0

لاغری با رژیم غذایی؛ راهی که هیچوقت جواب نداد! (گام ۶)

لاغری با رژیم غذایی
اندازه متن

لاغری با رژیم غذایی، رایج‌ترین راهیه که بیشتر افراد چاق برای کم کردن وزن بهش پناه می‌برن.

فرقی نمی‌کنه چند سالمونه یا چند بار تصمیم به لاغری گرفتیم، تقریباً همه‌مون حداقل یه بار با یه رژیم غذایی سخت، چالش‌هامون رو شروع کردیم… و خب بلافاصله هم فهمیدیم که چقدر سخته! 😩🥄

توی این مقاله می‌خوایم خیلی صادقانه و علمی درباره‌ی لاغری با رژیم غذایی حرف بزنیم؛ اینکه چرا با وجود تلاش زیاد، این روش اغلب ما رو به مقصد نمی‌رسونه و گاهی حتی دورترمون می‌کنه.

لاغری با رژیم غذایی؛ واقعاً جواب می‌ده؟ 🤔🥦🏃‍♀️

اگه از هر آدمی توی این دنیا بپرسی: «به نظرت چجوری می‌شه لاغر شد؟» تقریباً مطمئن باش که جوابش یه چیزه:

باید بری سراغ رژیم غذایی و در کنارش هم ورزش کنی! تا شاید لاغر بشی 🍽️💪

فرقی هم نمی‌کنه از یه آدم چاق بپرسی یا یه آدم لاغر. خیلی‌ها باور دارن که لاغری با رژیم غذایی و ورزش تنها راه نجاته! 😅

راستش این طرز فکر از یه جای خیلی قدیمی میاد. شاید قرن‌هاست که ذهن بشر با این ایده درگیره که برای لاغر شدن، باید کمتر بخوریم و بیشتر بدویم. 🕰️👣

و خب، اگه بخوایم منطقی نگاه کنیم، به نظر می‌رسه که حرف حسابیه. بالاخره کسی که اضافه‌وزن داره، طبیعیه که فکر کنه با کم‌خوردن و تحرک بیشتر می‌تونه به تناسب اندام برسه. 📉🏃‍♂️

اما پشت این تفکر یه باور خیلی قوی‌تر خوابیده که خیلی‌ها حتی بهش فکر نمی‌کنن:

ما از ته دل باور کردیم که چاقی یعنی زیاد غذا خوردن! 🍔➡️⚖️

و وقتی این باور ریشه‌دار تو ذهنمون شکل گرفته، طبیعیه که ذهنمون فکر کنه راه حلش هم ساده‌ست: «بخور کمتر، لاغر شو!»

همینه که باعث شده خیلی‌ها برای رسیدن به اندام ایده‌آل، دلشون رو به لاغری با رژیم غذایی خوش کنن… حتی اگه بارها شکست خورده باشن. 🌀🥲

چرا لاغر نمی شم؟

چرا لاغر نمی‌شم؟! 🤷‍♀️🥺

راستش خیلی وقتا دلیل اینکه لاغر نمی‌شیم، نه توی بدنمونه، نه توی ژن یا متابولیسم… بلکه ریشه‌ش توی نگرش و افکاریه که نسبت به «لاغری با رژیم غذایی» داریم. 🧠🍽️

اگه یه نگاهی به آدم‌هایی بندازیم که اضافه‌وزن دارن و کلی رژیم گرفتن، می‌بینیم خیلی‌هاشون با اطمینان می‌گن که رژیم جواب نمی‌ده! اما با این حال، باز هم می‌رن سراغ یه رژیم جدید، یه برنامه‌ی غذایی تازه… چرا؟

چون دنیا از بچگی توی گوشمون خونده که:

اگه می‌خوای لاغر شی، باید بری سراغ رژیم غذایی گرفتن! 📋🥗

🔑 قدم اول برای رسیدن به تناسب اندام واقعیه اینه که با خودت رو راست باشی و قبول کنی که:

❌ با لاغری با رژیم غذایی نمی‌تونی برای همیشه لاغر بمونی.

💡 اما چطور بفهمی واقعاً این باور توی وجودت نشسته؟

اون لحظه‌ای که دیگه حتی فکری هم به رژیم‌های غذایی نمی‌کنی… همون لحظه‌ایه که بدونی راهتو پیدا کردی. ✨🛤️

اما یه نکته مهم‌تر هم هست: باید به رفتارهای روزمره‌ات نگاه کنی.

آیا هنوز با غذاها مثل یه رژیم‌باز حرفه‌ای برخورد می‌کنی؟ 🙈 مثلاً هنوز کالری می‌شمری؟ با عذاب وجدان شیرینی می‌خوری؟ ته‌دلت از غذا خوردن می‌ترسی؟ 😬

اگه جوابت «آره» باشه، یعنی هنوز ته دلت باور داری که «لاغری = رژیم»

و اینجاست که چرخه‌ی تلخ شروع می‌شه…

✅ ممکنه یه مدت با رژیم، خودتو کنترل کنی و وزنت بیاد پایین…

اما به محض اینکه رژیم تموم شه، درست مثل فنر فشرده‌شده‌ای که رها می‌شه، وزنت با سرعت نور برمی‌گرده سر جاش! ⚡⚖️

🔥 پس دوست خوب من، اگه واقعاً دنبال یه تغییر واقعی توی بدنتی، اگه می‌خوای یه جسم تازه بسازی و یه زندگی نو شروع کنی…

از امروز یه قول مهم به خودت بده:

دیگه دنبال رژیم نباش! چون لاغری با رژیم غذایی فقط یه بازی باخت باخته! 🎭🚫

رژیم نه‌تنها به درد لاغری دائمی نمی‌خوره، بلکه باعث ناامیدی، سرخوردگی و کم‌اعتمادبه‌نفسی هم می‌شه… و من اینو از تجربه‌ی سال‌ها چاقی خودم و هزاران آدمی که همراه تناسب فکری بودن با گوشت و پوست لمس کردم. ❤️👣

توی این آموزش باهات درباره تأثیر رژیم‌ها، تجربه‌های تلخشون و راهکارهای واقعی برای لاغری پایدار حرف می‌زنم… با من همراه باش 🌱✨

🎯 حقیقت علمی پشت چرخهٔ معیوب لاغری با رژیم غذایی!

خیلی از ما فکر می‌کنیم اگه فقط یه رژیم غذایی خوب پیدا کنیم و مدتی رعایتش کنیم، می‌تونیم برای همیشه لاغر بمونیم. ولی علم می‌گه: لاغری با رژیم غذایی به‌تنهایی، جواب بلندمدت نداره! 🚫🍽️

تحقیقات منتشرشده در مجله آمریکایی تغذیه بالینی نشون می‌دن:

📉 بیش از ۵۰٪ وزنی که با رژیم کم شده، در عرض دو سال برمی‌گرده!

📈 و بعد از ۵ سال، بیشتر از ۸۰٪ وزن کاهش‌یافته دوباره اضافه می‌شه!

یعنی چی؟ یعنی لاغری با رژیم غذایی شبیه یه دوچرخه‌ثابته:

خیلی تلاش می‌کنی، ولی آخرش همون‌جایی که بودی وایسادی! 😤🚴‍♀️

لاغری با رژیم غذایی

شناسایی باورهای مخفی چاقی و اصلاح آنها 😍🧠

راستش یه چیزی هست که همه‌ی ما خوب حسش کردیم…

اون کلمه‌ی سنگین و محدودکننده: «رژیم لاغری» 😖

یه ترکیب ترسناک که بوی محدودیت، درد و رنج می‌ده… نه آزادی، نه شادی!

من خودم سال‌ها توی دام این باور افتاده بودم که:

اگه می‌خوای لاغر شی، باید بری سراغ لاغری با رژیم غذایی! 📉🍽️

❗و خب این باور غلط، کم‌کم توی ذهنم جا خوش کرد و تبدیل شد به یه دستورالعمل همیشگی برای لاغر شدن.

حالا فکر کن با همین باور بخوای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی… معلومه که نتیجه نمی‌گیری! چون ذهنت طبق همون فرمول قدیمی کار می‌کنه و هی تلاش می‌کنه دوباره پرتت کنه سمت یه رژیم جدید… 😩

🧠 ذهن ما همیشه طبق برنامه‌ای که بهش دادیم عمل می‌کنه.

برای همینه که وقتی تصمیم می‌گیری رژیم بگیری، ذهنت شروع می‌کنه به طراحی سناریوهای لاغری با رژیم غذایی مختلف:

«از فردا شروع کن… امروزو بی‌خیال شو!»

«کمتر بخور… اصلاً بذار فلان چیزو با سالاد جایگزین کن!»

😵‍💫 این جنگ‌های ذهنی خسته‌مون می‌کنه!

نتیجه‌اش چیه؟ اینه که آخرش ذهن می‌بره و ما می‌بازیم… و بعد از هر باخت، یه چیزی توی ما می‌شکنه.

اراده‌مون… اعتماد به نفسمون… باور به توانایی‌مون… 💔 و هر چی بیشتر شکست می‌خوریم، بیشتر به خودمون می‌گیم:

«من نمی‌تونم! من اراده ندارم!» 😔

✨ تنها راه موندگار برای لاغری، «لاغری با ذهن» هست.

وقتی اون فشار و اجبار رژیم رو از ذهنمون برمی‌داریم، یه اتفاق عجیب و دلنشین می‌افته:

🌈 با لذت غذا می‌خوریم… 😌 حرص و ولع از بین می‌ره… 🍃 ترس از خوردن کم میشه… و کم‌کم رفتار غذایی‌مون برمی‌گرده به تعادل طبیعی بدنمون.

دیگه غذا خوردن یه نبرد نیست، یه لذت متعادل و آگاهانه‌ست.

رژیم لاغری
ترس از خوردن

ترس از خوردن، بزرگ‌ترین دروغ ذهن ماست! 🚫🍩🍟

کی از مخرب‌ترین باورهایی که سال‌ها ذهن ما رو به زنجیر کشیده، اینه:

«غذاها چاق می‌کنن، پس باید ازشون بترسی!» 😱

از وقتی یادمون میاد، از همه طرف بهمون گفته شده:

  • نخور!
  • این چاقت می‌کنه!
  • اون مضره!
  • فقط فلان چیزو بخور… این یکی رو نخور! 😖

👈 نتیجه؟

ذهن ما، ترس از خوردن رو مثل یه نرم‌افزار سمی نصب کرده! انگار هر بار که یه شیرینی یا غذای خوشمزه می‌بینیم، یه آژیر خطر 🚨 توی مغزمون به صدا درمیاد!

چطور این باور رو ریشه‌کن کنیم؟ 🌱

🌸 قدم اول: با ترس غذا نخور!

اگه موقع خوردن، یه صدای درونی میگه:
«وای این چاقم می‌کنه» یا «نخور نخور، ضرر داره»

باید همون لحظه به خودت یادآوری کنی:
✨ «من قوی‌تر از ترس‌هام هستم! غذا دشمن من نیست… من تصمیم‌گیرنده‌ام!»

نکته: غذا وقتی ما رو چاق می‌کنه که با ترس، ولع و استرس بخوریم.

🌸 قدم دوم: رفتار غذایی‌تو شفاف کن!

موفقیت‌ها و چالش‌هاتو در طول روز بنویس:

✅ به موقع خوردی؟ ثبتش کن.
✅ به‌اندازه خوردی؟ آفرین بهت!
❌ پرخوری کردی یا هله‌هوله؟ اونم بنویس… بدون قضاوت، فقط آگاهانه! ✍️

این کار باعث میشه کم‌کم الگوهای غلطت رو بشناسی و ذهنتو اصلاح کنی.

یادت باشه 💡

ترس از خوردن، یه دروغ بزرگه که ذهن ما سال‌ها بهش باور داشته…

ولی تو می‌تونی با آگاهی، قدم‌به‌قدم این دروغو از ذهنت پاک کنی و به‌جاش آزادی، لذت و تعادل غذایی رو جایگزین کنی 💫

اینجا دقیقا نقطه‌ایه که لاغری با رژیم غذایی دیگه یه شکنجه نیست… میشه یه همراه، یه فرصت برای آشتی با بدن، یه راه عاشقانه برای زندگی نو 🌿

از امروز شروع کن: بجای فرار از غذا، یاد بگیر چطور عاشقانه باهاش رفتار کنی… نه برای چاقی، نه فقط برای لاغری، بلکه برای آرامش و آگاهی خودت ❤️

و اگه می‌خوای نسخه‌ی ساده، واقعی و انسانی خودت رو پیدا کنی، دوره «ورود به سرزمین لاغرها» آماده‌ست تا قدم‌به‌قدم با تمرینات عملی و آگاهی ذهنی، تو رو از افکار چاقی رها کنه و مسیر لاغری با رژیم غذایی رو برایت لذت‌بخش و پایدار کنه! 🌸💛

🌟 بخش تمرینی: خودت را بشناس! 🌟

حالا که فهمیدی لاغری با رژیم غذایی به تنهایی راه‌حلی پایدار نیست، وقتشه به خودت و رابطه‌ات با غذا بیشتر دقت کنی.
از خودت بپرس:
آیا من به خاطر ترس از چاق شدن، جلوی خودم رو می‌گیرم؟
آیا وقتی گرسنه‌ام، واقعا به احساسات بدنم گوش می‌دم یا فقط طبق عادت غذا می‌خورم؟

تمرین: چند روزی به احساسات گرسنگی و سیریت توجه کن و بدون قضاوت فقط ثبت کن. ببین چه اتفاقی می‌افته و چطور می‌تونی با آرامش و آگاهی به بدنت احترام بذاری.

اگر سوالی داشتی یا تجربه‌ای از لاغری با رژیم غذایی می‌خوای به اشتراک بذاری، حتما در بخش نظرات بنویس تا همدیگه رو بیشتر حمایت کنیم! 😊👇

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

📻 رادیو لاغری

(قوانین و نحوه ارسال)

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.18 از 222 رای

قایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=10012
381 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا شاد
      ۱۴۰۳/۱۲/۱۶ ۱۶:۰۰
      مدت عضویت: 495 روز
      امتیاز کاربر: 8055 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,098 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      این فایل هم مثل فایل های قبل عالی بود و خیلی آگاهی و درک بیشتری بهم داد 

      استاد من خودم رژیم من در آوردی می‌گرفتم از سن فکنم حدودا دقیق یادم نیست اما بچه بود تقریباً ۱۰ و ۱۱ساله بودم که آنقدر حرف می‌شنیدم از بچگی که تو چقدر چاقی و تو شبیه اون فلانی چاقی و … ومن توی سن بچگی خیلی خجالت می‌کشیدم از خودم فقط برای همین چاقی از خودم خیلی خجالت می‌کشیدم استاد قشنگ یادمه وقتی می‌خواستم جای برم میگفتم بازم دوباره باید سرزنش باشم و هربار اون بنده خدا منو مسخره میکردن و خندیدن من اون جوری که خودم بودم اون شخصیتی که داشتم نبودم چون شخصیتی فکر میکردم ندارم !! 

      همیشه یادمه بچه بودم به خدا میگفتم آخه چرا منو اینطوری آفریدی الآنم که دارم می‌نویسم اشک توی چشمام حلقه زده  چقدر من با خدای خودم تو این مورد لج داشتم همش خدا رو مقصر میدونستم میگفتم تقصیر تو که منو مسخره میکنن  و….

      و برای همین رژیم های من درآوردی می‌گرفتم چقدر اذیت میشدم چقدر حالم بد میشد چقدر عصبانی و پرخاشگری میکردم با دیگران اعصابم از همه چی خورد بود میخواستم سریع نتیجه بگیرم که دیگه سرزنش و مسخره نشم جلوی دیگران که بهشون بگم من تونستم میخواستم ثابت کنم بهشون همینطور استاد سال های سال من با خودم  و ذهنم جنگ داشتم تصمیم می‌گرفتم که دیگه از هفته ی بعد شیرینی کمتر میخورم غذا کم میخورم اما نمی‌تونستم تا اینکه گذشت و گفتم این رژیم های گرفتم اشتباه هست و من باید مقدار غذاییم رو تغییر بدم  رفتم توی همون زمان بچگی یک کاغذ برداشتم نوشتم مثلاً کوکو ۵ لقمه  باز با خودم فکر میکردم نکنه زیاده و چاق بشم و هی کمش میکردم 

      می‌نوشتم برنج مثلا۴ قاشق حالا دقیق یادم نیست که چند لقمه یا چند قاشق بود اما مقدارش های کم بود که حالم بد میشد سردرد می‌گرفتم وای که چقدر اذیت شدم  و بعد گذشت که بزرگتر شدم گفتم شاید این زمان خوردن و مواد غذایی مشکل دارن برای همین اومدم زمان غذایی ام رو تغییر دادم و گذاشتم ساعت شلمن رو پنج بعدازظهر و غذای چرب هم نمی‌خوردم همون نون و پنیر سبزی می‌خوردم اگرم غذایی که مامان درست میکرد رو می‌خوردم خیلی کم می‌خوردم و آنقدر این رو تکرار کردم کم خوری رو که راهی شدم دکتر بدنم ضعیف شده بود حالم بد بود کلا وضعیت حال روحی ام و جسمی ام کلا با بود که باز رژیم رو ول کردم  و این رژیمی هم که گرفتم استاد از جایی شنیدم اگر شما رو زودتر بخوریی لاغر میشی!!! 

      و من بعد هر رژیم چاق تر میشدم چون باور کرده بودم اگر همون روز اول رژیم رو ول کنم دیگه چاق تر میشم و همینطور هم میشد !!

      و گذشت تا اینکه یکی از فامیل های مامانم گیاه شناسی این بود یعنی دمنوش تجویز میکرد من هم اون زمان خیلی سردرد و حالت تهوع اینا داشتم که ایشون بهم دمنوش داده بودن و اون دمنوش برای لاغری بود که من می‌خوردم یکم نتیجه گرفتم و سبک تر شدم اما هزینه خاش استاد زیاد بود و من نتونستم بیشتر از ۲ و ۳ ماه بیشتر ادامه بدم و ول کردم و ایشون گفتن اگر ادامه ندی دوباره برمیگرده سراغت و گفتن اگر بخوای نتیجه بگیری باید ۲ سال فکنم گفت باید ادامه بدم و بازهم بعد اون ۲ سال هم باید ادامه بدم کلا تا موقع عمرم ( هههههه)

       و اون هزینه خاش هم زیاد بود که گفتم ولش کن همینه که هستم چاقم نمیتونم که آنقدر هزینه کنم و ولش کردم و استاد به خاطر حرف ایشون زده بودن و من پذیرفته بودم که ول کنم چاق میشم چندین برابر چاق تر شدم یعنی استاد رژیم های خودم که ولشون کردم انقد چاقم نکرده بودم اما این رژیم خیلی چاقم کرده بود فرض کنین ۶ یا ۱۰ کیلو من اضافه کرده بودم و خیلی تعجب کرده بودم خودمم .

      و بعد که گذشت دختر عموم خیلی چاق بود ایشون از من کوچکتر بود و خیلی بیشتر از من چاق تر بودن  که دیدم این داره لاغر میشه و خیلی متانسب شده بودد اندامش که زن عموم گفت عرق زیر سیاه خورد و من هم خیلی شاد و خوشحال رفتم و عرق زیر سیاه رو گرفتم چون دیدم بری اون نتیجه داده گفتم قطعاً برای من هم نتیجه میده و رفتم و نروژ بعد ناهار و بعد شام می‌خوردم و خیلی تلخ و بدمزه یعنی استاد من بینی ام رو می‌گرفتم که فقط بو این رو من استشمام نکنم آنقدر بد بو و بد مزه هست و تازه استاد گرسنت می‌کنه یعنی من بعد غذا که می‌خوردم آنقدر گرسنه میشدم اما خوب چیزی نمی‌خوردم که این رژیم هم باعث شد ضعف کنم سردرد بگیرم حالت تهوع بگیرم پس قبل از اینکه اوضاع بدتر بشه ولش کردم.

      و دیگه من دست از رژیم بر داشتم و اصلا دیگه رژیم نگرفتم و دیگه استاد به جایی رسیده بودم که میگفتم ولش کن همینجوری هستم بعدشم آدم ها با هم فرق دارن خدا هم اینطوری منو آفریده و من همینطوری خودم رو دوست دارم اون جا دیگه حال روحی ام و جسمم بهتر شد و یکم با خودم دوستانه تر بودم .

      که گذشت و من امسال فکر تناسب اندام به ذهنم آمد به خودم گفتم یعنی برم عرق زیر سیاه بخورم یا رژیم من درآوردی بگیرم همش دنبال راه آسون و راحت بودم که بابا من چیکار کنم خدایا که به آسونی و راحتی لاغر بشم چون قبلش با موضوع باور های ذهنی خداوند مهربان من رو آشنا کرده البته توی موضوع های دیگه برای همین دیگه برای اولین بار به خودش گفتم راهش رو خودت بگو باورم نمیشه استاد بعد چند روز بود فکنم که داخل کامنت یک سایتی نوشته بود می‌خوام هدایتت کنم برای تناسب لاغری اون هم خیلی راحت و آسون و بعد در ادامه سایت ما رو معرفی کرد « سایت تناسب فکری رضا عطار روشن»

      البته   استاد من شما قبلاً دیده بودم شمارو توی سایت دیگه ای چهرتون رو و در مورد موفقیت هاتون صحبت می‌کردید که چطوری کانال زدید داخل تلگرام و… اما نمی‌دونستم اسمتون چیه و برای همین زیاد همه متوجه نمی‌شدم دارید در مورد لاغری چی میگید که چند وقت پیش همینطور که گفتم توی یکی از کامنت ها اسم شما رو دیدم و رفتم سرچ زدم دیدم ععععععع این آقاهه دیگه هم شما رو دیدم  استاد گفتم این هدایت خداست آنقدر خوشحال بودم و میرقصیدیم گفتم دیگه این راه درسته رو خدا گفته و الآن هم اینجا هستم و دارم روی ذهنم با توجه با آگاهی که یاد میگرم و از خداوند مهربان و شما استاد عزیز سپاسگزارم  بابت این آگاهی و من هر موقع  که میام سایت خیلی خوشحالم بابت هدایت الله  این مسیر عالیه عالی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا شاد
      ۱۴۰۵/۰۳/۰۲ ۱۰:۰۸
      مدت عضویت: 495 روز
      امتیاز کاربر: 8055 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 606 کلمه

      سلام استاد عزیز و بقیه دوستان 🌺

      گفتید که بنویسیم در مورد به از رژیم و حین رژیم و احساسات مون؟

      خب من وقتی رژیم می‌گرفتم اول در مورد روشش میگم اینطور بود که باید میشمردم که چند لقمه بخورم و اگه یکدونه بیشتر می‌خوردم یعنی از رژیم خارج شدم و وقتی خب من نتیجه می‌گرفتم دیگه توانی هم نداشتم ادامه بدم ول میکردم و حتی وقتی دیگه نتیجه گرفته بودم بازم انتظار چاقی رو داشتم و من یادمه تا باحال وقتی رژیم گرفتن و وزنم کم کردم اما لباس متناسب نخریدم چون میگفتم اگه چاق بشم دوباره چی؟ اگه نشد چی؟ چرا باید علکی هزینه کنم و لباس بخرم! و من انتظار چاقی رو داشتم و خب دوباره یا بیشتر از قبل چاق میشدم

      چرا بیشتر از قبل چاق میشدم ؟

      چون حرص و ولع در مواد غذایی بیشتر میشد یادمه وقتی رژیم می‌گرفتم مادرم غذاهای که دوست داشتم رو میپخت و بنده خدا نمی‌دونست من رژیم دارم و من چون در رژیم گفته شده بود که باید چربی و فلان نخوری می‌ترسیدم بخورم و اگرم می‌خوردم به اندازه یک نصف انگشت می‌خوردم! 

      در حین رژیم گرفتن من اعصابم بهم می‌ریخت طوری که خانواده ام میگفتن زهرا رژیم گرفتی عصبانی هستی!

      من در حین رژیم از لحاظ روحی غمگین بودم و ناراحت و عصبی ! و وقتی دوباره رژیم رو ول میکردم و توانی نداشتم خانواده ام رو خوشحال من رو میدین و میگفتن زهرا رژیم نگیر 

      در حین رژیم فرمول های مغزی و واکنشهای ذهنی شما تغییر می‌کرد ؟

      خیر اصلا حتی حرص و ولع من بیشتر میشد و من توی رژیمم زمان و کی چی رو بخورم هم داشتم که یک رژیم بود که زمان و ساعت و چی بخوری اینا داشت من باید صبحانه متوسط می‌خوردم 

      متوسط یعنی ۳ لقمه  و اینا بود! بعد ناهار هم که خیلی کم و بعد شام رو هم که ساعت ۵ و با۶ عصر می‌خوردم چون گفته شده بود که حتما زود شام بخوری و اونم کم و باورزش! 

      هنوز وقتی یادم میاد میگم من چطوری می‌گرفتم چقدر اذیت کننده بود خدای من  بعدش باز ساعت ۹ یا ۱۰ شب میشد بی حال میشدم فشارم می افتاد اصلا حالم بد بود چون گرسنم میشد عملا هیچی نمی‌خوردم! و وقتی بدنم کلا اعلام می‌کرد که گرسنشه و من میگفتم نه باید تامل کنم و همینطور پیش می‌رفت و نتیجه می‌گرفتم چند کیلو هم کم میکردم اما همینطور که گفتم آنقدر سخت بود که ول میکردم و بجاش تمام روز های لقمه لقمه می‌خوردم و یا با گرسنگی می‌خوابیدم هر ساعت یک خوراکی می‌خوردم و میگفتم بدنم سختی کشیده بزار جشن بگیرم البته با عذاب وجدان!

      و اینکه بله استاد درست میگین افراد چاق واقعان هر مواد غذایی رو که میخورم میگن نه چاق کننده است حتی من یادمه موقع رژیم گرفتن  البته باز با یک روش دیگه باید می‌دیدم که چیزهای مثل برنج در طول هفته چقدر خورد بشه و موقع ناهار خورده بشه و شام نبود چون میگفتن برنج رو شب بخوری چاق می‌کنه ! 

      یا میگفتن شیرنی رو حذف کن ! کلا شیرینی نخور فقط میتونی یکم برنج بخوری اما قند و کیک و وو.‌ممنوع بود !

      من اگر مواد غذایی رو همون سالاد رو هم توی رژیمم می‌خوردم حس خوبی که بود میگفتم خوبه چاق نمیکنه اما همونم یادمه با ترس می‌خوردم کلا میخواستم چیزی نخورم تا لاغر باشم !!): کلا رژیم ها ی که میگرفتم همین بود کم بخور بیشتر ورزش من با حتی میگفتن شب ها خیلی کم بخور و گرسنه باش تا چربی های قدیمت آب بشه!

      خداروشکر توی این فایل آگاهی زیادی نصیبم شد به لطف الله و شما استاد عزیز. ممنونم بابت این آگاهی ها 

      هربار که فایل ها رو گوش میکنم بخشی از زندگیم و تجربه و… رو دوباره برام یادآوری میشه .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا شاد
      ۱۴۰۵/۰۳/۰۳ ۱۱:۲۲
      مدت عضویت: 495 روز
      امتیاز کاربر: 8055 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 445 کلمه

      سلام استاد عزیز و بقیه دوستان ✨

      توی این فایل من به این چرا فکر میکنم که ژنتیکی چاقی من ؟

      و نقض کردم چون پدرم و کاملا خانواده ی پدری من همشون متناسب بودن ! و به من از بچگی گفته بودن که تو شبیه خانواده پدریت شدی و ژنتیکی چاقی!

      درصورتی که عمو های من و کلا خانواده ی پدریم و خود پدرم همشون متناسب بودن اما چطور شد که چاق شدن؟ 

      چون طبق گفته ها به خاطر ازدواج کردن و … چاق شدن و بعد به خودم اومدم که  حتی میگن تو ژنتیکی رفتی به خانواده پدریت خب پدرم که لاغر بودن پس این رو کاملا درست و صحیح میشه نقض کرد 

      و فقط یکی از عمو بزرگم متناسب هستن و میگن چون دیسک کمر دارم نمیتونم چاق بشم همچنین باوری دارن 

      در صورتی که عمو کوچیکه هم دیسک کمر دارن اما میگن به خاطر دیسک کمر و نمیتونم لاغر بشم!

      توی خانواده مادریم . مادر بزرگم ۸ بچه دارن ۴ تا شوند متناسب هستن و ۴ دیگه چاق و اضافه وزن دارن !  و اون ۴ تای که اضافه وزن دارن اول متناسب بودن و بعد چاق شدن !‌ یکی شوند گفت به خاطر بارداری و دیگری بی تحرکی و دیگری ژنتیک و سیستم بدنی خودش رو عامل چاقی میدونست!

      و توی همون خانواده یک فرد متناسب که تحرک زیادی هم ندارن کاملا توی خونه هست اما متناسب و توی همون خانواده اون فرد متناسب هم باردار شدن اما متناسب هستن و توی همون خانواده همون فرد متناسب می‌گفت من به خاطر ژنتیک لاغر هستم 

      من به خوب در اطرافم الان دارم میبینم خیلی برام این موضوع باور و نگرش روشن میشه واسم 

      و این باور که برنج و نون بخوری چاق میشی رو افراد چاق دارن ! اما من به چشم دیدم که افراد متناسب یکی از آشناها می‌گفت من حتما باید نون رو با هر مواد غذایی مثل برنج و ماکارونی و… بخورم و متناسب بودن

      اون فرد چاقی که میگه من یکم شیرنی بخورم چاق میشم من به چشم دیدم که یک فرد متناسب آشناهامون هرروز عصرها شیرینی می‌گرفت و میخورد می‌گفت برای تنظیم قند خوبه و فواید رو میگفت و متناسب بود

      و یا من خیلی باور داشتم فست و فود بخوری چاق میشی در صورتی یکی از آشناها مون دیدم به چشم در هفته میگن فست فود میخوره اما لاغرها و متناسبع 

      و افراد متناسب هم باوری دارن مثل اینکه اگه زیاد چای بخوری کم خون میشی 

      در صورتی که باز یک فرد تپل رو دیدم می‌گفت چاقی خیلی خوبه برای سردرد 

      یا افراد متناسب میگن نوشابه باعث پوکی استخوانه اما افراد چاق عامل چاقی می‌دونن و البته پدر من میگه نوشابه برای سنگ کلیه خوبه و این باور هم دارند 

      هر فکر و نگرش  جدید یک شرایط جدید رو خلق می‌کنه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 31
گردونه هدایا گردونه هدایا