آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید که چند درصد از زندگیتان را بر اساس علایق واقعی خودتان پیش بردهاید؟ 🤔❤️
بیشتر ما در جریان زندگی با انتخابهایی روبهرو میشویم که یا از سر اجبار بودهاند یا تحت تأثیر نظر دیگران. 😞📢
اما زندگی بر اساس علایق شخصی، همان مسیر جادویی است که احساس ✨رضایت، 😄 شادی و حتی 💪 انگیزه برای تغییر عادتهای ناسالم را به همراه دارد.
در این جلسه میخواهیم بررسی کنیم که چطور انتخابهایی که با قلبمان هماهنگاند ❤️🧭 میتوانند زندگیمان را متحول کنند – از احساس خوشبختی 🌈 گرفته تا سبک زندگی سالم و متناسب 🥗🧠
وقتشه دست از زندگی کردن بر اساس بایدها ❌ برداریم و به سمت خواستنها و علاقهها ✅ قدم برداریم. 🚀❤️
🌟 زندگی بر اساس علایق شخصی؛ شروعی برای بازگشت به خودت
🎢 بیشتر ما در مسیر زندگی وارد جادههایی شدیم که شاید هرگز انتخابِ دلمون نبوده.
گاهی از سر اجبار 💼
گاهی برای رضایت دیگران 🤷♀️
و گاهی فقط چون یادمون رفته بود چی میخوایم… 🫤
اما خبر خوب اینه که هنوز هم میتونی فرمان زندگیتو بچرخونی به سمتی که واقعا دوستش داری! 💖
🌈 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- با انتخابهای قلبی زندگی کردن
- با احساس رضایت بیدار شدن
- تجربهی شادیهای سادهای که از درون میجوشه
- و مهمتر از همه، پیدا کردن انگیزهای پایدار برای تغییر عادتهای ناسالم 🧠🥗
در این جلسه، قراره با هم کشف کنیم که چطور تصمیمهایی که با دل و علاقههامون هماهنگ باشن، میتونن مثل یک جرقه، کل زندگیمون رو روشن کنن 💡🔥
از احساس خوشبختی واقعی گرفته تا رسیدن به یک سبک زندگی سالم، متناسب و آزاد 🧘♀️🕊️
🛑 دیگه وقتشه دست از زندگی کردن طبق بایدها برداری ❌
و از امروز، با آغوش باز به سمت خواستنها و علاقهها قدم برداری ✅🚀
چون این زندگی، فقط یه بار اتفاق میافته… و تو شایستهای که با عشق زندگی بر اساس علایق شخصی رو تجربه کنی 💫💖

🧠 بخش اول: علایق شخصی از کجا میآیند؟
شاید برات جالب باشه بدونی که خیلی از علایقی که امروز در وجودت هست، ریشهشون به دوران کودکی برمیگرده 👶🎨
📌 مثلا:
- رنگی که همیشه دوستش داشتی 🟣
- غذایی که از بچگی باهاش خاطره داری 🍚
- موسیقیای که بدون دلیل عاشقشی 🎶
- یا حتی نوع پوشش، دکور خونه، بازیهای قدیمی و…
اینها چیزهاییان که کسی بهت تحمیل نکرده، بلکه از درون خودت اومدن ❤️
بهش میگن: علاقه ذاتی یا درونی.
اما با گذر زمان و تأثیرپذیری از محیط (مثل خانواده، مدرسه، جامعه، رسانه و…) بعضی از این علایق:
- یا زیر خاک پنهان شدن 🫣
- یا جای خودشون رو به علاقههای مصنوعی دادن 🎭
💬 یعنی چی علاقه مصنوعی؟
یعنی چیزی که شاید دوستش نداری ولی چون همه گفتن خوبه، یا چون مد شده، مجبوری بگی که دوستش داری!
🔍 شناخت علایق واقعی یعنی برگشتن به ریشه
بخش مهمی از زندگی بر اساس علایق شخصی اینه که اول بفهمی واقعاً چی رو دوست داری و چی رو فقط از سر عادت یا فشار جامعه پذیرفتی. 🧭
این بازگشت به علاقههای واقعی، یه جور «خودشناسی» محسوب میشه.
وقتی بفهمی چی خوشحالت میکنه، تازه میتونی مسیر زندگیت رو با حس لذت و رضایت بسازی.
🟨 مثال واقعی:
یادته وقتی بچه بودی عاشق طراحی بودی؟ ولی بزرگترها گفتن «با نقاشی که نمیشه پول درآورد»…
حالا سالها گذشته و حس میکنی یه چیزی تو زندگیت کمه!
اون «چیز»، احتمالاً همون علاقهی سرکوبشدهست… 🎨😔
علایق واقعی ما از درونمون میان؛ نه از بیرون. و زندگی بر اساس علایق شخصی، یعنی کشف و بازگرداندن این علاقهها به مسیر زندگیمون.
🌱 وقتی بدونی واقعاً چی میخوای، تازه میتونی با ذهنی آرامتر، تصمیمهای بهتری بگیری و مسیر رو برای شادی و حتی تناسب اندام هموار کنی.

💖 بخش دوم: چرا زندگی بر اساس علایق شخصی اینقدر مهمه؟
تا حالا شده یه روزِ کاری سخت رو با انجام یه کار مورد علاقهت به پایان برسونی؟
مثلاً:
- یه فنجون چای داغ کنار پنجره 🍵
- گوش دادن به یه موسیقی دلچسب 🎧
- یا حتی پوشیدن لباسی که تو رو یاد خاطره خوبی میندازه 👗✨
همین لحظههای کوچیک، نشون میده که علایق شخصی ما منبع قدرتمندی از انرژی، شادی و احساس رضایتان.
🔥 وقتی از دل انتخاب میکنی، زندگی میدرخشه
زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- به خودت احترام میذاری 🫶
- اجازه نمیدی دیگران برات تصمیم بگیرن 🛑
- حس آزادی رو در عمق وجودت تجربه میکنی 🕊️
- تصمیمهات با حس رضایت درونی همراهه، نه با «مجبور بودم!» 😣
📌 وقتی کارهایی رو انجام میدی که واقعاً بهشون علاقه داری:
- انگیزهت برای ادامه دادن بیشتره 💪
- احساس شکستپذیری کمتر میشه 🛡️
- و مهمتر از همه، از درون حالِ خوب داری! 🌈
😢 حالا برعکسشو تصور کن…
زندگیای که توش هر روز باید کاری انجام بدی که باهاش ارتباطی نداری
یا لباسی بپوشی که فقط چون عرف گفته مناسبه، مجبوری بپوشیش
یا غذایی بخوری که باب میلت نیست ولی چون باید رژیم بگیری، خودتو مجبور میکنی 😓
اینجا زندگی، تبدیل میشه به مجموعهای از «تحملها»
و وقتی زندگی بر اساس تحمل باشه، شادی جای خودش رو به فرسودگی ذهنی و احساسی میده. 🧱🧠
✨ چرا زندگی بر اساس علایق شخصی برای لاغری ذهنی هم مهمه؟
افرادی که به خودشون اجازه میدن با علاقه غذا انتخاب کنن، و خودشون رو با علاقههاشون هماهنگ میکنن، خیلی راحتتر از دیگران به تناسب میرسن.
📍 اونها یاد گرفتن که:
تغییر سبک زندگی = فشار نیست، بلکه سازگاری با علایق درونی + انعطاف ذهنیه.
زندگی بر اساس علایق شخصی، نهتنها ما رو شادتر و راضیتر میکنه، بلکه توان و انگیزهمون رو برای تغییر عادتهای ناسالم چند برابر میکنه.
🧭 وقتی با علاقه مسیرتو انتخاب میکنی، دیگه هدفهاتو با زور پیش نمیبری، بلکه با عشق دنبالشون میری. ❤️🚶♀️

🔄 بخش سوم: رابطه علایق شخصی با تغییر عادتها
حتماً شنیدی که «ترک عادت موجب مرض است!» 😅
اما واقعیت اینه که ترک عادت فقط زمانی سخت و آزاردهندهست که اون تغییر، برخلاف علایق درونی ما باشه.
📍 یعنی چی؟
یعنی اگر بخوای یه عادتی رو فقط از روی اجبار یا ترس تغییر بدی، مغزت مقاومت میکنه! 😬
ولی اگه اون تغییر با چیزی که دوستش داری همراستا باشه، خیلی راحتتر و بدون دردسر انجام میشه 💡
🧠 ذهن ما انعطافپذیره… اما به شرطی!
ذهن انسان مثل یه ماهیچهست؛ میتونه تغییر کنه، کش بیاد، شکل جدید بگیره.
اما این اتفاق وقتی بهتر میافته که بهجای شکستن عادتها، اونها رو با علاقههای جدید و جذابتر جایگزین کنیم 🎯
و این دقیقاً همون چیزیه که زندگی بر اساس علایق شخصی به ما یاد میده:
تغییر رفتار از روی علاقه، نه اجبار.
🟨 مثال ساده:
فرض کن عاشق شیرینی هستی 🍰
اگه یهشبه تصمیم بگیری همه شیرینیها رو حذف کنی، احتمالاً بعد از چند روز دوباره با ولع به سراغشون میری 😩
اما اگه بهجای اون شیرینی، یه دسر سالم و خوشطعم مثل اسموتی یا شکلات تلخ رو که دوست داری جایگزین کنی، مغزت خیلی راحتتر میپذیره 🍫🍓
چون این انتخاب، در راستای همون علایق توئه؛ یعنی یه قدم واقعی در مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی ✅
💬 چرا بیشتر افراد متناسب، راحتتر عادتهای خوب رو حفظ میکنن؟
چون انتخابهاشون:
- بر اساس شناخت از خودشونه 🔍
- با علاقه همراهه ❤️
- و در چارچوبی انعطافپذیر قرار داره 🔄
بهجای اینکه خودشون رو مجبور کنن غذای خاصی بخورن، یاد گرفتن طبق زندگی بر اساس علایق شخصی عمل کنن.
نتیجه؟ یه سبک زندگی پایدار، خوشایند و بدون افراط یا رنج. ✨
🔥 اما افراد چاق معمولاً چی کار میکنن؟
اونها بیشتر از روی عادت، احساس یا فشار اجتماعی غذا میخورن.
و به جای توجه به علاقه واقعیشون، اجازه میدن استرس و احساسات منفی انتخابهاشون رو کنترل کنن 😔🍟
📌 اینجاست که «زندگی بر اساس علایق شخصی» وارد میشه تا مسیر زندگیات رو عوض کنه! 🛤️
نهتنها در غذا خوردن، بلکه در همه تصمیمهای روزانهای که کیفیت زندگیتو میسازه.
✨ راهکار طلایی برای تغییر عادت:
بهجای حذف مطلق، از علاقههات کمک بگیر و نسخه سالمترش رو انتخاب کن.
✅ عاشق مزهی تند هستی؟ سس تند خانگی درست کن
✅ دلت شکلات میخواد؟ شکلات تلخ با مغزها عالیه
✅ عاشق چیپس و کراکر هستی؟ سیبزمینی یا نان سبوسدار برشته انتخاب کن
تغییر پایدار زمانی اتفاق میافته که با علایق هماهنگ باشه، نه در تضاد با اون.
📍 ذهن ما آماده تغییره، فقط لازمه اون تغییر رو با چیزی که دوست داریم مزهدارش کنیم 😋🧠💛

🍽️ بخش چهارم: نقش علایق شخصی در انتخاب غذا
حتماً برات پیشاومده که تو یه مهمونی، بین کلی غذا و دسر وسوسهانگیز، فقط به سراغ یکی دو مورد خاص بری…
اونهایی که نهتنها خوشمزهان، بلکه یه حس خوب هم درونت ایجاد میکنن ❤️😋
این دقیقاً یعنی:
انتخاب غذا بر اساس علاقه شخصی، نه از روی اجبار، چشم و همچشمی یا عادت.
🧠 ذهن و علاقه، دست در دست هم
ذهن ما علاقههامون رو خیلی خوب میشناسه.
وقتی غذایی رو واقعاً دوست داریم، مغز بهطور خودکار سیگنال لذت ترشح میکنه 😌
و این یعنی انتخابی که با لذت درونی و هماهنگی ذهنی همراهه، خیلی موندگارتر از انتخابهای اجباریه.
نکته جالب اینجاست:
ذهن ما میتونه به غذاهای جدید هم علاقهمند بشه، به شرطی که تجربهی مثبتی از اون غذا داشته باشه.
یعنی اگه یه بار سالاد خوشمزهای بخوری که با ذائقهت جوره، ممکنه کمکم عاشقش بشی! 🥗💚
و این همون چیزیه که توی زندگی بر اساس علایق شخصی معنا پیدا میکنه؛
تجربههای جدیدی که با علاقه همراه میشن، و کمکم بخشی از سبک زندگیت میشن. ✨
💬 تفاوت افراد متناسب و افراد چاق در این زمینه چیه؟
🟢 افراد متناسب:
- طیف انتخاب غذاییشون محدودتره، ولی انتخابهاشون دقیقتره 🎯
- معمولاً غذاهایی رو میخورن که دوست دارن و حالشون رو بد نمیکنه
- ناخودآگاه بین علاقه و سلامت تعادل برقرار کردن 🧘♀️
🔴 افراد چاق:
- تنوع غذایی بالاتری دارن، ولی بیشتر از روی احساس، فشار، یا عادت انتخاب میکنن
- گاهی اصلاً از غذایی که میخورن لذت نمیبرن، فقط چون جلوی چشمشونه، میخورن 😟
- معمولاً علاقه واقعی رو از اشتهای کاذب تمایز نمیدن
🍫 مثال واقعی:
فرض کن تو عاشق مزه کاکائو هستی
حالا دو انتخاب داری:
- شکلات شیری پر از شکر و چربی
- شکلات تلخ با درصد بالا + مغز بادام یا پسته
✅ هر دو کاکائو دارن
✅ ولی دومی هم سالمتره، هم قابلپذیرش برای ذهنت چون علاقهت به کاکائو رو تأمین میکنه
این یعنی زندگی بر اساس علایق شخصی + انتخاب آگاهانه = تناسب پایدار ✨
🛠️ راهکار ساده و عملی:
- لیستی از غذاهایی تهیه کن که هم دوستشون داری و هم سالمترن
- در شرایط استرسی یا پرخوری، از خودت بپرس: واقعاً به این غذا علاقه دارم؟ یا صرفاً عادت یا اجباره؟
- گزینههای سالم و موردعلاقهت رو همیشه در دسترس نگه دار 🧺
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در انتخاب غذا مورد علاقه شخصیات وارد کنی، نهتنها لذت میبری، بلکه تغییراتت ماندگارتر میشن.
📌 ترکیب “علاقه + آگاهی + انعطاف ذهنی” میتونه مهمترین ابزار تو برای لاغری ذهنی و سبک زندگی متناسب باشه 🧠🥗🎯

🌟 بخش پنجم: زندگی با آزادی انتخاب چه طعمی دارد؟
تصور کن صبحها چشمهات رو باز میکنی و به جای احساس خستگی و بیحوصلگی، با یه حس رضایت و آزادی از خواب بیدار میشی 🌞🛌
چون میدونی هر چیزی که قراره در طول روز انجام بدی، انتخاب خودته — نه اجبار، نه وظیفه، نه فشار دیگران. فقط و فقط انتخاب از روی علاقه ❤️
🍀 زندگی بر اساس علایق شخصی چه ویژگیهایی داره؟
✅ لباسهایی میپوشی که دوستشون داری، حتی اگه با سلیقه بقیه فرق داشته باشه 👚🌈
✅ غذایی میخوری که هم سالمه، هم واقعاً لذتبخشه 🍲😋
✅ با آدمهایی معاشرت میکنی که بهت حس خوب میدن، نه فقط اونهایی که باید تحملشون کنی 👥✨
✅ شغلی داری که برات معنا داره، حتی اگه پولش کمتر باشه ولی عشق توش بیشتره 💼🔥
✅ در شهری زندگی میکنی که با روحیهت سازگاره، نه صرفاً شهر تولدت یا محل کارت 🏞️🌇
🔄 حالا برعکسشو تصور کن…
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی نباشه، هر کاری که میکنی، از روی بایدهاست:
- باید این لباس رو بپوشی چون عرف جامعهست
- باید این غذا رو بخوری چون رژیمته
- باید تو این شهر بمونی چون خونوادهت اینجان
- باید این شغل رو داشته باشی چون پر درآمده، هرچند ازش متنفری…
😔 این زندگی یه جور اسارته.
آرومآروم احساس خستگی، بیهدفی و فرسودگی میاد سراغت.
نه بهخاطر شرایط سخت، بلکه چون در تضاد با علاقههات زندگی میکنی.
✨ حال خوب از درون شروع میشه
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در پیش میگیری:
- نیازی به تأیید دیگران نداری ✅
- احساس قدرت درونی پیدا میکنی 💪
- تصمیمهات رو با اعتماد به نفس میگیری 🎯
- و مهمتر از همه، خودت رو دوست داری 💗
💬 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
«من خودم رو به رسمیت میشناسم. به خواستههام احترام میذارم. و اجازه میدم خودِ واقعیم مسیرم رو بسازه.»
🌈 جمعبندی نهایی:
🔑 اگر به دنبال تغییر واقعی در سبک زندگی، شادی پایدار، یا حتی کاهش وزن ذهنی هستی،
اولین و مهمترین قدم اینه که:
شروع کنی به زندگی بر اساس علایق شخصی.
نه فقط در انتخاب غذا،
بلکه در سبک فکر کردن، تصمیمگیری، معاشرت، زمانبندی، و حتی استراحت!
📍 هر چه انتخابهای روزانهت بیشتر با علایق واقعیت هماهنگ باشه،
زندگیت شیرینتر، سبکتر، و پر از احساس رضایت میشه 😍✨
🪞 از خودت بپرس:
«امروز چند تا از تصمیمهام رو از روی علاقه گرفتم؟»
اگه جوابت مثبته، بدون که داری قدم به قدم وارد مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی میشی؛
همون مسیری که تو رو به آرامش، انگیزه و رضایت واقعی میرسونه. 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.44 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام بر استاد و دوستان عزیزم
من هم تا حدودی در انتخابهام آدم منعطفی بودم و خیلی سخت گیر نبودم اونم در زمینه های مختلف اینطور بودم مثلا همین یه هفته پیش پسرم رو تختی نیاز داشت و رفتم بگیرم و دقیقا دنبال یه طرح ورنگ خاص میگشتم که یه ماشین فراری بود با رنگ قرمز و مشکی که هر چقدر گشتم نبود و من تنها به جایی نزدیک به انتخابم موردی دیدم که بیشتر مشکی بود و زرشکی و یکم آبی داشت و گفتم عیب نداره اینم. میشه و طرحش هم یه ماشین دیگه بود و بازم قبول کردم و خریدم.
و یا اینکه چند روز پیش من به دنبال خرید یه هدیه برای همسرم بودم که دوست داشتم کمربند چرم کامل مشکی بخرم که جور نشد و فروشنده به من یه کمر بند چرم مشکی با سری خاکستری داد که گفت جنسش عالیه و من خریدم و همسرم بسیار خوشش اومد.
و یا اینکه. من چند وقت پیش به دنبال خرید یه شومیز و شلوار شیک برای دخترم بودم. ولی با تن کردن یه بلوز و دامن شیک کلا نظرم عوض شد و همون بلوز و دامن رو خریدم .
و یا اینکه من به دنبال خرید ظروف آشپزخانه ی لب طلایی آرکوپال بودم که چون فروشنده تاییدشون نکرد در نهایت یه سرویس آرکوپال سفید با کل های سبز آبی خریدم وچقدر هم زیبا هستن .
و یا اینکه من به دنبال خرید یه شلوار لی دمپا برای دخترم بود اما در نهایت یه شلوار لی اسلش خریدم که بسیار برای دخترم برازنده وزیبا هست .
و یا اینکه من به دوست داشتم قاب دور تی وی خونم سفید و طلایی رنگ آمیزی بشه اما در نهایت کامل طلایی رنگ شد و بسیار هم شیک و هماهنگ با دکور خونه شد
من امروز هم دوباره تا حدودی خواستم اون عادت چند لقمه اضافه تر بر نیاز بخورم رو تکرار کنم اما به یاد آموزشها افتادم و گفتم الان دیگه آگاهم چرا این کار رو دارم میکنم چون فلان لذت ها رو به من میده اما محکم به خودم گفتم من به دنبال لذت تناسب اندام هستم که بسیار برای من خوشایند تر هست و دقیقا عین همین انتخابهای بالا که مثال زدم خواستم هنوز بخورم اما گفتم الان همین اندازه هم که غذا خوردم خوبه سیرم پس بیشتر چرا بخورم و به همون مقدار اولیه که خوردم راضی شدم و دیگه دوباره نرفتم بخورم چون غذای امروز هم از نظر من بسیار خوشمزه بود و دوستش داشتم اما با این چالش واین آگاهیها دارم بسیار ایده التر و درست تر رفتار میکنم و میخوام کمی انعطاف داشته باشم مثل همیشه با مواد غذایی دلخواهم برخورد نکنم. به اندازه نیازم وقتی سیر بودم بخورم .و هیچ لقمه ی اضافه تری وارد بدنم نکنم .
من میتوانم اگر در خوردنم کمی انعطاف داشته باشم مثل بقیه ی جنبه های زندگی مثل خرید کردن و یا مکان تفریح ویا مکان خریدن ویا نوع وسیله و ….. که بارها دلم خواسته به فلان جا سفر کنم اما نشده و یه جای دیگه رفتم و ناراحت نشدم و کلی لذت هم بردم ویا خواستم به یه مکانی برای خریدن برم اما نشده و از جای دیگه خرید کردم و راضی هم بودم و یا من بارها شده از یک مارک خاص مواد غذایی استفاده کردم و اما به دلیل دفعه ی بعد مارک دیگه استفاده کردم و بازم دیدم بد نیست و خوشم اومده و دوباره خریدم پس من باید در تغییر رفتارهام وجسمم انعطاف داشته باشم تا موفق بشم .
نشان های دریافت شده
آفرین فروغ خانوم ، خیلی خوب توضیح دادی ، تونستم بین ترک عادت مورد نظرم و مسیله انعطاف پذیری یک رابطه منطقی پیدا کنم …
مرسی تشکر از شما دوست گرامی هم مسیر
سلام شهربانوی نازنینم.
عاشق صبر و حوصله ی شما هستم که اینقدر با دقت و با عشق کامنت من و بیشتر بچه های سایت رو میخونی و پاسخ هم میدی من که واقعا تحسینت میکنم .عزیز دلم از خدا میخوام شما و من و تمام بچه های سایت رو در رسیدن به هدفشون یاری وکمک کنه
نشان های دریافت شده
عزیز دلمی فروغ جان ، ممنون از اظهار لطفت خانومی ،
چقدر دوست داشتم نزدیک هم بودیم و از کنار هم بودن به شکل فیزیکی هم بهره مند می شدیم و وقت و بی وقت با هم تبادل نظر می کردیم چقدر احساسمون عالی می شد …..ما اکثرا در اینمسیر تنهاییم …البته از نظر مجازی با همیم و مثل یک خانواده شدیم اما چقدر خوب بود اگر ارتباط دیداری و شنیداری فیس تو فیس با هم داشتیم …. همینجوری هم خیلی خدارو شکر می کنم از جناب عطار روشن هم بی نهایت سپاسگزارم که به لطف خدا امکان ارتباط مجازی رو برای دوستان هم مسیر فراهم کرد ….
خدا قوت ، موفق باشید
نشان های دریافت شده
سلااام
من وقتی تمرین دیروز رو انجام دادم دیگه دوستم که پرخوریه نیومد سراغم اصلا انگار تا بهش گفتم بیا با هم دوست بشیم دست از سرم برداشت حالا من نمیدونم کی دوباره قراره بیاد ولی هر وقت بیاد قدمش به چشممه چون من قرار نیست دیگه چپ چپ نگاهش کنم وقتی درک کردم چقدر برام خوبی و آرامش داشته معلومه که دلم نمیخواد باهاش سر جنگ داشته باشم.
درباره ی تمرین امروز هم خیلی فکر کردم من خیلی آدم غد و یه دنده ایم که این خیلیم خوب نیست و مطمعنم رو مخ خانوادمه ولی من دوست دارم دقیقا اون چیزی که توی ذهنمه رو داشته باشته باشم مثلا یه بار یه تابلو میخواستم برای توی اتاقم بگیرم و این تابلو یه طرح خاصی داشت که همه پسند نبود ولی من عاشقش شده بودم اگه همون روز که توی تابلو فروشی سر خیابونمون بودیم و به مامان بابام میگفتم یه تابلو با طرح طبیعت و چمیدونم از این جور طرحا میخوام حتما برام میخریدنش ولی چون اون تابلو خیلی براشون جالب نبود به منم گفتن نخرش ولی من ۶ ماه پولامو جمع کردم و همه ی عیدیامو گذاشتم بعدش رفتم دقیقا همون تابلوعه رو گرفتم . کلا توی چیزایی که میخوام بخرم انعطاف پذیریه بالایی ندارم اما الان که دارم با خودم مرور میکنم میبینم که بعضی وقتا هم اینطوری بوده ولی نه به خاطر اینکه خودم میخواستم معمولا به خاطر اینکه بقیه از دستم عصبانی نشن یا ناراحت نشن این کارو کردم ولی بعد از یه مدت به خودم گفتم اونقدرام بد نیست مثلا یه بار با مامانم رفتیم مانتو بخریم و من یه مانتوی رنگ مشکیه ساده میخواستم ولی وقتی رفتیم اونجا مامانم به من یه مانتو سیاه سفید که توی قسمتای سفیدش یه طرحایی داشت پیشنهاد کرد و بعد من توی رو در بایستی خریدمش نمیدونم چرا فکر میکردم اگه چیزی که مامانم بهم پیشنهاد داده رو نخرم ناراحت میشه چون در واقعیت این طوری نبود اون فقط یه پیشنهادی داده بود و منم میتونستم ردش کنم اما چون بچه بودم این تو ذهنم بود که به حرفش گوش بدم خوشحال میشه و خلاصه خریدمش و تا یه مدتی استفادش نمیکردم اما بعد از چند وقت با یه شال صورتی پر رنگ و شلوار لی آبی پررنگ پوشیدمش و دیدم اونقدرام بد نیست.
یه بارم بابام برام یه تخته ام دی اف روکش شده خرید که رنگشو دوست نداشتم میخواستم به عنوان میز بزنمش به دیوار اتاقمو و مصمم بودم که رنگشو سفید کنم بعد رفتم رنگ فروشی گفت چون چوبش روکش داره رنگ روش نمیخوابه بعدش بابام گفت روش یه چسب سفید میزنیم و حتی چسبه رو هم خرید اما من چند روز که گذشت دیدم رنگش اونقدرام بد نیست و همون موقع ها بود که به خودم گفتم بهتره یکم انعطاف پذیر باشم و ازون به بعد تصمیمای بیشتری شبیه این گرفتم .
مثلا من خیلی برام مهم بود که آیکنای همرنگ گوشیم حتما پیش هم دیگه و و کنار هم باشن یا حتما صفحه قفل گوشیمو چند روز به چند روز عوض کنم ولی الان کل این حساسیتام از بین رفته و ممکنه فقط یه ردیف از آیکنا رو همرنگ کنار هم بزارم و حالا اگه حتما قفل صحه رو عوض نکردم هم اشکالی نداره.
اینا تجربه های من بود .
چه قدر مشتاقم برای جلسه های بعد
خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
سلام صبا جان ، دختر قشنگ و مهربونم ،
امیدوارم در کار و زندگیت همیشه موفق باشی رشته مورد علاقه ات قبول بشی و بشی یک دانشجوی پرافتخار و آینده ساز برای خودت ، خانواده و کشورت …..آمین
صبا جون به محض خوندن اولین پاراگراف دیدگاهت توقف کردم اومدم در جهت تایید نظرت یه مطلبی رو بنویسم اول متن خودتو می نویسم :
☆☆☆☆☆☆☆☆☆☆
من وقتی تمرین دیروز رو انجام دادم دیگه دوستم که پرخوریه نیومد سراغم اصلا انگار تا بهش گفتم بیا با هم دوست بشیم دست از سرم برداشت حالا من نمیدونم کی دوباره قراره بیاد ولی هر وقت بیاد قدمش به چشممه چون من قرار نیست دیگه چپ چپ نگاهش کنم وقتی درک کردم چقدر برام خوبی و آرامش داشته معلومه که دلم نمیخواد باهاش سر جنگ داشته باشم.
پایان متن انتخابی
خیلی برام جالب بود چند روز پیش تمرین انعطاف در ترک عادت رو انجام دادم و گفتم که می خوام در اولین قدم برای ترک خوردن عصرونه در وعده عصر نون نخورم ، یا به عبارتی اضافه غذای ظهرمو نخورم یه چیز سبک بخورم مثلا شیر و دو عدد بیسگوییت ساق طلایی …. و یکی دو عدد میوه ، ،،
پریروز عصر در جهت عملی کردن تصمیمم از سوپری شیر و بیسگوییت خریدم اینجوری به ذهنم یاد آوری کردم که ببین نمی خوام عصرونه ام خیلی پر و پیمون و مثل ناهارم باشه می خوام یه جور باشه جلوی گرسنگی عادتی خودمو بگیرم با خوردن یه چیز مختصر ،
چرا میگم عادتی چون در روش متناسبها عصرونه خوردن یا کلا جایی نداره یا یه چیز مختصره اینجور که ما چاقا به این مسیله اهمیت می دیم و فکر می کنیم نیاز واقعی جسممونه نه اینطور نیست ما عادت کردیم بهش ، پس میشه به تدریج با شیب ملایم ترکش کرد ،
خلاصه دیروز سه ساعت بعد از ناهار احساس گرسنگی کردم یکدونه سیب خوردم نیم ساعت بعد نیم فنجون شیر پرچرب با یکدونه ساقه طلایی دیگه میلم نکشید چیزی بخورم تا ساعت ۸ که شام خوردم خوشحال بودم که وعده عصر طبق تصمیمم انجام شده هم باهاش نجنگیدم و پذیرفتم که فعلا باشه ….امروز عصر اتفاق جالبتری افتاد سه ساعت بعد ناهار گرسنه ام شد اما میوه نخوردم چون قبل ظهر خورده بودم میلم نکشید دلم همون شیر و بیسگوییت خواست .منتها امروز شیرو داغ کردم مقدارش هم بیشتر از دیروز بود یک لیوان سر خالی با دوتا بیسگوییت ..ساعت ۶ اینارو خوردم تازه الان که نزدیک ۱۲ نیمه شبه گشنم شده میرم غذامو گرم کنم …. واقعا خوشحالم …. :))
صبا جان مرسی از دیدگاه قشنگت لذت بردم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
خسته نباشید
راستی این اعلام آمادگی که گفتید رو نمیدونم چجوریه چون الان من که دارم مینویسم
۱۲ /۱۲ /۱۴۰۰ هستش ولی فایل شما فکر کنم مال خیلی وقت پیشه.
خلاصه من آماده هستم و عاشق مسیرتون
هرچی امر بفرمایید اجرا میکنم .
من چون دارم ۱۰۰گام رو هم گوش میدم ، واسه این ۳روزی بود این چالش رو هم ادامه نداده بودم .
در مورد انعطاف انتخاب باید بگم من خیلی برام پیش میاد،
بیشتر در لباس در سایز مشکل پیدا میکنم وگرنه در رنگش مثلا یه مانتو خریدم من که عاشق آبی روشن هستم ولی راه راه توسی داشت خریدم،
ظرفهام میخواستم سفید و ساده باشه اما گوشه هاش ۳دایره کوچک با رنگ نارنجی،قرمز و سبز داره ولی بقیه ش سفیده،
در مورد شیرینی من عاشق کیک شیله ای با کشمشم اگه نباشه یه شیرینی میخرم که حتما شبیه باشه.
ولی متاسفانه همیشه در گذشته مامان یا بابام میگفتن که درست اینه هر چیزی که درست کردن بخوری نباید بگی این رو دوست ندارم یا این رو میخوام،
یا مثلا تو خونه ی ما چون بحث خاصیت بوده خیلی اضافی رو این تمرکز کردیم این رو هم بخوریم ویتامین داره ، این رو بخوریم کلسیم داره ،این یکی آهن داره :))
همیشه با همسرم که متناسب بحث میکردم میگفتم این عادتت اشتباه مال ما درسته که هر غذایی باشه میخوریم،
الان از وقتی با مسیر استاد عطارروشن آشنا شدم همیشه بهش میگم واقعا کار تو درسته منم میخوام تو خوردن مثل تو باشم و انتخاب داشته باشم ، آفرین واسه همینه که متناسبی .
خلاصه ممنونم از فرمایشاتتون
استاد گرامی و همراهان عزیز شاد وسلامت باشید.
نشان های دریافت شده
سلام خانم قادریان ، حالت خوبه ؟ امیدوارم در بهترین حالت بوده باشی،
عزیزم متنتو خوندم عالی بود یه قسمت از نوشته اتو می آرم تا درباره اش یه نتیجه گیری کنم :
همیشه با همسرم که متناسبه بحث میکردم میگفتم این عادتت اشتباهه مال ما درسته که هر غذایی باشه میخوریم،الان از وقتی با مسیر استاد عطارروشن آشنا شدم همیشه بهش میگم واقعا کار تو درسته منم میخوام تو خوردن مثل تو باشم و انتخاب داشته باشم ، آفرین واسه همینه که متناسبی .▪︎
اولا من بهت تبریک میگم که همسرت یک آقای متناسبه ..و بعد شکر خدا وارد این مسیر زیبا شدی که به اشتباهات فکری و رفتاری خودت داری پی می بری …منم خوشحالم به همین دلیل ▪︎
یک بار در یکی از فایلهای دوره گام اول استاد سوالی مطرح کردن مبنی بر اینکه از وقتی با این دوره آشنا شدید چه تاثیری در روابطتون گذاشته ؟
جوابی که من داده بودم یادم هست که گفتم از جنبه روابط می تونم بگم این دوره باعث شد با لاغرها ارتباط خوب و دوستانه ای بگیرم و دیگه حالت انتقادی بهشون نداشته باشم و برعکس تحسینشون کنم و باهاشون دوست باشم .
حالا این اتفاق خوب بین شما و همسرت افتاده چرا که برعکس من شانس آوردی و همسرت متناسبه و می تونی مثل یک خطکش به نظر بیاریش که متوجه بشی کجا درست داری رفتار می کنی کجا اشتباه ، ….. و آموزشهای این سایت چه رایگان و چه غیر رایگان باعث بهبود روابط عاطفی بین شما و همسرت شده …تو الان متوجهی که همسرت قابل تحسینه و به زبان آوردی و همین روابط عاطفی شمارو عالی می کنه البته اگر ما که چاقیم متناسب بشیم صد در صد بیش از لاغرهای طبیعی قابل تحسین و ستایش خواهیم بود چون ما آگاهانه به این مسیر اومدیم و سختی تغییر افکار و باورهارو به جون خریدیم،
از شما دوست خوبم تشکر می کنم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز
خیلی ممنونم
خوشحال شدم از دیدن دیدگاه تون .
درسته ، شکر خدا این مسیر باعث بهبود روابط شده
چون حالمون بهتره و در مسیر درست و مثبتی حرکت میکنیم و بهترم خواهد شد ، با بیشتر شدن آگاهی هامون.
❤️براتون بهترین آرزوها را دارم❤️
سلام
حدود دوسال پیش همسرم یک کتونی گرفت که خیلی دخترم ازش استفاده کرد وهنوز هم نو وخوبه بعد از اون چند تا کتونی دیگه خریدیم که خراب شده چند وقته تصمیم داشتم از اون کتونی بخرم ولی چون جای شلوغی بود وجای پارک نداشت این تصمیم عملی نشد تا چند روز پیش که رفتم ولی از اون کتونی که من مشکیشو میخواستم نداشت و ناچار یک مشکی که خالهای قرمز داشت گرفتم
نشان های دریافت شده
سلام و درود ▪︎
آفرینمحبوبه ▪︎ خیلی خوب انعطاف بخرج دادی ▪︎ درختی که در مقابل طوفان سر خم نکنه میشگنه ▪︎ انعطاف داشتن گذران زندگی رو به ما راحت می کنه ▪︎
اگر برای رسیدن به اهدافمون عین اونچیزی که توو ذهنمونه سرسختی نشون بدیم با سختی زیاد مواجه میشیم ▪︎ خصوصا در ترک عادتهای بد و آسیب زننده ▪︎ باید در ابتدا بپذیریم که این عادت به ظاهر لذت بخشو خودمون به وجود آوردیم و با خودمون نجنگیم …کمی نرمش نشون بدیم ،به تدریج می تونیم ترکش کنیم در عین صلح و دوستی ▪︎
موفق باشیم در مسیر متناسب شدن
سلام از شما ممنونم این چند روزی که باشما اشنا شدم باعث تعمق روی مسائلی بودید که با اینکه با راهکارهای ذهن وقوانین جذب بیگانه نبودم کاملا برام جدید بود
هر چقدر فکر کردم مواردی در مورد لباس یا وسایل منزل وغیره نیافتم معمولا اگر وسیله مورد نظرم رو پیدا نکنم اصلا نمیخرم اگه برای کادو هم باشه ترجیح میدم مبلغش رواهدا کنم ولی در موارد خوراکی اصلا اصراری ندارم با هر کس رستوران برم یا کافی شاپ همیشه اجازه میدم انتخاب کنه یا شاید ماه ها دلم یک غذا یا تنقلاتی خواسته ولی اهمیت نمیدم
نشان های دریافت شده
سلام
واقعا انعطاف درانتخاب خیلی مواقع داشتم
مثلا کفش مشکی میخواستم بخرم رفتم وکفش با رگه های بنفش خریدم
یا مانتو سفید میخواستم بخرم ولی طلایی سفید شد وخیلیم دوستش داشتم
یا مثلا مبل صورتی میخواستم بخرم که آخرش طوسی وآبی وصورتی شد
وقشنگم بود انصافا
برای عروسیم میخواستم بهترین آرایشگاه برم اما خب پول کم آوردیم ورفتم یه آرایشگاه با تخفیف ویژه عید وخودم به آرایشگرم گفتم چطور درستم کنه واتفاقا یکی از زیباترین عروس هاشون شدم وخوب یادمه که عروسی بود پیشم که چندبرابر من پول داده بود اما به خاطر عدم انعطاف پذیریش وخواستن دقیقا همون مدل آرایشش خراب شد واصلا بهش نمیومد وخیلی ناراحت بود
یا مثلا فرش مت دوست داشتم طرح شکار بخرم اما وقتی با همسرم رفتیم فرش فروشی همسرم طرح دیگه ای رو انتخاب کرد وبا وجود اینکه اولش نپسندیدم اما وقتی انداختمش بیشتر از طرح شکار میومد به خونمون ورنگشم کرم وسلیقه من بود
یا مثلا دنبال یک مارک خاصی ریمل میگشتم وقتی رفتم بازار فروشنده چیز دیگری رو پیشنهاد داد که هم ارزون تر وبه همون کارایی بود
یا مثلا برای پرده های خونه میخواستم پرده باشکوه پارچه ای بخرم اما آخرش متوجه شدم که چقدر زبرا های قشنگ هستن وبا خریدنشون ویک شکل بودنشون واقعا راضیم وهر خونه ای رفتم بهش اومده وواقعا جلوه کرده
یا خیلی مواقع یه تیکه گوشت میگذارم یخش باز شه برای مثلا قورمه سبزی بعد درنهایت به این نتیجه میرسم آبگوشت بهتره برای امروز یا یه خورشت دیگه
من خیلی از این انعطاف ها داشتم وکلا آدم منعطفی هستم ومشکلی باهاش ندارم
سلام
راستش جواب دادن به این سوال برای من خیلی سخت بود اصلا یادم نمیومد که این چند وقت چیزی رو دوست داشته باشم و اکثرا میرفتم مانتو بخرم بدون اینکه بدونم چه رنگ و چه شکلی میخام فقط برام مهم بود که سایزم سه اما خوب که فکر کردم یادم اومد دوسه سال پیش که داشتم برا تختم ملافه میخریدم برام مهم بود که ملافم آبی باشه اما وقتی رفتم تو مغازه یه ملافه خریدم که توش نارنجی و سورمه ای هم داشت و اتفاقا خیلی دوسش داشتم و خریدمش یا میخواستم یه آباژور و لوستر بخرم که میخواستم آبی باشم ولی ابازوری که خریدم ترکیب آبی و کرمیه و اتفاقا آباژور و لوسترمم خیلی دوستشون دارم
سلام به استاد عزیزم
اما موضوع این جلسه
کدام انتخاب ما بر اساس علایقمان بوده؟؟
هر چی فکر میکنم من یادم نمیاد که چیزی دوست نداشته باشم تو غذا همه غذا دوست دارم شاید به همین خاطر چاق شدم
دخترم و پسرم علایق خاصی دارن تا اون غذا مورد علاقه یا خوراکی مورد نظر نباشه لب نمیزنن و من شدم جاروبرقی خونه
ولی تو انتخاب لباس و وسایل حق انتخاب با من بوده و هرچی مد نظر بوده خریدم
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی
انعطاف در انتخاب
من هز صبح خیلی دارم فکر میکنم که من چی می خواستم بخرم و مشابه اش یا نزدیکش رو خریدم
هر چی دور و ورم رو نگاه کردم دیدم نه نیست تقریبا همه رو همین جوری انتخاب کردم یعنی رفتم مغازه همین جوری خریدم یا شوهرم بدون اینکه من بگم چه رنگی یا چه مدلی خریده
شوهرم ام دی اف کاره و تو خونمون خیلی کار چوب هست و هر چی فکر کردم دیدم هیچ کدوم رو من نظر ندادم ولی قبول دارم
بعد به این نتیجه رسیدم که من به عنوان آدم چاق همین جوری که هر چی غذا به ذارن جلوم می خورم نه نمی گم هر چی باشه انتخاب نمی کنم فقط می خورم هر موقع باشه سیر باشم یا گشنه در مورد لوازم خونه هم اینجوریه هر چی بود به علایقم و برای خودم ارزش قائل نشدم
ما آدم های چاق انتخاب نمی کنیم دختر من متناسب هست و یا شوهرم متناسب هست وقتی چیزی نخوان اصلا نمیخورن مثلا همسایه مون حلوا آورده بود یک قاشق خورد دوست نداشت و دیگه نخورد
دختر متناسب چند سال پیش کله پاچه درست کردم و شب او گفت من نمی خوام من هم گفتم نخوری حق نداری غذای دیگه ای بخوری من به خاطر مفید بودن کله پاچه گفتم شب دخترم هیچی نخورد صبح که از خواب بیدار شد گفت مامان من دیشب هیچی نخوردم الان که فکر می کنم اون ذهن متناسب داره به علایقش احترام میذاره
البته من در انتخاب وسایل کوچیک خونه و لباس هام انتخابهای جایگزین داشتم مثلا
پرده کاملا سفید می خواستم ولی یک پرده دیدم سفید با یک راه قهوه ای و خریدم
جا قاشقی و جا ریایی کرم می خواستم یکی پیدا کردم که کرم بود ولی توپ های قرمز هم داشت خریدم
پیرهن مجلسی ام رنگ سفید می خواستم پارچه اش رگه های آبی هم داشت خریدم
وقتی میخواستم برم خوابگاه دنبال ملحفه با زمینه تیره بودم با طرح مدرن و اسپرت ولی چیزی که در نهایت خریدم یه ملحفه با زمینه تیره و طرح گل های بزرگ بود و من دوسش دارم ،شاید اگه طرحش اسپرت بود خیلی بیشتر دوسش داشتم ولی چون اولویت برام تیرگی زمینه بود و چیزی که خریدم اولویت علاقمو داشت پس برام شیرسن و دوس داشتنیه در کل چیزی که من دارم درک میکنم از این فایل و گفتع های دوستان اینه که ما در زندگی روزمره کم پیش میاد ایده آل ذهنمون رو با تمام معیار های مورد علاقمون پیدا کنیم ولی بخاطر وجود چندتا معیار با ارزش تر و اصلی توی یچیزی قبولش میکنیم و سعی میکنیم چیزی رو انتخاب کنیم که حداقل همون معیار های اصلی مورد علاقمون رو دارا باشه و اونو میپذیریم و ازش هم چه بسا لذت میبریم ،چون یجورایی ما اینو پذیرفتیم که جهان امروز با این تنوع توانایی اینو نداره که همیشه صد در صد انتظار ما از یه چیزو براورده کنه پس بهتره که ما به همون ۷۰ ۸۰ درصد علایق موجود در وجود یک عنصر رضایت بدیم و استفارش کنیم و لذتشو ببریم