0

شناسایی باورهای اشتباه درباره لاغری (گام ۶۸)

باورهای اشتباه درباره لاغری
اندازه متن

تصور کن هر روز جلوی آینه وایمیستی و با خودت می‌گی: «چرا لاغر نمی‌شم؟ مگه چقدر باید رژیم بگیرم؟» 🪞🥺

واقعیت اینه که مشکل، نه توی بشقاب غذاست، نه توی کم‌تحرکی… بلکه توی ذهنته! 🧠✨

خیلی از ما سال‌هاست با باورهای اشتباه درباره لاغری زندگی می‌کنیم؛ باورهایی که مثل یه سد بزرگ جلو متناسب شدنمون وایسادن 🚧

تا وقتی این سد رو برنداریم، حتی سخت‌ترین رژیم‌ها هم نتیجه نمی‌دن.

🌟 لاغر شدن برای من فقط یه آرزو نبود…

یه خواسته عمیق و واقعی بود که از ته دل، از عمق وجودم، فریاد می‌زد:

“من می‌خوام متناسب باشم، سبک باشم، خودم رو دوست داشته باشم.” 💖

مثل همون حسی که یه آدم فقیر داره وقتی با تمام وجودش آرزو می‌کنه ثروتمند بشه 💰

یا کسی که بیماری رو تجربه کرده و دلش می‌خواد دوباره سالم باشه 🏥

یا آدمی که احساس بی‌ارزشی می‌کنه و دنبال خوشبختی و آرامشه 🌈

👣 من هم همیشه لاغری رو می‌خواستم… نه فقط برای اندام، بلکه برای حس آزادی، برای اعتماد‌به‌نفس، برای اینکه وقتی توی آینه نگاه می‌کنم، لبخند بزنم.

اما یه سوال مهم همیشه تو ذهنم بود:

چرا با اینکه این همه آدم آرزوی لاغر شدن دارن، فقط تعداد کمی بهش می‌رسن؟ 🤔

جوابش از جایی می‌اومد که شاید خیلیا حواسشون بهش نیست…

✅ جایی به اسم ذهن

✅ و چیزی به اسم باورها

وقتی نشستم و به صدای ذهنم گوش دادم، متوجه شدم که توی سرم پره از باورهای اشتباه درباره لاغری

❌ مثل اینکه “تو ژنتیکی چاقی”

❌ یا “لاغر شدن فقط با سختی و محرومیته”

❌ یا اینکه “چاقی تقدیر توئه و کاریش نمی‌تونی بکنی”

این باورهای اشتباه درباره لاغری خیلی آروم ولی ریشه‌دار، ذهنمو آلوده کرده بودن.

هر بار که یه رژیم جدید رو شروع می‌کردم یا یه باشگاه ثبت‌نام می‌کردم، این نجواها مثل مانع جلوی راهم سبز می‌شدن و منو برمی‌گردوندن به نقطه اول 😞

💡 وقتی شروع کردم باورهای ذهنیمو بشناسم و اصلاح کنم، تازه فهمیدم مشکل از اراده من نبوده…

❗ مشکل، همون باورهای اشتباه درباره لاغری بودن که سال‌ها توی ذهنم جا خوش کرده بودن.

🌱 حالا یاد گرفتم صدای منفی ذهنمو ساکت کنم

💬 با خودم حرف‌های مثبت بزنم

🎧 به آموزه‌هایی گوش بدم که باورهای جدید و قدرتمند در من بسازن

✍️ لاغر شدن برای من شد یه مسیر معنوی، یه بازسازی درونی… و هر روز که با خودم مهربون‌تر می‌شم، بیشتر به این باور می‌رسم که

“من می‌تونم لاغر بشم، چون دیگه اسیر باورهای اشتباه درباره لاغری نیستم.” 🌟

باورهای اشتباه درباره لاغری

🧠 اصلاح موانع ذهنی؛ کلید رهایی از باورهای اشتباه درباره لاغری

همه‌ی ما که اضافه وزن داریم، یه خواسته‌ی مشترک داریم: لاغر شدن.

ولی چرا با اینکه خواسته یکیه، نتیجه‌ها فرق می‌کنه؟ 🤔

✅ چون بعضی‌ها یاد گرفتن که به بخش مثبت ذهن‌شون گوش بدن. همون صدای دلگرم‌کننده‌ای که می‌گه:

«تو می‌تونی، فقط ادامه بده» ✨

و با همین انرژی، با حس خوب تو مسیر لاغری جلو می‌رن و به اندام دلخواه‌شون می‌رسن.

اما دسته‌ای دیگه هستن که متأسفانه درگیر نجواهای ذهنی و باورهای اشتباه درباره لاغری می‌شن 😞

جمله‌هایی مثل:\n

  • «تو هیچ‌وقت لاغر نمی‌شی»
  • «انگار بدن من نمی‌سازه با لاغری»
  • «الان دیگه دیره…»

این افکار به ظاهر ساده، در واقع سدهای ذهنی بزرگی هستن که جلوی تغییر رو می‌گیرن 🚧

نکته مهم اینجاست: حتی اون‌هایی که موفق شدن، توی ذهنشون نجواهای منفی داشتن. ولی فرقشون این بود که یاد گرفتن چطور آگاهانه به افکار مثبت توجه کنن و از آموزش‌های ذهنی برای تقویت باورهای درست استفاده کنن 💪🌱

👂 نجواهای ذهنی یعنی همون حرف‌هایی که با خودمون درباره شکست‌ها، رژیم‌های نیمه‌کاره، یا تجربه‌های تلخ گذشته تکرار می‌کنیم…

و کم‌کم باورمون می‌شه که لاغر شدن یه رؤیای دست‌نیافتنیه.

❗ اما بدون!

باورهای اشتباه درباره لاغری، می‌تونن تمام تلاش‌هاتو نابود کنن؛ درست مثل خراش کوچیکی که یه بادکنک پر شده از امید رو می‌ترکونه… 🎈

✍️ تنها راه واقعی اینه که یاد بگیری:

  • این باورهای محدودکننده رو بشناسی
  • و با تمرین‌های ذهنی، قدم‌به‌قدم اصلاحشون کنی

💡 این یعنی «شروع لاغری از ذهن»، نه از رژیم بعدی!

باورهای اشتباه درباره لاغری

🧩 اهمیت اصلاح موانع ذهنی در مسیر لاغری

(مواجهه شدن با باورهای اشتباه درباره لاغری)

تا حالا شده با خودت بگی: «چرا با اینکه همه چی رو رعایت می‌کنم، باز هم لاغر نمی‌شم؟» 🤷‍♀️

واقعیت اینه که افکار و نگرش‌هایی که در ذهن ما ریشه دارن، می‌تونن تبدیل به موانع بزرگ در مسیر لاغری بشن. این‌ها همون باورهای اشتباه درباره لاغری هستن که مثل دیوار جلو پیشرفت‌مون وایسادن 🚧

من هم تا یه جایی تو زندگیم مدام درگیر این موضوع بودم. تا اینکه یه تلنگر جدی خوردم:

بفهمم که تا وقتی ذهنم پر از صدای منفی و ناامیدکننده‌ست، حتی بهترین روش‌ها هم روی من جواب نمی‌ده.

🧠 ذهن، یه انبار بزرگ از توجهاته.

اگه توجهت رو بدی به افکار منفی، ذهن مثل یه قطار بی‌وقفه، واگن‌واگن از ناامیدی، ترس و شکست جلوی چشمت رد می‌کنه 🚂😞

ولی اگه آگاهانه انتخاب کنی که به حرفای مثبت گوش بدی، ذهن شروع می‌کنه به ساختن باورهای تازه… ✨ باورهایی که مسیر لاغری رو آسون‌تر و طبیعی‌تر می‌کنن.

🌪️ بذار یه تصویر برات بسازم:

ذهن ما یه تلویزیون همیشه روشنه. مدام داره فیلم نشون می‌ده، با بازیگرایی که تو ذهن ما سال‌ها جا خوش کردن.

اگه این فیلم‌ها همش درباره چاقیه، درباره سختی، درباره شکست تو رژیم‌ها باشه… احساس ما همون‌قدر تاریک می‌شه که اون فیلم‌ها هستن 🎬

❗ اما باید بدونی:

اون فیلم‌ها واقعی نیستن؛ فقط نمایش ذهنی هستن.

ما می‌تونیم کانال رو عوض کنیم، فیلم جدید بسازیم. فیلمی با پایان خوش، با بدن متناسب، حال خوب و آزادی از فکر غذا و وزن.

✅ برای اینکه لاغر بشی، اول باید باور کنی که آسونه

❌ و قبلش باید اون صدای قدیمی رو که می‌گه “لاغری سخته”، خاموش کنی

این صدای ناآگاه، همون یکی از بزرگ‌ترین باورهای اشتباه درباره لاغریه که تا اصلاحش نکنی، راهت رو سد می‌کنه.

🎯 حالا نوبت توئه که تصمیم بگیری توجهت رو به کدوم سمت هدایت کنی… به واگن‌های منفی؟ یا به مسیر جدیدی که توش لاغری یه اتفاق طبیعی و لذت‌بخشه؟

لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست

🌟 ایجاد باور «لاغر شدن آسان‌ترین کار دنیاست»

شاید وقتی این جمله رو می‌شنوی، اولین واکنش ذهنت این باشه:

❓«مگه می‌شه؟! من هزار بار تلاش کردم، رژیم گرفتم، ورزش رفتم، اما آخرش باز چاق شدم!»

و این کاملاً طبیعیه… چون ذهنت پر شده از باورهای اشتباه درباره لاغری که سال‌ها تکرار شدن و حالا مثل یه دیوار محکم جلو تغییر ایستادن 🧱

اما خبر خوب اینه که…

🧠 ذهن قابل برنامه‌ریزیه.

و تو می‌تونی یه باور کاملاً جدید بسازی:

✅ «لاغر شدن آسون‌ترین کار دنیاست.»

🎯 چرا این باور انقلابی و مهمه؟

چون ذهن ما بر اساس باورهاش تصمیم می‌گیره عمل کنه یا عقب‌نشینی کنه.

وقتی ته قلبت باورت اینه که “لاغری سخته”، حتی اگه غذای سالم بخوری یا پیاده‌روی بری، ذهنت دنبال شکست می‌گرده!

اما وقتی باور کنی “لاغر شدن آسونه”، ذهنت به جای ترمز گرفتن، شروع می‌کنه به همراهی باهات، بهت انرژی می‌ده، مسیر رو هموار می‌کنه ✨🚶‍♀️

🎁 حالا وقتشه یه تصمیم مهم بگیری…

اگه تا اینجای مقاله رو خوندی، یعنی آماده‌ای برای ساختن باورهای جدید.

برای همین ازت دعوت می‌کنم که وارد دوره‌ای بشی که زندگی من و هزاران نفر دیگه رو متحول کرده:

🌈 [دوره ورود به سرزمین لاغرها]

این دوره فقط درباره غذا و کالری نیست…

💡 این دوره برای اصلاح باورهای اشتباه درباره لاغری طراحی شده؛

یاد می‌گیری چطور با ذهنی سبک و رها، مسیر لاغری رو با آرامش و اعتماد طی کنی.

📌 اگه دنبال نتیجه‌ی واقعی و ماندگار هستی، اینجا همون نقطه‌ی شروعه.

🛤️ با یک تصمیم، می‌تونی راهت رو از رنج و رژیم، به سمت لذت و آگاهی تغییر بدی.

کلیک کن و وارد سرزمین لاغرها شو… جایی که لاغر شدن واقعاً آسون‌ترین کار دنیاست! 💖

🎁 آماده‌ای وارد سرزمین لاغرها بشی؟

اگه دلت می‌خواد از باورهای اشتباه درباره لاغری رها بشی و با آرامش و آگاهی لاغر بشی،
دوره «ورود به سرزمین لاغرها» دقیقاً همون جاییه که باید باشی! 🌈
آموزش‌هایی که ذهن‌تو بازسازی می‌کنه و کمک می‌کنه مسیر لاغری رو واقعاً آسون و موندگار طی کنی ✨

🚀 ثبت‌نام در دوره ورود به سرزمین لاغرها

با یک تصمیم آگاهانه، شروع کن به ساختن نسخه لاغر و رها از خودت 💖

✍️ تمرین اصلاح باورهای اشتباه درباره لاغری

📌 چرا این تمرین مهمه؟
برای اینکه بتونی از شر باورهای اشتباه درباره لاغری خلاص بشی، باید ذهنت رو آگاهانه درگیر کنی.
این تمرین کمک می‌کنه بتونی صدای منفی ذهنی‌ت رو شناسایی کنی، و به جاش جایگزین مثبت و قدرتمند بسازی 💪🌱
هر بار که این تمرین رو انجام بدی، مثل اینه که یک قدم دیگه به لاغری طبیعی و ماندگار نزدیک‌تر شدی.

🧠 سوالات تمرینی امروز:
✅ تا حالا چه باورهایی درباره سخت بودن لاغری داشتی؟
✅ کدوم جمله‌های ذهنی منفی همیشه تو ذهنت تکرار می‌شن؟
✅ وقتی به آدم‌های متناسب نگاه می‌کنی، چه احساسی پیدا می‌کنی؟
✅ اگه باور کنی لاغری آسون‌ترین کار دنیاست، چه تغییری تو حالت روحی ایجاد می‌شه؟ 🌈
✅ دوست داری چه جمله جدیدی رو هر روز تکرار کنی تا ذهنت رو به باور مثبت برسونی؟

💬 حرف دلت رو با ما به اشتراک بذار
حالا نوبت توئه! تمرین رو توی دفترت بنویس یا همین‌جا توی بخش نظرات برامون بنویس که چه باورهای اشتباهی درباره لاغری داشتی و چطور می‌خوای تغییرشون بدی ✨
ما منتظریم تا نوشته‌های تو رو بخونیم و با همدیگه به مسیر لاغری با ذهن انرژی بدیم 🌟
یادت نره، نوشتن باعث ریشه‌دار شدن باورهای جدید در ذهن می‌شه ✍️💚

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.43 از 70 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=19116
188 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۶ ۰۳:۴۸
      مدت عضویت: 2482 روز
      امتیاز کاربر: 48527 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 182 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان خوبم

      مثالهایی در مورد باور و انتظار ما از موفق شدن و یا شکست خوردن من میخواهم در مورد یک موضوع که در هر دو حالت آنرا تجربه کردم بگویم و آن

      یادگیری زبان انگلیسی است 

      زمانی که دبیرستان بودم و آن یکی از درسها بود و من باور داشتم که این درس خیلی سختی است و با زور و حداقل نمره قبول میشدم

      اما وقتیکه به استرالیا مهاجرت کردم دیدگاهم را نسبت به یادگیری این زبان عوض کردم

      من به خودم گفتم اگر میخواهم خودم را عضوی از این اجتماع انگلیسی زبان بدانم و حرفه های مختلف به زبان انگلیسی را یاد بگیرم و در زندگی پیشرفت کنم باید یاد گیری این زبان را برای خودم آسان کنم و هدفمند جلو بروم

      و این اتفاق افتاد نه تنها این زبان را یاد گرفتم بلکه دوره برنامه نویسی کامپیوتر و دوره حسابداری را با موفقیت انجام دادم

      همان دوره برنامه نویسی کامپیوتر برای دانشجوهای انگلیسی زبان مشکل بود و عده ای آنرا نیمه کاره رها میکردند اما من توانستم آنرا به اتمام برسانم

      چون این باور را داشتم که من میتوانم و موفق هم شدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zohre.taheri.345
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۳ ۰۱:۲۳
      مدت عضویت: 2351 روز
      امتیاز کاربر: 1185 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,173 کلمه

      به نام خدای مهربان.سلام بر استاد عزیز عطار روشن و دوستان شگفتی سازم….

      روند طبیعی حرکت جهان به سوی بهتر شدن و گسترده تر شدنه و روند جسم ما هم همینطور، به سوی بهبودیه…اگر بیمار شدیم روند جسم مون به سوی بهبودی و سلامتیه یا اگر زخمی در بدنمون ایجاد بشه بزودی بدن اون را ترمیم میکنه مگر اینکه اختلالی پیش بیاد…در موضوع لاغری هم همینطوره…بطور طبیعی روند جسم ما به سمت متناسب شدنه اما فرمول های غلط ذهنی و چاق کننده اختلال ایجاد می کنن و ما چاق میشیم اینها همون موانع ذهنی هستند….در زندگی مون هر اتفاقی پیش بیاد به پیروزی یک بخش از وجود ما بر دیگری بستگی داره…ما هر تصمیمی بخوایم بگیریم با دو وجه از ذهنمون مواجه میشیم یک وجه که به ما میگه میشه تو موفق میشی و یک وجه میگه نمیشه و تو موفق نمیشی..موفقیت یا عدم موفقیت ما بستگی به توجه و تمرکز برای روی یکی از این دو وجه داره…اگر توجه و تمرکزمون روی وجهی باشه که میگه میشه و تو می تونی ، تو به نتیجه میرسی،حتما موفق میشیم اما اگر توجه و تمرکزمون روی وجهی باشه که میگه نمیشه هزار و یک دلیل برامون میاره که تو نمی تونی اینکار خیلی سخته زحمت داره و مطمئنا ما موفق نمیشیم….‌تمام انسان ها بخاط داشتن این دو وجه با هم شباهت دارن…در ذهن همه ی انسان ها این دو وجه وجود داره…مثلا اگر دو نفر با ویژگیها و  شرایط یکسان تصمیم دارن که مدرک دکترا بگیرن…نفر اول بیشتر به وجه منفی ذهنش توجه میکنه و روی اون متمرکز میشه که دائم بهش میگه درس خوندن سخته تو نمی تونی تو موفق نمیشی خیلی باید زحمت بکشی و وقت بذاری تو نمی تونی، همش روی این وجه ذهنش متمرکز میشه و قطعا موفق نمیشه که دکترا بگیره و متوقف میشه اما شخص دوم که روی وجه مثبت ذهنش متمرکز شده که دائم بهش گفته تو می تونی موفق میشی چون خیلیای دیگه هم تونستن و موفق شدن دکترا بگیرن تو چیزی کم نداری و حتما موفق میشی…و اون شخص موفق میشه و مدرک دکتراشو میگیره…عدم موفقیت شخص اول بخاطر تمرکز کردن روی وجه منفی ذهن و موفقیت شخص دوم بخاطر تمرکز کردن روی وجه مثبت ذهنشون بوده….من در ادامه ی تحصیل موفق شدم به مدارک بالاتر دست پیدا کنم در حالیکه خیلی از دوستانم موفق نشدند و در حد دیپلم متوقف شدند و موقعیت های دیگه ای برای من و دوستانم پیش اومد که من در اون مورد موفق نشدم در حالیکه دوستم که شرایط من را داشت موفق شد…من در خیاطی و آشپزی خیلی عالی موفق شدم ولی دوستم نتونست به موفقیتی دست پیدا کنه ولی اون در خطاطی خیلی موفق شد و من در حالیکه خیلی دوست داشتم نتونستم موفق بشم…همه ی اینها بخاطر تمرکز روی وجه مثلا و یا منفی ذهنمون بودن در حالیکه هر دو شرایط یکسان داشتیم…در مورد لاغری هم همینطوره افرادی که نمی تونن لاغر بشن بخاطر تمرکز و توجه روی بخش منفی باف ذهن شون هست که دائما اونها را داسرد و نا امید میکنه دائما بیخ گوششون می خونه که تو نمی تونی، لاغر نمیشی،مگر فکر کردی الکیه؟ خیلی سخته و خیلی باید سختی بکشی، خیلی باید به خودت فشار بیاری،سختی بکشی ، ورزش کنی…و مرتب این حرفای ناامید کننده را تکرار می کنه و شخص ناامید و دلسرد شده و مغلوب و تسلیم چاقی میشه و در ذهنش این باور قدرتمند میشه که لاغر شدن سخته و دیگه کار تمومه اون شخص مایوس میشه و دست از تلاش میکشه و اگر این فکر ایجاد بشه اونها نمی تونن لاغر بشن چون وجه منفی باف ذهنشون خیلی قدرتمند شده و تغییر دادن این افکار همت بلند می خواد….در دوره ی فوق العاده لاغری با ذهن سعی میشه که این وجه مثبت ذهن به مرور و آروم آروم فعال و حرفاش رو ارزشمند کنیم…اما در فردی که با تمرکز روی وجه مثبت ذهنش تونسته لاغر بشه باز هم ممکنه در معرض خطر منفی باف باشه که هی تو گوشش می خونه: نمی تونی لاغر بمونی،دوباره چاق میشی،دوباره به حالت اولت برمیگردی بنابراین بای وجه مثبت ذهن خیلی قوی و قدرتمند بشه تا منفی باف نتونه بهش غلبه کنه و اون شخص را مایوس کنه و مهمتر از همه اینکه برای تسلیم نشدن در مقابل منفی باف باید حتما استمرار داشته باشیم و فرصت به منفی باف ندیم و روی نکات مثبت و نتایج مثبتی که گرفتیم تمرکز کنیم…نباید بذاریم منفی باف قدرتمند بشه و وجه مثبت ذهن مون ضعیف بشه در اینصورت کم کم حرفای وجه مثبا ذهنمون که دائم داره میگه می تونی لاغر بشی خیلیا لاغر شدن تو هم می تونی، ضعیف و فراموش و نشنیده بشه…باید این باور را در ذهنمون بشکنیم که لاغر شدن کار سختیه….لاغر شدن نه تنها کار سختی نیست بلکه «آسون ترین کار دنیاست» وقتی این باور در ذهنمون شکل بگیره اونوقت حرکت ما به سمت متناسب شدن شتاب میگیره و ما سریع تر متناسب میشیم گر چه نباید عجله کنیم چون عجله کار شیطونه و احساس ما را بد میکنه.

      باید باور لاغری را در ذهنمون رشد بدیم با خودمون تکرار کنیم یا تجسم کنیم که چاق شدن سخت ترین کار دنیاست چون هر چقدر چاق بشیم راه رفتن سخت تره؛نفس کشیدن و ضربان قلب سخت تر میشه؛بیماریها بیشتر میشه؛ چاقی باعث افسردگی میشه؛لباس مناسب برامون پیدا نمیشه؛شادیهامون کمتر میشه؛ حرفها و نگاه های مردم را باید تحمل کنیم و ده ها مشکل ریز و درشت دیگه که مهمترینش احساس بده…اما وقتی در مسیر لاغری قرار بگیریم احساس سبکی می کنیم،هر بار سایزمون کمتر میشه؛احساس آزادی ،حس بهتر،سلامتی بیشتر,شادی بیشتر ، اعتماد به نفس بالاتر و پوشیدن لباسهای شیکتر را برامون به ارمغان میاره و مهمتر از همه احساس خوب و آرامش…لاغر شدن خیلی بهتر لذت‌بخش تر و زیباتر از چاق شدنه باید اینقدر اینها را تکرار کنیم تا ذهنمون باور کنه.لاغر شدن نه تنها روی جسم روی کل زندگی مون اثر میذاره و مهمترین اثرش آرامش و آزادی و رهائیه.در نگاه افرادی که اضافه وزن دارن چاق شدن خیلی آسون تر از لاغر شدنه چون چاقی:اولا همیشه با ما همراهه هر جا بریم توی آینه روی لباس در حرفا و نگاهای مردم روی ترازو و دائم داریم دردهاش را تجربه می کنیم بنابراین برطرف کردنش تو ذهن افراد چاق خیلی سخته…چاقی مثل یک غول بزرگ و تنومند و خطرناک و خشمگین و ترسناکه، که پاش را گذاشته روی مسیر خوشبختی ما نمیذاره خوشبخت بشیم جلوی همه ی خوبیها را گرفته…وقتی که چاقیم از هیچ چیز لذت نمیبریم حتی از خوردن که اینقدر دوست داریم چون دائم با استرس و نگرانی و ترس و احساس بد می خوربم و بعدشم که عذاب وجدان میگیریم ولی باز هم تکرار میکنیم متاسفانه…باید در ذهنمون از چاقی غولی بسازیم که نمیذاره خوشبخت بشیم و تلاش و همت کنیم تا برطرفش کنیم نه با مبارزه بلکه با آرامش و دوستی…باید اینقدر از مزیت ها و خوبی های لاغری برای خودمون بگیم تا اشتیاق مون برای لاغری بیشتر و بیشتر بشه و باید لاغر شدن مهمترین موضوع زندگی مون باشه باید استمرار داشته باشیم تا به لطف خدای مهربون و همت خودمون و راهنمایی های استاد عزیز به هدف عالی زندگی مون برسیم و متناسب بشیم.موفق باشین.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamkhazaie0000@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۱ ۱۳:۳۱
      مدت عضویت: 1982 روز
      امتیاز کاربر: 658 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 249 کلمه

      بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام ب استاد عزیز و دوستان همراه. گام ۶۸.باورهایی ک مانع لاغری می شوند.اگر چاق شده ایم ب خاطر ایجاد باورهای چاق کننده در ذهن ما بوده و اگر لاغر نمی شویم ب دلیل و جود باورهایی ک مانع لاغری می شوند است .تنها تفاوت کسایی که  به آرزشون می رسن با کسایی ک تجربه اش نمی کنن ،میزان توجه  آنها ب دوبخش مثبت و منفی ذهنشان است ک گوش دادن ب بعد مثبت ذهن باعث خلق آرزوهات می شن ولی توجه ب بُعد منفی ذهن باعث نا کامی ما میشه ،منم بعد منفی ام خیلی اذیتم میکنه یکیش همین دیدگاه نوشتن تو سایت هست ک همش میگه تو نمی تونی دیدگاه خوبی بنویسی استاد دیدگاه تو رو تایید نمی کنه ک بقیه ببینن تو خوب نمی نویسی اوایلشم ک شروع کردم خیلی مسخره ام کرد منم ننوشتم بعدش گفتم من مینویسم استاد تایید کرد خوب چ بهتر نکردم من تلاشم رو کردم ،و استمرار داشتن در ی کاری باعث بهتر شدن اون میشه الانم ک می نویسم اذیتم میکنه میگه طولانیش نکن کشش نده نوشتن رو دوس نداره ولی من کار خودمو میکنم و خدا رو شکر بهتر شده اوضاعم ،یا موقعه ی ک می خواستم برم دانشگاه کلی تخریبم میکرد میگف تو نمی تونی ،سخته ،کی حال داره درس بخونه ،فلان و بهمان ولی من گوش ندادم ب حرفش و رفتم و موفقم شدم ،لاغرشدن و لاغر ماندن آسون ترین کار دنیاست مث همه افرادی ک لاغرن و لاغر موندن خدایا شکرت.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرامش از من شروع می شود
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۳ ۱۰:۱۱
      مدت عضویت: 1906 روز
      امتیاز کاربر: 5610 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 775 کلمه

      به نام خداوند مهربان

      روز ۱۱۰: روز بیست و پنجم تکرار ، روز چهارشنبه ۱۴۰۰/۵/۱۳

      چرا در مسیر متناسب شدن دچار مشکل می شویم؟ 

      چرا با وجود اینکه می دانیم اکنون مسیر صحیح متناسب شدن هستیم و لاغری با قدرت ذهن مسیری مطمئن و بی بازگشت برای رسیدن به تناسب اندام همیشگی است، باز هم در برخی دیدگاههای دوستان می بینیم یا دچار استپ در کاهش وزن شده اند یا چاق تر شده اند یا ناامید شده اند و دوره را رها کرده اند؟ 

      چرا بدن ما که دائما در حال ترمیم خود پیش می رود و می خواهد متناسب شود موفق به اصلاح و بهبود وضعیت جسمی ما نشده است؟ 

      پاسخ به دو وجه ذهن ما مربوط می شود. وجه مثبت و موفقیت ساز ، وجه منفی باف و متوقف کننده

      در هر موضوعی که دستاورد آن کسب موفقیت بوده است، وجه مثبت نگر ذهن ما بر وجه منفی باف غلبه کرده است. در نتیجه ما توانسته ایم بر همه سختی هاو مشکلات مسیر غلبه کنیم و به هدف برسیم.

      اگر خوب بازنگری کنیم در هر موضوعی که نتیجه نگرفته ایم به وجه منفی باف ذهن خود قدرت داده ایم و نتیجه این بوده که به غیر ممکن است یا من نمیتوانم قدرت داده و مغلوب شده ایم و نتیجه نرسیدن به هدف است.

      مثلا من پس از برقراری تحریم های جدید به بخش منفی باف ذهنم قدرت دادم و باور داشتم مقالات ایران براحتی ریجکت خواهد شد و چاپ مقاله بشدت سخت شده است و واقعا با وجود مطلب و محتوای عالی و علیرغم براحتی چاپ شدن مقالات قبلی برای این مقاله دچار مشکل شدم. 

      برای کسب نتیجه در این مورد که برایم خیلی اهمیت دارد باید باور خودرا اصلاح کنم. در همین ایام تحریم مقالات زیادی از ایران به چاپ رسیده است و سردبیران و داوران مقالات به محتوای علمی بیشتر از بازی های سیاسی اهمیت می دهند و چون محتوای علمی مقاله من بالاست پس قطعا پذیرفته شده و بزودی چاپ خواهد شد.

      بازگشت به محتوای فایل قبلی هم خالی از لطف نیست. موفق شدن یا نشدن بستگی به کلام ما دارد که از باور درونی ما نشات می گیرد. اگر باور دارم من میتوانم پی خواهم توانست ولی اگر باور دارم حق با بخش منفی باف ذهن من است و نمی توانم و لایق خواسته خود نیستم پس قطعا شکست خواهم خورد.

      باید باور کنم در شرایط یکسان و مشابه موفقیت حق کسی است که باور دارد می تواند و شایستگی موفقیت را دارد و به بخش مثبت ذهن خود گوش فرا داده است.

      در زمینه متناسب شدن من تجربیات ناکام در مسیر متناسب شدن داشته ام و بخش منفی باف ذهنم به جمله لاغر شدن سخت تست مجهز شده است و از آن علیه من استفاده می کند.در حالیکه در این دوره با تمام وجود حس کردم بدون هیچ زحمتی و تحمل محدودیت و سختی سایز کم کرده ام. پس باید باور کنم لاغر شدن آسان است، چاق شدن سخت است و با زیاد شدن هزاران سختی همراه است، افزایش سختی تحرک، افزایش تپش قلب ، افزایش نجواهای خانم ترسو،  افزایش حال بد ، افزایش لذت نبردن از زندگی و افزایش درد و بیماری و ….پس چاق شدن با افزایش سختی ها همراه است و باید باور کنم که چاق شدن سخت است و من که توانستم این مسیر سخت را چندین سال با مداومت طی کنم پس حتما می توانم مسیر ساده لاغر شدن را که با مسیر طبیعی جسمم همگام است بسادگی طی کنم و متناسب شوم. در تلاشهای قبلی خودم به مبارزه با اضافه وزن پرداختم در حالی که اکنون خودم را دوست دارم و خودم را به همین صورت پذیرفته ام ولی به شرایط موجود قانع نیستم و می دانم لایق بهترینها هستم و می توانم به شرایط مطلوب تری برسم. با لاغر شدن تحرکم آسان تر می شود. انتخاب لباس آسان و لذت بخش می شود. حضور در جمع و فعالیتهای ورزشی آسان و مطلوب می شود و …پس لاغر شدن با آسان تر کردن و لذت بخش کردن همه چیز همراه است. یعنی باور مهم لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست.

      باید در همه روز توجه کنم که به بخش مثبت ذهنم اهمیت بیشتری بدهم و مغلوب خانم ترسو نشوم. باید در مسیر بسیار مهم و اولویت نخست این روزهای زندگیم یعنی متناسب شدن به به مثبت ذهنم متوجه باشم و باور داشته باشم من می توانم به تناسب اندام همیشگی دست پیدا کنم. باید بپذیرم لاغر شدن خواست روح الهی من است و بدنم بطور طبیعی در حال ترمیم خود و متناسب کردن من است فقط کافیست من با اگاهانه رفتار کردن سرعت تخریب بدنم را کاهش دهم تا بسادگی آب خوردن متناسب شوم و روند کاهش وزن و سایز را بسادگی طی کنم تا به سلامتی و تناسب که حق الهی من است برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار angelikian4040@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۸ ۲۲:۱۴
      مدت عضویت: 1849 روز
      امتیاز کاربر: 710 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 386 کلمه

      ذهن من دارای دو بخش مثبت و منفی است و توجه به هر یک از بخشها چگونگی زندگی من رو بوجود میاره و من به این رسیدم که توجه به بخش منفی باف ذهنم زندگی من رو عوض کرد در دانشگاه ترم ۵ درس می خوندم و تابستون من با خانوادم رفتم مسافرت در منزل یکی از فامیل خانمی بمن گفتند چرا داری درس می خونی آیا مطمئن  هستی  که بعد از فارغ‌التحصیل شدن شما سر کار میری و همین حرف باعث شد که بخش منفی باف ذهن من شروع به واگویه های ذهنی بکنه و منو متقاعد کرد که درس به درد من نمی خوره و من با اینکه فقط دو ترم تا لیسانس داشتم درس رو رها کردم و بارها توی زندگی افسوس خوردم که ای کاش درسم رو تموم می کردم چون موقعیتهای زیادی رو در زندگی از دست دادم و متقابلا وقتی هیچ خانمی تو اون تایم گواهینامه  رانندگی  نداشت من اولین نفر بودم چون به قسمت مثبت ذهنم توجه کردم و موفق شدم ودر چاقی ما باید ثابت کنیم که چاقی سخت تر هست چون واقعا محدودیت و فشاری که چاقی روی ما میذاره و همیشه و هرلحظه ما لمسش میکنیم و با ما هست در صورتیکه لاغری برای ما سبکبالی و سلامتی به ارمغان میاره و راحت تر هست و غول چاقی که پا روی مسیر خوشبختی ما گذاشته رو با آرامش و کم کم با تغییر  باورهای گذشته از پا در میارم و خوشبختی واقعی رو در آغوش  خواهم گرفت پس در هر کاری اگر به بخش مثبت ذهن خودم بیشتر توجه کنم موفقیتم حتمی خواهد بود و اگر به بخش منفی باف ذهنم توجه کنم قطعا شکست خواهم خورد پس هر آنچه که الان هستم از توجه به یکی از بخش های ذهنم هست الان وقتی خودم رو در آینه می بینم نتیجه توجه به بخش منفی باف ذهنم رو می بینم که چاقی رو بمن هدیه کرد و سالها محدودیت در زندگی و روابط و کار بوده و من هر لحظه با چاقی زندگی کردم و سایه سنگین غول چاقی همیشه بر زندگی من سنگینی کرده و من الان باید تمام توجه خودم رو روی بخش مثبت بگذارم تا لاغری رو در زندگیم پررنگ کنم و این فقط وفقط با قرار دادن ذهنم در مسیر یادگیری لاغری  و آموزشها و عمل کردن به اونها بدست میاد ولاغیر 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۵ ۲۰:۴۸
      مدت عضویت: 2455 روز
      امتیاز کاربر: 22660 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 70 کلمه

      مواردی که برای من راحت بوده

      رانندگی برای من اسون بود بچه دار شدن برام واقعا اسان بود مهمونی دادن و درس خوندن خیاطی و اشپزی برام اسون بود

      لاغر شدن هم برام اسون بود هنیشه خیلی خوب لاغر میشدم

      و متاسفانه چاق شدن هم برام اسون بود انقدر اسون که لاغر شدن سخت کرد

      تا جایی که وقتی لاغر میشدم اصلا خوشحال نمیشدم برای اینکه با خودم میگفتم چه فایده به سرعت برمیگرده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار متناسب موفق
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۰ ۱۸:۲۴
      مدت عضویت: 1925 روز
      امتیاز کاربر: 14889 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 604 کلمه

      گام ۶۸ باورهای که مانع لاغری می شوند.

      به نام خدا💞💞💞

      اگر موانع ذهنی را برداریم خود به خود به سمت بهبودی هستیم جسم ما همیشه به سمت لاغر شدن حرکت می‌کند اما با موانع ذهنی اجازه نمی دهید هر موضوعی در زندگیتون اتفاق بیفته به یک دلیلیه به خاطر پیروز شدن یک بخش از زندگیتونه.

       ما دو بخش  داریم یک بخش که میگه میشه یک بخش که میگه نمیشه یه بخش میگه که تو می توانی و میشه وبخش دیگه میگه نمیشه مگه الکیه که بخش منفییه .

      در تمام بخش‌های زندگی موفق شدیم به خاطر این وجه مثبت ذهن و کسانی که موفق نشدند و شکست خوردند چون مقلوب  بخش منفی باف ذهن شدند.

      در مورد لاغر شدن هم همین داستان است اون افرادی که نمی تواند متناسب بشن به خاطر منفی باف ذهنشون اگه این فکر ایجاد بشه قوی بشه  نمی تونندلاغر بشن .

       باید قسمت مثبت را فعال کنند که باور شدن سخت است را بشکند و لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست را در ذهن نهادینه کند.

       بخش منفی باف ذهن ما هم اونو تقویت میکنه و با هر شکست خوردن باور پر رنگ تر میشه.

       کارهایی که ما در آن موفق بودیم در سالهای دبیرستان توانستم با تلاش و کوشش در یک مدرسه خوب درس بخوانم و همان سال اول با رتبه عالی در کنکور قبول شوم با اینکه کنکور دو مرحله‌ای بوده رشته دبیری قبول شدم در این مدت بدون این که نمره کم بیاورم و با تلاش خودم ۷ ترمه درسمو تمام کردم موقع تعیین جا با اینکه هنوز خیلی جوان بودم معاونت دبیرستان را به من دادند توانستم از عهده این مسئولیت بر آیم بااینکه مدیر برای مرخصی زایمان می رفت و من تنها بودم و آخر سال تحصیلی به خاطر تلاش و پشتکار توسط رئیس اداره مورد تشویق قرار گرفتم.

      بعدها هم در ازدواج و زندگی به لطف خدا موفق بودم چندین  بار در کاهش وزن موفق بودم و تا نزدیکی تناسب هم رفتم.

       ۱۵ سال پیش برای گرفتن گواهینامه اقدام کردم قسمت آیین نامه را همان جلسه اول با نمره ۲۰ گذراندم و رانندگی درون شهری را همان جلسه اول با یک  سرهنگ سخت گیر قبول شدم در میان جمعی که برای امتحان آمده بودند فقط دو نفر قبول شدند و فقط من بار اولم بود .

      بنا به دلایلی رانندگی را کنار گذاشتم تا همین دو سال پیش دوباره توانمندی‌های خودم را باور کردم و شروع کردم الان به لطف خدا مشکل‌تر این مسیرها را می‌روم چیزی که در رویاها هم نمی توانستم بهش برسم .

       در سال ۹۸ کنکور ارشد پیام نور شرکت کردم  به خاطرمرگ یکی از عزیزان و بیماری دخترم به سختی میتوانستم مطالعه کنم  .

      ولی باز هم همان بار اول قبول شدم.

      در انتخاب واحدمیتوانستم  ۱۴ واحدبردارم همه میگفتند برندارخیلی سخته بتونی پاس کنی  گفتم بذار تلاش خودمو می کنم شد که بهتر نشد که نشد 

       نه تنها ۱۴ واحد را پاس کردم بلکه با معادل خیلی خوب توانستم ارشد رو یک ساله تمام کنم.

       وقتی چیزی را که بخواهم باید به دست بیاورم و یکی از اینها بودن در این سایت و تمرین کردن و جزء افراد موفق شدن است .

      خیاطی و بافتنی گلدوزی به اندازه نیاز خودم را بدون هیچ آموزشی یاد گرفتم .

       و مادر شاغلی هستم که در محیط کار رضایت بچه ها و کادر مدرسه رو دارم و در شرایط مختلف زندگی همراه خانواده بودم.

       تا الان اینقدر ریز به زندگییم نگاه نکرده بودم ممنون ایتاد  که باعث می شوید ما به خود واقعی مان ایمان و باور بیاوریم و بهش احترام بگذاریم و اعتماد به نفس به دست آوریم .

      این موفقیت‌ها باور وجه مثبت و توانمند خودم به دست آمده که باور کردم  می‌توانم زندگیم را تغییر دهم ارتقا بدهم.

       تناسب که چه چیزی نیست . آسان ترین کار دنیاست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار s.mohammadi8195
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۲ ۱۱:۱۴
      مدت عضویت: 2212 روز
      امتیاز کاربر: 4517 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 221 کلمه

      سلام بر همگی

      خواسته ما توجهان همیشه آمادست فقط کافیه با ذهنمان جلوی اش رو نگیریم. 

      اینکه تو درس خوندن موفق بودم و تونستم در رشته ودانشگاه موردعلاقه ام بار اول قبول شم و دوستان خودم هیچکس قبول نشد.

      اینکه تونستم در رشته موردعلاقم کار پیدا کنم .

      اینکه تونستم با قانون جذب آشنا بشم 

      اینکه تونستم با مسیر لاغری با ذهن آشنا بشم 

      اینکه تونستم کامپیوتر ورد واکسل یاد بگیرم

      اینکه تو محیط کاری مثل یه مدیر باهام رفتار میکنن.

      اینکه نمازمو اکثر مواقع اول وقت میخونم و… 

      درحالیکه اطرافیانم فاقد این موردها هستند

      اطرافیانم در زمینه مالی و همسر خوب موفقیتشان چشمگیر بود درحالی که من اون موفقیتها رو نداشتم .

      اونها همیشه مشکلات رو شکلات میکردند . وقتی یه رعد وبرقی میومد وما بشدت میترسیدیم خصوصا وقتی که توی خیابون بودیم. اما اونها می گفتند نگاه کنید جان خدا داره از ما عکس میگیره و میخندیدند.  

      و همیشه با اینکه ذهنم میخواست جلوی منو با منفی بافی بگیره اینقدر به خودم ایمان داشتم که مطمئن بودم  که من موفق میشم وشدم. 

      الان که هرچی تو مسیر لاغری با ذهن پیش میرم و دانسته هایم بیشتر میشه دیگه یه جوری عاشق این مسیر شدم چون که دارم میبینم چقدر من کج رفتم و اصلن به نقش باور که اینقدر زندگی آدم رو تحت تاثیر نمیزاره آگاهی نداشتم .

      ومرتب بایستی مراقب افکارمون طی روز باشیم و اینو میشه با احساسمان فهمید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه سادات
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۳ ۲۰:۴۱
      مدت عضویت: 2470 روز
      امتیاز کاربر: 5666 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      سطح مبتدی
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,644 کلمه

      سلام 

      گام ۶۸ 

      لاغر شدن آسانترین کار دنیاست . 

      مواردی رو بنویسید که شما در اون موفق بودید و دیگران براشون سخت بود و مواردی رو بنویسید دیگران به سادگی به دست آوردند و برای شما  سخت بوده . و بنویسید مواردی رو که شما با توجه به مثبت وجودتون در اون کار پیروز شدید و با توجه کردن به منفی در اون کار شکست خوردید . 

       

      من در خیلی کارها موفق بودم . چون الان دارم از دید مثبت به زندگیم نگاه می کنم . 

      من زندگی خوبی داشتم . دوست دارم دونه دونه نام ببرم از اول زندگیم . 

      اول اینکه من و خواهرم دوقلو بودیم و من قل دوم بودم و بعد از من مادرم اینا دیگه بچه نخواستن . یعنی من فرزند آخرم اگه از طریق کانال پدر و مادر فعلیم  وارد این دنیا نمیشدم معلوم نبود الان فرزند کی بودم . من در بین هزاران احتمالی که می تونست ایجاد بشه موفق شدم نعمت حیات رو جذب کنم و با خواهرم به این دنیا پا بزارم . من از هوش خوبی برخوردار بودم . نمیگم خیلی باهوش بودم اما از همون اول درک بالایی داشتم به راحتی می تونستم خودمو جای دیگران قرار بدم و از دریچه ی اونها به زندگی نگاه کنم این خصوصیت شاید در جهت منفی خطرناک باشه و این کار سبب ورودیهای منفی در من بشه اما با کنترل اون و هدایت به سمت مثبت من از این ویژگی شخصیتیم خیلی راحت میتونم در جهت خلق بهترین خودم شدن استفاده کنم ‌ . در حالیکه خیلیها رو دیدم این ویژگی رو ندارن  ولی من به راحتی انجامش میدم . . کار دیگه ای که خیلی خوب میتونستم از عهده اش بر بیام ریاضی بود برای خیلی ها سخت بود ولی برای من اسون ولی ورزشم خوب نبود . چون همیشه میگفتم نمیتونم . واسه همین اون زمان که من ورزش رو جزء ابزارهای لاغر کننده میدونستم هرگز موفق به لاغری نشدم ولی  یکی از دلایل موفقیت من در مسیر لاغری با ذهن این بود که من همیشه به ذهن خودم و تواناییم ایمان داشتم . مورد  دیگه دروس حفظی بود من در دروس حفظی خیلی موفق نبودم چون همیشه از مِنّ و مِن کردن خجالت میکشیدم به توانایی خودم در جهت محفوظاتم ایمان نداشتم اما الان فهمیدم این به دلیل این بود که من همیشه از نگرش منفی به دروس حفظی نگاه میکردم . چون یه سری از معلمها عین کتاب نوشتن رو میخواستن ولی من فقط خوب درک میکردم و با جملات خودم مطلب رو بیان می کردم الان که نگاه میکنم اتفاقا خیلی هم خوب بود این حالت . 

      در انتخاب دوست من ضعیف عمل میکردم اما خواهرم قویتر از من بود چون اون همیشه شاد بود و خنده رو ولی من غمگین بودم ولی بعدها که فهمیدم چطور باید با دیگران ارتباط برقرار کنم خیلی راحت تونستم دوستان زیادی رو جذب کنم . 

      بزرگتر شدیم و به دانشگاه رفتیم من و خواهرم  ادبیات رو به خاطر پدرم انتخاب کردیم چون فقط میخواستیم بریم دانشگاه مامانم راضی نبود و ما فقط برای اینکه بتونیم به دانشگاه بریم طبق خواسته ی پدر ادبیات رو انتخاب کردیم و جالبش ایت بود دقیقا همون سال ورود ما دوره ی فراگیر پیام نور اومد و ما بدون کنکور وارد دانشگاه شدیم و اتفاقا همون بار اول قبول شدیم در حالیکه طرفیت محدود بود و خیلی ها قبول نشدن . بعد که لیسانس گرفتیم  ۳ سال طول کشید  تا  کار برامون جور بشه ما هر دو معلم شدیم در حالیکه واسه خیلیها کار جور نشد ولی ما تونستیم یه شغلی خوب انتخاب کنیم که خیلی هم پدرم راضی بود و آرزوی خواهران قبلیمون هم  بود و کل خانواده واقعا دوست داشتند این کارو  ولی ما تونستیم بهش برسیم . بعد پدرم برای ما ماشین خرید و ما رانندگی یاد گرفتیم در حالیکه خیلی ها موفق به انجامش نشدن . بعد که ازدواج کردیم و من خیلی راحت تونستم با درکی که از متون آقایی  از هم محله ایهامون  داشتم ایشون رو جذب کنم و ایشون برای برادرشون از من خواستگاری کردن . در حالیکه واسه خیلی ها نوشتم سخت بود ولی من خیلی راحت میتونستم بنویسم و دیگران رو تحت تاثید قرار بدم . همسرم به خواستگاریم اومد و من یک ازدواج بسیار راحت در عرض فقط سه ماه داشتمبا اینکه بعضی از افراد خانواده موافق ازدواجم نبودن اما من تونستم اونها رو راضی کنم و با آقا مجید ازدواج کنم . جهیزیه ام خیلی راحت با پدرم خریدیم در حالیکه خواهر دوقلوی من به خاطر اینکه خیلی سخت انتخاب میکرد همیشه با پدرم دعواش میشد ولی من خیلی راحت با پدرم دوتایی میرفتیم و کلی چیز می خریدیم و راحت بر میگشتیم چون من همیشه خوب میدیدم و خواهرم منفی . روز عروسی همسرم خوابش برد و خودش نیومد بریم ارایشگاه من اگه میخواستم اخم و ناراحتی کنم روز عروسی رو هم به خودم و هم به همسرم زهر مار می کردم در حالیکه من و خواهر دومم اژانس گرفتیم و خودمون رفتیم و مجید هم وقتی بیدار شد و البته دلیل خواب موندنش رو برام توضیح داد من خیلی خوشحال شدم که بهش بد رفتاری نکردم . ایشون برادرشون رو برده بودن بیمارستان و شبونه عملش کرده بودن برای همین صبح خوابش برده بود . خب من اگه منفی بودم چقدر شکست میخوردم و بهترین روز زندگیم و تبدیل به جهنم میکردم . در مورد خرید لباس عروس و آرایشگاه تمام عروسها بدون استثنا بسیار حساس هستن و اعصابشون همیشه خورده ولی من فقط لذت بردم و اتفاقا همه بهم میگفتن مثل فرشته ها شدی چون من از درون اروم بودم . امااااااا تنها نقطه ی منفی ذهنم بچه دار نشدنم بود که من همیشه تابع افکار منفی وجودم بودم ولی باز بعد از ازدواج اولش خیلی خودم و درگیر نمیکردم حتی با اینکه سرکار می رفتم دانشگاه سراسری کاشان برای فوق لیسانس قبول شدم و با اینکه وسطهاش به خاطر افکار منفیم میخواستم انصراف بدم با راهنمایی معاون اموزشی دانشگاه درسم رو ادامع دادم و با بهترین معدل های دانشگاه (بالای ۱۸) و با بهترین نمره ی پایان نامه (۱۹:۴۳ ) قبول شدم و خدا میدونه روز دفاع چقدر دفاعیه ام هیجان انگیز بود طوری که دانشجویان زیادی سر دفاع من حاضر بودن و خود استادها از این همه دانشجو تعجب کرده بودند چون معمولا دفاعها فقط با یکی دو تا دانشجو انجام میگرفت .و من اولین نفر از بچه های کلاسمون بودم که دفاع کردم در حالیکه اونای دیگه حدودا شش ماه تا یکسال بعد از من دفاع کردن و درسشون تموم شد . اما بعد کم کم به خاطر بچه دار نشدنم افکار منفی بر من غالب شد کارمو رها کردم . درسمم که تموم شده بود ولی حال من بد بود . من بچه میخواستم و هرچی بیشتر میخواستم بیشتر ازش دور میشدم در حالیکه همه مثل اب خوردن بچه دار میشدن خدایا من چه گناهی در درگاه تو کرده بودم که بچه هام سقط میشدن . تا با راه تناسب فکری آشنا شدم . بزرگترین موفقیت زندگی من آشنایی با تناسب فکری بود و تحول زندگی من در اوج ناامیدی و حتی تصمیم به طلاق و خودکشی . من متحول شدم . و موفق به کاهش وزن در عرض فقط چند ماه شدم . من بی نظیر بودم در نوع خودم و شاید این بزرگترین موفقیت زندگیم بود و البته شاید نه بلکه قطعا بزرگترین موفقیت زندگیم بود که منو با خودم آشنا کرد . چون من از درون انسان دیگری از خودم ساختم . تضاد بچه هنوز از زندگی من برطرف نشده ولی من دیگه آدم قبل نیستم . من در راه یادگیری دارم تلاش میکنم تا بتونم همین چیزی رو که برای دیگران مثل اب خوردنه برای خودم مثل آب خوردن کنم . بچه دار شدن ساده ترین و راحتترین کار دنیاست . شما چاقی براتون غول بود من بچه دار شدن . چاقی برای من زیاد غول نبود برای همین خیلی راحت به دستش آوردم ولی بچه دار شدن نیاز به یادگیری داشت و من الان که دارم گام به گام حرکت میکنم همانطور که لاغر شدن رو برای خودم راحت کردم بچه دار شدن رو هم دارم راحت می کنم . دارم روی باورها و ذهنیتم کار می کنم . موانعم رو شناسایی میکنم و خلاصه علاوه بر یادگیری لاغری روی یادگیری بچه دار شدن هم دارم کار میکنم چون تفاوت من با سایر کسانی که راحت بچه دار شدن این بود که اونها طبق فرمول اولیه ی کارخانه پیش رفتن اما من اطلاعات خلاف جهت آفرینش سالها وارد ذهنم کردم که باید اونها رو شناسایی کنم . من اکنون بچه دار شدن رو رها کردم و مشغول یادگیری هستم و ایمان دارم بچه دار شدن از لاغر شدن برای من راحتتره ولی الان که هنوز ندارم فکر میکنم سخته . چون بچه دار شدن فقط چند بار در زندگی اتفاق میفته و وقتی مثلا من دو یا سه تا بچه بیارم دیگه لزومی به کارکردن روی فرمولها نداره اما لاغری تا پایان عمر و تا ابد هست . چون ما تاابد باید روی لاغریمون کار کنیم و روی فرمولهای لاغری . پس لاغر شدن یک حرکت مداومه که همواره ما رو در کنار هم نگه میداره و این هم یک عامل لذتبخش در جهت همراه بودن با شما استاد گرامیست . این که همیشه میتونم از بیانات شما استفاده کنم و شما همواره در این راه لذتبخش و آسان و شیرین همراه ما هستید و ما میتوانیم ذهن خودمان را با فرمایشات شما همسو کنیم .
      خدایا سپاسگزارم .
      لاغر شدن آسانترین کار دنیاست و بچه دار شدن از اونم ساده تره . میدونم همونطور که تونستم به راحتی لاغری رو به جسمم هدیه بدم میتونم با پیگیری آموزشها فرزند رو هم هم به خودم و هم به همسرم و هم به دنیای زیبایم هدیه دهم . خدایا بابت فرزندان صالحی که به من عطا کردی از تو سپاسگزارم . خدایا بابت لاغری ام از تو سپاسگزارم . خدایا به خاطر وجود استاد ازت سپاسگزارم . خدایا به خاطر آیدای خوشگلمون هم ازت سپاسگزارم . استاد همیشه ازتون ممنونم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 30 از 6 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Vafraze12
      ۱۴۰۰/۰۳/۱۱ ۰۱:۱۳
      مدت عضویت: 2262 روز
      امتیاز کاربر: 18986 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 407 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی آقای عطا روشن و همراهان عزیز

      من با شنیدن این فایل خیلی حالم خوب شد و خوبتر شد زمانی که حرفهای دوستانم رادرسایت خواندم آنجا که بنا بر گفته عیسی مسیح که اگر به اندازه یک خردلبهخداوند ایمان داشته باشی می توانی درخت انجیررا دردل اقیانوس بکاری خیلی این حرف من رو تکون داد که من با داشتن ایمان می توانم کارهای بزرگی انجام بدهم من به این کلمه که لاغری آسانترین کار دنیاست ایمان دارم بله لاغری آسانترین کار دنیاست که خیلی راحت از پله ها بالا و پایین می روم اینکه برای خرید پارچه دیگه فقط بادو متر پارچه زیبامی خرم دیگه کل بازار را تا دو هفته تو بازار نیستم توی ماشین خیلی راحت جامی شوم از همه مهم تر به نظر من سختی چاقی در افکار و ذهنمان هست اینکه من  در هنگام تعارف کردن سینی چای خیلی احساس چاقی دارم و حسم بد می شد ولی الان من فهمیدم و یاد گرفتم که لاغری آسانترین کار دنیاست مو قبلا این حس خوب را نداشتم و مطمئنا چاق تر می شدم ولی الان احساسم زیباست و این حس خوب خوراک روح من است و من را به هدف می رساند 

      حسم خوبه اگر چه اندکی فاصله گرفتم اما از ابتدای روز تا آخر شب ذهنم به این هست که فایلهای دوره را گوش کنم و همواره دنبال فرصتی برای گوش دادن هستم و این خیلی برای من ارزش دارد شاید من برای هیچ کاری اینقدر برنامه بریزم چون به این ایمان رسیدم که این دوره تنهاترین راه برای متناسب شدن من هست اگر چه ایمان من سوسو می زند و آن قدرت نورانی را ندارد اما همین سوسو را حفظ میکنم تا در نهایت به آن چراغ روشن دست پیدا کنم من هرروز خود را نورانی تر از قبل می یابم اگر چه به این ایمان رسیدم که بدن من فقط مواد مورد نیاز برای تامین انرژی به اندازه کافی بر می دارد و بقیه را به سطل زباله می ریزد که در نهایت به چربی و اضافهوزن من ختم می شود.

      اگرچه من الان شیر محلی در دسترس دارم و در فرمولهای چاقی گذشته من این حک شده که تا می توانم غذا بخورم وقتی که شیر محلی باشه

      همه و همه را گفتم که این را بگم من بر گشتم دوباره برگشتم و مواظب نهال تناسب اندامم هستم تستاد بزرگوار از شکا متشکرم من به تمام گفته های شما که از جانب منبع کل دنیاست ایمان کامل دارم متشکرم 

      وفق الله علیک 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا