🍲 وقتی حرف از تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق میشه، شاید فکر کنی فقط پای کالری و وزن در میونه. اما واقعیت اینه که ذهن و باورهای ما مثل یک کارگردان پشت پرده، داستان خوردن رو شکل میدن! 🎭
هر لقمهای که میخوریم، نه تنها به بدنمون میرسه، بلکه حسها و افکارمون رو هم تغذیه میکنه. 😌💭
خیلی وقتها این باورهای ذهنی هستند که باعث میشن خوردن تبدیل به یک چالش بشه و تاثیرش روی جسم، بیشتر از اون چیزی باشه که فکرش رو میکردیم. 🌱
پس بیایم با هم یاد بگیریم چطور این تاثیر رو آگاهانه کنترل کنیم و رابطهمون با غذا رو از نو بسازیم. 💪💚
چرا بعضیها هر چیزی میخورند و چاق نمیشوند؟
🤔 تا حالا از خودت پرسیدی چرا بعضیها انگار هر چی بخورن، نه تنها چاق نمیشن، بلکه همیشه متناسب و سرحال باقی میمونن؟ و تو هر بار که غذا میخوری، حس میکنی چند کیلو اضافه میکنی؟! واقعیت اینه که جواب این سوال فقط به ژنتیک و شانس برنمیگرده. 🧬✨

🧠 بخش بزرگی از این موضوع مربوط میشه به تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق، اما نه فقط از نظر کالری یا مقدار غذا، بلکه از زاویه ذهن و باورهای ذهنی ما. باورهایی که مثل یک فیلتر، تجربه ما از غذا خوردن رو شکل میدهند و مسیر جسممون رو تعیین میکنند.
🍽️ افرادی که ذهنشون آزاد و آرامه، معمولا به جای نگرانی از خوردن، تمرکزشون روی لذت بردن واقعی از غذا و میزان متعادل مصرف کردن است.
این طرز فکر بهشون اجازه میده بدون استرس غذا بخورند و بدنشون هم واکنش طبیعی و سالمی نشون بده. برعکس، افرادی که ذهنشون پر از نگرانی و ترس از چاقی هست، هر لقمه غذا برایشون تبدیل میشه به یک مبارزه ذهنی! ⚔️😣
🔍 وقتی ذهن درگیر استرس و نگرانی باشه، هورمونها و سیستمهای بدن تغییر میکنن و این دقیقاً همون چیزیست که باعث میشه بدن بیش از حد چربی ذخیره کنه یا متابولیسم کند بشه.
پس تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق خیلی بیشتر از صرف کالری و غذاست؛ این تاثیر به شدت به کیفیت افکار و احساسات ما وابستهست.
💡 نکته مهم اینه که افراد متناسب، معمولا با یک باور قوی زندگی میکنند: «میتونم هر غذایی رو با تعادل بخورم و ازش لذت ببرم بدون اینکه نگران وزن باشم.»
این باور قوی مثل یه سپر ذهنیه که از استرس و نگرانی جلوگیری میکنه و اجازه میده انرژی ذهنی و جسمی برای مراقبت بهتر از خودمون باقی بمونه.
🌱 شروع این مسیر یعنی اول شناخت تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق، و بعد آرام آرام پاکسازی باورهای غلط و جایگزینیشون با باورهای مثبت و سازنده.
این یه روند تدریجی اما عمیقه که اگر درست پیش بریم، تغییرات پایدار و شگفتانگیزی رو برای جسم و ذهنمون رقم میزنه.
🚀 پس بیایم با هم آگاهانه کار کنیم روی این باورها، ذهنمون رو از ترس و نگرانی رها کنیم و یاد بگیریم چطور رابطهای سالم و صمیمی با غذا داشته باشیم.
نتیجه؟ جسمی سالمتر، ذهنی آرامتر و احساس رضایت واقعی از زندگی! 💚✨

🌟 تصاویری که از خوردن در ذهنمان داریم
تصور کن هر بار که یه لیوان آب میخوری، انگار عدد ترازو بالا میره! 😱🥤
شاید اولش خندهدار به نظر برسه، ولی برای خیلی از آدمها، این فقط یه خیال نیست؛ یه باور ذهنی قدرتمنده که سالهاست توی ذهنشون جا خوش کرده.
من خودم دقیقاً همین حس رو داشتم.
اون روزایی که تو مسیر کاهش وزن بودم، یه جمله توی سرم تکرار میشد:
“اگه حتی آب هم بخوری، چاق میشی.” 😣
و این یه جمله ساده، اما سمی بود…
🍞 نون میدیدم، میترسیدم
🍚 برنج میخوردم، عذاب وجدان میگرفتم
🍯 حتی وقتی غذای سالم میخوردم، یه صدای همیشگی توی ذهنم میگفت: “بازم چاق میشی!”
🍶 آب؟ همون سادهترین نوشیدنی دنیا، برام شده بود یه تهدید همیشگی!
این نوع تفکر نشون میده تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق فقط به غذا محدود نمیشه؛ این باورهای پنهان ذهنی هستن که مسیر بدن رو شکل میدن.
ذهن ما یه فیلتر میسازه — یه فیلتر پر از ترس، استرس و نگرانی.
از پشت اون، هر غذایی مثل یه خطر دیده میشه، حتی غذاهایی که سالم و مفید هستن.
🛑 نتیجهاش چیه؟
⚠️ ترس دائمی از خوردن
⚠️ قطع ارتباط با نیازهای واقعی بدن
⚠️ یه ذهن همیشه نگران و خسته…
در واقع، تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق فقط فیزیکی نیست؛ ذهنی هم هست.
وقتی ذهن پر از اضطرابه، بدن هم مطابق با همون ترسها واکنش نشون میده.
💡 اما خبر خوب اینه که ذهن ما قابل برنامهریزیه.
میتونیم باورهای نادرست رو پاک کنیم، صداهای منفی رو کمرنگ کنیم و به جاش یه رابطه امنتر با غذا بسازیم.
اگه یاد بگیریم که باورهای ذهنیمون رو زیر ذرهبین ببریم، کمکم تصویر غذا توی ذهنمون تغییر میکنه.
و اونوقته که تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق، از یه چرخه ترسناک، تبدیل میشه به یه مسیر سالم، طبیعی و خوشایند. 🌈💚
بیایم از همین حالا شروع کنیم…
چون اون چیزی که باعث چاقی ما میشه، فقط خود غذا نیست…
بلکه تصویر ذهنی ما از اون غذاست. 🖼️🍽️

🧠 چرا ذهن افراد متناسب با ما فرق داره؟
اگه با دقت به رفتار و طرز فکر افراد متناسب نگاه کنیم، متوجه میشیم که تفاوت اصلی فقط توی غذا خوردن یا ورزش کردن نیست… تفاوت واقعی توی ذهن اونهاست! 🧩✨
🍝 افراد متناسب وقتی غذا میخورن، استرس ندارن.
نه هر لقمه رو میشمرن، نه مدام نگران چاق شدن هستن.
براشون غذا یه بخش عادی و لذتبخش از زندگیه. 😋💕
در حالی که خیلی از ما، با اضافه وزن، قبل از اینکه حتی قاشق اول رو برداریم، هزار تا فکر از ذهنمون رد میشه:
🔸 «نکنه این غذا چاقم کنه؟»
🔸 «مطمئنی باید اینو بخوری؟»
🔸 «دیروزم شیرینی خوردم، امروز دیگه حق ندارم!»
این افکار مدام مثل آژیر خطر توی ذهنمون روشنه 🚨 و لذت غذا خوردن رو از ما میگیره.
💭 واقعیت اینه که تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق بیشتر از اون چیزیـه که به چشم دیده میشه؛ ذهن اونا دائماً درگیر ارزیابی، مقایسه و نگرانیه.
افراد متناسب به غذا به عنوان یه لذت طبیعی نگاه میکنن، نه تهدیدی برای وزنشون.
همین نگاه ساده، باعث میشه بدنشون آروم بمونه، هورمونها متعادلتر کار کنه و رفتارهای خوردن هم طبیعیتر بشه. 🌿
در عوض، ترس از غذا خوردن، ذهن رو توی وضعیت دفاعی میبره.
و این یعنی بدن هم وارد حالت اضطراب میشه، بیشتر چربی ذخیره میکنه و اشتهای کاذب فعال میشه.
این همون جاییه که دوباره تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق خودش رو نشون میده — نه فقط بهخاطر اونچه میخورن، بلکه بهخاطر ذهنیتی که با هر لقمه همراهه. 😣🍩
✨ وقتی نگرانی رو کنار بذاریم و با آگاهی و لذت غذا بخوریم، ذهن آروم میگیره، و در نتیجه بدن هم واکنش متفاوتی نشون میده.
حتی جذب مواد مغذی و سوختوساز بدن بهتر کار میکنه — یکی دیگه از نشانههای پنهان تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق که کمتر بهش توجه میشه.
پس اگه میخوای متناسب فکر کنی، اولین قدم اینه که باور کنی:
🍓 غذا دشمن تو نیست… میتونه دوستت باشه،
فقط کافیه نگاهت رو بهش عوض کنی. 💛

🔄 تغییر افکار، تغییر رفتار
حتماً شما هم شنیدید که میگن:
“برای تغییر بدن، اول باید ذهن رو تغییر بدی.” 🧠💪
و واقعاً هم همینطوره!
تا وقتی افکارمون سر جای قبلیه، هیچ رژیم یا ورزشی نمیتونه برای همیشه جواب بده.
✨ وقتی ذهنیتمون عوض بشه، رفتارهایی که سالها عادتمون بوده، کمکم شروع به تغییر میکنن.
من خودم وقتی شروع کردم روی باورهای ذهنیم کار کنم، یه چیز خیلی واضح رو متوجه شدم:
دیگه از غذا خوردن نمیترسیدم! 😌🍽️
غذا از یه موجود خطرناک و وسوسهبرانگیز، تبدیل شد به یه تجربهی عادی، طبیعی و حتی لذتبخش. 🍲💚
🧘♀️ برای کاهش وزن، باید ذهنمون رو از باورهای منفی پاک کنیم؛
باورهایی مثل:
🔸 «من همیشه چاق میمونم»
🔸 «غذا دشمنه»
🔸 «حتی اگه سالم بخورم هم چاق میشم»
🔄 این جملهها توی ناخودآگاهمون ثبت شدن و تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق رو چند برابر میکنن؛ چون بدن هم به ترسها پاسخ میده.
اگه مدام با اضطراب بخوریم، بدن اون اضطراب رو مثل یه تهدید میبینه و ممکنه بیشتر چربی ذخیره کنه، سوختوساز رو کند کنه یا اشتهای کاذب فعال بشه.
🔁 این همونجاست که دوباره تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق خودش رو نشون میده — نه فقط با غذا، بلکه با فکرهایی که همراهشه.
🌿 کاهش وزن فقط کمکردن کالری نیست…
این یه سفر درونیه؛ سفری به سمت ذهنی آرومتر، نگاهی مهربونتر به خودمون و ارتباطی سالمتر با غذا. 💫
و وقتی ترس و اضطراب رو از ذهن پاک کنیم…
🍎 بدنمون هم با ما همراه میشه
💬 رفتارهای سالم، بدون فشار و اجبار توی ما رشد میکنن
🌈 و اونوقت واقعاً آزادی در خوردن و زندگی رو تجربه میکنیم
چون ریشهی خیلی از مشکلات وزنی، در تاثیر خوردن بر جسم در افراد چاق نهفتهست — جایی که افکار، استرس و باورها با لقمهها ترکیب میشن…
و حالا وقتشه این چرخه رو با ذهنی تازه، بشکنی 💪🌱
🔚 نتیجهگیری: مسیر لاغری با ذهن
در نهایت، باید بدونیم که لاغری با ذهن یک مقصد نیست، بلکه یه مسیر پر از کشف و رشد درونیـه. 🛤️✨
مسیریه که با صبر، تمرین و تغییر قدمبهقدم افکارمون شکل میگیره.
لازمهش این نیست که کامل باشی یا همه چیز رو بلد باشی، فقط کافیه به خودت و ذهن قدرتمندت اعتماد کنی. 💫
🌱 باور کن که میتونی از ترسها و نگرانیها رها شی،
🍽️ بدون اضطراب غذا بخوری،
و احساس سبکی و آزادی رو با همه وجودت تجربه کنی.
💪 “اگر مسیر لاغری با ذهن رو با استمرار ادامه بدی، چه بخوای چه نخوای… لاغر میشی!”
چون اونوقت این ذهن جدید، خودش رفتار جدید میسازه
و رفتار جدید، بدن جدیدی رو خلق میکنه. 🌈🧠
پس با عشق و اعتماد، ادامه بده…
جسم جدیدت، فقط یه باور تازه با تو فاصله داره. 💖
❓ سوالات متداول
چطور میتوانم باورهای اشتباه ذهنی را تغییر دهم؟
بهترین راه برای تغییر باورهای اشتباه، تمرکز بر اطلاعات مثبت و استفاده از فایلهای آموزشی لاغری با ذهن است. به مرور زمان، ذهن شما به این اطلاعات جدید عادت میکند. 🌱
آیا لاغری با ذهن واقعاً مؤثر است؟
بله، تحقیقات علمی و تجربیات واقعی ثابت کردهاند که تغییر در باورهای ذهنی میتواند تأثیر چشمگیری بر کاهش وزن و بهبود وضعیت جسمی افراد داشته باشد. 🧠💪
چقدر زمان میبرد تا نتایج تغییرات ذهنی را ببینم؟
تغییرات ذهنی نیاز به زمان دارند، اما با تمرکز و صبر، بهتدریج نتایج مثبت را خواهید دید. 💫
از هیچچیز نمیترسید، حتی از غذایی که میخورید. 🍽️😊
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.22 از 36 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



سلام و درود .
قبل از اینکه بخوام تمرینات امروز رو انجام بدم اول گزارشی از عملکرد خودم می نویسم .
دیشب دو تا فرمول چاقی رو شناسایی کردم . البته در همون مرحله فکر . نزاشتم به مرحله ی رفتار برسه . کشفشون کردم و وقتی فرمول رو شناسایی کردم عملکردم خیلی عالی شد .
فرمول اول دیشب سر کار در یه تایمی ذهنم سر درگم شد و دو ر و برم شلوغ شد و یه جورایی برنامه ی ذهنیم برای انجام کارها به هم خورد میل به خوردن (بهتره بگیم انتخاب خوردن ) در من شکل گرفت .
فهمیدم این فرمول در من هست که موقعی که سرم شلوغ میشه میخورم .
یعنی فرمول (میخورم چون سرم شلوغ شده . میخورم چون ذهنم سردرگم شده ) رو شناسایی کردم .
و با فرمول لاغری جایگزین کردم . (نمیخورم چون سرم شلوغ شده . نمیخورم چون ذهنم سردرگم شده اول بهش نظم میدم اگه گرسنه بودم میخورم اگه نه که نمیخورم چون سیرم )
این فرمولها رو به راحتی با فرمول های چاقی جابجا کردم و سریع دیدم حس واکنشم تغییر کردن و حس خوردن و انتخاب خوردن از وجودم رفت و قدرت رو به دست گرفتم و به راحتی نخوردن رو انتخاب کردم .
یه فرمول دیگه هم که شناسایی کردم این بود (وقتی سیرم و کسی بهم غذا تعارف می کنه و من با قاطعیت می گم نمیخورم وقتی اون طرف دیگه دست از اصرار بر میداره ذهن خودم شروع می کنه به فرمان به خوردن . یعنی میخورم چون کسی تعارف کرده و من گفتم نه و حالا بعد از تموم شدن اصرار اون خودم خودمو وادار به خوردن می کنم ) این فرمولم شناسایی کردم . بعد از اینکه همکارم شروع کرد به اصرار و من گفتم نه و بعد دیگه اصرارشو تموم کرد دیدم حالا ذهن خودم داره امر به خوردن می کنه در حالیکه گرسنه هم نبودم . سریع مچ خودم و گرفتم . آیا الان گرسنه هستی گفتم نه . گفتم پس چرا داری دعوت به خوردنم می کنی . دیدم این فرمول در ذهنمه که بعد از اصرار کسی و نه گفتن خودم ، خودم میخوام بخورم . میخورم چون کسی اصرار کرده و اصرارشو قطع کرده ) خیلی فرمول پیچیده ای بود . وقتی پیداش کردم و تغییرش دادم سریع حس واکنش به مواد غذایی در من از بین رفت و دیگه ماده غذایی رو انتخابش نکردم چون سیر بودم .
فرمول جایگزین هم این بود . نمیخورم چون گرسنه نیستم . نمیخورم چون سیرم . نمیخورم چون کسی داره منو واددار به خوردن در زمان سیری می کنه . نمیخورم چون خودم دارم خودمو وادار به خوردن در زمان سیری می کنم . نمیخورم چون پرخوریه )
وقتی این فرمولها رو ساختم خیلی راحت واکنش من تغییر کرد و دیگه امر به خوردن در من متوقف شد و به رفتار نرسید و حالم عالی عالیتر شد .
تمرین امروزم .
من صبحانه نخوردم .
کوکو سبزی نخوردم .
سبزی پلو نخوردم .
چند ملاقه آش نخوردم .
نان نخوردم .
شیرینی نخوردم .
بیسکویت نخوردم .
نصف شکر پنیر نخوردم .
میوه نخوردم .
نخودچی کشمش نخوردم .
شکلات نخوردم .
نصف بشقاب زرشک پلو نخوردم .
چند تا تکه مرغ نخوردم .
سمنو نخوردم .
مویز نخوردم .
انجیر خشک نخوردم .
یه کاسه ماست نخوردم .
تنوع غذایی نداشتم .
پرخوری نکردم .
ریزه خواری نکردم .
کسی رو وادار به خوردن نکردم .
امروز همکارام بهم گفتن عطا لاغر شدی بیش فعال شدی همش کار میکنی بابا یه دقیقه بشین . چیزی نگفتم .
نه از اینکه گفتن لاغر شدی هیجان زده شدم نه از اینکه گفتن بیش فعال شدی ناراحت یا خوشحال .
من دیگه دارم خودم کارامو انجام میدم . عطایی که همیشه کاراشو رو دوش دیگران میزاشت حالا همکارام بهم میگن بیش فعال . البته بیش فعال خیلی خوبه .
من اینجا یاد گرفتم به قضاوت و تعریف دیگران واکنش ندم . به نظرم دلیلی نداره واکنش بدم . من راه زندگیمو پیدا کردم .
خیلی طبیعیه وقتی دارم فکر و عملم رو اصلاح می کنم لاغر بشم . لاغری طبیعت وجود منه و خیلی طبیعی داره برام رخ میده . طوری که اطرافیانمم دارن بهم می گن .
البته نمیدونم چقدر لاغر شدم که دیگران دارن بهم میگن .
اما لاغری من با دفعه های پیش فرق داره . اون زمانها وقتی یکی بهم میگفت لاغرشدی اونقدر هیجان زده میشدم که دوباره راه و روش چاقی رو پیش می گرفتم .
برای همین هیجان زده شدن از لاغری برای من فرمول چاق کننده است . برای همین هیجان زده نشدم . کاملا برام طبیعی شده لاغر شدن .
خب وقتی دارم از راه صحیح حرکت می کنم و لاغری با ذهن رو انتخاب می کنم خیلی طبیعی و عادیه که لاغر بشم .
همین که انقدر آرومم و حالم خوبه این یعنی بودن در مسیر صحیح .
چی از این بهتر که انسان مسیر صحیح رو در زندگیش بره و خیالش راحت باشه از زندگی در مسیر درست .
خب وقتی در مسیر درست داری حرکت می کنی طبیعیه که لاغری انقدر راحت بیاد سراغت .
خدارو شکر می کنم و سپاسگزار استادم هستم که اینقدر عالی مسیر صحیح رو یادم داد .
خب حالا برم سراغ تمرینات امروزم .
نشان های دریافت شده
سلاااام
چقدر من تاثیر ذهن روی بدن رو با این فایل بیشتر درک کردم چون یادم افتاد به داییم که همیشه توی دوره ی ورود به سرزمین لاغر ها ازش به عنوان کسی یاد میکردم که هر چیزی که میخواد میخوره ولی چاق نمیشه و همیشه بهش حسودیم میشد چون میومد تعریف میکرد امروز مثلا رفتم دوتا کیک پیتزای سنگین خوردم یا یه پیتزا خانواده رو تنهایی تموم کردم یا چند تا ساندویچ خوردم و همیییشه هم ته حرفاش میگفت سیر نشدم و فقط ته دلمو گرفته و جا داشتم بازم بخورم و اینا رو که میگفت من فقط میتونستم تعجب کنم که چطور ممکنه یه نفر این قدر بخوره و متناسب باشه بدون کوچیک ترین ورزشی حتی پیاده روی ساده یعنی داییم کسیه که از پیاده روی و اتوبوس سوار شدن و… بدش میاد و همیشه با ماشین میره اینطرف و اون طرف و خلاصه مثال بارز برای من بود از کسی که هر چی میخوره لاغره ولی الان دیگه به متناسبی قبلش نیست و از وقتی رفت سربازی و برگشت جسمش تغییر کرد و مطمئنم یه فرمول اشتباه یا باور و تصویر اشتباهی که توی حرفای یه نفر توی سربازیش یا اطرافیانش شنیده ، باعث شده کفه ی ترازوی فرمول های چاقیش یکم بیاد پایین و با اون رفتارای پر خطر و اشتباهش باعث شده که جسمش تغییر کنه ولی معلومه که یکم اومده پایین چون هنوزم جز آدمای متوسط حساب میشه ولی جسمش دیگه متناسب نیست مثل قبل .
و به یاد اوردن این مثال باعث شد که من بازم به خودم یادوری کنم که هدف من درست کردن افکار و باورهامه که این کار به دنبال خودش تناسب اندام به همراه میاره نه اینکه بخوام به زور یه سری رفتار رو انجام بدم که هیچ کدوم متعلق به من نیست و من از انجامشون اذیت میشم . مهم اینه که ذهن من طبق فرمول های درست به من دستور بده و این جوری دیگ نیازی به هیچ رژیم و ورزشی نیست به علاوه اینکه من نمیخوام جز دسته ای باشم که رفتار غذایی درست ندارن ولی جسمشون متناسبه چون این کار مثله راه رفتن روی لبه ی تیغه و هر لحظه ممکنه از یه طرف بیوفتیم توی دام رفتار های اشتباهمون و خب وقتی من ، غذا خوردن رو لذت و تفریح ندونم دیگه آرزوم این نیست که کلی غذا اضافی وارد بدنم کنم و لاغر بمونم چون بدنم چه چاق باشم چه لاغر اذیت میشه ، سنگین میشه و حس بد پیدا میکنه وقتی مواد اضافه واردش میکنم .
پس من انتخاب میکنم که یه آدم متناسب با رفتار غذایی درست باشم و میدونم خدا همیشه به موقع نعمت هاشو به من میده و نعمت تناسب اندام کامل ، به زودی و درست سر موقع بهم داده میشه . من یه شبه چاق نشدم که بخوام یک شبه خودم رو در حالت تناسب اندام کامل ببینم من این مسیر رو طی میکنم و با همه ی پستی بلندی هاش میدونم که تهش تناسب اندامه و لاغری با ذهن تنها راه و آسون ترین راه لاغر شدن همیشگی هست.
درباره ی فکر کردن به غذا هم خیلی آگاهی بخش بود برای گفته هاتون و انگار یه الهام خیلی بزرگ شد بهم یهو و فهمیدم یکی از تله های بزرگ ذهنم برای گیر انداختن من توی وضعیت چاقی اینه که مدام دارم به غذاها فکر میکنم و قبل از هر وعده ی غذایی کامل توی ذهنم تصویرشو ساختم که چی قراره بخورم چه قدر قراره بخورم کجا بشینم بخورم با ترشی بخورم یا خیار گوجه و خلاصه یه دور غذا میخورم قبل اینکه واقعا غذا بخورم و این یه فرمول و تصویر سازی هست که فقط توی ذهن آدمای چاق وجود داره و من هیچ وقت ندیدم سپهر قبل از غذا خوردن حرفی دربارش زده باشه یا اشتیاق خاصی برای غذا داشته باشه ولی یه فرمول توش پیدا کردم اونم این بود که میومد از چیپسای مختلف با من حرف میزد یا غذاهایی که دوست داشت بخوره و من بهش گفتم که بیا هر موقع خواستیم فقط بخوریمشون و قبلش دربارشون حرف نزنیم و بهش به همون زبون بچگی گفتم آخه چه فایده ای داره که ما الان از چیپسای خوشمزه باهم حرف بزنیم و بیا دیگه از خوراکی ها و غذاها حرف نزنیم نه با هم دیگه نه با هیچ کس دیگه وقتی به جاش میتونیم از فضا و ستاره ها و سیاه چاله ها باهم حرف بزنیم ، چون خیلی اطلاعات درباره ی فضا رو دوست داره و اونم گفت باشه
منم ازین به بعد قول میدم که به حال توجه کنم نه به گذشته و نه به آینده . سرزنش کردن خودم برای یه رفتار اشتباه مربوط به گذشتست و برنامه ریزی برای وعده ی غذایی که هنوز نیومده برای آیندست و من نمیخوام به هیچ کدوم فکر کنم . الان چطورم؟ الان سیرم چون تازه صبحونه خوردم برای ناهارم باید غذا درست کنم ولی همون موقع تصمیم میگیرم چی بردارم از تو یخچال و گرم کنم یا بپذم . ولی الان دلیلی نداره به چیزایی که توانایی خوردنشون رو دارم فکر کنم.
خدایا شکرت
ممنونم استاد برای این آگاهی های درست
باسلام، الان ک گوش کردم این فایل بسیار جالب رو، به این نتیجه رسیدم ک من قبل از درست کردن غذا اول با پیشینه ذهنی ک از اون غدا دارم شروع به پخت میکنم مثلا دفعه قبل ک خیلی خوب وخو شمزه بود یا فلان همکارم ک با کلی اب وتاب تعریف کرد ک من فلان غذا رو درست کردمو فلان ادویه رو زدم ک چقدر خوشمزه تر شد ذهنم ر وتحریک میکنم بعد موقع خوردن در وافع دارم تست میکنم، کاری به سیری ندارم هی میخورم ببینم واقعا خوبه، ایرادش چیه، اگه لذت نبردم یه لقمه دیگه ک حتما اون حسی ک تو ذهنم ساخته بودم از قبل رو بهش برسم، بعد میبینم کلی غذا خوردم شاید اصلا نفهمیدم چی خوردم، نمیدونم من اینطوریم یا بقیه هم مثه من هستن
به نام خدایی که در این نزدیکیست ❤️❤️❤️
سلام 🙋
تاثیر خوردن بر جسم 🤔🧐
استاد خیلی فایل ارزشمندی بود و من از گوش دادن به حرفاتون خیلی لذت بردم 🥰
درسته که من مدتیه در این مسیر هستم و کلی از رفتارها و عادتهای غذاییم تغییر کردند و میل و اشتهام نسبت به مواد غذایی خیلی کم شده و دیگه اون حرص و ولع قبلی و ندارم و فکر میکردم که دارم تقریباً درست عمل میکنم ولی با شنیدن حرفای شما در این فایل متوجه شدم که هنوز خیلی راه مونده تا من بتونم درست عمل کنم و هنوز باید حالا حالا ها رو خودم کار کنم چون من هنوز به خوردن خوراکی ها و مواد غذایی فکر میکنم و حتی زمانی که سیر هستم بازم به این فکر میکنم که خب وقتی زمان خوردن وعده غذایی شد فلان چیز و می خورم یا با خودم میگم پاشم سالاد و مخلفات سفره رو آماده کنم بزارم کنار تا زمان خوردن وعده غذایی همه چیز آماده باشه البته این و بگم که من اصلا پر خوری یا ریزه خواری نمی کنم و برعکس اگه حتی یک لقمه اضافه از نیاز بدنم بخورم سریع حالم بد میشه و من اصلا تجربه کردن این حالت و دوست ندارم مثلاً امسال دومین سالی هستش که من با مسائل ذهنی آشنا شدم و با این شرایط تجربه روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان و دارم و موقع افطار و سحر خیلی با آرامش و به اندازه نیاز بدنم غذا میخورم و بعد از افطار و سحر خیلی سبک و سرحالم و اصلا به این فکر نمیکنم که که حالا چون ساعات طولانی روزه بودم دم افطار باید تلافی شو در بیارم و تا جاییکه میتونم بخورم و یا در زمان سحر این فکر و داشته باشم که چون میخوام روزه بگیرم پس تا جایی که میتونم بخورم که فردا گشنمه نشه بر عکس خیلی از پرخوری و خوردن در حد سنگینی و فشار شکم بدم میاد مثلاً چند شب پیش واسه سحر ته چین پخته بودم ولی موقع سحر حتی مزه شو هم نگاه نکردم فقط یک ماست خوری ماست اونم بدون نون خوردم و هرچه که همسرم و دخترم اصرار کردن که بابا حالا یک قاشق بخور گفتم نمیتونم میلم نمیکشه و از گلوم پایین نمیره تازه فرداشم اصلا گشنمه نشد برعکس خیلی هم حالم خوب بود گاهی اوقات خودمم از رفتارای خودم شگفت زده میشم در صورتیکه اگه قبلاً بود حتماً کلی از اون ته چین و با ماست و سالاد و مخلفات میخوردم به دلیل اینکه میخوام روزه بگیرم و فرداشم کلی بی حال و گرسنه و تشنه میشدم ویا موقع افطار این قدر میخوردم که بعد از سیر شدن دیگه از شدت سنگینی نمی تونستم از جام تکون بخورم و این قدر سنگین میشدم که دیگه نمیتونستم ظرفا رو جمع کنم ببرم پای سینک واسه شستن ولی الان دو ساله که بهترین حالت ها رو در ماه رمضان دارم تجربه میکنم خیلی کم در روز گرسنه و تشنه میشم و تقریباً سبک و سر حالم و بر عکس سالهای قبل که همش خوابم میومد و کسل بودم اون حالت های بد و ندارم ولی هنوز این افکار و در مورد خوردن دارم و الان به اشتباهم پی بردم ان شالله و به لطف خدا بتونم این عادت فکری اشتباه در مورد خوردن و بزارم کنار و از همین الان شروع میکنم به تمرین کردن من به خودم ایمان و اطمینان دارم که میتونم از پسش بر بیام همون طور که تا الان کلی از رفتارها و عادتهای نادرست غذایی مو تغییر دادم
استاد ممنون که با آموزش های ارزشمند تون باعث میشید که هر روز آگاه تر از دیروز مون بشیم و به اشتباه مون پی ببریم 🙏🙏🙏🌹🌹🌹
لاغر شدن آسون ترین کار دنیاست اگه در مسیر درست بمونیم و راه درست شو یاد بگیریم 🌹🌹🌹🌹
سلام به همگی
من مدتها هست که دیگه از این جنس افکار ندارم و به خودم نمیگم که خب حالا در فلان زمان چطور بخورم و یا چی. رو با چی بخورم که بهتر باشه و اما این در حالی هست که در گذشته من در حال مرور این افکار بودم و خیلی از این جنس افکار داشتم که چطور بخورم ،چی بخورم ،چی نخورم ، اما حالا دقیقا مثل متناسبهای اطرافم از این افکار تا حدود زیادی رها شدم و هر وقت گرسنه باشم میخورم نباشم نمیخورم ،ودیگه نگاهم به مهمانی ها و عروسی ها و دورهمی ها و تفریح ها و بودن در پارک و فضا سبز و باغ فرق کرده و همش به دنبال برنامه چیدن برای خوردن های متفاوت در این ایام نیستم من خیلی راحت همه جا حاضر میشم و به اندازه نیازم میخورم و حالا شاید یه اشتباهی هم باشه اما چون آگاهم که اشتباه کردم و خطایی در رفتار غذاییم داشتم پس سعی میکنم دفعه ی بعد بهتر رفتار کنم
مثلا در گذشته وقتی نزدیک به این ایام عید نوروز میشدم انتقام تمام خوشگذرونی هام رو با خوردن میگرفتم با خواهر کوچیکم کلی برنامه میریختیم که شب اول کدوم رستوران شب دوم چه غذایی کبابی در حیاط خانه ی مادرم و شب سوم چی کنیم ….و تا موقع سیزده به در .که لیستی از انواع خوراکی های دلخواهمون که دوست داشتیم در بیرون از منزل بخوریم تا در اونجا مشغول بشیم و بهمون خوش بگذره تهیبه میکردیم و من یا اون به نمایندگی میرفتیم میخریدیمشون. و خلاصه باید بگم همیشه هر برنامه ی تفریحی وشادی در خانواده ی ما با خوردن انواع خوراکی ها مساوی بود واگر در رژیم میبودم باید کلی حساب و کتاب میکردم در خوردنم که ظهر چی بخورم که شب بتونم چی بخورم خلاصه همیشه در گیر بودم و یا اگر مادرم عصری زنگ میزد و میگفت برای شام بیایین اینجا چون من از ظهر خبر نداشتم که رعایت غذایی کنم نمیرفتم و نمیخوردم با اگر اطرافیانم برنامه ی رستوران رفتن به هویی میزاشتن هرگز استقبال نمیکردم و غر هم میزدم تا اینکه ازیه هفته پیش بهم میگفتن و با کلی محاسبات غذایی. در اون یه هفته باهاشون میرفتم اونم با ترس و لرز یکم میخوردم و بعدش هم به همه میگفتم وای من چاق شدم وای خیلی خوردم و ای غذای غیر رژیمی در شب خوردم و …..و در نهایت همه از دست من و حرفهای من اذیت بودن که بازم شروع کردی و در نهایت هم چاق تر میشدم.
یادم میاد یه سال سفری به هتل لاکچری در کیش داشتم که سه وعده ی غذایی اون سلف سرویس بود با آشپز خارجی و یا چندین سال سفرهای عالی به هتلی در شمال به سه وعده غذایی سلف سرویس داشتم که اینقدر در اون ایام نقشه میکشیدم برای خوردن های هر وعدم و زیاد تر میخوردم که وقتی برمیگشتم همه میگفتن فلانی چاق شدی معلومه خوب خوردی و واقعا راست میگفتن من میخوردم تازه سال بعد که دوباره میخواستم به همون مکان برم با زم با کلی نقشه ی قبلی میرفتم که این بار اگر رفتم همه چیز رو امتحان کنم و همه چیز رو کاملتر بخورم و خلاصه باید بگم همیشه خودم رو برای بیشتر خوردن در تمام موقعیتها آماده میکردم .
یا اینکه اگر میدونستم میخوام یه مهمانی لاکچری دعوت بشم با فلان دوستم در فلان رستوران و یا با فلان اشنای ما در فلان مکان که خیلی مهمانی های خاص میداد ای وای بر من از چند روز قبل همش میگفتم که بزار برم هر چقدر خواستم از همه چیز میخورم وای اینقدر نقشه میکشیدم و میخوردم که نگو و اما الان که در این مسیرم باید بگم برای من مهمانی وتفریح وخانه ی مادرم و عید نوروز و … هیچ فرقی نداره من در هر زمانی به درستی به نیاز جسمم جواب میدم و به اندازه نیازم میخورم و اصلا در گیر هیچ کدوم از این افکار قدیمی و چاق کننده نیستم و بر عکس به دنبال لذت بردن از اطرافیانم و هوا و مکان و خودم و جسم جدیدم و…. هستم واصلا تفریح و شادی و جشن تولد و عروسی و لذت بردن و رفع حوصله سر رفتن و …. برای من در خوردن خلاصه نمیشه من بارها دارم تمرین میکنم از غذا به عنوان یک ماده ی غذایی برای رفع نیاز جسمم استفاده کنم نه هیچ مورد دیگه ای .
پر قدرت و قویتر از قبل با حال خوب به راهم ادامه میدم.
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی خسته نباشید
💚لاغر شدن آسانترین کار دنیاست❤
یاد گرفتم :
افراد متناسب به غذا خوردن فکر نمیکنند.
مرور کردن فکر خوردن تاثیرش بسیار بیشتر از خود خوردن است.
از این به بعد میگم من این فکر رو نکردم بجای اینکه بگم من اینو نخوردم .
۱) تنوع مواد غذایی مورد علاقه ی افراد متناسب بسیار کمتر از تنوع مورد علاقه ی افراد چاق(افراد اضافه وزن دار) است.
۲) میزان دلخواستن افراد چاق به مراتب بیشتر از دلخواستن افراد متناسب است.
💖شکر خدا من تغییراتم رو میبینم،
من برای سال جدید به همراه همه ی افراد خانواده ی مادرم رفتیم خونه ی داییم در یه شهر دیگه،
حدودا ۴کیلو شیرینی تازه گرفته بودند،
زمانی که عصر میخواستیم با چایی بخوریم
کاملا مثل یه فرد متناسب برخورد کردم ،
گفتم من هر نوع شیرینی دوست ندارم،
مثلا با اینکه عاشق خامه ای هستم اما چون از اون شیرینی فروشی که من دوست دارم نخریدن نخوردم،
و فقط یه انتخاب گذاشتم واسه خودم اونم یک عدد کیک شیله ای بود،
با اینکه اونجا هیچ تعارفی نداشتیم و مثلا دختر داییهام و برادرام ۵ ،۶تا خوردن اما من فقط یه دونه خوردم،
واقعا راضی بودم و با لذت خوردم ،
خیلی خوشحالم که مثلا مثل قبل ناخنک نزدم درحالی که همونجا دم دست بود و یه دونه دادند به دخترم بخوره،
یه لحظه بهش فکر میکردم اما تا لحظه ای که
احساس کردم سیرم نخوردم،
و تو اون سفر همه میگفتن لاغر شدی،تغییر کردی منم مرتب در مورد سایت تناسب فکری بهشون میگفتم و براشون توضیح میدادم ،
تنها راه رهایی از اضافه وزن فقط تناسب اندام با ذهن است .
ممنونم استاد گرامی
لاغر شدن اسانترین کار دنیاست و اونایی که باورش کنند تجربش میکنند چون ما به سمت هدفهای اسونحرکت میکنیم و ایچوقت طالب سختی برای خودمون و حتی کسانی که دوستشون داریم نیستیم و خداروشکر که هدف من یعنی لاغری اسانترین کار دنیاست
استاد من یه مشکلی تازگیا پیدا کردم خب خداروشکر من خوردنم خیلی خیلی گم شده و تقریبا دیگه پرخوری ندارم البته یسری عادت بد هنوز دارم ولی پرخوری مخصوصا دروعده های اصلی خیلی خیلی کم شده و حالا بابام کقتی میبینه من غذا کم میخورم فکر کرده من رژیم دارم و هی به من توصیه های لاغری میده و از صبح تا شب منو سرزنش میکنه که کمخوردن تنهایی فایده نداره باید ورزش کنی باید ال کنی باید بل کنی و همش داره تنبلی و بدن منو مسخره میکنه و سرزنشم میکنه راستش روزایی که میره سرکار شب میاد و یکی دو دفعه میگه این حرفهارو و من تلاش میکنم روم تاثیری نداره اما چندروز پیش که خونه بود اومد تو اتاقم من رو تخت ما گوشیم بودم شروع کرد به سرزنش کردن من بخاطر تنبلی و ورزش نکردن و چاق تر شدن هرروزه و اینا درصورتیکه من چندروز بود میشنیدم لاغر شده ام و یکی از پالتوهام که تنگم بود اندازم شد من سعی کردم خیلی تحت تاثیر قرار نگیرم ولی از صبح که تو خونه بود تا شب همواره تکرار میکرد قبلا هم همینطور بود ولی از وقتی دیده من دیگا پرخوری نمیکنم بیشتر سرزنش میکنه و بیشتر هی توصیه و نصیحت در راستای لاغز شدن من میکنه تا یجایی تاثیری روم ندارخ اما بعد دوسه بار واقعا میریزم بهم و اعصابم خرد میشه بعد بهم میگه تو چرا انگیزه نداری ، خب مگه تو میزاری
استاد اگر ممکنه راهنماییم کنین چجوری باید رفتار کنم
درباره فکر کردم به غذا و خوردن خب من قبلا خیلی اینطوری بودم ولی الان تقریبا اصلا به فکر اینکه چی بخورم و چی رو با چی بخورم و جی چاق میکنه چی لاغر نیستم مثلا دیشب دلم یه چیزی با پنیر پیتزا میخاست همون موقع برا تودم درست کردن و خیلی کم که ازش خوردم سیر شدم و دیگه نخوردمش با اینته خیلی خوشمزه بود و یا عالمه ازش هم تویخچال بود ولی دیگه ذهنمو خیلی اذیت نکرد ولی متاسفانه یه عادت ده دوازده ساله دارم که اونم چیپس خوردن مداومه ،
فکرکردن به چیپس و خرید چیپس خیلی تو ذهنم میچرخه حالا تصمیم دارم از این به بعد تا اومد توذهنم که چیپس سفارش بده بگم حالا هروقت رفتم بیرون میخرم و سعی کنم کمتر به به چیپس توجه کنم و البته میخام یدور دیگه همین کارایی که برای رفع پرخوری انجام دادم را برای رفع عادت چیپس خوردنم هم انجام بدم
باید ذهنم را اروم نگه دارم و سعی کنم هیجاناتم و احساساتم را نسبت به غذا اروم کنم
من یادمه انقد نسبت به خوردن ولع داشتم و از صبح به این فکر میکروم که حالا چی بخورم و چی نخورم که بعضی وقتها میگفتم خوبه روزه بگیرم کع انقدر ولع نداشته باشم و انقد دغدغه خوردن نداشته باشم دیگه مطمعن باشم که قرار نیست چیزی بخورم ولی به لطف خدای مهربان و تلاش های خودم تقریبا این ولع و دغدغه ی های مربوط با خوردن توی ذهن من خیلی کم شده امد و ازز امروز تصمیم دارم به حداقل برسونمشون و ذهنم را از شکمم ازاد کنم
خدایا شکرت
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی
چالش روز ۱۴ تاثیر خوردن بر مواد غذایی
من همین امروز یک باور اشتباه که در من شکل گرفته و به اون اعتقاد دارم و اشتباه هست و مانع لاغری من هستش رو کشف کردم
من چند سال پیش از یک متخصص طب سنتی در تلویزیون شنیدم که بعد از یک مدت که رژیم بگیرید بدنتان عادت می کنه و بعد هر چی بخورید لاغر نمیشید دقیقا گفتند آب هم بخورید لاغر نمیشید
من الان کم می خورم
پر خوری هام کم شده
حرص و ولعم کم شده
اشتیاق دارم فایل ها رو هر روز گوش میدم
به وعده های غذایی کمتر فکر می کنم که چی بخورم چقدر بخورم
ولی کاهش وزنم متوقف شده آوای دوره خیلی خوب بود کاهش وزن داشتم ولی الان فکر می کنم به خاطر باور اشتباهی که از یک دکتر شنیده ام لاغر نمیشم
باید روی این خیلی کار کنم
من در مسیر درست هستم
هر روز بااشتیاق ادامه میدم
افراد زیادی لاغر شدند پس من هم می تونم
ممنون میشمراهنمایی ام کنید چه باوری رو جایگزین کنم؟؟
سلام و درود
همه موضوعاتی که پزشکان مطرح می کنند درباره ورودی به دهان می باشد.
چی بخورید، چی نخورید، چطور بخورید
ولی در این سایت شما داری به ذهنت آگاهی وارد می کنی
این خیلی فراتر از چیزیه که از دهن وارد بشه
نشان های دریافت شده
سلام🙂
همه ما بارها با افراد متناسب و لاغر برخورد کردیم که از نظر ما خیلی پر خور هستن وهمیشه حسرت خوردیم که خوشبحالش فلانی هر چی دوس داره و هر اندازه دوس داره میخوره ولی لاغره…
قبلا همیشه دلیل متناسب بودن این افراد رو ژنتیک یا کار بدنی میدونستیم ولی از زمان آشنایی با سایت تناسب فکری میدونیم که اینها باورهای ذهنی ما است که چاقی رو به ژنتیک یا فعالیت بدنی یا بی تحرکی یا متابولیسم پایین ربط میدادیم والان میدونیم که تنها تفاوت افراد لاغر و چاق طرز فکر اوناست
افراد لاغر درباره خوردن اینهمه فرمول توی ذهنشون ندارن مثل اینکه فلان غذا چاق میکنه یا فلان خوراکی رو از فلان ساعت دیگه نباید بخوریم یا کالری غذاها رو حساب کنیم و از این دست فرمولها
اونا بصورت کاملا ذاتی و اتوماتیک به محض گرسنه شدن میخورن و به محض دریافت پیغام سیری دست از خوردن میکشن حالا میخواد فقط یه لقمه از غذاشون مونده باشه…موقع خوردن هم اصلا به خود خوردن و غذاها و کالریشون و چاق کنندگیشون فکر نمیکنن اونا میخورن چون نیاز دارن و از خوردن هم لذت میبرن..
ولی ما چاقها هم دوس داریم بخوریم و از خوردن خیلی لذت میبریم لذتی که اینقدر گسترده اش کردیم که با لذتهای دیگه مثل تفریح و مهماتی و با هم بودن و سفر و….هم ترکیبش کردیم.
و مقدار که معمولا بیشتر از نیازمون میخوریم و اصلا پیغام سیری رو درک نمیکنیم وبا فشار شکم و عذاب وجدان بعدش مواجه میشیم و من این حالت رو در هیچ فرد لاغری تا حالا ندیدم که به خاطر فشار شکم دل درد شده باشه یا عذاب وجدان بعد از خوردن پیدا کنه…
کلا ما از خود خوردن هم ترس داریم هم لذت میبریم
از غذاها میترسیم و عاشقشون هستیم
تنوع رو خیلی دوس داریم هم در طعم و مزه و هم در مکان سرو غذا…و باز هم اعتقاد داریم که هر چی بیشتر خوش بگذره چاقتر میشیم…
از اینکه هر روز برنج بخوریم هم لذت میبریم و هم واهمه داریم در صورتیکه خیلی از افراد لاغر دو وعده رو برنج میخورن یا شنیدم که شمالیها صبحانه هم برنج میخورن یا توی فیلم و سریالهای کره ای دیدم که صبحانه برنج میخورن
ما چاقها اصلا بهش فکر هم میکنیم وحشت میکنیم.
مسلم اینه که فرد متناسب با رفتار غذایی صحیح ایده آل ما است و ما میخوایم که به همچین فردی تبدیل بشیم و این مهم در صورتی امکانپذیره که افکاری مشابه افراد متناسب بسازیم نه اینکه فقط رفتار غذایی اونا رو تقلید کنیم که چه بسا ممکنه با تقلید رفتار اونا با افکاری که ما داریم ما رو چاقتر هم بکنه….
ولی اگه افکار رو اصلاح کنیم و افکاری مشابه اونا بسازیم به مرور رفتار غذایی مون هم اصلاح میشه و اونوقت این فکر متناسب کننده با رفتار صحیح جسمی عالی و متناسب رو برای ما میسازه
توی این دوره ما به این مهارت ذهن آگاهی میرسیم که الان واقعا چه احساسی داریم …گرسنه ایم یا نه واقعا….؟و همین آگاه بودن به افکار میتونه جلوی بسیاری از رفتارهای پرخوری رو بگیره
خود من دیشب موقع برگشت از سر کار خسته و بی حوصله و پکر بودم توی راه داشتم با خودم فکر میکردم که برای اینکه از این حال بیرون بیام باید کیک بخورم …وادامه این فکر که حالا کی حال داره کیک خونگی درست کنه وخوبه کیک بیرونی بخورم و…. بعدش یه لحظه اگاه شدم که اصلا چرا من دارم به کیک خوردن فکر میکنم و کامل برام واضح شد که چون خوردن کیک برام لذت بخش بوده و قبلا که در حال بد بودم برای کاهش احساس بد میخوردم الانم به خاطر احساس بدم میخوام کیک بخورم تا از این حال دربیام و قشنگ اون فرمولهای قبلی چاقی بود که اومده بود بالا و داشت دستور خوردن صادر میکرد.وقتی رسیدم خونه و شام خوردم دیگه اصلا به کیک هم دیگه فکر نکردم ودلیل فکر من به کیک همون احساس خستگی و بیحوصلگی و حتی گرسنگی بود …و یه احساس کاذب بود.
خداییش مدتهاست به اینکه چی بخوریم چاقتر نشیم چقدر بخوریم چاقتر نشیم دیروز برنج خوردیم امروز نخوریم فکر نکردم و برای من بین غذای نونی یا برنجی هیچ تفاوتی نیست هر چی میلم بکشه درست میکنم و به میزانی که دوس دارم هم میخورم بدون فکر کردن به کالری غذاها…و فکر کنم این آرزوی همه افراد چاقه که در لاغری با ذهن به راحتی بهش میرسیم🙂👌
نشان های دریافت شده
با سلام
من وقتی مریض میشدم بیشتر ازهمه به فکر این بودم چه غذایی بخورم که مقوی باشه و بتونم درد رو تحمل کنم و معدم قوی باشه.
همین دیروز بود که این اتفاق برام افتاد وفکرم یه لحظه رفت پیش اینکه شام چی بخورم و اومدم خونه موقع شام سریع چند تاشامی سرخ کردم و خوردم ودیگه بهش فکرنکردم .
یا از موقع ظهور کرونا تا به الان کلی از اینور وانور میشنویم که چی بخورید چی نخورید همین امروز یکی از آشنایانم بهم گفت دمنوش بخور واسه سرما خوبه .وازاین قبیل صحبتها.
یا برای درد معده نان سنگک بخورید . برای دردگردن فلان چیز وبرای فشار فلان چیز و….
ما سلامتی خودمان رو لینک کردیم به غذاهای خاص و انتظار داریم که متناسب بشیم .
ولی الان یه چیزی یاد گرفتم که بگم هر زمان موقعش شد تصمیم میگیرم چی بخورم .
راستی یه خبر . من امروز یه عادتم و راهراه کردم .
اینکه هر موقع دلپیچه میگرفتم سریع نبات داغ میخوردم ولی امروز زنجبیل ریختم داخل چای و خوردم و خیلی هم تاثیرش بیشتر بود .