0

شناسایی باورهای اشتباه درباره لاغری (گام ۶۸)

باورهای اشتباه درباره لاغری
اندازه متن

تصور کن هر روز جلوی آینه وایمیستی و با خودت می‌گی: «چرا لاغر نمی‌شم؟ مگه چقدر باید رژیم بگیرم؟» 🪞🥺

📍 این جلسه ادامه گام ۶۷ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

واقعیت اینه که مشکل، نه توی بشقاب غذاست، نه توی کم‌تحرکی… بلکه توی ذهنته! 🧠✨

خیلی از ما سال‌هاست با باورهای اشتباه درباره لاغری زندگی می‌کنیم؛ باورهایی که مثل یه سد بزرگ جلو متناسب شدنمون وایسادن 🚧

تا وقتی این سد رو برنداریم، حتی سخت‌ترین رژیم‌ها هم نتیجه نمی‌دن.

🌟 لاغر شدن برای من فقط یه آرزو نبود…

یه خواسته عمیق و واقعی بود که از ته دل، از عمق وجودم، فریاد می‌زد:

“من می‌خوام متناسب باشم، سبک باشم، خودم رو دوست داشته باشم.” 💖

مثل همون حسی که یه آدم فقیر داره وقتی با تمام وجودش آرزو می‌کنه ثروتمند بشه 💰

یا کسی که بیماری رو تجربه کرده و دلش می‌خواد دوباره سالم باشه 🏥

یا آدمی که احساس بی‌ارزشی می‌کنه و دنبال خوشبختی و آرامشه 🌈

👣 من هم همیشه لاغری رو می‌خواستم… نه فقط برای اندام، بلکه برای حس آزادی، برای اعتماد‌به‌نفس، برای اینکه وقتی توی آینه نگاه می‌کنم، لبخند بزنم.

اما یه سوال مهم همیشه تو ذهنم بود:

چرا با اینکه این همه آدم آرزوی لاغر شدن دارن، فقط تعداد کمی بهش می‌رسن؟ 🤔

جوابش از جایی می‌اومد که شاید خیلیا حواسشون بهش نیست…

✅ جایی به اسم ذهن

✅ و چیزی به اسم باورها

وقتی نشستم و به صدای ذهنم گوش دادم، متوجه شدم که توی سرم پره از باورهای اشتباه درباره لاغری

❌ مثل اینکه “تو ژنتیکی چاقی”

❌ یا “لاغر شدن فقط با سختی و محرومیته”

❌ یا اینکه “چاقی تقدیر توئه و کاریش نمی‌تونی بکنی”

این باورهای اشتباه درباره لاغری خیلی آروم ولی ریشه‌دار، ذهنمو آلوده کرده بودن.

هر بار که یه رژیم جدید رو شروع می‌کردم یا یه باشگاه ثبت‌نام می‌کردم، این نجواها مثل مانع جلوی راهم سبز می‌شدن و منو برمی‌گردوندن به نقطه اول 😞

💡 وقتی شروع کردم باورهای ذهنیمو بشناسم و اصلاح کنم، تازه فهمیدم مشکل از اراده من نبوده…

❗ مشکل، همون باورهای اشتباه درباره لاغری بودن که سال‌ها توی ذهنم جا خوش کرده بودن.

🌱 حالا یاد گرفتم صدای منفی ذهنمو ساکت کنم

💬 با خودم حرف‌های مثبت بزنم

🎧 به آموزه‌هایی گوش بدم که باورهای جدید و قدرتمند در من بسازن

✍️ لاغر شدن برای من شد یه مسیر معنوی، یه بازسازی درونی… و هر روز که با خودم مهربون‌تر می‌شم، بیشتر به این باور می‌رسم که

“من می‌تونم لاغر بشم، چون دیگه اسیر باورهای اشتباه درباره لاغری نیستم.” 🌟

باورهای اشتباه درباره لاغری

🧠 اصلاح موانع ذهنی؛ کلید رهایی از باورهای اشتباه درباره لاغری

همه‌ی ما که اضافه وزن داریم، یه خواسته‌ی مشترک داریم: لاغر شدن.

ولی چرا با اینکه خواسته یکیه، نتیجه‌ها فرق می‌کنه؟ 🤔

✅ چون بعضی‌ها یاد گرفتن که به بخش مثبت ذهن‌شون گوش بدن. همون صدای دلگرم‌کننده‌ای که می‌گه:

«تو می‌تونی، فقط ادامه بده» ✨

و با همین انرژی، با حس خوب تو مسیر لاغری جلو می‌رن و به اندام دلخواه‌شون می‌رسن.

اما دسته‌ای دیگه هستن که متأسفانه درگیر نجواهای ذهنی و باورهای اشتباه درباره لاغری می‌شن 😞

جمله‌هایی مثل:\n

  • «تو هیچ‌وقت لاغر نمی‌شی»
  • «انگار بدن من نمی‌سازه با لاغری»
  • «الان دیگه دیره…»

این افکار به ظاهر ساده، در واقع سدهای ذهنی بزرگی هستن که جلوی تغییر رو می‌گیرن 🚧

نکته مهم اینجاست: حتی اون‌هایی که موفق شدن، توی ذهنشون نجواهای منفی داشتن. ولی فرقشون این بود که یاد گرفتن چطور آگاهانه به افکار مثبت توجه کنن و از آموزش‌های ذهنی برای تقویت باورهای درست استفاده کنن 💪🌱

👂 نجواهای ذهنی یعنی همون حرف‌هایی که با خودمون درباره شکست‌ها، رژیم‌های نیمه‌کاره، یا تجربه‌های تلخ گذشته تکرار می‌کنیم…

و کم‌کم باورمون می‌شه که لاغر شدن یه رؤیای دست‌نیافتنیه.

❗ اما بدون!

باورهای اشتباه درباره لاغری، می‌تونن تمام تلاش‌هاتو نابود کنن؛ درست مثل خراش کوچیکی که یه بادکنک پر شده از امید رو می‌ترکونه… 🎈

✍️ تنها راه واقعی اینه که یاد بگیری:

  • این باورهای محدودکننده رو بشناسی
  • و با تمرین‌های ذهنی، قدم‌به‌قدم اصلاحشون کنی

💡 این یعنی «شروع لاغری از ذهن»، نه از رژیم بعدی!

باورهای اشتباه درباره لاغری

🧩 اهمیت اصلاح موانع ذهنی در مسیر لاغری

(مواجهه شدن با باورهای اشتباه درباره لاغری)

تا حالا شده با خودت بگی: «چرا با اینکه همه چی رو رعایت می‌کنم، باز هم لاغر نمی‌شم؟» 🤷‍♀️

واقعیت اینه که افکار و نگرش‌هایی که در ذهن ما ریشه دارن، می‌تونن تبدیل به موانع بزرگ در مسیر لاغری بشن. این‌ها همون باورهای اشتباه درباره لاغری هستن که مثل دیوار جلو پیشرفت‌مون وایسادن 🚧

من هم تا یه جایی تو زندگیم مدام درگیر این موضوع بودم. تا اینکه یه تلنگر جدی خوردم:

بفهمم که تا وقتی ذهنم پر از صدای منفی و ناامیدکننده‌ست، حتی بهترین روش‌ها هم روی من جواب نمی‌ده.

🧠 ذهن، یه انبار بزرگ از توجهاته.

اگه توجهت رو بدی به افکار منفی، ذهن مثل یه قطار بی‌وقفه، واگن‌واگن از ناامیدی، ترس و شکست جلوی چشمت رد می‌کنه 🚂😞

ولی اگه آگاهانه انتخاب کنی که به حرفای مثبت گوش بدی، ذهن شروع می‌کنه به ساختن باورهای تازه… ✨ باورهایی که مسیر لاغری رو آسون‌تر و طبیعی‌تر می‌کنن.

🌪️ بذار یه تصویر برات بسازم:

ذهن ما یه تلویزیون همیشه روشنه. مدام داره فیلم نشون می‌ده، با بازیگرایی که تو ذهن ما سال‌ها جا خوش کردن.

اگه این فیلم‌ها همش درباره چاقیه، درباره سختی، درباره شکست تو رژیم‌ها باشه… احساس ما همون‌قدر تاریک می‌شه که اون فیلم‌ها هستن 🎬

❗ اما باید بدونی:

اون فیلم‌ها واقعی نیستن؛ فقط نمایش ذهنی هستن.

ما می‌تونیم کانال رو عوض کنیم، فیلم جدید بسازیم. فیلمی با پایان خوش، با بدن متناسب، حال خوب و آزادی از فکر غذا و وزن.

✅ برای اینکه لاغر بشی، اول باید باور کنی که آسونه

❌ و قبلش باید اون صدای قدیمی رو که می‌گه “لاغری سخته”، خاموش کنی

این صدای ناآگاه، همون یکی از بزرگ‌ترین باورهای اشتباه درباره لاغریه که تا اصلاحش نکنی، راهت رو سد می‌کنه.

🎯 حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری توجهت رو به کدوم سمت هدایت کنی… به واگن‌های منفی؟ یا به مسیر جدیدی که توش لاغری یه اتفاق طبیعی و لذت‌بخشه؟

لاغر شدن آسان‌ترین کار دنیاست

🌟 ایجاد باور «لاغر شدن آسان‌ترین کار دنیاست»

شاید وقتی این جمله رو می‌شنوی، اولین واکنش ذهنت این باشه:

❓«مگه می‌شه؟! من هزار بار تلاش کردم، رژیم گرفتم، ورزش رفتم، اما آخرش باز چاق شدم!»

و این کاملاً طبیعیه… چون ذهنت پر شده از باورهای اشتباه درباره لاغری که سال‌ها تکرار شدن و حالا مثل یه دیوار محکم جلو تغییر ایستادن 🧱

اما خبر خوب اینه که…

🧠 ذهن قابل برنامه‌ریزیه.

و تو می‌تونی یه باور کاملاً جدید بسازی:

✅ «لاغر شدن آسون‌ترین کار دنیاست.»

🎯 چرا این باور انقلابی و مهمه؟

چون ذهن ما بر اساس باورهاش تصمیم می‌گیره عمل کنه یا عقب‌نشینی کنه.

وقتی ته قلبت باورت اینه که “لاغری سخته”، حتی اگه غذای سالم بخوری یا پیاده‌روی بری، ذهنت دنبال شکست می‌گرده!

اما وقتی باور کنی “لاغر شدن آسونه”، ذهنت به جای ترمز گرفتن، شروع می‌کنه به همراهی باهات، بهت انرژی می‌ده، مسیر رو هموار می‌کنه ✨🚶‍♀️

🎁 حالا وقتشه یه تصمیم مهم بگیری…

اگه تا اینجای مقاله رو خوندی، یعنی آماده‌ای برای ساختن باورهای جدید.

برای همین ازت دعوت می‌کنم که وارد دوره‌ای بشی که زندگی من و هزاران نفر دیگه رو متحول کرده:

🌈 [دوره ورود به سرزمین لاغرها]

این دوره فقط درباره غذا و کالری نیست…

💡 این دوره برای اصلاح باورهای اشتباه درباره لاغری طراحی شده؛

یاد می‌گیری چطور با ذهنی سبک و رها، مسیر لاغری رو با آرامش و اعتماد طی کنی.

📌 اگه دنبال نتیجه‌ی واقعی و ماندگار هستی، اینجا همون نقطه‌ی شروعه.

🛤️ با یک تصمیم، می‌تونی راهت رو از رنج و رژیم، به سمت لذت و آگاهی تغییر بدی.

کلیک کن و وارد سرزمین لاغرها شو… جایی که لاغر شدن واقعاً آسون‌ترین کار دنیاست! 💖

🎁 آماده‌ای وارد سرزمین لاغرها بشی؟

اگه دلت می‌خواد از باورهای اشتباه درباره لاغری رها بشی و با آرامش و آگاهی لاغر بشی،
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً همون جاییه که باید باشی! 🌈
آموزش‌هایی که ذهن‌تو بازسازی می‌کنه و کمک می‌کنه مسیر لاغری رو واقعاً آسون و موندگار طی کنی ✨

🚀 ثبت‌نام در دوره ورود به سرزمین لاغرها

با یک تصمیم آگاهانه، شروع کن به ساختن نسخه لاغر و رها از خودت 💖

✍️ در ادامه هم توی گام ۶۹ سراغ «ترس از لاغری» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 193 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.44 از 71 رای

https://tanasobefekri.net/?p=19116

193 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

193 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۱/۰۷/۲۷ ۱۰:۴۰
      مدت عضویت: 2608 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 838 کلمه

      سلام  توی قسمت امتیازات دیدم برای اینکه امتیاز سطح مبتدی رو بگیرم فقط یه مورد مونده که خط نخورده و دیدم نوشتن در قسمت فایل ۱۱۲ گام . فکر کنم منظورتون ۱۰۰ گام اینجا و ۱۲ گام اون یکی فایلهای رایگان خست . 

      اومدم اینجا فال گرفتم . مثل حافظ چشامو بستم دستمو چرخوندم روی قدمها و گفتم هر بخش که فعلا مورد نیازمه انتخاب کن . 

      که اومد روی باورهای مانع لاغری .

      بارها گفتم بازم میگم ولی الان تا حدودا زیادی نرمتر میگم . مهمترین مانع من برای لاغری احساس من به خوردن هست و نگرش اشتباه من نسبت به رفتار متناسب هست که باعث میشه حس من به رفتار متناسب بد بشه . 

      حس میکنم این مانع ذهنیم هم تا حدود زیادی  برطرف شده . ولی دوست دارم تکرارش کنم که بیشتر برام جابیفته و برطرف بشه . 

      من باور دارم انجام رفتار در من کاملا ناخوداگاه هست . یعنی من کاملا تحت تاثیر الگوهای ذهنی خودم و احساسی که به یگ رفتار دارم اون رو ناخوداگاه انجام میدم .

      مثلا در مورد خواب  دیدین زمانی که به زور میخوایم خودمون و بخوابونیم اصلا خوابمون نمیبره ولی وقتی اون رو به ناخوداگاه واگذار می کنیم خیلی راحت و بی دغدغه خوابمون میبره . 

      بدن من واقعا از خیلی لحاظها تنظیمه و واقعا از وجودش لذت میبرم . 

      هر قسمتی که من نگرانش باشم و رهاش نکنم اون بد کار میکنه ولی هر قسمتی که اصلا نگرانش نیستم و رها میکنم خیلی راحت انجام میشه . 

      پس  حتی همین موانع هم باید رها کنم که خدا خودش انجام بده ولی از اونجایی که من تحقیق کردن رو دوست دارم از انجام این مسیر لذت میبرم ولی چون فرمولای غلطم دارم خب وقتی خودم انجام بدم قطعا نتیجه با زمانی که خدا انجام میده فرق داره . 

      خدا راحت انجام میده ولی داره به من یاد میده .

      نیروی مثبت وجودم میگه ببین تمام مشکلات تو با یه چشم به هم زدن خدا حل میشه ولی خدا میخواد تو حلش کنی که یاد بگیری . میخواد تو آگاهی کسب کنی که ببینی خدات چقدر بزرگه . که خدا رو بهتر بشناسی . 

      خدا دوستت داره که بهت چالش میده چون میدونه میتونی حلش کنی . 

      این همه دانایی و آگاهی در این مسیر کسب کردی . 

      ولی هر جایی که میبینی خسته شدی رها کن خدا کلاژ فرمون زیر پاشه ماشین زندگیتو در بهترین جای ممکن قرار میده .

      بخش مثبت وجودم اینارو میگه . تو باعث افتخار خدایی . خدا تو رو خیلی دوست داره . خودتو از منظر خدا ببین . تو بهترین بنده ی خدایی که خدا خودشو از درونت به نمایش گذاشته . خدا همه ی بنده هاشو دوست داره . همه آفریده هاشو . اگه میگم تو بهترینی منظورم این نیست که اونا بهترین نیستن . اونا هم بهترین و معجزه ی خدا همینه که همه آفریدگانش بهترین خودشون هستن در هر لحظه . 

      .چون آفرینش همه بر طلق جریان الهی جاریه . 

      بخش مثبت وجودت نظر مثبتی به خدا داره . 

      فاطمه بچه دار شدن تو برای خدا مثل آب خوردنه ولی اون این چالش رو گذاشت توزندگیت تا تو مسیر حرکت رو درک کنی که خودت راحتی رو انتخاب کنی تا باورهاتو درست کنی .

      جسم تو به راحتی میتونه فرزند آوری کنه چون جسمت هر لحظه داره به روزرسانی میشه . دستگاه تولید مثل تو درست مثل قلبته . دستگاه سوخت و ساز بدن تو درست مثل ریه هاته . ببین هیچ چیزی در این عالم اختلال محسوب نمیشه . پس زیادی دست و پا نزن . آروم باش . قدم به قدم حرکت کن . اگه تمرینا برات سنگینن طوری انجامشون بده که به حال بهتر برسی . استاد که هیچ تحمیلی روی انجام تمرینات نزاشتن فقط گفتن با اشتیاق انجام بدید پس چرا استرس میگیری . البته میدونم تو شوق داری چون الگوهات باز میشن و موانع لاغریت برطرف میشه برای همین حالت خوب میشه و شناختت بالاتر میره و رفتارهای غذاییت بهتر تنظیم میشه . خودبخود تنظیم میشه و مطابق انضباط فکری طبیعی میشه . 

      تو با تغییر الگوهای ذهنت رنج ده ساله رو از خودت بر میداری . رنج ۲۵ ساله . 

      البته رنج رنجه و ۱ سال و صدسال نداره . وقتی الگوی رنج برداشته بشه دیگه برداشته شده . 

      مثلا وقتی لاغر شدن آسون باشه در نظرمون دیگه ۱۵ کیلو اضافه با ۳۰ کیلو یا حتی ۱ کیلو دیگه فرقی نداره . 

      لاغر شدن اسون شده و بار ذهنیش برداشته شده . بنابراین دیگه الگوهای ذهنی مانع حرکت جسم نمیشن و جسم طبیعت خودش لاغر میشه . 

      دقیقا بارداری هم همینه . رنج بارداری که برداشته بشه و بگی بارداری راحته حالا میخواد ۱ ماه میخواد ۹ ماه اون رنج برداشته شده پس تو حتی تا ابد هم میتونی راحت باردار بشی و ایامشو با لذت طی کنی . 

      پس لاغر شدن یا باردار شدن رو راحتش کن هرچقدر راحتتر باشه سنگینی اضافه وزن برات کم و کمتر میشه . 

      وای چیزی که روی ذهن ما سنگینی میکنه خود اضافه وزن نیست . کاهش این میزان اضافه وزنه . یعنی وقتی خود فعلیتو بپذیری سنگینی کاهش وزن از روی ذهن برداشته میشه و بدن خودبخود و آروم اروم خودشو متناسب می کنه . خدایا به خاطر این اگاهیها شکر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۳ ۲۰:۴۱
      مدت عضویت: 2608 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,644 کلمه

      سلام 

      گام ۶8 

      لاغر شدن آسانترین کار دنیاست . 

      مواردی رو بنویسید که شما در اون موفق بودید و دیگران براشون سخت بود و مواردی رو بنویسید دیگران به سادگی به دست آوردند و برای شما  سخت بوده . و بنویسید مواردی رو که شما با توجه به مثبت وجودتون در اون کار پیروز شدید و با توجه کردن به منفی در اون کار شکست خوردید . 

       

      من در خیلی کارها موفق بودم . چون الان دارم از دید مثبت به زندگیم نگاه می کنم . 

      من زندگی خوبی داشتم . دوست دارم دونه دونه نام ببرم از اول زندگیم . 

      اول اینکه من و خواهرم دوقلو بودیم و من قل دوم بودم و بعد از من مادرم اینا دیگه بچه نخواستن . یعنی من فرزند آخرم اگه از طریق کانال پدر و مادر فعلیم  وارد این دنیا نمیشدم معلوم نبود الان فرزند کی بودم . من در بین هزاران احتمالی که می تونست ایجاد بشه موفق شدم نعمت حیات رو جذب کنم و با خواهرم به این دنیا پا بزارم . من از هوش خوبی برخوردار بودم . نمیگم خیلی باهوش بودم اما از همون اول درک بالایی داشتم به راحتی می تونستم خودمو جای دیگران قرار بدم و از دریچه ی اونها به زندگی نگاه کنم این خصوصیت شاید در جهت منفی خطرناک باشه و این کار سبب ورودیهای منفی در من بشه اما با کنترل اون و هدایت به سمت مثبت من از این ویژگی شخصیتیم خیلی راحت میتونم در جهت خلق بهترین خودم شدن استفاده کنم ‌ . در حالیکه خیلیها رو دیدم این ویژگی رو ندارن  ولی من به راحتی انجامش میدم . . کار دیگه ای که خیلی خوب میتونستم از عهده اش بر بیام ریاضی بود برای خیلی ها سخت بود ولی برای من اسون ولی ورزشم خوب نبود . چون همیشه میگفتم نمیتونم . واسه همین اون زمان که من ورزش رو جزء ابزارهای لاغر کننده میدونستم هرگز موفق به لاغری نشدم ولی  یکی از دلایل موفقیت من در مسیر لاغری با ذهن این بود که من همیشه به ذهن خودم و تواناییم ایمان داشتم . مورد  دیگه دروس حفظی بود من در دروس حفظی خیلی موفق نبودم چون همیشه از مِنّ و مِن کردن خجالت میکشیدم به توانایی خودم در جهت محفوظاتم ایمان نداشتم اما الان فهمیدم این به دلیل این بود که من همیشه از نگرش منفی به دروس حفظی نگاه میکردم . چون یه سری از معلمها عین کتاب نوشتن رو میخواستن ولی من فقط خوب درک میکردم و با جملات خودم مطلب رو بیان می کردم الان که نگاه میکنم اتفاقا خیلی هم خوب بود این حالت . 

      در انتخاب دوست من ضعیف عمل میکردم اما خواهرم قویتر از من بود چون اون همیشه شاد بود و خنده رو ولی من غمگین بودم ولی بعدها که فهمیدم چطور باید با دیگران ارتباط برقرار کنم خیلی راحت تونستم دوستان زیادی رو جذب کنم . 

      بزرگتر شدیم و به دانشگاه رفتیم من و خواهرم  ادبیات رو به خاطر پدرم انتخاب کردیم چون فقط میخواستیم بریم دانشگاه مامانم راضی نبود و ما فقط برای اینکه بتونیم به دانشگاه بریم طبق خواسته ی پدر ادبیات رو انتخاب کردیم و جالبش ایت بود دقیقا همون سال ورود ما دوره ی فراگیر پیام نور اومد و ما بدون کنکور وارد دانشگاه شدیم و اتفاقا همون بار اول قبول شدیم در حالیکه طرفیت محدود بود و خیلی ها قبول نشدن . بعد که لیسانس گرفتیم  ۳ سال طول کشید  تا  کار برامون جور بشه ما هر دو معلم شدیم در حالیکه واسه خیلیها کار جور نشد ولی ما تونستیم یه شغلی خوب انتخاب کنیم که خیلی هم پدرم راضی بود و آرزوی خواهران قبلیمون هم  بود و کل خانواده واقعا دوست داشتند این کارو  ولی ما تونستیم بهش برسیم . بعد پدرم برای ما ماشین خرید و ما رانندگی یاد گرفتیم در حالیکه خیلی ها موفق به انجامش نشدن . بعد که ازدواج کردیم و من خیلی راحت تونستم با درکی که از متون آقایی  از هم محله ایهامون  داشتم ایشون رو جذب کنم و ایشون برای برادرشون از من خواستگاری کردن . در حالیکه واسه خیلی ها نوشتم سخت بود ولی من خیلی راحت میتونستم بنویسم و دیگران رو تحت تاثید قرار بدم . همسرم به خواستگاریم اومد و من یک ازدواج بسیار راحت در عرض فقط سه ماه داشتمبا اینکه بعضی از افراد خانواده موافق ازدواجم نبودن اما من تونستم اونها رو راضی کنم و با آقا مجید ازدواج کنم . جهیزیه ام خیلی راحت با پدرم خریدیم در حالیکه خواهر دوقلوی من به خاطر اینکه خیلی سخت انتخاب میکرد همیشه با پدرم دعواش میشد ولی من خیلی راحت با پدرم دوتایی میرفتیم و کلی چیز می خریدیم و راحت بر میگشتیم چون من همیشه خوب میدیدم و خواهرم منفی . روز عروسی همسرم خوابش برد و خودش نیومد بریم ارایشگاه من اگه میخواستم اخم و ناراحتی کنم روز عروسی رو هم به خودم و هم به همسرم زهر مار می کردم در حالیکه من و خواهر دومم اژانس گرفتیم و خودمون رفتیم و مجید هم وقتی بیدار شد و البته دلیل خواب موندنش رو برام توضیح داد من خیلی خوشحال شدم که بهش بد رفتاری نکردم . ایشون برادرشون رو برده بودن بیمارستان و شبونه عملش کرده بودن برای همین صبح خوابش برده بود . خب من اگه منفی بودم چقدر شکست میخوردم و بهترین روز زندگیم و تبدیل به جهنم میکردم . در مورد خرید لباس عروس و آرایشگاه تمام عروسها بدون استثنا بسیار حساس هستن و اعصابشون همیشه خورده ولی من فقط لذت بردم و اتفاقا همه بهم میگفتن مثل فرشته ها شدی چون من از درون اروم بودم . امااااااا تنها نقطه ی منفی ذهنم بچه دار نشدنم بود که من همیشه تابع افکار منفی وجودم بودم ولی باز بعد از ازدواج اولش خیلی خودم و درگیر نمیکردم حتی با اینکه سرکار می رفتم دانشگاه سراسری کاشان برای فوق لیسانس قبول شدم و با اینکه وسطهاش به خاطر افکار منفیم میخواستم انصراف بدم با راهنمایی معاون اموزشی دانشگاه درسم رو ادامع دادم و با بهترین معدل های دانشگاه (بالای ۱۸) و با بهترین نمره ی پایان نامه (۱۹:۴۳ ) قبول شدم و خدا میدونه روز دفاع چقدر دفاعیه ام هیجان انگیز بود طوری که دانشجویان زیادی سر دفاع من حاضر بودن و خود استادها از این همه دانشجو تعجب کرده بودند چون معمولا دفاعها فقط با یکی دو تا دانشجو انجام میگرفت .و من اولین نفر از بچه های کلاسمون بودم که دفاع کردم در حالیکه اونای دیگه حدودا شش ماه تا یکسال بعد از من دفاع کردن و درسشون تموم شد . اما بعد کم کم به خاطر بچه دار نشدنم افکار منفی بر من غالب شد کارمو رها کردم . درسمم که تموم شده بود ولی حال من بد بود . من بچه میخواستم و هرچی بیشتر میخواستم بیشتر ازش دور میشدم در حالیکه همه مثل اب خوردن بچه دار میشدن خدایا من چه گناهی در درگاه تو کرده بودم که بچه هام سقط میشدن . تا با راه تناسب فکری آشنا شدم . بزرگترین موفقیت زندگی من آشنایی با تناسب فکری بود و تحول زندگی من در اوج ناامیدی و حتی تصمیم به طلاق و خودکشی . من متحول شدم . و موفق به کاهش وزن در عرض فقط چند ماه شدم . من بی نظیر بودم در نوع خودم و شاید این بزرگترین موفقیت زندگیم بود و البته شاید نه بلکه قطعا بزرگترین موفقیت زندگیم بود که منو با خودم آشنا کرد . چون من از درون انسان دیگری از خودم ساختم . تضاد بچه هنوز از زندگی من برطرف نشده ولی من دیگه آدم قبل نیستم . من در راه یادگیری دارم تلاش میکنم تا بتونم همین چیزی رو که برای دیگران مثل اب خوردنه برای خودم مثل آب خوردن کنم . بچه دار شدن ساده ترین و راحتترین کار دنیاست . شما چاقی براتون غول بود من بچه دار شدن . چاقی برای من زیاد غول نبود برای همین خیلی راحت به دستش آوردم ولی بچه دار شدن نیاز به یادگیری داشت و من الان که دارم گام به گام حرکت میکنم همانطور که لاغر شدن رو برای خودم راحت کردم بچه دار شدن رو هم دارم راحت می کنم . دارم روی باورها و ذهنیتم کار می کنم . موانعم رو شناسایی میکنم و خلاصه علاوه بر یادگیری لاغری روی یادگیری بچه دار شدن هم دارم کار میکنم چون تفاوت من با سایر کسانی که راحت بچه دار شدن این بود که اونها طبق فرمول اولیه ی کارخانه پیش رفتن اما من اطلاعات خلاف جهت آفرینش سالها وارد ذهنم کردم که باید اونها رو شناسایی کنم . من اکنون بچه دار شدن رو رها کردم و مشغول یادگیری هستم و ایمان دارم بچه دار شدن از لاغر شدن برای من راحتتره ولی الان که هنوز ندارم فکر میکنم سخته . چون بچه دار شدن فقط چند بار در زندگی اتفاق میفته و وقتی مثلا من دو یا سه تا بچه بیارم دیگه لزومی به کارکردن روی فرمولها نداره اما لاغری تا پایان عمر و تا ابد هست . چون ما تاابد باید روی لاغریمون کار کنیم و روی فرمولهای لاغری . پس لاغر شدن یک حرکت مداومه که همواره ما رو در کنار هم نگه میداره و این هم یک عامل لذتبخش در جهت همراه بودن با شما استاد گرامیست . این که همیشه میتونم از بیانات شما استفاده کنم و شما همواره در این راه لذتبخش و آسان و شیرین همراه ما هستید و ما میتوانیم ذهن خودمان را با فرمایشات شما همسو کنیم .
      خدایا سپاسگزارم .
      لاغر شدن آسانترین کار دنیاست و بچه دار شدن از اونم ساده تره . میدونم همونطور که تونستم به راحتی لاغری رو به جسمم هدیه بدم میتونم با پیگیری آموزشها فرزند رو هم هم به خودم و هم به همسرم و هم به دنیای زیبایم هدیه دهم . خدایا بابت فرزندان صالحی که به من عطا کردی از تو سپاسگزارم . خدایا بابت لاغری ام از تو سپاسگزارم . خدایا به خاطر وجود استاد ازت سپاسگزارم . خدایا به خاطر آیدای خوشگلمون هم ازت سپاسگزارم . استاد همیشه ازتون ممنونم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۳۹۸/۱۰/۰۹ ۲۲:۵۴
      مدت عضویت: 2608 روز
      امتیاز کاربر: 6266 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 314 کلمه

      سلام . واقعا سایت عالی شده . یعنی چقدر مطالب خوبه . هرچی میخونم سیر نمیشم . درکم بالاتر میره . اصلا دیگه زبانم عاجز میشه از تعریف و تایید . یعنی کل جامعه ی ایران اگه بخوان جمع بشن همه با این مطالب لاغر میشن . از بس که کامل و جامع هست . ممنونم از شما .
      کسی که در مسیر تغییر باور و تغییر عادت قرار بگیره عالی نتیجه میگیره .
      یه قسمتی از سایت رو داشتم مطالعه میکردم در مورد شلنگ و آب گرم و سرد یعنی مطلب تغییر عادت رو چقدر برام عالی جا انداخت . البته اونجا فکر میکنم قسمت نظرات نداشت که نظرم رو بنویسم بنابراین اومدم اینجا بنویسم .
      مطلب اینجا رو هم خوندم بازم حالم بهتر شد .
      فوق العاده است . ممنون از تلاش شما برای ارائه ی این همه فایلها و مطالب مفید که واقعا اگر کسی بخواد استفاده کنه تا آخر عمرش کافیه تازه این مطالب به منبع بی نهایت الهی وصله و هر روز به روزرسانی میشه که نور علی نور میشه ولی اگر تغییر هم نکنه خود این مطالب به تنهایی هم هربار که مطالعه میکنیم دید تازه ای نسبت بهش پیدا میکنیم .
      اون مطلب شلنگ آب سرد چقدر آدم رو به ادامه دادن راه امیدوار کرد که ادامه بده اب گرم موقته تموم میشه . این آب به آب سرد وصله و به زودی به نتایج عالی میرسی و فرمولها تثبیت میشه . آروم باش و صبر کن تا فرمولها اثر خودش رو در ضمیر بزارن .
      نگرش مثبتت رو تقویت کن که نگرش مثبت رو هم میشه همون وصل بودن به آب سرد در نظر گرفت . اگه تا آخر باز باشه افکار منفیت رو از ذهنت خارج میکنه ولی اگه ببندیش هرگز به موفقیت نخواهی رسید .
      استاد یعنی از خوشحالی دلم میخواد پرواز کنم . خدارو شکر که تونستم دوباره به مسیر برگردم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم