0

انعطاف در انتخاب ( گام سوم)

زندگی بر اساس علایق شخصی
اندازه متن

آیا تا به حال از خودتان پرسیده‌اید که چند درصد از زندگی‌تان را بر اساس علایق واقعی خودتان پیش برده‌اید؟ 🤔❤️

بیشتر ما در جریان زندگی با انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شویم که یا از سر اجبار بوده‌اند یا تحت تأثیر نظر دیگران. 😞📢

اما زندگی بر اساس علایق شخصی، همان مسیر جادویی است که احساس ✨رضایت، 😄 شادی و حتی 💪 انگیزه برای تغییر عادت‌های ناسالم را به همراه دارد.

در این جلسه می‌خواهیم بررسی کنیم که چطور انتخاب‌هایی که با قلب‌مان هماهنگ‌اند ❤️🧭 می‌توانند زندگی‌مان را متحول کنند – از احساس خوشبختی 🌈 گرفته تا سبک زندگی سالم و متناسب 🥗🧠

وقتشه دست از زندگی کردن بر اساس بایدها ❌ برداریم و به سمت خواستن‌ها و علاقه‌ها ✅ قدم برداریم. 🚀❤️

در این جلسه می‌آموزیم: نمایش دادن

🌟 زندگی بر اساس علایق شخصی؛ شروعی برای بازگشت به خودت

🎢 بیشتر ما در مسیر زندگی وارد جاده‌هایی شدیم که شاید هرگز انتخابِ دل‌مون نبوده.

گاهی از سر اجبار 💼

گاهی برای رضایت دیگران 🤷‍♀️

و گاهی فقط چون یادمون رفته بود چی می‌خوایم… 🫤

اما خبر خوب اینه که هنوز هم می‌تونی فرمان زندگی‌تو بچرخونی به سمتی که واقعا دوستش داری! 💖

🌈 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:

  • با انتخاب‌های قلبی زندگی کردن
  • با احساس رضایت بیدار شدن
  • تجربه‌ی شادی‌های ساده‌ای که از درون می‌جوشه
  • و مهم‌تر از همه، پیدا کردن انگیزه‌ای پایدار برای تغییر عادت‌های ناسالم 🧠🥗

در این جلسه، قراره با هم کشف کنیم که چطور تصمیم‌هایی که با دل و علاقه‌هامون هماهنگ باشن، می‌تونن مثل یک جرقه، کل زندگی‌مون رو روشن کنن 💡🔥

از احساس خوشبختی واقعی گرفته تا رسیدن به یک سبک زندگی سالم، متناسب و آزاد 🧘‍♀️🕊️

🛑 دیگه وقتشه دست از زندگی کردن طبق بایدها برداری ❌

و از امروز، با آغوش باز به سمت خواستن‌ها و علاقه‌ها قدم برداری ✅🚀

چون این زندگی، فقط یه بار اتفاق می‌افته… و تو شایسته‌ای که با عشق زندگی بر اساس علایق شخصی رو تجربه کنی 💫💖

زندگی بر اساس علایق شخصی

🧠 بخش اول: علایق شخصی از کجا می‌آیند؟

شاید برات جالب باشه بدونی که خیلی از علایقی که امروز در وجودت هست، ریشه‌شون به دوران کودکی برمی‌گرده 👶🎨

📌 مثلا:

  • رنگی که همیشه دوستش داشتی 🟣
  • غذایی که از بچگی باهاش خاطره داری 🍚
  • موسیقی‌ای که بدون دلیل عاشقشی 🎶
  • یا حتی نوع پوشش، دکور خونه، بازی‌های قدیمی و…

این‌ها چیزهایی‌ان که کسی بهت تحمیل نکرده، بلکه از درون خودت اومدن ❤️

بهش می‌گن: علاقه ذاتی یا درونی.

اما با گذر زمان و تأثیرپذیری از محیط (مثل خانواده، مدرسه، جامعه، رسانه و…) بعضی از این علایق:

  • یا زیر خاک پنهان شدن 🫣
  • یا جای خودشون رو به علاقه‌های مصنوعی دادن 🎭

💬 یعنی چی علاقه مصنوعی؟

یعنی چیزی که شاید دوستش نداری ولی چون همه گفتن خوبه، یا چون مد شده، مجبوری بگی که دوستش داری!

🔍 شناخت علایق واقعی یعنی برگشتن به ریشه

بخش مهمی از زندگی بر اساس علایق شخصی اینه که اول بفهمی واقعاً چی رو دوست داری و چی رو فقط از سر عادت یا فشار جامعه پذیرفتی. 🧭

این بازگشت به علاقه‌های واقعی، یه جور «خودشناسی» محسوب می‌شه.

وقتی بفهمی چی خوشحالت می‌کنه، تازه می‌تونی مسیر زندگی‌ت رو با حس لذت و رضایت بسازی.

🟨 مثال واقعی:

یادته وقتی بچه بودی عاشق طراحی بودی؟ ولی بزرگ‌ترها گفتن «با نقاشی که نمی‌شه پول درآورد»…

حالا سال‌ها گذشته و حس می‌کنی یه چیزی تو زندگیت کمه!

اون «چیز»، احتمالاً همون علاقه‌ی سرکوب‌شده‌ست… 🎨😔

علایق واقعی ما از درون‌مون میان؛ نه از بیرون. و زندگی بر اساس علایق شخصی، یعنی کشف و بازگرداندن این علاقه‌ها به مسیر زندگی‌مون.

🌱 وقتی بدونی واقعاً چی می‌خوای، تازه می‌تونی با ذهنی آرام‌تر، تصمیم‌های بهتری بگیری و مسیر رو برای شادی و حتی تناسب اندام هموار کنی.

💖 بخش دوم: چرا زندگی بر اساس علایق شخصی این‌قدر مهمه؟

تا حالا شده یه روزِ کاری سخت رو با انجام یه کار مورد علاقه‌ت به پایان برسونی؟

مثلاً:

  • یه فنجون چای داغ کنار پنجره 🍵
  • گوش دادن به یه موسیقی دل‌چسب 🎧
  • یا حتی پوشیدن لباسی که تو رو یاد خاطره خوبی می‌ندازه 👗✨

همین لحظه‌های کوچیک، نشون می‌ده که علایق شخصی ما منبع قدرتمندی از انرژی، شادی و احساس رضایت‌ان.

🔥 وقتی از دل انتخاب می‌کنی، زندگی می‌درخشه

زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:

  • به خودت احترام می‌ذاری 🫶
  • اجازه نمی‌دی دیگران برات تصمیم بگیرن 🛑
  • حس آزادی رو در عمق وجودت تجربه می‌کنی 🕊️
  • تصمیم‌هات با حس رضایت درونی همراهه، نه با «مجبور بودم!» 😣

📌 وقتی کارهایی رو انجام می‌دی که واقعاً بهشون علاقه داری:

  • انگیزه‌ت برای ادامه دادن بیشتره 💪
  • احساس شکست‌پذیری کمتر می‌شه 🛡️
  • و مهم‌تر از همه، از درون حالِ خوب داری! 🌈

😢 حالا برعکسشو تصور کن…

زندگی‌ای که توش هر روز باید کاری انجام بدی که باهاش ارتباطی نداری

یا لباسی بپوشی که فقط چون عرف گفته مناسبه، مجبوری بپوشیش

یا غذایی بخوری که باب میلت نیست ولی چون باید رژیم بگیری، خودتو مجبور می‌کنی 😓

اینجا زندگی، تبدیل می‌شه به مجموعه‌ای از «تحمل‌ها»

و وقتی زندگی بر اساس تحمل باشه، شادی جای خودش رو به فرسودگی ذهنی و احساسی می‌ده. 🧱🧠

✨ چرا زندگی بر اساس علایق شخصی برای لاغری ذهنی هم مهمه؟

افرادی که به خودشون اجازه می‌دن با علاقه غذا انتخاب کنن، و خودشون رو با علاقه‌هاشون هماهنگ می‌کنن، خیلی راحت‌تر از دیگران به تناسب می‌رسن.

📍 اون‌ها یاد گرفتن که:

تغییر سبک زندگی = فشار نیست، بلکه سازگاری با علایق درونی + انعطاف ذهنیه.

زندگی بر اساس علایق شخصی، نه‌تنها ما رو شادتر و راضی‌تر می‌کنه، بلکه توان و انگیزه‌مون رو برای تغییر عادت‌های ناسالم چند برابر می‌کنه.

🧭 وقتی با علاقه مسیرتو انتخاب می‌کنی، دیگه هدف‌هاتو با زور پیش نمی‌بری، بلکه با عشق دنبال‌شون می‌ری. ❤️🚶‍♀️

🔄 بخش سوم: رابطه علایق شخصی با تغییر عادت‌ها

حتماً شنیدی که «ترک عادت موجب مرض است!» 😅

اما واقعیت اینه که ترک عادت فقط زمانی سخت و آزاردهنده‌ست که اون تغییر، برخلاف علایق درونی ما باشه.

📍 یعنی چی؟

یعنی اگر بخوای یه عادتی رو فقط از روی اجبار یا ترس تغییر بدی، مغزت مقاومت می‌کنه! 😬

ولی اگه اون تغییر با چیزی که دوستش داری هم‌راستا باشه، خیلی راحت‌تر و بدون دردسر انجام می‌شه 💡

🧠 ذهن ما انعطاف‌پذیره… اما به شرطی!

ذهن انسان مثل یه ماهیچه‌ست؛ می‌تونه تغییر کنه، کش بیاد، شکل جدید بگیره.

اما این اتفاق وقتی بهتر می‌افته که به‌جای شکستن عادتها، اون‌ها رو با علاقه‌های جدید و جذاب‌تر جایگزین کنیم 🎯

و این دقیقاً همون چیزیه که زندگی بر اساس علایق شخصی به ما یاد می‌ده:

تغییر رفتار از روی علاقه، نه اجبار.

🟨 مثال ساده:

فرض کن عاشق شیرینی هستی 🍰

اگه یه‌شبه تصمیم بگیری همه شیرینی‌ها رو حذف کنی، احتمالاً بعد از چند روز دوباره با ولع به سراغشون میری 😩

اما اگه به‌جای اون شیرینی، یه دسر سالم و خوش‌طعم مثل اسموتی یا شکلات تلخ رو که دوست داری جایگزین کنی، مغزت خیلی راحت‌تر می‌پذیره 🍫🍓

چون این انتخاب، در راستای همون علایق توئه؛ یعنی یه قدم واقعی در مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی

💬 چرا بیشتر افراد متناسب، راحت‌تر عادت‌های خوب رو حفظ می‌کنن؟

چون انتخاب‌هاشون:

  • بر اساس شناخت از خودشونه 🔍
  • با علاقه همراهه ❤️
  • و در چارچوبی انعطاف‌پذیر قرار داره 🔄

به‌جای اینکه خودشون رو مجبور کنن غذای خاصی بخورن، یاد گرفتن طبق زندگی بر اساس علایق شخصی عمل کنن.

نتیجه؟ یه سبک زندگی پایدار، خوشایند و بدون افراط یا رنج. ✨

🔥 اما افراد چاق معمولاً چی کار می‌کنن؟

اون‌ها بیشتر از روی عادت، احساس یا فشار اجتماعی غذا می‌خورن.

و به جای توجه به علاقه واقعی‌شون، اجازه می‌دن استرس و احساسات منفی انتخاب‌هاشون رو کنترل کنن 😔🍟

📌 اینجاست که «زندگی بر اساس علایق شخصی» وارد می‌شه تا مسیر زندگی‌ات رو عوض کنه! 🛤️

نه‌تنها در غذا خوردن، بلکه در همه تصمیم‌های روزانه‌ای که کیفیت زندگی‌تو می‌سازه.

✨ راهکار طلایی برای تغییر عادت:

به‌جای حذف مطلق، از علاقه‌هات کمک بگیر و نسخه سالم‌ترش رو انتخاب کن.

✅ عاشق مزه‌ی تند هستی؟ سس تند خانگی درست کن

✅ دلت شکلات می‌خواد؟ شکلات تلخ با مغزها عالیه

✅ عاشق چیپس و کراکر هستی؟ سیب‌زمینی یا نان سبوس‌دار برشته انتخاب کن

تغییر پایدار زمانی اتفاق می‌افته که با علایق هماهنگ باشه، نه در تضاد با اون.

📍 ذهن ما آماده تغییره، فقط لازمه اون تغییر رو با چیزی که دوست داریم مزه‌دارش کنیم 😋🧠💛

🍽️ بخش چهارم: نقش علایق شخصی در انتخاب غذا

حتماً برات پیشاومده که تو یه مهمونی، بین کلی غذا و دسر وسوسه‌انگیز، فقط به سراغ یکی دو مورد خاص بری…

اون‌هایی که نه‌تنها خوشمزه‌ان، بلکه یه حس خوب هم درونت ایجاد می‌کنن ❤️😋

این دقیقاً یعنی:

انتخاب غذا بر اساس علاقه شخصی، نه از روی اجبار، چشم و هم‌چشمی یا عادت.

🧠 ذهن و علاقه، دست در دست هم

ذهن ما علاقه‌هامون رو خیلی خوب می‌شناسه.

وقتی غذایی رو واقعاً دوست داریم، مغز به‌طور خودکار سیگنال لذت ترشح می‌کنه 😌

و این یعنی انتخابی که با لذت درونی و هماهنگی ذهنی همراهه، خیلی موندگارتر از انتخاب‌های اجباریه.

نکته جالب اینجاست:

ذهن ما می‌تونه به غذاهای جدید هم علاقه‌مند بشه، به شرطی که تجربه‌ی مثبتی از اون غذا داشته باشه.

یعنی اگه یه بار سالاد خوشمزه‌ای بخوری که با ذائقه‌ت جوره، ممکنه کم‌کم عاشقش بشی! 🥗💚

و این همون چیزیه که توی زندگی بر اساس علایق شخصی معنا پیدا می‌کنه؛

تجربه‌های جدیدی که با علاقه همراه می‌شن، و کم‌کم بخشی از سبک زندگی‌ت می‌شن. ✨

💬 تفاوت افراد متناسب و افراد چاق در این زمینه چیه؟

🟢 افراد متناسب:

  • طیف انتخاب غذایی‌شون محدودتره، ولی انتخاب‌هاشون دقیق‌تره 🎯
  • معمولاً غذاهایی رو می‌خورن که دوست دارن و حالشون رو بد نمی‌کنه
  • ناخودآگاه بین علاقه و سلامت تعادل برقرار کردن 🧘‍♀️

🔴 افراد چاق:

  • تنوع غذایی بالاتری دارن، ولی بیشتر از روی احساس، فشار، یا عادت انتخاب می‌کنن
  • گاهی اصلاً از غذایی که می‌خورن لذت نمی‌برن، فقط چون جلوی چشمشونه، می‌خورن 😟
  • معمولاً علاقه واقعی رو از اشتهای کاذب تمایز نمی‌دن

🍫 مثال واقعی:

فرض کن تو عاشق مزه کاکائو هستی

حالا دو انتخاب داری:

  1. شکلات شیری پر از شکر و چربی
  2. شکلات تلخ با درصد بالا + مغز بادام یا پسته

✅ هر دو کاکائو دارن

✅ ولی دومی هم سالم‌تره، هم قابل‌پذیرش برای ذهنت چون علاقه‌ت به کاکائو رو تأمین می‌کنه

این یعنی زندگی بر اساس علایق شخصی + انتخاب آگاهانه = تناسب پایدار

🛠️ راهکار ساده و عملی:

  • لیستی از غذاهایی تهیه کن که هم دوستشون داری و هم سالم‌ترن
  • در شرایط استرسی یا پرخوری، از خودت بپرس: واقعاً به این غذا علاقه دارم؟ یا صرفاً عادت یا اجباره؟
  • گزینه‌های سالم و موردعلاقه‌ت رو همیشه در دسترس نگه دار 🧺

وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در انتخاب غذا مورد علاقه شخصی‌ات وارد کنی، نه‌تنها لذت می‌بری، بلکه تغییراتت ماندگارتر می‌شن.

📌 ترکیب “علاقه + آگاهی + انعطاف ذهنی” می‌تونه مهم‌ترین ابزار تو برای لاغری ذهنی و سبک زندگی متناسب باشه 🧠🥗🎯

🌟 بخش پنجم: زندگی با آزادی انتخاب چه طعمی دارد؟

تصور کن صبح‌ها چشم‌هات رو باز می‌کنی و به جای احساس خستگی و بی‌حوصلگی، با یه حس رضایت و آزادی از خواب بیدار می‌شی 🌞🛌

چون می‌دونی هر چیزی که قراره در طول روز انجام بدی، انتخاب خودته — نه اجبار، نه وظیفه، نه فشار دیگران. فقط و فقط انتخاب از روی علاقه ❤️

🍀 زندگی بر اساس علایق شخصی چه ویژگی‌هایی داره؟

✅ لباس‌هایی می‌پوشی که دوستشون داری، حتی اگه با سلیقه بقیه فرق داشته باشه 👚🌈

✅ غذایی می‌خوری که هم سالمه، هم واقعاً لذت‌بخشه 🍲😋

✅ با آدم‌هایی معاشرت می‌کنی که بهت حس خوب می‌دن، نه فقط اون‌هایی که باید تحملشون کنی 👥✨

✅ شغلی داری که برات معنا داره، حتی اگه پولش کمتر باشه ولی عشق توش بیشتره 💼🔥

✅ در شهری زندگی می‌کنی که با روحیه‌ت سازگاره، نه صرفاً شهر تولدت یا محل کارت 🏞️🌇

🔄 حالا برعکسشو تصور کن…

وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی نباشه، هر کاری که می‌کنی، از روی بایدهاست:

  • باید این لباس رو بپوشی چون عرف جامعه‌ست
  • باید این غذا رو بخوری چون رژیمته
  • باید تو این شهر بمونی چون خونواده‌ت اینجان
  • باید این شغل رو داشته باشی چون پر درآمده، هرچند ازش متنفری…

😔 این زندگی یه جور اسارته.

آروم‌آروم احساس خستگی، بی‌هدفی و فرسودگی میاد سراغت.

نه به‌خاطر شرایط سخت، بلکه چون در تضاد با علاقه‌هات زندگی می‌کنی.

✨ حال خوب از درون شروع می‌شه

وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در پیش می‌گیری:

  • نیازی به تأیید دیگران نداری ✅
  • احساس قدرت درونی پیدا می‌کنی 💪
  • تصمیم‌هات رو با اعتماد به نفس می‌گیری 🎯
  • و مهم‌تر از همه، خودت رو دوست داری 💗

💬 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:

«من خودم رو به رسمیت می‌شناسم. به خواسته‌هام احترام می‌ذارم. و اجازه می‌دم خودِ واقعی‌م مسیرم رو بسازه.»

🌈 جمع‌بندی نهایی:

🔑 اگر به دنبال تغییر واقعی در سبک زندگی، شادی پایدار، یا حتی کاهش وزن ذهنی هستی،

اولین و مهم‌ترین قدم اینه که:

شروع کنی به زندگی بر اساس علایق شخصی.

نه فقط در انتخاب غذا،

بلکه در سبک فکر کردن، تصمیم‌گیری، معاشرت، زمان‌بندی، و حتی استراحت!

📍 هر چه انتخاب‌های روزانه‌ت بیشتر با علایق واقعی‌ت هماهنگ باشه،

زندگی‌ت شیرین‌تر، سبک‌تر، و پر از احساس رضایت می‌شه 😍✨

🪞 از خودت بپرس:

«امروز چند تا از تصمیم‌هام رو از روی علاقه گرفتم؟»

اگه جوابت مثبته، بدون که داری قدم به قدم وارد مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی می‌شی؛

همون مسیری که تو رو به آرامش، انگیزه و رضایت واقعی می‌رسونه. 💖

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.46 از 68 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22431
168 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار شقایق
      ۱۴۰۰/۰۵/۳۰ ۱۸:۰۲
      مدت عضویت: 1988 روز
      امتیاز کاربر: 695 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 648 کلمه

      پسر دوم من بسیار لاغر و خوش اندامه و من اکثر وقتا رفتارها و اعمالشو در مورد  خوردن مد نظر قرار میدم و الگو برداری میکنم

      چند روز پیش که ناهار شوید پلو با گوشت گذاشته بودم مقداری از اون رو برای شام کنار گذاشتم  به اضافه ی فلافل

      وقتی شام و اماده کردم  دیدم پسرم از بین شوید پلو  و فلافل ، به سراغ فلافل رفت و برای خودش ساندویچ درست کرد هر چی به او اصرار کردم که از پلو هم مقداری بکش و بخور او به هیچ عنوان زیر بار نرفت در حالی که من خودم به راحتی میتونستم هم از اون پلو بخورم و هم فلافل 😁

      همونجا با دیدن رفتار او به انتخاب غذای مورد علاقه ش پی بردم .

      که ادمای متناسب کاملا طبق علاقه مندیهاشون حرکت میکنن

      البته او این علاقه مندی رو در سایر کارهای دیگه هم داره که کاملا چیزی که دوست داره مثلا در مورد لباس فقط حتما باید مدلی  رو که میخواد انتخاب کنه و این ویژگی او از زمان کودکی همراه ش بوده او بیشتر به رنگهای مشکی علاقه منده

       و یادمه یکبار براش یه پیراهن رنگ روشن گرفتم اصلا یکبار هم نپوشید و من  مجبور شدم همانطور سالم به دوستی هدیه بدم و الان هم که بزرگتر شده به هیچ عنوان زیر بار هیچ پیشنهادی  از طرف من چه در مورد رنگ لباس یا  مدل مو یا نوع غذا نمیره

      البته من بعنوان مادر شاید این رفتار فرزندم را نپسندم ولی از وقتی که شروع به ایجاد تغییر در خودم کردم اصلا با او مخالفت نمیکنم چون بر این باورم که فرزندان ما عروسک خیمه شب بازی ما نیستند که بخوان بنا به میل و سلیقه ی ما حرکت کنند

      البته شاید برخی این توجه به علاقه مندی را با سخت گیری اشتباه بگیرن که مثلا اگر ما طبق علاقه ی خود عمل کنیم  ادمهای سخت گیری هستیم

      قطعا نظر من هم تا  قبل از ورود به مسیر ذهنی  همین بود

      که حالا مثلا فلان رنگ نباشه حالا چی میشه رنگ نزدیک بهش و بگیری 

      ولی از وقتی وارد این مسیر شدم و فهمیدم که خودم و علایقم بسیار با ارزشه سعی میکنم من هم کم کم به علاقه هام توجه بیشتری داشه باشم اما خب  من فکر میکنم در آدمهای چاق  علاقه مندی ها ی گسترده ای دارند  ، لا اقل در مورد انتخاب  غذاها 

      دامنه ی علاقه مندی ها و انتخاب نوع غذا در من خیلی بیشتر هست تا فرزندم که فردی کاملا لاغر و متناسب 

       یعنی من اکثر غذاها رو دوست دارم 

      و انچنان محدودیتی در انتخاب ندارم و خب این هم بر میگرده به همون روش تربیتی که مادرم همیشه میگفت بچه باید همه چی بخوره و همه غذا ها  رو دوست داشته باشه

      خب حالا میریم سراغ تمرینی که استاد گفتن

      من خودم دوست داشتم دبیرستان رشته ی گرافیک بخونم اما خب بخاطر اینکه دبیرستانی که این رشته رو داشته باشه اون زمان نزدیک منزل ما نبود من تجربی خوندم چون به علاقه مندی هام نزدیکتر بود

      یا یکبار که از پیج اینستاگرام سرویس قابلمه رنگ سرمه ای  سفارش دادم و رنگی که برام ارسال شد مشکی  بود و منم استفاده کردم

      یکبار هم دمپایی  رنگ مشکی میخواستم که مغازه دار نداشت و رنگ  سورمه ای برداشتم

      و این جایگزینی چندین بار در مورد خرید کیف یا روسری یا حتی سرویس طلا برام اتفاق افتاده که حالا طرحی شبیه به چیزی که میخواستم خریدم

      یا مثلا من زیاد  آبگوشت دوست ندارم  ااما خب برای اینکه مادرم ناراحت نشه ، میخوردم 

      به هر حال  بهتره که یکم راجع به علاقه مندیهامون دقت و توجه بیشتری داشته باشیم چون احساس شادی و نشاط  در زندگی بستگی زیادی به این نکته داره و خب در نسل ما بخاطر احترامی که برای والدین داشتیم  ترجیح میدادیم بیشتر میل و سلیقه مونو با اونا تطابق بدیم 

      البته در مورد خودم در مورد تصمیمات مهم زندگی مثل انتخاب همسر  و انتخاب هنرهایی که یاد گرفتم  کاملا ازاد بودم و مهارتهایی که واقعا دوستشون داشتم را آموختم 

      و هیچ گونه تحمیلی در این موارد نبود و  شاید فقط در مورد  لباس و نوع پوشش و رنگ بندیشون یا نوع غذاهاطبق نظر والدینم بود. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار kouroshzamany95@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۸ ۱۱:۱۰
      مدت عضویت: 1839 روز
      امتیاز کاربر: 2350 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 95 کلمه

      با سلام و تشکر 

      من همیشه دوست داشتم خونم ویلایی با حیاط بزرگ و پر درخت و دیزاین شده باشه اما بودجه مون نمیرسید و یه همکف حیاط دار گرفتیم که حیاطش خیلی هم کوچیکه ولی سنگاش قشنگه و من خودم توش کلی گل و درخت کاشتم. 

      من دلم میخواست روی زمینه خود موهام مش داشته باشم اما بم نیومد و زمینه شم کمی روشن کردم 

      دلم میخواست ال ایدی مو تمام هوشمند بردارم ولی فروشگاهی که قرار بود قسطی بهمون جنس بده تمام هوشمند نداشت منم اسمارت گرفتم و موس رو نداشت ولی قابلیتای دیگه رو داشت 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار علیرضا معینی
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۲ ۰۷:۱۶
      مدت عضویت: 1841 روز
      امتیاز کاربر: 581 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 709 کلمه

      سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار و سایر  دوستان عزیز 

      خب این فایل برای من که معمولا رنگها و لباسهای مورد علاقه ام رو خوب میشناسم خیلی خوبه . 

      من به تیپ اسپرت علاقه دارم حالا اگر در این میان یه روز هم به جای کتونی کفش راحتی بپوشم در دایره ی علائقم هست و خیلی خارج نشده . 

      معمولا سعی می کنم از برندهای خارجی استفاده کنم اما اگرم برند ایرانی بود و با کیفیت بازم دوست دارم . 

      من معمولا به رنگ سیاه و سفید در لباس پوشیدن علاقه دارم اما اگر رنگهای تیره مثل سورمه ای یا قهوه ای هم در انتخاب لباسهام باشن بازم دوستشون دارم . 

      من معمولا دوست دارم مد روز لباس بپوشم ولی اگر هم بعضی روزها نتونستم لباس مد روز باب سلیقه ام پیدا کنم اگر هم نزدیک به سلیقه ام بود و دوست داشتم بازم اون رو انتخاب می کنم ‌ 

      من در انتخاب کتونی معمولا برند کامن پراجکت

      که یکی از پرطرفدارترین برندها است که اسنیکرهای آن ، به سبکی مینیمالیست و مدرن طراحی شده است. رو انتخاب می کنم . چون هم رنگ های مدرن داره و  طرح های ساده اما اگه حالا مارک دیگه ای مثل مک کوئین هم باشه بازم دوست دارم . 

      من در انتخاب دوستانم معمولا افرادی رو که با خودم هم عقیده هستن انتخاب می کنم اما اگر در این میان کسی هم بود که با من کمی اختلاف عقیده داشت اما بچه ی با مرامی بود اون رو به عنوان دوست میپذیرم . برای همین با افراد زیاد و با حالی دوستم . 

      امیدوارم چیزی که میخوام بنویسم رو قضاوت نکنید اما من در انتخاب رل (دوست دختر) معمولا دختران شاد و تیپ روز  رو انتخاب می کنم اما اگر دختری پیدا شد که مثلا تیپش یکم معمولی باشه ولی در عوض اخلاقش خوب باشه اونم جزو دوستان دخترم انتخاب می کنم .

      من در انتخاب غذاهام معمولا غذاهای فست فودی رو در اولویت قرار می دم اما چون مادرم رو دوست دارم غذایی که مادرم بپزه رو هم حتی اگه فست فود نباشه دوست دارم و میخورمش و خیلی هم بهم مزه میده چون دستپخت مادرمه . 

      من در انتخاب رشته ی دانشگاهیم به رشته ی روانشناسی دانشگاه تهران علاقه داشتم ولی چون رتبه ی عالی نتونستم برای دانشگاه تهران کسب کنم به دانشگاه آزاد تهران هم رشته روانشناسی قناعت کردم و راضی شدم . چون فقط هدفم دانشگاه رفتن هست و کسب مدرک . من  مدرک لیسانس رو بیشتر از دیپلم دوست دارم . 

      من به ورزش والیبال علاقه دارم و مدتی هم والیبال بازی کردم اما ورزش تنیس رو هم دوست دارم و همراه والیبال دوست دارم اون رو هم انجام بدم . 

      من به دروس حفظی علاقه دارم اما درسی که یکم هم مفهومی باشه اما بازم حفظیاتش بیشتر باشه هم جزء دایره ی علائقم هست . 

      من به بازیهای کامپیوتری هم علاقه دارم ولی اگر بازی کامپیوتری نبود ولی سرگرم کننده و جذاب و رقابتی بود اونم انتخاب می کنم . 

      من به گوشی برند اپل علاقه دارم اما اگر شیائومی هم بود دوست دارم .

      من به رنگ قاب گوشی مشکی علاقه دارم ولی اگر رگه های نقره ای هم توش بود دوست دارم 

      من معمولا دوست دارم گوشی مدل جدید که میاد رو همون وقت که تو بورسه بخرم ولی اگرم نشد و کمی فاصله افتاد اشکالی نداره .

      من آهنگهای رپ در اولویتم قرار داره اما اگرم آهنگ معمولی گوش دادم خیلی سخت نمی گیرم و بازم دوست دارم .

      من به آهنگهای تتلو بیشتر  علاقه دارم ولی رضا پیشرو رو هم دوست دارم . 

      من معمولا به زندگی کردن در کشورهای آمریکایی علاقه دارم ولی اگر هم در یکی از کشورهای اروپایی زندگی کنم  بازم دوست دارم . 

      من معمولا به شرکت کردن در پارتی ها علاقه دارم ولی اگر تولد دوستانه بود بازم شرکت میکنم و دوست دارم . 

      من فعلا زندگی مجردی رو دوست دارم ولی اگرم روزی بخوام ازدواج کنم ترجیح میدم با کسی ازدواج کنم که خودم انتخابش کرده باشم نه افراد خانوادم . 

      امیدوارم این تمرین رو درست انجام داده باشم . چون چیزی که از فایل متوجه شدم همین بود . 

      البته من هم از انتخابها و تجربه های فعلیم نوشتم و هم از انتخابها و تجارب آینده . اینا موارد مورد علاقه ی منه که تا اینجا به ذهنم اومد . اگرچه اگه  فکر کنم بازم یادم میاد ولی فعلا همینا رو نوشتم . 

      فعلا تا تمرین بعدی خدانگهدار . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۰ ۱۹:۳۶
      مدت عضویت: 1885 روز
      امتیاز کاربر: 1806 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 183 کلمه

      سلام
      من همیشه خدا هرچی گرفتم تا حالا نیاز علائق خودمو در نظر نگرفتم مانتو سیله میگرفتم اکثرا لباسهای تیره و مشکی تانیازم برطرف شه اکثر میرفتم خرید چیزی ک میخواستم پیرا نمبکردم و با افسوس و ناراحتی میومدم خونه الان چن وقته برا خودم اهمیت قایل میشم رفتم مانتو گرمی گرفتم و شلواری ک دوس داشتم گرعتم و خیلی خوشحال بود و هستم
      خودمو اصلا نمیدیدم خدابا شکرت ک تو این مسیر منو قرار دادی
      من رفته بودم شلوار مشکی بگیرم شلوار کرمی دیدم و گفتم چقدر قشنگه دلم گف بگیر اما هی ی صدایی میگف بهت نمباد رنگش روشنه ولی من گرفتم و خیلب هم خوشجالم من
      من دنبال روسری کرمی و قهوه ای بودن ولی پیدا نکردم وروسری سیاه و کرمی و قهوه پیدا کردم وخوشجال شدم و برچسب کابینت گرفتم میخواستم رنگ قهوه ای تیره بگیرم اما روشنش بود باز گرفتم راضی بودم رفته بودیم رستوان سوخاری سفارش دادیم نبود مرغ پفکی سفارش دادیم ولی خوشمزه نبود ولی خب راضی کننده بود.
      رفته بودم شوینه بگیرم اونی ک من میخواستم نبود ولی خوب یک مارک بهتر م بود گرفتم و راضی شدم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 162 کلمه

      سلام استاد بزرگوار

      امروز که قسمت سوم چالش من این رو نخوردم گوش دادم،مثل یکماه گذشته ،هر چه بیشتر فکر میکنم میبینم چقدر از آدمی که الان هستم فاصله داشتم ،البته اول به لطف خداوند و دوم با راهنمایی های استاد گرامی.

      الان که دارم برای انجام این تمرین فکر میکنم متوجه شدم که تقریباً هیچ وقت دنبال علائق خودم نبودم،و اینقدر این قضیه به ندرت اتفاق افتاده،که الان باعث تعجب خودم شدم.

      همیشه برای خرید به اولین چیزی که بتونه نیازم رو بر طرف کنه،تمایل نشون میدم و خریداری میکنم و همیشه هم بخودم میگم سخت نگیر ای بابا،هیچ وقت دنبال علاقه ام نبودم.

      ویا وقتی با خانواده یا جمع دوستانه رستوران و یا کافی شاپ میرم ،مبگم هر چی که شما ها دوست دارید من هم میخورم.فقط یکی دو مورد یادم هست که علاقه خودم بود و انجام دادم،اون هم در مقابل این همه موارد که به میل دیگران بوده بسیار ناچیزه.نمی دونم اسم این رو میشه انعطاف بیش از حد در انتخاب گذاشت؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Somayeh
      ۱۴۰۰/۰۴/۳۰ ۱۷:۴۹
      مدت عضویت: 2285 روز
      امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 152 کلمه

      با سلام

      چند وقت پیش من ومامانم رفتیم واسه خونه فرش بخریم ومن مدنظرم فرش نسکافه ای بود که وسطش ساده باشه و دور وبرش گل گلی. اما هرجا رفتیم گفتند اون فرش رو الانا دیگه نمیزنن ونداریم دیگه تصمیم گرفتیم فرش نسکافه ای کلا طرحدار بخرین والان هم راضی هستیم .

      رفتم واسه جشن عموم پیراهن آماده با یه مدل خاص بخرم وترجیحا تا حدودی رنگش روشن . هیچی نداشتند دیگه همون مدل تقریبا خریدم منتها مشکی والان هم راضیم ودوسش دارم .

      رفتم واسه خواهرزادم پازل بزرگ بخرم چند جا پرسیدم نداشتند دیگه کوچیکشو خریدم و اونهم دوست داشت .

      یه روز رفتم برای خودم شلوار اسلش بخرم چون طرح ومدلشو دوست دارم منتها دیدم سایزمو ندارن. رفتم لی خریدم الانم راضیم چون هرجا میتونم بپوشم .

      رفتم مانتو چروک رنگ ملایم بلند  بخرم هیج جا اون رو نداشتند همه جا زرد ورنگ های خیلی روشن داشتند هیچی دیگه مشکی چروک خریدم و راضیم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tahere.norani
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۶ ۱۴:۵۰
      مدت عضویت: 2135 روز
      امتیاز کاربر: 1025 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 324 کلمه

      به نام خدا
      سلام بر استاد عزیز و همه ی دوستان
      من همیشه عاشق کیک و شیرینی و کلوچه و بیسکویت و خلاصه هر ماده غذایی آردیه شیرین بودم و چون این مواد خیلی بی کیفیت است و ارزش غذایی کمی داره من به سمت جو دوسرپرک با عسل و نون تست و کره ی بادام زمینی و عسل روی اوردم و برام مثل همون کیک لذتبخش بود، یا به جای بستنی به سمت بلندر کردن میوه های یخ زده باشیر و عسل روی اوردم که برام مثل بستنی بود و لذتبخش، مثلا من همیشه عاشق یه مدل لباس ورزشی که توی تنه ورزشکارای خانم خارجی بود شدم هیچ جا گیرشون نیوردم ولی یه مدل هایی که نزدیک انها بود البته با جنس متفاوت نظرم رو جذب کرد و خریدم و راضی بودم، مثلا من عاشق اندام ظریف و خیلی لاغر بودم ولی بعد از رفتن به باشگاه از اندام های ظریف و عضلانی خیلی بیشتر خوشم اومد، یا مثلا من از مسافرت هایی خوشم میاد که با هواپیما بریم مستقیم بریم هتل یکم استراحت کنیم و چند ساعت بعدش یا فرداش بریم بیرون ولی هر وقت میریم مسافرت مخصوصا با مادرشوهرم اینا اونا چمدون رونزاشته میرن بیرون و … که من خوشم نمیاد، مثلا من برای اتاق پسرم وقتی تازه متولد شده بود یه سرویس چوب خاص اماده مد نظرم بود ولی وقتی سرویس چوبش رو دادیم ساختند به انتخاب من نزدیک بود و من قبولش کردم، یا تختخوابی که من خریدم همه ی ویژگی های ظاهری که من دوست داشتم رو داشت به جز یه مورد که من خیلی دوسش داشتم ولی باز چون بیشتر موارد رو داشت خریدمش، یا میز تلویزیونی که من دوست داشتم با چیزی که همسرم به طور سورپرایزی خرید زمین تا اسمون قرق داشت و من اصلا ازش خوشم نمیاد، یا مدل پوششی که من دوست دارم خیلی راحتتر از چیزیه که هست و همسرم میپسنده ولی چون بازم به چیزیکه که من میخوام تا حدی نزدیکه من راضیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار laleh_rhmn
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۹ ۱۱:۰۹
      مدت عضویت: 2180 روز
      امتیاز کاربر: 1258 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 416 کلمه

      به نام آرامش دهنده دلها 

      برای چالش من اینو نخوردم 

      یک هدف تعیین کردم که ریزه خواری باعث چاقی منه 

      و بعدش گفتم که ریزه خواری خیلی محاسن داشته برام و خیلی حالم و رو خوب کرده و من بودم که  انتخاب اش کردم و بر اثر تکرار شد عادت من 

      تو این چند روز هم هر وقت انجام اش میدم حالم بد نیست و از انجام اش حالم خوبه 

      و حالا باید به انتخاب هام فکر کنم، من انتخاب هام هیچ وقت بر اساس میل ام نبوده، یعنی فکر میکنم چی دوست دارم چی دوست ندارم ولی وقتی میرم بازار و میبینم چیزی نیست که من دوسش داشته باشم خیلی وقت ها چون نیازش دارم و از اینکه اصلا نباشه بین بد و بدتر انتخاب اش میکنم، تو انتخاب هام نباید از جای ارزون و چیز ارزون بخرم چون دیگه استفاده اش نمیکنم و به من حس خوبی رو نمیده، در حالی که اطرافیان من مثل همسرم و خواهرشوهرم  واقعا اینقدر می‌گردن حتی شده ماه ها یا سال ها تا اون چیزی که علاقه شون هست رو بخرن و واقعا در همه جنبه های زندگی هم متناسب تر از من بودند، شاید کمی با علایقشون و انتخاب هاشون فرق کنه ولی مثل من نیستند که یک چیزی که حس ام میگه بده دوسش ندارم با علایق ام جور نیست رو انتخاب کنند، شاید یه مشکل ام همین باشه، شده تو رستوران بگم هر چی شما بخورید منم میخورم، من مهم نیستم، هر جا شما بگین بریم حالا مهم نیست من چی میخوام، اگه شما دوست دارید باشه، من اشکال ندارم،….  و الی ماشالله که از این مثال ها دارم، حتی شده با غریبه ها انگار من خودم وجود ندارم و چند بار قرار شد با جاری ها  انتخاب کنیم که غذا چی ببریم من یه نظر دادم ولی هر کی گفت من اینو پختم، من اینو دارم، من اینو ندارم…  من اینو دوست ندارم، بچه ام اینو دوست نداره، و من به نفع بقیه کنار کشیدم و گفتم ما همه چیز دوست داریم، به قول همسرم ما همه چیز خواریم… 😂🤥 دیگه چی بگم کلا هم تو ذهن ام آدم هایی که میگن وای پیف پیف اینو نمی‌خورم اونو نمی‌خورم، کلاس میذارن، خوشم نمیاد، هیچ وقت سعی نکردم مثل اون ها رفتار کنم، مثلا یکی  تازه فهمیده مرغ و سبزی قورمه  که سال ها می‌خورده دوست نداره، و حالا بقیه هم باید انتخاب هاشون رو با علایق ایشون تنظیم کنند، آخه این خودخواهی نیست واقعااااا، نمیتونه از همین راه راهی ها استفاده کنه و بقیه رو به دردسر نندازه 😬

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار هانیه
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۷ ۰۰:۵۹
      مدت عضویت: 1960 روز
      امتیاز کاربر: 13068 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 336 کلمه

      به نام خدایی که راه رو به من نشون میده

      سلام به همگی

      واقعا هر جلسه من شگفت زده میشم از فایلها و تمرین ها…چقدر به چالش میکشه ذهن آدم رو….انصافا خیلی مشتاقم بدونم جلسه بعدی چیه و این تمرین قراره به کجا بکشونه ما رو..خیلی هیجان انگیزه

      خب چیا یاد گرفتم؟ عادتی که از پی تکرار یه رفتار ایجاد شده رو گفتم، سعی کردم باهاش دوست باشم و مزایا و لذت هاش رو پررنگ کنم و بپذیرم منم که کنترل اون رفتار رو در دست دارم و اون عادت به خودی خود هیچ بدی نداره و منم باهاش دشمنی و جنگی ندارم..حالا قراره برم سراغ علائقم و اینو تمرین کنم که زندگی باید براساس علاقه باشه و اونجایی که چیزهایی رو که با علاقه م همخونی بیشتری داره انتخاب می کنم به خوشحالی و حس و حال خوب نزدیک ترم. اینکه انعطاف نسبت به علائقم دارم یا نه

      تجربه های من از انتخاب های قابل انعطاف در علاقمندی:

      • من دلم میخواست با مهندس عمران یا دندانپزشک که همشهریم باشه ازدواج کنم و رشت هم زندگی کنیم…همسرم مهندس عمرانه..همشهریمه اما رشت نیستیم و اینو پذیرفتم که موارد منطبق با علاقه م بیشتر بود
      • من دنبال روفرشی با رنگ و طرح نزدیک به فرشم بودم. اما دقیق پیدا نمی کردم..در نهایت رو فرشی گرفتم که رنگ گل توی فرشم رو داشت و نسبتا راضی شدم
      • با مانتویی که داشتم دنبال روسری و کیف زرد بودم که یه روسری با تم زرد و آبی پیدا کردم که از قضا جذاب تر شد
      • توی غذا خوردن که خیلی پیش اومده دلم چیزی رو بخواد و یا نتونم درست کنم و موادش رو ندارم و … بعد با غذای مشابه خودم رو راضی و قانع کردم

      راستش من توی انتخاب و خرید و … خیلی اهل برنامه ریزی دقیق نیستم و خواسته های مشخصی ندارم و توی موقعیت خزید انتخاب می کنم اما خب گاهی هم اینجوری پیش اومده

      واقعا نمی دونم بقیه هم همینقدر برای نوشتن یه کامنت زمان میذارن و خودشون رو به چالش می کشن یا من خیلی گیر و گور دارم و طولش می دم 🙁

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار parham.63@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۵ ۱۸:۰۴
      مدت عضویت: 2075 روز
      امتیاز کاربر: 10813 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 703 کلمه

      سلام بر تمام هم مسیرانم 

      و تمام رفتارها و عادتهام که لذت بخش بودند و من نمی دونستم 🤷🏻‍♀️😍

      برای احساس خوبمون داریم قدم هایی کوچک بر میداریم .قدم اول شناسایی عادتهایی بود که آزار دهنده هستند و قدم دوم آشتی باهاشون و فکر کردن و نوشتن مزیتهاشون که باید به احساسی میرسیدیم که دیگه از تکرار اون رفتار حالمون بد نشه و مقصرش نکنیم و بپذیریم که خودمون داریم انجام می دیم و اون رفتار قدرتی نداره که بخواد به اجبار یا روی علاقه انجام بشه و به صلح برسیم که مغز ما حالت نبرد و دفاع نگیره چون میشه جنگ با خود و در نهایت ناخودآگاه پیروز میشه و ما از خودمون شکست می خوریم .

      هر کدوم از ما یک سری علایق شخصی  از کودکی  داریم و یک سری از علایق هم به مرور زمان از پیرامون زندگی در ما ایجاد شده اند و فردی که نسبت به علایقش زندگی می کنه یک زندگی رها و آزاد رو در اوج خوشبختی و سعادتمندی را تجربه می کنه 😍

      اگر اون پوششی که علاقه داری رو انتخاب کنی ؟!

      یا محل زندگیت مورد علاقت باشه ؟

      یا فردی که عاشقشی باهاش زندگی کنی ؟

      یا حیوان خانگی مورد علاقه ات رو داشته باشی ؟

      یا محل تفریحت جز علاقه مندیهات باشند ؟

      یا هر زمان علاقه داشتی بخوری یا بخوابی یا مطالعه کنی ؟!

      چه احساس قدرتمندانه و رهایی به وجود میاد .اما خیلی وقتها ما در چارچوب تأیید دیگران و جامعه زندگی می کنیم و کاری رو انجام می دیم که علاقه نداریم و (نجواهای ذهنی در ما شروع می شوند).

      یه وقتهایی دلمون تخمه می خواد بخوریم به ما می گند نه امروز نخور خوب نیست😳یا یک نفر فوت شده می گند مشکی بپوش احترامه به صاحب عزا 🥺 یا امروز موسیقی گوش نکن یا فلان روز خیلی شادی کن 😳به قول شاعر تا بنده ی خویشی قفس اوج کمال است ….گاهی با خود فکر می کنم مگر من عروسک خیمه شب بازی ام که به دست دیگرانی که خود هیچ لذتی از زندگی نمی برند باید تکان بخورم‼️

      اما یکی از ویژگیهای ذهن ما منعطف بودن است یعنی نسبت به علایقمون و تا حد نزدیکی به اون علاقه انعطاف پذیر هست و ما از ویژگی منعطف بودن ذهنمون نسبت به علایقمون استفاده می کنیم در جهت اصلاح یا تغییر عادتهامون.

      افرادی که متناسب هستند نسبت به غذاهای مورد علاقه و غذاهایی که نزدیک به علایقشون هست دایره محدود تری دارند و به صورت ناخودآگاه از این ویژگی ذهنشون استفاده می کنند اما افرادی که چاق هستند در مورد علایق به مواد غذایی و انعطافشون دایره گسترده تری دارند و تقریبا همه غذا رو دوست دارند و می خورند 😋😄یعنی به خواراکیها نه نمی گند !همین هم باعث ذهن چاقشون میشه .مثال/علاقه به رنگ خاصی که در پوشش لباس  یا خرید وسایل منزل قالب هست اما با ترکیب های دیگه به کار میره مثلا من یک تی شرت قرمز میخواستم  و اون رنگ قرمز خاص بود اما مدلی دیدم و خوشم اومد که با رنگ قرمز و مشکی ترکیب شده بود یا شلوار کوتاه طوسی ساده می خواستم اما طرحدار بود و به خاطر کیفیت و طرحش خریدم ….اما گاهی شده خرید می کنم و میرسم خونه پشیمانم که چرا خریدم  ‼️که الان متوجه شدم به خاطر اینه که جزو علاقه مندیهام نبوده و به اجبار البته باز خودم انتخاب کردم و دچار نجوای ذهنی شدم .یادمه برای انتخاب کاغذ دیواری هم خیلی انعطاف به خرج دادم اما الان یه چیزی تو ذهنم میگه چرا باید دایره انعطاف پذیری من انقدر گسترده باشه 🤔اینکه هر قدم دورتر از علایقم هست ‼️😳شاید یکی از دلایل مهم تناسب فکر نداشتن در تمام جنبه های زندگی همین موضوعه جنگ و نزاع هر روزه با خود بر حسب اسارتی که خود درست کرده ایم برای راضی شدن همه و ناراضی بودن خود .

      اما به لطف پروردگار من خیلی عالی دارم پیش میرم اصلا همین که با عادتهام آشتی کردم این چندروزه خیلی رفتار صحیح و حس رضایتمندی داشتم و ذوق دارم ببینم جلسات بعد چه خبره ⁉️و احساس قدرتمندی  دارم و کمی از قدرت اون رفتارها رو که خودم بهشون دادم ازشون پس گرفتم و دادم به وجود شایسته و لایق خودم .

      سپاس از استاد عزیز که انقد ساده شاه کلید هر قفل رو در اختیار ما می زارند طلب خیر و آگاهیتون روز افزون 🍃🌸🍃🌸🍃🌸

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم