🧠✨ سال ۱۳۹۳ بود، یه روز معمولی، اما توی ذهن من یه جرقه افتاد.
📍 این جلسه ادامه گام ۴۰ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
داشتم کتابی درباره موفقیت و قانون جذب میخوندم که نویسندهاش با افتخار از تجربهی شخصی خودش نوشته بود. همونجا، توی دلم یه آرزو کاشتم:
اینکه یه روزی منم انقدر تغییر کنم که بتونم از خودم مثال بزنم، یه الگوی واقعی برای لاغری با ذهن باشم 🌱
📚 هر بار که مطلبی درباره موفقیت با ذهن میخوندم، یه تصویر واضح توی ذهنم شکل میگرفت:
من، با لبخند رضایت، در حال گفتن داستان موفقیتم به کسی که مثل قبلِ خودم ناامید و سردرگمه…
اون روزها، راستش حتی تصورشم برام دور از ذهن بود 😞
اما الان، با تمام وجودم باور دارم که بهترین روش لاغری ذهنی، همین مسیریه که من طی کردم؛ مسیری که از تغییر فکرها شروع شد، نه از حذف غذاها! 🚫🍰
امروز با افتخار میتونم بگم:
✅ بدون رژیم
✅ بدون ورزشهای طاقتفرسا
✅ فقط با تغییر نگرش و باورهایی که ریشهی چاقی بودن
تونستم قدمبهقدم با استفاده از آموزشهای بهترین روش لاغری ذهنی خودمو از اسارت اضافه وزن نجات بدم.
و حالا خوشحالم که میتونم از خودم مثال بزنم، برای تویی که دنبال یه راه واقعی برای تغییر هستی 💛
در این جلسه میآموزیم:

✨ روند لاغر شدن من با بهترین روش لاغری ذهنی
امروز که دارم این متن رو برای فایل آموزشی مسیر لاغریام مینویسم، فقط درباره یه تجربهی شخصی حرف نمیزنم…
دارم یه تصویر زنده و واقعی از خودم در دوران چاقی رو به نمایش میذارم؛ همون تصویری که حالا شده سند افتخار و موفقیتم 📸💪
شاید سالها پیش وقتی کتابهای موفقیت رو میخوندم و میدیدم آدمها چطور از خودشون مثال میزنن، ته دلم میخواستم منم یه روزی بتونم همین کار رو بکنم.
ولی راستش هیچوقت فکر نمیکردم این روز انقدر واقعی و شیرین سر برسه… 🎯
📚 تو این سالها، مستندهای زیادی از آدمهای موفق دیدم، زندگینامههاشون رو خوندم.
اما یه چیز همیشه برام عجیب بود:
کم پیش میاد که کسی خودش بلند شه، از راهی که رفته حرف بزنه و بگه چطوری موفق شده. بیشتر وقتها یه گزارشگر میاد و از سختیها و چالشها سوال میپرسه، نه از روش واقعی موفق شدن…
ولی توی مسیر من یه چیز متفاوت اتفاق افتاد:
✨ من با «بهترین روش لاغری ذهنی» لاغر شدم و نکته جالبش اینه که تو این مسیر هیچ وقت احساس شکست نکردم!
نه اینکه نخوام درباره سختیها حرف بزنم؛ بلکه واقعاً سختیای نبود که بخواد به چشم بیاد.
اون چالشهایی که داشتم، در مقایسه با ۳۵ سال زندگی با چاقی، احساس شرم، محدودیت، و خودسرزنشی، هیچ بودن… یه نفس راحت در مقایسه با اون همه فشار 😌🕊
تو این مسیر ذهنی، هر روزم یه قدم به رهایی نزدیکتر بود. نه محدودیت غذایی داشتم، نه رژیم، نه تمرینات سنگین.
فقط با تغییر افکار و باورهایی که سالها ذهنمو زندانی کرده بودن، آزاد شدم… و سبک شدم… هم توی بدن، هم توی روح ✨
و حالا میتونم با اطمینان بگم:
اگه دنبال بهترین روش لاغری ذهنی هستی، این همون راهیه که نه تنها نتیجه میده، بلکه در مسیرش، طعم واقعی آرامش، عزتنفس و آزادی رو میچشی 🌿❤️

🧠 آموزش زبان لاغری؛ بهترین روش لاغری ذهنی
از وقتی که با تمام وجودم وارد مسیر آموزش لاغری با ذهن شدم، یه هدف همیشه در قلبم بوده:
اینکه هیچکسی که به این مسیر قدم میذاره، طعم تلخ شکست رو تجربه نکنه 🍀
🌀 شاید بعضیها در مسیر، یه جاهایی لیز بخورن یا حتی برای مدتی دست از ادامه دادن بردارن… اما جادوی این مسیر اینه که:
برمیگردن!
دوباره و دوباره، مثل کسی که یادش میافته خونهاش کجاست 🏡 و با عشق و اطمینان بیشتری به راه ادامه میدن…
از نگاه من، این لیز خوردنها اصلاً شکست نیست. در واقع، یه جور تلنگره برای قویتر شدن ایمانمون به اینکه
✨ بهترین روش لاغری ذهنی همونیه که از درون ما شروع میشه، نه از روی ترازو!
📖 توی دل نوشتههای ساکنین سرزمین لاغرها بارها خوندم که چطور بعد از یه دوری کوتاه، با دل پرامید برگشتن، و اینبار نه فقط برای لاغری بدن، بلکه برای آرامش ذهن و شادی روحشون قدم برداشتن 🌷
یکی از شگفتیهای مسیری که من تجربهاش کردم و حالا آموزش میدم اینه که:
کسی که حتی یه جلسه از آموزشهای لاغری با ذهن رو ببینه، دیگه نمیتونه به روشهای پرزحمت و موقتِ جامعه برگرده.
انگار یه پنجره تازه توی ذهنش باز شده و دیگه نمیشه اون رو بست 🪟✨
🔁 اگرم وسوسه شه که بره سراغ یه رژیم یا برنامه غذایی، خیلی زود دلش میفهمه که اشتباه رفته… و با اشتیاق بیشتری به این مسیر ذهنی و درونی برمیگرده 🙏🧘♀️
مسیر لاغری من در مسیر بهترین روش لاغری ذهنی، فقط یه داستان موفقیت نیست؛ 📽 یه مستند زندهست، پر از صداها و قدمهایی که از دل چاقی به سمت آزادی رفتن…
با همهی احساساتش، با لحظههای کشف، با باورهایی که کمکم تغییر کردن… و حالا، با اطمینان کامل میتونم بگم:
✅ هرکسی که با اشتیاق وارد این مسیر بشه ✅ و تلاش کنه که واقعاً یاد بگیره، نه فقط اجرا کنه
چه بخواد، چه نه، لاغر میشه و مهمتر از اون: لاغر میمونه 🌟
💖 بهترین روش لاغری ذهنی، فقط یه برنامه لاغری نیست؛ یه راهه برای رهایی از تمام اون چیزهایی که سالها ذهن و قلبمون رو سنگین کرده بودن…
رهایی از چاقی، فقط بهانهست برای آزاد شدن از رنج، غم، کمبود عزت نفس و احساس شکست… و من، هر روز خدا رو شکر میکنم که توی همین دنیای مادی، فرصت پیدا کردم هم جسم و هم نگاهم رو به زندگی تغییر بدم 🙏
و خوشحالتر از اون، اینکه حالا میتونم بهترین روش لاغری ذهنی رو با شما که آمادهی تغییر هستی، به اشتراک بذارم ❤️
📬 و چیزی که همیشه قلبم رو گرم میکنه، خوندن نوشتههای ساکنین سرزمین لاغرهاست…
نوشتههایی که نهتنها دربارهی لاغری، بلکه دربارهی آزادی و عشق به خود هستن.
برای من، اینها زیباترین متون دنیا هستن ✨



چگونه علم از «لاغری با ذهن» پشتیبانی میکند؟
💡 اگه میخوای همین مسیر رو با راهنمای کامل و قدمبهقدم تجربه کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین کارو میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ پشتیبانی علمی؛ در ادامه هم توی گام ۴۲ سراغ «لاغری آسان با ذهن» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.63 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
گام ۴۱: روند لاغر شدن من
سلام و درود به اکسیر عشق و محبت استاد روشن عزیز و دوستان خوبم
استاد بیا بگو با ما چه کرده ای که اینهمه اتفاقات در درون من افتاده و من چطوری اینطوری شدم
یهویی چی شد که حتی انجام کارهای خونه هم برام لذت بخش شد وقت گذروندن با پسرم و تمیز کردن اتاقش هم برام با عشق شد دست از غر زدن برداشتم
تو با این دل من چه کردی استاد روشن عزیز
تغییر باورهای من به همسرم و پسرم هم سرایت کرده ورفتار اونا هم داره تغییر میکنه جالبه واقعا
اینهمه سال سعی میکردم همسرم رو بزور تغییر بدم رو خودم کار کردم اونم خود به خود تغییر کرد معجزه وار و چقدرم با من مهربونتر شده این روزا جل الخالق
من ۶۲ روز پیش از خدا خواستم لذت بخش ترین و آسانترین راه تناسب رو بهم نشون بده از بس از روشهای قبلی خسته شده بودم یهو خدا با یه سرچ ساده تو گوگل اینجا هدایت کرد گفت بیا تو این بهشت اینی که تو میخوای فقط تو بهشت لاغری با ذهن میسر میشه بنده ی خوشگل من
به این مسیر آسان و شگفتی ساز که واقعا خود بهشته
و حالا من احساس فوق العاده ای دارم از خودم راضی ام از عملکردم راضی ام به سرعت دارم به سمت تناسب پیش میرم با ماشین شاسی بلندم یه دور کوچیک سمت چپ جاده زدم و پر گاز دارم با رفیقام میرم و جیغ و هورا میکشم برای هم بوق هم میزنیم
چقدر احساس سبکی افکار دارم بخدا که سرم سبک شده به قول استاد انگار افکار چاقی وزن دارند چند کیلو وزن از کله من برداشتی استاد من چرا اینقدر سرمست شدم
فقط دنبال لاغری ام رفتار افراد متناسب رو تو مهمونی ها گوشه چشمی یواشکی زیر نظر میگیرم لعنتیای جذاب رو چه قری هم میدن موقع راه رفتن چه سر بالا راه میرن بپا یوقت نیفتی رفیق
و چقدر این کار لذت بخشه چون آگاهی لاغری دریافت میکنم و رو رفتار منم تاثیر مثبت گذاشته و خنده م میگیره
قبلا من عادت به پرخوری داشتم و معده ی طفلک من فقط دهن نداشت بگه بابا بسه خفه م کردی از بس میخوری بعضی وقتا اونقدر میخوردم غذا میومد تو دهنم و من چرا فکر میکردم معده م ته نداره
ولی این روزا با خوردن زیاد واقعا حالم بد میشه دوست دارم تا آخر عمرم به اندازه بخورم استاد من دیگه تا آخر عمرم هم با عصا یه سر به سایتت میزنم
من در این فایل یاد گرفتم چاق شدن ما در گیرو دار عوامل بیرونی خیلی نیست بلکه از درون خودمان و ذهنمانه
چقدر قبلا ناشکر و گله مند از خدا بودم هی میگفتم خدا چرا منو اینطوری آفریدی که هر چی ام برای لاغری تلاش میکنم نتیجه ماندگاری نمیگیرم پر از خشم نسبت به نوع ژنتیک بدنم و جهان هستی و نوع خلقتم و تربیت پدرومادرم داشتم اصلا میگفتم چرا منو تو پیری بدنیا آوردید
من تو این فایل فهمیدم نباید اصلا تو نخ چاقی باشم تو نخ لاغری باید باشم
متناسبها رو دیدی اصلا تو این دنیای چاقی نیستند اصلا بهش فکر نمیکنند جذاب های ….
الان منم خداییش غذام کم شده ولی نه بخاطر رژیم و اینا فهمیدم همین مقدار نیاز بدنمه
واقعا دقت کردید به اندازه خوردن چقدر لذت بخش تر از پرخوریه یه جور حس باکلاسی و شیکی داره یاد اکبر آقای خودمون میفتم مثل پادشاه ها غذا میخورم
وقتی گرسنه ام غذا میخورم و اینجوری لذت بیشتری هم از غذا میبرم و سبکم از سر سفره پا میشم بدون عذاب وجدان سنگینی و ناراحتی
اینجا بهشته منه چون اینجا هیچ محدودیتی برای من ایجاد نکرده هیچ ورزشی نداره و یه حس رهایی و آزادی و در قفس نبودن دارم حس پرواز، نمیدونم چطوری احساسمو بگم
هنوزم نمیدونم یهویی اون مژگان شکمو با اون افکار بخور بخور چطوری تغییر کرده و الان از هر چیزی میلم بکشه اندازه نیازم میخورم و چقدر این حس آزادی دلنشین و لذت بخشه
ببین ایستگاه ۷۵ منتظر منه و من چقدر شوق رسیدن به اون ایستگاه رو دارم بیام اونروز تو گروه با صدای بلند فریاد بزنم بچه ها من بالاخره با عشق به ایستگاه آخر رسیدم من بالاخره تونستم باور کنید برای اولین بار وویس میفرستم تو گروه و جیغ و هورا و هیجان من رو با صدای بلند میشنوید اصلا خودم براتون آذری میرقصم
این روزا حال دلم خیلی خوبه با لذت تو خونه دوچرخه میزنم فایل گوش میدم سالادمو میخورم
نقطه سیری م رو قشنگ پیدا کردم و راحت به اندازه نیازم میخورم اینجوری بگم بهتون زندگی من زمین تا آسمان فرق کرده خدا خیرش بده استاد روشن رو دعاش میکنم واقعا بهشت رو همین دنیا داره زندگی میکنه دیگه
بواسطه ی آگاهی های هر روزی که از هر گام استاد نصیبم شده الان اگه بخوام هم دیگه نمیتونم به مسیرهای قبلی برگردم و با رژیم و ورزش بخوام لاغر کنم راحت شدم
سالها با ترس غذا میخوردم و چاق تر هم میشدم حالا چی
حالا عاشقانه خودمو دوست دارم به خودم عشق میدم به خودم میبالم خودمو لایق بهترینها میدونم از خدا بهترینها رو برای خودم و دیگران میخوام و این شکر گذاری ورد زبون من شده از لحظه ی بیداری تا شب و چقدر حال منو عالی تر میکنه شکر کردن بابت کوچکترین چیزهایی که دارم میبینم و میشنوم
من یاد گرفتم اگه لیزم خوردم بلند شم خودمو بتکونم و با امید بیشتری به مسیرم ادامه بدم و به خودم زمان بدم تا با تفکر بفهمم ریشه مشکل لیز خوردن گه گداری من کجاست
ایستگاه ۷۵ منتظر منه بچه ها نباید زیاد منتظرش بزارم
همه تون رو دوست دارم و امیدوارم نوشته های از دل من بهتون انگیزه و حال خوب بده
مژگان ۱۵ آبان ۱۴۰۳
نشان های دریافت شده
سلام من لاغر نشدم چون از کنترل شدن توسط وزنه بیزاربودم ااز خوردن طبق برنامه غدایی که توسط کسی دیگه ای نوشته شده باشه وبه من اجبار بشه فراری بودم واز ورزش که هرروز به قول استاد تا شب بهانه ای می آوردم که نرم ونمی رفتم وای چه دوران سختی بود چقدر سختی کشیدم بیفایده ومقطعی لاغر میشدم ومطمئن بودم دوباره چاق می شوم چون انتطار چاقی داشتم چاق می شدم وسرخورده می شدم ودنبال راه جدید بودم هنوز هم ذهنم مملو از فرمولهای چاقی هست ودراین راه لیز خورده ام چون عاشق نبودم ودست داشتم لاغر شوم ولی باخود تعهد کرده ام عاشق باشم ودراین را استمرار داشته باشم استاد شماحقایقی را بیان می کنید که بر دل می نشیند سپاس ازشما
نشان های دریافت شده
باسلام
وقتتون بخیر
فایل خیلی اگاهی بخش و عالی و مث همیشه حقیقی بود یعنسی مطلب زندگی چندینو چندیاله ما بود و همه تجربه اون رو داشتیم(زبان مشترک چاقی).
دررابطه بااین مسئبه هم چون من و همه خانوادم در این مسیر هستیم چالش های متفاوتی رو زیرنظر میگیریم و در مهمانی ها ب چیزهای مشترکی دقت میکنیم ک یعنی زبان مشترک متناسب ها .
و خب برداشت های متفاوتی داربم ک نتیجه مشترک میشه .
و ما از سال۴۰۰ در حال پیداکردن افراد متناسب بودیم و میتونیم بگیم درکل خاندانمون یک یا دونفر حقیقی رو پیدا کردیم و این حجم از افراد متناسبی ک اطرافمون هستن هیچ کدوم رفتار درستی ندارن و رفتارها اشتباهست و من اصلا رفتارشون رودوست ندارم و فکر میکنم دردوران پرخوری هم هرگز مث اونها نبودم و ی سری افراد دیگر هم هستند که نه افکارمتناسبی دارند و ن رفتار متناسبی ولی متناسب هستند که اصلا هم حقیقی نیستند و دائما محافظه کارند .
و در اخر ماهنوز شگفتی ساز نشدیم ولی رفتار و افکارمون متناسب شده و نزدیک مقصدیم
ولی ما هنوز یک متناسب واقعی پیدانکردیم😅🤍
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
من زمانهایی که در رژیم بودم،شاید دهانم تکون نمیخورد و کمتر میخوردم ولی ذهنم نشخوار داشت میکرد که الان نخورم عیبی نداره ساعت ۱۰ صبح چاشت دارم یا ساعت ۵ عصر عصرونه دارم و شام فلان چیزو دارم و … یعنی من مدام توی ذهنم داشتم به خوردن و نخوردن فکر میکردم واین بزرگترین مانع لاغری بود و در عین حال با خودم مرور میکردم که من موقت قراره لاغر بشم،من عرضه ندارم من ذاتا چاق هستم،این افکار و ترس از خوردنها باعث میشد که نتونم راه رو کامل برم و نصفه رهاش میکردم و یا اگر هم دوره رو کامل میکردم بعد از مدتی دوباره برمیگشتم به قبل.چرا؟؟چون من به زور داشتم جسمم رو لاغر میکردم من به افکارم بها میدادم که آب هم بخورم چاق میشم،این افکار اشتباه باعث میشد که من ولع خوردنم رو تقویت کنم.من رفتار صحیح رو ترجیح میدادم به افکار صحیح.این باور باعث چاقی من میشد.ولی باید بتونم افکار درست و صحیح رو الویت بذارم که در کنارش رفتار غذایی منم اصلاح بشه مثلا الان یاد گرفتم که در صورت نیازم و گرسنگی م غذا رو ب مقدار لازم بخورم .کمتر دنبال خوراکی هستم،قبلا وقتی میومدم سرکار سعی میکردم که خوراکی و تنقلات بخرم و توی کمدم داشته باشم ولی الان خیلی کمتر به این فکر میکنم و اگر هم چیزی داشته باشم توی کیف و کمدم به همکارام میدم چون میبینم که نیازی به خوردنشون ندارم.این ی معجزه ست که میتونم به حرفای خوراکیا گوش ندم و نذارم که منو وادار به خوردن الکی بکنن
افکار چاق کننده داشتم قبلا مثلا اینکه اگر پنیر و کره رو بخورم برای صبحانه چاق میشم برای چاق نشدن باید کره نخورد چون چربیه زیاد داره و باعث چاقی میشه ولی الان فکر میکنم میبینم من اصلا از خوردن کره لذت نمیبرم و با اینکه برای صبحانه کره و پنیر و نربا بهمون میدن من اصلا لذت نمیبرم از خوردن کره نه اینکه ازش بترم فقط لذتبخش نیست برام.این ی دونه از افکاره.باید یواش یواش شناساییشون کنم و براشون راه حل پیدا کنم که عوضشون کنم.الهی شکر.
یا حق.
نشان های دریافت شده
سلام استاد گرامی و دوستان عزیز امیدوارم حال دل همتون خوب باشه.
من این فایل را دیروز دیدم این فایل نقش افکار در همه ی جنبه های زندگی رو نشون میده.افکار ما خیلی مهم هستند من این موضوع را در خیلی جاها دیدم هر چی فکر کنی همون میشه چون عملکرد ما هم بستگی به نوع فکر ما دارد.
در موضوع چاقی هم همینطور است وقتی افکار چاق کننده در ذهن ما باشد چسم ما هم چاق می شود.
فردی که ۵کفگیر غذا می خورد و متناسب هست افکار صحیحی دارد و رفتار غلط غذایی.افکار صحیح آن باعث شده که با خوردن چاق نشود و رفتار غذایی آن نتوانسته تناسب اندام آن را بر هم بزند.این گونه رفتار صحیح نیست ولی این مورد نشان می دهد چقدر افکار بر جسم ما تاثیر دارد این فرد ترس از خوردن ندارد و به چاقی اصلأ فکر نمیکند اعتقاد دارد که غذا او را چاق نمیکند.
افراد چاق دو دستهاند اولی افکار و رفتار اشتباه دارند که جسم چاق شده ودومی افکار اشتباه و رفتار صحیح که با رژیم وزن کم می کنند ولی دوباره چاق میشوند.
افراد متناسب دو دستهاند اولی افکار درست و رفتار اشتباه.که چون افکارش صحیح است رفتار غلطش را خنثی می کند دومی افکار درست با رفتار درست که نتیجه عالی و ماندگار است این برای همه پسندیده و عالی هست.در قدرت ذهن باید آگاهی های صحیح را پیدا کنید و با نوشتن و خواندن آن ها را در ذهن خود نفوذ دهید.با درست شدن افکار و رفتار یک ترکیب جادویی بدست میآید که من به لطف خداوند مهربان دنبال آن هستم.
نشان های دریافت شده
بچه که بودم، یه جوک نسبتاً بیمزه رواج داشت😁 که میگفت:
« آقایی صبح موقع بیرون رفتن از خونه پاش میره روی پوست موز و سُر میخوره و نقش بر زمین میکشه. فردای همون روز دوباره دم در خونه یه پوست موز میبینه و میگه ای بابا! دوباره قراره بخورم زمین؟»
زندگی من هم تا اینجا همین شکلی بوده. ناخودآگاه از اومدن عید، مهمونی, عروسی و حتی مسافرت میترسیدم چون میگفتم وای قراره چاق بشم یا اینکه وای حالا من چی بخورم اونجا که چاق نشم!
اوایل ازدواج که نامزد بودیم میرفتیم بیرون همسرم همهاش میگفت: « چی میل داری؟😬»
من فقط آب معدنی میخوردم!
حتی یک بار نمیگفتم بریم بستنی بخوریم یا مثلا آبمیوه یا غذا . نه که گرسنه نباشم .
از ترس چاقی .
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم…
این گام عالی بود و فوق العاده. اتفاقا امشب ما ساندویچ از بیرون گرفتیم و قتی به حجمش نگاه کردم، وحشت کردم. خیلی وقته من کم میخورم شاید در ۲۴ ساعت اندازه یه ساندویچ چیزی بخورم. ساندویچ رو نصف کردم و با همون یه نصف دلم درد گرفت. جالب اینجاست اگه خودمون ساندویچ درست میکردیم یکی و نصفی هم میخوردم. چون از بیرون گرفتیم به همون یه دونه اکتفا کردم و نصفشو خوردم. همین جا می گم من رفتارهام درست شده ولی یه سری از افکارهام هنوز نه. برچسب چاقی به بعضی غذا ها میزنم. به مرور می خوام از ترسم کم کنم. ذهن چاقم میخوام درست بشه.
ولی خب از خیلی از غذا ها به خاطر شکلشون متنفر شدم. اون حجم روغن رو توی غذا ببینم حالم بد میشه و میگم بدنم چه گناهی کرده که من بخوام این روغن ها رو بخورم. یا آش رشته میبینم میگم یا خدا کلی حبوبات و رشته روغن رو چه جوری بریزم توی معدم. بیچاره معده من، داغون میشه. دلم سوز بدنم شدم. اگه به من باشه میگم چیزی نخورم تا اعضای داخلی بدنم استراحت کنن برای چند ساعت……
الان که دقت میکنم، متوجه شدم قبلن خیلی میخوردم. یه بشقاب برنج و خورش اونم شب، قبل خواب. چقد معدم سنگین بود. آب لیمو میخوردم تا یکم راه باز بشه😅. خلاصه اینکه من هر چقدر نخورم، لذت میبرم
یادم میاد یه زمانی از داروهای لاغری استفاده میکردم. البته برای چند روز. چون خیلی اذیت شدم. وقتی غذا نمیخوردم، میگفتم یه وقت نمیرم. فکر میکردم باید بخورم تا زنده بمونم. الان بچه ها اگه غذا نخورن، مادرها به زور بهشون غذا میدن بعد میگن بخور قوی شی. از همون بچگی معده ما عادت به پرخوری داشته. مگه اندازه معده چقد هست. فکر نکنم اندازه نصف دست من باشه…….
این روزا با خوردن زیاد حالم بد میشه. اصلا نمی تونم بخورم. دوست دارم تا پایان عمرم اندازه بخورم….بدن انسان هم مانند یه ماشین هست، نیاز به استراحت داره.
با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
بازم یه فایل فوقالعاده..جالبه برام هر سوالی که تو مسیر ذهنم رو درگیر میکنه وب ام ابهام داره استاد در یه فایلی برامون بازش میکنه ..این نشان میدهد که من به مسیر درستی هدایت شدم ..مسیر رژیم ونخوردن و ورزش ودمنوش وعمل جراحی وروزه ..اینا مسیر قابل برگشت هست چون همه ی افرادی که تو این سایت هستن دست کم یک بار این روشها رو امتحان کردن ..فقط چند کیلو کم میشی دباره بر میگردی به تنظیم کارخونه ..همه ی ماواز این روشها ناامید شدیم که به این مسیر هدایت شدیم
من وقتی به برنامه ی خوردن خودم فکر میکنم میبینم جقدر به کالری غذاها الکی توجه کردم ..به روغن به فست فود به شکر ..به شیرینی به نان .به برنج و…..
این یعنی تمرکز روی چاقی وذهن چقدر قدرت داره که منو هر سال چاقتر کرده..یادمه قبلا که با خودم میگفتم من مسافرتومیرم دو کیلو اضافه میشدم واقعا وقتی به خودم نگاه میکردم احساس چاقی واینکه سنگین شدم وانگار آب جمع میشد زیر پوستم واحساس چاقی میشدم..ولی الان چند ساله که دیگه این باور رو ندارم.
چقدر من اطرافم آدمای پرخور تر ازخودم هست ولی متناسب هست…من واقعا خیلی پرخور نیستم ..ورعایت هم کردم تا حالا مثلا غذای چرب زیاد درست نمیکنم ..کره وخاله ومربا زیاد نمیخورم..شیرینی نمیخریم
برنج کم مصرف میکنم .ولی این دیدم به خودم وانتظار از چاقتر شدن باعث شد الکی الکی من وزن زیاد کنم
من تو این سایت میمونم وتا این زبان رو یاد نگیرم ترکش نمیکنم ..درسته تازه تو این مسیر ثابت قدم شدم ولی دارم میبینم روزای خوب که متناسب وازادنه غذا میخورم واصلا فکری ندارم..
من مسیرم رو دور میزنم وبر میگردم وخیلی زود نتیجه میگیرم..چون پر خور نیستم فقط ذهنم چاقه یعنی رفتارهام ۹۰ درصد متناسبه با چاقی به صلح میرسم وخودمو دوست دارم
مطمئن هستم خدا بهترین ها رو بهم میده من خودم بهترینها رو به خودم میدم پس خدا هم بهترین ها رو به من میده..
ممنون از شما استاد عزیز به خاطر فایل آگاهی بخشتون
من سایت شما رو دوست دارم وبه همه پیشنهاد میدم
خدا خیرتون بده
خدا رو شکر
نشان های دریافت شده
ممنون از شما استاد عزیز برای این فایل اگاهی بخش
همینطور ک شما داشتید درمورد مثال دوم حرف میزدی یاد گذشته خودم افتادم ک همه بهم میگن اخه تو چی میخوری ک انقدر چاقی
ومن در جوابشون میگفتم استعداد چاقی دارم
بدون فک فقط برای اینک احساس خطر میکردم ومیخواستم رها بشم از این گفتگو ها
میترسیدم من فقط مهارت چاقی رو یاد گرفتم والانم مهارت لاغری رودارم یاد میگیرم
ی زمانی ب هر دلیلی خواستم چاق بشم وچاق بودن رو تجربه کردم ودیدم اون تجربه ای نیس ک من میخوام والان میخوام لاغری رویاد بگیرم
لاغری وچاقی یاد گرفتنیه
ی مهارته کتو انتخاب میکنی ن ی استعداد
و درمهمونی ک بودم مادربزرگم گف فلانی اونقدر چاق شده رفتم بهش گفتم چ خبرته اونم گف خاله جان من تیروئد دارم براهمونه چاقیم ولی من بهش گفتم اصلا خوب نیس ب فکر باش
یاد توصیه های بقیه افتادم یاد اینک انگار من چشم ندارم نمیبینم اونقدر با حرفهاشون منو زجر میدادن ک من دوس نداشتم برم جایی همش دنبال لباسی بودم ک چاقیمو کمتر نشون بده
همیشه خدا حسرت عجیبی نسبت ب غذاها داشتم اما الان ب راحتی از غذاها میل میکنم حتی اگه چاق باشم
تموم سعیم ب اصلاح افکار هس چن من میبینم ک واقعا من خیلی کم پیش میاد از اندازه نیازم بالاتر بخورم پیش میاد اما ن درحد زمانهایی ک رژیم داشتم
تیروید بیچاره ک الان دلیل چاقی همه شده ی باور اشتباه درحالیک هر کسی تیروید داره داره قرص مصرف میکنه پس این قرص چیکار میکنه میاد متعادل میکنه ک انگار ک هیچ مشکلی نیس من در اطرافم کسایی دارم تیروئید دارند ومتناسبند یا تیروئید دارن با رژیم لاغر شدند خودمنم تیروید دارم وقرص مصرف میکردم والان یماهی هس ک کنار گذاشتمش و مشکلی ندیدم
اگه فوق ش تیرویی باعث اختلال بشه میشه ۳ چهار کیلو ن اون همه اضافه فکر پشت اون هس ک کار خودشو میکنه انگار ک فرد دنبال ی بهونس واین بهونه رو ک پیدا میکنه میپذیره ک دیگه مشکل از اون نیس از ی چیزی دیگس ودست این نیس
درحالیک مم خالم تیروید داشت وفست گرف وفوق العاده متناسب شد پس این تیروید کجا بود چی شد
همه اینها هم از توصیه های دکتر ها میاد ک دلیل بیخود میتراشن
من اعظم رو دارم ک تیروید دارا ومتناسب هس
ودختر عمه ام میگفت تیروید از عدم تحرک میاد و من تحرکمو بردم بالا ونرمال شد
در حالیک در کتاب شفای زندگی دلیل تیروئید ب ی سری باور اشاره داره ک ب نظرم نزدن حرفها اینها باعث این تیروید میشه
هیچ قرصی قدرت چاق کردن مارو نداره هیچ اختلالی قدرت چاقی مارو نداره چن قدرت منم قدرت افکار وباورهای من هس ن اونها
من فک نمیکنم خدا این تناسب این بدن رو وابسته کرده ب درست عمل کردن ی ارگان
چن میبینم کساییک با این حال متناسبند
من فاطما خاله رو دارم ک تیروید داره متناسبه ومحتی اونقدر وخیم بوده ک عمل کرده
پس من کسایی رو دارم ک تیزپروئید دارن ومتناسبند وکسایی دارم ک تیروئید دارن و چاقند
پس ایا مشکل تیروید هس خب ن مشکل فکر هس
باور هس
هر اختلالی رو بدن میتونه ترمیم کنه این ماهستیم ک با افکارمون با پذیرشمون میزاریم
خواهرمن در زمانیک خونا خودمون بود تیروئد شدی داشت ومتنستب بود
الان ازدواج کرده چاق شده ولی اونقدرها از تناسب خارج نشده اون ب دلیل تیروید ک قبلا داشت چاق نشده بود اون د ب دلیل توصیه ها وترسهاییک اطرافیان از ازدواج دادن بهش چاق شد
دلیل چاقی ما فقط افکار وباورهای ماست
ایا انرژی الهی توان این رو نداره ک ی مقدار غذایی ک هس رو هضم و دفع کنه نمیتونه
میتونه بدن رسالتش ب پاکسازی هس
پاکسازی یعنی چی
یعنی هرچی ک اضافه هس رو بریزی دور تمیز کنی از اشغالها از اضافه ها از بهم ریختگی ها خب انرژی الهی ب اندامهای ما این انرژی رو برای این کار میده پس تو نگران چی هستی چیزی در بدن نباید بمونه اضافه ای نباید باشه چرا هس چن تو اینطوری دستور دادی
در دنیایی ک فراوان نعمت هس فراوان غذا هس و همه چی در دسترس چرا من باید نگران وعده های بعدم باشم نگران خواسته هام باشم
و منی ک هر موقع از خدام میخوام میده
پس نیاز ب ذخیره نیس ما احتیاجی ب ذخیره وانباشت نداریم این انباشت این ذخیره از ما انرژی میگیره فریبا
میدونی چقدر میتونیم شکوفا بشم اماچاقی نمیزاه میدونی چقدر من انرزی صرف میکنم نسبت ب ی فرد متناسب تا این اضافات رو حمل کنم حتی در زمان خواب هم هیچ کاری نمیکنی این اضافات رو حس میکنی
این اضافات مثل انباری همه ایرانی ها میمونه ک چیزهایی رو توش میزارند ک هیچ وقت استفاده نمیکنند اخرم میمیرند بچه هاشون میاد میریزه بیرون یا میده ب یکسی
این چربی ها این ذخیزه ها اضافه هس ما نیازی بهش نداریم پس الان رهاش کنیم تا راحتتر سبکتر رهاتر زندگی کنیم تا انقدر خسته نباشیم انرژی داشته باشم برای لذت بردن بیشتر
اون چربی ها اومدن ک رها بشن
رسالتشون اینه انگار انرژی در بدن ما حبس شده انرژی ک باید رها بشه
ومن انگار همه اینها رو بیخودی فقط دارم با خودم حمل میکنم سختی شو ب جونم انگار خریدم
من هیچ نیازی ب اینها ندارم هیچ
این چربی ها رو رهاکن تا اونهام رها بشن وارد چرخه طبیعت بشن نمونند یجا اگه برند تو راحت میشی ما نیازی ب این انرزی نداریم نیازی ب این ذخیره ها ندارم اگه انرژی این چربی ها رو رها کنیم هزراران برابر انرژی تناسب سلامت بهبود لذت بما ب میگرده ولذتشو میبریم من ذخیره کردن رو نمیپذیرم
ب ن برای نگه داری این اضافات وذخیره ها انرزی صرف میکنه حیف نیس برای چیزی ک احتیاجی نیس استفاده نمیشه ک هیچ بیشتر داره انرژیم ارو میگیره
من نیازی ب این ذخیره ندارم
درگذشته من ی ادم واقعا سرمایی بودم همیشه تو زمستون سردم میشد میدی من کاپشن پوشیدم ولی دوستام ن
همیشه میگفتم چرا اینها کلاس میزارند گاهی هم خجالت میکشیدم
واون موقع درکتاب علوم شنیدم ک چربی مانع از این میشه ک سردت بشه ویکی هم اینو بهم گف ومن فک میکنم این دید ک من نمیخوام انقدر سردم بشه تا دیگران مسخرم کنند باعث شد من خواهان ذخیره چربی بشم
این ی دید اشتباه هس چن حالا ک چاق شدم هیچ فرقی با گذشته نکردم و سردی وگرمی بدن ربطی ب چربی نداره من چاق شدم اما باز سردم میشه نسبت ب اطرافیانم بیشتر ودخترم ک ی فرد متناسبه اصلا سردی حس نمیکنه
ذخیره فایده ای چربی ی چیز اضافه بدون هیچ گونه فایده ای هس هیچ فایده نداره
الان هم من ثروت عظیمی در درونم هس واون رهایی از اضافات هس ومیتونم داشته باشم این حالت با رها کردن اضافاتی ک هیچ نیازی ندارم تمو م حیوانات ک در بیرون زندگی میکنند برای ادامه حیات اگه چربی اصافه چاق بودن دلیل میشد ک اینهااز سرما محفوظ بمونند خدا میداد بهشون اما اونها فابریکی متناسبند
قدرت ی انسان از خداش میاد واین قدرت وانرزی تا زمانی ک نفس میکشی هس وقادر ب حل وفصل کارهای بدن هس ومن این اجازه رو ب این قدرت میدم
انرژی الله من از چاقی بیشتره از اضافات بیشتره هرچقدر کهنه باشند انرژی الهی قدرتت از همه چی بیشتر من این چربی هارو ساختم قدرت الله از من بیشتره
من این پاکسازی رو در جای جای این طبیعت میبینم ک خدا با باد چقدر درختهاشوصفا میده و اون درختها تسلیمنند در برابر این انرزی
من هم تسلیمم ومیپذیرم ک خدا خیر من رو میخواد
وزند گی بدون اضافات چقدرمیتونه شیرین باشه چقدر میتونه راحت باشه