تا حالا شده جلوی یخچال بایستی و با خودت بجنگی که “نخورمش”… اما آخرش تسلیم شی؟ 😓
منم سالها همینطوری بودم! هر بار تصمیم میگرفتم فلان خوراکی رو نخورم، ولی یه چیزی از درون، دستمو میبرد سمتش!
اما یه روز با روش ذهنی برای ترک عادت آشنا شدم و همهچی تغییر کرد 🎯🧠
الان وقتی یه وسوسه سراغم میاد، یه گفتوگوی درونی قوی دارم که دستمو کنترل میکنه، نه هوسمو! 💪✨
تو این دوره قراره همین مسیر رو با هم قدمبهقدم یاد بگیریم…
داستانی واقعی از یک تصمیم متفاوت 🌱
سالها با چاقی زندگی میکردم…
لباسهام یکییکی تنگ میشدن، از آینه فرار میکردم، خرید لباس جدید برام مثل کابوس بود.
هر بار جلوی آینه میایستادم، زیر لب میگفتم:
«از فردا دیگه رژیم میگیرم!»
ولی فردا که میاومد، باز همون من بودم، با همون عادتها، همون وسوسهها، و همون شکستها… 😞

ذهنم مثل یه نوار تکراری مدام عقب و جلو میشد:
میخوردم ← پشیمون میشدم ← تصمیم میگرفتم ← باز همون رفتار تکرار میشد… ♻️
یه چرخه بیپایان، بیرحم و خستهکننده!
تا اینکه یه روز خیلی ساده، اما خیلی مهم، با قدرت ذهن و رفتارهای ناخودآگاه ذهنی آشنا شدم.
اون لحظه یه چیزی درونم روشن شد ✨
فهمیدم برای تغییر واقعی، به جای جنگ با غذا یا بدنم، باید برم سراغ ریشه افکار و باورها…
و اینجا بود که با مفهوم قدرتمند روش ذهنی برای ترک عادت روبهرو شدم 💡
همون لحظه فهمیدم که مشکل از کماراده بودنم نیست! مشکل اینه که ذهنم، سالها با فرمولهای چاقکننده برنامهریزی شده.
و حالا تنها راه واقعی رهایی، شروع با روش ذهنی برای ترک عادته… نه رژیم، نه قرص، نه دستگاه لاغری، نه ممنوعیت…
فقط و فقط تغییر مسیر ذهن، بازنویسی افکار، و ساختن عادتهای جدید.
تصمیمی گرفتم که شاید بهظاهر مثل همه تصمیمهای قبلی برای لاغر شدن بود، اما فرقش این بود که اینبار از درونم جوشیده بود.
نه از سر ترس، نه از حس گناه، نه از فشار جامعه… بلکه از یه باور روشن:
«من میتونم با روش ذهنی برای ترک عادت، خودمو از این چرخه رها کنم.» 💪🧠
از اون روز، مسیرم تغییر کرد.
نه به خاطر یه رژیم معجزهگر، بلکه چون تصمیم گرفتم ذهنم رو عوض کنم، افکارم رو آگاهانه انتخاب کنم، و برای ساختن یه منِ جدید، از روش ذهنی برای ترک عادت به عنوان ستون اصلی زندگیم استفاده کنم.
✅ چالش «من اینو نخوردم»
یک تمرین ساده اما قدرتمند برای ترک عادتهای غذایی
روش ذهنی برای ترک عادتهایی که باعث ایجاد عذاب وجدان و انتظار چاقی در ذهن ما می شوند.
وقتی فهمیدم چاقی فقط یه اتفاق فیزیکی نیست، بلکه نتیجه مستقیم افکار، احساسات و عادتهای ذهنی ماست، تازه یه دریچه جدیدی رو دیدم… 🚪✨
یه جور روشنایی توی ذهنم روشن شد که بهم گفت:
«تو اگه بتونی فکرتو تغییر بدی، رفتارت خودش درست میشه!» 💭➡️🧠
و همینجا بود که چالش «من اینو نخوردم» به دنیا اومد! 💡

یه تمرین ساده، بدون زور، بدون اجبار، بدون شمردن کالری یا خطزدن غذاهای خوشمزه از زندگی!
📌 توی این چالش، قراره فقط یه کار کوچیک انجام بدی:
وقتی خواستی یه خوراکی رو بخوری، ولی حس کردی فقط از روی عادت یا احساسات سراغش رفتی، یه لحظه مکث کنی و بگی: «من اینو نخوردم.»
همین! نه محرومیت، نه تنبیه… فقط یه لحظه آگاهی! 😌🛑
شاید بگی: «آخه مگه این چیزی رو تغییر میده؟»
اما باور کن، این جمله ساده جرقه یه تغییر عمیق ذهنیه.
چون هر بار که اون جمله رو میگی، یه مسیر جدید تو مغزت ساخته میشه. یه انتخاب تازه. یه قدرت کنترل از درون! 💪🧠🌱
اگه تا امروز بارها تلاش کردی یه عادت غذایی رو کنار بذاری و موفق نشدی، بدون مشکل از بیرون نبوده؛
ریشهش توی ذهنته…
و حالا وقتشه با روش ذهنی برای ترک عادت، از درون شروع به بازسازی کنی.
💫 روش ذهنی برای ترک عادت از رژیم مؤثرتره
شاید تا حالا دهها بار با خودت عهد بستی که دیگه فلان خوراکی رو نخوری…
یه برنامهی سفتوسخت نوشتی، اراده کردی، حتی با هیجان شروع کردی، ولی بعد از چند روز… 💥 همهچی پاشید!
حقیقت اینه که رژیم گرفتن فقط سطح رفتار رو نشونه میگیره، نه ریشهی اون رفتار رو!
رژیم میگه چی نخور… ولی ذهن هنوز داره با همون دلایل قدیمی، تو رو سمت خوردن هل میده.
و اینجاست که «اراده» کم میاره، چون ذهن هنوز به همون باورها و احساسات چاقکننده وصله 😣🌀
اما وقتی از روش ذهنی برای ترک عادت استفاده میکنی، داری مستقیماً میری سراغ ریشهها.
میری سراغ اون صدای درونی که میگه:
«الان ناراحتی… یه چیز شیرین بخور حالت بهتر شه!»
یا اون ذهنی که شرطی شده:
«همیشه شبها جلوی تلویزیون باید چیزی بخورم!» 📺🍪
با این روش، تو یاد میگیری چطوری این باورها رو شناسایی، خنثی و جایگزین کنی…
و بهجای سرکوب کردن میل به خوردن، اونو از پایه تغییر بدی. ✨🔁
💡 این یعنی نهتنها رفتار تغییر میکنه، بلکه این بار واقعاً از درون خودت خواستی که تغییر کنی
و این همون تغییریه که موندگاره، چون از ذهن و باور شروع شده، نه از اجبار و محدودیت! 💫💛

🔍 در این دوره آموزشی دقیقاً باید چیکار کنی؟
حالا که فهمیدی چرا روش ذهنی برای ترک عادت قدرتمنده، وقتشه وارد عمل بشی 💪✨
قراره یه تمرین خیلی ساده اما مؤثر رو شروع کنیم که مثل دونهدونه آجرهای یه خونه، ذهن جدیدی برات بسازه!
🎯 قدم اول: آگاه شو!
قبل از هر واکنش به خوردن، فقط یه لحظه مکث کن و از خودت بپرس:
«الان واقعاً گرسنمه؟ یا یه حس، یه فکر یا یه عادت داره منو هل میده؟»
این مکث ۳ ثانیهای یعنی زدن ترمز روی عادت ناخودآگاه ذهنی! ⛔🧠
📝 قدم دوم: جملهی طلایی رو بگو!
اگه فهمیدی از روی عادت یا احساس سراغ خوردن رفتی، با صدای آروم به خودت بگو:
«من اینو نخوردم.»
باور کن همین یه جمله ساده، قدرت توقف و انتخاب رو بهت برمیگردونه 🔁💬
📒 قدم سوم: ثبتش کن!
آخر شب، توی یه دفتر یا نوت گوشی، بنویس:
- چند بار امروز از این جمله استفاده کردی؟
- حسوحالت بعد از گفتنش چی بود؟
- تونستی خوردن رو متوقف کنی یا نه؟
این کار باعث میشه ذهن ناخودآگاهت جدیتر با موضوع برخورد کنه، چون داره تغییر رو میبینه و ثبت میکنه. 🧾🖊️
🔄 قدم چهارم: بدون قضاوت ادامه بده!
اگه یهجا نتونستی جلوی خودتو بگیری، اشکالی نداره!
هدف این چالش، سرزنش نیست؛ آگاه شدن و تکرار تمرین ذهنیه.
هر بار که تکرار میکنی، یه مسیر عصبی جدید تو مغزت تقویت میشه 🧠🌱
✅ این یک روش ذهنی برای ترک عادتهای خیلی ساده است که کمکم عادتهایی که فکر میکردی «هرگز نمیتونی» تغییرشون بدی، آرومآروم کمرنگ میشن…
و یه نسخهی جدید از خودت متولد میشه؛
کسی که انتخاب میکنه، نه کسی که اسیر عادته. ✨🕊️
💌 دعوت به چالش؛ از امروز شروع کن و تفاوتو احساس کن!
اگه تا اینجای مقاله اومدی، یعنی یه جایی درونت آمادهست برای تغییر ✨
و حالا وقتشه که به خودت یه فرصت واقعی بدی…
نه برای لاغری سریع، نه برای حذف غذاها…
بلکه برای ساختن یه ذهن جدید با کمک روش ذهنی برای ترک عادتهایی 🧠💫 که خودت از انجامشون رضایت نداری.
چالش «من اینو نخوردم» منتظرته…
قراره با همین جمله ساده، روز به روز قدرتمندتر شی، با آگاهی بیشتری انتخاب کنی، و با آرامش بیشتر غذا بخوری 😌🍵
📌 پیشنهاد من:
- امروز فقط یکبار این تمرین رو انجام بده.
- فردا دوتا…
- و بعد کمکم بذار این جمله بشه همراه همیشگیت!
باور کن طولی نمیکشه که حس کنی کنترل زندگیت برگشته دست خودت 🕊️
همونجا که همیشه باید میبود! 💪❤️
🎯 تو انتخاب میکنی:
آیا میخوای همچنان با جنگ و اجبار دنبال تغییر باشی؟
یا میخوای با استفاده از روش ذهنی برای ترک عادت هایی که همیشه باعث آزار و اذیتت می شن ذهنی آزاد و آگاه، یه مسیر لذتبخش و واقعی رو شروع کنی؟
✋ من این مسیر رو رفتم… و حالا نوبت توئه!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.22 از 167 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی
روز اول چالش من اینو نخوردم
عادتهایی که من رو خیلی اذیت می کنند بعد تکرار شون اینها هستند
نوشابه خوردن
خونه مامانم خیلی می خورم
آش و سوپ و حلیم خیلی خوردن
ناهار غذای نونی خیلی می خورم
برای اولی من خیلی وقت هست آگاهانه بعد از این که به این سایت اومدم تصمیم گرفتم دیگه نوشابه نخورم و اصلا از نخوردند حسرت نمی خورم یا به شکل یک محدودیت مثل همیشه نیست خیلی خوشحال هستم که الان ۲ ماه هست که نوشابه نخوردم
غذای مامانم عالیه و من هر وقت میرم خونه مامانم به حدی میخورم که فشار شکمی رو حس میکنم خونمون خوب میخورم احساس سیری رو میفهمم و نمیخورم ولی خونه مامان نمیشه البته به لطف آموزش های استاد این سری شب یلدا خونه مامان اولین نفری که از سر سفره پاشد من بودم و بشقابم هم کامل نخورده بودم به قدری خوشحال بودم که تونسته بودم این رفتارم رو کنترل کنم
من غذای آبکی رو دوست دارم همیشه اینجوری بود که اگه کسی می گفت آش خوردم یا حتی تو تلویزیون میدیدم آش برای خودم درست می کردم و تا حد ترکیدن می خوردم الان خیلی از طریق آموزش ها بهتر شدم و چند باری تونستم به اندازه بخورم و خیلی ولع درست کردن آش و سوپ رو ندارم
مهم ترین و قسمتی که خیلی دوست دارم تغییرش بدم خوردن ناهار زیاد هست مهار ما نونی است معمولا املت بادمجون و…. و من همیشه با نون خیلی می خورم تونستم نهار و شام ام رو کنترل کنم ولی این مورد رو خیلی دوست دارم کنترل کنم از خوردنش لذت می برم ولی بعدش عذاب وجدان دارم چرا نهار زیاد خوردم
آموزش ها یش هم از بچه گی مامانم می گفت بخورید سیر شید تا شب خیلیه گونه تون میشه کار می کنید می سوزانید و….
و این آموزش ها در ذهن من تبدیل به فرمول و عادت های تکرارشونده و درنهایت چاقی من شده است
من از امروز ۱۴۰۰/۱۰/۳ متعهد می شوم که خوردن نهار و نون زیاد رو تغییر دهم و به اندازه نیازم نهار بخورم و پرخوری نهار خوردن رو دیگر تکرار نکنم
من بهار متعهد هستم که عادت خوردن غذاهای مختلف پشت سر هم را بردارم و وقتی نهار میخورم بلافاصله شیرنی و چیزهای دیگه نخورم
به نام خدا
من طاهره متعهد میشوم که روی خودم کار کنم و عادت خوردن خوراکی های شیرین و خوشمزه را از روی خستگی از روی بی حوصلگی از روی خوشحالی از روی هیجان از روی ناراحتی رو تغییر بدهم و عادت کنم هر وقت بدنم نیاز داشت به این خوراکی ها به اندازه ای که از خوردنم احساس رضایت داشته باشم و زیاده روی نکرده باشم مصرف کنم نه به اندازه ای که حالم رو بد کنه و عذاب وجدان بگیرم، و کلا مصرف این مواد شیرین برای من پایین بیاد ان شاالله.
سلام .
بدترین عادت من که دوست دارم تغییرش بدم کشیدن بشقاب دوم ،برداشتن تیکه دوم..است.
نشان های دریافت شده
بنام خالق یکتا
سلام
عادتهای من البته قبل از وارد شدن به سایت تناسب فکری
همیشه بعد از صرف غذا دچار عذاب وجدان میشدم که چرا زیاد خوردم چرا نان خوردم ،چرا برنج خوردم اینا همه چاق کننده هست اعصابم خراب میشد و یا جایی،ميرفتيم بعد شام شیرینی با چای میخوردم بازم خیلی بهم میریختم و به خودم بد و بیراه میگفتم که نمیشد حالا نخوری و از،این جور حرفا
اما خدا راشکر از وقتی تو سایت هستم دیگه این ترس را ندارم و الان همین جا در حضور دوستان و استاد تعهد میبندم که دو رفتار که خودم احساس میکنم خوشم نمیاد را تکرار نکنم
اولی آرامتر از همیشه غذا بخورم و بعدی تا وقتی گرسنه نشم غذا نخورم .من امروز ۱۴ آبان تهعد بستم که دیگه تکرار نشه .
بنام خالق تغییرات
سلام به استادو دوستان زیبانگرش
عادات لاغر کننده : چه عاداتی افراد لاغر دارند که افراد چاق ندارند خیلی فکر کردم و مقایسه کردم رفتار افراد لاغر نزدیکانم و خودم یکیشون زن داداش خودم میبینم همیشه با لذت غذا میخوره هرچیم دوست داشته باشه میخوره اما به اندازه سیری بعد غذام هرچقدر که دوست داشته خورده اصلا عذاب وجدان نگرفته که من چرا اینقدر خوردم چون خیلی دیدم که با چه لذتی میخوره اما بعدش پشیمونی نداره اما من خودم شده یه غذای رو با ترس خوردم و کنارش بعد از خوردن عذاب وجدان هم داشتم که چرا اینو مثلا شیرینی رو خوردم یا چرا یه کم بیشتر خوردم یا اینکه زن داداشم وقتی سیر باشه دیگه بعدش غذا نمیخوره هرموقع حس کنه گرسنه هست میخوره اما من شده لحظاتی ک گرسنه هم بودم غذا نخوردم و خودمو گرسنگی دادم برای وعده بعد بعد با وله و اشتهای بیشتر غذا خوردم اما اگه هرموقع حس گرسنگی میکنم همون موقع در حد نیاز بخورم دیگه لازم نیس بعدش مثه قحطی زده ها بخورم یا من گاهی بعدغذا احساس سنگینی میکنم و خوابم میاد و میرم میخوام همیشه اینجوری نیستم اما گاهی این رفتارو دارم و در کنار همه این عادتها همیشه ترس چاق شدن بامن بوده و هست که من با رفتارم چاقترمیشم و بیشتر از هرچیزی این ترس و پشیمونی منو خیلی آزار میده چون میخوام از خوردنم لذت ببرم و آزاد و رها باشم و با انتخاب درست پیش برم میخوام این عادت و باور اشتباه که ترس و عذاب وجدان هست رو ازبین ببرم و برای خودم ارزش قائل باشم و نخوام با این باورهای اشتباه بیشتر از این بخودم ظلم کنم
و چرا برای ادامه دادن به لاغر شدن تنبلی میکنم متوجه شدم اینم بخاطر ذهنمه و واقعا به ایمان رسیدم ذهنم فرمانده جسم منه چون ذهنم از رنج فراریه و تو ذهن من لاغری مساوی شده با کم خوردن و غذاهای که دوست ندارم اما بخاطر رژیم باید بخورم و غذام با غذای خانواده یکی نیست و ورزشهای سنگین و همش مواظب باشم ک چقدر خوردم و این رنجهای که بهمون وارد شده برای لاغرشدن تو این سالها که خواستم خوش اندام باشیم اما بجاش سختی کشیدیم و الان دیگه ذهنمون از لاغر شدن فراریه و ذهن مون دوست داره بره سمته لذت بردن این خوبه که ذهنمون از رنج کشیدن فراریه و لذت بردنو دوست داره اما مشکل اینجاست که ناخوداگاهمون به نتیجه اون لذت توجه نمیکنه و کاری به نتیجه عادتهامون که باتکرارمستمر ایجادشدن نداره فقط میخواد تو لحظه آنی لذت ببره اما ما اگاهانه متوجه شدیم که خیلی از لذت های آنی برامون مفید نیستند بلکه مضرن مثه همینکه خودم دارم لذت خوردن با ولع مخصوصا غذاهای مورد علاقهم که گاها متوجه سیری نمیشم هرچند همیشه اینجوری نیستم اما این رفتارم دارم یا لذت بردن فیلم نگاه کردن از کتاب خوندن یا لذت چای با کلوچه که همون لحظه چه لذتی داره یا لذت خوابیدن بجای کارکردن رو خودم یا لذت شیرینی خوردن بجای میوه خوردن که خودم دارم همشون لذتهای انیه اما کتاب خوندن و کارکردن رو خودم یا میوه خوردن یا درحدنیاز غذا خوردن و خیلی از چیزها نتایجشون چون در مدت بیشتر ولذتشون دیرتر از لذتهای انی مشخص میشه ذهنمون میره سمت اونی که سریعتر بهمون لذت میده و میخوام دیگه اگاهانه کنترل ذهنمو دستم بگیرم چون دیگه میدونم لذتهای آنی همشون برام نتایجهای لذتبخشی ندارند
و در این دیدگاه به خودم تعهد میدم اگاهانه این رفتار و عادت ترس از خوردن و حس عذاب وجدان بعد از غذا رو ترک کنم و جایگزین کنم با لذت بردن از غذا در حده نیاز انرژی مثبتی وارد جسمم میشه
درپناه حق
نشان های دریافت شده
باسلام خدمت دوست عزیز وهم مسیرم چقدر درس داشت حرفهاتون برام واقعا ذهنمون فرا ریه من هم به این نتیجه رسیده بودم واین که هرکاری میکنیم متعهد میشیم درترک عادتها یاد انجام کارها دقیقا ما داریم به خودمون اثبات میکنیم که خودمون باید اینکارو انجام بدیم مثل زمان چاقی که همه ی کارهارو خودمون به تنهایی انجام میدادیم و ذهن فراریه از یه سری کارها چون بازم این خودمون هستیم که بهش یاد دادیم درمورد چاقی و درمورد لاغری و همه چیز وما هرچی که بیشتر یادگرفتیم و اون رو مساوی با لذت قراردادیم اون بیشتر خواستع که تکرار کنه مثلاً من هم عادت دارم بعداز یه زمان محدودی بعداز خوردن بخوابم و وقتی که بیدار میشم مستقیم میرم سریخچال این عادت روخیلی وقته که تکرارمیکنم اما دارم یاد میگیرم که باهاش نجنگم ما ناخواسته خودمونو چاق کردیم اما ازهر عادت ازهرلقمه ی غذایی در هر زمانی لذت میبردیم و ازچاقی چون فرمولهای ذهنی و برنامه ریزی ذهن مابه این شکل بوده مثل من که توبچگی تازمانی که بزرگ شدم عادت داشتم موقع تلویزیون غذابخورم و لذت ببرم واز وقتی با سایت آشنا شدم خیلی کم شده این کار و انجام بدم برای ذهن فرق نمیکنه که هیجان چی باشه ترس باشه یا لذت برای ذهن همه چیز مساوی با لذت هست چون فرمول پایه لذت هست واین فقط باتکرارکردن خودمون هست که در مسیرلاغری قرارمیگیریم وفقط باتکرارکردن عادتهای لاغرشونده ولذتبخش کردنشون چون هیچ راه دیگه ای نداریم من هم متعهد میشم که دراین مسیر باقی بمونم وعادت های خودم روکه خودم انجام میدم تک تک ترکشون کنم و در مسیرلاغری واحساس خوب و لیاقت دادن به خودم باقی باشم.باتشکر🙏🙏
سلام به همه عزیزان واستاد دلسوز
نشان های دریافت شده
بنام خدا
سلام دوستان و استاد عزیز
دیدگاه من از این فایل
من تا چند وقت گذشته که هنوز وارد سایت نشده بودم بی نهایت بعد غذا و یا هرچیز دیگه که می خوردم مثلا یه شیرینی دیگه وا ویلا چقدر عذاب وجدان داشتم که چاق میشم و اینا
اما خدا را شکر دیگه این عذاب وجدان را ندارم .
و من الان میخوام متعهد باشم که تا زمانی که خوب گرسنه نشدم غذا نخورم و یکی دیگه اینکه غذایم را خیلی آرامتر از قبل بخورم .من امروز ۱۴ آبان این تعهد را بستم .
حتما به آن عمل خواهم کرد .
سلام به استاد عزیز و دوستان
عادت بد غذایی من این هست که ناخودآگاه هر چی ببینم می خورم مثلا پسرم داره پفک می خوره منم چندتا برمی دارم حالا بقیه موارد هم همین طور من امروز ۶ آبان سر اذان صبح متعهد می شوم این عادت که هر چی می بینم به ذهنم بفهمونم که نباید بخورم خدا کمکم کن
لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
نشان های دریافت شده
سلام
در این چالش ما میخواهیم اگاهانه برنامه ریزی ذهنی داشته باشیم و رفتارهایی انجام میدادیم و از انجام اونها لذت میبردیم ولی در نهایت احساس خوبی در ما شکل نمیگره تغییر بدیم یواش یواش تا ذهن در جا نزنه
من اینجا ی رفتار در خودم انتخاب کردم ک میخوام ترک عادتش کنم نمیگم از انجامش لذت میبردم ولی حس خوبی ندارم ازشون
و اون رفتار اینه ک دخالت نکنم نظر ندم در مورد کارها و رفتارها و نظرات بقیه
و این یک چالش بزرگ برا منه و من از انجام دادنش اشتیاق دارم و میخوام ک این رفتار م اصلاح بشه
من مثلا وقتی یکی ی کاری میکنه یا مثلا نظرشو در مورد چیزی یا من میگه واکنش میدم یا جوابشو اونجا میدم یا میام درموردش با بقیه حرف میزنم یا ناراحتش میشم و خودمو درگیر میکنم
والان تصمیمی ب تغییر دارم و الان میخوام در مواجحه با چنین رفتارهایی حتی موقعای ک هم دیگران این رفتار دارن مشارکت نکنم باهاشون
حالا بریم ک ببینیم چجوری میشه
در مورد لاغری هم یکی از فایلها استاد میگن ک لاغری اسانترین کار دنیاست من دوس دارم این رفتار این باور و در خودم ایجاد کنم باور لاغری اسونترین کار دنیاست
تا ذهنم باور کنه میریم ک ببینیم نتیجه چی میشه
من شاکرم خدارو ک منو با این سایت اشنا کرد
ممنون از استاد بابت این چالش زیبا من قبلا شروع کرده بودم ولی ولش کردم درکی ازش نداشتم ولی الان خیلی درک دارم ازش میدونم باور چیه فرمول چیه اصلا چی ب چیه
و با قدرت میرم جلو من توانمندم و اینها رو میتونم انجام بدم و خودمو ب یک حس خوب دعوت کنم
نشان های دریافت شده
سلام🙂
اولین نکته ای که در نوشته ها نظرم رو جلب کرد تعریف چاقی بود
چاقی حاصل افکار تکرار شونده است…
چاقی ابتدا در سطح فکر اتفاق می افته قبل از اینکه تظاهری در جسم داشته باشه
و این فکر ابتدا از چه طریق در ذهن ما کاشته شده؟؟؟؟
ما که میگیم همه ما از بدو حلقت متناسب و سالم بودیم ….
و میگیم ذات ما تناسبه
لاغری برای ما طبیعیه و چاقی غیر طبیعیه….
پس این فکر از کجا اومده…؟؟
از آموزش ها
آموزشها گاهی ارادی و آگاهانه است و گاهی هم غیر ارادی و ناآگاهانه…
ما برای یادگیری بسیاری از مهارتها آموزش دیدیم مثل رانندگی آشپزی دوچرخه سواری ….
ولی در مورد بسیاری از چیزها هم ناآگاهانه آموزش دیدیم از جمله چاقی
آموزش چطوری رخ میده؟؟؟؟ از طریق ورودیهای مغزی بخصوص چشمها و گوشها که دو تا ورودی اصلی مغز ما هستن
داده ها از محیط از این دو طریق وارد میشن و وقتی تکرار میشن تبدیل به شبکه های سیناپسی مغز میشن و اونوقت مغز با استفاده از اون شبکه ها دستورات لازم و مرتبط رو صادر میکنه…
یعنی ما برای اولین بار میبینیم که آدم چاقی زباد غذا میخوره بعد در دفعات متعدد اینو میشنویم که آدمهای چاق زیاد میخورن یا جملات مشابهی مثل اینکه خوردنه که آدم رو چاق میکنه..یا ما آدمهای چاق اب هم بخوریم چاق میشیم یا کسی برای توصیه میگه کمتر بخور…یا در رسانه ها از متخصصین تغذیه میشنویم که غذاها کالری دارن و هرچه غذای پرکالری تری بخوری در معرض چاقی قرار میگیری …یا میشنوی که اونایی که مدلینگ کار میکنن خیلی کم غذا میخورن و بی اشتها هستن یا ایده ای درباره گیاه خواری میشنوی و تاثیر سریع و خوبی که در کاهش وزن داشته ….خلاصه اینها همگی شبکه خوردن مساوی چاقی رو در مغز ما ایجاد میکنه …این افکار تکرار میشه و ما رفتارهایی رو انجام میدیم که در راستای این فرموله..میخوریم تا قویتر بشیم میخوریم تا سلامت تر بشیم میخوریم تا لذت بیشتری ببریم غافل از اینکه این فرمول خوردن مساوی چاقی به مرور داره اثرش رو میذاره…
حالا یه رفتارهایی رو روتین و روزانه انجام میدیم که برامون لذت بخشه مثل خوردن شیرینی با چای بعد از چرت عصر …خوردن شیرینی با نوشابه هنگام دیدن سریال مورد علاقه خوردن چیپس و پفک با دیدن فوتبال …و این لذت با خوردن رو هم ترکیب میکنیم و در ذهن این فرمول ساخته میشه که خوردن بیشتر مساوی با لذت بیشتره
بعد از این فرمول در جاهای غیر مرتبط هم استفاده میکنیم برای اینکه لذت به خودمون بدیم مثلا ناراحتیم ….میخوریم…..اعصابمون خورده میخوریم
شکست خوردیم میخوریم….میخوایم بیخیال بشیم یا به مساله ای فکر نکنیم میخوریم
در واقع از ابزار خوردن استفاده میکنیم که در کنار لذت آنی ای که میده بار غم و ناراحتی و استرس رو کم کنیم… اوایل تاثیری در وزن و سایز ما نداره ولی
این رفتارها هی تکرار میشن بعد از مدتی میبینیم کمی چاق شدیم حالا نگران میشیم و اولین فکرمون اینه که چون زیاد میخورم چاق شدم یا چون شیرینی میخورم چاق شدم و….و میخوام با روش نخوردن و رژیم و محدودیت و محاسبه کالری ها جلوی این اضافه شدنها رو بگیریم
در حالیکه چاقی در فکر ما بوجود اومده و اونجاست که باید عوض بشه ….یا حداقل آموزش جدید ببینیم و اونقدر تکرارش کنیم که شبکه سیناپسی جدید قویتر بشه و مغز طبق اون عمل کنه و فرمان بده….
برای همینه که لاغر شدن با ذهن درست ترین روشه…چون برنامه ریزی ذهن رو عوض میکنه اونم با آموزش اونم با تغییر آروم آروم …
حالا با استفاده از همون روش قبلی چاق شدن عادتهایی ایجاد میشه که لذت بخش باشه هیچ رنج و عذاب و سختی در کار نباشه چون عادتهای چاق کننده هم با لذت ایجاد شده بودن نه با ناراحتی و سختی …این اولین قدمه برای تغییر محتوای ذهن …اینکه بهش میفهمونیم که تغییرات لذت بخش هست چون ذهن برای سختی انرژی آزاد نمیکنه ما میخوایم راحتی و لذت بخش بودن رو همون اول بهش بفهمونیم تا همکاری کنه…
تجربه اول خودمن از این چالش خیلی خوب وماندگار بوده و من بار اول عا د ت ترک شیرینی با چای رو به عنوان تمرین گذاشتم که خیلی خوب و راحت کنارش گذاشتم اصلا اجباری به خوردن چیزی با طعم شیرین با چای در من نیست هر جور میلم میکشه رفتار میکنم گاهی که میلم هست میخورم گاهی اصلا چای تنها میلمه گاهی حتی چایی هم میل ندارم و یه جوری انتخاب خودم رو دارم بدون احساس بد یا عذاب وجدان یا احساس رژیم گرفتن
گاهی هم که میلم میکشه شیرینی با چایی به نظرم اصلا طعم خوبی که قبلا میداد رو دیگه نمیده یا به نظرم خیلی شیرینه یا خیلی کم شیرینه جالبه که با این چالش یکسری رفتارهای مشابه هم کم شده مثل اینکه قبلا علاقه به چای نبات داشتم مخصوصا بعد از خوردن غذاهایی که اصطلاحا میگن سرد مزاجن مثل ماهی یا خورشت سبزی و جالبه من هم بعد از خوردنشون سردرد میشدم و بایست حتما چای نبات بخورم ولی الان اصلا سردرد نمیشم با این غذاها که بخوام چای نبات بخورم …نمیگم نمیخورم چرا گاهی همراه دمنوش کمی نبات میخورم ولی باز هم به خاطر اینه که میلم کشیده و انتخابش کردم…
یا هله هوله خوردن وکیک وکلوچه و تی تاپ خیییییلی کم شده قبلا رقیب بلامانع پسرم بودم در خوراکی ولی الان هست همیشه ولی من یا اصلا نمیخورم یا در طول یه ماه یه دونه..فوقش
شکلات بعد از ناهار مخصوصا عادت غالب من بود ولی الان مثل قبل شکلات هست روی میز ولی میلم نمیکشه و اینا همش با این چالش اتفاق افتاده و راحت عادتهام تغییر کرده بدون هیچ حرص و ولعی چون میدونم اگه بخوام میتونم بخورم…خیلی راحت
این سری میخوام عادت توجه به نافرمیها رو بذارم کنار ببینیم چطور پیش میره…🙂