مسیر لاغری با ذهن؛ سفری متفاوت برای رسیدن به تناسب اندام واقعی
اگر اضافه وزن داری و بارها با رژیم و ورزش شروع کردی ولی هر بار برگشتی به نقطهی اول، نگران نباش. تو تنها نیستی! روشی هست که من و صدها نفر دیگه ازش عبور کردیم؛ روشی به اسم «مسیر لاغری با ذهن».
یه راه متفاوت، آروم، اما عمیق. سفری ۱۰۰ قدمی که نه فقط به سمت لاغری، بلکه به سمت خودِ واقعیت هدایتت میکنه.
🤔 مسیر لاغری با ذهن یعنی چی واقعاً؟
بذار راحت بگم:
همونطور که یهشبه چاق نشدیم، قرار نیست یهشبه هم لاغر بشیم ⏳
❌ رژیمهای عجیبغریب و ورزشهای زورکی فقط ظاهر ماجرا رو تغییر میدن. اما ریشهی چاقی یه جای دیگهست… درست حدس زدی: توی ذهنمون! 🧠
🔁 سالها تکرار یهسری افکار، احساسات و رفتارهایی که ذهنمون بهشون عادت کرده، باعث شده بدنمون همون فرم همیشگی رو نگه داره.
🎯 پس مسیر لاغری با ذهن یعنی چی؟ یعنی بهجای مبارزه با بدن، بریم سراغ جایی که فرمان چاقی صادر میشه: ذهن!
- 💡 یعنی ذهنمون رو دوباره برنامهریزی کنیم
- 🌱 یعنی افکار محدودکننده رو بشناسیم و جایگزینشون کنیم
- 💪 یعنی یاد بگیریم چطور از درون تغییر کنیم، نه با زور و اجبار
تو این مسیر، غذا دشمن نیست 🍰، بدن ما دشمن نیست 🚫
بلکه ما با ذهنمون دوست میشیم، و از همونجا ماجراجویی لاغری شروع میشه…
🛤️ این مسیر واقعی لاغر شدنه؛ آروم، عمیق و واقعی.

🚶♀️ از مسیر لاغری با ذهن تا تغییر کل زندگی ✨
راستش وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فقط دلم میخواست چند کیلو وزن کم کنم… 🎯 ولی چیزی که پیدا کردم، خیلی بزرگتر و عمیقتر بود:
- ✅ اعتمادبهنفس واقعی
- ✅ آرامش ذهنی 🧘♀️
- ✅ حس خوب نسبت به غذا 🍲
- ✅ رابطهی صمیمی با بدنم 💖
و حتی انرژی بیشتر توی کار، زندگی و روابط! 💼💬
این مسیر فقط یه رژیم جدید نبود، یه نوع یاد گرفتن بود… یه مهارت جدید برای زندگی بهتر.
در واقع، من و خیلی از همراههام فهمیدیم که لاغر با ذهن مثل یاد گرفتن یه سازه 🎸
تا حالا شده بخوای گیتار یاد بگیری؟
مگه تو هفته اول میتونی بری رو استیج کنسرت اجرا کنی؟! 😅
معلومه که نه! باید تمرین کنی، اشتباه کنی، ازش یاد بگیری، و دوباره ادامه بدی.
مسیر لاغری با ذهن هم دقیقاً همینه: تمرین، تکرار، اشتیاق ❤️🔥
اگه با این نگرش که “میخوام سریع نتیجه بگیرم” وارد بشی، فقط زود خسته میشی 😓 ولی اگه با تعهد و صبر وارد بشی، معجزهها خودشون کمکم میان…
🧠 تفاوت بزرگ لاغری با ذهن و سایر روشهای لاغری
یادت باشه 👇
✅ یادگیری یه فرایند ذهنیه
✅ لاغر شدن یه فرایند بدنیه
ذهن خیلی زود یاد میگیره، ولی بدن برای تغییر، زمان میخواد ⏳
پس اگه هنوز توی سرت دنبال یه راه جادویی برای «سریع لاغر شدن» میگردی، همین حالا اون فکر رو بنداز دور 🗑️
🌱 تنها راه واقعی و موندگار، ادامه دادن توی مسیر لاغری ذهنیه.
با صبر، با عشق، با آگاهی…

🎯 چرا تمرین توی مسیر لاغری با ذهن مهمتر از فقط شنیدنه؟ 🎧✍️
یه حقیقت مهم و ساده رو بدونیم:
شنیدن فقط یه بخش کوچیک از یادگیریه!
📚 طبق تحقیقات، ما فقط ۱۰٪ چیزهایی که میشنویم یا میخونیم رو به خاطر میسپاریم.
اما… 🎯 ۹۰٪ چیزهایی که با دست، دل و عمل تجربهشون میکنیم رو واقعاً یاد میگیریم!
حالا فکر کن توی مسیر لاغری با ذهن باشی و فقط فایلها رو گوش بدی 🎧، اما تمرینی انجام ندی، ننویسی، تحلیل نکنی، تجربه نکنی…
خب دوست عزیز، ذهنت فرصت تغییر عمیق پیدا نمیکنه 😌
💡 لاغری ذهنی فقط با گوش دادن نیست، با انجام دادن و تکرار آگاهانه شروع میشه.
اونجاست که یادگیریت واقعی، موندگار و تأثیرگذاره 💪
🐢 یادگیری زمان میبره، عجله نکن!
حتی اگه تو بتونی همه آموزشهای سایت رو توی یه هفته ببینی و تمرینها رو انجام بدی…
قراره معجزه بشه؟ 😅 معلومه که نه!
تو فقط قدم اول مسیر رو رفتی: آموزش دیدن.
اما مرحلهی مهمتر تازه شروع میشه: تغییر کردن 🌱
مثل کاشتن یه دونهست…
بذر یادگیری رو میکاری، اما برای اینکه سبز بشه، نیاز به نور، مراقبت و زمان داره ☀️🌧️
🧠 مسیر لاغری با ذهن = روبهرو شدن با ترسها
لاغری ذهنی فقط دربارهی کالری و بشقاب غذا نیست 🍽️
بلکه دربارهی روبهرو شدن با ترسهایییه که سالها توی سایههای ذهنت جا خوش کرده بودن:
- 😨 «نکنه هیچوقت لاغر نشم؟»
- 😔 «اگه دوباره شکست بخورم چی؟»
- 😟 «اگه اینم مثل بقیه راهها جواب نده چی؟»
من خودم ۳۵ سال با این ترسها زندگی کردم. بارها رژیم گرفتم، شکست خوردم، گریه کردم، ناامید شدم و خودم رو تسلیم چاقی می دیدم.
اما یه روزی، یه نقطهی عطف رسید.
🌟 تصمیم گرفتم بهجای فرار، وایستم و با ترسهام روبهرو بشم.
و به خودم گفتم:
«حتی اگه تهش لاغر نشم، این بار دارم به خودم احترام میذارم. دارم به ذهنم یاد میدم که من لایق آرامش و تغییرم.»
اگه تو هم الآن اینجایی و داری این متن رو میخونی، بدون که تو هم این شجاعت رو داری 💛
تو هم آمادهای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی. قدمبهقدم. با عشق و آگاهی.

📘 قراره توی مسیر لاغری با ذهن چی یاد بگیری؟ 🧭
اینجا خبری از رژیم سخت نیست. خبری از لیست ممنوعه و کالریشماری هم نیست 🚫
قراره چیزهای عمیقتری یاد بگیری، مثل:
- 🔍 چاقی واقعاً از کجا میاد؟
- 🧠 چطور ذهن چاق رو شناسایی و بازنویسی کنی؟
- 🛠️ چطور عادتهای ذهنی سالم و متناسب بسازی؟
- 🍽️ چطور با حس خوب غذا بخوری، نه با استرس و عذاب وجدان؟
- 💞 چطور به بدنت اعتماد کنی و اجازه بدی خودش تنظیم شه؟
و مهمتر از همه:
✨ یاد میگیری که لاغری از جایی شروع میشه که تصمیم میگیری خودتو ببینی، بپذیری و دوست داشته باشی 💕
میخوای این مسیر رو باهم ادامه بدیم؟ 🌈
قدم بعدی، تمرینه! نه بهزور، نه برای نتیجه فوری، بلکه برای ساختن یه زندگی متناسب، از درون تا بیرون.
💥 ترسهاتو بشناس، تا مسیر لاغری با ذهن رو شروع کنی 🧠💪
راستش رو بخوای، بزرگترین مانع ما برای لاغر شدن نه شکممونه، نه اشتها… بلکه ترسهامونه 😟
ترس از چاقتر شدن، ترس از اینکه «اگه اینم جواب نده چی؟»
ترس از اینکه «نکنه تا آخر عمرم همینجوری بمونم»…
من خودم ۳۵ سال با این ترسها زندگی کردم.
هر سال یه کیلو، دو کیلو، پنج کیلو چاقتر میشدم و این یعنی هر سال ترسم از چاقتر شدن بیشتر میشد 😨
بارها رژیم گرفتم، شکست خوردم، ناامید شدم و این یعنی ترسم از لاغر نشدن هم عمیقتر میشد 😞
اما یه روز… تصمیم گرفتم دیگه فرار نکنم.
🎯 گفتم:
حتی اگه ته این مسیر هیچی نصیبم نشه، حتی اگه دوباره چاقتر بشم… من این بار شجاعانه با ترسهام روبهرو میشم.
چون فهمیدم:
✅ کسی که با ترسهاش روبهرو نمیشه، همیشه اسیرشونه.
✅ کسی که از ترس، هیچ کاری نمیکنه، هیچ تغییری هم نمیکنه.
🛑 مسیر لاغری با ذهن جای ترسوها نیست 🚫
اگه الان اینجایی، یعنی یه چیزی درونت داره فریاد میزنه که:
«من دیگه نمیخوام قربانی ترسام باشم!» 🙌
🔔 پس باید بدونی:
💡 مسیر لاغری با ذهن برای شجاعهاست.
اونایی که میخوان واقعاً خودشون رو ببینن، بشناسن، بپذیرن و تغییر کنن.
ترسوها همیشه تو چرخهی چاقی گیر میمونن.
اما شجاعها اونایی هستن که بالاخره به آرزوشون میرسن 🌟
🧠 تمرین شناخت ترسها در مسیر لاغری با ذهن
حالا وقتشه با خودت روراست باشی و شجاعانه با ترسهات روبرو بشی. در بخش نظرات با حوصله به سؤالهای زیر پاسخ بده. جوابهات رو بهصورت شرح انشایی بنویس، نه فقط چند کلمه!
- ❓ از چاقتر شدن میترسی؟ چرا؟
- 🌀 چی باعث میشه این ترس توی دلت بمونه؟
- ❓ از لاغر نشدن میترسی؟ چرا؟
- 💔 چه تجربههایی باعث شدن این ترس عمیقتر بشه؟
- ❓ ترس از چاقتر شدن، مانع متناسب شدنت شده؟
- 🎭 یعنی اونقدر میترسی که هیچ کاری نمیکنی؟
- ❓ ترس از لاغر نشدن باعث شده دست به اقدام نزنی؟
- ⚠️ یعنی فکر میکنی «فایدهای نداره» و منصرف میشی؟
✍️ تعهد ذهنی خودت رو بنویس
با قدرت و اطمینان این جملات رو بهصورت نوشتاری برای خودت بنویس و باورشون کن:
- ✅ از این لحظه تمام کارهایی که برای لاغر شدن انجام میدادم را متوقف میکنم و با تمرکز کامل وارد مسیر لاغری با ذهن میشوم.
- 💫 از این لحظه ترس از لاغر نشدن را رها میکنم و با اطمینان از توانایی خودم در این مسیر قدم برمیدارم.
🔥 شعلهور کردن انگیزه درونی
برای اینکه قدرت درونیت بیدار بشه، باید خودت رو به انگیزه و انرژی وصل کنی. حالا به این سؤالها با شرح کامل پاسخ بده:
- 💡 چقدر اطمینان داری که توانایی لاغر شدن داری؟
- 🌟 اگر اطمینان داری، دلایل این اطمینان رو با جزئیات بنویس تا خودت هم بیشتر بهش ایمان بیاری.
این تمرین ساده اما قدرتمند، اولین قدم برای آزاد شدن از چنگال ترسها و شروع واقعی مسیر لاغری با ذهنه ✨
اگه میخوای واقعاً باور کنی که برای لاغر شدن انتخاب شدی، داستان هدایت دوستات رو در بخش داستان هدایت بخون، بعدش داستان هدایت خودت به سایت تناسب فکری رو به این صفحه اضافه کن؛ اینجا جای قصههای واقعیِ تحوله 💚 قصه هایی که همه با چاقی شروع میشه ولی با لاغری تموم میشه.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.87 از 491 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام وعرض ادب
اول میخوام ی کوتاه بگم ک من چند بار از این فایل ها استفاده کردم وکلی هم سایز کمکرذم و همینطور وزن ، فککنم وقتی ک من وارد این سایت شدم حدود ۸۰ کیلو وزنم بود و سایز ۴۶ ، و الان وزن رو اصلا اطلاعی ندارم چون از وقتی ک با استاد بودم چ از طریق تلگرام و اینستا و سایت متوجه شدم ک باید دور اندازه گیری و وزن گیری رو ی خط قرمز پر رنگ بکشم ، و تا ب امروز من پایبند این تعهد ب خودم بودم در حالی ک قبلا من شب وروزخودمو چکمیکردم ، من ب خوبی در این مسیر بودم با اینکه فک کنم هیچوق دیدگاهی ثبت نکردم الانم تقریبابعد ی مدت لیز خوردن از مسیر، از اواسط فروردین ب مسیر برگشتم ولی مدام ذهنم میگف ک الان وقتشه ک اینبار دوره تکرارتو با نوشتن دیدگاه ادامه بدی اینبار وقتشه ک ب قول استاد بهاشو پرداخت کنی تا مدیون نباشی ، با اینکه دیگه خیلی جلوتر بودم ولی از دیروز ک شنبه بود ترجیح دادمک برگردم و از اول شروع کنم و دیدگاه ثبت کنم هر چند ک من چندین بار ک این فایلا روگوش دادم همیشه برای خودم مینوشتم ولی از دیروز تعهد دادم ک اینکارو توی سایت انجام بدم ک همونطور ک مناین همه مدت از دیدگاه های دوستان کلی نکات یادگرفتم و برای خودم کاربردی بود شاید ی جایی ک جمله ای از دیدگاه منم برای عزیزی ک توی این مسیر میاد راه گشا باشه ، من بعد نزدیک سه سال بودن در مسیر اموزش ذهنی و تناسب فکری و کلی تغییرات در همه ی جنبه های زندگیم ، چن ماهی میشد ک لیز خورده بودم ، هیچوق ارتباطمو کامل با سایت قطع نکرده بودم ولی مستمر و با شوقم نبودم ،شاید اغازش از وقتی شروع شد ک من عجله برای گام اخرم کردم ، من ب خوبی داشتم ب وزن و سایز ایده الممیرسیدم ، لباس های سایز ۳۸ و حتی ۳۶ رو میپوشیدم وخیلی سبک و زیبا ولی میخواسم در حد دو سه کیلو و ی ذره از بالاتنه کم بشم و لباس های سایز ۳۶ برام ازاد بشه و همین شد سر اغاز عجله کردن من و بعدش توجه ب آفت ها و لیز خوردن، اینارو اول دیدگاه نوشتم تا دوستانی ک میخونن از حرفام فک نکنن ک من الان ده بیست کیلو اضافه دارم چون اضافه در جسمنیست اضافه وحس چاقی در ذهنه کمن با لیز خورذنم شاید از نظر بقیه تغییری نداشتم و ی ذره تازه اب اومده زیر پوستم و بهتر شدم ولی از نظر خودم حس سنگینی ، اصافه شدن ، بیشتر از نیاز بدنم خورذن، حس ترس از چاقی و تنگ شدن لباس هام برام اومده و اینهاس ک در مغز و ذهن سنگینی واندازه چاقی و سنگینی وزن رو نشون میده ب همون اندازه ک من افکار چاقی و ترس از چاقی رو ب خودم بدم چاقم ، هرچند ک فقط سه چهار کیلو باشه .
من برای چندمین بار میخوام مسیر لاغری رو شروع کنم ماه هاست ک در اواخر مسیر ایستادم و بعدش عقب گرد کردم و توی این عقب گرد پامم لیز خورد و سر خوردم توی گل و لای و ترس و استرس باعث شد ک کمی هم فرو برم تو این باتلاق گل ( افکار چاقی ، ترس از چاقی، استرس و نگرانی از لاغر نشدن و …….) ولی با تعهد و اشتیاق میخوام امروز از ۱۷ اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۲ مسیر رو از همین جایی ک هستم شروع کنم ب ادامه دادن و متعهدانه در مسیر استمرار داشته باشم ، ب راه باقی مانده توجه نکنم چون قرار نیست اموزش ب ذهنم انتهایی داشته باشه من تازنده ام در مسیر اموزش ذهنم و مسیر تناسبم خواهمموند بس توجهمو از سایزمبردارم و از حال خوبم و احساس سبکیم لذت ببرم ، وقت بزارم ، فایلاهارو گوش کنم ، دیدگاه دوستانو مثل قبل بخونم ، خودم علاوه بر نوشتن برای خودم توی سایت هم بنویسم ، عمل کنم تا مثل همیشه فراتر از انتظارم نتیجه بگیرم ، خب من الان حس چاق شدن و برگشت ب قبل ازارم میده ومیترسوندم ، افکار چاقی، و گه گداری حس اضافه خوری و توهم چاقی و تنگ شدن لباس ها با اینکه الانم لباس های سایز ۳۸ رو میپوشم ولی حس خوب ندارم و احساس سنگینی و دور شدن از خودم رودارم و همینطور حس میکنم اعتماد بنفسم پایین اومده ومدام خودمو و جسممو چک میکنم دوس ندارم زساد جلوی اینه برم ومثل قبل برای خودم ابراز عشق کنم و گاهی مسئولیت رومیندازم ب دوش مریضی ک این اواخر داشتم و ویتامین هایی ک دکتر تجویز کرده و گاهی حتی مچ خودمو گرفتم ک گفتم بخاطر دریافت واحد خون و ویتامینایی ک الان دارم صورتم و بدنم داره ورم میکنه اینها همون باتلاقیه ک من با ادامه ندادم توش لیز خوردم و تنها خودم مقصرم و مسئول ، ولی چن وقتیه ک باز ب مسیر برگشتم من دوره زیبای اصلاح پرخوری و اشتها رو همخریداری کردم و الان چنوقتیه ک از اول اون دوره رو شروع کردم و هر روز گوش میدم و بعدش در کنار این مسیرم صد گام رو هم میخوام باز تکرار کنم ، من اروم اروم هر چند با پاهای گلی وسنگین (افکار چاقی و ناامیدی و ترس و ….) خودمو از باتلاق میکشم توی مسیر زیبای تناسب ، هرچقدم پاهام گلی و سنگین باشن ب مسیرم ادامه میدم چون ایمان دارم یه جایی اون گل و لای اروم اروم خشک میشن و بعدش میریزن و نگران رد گل و لایک نیستم چون قدرتی نخواهد داشت ، من سالها کلی راه و روش برای لاغر شدن رو اجرا کردم ، بارها رژیمهای مختلف روامتحان کردم سالها ب قول گفتنی کف باشگاها بودم ، سالها پیاده روی کردم ، داروهای محتلف ، دمنوش های مختلف ، دکترهای مختلف تغذیه، خریدن وسیله های لاغری و هر راهی ک میدیدم و میشنیدم رو میرفتم ولی نتیجه ماندگار نداشتم ، من از وقتی ک با این سایت اشنا شدم هرگز اون مسیرها رو دیگه نرفتم ، و ب مرور هر چی لوازم لاغری مثل گن و وسیله های ورزشی موضعی و برگه های رژیم و برنامه های ورزشی و حرکت های ورزشی رو دور ریختم چون از همون اوایل شروع ب این مسیر ایمان اوردم ، ی روزی در بدترین شرایط زندگیم وارد این مسیر شده بودم روزی ک از همه چیز و همه کس و همه ی راه ها ناامید بودم و فقط از خدا درخواست کمک میکردم و یادم هست ک ب خدا میگفتم ک دیگه کاری از دست من برای این زندگی بر نمیاد من هر چی بلد بودمو انجام دادم ولی دیگه ب اخر خط رسیدم دیگه هیچی بلد نیستم و هیچکاری ازم برنمیادیا خودت کاری برام بکن و یا اگه تو هم نمیتونی کاری برام بکنی بزار خلاص شم ، همه چی اشفته رابطه ، جسم، وضعیت مالی همه اخر خط ، و هیچکس جز خدا نمیتونست منو ب این مسیر هدایت کنه ، چن ماه قبل ترش یکی از دوستام گفته بود ک دوره ی لاغری از یه سایت تهیه کرده و کلی هم فایل خوب داره، و من اونوق حتی نرفتم ببینم چی ب چیه ولی اونروز بعد کلی گریه و ناامیدی وچرخیدن تو گوشی اصلا برا چیز دیگه من وارد این سایت شدم و با فایل خیمه ها شروع کردم و مثل ی تشنه کتازه ب اب رسیده هی ادامه دادم فایلای تغییر زندگی و ……… خیلی بعدها ک از دوستم پرسیدم ک چیکار میکنه و توی سایت چدوره هایی داره چقد وقت میزاره ،خیلی متعجب گف کدوم سایت ؟؟ گفتم همونی ک ب منم گفتی و ازش دوره تناسب دهنی گرفته بودی ، تازه یادش اومد و گف نه اونو همون موقع رها کردم و ادامه ندادم ، و حتی فراموش همکرذه بود همچین سایتی رو، من اونجا بود ک ایمان اوردم ک اون دوستم فقط رابط بود از طرف خدا کمنو ب این سایت برسونه ، کن برای هدایت و راهنمایی انتخاب شدم ، اگه این هدایت خدایی نیست بس چیه ؟؟؟ من همه ی راه هایی ک بلد بودمو برای درست شدن رابطه ی عاطفیم برای بهتر شدن اوضاع مالی و تمام راه هایی ک هر جا ب گوشم میرسید برای لاغری رو انجام داده بودم ، خیلی خوبم انجام میدادم توی رژیم ها و یا ورزش توی باشگاه زبان زد و الگوی بقیه بودم و مربی همیشه منو مثال میزد ولی چ فایده ک ذهن چاق همیشه با من بود، من حتی دو سال پیش فایلای مربوط ب ورزش وپیاده روی رو هم کتوی این سایت هست روخریداری کردم ولی فهمیدم ک من هنوز از لحاظ افکار و ذهن اماده شروع ورزش نیستم ، هر چن ک گهگداری برای گرفتن ارامش و تصویر سازی و شکرگذاری و اون حالت مدیتیشنی ک در فایلای پیاده روی هست منو وادار میکنه ک پاشم و برای گوش دادنش را بیوفتم اونم کم بوده ولی خب همون چن بارشم خیلی بهم ارامش داده و تمرکزمو بیشتر کرده ، امیدوارم بتونم ک با ادامه مسیر اونم انجام بدم ولی هیچ فشاری ب خودم نمیارم تا وقتی ک خودم حس خوب میگیرم اینکارو انجام بدم ، من با ایمان و اطمینانی بیشتر از قبل باز ب مسیرم با استمرار ادامه میدم وتا وقتی ک زنده ام تنها این مسیر ذهنی رو برای رسیدن ب تناسب و حال خوب و زندگی خوب و خوشبختی میدونم ، بهانه ها روکنار میزارم و با اعتماد و اطمینان و ایمان قوی تر مسیر رو از همین جایی ک هستم شروع میکنم ب ادامه دادن و مطمئنم ک خیلی زیبایی ها رو در مسیر خواهم دید
سلام شهربانوی عزیزم
ممنون کوقت گذاشتین و دیدگاه منو خوندین ، بله من الان سایز ۳۸ هستم ، سایزی ک یه روزی رویای دست نیافتنی خودم همبود ، من وقتی که با سایت اشنا شدم اوج حال خراب و افسردگی من بود همون حالی ک همه ما ک دارای اضافه وزن هستیم یکی از دلیل هامون برای اضافه وزن و چاقی رو افسردگی ، استرس و پرخوری اعصاب واین چیزا میدونیم ، منم اونموق میتونم بگم اوج چاقیم بود با قد ۱۶۷ وزنی تقریبا ۸۰ اینا داشتم و تقریبا اخرین لباس هایی ک خریداری کرذه بودم یادمه ک مانتوی سایز ۴۶ بود ، ک واقعا با خریدنش خیلی خیلی حس بدی داشتم ، خیلی هدایت وار وارد سایت شدم هرچند ک اوایل اصلا دنبال فایلای لاغری نبودم ودنبال راهی بودم ک شرایط روابط عاطفی وعشق از دست رفتم درست شه ، از اونجا ک هدایت من الهی بود وقتی در مسیر رسیدن ب خواسته ها ، اوندوره های شگفت انگیزوتهیه کردم ، ب مرور از فایلای لاغری هم استفاده میکردم ، و اینو بگم ک خیلی وقت ها دیدگاه دوستانی رو میخونم ک مدام بهونه میارن و نوشتن وخوندن و اینچیزا ، من تا حالا شاید کمتر از یکدرصد دیدگاه برای فایلای لاغری ثبت کرده بودم ولی اینبار ب خودم گفتم این نتیجه عالی داشتی باید بهای این مسیروحتی ناچیز ب اندازه وقت گذاشتن برای دیدگاه پرداختکنی ،
من فقط و فقط از فایلاها استفاده کرذم ، گوش دادم ، برای خودم تمام مدت توی دفترهایی ک داشتم مینوشتم و خیلی وقتا تا اخرین دیدگاه ثبت شده برای یک فایل رومیخوندم مخصوصا از وقتی ک استاد برای دیدگاه ها مدال تعیین کرد من تمام دیدگاه هایی ک مدال داشتن رو میخوندم و در ادامه اصلا هیچوقت خودمم متوجه نشدم از کی و چطوری رفتار من تغییر کرد ، ولی از ی جایی من هیچ ولعی برای خوردن نداشتم ،و اصلا یادم نمی افتاد وعده ها ، چون تمرکزم روی دوره های رسیدن ب خواسته ها با قدرت ذهن بود و اونجا هر چی استاد میگفت من اون رو برمیگردم ب خواسته روابطم وچیزایی کمیخوام وتقریبا توجهممیتونم بگم از جسمم کامل برداشته شده بود ک اطرافیان مدام اشاره میکردم ک چقد لاغر شدی و من مدام سایز کم میکردم حتی تا سایز کمتر از ۳۸ ، یعنی لباس های ۳۸ برای من ازاد شد ، اونجا بود ک به قول استاد نهال لاغری من که جوان بود دچار حمله ی افت ها شد ، و این رومیدونم ک خودم مسئولش بودم ، اول اینکه من ایده المو گذاشتم برای سایز ۳۶ و خیلی برای این سایز حریص شدم و همین باعث عجله من شد ، در حالی ک من چندین سایز و شاید وزنی بیشتر از ۲۵ کیلو روکم کرذه بودم ولی تقریبا نیم سایز مونده بودم ککامل لباس های سایز ۳۶ رو راحت بپوشم ، میپوشیدم چند ماه قبلم ولی برام کیپ میشد ودوست داشتم برام ازاد باشن و این شد زیر نظر گرفتن جسمم ، بعد از اون حرف های اطرافیان ک خیلی لاغر شدی ، بدتر میشی ، مریض میشی ، تو استخونت درشته بیشتر از این نمیتونی لاغر شی و حرفای مامانم ک ۲۴. ساعته دم گوشم میگف اینجوری لاغر شی کسی نگات نمیکنه اگه نتونی سایزت رو روی ۳۶ نگه داری چی ؟ اگه همچنان لاغر شی ؟ ندیدی فلانی چطوری لاغره ومدام دنبال دوا دکتر ک ی ذره زیر اون پوست گوشت بیاد، شاید نتونی روسایز ۳۶ ذهنتو نگه داری و وخلاصه بخوام بگم ک خییییلی حرف و اینجا هم جا نمیشه و خب منم ناخوداگاه قبلا هماون فرمولها روداشتم و همه ی اینها باعث شد ک ترس اومد برام ، با تماموجودم ایمان داشتم ک وقتی من در ذهنم ایده الی هست ذهنم همهمون جسمو برام میسازه ولی خب لغزیدم ،با خودم درگیر شدم فایلها رو دست وپاشکسته انجام میدادم ، حس های بد و ناارامی بهم برگشته بود ، از یه طرف به ایده الم فکر میکردم از یه طرف میترسیدم ، در همون حین استاد دوره ی بی نظیر اصلاح و کنترل اشتها از طریق ذهن رو شروع کردن و منم خب دوست داشتم ببینم چطوریه وتهیه اش کزدم ، چند فایل هم گوش دادم ک باز هم حس کردم خیلی تاثیر روی خوردنو رفتارهای غذاییم گذاشته و از سویی هم اطرافیان کامل میترسوندم ومن نتونستم ادامه بدم ، وتا عید همین روال ادامه داشت نمیتونستمدست از سایت بردارم ولی میترسیدمم ، بخاطر ترس از لاغری زیاد رفتار غذاییم همحس میکردم تغییر کرذه کامل پیغام سیری رو درک میکردم ولی با حال خراب چنلقمه بیشتر میخوردم ، چونمدان بهم میگفتن ک مقدار غذات کمه، تا جایی ک من تمام حس های چاقیم برگشته بود من همون لباس های سایز ۳۸ رو با حس بد میپوشیدم میگفتمتنگشده برام ، با یه لقمه یا ی دونه بیسکوییت حس فشار واضافه خوری بهممیومد ، با اینکه از دید بقیه هیچ اضافه ای ندارم و از دید خودم شاید حدود سه چهار کیلو وی سایز تا ۳۶ شدنم باشه ولی فشاری ک به مغز وذهنممیاد در حد همون بیست سی کیلوی قبل بود ،
و من اصلا از خودم راضی نبودم ، حالم بد بود کمکم داشتم از خودمدور میشدم و باز همدغدغه ذهنم شده بود لاغری ، مثل همون وقتی ک سایز ۴۶ و وزن ۸۰ روداشتم ، و عید ب خودم قول دادم ک مثل قبل مستمر و متعهدانه شروع کنم و ایمان داشته باشم ب خودم ، مگه ممکنه ک وقتی من تصویر لاغری از خودم رومدام دارم مرور میکنم ، سرچمیکنم ، نگاه میکنم ، بعد ، نتونم بهش برسم ، من بارها از روش های مختلف لاغر شدم ولی هر بار ی حا اشکال داشت، ب خدا قسم ک اینبار ک از طریق ذهنی لاغر شدم انگار تمام اندام منو ب یکسان و متناسب با هم تراش دادن ،همیشه استاد عزیز در فایلا میگن ذهن چااااق ، اصلا ربطی ب وزن و سایز نداره ، من دو سه ماه قبل با سایز ۳۸ ذهنم چاااق شد و رنج کشید وزنمو نمینویسم چونمن الان هیچ اطلاعی از وزنمندارم دوسه سال پیش ک اشنا شدم با این سایت از طریق گفته های استاد توی لایواشون یا فایلاشون وهمینطور دوستان عزیز در دیگاهاشون متوجه شدم ک گام اول رهایی از ترازوعه و من با اینکه بارها داداشام کشونکشون بردن تا دم دستگاه ترازو وگفتن ببینیم چقد ازت مونده 😅 ولی باز نرفتم رو وزنه ؛
قبلا از استاد شنیدم ک وقتی دارین دوره تکرار رو شروع میکنین جوری شروع کنین ک انگاری دفه اوله ، اونحس هایی کدارین ، اون افکار وباورها، خب منم همونجوری شروع کردم درسته ک توی دوسه سال باورها و نگرش هام فرق کرده وخیلی هاش هم شناسایی شده ولی توی این سه چهار ماه متوجه شدم ک بعضیاشون هنوز خودشونو اونپشت مشتا قایم کردن منم اومدم و از اول شروع کردم انگاری ک اولین باره دارم شروع میکنم برای لاغری، مثل همون وقتی ک سایز ۴۶ داشتم ، سایز و اندازه ووزن ک مهمنیست ، احساس ارامش وتناسب و لاغری در مغز بوجود میاد من میخوام ب اونحس رضایت و ارامشی ک یه جایی تقریبا تابستون پاییز پارسال تجربش کردم وچقد لذت میبردم برگردم و همونو زندگی کنم واینبار قوی تر ، چونالان فهمیدم ک حسخوب نسبت ب خودمهک مهمه ، من خودم مسئول لغزشمهستمچون الان توی این ی ماهه ک مرور کردم توی دفترچه هام ، بارها نوشتمکافرادی منو دیدن وچقدر تحسینم کردم وچقد تعریف کردن از زیبایی ک تناسب بهمداده و چقدر شگفت زده شدن ک چقدر خوب وبی نقص متناسب شدم ویجایی من فراموش کردم اونجوانه ها رو فقط ب افت ها توجه کردم ، و الان کمسیر برگشتم میگم اشکال نداره وخودمو دارم هر روز میبخشم ومیگم شاید نیاز بوده ، تا اون لغرش روداشته باشم وپی به یکسری از نگرش ها وفرمول ها همببرم وخدارو شکر میکنم کالان که یک ماه روگذروندم هر روز در سایت بودم و ارامش وسبکیم برگشته و حالمعالیه و ب دوستان عزیزممیگم ک تنها راه ومسیر برامون همینجاست شکنکنین وایمان داشته باشین