🌟 وقتی به خودت نگاه میکنی، چه احساسی داری؟
شاید دلت بخواد سبکتر باشی، راحتتر حرکت کنی و هر روز با انرژی بیشتر زندگی کنی.
اما آیا تا حالا فکر کردی احساس لاغری چقدر میتونه مسیرت رو تغییر بده؟
🧠✨ لاغر شدن فقط مربوط به وزن نیست؛ یه سفر ذهنیِ شگفتانگیزه که با تکرار افکار و رفتارهای کوچک شروع میشه.
امروز میخوام با هم راهی رو یاد بگیریم که به جای عجله و فشار، با آرامش و حس خوب، لاغر شدن رو تجربه کنیم. آمادهای؟ 🚀💚
🌱 لاغری از کجا شروع میشود؟
لاغر شدن فقط کم شدن عدد روی ترازو نیست؛ این یک مسیر عمیقتر و پیچیدهتر است که از ذهن و احساسات تو شروع میشود. 💖✨
وقتی در درونت ایجاد احساس لاغری کنی، در واقع داری یک نیروی قوی و بیوقفه را روشن میکنی که به سمت تغییر واقعی حرکت میکند. ⚡️

این احساس یعنی هر روز با خودت به زبان دل بگی: «من سبکترم، من کنترل دارم، من به بدنم عشق میورزم و به آن احترام میگذارم.» 🌟🙌
این احساس لاغری در ذهن تو، مثل یک چراغ روشن است که مسیر را نشان میدهد و تو را از رفتارهای قدیمی و ناپسند دور نگه میدارد. 💡
وقتی به جای فشار آوردن به خودت و عجله کردن، با مهربانی و آگاهی انتخاب میکنی، ذهنات شروع میکند به نوشتن فرمولی جدید: فرمول ناب ایجاد احساس لاغری. 🧠📝
هر بار که آگاهانه یک قدم کوچک برمیداری، مثلاً عادت همیشگی رو تکرار نمیکنی یا به شکل متفاوتی انجامش میدی، یه جلسه آموزشی لاغری با ذهن رو با دقت نگاه میکنی یا برای خودت زمان میگذاری، داری به این فرمول قدرت میدهی و آن را در ذهنات تثبیت میکنی. 👣💪
این تکرار کوچک و مستمر، واقعاً قدرت واقعی تغییر است؛ قدرتی که در آرامش و حس خوب تو ریشه دارد و هر روز قویتر میشود. 🍃✨
در حقیقت، این احساس همان نیرویی است که تو را در مسیر نگه میدارد، به تو انگیزه میدهد و بهت یادآوری میکند که هر روز یک فرصت تازه برای رشد و پیشرفت داری. 🌈💚
پس همیشه به یاد داشته باش: «لاغری با ذهن شروع میشود، با ایجاد احساس لاغری در درون تو زنده میشود و به زندگی واقعی تو تبدیل میگردد.»
این جمله را نه فقط باور کن، بلکه هر روز تکرار کن و با آن زندگی کن. این کلیدِ باز کردن درهای تغییر واقعی و پایدار است. 🔑✨

🎈 چرا چاقی را دیر متوجه میشویم؟
👀 ببین، شاید برات عجیب باشه اما اکثر ما حتی نمیدونیم کی مسیر چاقی تو زندگیمون شروع شده! 🤔
ذهن ما تغییرات کوچک و آرام رو نمیتونه بهخوبی حس کنه، چون این تغییرات مثل قطرههای ریز باران هستند که آرامآرام دریا رو پر میکنند. 🌧️🌊
این تغییرات بهقدری نرم و نامحسوس هستند که هر روز بدون اینکه متوجه باشیم، افکار و رفتارهایی رو تکرار میکنیم که باعث شده وزنمون به تدریج بالا بره.
شاید اون روزهای اول حتی حس خوبی از خوردن یه خوراکی شیرین یا کمی بیشتر خوردن داشته باشیم، اما همین رفتارها در ذهن ما تثبیت شده و به مرور به عادت تبدیل میشوند. 🍰➡️📚
سالها میگذره و ما فقط وقتی متوجه میشیم که لباسهامون تنگ شده، یا آینه به ما یادآوری میکنه که تغییراتی توی جسممون رخ داده، یا اطرافیان اشارهای به وزنمون میکنن. 👗🪞🗣️
اون موقع تازه متوجه میشیم که مسیر چاقی رو طی کردیم بدون اینکه حتی لحظهای ازش آگاه بوده باشیم.
اما خبر خوب اینه که مسیر تغییر هم همینطوری شروع میشه: با تغییرات کوچک و آهسته! 🐢✨
اگر از همین امروز با تمرکز روی ایجاد احساس لاغری در ذهنمون شروع کنیم، میتونیم این تغییرات کوچک اما ارزشمند رو بهتر حس کنیم و نسبت به روند زندگیمون آگاهتر باشیم.
وقتی ذهن به این آگاهی برسه، دیگه نمیذاره به سمت عادتهای قدیمی و ناسالم برگردیم. اینجاست که قدرت کنترل واقعی شروع میشه. 💡🧠
در واقع ایجاد احساس لاغری به ما کمک میکنه تا آگاهانهتر و با دلسوزی بیشتری به خودمون نگاه کنیم و به جای تنبیه، با مهربانی به خودمون فرصت بدیم تغییر کنیم. 💚🤗
پس بیایید یاد بگیریم که هر روز، حتی کوچکترین تغییرات رفتاری و ذهنیمون رو جدی بگیریم.
این تغییرات کوچک، مثل سنگهایی هستند که با چیدنشون، مسیر جدید و زیبا و سالمی برای خودمون میسازیم. 🏞️✨
و در این مسیر، ایجاد احساس لاغری کلید اصلی و محوری ماست، کلیدی که در درون ما روشن میشود و راه را به ما نشان میدهد. 🔑🌟
به یاد داشته باش، هیچ تغییر بزرگ و پایداری بدون شروع از گامهای کوچک اتفاق نمیافتد.
پس از همین امروز با آگاهی و عشق، شروع کن به ایجاد احساس لاغری در ذهنات و زندگیات! 🌿✨

🌀 تله عجله در مسیر لاغری
⏳ یکی از بزرگترین دشمنان مسیر لاغری، عجله کردن است!
وقتی عجله داریم، میخواهیم همه چیز سریع و یکباره تغییر کند، انتظار داریم در کوتاهترین زمان ممکن نتایج بزرگ ببینیم. این انتظار زیاد باعث میشود اضطراب و ناامیدی در وجودمان ریشه بدواند. 😰💔
اما واقعیت این است که مسیر لاغری، یک مسابقه سرعت نیست؛ یک رقص آرام و زیبا است. 💃🕊️
این مسیر نیازمند صبر، توجه و دقت به هر قدم کوچک است که گاهی نادیده گرفته میشود.
اگر عجله کنیم، ممکن است همین قدمهای کوچک و بسیار ارزشمند را دست کم بگیریم و بهجای پیشرفت، احساس شکست کنیم. 😓❌
راه درست چیست؟
راه درست این است که هر روز، هر لحظه، با تمرکز کامل روی ایجاد احساس لاغری در ذهنمان، به خودمان یادآوری کنیم که تغییرات کوچک چقدر مهم و تأثیرگذار هستند. 🌿✨
هر بار که احساس میکنی مسیر سخت شده، به خودت بگو: «من در مسیر ایجاد احساس لاغری هستم و هر گام کوچک من را قویتر و موفقتر میکند.» 💪🌟
پس لطفاً عجله را کنار بگذار و به مسیر خودت اعتماد کن.
مسیر ایجاد احساس لاغری یک مسیر پیوسته، پایدار و پر از رشد است.
وقتی روی این مسیر صبور باشی، نتایج عالی و ماندگار به سراغت خواهند آمد، چون این مسیر با گامهای کوچک اما مستمر ساخته میشود. 🚶♀️🌈
این سفر را به آرامی و با مهربانی با خودت طی کن، به خودت فرصت بده و هر روز با عشق و تمرکز روی ایجاد احساس لاغری، قدم بردار.
آرامش و ثبات کلید پیروزی تو در این مسیر است. 🌿💖

💡 فرمول ایجاد احساس لاغری
🔑 حالا وقتشه که راز اصلی رو با هم مرور کنیم: فرمول جادویی ایجاد احساس لاغری!
این فرمول یعنی هر روز بهصورت آگاهانه و مکرر رفتارها و افکاری رو انتخاب کنیم که حس سبک شدن، آرامش و رضایت عمیق به ما میدهند. 🌿💫
این فرمول، مثل یه دستور پخت جادویی هست که باید هر روز با عشق، حوصله و تکرار ساخته بشه.
هر روزی که در مسیر ایجاد احساس لاغری قدم میذاری، داری قطعات این پازل بزرگ رو کنار هم میذاری و مسیر موفقیت واقعی و پایدار رو میسازی. 🧩❤️
ممکنه بعضی روزها خسته بشی، احساس کنی تغییر نمیکنی یا نتیجه نمیبینی، اما یادت باشه همین تمرین روزانه توی ذهن برای ایجاد احساس لاغری، دانهای هست که به مرور زمان تبدیل به درختی تنومند میشه. 🌱🌳
این فرمول در سادهترین لحظات هم حضور داره، مثل:
🍽️ وقتی که به خوردنت توجه میکنی و به احساس سیری واقعی گوش میدی، نه فقط پرخوری میکنی بلکه با جسمات هماهنگ میشی.
🎉 وقتی به خودت تبریک میگی برای یک انتخاب سالم، حتی کوچکترین قدمها هم ارزشمند هستند و تو به خودت انرژی مثبت میدی.
🌟 وقتی باور میکنی که تغییر ممکنه و منتظر معجزه نیستی، بلکه خودت عامل اصلی تغییر هستی و هر روز در مسیرش قدم برمیداری.
اینها همه بخشهای مهم این فرمول هستند که تو را به هدف واقعی، پایدار و لذتبخش میرسونند.
فراموش نکن که ایجاد احساس لاغری در ذهن، کلید طلایی تغییر واقعی و ماندگاره.
وقتی این حس را در خودت قوی کنی، نه تنها وزن کم میکنی، بلکه زندگیات را با آرامش، انرژی و رضایت بیشتری تجربه میکنی. 🌈💚
پس همین الان شروع کن، تکرار کن، باور کن و به خودت قول بده که هر روز در مسیر ایجاد احساس لاغری ثابت قدم باشی.
این مسیر طولانی نیست، اگر با عشق و آگاهی پیش بری.
هر قدم کوچک تو، هر فکر مثبت و هر انتخاب درست، تو را به موفقیت نزدیکتر میکند. 🚀✨
🌟 ترکیب احساس و رفتار؛ کلید تثبیت تغییر
🤝 آخرین و مهمترین بخش مسیر موفقیت، ترکیب دقیق و هماهنگ بین احساس و رفتار است.
تا وقتی رفتاری که انجام میدهی با یک احساس واقعی، خوب و مثبت همراه نباشد، ذهن ناخودآگاه آن را نمیپذیرد و نمیتواند آن رفتار را به یک عادت سالم و پایدار تبدیل کند. 🧠❤️
همه ما بارها تلاش کردیم کمتر بخوریم یا سبکتر زندگی کنیم، اما چون این رفتارها با احساسات واقعی و رضایتبخش درونمان هماهنگ نبودند، نتوانستیم این مسیر را ادامه دهیم و گاهی ناامید شدیم. 😞🚫
اینجا کلید اصلی ایجاد احساس لاغری نمایان میشود؛ باید بتوانی احساس سیری واقعی، رضایت درونی و آرامش را بشناسی و به آن احترام بگذاری. 🌿💡
وقتی که هر بار غذایت را با این احساس ترکیب میکنی، یعنی هم به جسمت گوش میدهی و هم به ذهنات اجازه میدهی که این رفتار را به عنوان یک عادت سالم بپذیرد، ذهنت کمکم این هماهنگی را تثبیت میکند. 🥗🧘♂️
این همان راز بزرگ افرادی است که سالهاست متناسب و سالم باقی ماندهاند؛ آنها توانستهاند این احساس لاغری را در رفتارهای روزمرهشان نهادینه کنند و به یک سبک زندگی تبدیل کنند. 🌟👗
تو هم میتوانی! فقط کافی است هر روز با تمرین و تکرار، رفتار و احساسات را در هم ادغام کنی و با تمام وجود در مسیر ایجاد احساس لاغری ثابت قدم باشی.یادت باشد:
پس امروز، همین لحظه، شروع کن به ترکیب احساسهای خوب با رفتارهای درست.
هر بار که این کار را میکنی، داری سنگی محکم برای پایههای موفقیتات میگذاری.
با هر بار تکرار، ایجاد احساس لاغری در ذهنات قویتر و قدرتمندتر میشود و تو در مسیر واقعی لاغری قرار میگیری. 🚀✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.76 از 55 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



با سلام
من نسبت به قبل کمتر نمیخورم، آنقدری که سیر بشم می خورم.
من عادتم رو کمتر نکردم،بهش طرح اضافه کردم .
من به اشتها کاری ندارم،در عوض انتخاب میکنم که وقت خوردن هست یا نیست.
اشتهای من کمتر نشده،فقط سعی می کنم انتخاب های به جایی داشته باشم.
زندگی من در. حال تغییر و تحولات ریز و کوچکی ست که حتی خودم هم قادر به دیدنشون نیستم،اما همین تغییرات با گذر زمان به چشم میان . من منتظر روزی هستم که همین تغییرات کوچکم در کنار هم یک تغییر اساسی رو در من بوجود بیارن.
این تغییرات ریز رو الان رها کنم همینقدر ریز و ناچیز می مونن و به مرور زمان محو میشن،پس ادامه میدم تا زمانی که برای خودم مشهود بشن.
به نام خداوند مهربانم و همیشه حاضر و عاشق پیشرفت ما،
و درود رحمت برکت هدایت ثروت سعادت لذت نور آگاهی شادی ارامش آسایش سلامتی دو جهان با عمر طولانی نثار شما استاد ارجمند و گرامی ،
استاد اول باید تشکر کنم بابت روشی که در این سایت بهش برنامه دادید که زمانیکه وقتی موضوع رو عوض میکنیم بریم جای دیگه از سایت و موضوع فایل اموزشی دیگه رو بخونیم سر همون موضوع قبلی مارو راهنمایی و یادآوری میکنه و یکراست میاره
همونجا،
خیلی ممنونم از زحماتتون بابت کارایی آسون و راحت سایت خوبتون و این فایلهای آموزشی فوق العاده و جدید و شگفت انگیزتون که نمونه اش نیست، خیلی ممنونم،
استاد قدرت کلمات به به !!!
استاد تغییر دادن همین کلمه به کلمه در ذهن من جا ب جایی هایی داره انجام میده برام که انگار هفت طبقه تمام هستی رو رفتم بالا به خدا میرسم و هی میگم واااای اااااا اووووو تمام کلمات متعجب کننده که دهانم باز میمونه همش دود از سرم بلند میشه با گفتن عین کلمات
مثلاً انتخاب من این یا من سیرم یا من بهترین حال خودم هستم الان من با اراده عاشق مصمم متمرکز و لایقم من قدرتمندم من حقمه لاغر باشم و دیگر کلماتی که فقطبار مثبت برای ما دارن و نتایج عالی لاغری و لاغر ماندن با آرامش و
ادغام حس اغری با تکرار رفتار درست و حتی کلمات درست در ذهن ،
استاد اینم بگم از خودتون یاد گرفتم
زمان من نامحدود و نوع غذای من نامحدود و متنوع هست من آزادم و با اختیار کامل انتخابم ر ا خودم انجام میدهم و عالی انجام میدم و با بهترین حالت ممکن درونم من سیرم به اندازه و دقیق و حس خوب لذت و شادی و من عاشق تمام زمینه زمان و نعمتهای خداوندم و خود خداوند رفیقم همیشه پایه ام همیشه هوامو داره نعمتها و برامون آفریده حال کنیم لذت ببریم و عاشقی کنیم و لذت ببریم حتی با چاقی و عادتهاش اما انتخاب من لاغری و عادتهای لاغری ای چاقی گلم ای عادت چاقی گلم ،من الان مهمان جدیدم اومده تو باید کم کم بری جای دیگه عزیزم و اون تاج سرم بیادو کلا پادشاه جدید لاغریم اومده و قدمشم روی چشام من پذیرای تو بودم مهمان عزیزم چاقی عزیزم برکت داشتی وخداحافظت باش خدا نگهدارت باش عزیزم ،
ول ی الان سلام لاغری من سلام زیبا بفرمایید الان تو اومدی باید ا ز تو خوب پذیرایی کنم و هدایت و برکت تورا از سوی خداوندم با جان دل پذیرا باشم،
استاد از خداوند بینهایت ممنونم و از شما هم واقعا ممنونم خدا خفطتون کنه.
سلام استاد صبح شما بخیر
خداراشاکرم که درتاریخ ۱۴۰۲/۰۸/۲۳ توانستم فایل من سیرم را گوش بدهم
استاد درمورد تصویر سازی ذهن گفتید و چقدر دراین مورد ما افراد چاق از ذهنمان غافل بودیم که با توجه کردن به چاقی ذهن ما آن را تصویر سازی کرده و چاقی دربدن ما تقویت میشود و ما فکر میکردیم وقتی از چاقی شکم نفرت داشته باشیم به سوی چاقی میرویم این درحالی بود که توجه ما به چاقی و چاق شدن بیشتر میشد مثلا همین توجه کردن به مزه لیموترش چون قبلا این مزه درذهن ما بوده بزاق دهان ترشح میشود و یا درمورد دیدن فیلمی خاطرات چندین سال قبل برای ما تداعی میشود .
تصاویری که درذهن ما هر احساسی را به وجود آورد (احساس بد – احساس خوب )به صورت کد یا فرمول درذهن ما ذخیره میشود . و تکرار رفتار احساس خوب و لذت را به همراه دارد و هرروز این عادت درذهن ما تکرار میشه و به یک فرمولی که انرژی کمتری لازم دارد درمیآید و ما هرروز آن را تکرار میکنیم مثل پرخوری – ریزه خواری – خواب زیاد و….
هرگز نباید از کلمات من کمتر میخورم – من امروز نمیخورم استفاده کنیم چون ذهن ما درسالیانی که مارا چاق کرده از گفتن کلمه من میخورم لذت خوبی را دریافت کرده و الان که میگوییم نمیخوریم برای این فرمول مقاومت ایجاد میکنه پس باید از یک کلمه ای که نخوردن درآن است استفاده کنیم و بگوییم من سیر هستم یعنی کاری را برای ذهن تایید میکنیم و آن را نهی نمیکنیم مثلا تغییر درخوردن خیلی مثال خوبی است من برای خوردن وقتی که دیدم تا موقعی که برای من لذت داشت، دارم میخورم این کاررا انجام می دهم ووقتی احساس من مثل درد شکم – احساس بد موقع خوردن – تغییر مزه ی غذا – درمن ایجاد شد سریع می گویم من سیر هستم و از خوردن جلوگیری کنم که احساس خوبی بعد از خوردن غذا داشته باشم و به خاطر خجالت کشیدن درجمع به خودم و بدنم فشار اضافی بابت غذا نیاورم که بعد از خوردن اضافی سرزنش و چاقی بیشتر را حس کنم .
و ما باید هربار کم کم این کلمه من سیرم را برای ذهن تکرار و تکرار کنیم و عجله نکنیم تا این کلمه به قولی ملکه ذهن ما شود و هم بدن و ذهن این آمادگی را یاد بگیرند که با کمتر خوردن هیچ مشکلی برای بدن به وجود نمیآید و بسیار مفید است و کم کم نتایج لاغری در ما نمایش داده شود
استاد من دراین چند روز تغییرات خوبی داشتم هرروز که به خانه میرفتم بعداز مدتی ناها را میخوردم دیروز وقتی رفتم خانه پسرم مقداری پفک به من تعارف کرد و خودشان هم قبل خورده بودند من کی خوردم و احساس سیری شدید داشتم به آنها گفتم شما ناهارتون را بخورید من الان سیرم و جالب بود همه گفتند سیریم الان پفک خوردیم و دقیقا بعد از اذان مغرب ما با خانواده ناهار خوردیم و شب من سیر سیر بودم و به نوعی یک وعده غذا خود به خود حذف شد و من این را یک تغییر درخودم دیدم چون اگر مثل قبل بود من اگر گرسنه هم نبودم وقتی سر سفره شام می نشستم به همراه خانواده شام میخوردم و بعد از خوردن میگفتم من که زیاد گرسنه نبودم چطور این همه شام خوردم .
انشاالله به امید خداوند و با آموزش شما استاد عزیز قبل ار خوردن هرچیزی این کلمه من سیرم را تمرین میکنم که زیاد از حد نخورم و روزبه روز متناسبتر شوم
نشان های دریافت شده
سلام به همه دوستان
من از امروز تصمیم گرفتم زمانی که به حد نیاز بدنم غذا خوردم بگم من سیر هستم
در مواقعی که گرسنه نیستم بگم من سیر هستم
در مهمانی ها برای اینکه فشار و سنگینی شکم رو تجربه نکنم بگم من سیر هستم
من میخوام مثل یک فرد متناسب مثل همسرم خواهرم بگم که من سیر هستم من انتخاب میکنم که چه چیزی بخورم یا نخورم
باید این جمله من سیر هستم رو اونقدر تکرار کنم تا یه عادت بشه برام من سیر هستم من سیر هستم من سیر هستم
سلام به همگی
من هر روز که آموزشهای سایت یادم میاد سعی میکنم درست رفتار کنم و همین باعث میشه من کلی چیز رو نخورم و اونها رو رها میکنم در واقع باید بگم من انتخابهای درست تری دارم
مثلا ظهر برای پسرم غدا بردم و مابقی اون رو که نخواست گذاشته بود روی میز اشپزخونه و من وقتی رفتم داخل اشپزخونه که اونجا رو مرتب کنم چشمم خورد به اون باقی مانده ی غذا ی ته ظرف یه قاشق خواستم بردارم یاد اموزشها افتادم همون یه قاشق کوچک رو خالی کردم و در حد ذره ای ته قاشق برداشتم و دیگه رفتم دنبال کارم و چقدر تا عصر این شرایط بود که من ریزه خورای کنم اما من بقیه ظرفها رو داخل زباله خالی کردم و لب به هیچ چیز نزدم . انتخاب های جدیدی داشتم و این نشون میده من در مسیر درست هستم چون ذهنم داره با من همکاری میکنه و اما بازم با استمرار در مسیر یادگیری لا غری میخوام ذهنم رو با هدفم بیشتر هماهنگ کنم .
تصاویر و احساس با هم هماهنگ هستن اگر تصویری در ما احساس به وجود بیاره میتونه به صورت کد در ذهن ما ذخیره بشه.
گاهی اوقات یه رفتار با احساس خوب قاطی میشه و به صورت فرمول در ذهن ما ذخیره میشه و ااینقدر تکرار میشه تا ادم رو خسته می کنه مثلا کشیدن سیگار اون اوایل در ذهن فرد به عنوان یه رفتار که همراه با لذت هست ذخیره میشه اما دیگه به مرور زمان با تکرار زیاد اون فرد رو خسته و ناراحت میکنه .
من اولا باید رابطه ام رو با عادتم خوب کنم و بعد تغییرش بدم .
من طبق آموزشها هیچ وقت نباید بگم من کمتر میخورم چون این کلمه باعث واکنش در ذهن ما میشه و ما رو حریص تر میکنه که بیشتر بخوریم یعنی این کلمه تعریفی در ذهن ما دارد که اصلا خوب نیست پس به جای اون بگو من انتخابهای جدیدی دارم .
من در گدشته عادت داشتم خیلی ریره خواری کنم اما الان هر وقت میخوام این کار رو انجام بدم باید بگم من سیر هستم و این کار رو انجام ندم من از این جمله زیاد باید استفلده کنم من هر وقت کسی چیزی تعارف کنه اگر سیر باشم نباید چیزی بخورم و راحت باید بگم من میل ندارم یا سیر هستم اما چاق ها حتی این جمله رو نمیتونن به زبان بیارن .
اما اگر من بارها این کارو انجام بدم دیگه در ابنده راحت خیلی راحت در مواقع سیری میگم من سیر هستم و عذا نمیخورم مثل متناسبها .همین الان برای پسرم میگو سرخ کردم اما خیلی راحت گفتم من سیر هستم و لب نزدم و فقط یک عدد میگو جهت تست مزه خوردم و این کار بعد از سالها تلاش برای من کار خیلی سختی نیست هر وقت سیرم و کسی چیزی تعارف میکنه و یا غذا هست خیلی راحت میگم من میل ندارم یا سیر هستم و غدا رو به زور وارد جسمم نمیکنم .
من با انتخابهای جدیدم قطعا کمتر خواهم خورد و بارها باید به خودم بگم من سیر هستم ..
نمیخورم چون چاق میشم
همیشه خوردن برای من نهایت تمام خوبیها بود پارک با خوردن معنی داشت کوه میرفتم برای صبحانش دورهمیها رو خوردن رهبری میکرد سیزده بدر بود و سبزی پلو با ماهیش و کاهو سکنجبینش عید با بوی شیرینی نارگیلی برام معنی داشت حتی یه بار یه نفر بهم گفت تو خاطره ای داری که مربوط به خوردن نباشه الان میفهمم چی میگفت حتی خاطرات برفی من به جای برف بافی توش خوردن برف و شیره حرف اول رو میزد تمام خوردنها تا جایی ادامه داشت که چاقی سر و کلش پیدا شد
نمیخورم چون چاق میشم
مگه میشه برای انسانی که خوردن براش تو اوج هستش به خاطر چاقی بگی نخور
خوردنم نه تنها کمتر شد بلکه با محدودیت و ممنوعیت رژیمهای مختلف به حرص و ولع تبدیل شد اگر قبلا یه بستنی میخوردن شدسه تا اگر قبلا یدونه شکلات شد ده تا و اگر اونموقع یه کوچولو چاق بودم شد صد تا
تا جایی که نتونستم از خوردن دوست داشتنیم دست بکشم و بی خیال چاقی شدم
مگه میشه بی خیال چاقی شد اگر بیخیال میشدم که لاغر میشدم هر ادم لاغری که میدیدم اه میکشیدم هر لباسی که میدیدم اه هر مهمونی ای که دعوت میشدم اه میکشیدم خلاصه اینکه زندگی جهنمی به معنای واقعی طرف میخواد لاغر بشه نمیتونه از خوردن دست بکشه میخواد بخوره نمیتونه لذت ببره چون خوردن رو تنها عامل چاقیش میدونع مثل یه گرداب هر چی دست و پا بزنی بیشتر گزفتار میشی
من تو این دوره یاد گرفتم نخورم چون چاق میشم نخورم چون
سیرم
دوست ندارم
نمک نداره
خیلی شیرینه
میل ندارم
برام خوب نیست
سرده
روزه ام
نشان های دریافت شده
سلام
هر کلمه در جابگاه خود ممنعی خاصتی دارم بعضی کلمه با مثبت وبعضی بارمنفی داره مثل کلمه سیرم کا امروز مورد نظر قرا داره .
سیرم یعنی نمی خورم سیر یعنی اشتهارندارم سیرم یعنی جای برای مواد اضافه غذایی نیست سیرم کلمه وبارمثبت داره من باین کلمه احساس قریبی دارم میخوام باهاش راحت باشم چون حس میکنم دارم دروغ میگم .
حالباهش در موارد مختلف ودر بعصی موادمیخوام استفاده کنم وفتی کسی تعارف میکنم بگم سیرم وفتی با غذایی مودر علاقه امروبر میشم ونمیخوام بخور سیرم وفتی دارم به مواد خوراکی بخچال نگاه میکنم باید وحتما بگم سیرم .
تکرار کلمه مثبت ذهن دا ره ازمقاومتش کم میشه برای گفتن کلمه مخالف با فرمول ذهنی جایگزین کردن حس حال خود شو داره .
ما برای چاقی هییچ عجله نداشتیم اصلا براش زمان مشخص
نکردیم یاید چاق بیشیم جسم ارا م ارام با لذت وارامش تلاش خودشو کرد تاماچاق بیشیم اصلا متوجه نشدم کی چاقشدیم ماباذهن وفرمولهای چاقی زمینه چاقی برای وخودمون مهیا کردیم این کار نااگاهنه بود ولی برای برگشتباید اگاهانه عمل کنیم بایدگامهای کوتاه وزمان بر استفاده کنیم وحس لذت بهش اضافه کنیم واینگامهای کوچک وتغییر گوچک برازخودمون با ارزش بدونیم تا مسیر برگشت با عملی انجام دادن اگاهانه به لاغریی درزمان زیاد دسترسی پیدا کنیم
نوشتن دیگاه تاثیر زیادی داره که درذهن داره باعث میشه شما ادمی باشید که با نجوایی ذهنی جواب نمدید وذهنو به مسیر لاغریی هدایت میکنید درنوستنانجه اموختیم وفکر کردن به اموزش درهنگام نوشتن باعث میشه اموخته به عمل نزدیکتر بشه
نوشتن وتکرا کردن خود به خود مارومشتاق کرده ومارورادمه راه نگه میداره.
وباعث ادامه مسیر شده برای نتیحه بهتر ولاغریی بلند مدت
وادمه دار بودن مسیر لاغریی .
تقاوت افراد چاق ولاغریی درزمان سیر هستش افراد چاق چونبه تکرا از خوردن زیاد دیگه احساس سیری رو گم کردن واز سیری ومراحل ان کمتر اطلاع دارن وخوردن بیش ازنیاز رو علامت سیری میدونن وختی بیشتر از حد تاجای که احساس درد درناحیه شکم داشته باشن اون علامت سیری میدونن ولی فردلاغر چون ذهنش دستکاری نشده از سیری خود به خوبی اطلاع دارد ووفت سیر ی هست از خوشمزه ترین چیزهاهم میگزره ونتیجه اون فرد لاغر وماچاق هستیم
سلام و درود .
لاغر شدن از تکرار افکار و رفتاری که در شما احساس لاغر شدن ایجاد می کند حاصل می شود.
تصاویری که در ما احساس ایجاد می کنه در ذهن ما ذخیره شده .
از تعریف جدید برای حالتهای خودمون استفاده کنیم .
از اصطلاح کمتر نباید استفاده کنیم .
کلمه سیر هستم رو تکرار کنیم .
برنامه خوردن ندارم
نیاز به خوردن ندارم
من سیر هستم .
من از خود چاقی میتونم استفاده کنم و دلایل خوردنم رو به دلایل نخوردن تبدیل کنم .
مثلا امروز یه تجربه جدید داشتم .
یه ذره با یه مشتری بحثم شد سعی کردم ادامه ندم ولی خب حالم و کمی بد کرد . قاعدتا یکی از دلایل خوردنم این بود که خب حالم بده برم یه چیزی بخورم . امروز این دلیل رو هم اضافه کردم به سایر دلایل نخوردنم .
نمیخورم چون حالم خوب نیست .
من از اول این تمرین و البته باردوم تکرارم هست کلی دلیل برای نخوردن پیدا کردم و اصافه کردم به تمرینات تغییر عادت .
تفاوت یه فرد لاغر و چاق همینه . فرد لاغر کلی دلیل برای نخوردن در ذهن داره و فرد چاق کلی دلیل برای خوردن .
فرد چاق به هر بهانه ای میخوره . ولی فرد لاغر به هر بهانه ای نمیخوره .
یادمه یکی از دوستام لاغر بود به زور مینشوندیمش سر میز که با هم یه غذا سفارش بدیم . غذارو هم خودمون براش سفارش میدادیم . بعد که غذا رو میدید دلشو میزد . میگفت نمیخورم این چیه شماها میخورید .
یعنی یه فرد لاغر دیدن غذا دلشو میزنه . یا مثلا غذای زیاد که توی بشقابش بود دیگه نمیخورد میگفت زیادی غذا دلمو میزنه . اشتهامو میگیره . دیگه حالمو بد می کنه . یعنی یه فرد لاغر دیدن غذا یا دیدن اضافه غذا یه دلیل برای نخوردنشه .
دقیقا بر عکس یه فرد لاغر . من همین که این تصاویر یادم میاد خوشحال میشم چون همین که میاد توی فکرم باعث میشه بنویسمش و تکرارش کنم و کم کم خودمم بهش عمل کنم .
علت اینکه شما میگین در این مسیر استمرار داشته باشید اینه که دقیقا همین اتفاق بیفته . تمام اتصالات مغزی ما به لاغری روشن میشه . واقعا من الان حس می کنم دارم سیم کشی مغزم رو به سمت لاغری روشن می کنم .
درسته که نخوردن علت لاغری نیست . و خوردن دلیل چاقی نیست و این دو عامل رو از مسیر لاغری باید حذف کرد و مراقب باشیم اگه داریم این تمرینات رو انجام میدیم مانع بزرگ لاغری فعال نشه که خوردن رو دلیل چاقی بدونیم اما خوشم میاد که از این تمرینهای تغییر عادت استفاده می کنم . دوست دارم تجربه جدید داشته باشم . دوست دارم اتصالات نخوردن رو زیاد کنم . البته علتش بازم برمیگرده به لاغر شدن . خب اگه من نخوام لاغر بشم یا لاغر بمونم تغییرات غذایی اعمال نمی کنم . درست مثل ورزش کردن . یعنی این دو باور همیشه با ما هست . ولی خب چاره ای نیست . من دوست دارم تغییر عادت رو هم تجربه کنم و اتصالات جدیدی ایجاد کنم حالا اگه این برق باورهای چاقی رو هم فعال می کنه خب دیگه باید فکر دیگه ای کنم و حواسم به اونا باشه اتصالات اونا رو قطع کنم از ذهنم تا با حرکت در مسیر لاغری اتصالات چاقی فعال نشه .
خب ما برای چاقی و موندن در احساس چاقی دلایل زیادی داریم .
ما یکی یکی باید این اتصالات رو قطع کنیم .
پیوند بین خوردن و چاق شدن رو باید قطع کنیم . نخوردن رو مانع لاغری خودمون قرار ندیم .
نخوردن مثل ورزش کردنه اگه درست ازش استفاده نشه مانع لاغری میشه .
نخوردن فقط یه تجربه است برای لدت بردن بیشتر . نه برای اینکه حالمون خوب بشه برای اینکه فقط یه تجربه ی جدیدی ایجاد کنیم .
من از نخوردن لذت میبرم . از نخوردن در مواقع غیر گرسنگی .
من فرمولهای نخوردن رو دارم در ذهنم زیاد می کنم . چون دوست دارم نخوردن رو هم تجربه کنم .
نخوردن اگه درست استفاده نشه به راحتی میتونه مانع لاغری بشه . نخوردن فقط یه تفریح و لذته . من از نخوردن لقمه های اضافه لذت میبرم . من از دلایل نخوردن لقمه های اضافه لذت میبرم .
لقمه های اضافه چی هستن ؟ لقمه هایی که در زمان سیر شدن و بعد از سیر شدن و در زمان سیر بودن خورده میشن .
من این روزها سیر شدن و سیر بودن رو تجربه کردم .
احساس سیری احساس لذتبخشیه . چون انسان رو از ولع داشتن و حس سیری ناپذیری نجات میده .
خب من با تجربه کردن نخوردن به این حس دلچسب سیری رسیدم .
با لذت بردن از نخوردن .
هر وقت که نمیتونم سیر بودن یا گرسنه بودنمو تشخیص بدم علتش احساس چاقیه که خودم در خودم ایجاد می کنم . اونم به واسطه خوردن و زیادی خوردن .
هر وقت زیادی میخورم احساس چاقی می کنم . خب این یه فرمول اشتباهه که خودم سالها تکرارش کردم .
ولی تجربه کردن حس نخوردن احساس چاقی رو در من کمرنگ میکنه .
(لاغر شدن از تکرار افکار و رفتاری که در شما احساس لاغر شدن ایجاد می کند حاصل می شود.) درس امروز این بود .
خب من چطور احساس لاغری می کنم ؟ در درجه اول من از نخوردن لقمه های اضافه احساس لاغری می کنم . اما قبل از اون من از اصلاح عقاید و فرمولهای لاغری و ساخت فرمولهای نخوردن احساس لاغری می کنم .
وقتی پرخوری می کنم احساس لیاقت لاغر بودنم میره انگار که با احساس چاقی خودمو مجازات می کنم . در حالیکه این فرمول اشتباهه و باعث میشه پرخوری رو بیشتر تکرار کنم ولی از طرفی هدایتمم می کنه سمت اصلاح خودم و انجام ندادن رفتارهایی که در من احساس چاقی ایجاد می کنه .
چیزی که روشنه من در این راه نباید وسواس داشته باشم . حس می کنم من در مسیر یکم وسواسی عمل می کنم . در حالیکه اینم یکی از موانع لاغریه و ترس از غذا رو در من پدید میاره .
در ساخت فرمولهای لاغر کننده نباید وسواس داشته باشم . آخه میدونید نه که راه رو یاد گرفتم به کوچکترین اتصالات ذهنیم دقت میکنم که ببینم چه فکری الان تو سرم دارم که احساس چاقی می کنم یا احساس لاغری نمی کنم . دوست دارم همیشه احساس لاغری داشته باشم .
البته این حالت رو اسمش رو دقت میزارم . اسمشو وسواس نمیزارم که حسم بد بشه خب من به خاطر رشته ام انسان دقیقی هستم و موشکافانه قضیه رو بررسی می کنم چون میخوام بدونم چه عاملی باعث شده لذت نبرم . کوچکترین فرمولها رو جستجو میکنم .
امروز یه دلیل نخوردن دیگه پیدا کردم .
نمیخورم چون پودره . کیک یه کمیش پودر شده بود . گفتم نمیخورم چون پودره خوشم نمیاد .
فرمولهای دیگه که امروز استفاده کردم .
نمیخورم چون زیاده .
نمیخورم چون قطعاتش بزرگه دلم و میزنه .
نمیخورم روغنش زیاده دلمو میزنه .
نمیخورم چون مونده شده .
نمیخورم چون سیرم .
نمیخورم چون پودر شده و شکلشو از دست داده .
نمیخورم چون دست خورده شده .
نمیخورم چون داغ نشده .
نمیخورم چون گرسنه نیستم .
نمیخورم چون بازم سیرم .
نمیخورم میخوام برم دستشویی.
نمیخورم چون اعصابم خورده . (دلیل خوبی نیست ولی یه زمانهایی به کار میاد )
نمیخورم چون ذهنم آشفته است .
نمیخورم چون استرس دارم .
نمیخورم میخوام برم حیاط.
نمیخورم کار دارم.
نمیخورم چون میل ندارم . درسته گفتین میل ندارم برای اول کاره ولی یه وقتایی هم باز لازم میشه میشه به کارش گرفت .
نمیخورم چون شیرینه . شیرینی زیاد دلمو میزنه .
یعنی تمام دلایل خوردن رو میشه تبدبل به نخوردن کرد .شخصیت چاق خوردن شیرینی رو دوست داره چون شیرینه .
ولی شخصیت لاغر خوردن شیرینی رو دوست نداره دقیقا به همون دلیل چون شیرینه . دلشو میزنه .
یعنی راه لاغری دقیقا همون راهیه که ما تا حلا فکر می کردیم راه چاقیه .
من کم کم تمام چاقیمو تبدیل به لاغری می کنم تک تک سلولهای چاق من از باورها و فرمولها و عقاید چاقی ایجاد میشن .
این ریز ریز عقاید رو که بردارم لاغری کم کم وارد جسمم میشه . نمایان میشه .
تغییر فرمولهای ذهنی و عملی برای من بزرگترین افکار و رفتاریه که به من حس لاغری میده .
نشان های دریافت شده
به نام خداوند یگانه
چالش من اینو نخوردم
ما در سالهای طولانی یک رفتارهایی انجام داده ایم که برای ما به صورت عادت یا رفتارهای عادتی نهادینه شده است که اگر این رفتارها مثبت باشد خوب جزو رفتار وعادتهای سالم محسوب می شود ودر واقع هیچ ضرری به ما نمی زند بلکه سبب منفعت ما می شود،مثل:عادت هرروز ورزش کردن،عادت همیشه مسواک زدن،عادت هروز دوش گرفتن ،عادت هر روز کتاب خواندن،عادت اینکه سر موقع کارهای خود انجام دادن،عادت اینکه کار خودرا به گردن دیگران نینداختن،عادت اینکه به دیگران احترام بگذاریم،عادت به اینکه نسبت به مسائل بی تفاوت نباشیم،عادت به اینکه همیشه فرد مسئولیت پذیری باشیم ،عادت کنیم ک خودمان رو دوست بداریم،عادت کنیم برای خودمان ارزش و احترام قائل شویم،عادت کنیم عاشق خودمان باشیم،عادت کنیم هر روز یک چیز جدید یاد بگیریم،عادت کنیم که دوروزمان شبیه یکدیگر نباشد.و و خیلی عادتهای پسندیده دیگر باعث می شوند که ما هم روح وروان و هم جسم سالمی داشته باشیم.
واین عادتهای خوب نقش خیلی بسزایی در زندگی ما ایجاد می کنند وتا جایی که واقعا مشکلی برای ما ایجاد نکنند پس ما دلیلی بر ترک این عادتها نمی بینیم پس آنها را ادامه میدهیم.
اما عادتهای بد و نادرست که آنهارا هم در طولانی مدت انجام داده ایم ولی چون ضرر تدریجی برای ما ایجاد کرده اند ما متوجه ضرر آنها نشده ایم یعنی ذهن ما متوجه بحران نشدهده است چون به آهستگی صورت گرفته است در حالی که در بلند مدت اثرات جبران ناپذیری را بربدن ما وارد می کند.
مثل عادت سیگار کشیدن،مثل عادت ب مصرف انواع مخدرها،مثل عادت خدای نکرده خوردن نوشیدنیهای الکی،عادت بع دروغ گویی،عادت کردن به بد اخلاقی،عادت کردن به اعمال خلاف مثال دزدی کردن،عادت کردن به فحاشی و عصبانیت،عادت کردن ب بی مسئولیتی عادت کردن به پر خوری و خیلی عادتهای ناپسند دیگر که اینها اگر در پی برطرف کردنشان نباشیم در بلند مدت اثرات مخربی هم بر روح و روان وهم بر جسم ماوارد می آورند.
خوب در مورد عادت پرخوری که بیشتر گریبان گیر افراد چاق می باشد وما سالها دچار این مشکل بوده ایم وبه خاطر همین هم همش با روشهای گوناگون مثلا انواع ورزشها داروهای مختلف ورژیمهای سخت لاغری سعی بر این کردیم که این معضل رادر خود حل کنیم ودرواقع نتونستیم به اندازه خوردن را در بیشتر مواقع یاد بگیریم.
ومن در سالهای قبل یا به زور وناراحتی در حال رژیم گرفتن بودم وبعضی اوقات که توان داشتم مثلا نان وبرنج را یا کلا قطع می کردم یا اینکه هر قدر دلم می خواست می خوردم البته ن اینکه بخوام حالم بد بشه شاید برخی اوقات هم این موارد پیش میومد ولی مادرم می گفت همیشه غذا کم بخور یا بقیه می گفتن غذا کم بخور واز آنجا که به قول استاد،چون ذهن ما همیشه طالب بیشتر شدن است پس اگر به او فرمان کم بدهی قبول نمی کند چون طبیعت وجهان قانونش همیشه بر پایه بیشتر شدن ووسعت است ونه کم شدن پس ذهن ما این موَضوع را پذیرا نمی باشد.
وقانون من قانون همه یا هیچ بوده من یا هیجی نباید می خوردم یا باید سیر میشدم واین موضوع واقعا بر اعصاب وروان من تاثیر بد گذاشت بود که چرامن نمی توانم غذایم را کم بخورم ومادرم همیشه به من می گفت توچرا این طوری رفتار می کنی؟ عوض اینکه اصلا نخوری یا اینکه به نظر خودشون من خیلی زیاد می خوردم می گفت کم بخور همیشه بخور.
ولی واقعا این ذهن من همش درگیر قانون همه یا هیچ بود چون من حتی ب نیاز و اعتدال هم نباید می خوردم چون باید کمتر از نیاز خودم مصرف می کردم واین واقعا برای ذهن من پذیرا نبوده ومن همواره باخودم در جنگ بوده ام که باید باید روش اعتدال رابرگزینم وهمش از خداوند می خواستم که خدایا کمکم کن ک من این روش اعتدال را برگزینم نه هیچ نه خیلی زیاد،بله واقعااعتدال،اعتدال بهترین بهترین روش در هر زمینه ای من جمله در غذاخوردن می باشد.
من وقتی استادخوبم در مورد کاربر عزیز،عطا گفتند گه در این قدر روز این قدر مطلب نوشتند من هم تعجب کردم وهم اورا تحسین کردم وهم یک جورایی غبطه خوردم که چرامن تنونستم چنین موفقیتی را کسب کنم ولی واقعا تشویق شدم به جد می گویم که من تشویق شدم به کار بیشتر و علاقه بیشتر.
من امروز سیب را دیدم نخوردم من پرتقال دیدم نخوردم من تنقلات لینا نخوردم من یک عالمه از پنیر صبحانه ام اضاف گذاشتم ومقدار کمی را توانستم بخورم البته بانان خوردم ومقداری از نان هم توانستم اضافه بگذارم من بادام نخوردم پن تخمه نخوردم من سویا نخوردم من پرتقال نخوردم من امروز نان خشک پنجره ای نخوردم من صبح خیلی زود صبحانه نخوردم چون سیر بودم من خواستم شیر بخورم ولی نخوردم چون سیر بودم من امروز نان خشک پنجره ای نخوردم من امروز کلوچه نخوردم چون سیر بودم من امروز ناهاربرنج خوردم در حالی که دیروز دوست نداشتم و نان خورده بودم من دیروز مقداری عدسی خوردم وبقیه اش را نخوردم چون سیر شده بودم.
من امروز ماستم را اضافه آوردم و بقیه اش را نخوردم من امروزدو تکه کوکو یکی را خوردم و تکه بعدی را گذاشتم من در حالی که علاقه شدیدیع نان دارم ولی در وعده ناهار نان نخوردم چون بقیه غذاها کافی بود ومن سیر شدم من بعد ناهار معمولا بین ساعت ۵ تا ۷ یک میان وعده سبک یا شام می خورم ولی از وعده ناهار تا الان چیزی نخوردم.
من نخوردم چون سیر بودم.
من نخوردم چون نیاز نداشتم.
من نخوردم چون نباید می خوردم.
من نخوردم چون الکی نباید بخورم.
من چون ازینکه مادرم ناراحت بشه اضافه نمی خورم.
من ازینکه اسراف نشه اضافه نمی خورم
من ازینکه خواهرم دعوام کنه اضافه نمی خورم.
من ازینکه دیگران ار خوردنم ناراحت یا عصبانی بشوند بی موقع غذا نمی خورم.
من نمی خورم من نمی خورم چون سیرم
من بی مورد نمی خورم چون باید لاغر بشم.
چون من باید باید باید لاغربشم
چون چاق بودن خیلی بده
چون چاق بودن خیلی سخته
من می خواهم لاغر بشم چون چاق بودن برای من خیلی درد اوره.
من وقتی عصبانی هستم نمی خورم.من وقتی می خندم نمی خورم.من وقتی سردمه نمیخورم من برای اینکه گرمم بشه نمی خورم من را می رم نمی خورم من وقتی کسی بیاد نمی خورم من هر کی به من تعارف کرد نمی خورم وهر وقت دوست داشتم می خورم دوست نداشتم نمی خورم من هر وقت دیگران غذا بخورند همراهشون نمی خورم.
وای خدایا شکرت خدایا شکرت یعنی من دارم درست رفتار می کنم من دارم به صلح درونی با خودم می رسم بار خداوندا هدایتم کنم حمایتم کن محافظ من وعزیزانم باش ومن وهمه دوستانم را تا رسیدن به موفقیت همواره پشتیبان وباور باش.
الها به امیدتو ونه به امید خلق روزگار
نشان های دریافت شده
سلام و درود ▪︎ترکیب احساس و رفتار ▪︎
___________________________________________________
هر تغییری از گام های کوچیک شروع شده .▪︎
هر موفقیتی از تغییرات کوچک آغاز شده .▪︎
هر مسیر طولانی با برداشتن گام های کوچیک طی شده .▪︎
و زندگی ما از سپری کردن روزهایی که زند ه ایم شکل گرفته .▪︎
من ۵۴ سالمه ▪︎ که برابر میشه با 19,710 روز ▪︎
چیزی که الان هستم حاصل زندگی کردن من در این نوزده هزار و هفتصد و ده روزه .▪︎
نکته جالب توجه اینه که من خاطره چندانی از روزهایی که تازه مسیر چاق شدن رو شروع کرده بودم در ذهن نداشتم.▪︎
چرا؟
من از زمانی متوجه چاقی خودم شدم که تفاوت رو احساس کردم.▪︎
لباس های من تنگ شده بود، جسم من تغییر کرده بود و حرف های اطرافیان درباره چاق شدنم رو می شنیدم.▪︎
در واقع من زمانی متوجه چاقیم شدم که نتیجه اون همه روزهایی که در مسیر چاقی حرکت کرده بودم مشخص شده بود.▪︎
این مثال در جنبه های مختلف زندگی صدق می کنه و به وضوح می تونیم نمونه هاشو در زندگیمون پیدا کنیم.▪︎
استاد توضیح دادن که من تا سن ۳۵ در شرایط سخت شغلی و مالی بودم.▪︎
اون شرایط حاصل ۳۵ سال ساخته شدن فرمول های ذهنی من و زندگی کردن بر اساس آن آموزش ها بود.▪︎
به لطف خدا با قدرت ذهن آشنا شدم و قصد کردم شرایط زندگیمو تغییر بدم.▪︎
عجله برای تغییر کردن باعث شد در همون سال اول و دوم بارها احساس شکست و ناامیدی به من دست بده ▪︎
این فرمول درمورد لاغری هم صادقه▪︎
به همین دلیل استاد گرامی همیشه تاکید بر انجام تمرینات، نوشتن تمرینات و خواندن نوشته های دیگران دارند .▪︎
این فرمول ساده اما بسیار تاثیرگذار در آرام کردن ذهن و قرار دادنش در مسیر تغییر کردنه.▪︎
زمانی که برای مدتی مشغول یادگیری، فکر کردن و نوشتن باشم به مرور این فرمول در ذهن من به عادت تبدیل می شه و به راحتی هر روز با اشتیاق این مراحل رو انجام می دم.▪︎
ذهن من مشتاق تکرار کردن این مراحل شگفتی ساز می شه .▪︎
شاید امروز من از برخی رفتارهای خودم راضی نباشم و از تکرار شون احساس بد یا حتی عذاب وجدان داشته باشم اما مطمئنم در روزهای اول که این رفتار در من شکل گرفته حتما باعث شده بود که من در احساس بهتری قرار بگیرم و به همین دلیل به فرمول ذهنی در من تبدیل شده .▪︎
استاد گرامی اعتقاد دارن بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارن نمی تونن احساس سیری رو تشخیص بدن ▪︎
نمی دونن واقعا کی سیر هستن و کی گرسنه؟
به دلیل اینکه مدت هاست در حال تکرار و تقویت فرمول های اشتباه هستن نشانه های تشخیص احساس سیری در اونها کمرنگ شده.▪︎
به همین دلیل بارها اتفاق افتاده که بعد از خوردن کامل غذا تمایل به خوردن شیرینی یا میوه یا هر چیز دیگری دارن .▪︎
این واکنش به دلیل عدم شناخت و توجه اونهابه احساس سیری است.▪︎
توجه و عمل کردن افراد متناسب به احساس سیری باعث می شه که بارها از اینکه چرا یک فرد متناسب به راحتی میتونه در برابر شیرینی یا کیک یا هر غذایی که ما نمی تونیم از خیر خوردنش بگذریم به راحتی می گذره و از اون نمی خوره تعجب می کنیم ▪︎
بنابراین از این جلسه سعی می کنیم با ادغام احساس سیری با تغییرات رفتاری خود این فرمول تاثیرگذار رو در ذهن خود پررنگ کنیم و به مرور از نتایج عمل کردن به اون لذت ببریم.▪︎
استاد گرامی ،من چیزی از خود ندارم که بگم …آگاهی هایی که شما به شکل کلمه به این بخش منتقل کردید من به شکل محاوره تنظیم و ارسال کردم▪︎ یکساعت زمان برد ه اما چون برای ایجاد تغییر به محاوره و تبدیل افعال به متکلم وحده دقیق شدم برامتمرین خوبی بود …. و بارها دوباره با اشتیاق می خونمش …
>>>>>>>>>>>><<<<<<<<<<<<<
نکاتی که از فایل صوتی این جلسه یاد گرفتم به این شرح است :
□ نباید تصور کنم که تغییر کردن و تغییر دادن یه چیز ساده و پیش پا افتاده اس غذایی که همیشه می خوردم مقداری رو نخورم .
□من در گذشته بارها تصمیم می گرفتم تغییری در مقدار خوردنم ایجاد کنم ولی نمی تونستم اما اگرچند هفته اس در این دوره شرکت کردم تونستم عادتی رو که دوست نداشتم در اون تغییراتی ایجاد کنم …این نشون میده ذهن من با من همکاری می کنه تا این برنامه به بهترین نحو انجام بشه …
□امروز می خوایم یک قدم آسون دیگه برداریم برای برنامه ریزی بهتر ذهنمون …
حتما شده از یک ماده غذایی ترش مثل لیمو چیزایی شنیده باشی و بزاق دهانت ترشح شده باشه یا یک فیلمی دیدی یا یکخاطره ای یادت اومده که شمارو به یک حال و هوا و احساس خاصی برگردونده .حالت خوب شده و خاطره ای در ذهنت به نمایش دراومده و لذت بردی ..
خیلی وقتا شده یک آهنگی رو گوش دادی و یا صدایی از کسی شنیدی رفتی به خیلی سالهای دور و خاطره ای برات زنده شده و اونو مرور کردی▪︎
اینکه خیلی از چاقها ، رفتاری دارن که دوستش ندارن از اون اذیتن و یا عادتی دارن که می دونن اون عادت صحیح نیست اما نمی تونن ترکش کنن و یا تغییری در اون ایجاد کنن بخاطر همینه . باهاش خاطره خوش دارن …
قطعا اوایل که انجام می دادن براشون احساس خوبی به همراه داشته …کسی که سیگاریه یا معتاد به مصرف مواد مخدره یا مشروب خوره به اصطلاح تیریه ..چون ابتدا به ساکن که شروع به مصرف کرده براش لذت بخش بوده ….
( هیچوقت ما به کاری که برامون از ابتدا رنج آور باشه و لذتی درش نباشه عادت نمی کنیم این یه قانونه ) …
بعدن فقط تکرار میشه حتی اگر دیگه احساس خوبی ایجاد نکنه ..چه بسا اسباب دلزدگی رو هم فراهم کرده باشه ولی شخص قادر به ترک اون نیست …
حتما با مثلا افراد سیگاری برخورد و ارتباط داشتید که گفته از سیگار کشیدن خسته شدم ولی نمی تونم بذارمش کنار ….
در چالش من اینو نخوردم به شما یاد داده میشه که برای ترک یک عادت آزار دهنده ابتدا باید یک رابطه خوبی باهاش برقرار کرده باشید …
بنابراین چون رفتارهای ما با احساس ما در ارتباط هست خیلی مهمه که تعریفهای جدید درباره رفتارجدید در ذهنمون ایجاد کنیم …
در برنامه گذشته گفتیم نیاییم از کلمات من کم می خورم یا غذامو کمتر کردم یا از کلمات اینو کمتر می خورم استفاده نکنیم.چون کلمه کمتر باعث یکواکنش در مغز ما میشه حریصتر میشیم به خوردن و تمایلمون به خوردن بیشتر میشه ..در حالی که در سطح فکر تصمیم گرفتیم کمتر بخوریم اما عملا بیشتر می خوریم به این دلیله کلمه کمتر یک تعریفی رو در ذهن ما داره و ما نباید ازش استفاده کنیم ..اما می بایست تعریف جدیدی ازش به کار ببریم …
شاید در این چند هفته عادتهایی رو داشتید که یکتغییراتی رو در اونا ایجاد کردید یعنی تکرارشون کمتر شدن ….
مثلا خود استاد میگن برای ترک مصرف کلوچه با چایی اومدن ابتدا یکی دو روز ۳ چهارم از کلوچه ارو با چایی خوردن بعد نصف و بعد یکچهارم و بعد کلا کنار گذاشتنش
اما هر بار که می خواستن اون مقدار تعیین شده ارو بخورن می گفتن که من سیر هستم .
دوستان خیلی مهمه که کلمات من سیر هستم رو هر بار به کار ببرید … و اینو به عنوان یک واکنش رفتاری در مغزتون ثبتش کنید ….
وقتی خودت انتخاب می کنی که یکمقداری رو کمتر مصرف کنی آخر سر حتما به خودت یادآوری کن که من سیر شدم …. یا من سیرهستم …. این دو تا جمله ارو زیاد بگید به خودتون ….
هر وقت کسی چیزی به شما تعارف می کنه و یا میل ندارید نگید میل ندارم بگید من سیرم ….
اجازه بدید این کلمه هر وقت تصمیم به خوردن ندارید یا نیاز ندارید که بخورید یا مقداری رو در نظر گرفتید که بیشتر نخورید در ذهن شما به عنوان یک واکنش ثبت بشه بگید من سیر شدم ..من سیرم …. نسبت به پارامترهای بیرونی که ممکنه مارو به خوردن تحریک کنن بگید من سیرم و نمی خورم …
نشان های دریافت شده
سلام و درود •
من نمی خورم چون حالم گرفته اس . عصبی ام … سیر شدم
من نمی خورم چون غمگینم . من سیرم
من نمی خورم چون عضو کمپین پاکم و برای جسمم ارزش زیاد قائلم ،.من بیشتر مواقع احساس سیری دارم .
من نمی خورم چون لاغر شدن اولویت زندگی منه . اکثر مواقع سیرم
من نمی خورم چون از نخوردن به عنوان یک انتخاب آزاد لذت می برم .. چون من همیشه سیرم .
من نمی خورم چون برای لاغر شدن تصمیم قاطع گرفتم .همیشه سیرم چیزی دلم نمی خواد
من نمی خورم چون نخوردن سر سیری برام هیچ ضرری کهنداره هیچ کلی هم منفعت داره .
من نمی خورم چون نخوردن برام لذت بخشه .من سیرم.
من نمی خورم چون اگه نخورم نمی میرم که ….مغز من مث لامپ ۶۰ وات کم مصرفه .هیچیم نمیشه ..فقط لاغرتر میشم خوب بشم :)..
من سیرم .ممنون نمی خورم .من سیرم.
نشان های دریافت شده
با سلام دوست عزیز وهم مسیرم
از خوندن دیدگاه شما خیلی لذت بردم وخیلی موارد برام واضح و روشن شد و تونستم کدهای اشتباه ذهنم روبشناسم وبخوام در اون زمینه ها اقدام کنم برای تغییر دادند . از شما بی نهایت سپاسگزارم. بابت این آگاهی که به اشتراک گذاشتین . ممنونم از شما 🌹🌹🌹
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز ،
خوشحالم دیدگاه من برات مفید بوده …خیلی خوشحال شدم …
جمله دو کلمه ای من سیر شدم یا من سیرم می تونه معجزه کنه واقعا …توضیح کاملش در دوره چالش تغییر عادتها با عنوان من اینو نخوردم توسط استاد هست میشه مطالعه کرد و گوش داد …
همین امروز می خواستم با همسرم ناهار بخورم .ما ناهارا یک پرس غذا رو نصف می کنیم و می خوریم من تا چند وقت پیش همراه با ناهار کهمعمولا بیشتر مواقع برنج هست نون مصرف می کردم و البته دلیلش موجه بود از نظر خودم چون مقدار برنج نصف مقدار معمول بود و می گفتم من سیر نمیشم اگه باهاش نون نخورم …
ولی از وقتی که این آگاهی به من داده شد که اگر حتی به شکل معمول مقدار غذا کمتر از همیشه بود بگم من سیر شدم امروز از همین آگاهی استفاده کردم برام مهم بود که با وجود کم بودن مقدار برنج نون باهاش مصرف نکنم دوتا گوجه کباب کردم گذاشتم کنار غذامون قبلش هم یکپیاله سالاد خیار و گوجه و نصفی از یک سیب خوردیم تا ذهنم در مورد مصرف نکردن نون با برنج بیشتر همکاری کنه ….و چقدر جالب شد که سیر هم شدیم و نیازی به نون نشد …آخرش گفتم من سیر شدم
منظور این نیست که نون چاق کننده اس منظور اینه دوتا چیز بسیار پر انرژی رو با هم ترکیب نکنم تا به قانون ترمیم و نه تخریب عمل کرده باشم
بعد از ناهار به ساعت نگاه کردم و به خودم گفتم تا سه ساعت دیگه هیچی نمی خورم جز یک فنجان قهوه داغ با دو حب قند کوچیک …… در صورتی که معمولا اکثر اوقات دو ساعت بعد از ناهار گرسنه ام میشه اما مخصوصا با میل و اراده خودم خواستم یکساعت این حس رو تحمل کنم بعد یه چیزی بخورم به عنوان میانوعده و تعیین هم نکردم چه چیزی گفتم بعد از ساعت ۴ و نیم عصر هر چی میلم کشید همونو می خورم به حدی که حس گرسنه بودن فروکش کنه فکرم آزاد بشه به کارهام برسم ..
از شما دوست عزیز سپاسگزارم