آیا تا به حال از خودتان پرسیدهاید که چند درصد از زندگیتان را بر اساس علایق واقعی خودتان پیش بردهاید؟ 🤔❤️
بیشتر ما در جریان زندگی با انتخابهایی روبهرو میشویم که یا از سر اجبار بودهاند یا تحت تأثیر نظر دیگران. 😞📢
اما زندگی بر اساس علایق شخصی، همان مسیر جادویی است که احساس ✨رضایت، 😄 شادی و حتی 💪 انگیزه برای تغییر عادتهای ناسالم را به همراه دارد.
در این جلسه میخواهیم بررسی کنیم که چطور انتخابهایی که با قلبمان هماهنگاند ❤️🧭 میتوانند زندگیمان را متحول کنند – از احساس خوشبختی 🌈 گرفته تا سبک زندگی سالم و متناسب 🥗🧠
وقتشه دست از زندگی کردن بر اساس بایدها ❌ برداریم و به سمت خواستنها و علاقهها ✅ قدم برداریم. 🚀❤️
🌟 زندگی بر اساس علایق شخصی؛ شروعی برای بازگشت به خودت
🎢 بیشتر ما در مسیر زندگی وارد جادههایی شدیم که شاید هرگز انتخابِ دلمون نبوده.
گاهی از سر اجبار 💼
گاهی برای رضایت دیگران 🤷♀️
و گاهی فقط چون یادمون رفته بود چی میخوایم… 🫤
اما خبر خوب اینه که هنوز هم میتونی فرمان زندگیتو بچرخونی به سمتی که واقعا دوستش داری! 💖
🌈 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- با انتخابهای قلبی زندگی کردن
- با احساس رضایت بیدار شدن
- تجربهی شادیهای سادهای که از درون میجوشه
- و مهمتر از همه، پیدا کردن انگیزهای پایدار برای تغییر عادتهای ناسالم 🧠🥗
در این جلسه، قراره با هم کشف کنیم که چطور تصمیمهایی که با دل و علاقههامون هماهنگ باشن، میتونن مثل یک جرقه، کل زندگیمون رو روشن کنن 💡🔥
از احساس خوشبختی واقعی گرفته تا رسیدن به یک سبک زندگی سالم، متناسب و آزاد 🧘♀️🕊️
🛑 دیگه وقتشه دست از زندگی کردن طبق بایدها برداری ❌
و از امروز، با آغوش باز به سمت خواستنها و علاقهها قدم برداری ✅🚀
چون این زندگی، فقط یه بار اتفاق میافته… و تو شایستهای که با عشق زندگی بر اساس علایق شخصی رو تجربه کنی 💫💖

🧠 بخش اول: علایق شخصی از کجا میآیند؟
شاید برات جالب باشه بدونی که خیلی از علایقی که امروز در وجودت هست، ریشهشون به دوران کودکی برمیگرده 👶🎨
📌 مثلا:
- رنگی که همیشه دوستش داشتی 🟣
- غذایی که از بچگی باهاش خاطره داری 🍚
- موسیقیای که بدون دلیل عاشقشی 🎶
- یا حتی نوع پوشش، دکور خونه، بازیهای قدیمی و…
اینها چیزهاییان که کسی بهت تحمیل نکرده، بلکه از درون خودت اومدن ❤️
بهش میگن: علاقه ذاتی یا درونی.
اما با گذر زمان و تأثیرپذیری از محیط (مثل خانواده، مدرسه، جامعه، رسانه و…) بعضی از این علایق:
- یا زیر خاک پنهان شدن 🫣
- یا جای خودشون رو به علاقههای مصنوعی دادن 🎭
💬 یعنی چی علاقه مصنوعی؟
یعنی چیزی که شاید دوستش نداری ولی چون همه گفتن خوبه، یا چون مد شده، مجبوری بگی که دوستش داری!
🔍 شناخت علایق واقعی یعنی برگشتن به ریشه
بخش مهمی از زندگی بر اساس علایق شخصی اینه که اول بفهمی واقعاً چی رو دوست داری و چی رو فقط از سر عادت یا فشار جامعه پذیرفتی. 🧭
این بازگشت به علاقههای واقعی، یه جور «خودشناسی» محسوب میشه.
وقتی بفهمی چی خوشحالت میکنه، تازه میتونی مسیر زندگیت رو با حس لذت و رضایت بسازی.
🟨 مثال واقعی:
یادته وقتی بچه بودی عاشق طراحی بودی؟ ولی بزرگترها گفتن «با نقاشی که نمیشه پول درآورد»…
حالا سالها گذشته و حس میکنی یه چیزی تو زندگیت کمه!
اون «چیز»، احتمالاً همون علاقهی سرکوبشدهست… 🎨😔
علایق واقعی ما از درونمون میان؛ نه از بیرون. و زندگی بر اساس علایق شخصی، یعنی کشف و بازگرداندن این علاقهها به مسیر زندگیمون.
🌱 وقتی بدونی واقعاً چی میخوای، تازه میتونی با ذهنی آرامتر، تصمیمهای بهتری بگیری و مسیر رو برای شادی و حتی تناسب اندام هموار کنی.

💖 بخش دوم: چرا زندگی بر اساس علایق شخصی اینقدر مهمه؟
تا حالا شده یه روزِ کاری سخت رو با انجام یه کار مورد علاقهت به پایان برسونی؟
مثلاً:
- یه فنجون چای داغ کنار پنجره 🍵
- گوش دادن به یه موسیقی دلچسب 🎧
- یا حتی پوشیدن لباسی که تو رو یاد خاطره خوبی میندازه 👗✨
همین لحظههای کوچیک، نشون میده که علایق شخصی ما منبع قدرتمندی از انرژی، شادی و احساس رضایتان.
🔥 وقتی از دل انتخاب میکنی، زندگی میدرخشه
زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
- به خودت احترام میذاری 🫶
- اجازه نمیدی دیگران برات تصمیم بگیرن 🛑
- حس آزادی رو در عمق وجودت تجربه میکنی 🕊️
- تصمیمهات با حس رضایت درونی همراهه، نه با «مجبور بودم!» 😣
📌 وقتی کارهایی رو انجام میدی که واقعاً بهشون علاقه داری:
- انگیزهت برای ادامه دادن بیشتره 💪
- احساس شکستپذیری کمتر میشه 🛡️
- و مهمتر از همه، از درون حالِ خوب داری! 🌈
😢 حالا برعکسشو تصور کن…
زندگیای که توش هر روز باید کاری انجام بدی که باهاش ارتباطی نداری
یا لباسی بپوشی که فقط چون عرف گفته مناسبه، مجبوری بپوشیش
یا غذایی بخوری که باب میلت نیست ولی چون باید رژیم بگیری، خودتو مجبور میکنی 😓
اینجا زندگی، تبدیل میشه به مجموعهای از «تحملها»
و وقتی زندگی بر اساس تحمل باشه، شادی جای خودش رو به فرسودگی ذهنی و احساسی میده. 🧱🧠
✨ چرا زندگی بر اساس علایق شخصی برای لاغری ذهنی هم مهمه؟
افرادی که به خودشون اجازه میدن با علاقه غذا انتخاب کنن، و خودشون رو با علاقههاشون هماهنگ میکنن، خیلی راحتتر از دیگران به تناسب میرسن.
📍 اونها یاد گرفتن که:
تغییر سبک زندگی = فشار نیست، بلکه سازگاری با علایق درونی + انعطاف ذهنیه.
زندگی بر اساس علایق شخصی، نهتنها ما رو شادتر و راضیتر میکنه، بلکه توان و انگیزهمون رو برای تغییر عادتهای ناسالم چند برابر میکنه.
🧭 وقتی با علاقه مسیرتو انتخاب میکنی، دیگه هدفهاتو با زور پیش نمیبری، بلکه با عشق دنبالشون میری. ❤️🚶♀️

🔄 بخش سوم: رابطه علایق شخصی با تغییر عادتها
حتماً شنیدی که «ترک عادت موجب مرض است!» 😅
اما واقعیت اینه که ترک عادت فقط زمانی سخت و آزاردهندهست که اون تغییر، برخلاف علایق درونی ما باشه.
📍 یعنی چی؟
یعنی اگر بخوای یه عادتی رو فقط از روی اجبار یا ترس تغییر بدی، مغزت مقاومت میکنه! 😬
ولی اگه اون تغییر با چیزی که دوستش داری همراستا باشه، خیلی راحتتر و بدون دردسر انجام میشه 💡
🧠 ذهن ما انعطافپذیره… اما به شرطی!
ذهن انسان مثل یه ماهیچهست؛ میتونه تغییر کنه، کش بیاد، شکل جدید بگیره.
اما این اتفاق وقتی بهتر میافته که بهجای شکستن عادتها، اونها رو با علاقههای جدید و جذابتر جایگزین کنیم 🎯
و این دقیقاً همون چیزیه که زندگی بر اساس علایق شخصی به ما یاد میده:
تغییر رفتار از روی علاقه، نه اجبار.
🟨 مثال ساده:
فرض کن عاشق شیرینی هستی 🍰
اگه یهشبه تصمیم بگیری همه شیرینیها رو حذف کنی، احتمالاً بعد از چند روز دوباره با ولع به سراغشون میری 😩
اما اگه بهجای اون شیرینی، یه دسر سالم و خوشطعم مثل اسموتی یا شکلات تلخ رو که دوست داری جایگزین کنی، مغزت خیلی راحتتر میپذیره 🍫🍓
چون این انتخاب، در راستای همون علایق توئه؛ یعنی یه قدم واقعی در مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی ✅
💬 چرا بیشتر افراد متناسب، راحتتر عادتهای خوب رو حفظ میکنن؟
چون انتخابهاشون:
- بر اساس شناخت از خودشونه 🔍
- با علاقه همراهه ❤️
- و در چارچوبی انعطافپذیر قرار داره 🔄
بهجای اینکه خودشون رو مجبور کنن غذای خاصی بخورن، یاد گرفتن طبق زندگی بر اساس علایق شخصی عمل کنن.
نتیجه؟ یه سبک زندگی پایدار، خوشایند و بدون افراط یا رنج. ✨
🔥 اما افراد چاق معمولاً چی کار میکنن؟
اونها بیشتر از روی عادت، احساس یا فشار اجتماعی غذا میخورن.
و به جای توجه به علاقه واقعیشون، اجازه میدن استرس و احساسات منفی انتخابهاشون رو کنترل کنن 😔🍟
📌 اینجاست که «زندگی بر اساس علایق شخصی» وارد میشه تا مسیر زندگیات رو عوض کنه! 🛤️
نهتنها در غذا خوردن، بلکه در همه تصمیمهای روزانهای که کیفیت زندگیتو میسازه.
✨ راهکار طلایی برای تغییر عادت:
بهجای حذف مطلق، از علاقههات کمک بگیر و نسخه سالمترش رو انتخاب کن.
✅ عاشق مزهی تند هستی؟ سس تند خانگی درست کن
✅ دلت شکلات میخواد؟ شکلات تلخ با مغزها عالیه
✅ عاشق چیپس و کراکر هستی؟ سیبزمینی یا نان سبوسدار برشته انتخاب کن
تغییر پایدار زمانی اتفاق میافته که با علایق هماهنگ باشه، نه در تضاد با اون.
📍 ذهن ما آماده تغییره، فقط لازمه اون تغییر رو با چیزی که دوست داریم مزهدارش کنیم 😋🧠💛

🍽️ بخش چهارم: نقش علایق شخصی در انتخاب غذا
حتماً برات پیشاومده که تو یه مهمونی، بین کلی غذا و دسر وسوسهانگیز، فقط به سراغ یکی دو مورد خاص بری…
اونهایی که نهتنها خوشمزهان، بلکه یه حس خوب هم درونت ایجاد میکنن ❤️😋
این دقیقاً یعنی:
انتخاب غذا بر اساس علاقه شخصی، نه از روی اجبار، چشم و همچشمی یا عادت.
🧠 ذهن و علاقه، دست در دست هم
ذهن ما علاقههامون رو خیلی خوب میشناسه.
وقتی غذایی رو واقعاً دوست داریم، مغز بهطور خودکار سیگنال لذت ترشح میکنه 😌
و این یعنی انتخابی که با لذت درونی و هماهنگی ذهنی همراهه، خیلی موندگارتر از انتخابهای اجباریه.
نکته جالب اینجاست:
ذهن ما میتونه به غذاهای جدید هم علاقهمند بشه، به شرطی که تجربهی مثبتی از اون غذا داشته باشه.
یعنی اگه یه بار سالاد خوشمزهای بخوری که با ذائقهت جوره، ممکنه کمکم عاشقش بشی! 🥗💚
و این همون چیزیه که توی زندگی بر اساس علایق شخصی معنا پیدا میکنه؛
تجربههای جدیدی که با علاقه همراه میشن، و کمکم بخشی از سبک زندگیت میشن. ✨
💬 تفاوت افراد متناسب و افراد چاق در این زمینه چیه؟
🟢 افراد متناسب:
- طیف انتخاب غذاییشون محدودتره، ولی انتخابهاشون دقیقتره 🎯
- معمولاً غذاهایی رو میخورن که دوست دارن و حالشون رو بد نمیکنه
- ناخودآگاه بین علاقه و سلامت تعادل برقرار کردن 🧘♀️
🔴 افراد چاق:
- تنوع غذایی بالاتری دارن، ولی بیشتر از روی احساس، فشار، یا عادت انتخاب میکنن
- گاهی اصلاً از غذایی که میخورن لذت نمیبرن، فقط چون جلوی چشمشونه، میخورن 😟
- معمولاً علاقه واقعی رو از اشتهای کاذب تمایز نمیدن
🍫 مثال واقعی:
فرض کن تو عاشق مزه کاکائو هستی
حالا دو انتخاب داری:
- شکلات شیری پر از شکر و چربی
- شکلات تلخ با درصد بالا + مغز بادام یا پسته
✅ هر دو کاکائو دارن
✅ ولی دومی هم سالمتره، هم قابلپذیرش برای ذهنت چون علاقهت به کاکائو رو تأمین میکنه
این یعنی زندگی بر اساس علایق شخصی + انتخاب آگاهانه = تناسب پایدار ✨
🛠️ راهکار ساده و عملی:
- لیستی از غذاهایی تهیه کن که هم دوستشون داری و هم سالمترن
- در شرایط استرسی یا پرخوری، از خودت بپرس: واقعاً به این غذا علاقه دارم؟ یا صرفاً عادت یا اجباره؟
- گزینههای سالم و موردعلاقهت رو همیشه در دسترس نگه دار 🧺
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در انتخاب غذا مورد علاقه شخصیات وارد کنی، نهتنها لذت میبری، بلکه تغییراتت ماندگارتر میشن.
📌 ترکیب “علاقه + آگاهی + انعطاف ذهنی” میتونه مهمترین ابزار تو برای لاغری ذهنی و سبک زندگی متناسب باشه 🧠🥗🎯

🌟 بخش پنجم: زندگی با آزادی انتخاب چه طعمی دارد؟
تصور کن صبحها چشمهات رو باز میکنی و به جای احساس خستگی و بیحوصلگی، با یه حس رضایت و آزادی از خواب بیدار میشی 🌞🛌
چون میدونی هر چیزی که قراره در طول روز انجام بدی، انتخاب خودته — نه اجبار، نه وظیفه، نه فشار دیگران. فقط و فقط انتخاب از روی علاقه ❤️
🍀 زندگی بر اساس علایق شخصی چه ویژگیهایی داره؟
✅ لباسهایی میپوشی که دوستشون داری، حتی اگه با سلیقه بقیه فرق داشته باشه 👚🌈
✅ غذایی میخوری که هم سالمه، هم واقعاً لذتبخشه 🍲😋
✅ با آدمهایی معاشرت میکنی که بهت حس خوب میدن، نه فقط اونهایی که باید تحملشون کنی 👥✨
✅ شغلی داری که برات معنا داره، حتی اگه پولش کمتر باشه ولی عشق توش بیشتره 💼🔥
✅ در شهری زندگی میکنی که با روحیهت سازگاره، نه صرفاً شهر تولدت یا محل کارت 🏞️🌇
🔄 حالا برعکسشو تصور کن…
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی نباشه، هر کاری که میکنی، از روی بایدهاست:
- باید این لباس رو بپوشی چون عرف جامعهست
- باید این غذا رو بخوری چون رژیمته
- باید تو این شهر بمونی چون خونوادهت اینجان
- باید این شغل رو داشته باشی چون پر درآمده، هرچند ازش متنفری…
😔 این زندگی یه جور اسارته.
آرومآروم احساس خستگی، بیهدفی و فرسودگی میاد سراغت.
نه بهخاطر شرایط سخت، بلکه چون در تضاد با علاقههات زندگی میکنی.
✨ حال خوب از درون شروع میشه
وقتی زندگی بر اساس علایق شخصی رو در پیش میگیری:
- نیازی به تأیید دیگران نداری ✅
- احساس قدرت درونی پیدا میکنی 💪
- تصمیمهات رو با اعتماد به نفس میگیری 🎯
- و مهمتر از همه، خودت رو دوست داری 💗
💬 زندگی بر اساس علایق شخصی یعنی:
«من خودم رو به رسمیت میشناسم. به خواستههام احترام میذارم. و اجازه میدم خودِ واقعیم مسیرم رو بسازه.»
🌈 جمعبندی نهایی:
🔑 اگر به دنبال تغییر واقعی در سبک زندگی، شادی پایدار، یا حتی کاهش وزن ذهنی هستی،
اولین و مهمترین قدم اینه که:
شروع کنی به زندگی بر اساس علایق شخصی.
نه فقط در انتخاب غذا،
بلکه در سبک فکر کردن، تصمیمگیری، معاشرت، زمانبندی، و حتی استراحت!
📍 هر چه انتخابهای روزانهت بیشتر با علایق واقعیت هماهنگ باشه،
زندگیت شیرینتر، سبکتر، و پر از احساس رضایت میشه 😍✨
🪞 از خودت بپرس:
«امروز چند تا از تصمیمهام رو از روی علاقه گرفتم؟»
اگه جوابت مثبته، بدون که داری قدم به قدم وارد مسیر زندگی بر اساس علایق شخصی میشی؛
همون مسیری که تو رو به آرامش، انگیزه و رضایت واقعی میرسونه. 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.44 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام و درود .
یکی از دلایلی که من عادت پرخوری رو انجام میدم علاقه به غذاست و دوم علاقه به خوردن غذا و سوم علاقه به تکرار خوردن غذا .
گرچه به مرور زمان به دلیل سیر شدن و از بین رفتن طعم و ارزش غذایی غذاهای وارد شده به بدن بعد از سیر شدن و همچنین احساس ترس از چاقی ، مورد سوم از دایره علاقمندی من حذف شده ، اما هنوز هم به تکرار خوردن غذا علاقه دارم چون مرا یاد علاقه اول و علاقه دوم می اندازد و باوجود ترس از چاقی بعد از پرخوری ، با وجود سیر شدن و با وجود از بین رفتن طعم غذا اما همچنان خوردن زیاد را انتخاب می کنم .
در حقیقت تنها دلیلی که ما غذا خوردن را بعد از سیر شدن تکرار می کنیم خاطره ی علاقمند بودن به غذا و خوردن است .
یعنی کاملا یک فرمول ذهنیست و علت خوردن ما بعد از سیر شدن تنها و تنها دلایل ذهنیست نه جسمی .
در حالیکه ذهن ما به غذا نیاز نداره . چون ذهن ما جسم نیست که نیاز به مصرف غذا داشته باشه . پس با این اوصاف به راحتی و کاملا منطقی میشه علاقه سوم رو از دایره رفتاری حذف کرد .
پس میشه گفت ۴ عامل در علاقه ما به پرخوری انعطاف ایجاد می کنند .
اول : احساس چاقی که ما از تکرار زیاد فعل خوردن داریم خودش میتونه در علاقه به پرخوری انعطاف ایجاد کنه .
دوم : احساس سیری هم میتونه در عادت پرخوری انعطاف ایجاد کنه
سوم : احساس بی مزه شدن غذا هم میتونه در عادت پرخوری انعطاف ایجاد کنه .
چهارم :احساس صلح با پرخوری هم میتونه در عادت پرخوری انعطاف ایجاد کنه .
از این چهارتا ۳تا ی آخر حس خوبن برای من ولی مورد اول برای من یه حس درد آوره و اونم به خاطر اینه که من با چاقی به صلح نرسیدم یعنی هنوز از چاقتر شدن خوشحال نمیشم . البته علتش اینه قدرت رو دادم دست چاقی و فکر می کنم اون منو انتخاب کرده در حالیکه من اون رو انتخاب کردم و وقتی دیگه انتخابش نکنم پس ترس ازچاقی هم دیگه نمیاد .
پس با ۳ مورد دیگه که به عادت مورد نظرم اضافه کردم میتونم تغییراتی در روند عادت پرخوریم ایجاد کنم .
ادامه تمرین . با دوستام رفتیم یه دور زدیم برگشتیم عجب هوایی بود . کلی هم برف بازی کردیم جاتون خالی اونا گفتن بریم کافه یه حالی ام اونجا ببریم . من گفتم کار دارم و برگشتم . میدونستم الان که بریم اونجا شروع می کنند به بخور بخور . البته الانم هوا سرده نمیدونم باز باشه یا نه . به هر حال برای اینکه منو از مسیرم نحرف نکنند گفتم کار دارم نمیام . تعجبم کردن گفتن بیا بریم تا آخر شب صفا می کنیم . گفتم نمیام خونه کار دارم . خلاصه من برگشتم که بیام بقیه تمرینام و انجام بدم . راستش من الان خودمو مثل دانشجو می دونم
تازه به خدا اینهمه مطلبی که من اینجا یاد گرفتم تو دانشگاه تو این مدت کم یاد نگرفتم .
راستی فکر کنم دانشگاهم مثل همون رژیمها و آموزشگاههای زبانه که فقط الکی یه سری فرمول میدن بعد توقع دارن ما کار یاد بگیریم در حالیکه کسی که واقعا میخواد الکترونیک کار بشه اید عاشق کارش باشه و خودش تجربی یاد بگیره . یکی از اقوام ما به صورت تجربی الکترونیک رو یاد گرفته یعنی یه عاشق به تمام معنا تمام خونه اش پر از مادر برد و قطعات دیگه است . وقتی مشغول به کار میشه اصلا هیچی نمیفهمه و حتی یه استادم نداشته و اونقدرم کارش عالیه که تقریبا تو محل ما همه کارهای الکترونیکی و برقیشون رو میدن به ایشون . من خودمم یه وقتایی تو دانشگاه سوالی برام پیش می اومد میرفتم پیشش از استادای دانشگامون بهتر موضوع رو درک می کرد . شما هم تجربی به این همه آگاهی رسیدید و شاید روانشناسا انقدر از روح و روان ما با اطلاع نباشن که شما هستید . برای همین خیلی بهتر از اونا راهنمایی می کنید و مطلب رو برای ما باز می کنید .
خب برم ادامه تمرینم .
انعطاف رو من همین الانم داشتم . من کار ایده آلم این بود که خونه باشم و تمرین بنویسم و لذت ببرم ولی چون دوستام اومدن دنبالم تا جاییکه مربوط به ذهن لاغر و فرمولای لاغری بود باهاشون همراه شدم پس انعطاف به خرج دادم کار عملی مورد علاقه مو با یکم انعطاف نسبت به چیزی که میخواستم تغییر دادم .
من وقتی غذا میخورم معمولا دوست دارم با قاشقی غذا بخورم که ضخامتش کم باشه ولی گه یه جایی برم که قاشق حالا یکم ضخیم باشه میخورم ولی انتخابم همون قاشق نازک هست .
موقع لباس خریدن من از رنگ ابی اسمانی خوشم می یاد . ولی چون معمولا چاقم نشون میده آبی پررنگ رو انتخاب می کنم همون آبیه ولی یکم فرق داره و نوع آبیش پررنگتره .
من از شلوار جین بیرون دوز خیلی خوشم میاد ولی چون چاقم و شلوارهای حاضری برام کمرش واینمیسته از شلوار پارچه جین استفاده میکنم میدم خیاط بدوزه که سایزم باشه .
بیشتر انعطافای من به چاقی مربوط میشه . البته درستترش اینه که بگم چاقیم به خاطر انعطاف پذیریم به وجود اومد . پس الانم میتونم به وسیله نیروی انعطاف پذیری در انتخاب خودمو لاغر کنم .
رنگ خونه رو من سفیداستخونی دوست داشتم . ولی پدرم کرمشو یکم بیشتر کرد .
من دوست داشتم بیشتر در کتابخونه دانشگاه درس بخونم ولی دوستام کتابخونه محل رو بیشتر ترجیح میدادن و برای درس خوندن میرفتیم اونجا
من دوست داشتم نهایت ماهی دوبار برم فوتبال ولی دوستام ماهی ۴-۵ بار . خیلی وقتها با اینکه خسته میشدم و بیشتر تماشاچی بودم ولی نعطف بودم و باهاشون همراه میشدم .
من از لامپ smd پروژکتوری خیلی خوشم میاد ولی حالا اگه از لامپای دیگه هم ببینم لازمم بشه میخرم .
من دوست دارم همیشه با اسنپ برم بیرون ولی حالا اگه تپسی هم شد خوبه .
من فیلمهای ژانر وحشت خیلی دوست دارم ولی ژانر جنایی رو هم که شبیهش باشه دوست دارم و نگاه می کنم .
فکر کنم اگه تا فردا هم ادامه بدم کلی چیز پیدا می کنم که در اونها انعطاف به خرج دادم . 😅
جالبه اینم یه نکته حیرت انگیز دیگه من اول تمرین اصلا نمیدونستم چی بنویسم ولی الان داره کلی مورد به خاطرم میاد که من با کمی اختلاف نسبت به اون مورد انعطاف نشون دادم .
نشان های دریافت شده
سلام ، خیلی خوب داری پیش می ری ….
خیلی دلم می خواد که موفقیتت رو در پایان این دوره برامون بگی …
من نظراتتو دنبال می کنم …
موفق باشی
سلام و عرض احترام
ممنون
بسم الله الرحمن الرحیم .
اول چیزی که از این فایل گرفتم اینه که تا آخر همراه دوره بمونیم . جزء افرادی باشیم که رویاشون رو ادامه میدن تا بهش برسن نه جزء افرادی که فقط رویا پروری می کنند . پس وقتی دوره ای رو شروع می کنیم خیلی مهمه که تا آخرش بمونیم و رویامون رو بسازیم
خیلی جاها من اهدافمو رها می کنم اما الان فهمیدم علت رها کردنش این بوده که وقتی واردش شدم دیدم اون رویام نبوده و نمیتونم در اون به حال خوب برسم مثلا رژیمها رو شروع کردیم اما وسط راه حالمون بد میشد و دیگه ادامه نمیدادیم . اما من به شخصه خودم لاغری با ذهن رو دوست دارم و هر چقدر می گذره اتفاقا مشتاقتر میشم که ببینم خب امروز چی میخوام یاد بگیرم یا امروز چطور کار کنم که به رویام نزدیکتر بشم . خلاصه شوق و اشتیاق دارم هم برای درسهای تئوری هم برای درسهای عملی .فکر کنم هدف این تمرین اینه که ما عادت پرخوری رو کم کم با یه عادت دیگه ترکیب کنیم تا به وسیله ی خاصیت انعطاف پذیری ذهن بتونیم به عادت جدید هم علاقه پیدا کنیم . البته نمیدونم فعلا فقط حدس میزنم . روزهای بعد معلوم خواهد شد .
خب من چند مثال میزنم برای خودم که مثلا از چیزی خوشم اومده و وقتی هم که چیز دیگری بهش اضافه کردم بازم خوشم اومده .
حالا فهمیدم که چرا گفتین حتما بایدمزایای عادت مورد نظر رو بنویسیم و باهاش به صلح برسیم و با احساس خوب بیایم ادامه تمرینات .
شاید اگه دوستان اون زمان کمتر شدن چون داشتن با خودشون تمرین میکردن که حسشون به عادت مورد نظر خوب بشه . وگرنه که فکر نمیکنم کسی حرفای شمارو بشنوه و آموزشهای شمارو به کار ببنده و باز دلش نخواد ادامه بده .
چون به نظرم خیلی آموزشهاتون اصولی و صحیحه و واقعا درک میکنید احساس چاقی و لاغری رو و ما داریم در این راه دسته جمعی حرکت می کنیم و احساس تنهایی نمی کنیم . خدا شاهده من از وقتی اومدم در این سایت حالم خیلی خوبه اصلا دلم نمیخواد دیگه برم پیش دوستام . منی که دم به ساعت بیرون بودم تا با رفقام خوش بگذرونم مادرم میگه چرا دیگه بعد از کارت بیرون نمیری . البته اون از خداشه من توی خونه باشم و یه وقتایی بهش کمک کنم البته میگه خونه هم هستی همش سرت تو گوشیه . ولی خودشم داره تعجب می کنه من چجوری هی بهش نمیگم مامان گشنمه یه چی بده بخورم . استاد من تا قبل از این ده روز مدام میگفتم گشنمه . ولی الان اصلا دیگه نمیگم چون فهمیدم اون گرسنگی فرمول ذهنی بود نه نیاز بدن . من تونستم نیاز بدنم رو بشناسم و زمانی که واقعا گرسنه میشم به مامانم میگم و تا حدی هم میخورم که هم سیر میشم هم مزه غذا رو میفهمم و از جایی که دیگه مزه اش کم کم تموم میشه شروع میکنم به نخوردن . به ذهنم آمادگی میدم میگم ببین دیگه مزه نمیفهمی و سیر شدیم و خیلی راحت و با حس خوب غذا رو ترک میکنم .
خب برم سراغ تمرین . باورتون میشه من اصلا نمیدونم به چی علاقه دارم که حالا باید ترکیبش کنم . انقدر چاقی توی مغزم گسترده شده که الان که دارم این تمرینارو حل میکنم به اعماق روزهای گذشته فکر می کنم تا یادم بیاد .
خب اولین موردش بر میگرده به خود رشته ام . من رشته ام ریاضی فیزیک بود رشته مورد علاقم برق گرایش الکترونیک بود اما گرایش مخابرات قبول شدم و من بازم اون و انتخاب کردم و به دانشگاه رفتم . دوست داشتم تهران قبول بشم اما قزوین قبول شدم ولی بعد انتقالی گرفتم اومدم تهران . خلاصه هم از نظر گرایش و هم از نظر شهر یکم با اون خواسته ی من تفاوت داشت .
وقتی فکر می کنم میبینم من کلا آدم منعطفی بودم که چاق شدم .
یعنی خود همین چاقیم به خاطر انعطاف پذیریم بود . خود عادتهای چاقیم که به وجود اومدن یهو که نبود کم کم به خاطر خاصیت انعطاف پذیریمون عادتهای چاقی در ما شکل گرفتن . مثلا سیر بودیم گفتیم حالا بعدش یه چایی هم بخوریم شاید اولین بار که چایی رو خوردیم سختمون بود ولی به خاطر فرمول انعطاف ما تونستیم بگیم خب عیب نداره که حالا چی میشه حالا یه چایی خوردی دیگه و همینطور به مرور عادات چاقی ما جای عادت لاغری که تنظیمات اولیه بودن گرفت . چون به قول شما که از اول یهو چاق نشدیم آروم آروم چاق شدیم .
یکی دیگه از مثالها در مورد انعطاف پدیری در مورد خرید موتور بود . من از این موتور سوزوکی های مشکی و قرمز دوست داشتم ولی خب یه مقدار گرون بود و بابام برام مدل پایینترشو گرفت اما تقریبا طرح و رنگش همون قرمز و مشکی بود ولی خب یکم با اون چیزی که من میخواستم فرق داشت ولی با همینم من حال کردم .
یکی دیگه از مثالها که غذاهای مختلف بود . اوووووه ما اونقدر در غذاخوردن انعطاف داریم که همه ی غذاها رو دوست داریم اصلا نمیدونیم کدوم غذاها رو بیشتر دوست داشتیم . الان که فکر می کنم میبینم من یه زمانی یه سری غذاها رو بیشتر دوست داشتم مثلا ماکارونی من از اول ماکارونی شکلی رو دوس داشتم .هر روزم که میخوردم بازم دوست داشتم بعد کم کم به خاطر انعطافم ماکارونی رشته ای هم بهش اضافه شد . بعد کم کم کوکوی ماکارونی هم بهش اضافه شد . بعد کوکو سیب زمینی بعد انواع کوکوها هم دیدم دوست دارم . بعد برنج و با کوکو هم دیدم دوست دارم بعد ماهی رو هم که اصلا دوست نداشتم کم کم بهش اضافه شد و همینطور این انعطافها و تنوع غذایی زیاد و زیادتر شد دیگه جایی شد که من همه چی دوست داشتم . الان نون بیات خشک شده رو هم میتونم بزنم تو ماست و بخورم . پس صفت انعطاف موجود در من باعث شد انقدر غذاهای مورد علاقه ام زیاد بشه وگرنه از اول من فقط یکی دوتا غذا دوست داشتم .
همینطور مقدار ماده ی غذایی من یهو انقدر پرخور نشدم . به خاطر خاصیت انعطافی مادرم و گولهایی که منو میزد و اینکه حالا اینم بخوره بچم این لقمه رو هم با سالاد بخوره این هواپیا میشه حالا این لقمه رو هم با ماست بخوره ماست بشینه تو هواپیما و… به خورد من داد و من کم کم پرخور شدم و البته خودم از مادرم یاد گرفتم و چیزی که یاد گرفته بودم و ادامه دادم .
به نظرم علت اینکه میگن معمولا چاقها خوش اخلاقن به خاطر همین انعطافشونه که با همه چی سازگارن .
خیلی مثال دیگه داره یادم میاد ولی فعلا کار برام پیش اومده میام بقیه اشو مینویسم فعلا خدانگهدار
نشان های دریافت شده
با درود به همراهان عزیز و استاد فهیم
۱- چند سال پیش که رفتیم مبل بخریم من سرمه ایی مد نظرم بود ولی سرمه ایی و کرم چرک خریدیم
۲-من یه فرش بدون حاشیهذمیخواستم ولی شوهرم به اصالت فرشی که حاشیه داشته باشه معتقد بو و خریدمش
۳-من رنگ سفید طلایی واسه سرویس چینی میخواستم اما خواهر و همسرم بخاطر ترکیب رنگ آبی تو خونمون آبی سفید رو انتخاب کردیم
۴-بارها شده که از رنگ روشن پالتو یا مانتو ایی خوشم اومده ولی از ترس اینکه چاقترم نشون نده نخریدمش و ی جیز دیگه خریدم
۵-واسه خرید سرویس پلاستیک میخواستم آبی تیره باشه ولی از آبی نیلی خوشم اومد و هم آبی نیلی و هم صورتی کمرنگ خریدم.
۶- میخواستم کتاب تغییر عادت بخرم ولی کتابخانه نیمه شب رو خریدم
۷-در هایپر مارکت میخواستم رشته مارونی مانا بخرم اما برندتک تنوع بیشتری داشت و اونو خریدم.
۸-کرم مرطوب کننده سینره میزدم اما این بار آب رسان ی برند دیگه ایی رو خریدم
۹- میخواستم پرده ی آشپزخونه رو سفید آبی بخرم اما از ی پرده کرم خوشم اومد و همون رو خریدم
کلا ی دنده نیستم ک بگم حتما این رنگ یا این جنس باشه بخرم،خوشم بیاد مخرم کلا منعطفم
استاد بابت این فایلهای ارزشمندتون که در جهت بهبود و درک مطالب بهتر هستش سپاسگزارم.
عاطفه
سلام به همه خوبان
مرسی از فایل خوبتون استاد
من الان ک فکروشو میکنم در خیلی از انتخاب هایم واقعا انعطاف پذیر بوده ام
برای مثال من یه جاکفشی ست وسایل خونم انتخاب کرده بودم اما به دلیل این ک نبود یکی دیگه که اصلا نظرم نبود به پیشنهاد همسرم و فروشنده انتخاب کردم
برای خرید فرش اصلا اون طرحی ک میخواستم ندیدم اما خیلی اسون یه طرحی ک مد نظرم نبود برداشتم و قشنگ هم شده بود
رفته بودم برای خرید ادکلون مورد علاقم اما عطرشو برداشتم و واقعا راضیم
واقعا هیچ وقت از این جنبه به تغییر سلیقه ام فکر نکرده بودم
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بسیار بخشنده وبسیار مهربان
با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم
خوب یادمه میخواستم کتونی مشکی بخرم تا همه جا مثل کفش بپوشمش اما وقتی رفتم بخرم کتونی مشکی با طرح های بنفش خریدم که هم خیلی خوشگل تر بود هم خیلی بیشتر دوستش داشتم
یا مثلا رفتیم مبلمان بخریم
وسایلم کلاسیک بود ومن دنبال مبل راحتی با رنگ فانتزی میگشتم که خونمون همش قهوه ای نشه وبا اینکه تصوری از مبل صورتی نداشتم یه مبل صورتی راحتی خریدم که خیلی خوشگل وراحت بود
وفضای خونه رو خیلی جذاب کرد
یا مثلا رفتم یه مارک خاصی ریمل بخرم فروشنده که آشنا قدیمی بود مارک دیگه ای پیشنهاد کرد وخیلیم عالی بود
من همیشه عاشق گل درخانه بودم وبعدکلی خرید گل طبیعی رز شاخه ای وگلدون گل فروشی آنتوریوم بهمون معرفی کرد که هم همه سال گل داره هم داخل آپارتمان میمونه هم طبیعیه وبسیار مقاومه واز خریدش خیلی احساس خوبی دارم که همیشه گل طبیعی داخل خونه داریم با هزینه کم وماندگاری بالا
خلاصه که انعطاف درانتخابام بدم نیست خیلی مواقع بهترم بوده
مثلا همیشه رنگ روشن دوست داشتم بپوشم
اما یه مانتو خریدم که با اینکه تمام مشکیه ولی چون سارافون بلوزه
خیلی تاحالا بلوز زیرشو رنگی اسپرت وانواع مدل ها ورنگ ها پوشیدم به طوری که همه فکر میکنن من بیست دست مانتو دارم وخیلی خوشم میاد ازش
نشان های دریافت شده
سلام و درود فراوان بر همه بزرگواران و سلام و درود فراوان بر استاد گرامی
بسیار موضوع جالبی را عنوان کردید استاد بله انعطاف در مورد علایق بسیار زیاد است از این زاویه که موضوع را نگاه میکنم اصلا اگر انعطاف نباشد نمی توانیم زندگی کنیم چون چارچوب های بسته و محدود انسان را از ادامه فعالیت باز می دارد.برای نمونه بسیاری از اوقات برای پخت غذا از ترکیبات اولیه منعطف شدم تا غذ ای دلخواه را بپزم. یا در خرید وسایل منزل برای مبلمان ایده کلی داشتم که رنگ چوب و پارچه روشن باشد و با انعطاف در طرح ترکیب زیباتری دیدیم و خریدیم. یا در انتخاب خانه بهای دلیل اولویت دادان به محله در متراژ خانه انعطاف داشتیم .
سلام و درود🌺🌺
⬅️من یادمه برای خرید مبل رفتیم و من مد نظرم شکلاتی روشن بود اما خب نداشتن و توش قهوه ایی پررنگ بود که خیلیم خوشم اومد و خریدیمش
⬅️حتی لوازم ارایش مارک خاصی مدنظرم بود و فروشنده مارک دیگه ای رو بهم پیشنهاد داده ومن خریدم و راضی هم بودم
⬅️رفتم مانتو کتی مشکی بخرم اما یه مانتو دیدم که طوسی مشکی بود کوتاه بود اما کتی نبود و خوشم اوند و خریدمش
⬅️یا میخواستم غذایی درست کنم تا دقیقه اخر انتخابمم بوده و همسرم گفته که میشه چیز دیگه ای درست کنی و من تغییر دادم غذا رو
⬅️برای خرید شال رفتم که شال ساده مد نظرم بود با رنگ سفیداما وقتی رفتم و بهم پیشنهاد شده که خب از این طرح دارهاش بهتره و من طرح داره سفید مشکی یا سفید کرمشو خریدم
⬅️روتختی میخواستم بخرم که میخاستم مشکی باشه با قرمز ولی رفتم تنوعشون رو دیدم یه دونه خریدم که زمینش مشکیه و طرح سنگ ریزس و زرشکی وبنفش و سفید توش داره و خیلیم دوسش دارم
⬅️یادمه یه بار رفتیم برای خرید حوله و دوست داشتم که زرد بخرم اما خواهرم زرد خرید و من سفید گرفتم
⬅️میخواستیم برای عید بریم شمال اما همسرم گفته اول بریم مشهد یا گناوه و ما تغییر مسیر دادیم
وخیلی از این انتخاب های دیگه انعطاف دارم تو انتخاب هام هنگام خرید یا کاراهای دیگه
خیلی پیش اومده هنگام خریدن کفش ،کیف،لباس مجلسی،کت و شلوار برای همسرم،پرده ملافه
نشان های دریافت شده
سلام و درود ▪︎
جلسه سوم چالش ترک عادت -▪︎
عنوان این فایل :انعطاف در ترک عادت ▪︎
♤♤♤♤♤♤
قبل از توضیح چگونگی اعمال انعطاف در ترک عادتی که انتخاب کردم لازمه در مورد نحوه زندگی بر اساس علایق یه توضیحاتی داده بشه ▪︎▪︎▪︎
حقیقت اینه که زمانی می تونیم در زندگی احساس خوشبختی داشته باشیم که بر اساس علایق خود زندگی کنیم.زندگی بر اساس علایق ، بالاترین سطح آزادی رو برای ما به ارمغان می آره ▪︎
تصور کنیم در انتخاب پوشیدن پوشاک مورد علاقه ،زندگی در شهر و با فرد مورد علاقه ، شغل مورد علاقه ، خوابیدن و بیدار شدن در زمان مورد علاقه ، خوردن غذای مورد علاقه و کلا در انجام هر کار مورد علاقه آزاد بودیم ، در یکچنین شرایطی زندگی چه طعم دلپذیری برامون داشت ؟ و چه سطح از خوشبختی رو تجربه می کردیم ؟ ▪︎
متاسفانه بیشتر انسان ها در طول زندگی به دلیل آموزش های اشتباه توسط خانواده و جامعه، بر اساس سلیقه و نظر جامعه مجبور هستن به انتخاب های متفاوت با آنچه مورد علاقه اشونه ▪︎▪︎▪︎▪︎
این طریق زندگی کردن نتیجه ای جز احساس یاس و ناامیدی نخواهد داشت.▪︎ لطفا به زندگی خود در جنبه های مختلف توجه کنید. و به این سوال پاسخ بدید ▪︎
چه تصمیماتی در زندگی گرفته ایم که منطبق با علایق ما نبوده ؟▪︎
ممکنه من به پوشیدن لباس رنگ شاد علاقه داشته باشم اما به دلیل تعریف هایی که درباره پوشش مناسب یا رنگ مناسب شنیدم ترجیح می دم رنگی رو بپوشم که مورد تائید خانواده یا جامعه اس ▪︎
شاید من علاقه دارم در شهر دیگه ای زندگی کنم اما به دلیل تعریف های خانواده و جامعه ترجیح دادم در شهر فعلی محل سکونتم زندگی کنم▪︎
تا فرزند دلسوز والدین یا والد دلسوز فرزندم باشم ▪︎▪︎▪︎▪︎
احساس شادی و خوشبختی در زندگی من ارتباط مستقیم با انتخاب من بر اساس علایقم داره ▪︎
هرچه انتخاب های من در جنبه های مختلف زندگی بر اساس علایقم باشه در زندگی احساس بهتر و شادتری خواهم داشت و از زندگی لذت بیشتری می برم ▪︎
پس کاملا واضحه که انتخاب بر اساس علایق، تاثیر بسزایی در شرایط کلی زندگی ما داره▪︎
▪︎نکته قابل توجه در مورد علایق اینه که ما درباره انتخاب های خودمون تا حدودی انعطاف پذیریم ▪︎
به این معنی که اگر گزینه ای نزدیک به علاقه اصلی ما باشه با انتخاب یا پذیرش اون مشکلی نداریم.▪︎
اما اگر گزینه پیش رو فاصله زیادی با علاقه ما داشته باشه و به هر دلیل مجبور به انتخاب اون باشیم احساس خوبی در ما ایجاد نخواهد کرد و باعث بالاگرفتن نجوای ذهنی می شه ▪︎
موارد زیادی در زندگی ما وجود داره که انتخابمون دقیقا منطبق با علایق ما نبوده ولی بهش نزدیک بوده ▪︎
به عنوان مثال شاید من به رنگ قهوه ای سوخته علاقمند باشم و تصمیم گرفته باشم برای خونه خودم مبلمان با همین رنگ تهیه کنم .▪︎
اما زمانی که به فروشگاه های متعدد برای مشاهده مدل های موجود مراجعه می کنم مبلمان هایی به این رنگ هستن ولی با رنگ دیگری مثلا رنگ کرم ترکیب شدن هم مورد توجهم قرار می گیره ▪︎
دلیل این امر غالب بودن رنگ قهوه ای سوخته که موردعلاقه منه و در ساخت مبلمان به کار رفته هست ▪︎
حتما در جستجوی مبلمان ، رنگ های مختلف می بینیم اما اصلا مورد توجهم قرار نمی گیرن چون با علاقه من تفاوت بسیاری دارن،▪︎
ولی بالاخره به رنگ ترکیبی ،، که رنگ غالبش قهوه ای سوخته اس اما قسمتهایی به رنگ کرم کار شده رضایت می دم ..چون گاهی رنگای ترکیبی ، زیبایی بیشتری نسبت به تک رنگ دارن ▪︎
این از ویژگی های ذهن ماست که در مورد انتخاب علایق خود انعطاف پذیریم و ما می تونیم از این ویژگی ذهن خود برای اصلاح یا تغییر عادت های خود استفاده کنیم….▪︎
عادتی که دوست دارم ترکش کنم و بخاطرش آمدم در این چالش شرکت کردم عادت به عصرانه خوردنه ….می دونم که این عادت از چندین سال قبل که آدم خوش خوراکی شدم و هر ۴ ساعت بدنم طلب غذا و نوشیدنی می کرد با لذت شروع شده بوده ….▪︎
اما به تدریج بخاطر چاقتر شدنم تمایل به بیشتر کردن مقدار مواد مصرفی در وقت عصر پیدا کردم ▪︎
این عادت تبدیل به یک عادت چاق کننده در من شد … حالا علاقه من تغییر کرده ..علاقه دارم که مثل متناسبها رفتار کنم اونایی که هیچ اهمیتی به خوردن عصرانه نمی دن و اگر هم بخوان چیزی در این ساعت میل کنن به چیزای اندک اکتفا می کنن مثلا خوردن فقط یه نسکافه یا یک پیمانه شیر به همراه یکی دوتا بیسگوییت ، ،،،
خوب پس من در حال حاضر در جهت علاقمندیم می خوام کاری انجام بدم ….▪︎ اما چون سابق بر این در موارد متعدد به وقت رسیدن به یک خواسته ، انعطاف بخرج دادم پس در این مورد هم باید فکر کنم و جوانب انعطاف رو رعایت کنم تا قدمی دیگر برای ترک این عادت بردارم …خوب حالا باید چکار کنم ،،،؟؟ من به خوردن نان تازه در وقت عصر خیلی علاقمندم و می خوام طبق خواسته و علاقمندی جدیدم این عادت رو بشگنم …نمی تونم تصمیمات سخت و ناگهانی اتخاذ کنم مثلا این اشتباهه که با قاطعیت و یک لحن محکم بگم از امروز دیگه نون در وقت عصر نمی خورم …من برای رعایت انعطاف باید ابتدا هر مقدار نان تا حالا به عنوان عصرانه می خوردم به یک دوم تقلیلش بدم …و کلا غیر از نان هر چیز دیگه ای در این وقت تا حالا مصرف می کردم به یک دوم برسونم یکی دو روز با یک دوم نون مصرفی و خوراکی های دیگه جلو برم بعدش تبدیلش کنم به یک سوم و بعد فقط بشه دو لقمه و بعد یک لقمه و بعد کلا مصرف نون عصرونه ارو متوقف کنم …. جوری بشه که فقط به یکپیمانه شیر و دوتا بیسگوییت کوچیک و یک عدد میوه اکتفا کنم …این میشه انجام مرحله انعطاف در ترک عادت مورد نظرم …
پایان جلسه سوم
نشان های دریافت شده
با عرض سلام و ادب
موضوع امروز جالب بود. در انتخاب خود انعطاف داشته باشیم
انسان کلاً دوست داره بر اساس علایقش زندگی کنه وقتی کارهایی را که دوست داشته باشیم انجام بدیم و از چیزهایی که دوست داشته باشیم استفاده کنیم حسآزادی برای ما به ارمغان میآید.
پس نباید این حس آزادی رو از خودمون بگیریم احساسی که به دنبال آن شاد زیستن را با خود دارد.
حالا موضوع اینه که ممکنه مواردی وحود داشته باشه که مطابق علاقه ما نباشه.ولی نزدیک به انتخاب ما باشه..خوب اگر اینطور باشه هم پذیرشش برامون راحت تره.
ذهن ما مواردی را که نزدیک به انتخاب ما باشه را میپذیره.حالا قراره از این ویژگی پذیرش ذهن استفاده کنیم تا تغییر عادت را داشته باشیم.
بارها شده که برای خرید لوازمات خودم ان چیزی را که صد در صد دوست داشتم را پیدا نکردم و شبیه ان را خریدم .
الان با این تفکر در این راه تغییر عادت پیش میروم تا به نتیجه برسم