یه لحظه تصور کن کنار یه درخت سبز ایستادی 🌳، بادی ملایم میوزه و برگها آروم تکون میخورن… نه خبری از عجلهست، نه استرس.
حالا بیا به خودمون نگاه کنیم! تا تصمیم میگیریم تغییر کنیم، میخوایم همه چی همین فردا عوض شه ⏱️😓
اما واقعیت اینه که عجله در مسیر تغییر فقط ما رو خسته و دلزده میکنه، نه متحول.
تو این مقاله میخوایم با هم یاد بگیریم چطور با آرامش، ولی هدفمند، فرمول ذهنمون رو بازنویسی کنیم 🧠✨
😣 چرا ما در مسیر تغییر عجله داریم؟
📌 یادآوری مهم: عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند!
تغییر مثل رشد یه درخته، نه مثل نصب یه اپلیکیشن! عجله، روند طبیعی تغییر رو مختل میکنه. حالا بریم سراغ دلایلی که باعث میشن توی این مسیر عجول بشیم:
🔹 میل به رهایی از وضعیت فعلی
وقتی خستهای، دلت میخواد زود تموم شه!
ما معمولاً وقتی به تغییر فکر میکنیم که از وضع موجود ناراضی هستیم. مثلاً یه روز که روی ترازو رفتی و از عددی که دیدی شوکه شدی، با خودت گفتی: «کافیه! دیگه نمیخوام اینجوری بمونم!» 😩
این میل به رهایی قوی و دردناکه. اما حواسمون نیست که:
👉 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند، چون ریشهی مشکل رو نادیده میگیریم و فقط دنبال خلاصی سریع هستیم.
تصور کن یه درخت پوسیدهست. اگه فقط برگهاشو رنگ کنی، زیبا میشه؟ نه! باید از ریشه درمانش کنی. همینطور هم تغییر واقعی زمانبره.
🔹 باور ناخودآگاه به امکان تغییر
این قسمت خیلی مهمه! عجله همیشه چیز بدی نیست. گاهی نشوندهندهی یه نکتهی خیلی مثبت درون ماست:
🙌 وقتی عجله داریم یعنی در اعماق ذهنمون باور داریم تغییر ممکنه!
نوروساینس چی میگه؟
طبق تحقیقات، وقتی انسان تصمیم به تغییر میگیره و هیجانزده میشه، ناحیههایی از مغز مثل prefrontal cortex (مربوط به تصمیمگیری آگاهانه) و anterior cingulate cortex (مربوط به تشخیص اشتباه و اصلاح مسیر) فعال میشن.
این یعنی:
🧠 ذهن ما آمادهی حرکت شده، ولی باید یاد بگیره آروم و پیوسته حرکت کنه. چون:
✅ عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند، حتی اگر با نیت خوب شروع شده باشه.
🔹 فریب مسیرهای سریع
🎯 جامعه به ما یاد داده: «اگه سریع نتیجه نگرفتی، یعنی بیعرضهای!»
اما این یه دروغ بزرگه!
رسانهها، تبلیغات و شبکههای اجتماعی دائم ما رو بمبارون میکنن با پیامهایی مثل:
– «۱۰ کیلو در ۱۰ روز»
– «موفقیت در ۲۴ ساعت»
– «۵ روش فوری برای تغییر زندگی» 😳
ما ناخودآگاه فکر میکنیم اگه یه راه آهسته باشه، اشتباهه. در صورتی که ذهن ما، درست مثل طبیعت، آروم رشد میکنه.
🌱 یه دونهی درخت باید زمان بگذرونه، نور و آب بگیره، ریشه بده تا بتونه جوانه بزنه… همینه روند ذهنی تغییر.
💥 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند، چون ذهن رو وارد فاز مقایسه و شکست میکنه.
✅ عجله در مسیر تغییر گاهی از امید میاد، گاهی از ترس، اما همیشه نیاز به آگاهی داره.
✅ باور به تغییر عالیه، اما برای موندگاریش باید به ذهن زمان بدی.
✅ مسیر ذهنی تغییر یه «فرآیند طبیعی» هست نه یه «پروژهی فوری».
✅ و همیشه به یاد داشته باش:
🌟 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب میزند.
🌿 طبیعت هیچوقت عجله نمیکند
و من هم انتخاب میکنم با ریتم طبیعت پیش برم، نه با فشار و عجله.
🔹 پرندهها، گیاهان، سیارهها… همه با حوصله رشد میکنند
هیچ درختی نمیخواد یهشبه از دونه به جنگل تبدیل شه 🌱🌳
دونه، اول تو خاک پنهان میشه، روزها بدون اینکه دیده بشه، ریشه میزنه… کمکم جوانه میزنه، نور میگیره، رشد میکنه و سالها طول میکشه تا تبدیل بشه به درختی تنومند.
این همون چیزیه که در مسیر تغییر ذهن برای لاغری هم اتفاق میافته. نمیتونیم یهشبه تمام باورهای قدیمی، عادتهای رفتاری، و الگوهای ذهنیمون رو تغییر بدیم.
مثل طبیعت باید به خودمون فرصت بدیم، صبور باشیم، و از هر مرحله یاد بگیریم.
🔹 هیچ پرندهای دنبال پرواز فوری نیست
پرندهها اول لانه رو یاد میگیرن، بعد با بالهای کوچیکشون تمرین میکنن. میافتن، دوباره بلند میشن، گاهی میترسن، ولی ناامید نمیشن. ✈️🕊️
تا بالاخره یه روز پرواز میکنن؛ نه با زور، با اعتماد به بالهایی که به مرور قوی شدن.
ما هم در روند تغییر سبک زندگی و ذهن برای لاغری، ممکنه گاهی بلغزیم، گاهی دلسرد بشیم، اما اگر مثل پرندهها ادامه بدیم، قدرت ذهنمون برای پرواز به سوی سبک زندگی جدید شکل میگیره.
🔹 هماهنگی با قانون رشد طبیعی
قانون طبیعت میگه: رشد واقعی، تدریجیه.
نه فشار میپذیره، نه سرعت غیرطبیعی.
ذهن ناخودآگاه ما هم دقیقاً همینطوری کار میکنه. اگر مدام بخوای با زور رژیم و محدودیت، سریع نتیجه بگیری، مغزت مقاومت میکنه.
اما اگر با ریتم خودش جلو بری، تغییری عمیق و ماندگار اتفاق میافته.
قانون «ریتم طبیعی رشد» بهمون یادآوری میکنه که هر چی بیرون از روند تدریجی رشد کنه، پایدار نمیمونه. این یعنی کاهش وزن فوری که با اجبار باشه، دوباره برمیگرده. ولی تغییر ذهنی تدریجی، موندگاره.

💥 عجله در مسیر تغییر، چگونه ما را به شکست میکشاند؟
خیلی از ما وقتی تصمیم به تغییر میگیریم، میخوایم همهچیز سریع اتفاق بیفته. انگار ذهنمون رو با دکمه «دانلود سریع» اشتباه گرفتیم! 😅
اما ذهن، دستگاه نیست؛ یه موجود زندهست که برای تغییر، به زمان، عشق، صبر و آگاهی نیاز داره.
🔹 خستگی زودهنگام از تلاشهای بدون نتیجه
یکی از اثرات عجله در مسیر تغییر، خستگی ذهنی زودرسه. وقتی با این ذهنیت شروع میکنی که «باید زود نتیجه بگیرم»، بعد از چند روز تمرین ذهنی یا تصویرسازی و ندیدن تغییر خاصی، احساس شکست میکنی 😩
شاید با خودت بگی:
«پس چرا ذهنم هنوز عوض نشده؟ چرا هنوز اشتها دارم؟ چرا وزنم کم نشده؟»
و درست همینجا، افکار منفی یواشکی سرک میکشن:
«این روشا الکیه… من نمیتونم… ذهنی کار نمیکنه.»
در واقع، عجله در مسیر تغییر مثل یه سم بیصداست؛ آرومآروم خستگی و ناامیدی رو توی بدنت پخش میکنه 😵💫
✅ تغییر ذهنی با صبوری شکوفا میشه، نه با انتظار معجزهی فوری!
🔹 تمرکز روی ظاهر، فراموشی درون
وقتی دچار عجله در مسیر تغییر میشی، فوراً دنبال نتیجهی فیزیکی میگردی.
میری سراغ:
❌ رژیم سخت و محدودکننده
❌ ورزش سنگین
❌ حذف خوراکیهای محبوب 🍩🍫🍕
ولی اینا مثل چسب زدن روی زخم عمیق هستن!
تا وقتی ذهن ناخودآگاهت چاقی رو امنتر از لاغری میدونه، زور زدن نتیجهای نمیده.
✅ روش ذهنی یعنی اول تغییر درون، بعد تغییر ظاهر!
🔹 انتظارات غیرواقعی و ناامیدی پنهان
عجله در مسیر تغییر باعث میشه با چشمهایی که دنبال معجزه هستن، به آینه نگاه کنی.
و وقتی بعد از چند روز تمرین هنوز سایز بدنت تغییر نکرده، ناامیدی سراغت میاد 😔
اما یادت باشه: ذهن ناخودآگاه مثل دریاچهست… نمیتونی با بیل تغییرش بدی! 🌊
باید قطرهقطره باور جدید بهش بدی تا بهمرور رنگ عوض کنه.
✅ پس اگه دنبال تغییر پایدار هستی، با عجله خداحافظی کن!
🔹 چطور با عجله خداحافظی کنیم؟ 💡
اول از همه بدون که عجله در مسیر تغییر خودش یه مانع ذهنیه.
کاری که باید بکنی اینه:
✔️ هر روز فقط روی یه تغییر کوچیک تمرکز کن
✔️ به جای نتیجه، عاشق “روند” تمرین باش
✔️ به ذهنت فرصت بده تا باهات هماهنگ شه، نه در برابر تو مقاومت کنه
✨ و همیشه یادت بمونه:
«عجله در مسیر تغییر فقط تو رو از خودت دور میکنه؛ اما عشق، اعتماد و تداوم، تو رو به خود واقعیت نزدیک میکنه.» 🧘♀️💖

🧠 نقش ذهن ناخودآگاه در تغییر واقعی
🔹 ذهن ناخودآگاه چطور برنامهریزی میشود؟
ذهن ناخودآگاه مثل یه کودک کنجکاوه که از طریق تجربه، تکرار و احساس یاد میگیره.
طبق تحقیقات دانشگاه MIT، ما هر بار که کاری رو با احساس قوی انجام میدیم (مثلاً خوردن شکلات وقتی استرس داریم)، اون احساس به همراه اون عمل توی حافظه ناخودآگاه ثبت میشه 🍫😣
حالا اگه سالها با حس تنهایی، ترس یا خستگی غذا خوردیم، دیگه اون مسیر عصبی توی مغزمون جا افتاده.
و تغییر این مسیرها با فقط ۲ روز تکرار جملههای تأکیدی ممکن نیست! چون ذهن ناخودآگاه به عمق احساس و استمرار پاسخ میده، نه فقط کلمات ساده.
✨ اگه عجله در مسیر تغییر داشته باشی، فقط ظاهر کار رو انجام میدی ولی مغزت همراه نمیشه.
🔹 چرا تکرار آگاهانه کافی نیست؟
خیلیها میگن: “من هر روز جلوی آینه میگم من لاغرم، ولی هیچچیزی تغییر نکرده!”
واقعیت اینه که تکرار آگاهانه، اگه بدون تصویرسازی، بدون احساس و بدون باور باشه، فقط یه زمزمه بیاثر توی ذهنت باقی میمونه 🌀
ذهن ناخودآگاه مثل یه باغچهست. اگه فقط تخم بکاری (تکرار جملات)، ولی بهش نور، آب و توجه ندی (یعنی احساس مثبت، هدفگذاری و استمرار)، هیچ گلی درنمیاد 🌱🌞💧
❌ عجله در مسیر تغییر باعث میشه بعد از چند روز ناامید شی، چون هنوز هیچ گل قابلدیدنی رشد نکرده.
برای اینکه یه باور جدید شکل بگیره، باید:
✅ اطلاعات جدید رو با احساس مثبت همراه کنی
✅ تصویرسازی ذهنی داشته باشی (مثلاً خودت رو در بدن ایدهآلت ببینی)
✅ با هدف نهاییت ارتباط برقرار کنی (نه فقط وزن کمتر، بلکه زندگی شادتر و سبکتر)

تغییر ذهن واقعی یعنی چه؟
یعنی همکاری با ذهن ناخودآگاه، نه زور گفتن بهش!
یعنی به جای اینکه هر روز با خودت بجنگی، یاد بگیری چطور آرومآروم باهاش دوست شی، مثل یه مربی دلسوز 🤝🧡
✅ هر بار که یه جمله مثبت رو با ایمان و احساس تکرار میکنی، یه مسیر عصبی کوچیک ساخته میشه.
✅ هر بار که غذای سالم رو با لذت میخوری، یه خاطره جدید در ذهن ثبت میشه.
✅ و هر بار که با خودت مهربونتر برخورد میکنی، باور جدیدی از «من ارزش تغییر دارم» شکل میگیره.
✨ عجله در مسیر تغییر باعث میشه رابطهت با ذهن ناخودآگاهت بهجای همکاری، به تقابل تبدیل بشه.
✨ عجله در مسیر تغییر یعنی تلاش برای چیدن میوهای که هنوز زمان رسیدنش نرسیده.
✨ تغییر ذهنی واقعی یعنی ساختن باورهای نو، با تکرار درست، احساس خوب و صبر زیاد نه با عجله در مسیر تغییر.
مثل ساختن یه پل جدید روی رودخونهای پر از خاطرههای قدیمی 🌉💭
🌱 مسیر درست تغییر مثل رشد یک درخت است
بذار یه تشبیه ساده بزنم:
تصور کن یه دونه کوچولو توی خاک کاشتی. فرداش میری نگاه میکنی و میگی: «چرا درخت نشدی؟!»
اما اگه هر روز یه ذره آب بدی، یه روزی یه جوانه میبینی، بعد یه ساقه، بعد یه درخت… 🌳
مثل چالش «من اینو نخوردم» که با گامهای کوچیک شروع میشه ولی تغییرهای بزرگی در ذهن ایجاد میکنه.
عجله در مسیر تغییر فقط باعث میشه زود خسته شی. ولی استمرار، تو رو به خود جدیدت میرسونه.
✨ نتیجهگیری
🔑 عجله در مسیر تغییر نشونه خوبیه، چون یعنی به تغییر باور داری.
اما اگه اون رو مدیریت نکنی، تبدیل میشه به مانعی بزرگ.
پس به جای دویدن، شروع کن به قدم زدن… هر روز یه قدم کوچیک، اما به سمت خودِ آیندهت 🚶♀️🚶♂️
منتظر خوندن نظرت در بخش دیدگاهها هستم.
با هم در مسیر تغییر آرام، اما عمیق 🌱
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.14 از 64 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام به همگی
چقد خوب استاد همین عجله نداشتن برای ترک عادت ها که گفتین باعث شد که من اگه حالا به هر دلیلی عادتم تکرار شده عذاب وجدان نداشته باشم و به جاش خوشحال باشم که عادتم رو شناسایی کردم و با این دوره کمرنگش میکنم
مثلا دیشب برای پسرم سیب زمینی که غذای مورد علاقه ای پسرم هست به صورت سرخ شده گداشتم داخل بشقاب و خواست بخوره ولی خودم رفتم کنارش که بهش بدم بخوره چند تایی حین دادن به پسرم خوردم میدونستم دارم اشتباه میکنم ولی نمیدونم چرا تکرار کردم ولی بعد از چندتایی گفتم دیگه نمیخواهم بخورم درسته که چندتایی خوردم ولی همین که آگاهم که دارم چه موقع ریزه خواری میکنم بازم خوشحالم و عجله نمیکنم چون به عجله نیست با ادامه ی مسیر مطمینم دیگه این ریزه خواری هاکمتر میشن و واقعا این مدل ریزه خواری از غذای بچه ام یه مقدار خوردن برای من به صورت عادت دراومده خیلی لذت نمیبرم ولی اتوماتیک چند دونه یا قاشق اول خودم میخورم بعد به اون میدم حالا انشاا… که کمرنگتر بشه و از بین بره
سلام
من امروز ساندویچ چیز برگر که خیلی دوست دارم و داشتم درست کردم وخیلی عالی شروع به خوردن کردن ولی نتوستم تا اخر بخورم و چیزی حدود یک چهارم اون ساندویچ موند شایدم کمتر ولی اصلا توجهی به چقدر از موندنش ندارم که حالا بگم این کمه یا زیاد توجهی به تغییر خودم در خوردن دارم که به راحتی پیغام سیری رو گفتم و ادامه ندادم و حرص و ولع نداشتم و به محض سیر شدن دیگه نخوردم نا گفته نماند این مقدار که خوردم تازه چند لقمه اضافه تر از پیغام سیری که گرفتم هست ولی واقعا نمیتونستم دیگه بخورم یعنی از اون احساس شکم درد و سنگینی بعد از غدا که متنفرم نخواستم به او ن حالت برسم و ادامه ندادم زیاده روی در خوردن رو و در حد سیری خودم تازه یه دره بیشتر هم خوردم
ولی قبلا من با دوتا هم به زور سیر میشدم
عالیه این روش و من مشتاقانه ادامه میدهم لاغری با ذهن رو به صورت آهسته و پیوسته حتی شاید گاهی اوقات داشتم همه ی ساندویج ام رو خوردم فقط یه لقمه یا دولقمه ی آخر رو نتونستم بخورم واز نظر خیلیها و حتی وجه منفی باف خودم که این چیزی نیست دیگه و کمه باید میخوردم ولی نه همون یه لقمه رو که نخوردم حالا هم تونستم سه چهار لقمه آخر رو نخورم همه تغییرات یه هویی و یه شبه نیست کم کم تغییر خواهیم کرد اگه عمل کنیم و باور کنیم در مسیر درستیم
من با ثبت دیدگاهم در این قسمت میخواهم قدم مثبتی رو که هر چند کوچیک هست در خوردن امروزم برداشتم رو در ذهنم ثبت کنم به قول استاد مثل لایک کردن میمونه پس من کار خودم رو لایک میکنم 👍👍👍👍
سلام
من یه تغییر های دیگه هم تو عادت ریزه خواری دارم که میخوام بنویسم و با نوشتن این تمرینات میخوام برای ذهنم به اثبات برسه که دارم تغییر میکنم
من دیگه میز غذا رو که جمع میکنم دلم نمیخواد از غذاهایی که داخل ظرف بچها یا شوهرم مونده رو بخورم خیلی راحت ظرفها رو برمیدارم
و یه تغییر دیگه اینکه من چون هر شب یا یه شب در میون به مامانم سر میزنم زیاد میرم اونجا ولی بازم اصلا هوس و میل به خوردن غذای مادرم رو ندارم حتی شده یه قاشق خوردم ولی با بی رغبتی و دیگه نخواستم ادامه ندادم خیلی جالب هست برای خودم
چیپس و پفک و کرانچی اصلا دیگه حرص و ولع ندارم مثل قبل برای خوردنشون در حد چند دونه خیلی راحت بدون عذاب وجدان میخورم و خودم دیگه دوست ندارم ادامه بدهم خوردنشون رو مثل دیشب که تو تمرین قبلی نوشتم نصف بسته رو خوردم خیلی راحت گفتم بسه دیگه نمیخوام و با قدرت نصف دیگه رو گذاشتم برا فردام هم لذت خوردن پفک رو بعد از مدتها داشتم و هم لذت اینکه تونستم نصف بسته رو بخورم و هم اینکه اصلا عداب وجدان از خوردنش ندارم
خیلی جالبه یه چیز که هست نمیدونم ربط داره به این دورهای لاغری یا نه قبلا همه چیز به دهنم مزه میداد و خوب بود خیلی کم میگفتم این خوراکی بد ولی حالا مزه ی هر چیزی به دلم نمینشینه یا خیلی شیرین هستن یا خوب درست نشدن یا بوویی میدن که من بدم میاد برای مثال من تا قبل از کرونا از یه جای خاص کباب کوبیده میخریدیم و همیشه هم با تعریف و تمجید میخوردم ولی خواهر متناسبم همیشه میگفت نه کبابش بدن و بوی خوبی ندارن و من اصلا متوجه نمیشدم و میگفتم تو غذا خور نیستی و به همه چیز عیب و ایراد میزاری تا دو روز پیش که بعد از هفت ماه به خاطر کرونا نخریده بودیم جرات کردیم و خریدیم ولی خدا شاهده از لقمه ی اول فقط بوی بد گوشت رو حس میکردم تا اخرش که به زور گرسنگی چند لقنه خوردم و بلند شدم و احساس میکنم خیلی از این تغییرها دارم یا چیز خیلی شیرین اذیتم میکنه یا چربی کله پاچه اذیتم میکنه و بدم میاد و احساس خوبی ندارم در حد چند لقمه کفایت میکنه ولی قبلا نه هر چی چربتر بوده بهتر تازه اصلا معدم از این چیزا نداشته که چربه یا سنگینه یا ….
خلاصه عجله ای ندارم ولی یه سالی داره میشه که تو سایتم و تغییراتتم خیلی ریز ریز هستن وهر روز بیشتر حسشون میکنم و خیلی از برخوردهای غذاییم رو که بعدا متوجه میشم که اه چه جالب دیدی این بود و من نخوردم و یا کم خوردم و خودم متعجبم از رفتارم
دیشب داخل مهمونی بودم ولی نتونستم تمام رولتم رو بخورم و از شیرینی هاش هم خوشم نیومد یه گاز زدم و دیگه نخوردمش و روی سفره هم غذای مورد علاقه ی من بود ولی به اندازه خوردم و دل درد و حالت تهوع نگرفتم و از همه مهتر دارم روی خودم کار میکنم که بعد از خوردن اون غذای مفصل در شب اصلا عداب وجدان نگیریم و خیلی راحت مثل متناسبهای جمع بخورم چطور ؟
همش برای خودم مثال میارم ببین دخترم که بسیار متناسب و خوش اندام و عالی هست رو نشون خودم میدم که ببین چطور خورد البته منطورم به اندازه ی نیازش هست و به هیچ عنوان زیاده روی نمیکنه هیچ وقت و اصلا نگران نیست و عداب وجدان نداره و حرفی هم در مورد خوردنش نمیزنه و همچنین دو متناسب دیگه داخل جمع که خیلی راحت خوردن در حد نیازشون و زیاده روی نکردن و خیلی هم لدت میبرن از عذا خوردنشون اگه قبلا خودم بود باید از یه روز قبل گرسنه میموندم که شب بخواهم مفصل بخورم و اخرش هم با عداب وجدان و حرف زدن برای بقیه به خودم و بقیه حالم رو خراب میکردم و تازه فردا ی اون روز مهمونی هم هنوز برای خوردن عداب وجدان داشته باشم
پس اگاهانه خواستم که خوشحال باشم و بعد از شام اصلا حرفی نزنم که چقد خوردم وای این چی کاری بود کردم زیاد خوردم نه اصلا از این حرفها نزدم و حالم رو بد نکردم
و با این مهمونی و سفره ی رنگینش خوب و عالی برخورد کردم و از خودم راصی هستم
تازه قبل از شام کلوچه اورد ن ولی من که اینقدر علاقه داشتم اصلا نخوردم نه که بخواهم و نخورم نه میلم نشد و گفتم دیگه الان نمیتونم شام بخورم و تازه پسرم عدا کشید قبل از سفره انداختن چون خیلی گرسنه اش بود و چند قاشق اخرش رو گداشت ولی من اصلا نخوردم دوست نداشتم تا قبل از سفره ی شام چیزی بخورم واز عدای دخترم موند داخل بشقاب اگه قبلا یود میخوردم ولی اصلا لب نزدم چون کاملا پیعام سیری رو گرفته بودم و تمام حواسم رو روی نیاز جسم ام گداشته بود نه مواد غذایی اطرافم و کلی خوردنی بود ولی من خودم انتخاب کردم چی بخورم و به چه اندازه بخورم و چی نخورم پس در مهمانی دیشب
۱ قبل از شام کلوچه نخوردم
۲از باقی مانده ی عدای پسرم قبل از شام نخوردم
۳روی سفره ی شام از باقی مانده ی عدای دخترم نخوردم
۴از شیرینی ها خوشم نیومد و با چایی نخوردم
۵با چایی تمام رولتم رو نخوردم دو گاز یا یه گاز زدم و میلم نشد و دیگه نخوردم
۶غصه و عداب و جدان و ناراحتی بعد از شام که اینقدر مفصل بود چرا من در شب خوردم .نخوردم 😊😊
۷زیادتر از نیاز بدنم نخوردم در حدی که نیاز داشتم از هر چیزی که دوست داشتم حتی ته دیگ خیلی عالی بود روی سفره برداشتم و خوردم و از خودم راصیم
در تغییر عادتها عجله نداشته باشین و گام های بلند برندارید عادت اشتباه ما این هست که هر وقت میخواییم تغییر کنیم یه هویی گام های بلندی ایحاد میکنیم و این باعث میشه چون هنوز ذهن تغییر نکرده در نهایت خسته بشیم و رها کنیم مثلا خیلی افراد در ورزش کردن اینطور هستن در روزهای اول اینقدر با شدت ورزش میکنن چون ذهن هنوز آماده نیست جسم خسته میشه و دیگه همراهی نمیکنه و همیشه به دنبال در رفتن از ورزش کردن هستن پس تغییر ناگهانی به خودت نده و ورزش رو از یک ساعت شروع نکن کم کم شروع کن .گام ها رو بلند برندارین و عجله نکنید در تغییر عادتها هدف زندکی کردن هست پس چه چاق باشم یا لاغر من دارم زندگی میکنم پس عجله نکن درست زندگی کن و اگر در تغییر عادتها و لاغری به خودت فشار بیاری این لاغری ارزش نداره و ماندگاری نداره و در نهایت رهاش میکنی .
لاغر شدن با ذهن آسانترین کار دنیا هست و هیچ سختی نداره
حالا هرروز تغییرات رو بیا بنویس تا در ذهنت ثبت بشه و هماهنگی بین ذهن و جسم بیشتر برقرار میشه
با نوشتن این تغییرها برای ذهنمون این رفتارهای جدید اهمیت داده میشه و این رفتار در ما گسترش پیدا میکنه و میشه عادت جدیدو جایگزین عادتهای گدشته میشه خیلی راحت خیلی راحت بدون سختی
من میخواستم به محض پیغام سیری گرفتن دیگه غدا نخورم و غدا رو رها کنم اما عادت داشتم چند لقمه اضافه تر میخوردم و اما همین دیشب با شامم دلم نون نخواست و خالی یک کاسه آش بلغور گندم خوردم و به محض اینکه پیغام سیری رو گرفتم غذا نخوردم و اما به جاش یک ذره خربزه خوردم میدونم خربزه با غدا هیچ فرقی برای بدن من نداره ولی این کار رو کردم که ببینم توانایی نخوردن غدا رو دارم و میتونم رهاش کنم و ادامه ندم و خربزه هم در حد یک قاچ کوچک خوردم .
و یا امروز ظهر ناهار خوردم واقعا در حد سیری خوردم و غذای من در حد یک کف دست نون شد با یک سیخ کباب چنجه بود و احساس کردم نیاز ندارم بیشتر بخورم و میخواستم تغییری در عادتم به وحود بیارم بقیه ی غدا رو به همسرم دادم و از سیخ دوم یک تیکه ی کوچک برداشتم و اگر قبلا بود شاید نصفه ی سیخ دوم رو هم میخوردم ولی امروز این کار رو نوردم و رهاش کردم فقط یه تکه از اون بردم ولی به مرور اونم دبگه بر نخواهم داشت و به محض سیری غدا رو رها میکنم
پس در عادتم یک تغییر کوچک ایجاد کردم
سلام بر استاد گرامی و دوستان پر انگیزه ام
من در همین چند روز که وارد چالش شدم خیلی ارام دارم تغییر میکنم مثلا
همین دیروز ظهر غذای ناهار روخیلی دوست داشتم و خوردم بازم با .چند لقمه ی اضافی بر نیازم خوردم و اما تفاوتش با همیشه این بود که سریع نگران نشدم و با هاش کنار اومدم و گفتم خب با انجام این عادتم بد که نمیگذره چون حس حین انجام این عادت خوبه تکرارش کردم و اما شب موقع شام که خواستم بخورم دقیقا بسیار عالیتر خوردم و فکر کنم اضافه بر نیازم خوردم اما از همیشه کمتر و به خاطر احساس قدرت کردن یه لقمه ی آخر رو در بشقاب گذاشتم تا هم عادت رو حذف نکرده باشم و هم یه تغییر داخل اون عادت داده باشم و احساس بسیار خوبی هم داشتم و اما آخر شب بچه ها سیب زمینی مخصوص خریدن و من که اصلا قصد خوردن نداشتم اما میلم شد و دیگه این دفعه از همون شروع کار گفتم آره این غذا رو دوست دارم پس میخورم اما نه بیشتر از نیازم و در حد چند قاشق برای رفع هوسم خوردم و رها کردم و هیچ فشار شکمی نداشتم یعنی هم اون عادت رو داشتم هم تغییری داخل اون ایجاد کردم که چند لقمه ی کوچک علاوه بر نیازم خوردم که هیچ اتفاق خاصی نیفتاد و دقیقا من دیشب در مقابل غذایی که همیشه میگفتم خوشمزه هست چنین رفتاری کردم و به اون حالت زننده ی فشار شکمی نرسیدم که بسیار برام ارزشمند بود .
من در طول روز چندین بار دلم غذا خواست خوردم و اتفاقا تمام اونها رو هم دوست داشتم و شاید یه بار خطا داشتم و بقیه دفعات عالی رفتار کردم و همینکه میبینم تعداد رفتارهای درست من از تعداد رفتارهای غلط من بیشتر هست خوشحالم و هیچ عجله ای ندارم که کامل این عادت چند لقمه اضافه بر نیازم در مقابل غذاهای خوشمزه و مورد پسندم از بین بره و به خودم میگم من در مسیر درستم من به زودی مهارتم در مقابل مواد غذایی دلخواهم بهتر میشه فقط باید در مسیر باشم و آموزشها رو تکرار کنم و اصلا عجله ای ندارم چون همین عجله باعث میشه من از خودم شکست بخورم و مسیر رو رها کنم پس آهسته و پیوسته قدم برمیدارم .
عجله کردن در هر کاری ما رو ناموفق میکنه .
و باید بگم آموزشهای این چند روز موقع اضافه خوردن در گوشم مثل زنگ به صدا در اومدن و من بسیار بهتر از قبل رفتار کردم همین امروز ظهر در حالی که طعم غذا برای من فوق العاده بود ولی اصلا نخواستم بیشتر از نیازم بخورم و بعد ازسیری دو لقمه ی کوچیک تر برداشتم و دیگه رهاش کردم و بسیار حس عالی تناسب و قدرت میکردم و همچنان میکنم .
من دوست دارم به جایی برسم که از غذا فقط به عنوان یه وسیله برای رفع نیازم استفاده کنم نه هیچ مورد دیگه که چون خوشمزه هست و یا چون دوستش دارم و …..غذا وارد بدنم کنم که مطمعنم با استمرار و تکرار من این مهارت زیبا رو پیدا میکنم چون به اون مهارت خیلی نزدیکم .
من هیچ عجله ای برای تغییر عادتم ندارم چون در قسمت قبل از مزایای اون گفتم و گفتم که در موقع انجام اون عادتم به من خوش میگذره که در چهار چوب هیچ باید و نباید نیستم و حس آزادی و در رژیم نبودن رو ندارم و حس لذت و خوشحالی دارم و….. پس من اگر هر وقت عادتم رو تکرار کردم حالم بد نمیشه و عجله ندارم که از بین ببرمش نه با قدرت میگم خوبه یه تغییر یا راه داخل اون ایجاد کنم و بعد با اون راه انجامش بدم که ذهنم احساس خطر نکنه و به مرور و کم کم این راه ها رو بیشتر میکنم تا در ترک عادتم موفق بشم پس رمز موفقیت من. در آرام حرکت کردن و قدم برداشتن هست .
سلام به همگی
من سعی میکنم آگاهانه تمرینات رو انجام بدم.
در تغیبر عادتها نباید عجله کنم و گام ها رو بزرگ بردارم چون با توجه به اینکه هنوز ذهن تغییر نکرده این تغیبر عادت یه هویی کار سختی میشه برای مثال افرادی که میخوان از راه رزیم و ورزش لاغر بشن روزهای اول کلی تلاش سنگین میکنن اما چون ذهن اماده نبست و ما از لحاظ جسمی به خودمون فشار میارییم جسم خسته میشه. و به راحتی تمام
اونها رو بعد از چند روز کنار میزاره پس عجله باعث شکست ما میشه و باعث میشه ما از مسیر دور بشیم هر چیزی در این دنیا روند تکاملی داره که باید طی بشه .
ببینید هدف اصلی ما در این دنیا زندگی کردن هست پس عجله نکنید حالا چه چاق باشی یا لاغر باشی مهم نیست باید حالت خوب باشه چون این مهم هست .و این باعث موفقیت تو میشود .
هر جا در این مسیر بهت سخت گذشت بدون راهت اشتباه هست و ما باید با آسانی و راحتی لاغر بشیم پس بارها به خودت بگو لاغر شدن آسانترین کار دنیاست
من میخوام تمام تغییراتم رو از دیروز بگم .
من امروز بازم برای پسرم شیرینی اوردم اما نخوردم چون میل نداشتم .
من امروز برای دخترم غذا کشیدم و گذاشتم روی میز اما لب نزدم چون سیر بودم
.
من امروز برای پسرم چندین بار عذا اوردم و اون هر بار کامل نخورد چون مریض هست اما من لب نز دم و برداشتم
من در مسیر تغییر هستم و مطمعنم کم کم عادت هام تغییر میکنه و تبدیل به یک شخصیت جدید میشم چون دارم اموزش میبینم و دارم برای انجام تمریناتم تلاش میکنم
سلام به همگی
من دیروز برای بچه ها اسنک درست کردم و جز غذای مورد علاقه ای من هست من در هر وعده که درست کردم برای بچه هام خوردن ولی شب یک تیکه موند و همه خورده شده بودن اگه قبلا بود میگفتم اینم بخورم دیگه یک ذره که چیزی نیست و نره داخل یخچال بعدم سطل زباله که اسراف بشه ولی حالا خیلی راحت همون یک تیکه رو گذاشتم داخل یخچال و من نخوردم خیلی راحت و دخترم شب گفت هنوز هست من بخورم گفتم اره یک تیکه رو که نخوردی هنوز هست و بخورش و خیلی خودم ذوق زدم از این کارم که تونستم خیلی راحت از خوردنش بگذرم
یا اینکه پسرم گفت بستنی براش گذاشتم داخل کاسه خورد ولی یه مقداری از بستنی نزدیک به چهار قاشق مونده بود گفت اصلا نمیخام بازم اگه قبلا بود که اولا به زور باید راه میفتادم دنبالش که به زور بهش بدم ولی حالا گفتم عیب نداره بده کاسه رو ببرم ودر حالی که کاسه رو از جلوش بردم میخواستم همه اش رو بخورم ولی یه قاشق خوردم ولی یه لحظه یاد چالش و تعهدام افتادم که اولا هم سیر هستم که میخوام بخورم هم اینکه از روی عادت تکرار دارم میکنم منم سریع گرفتمش زیر لوله و ریختم رفت وبازم خوشحال شدم در حد یه قاشق خوردم و دیگه نخوردم
خیلی از علایقم هم داره تغییر میکنه من که عاشق خوردن چیپس و پفک بودم در همه ی مزه هاش دیشب دخترم چیپس سرکه ای خرید با ماست بخوره ومنم زود رفتم از جلوش یه چند تایی برداشتم و خوردم ولی خیلی بی علاقه اصلا انگار از این مزه خیلی خوشم نیومد ولی تا قبل از آشنایی با این دوره من عاشق هر نوع چیپس و پفک و کرانچی بودم و تعجب کردم
یا اینکه من عاشق کله پاچه بودم وهستم قبلا یک کله پاچه رو من و شوهرم با هم خیلی راحت میخوردیم و تازه احساس خیلی سنگینی و رو هم نداشتم ولی چند روز پیش خودم درست کردم اونم نصف یک کله پاچه رو درست کردم یعنی شوهرم تعجب کرد و خودم از اون بیشتر تعجب میکردم باور کنید در حد یک کف دست نون خوردم با یه دونه پاچه و کمی خیلی کم از گوشت سرش نمیتونستم اصلا نمیتونستم بخورم و خودم میگفتم این خودمم به این مقدار دارم میخورم یعنی با همون مقدار احساس سیری شدید داشتم تازه از حرصم دو لقمه بیشتر خورده بودم چون غذایی هست که همیشه درست نمیشه و اون نجواها که بخور گیرت نمیاد دیگه باعث شد دولقمه رو هم بیشتر بخورم و من تا شب سیر سیر بودم بدون اینکه یکم چیزی بخورم و خودم فکر میکنم دارم خوب پیش میرم
و
خیلی این تغییرات جالبن برای منی که قبلا هر چی بود باید میخوردم و همیشه حرص خوردن داشتم وفکر میکردم باید دکتر تغذیه من رو کنتر ل کنه ورژیم با اون همه محدودیت به من بده که من بتونم کم بخورم و گرنه خودم اصلا نمیتونم
هنوزم هست از این تغییراتم که به لطف خدا از وقتی که باسایت آشنا شدم خیلی از این تغییراتم راضی هستم و حسشون میکنم و هر از گاهی بر میگردم به قبل از آشنایی با این دورها و کلی تغییرات در رفتارم رو حس میکنم و خوشحال میشم و حالا این چالش هم کنار این دورها عالیتر شده برای ما که در مسیر عالی تناسب بمونیم وبه تناسب ایده آلمون نزدیکتر بشیم