تا حالا شده جلوی یخچال بایستی و با خودت بجنگی که “نخورمش”… اما آخرش تسلیم شی؟ 😓
منم سالها همینطوری بودم! هر بار تصمیم میگرفتم فلان خوراکی رو نخورم، ولی یه چیزی از درون، دستمو میبرد سمتش!
اما یه روز با روش ذهنی برای ترک عادت آشنا شدم و همهچی تغییر کرد 🎯🧠
الان وقتی یه وسوسه سراغم میاد، یه گفتوگوی درونی قوی دارم که دستمو کنترل میکنه، نه هوسمو! 💪✨
تو این دوره قراره همین مسیر رو با هم قدمبهقدم یاد بگیریم…
داستانی واقعی از یک تصمیم متفاوت 🌱
سالها با چاقی زندگی میکردم…
لباسهام یکییکی تنگ میشدن، از آینه فرار میکردم، خرید لباس جدید برام مثل کابوس بود.
هر بار جلوی آینه میایستادم، زیر لب میگفتم:
«از فردا دیگه رژیم میگیرم!»
ولی فردا که میاومد، باز همون من بودم، با همون عادتها، همون وسوسهها، و همون شکستها… 😞

ذهنم مثل یه نوار تکراری مدام عقب و جلو میشد:
میخوردم ← پشیمون میشدم ← تصمیم میگرفتم ← باز همون رفتار تکرار میشد… ♻️
یه چرخه بیپایان، بیرحم و خستهکننده!
تا اینکه یه روز خیلی ساده، اما خیلی مهم، با قدرت ذهن و رفتارهای ناخودآگاه ذهنی آشنا شدم.
اون لحظه یه چیزی درونم روشن شد ✨
فهمیدم برای تغییر واقعی، به جای جنگ با غذا یا بدنم، باید برم سراغ ریشه افکار و باورها…
و اینجا بود که با مفهوم قدرتمند روش ذهنی برای ترک عادت روبهرو شدم 💡
همون لحظه فهمیدم که مشکل از کماراده بودنم نیست! مشکل اینه که ذهنم، سالها با فرمولهای چاقکننده برنامهریزی شده.
و حالا تنها راه واقعی رهایی، شروع با روش ذهنی برای ترک عادته… نه رژیم، نه قرص، نه دستگاه لاغری، نه ممنوعیت…
فقط و فقط تغییر مسیر ذهن، بازنویسی افکار، و ساختن عادتهای جدید.
تصمیمی گرفتم که شاید بهظاهر مثل همه تصمیمهای قبلی برای لاغر شدن بود، اما فرقش این بود که اینبار از درونم جوشیده بود.
نه از سر ترس، نه از حس گناه، نه از فشار جامعه… بلکه از یه باور روشن:
«من میتونم با روش ذهنی برای ترک عادت، خودمو از این چرخه رها کنم.» 💪🧠
از اون روز، مسیرم تغییر کرد.
نه به خاطر یه رژیم معجزهگر، بلکه چون تصمیم گرفتم ذهنم رو عوض کنم، افکارم رو آگاهانه انتخاب کنم، و برای ساختن یه منِ جدید، از روش ذهنی برای ترک عادت به عنوان ستون اصلی زندگیم استفاده کنم.
✅ چالش «من اینو نخوردم»
یک تمرین ساده اما قدرتمند برای ترک عادتهای غذایی
روش ذهنی برای ترک عادتهایی که باعث ایجاد عذاب وجدان و انتظار چاقی در ذهن ما می شوند.
وقتی فهمیدم چاقی فقط یه اتفاق فیزیکی نیست، بلکه نتیجه مستقیم افکار، احساسات و عادتهای ذهنی ماست، تازه یه دریچه جدیدی رو دیدم… 🚪✨
یه جور روشنایی توی ذهنم روشن شد که بهم گفت:
«تو اگه بتونی فکرتو تغییر بدی، رفتارت خودش درست میشه!» 💭➡️🧠
و همینجا بود که چالش «من اینو نخوردم» به دنیا اومد! 💡

یه تمرین ساده، بدون زور، بدون اجبار، بدون شمردن کالری یا خطزدن غذاهای خوشمزه از زندگی!
📌 توی این چالش، قراره فقط یه کار کوچیک انجام بدی:
وقتی خواستی یه خوراکی رو بخوری، ولی حس کردی فقط از روی عادت یا احساسات سراغش رفتی، یه لحظه مکث کنی و بگی: «من اینو نخوردم.»
همین! نه محرومیت، نه تنبیه… فقط یه لحظه آگاهی! 😌🛑
شاید بگی: «آخه مگه این چیزی رو تغییر میده؟»
اما باور کن، این جمله ساده جرقه یه تغییر عمیق ذهنیه.
چون هر بار که اون جمله رو میگی، یه مسیر جدید تو مغزت ساخته میشه. یه انتخاب تازه. یه قدرت کنترل از درون! 💪🧠🌱
اگه تا امروز بارها تلاش کردی یه عادت غذایی رو کنار بذاری و موفق نشدی، بدون مشکل از بیرون نبوده؛
ریشهش توی ذهنته…
و حالا وقتشه با روش ذهنی برای ترک عادت، از درون شروع به بازسازی کنی.
💫 روش ذهنی برای ترک عادت از رژیم مؤثرتره
شاید تا حالا دهها بار با خودت عهد بستی که دیگه فلان خوراکی رو نخوری…
یه برنامهی سفتوسخت نوشتی، اراده کردی، حتی با هیجان شروع کردی، ولی بعد از چند روز… 💥 همهچی پاشید!
حقیقت اینه که رژیم گرفتن فقط سطح رفتار رو نشونه میگیره، نه ریشهی اون رفتار رو!
رژیم میگه چی نخور… ولی ذهن هنوز داره با همون دلایل قدیمی، تو رو سمت خوردن هل میده.
و اینجاست که «اراده» کم میاره، چون ذهن هنوز به همون باورها و احساسات چاقکننده وصله 😣🌀
اما وقتی از روش ذهنی برای ترک عادت استفاده میکنی، داری مستقیماً میری سراغ ریشهها.
میری سراغ اون صدای درونی که میگه:
«الان ناراحتی… یه چیز شیرین بخور حالت بهتر شه!»
یا اون ذهنی که شرطی شده:
«همیشه شبها جلوی تلویزیون باید چیزی بخورم!» 📺🍪
با این روش، تو یاد میگیری چطوری این باورها رو شناسایی، خنثی و جایگزین کنی…
و بهجای سرکوب کردن میل به خوردن، اونو از پایه تغییر بدی. ✨🔁
💡 این یعنی نهتنها رفتار تغییر میکنه، بلکه این بار واقعاً از درون خودت خواستی که تغییر کنی
و این همون تغییریه که موندگاره، چون از ذهن و باور شروع شده، نه از اجبار و محدودیت! 💫💛

🔍 در این دوره آموزشی دقیقاً باید چیکار کنی؟
حالا که فهمیدی چرا روش ذهنی برای ترک عادت قدرتمنده، وقتشه وارد عمل بشی 💪✨
قراره یه تمرین خیلی ساده اما مؤثر رو شروع کنیم که مثل دونهدونه آجرهای یه خونه، ذهن جدیدی برات بسازه!
🎯 قدم اول: آگاه شو!
قبل از هر واکنش به خوردن، فقط یه لحظه مکث کن و از خودت بپرس:
«الان واقعاً گرسنمه؟ یا یه حس، یه فکر یا یه عادت داره منو هل میده؟»
این مکث ۳ ثانیهای یعنی زدن ترمز روی عادت ناخودآگاه ذهنی! ⛔🧠
📝 قدم دوم: جملهی طلایی رو بگو!
اگه فهمیدی از روی عادت یا احساس سراغ خوردن رفتی، با صدای آروم به خودت بگو:
«من اینو نخوردم.»
باور کن همین یه جمله ساده، قدرت توقف و انتخاب رو بهت برمیگردونه 🔁💬
📒 قدم سوم: ثبتش کن!
آخر شب، توی یه دفتر یا نوت گوشی، بنویس:
- چند بار امروز از این جمله استفاده کردی؟
- حسوحالت بعد از گفتنش چی بود؟
- تونستی خوردن رو متوقف کنی یا نه؟
این کار باعث میشه ذهن ناخودآگاهت جدیتر با موضوع برخورد کنه، چون داره تغییر رو میبینه و ثبت میکنه. 🧾🖊️
🔄 قدم چهارم: بدون قضاوت ادامه بده!
اگه یهجا نتونستی جلوی خودتو بگیری، اشکالی نداره!
هدف این چالش، سرزنش نیست؛ آگاه شدن و تکرار تمرین ذهنیه.
هر بار که تکرار میکنی، یه مسیر عصبی جدید تو مغزت تقویت میشه 🧠🌱
✅ این یک روش ذهنی برای ترک عادتهای خیلی ساده است که کمکم عادتهایی که فکر میکردی «هرگز نمیتونی» تغییرشون بدی، آرومآروم کمرنگ میشن…
و یه نسخهی جدید از خودت متولد میشه؛
کسی که انتخاب میکنه، نه کسی که اسیر عادته. ✨🕊️
💌 دعوت به چالش؛ از امروز شروع کن و تفاوتو احساس کن!
اگه تا اینجای مقاله اومدی، یعنی یه جایی درونت آمادهست برای تغییر ✨
و حالا وقتشه که به خودت یه فرصت واقعی بدی…
نه برای لاغری سریع، نه برای حذف غذاها…
بلکه برای ساختن یه ذهن جدید با کمک روش ذهنی برای ترک عادتهایی 🧠💫 که خودت از انجامشون رضایت نداری.
چالش «من اینو نخوردم» منتظرته…
قراره با همین جمله ساده، روز به روز قدرتمندتر شی، با آگاهی بیشتری انتخاب کنی، و با آرامش بیشتر غذا بخوری 😌🍵
📌 پیشنهاد من:
- امروز فقط یکبار این تمرین رو انجام بده.
- فردا دوتا…
- و بعد کمکم بذار این جمله بشه همراه همیشگیت!
باور کن طولی نمیکشه که حس کنی کنترل زندگیت برگشته دست خودت 🕊️
همونجا که همیشه باید میبود! 💪❤️
🎯 تو انتخاب میکنی:
آیا میخوای همچنان با جنگ و اجبار دنبال تغییر باشی؟
یا میخوای با استفاده از روش ذهنی برای ترک عادت هایی که همیشه باعث آزار و اذیتت می شن ذهنی آزاد و آگاه، یه مسیر لذتبخش و واقعی رو شروع کنی؟
✋ من این مسیر رو رفتم… و حالا نوبت توئه!
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.22 از 167 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


باسلام وقت بخیر
عادتها گاهی اوقات خوب وگاهی اوقات نا خوشایند هستن
در کنار عادتهای بد عادتهای خیلی خوبی هم داریم که زندگی با اونها قشنگتر میشه
مثلا عادت به خوشرویی واخلاق خوب وبرخورد خوب
عادت به سر وقت انجام دادن کارها
عادت به امید داشتن در زندگی ومثبت نگر بودن
عادت کمک به دیگران
عادت دوست داشتن خود واحترام برای خود قائل شدن
ولی چاق شدن رو عادتهای بد میسازه مثل نوشابه خوردن با غذا
عادت به پر خوری
خوردن شیرینی بعد از غذا
خوردن شکلات وشیرینی با چای
عادت به ریزه خواری
ما حتی در طبیعت به جای اینکه وقتمون رو صرف تفریح وسرگرمی وبازی کنیم همش مشغول خوردن هستیم
چاق شدن هم برای ما لذت بخش بوده مثلا وقتی که با این فرمول غلط آشنا شدیم که آدمهای چاق سالمترن وکمتر مریض میشن
یا تپلها خوشگلترن
ویا چاقها مقاومت بدنی بیشتری دارن
این افکار غلط رو باور کردیم وانجام عادات غلط مثل پر خوری و مصرف زیادشیرینی در اون لحظه برای ما بسیار لذت بخش بود هر چند که بعد از اون دچار عذاب وژدان دل درد وسنگینی شکم میشدیم همچنان اون کاربعدا هم انجام میدادیم
عادات که من همیشه انجام میدم وهیچوقت دوستشون نداشتم این کارها بوده شیرینی خوردن با چای که به عشق خوردن شیرینی چای میخورم اگرتو خونه شیرینی نباشه اصلا دوست ندارم چای بخورم وخیلی دوست دارم که این عادت رو کنار بزارم واز این به بعد سعیم رو خواهم کرد
عادت بعدی ریزه خواری که چند روزی است که کمش کردم
عادت بعدی تند وبا عجله غذا خوردن است که سعی در ترک این عادت دارم
این چالش خیلی جالب وکارامد است با انجام همین تمرین روند متناسب شدن عالی رو خواهیم داشت از استاد گرامی بسیار قدر دان هستم که این تمارین عالی رو در سایت قرار میدن 🏵🏵🏵🏵🌻🌻🌻🌻🌻😍😍😍😍😍🌼🌼🌼🌻🌻🌸🌸🌸🌸🌸
من زهرا رضایی نژاد از امروز تاریخ ۱۴۰۱ /۲ /۲۷تعهد میدهم که عادت چند بار در هفته شیرینی، شکلات و بخصوص بستنی خوردن در هفته را تغير دهم و کمتر این عادت که هرچند لذت بخشه رو انجام بدم و مطمئنم که موفق می شوم 😊
نشان های دریافت شده
عرض سلام و ادب ،
استاد گرامی ،حتما منو به جا می آری از شاگردان شما در دوره گام اول هستم گام اول ورود به سرزمین لاغرها دوره ارو تموم کردم و وارد دوره تکرار شدم …
امروز در روز ۵ تکرار فایل مدیر کارخانه ارو گوش می دادم ، این فایل از اون فایلاس که هیچوقت جذابیت ذهنیش برا من کم نمیشه …و خیلی قشنگ و مفصل و منطقی فرق بین غذا خوردن و خوردن غذارو برای ما روشن کرده …اینکه بدن انسان رو به کارخونه ای تشبیه کردید کهمحصول تولیدیش انرژیه خیلی مثال قشنگیه و کلی برای من درس داره که توی دیدگاه خواهم نوشت .. فرمودید مدیر این کارخانه ذهن انسانه که بسته به باورها و افکاری که در اون ثبت کردیم دستورات لاغر کننده یا چاق کننده به مغز میده …نتیجه دستورات و فرامین ذهن به مغز یا پرخوریه یا اندازه خوردن یا کم خوردن ،پرخوری سبب تلنبار شدن انرژی اضافی در اندامها میشه ،اندازه خوردن باعث متناسب شدن و کم خوردن باعث لاغری ،،،،،
اینکه در سطح فکر دوست داشته باشیم کم و یا به اندازه بخوریم فایده ای نداره .این رفتار درست فرمولهای درستی برای اجرا در قسمت بایگانی ذهن ناخودآگاه نیاز داره …تا فرمولهای پرخوری فعالن نمیشه برای همیشه تن به خوردنهای به اندازه یا کمتر خوردن بدیم …چون دست ما نیست به تصمیم آگاهانه ربط نداره باید فرمولش در ذهن ثبت شده باشه ... اگر فرمولش در ذهن ثبت بشه نیازی نیست برای کم شدن میل به غذا دست به دامن عوامل بیرونی مثل قرص و دمنوش بشیم .
فرمول از کجا می آد از اطلاعات تکرار شونده در ذهن خودآگاه که تبدیل به باور میشن و اونوقت به شکل فرمول در ذهن ناخودآگاه نقش می بندن و سپس برای اجرای این فرمولها دستورات ذهنی به مغز صادر میشه…
…به هر صورت من احساس می کنم عادت به عصرانه خوردن یک عادت چاق کننده اس .بین ناهار تا شام اگر گرسنه بشیم باید زیاد جدی نگیریم فوقش مقداری میوه یا یک چای بخوریم کفایت می کنه …
با اطلاعاتی که از طریق پرسشنامه و مصاحبه با لاغرها به دست آوردم متوجه شدم متناسبها به خوردن عصرانه توجهی ندارن و خودشونو به خوردن در این ساعات عادت ندادن … من اطمینان دارم نخوردن عصرانه می تونه یک رفتار لاغر کننده برای من باشه .اما ناهار و شامم رو عادی در حد یک سیری رضایت بخش مصرف می کنم ..
من متعهدم از امروز ۱۸ اردیبهشت ۱۴۰۱ با شرکت در دوره چالش من اینو نخوردم قدم به قدم جلو برم و این عادت رو براحتی ترک کنم .
به نام خدایی که در این نزدیکیست💖💖💖
سلام 🙋
چالش تغییر عادت : انتخاب عادت مورد نظر (اول) 🌹
تا قبل از آشنایی با این مسیر و موضوعات ذهنی من عادت ها و رفتارهای نادرست زیادی داشتم که در دیدگاه های قبلی به طور کامل از شون نام بردم ، نوشتم و مفصل در مورد شون توضیح دادم که بار ها و بارها اونا رو تکرار میکردم و از انجام شون لذت میبردم درسته که بعدش دچار عذاب وجدان میشدم و به ظاهر از انجام اون رفتارها ناراحت بودم ولی در اصل برام لذت بخش بوده که هر روز اونا رو تکرار میکردم و این بخاطر اون برنامه ریزی اولیه ذهنم بوده و مغزم به عنوان فرمانده دستور انجام اونا رو صادر میکرده و منم بی چون و چرا تمام اون دستورات و بی کم و کاست انجام میدادم و نتیجه شد چاقی و اضافه وزن درسته که من از چاقی متنفر بودم ولی برای ذهن من نتیجه مهم نبوده بلکه اون توجه و تمرکز من به چاقی مهم بوده و اون افکار و عقاید و باورهای من در مورد چاقی باعث شده بود که هرروز کلی به چاقی و اضافه وزنم فکر و توجه داشته باشم ، کلی با خودم در مورد جسمم و میزان خورد و خوراک گفت و گوی درونی داشته باشم مثلاً من باور و ایمان قلبی داشتم که چاقی و اضافه وزنم مربوط به ارث و ژنتیکمه بخاطر همین هر چه قدرم که غذا و خوراکی میخوردم اصلا به این موضوع فکر نمی کردم که چرا بیش از نیاز بدنم میخورم و اصلا نقطه سیری و گرسنگی برام مفهومی نداشت و خودمو مجاز میدونستم که هر زمان دوست دارم حتی زمانی که سیرم هر چی دم دستم بود بخورم چون با خودم میگفتم که چاقی من ارثیه و خواست خدا بوده که من چاق باشم و هر کاریم که کنم لاغر نمیشم و با خدا که نمی تونم سر جنگ داشته باشم و زیاد شنیده بودم که خداوند همه رو که یک جور خلق نکرده یکی سفید یکی سیاه ، یکی بلند یکی کوتاه ، یکی پولدار یکی فقیر ، یکی چاق یکی لاغر ….. و ما جزو چاق ها بودیم و چون خدا برا مون چاقی خواسته بود پس چاره ای نداشتیم ولی زمانی که به این مسیر زیبا هدایت شدم با شنیدن حرفای استاد کلی از باورهای من شکسته شد و با تغییر فرمولهای نادرست ذهنم جسمم شروع به تغییر کرد و با تغییر افکار و باورام کلی از عادتهای نادرست غذایی من تغییر کردند و از بین رفتن و من فکر می کردم که دیگه رفتار و عادت نادرستی ندارم ولی با گوش دادن به این فایل یک رفتار نادرست مو کشف کردم که هنوز از بین نرفته و به صورت یک عادت چاق کننده جا خوش کرده و من هنوزم دارم هر روز اونو با لذت تکرار میکنم و اون اینکه من همیشه عادت داشتم که در زمان وعده های اصلی غذا یعنی صبحانه و ناهار و شام هم زمان با سرو غذا یعنی زمانی که در حال پهن کردن سفره غذا هستم از محل آشپزخونه تا محل سفره در حال خوردن از مواد غذایی و خوراکی ها هستم و اون مقدار و جزو غذا به حساب نمیارم و بعد از اینکه همه چیز سفره رو آماده کردم و همه رو صدا میزنم که برای خوردن غذا بیان منم میشینم کنار سفره و تازه بسم الله میگم و شروع به خوردن میکنم و البته من میلم به مواد غذایی خیلی کم شده و خیلی زود سیر میشم و این مقداری که میگم تا آماده شدن سفره میخورم نسبت به قبل خیلی کم شده ولی هنوز از بین نرفته و هنوز من دارم این رفتار و انجام میدم جالبه چند روزی بود که داشتم به این موضوع فکر میکردم که نکنه این رفتارم اشتباه باشه چون همیشه استاد میگن که رفتارهای افراد متناسب با رفتارهای افراد چاق فرق داره و همین تفاوت در رفتارها باعث تفاوت در جسم شون میشه و به نظرم این رفتار نادرست من همون ناخنک زدن به مواد غذایی محسوب میشه که در بین افراد چاق خیلی رایجه ولی افراد متناسب همچین رفتاری و ندارن چون همسر و دخترای من لاغر و متناسب هستند من چند روزی رفتار اونا رو زیر نظر گرفتم و دیدم اونا تا آماده شدن سفره اصلا همچنین رفتاری از خود شون نشون نمیدن تازه برعکس بد شونم میاد که به غذا و خوراکی ها ناخنک بزنن درست برعکس من و من به این نتیجه رسیدم که من با اینکه در مسیر درست هستم ولی دارم نادرست عمل میکنم و خیلی دوست دارم که این عادت نادرستم تغییر کنه و چه بهتر که از بین بره و سر این موضوع هر روز با خودم گفت و گوی درونی دارم ولی انگار شیطان درونم و خدای چاقیم ناراحت شده که من به این موضوع پی بردم و مدام بهم میگه نه خودتو ناراحت نکن تو داری اشتباه میکنی این رفتار چاق کننده محسوب نمیشه ، بیشتر عادتهای نادرستت تغییر کردند اینم که رفتار نادرستی نیست خب تو اون زمان گرسنه هستی و باید بخوری ، اون چند لقمه باعث چاقی نمیشه بخور ، تو باید این مسیر و با لذت طی کنی خب این کارم برات لذت بخش پس ادامه بده و چند روزه که با خودم این جور گفت و گوهای درونی دارم تا اینکه به این قسمت از سایت هدایت شدم و الان متوجه ایراد کارم شدم ان شا الله که با راهنمایی استاد گرامی بتونم این رفتار و عادت نادرست مو تغییر بدم 🌹
استاد ممنون که ما رو واسه تغییر کردن تشویق و به چالش میکشید 🙏🙏🙏🌹🌹🌹
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان همیشه متناسبم
استاد هیچچیز مثل صدای امیددهنده شما منو خوشحال نمیکنه.شما به من انگیزه ادامه دادن. چندین بار این چالش رو استفاده کردم و یه عادت غلط خودمو برطرف کردم .الان میخوام دو سه تا عادت خودم و که میدونم عامل اصلی چاقی من هستن رو برطرف کنم و ذهن ناخودآگاه خودمو دوباره به چالش بکشم.من معتقدم (البته امیدوارم این خودش یه فرمول چاق کننده نباشه) ریزه خواری های من و پرخوری های عصبی من که به هر دلیلی غذا میخورم عامل اصلی چاقی من هستن.و همچنین ترس از خوردن که فکر میکردم دیگه ندارم ولی هنوز حتی موقع گرسنگی هم میخورم ترس دارم.همزمان میخوام عادت کندن جوش رو هم از سرم بندازم.اونم وقتی عصبیم بیشتر میشه.میدونم میتونم……استاد من در سری قبل که دوره و تکرار شو انجام دادم خیلی خوب پیش رفتم حتی کمی هم کاهش وزن و سایز داشتم ولی همین ترس از غذا که آخرا دوباره برگشته بود کار رو خراب کرد.و سردرگمی های من در دریافت پیام گرسنگی و پیام سیری….گاهی موقع شروع ناهار اونقد سیر بودم که فکر میکردم اشتباه میکنم .من که هنوز چیزی نخوردم. فکر میکردم دچار توهم شدم نمیدونستم خوب سیر بودم اون لحظه .براحتی میتونستم اونموقع نخورم و بعدا که گشنم شد بخورم. چرا بهش توجهی نمیکردم.الان چندوقتیه دوباره دوره روشروع کردم.همزمان چالش هم میخوام برم. قول میدم به احساسم بیشتر توجه کنم و دیگه از غذا خوردن صحیح نترسم .دیگه نمیخوام به ندای خانم منفی باش گوش بدم. الان متوجهمیشم اون تو گوشم میگفت وا آرزو تو که هنوز چیزی نخوردی. همه بشقابت پره. داری اشتباه میکنی .این پیام سیری نیست. زیادی بهش فکر کردی توهم زدی.خدایا دیگه پوزه بند میزنم به دهن کثیفش که دیگه منو گول نزنه .با این وجود من یکسال تغییر وزن نداشتم که برام بسیار بسیار عالی بود.منی که دایم میرفتم بالا یکسال بدون ترس چاقی زندددددددددگی کردم. شیرین.بعذشم طی یک ماه آخر دوره چندین کیلو کم کردم ودو مرحله به سمت لاغری رفته بودم .قشنگ احساس گشادشدن لباسا رو داشتم .ولی مثل بچه نوپایی که تازه ذاره راه میوفته فلج شذم. مریض شدم و هر کی رسید فرمول جدید داد به ذهنم .تو این بیماری باید بخوری سیستم ایمنیت قوی بشه و منی که فرمولای لاغریم تازه بودن سریع فرمول های کمرنگ شده چاقیم پررنگ شدن و روز از نو روزی از نو….ولی دوباره برگشتم استاد.من راه مو پیدا کردم.تا آخرش باهاتون هستم من میدونم درست ترین روش همین روشه. بخدا قسم با تموم وجودم احساسش کردم.اصلا حواسم نبودا .نفهمیدم چی شد. به محض اینکه کفه ترازوی لاغری سنگینتر شد لاغری خود بخود اتفاق افتاد و چقد لذت بخش بود. بدون هیچ آزار و اذیت و گرسنگی کشیدنی .خدایا خیلی دلم میخواد دوباره اون احساسو تجربه کنم…..انشالا
مرسی استاد از شما .از حضور پر مهرتون…..
نشان های دریافت شده
سلام و درود دوستعزیز و هم مسیرم خانم آرزو ملکان ،
دیدگاهتو خوندم قشنگ بود می خوام در اینباره نظرمو بگم ….
عزیزم نوشتی که از پرخوری های عصبی و ریزه خواری هات به تنگ اومدی و با خشم و ناراحتی می خوای با ذهنمنفی بافت که تو رو تشویق به این نوع از خوردن می کنه در حقیقت وارد دهنکجی کردن و جنگ بشی و از طرفی با اینکه براحتی با وسوسه های منفی باف تسلیم میشی و می خوری اما خوردن به شدت ترس داری ،،،، …عزیزم می خوام اینو به شما و خودم یادآوری کنم با خشم و تصمیمهای سفت و سختنمیشه با وسوسه های ذهنمنفی باف جنگید و پیروز هم شد ……
باید از خودمون بپرسیم و روی کاغذ ثبتش کنیم که چرا بیش از نیاز می خورم و اسمشو می ذاریم پرخوری عصبی یا بهتره بگیم پرخوری های احساسی ……چه راهکارهایی برای مقابله با اون داریم ؟ و بعد تصمیم قاطع برای عملی کردناینراهکارها بگیریم …..باور کن وقتی سعی خودمونو کنیم حتما خدا کمک می کنه و بر شیطانمنفی باف هرزه گو پیروز میشیم …
من یکمقاله برات می فرستم که شرحی برگرسنگی های احساسی است وتفاوتش با گرسنگی واقعی رو روشنمی کنه …
این از این …..بعدم مسیله ترس از خوردن داری که نباید خودتو نگران این موضوع کنی و عصبی بشی و حال خودتوبد کنی …
اولا با پشت سر گذاشتن جلسات باقی مانده با توضیحات روشنگرانه استاد عزیز احساس ترس از خوردن جاشو با حس اطمینان و حس لذت از اون عوض می کنه ….فقط با آرامش ادامه بده و برای خودت طبیعی بدون که ترس از خوردن برای یک هنرجوی لاغری با ذهن ، اصلا دور از ذهن نیست یک عمره گفتن کم بخور تحرک داشته باش تا لاغر شی …و این نظریه باعث شده باعث شد غذا رو دشمن خودمون تلقی کنیم و ازش بترسیم ….
اینم باید منطقی برای خودمون حلش کنیم ….استاد زیاد گفتن که هر فکر ی هر رفتاری در ما هست که در لاغرها نیست پس اینها عامل چاقی ما هستن
باید روی یککاغذ بنویسیم که من چرا از خوردن می ترسم ؟ هر جوابی اومد بنویسیم و با مثال اونو توجیه منطقی کنیم تا در ذهن کمرنگش کنیم مهمترین عامل ترس از خوردن چاق کننده دانستن غذاهاو همچنین با تحریکات عصبی بیش از نیاز خوردنه … می ترسیم زیادی بخوریم ، می ترسیم حد سیری رو رد کنیم برای همه اینا راهکار وجود داره ..که باید یادش بگیریم
و اما مقاله :
تفاوت گرسنگی احساسی و واقعی
:
●به گزارش باشگاه خبرنگاران به نقل از روزنامه آرمان؛ استرس، بیحوصلگی و مسائل روحی، احساس گرسنگی کاذب ایجاد میکند و ما را به سمت مصرف مواد غذایی و به تدریج چاقی و مشکلات دیگر میکشاند. با ما باشید تا ۸ نوع گرسنگی را با هم مرور کنیم.
گرسنگی واقعی پاسخی است که بدن ما به کمبود مواد غذایی میدهد و با علائمیمانند افت قند خون، دلضعفه، تحریک پذیری، سردرد، صدای قار و قور شکم و حتی لرزش بدن (در صورت گرسنگی شدید) بروز میکند. مهمترین مسئله این است که به طور مرتب در طول روز مواد غذایی مناسب مصرف کنید تا قند خونتان دچار افت نشود و در بین روز به ریزه خواری کشیده نشوید. برای برطرف کردن گرسنگی عادی بدن و پیشگیری از علائم آن به خصوص ضعف بهتر است یک عدد میوه مانند سیب و میانوعدههای سالم مانند آجیل دم دستتان باشد تا دچار مشکل نشوید▪︎
نیاز به خوردن در مواقع بیکاری را گرسنگی ناشی از کسالت میگویند. همه ما زمانی که دچار یکنواختی و روزمرگی میشویم نیاز به پر کردن وقت خود داریم. اکثر این افراد زمان خود را با مصرف مواد غذایی پر میکنند. اما توصیه میکنیم در این مواقع به جای رفتن سر یخچال به کارهای دیگری مانند پیاده روی، مطالعه، صحبت کردن با اعضای خانواده و دوستان و غیره بپردازید. ▪︎
: اگر روی میز کارتان پر از خوراکی باشد بدون شک دچار این نوع گرسنگی خواهید شد. در واقع خودتان را بدون اینکه متوجه باشید در حین کار کردن با مواد غذایی و هله هوله مشغول خواهید کرد. این حالت در زمان تماشای تلویزیون یا کار با رایانه نیز رخ میدهد. بر اساس مقاله ای که در American Journal of Clinical Nutrition به چاپ رسیده است در این صورت میزان کالری دریافتی روزانه بیش از نیاز بدن خواهد بود و در پایان کار یا تماشای فیلم، احساس سنگینی بیش از اندازه ای خواهید داشت.▪︎
خیلی از افراد زمانیکه دچار احساسات شدید مانند خشم، عصبانیت، ناراحتی، افسردگی و غم میشوند شروع به خوردن میکنند که میتواند برای سلامتی خطرناک باشد. نتایج پژوهشی که در دانشگاه ایالت اوهایو آمریکا انجام شده است نشان میدهد گرسنگی احساسی افراد را به سمت مصرف مواد غذایی نامناسب مانند میانوعدههای چرب و شیرین میکشاند. در اینصورت باز کردن یک بسته چیپس، کلوچه و انواع هله هولهها بهترین راه برای فرو نشاندن خشم و احساسات دیگر تلقی میشود.▪︎
اگر نمیخواهید دچار این گرسنگی شوید موقعی که به عنوان مثال جشن تولد یا جشن بازنشستگی در محل کارتان شروع میشود حواستان را بیشتر جمع کنید. این روزها چنین مراسمیدر محل کار یا دانشگاه و آموزشگاهها و غیره باب شده است و انواع شیرینی جات و پیتزا و غیره نیز در آن سرو میشود. در این صورت است که شما بدون اینکه گرسنه تان باشد تمام خوراکیهایی که تعارفتان میشود را میل میکنید و شاید تا آخرین برش پیتزا را هم نوش جان کنید و گرفتار گرسنگی مربوط به جشن و سرور شوید▪︎
: قبل از شروع عادت ماهانه زمانی است که خانمها میل بی حدی به خوردن به خصوص مصرف شیرینی پیدا میکنند. این اشتها ناشی از تغییرات هورمونی است که میل به مصرف میان وعدههای شیرین، چرب، شور و غیره را افزایش میدهد. نمیتوان این اشتها و میل شدید به خوردن را نادیده گرفت. بهتر است بدانید که مصرف شیرینی و مواد چرب زیاد در این دوره باعث تشدید علائم پیش از قاعدگی میشود. بنابراین بهتر است به خوردن یک پیاله ماست با میوه یا کشمش و کمیشکلات سیاه و میوههای تازه بسنده کنید▪︎
واکنش افراد مختلف نسبت به استرس متفاوت است. برخی از افراد زمانیکه دچار استرس میشوند نمیتوانند غذا بخورند. اما برخی دیگر دچار پرخوری میشوند. زمانیکه تحت استرس هستید و زیاد میخورید حواستان باشد به سمت چه نوع مواد غذایی کشیده میشوید! اکثر افراد به سمت شکلات و شیرینی و سیب زمینی سرخ کرده و غیره میروند. معمولا زمانی که مغز تحت استرس قرار میگیرد به سمت مواد غذایی اشتها آور تمایل بیشتری نشان میدهد. نتایج پژوهشی که در Journal of Consumer Psychology به چاپ رسیده است نشان میدهد اکثر افراد زمانی که دچار استرس میشوند بدون اینکه بدن شان نیازی به غذا داشته باشد شروع به خوردن میکنند چون این کار برایشان مانند انجام یک فعالیت آرامبخش است.▪︎
: شنیده اید که شکم سیر میشود اما چشم گرسنه میماند؟ بدون شک دیدن یک غذای خوشمزه و با تزیین عالی و همچنین دسرهای خوش آب و رنگ باعث ایجاد این نوع گرسنگی میشود. واقعیت این است که مقابله با این نوع گرسنگی نیز بسیار دشوار است. گاهی چشمها حتی از چند عدد بیسکوییت باقیمانده در ته ظرف نیز نمیگذرند و تا شما را به تمام کردن آن تشویق نکنند دست بردار نیستند. اگر نمیخواهید تناسب اندامتان به خاطر این نوع گرسنگی به هم بخورد بهتر است اول از خودتان بپرسید آیا واقعا گرسنه هستید یا خیر! اگر واقعا گرسنه نیستید چشمها را به اصطلاح درویش کنید. اگر گرسنه تان است یک تا دو عدد بیسکوییت برداشته و تا رسیدن زمان غذای اصلی محل را ترک کنید.▪︎
منبع : سایت یک نیوز
امیدوارم این دیدگاه برات مفید فایده باشه
دوستدارت شهربانو
نشان های دریافت شده
با عرض سلام و ادب
من حدود سه هفته است که راه لاغری با ذهن را برای کاهش وزن بدنم انتخاب کرده ام.
در این راستا سعی می کنم که از مسیر منحرف نشوم باانجام تمرینات بتوانم فرمولهای صحیحی جایگزین باورهای اشتباه قبلی برای رفتارهایم داشته باشم.
در این بین گاهی اوقات رفتار هایی انجام می دهم که از قبل انجام دادن میدانم اشتباه است و پس از انجام دادن آن حس خوبی ندارم و احساس پشیمانی می کنم.
چالش ترک عادت را در سایت دیدم و تصمیم گرفتم که همزمان در این چالش برای ترک عادت های نادرستی که خودم هم از اشتباه بودن آن با خبرم استفاده کنم.
مطالبی که از این فایل آموختم را اگر بخواهیم به صورت خلاصه بیان کند باید به چاقی اشاره کنم که مجموعه افکار من باعث آن شده اند. افکاری که واکنش های رفتاری ایجاد می کنند. با تکرار کردن واکنش های رفتاری، این رفتارها تبدیل به عادات ما می شوند، عاداتی که در نهایت شخصیت ما را می سازند.
کاری که باید انجام دهیم و در حقیقت راه حل این مشکل این است که افکار اشتباه را شناسایی کرده و در ادامه واکنش های رفتاری ناشی از این افکار را بشناسیم و و این افکار را با افکاری که واکنش متفاوت و درستی در رفتار ما داشته باشد جایگزین کنیم.
من حدود ۱۰ مورد از رفتارهای اشتباه را یادداشت کردم ولی متوجه شدم که باید فقط یک مورد را انتخاب کنم تا بتوانم روی آن مورد تمرکز داشته باشم و با این چالش آن عادت اشتباه را برطرف کنم.
یکجایی از صحبت هاتون فرمودید که بعد از انجام هر کاری اگر حسی که به انسان دست می دهد بعد ما شد مطمئنم آن کار بد بوده و در صورتی کار درست است که حسی خوشایند پس از انجام کار داشته باشیم. کاری که حس خیلی بدی در من ایجاد می کند خوردن در حالت سیری است.
پس من این عادت اشتباه را برای شروع این چالش انتخاب می کنم و متعهد می شوم برای ترک این عادت نهاد تلاش خود را داشته باشم چرا که تناسب اندام من از هر چیزی با اهمیت تر است
سلام بر استاد گرامی و دوستان هم مسیرم
باید اعتراف کنم استاد به حرفاتون گوش ندادم که گفتین تا دو هفته بدون فایلها زندگی کن و خودت رو محک بزن پسیه معذرت خواهی به شما بدهکارم چون واقعا تا آخر شب تو سایت نیومد و چیزی ننوشتم و اما انگار چیزی رو گم کرده بودم و واقعا جای خالیش رو حس کردم و حالا که ساعت یک شب هست دیگه تحمل نکردم و دلم برای کامنت نوشتن خودم و اون احساس خوبم در اون لحظه تنگ شد و برای همین دوباره دست به کار شدم.
من شاگرد موفق این راه هستم چون استمرار و تکرار دارم و همین تکرار در هر زمینه ای باعث موفقیت ما در اون زمینه میشه .
خود من در این مدت اشنایی باسایت در هر شرایطی که بودم از کارهام زدم اما از گوش دادن به فایل نگذاشتم چون علاقه داشتم چون از این کار لذت میبردم چون هدفم برام مهم بوده و همین استمرار باعث شد که ذهن من عالی برنامه ریزی بشه و یه سری عادتهای جدید در من شکل گرفته و باعث شده اندام جدیدی داشته باشم .
و در واقع عادتهای قبلی من طوری بودن که وقتی انجامشون میدادم بعدش پشیمون میشدم ولی حالا که تغییر کردم این اتفاق خیلی کم پیش میاد و من خیلی کمتر اون احساس پشیمانی رو دارم چون تصمیمات جدید من برای خوردن با برنامه ی ذهنم هماهنگ بوده و باعث شده هر روز من رفتارهای جدیدی و درستی داشته باشم که همسو با هدفم بوده اما در گذشته یادم میاد وقتی غذایی رو دوست داشتم و یا بهش علاقه داشتم خیلی زیاد میخوردم و اما بعدش حالم بد میشد و پشیمون میشدم چرا ؟؟چون برنامه های ذهنی من در مسیر چاق شدن بودن بر خلاف تصمیمی که برای لاغری داشتم .و همینطور این رفتارها داشت هر روز تکرار میشد چون منشأ اون رفتارها در ذهن من بود .
و ذهن من از طریق خانواده و جامعه و دوستان و تلویزیون و رسانه ها و … ورودیش تغییر کرده و باعث شده بود که خروجیش هم که رفتارهای من هستن تغییر کنن و در نهایت جسم من هم تغییر کرده .بود
من چون در گذشته بارها تلاش کرده بودم و اما لاغر نشده بودم فکر میکردم لاغر شدن واقعا سخت و غیر ممکن هست و خب وقتی لاغر شدن و یا کاری در ذهن من سخت باشه ذهن تمایلی به انجام اون کار نداره و در اون کار امکان نداره ما موفق بشیم .
پس اگر ما در گذشته چاق شدیم چون تکرار اون رفتار های چاق کننده برای ما لذت بخش بوده درسته که بعدش ناراحت شدیم اما در زمان انجامش برای ما لذت بخش بوده مهم نیست که من از چاقی بدم بیاد مهم اون هست که در ذهن من چاقی لذت بخش هست و اگر کاری برای ذهن لذت بخش باشه ذهن دایم اون رو تکرار میکنه و اصلا کاری نداره نتیجهی تکرار این رفتار چی میشه .
من در گذشته بارها از طریق اطرافیانم چاقی در ذهنم لذت بخش شده بود چطور ؟؟
چون بهم میگفتن :
با چاقی تمام عیبها ی صورت محو میشن .
با زیاد غذا خوردن ادم سالمتر هست
با کمی تپل شدن اندام زیبا تر میشه. و تو دل برو تر میشم .
با تپلی لباس به تنم قشنگتره .
با تپلی صورتم زیبا تر میشه .
با تپلی دست وپای من زیباتر میشه .
با تپلی پوستم بهتر میشه .
با تپلی رنگ صورتم روشن تر میشه
با تپلی بدنم قویتر میشه
با تپلی فرزندان قویتری به دنیا میارم .
با تپلی جذاب تر میشم .
و اتفاقا همین دیشب در مهمانی بودم که افرادی بعد از مدت زیادی من رو میدیدند و بارها بهم گفتن خیلی لاغر شدی بهت نمیاد دیگه نمیخوای صورتت خیلی لاغر شده و … و اما وقتی در کنار خواهر بسیار لاغر خودم قرار میگرفتم میگفتن وای چقدر فلانی لاغر شده توخیلی بهتر ازاونی دیگه تو هم مثل اون نشی ؟ خیلی لاغر نکنی ! الان تو خیلی بهتر از خواهرت هستی مراقب باش لاغر تر نشی و گرنه زشت میشی و خلاصه اینکه همش ورودی بد داشتم و اما من با بودن در این سایت دیگه آگاه هستم که این حرفها چقدر میتونن تاثیر گذار باشن و من رو از هدفم دور کنن واما من بدون ذره ی فکر کردن به اونها راهم رو ادامه میدم و از تناسب و از اندام جدیدم لذت میبرم و مطمعنم به مرور بازم خوش استایل تر و زیبا تر خواهم شد پس ورودی خوب به خودم میدم و مرتب فایل گوش میکنم .
چاقی هم برای چاقها یک نوع نتیجه. هست که اونها راضی نیستن در واقع نتیجهی انجام دادن یه سری اعمال هست و این نشون میده چاقها انسانهای توانمندی هستن و اما اگر از نتیجه راضی نیستن میتونن رفتارها رو تغییر بدن و لاغر بشن .
پس من باید عاداتهای لاغر شونده رو لذت بخش کنم و با این دوره من به این توانایی میرسم .
من میخوام رفتاری رو که خیلی اذیتم میکنه رو دیگه انجام ندم و تغییرش بدم یعنی یه رفتاری دارم که وقتی انجامش میدم. بعدش حال خوبی ندارم و الان دیگه نمیخوام تکرارش کنم و این معجزه این دوره و این آموزشها هست و ما خیلی راحت لاغر شدن رو تجربه میکنیم .
حقیقتا در گذشته که تازه وارد این دوره شده بودم خیلی زیاد عادت نادرست داشتم اما حال بعد از حدودا دو سال و نیم در مسیر بودن هر چقدر فکر کردم عادت خاصی که هر روز تکرارش کنم و اذیتم کنه پیدا نکردم فقط دوست دارم رفتاره به اندازه خوردنم ازهر مواد غذایی رو در هر زمان و مکانی که دارم بازم قویتر کنم .
پس من بیشتر ازنیاز جسمم غذا خوردن رو دوست ندارم و اذیتم میکنه و میخوام همیشه و در هر شرایطی هیچ لقمه ی اضافی نخورم پس اون لقمه های اضافی رو در هر وعده ی غذایی که باعث سنگینی و حال بد من میشن رو میخوام تغییرشون بدم .
سلام و درود
می دونستم نمی تونی فاصله بگیری
هدفم این بود که درک شما از بودن در این مسیر واضح تر بشه
حال خوب، تاثیرش بر همین لحظه است و وقتی به این کار عادت کنیم سراسر زندگیمون خوب می شه
پس اگه ادامه میدی بخاطر یه مقدار دیگه کم کردن سایز نباشه
چون اگه سایر کم بشه درحالی که حال خوب هم باهاش کم بشه هیچ تاثیری در احساس خوب شما نخواهد داشت
الان برات واضح شد که ادامه دادنت بخاطر لاغری نیست بلکه بخاطر احساس آرامش و رضایت از حضور در دنیای مادی است.
موفق باشید
سلام خدمت استاد عزیز.
بله قول میدم برای ادامه دادن راهم به لاغری نچسبم و اون رو رها کنم فقط به خاطر آرامش و حال خوبی که از بودن در این راه دریافت میکنم ادامه میدم و من بارها باید به خودم بگم الآنم عالی هستم و از خودم راضی هستم حالا با بودن در مسیر اگر عالیتر هم شدم که چه بهتر اگر هم نشد مهم نیست بلکه مهم زنده بودنم و اون آرامشم و اون حال خوبم هست
نشان های دریافت شده
سلاااام
من چندین وقته که از نوشتن توی سایت دور شدم و دیگه نیومدم دیدگاه بنویسم ، توی این مدت خیلی اتفاقا پیش اومد و من روز به روز از خودم دورتر شدم اصلا انگار این سایت رو نمیشناختم با اینکه با مطالب سایت در ارتباط بودم ولی پیگیری نمیکردم والویتم رو گذاشته بودم روی درس خوندن به خودم گفتم خودم حواسم به خودم هست و به قول استاد مغرور شده بودم ، برام خیلی سخت بود که بپذیرم منم لیز خوردم واین اصطلاحه معروف بین اعضای این سایت رو برای خودم هم به کار ببرم همش حرفای خودم توی لایوی که با استاد داشتم میومد توی ذهنم و این باعث میشد به خودم بیشتر سرکوفت بزنم و خودمو تخریب کنم از درون . همش به خودم میگم تو چرا به حرف خودت گوش ندادی؟ چرا با بهونه های کوچیک و بزرگ و گاها خیلی قانع کننده مسیرتو گم و رها کردی؟ چرا به قول خودت انرژی ای که برای تخریب میخواستی بذاری رو نیومدی توی سایت صرف کنی؟ همه ی اینا رو به خودم گفتم و به یه جایی رسیدم و دیدم که من دیگه به لاغری با ذهن اعتقاد ندارم! ذلم میخواست ازون آقاهه توی اینستا برنامه غذایی بگیرم همش به خودم میگفتم باید روزی چند ساعت ورزش کنم وگرنه مگه میشه بدون ورزش لاغر شد؟ هیچ کدومه این کارا رو انجام ندادم ولی همه ی آدمایی که میدیم لاغر شدن ورزش میکردن و برای یه مدتی لاغر بودن و من دیگه بعد از لاغریشونو نمیدیدم و به خودم میگفتم حتما متناسب موندن دیگه . کم کم برگشتم به حالت قبل از آشناییم با سایت چه از نظر روحی و فکر ی و چه از نظر جسمی. همش حسرت گذشته رو میخوردم که ای کاش مامان و بابام فلان کارو نمیکردن که من چاق شم ای کاش چاق نشده بودم ای کاش زندگیم جور دیگه ای رقم خورده بود تا الان . با مرور این افکار من بیشتر به سمت تاریکی فرو میرفتم و هر روز آب بیشتر بالا میومد و من به غرق شدن بیشتر نزدیک میشدم.
اما این اما خیلی برای من ارزش داره و اون اما اینه که من الان برگشتم . همش احساس میکردم به این جمع تعلق ندارم ، دیگه بچه های تناسب فکری و استاد منو دوست ندارن و من جدای از اونام . ولی امروز به یه آیه از قرآن بر خوردم که درباره ی توبه بود و اینجا میارمش:
۞ قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَىٰ أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ ۚ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا ۚ إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
بگو اى بندگانم كه زياده بر خويشتن ستم روا داشته ايد، از رحمت الهى نوميد مباشيد، چرا كه خداوند همه گناهان را مى بخشد، كه او آمرزگار مهربان است
خدا میگه ای کسایی که زیادی به خودتون ستم کردید یعنی میگه حتی شمایی که دیگه شورشو در اوردید و بی جهت دارید گناه میکنید حتی شما ها از رحمت و مهربونی خدا نا امید نشید این آیه قشنگ ترین شکلیه که به من فهموند نا امیدی ممنوعه. خدا میگه اگه میخوای نا امید شی انتخاب خودته ولی به من ربطش نده چون آغوش من همیشه به روت بازه و خدا همه ی گناه کارا رو میبخشه .
چاقی گناه منه و من توش اسراف کردم
تموم اون روزا که ندای درونمو میشنیدم و بهش بی توجهی میکردم تموم صداهایی که بهم میگفتن یادت نره تمریناتو انجام بدی و من بهشون بی توجهی کردم تمام وقتایی که به بدنم تنفر ورزیدم و زشت خطابش کردم تمام اون روزا رو پشت سر گذاشتم و الان اینجام تا پیرایش و تخلیه بشم .
و همش با خودم میگم خدا با تمام عظمتش منو میبخشه پس من قطعا هنوز یه جایی توی جمع دوستای سایت و استاد دارم ، اگه به اینجا تعلق ندارم پس به کجا تعلق دارم؟ همین الان پر از احساس اشتیاق شدم و حتی اشک ریختم این اگه احساس تعلق نیست پس چیه؟ من مال این سایتم. من دختر لاغری با ذهنم
و فقط باید ادامه بدم .
من از خودم معذرت خواهی میکنم عذر میخوام به خاطر تمام اشتباهاتم ولی الان اینجام که ازشون درس بگیرم.
من توی این چالش میخوام عادت پرخوریمو کنار بزارم برای همیشه . این روزا خیلی کم پیش میاد که به حرف خودم گوش بدم و از خودم راضی باشم . اگه در حد خفگی نخورم احساس میکنم کم گذاشتم و مثلا اگه غذا رو به اندازه بخورم و احساسم خوب باشه حتما بعد از غذا یه میوه ای خوراکی ای چیزی میخورم که تمام اون احساس خوب از بین بره این عادت من شده و ازش لذت میبرم احساس میکنم اگه پرخوری نکنم اشتباهه و احساس امنیت و آرامش فقط ازین طریق برام به وجود میاد وقتی دارم غذا رو تند تند وارد دهنم میکنم و میجومش خیلی احساس آرامش میکنم ولی بعدش پشیمون میشم و اعصابم از خودم و رفتارم بهم میریزه و از خودم متنفر میشم . من میدونم که این به خاطر دستورایی هست که توی ذهنم به صورت پیش فرض قرار گرفته و با هیچ روش دیگه ای هیچ روش دیگه ای به جز تغییر نگرشم و باور هام نمیتونم عادت جدید و در نهایت شخصیت جدیدی رو در خودم بوجود بیارم.
امروز در تاریخ ۱۶ اسفند سال ۱۴۰۰ من پا در مسیر جدیدی برای زندگیم گذاشتم و مطمعنم چاقی رو با خودم به قرن جدید نمی برم من با تعهدی بیشتر از گذشتم تلاش میکنم تا بهترینا رو برای خودم توی زندگیم بسازم.
خدایا شکرت
من عاشق خودم میشم
سلام صبا جان چه خوب گفتی ،منم از دسته آدماییم که لیز خودم مغرور شدم ،منی که داشتم خوب پیش می رفتم ،به خدم گفتم ،با چند تر فندی که از استاد یاد گرفتم ،می تونم ادامه بدم و دیگه احتیاجی به نوشتن ندارم ،اما ناامیدی فایده نداره باز هم برمی گردم بتاریخ ۲ اردیبهشت ۱۴۰۱
سلام دوستان امیدورام حالتون خوب باشه
سلامی ویژه خدمت اقا رضای عزیز
اقا رضا طی تماسی که دیشب باهم داشتیم صحبت هات خیلی خیلی بهم انرژی داد پاشنه آشیلم را پیدا کردم که چرا نمیتونم سیگار را ترک کنم اونم به خاطر تکامل بود که ترمز من بود و من خودم را با تکامل گول میزدم
و از دیشب تعهد دادم که دیگ لب به سیگار نزنم
بریم که شروع کنم
In god we trust
نشان های دریافت شده
سلام استاد
ممنونم که راهنماییم کردید برای شروع این فایلها،عالی بود.
من تصمیم گرفتم که این عادت خوردن چای عصر همراه شیرینیجات رو که باعث ترس از چاقی و عذاب وجدان میشد ترک کنم،
۷ / ۱۲ /۱۴۰۰
متعهد میشوم این عادت زشت که اذیتم میکنه رو حذف کنم و بجاش تو این تایم عصر یا برم بیرون قدم بزنم یا یه فیلم و سریال که دوست دارم رو نگاه کنم و مثلا یه عدد میوه بخورم.
همه ما به امید خدا و به همراهی شما استاد بزرگوار موفق خواهیم شد :))