0

مزایای عادت موردنظر (گام دوم – ۱)

تغییر عادت با قدرت ذهن
اندازه متن

🔁 تغییر عادت‌های رفتاری شاید در نگاه اول سخت و حتی ترسناک به نظر برسه 😰 اما وقتی با چراغ آگاهی 🧠 و نیروی پذیرش ذهنی 🤲 همراه بشه، همه‌چی اون‌قدر آسون می‌شه.

طوری که با خودت می‌گی:

«ای بابا! چرا زودتر شروع نکردم؟ 😄»

تو این دوره قراره قدم‌به‌قدم یاد بگیریم چطور با تغییر عادت با قدرت ذهن، یه مسیر تازه 🌱 برای رهایی از رفتارهای آزاردهنده‌ بسازیم؛

تغییر عادت با قدرت ذهن سه نکته طلایی داره:

✨ درک لذت پنهان پشت هر عادت

🧩 پذیرش مسئولیت رفتارها

☮️ رسیدن به صلح درونی

آماده‌ای که شروع کنیم؟ 😌💪

چرا فکر می‌کنیم اسیر عادت‌ها هستیم؟ 🌀

بسیاری از ما وقتی متوجه تکرار یک رفتار آزاردهنده می‌شیم، به خودمون می‌گیم:

«من گرفتار این عادتم… نمی‌تونم تغییرش بدم.» 😣

این جمله ساده، در واقع تبدیل می‌شه به یک باور محدودکننده.

اما حقیقت اینه که:

🔸 هیچ عادتی زورکی تکرار نمی‌شه.

🔸 ما خودمون انتخاب می‌کنیم اون رفتار رو بارها انجام بدیم.

این یعنی تغییر عادت با قدرت ذهن، از همین لحظه‌ای شروع می‌شه که این باور رو کنار بذاریم.

قدم اول: مسئولیت رو بپذیر 😌🪞

وقتی می‌گی «من نمی‌تونم این عادت رو ترک کنم»، در واقع داری اختیار رو به بیرون از خودت می‌دی.

اما وقتی بگی:

✨ «این منم که این رفتار رو بارها تکرار کردم.»

✨ «قدرت تغییرش هم دست خودمه.»

اون‌وقته که تغییر عادت با قدرت ذهن واقعاً ممکن می‌شه.

قدم دوم: صلح با عادت 🤝

شاید عجیب به نظر برسه، ولی قدم دوم اینه که با رفتاری که اذیتت می‌کنه، آشتی کنی!

چطوری؟

📍 برگرد به گذشته و ببین چرا اون رفتار برات لذتبخش بوده.

📍 چه چیزی باعث شده بارها تکرارش کنی؟

📍 آیا هنوز هم همون لذت رو می‌ده یا فقط از روی عادت انجامش می‌دی؟

وقتی به جای سرزنش، به لذت پنهان پشت رفتار نگاه کنی، خشم و عذاب وجدان جاش رو به درک و پذیرش می‌ده.

یک مثال واقعی از عادت شیرین اما دردسرساز! 🍵🌰

روزی از روزها توی خونه‌ی یکی از بستگان، چای رو با ترکیب خرما، گردو و کنجد خوردم. طعمش فوق‌العاده بود! فردای اون روز همون ترکیب رو با علاقه تهیه کردم و کم‌کم این شد عادت روزانه‌ام.

اما بعد از مدتی، وقتی بیرون از خونه بودم و اون ترکیب رو نداشتم، چای برام بی‌مزه شد… حتی ناراحت می‌شدم که بدون اون ترکیب باید چای بخورم.

اینجا بود که فهمیدم:

🔍 «من اسیر چای نبودم… اسیر اون حس لذت و تکرار شده بودم.»

و این مثال کوچیک نشون می‌ده که چطور تکرار، حتی از لذت هم می‌تونه درد بسازه.

قدم سوم: الگو رو بشکن ✂️🔁

عادت‌ها مسیرهایی هستن که در ذهنمون حک شده‌ان. اما خبر خوب اینه که:

ذهن انعطاف‌پذیره و با تکرار رفتار جدید، مسیر جدید می‌سازه.

یعنی:

🔁 رفتار قدیمی ← آگاهانه متوقف کن

🆕 رفتار جایگزین ← با لذت و آگاهی انتخاب کن

🧠 تکرار کن ← مسیر جدید در ذهنت ساخته می‌شه

و این یعنی باز هم تاکید می‌کنیم:

تغییر عادت با قدرت ذهن، نه فقط ممکنه، بلکه لذت‌بخشه!

قدم چهارم: تکرار آگاهانه رفتار جدید 🔄🌟

برای جایگزینی یک عادت، کافیه:

  1. اون رو با رفتاری که هنوز لذت داره جایگزین کنی
  2. حواست باشه هر بار با آگاهی انجامش بدی
  3. به خودت بابت تغییر، بازخورد مثبت بدی

✅‌ مثلا اگه عادت به پرخوری در شب داری، می‌تونی با نوشتن حس و حالت بعد از پرخوری، آگاهانه مسیر فکری‌ت رو رصد کنی.

قدم پنجم: عادت جدید رو با تصویر ذهنی قوی تقویت کن 🧘‍♀️🌈

ذهنت به تصویرها پاسخ می‌ده.

هر روز چند لحظه وقت بذار و خودت رو در حال انجام رفتار جدید، با حس خوب، تجسم کن.

مثلاً بگو:

🧠 «من دارم عادت‌های سالمی رو انتخاب می‌کنم.»

🌿 «هر روز در حال رشد و تغییرم.»

💪 «تغییر عادت با قدرت ذهن در من در حال رخ دادنه.»

این عبارت‌های تاکیدی به مرور ذهن ناخودآگاهت رو همراه می‌کنن 💫

جمع‌بندی: تغییر عادت از ذهن شروع می‌شه، نه از زور و اجبار 🎯

وقتی باور کنی که اسیر عادتی نیستی، و خودت انتخاب کردی اون رفتار رو تکرار کنی، تازه در جایگاه قدرت قرار می‌گیری. از همون‌جا می‌تونی آگاهانه مسیر جدید بسازی.

✅ به خاطر داشته باش:

تغییر عادت با قدرت ذهن، ساده‌تر از چیزیه که فکر می‌کنی؛ فقط کافیه از درون شروع کنی.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.37 از 119 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22344
238 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار افسر
      ۱۴۰۳/۰۴/۱۰ ۰۱:۱۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 261 کلمه

       با عرض سلام خدمت استاد عزیز 

      عادتی که من دوست دارم از آن رها شوم ریزه خواری است و حالا که فکر میکنم میبینم با این ریزه خواری ها چقدر لذت برده ام اول لذت این که میتونم تمام چیزهایی را که دوست دارم را مزه کنم و از خوردن آن لذت ببرم و دوم این که توانستم طمع های خوب آن را حس کنم سوم اینکه موقعه خوردن از آن ترس نداشتم چهارم آ ن لحظه احساس چاقی برایم اصلا مهم نبود و خوردن مهم بود و این که من با این عادتی که دوست دارم از بین برود چقدر لذت برده ام و چقدر از وقت خودم را در این را هسپری کرده ام و من دوست دارم این عادت را از بین نبرم بلکه با آن با تمرین هایی که انجام می‌دهم آن عادت را با نظم دادن در ذهن خودم آن را درست کنم که بعد از انجام دادن آن زیاد احساس ناامیدی و سرزنش نداشته باشم و موقعه انجام دادن آن لذت کامل از خوردن را داشته باشم چون  هیچ چیز برای افراد چاق لذت بخش تر از خوردن چیزهایی نیست که برای آنها منع شده است و از خوردن آن لذت ببرند و از آن ترس نداشته باشند و من وقتی این فیل ها را گوش داده ام فهمیدم که قبلا چقدر  برای این عادتی که داشتم بیهوده خودم را سرزنش می‌کردم و من می‌توانستم با ذهنم چیزهای خوب عادتم را هم درک کنم و از آنها لذت ببرم تا با لذت بردن آنها بتوانم عادت بد خودم را در ذهنم به عادت خوب تبدیل کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار servehchopani_1
      ۱۴۰۳/۰۳/۲۸ ۰۰:۲۲
      مدت عضویت: 2194 روز
      امتیاز کاربر: 40413 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 113 کلمه

      به نام خداوند جان خرد سلام استاد گرامی و دوستان سایت تناسب فکری ترک عادت های که آنها ودوست ندارم بایدبا آن عادت‌ها دوست بشیم ورابطه صمیمی داشته باشیم اگر اون رفتارها  دوست بشیم از اونا تنفر نداشتم اونا دوستمون میشوند1_از خوردن غذای اضافه بابت شادی در وجودم میشه واز آن لذت میبرم2_تند تند غذا خوردن برام لذت بخشه 3_وقتی به مهمانی میرم هر چه سر سفره هست دوست دارم بخورم وحس خوب لذت بخشیه4_وقتی غذای مورد علاقم میبینم دوست دارم زیاد بخورم واز خوردن اون لذت میبرم حس خوبی دارم 5_وقتی شیرینی میبینم دوست دارم زیادبخورم واز خوردن آن لذت میبرم. خدایا شکرت که به این مسیر هدایت شدم ممنونم استاد گرامی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار yas
      ۱۴۰۳/۰۳/۱۸ ۰۰:۱۰
      مدت عضویت: 848 روز
      امتیاز کاربر: 410 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 340 کلمه

      به نام خداوند آسمان آبی

      امشب عادت پرخوی کردن تکرار کردم و همچنین عادت خوردن یک چیز شیرین به همراه چای به حد زیادی ناراحت شدم و عذاب وجدان بدی گرفتم و آن فکر نکنه چاق شم در حال گسترش در ذهنم بود که ناگهان ذهنم گفت برو تناسب فکری و ناگهان اومدم اینجا و گوش دادم و از آن فکر چاقی کمی دور شدم .

      اگر بخوام آن لحظه پرخوری کردن بگم بی توصیفه هیچ کاری مرا به اندازه غذا خوردن خوشحال نمی‌کند مخصوصا خوردن شیرینی و تنقلات مثل ناهار که داشتم میخوردم و به ته دیگ رسیدم که خشکی و چربی خاصی داشت که لذت شادی میکردم و از خوردن آن غذا به همراه ماست احساس می‌کردم درحال پروازم یا عصرانه که چندین نقل گشنیزی خوردم آن حس شیرینی بسیار مرا خوشحال میکرد و آن گشنیز در دهانم پخش می‌شد هیچ احساسی مثل آن را تا بحال نداشتم یا شام که املت به همراه سالاد و سس فراوان خوردم سالادی عجیب اما طعمی خاص و آشنا داشت که فقط خیار و پیاز داشت به همراه سس مخصوص خود ترکیبی که پیشنهاد میدم همه امتحان کنند خیلی خاص بود برام یا بعد شام که چای و نقل هل دار خوردم نه یک نقل بلکه چندین نقل به هرتعداد که خودم خواستم بطور متوالی خوردم طعم خیلی خوبی داشت شاید بعدش پشیمان شدم اما الان میگم چقدر خوشمزه بودنچیپس و پفک طعمی نمکی و شور که هرچقدر بخورم هنوزم کم است یا بستنی شیرینیه سرد که همه طعم هایش خاص است یا غذاهایی که مادرم می‌پزد همه فوق العاده خوشمزه هستند من زنده هستم و در این مدت کوتاه عمرم میخوام از این غذا های خوشمزه لذت ببرم و احساس پشیمانی نداشته باشم.

      هر خوراکی که بخوام میتونم بخورم به هرمقدار که بخوام همیشه همراهم باشن در انجام هرکاری درحال خوردن آن باشم من با آنها احساس شادی میکنم و آن لحظه هیچ چیز بالاتر و ارزشمند تر از آن نیست به قول معروف خدا رو هم بنده نیستم ، استاد شما و اعضای اینجا تنها کسانی هستید که میفهمیدید چی میگم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۸ ۱۲:۳۱
      مدت عضویت: 1329 روز
      امتیاز کاربر: 80230 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,400 کلمه

      نوشتن درمورد مزایای عادت چقدر برام سخته انگارک قلبم ب در میاد ازش واسه همین این چالش برام سخته اما من میخوام باشم ببینم چی ب چیه وقتیا ین همه ادم از این چالش نتیجه گرفتن منم میتونم 

      من رفتاری رومیخوام تغییر بدم ک خیلی چیزهای دپگه شامل چندین زیر مجموعه هس 

      من خوردن با دیگران زمانیک گرسنه نیستم میخواستم تغییر  بدم ک زیر مجموعه  اینک من نمیخوام موقعی ک گرسنه نیستم بخورم والان دیدم  ولی من زمانی ک گرسنه نیستم برای دیگران غذا اماده میکنم سرو میکنم هوس میکنم ک بخورم یا زمانیک بر ای دخترم لقمه میگیرم دلم میخواد خودمم هم بخورم من میخوام این رفتار رو تغییر بدم 

      مزایای این رفتار

       همراهی با دیگران هس 

      واینک هر چیزی ک دوس دارم همون موقعم بخورم 

      و یبار غذا خورده میشه

       یبار جمع میشه

       ومن کلی کارم راحتتره و لازم نیس هی گرم کنم 

      این رفتار برام لذت بخشه 

      چن تاخیری درخوردنم نمیافته 

      ومن درتموم زمانها میخورم 

      من چن روز قبل با دخترم رفتیم ی فروشگاه تازه باز کرده بود ومن چن وقتی هس ک تمایلم ب خوردن همه تنقلات تغییر کرده بود رفتیم اینجا ومن خرید کردم از تنقلات زیاد 

      حالا چی شد ک خریدم ب خاطر بسته بندی اونها همه تازه بودند برام و من دلم میخواست امتحان کنم و ازشون خرید کردم و بعد ی ترس افتاد ب جونم ک چی شد تو چرا تنقلات خریدی 

      و من گفتم خرید من ب معنای خوردن اونها نیس واینک من ازادم در این دنیا هر انچا ک میلم میشه دوست دارم بخورم مهم نیس چ برچسبی روش بزنند تنقلات فست فود گیاه من ازادم 

      بعد هی انگارک ذهن من منو ب عذاب وجدان مینداخت انگار اونها باید استفاده بشه نمونه تو کمد بعد فرداش رفتم سبزیجات خریدم ومن چندین نوع سبزیجات داشتم تو خونه وهی ذهنم میگف خراب میشند چرا خریدی هی بمن میگفت اونو درست کنم اون بشور دیگه واقعا خودم خسته شدم درحالی من خیلی خرید سبزیجات رو میوه اینها رو دوس دارم وهمیشه با ندازه نیاز خرید میکنم تا خراب نشه 

      ولی من در خوردم این با‌ور رو پیدا کردم ک ذهن من میگه همش باید همین امروز خیلی زود مصرف بشه تموم بشه 

       بعد بمونه خراب میشه واین 

      برمیگرده ب رفتار خانواده من پدر من همیسه میوه میگرفت واونو میشست وهمه رو میاورد پای تلوزیون میخورد یعنی نمیخوردی تموم بود

       من فک میکنم من بخاطر همین انقدر دعوت بخوردن میشم چن ی ترسی در وجودم هس ک برات   نمیمونه و اینک کلاانگار اینجوری یاد گرفتم ک تموم شه و نمونه 

      فریبا الان تو توخونه خودت هستی وهر چی بخوای هس وبرای خودت میتونی برداری 

      واصلا جهان جهان فراوانیه همه جا همه چی در دسترسه وتو هر وقت دلت خواست میتونی بری بخری 

      واینک هرچیزیک درست میشه خرید میشه دلیل نمیشه تو حتما باید ازش میل کنی گاهی من از خرید اون از رنگ اون از سرو اون لذت میبرم هیچ اشکالی نداره ک تو چیزی رو میل نداشته باشی ونخوری 

      یا دوسداری میتونی برا خودت بر داری و بعدا بخوری هیچ اشکالی نداره ک دیگران رو همراهی نکنی 

       مهم این دیگران نیستند 

      همین دیگران اولین ادمهایی خواهند بود ک تو رو بخاطر چاقیت مسخره میکنند 

      تو عذاب مکشی تو نمیتونی راحت باشی کارهای شخصیتو بکنی لباسی ک دوس داری رو بخری 

      وقتی تو نتونی زیاد راه بری تو درد میکشی ن این دیگران 

      هیچ مشکلی نیس ک تو نخوری هیچ اتفاقی نمیاقته

       بدن من ک انبار نیس هر چی اومد رو بدم بهش فقط بخاطر اینک باید بخورم چن همه میخورند شاید این همه بخواند خودشونو خفه کنند با غذا تو هم چنین کاری میکنی 

      شاید با رد شدن از کنار او ن خوراکی اون غذا لذت بیشتری ببری

       از سبکیت از قدرت انتخابت از اینک تو قدرت داری ن غذا 

      اون خوراکی تو رو زور نمیکنه بخوریش این تویی ک این کار رو میکنی من از خرید اونها لذت بردم چ بخورم چ نخورم چ استفاده کنم چ نکنم  خراب شد میره بیرون

       هیچ فرقی نداره من بخورمش میره ب چرخه طبیعت من نخورمش هم

       کدوم راحتتره 

      هیچ اشکالی نداره تو چیزی رو درست میکنی میپزی رو نخوری هیچ اشکالی نداره میبینی خیلی شده مامان تو میپزه و نمیخوره مرده

       ن

       ب جسمش این احترام رو گذاشته بخودش ب احساس راحتی ب احساس سبکی 

      واین تصمیم من هس ودیگران نباید تقاص  انتخاب های منو رو بدند تو دوس نداری اونها دوست دارند تو نمیخوری اونها انتخاب 

      میکنند همانطور ک تو ازادی اونهام ازادند تو در نقش مادر همسر و اشپز خانواده هستی نقشتو  با خودت قاطی نکن 

      بدون زمانی ک غذا میپزی  تو کارتو داری میکنی اینجوری تصور کن اون لحظه تو رفتی سرکار زمانیک داری عذا سرو میکنی انگارک رفتی سرکار کاری رو میکنی ک جز مسئولیتهای تو هستش

       لازم نیس خودت هم بشینی بخوری

       تو اگه الان رستوران داشتی برا هرکی غذا سرو میکردی میشستی میخوردی باهاش 

      تو پرستار بودی برا طرف مقابلت اون بچه غذا سرو میکردی یا بهش غذا میدادی میشستی باهاش میخوردی ن ب هیج وجه در شان خودت نمیدیدی ک دستت ب ی کس دیگه خورده ب دهانش دستش  بعدش با همون دستها بشینی خوری 

      تو اشپز بودی تو ی جایی میشستی هر انچه میپختی رو میخوردی میگفتی چن پختم باید بخورم ن ب هیچ وجه در شان خودت نمیدی 

      الانم نقشتو با نیازهات قاطی نکن 

      هیچ وقت لازم نیس چیزیک درست میکنی بخوری چ اشکا لی نداره من از پختش از خلق اون لذت بردم من کارمو کردم 

      اینجا میای میگی اخه بعضی چیزها رو من عاشقشم 

      اینجا تو میتونی سهم خودت رو برداری و موقعی ک نیازته میل کنی مشکلی نیس کسی از تو نمیگیره تو مدیر این خونه هستی 

      شغلهاتو با خودت قاطی نکن بدون اون لحظه قارسونی اشپزی پرستاری مسئول خرید اون خونه ای 

      هیچ مشکلی نیس 

      تو هرچی بخوری میتونی ازادی 

      از دیروز ک وارد این چالش شدم یعنی ی لحظه دهنم ارومم نزاشته شاید این حرفها بر ای  چالش ربط نداشت ولی واقعا نیاز ب نوشتن داشتم وخواستم اینجا بنویسم 

      این تصمیم من این انتخاب تغییر عادت من ب این معنی نیس ک فریبا تو محرومی تو ممنوعیتی داری یا حق نداری ک میل کنی 

      ن عزیزم 

      فقط ما انتخاب میکنیم ی جور دیگه هم تجربه کنیم تو هیچ ممنوعیت ومحدودیتی نداری تو میتونی هرچی ک دوس داری رو میل کنی من هیچ وقت رژیم نمیگیرم نترس 

      من چن دخترمو مدرسه میبردم و این اجبار بود باعث میشد از طبیعت خیلی استفاده  کنم ولذت ببرم الان درونم ازم این رو میخواد ولی هی ذهنم میگه این پیاده روی توداری پیاده روی میکنی ک لاغری   بشی

       اره اینجوری میشی اونجوری میشی 

      وترس نمیزاره ک من کاریک دوس دارم رو انجام بدم تا لدت ببرم واینهادر درون من خفه میشه 

      فریبا جان پیاده روی ب هیچ وجه لاغر کننده نیس این همه پیاده روی میکردی رژیم میگرفتی نتیجت بند همون موقع بود تا ول میکردی همون آشو کاسه بود اصلا کدوم فرد متناسبی برای لاغر شدن ورزش کرده پیاده روی کرده پریسا پیاده روی میکنه اعظم پیاده روی میکنه ن خب عزیز دل توهم لازم نیس این کار رو بکنی و من برای لذت از مناظر میخوام چن قدمی بزنم تا لدت ببرم تا هوارو حس کنم لمس کنم رنگ درختها منو ب وجد میاره 

      میدونم تا حالا خیلی نمونه دیدم ک گفتم پیاده روی کرده لاغر شده محاله فریبا اونها محرومیت وممنوعیتی دارند ک این اتفاق افتاده تو برای چاق شدن ورزش کردی پیاده روی کردی ن با ذهنت این اتفاق رو برای خودت رقم زدی حالام با ذهنت لاغری رو برای خودت رقم بزن دیگران افکارشون رو ول کن خودتو بچسب استاد بدون هیچ ورزشی متناسب شده مهم نیس ک دیگران چی انتخاب میکنند برای لاغرشدن مهم تویی نگرش تو 

      چن روز قبل تو پیک نیک ما بازی کردیم والیبال اینها یعنی من جوری بدنم درد میکنه ک حد نداره ومن واقعا دلم خوایپیت انقدر خشک نباشه بدن ولی ترس از این حرفها نمیزاشت شروع کنم ولی تصمیم گرفتم برای انعطاف بدن نازنینم برای اینک بتونم کوه برم لذت هاییک خودمو ازش محروم کردم ب خاطر ترس رو رها کنم 

      من میخولم بر ای لدت برای نرم شدن بدنم

       مگه من چ سنی دارم ک انقدر بدنم خشک با ی بازی کوچک اون همه درد رو تجربه کردم خود این مسیله رسالت ورزش پیاده روی رو نشون میده 

      اصلا ورزش وپیاده روی برای ی چزی دیگس برای ما یجور دیگه معنی شده 

      وباعث شدا ما انتظاری داشته باشیم از ورزش پیاده روی ک واقعی نیس 

      الان دختر من بدنش نرمه نرمه بدون هیچ ورزشی چیکار میکنه بازی میکنه دوچرخه سواری توپ اینها بدون انتظار لاغری داره لذت میبره درحالیک ما ب هرکدوم اینها برچسب ورزش زدیم واین شده انتظار بیخود ما 

      من تو خونم تردمیل دارم اما بخاطر ترس  از این انتظار نمیرم سمتش 

      درحالیک هدف از انجام تغییر پیدا کنه لذت رو خواهی داشت بدون انتظار هدف من از انجام اونها لذت بازی وقت گذاشته برا خودم همین 

      و اینک هرموقع دلت خواست وقتشو داشتی بدون اجبار 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۰ ۱۷:۰۷
      مدت عضویت: 1236 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      با سلام.

      استاد ممنون ک راه درست طی کردن مسیر متناسب شدن رو بدون منتی آموزش میدید،امیدوارم خداوند بهترینا رو نصیب دلتون کنه.

      من میپذیریم ک با قبول کردن ی سری گفته ها و تکرار و تکرار اونها عادتهایی رو در خودم ایجاد کردم ک باعث اضافه وزنم بشه.ب نظر خودم عمده ترین عادتم اینه ک ریزه خواری دارم و فک میکنم ک مهم نیست و خوردن ی لقمه یا دو لقمه توی فاصله‌ی زمانی دو ساعت ی بار ی رفتار نرمال و عادیه،من وقتی غذامو ک ب اندازه ی نیازم میخورم،سرسفره میشینم تا همسرم غذاشو تموم میکنه و شروع ب ناخنک زدن میکنم،ی دونه زیتون ک طعم و بوی محشری داره،ی قاشق ماست یا ی ته لیوان نوشابه،حالا ک غذا زیاد نخوردم ی ذره سالاد چاقی نمیکنه،حس خوب و خوشایندی بهم میده ک ی کم با اینا خودمو سرگرم کنم،لذت خوردن ی دونه گوشت توی خورش یا خوردن ی تیکه ته دیگ ک نگم براتون،خیلی برام حس خوب اسراف نکردن،حس خوبه مدیریت کردن غذاهای اضافه،حس خوبه غذاهای لذیذ ک ممکنه فردا دیگه نباشه حس خوب بوی مسحور کننده ی غذا ها مخصوصا اگه سرخ شده باشن،حس خوب خوردن سیب زمینی سرخ شده ک برشته ودر عین حال وسطش نرمه،اینا باعث میشن ک تکرار و تکرا بشن و ریزه خواری منم ادامه داشته باشه.خدایا ازت میخوام ک این رو کم کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      ۱۴۰۳/۰۱/۱۹ ۰۱:۰۸
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 209 کلمه

      با سلام 

      امروز طبق معمول اصلا هوس چایی خوردن نداشتم اما سر شب مادرم اومدن خونمون و بخاطر ایشون چایی درست کردم .

      البته مادرم هم چایی نمیخواستند و نخوردند اما طبق رسم پذیرایی از مهمون با چایی من چایی دم کردم.

      خلاصه که مادرم چایی نخورده رفتن و بجاش من دوتا چایی خوردم! 

      یکی با نبات و یکی با قند 

      اما خوب بود باعث شد بفهمم که اگه آب جوش و چایی نباشه من هیچ میلی به خوردن چایی پیدا نمیکنم.

      الآنم چند روز بوده که سماور خاموش بوده تا همین امشب .

      پنج لذت خوردن قند اونم بزرگ!

      ۱)قند کوچیک رو توی دهنم که میذارم انگار که هیچی نیست اما قند بزرگ نوید به دهان شیرینی بزرگ رو میده و حس کردن  حجمی که داره باعث رضایت خاطرم میشه.

      ۲)با خوردن قند بزرگ مجبور نیستم مدام دستم تو قندون ببرم بخاطر زود تموم شدن قند کوچیک.

      ۳)همین که دیرتر تموم میشه از قند کوچیک خودش یه دلیل قانع کننده ست.

      ۴) با اضافه شدن چایی داغ به دهانم ،بخاطر بزرگ بودن قند ، کل دهانم شیرین میشه اما با قند کوچیک نه!

      ۵)چون عادت دارم چایی رو داغ داغ بخورم ،اگه قند کوچیک باشه همون اول که چایی رو به دهان ببرم قند باز میشه و تموم میشه اما وقتی قند بزرگ باشه فرصت بیشتری میخواد تا تموم شدن.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 307 کلمه

      بنام خدای مهربون

      سلام  خدمت استاد گرامی وتمام دوستان گلم

      عادت در واقع تکرار رفتاری به مدت طولانی هست

      من مسولیت عادتهای خودم را به عهده میگیرم چون خودم با تکرار ولذت بردن از آن باعث شدهام که به عادت تبدیلش کنم وگرنه اون رفتار به خودی خود بد نیست بلکه روز اول به لذت همراه بوده که من قبولش کردم تکرارش کنم وبا گذت زمان لذتش برام کمرنگ شده وامروز خواهان تغییرش هستم ومن باید مثل روز اول که دوسش داشتم باهاش به صلح برسم تا بتونم اونو از خودم دور کنم وگرنه تا زمانی که از این رفتارم ناراحتم وحس بدی نسبت بهش دارم اون هم منو رها نمیکند خدایا بابت این آگاهی ازت سپاسگزارم 

      لذت های من از خوردن دوباره صبحانه با بچه هام 

      من با این کار فکر میکردم که دخترم که اشتها کمتری داره  با نگاه کردن به من اون هم میتونه بیشتر بخوره وتشویق بشه ،خودم هم چون دوساعت پیش صبحانه خورده بودم الان دوباره احساس گرسنگی میکردم وچقد برام لذت بخش بود خوردن دوباره واینکه فکر میکردم انرژی بیشتری میگیرم وبعد با انرژی میرم سراِغ کارام ،چون بچه ها زیاد نمیخوردن باقی ماندشون را میگفتم اندازهای نیست به داخل ظرف برگردونم ودست زده شده واز طرفی اصرافه که داخل آشغال بریزم وبابت این پول دادیم،از طرفی فکر میکردم من‌اگه الان بخورم باعث میشه که ظهر کمتر ودیرتر غذا بخورم ولی متاسفانه ظهر غذا آماده میشد باز میخوردم ونمیتونستم جلو خودمو بگیرم،

      از خوردنش لذت‌میبردم چون فکر میکردم که چربی نداره که چاقم کنه ‌وفقط در حد چند لقمه هست ،احساس صمیمیت با بچه هام برام داشت واینکه خیالم راحت میشد که بچه هام اندازه کافی خوردن چون من همیشه باید ببینم بچه هام غذاشونو کامل خوردن که تا وعده بعدی گرسنه نمونن ومن مدیونشون بشم ،با دیدن لقمه بچه ها منم دلم میخواست ومیخوردم واز خوردن لذت میبردم

      ممنونم استاد بابت این فایلای بینظیرتون 

      خدایا شکررررت

      سلامت ومتناسب باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهلا
      ۱۴۰۲/۱۱/۱۷ ۱۰:۵۵
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 193 کلمه

      با سلام 

      تعریف کردن از عادتایی که دوستشون ندارم واقعا برام سخته اما شدنیه 

      عادتی که من می‌خوام عوض کنم ریزه خواری سر سفره بعد از سیر شدن هست و تمیز کردن و گاها لیس زدن با انگشت ته تمام طرفا 

      ۱) این عادت یه خوبی که داره اینه که جمع کردن سفره با تاخیر انجام میشه و میشه بعد از یه عالمه کار روزانه که خسته ت کرده سر سفره یه استراحتی بکنی و بعد مشغول جمع کردن سفره بشی.

      ۲) ظرفا قبل از شسته شدن همه خالی هستن و نیازی نیست اضافی ماست و ترشی و اینجور چیزا بره تو ظرف اصلی چون معمولا توسط من خورده میشه! 

      ۳) لعابی که ته ظرف خورش می مونه ،خیلی خوشمزه ست و حتی از خود خورش خوشمزه تره و خوردنش برای من خیلی لذت بخشه! 

      ۴) چند تا برنج و ته خورش دیگه دور ریخته نمیشه و موقع شستن به آب نمیره و این طوری از اسراف جلوگیری میشه!

      ۵) با این کارم توی خانواده مشهور شدم و معمولا وقتی هم نیستم سر سفره یادم می کنم😂

      استاد همین پنج تا دلیل رو هم به زور پیدا کردم ،امیوارم ذهنم ازم قبولشون کنه و با من در زمینه تغییر همکاری کنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 504 کلمه

      به نام خداوند مهربان همیشه حاضر و همیشه خواهان پیشرفت ما،

      و درود رحمت برکت ثروت شادی سلامتی آگاهی آرامش هر لحظه جاری به زندگی شما استاد بزرگوار و ارجمند،

      استاد در رابطه با عادت‌هایی که دارم می‌نویسم تا متوجه بیشتر بشم و شناسایی کنم این عادتها را:

      الف)مدام باید نوشیدنی شیر قهوه در طی روز بنوشم، حالا خداروشکر نه با قند و شیرینی ترکش کردم اما نهایتا با شکلات تلخ، پنج حس خوبی که بهم میده یا فایده اش هر چ ند به پنج تا نمی‌رسه فکرم نکنم آنچنان ضروری و با فایده باش:

      ۱یک حس خوب سرگرمیمدلوم یک کاری انگار انجام دادم

      ۲دوم حس آرامش انگار تیک عصبیم آروم میشه فکرم منحرف میشه و 

      ۳سوم برای سیر شدنش و بهتر از اینکه چای با قند بخورم ،قهوه برای مثلا برای بالا بردن سوخت ساز بیشتر 

      ۴چهارم خیلی بوی قهوه رو دوست دارم لذت میبرم.

      ب)فکر یک خوراکی تا قبلا میومد تو ذهنم باید حتما تهیه میکردمش و می‌خوردم و  به مقدار خیلی زیاد اما الان به لطف آموزشهای شما دیگه حریص نیستم و قبل سیر شدن دست میکشم و بدون ترس و فکری با اعتماد به قدرت و همکاری ذهن خوبم و حال و  حس خوبم و با شجاعت به مقدار کافی میخورم،

      ۱ اول در رابطه با فایده اش بگم :

      خوب اون خوراکی انگار از لحاظ روانی آرومم میکرد فقط ولی واقعا فکرشو میکنم چرا بد پیله بودم خوب شاید از نظر سلامتی اون غذا خیلی بد بوده باش,

      (وای خدایا بازم معجزه چقدر قشنگ آموزش این فایل داره بهم کمک می‌کنه یکسری عادتهام چرا مسخره و بدون دلیل بودن ؟؟؟!!!خدایا شکرت استاد خیلی ممنونم،)

      ج)فکر میکردم باید حتما سه وعده زیاد اونم تا آخر غذامو بخورم،

      فایده ای نداشت فقط فکر میکردم الان قوی شدم لازم بدن من بوده در صورتیکه واقعا چرا و لازم نداشته بدنم،

      د)خوردن زیاد شیرینی بعد از غذا

      که شاید برای هضم مفیده،که نیست ربطی نداشت اصلا 

      ه‍)ساعتهای خوردنم بهم نزدیک بودن انگار سیری ناپذیر بودم،حتما باید اون مواد غذایی رو من تموم میکردم فراموشم نمی‌کردم چرا واقعا ؟لذت چی بود؟ بعدش همه اش عذاب وجدان بود،

      ر) قاطی پاطی تو یک وعده باید غذاها را می‌خوردم انگار تموم میشد همینطوری رو هم رو هم میخوردم این چه عادتی بود اخه فایده اش هر چی دارم فکر میکنم بدتر خجالت میاد تو ذهنم تا فایده و لذتش،

      ذ)بیرون میرفتیم با همسرم یا تفریح یا مسافرت یا در یک‌مهمانی بودم ب ابد میخورم برای فقط یک حس سرگرمی کاری انجام دادم مشغول بودن مداوم نمی‌دونم چرا ؟و یا تا برمیگشتم خونه گرسنه هم نبودم فکر میکردم باید بخورم لذت چی بگم؟

       نعذاب وجدان بود ب یشتر و گیر مغزیم بود بدون هیچ دلیلی،

      خخدا منو ببخش بخاطره اینهمه فکر بی اساس و درگیری های ذهنم با اینهمه عادت بدون دلیل الان فکر میکنم لذتش چی بود نمیدونم نمیتونم حتی پنج مورد لذت براشون بیارم و اینهمه فرمول و تکرار و باور بدون دلیل و اموزش اشنباه  اطرافیانم به ذهن خودم دادم چرا واقعا؟؟؟

      خدایا شکرت 

      خدایا شکرت استاد بینظیر ی را شناختم تا آگاه بشم استاد واقعا عالی هستید زبانم بند اومده از این همه آموزش عملی که دارید قانونمند بهمون میگید ممنونم واقعا خدا خیرتون بده

      \"🙏\"/
      \"🙏\"/
      \"🙏\"/
      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 643 کلمه

      سلام🌹

      عادتی که میخوام تغییرش بدم: اینکه بعد از سیر شدن، همچنان به غذا خوردن ادامه میدم تا جایی که دیگه جا نداشته باشم. 

      تعهد نامه: 

      من متعهد میشم که این عادت که بعد از سیری ، باز به خوردن ادامه میدم رو تغییر بدم.

      قدم اول:

      من قبول دارم که خودم باعث به وجود اومدن این عادت شدم.

      خودم مسئول ادامه دادن به خوردن غذا بعد از سیری هستم.

      در ابتدا که نبودم. ولی وقتی یه بار این کارو کردم و لذت ش رفت زیر زبونم ، دیگه اونقدر تکرار کردم و کردم که چندین ساله داره طول میکشه و همچنان لذت ش باهامه، فقط با این تفاوت که این لذت فقط در حین انجامشه و بعد از تمام شدنش ، چنان غم وجودم رو میگیره که قابل وصف نیست.

      من خودم باعثِ هر بار چشیدن این حسِ پر از غم هستم، نه اون غذای بیچاره، یا معده ی من، یا دیگری، یا شرایط ، یا….

      قدم دوم:  لذت های عادتم

      ۱.من با خوردن اضافه ی غذا یه حس شادی بخش توی وجودم پخش میشه که خیلی دوسش دارم.😋

      ۲.هیجانم برای پهن کردن سفره چند برابر میشه.🤗

      ۳.به مهمانی رفتن علاقه ی بیشتری پیدا کردم چون میتونم از هر مدل غذایی که سر سفره ست تا مرز خفگی بخورم و این خیلی کیف میده.😛

      ۴.دیگه غذایی باقی نمیمونه که بخوام بریزمش و حس خیلی بد اسراف کردن رو تجربه کنم.🥰

      ۵.می تونم تا لحظه ای که دارم فیلم مورد علاقه م رو سر سفره نگاه میکنم در حال خوردن باشم و اون فیلم بیشتر بهم بچسبه.👻

      ۶.اینکه رفتیم رستوران و بابت اون غذا پول زیادی پرداخت کردیم من میتونم با خوردن اضافه ش جبران اون پول رو کنم و چیزی حروم نشه. 😎

      ۷.اینکه آزادم هر چقدر میخوام بخورم ( منی که رژیم های مختلفی گرفتم و محدودیت های زیادی رو تجربه کردم) حسش فوق العاده ست😊.

      ۸.اینکه از غذای مورد علاقه م بیشتر وارد بدن م میکنم خیلی کیف داره. 🤗

      ۹.اینکه دیگه صاحب خونه رو با کم خوردنم ناراحت نمیکنم خیلی عالیه. 🤨

      ۱۰.اینکه مدام نیاز نیست که با غذا بازی کنم که صاحب خونه اعتراض کنه و من نیاز باشه که توضیح بدم که حدم همین قدر بوده و دیگه نمیتونم و اونم اصرار که فقط یه کفگیر دیگه، خیلی خوبه.🙄

      ۱۱.اینکه اینهمه مدت پای گاز و توی آشپزخونه بودم برای آماده کردنش و الان میتونم هر چقدر که دلم میخواد، لذتش رو ببرم بینظیره.😋

      ۱۲.اینکه وقتی مهمانی دعوتم دیگه نگران این نیستم که چه من زیاد بخورم و چه کم بخورم به هر حال این سفره ای که پهن شده به اسم منه ، پس چه بهتر که تا جون در بدن دارم بخورم، خیلی حس لذت بخشیه.😋

      ۱۳.اینکه وقتی غذا زیاده این حس هیجان رو دارم که وای کلی میتونم بخورم ، خیلی حال نابیه😍

      ۱۴.اینکه تا غذایی رو هوس می کنم  می تونم درستش کنم و تا خرتناق بخورم خیلی دلچسبه😋

      ۱۵.اینکه وقتی تنهام حتی سیر هم که باشم میتونم از تنهایی م سو استفاده کنم و یه عالمه خوراکی رو به هر شکلی و به هر آدابی میتونم بخورم خیلی حال میده😁

      ۱۶.اینکه نیاز نیست دو سه لقمه که خوردم و سیر شدم با اونهمه غذایی که سر سفره ست، کنار بکشم خداروشکر🤲🏻

      ۱۷.اینکه با علاقه ی شدیدم به تخمه نیاز نیست که یه کم که خوردم و هوسم فروکش کرد کنار بکشم و میتونم تا دونه ی آخرش رو بخورم خیلی هوس برانگیزه🤑

      ۱۸.اینکه فکری رو که از صبح که از خواب پا میشم تا شب که میخوام بخوابم هی داره به انواع خوراکی فکر میکنه رو به خواسته ش به صورت اساسی میرسونم خیلی خوشحالم 😅

      ۱۹.اینکه پیک نیک رفتن خیلی کیف میده چون میتونم هر کی هر چی آورده و بخورم و این حس قشنگی که خوردن بهم میده رو حتی بیرون هم تجربه ش کنم🤤

      ۲۰.اینکه هر چی از لذت های این عادت می نویسم باز یه مورد دیگه میاد توی ذهنم و میگه منو بگو، منو بگو خیلی باحاله 🤩

      لذت های خوشگلم! بریم ادامه تون رو توی دفتر بنویسم و دیگه استاد و بچه ها رو خسته نکنیم 🚶‍♀️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا