداوند توکل و ایمان دارم و میدونم که با احساس خوب در مسیر رسیدن به تمام خواستههای خودم میرسم و سپاسگزار تمام نعمتهای خوبی که میخواستم و الان دارم هستم خدایا شکرت،
باتشکر ازشما
بنام الله یکتا و تنهاترین قدرتمندرین مالکترین و حامیترین و همیشه حاضرترین خواهان عاشقترین پیشرفت ما،
پیشرفت ما یعنی تسلیم خدا بشیم فقطعشق و خال کنیم باهاش یکجاهایی صفحه های نور را که برنامه های پیشرفت ما هستم میزاره جلمون میگه یک اثر انگشت بزن که قول میدی به من اعتماد داری هنوز و حالتو شاد نگه میداری و دوباره بهمون میگه برو برای خودت برقص شادی کن غمت نباشه من هستم خداوند همه اینها و کارها و بهاطره عشقی که به ما داره برای حال خوب ما انجام میده خوب من برای چنین خدایی نمیرم دورش نگردم رقصو پایکوبی با قلبم براشانجام ندم از خوشحالی و جیغ و دست و سوت و فریاد واااای الان از قسمت باورسازی زندگی با اراده خداوند اومدم این فایلو خوندم
ادغام و ترکیبی در وجودم از قدرت خدا راه افتاده که هیدر درونم دارم میرقصم ،
استاد سلام و درود رحمت خدا و هر چه خیرو نیکی و اسایشو ارامشو برکتو سلامتی عشق خداست هر لحظه فزاینده به زندگی شما استاد ارجمندو گرامی جاری باش الهی امین ،
استاد خدا روزتون را بسازد که روزهای مارا آنقدر به اراده خداوند و خواست خدا دارید میسازید انشاالله خداوند همیشه عشق و هر آنچه که از خودش میخواهید حال خوب و آزادی را نثار شما کند،
پیشرفت کعنیویشرفتو الان دارم کمی تازه کمی میفهمم کو تا من بفهمم ک ه تا انوموقع از خوشحالی زنده بمانم انشاالله،ههههههههه،
استاد پیشرفت یعنی قدم به قدم به خدا در راه خدا رفتن و مسیر را با لذت درککردن حالا،
با لذت درککردن یعنی چی؟یعنی اینکه خداییداریم که به من میگه تو ففطمنو انتخاب کن از من بخواه بقیشو برو برای خودت شادی کن و اطمینان کن به من دیگه هداذاز این بهتر جایی هست نه والله ،
من الان تو ابرهام از اون فایل باور سار زندگی به کمک اراده خداوند اومدم زندگی با کمک خدا همینطوری شادم به اراده خداوند و دارم لذت میبرم پیشرفت میکنم
و آنقدر رسیدن به خواسته هام برام استان و دست یافتنی در نظرم آمده الان به خودم گفتم چت بوده تا حالا فقط عجله واسه چی داشتی ؟میخواستی چاق نشی تا این درسها رو یادنگیری ؟وایچه با حال چاق شدم تا پیشرفت کنم همه جوره خدایااااا شکرت المندالله
استاد از خداوند بینهایت سپاسگزارم از شما هم سپاسگزارم تا بینهایت هووووراااااا خدایا ممنونم خدایا .
واقعا نمیدونم چطوری از چه بخشهایی که خدا میخواد دارم از تو فایلها ید در میارم هر چی هست خدایا اراده اوست خدایا شکرت استاد خیلی ممنونم عالیانوزشمیدهسد با قلبتون خداوند انشاالله جاری به هر لحظه از قلبتان خدا یادتون کنه که مارو شاد میکنید یا قدرت خداوند ممنونیم .یوهووووووو واقعا .
نشان های دریافت شده
به نام خدای نور… بی نهایت ِ مهربانی که همیشه فراتر از انتظار ماست..
درود و احترام خدمت استاد عزیزم و هم کیهانی های هم مسیر نازنین 🦋
خدایا بابت فرصت طلایی حضورم در این دوره ی شگفت انگیز سپاسگزارم.
خدایا بابت آگاهی های ارزشمندی که از استاد عزیزم می آموزم سپاسگزارم.
خدایا سپاسگزارم که همیشه فراتر از اونچه آرزو دارم، برآورده می کنی.
★☆گام هشتم: من به تحقق آرزوهایم ایمان دارم.
به لطف خدای مهربان از وقتی به این مسیر زیبای بهشتی هدایت شده م، و دوره های ارزشمندی که یکی پس از دیگری شرکت کردم، اونقدر بیش از گذشته، برآورده شدن آرزوهای کوچیک و بزرگ فراوان، فراتر از حد انتظارم تجربه کردم، اونقدر آگاهی کسب کردم و همزمانی های بی شمار و لذت بخش دیدم، اونقدر شناختم از خداوند و قوانین جهان هستی بیشتر حقیقی تر و عمیق تر شد، که دیگه به لطف خدا، به آنچه که دوست دارم داشته باشم و تجربه کنم، به چشم آرزو نگاه نمی کنم، و هر چیزی به ذهنم میاد، یک -خواسته- است که فقط باید باهاش همزمان و هم مدار بشم، که لازمه ی این همزمانی و هم مداری، احساس خوب، و اطمینان به هدایت و الهام الهی هست. به ویژه از وقتی که دوره ی جدید رو به لطف خدا و آموزش های ارزشمند استاد شروع کردم، و باورهای جدید در ذهن و درونم ایجاد کردم، و اون آرزوی قدیمی چند ساله م که پذیرفته بودم بهش نمیرسم و براورده شد، اطمینانم به قوانین هستی، خدای جدیدم، و باورهای جدید قشنگم هزاران هزار بار بیشتر شده.
حتی این موضوع برای اطرافیانم هم قابل باورتر شده.
دوستی صمیمی و بسیار آگاه و علاقمند به حوزه ی ببداری درون و قانون جذب دارم، که در این موارد بسیار با هم گفتگو میکنیم.
قبل تر همیشه میگفت تو ارتعاشت برای جذب فوق العاده ست، فقط کافیه استرس نداشته باشی و حال دلت خوب باشه.وقتی ماجرای این آرزوی قدیمیم رو که در همین دوره براورده شد، براش تعریف کردم بی نهایت خوشحال شد و میگفت تو چیکار کردی دختر ؟! من حتی واسه خودمم دلگرم تر از قبل شدم و همش تو رو الگو قرار میدم و به خودم میگم: ببین! السا چنین أرزوی دور و محال و عجیبی رو چقدر سریع جذب کرد! تو هم میتونی پس! خدای تو و خدای السا یک خداست. او تونسته تو هم میتونی…
و من چقدرررر از شنیدن این حرف ها خوشحال شدم، و چقدر خدا روشکر کردم و به خودم یاداوری کردم که من هرچه ارزوهای بیشتری تجربه کنم، به رشد و گسترش جهان کمک بیشتری کردم و فرد مفیدتری هستم و این هم یک نمونه اش که حتی میتونم الگوی دیگران بشم و باعث شدم براشون شوق و انگیزه ایجاد شه که میتونن حتی ارزوهای به ظاهر محال شون رو جذب و تجربه کنن.
از وقتی در دوره ی جدید هستم ، باور سازی بسیااار برام آسان تر شده..خب البته یک سال و چهار ماهه مداوم و مستمر ، در مسیر هستم و با هر شرایطی هدف و تلاش اولم داشتن و گسترش حال خوبم بوده، سمعا و طاعتا هر چی که از استاد عزیزم آموختم پیاده کردم ، طبیعتا این بین روزهایی هم گذروندم که احساسم خوب نبوده و نگرانی هایی داشتم اما تونستم با همین مسیر با همین فایل ها، با صحبت ها و صدای استاد عزیز، تعمدا حالم رو خوب کنم.
پس هر چه پیش تر رفتم، فضای غالب ذهنیم مثبت تر و پایدار تر از قبل شد، منفی ها کمرنگ تر شد، و وزن باورها و نگاه جدیدم به خداوند بیشتر شد. و الان در مقایسه با سال گذشته، باور سازی جدید یکی از کارهای بسیار راحته برام.
تجربه ی این دو هفته و همین طور دیروزم رو در این مورد براتون مینویسم و تقدیم تون میکنم چون به شدت و بسیار فراوان بهم حال خوب داد: (ببخشید که با جزیات مینویسم، هدفم شفاف سازی برای چگونگی باورسازیه و تاثیر اون هست) :
★اولین باور جدیدی که با شروع این دوره، براحتی در من شکل گرفت باور توحید واقعی بود:
“من برای تجربه ی خواسته هام به هیچ چیز جز خدا نیاز ندارم”.
یک هفته نشده بود با این باور شگفت انگیز زندگی میکردم که ارزوی قدیمی بزرگم که به ظاهر برام دور دست و محال بود، رو براحتی تجربه کردم.
★تجربه ی این باور به من جرات و شجاعت داد تا آرزوهای دیگه م رو هم بزرگتر کنم و از خدا بخوام و تجربه شون کنم.
یکی از اون ها ارتقا مالی بود.
با اینکه به تازگی باورهای جدید در ذهنم درست کرده بودم و در حال تجربه ی افزایش 3 برابری بودم، اما بازهم ندایی درونم تشویقم میکرد که برای افزایش 30% بعدی گام بردارم…
راستش در ابتدا یکم احساس ترس کردم، مخصوصا که تا پیش از این اسفند ماه، ماه کم شدن ترافیک کاریم بوده بخاطر نزدیکی به تعطیلات عید (من در دانشگاه برای دانشجویان مقطع پی اچ دی و تخصص گروه های پزشکی ، تدریس میکنم، و در کنارش ، از وقتی وارد سایت و دوره ها شدم به لطف خدا و آموزش های ارزشمند استاد عزیزم، حوزه ی تدریسم رو بصورت خصوصی برای کنکور ورودی پی اچ دی و تخصص هم گسترش دادم، قبلا در این حوزه کار میکردم اما اصلا گسترش نداشت و گاهی وقتی بود).
در ابتدا تقویم اسفند ماه یک مقدار نگرانم کرد… و با خودم گفتم ولی اسفند برای دانشجویان و متقاضیان دکتری و تخصص ، ماه پرکاریه چون همشون شاغل هستن و درگیری شغلی و پایان سال مالی و خونه تکونی و سفرهای نوروزی زیاده، شاید از کلاسهای خصوصی استقبال نکنن.
اما خیلی سریع به خودم امدم و با خودم گفتم: خداوند تقویم نداره. خداوند زمان و مکان نداره. پس رزق و همزمانی های خدا هم زمان و مکان نداره، پس من افزایش 30. درصدی رو در همین ماه اسفند تجربه میکنم.
در گام بعدی باید روی احساس شایستگیم کار میکردم و افزایشش میدادم. پس وقت گذاشتم و با حوصله دلایل متعددی پیدا کردم و نوشتم که من شایستگی این افزایش رو دارم ، هر چه بیشتر دلیل پیدا کردم و نوشتم، احساس خوبم بیشتر و بیشتر شد.
دلایلم رو که نوشتم، در گام سوم بابت تجربه ی این افزایش پیشاپیش شکرگزاری کردم و دیگه از هر چیزی ذهنم رو رها کردم و مشغول لذت بردن از زندگیم شدم.
این ماجرا برای دیروزه، یعنی روز جمعه، که طبیعتا یک روز کاری هم نیست. و من همیشه روزهای تعطیل بخاطر اینکه استراحت عمیق تری داشته باشم، شماره ی کاریم رو افلاین میکنم. دیروز ظهر به بعد یه حسی بهم گفت شماره ت رو از فلایت دربیار، شاید از دانشگاه یا مدیر گروه کار ت داشته باشن.
از اونجا که این مدت شناخت و عمل به الهامات برام خیلی روشن شده، سریع شماره م رو از فلایت دراوردم.
همینکه انتن گوشیم وصل شد، یک تکست دریافت کردم!
مدیر گروه یکی از دانشکده ها بود نوشته بود : در خصوص ازمون دکتری هر زمان که وقت داشته باشید صحبتی داشته باشیم.
و فقط خدا میدونه چقدر خوشحال شدم از این نشانه!
من فقط شاید دو سه ساعت روی باور جدید کار کرده بودم .. و به همین سرعت نشانه ها از راه رسید…🤩
بهشون برای عصر جمعه تایم دادم…کاری که در 12-13 سال سابقه م نکرده بودم 🙂
عصر تماس گرفتن…
باز تا عصر قبل تلفن ایشون، یکی دو مرتبه باورهای جدیدم رو مرور و سپاسگزاری کردم.
عصر که ایشون زنگ زدن ، با اطمینان کامل. و بدون ذره ای تردید، شرایط جدیدم برای قرارداد جدید رو مطرح کردم.
ایشون هم سیر تا پیاز شرایط کلی و جزیی که من گفتم، با کمال میل و اشتیاق استقبال کردن. بدون ذره ای تردید…بدون ذره ای مقاومت، بدون ذره ای چونه زدن درباره شهریه کلاسها (اتفاقی که بارها بی شمار میفتاد و الان نیفتاد. خدایا شکرت)
گفتن فرم قرارداد رو همین الان تلگرام میفرستم شما پرکنید امضاش کنین برای ما بفرستید تا از چهارشنبه دوم اسفند دوره جدید کلاسها رو شروع کنیم. و در کمتر از یک ربع، همه چیز اوکی شد…! و گفتن شماره شبا بفرستید تا پیشاپیش حق التدریس تون رو براتون ارسال کنیم. اتفاقی که هرگز نمیفته! چون طبق قوانین دانشگاهی، مدرس بعد از پایان دوره ی تدریس باید حق التدریس دریافت کنه! و من همون دیشب حق التدریسم رو هم گرفتم…! و شب از خوشحالی نمیتونستم بخوابم 🤩
از خوشحالی اینکه چقدر راحت جذب کردم… چقدر راحت باور سازی کردم…چقدر سریع ذهنم باورهای جدید رو پذیرفت و چقدر سریع همه چیز همزمان شد…
خدایا شکرت.
خدایا سپاسگزارم
استاد عزیزم چراغ روشن راهم سپاسگزارم.
سپاسگزارم که با دوره ی جدید، راهنما و راهبر و پیامبر ما به فصل تازه ای از معجزه های الهی شدید، و در همسایگی بهار، باعث شدید با بهار تازه و شگفت انگیزی روبرو شیم 🌱💮
الهی امید همیشه در قلب تون فزاینده تابان 🦋
تا باد چنین بادا…
نشان های دریافت شده
سلام خانم السا عزیزم ، هم مسیر گرامیم،
واقعا خوشحال شدم از خوندن دیدگاهتون ، بسیار عالی بود ، چقدر لذت بردم و اشک ریختم ، سپاسگذارم برای این نوشته ی زیبا و انگیزه بخشتون،
نازنینم امیدوارم همیشه در سایه ی لطف الهی به تمام آرزوهای خوبتون برسید و برامون از موفقیت هاتون بگید،
بازم ممنونم که من رو تا این حد به ذوق آوردید و ایمانم رو به تحقق آرزوهایم به اوج خودش رسوندید ،
در پناه خداوند باشید :))
نشان های دریافت شده
درود و مهر نازنینم
سپاسگزارم از همراهی تون و وقتی که گذاشتید برای خوندن دیدگاهم و پاسخ نوشتید 😍
امیدوارم همیشه اشک های دُرين تون از شوق تجربه ی خواسته هاتون بریزه 💜
نور و عشق در قلب و لحظه هاتون جاری و مواج دوست عزیزم
می سپارم تون به قشنگ ترین اتفاق های کائنات 🦋
نشان های دریافت شده
خواهش میکنم ، لطف دارید ،
بازم سپاسگذارم …
:*
:*
:*
سلام و درود
از خوندن نوشته خوش احساس شما لذت بردم.
چقدر خوبه که شما و دوستان درباره نتایج و احساسشون در سایت می نویسند
خواندن نتایجی که ردپای خداوند رو در زندگی افراد اثبات می کنه خودبخود باعث ایجاد آرامش در وجود خواننده و تقویت باور کمک خداوند برای تحقق خواسته ها می شه.
از شما سپاسگزارم که به این زیبایی مراحل تحقق خواسته خود را شرح دادید.
یکی از موهبت هایی که با قرار گرفتن در مسیر روشنگری نصیب ما میشه نعمت مشاهده حضور خداوند در جریان زندگی است.
اینکه شما به این زیبایی و وضوح حضور خداوند و معجزات الهی را فارغ از زمان و مکان شرح دادید نعمتی است که همه انسانها از آن بهره مند نیستند.
ضمن تبریک به شما دوست عزیز بابت احساس عالی که در من ایجاد کردید سپاسگزارم.
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
درود و مهر استاد بی نظیر و عزیزم
وقتی پاسخی که لطف کردید زمان گذاشتید و با انرژی هرچه تمام تر ، با حوصله نوشتید، خوندم ، از شدت خوشحالی ضربان قلبم بالا رفت.
الهی شکر وجود آگاه و نازنین تون.
چقدر خوب تره که شما استاد عزیز ما ، پیغمبر اعجاز و چراغ روشن راه ما هستید. 🦋
من که به شخصه هر چه در این مدت یک سال و نیم دارم، به لطف خدا، از آموزش ها و آگاهی های شماست. و با تمام جان، مدیون تون هستم.
و اینکه شما با این دقت نظر و احساس مسئولیت، هوای ما شاگردهاتون رو دارید، بیش از پیش ما رو دلگرم میکنه که به جبران خوبی ها و لطف تون، بیشتر پیشرفت کنیم، نتایج بهتر کسب کنیم، و زندگی مون رو ایده آل تر از پیش خلق کنیم.
قدردان تون هستم و با تمام وجود در مقابل تون، به احترام، نی ایستم 🙏🦋💮
الهی سایه تون برقرار
تا باد چنین بادا