یه لحظه تصور کن کنار یه درخت سبز ایستادی 🌳، بادی ملایم میوزه و برگها آروم تکون میخورن… نه خبری از عجلهست، نه استرس.
📍 این جلسه بخش دوم گام چهارم (انعطاف ذهن ناخودآگاه) است.
حالا بیا به خودمون نگاه کنیم! تا تصمیم میگیریم تغییر کنیم، میخوایم همه چی همین فردا عوض شه ⏱️😓
اما واقعیت اینه که عجله در مسیر تغییر فقط ما رو خسته و دلزده میکنه، نه متحول.
تو این مقاله میخوایم با هم یاد بگیریم چطور با آرامش، ولی هدفمند، فرمول ذهنمون رو بازنویسی کنیم 🧠✨
در این جلسه میآموزیم:
😣 چرا ما در مسیر تغییر عجله داریم؟
📌 یادآوری مهم: عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند!
تغییر مثل رشد یه درخته، نه مثل نصب یه اپلیکیشن! عجله، روند طبیعی تغییر رو مختل میکنه. حالا بریم سراغ دلایلی که باعث میشن توی این مسیر عجول بشیم:
🔹 میل به رهایی از وضعیت فعلی
وقتی خستهای، دلت میخواد زود تموم شه!
ما معمولاً وقتی به تغییر فکر میکنیم که از وضع موجود ناراضی هستیم. مثلاً یه روز که روی ترازو رفتی و از عددی که دیدی شوکه شدی، با خودت گفتی: «کافیه! دیگه نمیخوام اینجوری بمونم!» 😩
این میل به رهایی قوی و دردناکه. اما حواسمون نیست که:
👉 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند، چون ریشهی مشکل رو نادیده میگیریم و فقط دنبال خلاصی سریع هستیم.
تصور کن یه درخت پوسیدهست. اگه فقط برگهاشو رنگ کنی، زیبا میشه؟ نه! باید از ریشه درمانش کنی. همینطور هم تغییر واقعی زمانبره.
🔹 باور ناخودآگاه به امکان تغییر
این قسمت خیلی مهمه! عجله همیشه چیز بدی نیست. گاهی نشوندهندهی یه نکتهی خیلی مثبت درون ماست:
🙌 وقتی عجله داریم یعنی در اعماق ذهنمون باور داریم تغییر ممکنه!
نوروساینس چی میگه؟
طبق تحقیقات، وقتی انسان تصمیم به تغییر میگیره و هیجانزده میشه، ناحیههایی از مغز مثل prefrontal cortex (مربوط به تصمیمگیری آگاهانه) و anterior cingulate cortex (مربوط به تشخیص اشتباه و اصلاح مسیر) فعال میشن.
این یعنی:
🧠 ذهن ما آمادهی حرکت شده، ولی باید یاد بگیره آروم و پیوسته حرکت کنه. چون:
✅ عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند، حتی اگر با نیت خوب شروع شده باشه.
🔹 فریب مسیرهای سریع
🎯 جامعه به ما یاد داده: «اگه سریع نتیجه نگرفتی، یعنی بیعرضهای!»
اما این یه دروغ بزرگه!
رسانهها، تبلیغات و شبکههای اجتماعی دائم ما رو بمبارون میکنن با پیامهایی مثل:
– «۱۰ کیلو در ۱۰ روز»
– «موفقیت در ۲۴ ساعت»
– «۵ روش فوری برای تغییر زندگی» 😳
ما ناخودآگاه فکر میکنیم اگه یه راه آهسته باشه، اشتباهه. در صورتی که ذهن ما، درست مثل طبیعت، آروم رشد میکنه.
🌱 یه دونهی درخت باید زمان بگذرونه، نور و آب بگیره، ریشه بده تا بتونه جوانه بزنه… همینه روند ذهنی تغییر.
💥 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند، چون ذهن رو وارد فاز مقایسه و شکست میکنه.
✅ عجله در مسیر تغییر گاهی از امید میاد، گاهی از ترس، اما همیشه نیاز به آگاهی داره.
✅ باور به تغییر عالیه، اما برای موندگاریش باید به ذهن زمان بدی.
✅ مسیر ذهنی تغییر یه «فرآیند طبیعی» هست نه یه «پروژهی فوری».
✅ و همیشه به یاد داشته باش:
🌟 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند.
💡 اگه دنبال یه مسیر گامبهگام و بدون عجله برای بازسازی این باورها هستی، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً با همین ریتم طبیعی طراحی شده.
✍️ در ادامه میبینیم طبیعت چطور بدون عجله رشد میکنه، و بعدش توی گام پنجم سراغ «حق انتخاب عادتها» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.13 از 68 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

برای استفاده نان صبحم از یک برش نان تست قهوه ای استفاده کردم . برای نهار مقداری از برنجم را به پرنده های گرسنه تقدیم کردم. برای خرید که رفته بودم مثل همیشه بستنی و چیپس و سس نخریدم. بیرون که رفته بودم مثل همیشه ساندویچ الویه که خیلی دوست دارم خریدم و نصف انرا خوردم . بقیه را به دخترمدادم چلوکبابی رفتیم به جای برنج سالاد سفارش دادم.و چند قاشق از برنج دخترم خوردم منزل دوستم با چای که شیرینی تعارف کرد من چای را با خرما خوردم. برای صبحانه بجای مصرف زیاد خامه و کره از پنیر و گردو خوردم و مقدار کمی کره استفاده کردم . شبها بجای تنقلات ناسالم از نانجو ماست موسیر یا سالاد استفاده میکنم و اگر خیلی هوس کاکائو کردممقدار کمی از ان را میخورم
نشان های دریافت شده
با درود و سلام به یاران و استاد عزیز
امروز صبح عکس استاد و بانو رو دیدم توی استوری اینستا بقدری زیبا بودن هردو بقدری شگفت انگیز بودن که نهایت نداره چرا ؟ استاد خودشون این مراحل و طی کردن و … پس اون بانو که کنار ایشون بودن چی ؟ مسلما کار نیک و کاربردی اثراتش و در همه افراد نزدیک هم می زاره . وخدارو شاکرم که این پرسه همش با شادی بوده و نتیجه بخشی شو با ارتعاش بسیار بالا به ما هم دادن و بخاطر طول این دوره و پرسه و عدم عجاه تا نتیجه بخشی اینچنینی . فکر کنم دیگه جای بحثی نمی مونه و لب کلام و در توصیف این عکس زیبا و بخاطر ماندنی بیان کردم و اینکه
گر صبر کنی زعوره حلوا سازی البته الان دیگه ماها دنبال حلوا نیستیم بدنبال سیرت زیبا اولا و بعد هیبت زیبا که نشات گرفته از همان پندار نیک و گفتار نیک و تمرین نیک و در نتیجه باز خورد رفتار و عمل نیکه .
همگی شاد باشید و در پناه حضرت حق 🧚♀️🧚♀️🧚♀️🧚♀️🧚♀️💃💃💃💃
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان همراه
فاکتور عجله برای من واقعا کلیدی بود و دلیل اصلی نتیجه نگرفتن
من دوره رو دو سال پیش خریدم و وسطای دوره باردار شدم و دوره رو گذاشتم کنار و اون دفعه هر روز منتظر بودم حالا که ذهنم تغییر کرده رفتارم چرا تغییر نمیکنه من به شدت از غذا خوردن می ترسیدم و با اینکه وسط دوره بودم هنوز این ترس کمرنگ نشده بود
به لطف خدا دو هفته پیش دوره رو دوباره شروع کردم و اینبار از همون اول گفتم من بچه کوچیک دارم و عجله ندارم و اگه فایلها و تمرینات یک روز هم در سه روز انجام شد مشکلی نیست.و برای خودم اینطور توضیح دادم ک این درسهای لاغری درسهای پایه هستن و باید خوب تو ذهنم درست بشن تا من در درهای بالاتر و سالهای بعد راحتتر باشم و بنابراین عجله در من از بین رفت و گاها سری میزنه ولی من دوباره قانع میکنم
و الان ک در هفته دوم هستم به شکل فوق العاده ای نتیجه گرفتم نمیدونم چطور بگم به شکل گلوله برفی ک در سرازیری افتاده باشه دارم لاغر میشم
هدایت میشم به فایل یا نظرات دوستانی ک الگوی منو دارن و انگار عجله سرعتگیر من بود
و واقعا با تمام وجودم در این دوهفته درک کردم که چقدر لاغر شدن آسان است ی جایی تو یکی از فایلها استاد فرمودن من هر چی بگم ک لاغری خیلی آسونه شما درک نمی کنید تا تجربه ش کنید و من به این تجربه شیرین رسیدم
و مهمتر از اینکه ترس از غذاخوردن که شاید حدود ۲۰ ساله که با منه تو این دو هفته رفته چون من درک کردم ک هیچ خوراکی چ شیرین چ چرب بر من قدرتی نداره در صورتی ک اندازه نیازم بخورم چطور بفهمم اندازه نیاز چقدره با این پارامتر ک لحظه ب لحظه بر افکارم هنگام خوردن،یا وقت هوس کردن آگاه باشم ک الان برای چی میخوام بخورم آیا واقعا گرسنه هستم ؟
خیلی وقتا برای لذته و این فرمول رو جایگزین میکنم
خوردن اندازه باعث لذت
خوردن بی اندازه باعث رنج
پس چون نمیخوام رنج بکشم زودتر دست از خوردن برمی دارم
بعضی وقتا برای اینکه خسته م میخوردم
خوردن رفع خستگی نمیکنه
خوردن خستگی بیشتر به فکرم میده
پس بهتره کمی دراز بکشم یا بخوابم
و خیلی فرمولهای دیگه ک تو این هفته پیدا کردم و با تمرین و تکرار دارم تثبیتش میکنم
و این آگاهی لحظه ب لحظه اولش توجه میخوام مثل رانندگی بعد به صورت خودکار میشه
و ی کار دیگه ک خیلی ب من کمک کرد این فرمول زیبای دیگه استاد هست ک وارد عمل بشید انشاله فرصت بشه بیام و از اون تجربه زیبای دیگه هم بنویسم
خیلی تجربه های قشنگی این روزها دارم ک دوست داشتم اینجا بنویسم ولی خیلی طولانیه
استاد عزیزم ازتون سپاسگزارم و مطمئنم کائنات این حس خوب ما رو به شما چند برابر برمیگردونه از چهره همیشه متبسم شما پیداست شادی درونتون ک حق شماست برای اینهمه خوبی
من عادت دارم بعد خوردن غذا و تمام شدن بشقاب ام چند قاشق اضافه بخورم و پسرم عادت داره چند قاشق ار غذاش باقی باره میخواهم یک حد وسط قائل شم و عادت کنم که به غذای خودم توجه کنم و بعد تمام شدن بشقابم به خوردن استوپ بدم قبلا ته غذای بچه ها رو میخوردم ولی الان دیگر نمیخورم و اصلا نمیگم نمیخورم چاق میشم میگم بدم میاد از دهنیشون و برای اینکه اسراف نشه چون ذهنم به اسراف واکنش نشون میده تو یک کیسه میریزم و میبرم برای پرنده ها وایو خیالش راحت میکنم کی بشه ذهنم به پرخوری بد جور واکنش نشون بده ذهن عزیزم من به سمت لاغری
ببر تا خودت هم به آرامش برسی با تشکر
سلام
من یه تغییر های دیگه هم تو عادت ریزه خواری دارم که میخوام بنویسم و با نوشتن این تمرینات میخوام برای ذهنم به اثبات برسه که دارم تغییر میکنم
من دیگه میز غذا رو که جمع میکنم دلم نمیخواد از غذاهایی که داخل ظرف بچها یا شوهرم مونده رو بخورم خیلی راحت ظرفها رو برمیدارم
و یه تغییر دیگه اینکه من چون هر شب یا یه شب در میون به مامانم سر میزنم زیاد میرم اونجا ولی بازم اصلا هوس و میل به خوردن غذای مادرم رو ندارم حتی شده یه قاشق خوردم ولی با بی رغبتی و دیگه نخواستم ادامه ندادم خیلی جالب هست برای خودم
چیپس و پفک و کرانچی اصلا دیگه حرص و ولع ندارم مثل قبل برای خوردنشون در حد چند دونه خیلی راحت بدون عذاب وجدان میخورم و خودم دیگه دوست ندارم ادامه بدهم خوردنشون رو مثل دیشب که تو تمرین قبلی نوشتم نصف بسته رو خوردم خیلی راحت گفتم بسه دیگه نمیخوام و با قدرت نصف دیگه رو گذاشتم برا فردام هم لذت خوردن پفک رو بعد از مدتها داشتم و هم لذت اینکه تونستم نصف بسته رو بخورم و هم اینکه اصلا عداب وجدان از خوردنش ندارم
خیلی جالبه یه چیز که هست نمیدونم ربط داره به این دورهای لاغری یا نه قبلا همه چیز به دهنم مزه میداد و خوب بود خیلی کم میگفتم این خوراکی بد ولی حالا مزه ی هر چیزی به دلم نمینشینه یا خیلی شیرین هستن یا خوب درست نشدن یا بوویی میدن که من بدم میاد برای مثال من تا قبل از کرونا از یه جای خاص کباب کوبیده میخریدیم و همیشه هم با تعریف و تمجید میخوردم ولی خواهر متناسبم همیشه میگفت نه کبابش بدن و بوی خوبی ندارن و من اصلا متوجه نمیشدم و میگفتم تو غذا خور نیستی و به همه چیز عیب و ایراد میزاری تا دو روز پیش که بعد از هفت ماه به خاطر کرونا نخریده بودیم جرات کردیم و خریدیم ولی خدا شاهده از لقمه ی اول فقط بوی بد گوشت رو حس میکردم تا اخرش که به زور گرسنگی چند لقنه خوردم و بلند شدم و احساس میکنم خیلی از این تغییرها دارم یا چیز خیلی شیرین اذیتم میکنه یا چربی کله پاچه اذیتم میکنه و بدم میاد و احساس خوبی ندارم در حد چند لقمه کفایت میکنه ولی قبلا نه هر چی چربتر بوده بهتر تازه اصلا معدم از این چیزا نداشته که چربه یا سنگینه یا ….
خلاصه عجله ای ندارم ولی یه سالی داره میشه که تو سایتم و تغییراتتم خیلی ریز ریز هستن وهر روز بیشتر حسشون میکنم و خیلی از برخوردهای غذاییم رو که بعدا متوجه میشم که اه چه جالب دیدی این بود و من نخوردم و یا کم خوردم و خودم متعجبم از رفتارم
با عرض سلام خدمت استاد گرامي. سپاسگزارم كه تجربتان خودتون را رايگان در اختيار همه قرار داديد. من تازه وارد سايت شما شدم سخنان شما جالب و منطقي است و همچنين به دل ميشينه و به آدم انگيزه ميده. خوشحالم كه با سايت شما آشنا شدم
سلام
چه زیبا بود متنتون ، واقعا عجله کار شیطونه و باید از عجله به عنوان یه ابزار استفاده کنیم تا بتونیم اشتیاقمونو بیشتر کنیم و نذاریم این نجواهای ذهنی مارو از مسیر درستمون منصرف کنه
🌈سلام به دوستان متناسبم🌈
اول از همه به خودم و تک تک شما عزیزان تبریک میگم که پاشدیم و برای خودمون یه کاری کردیم و دست رو دست نزاشتیم تا اوضاع روز به روز بدتر بشه😍👏👏👏👏👏
⭐و تشکر و سپاس از خدای بی همتای زیبا که ماها رو با این دوره های ارزشمند استاد آشنا کرد⭐
از قدیم گفتن عجله کار شیطونه…من خودم تا به الان توی اکثر کارهام عجول بودم🥴 اما با مواردی که استاد ذکر کردن دارم روی خودم کار میکنم که عجول نباشم و از همین الان خودم رو متناسب میبینم…🙂من و ذهنم با همدیگه صلح کردیم 🤝
و بعد از گفتگوهای ذهنی که با هم داشتیم به نتیجه عالی رسیدیم من از ذهنم معذرتخواهی کردم که در طی سالها باورهای غلط رو بهش دادم و اشتباهات خودم و قبول کردم و ازش خواستم کمکم کنه و برنامه ریزی مجدد کنه و وزن من و به ۵۸ که وزن ایده آلمه برسونه😉
و ایشون آبدیت و بروز شد و به سرتاسر جسمم دستور داد که همکاری لازم رو بکنن و جسمم را به وزن ۵۸ برسونن
و من نتیجه را به وضوح دارممیبینم که اول از همه تغییرهای رفتاریمه😍👌
دیگه مثل گذشته ولع ندارم-ترس از خوردن ندارم-به تک تک غذاهایی که میخورم عشق میدم قبل از اینکه شروع کنم به خوردن بهشون سلام میدم و ازش تشکر میکنم که در وجود من تبدیل به انرژی الهی میشه 🥰زودتر از قبل سیر میشم
آرومتر غذا میخورم و لقمه هام و خوب میجوم
وقتی میرم فروشگاه و سوپر مارکت دیگه علاقه ای به خرید هله هوله و بستنی و کیک و تی تاب و …ندارم😀
و خیلی موارد دیگه و این همون نتیجه صلح و آشتی با ذهن ناخودآگاهمه که هر دو با هم صلح کردیم و قرار گذاشتیم از اول شروع کنیم👌😍👏
همینکه امروز به این آگاهی رسیدم و دارم با قدمهایی حتی کوچیک تو مسیر رسیدن به هدفم گام برمیدارم خیلی برام خوشحال کنندس و احساس خیلی خوبی دارم🥰⭐⭐
چون همین الان خیلی ها هستن که چاقیشون و پذیرفتن و هیچ کاری برای خودشون نمیکنن و روز به روز افسرده تر میشن
پس قدر خودمون و بدونیم و خودمون به خودمون انگیزه بدیم و تشویق کنیم👏👏👏👏👏👏👏👏👏👏
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی یک سوال دارم ازتون من امروز بعد از سه هفته بیشتر غذا خوردم نمیدونم چرا ،ولی اصلا ترس نداشتم ولی بعد با خودم گفتم چرا امروز غذام بیشتر شده ، نوشابه نخوردم ولی یک دونه پیراشکی خوردم ، ولی روزهای دیگه خیلی کنترل بیشتری داشتم نمیدونم چون بدون ترس غذا خوردم باعث شد بیشتر غذا بخورم لطفا منو راهنمایی کنید ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیزم .با اجازه استاد براتون جوابی مینویسم .
همیشه هواستون به مقدار غذایی که میخورید نباشه چون ممکنه اون روز احتیاج بیشتری به غذا داشته باشید برای همین حد رابرای خوردن غذا تعیین نکنید.وقتی شما با احساس خوب غذا خوردید و پیغام سیری رو دریافت کردید نیازی به نگران شدن یا کنترل کردن نیست.شما هر زمان در هر ساعتی که احساس گرسنگی کنید و به اندازه نیاز غذا بخورید و احساس بدی نداشته باشید درست رفتار کردید .پس مقدار غذا اصلا مهم نیست .و احساس شما بهترین هدایتگر شماست چون زمانی که حتی یک قاشق اضافه تر از نیازتون مصرف کنید فورا احساس بدی میکنید و احساس ترس میکنید.و واقعا باید از اضافه خوردن ترسید .
امیدوارم تونسته باشم منظورم را به شما دوست گلم برسانم.خوشحالم که در کنارتون هستم.
سلام
من امروز ساندویچ چیز برگر که خیلی دوست دارم و داشتم درست کردم وخیلی عالی شروع به خوردن کردن ولی نتوستم تا اخر بخورم و چیزی حدود یک چهارم اون ساندویچ موند شایدم کمتر ولی اصلا توجهی به چقدر از موندنش ندارم که حالا بگم این کمه یا زیاد توجهی به تغییر خودم در خوردن دارم که به راحتی پیغام سیری رو گفتم و ادامه ندادم و حرص و ولع نداشتم و به محض سیر شدن دیگه نخوردم نا گفته نماند این مقدار که خوردم تازه چند لقمه اضافه تر از پیغام سیری که گرفتم هست ولی واقعا نمیتونستم دیگه بخورم یعنی از اون احساس شکم درد و سنگینی بعد از غدا که متنفرم نخواستم به او ن حالت برسم و ادامه ندادم زیاده روی در خوردن رو و در حد سیری خودم تازه یه دره بیشتر هم خوردم
ولی قبلا من با دوتا هم به زور سیر میشدم
عالیه این روش و من مشتاقانه ادامه میدهم لاغری با ذهن رو به صورت آهسته و پیوسته حتی شاید گاهی اوقات داشتم همه ی ساندویج ام رو خوردم فقط یه لقمه یا دولقمه ی آخر رو نتونستم بخورم واز نظر خیلیها و حتی وجه منفی باف خودم که این چیزی نیست دیگه و کمه باید میخوردم ولی نه همون یه لقمه رو که نخوردم حالا هم تونستم سه چهار لقمه آخر رو نخورم همه تغییرات یه هویی و یه شبه نیست کم کم تغییر خواهیم کرد اگه عمل کنیم و باور کنیم در مسیر درستیم
من با ثبت دیدگاهم در این قسمت میخواهم قدم مثبتی رو که هر چند کوچیک هست در خوردن امروزم برداشتم رو در ذهنم ثبت کنم به قول استاد مثل لایک کردن میمونه پس من کار خودم رو لایک میکنم 👍👍👍👍