0

عجله برای تغییر (گام چهارم – ۲)

عجله در مسیر تغییر
اندازه متن

یه لحظه تصور کن کنار یه درخت سبز ایستادی 🌳، بادی ملایم می‌وزه و برگ‌ها آروم تکون می‌خورن… نه خبری از عجله‌ست، نه استرس.

حالا بیا به خودمون نگاه کنیم! تا تصمیم می‌گیریم تغییر کنیم، می‌خوایم همه چی همین فردا عوض شه ⏱️😓

اما واقعیت اینه که عجله در مسیر تغییر فقط ما رو خسته و دل‌زده می‌کنه، نه متحول.

تو این مقاله می‌خوایم با هم یاد بگیریم چطور با آرامش، ولی هدفمند، فرمول ذهنمون رو بازنویسی کنیم 🧠✨

😣 چرا ما در مسیر تغییر عجله داریم؟

📌 یادآوری مهم: عجله در مسیر تغییر به ما آسیب می‌زند!

تغییر مثل رشد یه درخته، نه مثل نصب یه اپلیکیشن! عجله، روند طبیعی تغییر رو مختل می‌کنه. حالا بریم سراغ دلایلی که باعث می‌شن توی این مسیر عجول بشیم:

🔹 میل به رهایی از وضعیت فعلی

وقتی خسته‌ای، دلت می‌خواد زود تموم شه!

ما معمولاً وقتی به تغییر فکر می‌کنیم که از وضع موجود ناراضی هستیم. مثلاً یه روز که روی ترازو رفتی و از عددی که دیدی شوکه شدی، با خودت گفتی: «کافیه! دیگه نمی‌خوام اینجوری بمونم!» 😩

این میل به رهایی قوی و دردناکه. اما حواسمون نیست که:

👉 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب می‌زند، چون ریشه‌ی مشکل رو نادیده می‌گیریم و فقط دنبال خلاصی سریع هستیم.

تصور کن یه درخت پوسیده‌ست. اگه فقط برگ‌هاشو رنگ کنی، زیبا می‌شه؟ نه! باید از ریشه درمانش کنی. همین‌طور هم تغییر واقعی زمان‌بره.

🔹 باور ناخودآگاه به امکان تغییر

این قسمت خیلی مهمه! عجله همیشه چیز بدی نیست. گاهی نشون‌دهنده‌ی یه نکته‌ی خیلی مثبت درون ماست:

🙌 وقتی عجله داریم یعنی در اعماق ذهن‌مون باور داریم تغییر ممکنه!

نوروساینس چی می‌گه؟

طبق تحقیقات، وقتی انسان تصمیم به تغییر می‌گیره و هیجان‌زده می‌شه، ناحیه‌هایی از مغز مثل prefrontal cortex (مربوط به تصمیم‌گیری آگاهانه) و anterior cingulate cortex (مربوط به تشخیص اشتباه و اصلاح مسیر) فعال می‌شن.

این یعنی:

🧠 ذهن ما آماده‌ی حرکت شده، ولی باید یاد بگیره آروم و پیوسته حرکت کنه. چون:

عجله در مسیر تغییر به ما آسیب می‌زند، حتی اگر با نیت خوب شروع شده باشه.

🔹 فریب مسیرهای سریع

🎯 جامعه به ما یاد داده: «اگه سریع نتیجه نگرفتی، یعنی بی‌عرضه‌ای!»

اما این یه دروغ بزرگه!

رسانه‌ها، تبلیغات و شبکه‌های اجتماعی دائم ما رو بمبارون می‌کنن با پیام‌هایی مثل:

– «۱۰ کیلو در ۱۰ روز»

– «موفقیت در ۲۴ ساعت»

– «۵ روش فوری برای تغییر زندگی» 😳

ما ناخودآگاه فکر می‌کنیم اگه یه راه آهسته باشه، اشتباهه. در صورتی که ذهن ما، درست مثل طبیعت، آروم رشد می‌کنه.

🌱 یه دونه‌ی درخت باید زمان بگذرونه، نور و آب بگیره، ریشه بده تا بتونه جوانه بزنه… همینه روند ذهنی تغییر.

💥 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب می‌زند، چون ذهن رو وارد فاز مقایسه و شکست می‌کنه.

✅ عجله در مسیر تغییر گاهی از امید میاد، گاهی از ترس، اما همیشه نیاز به آگاهی داره.

✅ باور به تغییر عالیه، اما برای موندگاریش باید به ذهن زمان بدی.

✅ مسیر ذهنی تغییر یه «فرآیند طبیعی» هست نه یه «پروژه‌ی فوری».

✅ و همیشه به یاد داشته باش:

🌟 عجله در مسیر تغییر به ما آسیب می‌زند.

🌿 طبیعت هیچ‌وقت عجله نمی‌کند

و من هم انتخاب می‌کنم با ریتم طبیعت پیش برم، نه با فشار و عجله.

🔹 پرنده‌ها، گیاهان، سیاره‌ها… همه با حوصله رشد می‌کنند

هیچ درختی نمی‌خواد یه‌شبه از دونه به جنگل تبدیل شه 🌱🌳

دونه، اول تو خاک پنهان می‌شه، روزها بدون اینکه دیده بشه، ریشه می‌زنه… کم‌کم جوانه می‌زنه، نور می‌گیره، رشد می‌کنه و سال‌ها طول می‌کشه تا تبدیل بشه به درختی تنومند.

این همون چیزیه که در مسیر تغییر ذهن برای لاغری هم اتفاق می‌افته. نمی‌تونیم یه‌شبه تمام باورهای قدیمی، عادت‌های رفتاری، و الگوهای ذهنی‌مون رو تغییر بدیم.

مثل طبیعت باید به خودمون فرصت بدیم، صبور باشیم، و از هر مرحله یاد بگیریم.

🔹 هیچ پرنده‌ای دنبال پرواز فوری نیست

پرنده‌ها اول لانه رو یاد می‌گیرن، بعد با بال‌های کوچیکشون تمرین می‌کنن. می‌افتن، دوباره بلند می‌شن، گاهی می‌ترسن، ولی ناامید نمی‌شن. ✈️🕊️

تا بالاخره یه روز پرواز می‌کنن؛ نه با زور، با اعتماد به بال‌هایی که به مرور قوی شدن.

ما هم در روند تغییر سبک زندگی و ذهن برای لاغری، ممکنه گاهی بلغزیم، گاهی دلسرد بشیم، اما اگر مثل پرنده‌ها ادامه بدیم، قدرت ذهنمون برای پرواز به سوی سبک زندگی جدید شکل می‌گیره.

🔹 هماهنگی با قانون رشد طبیعی

قانون طبیعت می‌گه: رشد واقعی، تدریجیه.

نه فشار می‌پذیره، نه سرعت غیرطبیعی.

ذهن ناخودآگاه ما هم دقیقاً همین‌طوری کار می‌کنه. اگر مدام بخوای با زور رژیم و محدودیت، سریع نتیجه بگیری، مغزت مقاومت می‌کنه.

اما اگر با ریتم خودش جلو بری، تغییری عمیق و ماندگار اتفاق می‌افته.

قانون «ریتم طبیعی رشد» بهمون یادآوری می‌کنه که هر چی بیرون از روند تدریجی رشد کنه، پایدار نمی‌مونه. این یعنی کاهش وزن فوری که با اجبار باشه، دوباره برمی‌گرده. ولی تغییر ذهنی تدریجی، موندگاره.

عجله در مسیر تغییر

💥 عجله در مسیر تغییر، چگونه ما را به شکست می‌کشاند؟

خیلی از ما وقتی تصمیم به تغییر می‌گیریم، می‌خوایم همه‌چیز سریع اتفاق بیفته. انگار ذهنمون رو با دکمه «دانلود سریع» اشتباه گرفتیم! 😅

اما ذهن، دستگاه نیست؛ یه موجود زنده‌ست که برای تغییر، به زمان، عشق، صبر و آگاهی نیاز داره.

🔹 خستگی زودهنگام از تلاش‌های بدون نتیجه

یکی از اثرات عجله در مسیر تغییر، خستگی ذهنی زودرسه. وقتی با این ذهنیت شروع می‌کنی که «باید زود نتیجه بگیرم»، بعد از چند روز تمرین ذهنی یا تصویرسازی و ندیدن تغییر خاصی، احساس شکست می‌کنی 😩

شاید با خودت بگی:

«پس چرا ذهنم هنوز عوض نشده؟ چرا هنوز اشتها دارم؟ چرا وزنم کم نشده؟»

و درست همین‌جا، افکار منفی یواشکی سرک می‌کشن:

«این روشا الکیه… من نمی‌تونم… ذهنی کار نمی‌کنه.»

در واقع، عجله در مسیر تغییر مثل یه سم بی‌صداست؛ آروم‌آروم خستگی و ناامیدی رو توی بدنت پخش می‌کنه 😵‍💫

✅ تغییر ذهنی با صبوری شکوفا میشه، نه با انتظار معجزه‌ی فوری!

🔹 تمرکز روی ظاهر، فراموشی درون

وقتی دچار عجله در مسیر تغییر می‌شی، فوراً دنبال نتیجه‌ی فیزیکی می‌گردی.

می‌ری سراغ:

❌ رژیم‌ سخت و محدودکننده

❌ ورزش‌ سنگین

❌ حذف خوراکی‌های محبوب 🍩🍫🍕

ولی اینا مثل چسب‌ زدن روی زخم عمیق هستن!

تا وقتی ذهن ناخودآگاهت چاقی رو امن‌تر از لاغری می‌دونه، زور زدن نتیجه‌ای نمی‌ده.

روش ذهنی یعنی اول تغییر درون، بعد تغییر ظاهر!

🔹 انتظارات غیرواقعی و ناامیدی پنهان

عجله در مسیر تغییر باعث می‌شه با چشم‌هایی که دنبال معجزه‌ هستن، به آینه نگاه کنی.

و وقتی بعد از چند روز تمرین هنوز سایز بدنت تغییر نکرده، ناامیدی سراغت میاد 😔

اما یادت باشه: ذهن ناخودآگاه مثل دریاچه‌ست… نمی‌تونی با بیل تغییرش بدی! 🌊

باید قطره‌قطره باور جدید بهش بدی تا به‌مرور رنگ عوض کنه.

✅ پس اگه دنبال تغییر پایدار هستی، با عجله خداحافظی کن!

🔹 چطور با عجله خداحافظی کنیم؟ 💡

اول از همه بدون که عجله در مسیر تغییر خودش یه مانع ذهنیه.

کاری که باید بکنی اینه:

✔️ هر روز فقط روی یه تغییر کوچیک تمرکز کن

✔️ به جای نتیجه، عاشق “روند” تمرین باش

✔️ به ذهنت فرصت بده تا باهات هماهنگ شه، نه در برابر تو مقاومت کنه

✨ و همیشه یادت بمونه:

«عجله در مسیر تغییر فقط تو رو از خودت دور می‌کنه؛ اما عشق، اعتماد و تداوم، تو رو به خود واقعیت نزدیک می‌کنه.» 🧘‍♀️💖

🧠 نقش ذهن ناخودآگاه در تغییر واقعی

🔹 ذهن ناخودآگاه چطور برنامه‌ریزی می‌شود؟

ذهن ناخودآگاه مثل یه کودک کنجکاوه که از طریق تجربه، تکرار و احساس یاد می‌گیره.

طبق تحقیقات دانشگاه MIT، ما هر بار که کاری رو با احساس قوی انجام می‌دیم (مثلاً خوردن شکلات وقتی استرس داریم)، اون احساس به همراه اون عمل توی حافظه ناخودآگاه ثبت می‌شه 🍫😣

حالا اگه سال‌ها با حس تنهایی، ترس یا خستگی غذا خوردیم، دیگه اون مسیر عصبی توی مغزمون جا افتاده.

و تغییر این مسیرها با فقط ۲ روز تکرار جمله‌های تأکیدی ممکن نیست! چون ذهن ناخودآگاه به عمق احساس و استمرار پاسخ می‌ده، نه فقط کلمات ساده.

✨ اگه عجله در مسیر تغییر داشته باشی، فقط ظاهر کار رو انجام می‌دی ولی مغزت همراه نمی‌شه.

🔹 چرا تکرار آگاهانه کافی نیست؟

خیلی‌ها می‌گن: “من هر روز جلوی آینه می‌گم من لاغرم، ولی هیچ‌چیزی تغییر نکرده!”

واقعیت اینه که تکرار آگاهانه، اگه بدون تصویرسازی، بدون احساس و بدون باور باشه، فقط یه زمزمه بی‌اثر توی ذهنت باقی می‌مونه 🌀

ذهن ناخودآگاه مثل یه باغچه‌ست. اگه فقط تخم بکاری (تکرار جملات)، ولی بهش نور، آب و توجه ندی (یعنی احساس مثبت، هدف‌گذاری و استمرار)، هیچ گلی درنمیاد 🌱🌞💧

❌ عجله در مسیر تغییر باعث می‌شه بعد از چند روز ناامید شی، چون هنوز هیچ گل قابل‌دیدنی رشد نکرده.

برای اینکه یه باور جدید شکل بگیره، باید:

✅ اطلاعات جدید رو با احساس مثبت همراه کنی

✅ تصویرسازی ذهنی داشته باشی (مثلاً خودت رو در بدن ایده‌آلت ببینی)

✅ با هدف نهایی‌ت ارتباط برقرار کنی (نه فقط وزن کمتر، بلکه زندگی شادتر و سبک‌تر)

تغییر ذهن واقعی یعنی چه؟

یعنی همکاری با ذهن ناخودآگاه، نه زور گفتن بهش!

یعنی به جای اینکه هر روز با خودت بجنگی، یاد بگیری چطور آروم‌آروم باهاش دوست شی، مثل یه مربی دلسوز 🤝🧡

✅ هر بار که یه جمله‌ مثبت رو با ایمان و احساس تکرار می‌کنی، یه مسیر عصبی کوچیک ساخته می‌شه.

✅ هر بار که غذای سالم رو با لذت می‌خوری، یه خاطره جدید در ذهن ثبت می‌شه.

✅ و هر بار که با خودت مهربون‌تر برخورد می‌کنی، باور جدیدی از «من ارزش تغییر دارم» شکل می‌گیره.

✨ عجله در مسیر تغییر باعث می‌شه رابطه‌ت با ذهن ناخودآگاهت به‌جای همکاری، به تقابل تبدیل بشه.

✨ عجله در مسیر تغییر یعنی تلاش برای چیدن میوه‌ای که هنوز زمان رسیدنش نرسیده.

✨ تغییر ذهنی واقعی یعنی ساختن باورهای نو، با تکرار درست، احساس خوب و صبر زیاد نه با عجله در مسیر تغییر.

مثل ساختن یه پل جدید روی رودخونه‌ای پر از خاطره‌های قدیمی 🌉💭

🌱 مسیر درست تغییر مثل رشد یک درخت است

بذار یه تشبیه ساده بزنم:

تصور کن یه دونه کوچولو توی خاک کاشتی. فرداش می‌ری نگاه می‌کنی و می‌گی: «چرا درخت نشدی؟!»

اما اگه هر روز یه ذره آب بدی، یه روزی یه جوانه می‌بینی، بعد یه ساقه، بعد یه درخت… 🌳

مثل چالش «من اینو نخوردم» که با گام‌های کوچیک شروع می‌شه ولی تغییرهای بزرگی در ذهن ایجاد می‌کنه.

عجله در مسیر تغییر فقط باعث می‌شه زود خسته شی. ولی استمرار، تو رو به خود جدیدت می‌رسونه.

✨ نتیجه‌گیری

🔑 عجله در مسیر تغییر نشونه خوبیه، چون یعنی به تغییر باور داری.

اما اگه اون رو مدیریت نکنی، تبدیل می‌شه به مانعی بزرگ.

پس به جای دویدن، شروع کن به قدم زدن… هر روز یه قدم کوچیک، اما به سمت خودِ آینده‌ت 🚶‍♀️🚶‍♂️

منتظر خوندن نظرت در بخش دیدگاه‌ها هستم.

با هم در مسیر تغییر آرام، اما عمیق 🌱

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.14 از 64 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=22444
126 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۰/۲۷ ۱۳:۰۸
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,107 کلمه

      سلام . ممنونم بابت این فایل عالی . بله دقیقات درسته 

      راست میگید آدم وقتی به ذوق میاد دوست داره عجله کنه  انقدر که آموزشهای شما عالیه هی دلش میخواد تغییرات بزرگ بده من مثلا دوست دارم یهو همه عادتای بدم و تغییر بدم . انگار که خوشم اومده هی میخوام واسه عادتهای دیگمم ازش استفاده کنم . ولی خب عجله نمی کنم و کم کم تغییر میدم . تغییرات کوچولو میدم به عادتهام . خب عادتی که من میخوام ترک کنم عادت پرخوریه . ما اول پرخوری رو تفکیک کردیم . پرخوری یعنی رفتار خوردن که بعد از نه گفتن جسمی (برطرف شدن نیاز جسمی) بازم تکرار میشه . 

      من دیروزم خیلی خوب عمل کردم . تا ساعت ۲ که گرسنه نبودم و نخوردم . ساعت ۲ دیگه احساس گرسنگی کردم ۳ تا قاشق سمنو خوردم ۴ تا بادوم و یه مقدار مویز و دو سه تا هم انجیر خشک . ۱ دونه شیرینی  و نصف قوطی کبریت ویفر . نصفه یک شکر پنیر . 

      من ۱۰ تا بادوم نخوردم فقط ۴ تا خوردم .

      من ۷ تا انجیر نخوردم فقط ۳ تا خوردم .

      من یک مشت بزرگ مویز نخوردم فقط شاید دو بند انگشت خوردم . 

      من ۴-۵ تا شیرینی نخوردم فقط یکی خوردم .

      من یه مشت شکر پنیر نخوردم فقط نصفی از یه دونه خوردم . حتی یه دونه هم نصف کردم . 

      چون دیگه سیر شده بودم . 

      ساعت حدودا ۷-۸شب یه کفگیر و نصفی سبزی پلو و یک کوکو سبزی 

      من یه بشقاب پر برنج نخوردم . 

      من ۴-۵تا تکه کوکو سبزی نخوردم .

      چون دیگه سیر شده بودم . 

      با چایی بعد از شام دو  سه تا قند نخوردم اصلا قند نخوردم . 

      ساعت ۱ نصفه شب احساس گرسنگی کردم . ولع نبود واقعا گرسنه بودم . 

      ۳ تا قاشق برنج و به اندازه یک چهارم کف دست مرغ و ۲ تا قاشق سبزی پلو و ۱ عدد کوکو و ۲ تا کف دست کامل نون سنگک اینا رو خوردم و بعد دیدم سیر شدم و دیگه بعدش بهم مزه نمیداد . 

      برای همین دیگه نیازم رفع شد و ادامه ندادم . 

      من کل بشقاب برنج رو نخوردم . 

      من یک چهارم نون سنگک رو کامل نخوردم 

      من باقیمونده کوکوها رو همه رو تموم نکردم 

      من غذا رو تا ته بشقاب نخوردم .

      من با عصبانیت و ولع غذا نخوردم . 

      من الکی و سیری روی سیری غذا نخوردم . 

      من کاملا احساس گرسنگی کردم و با خیال راحت خوردم و جایی که دیگه بهم مزه نداد فهمیدم نیاز بدنم رفع شد و دیگه به راحتی نخوردم . 

      این از عادات عملیم .

      و عادات ذهنیمم که از صبح که بیدار شدم یعنی حدودا ۸-۸و نیم تا ساعت ۱ و ۲ داشتم فایل گوش میدادم کامنت میخوندم و نظرمو مینوشتم .  

      و اینکه من با فرمولهای ذهنیم غذا نخوردم کاملا بر اساس گرسنگی و سیری بدنم خوردم . 

      من عذاب وجدان نگرفتم .

      احساس حقارت نکردم .

      حال خوب داشتم . 

      زور و فشار به خودم اعمال نکردم . 

      خلاصه دیروزم مثل روزهای پیشین خیلی حال کردم . 

      برای همین میگم تمریناتون انقدر عالیه آدم دچار عجله میشه همه عادتاش و تغییر بده ولی خب طبق فرمایش شما نباید عجله کرد و ذهن باید با امادگی حرکت کنه .

      استاد من خیلی دوس دارم عادت بی تحرکیمم یکم زیاد کنم . بی تحرک هم خیلی نیستم ولی دوست دارم فعالتر بشم . راستش دوست دارم عادت تنبلیمم ترک کنم . ویژگی شخصیت چاق من پرخوری و تنبلی هست . 

      یعنی آدم چاق رو با این دو صفت میشناسن برای همینه همه ی رژیمها و ورزشها میخوان از این دو مقوله برای لاغر شدن استفاده کنند که متاسفانه با دستوراتشون من خودم به شخصه هم تنبل تر شدم هم پرخورتر . 

      اما شما اینجا چقدر قشنگ گفتید اصلا لزومی نداره بری یک ساعت راه بری فشار بیاری اذیت بشی . 

      قدمهای کوچیک بردار ولی مستمر . 

      مثلا عادت تنبلیم . اول اینکه باهاش به صلح میرسم مزایاشم اینه که من راحت بودم آروم بودم همش دراز کشیدم و … تغییرات کوچیکم که دلم میخواد باهاش همراه کنم اینه که به زبانش توجه کنم اول اینکه به زور خودمو به فعالیت وا ندارم . هر جایی که دوست داشتم و بدنم بهم گفت فعالیت کنم و باز هم موقع راه رفتن به زبان بدن توجه کنم هرجا خسته شد و ناتوان شد و باهام حرف زد من بدون زور و اجبار اون فعالیت و ترک کنم . 

      دوست دارم این تغییر کوچیکم به تغییر غذاییم اصافه کنم . 

      خس عجله ندارم . خوشم میاد از این تمرینا . برام آسونه . چون درک کردم که مراقب باشم مثل حالت رژیم یا باشگاه با اعمال فشار و زور نباشه . قراره با این تغییرات حالم بهتر باشه و من واقعا مشتاق این نوع لاغری آسان و راحتم . خوبه که یاداوری می کنید دچار عجله نشیم . چقدر این فرمولا عالی هستن واقعا و همه با هم در کنار هم واقعا مثل یک  پکیج لاغری هستن . واقعا خوشحالم که به این سایت هدایت شدم . 

      راستی تا الانم هنوز گرسنه نشدم . 

      امروزم تغییرات عالی داشتم .

      برای اولین بار بود مامانم گفت بیا صبحانه بخور گفتم سیرم مامان . هر وقت گشنم شد میخورم . 

      مامانم تعجب کرد گفت ضعف میکنی تا عصر میخوای بری سرکار . گفتم گشنم بشه یه چیزی میخورم . برام لقمه درست کرد گفت برو تو راه بخور گفتم نه مامان گشنم بشه یه چیزی میگیرم میخورم . یعنی فرمولای چاقی رو قشنگ در مامانم میدیدم . خودشم تا حدی تپله ولی خب خیلی چاق نیست . به چاقیش عادت داریم چون فرمولاشو روی ما پیاده می کنه ولی بهش گفتم مامان لقمه ای که برام گرفتی هم خودت نخوریا اون اضافه است صبحونتو خوردی . مامانم با تعجب منو نگاه کرد و یه گاز از لقمه زد . منم چیزی نگفتم و گفتم فرمول ذهنیشه دیگه نمیدونه باید بر اساس گرسنگی و سیری بخوره و گفتم بهتره من حواسم به کار خودم باشه و اومدم سرکار . هنوزم تا الان چیزی نخوردم نه به زور چون گرسنه نبودم . 

      به همین راحتی گرسنه نبودم نخوردم . 

      واقعا این تجارب برای اولین بارهاست . من این روزها با لاغری و حس خوب لاغری دارم زندگی می کنم .

      خیلی حالم خوبه . خیلی خوبم . هر وقتم گرسنه ام بشه خب با خیال راحت میرم میخورم گرسنگیمو فهمیدم سیریمو فهمیدم . خودتون میدونید چقدر لذت داره . 

      ولی باز به خودم یاداوری می کنم عجله نکن . وقتی اینجوری می گم اشتیاقم بیشتر میشه راحتتر میشم بهتر میتونم عادت مورد نظرم رو انجام ندم . 

      من امروز صبحانه بر اساس عادت هر روزه نخوردم .

      من امروز بوی عسل و کره خورد به مشامم ولی چون گرسنه نبودم نخوردم . 

      من براساس فرمولهای ذهنی نخوردم . 

      و من تا این ساعت از روز هنوز گرسنه نشدم و نخوردم . 

      من از نخوردنم رنج نمیکشم اذیت نمیشم . چون منعی برای خوردنم ندارم . اصلا خیلی حالم خوبه استاد .

      ولی یادم می مونه که عجله نکنم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۵ ۱۹:۴۲
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,261 کلمه

      سلام و درود .

      هدف اصلی زندگی کردنه . 

      لاغری با ذهن باید آسون باشه . 

      در تغییر عادت عجله نکنیم . 

      هدف ما برنامه ریزی ذهنه .

      وقتی زودتر از ذهن به آموزشها عمل کنیم این ما هستیم که داریم انجام میدیم . 

      من در این فایل فهمیدم به تنهایی حرکت کردن من فایده نداره . چون هنوز ذهنم آماده نشده خسته میشم . عجله نکنم و تغییرات بزرگ ایجاد نکنم . چون موقته و رها میشه .

      تغییرات باید کوچیک باشه اما مستمر . 

      گوش دادن فایلها یه تغییر کوچک و مستمره . 

      خوردن بر اساس زبان بدن یه تغییر کوچک و مستمره . 

      من وقتی به زبان بدنم توجه می کنم دیگه پرخوری نمی کنم . 

      چون تونستم پرخوری رو هم طبقه بندی کنم .

      پرخوری ذهن 

      پرخوری احساس 

      پرخوری جسم . 

      وقتی نیاز من به خوردن برطرف میشه ، از طریق تغییر مزه غذا اون رو حس می کنم . حس ذائقه ی من خیلی به من کمک می کنه . حسی که اصلا و ابدا در مسیر چاقی مورد استفاده نیست .

       من در مسیر چاقی به تنها چیزی که توجه نمی کنم مزه غذاست . 

      اینم یه نکته دلپذیره که ذهنم رو متقاعد می کنه که رفتار متناسب کننده انجام بدم و به ذهنم اعلام می کنم عمل از طریق زبان بدن خیلی لذتش بیشتر از عمل از طریق پرخوری کردن و زبان چاقیه . 

      من با  گوش دادن و عمل کردن در حقیقت دارم بهترین برنامه رو به ذهنم میدم تا اون برنامه رو به عادت تبدیل کنم . 

      لاغری با ذهن خیلی آسونه . چون وقتی فرمولهای جدیدی ایجاد کنم این فرمولها تبدیل به عادت میشه . چون که دارم روش کار می کنم تا بهترین فرمول رو با کمک ذهنم پیدا کنم و بعد این ذهن منه که دیگه رفتار جدید رو خودبه خود برام انجام میده . یعنی کار من با عادت کردن خیلی راحتتر میشه . 

      در حقیقت چرا لاغر شدن آسونترین کار دنیاست ؟ چون لاغر شدن تبدیل به عادت میشه نه فقط یه امر موقت . چون لاغر شدن میره در ضمیر ناخوداگاه من و من باید اونقدر آزمون و خطا کنم تا آسونترین راه لاغری رو برای خودم پیدا کنم .

      خب راه دیگه ای که امروز درک کردم اینه که برای تغییر عجله نکنم . چون جهان هیچ عجله ای برای تغییر نداره . 

      حرکات جهان آرام و مستمر هست اما بنیادین و اصولی . 

      تغییر ذهنیت هم بسیار آرام رخ میده . پس در این مورد هم من باید خودم رو با زبان بدن و زبان اصلی ذهنم همسو کنم . 

      خیلی وقتها عجله کردن باعث میشه من از مسیر فرسنگها دور بشم و خیلی دیرتر به مقصد برسم . 

      پس برای لاغر شدن عجله نکنم .

      تغییرات بزرگ در عادتم ایجاد نکنم . 

      و تغییرات کوچک و آرام داشته باشم . 

      استاد تغییرات انقدر آهسته انجام میشن که من گاهی اصلا متوجهش نمیشم . 

      اما خب برای لایک و تایید اونها رو یاداوری می کنم چون توجه کردن به تغییرات کوچک باعث میشه توجه من از چاقی جسمم برداشته بشه . فکرم از چاقی برداشته بشه و همین توجه کردن خودش گامی مهم  در جهت برنامه ریزی ذهنمه . 

      برنامه ریزی ذهن از طرق مختلف انجام میشه که یکیش توجه کردنه . دیگری فکر کردن . گوش دادن فایل . صحبت کردن . نوشتن . خواندن . عمل کردن . 

      با ایجاد تغییرات کوچک در همه ی این سطوح لاغری رو در ذهنم برنامه ریزی می کنم .

       ترک چاقی ابتدا از تغییر کانون توجه ایجاد میشه . 

      پس تغییراتی که من امروز به عادتم میدم اینهاست :  

      توجهم رو از روی چاقی  در هر سطحی برمیدارم و به تغییرات کوچکی که در هر سطحی ایجاد می کنم توجه می کنم . 

      مثلا به جای اینکه توی آیینه به اندام چاقم نگاه کنم به لقمه ی نانی فکر می کنم که امروز بعد از سیر شدن و اطمینان از سیر شدن نخوردم . 

      من نان را تا ته نخوردم . 

      من سمنو را تا ته نخوردم .

      من کره و عسل تا ته نخوردم  

      تغییر دیگر  اینکه به  جای توجه به عمل کردن به فرمولی که باید  غذایم را تا ته تمام کنم به فرمول حس ذائقه و سیری توجه کردم و اطمینان از سیری . 

      مرحله اطمینان از سیری رو امروز متوجه شدم و به عادتم اضافه کردم . چون من نقطه ی سیری رو پیدا کرده بودم ولی گاهی دچار شک میشدم و همین شک و تردید  تمرکز مرا از مسیر لاغری برمیداشت و به خوردن میبرد . 

      خب من وقتی سیر میشم از تغییر مزه  میفهمم که سیر شدم .

      اما هنگامی که دیدم  در حد دو سه لقمه بعد از سیر شدن میخورم حس اطمینان از سیری منو تا ساعتها سیر نگه میداره . مطمئن شدم غذا دیگه مزه نداره و مزه ی خودش را از دست داده . دیگر هیچ لذتی در خوردن نبود . این عادت رو هم اصافه کردم . اطمینان از سیر شدن که البته اگر در همان لقمه اول مطمئن بشم به دو سه لقمه هم نخواهد کشید ولی این مرحله که کشف کردم ، مرا از پرخوریهای بیشتر باز میداره . چون اطمینان از سیری در ساعات بعد باعث میشه من تا چند ساعت فکر غذا در سرم نیاد و با حس سیری  غذا را ترک کنم . نه گرسنه هستم نه وسوسه بیشتر خوردن دارم نه پرخوری کردم نه شک و تردید دارم و احساسمم بد نمیشه . 

      یه جور انعطاف هم هست . 

      اطمینان از سیری خیلی مهمه چون وسوسه بیشتر خوردن رو از ذهن پاک می کنه و از این جهت در بودن در مدار لاغری به من کمک می کنه . 

      پس اینم یه تغییر دیگه که ایجاد کردم . نقطه ی سیری رو تبدیل به بازه ی سیری کردم . 

      البته این بازه رو میتونم از چند لقمه ی قبل هم شروع کنم و آمادگی آن را به خودم بدم . 

       اطمینان از اینکه دقیقا نقطه پایان رفع نیاز جسم من کجاست خیلی به من کمک کرده و من خیلی عالی اون رو با کمک حس ذائقه پیدا کردم . 

      تغییرات دیگر امروز :

      من  تخم مرغ نخوردم . 

      من آش  شلغم را تا ته ظرف  نخوردم . 

      من  برنج نخوردم . 

      من خورش نخوردم .

      من صبحانه نخوردم .ناهار نخوردم . 

      من وقتی سیر بودم نخوردم . 

      من موقعی که احساس گرسنگی کردم نخوردم . 

      البته رفتار چاق کننده هم داشتم . 

      من میوه ها را تا ته ظرفم خوردم . سیر شده بودم ولی خواستم و خوردم . 

      من یک خیار و یک پرتغال و یک کیوی اضافه بر نیازم خوردم . اما یکبار امروز انجام دادم . دوبار پرخوری نکردم . سه بار پرخوری نکردم . 

      اینجوری به رفتارم نگاه می کنم که راحتتر بتونم تغییر بدم .

      پس من این تغییر رو هم امروز انجام دادم .

      با نگاه بد به پرخوریم نگاه نکردم و فرمول (پرخوری حالم را بد می کند) را اجرا نکردم . به پرخوری هیچ واکنشی نشان ندادم و فرمول صلح با رفتار و عادت رو هم انجام دادم . 

      فعلا سیرم و تا گرسنه هم نشم چیزی نمیخورم . 

      آها گفته بودم گرسنگی رو هم برای خودم درجه بندی کردم :

       گرسنگی درجه ۱ . گرسنگی که فقط ذهن و فکرم اعلام می کند  . 

      گرسنگی درجه ۲ . گرسنگی احساسی . یعنی احساس گرسنگی می کنم . 

      گرسنگی درجه ۳ . گرسنگی جسمی . که آن هم چند مرحله است و من معمولا مرحله ای که دیگه حس می کنم جسمم اعلام می کنه گرسنه هستم شروع به خوردن می کنم . 

      پس این درجه بندیها رو هم به عادتم اضافه کردم . 

      یه تغییر دیگه هم اینه که چند روزه دوره ورزش با ذهن رو تهیه کردم . البته هنوز گوش ندادم. 

       امروز فرصتی ایجاد می کنم که بتونم اون فایل رو هم گوش کنم و تمرینش رو انجام بدم . 

      پس اینم یه تغییر دیگه که در عادتم دادم . 

       پس فرمول امروز عجله نکردن برای تغییر بود . 

      تغییرات کوچک اما مستمر . 

      اینم یه تغییر دیگه که امروز یاد گرفتم و در عادتم ایجاد کردم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 11
گردونه هدایا گردونه هدایا