🌟 وقتی به خودت نگاه میکنی، چه احساسی داری؟
شاید دلت بخواد سبکتر باشی، راحتتر حرکت کنی و هر روز با انرژی بیشتر زندگی کنی.
اما آیا تا حالا فکر کردی احساس لاغری چقدر میتونه مسیرت رو تغییر بده؟
🧠✨ لاغر شدن فقط مربوط به وزن نیست؛ یه سفر ذهنیِ شگفتانگیزه که با تکرار افکار و رفتارهای کوچک شروع میشه.
امروز میخوام با هم راهی رو یاد بگیریم که به جای عجله و فشار، با آرامش و حس خوب، لاغر شدن رو تجربه کنیم. آمادهای؟ 🚀💚
🌱 لاغری از کجا شروع میشود؟
لاغر شدن فقط کم شدن عدد روی ترازو نیست؛ این یک مسیر عمیقتر و پیچیدهتر است که از ذهن و احساسات تو شروع میشود. 💖✨
وقتی در درونت ایجاد احساس لاغری کنی، در واقع داری یک نیروی قوی و بیوقفه را روشن میکنی که به سمت تغییر واقعی حرکت میکند. ⚡️

این احساس یعنی هر روز با خودت به زبان دل بگی: «من سبکترم، من کنترل دارم، من به بدنم عشق میورزم و به آن احترام میگذارم.» 🌟🙌
این احساس لاغری در ذهن تو، مثل یک چراغ روشن است که مسیر را نشان میدهد و تو را از رفتارهای قدیمی و ناپسند دور نگه میدارد. 💡
وقتی به جای فشار آوردن به خودت و عجله کردن، با مهربانی و آگاهی انتخاب میکنی، ذهنات شروع میکند به نوشتن فرمولی جدید: فرمول ناب ایجاد احساس لاغری. 🧠📝
هر بار که آگاهانه یک قدم کوچک برمیداری، مثلاً عادت همیشگی رو تکرار نمیکنی یا به شکل متفاوتی انجامش میدی، یه جلسه آموزشی لاغری با ذهن رو با دقت نگاه میکنی یا برای خودت زمان میگذاری، داری به این فرمول قدرت میدهی و آن را در ذهنات تثبیت میکنی. 👣💪
این تکرار کوچک و مستمر، واقعاً قدرت واقعی تغییر است؛ قدرتی که در آرامش و حس خوب تو ریشه دارد و هر روز قویتر میشود. 🍃✨
در حقیقت، این احساس همان نیرویی است که تو را در مسیر نگه میدارد، به تو انگیزه میدهد و بهت یادآوری میکند که هر روز یک فرصت تازه برای رشد و پیشرفت داری. 🌈💚
پس همیشه به یاد داشته باش: «لاغری با ذهن شروع میشود، با ایجاد احساس لاغری در درون تو زنده میشود و به زندگی واقعی تو تبدیل میگردد.»
این جمله را نه فقط باور کن، بلکه هر روز تکرار کن و با آن زندگی کن. این کلیدِ باز کردن درهای تغییر واقعی و پایدار است. 🔑✨

🎈 چرا چاقی را دیر متوجه میشویم؟
👀 ببین، شاید برات عجیب باشه اما اکثر ما حتی نمیدونیم کی مسیر چاقی تو زندگیمون شروع شده! 🤔
ذهن ما تغییرات کوچک و آرام رو نمیتونه بهخوبی حس کنه، چون این تغییرات مثل قطرههای ریز باران هستند که آرامآرام دریا رو پر میکنند. 🌧️🌊
این تغییرات بهقدری نرم و نامحسوس هستند که هر روز بدون اینکه متوجه باشیم، افکار و رفتارهایی رو تکرار میکنیم که باعث شده وزنمون به تدریج بالا بره.
شاید اون روزهای اول حتی حس خوبی از خوردن یه خوراکی شیرین یا کمی بیشتر خوردن داشته باشیم، اما همین رفتارها در ذهن ما تثبیت شده و به مرور به عادت تبدیل میشوند. 🍰➡️📚
سالها میگذره و ما فقط وقتی متوجه میشیم که لباسهامون تنگ شده، یا آینه به ما یادآوری میکنه که تغییراتی توی جسممون رخ داده، یا اطرافیان اشارهای به وزنمون میکنن. 👗🪞🗣️
اون موقع تازه متوجه میشیم که مسیر چاقی رو طی کردیم بدون اینکه حتی لحظهای ازش آگاه بوده باشیم.
اما خبر خوب اینه که مسیر تغییر هم همینطوری شروع میشه: با تغییرات کوچک و آهسته! 🐢✨
اگر از همین امروز با تمرکز روی ایجاد احساس لاغری در ذهنمون شروع کنیم، میتونیم این تغییرات کوچک اما ارزشمند رو بهتر حس کنیم و نسبت به روند زندگیمون آگاهتر باشیم.
وقتی ذهن به این آگاهی برسه، دیگه نمیذاره به سمت عادتهای قدیمی و ناسالم برگردیم. اینجاست که قدرت کنترل واقعی شروع میشه. 💡🧠
در واقع ایجاد احساس لاغری به ما کمک میکنه تا آگاهانهتر و با دلسوزی بیشتری به خودمون نگاه کنیم و به جای تنبیه، با مهربانی به خودمون فرصت بدیم تغییر کنیم. 💚🤗
پس بیایید یاد بگیریم که هر روز، حتی کوچکترین تغییرات رفتاری و ذهنیمون رو جدی بگیریم.
این تغییرات کوچک، مثل سنگهایی هستند که با چیدنشون، مسیر جدید و زیبا و سالمی برای خودمون میسازیم. 🏞️✨
و در این مسیر، ایجاد احساس لاغری کلید اصلی و محوری ماست، کلیدی که در درون ما روشن میشود و راه را به ما نشان میدهد. 🔑🌟
به یاد داشته باش، هیچ تغییر بزرگ و پایداری بدون شروع از گامهای کوچک اتفاق نمیافتد.
پس از همین امروز با آگاهی و عشق، شروع کن به ایجاد احساس لاغری در ذهنات و زندگیات! 🌿✨

🌀 تله عجله در مسیر لاغری
⏳ یکی از بزرگترین دشمنان مسیر لاغری، عجله کردن است!
وقتی عجله داریم، میخواهیم همه چیز سریع و یکباره تغییر کند، انتظار داریم در کوتاهترین زمان ممکن نتایج بزرگ ببینیم. این انتظار زیاد باعث میشود اضطراب و ناامیدی در وجودمان ریشه بدواند. 😰💔
اما واقعیت این است که مسیر لاغری، یک مسابقه سرعت نیست؛ یک رقص آرام و زیبا است. 💃🕊️
این مسیر نیازمند صبر، توجه و دقت به هر قدم کوچک است که گاهی نادیده گرفته میشود.
اگر عجله کنیم، ممکن است همین قدمهای کوچک و بسیار ارزشمند را دست کم بگیریم و بهجای پیشرفت، احساس شکست کنیم. 😓❌
راه درست چیست؟
راه درست این است که هر روز، هر لحظه، با تمرکز کامل روی ایجاد احساس لاغری در ذهنمان، به خودمان یادآوری کنیم که تغییرات کوچک چقدر مهم و تأثیرگذار هستند. 🌿✨
هر بار که احساس میکنی مسیر سخت شده، به خودت بگو: «من در مسیر ایجاد احساس لاغری هستم و هر گام کوچک من را قویتر و موفقتر میکند.» 💪🌟
پس لطفاً عجله را کنار بگذار و به مسیر خودت اعتماد کن.
مسیر ایجاد احساس لاغری یک مسیر پیوسته، پایدار و پر از رشد است.
وقتی روی این مسیر صبور باشی، نتایج عالی و ماندگار به سراغت خواهند آمد، چون این مسیر با گامهای کوچک اما مستمر ساخته میشود. 🚶♀️🌈
این سفر را به آرامی و با مهربانی با خودت طی کن، به خودت فرصت بده و هر روز با عشق و تمرکز روی ایجاد احساس لاغری، قدم بردار.
آرامش و ثبات کلید پیروزی تو در این مسیر است. 🌿💖

💡 فرمول ایجاد احساس لاغری
🔑 حالا وقتشه که راز اصلی رو با هم مرور کنیم: فرمول جادویی ایجاد احساس لاغری!
این فرمول یعنی هر روز بهصورت آگاهانه و مکرر رفتارها و افکاری رو انتخاب کنیم که حس سبک شدن، آرامش و رضایت عمیق به ما میدهند. 🌿💫
این فرمول، مثل یه دستور پخت جادویی هست که باید هر روز با عشق، حوصله و تکرار ساخته بشه.
هر روزی که در مسیر ایجاد احساس لاغری قدم میذاری، داری قطعات این پازل بزرگ رو کنار هم میذاری و مسیر موفقیت واقعی و پایدار رو میسازی. 🧩❤️
ممکنه بعضی روزها خسته بشی، احساس کنی تغییر نمیکنی یا نتیجه نمیبینی، اما یادت باشه همین تمرین روزانه توی ذهن برای ایجاد احساس لاغری، دانهای هست که به مرور زمان تبدیل به درختی تنومند میشه. 🌱🌳
این فرمول در سادهترین لحظات هم حضور داره، مثل:
🍽️ وقتی که به خوردنت توجه میکنی و به احساس سیری واقعی گوش میدی، نه فقط پرخوری میکنی بلکه با جسمات هماهنگ میشی.
🎉 وقتی به خودت تبریک میگی برای یک انتخاب سالم، حتی کوچکترین قدمها هم ارزشمند هستند و تو به خودت انرژی مثبت میدی.
🌟 وقتی باور میکنی که تغییر ممکنه و منتظر معجزه نیستی، بلکه خودت عامل اصلی تغییر هستی و هر روز در مسیرش قدم برمیداری.
اینها همه بخشهای مهم این فرمول هستند که تو را به هدف واقعی، پایدار و لذتبخش میرسونند.
فراموش نکن که ایجاد احساس لاغری در ذهن، کلید طلایی تغییر واقعی و ماندگاره.
وقتی این حس را در خودت قوی کنی، نه تنها وزن کم میکنی، بلکه زندگیات را با آرامش، انرژی و رضایت بیشتری تجربه میکنی. 🌈💚
پس همین الان شروع کن، تکرار کن، باور کن و به خودت قول بده که هر روز در مسیر ایجاد احساس لاغری ثابت قدم باشی.
این مسیر طولانی نیست، اگر با عشق و آگاهی پیش بری.
هر قدم کوچک تو، هر فکر مثبت و هر انتخاب درست، تو را به موفقیت نزدیکتر میکند. 🚀✨
🌟 ترکیب احساس و رفتار؛ کلید تثبیت تغییر
🤝 آخرین و مهمترین بخش مسیر موفقیت، ترکیب دقیق و هماهنگ بین احساس و رفتار است.
تا وقتی رفتاری که انجام میدهی با یک احساس واقعی، خوب و مثبت همراه نباشد، ذهن ناخودآگاه آن را نمیپذیرد و نمیتواند آن رفتار را به یک عادت سالم و پایدار تبدیل کند. 🧠❤️
همه ما بارها تلاش کردیم کمتر بخوریم یا سبکتر زندگی کنیم، اما چون این رفتارها با احساسات واقعی و رضایتبخش درونمان هماهنگ نبودند، نتوانستیم این مسیر را ادامه دهیم و گاهی ناامید شدیم. 😞🚫
اینجا کلید اصلی ایجاد احساس لاغری نمایان میشود؛ باید بتوانی احساس سیری واقعی، رضایت درونی و آرامش را بشناسی و به آن احترام بگذاری. 🌿💡
وقتی که هر بار غذایت را با این احساس ترکیب میکنی، یعنی هم به جسمت گوش میدهی و هم به ذهنات اجازه میدهی که این رفتار را به عنوان یک عادت سالم بپذیرد، ذهنت کمکم این هماهنگی را تثبیت میکند. 🥗🧘♂️
این همان راز بزرگ افرادی است که سالهاست متناسب و سالم باقی ماندهاند؛ آنها توانستهاند این احساس لاغری را در رفتارهای روزمرهشان نهادینه کنند و به یک سبک زندگی تبدیل کنند. 🌟👗
تو هم میتوانی! فقط کافی است هر روز با تمرین و تکرار، رفتار و احساسات را در هم ادغام کنی و با تمام وجود در مسیر ایجاد احساس لاغری ثابت قدم باشی.یادت باشد:
پس امروز، همین لحظه، شروع کن به ترکیب احساسهای خوب با رفتارهای درست.
هر بار که این کار را میکنی، داری سنگی محکم برای پایههای موفقیتات میگذاری.
با هر بار تکرار، ایجاد احساس لاغری در ذهنات قویتر و قدرتمندتر میشود و تو در مسیر واقعی لاغری قرار میگیری. 🚀✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.76 از 55 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



بسم الله الرحمن الرحیم
سلام
نخوردم چون سیر بودم ترکیب جدید امروزه . نخوردن + سیر بودن . اتفاقا از اول این دوره من این ترکیب رو باهم انجام دادم . خیلی عالی جواب میده یعنی حدودا ده روزه من با این ترکیب رفتاری کاملا دلخواه انجام دادم و اصلا حالم بد نشده و اتفاقا خیلی هم بهم خوش گذشته .
دوست دارم ترکیبات دیگه هم بهش اضافه کنم .
نخوردم چون دوست نداشتم .
نخوردم چون نخواستم .
نخوردم چون فرصت نکردم .
نخوردم چون حواسم نبود .
نخوردم چون خوابم می اومد .
نخوردم چون میخواستم فیلم ببینم .
نخوردم چون حواسم به فیلم بود .
نخوردم چون حوصله خوردن نداشتم .
نخوردم چون دلم و زد .نمیخورم چون میخوام لاغر بشم .
نمیخورم چون میخوام لاغر بمونم .
نمیخورم چون سیرم .
من تخمه نخوردم . من زرشک پلو با مرغ از بیرون برامون اورده بودن نخوردم .من لیموناد نخوردم
. من شام نخوردم .
تا اینجا برای دیشبه بعد از تمرین دیروز از اینجا مال امروز
من صبحانه نخوردم .
مامانم بهم نون و پنیر داد نگرفتم .
سرکار ناهار فقط ۳ تیکه کوکو سیب زمینی نخوردم .
من نون اضافه نخوردم .
من سیب نخوردم .
من مقداری بیسکوییت اضافه اومده بود نخوردم .من شکلات نخوردم .
من چایی نخوردم .
من قند نخوردم .
بابام شکر پنیر تعارف کرد نخوردم .
من کوکو آرد نخوچی نخوردم .
مقداری برنج از دیشب توی یخچال بود نخوردم .
نخوردم چون سیر بودم .
واقعا راه لاغر شدنو پیدا کردم . به راحتی . بدون ترس . حتی یه تجربه شیرین دیگه سرشام امشب من اندازه ام رو خوردم و یه مقدار از غذا اضافه اومد و من سیر شده بودم . خواستم برم کنار مامانم گفت از صبح هیچی نخوردی . سرکار بودی خسته ای . به خدا مریض میشی . (بهانه های خوردن )
گفتم مامان به خدا سیر شدم . گفت تو اون وقتا با دوتا بشقابم سیر نمیشدی . من تو رو بزرگت کردم . الان چجوری با نصف بشقاب سیر میشی . گفتم مامان به خدا سیر شدم . نمیتونم بخورم . خلاصه با هزار التماس گفت بخور به خدا ضعف می کنی آخرم گفت حلالت نمیکنم اگه نخوری و قهر کرد رفت تو آشپزخونه . منم با خودم گفتم عطا تو کاملا آزادی که بخوری یا نخوری . با هردو رفتارت در صلح باش . داری آگاهانه رفتار می کنی . اگه بخوری داری با فرمول چاقی میخوری . (بخور مامانت ناراحت میشه ) . اگه نخوری داری با فرمول لاغری عمل می کنی . (وقتی سیر شدی دیگه هر کی ازت خواست چیزی بخوری یا تعارفت کرد نخور چون سیری )
خب این دو رفتار کاملا دلخواه بود و من نخوردن و انتخاب کردم و هنوزم مامانم باهام قهره و ناراحته ولی عادت می کنه . نباید اصرارم کنه . حالا من نخواستم بهش بی احترامی کنم که بگم مادرِمن این هیکل و تو واسه من ساختی از بس از کوچیکی با همین بهانه ها دادی خوردم ولی الان دیگه اختیارم دست خودمه . خوشبختانه بابام زیاد دخالت نمی کنه . چون خودش لاغره . ولی مامانم خودش تپله . اینم از عادات چاقیشه که هی میخواد من بخورم . چیزی بهش نگفتم و بشقابم و بردم که بشورم بشقاب و با ناراحتی از دستم گرفت و گفت نمیخوام بشوری . آخه این دوتا لقمه چیه که به خاطرش انقدر منو حرص دادی . گفتم بریزش دور مامان نمیخورم . گفت فردا هم دیگه برات غذا درست نمی کنم . گفتم باشه یه چیزی از بیرون می گیرم . گفت لازم نکرده تو که گشنه ات نمیشه صبر کن بیا شام بخور . گفتم باشه . دوباره حرصش گرفت . دیگه دیدم خیلی داره حرص میخوره اومدم تو اتاقم و دارم مینویسم . اونم باید عادت کنه که من عطای قدیم نیستم . دیگه میخوام خودم راه و روش غذا خوردنمو انتخاب کنم . وقتی گرسنمه بخورم نه با حرف اون وقتی هم که سیرم نمیخورم حتی اگه اون التماس کنه که البته فکر کنم این آخرین بار بود . حس می کنم نهایت تلاش ذهن چاق بود . ولی من راهم و انتخاب کردم و قاطعانه روی روشی که یاد گرفتم می مونم . چون سیر بودم و نخوردم و هیچ بهانه برای خوردن رو هم قبول نکردم .
اینم از تجربه امروز من که میدونم نتایج خوبی برام خواهد داشت و مامانم خودش تغییر رویه خواهد داد.
سلام و درود .
لاغر شدن از تکرار افکار و رفتاری که در شما احساس لاغر شدن ایجاد می کند حاصل می شود.
تصاویری که در ما احساس ایجاد می کنه در ذهن ما ذخیره شده .
از تعریف جدید برای حالتهای خودمون استفاده کنیم .
از اصطلاح کمتر نباید استفاده کنیم .
کلمه سیر هستم رو تکرار کنیم .
برنامه خوردن ندارم
نیاز به خوردن ندارم
من سیر هستم .
من از خود چاقی میتونم استفاده کنم و دلایل خوردنم رو به دلایل نخوردن تبدیل کنم .
مثلا امروز یه تجربه جدید داشتم .
یه ذره با یه مشتری بحثم شد سعی کردم ادامه ندم ولی خب حالم و کمی بد کرد . قاعدتا یکی از دلایل خوردنم این بود که خب حالم بده برم یه چیزی بخورم . امروز این دلیل رو هم اضافه کردم به سایر دلایل نخوردنم .
نمیخورم چون حالم خوب نیست .
من از اول این تمرین و البته باردوم تکرارم هست کلی دلیل برای نخوردن پیدا کردم و اصافه کردم به تمرینات تغییر عادت .
تفاوت یه فرد لاغر و چاق همینه . فرد لاغر کلی دلیل برای نخوردن در ذهن داره و فرد چاق کلی دلیل برای خوردن .
فرد چاق به هر بهانه ای میخوره . ولی فرد لاغر به هر بهانه ای نمیخوره .
یادمه یکی از دوستام لاغر بود به زور مینشوندیمش سر میز که با هم یه غذا سفارش بدیم . غذارو هم خودمون براش سفارش میدادیم . بعد که غذا رو میدید دلشو میزد . میگفت نمیخورم این چیه شماها میخورید .
یعنی یه فرد لاغر دیدن غذا دلشو میزنه . یا مثلا غذای زیاد که توی بشقابش بود دیگه نمیخورد میگفت زیادی غذا دلمو میزنه . اشتهامو میگیره . دیگه حالمو بد می کنه . یعنی یه فرد لاغر دیدن غذا یا دیدن اضافه غذا یه دلیل برای نخوردنشه .
دقیقا بر عکس یه فرد لاغر . من همین که این تصاویر یادم میاد خوشحال میشم چون همین که میاد توی فکرم باعث میشه بنویسمش و تکرارش کنم و کم کم خودمم بهش عمل کنم .
علت اینکه شما میگین در این مسیر استمرار داشته باشید اینه که دقیقا همین اتفاق بیفته . تمام اتصالات مغزی ما به لاغری روشن میشه . واقعا من الان حس می کنم دارم سیم کشی مغزم رو به سمت لاغری روشن می کنم .
درسته که نخوردن علت لاغری نیست . و خوردن دلیل چاقی نیست و این دو عامل رو از مسیر لاغری باید حذف کرد و مراقب باشیم اگه داریم این تمرینات رو انجام میدیم مانع بزرگ لاغری فعال نشه که خوردن رو دلیل چاقی بدونیم اما خوشم میاد که از این تمرینهای تغییر عادت استفاده می کنم . دوست دارم تجربه جدید داشته باشم . دوست دارم اتصالات نخوردن رو زیاد کنم . البته علتش بازم برمیگرده به لاغر شدن . خب اگه من نخوام لاغر بشم یا لاغر بمونم تغییرات غذایی اعمال نمی کنم . درست مثل ورزش کردن . یعنی این دو باور همیشه با ما هست . ولی خب چاره ای نیست . من دوست دارم تغییر عادت رو هم تجربه کنم و اتصالات جدیدی ایجاد کنم حالا اگه این برق باورهای چاقی رو هم فعال می کنه خب دیگه باید فکر دیگه ای کنم و حواسم به اونا باشه اتصالات اونا رو قطع کنم از ذهنم تا با حرکت در مسیر لاغری اتصالات چاقی فعال نشه .
خب ما برای چاقی و موندن در احساس چاقی دلایل زیادی داریم .
ما یکی یکی باید این اتصالات رو قطع کنیم .
پیوند بین خوردن و چاق شدن رو باید قطع کنیم . نخوردن رو مانع لاغری خودمون قرار ندیم .
نخوردن مثل ورزش کردنه اگه درست ازش استفاده نشه مانع لاغری میشه .
نخوردن فقط یه تجربه است برای لدت بردن بیشتر . نه برای اینکه حالمون خوب بشه برای اینکه فقط یه تجربه ی جدیدی ایجاد کنیم .
من از نخوردن لذت میبرم . از نخوردن در مواقع غیر گرسنگی .
من فرمولهای نخوردن رو دارم در ذهنم زیاد می کنم . چون دوست دارم نخوردن رو هم تجربه کنم .
نخوردن اگه درست استفاده نشه به راحتی میتونه مانع لاغری بشه . نخوردن فقط یه تفریح و لذته . من از نخوردن لقمه های اضافه لذت میبرم . من از دلایل نخوردن لقمه های اضافه لذت میبرم .
لقمه های اضافه چی هستن ؟ لقمه هایی که در زمان سیر شدن و بعد از سیر شدن و در زمان سیر بودن خورده میشن .
من این روزها سیر شدن و سیر بودن رو تجربه کردم .
احساس سیری احساس لذتبخشیه . چون انسان رو از ولع داشتن و حس سیری ناپذیری نجات میده .
خب من با تجربه کردن نخوردن به این حس دلچسب سیری رسیدم .
با لذت بردن از نخوردن .
هر وقت که نمیتونم سیر بودن یا گرسنه بودنمو تشخیص بدم علتش احساس چاقیه که خودم در خودم ایجاد می کنم . اونم به واسطه خوردن و زیادی خوردن .
هر وقت زیادی میخورم احساس چاقی می کنم . خب این یه فرمول اشتباهه که خودم سالها تکرارش کردم .
ولی تجربه کردن حس نخوردن احساس چاقی رو در من کمرنگ میکنه .
(لاغر شدن از تکرار افکار و رفتاری که در شما احساس لاغر شدن ایجاد می کند حاصل می شود.) درس امروز این بود .
خب من چطور احساس لاغری می کنم ؟ در درجه اول من از نخوردن لقمه های اضافه احساس لاغری می کنم . اما قبل از اون من از اصلاح عقاید و فرمولهای لاغری و ساخت فرمولهای نخوردن احساس لاغری می کنم .
وقتی پرخوری می کنم احساس لیاقت لاغر بودنم میره انگار که با احساس چاقی خودمو مجازات می کنم . در حالیکه این فرمول اشتباهه و باعث میشه پرخوری رو بیشتر تکرار کنم ولی از طرفی هدایتمم می کنه سمت اصلاح خودم و انجام ندادن رفتارهایی که در من احساس چاقی ایجاد می کنه .
چیزی که روشنه من در این راه نباید وسواس داشته باشم . حس می کنم من در مسیر یکم وسواسی عمل می کنم . در حالیکه اینم یکی از موانع لاغریه و ترس از غذا رو در من پدید میاره .
در ساخت فرمولهای لاغر کننده نباید وسواس داشته باشم . آخه میدونید نه که راه رو یاد گرفتم به کوچکترین اتصالات ذهنیم دقت میکنم که ببینم چه فکری الان تو سرم دارم که احساس چاقی می کنم یا احساس لاغری نمی کنم . دوست دارم همیشه احساس لاغری داشته باشم .
البته این حالت رو اسمش رو دقت میزارم . اسمشو وسواس نمیزارم که حسم بد بشه خب من به خاطر رشته ام انسان دقیقی هستم و موشکافانه قضیه رو بررسی می کنم چون میخوام بدونم چه عاملی باعث شده لذت نبرم . کوچکترین فرمولها رو جستجو میکنم .
امروز یه دلیل نخوردن دیگه پیدا کردم .
نمیخورم چون پودره . کیک یه کمیش پودر شده بود . گفتم نمیخورم چون پودره خوشم نمیاد .
فرمولهای دیگه که امروز استفاده کردم .
نمیخورم چون زیاده .
نمیخورم چون قطعاتش بزرگه دلم و میزنه .
نمیخورم روغنش زیاده دلمو میزنه .
نمیخورم چون مونده شده .
نمیخورم چون سیرم .
نمیخورم چون پودر شده و شکلشو از دست داده .
نمیخورم چون دست خورده شده .
نمیخورم چون داغ نشده .
نمیخورم چون گرسنه نیستم .
نمیخورم چون بازم سیرم .
نمیخورم میخوام برم دستشویی.
نمیخورم چون اعصابم خورده . (دلیل خوبی نیست ولی یه زمانهایی به کار میاد )
نمیخورم چون ذهنم آشفته است .
نمیخورم چون استرس دارم .
نمیخورم میخوام برم حیاط.
نمیخورم کار دارم.
نمیخورم چون میل ندارم . درسته گفتین میل ندارم برای اول کاره ولی یه وقتایی هم باز لازم میشه میشه به کارش گرفت .
نمیخورم چون شیرینه . شیرینی زیاد دلمو میزنه .
یعنی تمام دلایل خوردن رو میشه تبدبل به نخوردن کرد .شخصیت چاق خوردن شیرینی رو دوست داره چون شیرینه .
ولی شخصیت لاغر خوردن شیرینی رو دوست نداره دقیقا به همون دلیل چون شیرینه . دلشو میزنه .
یعنی راه لاغری دقیقا همون راهیه که ما تا حلا فکر می کردیم راه چاقیه .
من کم کم تمام چاقیمو تبدیل به لاغری می کنم تک تک سلولهای چاق من از باورها و فرمولها و عقاید چاقی ایجاد میشن .
این ریز ریز عقاید رو که بردارم لاغری کم کم وارد جسمم میشه . نمایان میشه .
تغییر فرمولهای ذهنی و عملی برای من بزرگترین افکار و رفتاریه که به من حس لاغری میده .
سلام و درود .
ممنونم . 😁😁
الان دیگه خیلی کمتر شده خداروشکر دیگه عادت کرده و میگه خودت میدونی . گشنه نمی مونی . بالاخره خودتو سیر می کنی . اضافه ها رو نمیخوری . بهترم هست . منم باید همینطور باشم .
سلام و عرض احترام . ممنونم از تشویقتون و اینکه اولش خب چون ما تا حالا این رفتار و تکرار نکردیم یه جورایی داریم خلاف عادت قبلی رفتار می کنیم و پدر و مادر فکر می کنند ما ضعیف میشیم اگه نخوریم ولی بعدش که میبینند ما خیلی هم سر حالیم خودشونم به حرفمون میرسن . الان مامان من خودشم داره کم کم تغییر می کنه . حال خوب منو که میبینه خودشم ناخوداگاه دوست داره سبکتر بشه . میبینم یه تغییراتی داره میده . غذا زیاد درست نمیکنه . اضافه غذا رو وقتای دیگه گرم نمی کنه که بیاره دور هم بخوریم . بهانه های خوردن رو داره کم می کنه . به هر حال وقتی راهی درست باشه همه به حقانیتش پی میبرن . البته به نظرم لزومی به اثبات کردن نیست ولی قاطع بودن در مسیر لازمه . من اون شب جنجال نکردم فقط قاطعیت به خرج دادم و الحمدلله هم دیگه بعدش تموم شد . بیشترین شخص تاثیرگزار در زندگی من بعد از خودم مادرمه . ولی خب استاد فرمودند یکم ملایمتر هم باش که حالا اگه باز چیزی پیش بیاد سعی می کنم فقط بگم مامان به معده ام فشار میاد دلم درد میگیره حالا باشه بعدا که گرسنه شدم میخورم اونا هم که دوست ندارن ما دچار فشار بشیم بهمون دیگه اصرار نمی کنند فعلا که خوشبختانه دیگه اصراری نکرده .
ممنون بابت نکاتی که در کامنتتون گفتید .
بله معده ما سطل آشغال نیست که اضافه های غذا رو داخلش بریزیم . خوب کردید که اضافه غذا رو ریختید دور . اسراف نیست . اسراف زمانیه که ما میریزیم تو معده مون و هیچ استفاده ای نمیشه . وگرنه اگه بریزیم دور گربه ها میخورن . موشها میخورن . مورچه ها میبرن . میشه حتی دفعه های بعد جداگانه ریخت جلو پرنده ها یا در کل باید کمتر درست کرد . البته من چون خودم غذا درست نمیکنم دیگه فکرم مشغول اضافه غذا نیست . ولی در این متن شما فهمیدم معده ام سطل زباله نیست که فقط غذا رو توش بچپونم من تا جاییکه سیر بشم و طعم غذا رو حس میکنم و زبان بدنم بهم میگه سیر شدم میخورم . دیگه بقیه اش رو نمیریزم داخل معده ام . چون معده ام سطل آشغال نیست . فرمول خوبی بود . ممنون از شما .
سلام و عرض احترام . ممنون بابت تشویقتون بانو . قطعا تمام ویژگیهایی که در متن بنده ازش تعریف کردید در وجود خودتون هست . شجاع و صبور و توانمند . من دارم درس پس میدم خدمت استاد و تمام عزیزان . موفق باشید .
سلام . تجربه ی خوبی بود . ممنون از شما .
سلام . ممنون از شما
سلام . ممنون از شما و تشویقتون .
اتفاقا رفتار خود مادرم هم این دو روزه یکم داره عوض میشه . دیدم که خودشم اضافه ی غذاشو میزاره و تا ته نمیخوره . انگار داره اونم یکم تغییراتی روی نحوه ی غذا خوردنش میده . فکر کنم دعوای اون شب داره تغییرش میده .