خیلی وقتها تصمیمات من برای لاغر شدن زمانی بود که خودمو توی آینه میدیدم. به محض اینکه چشمم به لایههای آویزون بدنم میافتاد با خودم عهد میبستم که: “از فردا دیگه لب به برنج نمیزنم”؟
حتی دو سه مرتبه سر همین خودمو تو آینه دیدن، باشگاه ثبتنام کردم ولی بعد از دو سه هفته با آسیب بدنی و ناامیدی ادامهاش ندادم. 😔
موضوع این جلسه درباره کالری، پروتئین یا ساعت ورزش نیست. درباره یک کشف تازه است. کشفی که نشان میده کلید گمشدهای که سالها دنبالش بودیم، در مقدار غذا و میزان فعالیت جسمی و …. نبوده بلکه جای دیگری پنهان شده است.
در این جلسه میخوام قدرت ذهن در کاهش وزن صحبت کنیم؛ موضوعی که وقتی اون رو عمیقاً درک کردم، دیگه هرگز نیاز پیدا نکردم برای لاغری از صبح شنبه با ترس و لرز یه رژیم غذایی جدید رو شروع کنم.
در این جلسه میآموزیم:
چرا روشهای فیزیکی همیشه شکست میخورند؟
این موضوع رو با یک سوال ساده شروع میکنم؟ اگر ماشینت خراب باشه و استارت نزنه، آیا با شستن بدنه ماشین و تنظیم باد چرخها، مشکلش حل میشه؟ مسلماً نه! 🚗 بدنه ماشین هرچقدر هم تمیز باشه، اگر موتور ایراد داشته باشد، حرکت نمیکنه.

ماجرای ما با روشهای لاغری هم شبیه همینه. سالهاست سعی میکنیم با عوض کردن چیزی که میخوریم یا با فشار آوردن به بدن لاغر بشیم. مثل کسی که فکر میکنه با شستن ماشین یا هل دادنش میتونه مشکلش رو حل کنه. ولی چیزی که اشتها، عادتهای غذایی و رفتار ما با غذا رو تعیین میکنه جای دیگهست، و اون ذهن ماست.
وقتی فقط روی بدن کار میکنیم، داریم نتیجه مشکل ذهنی رو دستکاری میکنیم اما چیزی که اون مشکل رو ایجاد کرده در جسم نیست بلکه در ذهنه.
اضافه وزن ما نتیجهی برنامههایه که توی ذهن ناخودآگاهمون ایجاد شده، و رژیم و ورزش فقط با بخش آگاه ذهن ارتباط میگیرن و به اون برنامهها دسترسی ندارن. تا وقتی از قدرت ذهن در کاهش وزن استفاده نکنیم، هر تلاشی برای لاغری شبیه نگه داشتن یه توپ زیر آبه. تا وقتی با زور نگهش داری، زیر آب میمونه، ولی همین که خسته بشی و دستت رو برداری، با شدت بیشتری میاد بالا.
وزن ما هم همینطوره. تا وقتی با اراده رژیم میگیریم پایین میاد، ولی وقتی اراده تموم میشه برمیگرده و گاهی بیشتر از قبل. 🌊
راز بزرگ: لاغری یک روش نیست، یک فرکانسه
این همون چیزیه که میخواستم بهتون بگم. خیلیها فکر میکنن لاغری با ذهن هم یه روش دیگهست مثل بقیهی روشها. مثلاً میگن «رژیم کتوژنیک رو امتحان کردم، رژیم کانادایی رو هم امتحان کردم، حالا بذار روش ذهن رو هم امتحان کنم ببینم چی میشه».
ولی ذهن یه روش کنار روشهای دیگه نیست. باید بدونید که رژیم، ورزش و هر روش دیگهای رو در واقع ما داریم با ذهنمون انجام میدیم، اگر نتیجه نمیگیریم به این دلیله که ذهن خودش اجرا کننده است و نمیشه با اون روشها تغییرش داد. درواقع ذهن همون چیزیه که نتیجهی همه روشها رو تعیین میکنه. 🧠
یه مثال بزنم. حتماً دور و برت کسی رو دیدی که وقتی با هم پیتزا یا ساندویچ سفارش میدین، نصفش رو نمیخوره و میگه «دیگه میل ندارم». خودت شاید همون پیتزا رو با عذاب وجدان و سریع میخوری و بعدش هم از خودت ناراحت میشی. فرق شما و اون فرد در میزان مصرف غذا نیست بلکه در نوع نگرش و فرمولهای ذهنی شماست.
ذهن ما غذاهایی مثل پیتزا رو «چاقکننده» میدونه و برای همین باهاشون راحت نیست، ولی اون آدم متناسب همون غذا رو بدون نگرانی میخوره و وقتی سیر شد دست میکشه.
یعنی اون آدم متناسب، بدون اینکه خودش بدونه، با ذهنی داره غذا میخوره که با غذا مشکلی نداره. لاغری با ذهن هم میخواد ذهن شما رو به همین حالت ذهن افراد متناسب برگردونه.

قدرت ذهن در کاهش وزن چگونه عمل میکند؟
شاید بپرسی: “استاد جان، یعنی من بشینم یه گوشه و فقط فکر کنم لاغرم، لاغر میشم؟” 🤔
نه دوست من! قضیه عمیقتر از یک رویاپردازی ساده است. لاغری با ذهن یعنی تغییر نرمافزاری که سالهاست داره به بدن تو دستور “ذخیره چربی” میده.
بدن ما یک ماشین بیولوژیکی فوقالعاده هوشمنده که تمام دستوراتش را از مغز میگیره.
- وقتی تو استرس داری، مغز دستور ترشح کورتیزول میده و بدن چربی ذخیره میکنه.
- وقتی تو از غذا خوردن میترسی، مغز حالت قحطی اعلام میکنه و متابولیسم را پایین مییاره.
- وقتی تو خودت را در آینه میبینی و از چاقیات متنفر میشی، داری به سلولهات پیام میدی: “من چاقم”. و بدن برای اینکه به فرماندهاش (ذهن) وفادار بمونه، چاق باقی میمونه.
پس میبینید؟ ما با دستان خودمان (یا بهتر بگویم با افکار خودمان) داریم دکمه چاقی را فشار میدیم و بعد با نخوردن غذا سعی میکنیم لاغر بشیم! این جنگ نابرابر هیچوقت پیروز ندارد. 🏳️
تفاوت لاغری با ذهن و رژیمهای غذایی
دوستایی که از دوره ورود به سرزمین لاغرها و دیگر دورههای سایت تناسب فکری استفاده کردند تفاوتهای زیادی بین این روش و سایر روشهای لاغری دیدن و تجربه کردن ولی برای دوستانی که شاید هنوز یادگیری لاغری با ذهن رو شروع نکردن در این حد بدونید که:
در رژیم، تو با بدنت میجنگی. گرسنگی میکشی، میل به شیرینی را سرکوب میکنی و دائماً در حال نبرد با خودت هستی.
اما وقتی از قدرت ذهن در کاهش وزن استفاده میکنی، تو با بدنت دوست میشوی. یاد میگیری به پیامهای سیری و گرسنگی واقعی بدنت گوش کنی.
هیچکس نمیتواند تا آخر عمرش کالری بشمارد یا نان و برنج نخورد. بالاخره خسته میشوی.
اما وقتی باورهایت تغییر کند، وقتی تصویر ذهنیات از یک «آدم چاق» به یک «آدم متناسب» تبدیل شود، این تغییر تا پایان عمر با تو میماند.
در رژیم، تو لیستی از غذاهای ممنوعه داری.
در متد تناسب فکری، هیچ غذایی ممنوع نیست. تو آزادی که هر غذایی بخوری؛ اما وقتی ذهنت درست شود، «میزان» و «نحوه» خوردنت خودبهخود اصلاح میشود. دیگر ولع و پرخوری عصبی وجود ندارد.

نقش باورها: شما همونی میشی که باور داری
یکی از ارکان اصلی لاغری با ذهن، بحث باورهاست. بسیاری از ما باورهای مخربی داریم که مثل سیمهای خاردار دور بدنمان پیچیده شدهاند و اجازه نمیدهند لاغر شویم.
- “ما خانوادگی چاقیم، ارثیه.”
- “من آب هم بخورم چاق میشم.”
- “لاغر شدن خیلی سخته.”
- “بعد از زایمان دیگه نمیشه لاغر شد.”
این جملات برات آشنا نیست؟ 🧐 تا زمانی که این باورها در ناخودآگاه تو فعال هستن، اگر روزی ۱۰ ساعت هم ورزش کنی، دوباره به وزن اول برمیگردی. چون “ترموستات ذهنی” تو روی چاقی تنظیم شده.
کاهش وزن با ذهن به ما یاد میده که چطور این سیمهای خاردار را قیچی کنیم و چطور باورهای جدید و متناسب کننده را در ذهن ناخودآگاه ایجاد کنیم.
وقتی باور کنی که “بدن من یک کارخانه چربیسوزی است”، واقعاً متابولیسمت تغییر میکنه.
استرس: قاتل خاموش تناسب اندام
نمیشه از نقش ذهن در وضعیت جسم حرف زد و به استرس اشاره نکرد. وقتی ذهنت آرام نیست، بدن در حالت “جنگ و گریز” قرار میگیره.
در این حالت، بدن تمام سیستمهای غیرضروری (مثل گوارش صحیح و چربیسوزی) را متوقف میکنه و تمام انرژی را صرف ذخیره چربی میکنه تا برای روز مبادا آماده باشه.
خیلی از افراد چاق، پرخور نیستن؛ بلکه “مضطرب” هستن. آنها غمها، ترسها و نگرانیهایشان را میخورند. 🍕🍔 یعنی با خوردن غذا تلاش میکنن از میزان فشار ذهن خود کم کنن.
رژیم غذایی نمیتونه استرس تو را درمان کنه. فقط با استفاده از لاغری با ذهن میتونی میزان استرس رو در ذهنت کاهش و در مقابل آرامش رو افزایش بدی و به این صورت یک گام مهم به سوی لاغری برداری.
وقتی یاد بگیری احساساتت را مدیریت کنی، نیمی از اشتهای کاذبت خود به خود محو میشود. دیگر وقتی عصبانی هستی سراغ یخچال نمیروی، چون یاد گرفتهای که با ذهنت آرام شوی، نه با دندانهایت!
چطور از امروز شروع کنیم؟
اگه احساس کردی این نوشته شباهت زیادی به شرح حال زندگی و داستان چاقی تو داره، پیشهاد میکنم از این روش برای تحقق رؤیای لاغری خودت استفاده کنی.
- آشتی با آینه: اولین قدم اینه که جنگ با خودت رو تموم کنی. بتونی جلوی آینه بایستی و به جای انتقاد، از بدنت تشکر کین که تا امروز همراهت بوده.
- شناسایی گفتگوهای ذهنی: دقت کن وقتی غذا میخوری، توی سرت چی میگذره؟ داری خودت را سرزنش میکنی؟ این سرزنشها را باید متوقف بشن.
- تصویرسازی: هر شب قبل از خواب، خودت را در لباس دلخواهت و با اندام ایدهآلت تصور کن. این کار به ناخودآگاهت جهت و مسیر جدید میده.
اینها قدمهای کوچک ولی مهمی هستن. برای اینکه یک تغییر اساسی و بنیادین در وضعیت جسمی خودت ایجاد کنی، نیاز به یک نقشه راه دقیق و گامبهگام داری.
باید یاد بگیری چطور وارد سرزمین لاغرها بشی، سرزمینی که مردمانش بدون رژیم و زجر کشیدن، همیشه متناسب هستند. 🗺️
🌟 دعوت به یک سفر جادویی: ورود به سرزمین لاغرها
دوست من، دانستن اینکه لاغری با ذهن وجود داره یا تاثیرگذاره یک بخش ماجراست، اما یاد گرفتن “چگونگی” استفاده از آن برای تغییر فیزیکی بدن، یه چیز دیگهاست.
اگر از اینکه سالهاست در “سرزمین چاقها” زندگی میکنی و خسته هستی؟ سرزمینی که در آن همیشه حسرت خوردن غذاهای خوشمزه را داری، همیشه نگرانی که لباست تنگ نشود، و همیشه احساس سنگینی میکنی؟ 🏰🚫
من، رضا عطارروشن، یک ویزای اختصاصی برای تو آماده کردهام. ویزای ورود به “سرزمین لاغرها”.
این دوره یک رژیم غذایی نیست. یک برنامه ورزشی هم نیست. این دوره، یک سفر درونیه برای تغییر کامل فرمولهای ذهنی.
در این دوره یاد میگیری:
- چگونه بدون حذف هیچ غذایی، لاغر شوی. 🍛
- چگونه اشتهای کاذب و ریزهخواری را برای همیشه درمان کنی.
- چگونه با قدرت ذهن در کاهش وزن، بدنت را تبدیل به یک کوره چربیسوزی کنی، حتی وقتی در خواب هستی! 🔥
- چگونه لباسهایی که سالهاست ته کمد خاک میخورند را دوباره بپوشی و لذت ببری. 👗
تصور کن… تصور کن چند ماه دیگر، دوستانت تو را میبینند و با تعجب میپرسند: “چکار کردی؟ چه رژیمی گرفتی؟” و تو با لبخند و آرامش میگویی: “هیچ رژیمی! من فقط یاد گرفتم چطور با ذهنم لاغر شوم.” 😎
اگر آمادهای که یکبار برای همیشه پرونده چاقی را ببندی و وارد دنیای جدیدی شوی، همین الان روی لینک زیر کلیک کن و قدم در سرزمین لاغرها بگذار. جای تو آنجاست، نه در دنیای محدودیتها.
منتظرت هستم تا با هم سفر شگفتانگیز قدرت ذهن در کاهش وزن را شروع کنیم.
[همین الان بلیط ورود به سرزمین لاغرها را تهیه کن]
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.59 از 66 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام بر دوستان متناسبم و استاد بزرگوار و عزیز
موضوع این قسمت از نوشته تفاوت روش های لاغری با ذهن با سایر روش ها :
بله رزیم های که ما میگیریم دقیقا گوشه ای از روش های لاغری با ذهن هستش
تو رزیم ها چند وعده بهت غذا میان وعده هس که با خیال راحت میخوری و هیچ ترسی هم نداری که چاقت کنه
چون برای بدنت نیازه اشکال نداره بخوری
مثلا تو رزیمی که من چند وقت قبل گرفتم صبحونه
املت بود
۲تا تخم مرغ بود با رب گوجه و یه تکه نون
خوشحال بودم میگفتم دوتا تخم مرغ هستش
چه خوبه در حالی که من در حالت عادی یک تخم مرغ هم نمیتونم بخورم چون ترس دارم
چون زرده تخم مرع خیلی چربه و آدم و چاق میکنه
و ظهر هم همین طور
یعنی اینا روی ذهن کار میشده
و ذهن هم آروم بوده و با خیال راحت هر چه رو مصرف میکرده
باورمون این بوده که این رزیم و یه استاد معروف برامون نوشتن
خب میدونن برای بدنمون نیازه
خب در حالی که بعصی مواقع هم نیاز بدنمون نیس
و ما چون برام نوشتن میخوردیم
و چاق هم که نمی شدیم هیج تازه ۲کیلو از وزنم هم کم کردم توی این یه ماهی که طبق برنامه غذا میخوردم
لاغری با ذهن کلا متفاوت تر و کامل تر و جامع تر از روش های هس که تو عمرم دیدم و شنیدم
این دوره ها جزئ خیلی کوچیکی از دور ه های لاغری با ذهن هستش
در رزیم گرفتن حالت خیلی خوبه احساست خوبه
چون با خیال راحت ورزش میکنی با خیال راحت میخوری استرس چاقی نداری و تمرکز از روی چاقی برداشتی و مدام به لاعر شدن فکر میکنی و وزن هم کم میکنی از مهم ترش همین قسمته
ولی چون بعد از مدتی رها میکنی این برنامه رو
ذهنت رو به حال خودش رها میکنی
و ذهن دوباره به اون حالت قبل برمیگرده
و کارهای همیشگیش رو انجام میده
پس باورت اینه که رزیم فایده نداره و دوباره وزنت برمیگرده
پس بعد از رها کردنش وزنت برمیگرده و شاید هم بیشتر از قبل وزن زیاد کنی
چون خسته شدی از این سبک زندگی کردن از محدودیت
لاغری با ذهن یک دوره متفاوت با بقیه روش ها هس
که اگه وزن هم کم نکنی میتونی بمونی چون حالت خوبه چون حست خوبه چون بدون استرس غذا میخوری
روی همه ی جنبه های زندگیت تاثیر میزاره
اگه که هر روز فایل گوش بدیم و بنویسیم
و تمریناتش رو انجام بدیم و عملیش کنیم
تنها دوره ای هستش که اگه رهاش کنی بعد از مدتی باز برمیگردی
این دوره های مثل خونه ی مامانو بابات میمونه
دیدین وقتی میرین خونه ی باباها و مامان هااگه صد تا چی هم بارتون کنن اگه حرفی بحثی بشه
باز برمیگردی همونجا
خونه ی مادر بوی عشق میاد بوی صفا میاد بوی زندگی میاد بوی محبت بوی ……
این دوره ها هم مثل خونه ی مامان ها میمونه
خونه ی مامان خیلی خوبه خیلی خوش میگذره
راحتی آرامش داری حالت خوبه
من از سال ۹۴ بود فکر کنم با این دوره ها بودم از سالی که استاد وارد دوره شدن من اومدم تو دوره ها
اون موقع ها تو تلگرام بود
و بارها رها کردم ولی باز اومدم
بارها لیز خوردم بارها زمین خوردم ولی منصرف نشدم که نه دیگه این دوره ه ها چیه ولش کن
تنها جیزی که باعث میشه باز برگردم اون حس خوبیه که از این دوره ها دارمه
چون با ورودش حست خوب میشه آروم میشی مهربون میشی کلی عوض میشی اگه این فایل ها رو گوش کنی و تمریناتش رو عملی کنی
نشان های دریافت شده
سلام بر همه دوستان واستاد عزیز
من درسال ۱۳۸۴ با یک دوره ایی آشنا شدم به نام oA که خوب شباهتهای عجیبی با دوره لاغری باذهن داشت وحالا که استاد فرمودند وبدرستی اشاره کردند که همه روشها یه جور درگیری ذهنی داره وگوشه ایی از لاغری با ذهن است اگرچه روشهای نادرست به یکباره یادم افتاد که مثلا در این دوره ما موظف بودیم درجلسات حضوری دورهم باشیم وازتجربیاتمان درمورد خوردن صحبت کنیم وکلا خوردن رو زیر سوال میبردیم واز اولویتهای زندگی آن راحذف میکردیم وخلاصه چالشی بود ذهنی وحتی من طی ۹ ماه اگرچه با زجرومحدودیت ومکافات ۱۵ کیلو کم کردم ولی بهر حال تجربه جالبی بود واینکه محدودیت وحشتناکی درمورد مصرف شکر وآردسفید داشت یعنی هر آنچه خوراکی که در جهان موجود بود که شکر یا آردسفید داشت کلا ممنوع بود واگر شما مثلا بعداز۵ ماه یکبار دچار خوردن آن مواد میشدی دچار لغزش شده بودی وحضور تودردوره خودبخود صفر میشد خلاصه که حکایتی بود مثلا فقط نان جو مجاز بودیم بخوریم من حتی نان جو به پیتزافروشی هم برده بودم 😆😆ولی بهر حال حالا که خوب فکر میکنم تجمعاتمان حالت ذهنی داشت ومن حالا میفهمم که چون باورداشتم نان وشیرینی مراچاق میکند۱۵کیلو لاغر شدم وحتی دربقیه موارد خوراکی کماکان پرخوری میکردم
ولی بهر حال بقول استادچون ازروند عادی زندگی خارج بود بهرحال یکجایی خسته شدم و براحتی در کمتر از ۳ ماه وزنم به سرجایش برگشت من درآستانه ۵۰ سالگی حدودا ۱۸ سال چاق بودم وبالای ۱۰ بار وزن کم کردم ولی هم اکنون میتوانم بگویم که دوره ایی بمانند لاغری باذهن جناب عطار روشن درجهان بیهمتاست به لطف خدا ۳۰ ماه است که با این دوره آشنا شدم ودراین مسیر هستم پس از ۳ماه رفتار پرخوریهای وحشتناکم که ۱۸ سال با من بود رفع شد وپس از ۶ ماه بدنم تغییر کرد ومهمتراینکه متناسب ماند اگرچه به تناسب ایده آل ورویایی ام هنوزنرسیده ام ولی عجله ایی نیست آرام ومستمر ادامه خواهم داد ولذت خواهم برد ازاین مسیر رویایی
خدایا توراسپاس که مرا به اینجا هدایت کردی
واستاد بینظیر جناب عطار روشن که با روش ابداعی خود گامی بزرگ در جهان درجهت تناسب فکری وذهنی برداشته اند
سایه شان مستدام باد
اکبر ملکوتی اصفهان
۴۹ ساله
نشان های دریافت شده
سلام. بر استاد وهمه دوستان هم مسیر.
وفتی منکل رژیمهای خودم رو روی میز میزارمکه بینم چرا تو هیچ. کودم اون موفقیت.طولانی مدت.رو نداشتم
اول تو بعضی که کمی موفق بودم اول اعتماد که دارم روش درست رو پیدا کردم ولی وفتی. اویل تا ۳ ماه انکار کلی اعتماد به برنام داشتم ازماه دوم آخرش ۳ ماه انکار دیگه کل اعتمادم ازاون برنامه کم وکم شده دیگه انکار دارم خودم گول میزنم اون برنامه رو تو دیدم دارم اجرا میکنم ولی یواشکی داشتم مخفی خوری میکنم. انکارداشتم رژیم رو برای دیگران می گرفتم ولی خودم دلم با این برنامه دیگه نبود چون دیگران از برنامه خود خبر دارن برای رضایت انها دارم برنامه رو اجرا میکنم واین ارام ارم به صورت که دیگه ازکنترال من خارج شده کل برنامه به هم خورده ومن به برنامه همیشگی خودم برکشت میکردم
وزن کشی من آنقدر عجبی بود ماه اول ۴ کلیو کم میشد.
ماه دومه بازم ۳ کلیو کم میکردم.
ماه سوم.۲ کلیو
ماه سوم مشکل شروع میشد
ماه چهارم ۴ کلیو زیادشدن
هفته دوم ماه چهارم ۲ کلیو برکشت
هفته سوم ازماه چهارم ۱ کلیو کم شدن واخر ماه ۴ کلیو برکشت به وزن فبلی واین رفت برکشت کم نشدن وزن گاهی حتی به ۳۰۰ گرم هم رضایت میدادم که کم بشه ولی بالاتر نره واینکاره بعضی زمان با خود ازار میدادم حدود ۶ ماه هم میشید ولی خودم خبر داشتمکه دارم خودم بی خودی اذیت میکنم وتسلیم شده
چند ماه دارم به صورت رفت برکشت استپ برگشت به عفب بودم هیچ پشرفتی در کم کردن نیود چند روز پیش تو یی دفتر داشتم دنبال یی شمار میگشتم چشم افتاد به دفترچه خودم فکرکنممال دوسال پیش بود وزن کشیهای منکم زیادشدن وزنم بقدری ازنگاه کردن به این وزن کشی واین اضافه وکم شدن داشتم
وفتی دقت کردممن مثل یی چرخه معیوب درجرخش بودم نه پیش رفت که وزنمکه بعد از سه ماه کمکردم رو دارم برکشت میکنم با مقاومت من کمی برکشت به عقب و ذهنم ابن فشارهای من رو هی خنثی میکرد من بافشاراوردن دوباره کمی ازوزن برگشتی خودم رو دوباره کم میکردم بعداز ۶ ماه دیگه تسلیم شده خسته از این فشار ی که تو جسم وذهنم بود بقدری دچارناراحتی بودم که امروز برای هرثانیه این مسیر ازخدا تشکرکنم کم است نه دیگه هیچ ترسی نه هیچوزنی کشی نه هیچ رژیمی ونه هیچ نگرانی ونه هیچ استرس که خونه نیستم وای برنامه به هم میخوره. اگه مهمان بیاد چطوررعایت کنم مبخوام بیرون برم چکارکنم چطور رعایت کنم اگه وسایلی که بهم دستور میدادن نمیشد تهیه کنم دچار ناراحتی که برنامه خراب شد این مواد که گفته شده تو منزل ندارم حتی مثلا یی بخش از. برنامه رو نداشتم خودم رو دچار نارحتی میکردم چقدر برامسخت بود که دارم با ابنکاره برنامه رو دچار مشکل کردم و تو ذهنم بارها. بخاطر درست انجام ندان محکوم کردم که این بخش خستکی بیشتری رو بهر روح ورجسم ورذهنم رواردمیشد وفتی رها میکردم انکار همه این سه بخش رو رها از هر آنچه داشتم به حالت غذا ب بوده ازاد. شده تو ذهنم تازه یی نفس عمیقی کشیده که دیگه تمام شد راحت شدم دفتر تراز ورها کرده برکشت به حالت فبل و کلی اول افسوس ناراحتی ولی آرام ارم اون برطرف شده تا یی برنامه دیگه که شاید اعتماد بیشتری رو از اون روش به من برسه شاید اون برنامه اولی توذهنم اول فبول میافتاد ولی با فشاری که ازطرف ذهنم به من واردمیشد دیگه اون اعتماد ازبین رفته ومن دیگه خودم رو فقط داشتم به حالت که انکار دارم خودم خودم رو گول میزنم که تو برنامه هستم ولی دیگه نبود
یی باره تویی مرکزی رفتم اون آقا ادعا کرده که مربی تیم فوتبال هست مسئول برنامه تغذیه این افراد هست
وفتی برنامه اش رو داشتم انجام. میدادم بارم همین. حالت که دارم درست دارم انجام میدم ولی اوسط اون ذهنم شروعد کرد به بازی که ابن آقا برای افراد ورزشکاران برنامش جواب گوهست توکه ورزشکارنیستی دارای بی خودت تو این برنامه قراردادی وبازم بعداز۳ ماه همو ن آش وهمون کاسه بود اینقدرداین چرخه معیوب ادامه داشت که از یه یا آوری امروزبه خودم میگم من تو این مسیر دارم آگاهی دانشی رو یاد میگیرم که که همه مسیرهای که طی سالهای داشتم با برنامه آنها خودم رو تا ۳ ماه ازاضافه وزن کمی خلاص میکردم آمروز من به مرکز اون مسیر وبه سرچشمه رسیدم آب ازسرجشمه میخورم
من آمد آمد رسیدم به اون چشمه زلال که آب رهای که ته دشت پشت اونکوهای بلندی که من ازش آب خوردم هیچی ازاین سرچشمه دورنش نیست درآب داشتن هم شکل بودن نه در طمع ونه در خواص آب که از سرچشمه میچشم نه زلالی این سرچشمه نداشت کلی. با مواد دیگه مخلوط شده بود ولی امر وز من با سرچشمه داشتن نگاهم رو تغییر دادم ودانستم من در معدن آگاهی درست قرار دارم چه نیاز به آگاهی ناخالص برنامه دیگه که به آگاهی درستم اسبیب بزنه و خدایی نکرده برگشت کنم به اون همه خستگی ناراحتی غذایی ازعمل کردم مشکل دارمکه چقدرمن کم بود به وجود اورد
که من دراین زمان ازهمه اونها خلاص شدم آرام ارم دارم به خودم اون حس خوب رو داد و فهمیدم که چه مسیر زیبایی رو خداوند به من داده چرا اون مسیر که دورنش هستم وکلی کیف لذت رو با خودم همراه کردم بر کشت کنم یی رژیم رو همراه این مسیر زلال برام که آب سر چشمه خودم رو با خاک و گل آب رو از اون زلای بیرون آورده وخودم رو دچارمشکل کنم من به خودم وبه روح وجسم وذهنم قول دوباره اشتباه رو نمیدیم که تازه داران از کلی مشکل رهاشدن میکنم
خدا پشت وپنا هتون. یا حق. حق. نگه دارتون
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم و همه دوستان
راست میگی استاد من مدتیه یه سبک تغذیه برای خودم در نظر گرفتم اونم هم برای لاغری بوده هم بعضی چالش هایی که تو بدنم داشتم به راحتی رفع شده ولی چون ذهنم پر از فرمولهای چاقیه و تمام تلاشش هم میکنه منو برگردونه عادتهای قبلی خیلی یویویی عمل میکنم حالا بماند،اینو میخوام بگم وقتی من تو این روش شیرینی نمیخورم هفته ای ۴ روز برنج نمیخورم فلان چیز و نمیخورم خب معلومه دیگه ترسی هم وجود نداره چون نمیخورمشون ، قشنگ یادمه یبار خونه مامانم مهمان داشتیم من طبق سبک جدیدم عالی عمل کردم یعنی تو کل اون روز فقط شام خوردم اونم بیشتر گوشت و چند قاشقم برنج، ساعت ۹ و نیم یکم انگور و سیب خوردم ولی چون نباید از ۷،۸ شب به بعد چیزی نمیخوردم عذاب وجدان و احساس استرس شدید گرفتم که هیچی خرابش کردم امروزو، حالا میگم تو کل شبانه روز فقط همون قدر شام و خورده بودم دیگه هیچی نخورده بودما ولی حالا چند سال قبل یه رژیم انلاین گرفته بودم که قبل خواب باید یه میوه یا یه لیوان شیر و خرما میخوردیم بعنوان میان وعده قبل از خواب ، تازه ۱۲ شب که میخواستم بخوابم این میانوعده رو میخوردم اونم با خیااااال راحت ، لاغرم میشدم، یا یه رژیمی گرفته بودم از همین متخصص تغذیه شهرمون صبحانه ،میانوعده، سیب قبل ناهار ، ناهار ۷،۸ قاشق برنج و خورشت و سوپ هرچی دوست داشتی همراش میتونستی بخوری باز میانوعده بعد شام یعنی کلا در حال خوردن بودم جالبه لاغم میشدم چون با خیال راحت میخوردم ولی تو سبک تغذیه جدیدم یک دهم اینم نمیخورم ولی اگه یه سیب یا یه ملاقه آش اضافی بخورم از شدت ترس فک کنم هیچی اون روز کم نمیکنم که هیچ اضافه هم میکنم، در واقع همشون رو ذهن ما کار میکنن خیلی جالب بود این فایل
خود من وقتی خیلی چیزا رو نمیخورم خیالم راحته و دیگه ترسی ندارم ولی فکر میکردم من دیگه ترسی ازون غذا یا خوراکی ندارم ولی وقتی میخوردم میفهمیدم که چقدر ازش میترسم و برام چاق کنندست
یکی از آرزوهامه که دیگه از غذاها نترسم و با لذت چیزیو که دوست دارمو بخورم
امروز داشتم به این فکر میکردم چرا همسرم یه دیس برنج و میخوره و یک گرم اضافه نمیکنه ولی من ۵ تا قاشق برنجم اگه بشه ۸ تا چاق میشم ،اون اصلا هیچ حس چاق کنندگی به هیچ غذایی نداره ولی من برعکس بقول استاد اگه ۲،۳ تا قاشق برنج بیشتر بخوری هیچ اتفاقی نمیفته ولی من انقدر تو ذهنم به همون ۲ قاشق میچسبم و حس و حالم بد میشه که همون منو چاق میکنه.
چقدر لذت بخشه رهایی بخدا هیچی خوردن غذا با لذت نمیشه،امیدوارم هممون به زودی تجربش کنیم
ممنون از شما استاد عزیزم
سلام استاد من عملکردم خیلی برام مهمه خیلی بیشتر از لاغری
نحوه برخوردم با مواد غذایی و اصلاح اون در واقع چیزی که من رو تو این گروه نگه داشته
ولی گاهی خیلی نا امید میشم
مثلا امروز موقع شام سیر بودم و برخورد درست این بود که من نخورم و شام هم نخوردم
البته بماند که موقع سرو شام چند قاشق خوردم ولی درگیری ذهنی زیادی برای خودم داشتم
نمیتونستم بشینم بخورم و بگم غذا چاق نمیکنه درسته غذا چاق نمیکنه ولی غذا فرد گرسنه رو چاق نمیکنه ولی فرد سیر رو که از روی هوس میخوره چاق میکنه
حالا یک بار و یک شب مهم نیست ولی من چون خیلی عملکردم برام مهم واقعا وقتی رفتار اشتباهی دارم احساس میکنم لاغری برای من همیشگی نخواهد بود
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیزم و دوستان
وقتی تیتر این فایل رو دیدم گفتم استاد یه تفاوت بین لاغری با ذهن و دیگر روش ها پیدا کرده وقتی متن رو خوندم دیدم استاد گفتن شباهت این روش با روش های دیگه گفتم یعنی چی میتونه باشه این شباهت
وقتی فایل رو گوش کردم دیدم چقدر ریز بینانه استاد به قضایا نگاه میکنن و از چه زاویه ای بررسی میکنن
راست میگید استاد همه روش ها ذهنی هست و بستگی داره ما چقدر باور کنیم اون راهی رو که داریم میریم
وقتی برای اولین بار از یه دوستی شنیدم که با کالری شماری میتونم لاغر شم و اومدم خونه و سرچ کردم درمورد این موضوع واقعا ذوق و شوق داشتم انگار که کشف جدیدی کرده باشم خوشحال بودم که بعد از این کالری مواد غذایی رو یاد میگیرم و میدونم چقدر بخورم دیگه اطرافیان رو به مرور داشتم دیوانه میکردم آنقدر که کالری هر چیزی رو بررسی میکردم
اوایل انقدر خوب پیش میرفتم و به اندازه مورد نیاز بدنم کالری دریافت میکردم و نسبت به هیچ ماده عذایی ترسی نداشتم خیالم راحت بود که کالریشو میدونم و از همشون میتونم بخورم ولی فقط اگه یه ماده پر کالری خوردم باید تو اون یکی وعده ها رعایت کنم اون مدتی که طبق رژیم بودم توجه ام از رو چاقی برداشته میشد
انتظار لاغری در من شکل میگرفت افکاری که تو سرم بود افکار امید بخش بود انگیزه بهم میدادولی این کار مثل این میموند که من فقط دارم ظاهر رو درست میکنم ریشه ای موضوع رو حل نکردم آره درسته همین روش ها با ذهنم کار داشت ولی خیلی سطحی تر
یا مثلا ورزش میکردم و دقیقا با این اسم که من میخام بخاطر حال خوبم ورزش کنم ولی خودم میدونستم ته ذهنم از این ورزش کردن انتظار لاغر شدن هم داشتم وقتی ورزش میکردم اگر تپش قلب نمیگرفتم عرق نمیریختم میگفتم چه فایده ورزش خوبی نکردم و خوب این باور در ما هست که اگر ورزش کنیم لاغر میشیم و این جهانم که ماشین اثبات باورهامون به ماست پس همینو بهم ثابت میکرد اما چون افکار چاقی در من قدرتمند تر بودن نتیجه این میشد که ورزش رو بعد از مدتی کنار میزاشتم
خواهرم با کم خوری تونست وزنش رو کم کنه من فکر میکردم برمیگرده ولی خواهر من به این باور رسیده بود من به این وزن برسم ثابت تو همین وزن میمونم و الان چند ساله تو اون وزن مونده دوست داره چند کیلو کم کنه ولی میگه باید ورزش سنگین کنم و چون هیچ وقت براش پیش نمیاد که ورزش سنگین کنه نمیتونه اون ۴ کیلو رو کم کنه خودش فکمیکنه بخاطر رژیمی که گرفت وزنش کم شد ولی در واقع نگرشش تغییر کرد و این کار هم ذهنی بود
یادمه اولیت باری که رژیم اینترنی گرفتم آنقدر به حرف اون خانوم باور کردم و برام تاثیر داشته به همه معرفی میکردن اما دوره دوم و سوم دیگه اون تاثیر رو نداشت چون میدیدم رژیم همون رژیم و این باور در من شکل گرفت که اینا یه رژیم نوشتن به همه میدن و برنامه من باید تغییر میکرد نا بتونم وزن کم کنم و این ذهنیت ک کم کردن اون تیکه آخر سخته رو داشتم و همین باعث نشد ادامه ندم یا مثلا این ذهنیت که تا وقتی که رژیم رو ادامه بدم لاعر میمونم باعث شد با ترک اون رژیم به وزن حتی بیشتر از قبل خودم برگردم
ولی تو این روش با این ذهنیت که من قرار رفتارهای و عادت هام درست بشه و از همه چیز میتونم اندازه نیاز بدنم بخورم و این کار رو با درک کردن سیری و گرسنگی انجام میشه بهم حس خوبی میده و میدونم میتونم تا آخر عمر این روش رو انجام بدم چون که محدودیتی وجود نداره
یه جمله هم تو متن یکی از قسمت های دوره صد گام خوندم که استادنوشته بودن لاغری از جسم شروع نمیشه از ذهن شروع میشه بعد تغییرات در ذهن شکل میگیره
شاید منم وزن خاصی این مدت کم نکرده باشم ولی وقتی حس خوبم رو موقع غذا خوردن میبینم دوست داشتن خودم رو با همین اندام میبینم بیشتر مطمئن میشم این مسیر همون مسیر درست
نشان های دریافت شده
ب نام خداوند بخشنده مهربان
از وقتی ک خودم رو شناختم یعنی ب سنی رسیدم ک متوجه شدم چاق هستم،دوران کودکیم بود.هرکی من و خانواده ام رو می دید می گفت:عیب نداره هروقت بزگ شد لاغر میشه،یعنی منظورشون این بود ک رژیم می گیره ولاغر میشه و الان نمیتونه رژیم بگیره،دیگه ازون موقع تا اللان هر شخصی من یا ی فرد چاق رو ببینه فقط میگن باید رژیم بگیری و تحرک بیشتر داشته باشی و همش مارو از غذاها ترسوندند،ترس ترس ترس همش ترس همش مارو ترسوندند حتی از آب خوردن،افراد عادی همه پزشکان هرشخصی رو ببینیم مارو از غذاهای مختلف ترسوندند.
خوب منم خیلی باورم شده بود ک خیلی غذاها چاق کننده هستند من باورم شده بود،ک برای لاغرشدن باید فقط مواد پروتئین و سبزیجات باید مصرف کنم خوب ب فرض هم این طور باشه تا کی میشه این غذاها رو خورد و بقیه چیزها رو نخورد مگه ی هفته یا یک ماه هست؟هیچ کس هیچ شخص واقعا نمیتونه برای همیشه ی رژیم خاص رو دنبال کنه و ب همین خاطر هست گ وزن بالاوپایین میشه.
اگر وزن هم پایین بیاد فقط تا زمان رژیم پایین می آید و بعدهم مشکل ثبات وزن است،وزن کم کردن یی مقوله ونگهداری آن ی مقوله دیگر،وای من ک هر وقت ب دیگران می گفتم بابا من همیشه دارم رژیم می گیرم دیگه چی کار کنم هر کار می کنم نمیشه،بهم میگن نه،ب خاطر اینکه تو اداااااامه نمیدی بخاطر همین چاقی اراده نداری بخاطر همین چاقی تو ب فکر خودت نیستی بخاطر همین چاقی.
واقعا این حرفها و تفکرات مغز آدم رو سوراخ میکنه،خوب بخاطر همین حرفها من ترس عجیبی هم از مواد چربی وهم از مواد قندی نشاسته ای پیدا کردم.
چون تمام رژیمها ک ب من می دادن حتما حتما تاکید داشتند غذاها باید اب پز باشد هر جا می رفتیم می گفتند باید سالاد حتما خالی بلشه چون سس چاق می کنه ومن اون موقع خیلی از خوردن سالاد الویه می ترسیدم چون داخلش سس مایونز داشت از روغن و سرخ کرده می ترسیدم چون می گفتند چاق می کنه
ولی الان نمی ترسم ن از روغن ن سس مایونز از پیتزا ک ب هیچ عنوان نمی ترسم،استاد در مورد تخم مرغ گفته بودن،چون من هیچ جا در مورد چاق کننده بودن تخم مرغ نشنیده بودم ب هیچ وجه از این نمی ترسیدم چون برعکس هرجا سرچ می کردم نوشته بود یکی از مواد لاغر کننده خوردن تخم مرغ هست بنابر این با خیال راحت هم می خوردم والبته همون عسلی هم دوست دارم.
اتفاقا دیروز صبحانه داشتم تخم مرغ می پختم پدرم بهم گفت نباید زیاد تخم مرغ بخوری چون چربی داره وبرات خوب،نیست.من گفتم پس ب نظر شما چی بخورم مربا یا عسل والبته پنیر داشتیم چون بسیار شور بود واون مدل ک باب طبع من بود نبود ومن دوست نداشتم بخورم بعد بهم گفت ارده بخور من گفتم ارده کجا بود و ب لاکی عسل ک روش نوشته بود ارده کنجد وخالی شده بود وما داخلش عسل ریخته بودیم اشاره کرد.
گفتم متوجه نشدی اون داخلش عسل هست بعد دیگه ادامه ندادم ک چرا فکر می کنید ارده برام خوب هست چون اگه ب چربی باشه چربی ارده بسیار بالاتر از تخم مرغ میتونه باشه،بعد بهشون گفتم دلیل لاغری شما چیه اول گفت نه من لاغر نیستم بعد گفت چون من سنم بالا میره لاغر میشم وهم اینکه تحرک دارم گفتم خوب باشه.
گفتم دلیل اینکه بعضیها لاغر هستند چیه؟اومد ی کتاب آورد آورد گفت ب این دلیل باون دلیل و برای لاغر شدن باید این غذا واون غذا رو نخوری ودر آخر اسم تخم مرغ رو هم آورده بود ک باید خوردن این موارد خیلی محدود شود من دیگه چیزی نگفتم.
خواهرم فکر کنم ی س چهار کیلویی دقیقا نمیدونم چقدچون ی من نمیگه،وزنش بالا رفته دیدم دو روزه صبحانه نمی خوره،بهش گفتم چرا صبحانه نمی خوری ؟ میگه می خواهم لاغریشم،بهش گفتم جدا برای لاغری صبحانه نمی خوری بعد بهش گفتم ایا نخوردن صبحانه باعث لاغری میشه؟یعد بهش گفتم اگه نتیجه گرفتی حتما نتایجت رو در اختیار من بگذار!ی مدت گفت می خوام برم پیاده روی.
من فکر کردم همین طوری می خواد بره بعد متوجه شدم برای لاغری می خواد بره،فقط کلا فکر کنم سه بار هم بیشتر نتونست بره اونم حدود دو ماه پیش.بهش گفتم دیدی خواستی بری پیاده روی نتونستی ادامه بدی گفت خوب من وقت ندارم که،میرم مدرسه کی میتونم برم پیاده روی گفتم همون دیگه ،پس مسائلی پیش میاد ک آدم مجبور میشه اون رو رها کنه.
ومن هم دقیقا بخاطر همین اصلا سمت باشگاه نرفتم فقط فقط بچه بودم ی چن بار رفتم فقط همون شد.چون همیشه استرس شدید داشتم نسبت ب اینکه اگر برام ی اتفاقی بیفته ک من نتونم ورزش کنم ممکنه ب شدت چاق بشم چون ار افراد می شنیدم گ هرکی بره ورزش ول کنه چاق میشه ومن ازین موضوع ب شدت می ترسیدم گفتم چ کاریه اگه قراره دوباره چاق بشم اصلا نمیرم چون میدونم ک اصلا نمیتونم ادامه بدهم.
اره دیگه ب خواهرم گفتم ب نیت لاغری نرو ب نیت سلامتی و روحیه برو و نو چون ب نیت لاغری رفتی ول کردی گفت ن من عمدا ک ول نکردم وقت نداشتم و بعدش من خودم کلی راه می رم چ نیازی جدا برم گفتم خوب اره تو کلی راه میری همون حسابه دیگه.گفت ن اخه اونا ک ب نیت پیاده روی نمی رم
گفتم توو بقیه ب نیت سلامتی و روحیه می روید یا برای لاغری؟گفت ب نیت هر دو تا می ریم گفتم نه اگه ب نیت روحیه میری برو اشکال نداره ولی ب نیت لاغری نرو گفت چه فرقی میکنه هیچ اشکالی نداره.
من منظورم این بود که او چون ب نیت لاغری رفته بود ولش گرد ولی اگر ب نیت روحیه باشه پس برای کسی فرق نمی کنه ک چه زمانی بره یا نره ولی من سعی در قانع کردنش نداشتم ولی ب نظرم مقداری قانع شد ولی مادرم با تمام حرفهای من موافق هست و حرفهای من رو تایید کرده،من ب مادرم گفتم خوب ماهم فایل ورزش و پیاده روی موثر هم داریم وگفتم این طور نیست ک حق نداریم ورزش یا پیاده روی کنیم ولی شرایطی دارد و مادرم گفت آره این حرفها درست هست.
دوستان گلم شاد باشید…
سلام و درود
بهتره درباره آنچه یاد می گیری یا از سایت تناسب فکری دریافت میکنی با کسی صحبت نکنی
چون طبیعی است وقتی به دیگران آگاهی بدی در مقابل باید آگاهی از طرف اونها دریافت کنی
هر انسانی بر آگاهی خودش تاکید داره بنابراین همیشه این احتمال هست که آگاهی دیگران بر مبنای رژیم و ورزش و … بر آگاهی شما بر مبنای ذهن غلبه کنه چون روش های مرسوم لاغری بسیار ریشه دار و گسترده هستند ولی لاغری با ذهن فقط برای افراد خاص و هدایت شدگانه
بنابراین بهتره که آگاهی خودت رو در معرض گفتگو و تبادل نظر قرار ندهید.
موفق باشید
منتظر خبرهای عالی شما هستم👌
نشان های دریافت شده
سلام استاد خیلی ممنونم ازینکه وقت گذاشتید و نوشتم رو خوندید باشه چشب استاد عزیز،خوب اخه بعضی اوقات ازم می پرسند یعنی خواهرم می پرسه ک فلان غذا یا خوراکی چاق می کنه یا لاغر می کنه ومن نمیدونم واقعا چه جوابی بهشون بدم در این موارد
به نام خدای مهربان
استاد من کاملا با حرفاتون موافقم من زمانی که ولع هام تغییر کرد بازم یه جاهایی رو حس میکردم درست نیست اینکه ما غذاها رو نخوریم با اینکه دلمون بر نداره بخوریم خیلی فرق میکنه من وقتی به غذاها هیچ حسی نداشتم حتی ذهنم سعی میکرد ردشون کنه احساس میکردم تو این لحظه ها هر چی نخورم لاغرتر میشم و این خیلی خوبه اما یه جاهایی حسم میگفت روند اشتباهه ولی خودمو قانع میکردم حتی امروزم با خودم درمورد این موضوع کلنجار میرفتم و از اینکه وقتی گرسنه ام میشه نگران میشدم و هر علاقه ای که به غذا ها داشتم رو کنار گذاشتم احساس میکنم زوری بوده من از اینکه اون مسیر رو تجربه کردم ناراحت نیستم اتفاقا برام تجربه خوبی شد و درس خوبی بهم داد که از این به بعد در روند تغذیه ام خیلی راحت تر باشم و با خودم رو راست باشم و این در نظرم نباشه که هر چی کمار بخورم لاغرتر میشم و به قول شما که درمورد میزان تنفس و ضربان قلب که هنگام ورزش درما شکل میگیره گفتین بیشتر درکش کردم من الان نتایج خوبی گرفتم اما با خودم میگفتم خب میخوای بیشتر نتیحه بگیری بیشتر نباید بخوری اما از یه طرف این توی ذهنم وول میخورد که چرا فلان دوستم خیلی خیلی غذا میخوره ولی لاغره و غذا روش اثری نداره برام خیلی سوال شد و حس کردم من دارم یه جایی رو اشتباه میرم تصمیم دارم از این به بعد خیلی راحت تر و دلباز تر غذاها رو انتخاب کنم و بخورم و ترسهام رو بشناسم چون همونطور که توی فایل گفتین لایف استایل یعنی هر جوریم بود تو هر موقعیتی بازم همون لایف استایل رو داشته باشم نه اینکه زور بزنم که در اون شرایط بمونم و لاغریم رو در گرو کمتر خوردنم بدونم
وقتی درمورد رژیم های مختلف گفتین به این فکر کردم که یه بار تصمیم گرفتم تا یه سال لایف استایل رژیم ماست داشته باشم چون یکی از دوستام میگفت برادرش با این ترفند لاغر شده البته باشگاهم رفته ولی من گفتم خب همون رژیم ماست رو انجام بدم ببینم چی میشه ولی خب بعد یه مدت کوتاه دلمو زد و ول کردم چون اونجا برام خیلی چاقیم پررنگ نبود راحت تر رژیم و ورزش رو رها میکردم
لاغری با ذهن روندیه که هر بار مرورش میکنی بهتر عمق ذهنت رو کشف میکنی و بهتر مچ فرمولهای اشتباه رو میگیری و لاغر تر میشی بدون اینکه رژیم بگیری یا ورزش کنی یا دارویی چیزی بخوری این خیلی عالیه
من وقتی برام نوتیف فایل جدید اومد با عنوان کشف روش جدید لاغری خیلی تعجب کردم و کنجکاو شدم که یعنی استاد یه راهکار جدید پیدا کرده؟؟ و وقتی فایل رو گوش کردم متوجه شدم اشتباه ما افراد چاق چیه
ما همیشه دنبال یه راه حلیم
چجوری لاغر بشم؟
یا روش جدیدی از لاغری به وجود اومده؟
در صورتیکه لاغری توی وجودمون هست و ما چون توانایی لاغری رو در خودمون نمیبینیم لاغر نمیشیم و به دنبال این هستیم که یکی دیگه بیاد به ما یه روش رو یاد بده
یه تایمی من به فایلهاتون با این نگاه گوش میدادم که شما به من یاد بدین و من هر چقدر تو این روش ماندگار باشم لاغریم ماندگار تره اما حس میکنم این یه جورایی درست نیست اینکه من فایلهاتون رو گوش بدم و اون رو توی زندگیم لمس کنم و یه جاهایی با آزمون و خطا پیش برم و ذره ذره لایف استایلی که میخوام داشته باشم رو توی زندگیم شکل بدم رفتار درست تریه
توی روش اولم جواب گرفتم با اینکه خیلی زود جواب داد ولی نتیجه پایدار نشد چون وقتی رها کردم دیگه لاغری ادامه دار نشد درسته چاق نشدم ولی لاغرتر نشدم
احساس میکنم هر چی بیشتر هول و ولای لاغری رو دارم و هدفم اینه ک به جای اینکه زندگیم تغییر کنه گام های لاغری رو بردارم تا زودتر لاغر بشم و اینا نتیجه عمیق و پایدار نمیگیرم
من دارم لاغر میشم ولی این تسلط روی ذهنم و تغییر مراقبه متمرکزم از روی چاقی به روی لاغری حالا حالا ها کار دارم برام یه نشونه اومد که دوره رایگان رو از اول دوباره شروع کنم با اینکه ذهن منطقیم داره باهام مخالفت میکنه که چ کاریه ادامه اشو برو دیگه و این حرفا ولی میخوام به اون صدا جواب مثبت بدم و ببینم مرور دوباره گام های قبلیم چه درهایی از آگاهی رو ب روم باز میکنه
استاد ازتون خیلی ممنونم بابت فایلهای ارزشمندتون واقعا هر فایل جواب مهمی داره به هر سوال که راه رو آسونتر و بهتر میکنه
خدایا ازت ممنونم که من رو به این فضا هدایت کردی و راهنمای زندگیمی
وای استاد دقیقا من هم رفتم ورزش فقط به خاطر تقویت عضله هام و حسم خوب بود نتایج خوبی هم گرفتم ولی کم کم حرفهای مربی من رو از مسیر منحرف کرد همین سفارش به خوردن اوتمیل برای صبحانه و اینکه میگفت دو ساعت قبل و بعد ورزش هیچی نخورین و اصرار بر خوردن اب زیاد یهو به خودم اومدم دیدم دوباره دارم درگیر خوردن و نخوردن میشدم و تو مدت کمی من چاق شدم
اولش فکر کردم به خاطر ورزش من چاق شدم
دقیقا استاد من یه روشی بود که هر روز سیب زمینی ابپز بخورم خوب من هر روز سیب زمین اب پز میخوردم و لاغر هم میشدم من مرتب داشتم خرید میکردم و مواد غذایی میخریدم
وای استاد چه قدر این فایل عجیب بود
مثلا من تو رژیمم مرغ سیب زمینی اب پز اب هویج شیر نون پنیر ووووووو ولی اگر یک قاشق قورمه سبزی میخوردم فکر میکردم چاقم میکنه و چاقم هم میکرد
ضریب افکار در خوردن که هر فردی رو چاق میکنه
مثلا دوست من خام گیاه خواری گرفته بود یک عالمه اجیل و ارده و خرما میخورد ولی لاغر هم میشدن روزی چند تا انبه موز خربزه سالاد
نمیدونم چرا این روزها مرتب به این موضوع برمیخورم که همه چی به ذهن بستگی داره باید از مرز منطق عبور کرد باید تو دنیای رویا قدم برداشت غذا قدرت چاق کردن تو رو نداره
نشان های دریافت شده
سلام خدمت دوستان وهمراهان گرامي
من يه تجربه باشگاهي دارم وبرام خيلي جالب بود مطمئنم كساني هم بخونند متوجه اين ذهن چاق شونده ميشوند
من خواهرم وشوهر خواهرم هردو باشگاه دارند وفعاليت زيادي در زمينه ورزش دارند زن وشوهر هم تحصيلات تربيت بدني دارند وهم تجربه باشگاه داري
من كه كمي چاق شده بودم از تناسب خودم اومده بودم بيرون به اصرار اين زن وشوهر منو وادار كردند كه بايد هم رژيم بگيري وهم ورزش زير نظر خودمون اين اضافه وزنت از بين ببري
اقا يه ليست بلند وبالاي به ما دادند
من ليست ديدم
شاخام در اومد گفتم من به خدا انقدر غذا نميخورم الان من اين همه بخورم دوبرابر الان ميشم
خلاصه اينا اصرار داشتن تو فقط گوش بده
من رفتم طبق ليستي كه به من دادند خريد كرديم اورديم
روزي شش وعده ميخورديم
ورزش ميكرديم من در عرض چهار ماه ده كيلو اضافه داشتم تمومشد وخوشحال خندون مرتب ميگفتن ورزش كن شش وعده بخور اصلا چاق نميشي منم خيلي خوشحال بودم به تناسب واقعي رسيدم اقا يدفعه كرونا شد باشگاه تعطيل واسترس زياد بود وهمه براي زنده بودن ميجنگيدن ماهم به كل از فضاي ورزش رژيم اومديم بيرون وبعد شش ماه پانزده كيلو اضافه كرديم هم چنان با اين اضافه اومديم جلو
درست كه ده كيلو كم كردن ولي خيلي تجربه بدي بود
انقدر ورزش ميكردم انقدر وزنه ميزدم انقدر منو دور باشگاه ميدويدم وانقدر دراز ونشست ميزدم نگم براتون دركل خيلي زجر اور بود
ًاز همه بدتر فيله مرغ يا تن ماهي بعد تمرين خوردن زجر اور بود
اقاي روشن هرچي بود به سختي گذشت چهار ماه به من انگار يه سال گذشت از همه بدتر قرص هاي ويتامين يه عالمه ميخورديم
اگه من مثل خودشون ادامه ميدادم شايد دوباره چاق نميشدم
ولي زندگي به اون ترتيب خيلي سخته
همين الان خواهرم وشوهرش همون سبك دارند زندگي ميكنند هميشه تناسب دارند
ولي به چه قيمتي
اينم از تجربه رژيم وباشگاه من
من خيلي خوشحالم كه با سايت تناسب فكري اشنا شدم واينم يه اتفاق قشنگي بود
ميدونيد اقاي روشن مدتي هست تو سايت هستم وتغييرات جسمي پيدا نكردم
ولي خيلي از عادات غذايي تغيير كرده
ولع به خوردن خيلي كمشده
واز همه مهمتر كيفيت زندگيم خيلي بهتر شده
زندگي با اراده خداوند شروع كردم وسه ماهي درگيرش بود واقعا با من
چه كرد من زيرو شدم وخيلي خوشحالم طرز تفكر من خيلي تغيير كرد ونگاهم به زندگي تغيير كرد ومن مانع هاي خيلي.زيادي داشتم
يكي يكي مانع هاي ذهنمو دارم شناسايي ميكنم واقعا من خودمو توي جنگلي ميبينم كوه ريزش كرده كلي تنه درخت سنك وگه لاي جلوي من هست ويكي يكي من بايد پاكسازي كنم وجاده براي خودم هموار كنم تا بتونم به راحتي قدم بردارم
جسمم تغييرات خوبي بكنه خودم لذت ببرم
موانع ذهن من خيلي تنومند شدن ولي انقدر شما خوب توضيح ميدهيد من ميتونم شناسايي بكنم وفكر خوب جايگزين بكنم
الان قدم ٥٤ هستم برام خيلي لذت بخشه
ذهنمو دارم اماده ميكنم كه محصولات خريدم
با يه ذهن اماده قدم جديدتري رو بردارم
من به جرات قسم ميخورم اين سايت تناسب فكري يكي از بهترين اگاهي وناب ترين اطلاعت به ادم ميده وبه كل سبك زندگي ادم دگرگون ميكنه
اميدوارم اقاي روشن هميشه پايدار باشي
وهميشه خوش بدرخشي
ممنون كه هستي