0

مسیر لاغری با ذهن – مقدمه ۱۰۰ گام

مسیر لاغری با ذهن
اندازه متن

مسیر لاغری با ذهن؛ سفری متفاوت برای رسیدن به تناسب اندام واقعی

اگر اضافه وزن داری و بارها با رژیم و ورزش شروع کردی ولی هر بار برگشتی به نقطه‌ی اول، نگران نباش. تو تنها نیستی! روشی هست که من و صدها نفر دیگه ازش عبور کردیم؛ روشی به اسم «مسیر لاغری با ذهن».

یه راه متفاوت، آروم، اما عمیق. سفری ۱۰۰ قدمی که نه فقط به سمت لاغری، بلکه به سمت خودِ واقعی‌ت هدایتت می‌کنه.

🤔 مسیر لاغری با ذهن یعنی چی واقعاً؟

بذار راحت بگم:

همون‌طور که یه‌شبه چاق نشدیم، قرار نیست یه‌شبه هم لاغر بشیم ⏳

رژیم‌های عجیب‌غریب و ورزش‌های زورکی فقط ظاهر ماجرا رو تغییر می‌دن. اما ریشه‌ی چاقی یه جای دیگه‌ست… درست حدس زدی: توی ذهنمون! 🧠

🔁 سال‌ها تکرار یه‌سری افکار، احساسات و رفتارهایی که ذهنمون بهشون عادت کرده، باعث شده بدنمون همون فرم همیشگی رو نگه داره.

🎯 پس مسیر لاغری با ذهن یعنی چی؟ یعنی به‌جای مبارزه با بدن، بریم سراغ جایی که فرمان چاقی صادر می‌شه: ذهن!

  • 💡 یعنی ذهنمون رو دوباره برنامه‌ریزی کنیم
  • 🌱 یعنی افکار محدودکننده رو بشناسیم و جایگزینشون کنیم
  • 💪 یعنی یاد بگیریم چطور از درون تغییر کنیم، نه با زور و اجبار

تو این مسیر، غذا دشمن نیست 🍰، بدن ما دشمن نیست 🚫

بلکه ما با ذهنمون دوست می‌شیم، و از همون‌جا ماجراجویی لاغری شروع می‌شه…

🛤️ این مسیر واقعی لاغر شدنه؛ آروم، عمیق و واقعی.

چگونه لاغر شدم
نتیجه آموزش های لاغری با ذهن

🚶‍♀️ از مسیر لاغری با ذهن تا تغییر کل زندگی ✨

راستش وقتی وارد مسیر لاغری با ذهن شدم، فقط دلم می‌خواست چند کیلو وزن کم کنم… 🎯 ولی چیزی که پیدا کردم، خیلی بزرگ‌تر و عمیق‌تر بود:

  • ✅ اعتمادبه‌نفس واقعی
  • ✅ آرامش ذهنی 🧘‍♀️
  • ✅ حس خوب نسبت به غذا 🍲
  • ✅ رابطه‌ی صمیمی با بدنم 💖

و حتی انرژی بیشتر توی کار، زندگی و روابط! 💼💬

این مسیر فقط یه رژیم جدید نبود، یه نوع یاد گرفتن بود… یه مهارت جدید برای زندگی بهتر.

در واقع، من و خیلی از همراه‌هام فهمیدیم که لاغر با ذهن مثل یاد گرفتن یه سازه 🎸

تا حالا شده بخوای گیتار یاد بگیری؟

مگه تو هفته اول می‌تونی بری رو استیج کنسرت اجرا کنی؟! 😅

معلومه که نه! باید تمرین کنی، اشتباه کنی، ازش یاد بگیری، و دوباره ادامه بدی.

مسیر لاغری با ذهن هم دقیقاً همینه: تمرین، تکرار، اشتیاق ❤️‍🔥

اگه با این نگرش که “می‌خوام سریع نتیجه بگیرم” وارد بشی، فقط زود خسته می‌شی 😓 ولی اگه با تعهد و صبر وارد بشی، معجزه‌ها خودشون کم‌کم میان…

🧠 تفاوت بزرگ لاغری با ذهن و سایر روش‌های لاغری

یادت باشه 👇

یادگیری یه فرایند ذهنیه

لاغر شدن یه فرایند بدنیه

ذهن خیلی زود یاد می‌گیره، ولی بدن برای تغییر، زمان می‌خواد ⏳

پس اگه هنوز توی سرت دنبال یه راه جادویی برای «سریع لاغر شدن» می‌گردی، همین حالا اون فکر رو بنداز دور 🗑️

🌱 تنها راه واقعی و موندگار، ادامه دادن توی مسیر لاغری ذهنیه.

با صبر، با عشق، با آگاهی…

مسیر لاغری با ذهن

🎯 چرا تمرین توی مسیر لاغری با ذهن مهم‌تر از فقط شنیدنه؟ 🎧✍️

یه حقیقت مهم و ساده رو بدونیم:

شنیدن فقط یه بخش کوچیک از یادگیریه!

📚 طبق تحقیقات، ما فقط ۱۰٪ چیزهایی که می‌شنویم یا می‌خونیم رو به خاطر می‌سپاریم.

اما… 🎯 ۹۰٪ چیزهایی که با دست، دل و عمل تجربه‌شون می‌کنیم رو واقعاً یاد می‌گیریم!

حالا فکر کن توی مسیر لاغری با ذهن باشی و فقط فایل‌ها رو گوش بدی 🎧، اما تمرینی انجام ندی، ننویسی، تحلیل نکنی، تجربه نکنی…

خب دوست عزیز، ذهنت فرصت تغییر عمیق پیدا نمی‌کنه 😌

💡 لاغری ذهنی فقط با گوش دادن نیست، با انجام دادن و تکرار آگاهانه شروع می‌شه.

اون‌جاست که یادگیریت واقعی، موندگار و تأثیرگذاره 💪

🐢 یادگیری زمان می‌بره، عجله نکن!

حتی اگه تو بتونی همه آموزش‌های سایت رو توی یه هفته ببینی و تمرین‌ها رو انجام بدی…

قراره معجزه بشه؟ 😅 معلومه که نه!

تو فقط قدم اول مسیر رو رفتی: آموزش دیدن.

اما مرحله‌ی مهم‌تر تازه شروع می‌شه: تغییر کردن 🌱

مثل کاشتن یه دونه‌ست…

بذر یادگیری رو می‌کاری، اما برای اینکه سبز بشه، نیاز به نور، مراقبت و زمان داره ☀️🌧️

🧠 مسیر لاغری با ذهن = روبه‌رو شدن با ترس‌ها

لاغری ذهنی فقط درباره‌ی کالری و بشقاب غذا نیست 🍽️

بلکه درباره‌ی روبه‌رو شدن با ترس‌هایی‌یه که سال‌ها توی سایه‌های ذهنت جا خوش کرده بودن:

  • 😨 «نکنه هیچ‌وقت لاغر نشم؟»
  • 😔 «اگه دوباره شکست بخورم چی؟»
  • 😟 «اگه اینم مثل بقیه راه‌ها جواب نده چی؟»

من خودم ۳۵ سال با این ترس‌ها زندگی کردم. بارها رژیم گرفتم، شکست خوردم، گریه کردم، ناامید شدم و خودم رو تسلیم چاقی می دیدم.

اما یه روزی، یه نقطه‌ی عطف رسید.

🌟 تصمیم گرفتم به‌جای فرار، وایستم و با ترس‌هام روبه‌رو بشم.

و به خودم گفتم:

«حتی اگه تهش لاغر نشم، این بار دارم به خودم احترام می‌ذارم. دارم به ذهنم یاد می‌دم که من لایق آرامش و تغییرم.»

اگه تو هم الآن اینجایی و داری این متن رو می‌خونی، بدون که تو هم این شجاعت رو داری 💛

تو هم آماده‌ای وارد مسیر لاغری با ذهن بشی. قدم‌به‌قدم. با عشق و آگاهی.

تغییر ذهن چاق به لاغر در مسیر لاغری من

📘 قراره توی مسیر لاغری با ذهن چی یاد بگیری؟ 🧭

اینجا خبری از رژیم سخت نیست. خبری از لیست ممنوعه و کالری‌شماری هم نیست 🚫

قراره چیزهای عمیق‌تری یاد بگیری، مثل:

  • 🔍 چاقی واقعاً از کجا میاد؟
  • 🧠 چطور ذهن چاق رو شناسایی و بازنویسی کنی؟
  • 🛠️ چطور عادت‌های ذهنی سالم و متناسب بسازی؟
  • 🍽️ چطور با حس خوب غذا بخوری، نه با استرس و عذاب وجدان؟
  • 💞 چطور به بدنت اعتماد کنی و اجازه بدی خودش تنظیم شه؟

و مهم‌تر از همه:

✨ یاد می‌گیری که لاغری از جایی شروع می‌شه که تصمیم می‌گیری خودتو ببینی، بپذیری و دوست داشته باشی 💕

می‌خوای این مسیر رو باهم ادامه بدیم؟ 🌈

قدم بعدی، تمرینه! نه به‌زور، نه برای نتیجه فوری، بلکه برای ساختن یه زندگی متناسب، از درون تا بیرون.

💥 ترس‌هاتو بشناس، تا مسیر لاغری با ذهن رو شروع کنی 🧠💪

راستش رو بخوای، بزرگ‌ترین مانع ما برای لاغر شدن نه شکم‌مونه، نه اشتها… بلکه ترس‌هامونه 😟

ترس از چاق‌تر شدن، ترس از اینکه «اگه اینم جواب نده چی؟»

ترس از اینکه «نکنه تا آخر عمرم همین‌جوری بمونم»…

من خودم ۳۵ سال با این ترس‌ها زندگی کردم.

هر سال یه کیلو، دو کیلو، پنج کیلو چاق‌تر می‌شدم و این یعنی هر سال ترسم از چاق‌تر شدن بیشتر می‌شد 😨

بارها رژیم گرفتم، شکست خوردم، ناامید شدم و این یعنی ترسم از لاغر نشدن هم عمیق‌تر می‌شد 😞

اما یه روز… تصمیم گرفتم دیگه فرار نکنم.

🎯 گفتم:

حتی اگه ته این مسیر هیچی نصیبم نشه، حتی اگه دوباره چاق‌تر بشم… من این بار شجاعانه با ترس‌هام روبه‌رو می‌شم.

چون فهمیدم:

✅ کسی که با ترس‌هاش روبه‌رو نمی‌شه، همیشه اسیرشونه.

✅ کسی که از ترس، هیچ کاری نمی‌کنه، هیچ تغییری هم نمی‌کنه.

🛑 مسیر لاغری با ذهن جای ترسوها نیست 🚫

اگه الان اینجایی، یعنی یه چیزی درونت داره فریاد می‌زنه که:

«من دیگه نمی‌خوام قربانی ترسام باشم!» 🙌

🔔 پس باید بدونی:

💡 مسیر لاغری با ذهن برای شجاع‌هاست.

اونایی که می‌خوان واقعاً خودشون رو ببینن، بشناسن، بپذیرن و تغییر کنن.

ترسوها همیشه تو چرخه‌ی چاقی گیر می‌مونن.

اما شجاع‌ها اونایی هستن که بالاخره به آرزوشون می‌رسن 🌟

🧠 تمرین شناخت ترس‌ها در مسیر لاغری با ذهن

حالا وقتشه با خودت روراست باشی و شجاعانه با ترس‌هات روبرو بشی. در بخش نظرات با حوصله به سؤال‌های زیر پاسخ بده. جواب‌هات رو به‌صورت شرح انشایی بنویس، نه فقط چند کلمه!

  • از چاق‌تر شدن می‌ترسی؟ چرا؟
  • 🌀 چی باعث می‌شه این ترس توی دلت بمونه؟
  • از لاغر نشدن می‌ترسی؟ چرا؟
  • 💔 چه تجربه‌هایی باعث شدن این ترس عمیق‌تر بشه؟
  • ترس از چاق‌تر شدن، مانع متناسب شدنت شده؟
  • 🎭 یعنی اون‌قدر می‌ترسی که هیچ کاری نمی‌کنی؟
  • ترس از لاغر نشدن باعث شده دست به اقدام نزنی؟
  • ⚠️ یعنی فکر می‌کنی «فایده‌ای نداره» و منصرف می‌شی؟

✍️ تعهد ذهنی خودت رو بنویس

با قدرت و اطمینان این جملات رو به‌صورت نوشتاری برای خودت بنویس و باورشون کن:

  • ✅ از این لحظه تمام کارهایی که برای لاغر شدن انجام می‌دادم را متوقف می‌کنم و با تمرکز کامل وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شوم.
  • 💫 از این لحظه ترس از لاغر نشدن را رها می‌کنم و با اطمینان از توانایی خودم در این مسیر قدم برمی‌دارم.

🔥 شعله‌ور کردن انگیزه درونی

برای اینکه قدرت درونیت بیدار بشه، باید خودت رو به انگیزه و انرژی وصل کنی. حالا به این سؤال‌ها با شرح کامل پاسخ بده:

  • 💡 چقدر اطمینان داری که توانایی لاغر شدن داری؟
  • 🌟 اگر اطمینان داری، دلایل این اطمینان رو با جزئیات بنویس تا خودت هم بیشتر بهش ایمان بیاری.

این تمرین ساده اما قدرتمند، اولین قدم برای آزاد شدن از چنگال ترس‌ها و شروع واقعی مسیر لاغری با ذهنه ✨

اگه می‌خوای واقعاً باور کنی که برای لاغر شدن انتخاب شدی، داستان هدایت دوستات رو در بخش داستان هدایت بخون، بعدش داستان هدایت خودت به سایت تناسب فکری رو به این صفحه اضافه کن؛ اینجا جای قصه‌های واقعیِ تحوله 💚 قصه هایی که همه با چاقی شروع میشه ولی با لاغری تموم میشه.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.87 از 459 رای

فایل صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=24254
462 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۴۰۴/۰۸/۰۳ ۰۵:۴۱
      مدت عضویت: 2022 روز
      امتیاز کاربر: 12622 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 716 کلمه

      Zary.Ahmadi 

      با درود 

      مقدمه ۱۰۰ گام 

      سالها تکرار یه سری احساسات و رفتارهایی که ذهنمون بهش چسبیده و مدام آنها را تکرار و رفتار می کند بدن امروز ما را ساخته 

      از چاق تر شدن می ترسی ؟ چرا؟ بله من واقعا دوست ندارم اضافه وزن داشته باشم یک کم که اضافه می  کنم دینا رو سرم خراب می شه تمام رفتار و اخلاق من بهم می ریزد رو رابطم تاثیر می زارم از خودم بیزار  می شم هیچ لباسی را تو تنم نمی پسندم و می ترسم اگر ادامه پیدا کند چی خواهد شد و می دانم که اثرات بسیار جبران ناپذیری خواهد دآشت چون وقتی ناراحت و استرس دارید رو سیستم ایمنی بدن تاثیر می زارد و این خود باعث کلی ناراحتیهای جسمی و روحی می شه که گاهی درمان نداره مخصوصا که من یک آدم پر انرژی و خستگی ناپذیر هستم از صبح که بلند می شوم تا وقت خواب یکسره در حال کار کردن هستم  و وقتی وزن اضافه می کنید اونون نامیدی و نگرانی از چاقی رو من اثر بدی می زاره برای اینه که از چاقتر شدن می ترسم 

      چی باعث شده این ترس تو دلت بمونه ؟ تجربه هایی که داشتم سالها و بارها برای رسیدن به وزن ایده الم و در همون وزن باقی موندن تلاش کردم جنگیدم  استقامت کردم و همه اینها باعث شده که ترس در دل من بموند و ترس از اینکه سن که بالاست سوخت و ساز کم می شه جسم افتاده می شه و غیره 

      از لاغر شدن می ترسی ؟ چرا؟ بله می ترسم چون سالهای طولانی مبارزه کردم که به وزن ایده الم که قبلا بودم برسم اما متاسفانه تا حالا هیچ وقت به آرزویم نرسیدم بارها با رژیم های مختلف ورزش های مختلف دمنوش های متفاوت و حتی گرفتن مربی زیبایی اندام ، اما همیشه در خم یک کوچه بودم ! یادم هست بیشترین و بهترین اثری که در یکی از این دورها بود زمانی بود که مربی داشتم همراه با یک رژیم سخت و قطع کردن شیرنیجات برای دوهفته بعد می تونستم یک شکلات بخورم و باز دوباره رژیم ادامه پیدا می کرد و واقعا بدنم شکل گرفته بود و وزنم کم شده بود البته هنوز به وزن ایده الم نرسیده بود ولی راضی و خوشحال بودم از طرفی نگران و ترس از دوباره برگشتن داشتم که باز بر گردم چی 

      چه تجربه هایی باعث شدن این ترس‌ها عمیق تر بشه ؟ شکست های پشت سر هم در روش‌های مختلف مخصوصا اخرین تجربه ایی که دارم به مدت دو سال فستیگ بودم و برای ساعت‌ها روزه داشتم نه تنها کم نکردم بلکه بیشتر از همیشه عمرم اضافه کردم طوری که نگران شدم حتما مریضی پنهانی دارم که باعث شده ورم کنم چاق نیستم ! فقط ورم دارم ! یعنی تا این حد فکرم را درگیر کرده بود هر روز که به خودم نگاه می کردم ذهنم سوال می کرد چرا ؟ ! من که مرتب روزه هستم چند ساعتی که آزادم که پر خوری ندارم ! پس چرا اضافه شدم تا جایی که نا امید شدم و فکر کردم تا کی ! خسته شدم عمرم تموم شد و به وزن ایده الم نرسیدم با این نا امیدی دوباره هدایت شدم به این مسسر 

      ترس از چاق تر شدن مانع متناسب شدنت شده ؟ صد در صد همانطو که در بالا اشاره کردم دو سال فستیگ بی نتیجه بود خدا را شکر که دوباره هدایت شدم و با اطمینان بیشتر این دفعه ادامه می دهم  اهر روز مطالب را برای چندین بار می خوانم گاهی چند روز فقط می خونم و اول رو دفتر می نویسم و بعد آماده می شم داخل سایت بنویسم و در آرامشم چون می دونم آین راه رسیدن به تناسب اندام همین روش لاغری با ذهن است لاغر شدن با ذهن آسان‌ترین کار ذهن است  

      با قدرت و اطمینان از این لحظه تمام کارهایی که برای لاغر شدن انجام می دادم را متوقف می  کنم و با تمرکز کامل وارد مسیری لاغری با ذهن می شم و ترس از لاغر نشدن را رها می کنم و با اطمینان و توانایی که دارم در این مسیر جلو می روم من اطمینان دارم که لاغر میشوم چون بارها و بارها راه های سخت را رفته ام و خسته نشدم و همچنان ادامه دادم تا به آنچه که در ارزو دارم برسم و هیچوقت نا امید نشدم با صبر ادامه می دم . خدایا شکرت 

      استاد سپاسگزارم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم نیکروان
      ۱۴۰۴/۰۷/۱۲ ۰۱:۵۲
      مدت عضویت: 558 روز
      امتیاز کاربر: 19395 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 351 کلمه

      سلام ماسالها باچاقی چقدر دست وپنجه نرم کردیم رژیم گرفتیم ولی همراه باترس بود چون مطمعن نبودیم که بابرنامه رژیمی لاغربشیم حتی ازخوردن ها چقدرترس داشتیم ولی نتیجه خوبی نمیگرفتیم بلطف خدابااین سایت اشناشدم من دفعه چهارم هست دوره صدگام روشروع میکنم من قبلا هرروزدوتافایل روگوش میکردم ولی بمرور روزی یک فایل ازاین دوره یک فایل ازدوره دیگه روگوش میکنم تمرین روانجام میدم من قبلا متن قبل فایل رونمیخوندم ولی الان مدتیه شروع کردم به مطالعه متن بعد فایل تصویری روگوش میکنم ودربخش دیدگاه مینویسم نوشته دوستان میخونم من ازمتن قبل فایل نکته برداری میکنم وقسمت یادداشت گوشی براخودم مینویسم ومرورمیکنم نوشتن معجزه میکنه جواب تمرین :من قبل اشنایی باسایت وقتی غذامیخوردم حتی شیرینی ونوشابه وفست فود ترس ازچاقترشدن داشتم وهیچ وقت فکرنمیکردم لاغربشم اونودست نیافتنی میدونستم خیلی هاازچاقی متنفرن اگرازشون بپرسی میگن مانع شده که نتونم برم دنبال اهدافم ولی به نظرمن همین چاقی ماروبه تب وتاب انداخت دنبال راهی باشیم راحتر لاغر بشیم ومابه این سایت هدایت شدیم همش لطف خداست ، من ازلاغرترنشدن ترس ندارم من خیلی به اون نگرش ذهنیم بها میدادم ولی بمرور گوش دادن به فایل ونوشتن کمکم کرده اون نگرش کمرنگ بشه وقتی لاغری باذهن رو دنبال میکنم میدونم موفق میشم ،خداروشکرترسی ندارم ازچاقترشدن من فقط میخوام یک ذهن متناسب داشته باشم هرچیزرودست ودلبازانه نخوریم طبق نیازبدن بخورم اون ولع ها کمرنگ شده اگر یه وقت اشتباه کردم چون تومسیرم وبه اموزش ها ایمان قلبی دارم ترس ندارم دنبال تاییدبیرون نیستم من خداروشکر ناامیدنشدم ازلاغری من فقط رژیم میگرفتم ولی بعدش رهاکردم بالاغری ذهنی اشناشدم ویکساله توسایتم تعهدذهنی من: ازاین لحظه تمام کارهایی که مربوط به لاغرشدن رومتوقف میکنم باتمرکز کامل واردسایت لاغری باذهن میشم ازاین لحظه ترس ازلاغرشدن رورهامیکنم بااطمینان ازخودم دراین مسیرقدم برمیدارم ،من وقتی بااین سایت اشناشدم اولش شروع کردم تافرمول ذهنیم تغییرکنه زمان بربود ولی مطمعن بودم که این روش یکی ازاون روش هایی هست منو به هدفم نزدیک میکنه طبق گفته استادبهانه نیاریم برااینکه بگیم وقت نداریم وقت هست ومیشه واردسایت شد واموزش هارودنبال کرد من بارها اشتباه کردم ولی ازمسیرخارج نشدم دوباره شروع کردم ناامیدی ازحربه های شیطانه من به این روش ایمان دارم خیلی کمکم کرده خدایاشکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرام
      ۱۴۰۴/۰۷/۰۹ ۲۳:۰۳
      مدت عضویت: 461 روز
      امتیاز کاربر: 4600 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 904 کلمه

      برداشت من از مقدمه دوره آموزشی «مسیر لاغری با ذهن – ۱۰۰ گام»

      برداشت من از مقدمه این دوره آموزشی این بود که لاغری واقعی و پایدار از ذهن آغاز می‌شود، نه از رژیم‌های سخت یا ورزش‌های طاقت‌فرسا. 

      این نکته برای من بسیار روشنگر بود، چون همیشه تصور می‌کردم اگر صرفاً رفتار جسمی خودم را تغییر دهم، نتیجه پایدار حاصل می‌شود، اما تجربه‌های گذشته نشان داده‌اند که هر بار که وزن کم می‌کردم، دوباره به نقطه اول برمی‌گشتم.

       این برداشت به من فهماند که مشکل اصلی نه در تلاش جسمی بلکه در باورها، احساسات و برنامه ذهنی من است.

      یکی از مهم‌ترین استدلال‌هایی که از این آموزش برداشت کردم این بود که ذهن مانند یک نرم‌افزار است که با سال‌ها تجربه، تربیت خانوادگی و جامعه برنامه‌ریزی شده است. 

      اگر این نرم‌افزار هنوز باورهای محدودکننده دارد، هر تغییر فیزیکی کوتاه‌مدت است و دوباره مسیر قبلی فعال می‌شود. بنابراین برای تغییر واقعی، ابتدا باید فرمان ذهنی و باورهای ناخودآگاه خود را بازنویسی کنیم.

       این موضوع برای من بسیار الهام‌بخش بود، چون نشان می‌دهد که مسیر لاغری یک فرآیند درونی و بلندمدت است، نه فقط تغییرات بیرونی.

      یک برداشت کلیدی دیگر این بود که لاغری پایدار مستلزم هم‌سویی ذهن، احساس و جسم است. اگر فقط جسم تغییر کند، اما احساسات منفی مثل اضطراب، حس محرومیت و ترس از شکست وجود داشته باشند، ذهن دوباره مسیر قدیمی را فعال می‌کند و نتیجه ماندگار نخواهد بود. 

      برعکس، اگر فقط احساس مثبت باشد ولی رفتار جسمی تغییر نکند، باز هم نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود.

       بنابراین راز اصلی این است که تمام ابعاد وجودی—ذهن، احساس و جسم—در یک مسیر هماهنگ حرکت کنند. 

      این برداشت به من نشان داد که مسیر لاغری با ذهن نه یک روش سریع، بلکه یک سفر همگام و آرام است که هر بخش از وجود را به سمت هماهنگی می‌برد.

      استدلال دیگری که از مقدمه برداشت کردم این است که مسیر لاغری با ذهن به تمرین و تکرار مستمر نیاز دارد.

       ذهن انسان برای ایجاد تغییرات پایدار نیازمند تمرین و تکرار است، همان‌طور که یادگیری هر مهارت دیگری—مثل رانندگی یا نواختن یک ساز—نیازمند زمان و پشتکار است. این مقایسه باعث شد بفهمم که تغییرات کوچک و مستمر، حتی اگر در ابتدا کم و غیرقابل توجه به نظر برسند، در طول زمان منجر به بازسازی مسیرهای عصبی ذهن و تثبیت عادات جدید می‌شوند. 

      این موضوع به من اطمینان داد که اگر به مسیر پایبند باشم، تغییرات ذهنی و جسمی به صورت طبیعی و پایدار رخ خواهند داد.

      یکی دیگر از برداشت‌های مهم من، شناخت ترس‌ها و باورهای محدودکننده بود. آموزش تأکید می‌کند که بسیاری از تصمیم‌های نادرست یا انتخاب‌های ناکارآمد در مسیر لاغری ناشی از ترس و اضطراب هستند، نه از روی علاقه یا نیاز واقعی. 

      ترس از چاق‌تر شدن، ترس از شکست یا قضاوت دیگران باعث می‌شود که ما روش‌های کوتاه‌مدت و غیرپایدار را انتخاب کنیم و وقتی نتیجه مطلوب حاصل نمی‌شود، دوباره دچار سرخوردگی می‌شویم. درک این موضوع به من کمک کرد تا به جای سرزنش خود، ریشه مشکل را در باورهای ذهنی و ترس‌های محدودکننده ببینم و برای تغییر آن‌ها اقدام کنم.

      یکی دیگر از استدلال‌هایی که از مقدمه برداشت کردم، اهمیت پذیرش لیاقت شخصی برای لاغری است. ذهن ما غالباً باورهای منفی درباره خودمان ایجاد می‌کند، باورهایی مانند «من ژنم چاق است» یا «همه خانوادم چاق هستند، پس من هم همینم».

       تا زمانی که این باورها تغییر نکنند، ذهن به طور ناخودآگاه دستور حفظ وزن و عادات قدیمی را می‌دهد. پذیرش لیاقت به این معناست که باور کنیم رسیدن به وزن متناسب، حق طبیعی ماست و نه یک آرزوی دور از دسترس. این استدلال به من کمک کرد تا حس توانمندی و اعتماد به نفس بیشتری پیدا کنم و با آرامش و انگیزه مسیر لاغری را ادامه دهم.

      یکی دیگر از برداشت‌های مهم من از مقدمه، تمرکز روی مسیر به جای نتیجه سریع بود. بسیاری از ما به دنبال تغییر سریع و نتایج فوری هستیم، اما این روش‌ها غالباً شکست می‌خورند و ما را دلسرد می‌کنند.

       این آموزش بر اهمیت تمرکز بر روند و هر گام کوچک مسیر تأکید دارد و نشان می‌دهد که تغییر پایدار از طریق حرکت آرام، مداوم و آگاهانه در مسیر ذهنی حاصل می‌شود.

       این برداشت برای من بسیار آرامش‌بخش بود، زیرا دیگر نیاز نبود به سرعت نتیجه بگیرم یا از مقایسه با دیگران احساس فشار کنم.

      برداشت دیگری که برای من مهم بود، بازسازی انگیزه درونی است. مسیر لاغری با ذهن باعث می‌شود که انگیزه و اشتیاق از بیرون، مانند رژیم یا توصیه دیگران، به درون منتقل شود. وقتی انگیزه از درون شکل بگیرد، تلاش‌ها ماندگار و لذت‌بخش می‌شوند و نه ناشی از اجبار یا فشار خارجی. 

      این مقدمه به من نشان داد که مسیر لاغری نه یک وظیفه سخت و استرس‌زا، بلکه یک تجربه لذت‌بخش و تحول‌آفرین است که هر روز با خودآگاهی و تمرین‌های ذهنی عمیق، رشد و پیشرفت را به همراه دارد.

      برداشت نهایی من این است که لاغری پایدار نتیجه تغییر درونی و هماهنگی ذهن، احساس و جسم است. تا زمانی که ذهن به درستی برنامه‌ریزی نشده، ترس‌ها و باورهای محدودکننده رفع نشده و انگیزه درونی ایجاد نشده باشد، هیچ روش فیزیکی یا کوتاه‌مدتی پایدار نخواهد بود.

       مسیر صدگام یک چارچوب روشن و قابل پیگیری ارائه می‌دهد تا فرد بتواند گام‌به‌گام با آگاهی و تمرکز بر تغییرات ذهنی، احساس و جسم، به وزن و زندگی متناسب دست یابد.

      این موضوع نشان می‌دهد که مسیر لاغری با ذهن نه یک راه‌حل سریع و موقتی، بلکه یک سفر درونی طولانی، آرام و پایدار است که هر گام آن باعث رشد آگاهی، توانمندی و اعتماد به نفس می‌شود. تغییرات حاصل از این مسیر، نه تنها جسم را متناسب می‌کنند، بلکه حس رضایت، آرامش و قدرت فردی را نیز در زندگی روزمره تقویت می‌کنند. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرام
      ۱۴۰۴/۰۷/۰۹ ۰۳:۱۵
      مدت عضویت: 461 روز
      امتیاز کاربر: 4600 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 537 کلمه

      ادامه تمرینات 

      یعنی اون‌قدر می‌ترسی که هیچ کاری نمی‌کنی؟

      بعضی وقت‌ها دقیقاً همین‌طور می‌شد. اون‌قدر غرق در ترس بودم که به جای اقدام، در جای خودم میخکوب می‌شدم. 

      ذهنم مدام تصویر آینده‌ای تاریک رو نشون می‌داد: اینکه چاق‌تر بشم، لباس‌هام هیچ‌وقت اندازه نشه، همیشه از آینه فرار کنم و سلامتی‌ام رو از دست بدم. این تصاویر اون‌قدر واقعی به نظر می‌رسیدن که حس می‌کردم هیچ حرکتی نمی‌تونم نجاتم بده.

       در نتیجه، حتی اگر تصمیمی برای شروع داشتم، همون اول راه دچار شک می‌شدم و بی‌عملی منو تسخیر می‌کرد. گاهی هم کاری می‌کردم اما از شدت ترس و شک، نمی‌تونستم ادامه بدم و نیمه‌کاره رها می‌کردم.

      ترس از لاغر نشدن باعث شده دست به اقدام نزنی؟

      بله، خیلی وقت‌ها همین‌طور بوده. وقتی ذهنم پر می‌شد از فکرهایی مثل «شاید این بار هم شکست بخورم» یا «این روش هم جواب نمی‌ده»، احساس می‌کردم شروع کردن بی‌فایده است. حتی اگر هم شروع می‌کردم، با کوچک‌ترین مانع یا کندی در نتیجه گرفتن، سریع ناامید می‌شدم و ول می‌کردم. انگار از قبل خودمو محکوم کرده بودم به شکست و این محکومیت باعث می‌شد هیچ تلاشی جدی شکل نگیره. ترس از لاغر نشدن مثل دیو بزرگی جلوی راهم می‌ایستاد و نمی‌ذاشت حتی به خودم فرصت تجربه بدم.

      یعنی فکر می‌کنی «فایده‌ای نداره» و منصرف می‌شی؟

      دقیقاً. این جمله بارها در ذهن من تکرار شده: «فایده‌ای نداره». وقتی این جمله رو باور می‌کردم،

       همه‌ی انرژی و انگیزه‌ام از بین می‌رفت. بارها پیش اومد که یک برنامه‌ی رژیمی یا ورزشی آماده کرده بودم، ولی قبل از شروع، همین فکر باعث شد منصرف بشم. حتی گاهی بعد از چند روز تلاش، وقتی تغییری سریع نمی‌دیدم، ذهنم دوباره این جمله رو می‌گفت و من تسلیم می‌شدم.

       این باور مخرب مثل یک سم پنهان عمل می‌کرد که هر بار ریشه‌های امیدم رو می‌خشکوند و باعث می‌شد بارها از حرکت بازبمونم. 

      تعهد ذهنی من

      از این لحظه تمام کارهایی که برای لاغر شدن انجام می‌دادم را متوقف می‌کنم و با تمرکز کامل وارد مسیر لاغری با ذهن می‌شوم.

      از این لحظه ترس از لاغر نشدن را رها می‌کنم و با اطمینان از توانایی خودم در این مسیر قدم برمی‌دارم.

      چقدر اطمینان داری که توانایی لاغر شدن داری؟

      الان اطمینانم خیلی بیشتر از قبل شده. چون دارم می‌فهمم که ریشه‌ی همه‌چیز در ذهنمه.

       وقتی متوجه شدم که همه‌ی این سال‌ها ناخواسته مراقبه چاقی رو انجام می‌دادم، این حقیقت بهم قدرت داد:

       اگر تونستم با فکرهای مداوم چاقی، این وضعیت رو بسازم، پس مطمئناً می‌تونم با فکرهای جدید و مثبت، بدن متناسبم رو هم بسازم.

       این آگاهی مثل چراغی در تاریکی برام روشن شد. مطمئنم که بدنم توانایی تغییر داره، ذهنم توانایی هدایت داره و من توانایی خلق یک زندگی سبک و آزاد رو دارم.

      دلایل اطمینانم:

      چون بارها تجربه کردم که تغییر فکر و باورم، رفتارم رو عوض کرده. مثلاً وقتی باور کردم می‌تونم در کار یا زندگی شخصی موفق بشم، نتایج به‌طور واقعی تغییر کردن. پس در موضوع لاغری هم همین قانون کار می‌کنه.

      چون بدنم ذاتاً هوشمنده. بارها دیدم که وقتی بیمار شدم، بدنم خودش شروع به ترمیم کرده. پس چرا نتونه به حالت متناسب طبیعی خودش برگرده؟

      چون آدم‌های زیادی رو دیدم که با همین مسیر ذهنی تغییر کردن. وقتی موفقیت دیگران رو می‌بینم، باورم قوی‌تر می‌شه که برای من هم ممکنه.

      چون حس می‌کنم این مسیر با روح و قلب من هماهنگه. نه زورکیه، نه پر از رنج؛ بلکه پر از آرامشه. همین هماهنگی دلیلی محکم برای اطمینان منه. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرام
      ۱۴۰۴/۰۷/۰۹ ۰۳:۰۷
      مدت عضویت: 461 روز
      امتیاز کاربر: 4600 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 655 کلمه

      تمرینات : 

      از چاق‌تر شدن می‌ترسی؟ چرا؟

      بله، من واقعاً از چاق‌تر شدن می‌ترسم و این ترس همیشه همراه من بوده. دلیلش اینه که هر وقت کمی اضافه وزن پیدا کردم، انگار همه‌چیز برام سخت‌تر شده؛ از لباس پوشیدن گرفته تا راحتی در حرکت و حتی اعتماد به نفس در جمع.

       وقتی تصور می‌کنم اگر همین روند ادامه پیدا کنه و باز هم سنگین‌تر بشم، چه اتفاقی برای بدنم و روحم می‌افته، یک ترس عمیق درونم شکل می‌گیره.

       می‌ترسم سلامتی‌ام به خطر بیفته، انرژی‌ام کم بشه و حتی برای کارهای ساده‌ای مثل بالا رفتن از پله یا خم شدن دچار مشکل بشم.

       بیشتر از همه، می‌ترسم از اینکه خودم رو بیشتر از قبل دوست نداشته باشم و حس کنم از خود واقعی‌ام فاصله گرفتم. برای من چاق‌تر شدن فقط سنگین‌تر شدن بدن نیست، بلکه سنگین‌تر شدن ذهن و روحم هم هست؛ 

      انگار بار اضافه‌ای روی دوشم می‌افته که نمی‌تونم رهاش کنم.

      چی باعث می‌شه این ترس توی دلت بمونه؟

      چیزی که این ترس رو زنده نگه می‌داره، خاطرات و تجربه‌هایی هستن که بارها و بارها در ذهنم مرور شدن. 

      هر بار که لباس محبوبم تنگ شد، هر بار که از عکس‌هایم فرار کردم یا سعی کردم جلوی آینه فقط نیم‌رخم رو ببینم، این ترس بیشتر در وجودم ریشه گرفت.

       حتی مقایسه‌هایی که اطرافیان یا دوستانم انجام دادن، باعث شد این ترس ماندگارتر بشه. وقتی کسی می‌گفت «بهت نمیاد، چون چاق شدی» یا وقتی نگاه‌های سنگین مردم رو حس می‌کردم، انگار ذهنم یک زخم تازه می‌خورد و این زخم‌ها روی هم جمع شدن.

       علاوه بر اون، باورهای قدیمی که از کودکی تو ذهنم شکل گرفته، مثل «چاق شدن اجتناب‌ناپذیره» یا «هر چی بیشتر سن بالا بره، لاغر شدن غیرممکن میشه» باعث شدن این ترس هیچ‌وقت از دلم بیرون نره.از لاغر نشدن می‌ترسی؟ چرا؟

      بله، ترس از لاغر نشدن همیشه یکی از بزرگ‌ترین دغدغه‌های من بوده.

       دلیلش اینه که بارها و بارها برای لاغری تلاش کردم و وقتی به نتیجه نرسیدم یا فقط نتیجه موقتی گرفتم، یک باور درونی شکل گرفت که «شاید من هیچ‌وقت نتونم لاغر بشم». 

      این فکر به شدت ترسناک بود چون معنیش این بود که باید همیشه با همین بدن زندگی کنم، حتی اگر باهاش راحت نباشم. من از این می‌ترسیدم که شاید تقدیر من همین باشه و هیچ‌وقت نتونم تجربه‌ی بدن سبک، آزاد و متناسب رو داشته باشم. 

      همین ترس باعث می‌شد قبل از شروع هر روش جدید، یک صدای درونی بهم بگه: «اگه باز هم شکست بخوری چی؟» و این صدا کل وجودم رو می‌لرزوند.

      چه تجربه‌هایی باعث شدن این ترس عمیق‌تر بشه؟

      بزرگ‌ترین تجربه‌هایی که این ترس رو عمیق‌تر کردن، شکست‌های پشت سر هم در روش‌های مختلف لاغری بودن.

       بارها رژیم گرفتم، اوایل با هیجان، با کم‌خوری و ورزش زیاد شروع کردم. حتی بعضی وقت‌ها چند کیلو کم کردم و همه بهم گفتن «به‌به! داری لاغر می‌شی!»

       اما بعد از مدتی فشار رژیم زیاد شد، خسته شدم، و دوباره به وزن قبلی یا حتی بیشتر برگشتم. این بالا و پایین شدن‌ها مثل موج‌های سنگین روی روحم اثر گذاشتن و باعث شدن به‌جای اینکه باور کنم می‌تونم، بیشتر به این نتیجه برسم که «من محکوم به چاقی هستم». 

      حتی حرف‌های ناامیدکننده‌ی اطرافیان، مثل «تو هیچ‌وقت لاغر نمی‌شی» یا «متابولیسمت کنده» هم به این ترس‌ها دامن زد. هر بار که به آینه نگاه می‌کردم و نتیجه دلخواهم رو نمی‌دیدم، ترس از لاغر نشدن در من ریشه‌های عمیق‌تری پیدا می‌کرد.

      ترس از چاق‌تر شدن، مانع متناسب شدنت شده؟

      بله، قطعاً. این ترس به جای اینکه منو به حرکت درست تشویق کنه، بیشتر باعث می‌شد یا به سمت افراط برم یا کلاً بی‌خیال بشم.

       وقتی می‌ترسیدم چاق‌تر بشم، به رژیم‌های سخت پناه می‌بردم و خودم رو در محدودیت شدید قرار می‌دادم. چند روزی با اراده آهنین جلو می‌رفتم، ولی بعد به‌محض اینکه خسته می‌شدم یا فشار روحی زیاد می‌شد، همه چیز رها می‌شد. نتیجه این می‌شد که دوباره برمی‌گشتم به نقطه اول یا حتی بدتر. 

      در واقع ترس به جای اینکه انگیزه باشه، مثل زنجیری عمل می‌کرد که منو محکم‌تر به چاقی می‌بست. به‌جای اینکه با آرامش و آگاهی حرکت کنم، بیشتر درگیر اضطراب و تصمیم‌های هیجانی می‌شدم و همین باعث شد بارها از مسیر اصلی دور بشم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیلا فرزانه
      ۱۴۰۴/۰۶/۲۳ ۱۳:۲۴
      مدت عضویت: 554 روز
      امتیاز کاربر: 47601 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 503 کلمه

      به نام خدا

      خداوند رو شاکرم برای بازگشت دوباره ام بعد از یکی دوماه به مسیر لاغری با ذهن

      مدتی رو به دلیل مشکلات و درگیری بیماری و فوت یکی از عزیزانم نتونستم توی سایت باشم ولی سعی خودم رو کردم که در مسیر بمونم ولی به این حقیقت دست پیدا گردم که گوش دادن و انجام تمرینات بیشترین کمک رو برای نزدیک شدن به نتیجه به ما میکنه و بدون تمرین موندن در مسیر و گرفتن نتیجه خیلی سخت و غیر ممکنه.

      دو بار دوره ورود به سرزمین لاغرها رو با اشتیاق سپری کردم و

      تصمیم گرفتم این بار برای تنوع هم که شده از صد گام شروع کنم . 

      با گوش دادن به فایل امروز انگار انرژی و امید دوباره ای به من تزریق شد که حالم رو خیلی خوب کرد ، و برای این حال خوب و امید و اشتیاق خداوند رو هزاران بار شکر میکنم.

      از چاق تر شدن میترسی؟چرا؟ 

      بله از چاق تر شدن میترسم چون بارها با این مسئله درگیر بودم و یکی از ترسهای بزرگ زندگیم بوده ، چون چاق تر شدن باعث میشه خیلی از چیزها رو از دست بدم ، امید ، انگیزه ، اعتماد به نفس و حتی عزت نفس و بترسم ،  ترس از روبرو شدن با اندام خودم ، تنفر از خودم ، ترس از حضور در جمع ، ترس از خوردن ، ترس از مواد غذایی و از تجربه لذتهای زیادی به واسطه چاقی محروم بمونم.

      از لاغر نشدن میترسی ؟چرا؟

      بله چون بارها از روشهای مختلف اقدام به لاغری کردم و با اینکه خیلی مواقع نتایج خوبی گرفتم ولی باز به وزن قبلی و حتی بیشتر برگشتم .

      با اینکه بارها از رژیم و روشهای مختلف برای متناسب شدن استفاده کردم ولی کمتر میشد که نا امید بشم و دست به اقدام بعدی نزنم ، تا یادم هست همیشه دنبال روشهای مختلف و بهترین روش برای لاغر شدن بودم و همیشه خودم رو فرد با اراده ای میدونستم .

      با اینکه نزدیک بیشتر از یکسال میشه که از حضور و تعهدم میگذره ولی بار دیگه متعهد میشم که هیچ راه و مسیر دیگه ای رو جز لاغری با ذهن دنبال نکنم و به راستی برای من ثابت شده که لاغری با ذهن بهترین و تنها مسیر برای رسیدن به تناسب اندام ماندگاره.

      من اطمینان دارم که خداوند هر صفتی رو که در خودش داره به بندگانش هم بخشیده و توانایی و قدرت هم یکی از این صفات هست میدونم که تغییر یکی از نام های مبارک خداونده و من بارها این قدرت و توانایی رو که خداوند به من بخشیده به معرض دید گذاشتم و تونستم متناسب بشم و علاوه بر متناسب شدن تغییرات زیادی در زندگی خودم ایجاد کنم و اطمینان دارم که این بار هم به لطف خداوند به تناسب ماندگار دست پیدا میکنم چون خداوند من رو به مسیر درستی که به تناسب ختم میشه هدایت کرده ، من انتخاب شده خداوند هستم و اگر لیاقت و توانایی لاغر شدن رو نداشتم هیچ گاه وارد این مسیر نمیشدم.

      امیدوارم با تلاش و تعهد بیشتر مسیرم رو ادامه بدم و به زودی در ردیف شگفتی سازان این دوره قرار بگیرم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نسترن
      ۱۴۰۴/۰۶/۰۲ ۰۹:۳۵
      مدت عضویت: 890 روز
      امتیاز کاربر: 11430 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 411 کلمه

      از چاق‌تر شدن میترسی؟ چرا؟ آره میترسم چون چندین ساله با این مسئله درگیرم و شده سخت‌ترین چالش زندگیم، انقدر که من تلاش‌ها و روش‌های مختلف کردم و به نتیجه نرسیدم و حتی نتیجه برعکس گرفتم باعث شده کلا تو این موضوع احساس ضعف کنم و بترسم با وجود اینکه توی خیلی چیزا با مهارت و خوب عمل میکنم و خودمم ازشون آگاهم ولی تو این یکی واقعا شکست خورده ام و میترسم. چی باعث میشه این ترس تو دلت بمونه؟ ظاهرم، وقتی میبینم تو ۳ ۴ سال یهو کلی وزنم‌ برگشته و نمیتونم کنترلش کنم وقتی نمیتونم تو آیینه زیاد به خودم خیره شم ترسم زیاد میشه چون اگه نگاه کنم صداهای تو سرم زیاد میشن.از لاغر نشدن میترسی؟ چرا؟ آره ولی بیشتر احساس ناامیدی درکنارشه، طبیعیه وقتی میبینم آدما راحت دارن زندگی میکنن و بدون ترس غذا میخورن بعد خودمو میبینم احساس متفاوت بودن میکنم و میگم چرا من تغییر نمیکنم.چه تجربه هایی باعث میشن این ترس عمیق‌تر شه؟ یادم میاد آخرین رژیمایی که میگرفتم هرچی میرفتم‌ رو ترازو وزنم تکون نمیخورد، هی غذامو کم میکردم بازم همون بود. دیگه کم کم هر روشی امتحان کردم بعد اون بیشتر نتیجه عکس میداد، یعنی چاق‌تر شدن خودم رو روز به روز میدیدم با اینکه سعی میکردم با یه روش‌هایی لاغرشم.ترس از چاق‌تر شدن مانع متناسب شدنت شده؟ یعنی اونقدر میترسی که هیچ کاری نمیکنی؟ آره و عذاب وجدان میگیرم وقتی میدونم این سایت و دوره هست و خیلیا نتیجه گرفتن ولی من شروع نمیکنم و همه‌ش میترسم و استرس دارم.ترس از لاغر نشدن باعث شده دست به اقدام نزنی؟ یعنی فکر میکنی فایده نداره و منصرف شی؟ هم آره هم نه چون ۸۰ درصد مواقع درحال اقدام بودم ولی همیشه فکر میکردم فایده نداره هی یه چیزی تو دلم میگفت تو همینجوری میمونی هرکار کنی بی‌فایدست.تعهد: از این لحظه هرکاری که برای لاغری انجام میدادم میذارم کنار و متوقف میکنم حتی پیج‌ها و مطالب گمراه کننده رو خاموش و ذهنمو قرنطینه میکنم. و با تمرکز کامل وارد لاغری با ذهن میشم. از این لحظه سعی میکنم به صداهایی که منو میترسونن گوش ندم و تا وقتی دوره رو کامل نکردم تسلیمشون نشم.چقدر اطمینان داری که لاغر میشی؟ اول اینکه وقتی داشتم مینوشتم یادم اومد که ترازو رو میدیدم تغییری نمیکنه این موضوع باعث شده این باور تو ذهنم شکل بگیره که من تغییر نمیکنم، ولی هیچوقت بهش آگاه نبودم تا این لحظه که موقع نوشتن فهمیدمش، و اینجوری فهمیدم من به این مطالب نزدیکم و اطمینانم‌ روی ۳۰ ۴۰ درصد هست.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار عاطفه عباسی
      ۱۴۰۴/۰۵/۲۶ ۰۰:۳۰
      مدت عضویت: 183 روز
      امتیاز کاربر: 1380 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 266 کلمه

      بنام پرودگار جهانیان 💗 

      سلامی گرم به استاد عطار روشن عزیز و همراهان ❤️‍🔥 

      مواجه شدن با ترس‌ها 

      بیشتر ترسهایی  ک داریم یک توهم و خیاله

      وقتی باهاشون رو به رو میشیم می‌فهمیم ک هیچی برای ترسیدن وجود نداشته 

      از چاق شدن میترسی ؟چرا؟

      بله از چاق شدن میترسم .چون اگر چاق باشم سنگین میشم زشت و بد اندام میشم لباس پیدا نمیکنم افسرده و غمگین میشم و دیگه خودمو دوست ندارم 

       از لاغر نشدن می‌ترسی؟ چرا؟

      بله یکم میترسم طبق تجربه های سخت گذشته رژیم ورزش دمنوش و شکست هایی ک داشتم تکرار اونها برام رنج آوره و احساس ناتوانی در من ریشه میکنه 

       ترس از چاق‌تر شدن، مانع متناسب شدنت شده؟

      بله  ترس از چاقی باعث شده از غذا خوردن بترسم از کم تحرکی بترسم و وقتی غذا میخورم احساس چاقی تکرار بشه و وقتی کم تحرک هم هستم باز احساس چاقی تکرار میشه 

      ترس از لاغر نشدن باعث شده دست به اقدام نزنی؟

      بله ترس ازتکرار تجربه شکست ها 

      چقدر اطمینان داری که توانایی لاغر شدن را داری؟

      من میتونم لاغر بشم ۱۰۰ در صد مطمئنم 

      چون قبلا ۳ ماه اینجا آموزش دیدم و نمرین کردم و خودم هم نفهمیدم چجوری اما لاغر شدم و لاغر موندم چون بسیاری از افکار و رفتارم اصلاح شده اما هنوز هم جای کاردارم و ب هدف اصلی خودم نرسیدم 

      من انسان توانمندی هستم کافیه کاری  و شروع کنم با اشتیاق دنبال میکنم و ب آخر میرسونم 

      قول میدم در این راه تمرکز داشته باشم و با ایمان و عشق در این مسیر گام بردارم 

      و مطمئنم ک موفق خواهم شد و تمرینات و فرمایشات استاد.رو حتما انجام میدم و با صبر و استمرار و مراقبت از ورودی های ذهن موفق میشم ب امید خداوند 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      ۱۴۰۴/۰۵/۲۳ ۰۰:۲۴
      مدت عضویت: 1374 روز
      امتیاز کاربر: 1488 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 36 کلمه

      سلام و درود استاد جان اول از همه یه تشکر و خسته نباشید و دست مریضاد بابت فایل تصویری فوق العاده ای که در اختیارمون گذاشتی  واما داستان هدایت من و چیزی که از فایل دریافت کردم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradisomaih20@gmail.com
      ۱۴۰۴/۰۵/۲۱ ۱۱:۱۴
      مدت عضویت: 1374 روز
      امتیاز کاربر: 1488 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 150 کلمه

      سلام بله خیلیم از چاق تر شدن میترسم چون هر دفعه غذا میخورم حس میکنم چاق میشم و لاغر نمیشم چون من دارم میخورم ، تحرک ورزشی زیادی ندارم واراده ای تو خودم ندیدم هیچ روشیو پیش ببرم برای لاغر شدنم ، چون دارم میبینم هیچ رفتار لاغری از خودم نشون نمیدم من غذا خوردن و دوست دارم لذت میبرم و انرژی میگیرم وقتی غذا میخورم ، البته وقتی زیاد میخورم بعدش عذاب وجدان دارم که بیشتر از نیاز بدنم خوردم و دباره قرار چاقتر بشم از اینکه هیچ وقت به وزن ایداه الم نرسم میترسم و مثل یه ارزوی دور و دراز واسه ام شده میترسم و غمگینم و رومخمه چربیای اضافی و حجیم بدنم وقتی تو لباس و جلو اینه میبینمشون میترسم از بی اراده بودنم خودمو یه ادم بی اراده و ناتوان دربرابر چاقی دیدم زور چاقی روی من اثر بدی گذاشته خسته ام از این چاقی 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم