0

ارتباط افکار با عملکرد (آزمون چالش)

اندازه متن

وقتی یه آدم چاق رو می‌بینی که همیشه لبخند به لب داره و با انرژی راه می‌ره، شاید یه لحظه با خودت بگی: “ای کاش منم مثل اون بودم، این‌قدر راحت با خودم کنار بیام!” 😌🌟

📍 این جلسه ادامه گام سیزدهم (حس لاغری داشتن) است.

اما واقعیت اینه که پشت این لبخند، یه دنیا فکر و احساس پنهونه.

تو این قسمت می‌خوایم باهم بریم سراغ تشخیص فرمول‌های ذهنی برای لاغری و بررسی کنیم که آیا این شادی واقعی‌ـه یا یه ماسک رنگی روی یه جنگ درونیه؟ 🎭🧠

🧠✨ قدرت تشخیص فرمول‌های ذهنی

🔑 کلید تغییر رفتار برای لاغری با ذهن

یکی از جادویی‌ترین ویژگی‌های آموزش ذهنی اینه که کم‌کم یاد می‌گیری بین اون چیزی که توی ذهنت می‌گذره و رفتاری که انجام می‌دی، یه رابطه عمیق و نامرئی هست 🧩

تشخیص فرمول‌های ذهنی

اگه جلسات قبلی چالش «من اینو نخوردم» رو با دقت دنبال کرده باشی و حتی یه کوچولو هم به تمرین‌هاش عمل کرده باشی، احتمال زیاد الان دیگه چشم دلت به روی تشخیص فرمول‌های ذهنی باز شده 🎯

تو الان می‌تونی از روی یک رفتار ساده – مثلاً خوردن ناخودآگاه یه چیپس 🍟 یا کنار گذاشتن غذا وسط ناراحتی 😤 – به ریشه‌اش توی ذهنت برسی.

اینجا دقیقاً همون نقطه‌ است که تشخیص فرمول‌های ذهنی وارد بازی می‌شه! 🤓

مثلاً ممکنه بفهمی که هروقت حس بی‌ارزشی یا تنهایی می‌کنی، یه الگوی ذهنی قدیمی فعال می‌شه که تو رو می‌فرسته سمت خوردن. یا وقتی حس خشم داری، فرمول ذهنی‌ات می‌گه: “با خوردن آروم می‌شی!” 😶‍🌫️

با تکرار تمرین‌ها، این رابطه‌های پنهون برات قابل لمس می‌شن. دیگه خوردن فقط یه رفتار سطحی نیست؛ پشت هر رفتار، یه باور، یه احساس و یه فرمول ذهنی خاص پنهونه.

وقتی به این مرحله برسی، یعنی وارد دنیای تشخیص فرمول‌های ذهنی شدی. 🌐 و این یعنی یکی از قوی‌ترین ابزارهای تغییر برای همیشه توی دستاته. 🛠️

🤔 اصلاً چرا تشخیص فرمول‌های ذهنی اینقدر مهمه؟

چون درست از لحظه‌ای که تشخیص فرمول‌های ذهنی برات روشن می‌شه، سکان زندگی‌ت رو از ناخودآگاهت پس می‌گیری 🎮

فرض کن یه شب دیروقت، بی‌هدف سر یخچال می‌ری و یه چیزی می‌خوری… بعدش پشیمون می‌شی و با خودت می‌گی: «چرا این کارو کردم؟!»

اینجا دقیقاً همون نقطه‌ست که تشخیص فرمول‌های ذهنی وارد ماجرا می‌شه!

وقتی بفهمی اون پرخوری شبانه یه پاسخ اتوماتیکه به یه حس یا فکری قدیمی – مثلاً «وقتی تنها می‌شی باید یه چیزی بخوری تا آروم شی» – تازه می‌تونی بهش آگاه بشی 👀

با تشخیص فرمول‌های ذهنی، دیگه نمی‌گی «من ضعف اراده دارم»، بلکه می‌گی:

«من یه برنامه‌ی قدیمی تو ذهنم دارم… و حالا می‌خوام تغییرش بدم.» 💪

این آگاهی، یعنی آزادی.

یعنی انتخاب دوباره.

یعنی توانایی ساختن یه رفتار جدید، با آموزش ذهن، تمرین و تکرار ✨

و دقیقاً اینجاست که قدرت ذهن رو تجربه می‌کنی… نه با زور، بلکه با درک درست از خودت 💫🧠

🧪 مهارت تشخیص = پیش‌نیاز موفقیت در لاغری با ذهن

تصور کن وسط یه جنگل پر از مسیرهای پیچ‌در‌پیچ ایستادی و فقط یه قطب‌نما داری…

اون قطب‌نما همون مهارت تشخیص فرمول‌های ذهنی توئه! 🧭🧠

تو مسیر لاغری با ذهن، فقط انگیزه و هیجان اول راه کافی نیست. اگه ندونی چرا فلان موقع دست به خوردن می‌زنی، یا چرا بعضی رفتارها بارها تکرار می‌شن، زود خسته می‌شی یا گیر می‌کنی. 😓

اما وقتی تشخیص فرمول‌های ذهنی رو یاد بگیری، انگار عینک مخصوص کشف الگوها به چشم زدی! 🤓🔍

🔸 می‌فهمی پشت هر رفتار تکراری، چه فکر و احساسی خوابیده

🔸 می‌تونی از دل اون احساسات، فرمول‌های ذهنی چاق‌کننده‌ت رو شناسایی کنی

🔸 و با آگاهی، گام‌به‌گام فرمول‌های سالم‌تر جایگزینشون کنی 💪🌿

✅ مهارت تشخیص فرمول‌های ذهنی یعنی دیدن نامرئی‌ها

✅ یعنی تبدیل شدن به کارآگاه ذهن خودت

✅ یعنی پایان دادن به سردرگمی‌های “چرا نمی‌تونم لاغر شم؟”

با این مهارت، دیگه فقط واکنشی رفتار نمی‌کنی؛ بلکه می‌فهمی و انتخاب می‌کنی.

همین نقطه‌ست که قدرت واقعی ذهن شروع می‌شه ✨🧠

تشخیص فرمول‌های ذهنی

💡 اگه می‌خوای این مهارت تشخیص رو با راهنمای کامل و پشتیبانی مستقیم تمرین کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقاً برای شناسایی و بازنویسی همین فرمول‌های ذهنی طراحی شده.

✍️ حالا نوبت تمرین عملیه؛ در ادامه هم توی گام چهاردهم سراغ «تاثیر خوردن بر جسم» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 73 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.58 از 38 رای

https://tanasobefekri.net/?p=23207

73 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

73 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فریبا
      ۱۴۰۳/۰۴/۰۴ ۱۸:۴۳
      مدت عضویت: 1465 روز
      امتیاز کاربر: 81890 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 843 کلمه

      سلام

      ب نطرم این ک گفتید چندین بارمواجه شدید وخرید نکردید خودش ی کار مثل کارهایی  ک رزیم ها با میکردند ک مارو ممنوع ازی چیزی میکردن وما بیشتر درذهنمون اونو سرکوب میکریم و درگیرش میشدیم وواز روی ولع زیاد میخریدیم وشما در رفتار تون این کار رو کردید بنظرم کمتر اهم میشدخرید شما با اون کارتون باعث شدی ک بیشتر از اون خرید کنید 

      و اگه کمتر خرید میکردید دیگه استرس واضطر اب اینک تبدیل ب رطب میشه  والان بخورمش ک تموم بشه نمیاد سراغتون 

      من خودم اینطوریم میوه میگیرم میبینی ی چن تا خوردم دیگه ازش سیر شدم مابقی اون هی از یخچال صدا میده بهم ک خراب میشه ها حیفه ها اکه کمتر خرید بشه میشه ک ب راحتی دفعات دیگه هم رف خرید اما متاسفانه تو ایران این کمتر خریدنه نیس انگار ک هممون خجالت میکشیم من خودم افرادی میبنم ک کیلو کیلو حبوبات میخرند خب میخوای چیکار میتونی هر موقع تموم شد تهیه کنی مثل قدیم نیس ک نتونی بری خرید 

      من خودم دیدم ک وقتی تنقلات میخریم از هایپر دخترم چقدربهانه میگیره یا خودم بلافاصله ک تحت فرمولها عمل  میکنم میرم سراغشون

      واینک حرف زدن درمورد عذا ها حتی نحوه سروش ب نظرم ی چیزی رو در دهن ما فعال میکنه ک ما رو انگار دیوانه  میکنه ما میرفتیم مهمونی دمورد غدا هاحرف میزدیم ومن میمودم میدیم ک چقدر بعد اومدن زیاده روی کردم 

      وابنک شما با تست ماده عذایی رفتید ب خاطراتی ک داشتید وتحت اون حالت گدشته اون فرمولها ب مقدار فراوان از این خریدید و شاید ی افراد  دیگه جنوبی  دیدگاه تعریف وسناریوی ک شما از این ماده دارید رو نداشته باشه اما شما میگید تموم جنوبی ها اینطورند 

      درحالی من خودم میببنم ک رفتار افراد در مواجه با مواد عدایی ربطی ب  بهم ندارند من خودم اونقدر طرفدار الوچه نیستم ک دلم بره اما در دورورم ادامهایی میبینم ک میکشند خودشونو 

       وب لطف فریزر میتونید بزارید فریز واستفاده کنید ازش 

      من خودم چنین ر فتارب درمورد کیک داشتم دوبار پختمش وبردم خونه مامانم دورهمی خوردیم وبمن یک سهم رسید حتی ذهنم مدام میگف من بیشتر میخوام ومن نداشتم ک مثل قبل برم زیاده روی کنم وب خودم مبگفتم دوباره خواهم پخت 

      وپیشنهاد من اینک ببرید وبا عزیزانتون شریک بشید

      من درمورد شیرینی ها هم اینجوریم ک انگار مدام از تو یخجال منو دعوت میکنند ک البته تنوع اونها من رو دعوت میکنه ک بخوردن من پیشنهاد مبکنم همه جا هر روز همیسه شیرینی فروشی در دستریه ومن از ی تنوع یا دونوع استفاده کنم وهر موقع دلم خواس برم تهیه کنم 

      تست ماده غذایی من خودم دیدم ک میل  نداشتم اما ب پیشتهاد ذهنم ک گفته تست کن یدونه  تست کردم  کلی خوردم این رفتار رو هم من اصلا نمیپسندم ک ماده غدایی رو تست کنم اصلا این کار رو نمیکنم ک بخورم بخرم 

      بنظرم جلوی گسترش ذهن در مورد حرف زدن درمورد عذا ک باعث تخریک میشه رو باید  گرف ونباید درمورد غذا حرف زد من این رو درمورد دیدن برنامه اشپزی هم دیدم ک باعث تحریک میشه انکار ی سری خاطرات هس ک وصله ب فرمولهای چاقی ک انگار صداش درمیاد 

      درمورد گردو خیس هم من دیدم ک افراد نیاز ندارند اما چن ی موقع هس اینه چنین رفتار رو دارند ک من خودم یبار فریز کردم و همون تازگی رو داشت 

      حالا من نمیدونم ک خارک رو با چایی میخورند یا م مثلا من خوردم شیر ینی داشته باشم بهانه چایی میگیرم ک انگار دلم هوای چایی میکنه اینو بخوره درمورد خارک شاید با عث فعال شدن خیلی از فرمانها بشه ک با اگه بودن ب نقطه سیری و ارضا اون هوسها در زمان گرسنگی  هم میشه از این تله رد شد 

      حالا ک شما انتخاب کردید و خرید وخوردید ازش لذت بردید چ اشکالی داره همه مواد عذایی خیر وبرکتند و ما ماده غذایی چاق کننده ای نداریم رفتارو پیشرفت خودتون رو نسبت ب گذشته میبینید واین خودش ی تشویق برای شما هس 

      درمورد تحریکها 

      ب نظر ب کار بردن

       اینک نمیخورم چن سیرم

       نمیخورم چن میل ندارم 

      نمیخورم چن دلم ی چیز دیگه میخواد 

      نمیخورم چن گرسنه نیستم 

      نمیخورم چن سهم من نیس

       نمیخورم چن دلمو زد

       نمیخورم چن بهم نمیسازه

       نمیخورم چن شکمم درد میکنه

       نمیخورم چن الان وقتش نیس 

      من خودم فعال شدن این فرمول رو درخودم میبینم ک نگران خراب شدن حیف شدن هس این ی فرمول اشتباه هس 

      خب هدف از اون خوردن رفع نیاز بدن هس

       اینجا من نیازم برطرف شده دیگه نیازی بهش ندارم پس مهم نیس چ خراب بشه چ نمونه بلاخره این ماده باید بیرون انداخته بشه چرا زحمت این رو بدن م بکشه و 

      ی پیشنهاد دیگه میتونید خیرات هم کنید کلی ادم هم خوشحال میشند 

      من خودم وقتی میرم شیرینی بخرم انگار همه شیرینی ها میگند منو بخر ومن اونجا سه مدل میخرم میام دو مدل میخورم سیر میشم او ن ی  مدل پدر منو درمیاره از این بعد تصمیم دارم دومدل  بخرم ک در معرض فرمولها قرار نگیرم 

      و تکرار این فرمول ک همش ی مزه هس دیگه حالا سیر شدم بقیه رو بعدا میل میکنم این امنیت رو ب خود دادند هم خوبه 

      و این سیر شدم مزشون نمیفهمم فرمول کارسازی هس 

      نخوردم چن بدن من انبار نیس 

      نخوردم چن بدن من یخچال نیس

       میزارم یخچال در وعده ای بعد ازش لذت میبرم 

      نمیخورم چن من خودمو دوست دارم 

      نمیخورم چن من بدنمو دوس دارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار تینا.عالی
      ۱۴۰۲/۱۱/۱۸ ۱۵:۳۷
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 457 کلمه

      بنام خدا مهربانم و همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،

      و درود و برکت ثروت سلامتی و لذت و آرامش و آسایش و آگاهی . نور خدا و … همیشه هر لحظه جاری به زندگی شما استاد عالیقدر،

      استاد من هنوز شاگرد دوره رایگانم اما از آنچه تا حالا آموختم ارائه میدهم،

      طبق قانون سئوال خوب و واضح جواب خوب میاره:

      ۱چه فرمول اشتباهی اومده بالا؟

      ۲چه واکنشی نسبت به چه فرمول اشتباهی نشون دادم؟

      ۳و چه انتخاب جایگزینی می‌تونستم داشته باشم؟

      ۴کجا ها تحت تاثیر قرار گرفتم؟

      ۵و چه انتخاب متفاوتی می‌تونستم داشته باشم که از این ماجرا عبور کنم؟ 

      ۶با باقی مانده این غذا چه کنم؟

      استاد جواب :

      ۱)چه فرمول اشتباهی اومده بالا؟

      اگر واقعا گرسنه بودید خوب خرس چاقیتون بیدار شده بوده مبارزه نمیمردید تا نقطه سیری فقط میخوردید و بس،

      ولی اگر واقعا گرسنه نبودید خودتون رو در معرض تحریک قحطیو کمبود قرار دادید و تحریک شدید و مرور افکار قدیمی و تصویر سازی مزه اون خوراکی را در ذهنتون روشن کردید،

       از مزه اون غذا  احساسی و  هیجانی شدید چون در مسافرت هم بودید ، لذتو‌ در خوردن دیدید،

      و شاید کمتر در فضای لاغری و تکرار آن بودید و دل به هوس زودگذر دادید و کنترلتون رو به عوامل بیرونی دادید و هیجان زده شدید ،

      البته جسارت نباش این فقط یک نظر و درسی که یاد گرفتم تا الان.

      ۲)چه واکنشی نسبت به چه فرمول اشتباهی نشون دادم؟

      فکر کردید کمبود این محصول هست حالا نوبر و کمیاب،

      و باعث شد حرص و ولع نشون دادید،

      جوگیر شدید چون در مسافرتم بودید هیجانی شدید،

      هول شدید فکر کردید قحطی اومده و تموم میشه و باید حالا زیاااد استفاده کنید نقطه سیری هم اونم خاموش کردید و یا کمرنگ شده بوده فرمول لاغری با ذهن،

      ۳) چه انتخاب جایگزینی می‌تونستم داشته باشم؟

      استاد خیلی دلتون میخواست همونجا یکدونه انتخاب می‌کردید میخوردید و تمام آخه نیازواقعی بدن نبوده، 

      یا آب میخوردید مکث می‌کردید نفس عمیقی میکشید صبر کوتاهی اتخاذ می‌کردید یک دوری میزدید یا حواس خودتون رو پرت می‌کردید از محیط خارج میشدید.

      ۴)کجاها تحت تاثیر قرار گرفتم؟ تو محیطش ر فتید و مسافرتم بودید و خاطرات گذشته رو مرور کردید،

      از قبل هم آماده نکردید خودتون رو با پررنگ کردن و تکرار و باور فرمول لاغری با ذهن رو.

      ۵)چه انتخاب متفاوتی می‌تونستم داشته باشم که از این ماجرا عبور کنم؟یکدونه می‌خورید ولع و حرصتون بره اضافه نمی خریدید تو‌دنیا چیزی کم نمیاد همه چیز روبه گسترش خودتونو آروم میکردین مناعت طبع به خرج می‌دادید البته ا ینارو همه رو به خودم میگم برای مرور به خودم استاد جسارت نباش عذر خواهی میکنم من کلا از حضورتون .

      ۶ )با باقی مانده این غذا چه کنم؟

      رها میکردید ،

      سریع ردش می‌کردید به سطل اشغالی طبیعت چون طبیعی هم بود برمیگرده به طبیعت‌ طبق فرمایشات و اموزشهای خودتون ،یا به کسی یا همسایه ای هدیه می‌دادید.

      استاد انشاالله تونسته باشم خوب درس تحویل داده باشم،

       به امید همیشگی خدا و‌مانا سربلند باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۷/۱۷ ۱۰:۴۳
      مدت عضویت: 1288 روز
      امتیاز کاربر: 13005 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 306 کلمه

      سلام استاد 

      خداراشاکرم که درتاریخ 1402/07/17 توانستم این فایل را گوش بدهم 

      استاد چقدر از دیدن این فایل خندیدم دقیقا این اتفاق برای من هم افتاد برای خوردن کیک یزدی و اگر مثل قبل بود حتما زیاد میخوردم ولی با توجه به آگاهیهای یاد گرفته از این سایت به درستی برخورد کردم و چقدرهم از خودم راضی بودم و احساس شاد بودن داشتم .

      استاد قبلا شما به ما گفتید که فرمولهای ذهنی توسط خود ما دست کاری شده است و هرگز این فرمولها مخرب درذهن ما پاک نخواهد شد برای اینکه شما اصرار دارید که دراین مسیر باید استمرار داشته باشیم به خاطر این موضوع است که دوباره فرمولهای چاقی درذهن ما جوانه نزنند و رشد نکنند و فرمولهای لاغری درذهن ما فعال باشد و ما دوباره پرخوری نکنیم و دوباره چالش پرخوری را برای خودمان تکرار نکنیم . دریکی از فایلها گفتید وقتی که خرس چاقی بیدارشد (مثل هوس خوردن چیز نوبرانه ) نباید با ان بجنگیم چون دقیقا شکست میخوریم چون دران لحظه قدرت خرس خشمگین زیاد است بلکه باید بگذاریم وقتی خرس چاقی به خواب زمستانی رفت با ان مبارزه کنیم و پیروز شویم و بتوانیم منطقی با این موضوع برخورد کنیم .

      دراین فیلم شما بهترین کارارا انجام دادید با خوردن مقدارکمی از این غذا با خرس چاقی جنگ نکردید و ذهن خود را گرفتار خوردن و نخوردن و عذاب وجدان نکردید و الان با خوردن مقداری از این غذا خرس چاقی را به خواب زمستانی بردید و با توجه به اینکه یادگرفتیم هیچگونه غذایی به خودی خود چاق کننده نیست و این ذهن و افکار ما است که ما را چاق میکنه پس خوردن این نوع غذای شیرین به اندازه مارا چاق نخواهد کرد و با خیال راحت مثل یک فرد متناسب با غذا برخورد خواهیم کرد 

      استاد از شما ممنون و سپاسگزارم که این آگاهیها را به من و دوستان هم مسیر میدهید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۲/۰۲/۱۱ ۱۰:۱۰
      مدت عضویت: 1288 روز
      امتیاز کاربر: 13005 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 148 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز 

      چالش من این را نخوردم باید افکار ما طوری در ذهن ما جا افتاده باشد که وقتی میخواهیم غذایی را که بخوریم فکر نکنیم که آیا با خوردن و یا نخوردن ان ما را چاق تر خواهد کرد یا نه و همچنین بعد از خوردن غذا دچار عذاب وجدان نشویم که چرا این غذا را خوردم و اینقدر کالری داشت و الان چقدر من را به سمت چاقی سوق میدهد من فکر میکنم چالش نخوردن یا خوردن را نباید داشته باشیم و مثل یک فرد متناسب فقط برای رفع گرسنگی و نیاز بدنمان غذا میل نماییم و از خوردن خودمان لذت ببریم نه اینکه با ترس غذا بخوریم  . انشاالله که توانسته باشم مفهوم را درست بیان کرده باشم . بازم از شما استاد عزیر که این فایلهای رایگان را دراختیار ما افراد چاق قرار میدهید تا بدون دغدغه و ازراه صحیح متناسب شویم متشکرم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Zahra
        ۱۴۰۲/۰۷/۲۷ ۲۱:۵۷
        مدت عضویت: 1174 روز
        امتیاز کاربر: 10635 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 112 کلمه

        به نام خدا 

        سلام

        من این طور که از صحبت هاتون متوجه شدم با دیدن خارک شما یاد خاطرات خوش گذشته زمانی که از خارک می‌خوردیم افتادین

        بعد با لمس اون و حس نرمی به کیفیت خوب اون پی بردین بیشتر تحریک شدین تا بخرین

        چون خارک فصل خاص و مدت کمی دوام داره شما کمبود و ترس از پیدا نکردن دوباره اون داشتین و به همین دلیل مقدار بیشتری از اون رو خریدین

        به نظر من هم بهتره اون مقداری که دوست دارین با احساس خوب بخورین بعد مقداری که باقی مونده میتونین دور بریزند یا به شخصی که اون هم از خارک خوشش میاد هدیه بدین تا اون فرد هم از مزه اون لذت ببره

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۲/۱۷ ۰۹:۵۷
      مدت عضویت: 1370 روز
      امتیاز کاربر: 87341 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 501 کلمه

      سلام    عید نیمه شعبان شما مبارک باشه 

      با رفتنله فرشکاه شما ازحس هازافراد چاق استفاده کردید برای خوردن 

      چشم  گوش  + بینی  +  دهان +   لمس کردن =  فرامان خوردن برای افراد چاق 

      با دیدن ویاد خاطر ه خوردن وتصویر سازی در ذهن در شما فرمان خوردن صادر شد  باخرید کردن شما میتونستید مقدارشو کم بخری از روش تغییر دادن استفاده میکردد اون زمام که کیک مخواستید تغییر درش ایجاد کنید ولی بازم اینهمون  دیدن+ نخوردن +کم خوردن =چاقی هست 

      پس این راهکار درست نیست 

      اینجا من خودم جای شما میزارم جون هیچ حس ازش ندارم شاید اصلا خرید نکنم 

      ولی برای شما ا زفرمولهای جدید وتصویر سازی حدید باید استفاده بشه تا حس بهش کمتر پبدا کنی یا اصلا پیدا نکنید

      سعی میکروید لمس صورت نگیره چون سرعت فرمان خوردن از لمس کردن خیلی بیشتره اگه لمس نمکردید فرمان خوردن شاید صادر نمشود

      حالا سما خریدکردیدواورد خونه 

      از روش فریز کردن ونگه داریمدت زمان طولانی میتو نید استفاده کنید وازروش استمرا دریاد گیری استفاده کنید برای نگه داری استمرا داریید.

      از یی نایلون رنگی که از دیدن وحس های خور ن که درش کمتر ایجا بشه استفاده کنید 

      افردا بیشتر رو در خوردن شریک کنید تا زودتر  تموم بشه عجله رو برای رسیدن به لاغریی ابنجا استفاده کنید 

      حالابا نشون دادن این خارک به دوستون اون بیچاره بیچاره کرید چون از حس دیدن کم خورودن واصلا نخورون مساوی باچاق براش درست کردید.تعریف از خوردن مزه خوبه زمانش همین وقته دیگه نیست بدای خورددن تعریف داشتید 

      وفرمان خوردن براش صادر شده اون باید عینک جاقی رو از چسمش براداره بهتر بینه از فرمول این گذارست جسم که بامن میمنونه استفاده گنه واز خرید صرف نظر کنه 

      حالا یرسم به من من بیچاره چه که تویی تهران زندگی میکنم تا حالا خارک نه دیدم به این تازگی نه خودرم نه لمس کردم در من هیچ حسی بوحود نمیایدباید دوروزفکرم درگیر راه کار باشه گناه من بیجاره جیه شرکت در تناسب فکری 

      خوب حالا فهمیدم احساس هامومن نیزامتحان کردید چشم با دین فایل  گوشم با تعریف کردن ازخارک وبرای خوردن تعریف داشتید ولی چون من هیچ تصویر ذهنی ازخودرنش نداشتم  برام هبچ فرمانی که حاکی از خوردن باشه صادر نشد.پس افرادمتناسب حس حالشو این شکلی هست  اون هم درک کردم چرا نمیخوردن چون فرمولش ندارن ذهنشون دستکاری نشده ودریست عمل میکنه از خوردن چیزی که دوستش نداره وخودرن چیزی که دوست دارن حتی در زمان دیگه همون وقت اون چیزی که دوسن ندارن میخورن ولی افراد چاق فورا خوردن درشون صادر میشه 

      من از فرمول افراد متاسب استفاده کردم این یعنی تغییر تو خودم وای خدای من داشتید من امتحان میکرید بینید من از فرمول افراد متاسب استفاده میکنم یا افراد چاق  باجواب دادن داشتنید حسهای من امتحان میکردید که بینید من دارم با فرمول افراد چاق کارمیکنم یافرمول افرا متناسب بارم شگفت زدم کردید این بعنی من دارم تغییر در فرمان مغزی میدم 

      عیدی بسیارزیبایی از شما گرفتم تشکر 

      اول داشتم برای شما راه کار میدادم ولی فراموش کردم شما گفتید امتحان هست تازه اینجا متوجه شدم .تشکر برای امتحانتون اولین امتحان از این دوره برام لذت بخش بود هک شد توی ذهن خیلی درست درست انجام شد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 1 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۱/۱۲/۱۷ ۰۰:۲۸
      مدت عضویت: 1370 روز
      امتیاز کاربر: 87341 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 396 کلمه

      سلام شب عیدتون نیمه شبعه بخیر 

      افرا  چاق با ۵ حس غداذ مصرف میکنن 

      ۱_ بادهان وزبان  با دهان میل گردید کمی فلفل یل نمکزیادروش بریزید تا طمش دردهان خوش ایند نباشه وتصویر خوردن از بین ببره یا کم رنگ کنه دیگه میلی برای  خودرن در شمابوجود نمیی یادد چون لذت خودن از بین بردید وتصویر این مزه تا حالانداشتید ودر ذهن شنا تکرار نمیشه 

      ۲ باچشم     با چشم خارک دیدی وتصویر خوردن خارک دوستون با دیدن وتحریک فرمولهای که با دیدن وانجام میشه

      اون به هوسانداختید ودستور دیدن مساوی با خوردن برایدکستونهم انجامدادید

      ۳ با گوش  به وسیله گوش با دوستون رو به خریدوخوردن تحریک کردید با شنیدن نجوای ذهنی  فرمول خوردن  به تحریک برای خوردن از کلمه کمتر استفاده نکنیم واین کلمه درشما واکنش نشان داده برای خوردن حریص تر شده از یی کلمع حایگزیناستفاده کنید وهماهنکی ذهن با جسم همکاری کنه برای خوردن تعریف نداسته باشید جون دیگه کیرم نمیاد چون فقط همین زمان هست وفت دیگه ایپیدا نمیشه ایناه همهگذا س چیزیکه با شما میمونه جسم شما معده شمایجچال نیست که براتون خارک نگه داره برای منفکرم فریز کردن ودرزمام طولانیهم لذت برید وهم زیادنخوردیی من برای میوه البالوو انگور  از فریز استفاده میکنم زمان دیگه مصرف میکنم چون خارک استفاده نکردم یی تغییرعادت حدید شماتازه خوری داشتید حالا یخ زوه استفاده کنید البالو وانگور یخ زده  که خیلی هم درفصل دیگه خوشمزه است یااینکه افراد بیشتری رو مهمان خوردن خارک تازه کنید زدوتر تمام بشه 

      ۴ بابینی عطربویی خارک باعث تصایور احساسی که فبلا ذخیره شده وابن تصاویرواحساس باهم هماهنک در ذهن ذخیرهمیشه  وهر فکر واحساس بوجود امدهدرذهن دخیره میشه بایداین عادت تغییر بدیم زمانی که سیر بودید رفتاریی ثبت کنیم وخودمون انتخاب کنیم وبگید سیر هستید 

      اجازه واکنش +تصمیم + نیاز = برنامه برای خوردن

      تصمیم _نیازوبرنامه = واکنش ذهنی به کلمه سیر هستم

      ۵ لمس کردن  چوناز یخچال فروشکاه براداشتید ولمس کردید فرمان خوردن صادرشد هر بار با لمس دوباره فرمان خوردن صادر شده از لمس کردن خارک جلو‌گیری کنید اگه دستون کرفتید یا از دستکش یی بار مصرف استفاده کنیدیا دستمال کاغذی که باخارک د ر تماس نباشه تا حس خوردن در شماتقویت بشه

      در اخرشماعمل کننده باشید شمآ باخوردن خارک زیادی تو جه خودتون به چاقیب بیشتر کردی تا لاغر یی یی نوضوع جدید بهش اضافه کنید  تا یی عادت جدی بوجود بیاد که باعث بشه یا کم بخروید یااصلانخورید

      الیوان + اب زلال + عادت جدید = تصمیم برای لاغری ولاغر موندن 

      امیددارم درست گفته باشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۲/۱۶ ۰۱:۲۵
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 876 کلمه

      سلام و درود . 

      ارتباط افکار و عملکرد . 

      به نظر من  افکار مثل فرستنده  و عملکرد مثل صفحه نمایش و گیرنده است . 

      شما  افکار خودتون رو در قالب  فیلم ، فایل صوتی و نوشته ها برای ما ارسال می کنید و چیزی که ما مشاهده می کنیم یکی از حالات رفتاری  شما از افکاری هست که در سر دارید و یا بالعکس  ما افکار خودمون رو در قالب نوشته برای شما ارسال می کنیم و چیزی که شما مشاهده می کنید در حقیقت شکل دیگری از افکار هست که قابل مشاهده است .

      به نظر من تمام رفتارهای ما بخشی از افکار ماست . یعنی ما همه ی افکارمون رو در آن واحد نمیتونیم به عمل تبدیل کنیم و فقط یه بخش کوچیکی از اون همه فکری که در طی ۲۴ ساعت در سر ماست شکل بیرونی پیدا می کنه . 

      از همینجا میشه فهمید دایره ی فکر نسبت به دایره رفتار چقدر وسیعتره و  علت چاقی ما بیشتر به خاطر تاثیریه که فکر ما بر سلولها داره و حتی اگه رفتار بر سلولها تاثیر داشته باشه این تاثیر غیر مستقیم هست . 

      به این صورت که رفتار  ما  که خودش منشاء گرفته از یک فکر هست پس از انجام باز هم به عنوان ورودی در سر ما تولید فکر و تحلیل می کنه . اگه این فکر و تحلیلها نسبت به رفتار در مسیر چاقی باشه خوب رفتار ما در نهایت چاق کننده است . 

      اما اگه رفتار ما  افکار لاغر کننده رو در ذهن تداعی کنه خب تاثیر رفتار ما بر سلولها لاغریه . 

      خب اکثر ما انسانها  پس از رفتار خوردن دچار افکار چاقی میشیم . 

      یعنی ورودی خوردن بنا به اعتقادات و باورهای گذشته ی باعث فکر و حس چاقی در ما میشه . 

      حالا ما داریم این اعتقادات رو تغییر میدیم  و در عین حال اونقدری هم نمیخوریم که اعتقادات گذشته فعال بشه یعنی بر حسب نیاز جسم میخوریم که اونم فکر و حس چاقی  تولید نمی کنه . 

      خارک در مرحله ی اول در شما فکر و حس چاقی رو فعال کرد و باعث شد فرمولهای چاقی ناخوداگاهتون در مورد خارک رو بیاد و شما مدتی به صورت ناخوداگاه داشتید بر اساس فرمولهای چاقی با خارک برخورد میکردید . بعد از مدتی به خودتون اومدید و گفتید چیکار داری می کنی حواست هست . داری فرمولهای چاقیتو فعال می کنی و یهو به خودتون اومدید و به محض آگاه شدن توبه کردید و بازگشتید  و دوباره روی فرمولهای لاغری دلخواهتون در برخورد با خارک کار کردید و سالهای بعد چنین رفتاری رو دیگه نداشتید . 

      من چون به طور مفصل در نوشته یقبلیم در مورد چالش آزمونصحبت کردم دیگه اینجا  در این نوشته اونارو نمینویسم . 

      اما فرمول جدیدیکه به ذهنم میاد اینه که شما خارک رو چاق کننده نمیدونید ولی رفتار خودتون رو در مواجهه با خارک چاق کننده می دونید .

      پس شاید این اعتقاد و تاثیر رفتار بر چاقی ذهن باید تغییر کنه تاحساسیت شما نسبت به رفتارتون تغییرکنه . یعنی یه جورایی به صلح بیشتری با رفتار خودتون برسید تا حس چاقی از رفتارتون نگیرید . 

      مثلا تحلیل لاغر کننده از علاقتون به خارک داشته باشید . 

      علاقه به خارک چرا باید شمارو چاق کنه ؟ 

      خب این فرمول هم نیازه تغییر کنه . 

      علاقه ی ما به مصرف مواد غذایی نیاید چاق کننده باشه . مگه  سایر علائقمون چاق کننده است ؟ نه . 

      آیا علاقه به موتور برای من چاق کننده است ؟ 

      آیا علاقه به برق برای من چاق کننده است ؟ 

      یا مثلا برای خود شما آیا علاقه به فرزندتون چاق کننده است؟ 

      پس علاقه به خارک هم نباید برای شما چاق کننده باشه . 

      یا مثلا حتی علاقه به فرزندانتون و زیاده روی در محبت کردن اونها چاق کننده است . حالا شاید زیاده روی در محبت لوسشون کنه ولی شمارو چاق نمی کنه . 

       خب پس علاقه به خارک هم شمارو چاقنمی کنه . یا زیاده روی در مصرف خارک هم شاید باعث به هم ریختن تعادل مزاج معده تون بشه ولی شمارو چاق نمی کنه . 

      پس اینجا از دو فرمول صحبت کردم اول علاقه به خارک که فرمولش رو تغییر دادم و گفتم 

      علاقه به خارک چاق کننده نیست و میتونیم ادامه اش بدیم و حتی به لاغری هم برسیم .

      علاقه به خارک لاغر کننده است . چون حس  علاقه یا عشق فرکانس بالایی داره و انرژی زیادی میطلبه  پس لاغر کننده است . 

      و یا زیاده روی در مصرف خارک هم دیگه فرمول چاقی نیست و شمارو چاق نمی کنه . یا در صورت پیشرفته تر کردن این باور مصرف خارک و حتی زیاده روی در مصرف خارک انسان رو لاغر می کنه چون کلا زیاده روی در هر چیزی انرژی بالایی میطلبه در انجامش و انرژی زیادی باید روش بزاریم تا اون رفتار ازحد تعادل خارج شده رو انجام بدیم  و مصرف انرژی یعنی لاغری بیشتر . 

      پس هرچی بیشتر زیاده روی کنیم بیشتر لاغر میشیم . 

      البته این باور پیشرفته است و شاید ما در شرایط کنونی هنوز به این مدارها نرسیده باشیم ولی قطعا چنین مداری در ماوجود داره و وقتی در اون مسنقر بشیم تاثیر مخرب هرگونه زیاده روی و نگرانی و ترس از اون در ما از بین میره . 

      در اینجا من فرمول ترس از پرخوری خارک رو هم در شما مشاهده کردم که شاید دفعه ی قبل ندیدم . 

      دیگه فرمولی که به نظرم اعتقاد به اون برای شما چاق کننده باشه در این ویدئو ندیدم و البته سالهای بعد این فرمولها در شما کم و کمتر شد . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۹ ۱۴:۴۶
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه

      خب حالا میرم سراغ تمرین خودم در چالش من اینو نخوردم . 

      من دیشب انتخاب کردم که از سه ماده غذایی برای شام بخورم .

      سمنو ،  خوراک لوبیا چیتی و سیرابی . 

       برای اینکه از فرمول تنوع کمتر استفاده کنم وقتی که ۲-۳ ساعتی از گرسنگیم گذشته بود ۲-۳  قاشق سمنو خوردم . 

      اما در حد سیری نبود فقط در حد رفع گرسنگی بود و باز مصرف شام رو ۲-۳ ساعتی عقب انداختم . 

      من تصمیمیم بود که خوراک لوبیا بخورم . پدرم زنگ زد و گفت سیرابی میخوام بگیرم میل داری بخوری . اینجا من میتونستم از فرمول چاقی استفاده کنم . پس به بابا گفتم نه بابا من میل ندارم برای خودت بگیر  و آگاهانه عمل کردم و  فرمول چاقی  (من سیرابی دوست دارم )  رو فعال نکردم . چون تصمیمم این بود که لوبیا بخورم  . 

      من دیشب یه کاسه سمنو نخوردم . 

      یه کاسه سیرابی نخوردم . 

      صبحانه نخوردم .

      ریزه خواری نکردم .

      مویز و انجیر نخوردم .

      لواشک خرمالو نخوردم .

      شربت عسل و خاکشیر نخوردم . 

      ناهار نخوردم . 

      میوه نخوردم .

      کیوی نخوردم .

      شیرینی نخوردم .

      بیسکویت نخوردم . 

      چایی نخوردم .

      قند و شکر پنیر نخوردم . 

      من آگاهانه انتخاب کردم که نخورم . بدون اعمال فشار و بدون زور . 

      من نقطه سیری رو خوب تشخیص میدم .

      من ترسی از خوردن ندارم .

      من در خوردن آرامش دارم تا طعم غذا رو بهتر احساس کنم و نقطه ی سیری رو بهتر پیدا کنم .

      من بر اساس فرمولهای ذهن چاق غذا نمیخورم .

      من به فرمولهای ذهن چاقم آگاهم و به اونا واکنش خوردن نشون نمیدم . 

      استاد یه سوال آیا  ما در لاغری فرمول جبران کردن داریم ؟ البته میدونم به این سوالمم در جلسات بعدی پاسخ داده میشه . 

      من از گفته دخترخاله ام که چاقه یه فرمول چاقی پیدا کردم . عکس ته دیگ تخم مرغ و ماست و زعفران رو در گروه گذاشته بودن . گفت منم که عاشق ته دیگ  میرم درست می کنم براتون در گروه میزارم . 

      خب فرمول چاقی دختر خاله ام اول اینکه خودشو عاشق غذا میدونه قدرت و میده دست غذا . بعد با گفتنش خودشو میندازه در مسیر عمل و بعد که عمل کرد با تعریف و تمجید و خوشمزه بودنش خودشو دعوت میکنه به خوردن و چون ذهن چاقی داره با بیشتر تعریف کردن به مسیر چاقی ادامه میده و رفتار پرخوری رو خلق می کنه بعد با سرزنش و عذاب وجدان مدتی از غذا خودشو دور نگه میداره و بعد دوباره فرمولای چاقی رو تکرار میکنه چون توبه نمیکنه و این روند هزار سال ادامه پیدا می کنه و اندام چاق و چاقتر رو رقم میزنه ولی ما اینجا یاد گرفتیم مسیر چاقی رو امتداد ندیم و بر عکس مسیر لاغری رو امتداد بدیم تا همیشه متناسب بمونیم . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عطا
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۹ ۱۳:۳۸
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,729 کلمه

      سلام و درود .

      چقدر به جا این فایل رو گذاشتید . 

      بله من دقیقا دارم از روی رفتارها به فرمولهای ذهنی افراد پی میبرم و این متن و فایل بازم از اون شگفتیهایی هست که دیگه تعجبی برام نداره  و اونقدر در همین مسیر کوتاهم با شگفتی روبرو شدم که واقعا میگم شگفتی دیدن در مسیر لاغری با ذهن برام طبیعی شده . 

      خب زمان آزمون که گذشته و الان بهمن ماه هستیم ولی خب من برای خودم این تمرین و آزمون جذاب  رو انجام میدم .

      من کامنتها رو هم نخوندم و فقط و فقط میخوام از دیدگاه و برداشت خودم به این قضیه بنویسم . 

      خب اول اینکه از  دو وجه و زاویه میشه به کل این ماجرا نگاه کرد . فرمولهای چاقی ، فرمولهای لاغری .

      در این تجربه هم فرمولای چاقی بود هم فرمولای لاغری و من هردوش رو دیدم . 

      فرمولهای چاقی 

      علاقه ی شما به این ماده بر اساس فرمول های خاطرات چاقی شکل گرفته . 

      چون مثلا منی که در تهرانم و اصلا تا حالا یکبار هم از این ماده نخوردم هیچ احساسی به این ماده غذایی ندارم . چون تا حالا نخوردمش میدونم که ذهن چاقتون میگه نصف عمرت بر فنا رفته و چیزی که به ذهنم میاد طعمی شبیه گلابیه اونم به خاطر رنگش ولی آخر فایل متوجه شدم نوعی رطب هست . پس باید چیزی شبیه خرما باشه . 

      به هر حال من فقط از طریق دیدن هیچ فرمولی در ذهنم فعال نشده در حالیکه شما با این حجم از خنده و شادی دارید ازش صحبت می کنید و این بر میگرده به خاطراتی که از این ماده در ذهن دارید . 

      پس علت خنده و هیجان شما نسبت به این ماده غذایی از خاطرات چاقیه . 

      خب فرمول بعد اینکه شما قدرت رو دادید دست این ماده غذایی و دایم دارید ازش تعریف و تمجید می کنید و میگید این ماده نابود می کنه طرف و . به فنا میده در حد تیم ملی عکسشو شیر کردید و همه ی اینا یعنی این ماده غذایی رو برای خودتون  خیلی بزرگ کردید . در حقیقت خودتون قدرت رو بهش دادید برای همین اینقدر بی تابتون کرد . خودتون خودتون رو بیتابش کردید . قدرت رو از خودتون گرفتید و بر اساس خاطرات چاقی که بازم خودتون برای خودتون لذتبخشش کردید انتخابش کردید . 

      پس درجه اول خودتون بودید . و بعد اینکه قدرت انتخابتون رو بر خریدن این ماده قرار دادید . خودتون انتخاب کردید که این ماده رو خریداری کنید . البته نسبت به گذشته خب خیلی هم بد رفتار نکردید اما نسبت به یک انسان متناسبی که در جنوب زندگی می کنه و اتفاقا از این ماده هم خورده خب رفتار متناسب نداشتید . البته من چون تا حالا خودم نخوردم واکنشی بهش ندارم شاید اگه منم جای شما بودم همینکارو میکردم . بنابراین من اصلا در جایگاه قضاوت نیستم چون با کفش شما راه نرفتم ولی چون خودتون این رفتار رو برای آزمون ما قرار دادید من نظرمو می گم . 

      بله اگه بخوام رفتار یک انسان متناسبی که شرایط شما رو داره در نظر بگیرم میتونم بگم شما متناسب  رفتار نکردید . ولی با وجود فعال کردن شخصیت  چاقتون بازم متعادل رفتار کردید .

      اما اگر شخص متناسب جنوبی که این ماده رو هم دوست داشته باشه با این ماده روبرو بشه  اینقدر هیجان برای خریدش نداره . چون خودشو عادت نداده که خاطرات خوردن رو در ذهنش مرور کنه و  خوشمزه بودن این ماده در حد معموله براش . در حالیکه برای شما یه چیز بی نظیره . چون خودتون مدام این تعرف رو در ذهنتون مرور کردید و به این نتیجه رسیدید .   استفاده از تک تک کلماتتون و تعریفاتون در مورد این ماده غذایی که اتفاقا توسط خود شما هم صورت گرفت باعث خریدش شد در حالیکه فرد متناسب اینجوری تعریف و تمجید نمی کنه و این هیجان رو نداره . 

      خب اون خیلی طبیعی و عادی از این ماده خرید می کنه و میبره خونه . خب فرمول بعدی اینه که شما گفتید این ماده با من حرف میزنه . خب این قدرت دادن به ماده غذاییه . غذا که با آدم حرف نمیزنه . این ذهن ماست که داره حرف میزنه و البته بازم ذهن ما نیست خود ماییم که داریم حرف میزنیم و این عادت رو به ذهن دادیم که اینجوری باهامون صحبت کنه . 

      شاید این گفته ها غیر قابل انعطاف بودن شخصیت متناسب باشه . چون از نظر اشخاص چاق  شخصیت متناسب غیر قابل انعطافه ولی من اسمشو میزارم قاطعیت . انسان متناسب قاطعیت رفتار داره . پس شما از فرمول انعطاف در رفتار هم استفاده کردید و شخصیت قاطع متناسبتون رو فراموش کردید . یعنی شخصیت چاقتون رو انتخاب کردید و بسیار منعطفانه از تمام فرمولهای چاقی استفاده کردید و اون ماده رو خریدید . قدم بعدی باز هم توبه نکردید و در مسیر چاقی استمرار داشتید . یعنی تا تموم نشدن این ماده غذایی شما در مسیر چاقی باقی موندید و توبه نکردید . 

      از فرمول ارثی بودن علاقه هم استفاده کردید . البته ارثیه جنوبیها . البته عین عبارتتون رو فراموش کردم  گفتید نمیشه جنوبی باشی و  مثلا این ماده خوشمزه رو امتحان نکرده باشی . البته این جمله رو نگفتید ولی تقریبا همین مضمون داشت یعنی یه جورایی انتخاب این ماده ی غذایی رو تقصیر یه عامل بیرونی یعنی  علاقه مردم جنوب به این ماده غذایی عنوان کردید نه انتخاب خودتون . 

      فرمول دیگه  که شما زمان بیشتری در مسیر چاقی بمونید این بود که شما از تنوع استفاده کردید و با فرستادن عکس برای شخصی دیگه استفاده از فرمولهای چاقی نسبت به این ماده ی غذایی رو در ذهن یه انسان دیگه هم فعال کردید  و به نوعی استفاده از این ماده غذایی رو برای خودتون متنوع کردید .  

       یاداوری خاطراتتون در مورد اون دوستتون که یه چاق درجه ۱ هست و تمام رستورانهای تهران و میشناسه باز قدرت دادن به این ماده غذایی و فرمولهای چاقیه و میخواین بگید ببین این ماده چیه که اون رو هم از اون سر دنیا راغب کرد که این ماده رو براش بفرستم . در حالیکه شما هردو قدرت انتخاب دارید و وقتی تصمیمتون بر متناسب رفتار کردن باشه نه تنها این ماده که اگه هزاران ماده  هم جلوی چشمتون قرار بگیره اگه نخواین انتخابش نمی کنید . 

      پس بازم میرسیم به انتخاب خودمون . 

      نکته ی بعدی عادات چاق کننده . ما به عادتمون قدرت دادیم . یعنی خودمون رو در برابر عادتهای چاق کننده ناتوان میبینیم .  من در تمام صحبتهای شما در این فایل فرمول ناتوانی شما در مقابل عادت چاق کننده خوردن این ماده غذایی رو دیدم . 

      اینا فرمولهای چاقی بود که از این فایل شما دیدم اما فرمولهای متناسب هم دیدم . من البته یکبار این فایل رو دیدم اگه بخوام میتونم این فایل رو بنویسم و تک تک جملات شما رو بررسی کنم و فرمولهای چاقی رو دقیقتر پیدا کنم ولی فکر می کنم تا همین حدم کافی باشه . 

      اما میریم سراغ فرمولهای لاغری جاری شده در این تجربه : 

      نگاه لاغری و استفاده از روش من اینو نخوردم . 

      شما با وجود تمام این فرمولها فقط یک بسته خریدید . شما دو بسته نخریدید . سه بسته یا چند بسته نخریدید . 

      شما فقط یکبار اینکار و کردید . یعنی با وجودیکه شما میتونستید مثلا در عرض یکماه که این ماده نوبرانه است هر روز برید و از اینا خرید کنید ولی شما هر روز این کارو نکردید . شما دیروزش این کارو نکردید . فرداش اینکارو نکردید . مثلا دوهفته قبلش این خرید رو انجام دادید . 

      شما فقط به یه نفر شیر کردید و عکسشو فرستادید در حالیکه شما دوستان چاق و پایه چاقی زیاد داشتید اما فقط برای یه نفر عکس فرستادید . 

      رفتار بعدیتون این بود که شما چند روزه که این بسته رو  در یخچال دارید و همون روز اول تمومش نکردید با وجود تمام فرمولهای چاقی ولی قدرت رو به دست گرفتید و هر روز یکی یا دوتا اونم قطعا نه برای لذت و تفریح بلکه در زمان برطرف کردن گرسنگی جسمی یکی دوتا از اونا رو خوردید . (البته این رو نمیدونم  چون توی فایل چیزی نگفتید ولی انتظارم اینه شما اینطور رفتار کرده باشید .) 

      ولی گفتید که چند روز توی یخچال هست و شما همه رو توی یه روز نخوردید پس همینم یه رفتار عالیه . 

      نکته ی بعدی اینکه اومدید و با ما به اشتراک گذاشتید یعنی از چاقی توبه کردید و دیگه نخواستید برید و همون رفتار رو ادامه بدید پس به چاقی استمرار ندادید و اتفاقا اومدید و در مسیر لاغری حرکت کردید و درسهایی که از این اتفاق یاد گرفتید رو به ما هم یاد دادید تا ما هم بدونیم در مواجهه که با چیزی که دوست داریم به تعادل رفتار کنیم . 

      یعنی فرمول تعادل در رفتار در مواجهه با ماده ای که خیلی دوسش داشتید یه فرمول خیلی عالیه که در مسیر تناسبه . 

      پس در مجموع با توجه به تمام فرمولهای ذهنی ایام چاقی و رفتار شما در مواجهه با این ماده غذایی میشه گفت شما کاملا متناسب رفتار کردید و پرخوری نکردید . در یک وعده زیاد نخریدید . زیاد هم در طی روزهای  اومدن این ماده به بازار نخریدید . یعنی خریدنش رو هم تکرار نکردید . 

       پس در مجموع به عنوان یک قاضی منصف با توجه به تمام الگوهای فکری جاری شده در شما ، شما رفتار متعادلی نسبت به این ماده غذایی که دوسش داشتید  از خودتون نشون دادید . 

      امادر مورد سوالتون و اینکه چه رفتاری می تونستید انتخاب کنید .

      اول آگاهانه رفتار کردن .

      قدرت رو در دست گرفتن . 

      خاطرات با این ماده رو مرور نکردن . 

      باز هم آگاهانه انتخاب کردن . 

      صحبت نکردن ازش . 

      تعریف و تمجید نکردن ازش .

      برای دوستاتون نفرستید .

      ذوق زده نشید . 

      دلتون قیلی ویلی نره براش . 

      نگاه متعادل بهش داشته باشید .

      بهش قدرت ندید . 

      زیاد نخریدن (البته زیاد نخریدید) 

      البته  حالا زیادم نباید سخت گرفت .  یه بار بوده ولی سعی کنید دیگه تکرارش نکنید . 

      ولی متعادل رفتار کردید پرخوری نکردید . 

      یعنی  در کل از نظر فعلی من که البته شخصیت لاغرم زیاد فعال نیست بازم خوب رفتار کردید .

      ولی اگه بخواین خیلی قاطع باشید باید این میزان علاقه رو که با صحبت کردن ازش و رویا پروروندن و خاطره ساختن باهاش  رو کم کنید تا بتونید رفتار متناسبتری نسبت بهش داشته باشید . 

      به نظر من رفتار غذاییتون در مواجهه با این ماده خوب بود ولی رفتار ذهنیتون و صحبت کردن و اینا رو میتونید بیشتر به حالت متناسب نزدیکش کنید . 

      البته من شاگرد شمام و راهکارهایی که گفتم رو همشو از خودتون یاد گرفتم و دارم خدمتتون درس پس میدم استاد . وگرنه قطعا خودتون خیلی بهتر از همه ی ما میدونید که چطور باید عمل کنید . 

      ممنون از این تمرین بسیار عالی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 35 کلمه

        سلام و درود
        از خوندن نوشته شما لذت بردم
        چقدر عالی، کاربری و واقعا فنی توضیح داید
        خدا رو شکر میکنم برای هدایت دوستانی عالی و توانمند چون شما به سایت تناسب فکری
        منتظر خبرهای عالی شما هستم👌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار عطا
          ۱۴۰۱/۱۱/۱۰ ۲۳:۲۸
          امتیاز کاربر: 0
          محتوای دیدگاه: 22 کلمه

          سلام ، درود و عرض احترام . 

          زنده باشید استاد . 

          درس پس دادم  . 

          ممنون که نوشته ام رو ارزشیابی کردید . 

          برقرار باشید .

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۴۰۱/۰۲/۱۸ ۰۱:۳۱
      مدت عضویت: 2274 روز
      امتیاز کاربر: 4625 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 716 کلمه

      فایل “ ارتباط افکار با عملکرد (ازمون چالش): ”

      من دقيقاً نمیدونم که این ویدیو مربوط به چندسال پیش است، ولی فکر میکنم و حدس میزنم مربوط به سال 1399 که دو سال پیش است، باشد.

      بنابراين برایم جالب است، که بدونم با بقیه خرما خارک چه کار کردید استاد، اگر لطف کنید و برایم بنویسید، ممنون میشم.

      اولین چیزی که شما مطرح کردید، به نظرم خود طعم خرما نبود؛ بلکه “خاطره ای” بود که شما از دوران کودکی با خوردن این خرما، داشته اید.

      البته این خاطره یکبار هم نبوده، ولی خوب چون چندین سال این خاطره، تكرار شده است، در ذهن شما احساس خوبی ایجاد کرده است و چون ما دنبال احساس خوب هستیم ، ذهن ما به دنبال پیدا کردن خاطرات خوب ما هست و مرتب دکمه فلش بک را میزند تا ما دوباره ان “ احساس خوب” را تجربه کنیم.

      خوردن این خرما چون سوغات معروف شهر شماست و به گفته خودتون، زمان خاصی از دل طبیعت بیرون میاید و زمان محدودی هم قابل خوردن است تا طعم تازگی ان حس شود؛ بر تلنگر زدن شما و تشویق شما به خوردن، تاثیری بسزایی داشته است.

      شما هر بار با خوردن این خرما، در زمان رسیدن ان و تهیه ان، لذتی را تجربه کرده اید که تکرار ان، همان “ احساس رسیدن به لذت و شادی” را برای شما تكرار میکند.

      به نظرم،  خوردن این خرما در شما، احساس خوشبختی و شاد ی تولید میکرده،  بنابر این، شما مرتب تشویق میشدید که به یخچال سر بزنید و چند عدد از خرما را باز بخورید.

      به نظرم، شما هر سال از دوران کودکی تاشاید همین الان هم، که نوشته مرا میخوانید، تکرار این خوردن خرما در مقطع خاص زمانی که اواخر شهریور و اوایل مهر بوده است، را داشته اید که به شما احساس خوبی هم می داده است.

      دیدن ان خرما در فروشگاه، باعث جرقه امتحان و تست اولیه یک عدد از ان بوده است و خرید ان وخو ردن مرتب از ان، چندین بار درروز اول، به خاطر تجربه احساس خوب در شما و به یاد اوردن تجربه های خوب شما ازاین نوع خرما، بوده است.

      شاید اگرشما عجله نمیکردید، اصلاً این خوراکی را نمیخریدید و به خوردن همان یک عدد، در فروشگاه قانع میشدید.

      شما “حق انتخاب” داشتید که این خرما را بخرید و یا نخرید.

      خریدن ان، منجر به واکنش شما برای بیشتر خوردن از ان و اشتیاق خوردن چندیدن بار؛ درروز اول بود.

      شما انتخاب کردید که خرما رابخرید، چون دوست داشتيد که طعم ان را دوباره بچشید و نتایج ان را تجربه کردید.

      چون دوست داشتید و مدتها بود که این طعم را تجربه نکرده بودید، با خودتون به صلح رسیدید و خرید کردید.به نظرم منطقی به نظر میرسد.

      “ انچه ما الان هستیم، نتیجه اموختن و عمل کردن به اموزشها است.”

      با انکه شما حدود 7 سال است تقريباً، در این راه و مسیر هستید؛ اما شاید حدود 35 سال اموخته های شما، در جهت منتظر بودن با ذوق و شوق برای فرارسیدن این نوع خرمای خارک در زمان خاصی ، بوده است.

      شاید والدین و یااطرافیان شما، ان ذوق اولیه را در شما ایجاد کرده باشند؛ ولی چون در تمرینها استمرار دارید، ذهن شما بعد از چندين بار خوردن، برای لذت به شما تذکر داده است و شما این فایل را ضبط کردید  که عالی هم هست.

      “ همه چیز در ما به ارامی شکل میگیرد، چه چاقی چه لاغری.”

      به نظرم، چون ذهن ما چیزی را فراموش نمیکند، شما هم ان خاطرات 35 سال را که خیلی بیشتر از چند سال اخیر است، را درذهنتون تداعی کردید که این خرماها را به خاطر لذت خوردنش خریدید و هر دفعه با عشق انها را خوردید.

      البته جنگ و سیتزی هم با ذهن خود در ابتدا داشتيد، ولی خوب، بالاخره ان خرما را تهیه کردید.

      به نظرم، خوردن این خرما همواره در طول عمرتان به شما، “ ارامش” داده و شما دنبال ان ارامش بوده اید.

      ارامش درونی که با خاطرات زیبایی که از دوران طفوليت داشته اید، باهم و در کنار هم با شما همراه بوده است.

      من توی شیرینیهای تر، شیرینی رولت را از همه بیشتر دوست دارم، چون مادرم وقتی کودک بودم؛ هر موقع توی خرید بهش کمک میکردم و خریدهایش را با دستان کوچکم، حمل میکردم، برایم یک شیرینی رولت با عشق میخرید.

      من اگر الان شیرینی رولت بخورم، صد در صد به خاطر این است که به یاد عشق مادرم،نسبت به خودم میفتم. ممنونم استاد، مثل همیشه تمرین بسیار جالبی بود.  شمااموزگار و استاد بی نظیری هستید. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم