مغز ما یه جورایی مثل یه فرمانده پنهانیه 🎩🧠 که همیشه داره بیوقفه دستور میده! این فرمانها تبدیل میشن به رفتارهایی که خیلی وقتها اصلاً حواسمون بهشون نیست. همین رفتارهای به ظاهر کوچیک، همون عادتهایی هستن که سالهاست ما رو بیصدا به سمت چاق شدن هدایت کردن 😯🍩
اما خبر خوب اینه که توی این مقاله قراره با هم بریم سراغ کشف فرمول های چاقی! 📜💥
ببینیم دقیقاً این فرمولها چی هستن و چطور میتونیم با تغییرشون، یه مسیر جدید برای بدن و ذهنمون بسازیم. مسیری که ما رو به سمت حال خوب، سبک شدن و زندگی سالمتر هدایت میکنه 🌈🚶♀️✨
چاقی چیست؟ 🤔
تصور کن یه روزی بود که اصلاً خودتو نمیشناختی… نه تصویر روشنی از خودت داشتی، نه میدونستی اون عادتهای کوچیکی که هر روز تکرار میکنی، قراره یه روز تبدیل بشن به فرمولهای پنهانی چاقی 😮🍟

شاید الآن که این مقاله رو میخونی، دلت از دست چاقی حسابی گرفته باشه.
شاید خستهای از اون همه تلاش بینتیجه… از دست فرمول های ذهنی چاقکنندهای که یواشیواش توی ذهنت جا خوش کردن و بیخبر تو رو کشوندن به اینجایی که الان هستی 😓
اما یه خبر خوب دارم برات:
❌ نه رژیم میخوای، ❌ نه دارو، ❌ نه ورزشهای سنگین
✅ فقط باید با ذهنت آشنا بشی، ✅ فرمول های چاقی رو بشناسی، ✅ و کمکم تغییرشون بدی…
🌟 این مسیر تغییر، کاملاً در دستان توئه! آمادهای برای یه سفر شگفتانگیز ذهنی؟ 🚀
تنها مسیر واقعی لاغری کجاست؟ 🌈
✅ تنها راهی که واقعاً جواب میده، «لاغری با ذهن»ـه.
این روش یعنی یاد بگیری چطوری اون فرمول های چاقی رو از ذهنت پاک کنی و به جاشون فرمولهای لاغری بسازی؛ بدون جنگیدن با خودت، بدون اجبار، بدون محرومیت 🙌
فرمول های چاقی چطور کار میکنن؟ 🧠📊
یکی از جذابترین بخشهای این روش اینه که ما دقیقاً میفهمیم چی توی ذهنمون داره باعث چاقی میشه.
فرمول های چاقی همون برنامههای ناخودآگاهیان که سالهاست ذهنمون بهصورت خودکار اجراشون میکنه. برنامههایی مثل:
- باید همیشه بشقابت رو تموم کنی 🍽️
- اگه غذا نخورم، حالم بد میشه 😵
- دسر بعد از غذا لازمه! 🍰
ولی ما قراره اینجا چی کار کنیم؟ 💡
۱. این فرمولهای پنهونی رو شناسایی کنیم 🔍
۲. بعدش با تمرین و آگاهی، جای اونا فرمولهای لاغری ذهنی رو بذاریم 🌱
نتیجه نهایی؟ 🎉
راه لاغری از همون ذهنی میگذره که سالها با فرمولهای چاقکننده ما رو توی اضافه وزن نگه داشته!
این بار فقط قراره مسیر آشنا رو با یه مقصد جدید طی کنیم: تناسب اندام پایدار 🏖️🌟

چرا چاقی سریع تر از لاغری است
بسیاری از افرادی که اضافه وزن دارند، بر این باورند که روند چاقتر شدن آنها سریعتر از لاغری است. اما حقیقت این است که توجه به چاقی نقش اصلی را در این احساس بازی میکند.
هرچه بیشتر به چاقی توجه کنیم، در واقع فرمول های چاقی ذهنیمان را تایید کردهایم. این تمرکز نه تنها باعث تقویت فرمولهای ذهنی مرتبط با چاقی میشود، بلکه احساس ضعف و ناتوانی در برابر چاقتر شدن را در ما به شدت افزایش میدهد. 😞
برای رهایی از این شرایط و تغییر روند به سمت لاغری، باید تصمیمات و رفتارهای خود را تغییر دهیم. به این معنی که باید طوری زندگی کنیم که انگار در حال حاضر در تناسب اندام رویایی خود هستیم. 🏋️♀️✨
این تغییرات به مرور زمان باعث میشود که فرمول های چاقی ذهنیمان کمرنگتر شوند.
این تغییرات از ذهن آغاز میشوند و به تدریج به رفتارهای روزمره ما منتقل میشوند. با این کار، شخصیت ما از فردی که خود را چاق میبیند به فردی تبدیل میشود که در ذهن و رفتار، متناسب است. 💪
این فرآیند منجر به ایجاد تصاویر ذهنی جدیدی میشود. از آنجایی که ذهن ما تصویری است، این ذهن شروع به ایجاد تغییرات در جسم ما میکند تا آن را با تصاویر جدید و متناسبتر از قبل، منطبق کند. 🧠✨
فرمول های چاقی که روزگاری ما را درگیر کرده بودند، حالا در حال تغییر و جایگزینی با فرمولهای لاغری جدید هستند! 🌟

🕰️ نقش زمان در چاقی
یکی از چیزهایی که خیلی وقتها یواشیواش باعث میشه بیشتر از قبل حواسمون به چاقی جمع بشه، تعیین زمان برای لاغریه! ⏳
فکرشو بکن… یه روزی با خودت عهد میبندی که مثلاً تا عید یا فلان تاریخ خاص باید حتماً لاغر بشی. حالا هر چی از اون تاریخ میگذره و خبری از لاغر شدن نیست، ناامیدی بیشتر میشه…
و چی میشه؟ 🤯
بجای اینکه تمرکزت بره سمت لاغری، ذهنت مدام درگیر چاقی میشه. 😞
ولی چرا این اتفاق میافته؟!
جواب توی همون فرمول های چاقی پنهونه! 🧠
ذهن ما با برنامهریزیهای ناخودآگاهی که سالها براش تکرار کردیم، عادت کرده بیشتر به چاقی فکر کنه تا لاغری. هر بار که زمان میذاری و بهش نمیرسی، ذهن دوباره یادآوری میکنه: «دیدی نشد؟ تو همیشه چاق میمونی!»
این افکار ناامیدکننده، درست مثل یه دام ذهنی هستن که ما رو وارد چرخهی تکرار و شکست میکنن 🔁
چرا تعیین زمان، باعث شکست میشه؟ 🚫
یکی از دلایل اصلی که باعث میشه خیلی از آدمها توی مسیر لاغری جا بزنن، همین تمرکز زیاد روی زمانه.
چون ذهن، به جای اینکه درگیر تغییر فرمولها بشه، درگیر تقویم و تاریخ میشه! 📆
هر روزی که از اون زمان تعیینشده میگذره، احساس شکست، اضطراب و سنگینی بیشتری میاد سراغمون…
اما نگران نباش! 😊
توی دورهی لاغری با قدرت ذهن، دقیقاً به این موضوع پرداخته شده و بهت آموزش داده میشه چطور این استرس زمانی رو بذاری کنار و سبکتر ادامه بدی. 🌿🧘♀️
یه پیشنهاد مهم برای تو 🎥💡
حتماً فایل تصویری این جلسه رو چند بار با دقت ببین 🎬 و خوب به حرفها فکر کن…
🔎 آیا تو هم این رفتارها و افکار رو توی خودت میبینی؟
اگه بله، بدون که تغییرشون شدنیه 💪 کافیه تمرکزت رو بذاری روی درک بهتر فرمول های چاقی و قدمبهقدم به سمت ساختن فرمولهای جدید و متناسب پیش بری.
✨ این مسیر، همون چیزیه که تو رو به سمت تصویر ذهنی جدیدت هدایت میکنه.
تصویری که توش خوشحالتر، سالمتر و رها از فشارهای ذهنی هستی! همهچی از ذهن شروع میشه… و تو آمادهای برای این شروع تازه! 💫🌱

تغییر مسیر با لاغری ذهنی 🌱
حالا که میدانیم توجه به چاقی چه تأثیراتی دارد، گام بعدی این است که یاد بگیریم چطور توجه خود را به سمت تناسب اندام و لاغری ذهنی معطوف کنیم.
برای این کار، نیاز داریم به طور مداوم در فکر خود تمرکز کنیم تا فرمول های چاقی جای خود را به فرمولهای لاغری بدهند.
این تغییر مسیر، با تمرینهای ذهنی، تصویرسازی مثبت و تغییر افکار منفی درباره چاقی در دوره ورود به سرزمین لاغرها به تدریج رخ میدهد و باعث میشود که ذهن ما به جای تقویت چاقی، به سمت تناسب اندام هدایت شود. 💪
این رویکرد نه تنها راهی برای رهایی از چاقی است، بلکه به شما این امکان را میدهد که در زندگی روزمرهتان آزادی بیشتری داشته باشید، بدون اینکه ذهن شما به دام فرمول های چاقی بیافتد. 🌟
✍️ تمرین آموزشی 📖
✨ تمرین ویژه: شکستن فرمول های چاقی ✨
📌 مرحله اول: قطع عادت صحبت درباره چاقی
یکی از فرمول های چاقی، صحبت مداوم درباره چاقی است. این کار مثل ریختن بنزین روی آتش اضافهوزن عمل میکند! 😱
حالتهای مختلف این عادت مخرب شامل:
- 📣 گله و شکایت از چاقی
- 😅 شوخی و مسخره کردن خود یا دیگران به خاطر اضافه وزن
- 🙄 حرف زدن درباره لاغر نشدن
- 🥲 حسرت لاغر بودن را خوردن
✍🏻 حالا زمانشه! به صورت انشایی بنویسید:
- چطور قبلاً درباره چاقی صحبت میکردید؟
- این حرفها چه احساسی در شما ایجاد میکرد؟
💖 در پایان این بخش، یک تعهدنامه محکم بنویسید: از این لحظه به بعد هیچ حرفی درباره چاقی نمیزنم!
📌 مرحله دوم: پذیرش عاشقانه خودت
یکی از اصلیترین فرمول های چاقی، نفرت از بدن فعلی است. 🥺
وقتی با جسم خودت قهر باشی، ناخودآگاه چاقتر میشوی. راهش چیه؟ آشتی کردن با خودت! 🤗
✍🏻 بنویسید:
- چه احساسی نسبت به بدن فعلیتان دارید؟
- آیا نسبت به گذشته احساس بدتری پیدا کردهاید؟
✍🏻 سپس متعهد شوید:
- شرایط فعلی خودم را با عشق و مهربانی میپذیرم. 💗
- با جسمم آشتی میکنم. 🤝
- راهکارهایی برای ایجاد رابطه صلحآمیز با خودم تعیین میکنم و عمل میکنم. ✅
مثلاً:
- 👗 پوشیدن لباسهای رنگ روشن دلخواه
- 📸 عکس گرفتن با اشتیاق در مهمانیها
- 🪞 لبخند زدن به تصویر خود در آینه آسانسور یا روشویی
- 💬 حرف زدن مثبت و انگیزشی با خودم
🌟 توصیه: هر روز تمرین لبخند در آینه رو انجام بده تا رابطهت با خودت معجزهآسا تغییر کنه.
📌 مرحله سوم: پیشگویی آینده لاغر! 🔮
یکی از قویترین فرمول های چاقی، تمرکز بر اضافه وزن است. اما تو میخواهی فرمولهای لاغری را فعال کنی! 🌟
✍🏻 بنویس:
- لاغری چه مزیتهایی برایت دارد؟ 🎯
- چه تاثیری بر سلامتی روحی و جسمیات خواهد داشت؟ 🧘♀️
- در روابطت چه تغییری ایجاد میشود؟ 👨👩👧👦
- اعتماد به نفست چطور بالاتر میرود؟ 💪
- در کسبوکار و شغلت چه تحولاتی رخ میدهد؟ 💼
- چه تاثیر مثبتی بر امید و شادی زندگیت دارد؟ 🌈
✨ هر چه دقیقتر و با جزئیات بیشتر بنویسی، ذهن ناخودآگاهت پرقدرتتر برای تحقق آینده لاغرت آماده میشود.
یادت نره! گزارش تمریناتت رو در بخش نظرات با ما به اشتراک بذار! 💬
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
امتیاز 3.94 از 245 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
و تو خدای محال هایی🥰
اگر چیزی رو دوست نداری ، تغییرش بده و اگر نمی توانی تغییرش بدهی، شیوه ی تفکرت را به آن عوض کن
توجه کردن ، و تصویر ذهنی خیلی در مسیر و موفقیت ما اهمیت دارد. در هر کاری و در هر شرایطی.
یادم میاد سال ۹۵ ما خونه نداشتیم و مستاجر بودیم ،خیلی دلم میخواست خونه دار بشیم ،یه روز مادر شوهرم اومده بود خونمون ، چند وقت بعدش میخواست بره به قول خودشون ییلاق و تا چند ماه اونجا بمونن.یه زمین داشتیم که میخواستیم کم کم بسازیمش پول آنچنانی هم نداشتیم. یادمه برگشتم بهش گفتم مامان این دفعه که از ییلاق بیای ،ما خونه دار شدیم و میای خونه خودمون.برگشت گفت حالا اینجایی که هستید خوبه ،اینجا بمونید، بعداً کم کم حالا وقت دارین،خیلی ناراحت شدم، گفتم حالا میبینی، یه مقدار پولی که داشتیم رو برای اون زمین خرج کردیم و دیگه پولی نداشتیم. یه روز همسرم اومد گفت میخوام یه خونه بخرم گفتم چیییییی با کدوم پول ،گفت خدا بزرگه یه مقدار از مامانم میگیرم بقیش رو هم جور میکنم .ما خونه خریدیم ۷۵ میلیون و باورتون نمیشه، فقط ۳ میلیون پول داشتیم. و این همون باور ، توجه و تصویر ذهنی بود که من برای خودم ساخته بودم و به واقعیت پیوست.
توجه کردن به چاقی
من در این چند ماه اخیر خیلی بیشتر چاق شدم چون بیشتر فکرم متوجه چاقیم بود. همسرم همش میگفت یه کم لاغر شو ،یه کم تو خونه ورزش کن ،چیه اینقدر زشت شدی ،هر کی من و تو رو میبینه فکر میکنه مادر و پسر هستیم. (یه مدت هم بیچاره تصمیم گرفته بود خودش رو به خاطر این که به هم بیایم چاق کنه😁)
پسرم هم هر کسی رو تو ماهواره میدید با من مقایسش میکرد و میگفت اینارو نگاه مامی من و نگاه ببین چقدر لاغرن ، از لباس گرفتن که دیگه نگم اصلا دلم نمیخواهد برم لباس بخرم میدونم دست رو هر چیزی نمیتونم بزارم و باب سلیقه خودم خرید کنم، شوهرم میگفت این به تو نمیاد بدتر چاق نشونت میده یا قدت رو کوتاه نشون میده این به یه آدم لاغر میاد ،تو شیرینی و غذا خوردن هم که همش با ترس که مبادا چاق بشم ، دیگه مثل سابق کفش پاشنه بلند نمیتونم بپوشم اذیت میشم ، عاشق کفش اسپرتم ولی شوهرم نمیزاره میگه کوتوله میشی و بهت نمیاد ،به همسرم میگفتم من که از تو کمتر غذا میخورم تو چرا چاق نمیشی اونم میگفت خب من مثل تو نیستم و تو سریع چاق میشی .
حتی اون موقع هم که رژیم گرفتم میدونستم اگه دوره اش تموم بشه رعایت نکنم برمیگرده و همون هم شد.
من همش درگیر چاقی و چاق نشم و نمی خرم چون چاق هستم و زشت شدم و غیره بودم و همه ی افکارم دور چاق میچرخید.
توی همه ی این ها من فقط ذهنم درگیر چاقیم بود و به عینه میدیدم خود به خود دارم چاقتر میشم و دیگه کم کم خودم رو داشتم آماده میکردم واسه ۱۰۰ کیلو چون رو به رشد بودم .
الآن متوجه میشم که من کاری کردم که ذهنم بیشتر توجهش به طرف چاقی باشه و بیشتر پرورشش بدم و پرو بال بهش دادم و قویترش کردم و خودم رو ضعیف تر و ناتوان تر در مقابل چاقی و یه جورایی خودم رو تسلیم کرده بودم و میگفتم نمیتونم .
حالا چطور باید به لاغری توجه کنیم؟
تصمیم گرفتم در مورد چاقی دیگه نه حرف بزنم و نه فکر کنم ،میخوام در مورد لاغری فکر کنم ،میخوام خودم رو با همسرم تصور کنم که همراه من با غرور راه میره رو ،با کفش اسپورت و قد بلند، میخوام وقتی میرم جلوی آینه بگم ولی چه خانم خوشگلی🤭
به شکمم بگم الان هستی خب اشکالی ندارد ولی مطمئنم باش یه چند وقت بیشتر مهمون نیستی دیگه باید خداحافظی کنی و بری😁
، میخوام مثل قبل بشم و پسرم بگه مامی تو خوشگلترین مامی دنیایی ،و دیگه به خاطر هیکلم بداخلاق نباشم.
هر جا که شیطون گولم زد و گفت اینا چین میگی امکان نداره ، بگم میشه من مطمینم ،حالا میبینی ،من تو رو شکستن میدم .
نشان های دریافت شده
سلام
من انروز رفتم و نظری ک قبلا نوشته بودمو خوندم دیدمو ک چقدر تغییر کردم و این تغییرات چقد برا من شیرینه من خوشحالم خیلب از اینک تو این مسبرم از اینک عوض شدم ذهنم لاغر شده واقعا ذهن من میخواست چنین مسیری رو
من دیگه در مورد چاقیم حرف نمیزنم خودمو سرزنش نمیکنم خودمو دوس دارم و تمام سعی موندن و لستمرار و یادیگیری بیشتر و بیشتر تو این مسیر هس
من الان مثلا در اینده ک لاغر شدم برا خودم تصور میکنم
من از وقتی لاغر شدم عاشق خودم هستم
عاشق زندگی
عاشق خرید کردن
اعتملد بنفس بالا رفته
راحتر لباس انتخاب میکنم و میپوشم و لذت میبرم
مانتوهایی ک دوس دارم میپوشم بارنگهای زیبا
شیک پوش شدم
دیگه هیچ ماده غذایی قدرت نداره برا من ک بخواد منو چاق کنه
من رفیق شدم باخودم
زندگی زندگی میکنم
شادم
حسم خوبه حالم خوبه
بی دلیل شادم
بیخیال شدم
از وقتی لاغر شدم راحتر میرم تولد و عروسی و بیشتر لذت میبرم لباسهای مجلسی زیبا و خوشگل اونی ک دلم میخواد و میپوشم
بدون ولع و حرص غذا میخورم
با ارامش غذا میخورم
دیگه اضافات دیگران نمیخورم
وقتی گشنه هستم میخورم
ب انداز نیازم میخورم
از خوردن عذاب وجدان نمیگیرم
بیشتر و بیشتر ب طبیعت خودم نزدیک شدم
جوانتر شدم
با انرژی تر شدم
سلامتر شدم
من ب ارزوم رسیدم ب خواسته چند سالم ب تلاش چن سالم
از مسافرت و پیک نیک لذت میبرم
من خدارو شکرمیکنم ک تو این مسبرم
سلام
چاقی باعث میشه ما لباس های مورد علاقه مونو نپوشیم،یکسری جاها نریم و…
لاغری باعث میشه که ما لباس های مورد علاقه مونو بپوشیم در رنگ های متنوع بدون ترس
اعتماد به نفس بالا
لذت بردن از اندام و ظاهر خود
شرکت در جمع های مختلف
لذت بردن از غذا
احساس شادی
انجام هر ورزشی که به آن علاقه مندیم
ا
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت شما بخیر انشالله
همیشه این برنامه های رژیمی که داشتیم با این محدود کردنها و تحت فشار گذاشتن جسم هیچ وقت نتیجه نمی داد که ماندگار باشه یه سری نتیجه های مقطعی بود که دوباره همه چیز بر می گشت به حالت قبل اصلا من این توی ذهنم حک شده که هر چیزی که با تقلا و سختی به دست بیاد ماندگار نیست و راه درستی نیست همه مسایل و همه چی باید در کمال آرامش باشه توی این روش اصلا برنامه ورزشی و غذایی نداره فقط ذهنی هستش و این فرمولهای ذهن که عوض بشن مغز بر اساس اونها فرمان صادر می کنه و ما بر اساس اون فرمانها رفتار می کنیم .
و من اتفاقا دیشب خونه مامانم اینا بودم خالم بعد از دو ماه منو دید که دوباره بهم گفت چقدر کوچولو شدین این نشانه ها همچنان ادامه داره همش بهم می گن و من هم می گم که بله لاغری با قدرت ذهن خدا رو شکر.
ادمهای چاق همش به فکر خوراک هستن چی بخوریم .باید توی این روش تکرار و استمرار داشته باشیم که یواش یواش تغییرات ایجاد بشه زمان نداره مثل برنامه های دیگه هر کسی زمانش با دیگری فرق می کنه بستگی داره که چقدر ذهن آماده باشه
موضوع مهم توجه کردن .به چیزی که توجه می کنیم به چیزی که فکر می کنیم همون موضوع در زندگیمون گسترش پیدا می کنه.وقتی داریم تلاش می کنیم چیزی و از بین ببریم مثل چاقی و خودمون و محدود می کنیم از لباس و غذا و احساس ناتوانی می کنیم. در نتیجه چاقی بیشتر به ما غلبه می کنه.توجه کردن به اضافه وزن یعنی ضعیف شدن در برابر چاقی با این کارها تصویر چاقی و در ذهن پررنگتر می کنیم اون هم هی گسترش می ده و ما چاق تر می شیم.
نکاتی که باید رعایت کنیم و توجه همون و ببریم به سمت لاغری
۱- اصلا درباره چاقی حرف نزنیم ممنوع
۲- سرزنش کردن خودمون ممنوع باید مسیولیت چاقی خودمون و بپزیریم..کارهایی و که تا حالا نمی کردیم به خاطر چاقی حالا باید شروع کنیم انجام بدیم عکس تمام قد بندازیم لباسهای رنگارنگ بپوشیم….و با جسممون صحبت کنیم و بگیم که ما خودمون این بلا ها رو بر سرت دراوردیم ولی می خوایم همه چی رو درست کنیم اونوقت ذهن کمکمون می کنه
۳- مزایای لاغر شدن؟ اعتماد به نفسمون بالا می ره هر لباسی با هر مدلی بپوشیم بهمون میاد دیگه همه جا آدم با خیال راحت می ره ترس از خوردن نداره کلا حالش آدم خوب می شه . دیگه خجالت نمی کشه از چیزی . می تونه با خیال راحت ورزش بره کلاسهای گروهی و دوچرخه سواری . خودشو هی تو ایینه نگاه کنه. و لذت ببره .
من لایق بهترینها هستم لایق لاغر شدن لایق بهترین لباسها رو پوشیدن لایق همیشه سلامت بودن .
و تو خدای محال هوایی 🥰
اگر چیزی رو دوست نداری ، تغییرش بده و اگر نمی توانی تغییرش بدهی، شیوه ی تفکرات را به آن عوض کن
توجه کردن ، و تصویر ذهنی خیلی در مسیر و موفقیت ما اهمیت دارد. در هر کاری و در هر شرایطی. یادم میاد سال ۹۵ ما خونه نداشتیم و مستاجر بودیم ،خیلی دلم میخواست خونه دار بشیم ،یه روز مادر شوهرم اومده بود خونمون و چند وقت بعدش میخواست بره به قول خودشون ییلاق و تا چند ماه اونجا بمونن.یه زمین داشتیم که میخواستیم کم کم بسازیمش پول آنچنانی هم نداشتیم. یادمه برگشتم بهش گفتم مامان این دفعه که از ییلاق بیای ،ما خونه دار شدیم و میای خونه خودمون.برگشت گفت حالا اینجا هستید خوبه ،اینجا بمونید، خیلی ناراحت شدم، گفتم حالا میبینی، یه مقدار پولی که داشتیم رو برای اون زمین خرج کردیم و دیگه پولی نداشتیم. یه روز همسرم اومد گفت میخوام یه خونه بخرم گفتم چیییییی با کدوم پول گفت خدا بزرگه یه مقدار از مامانم میگیرم بقیش رو هم جور میکنم .ما خونه خریدیم ۷۵ میلیون و باورتون نمیشه ما فقط ۳ میلیون پول داشتیم. و این همون باور ، توجه و تصویر ذهنی بود که من برای خودم ساخته بودم و به واقعیت پیوست.
توجه کردن به چاقی
من در این چند ماه اخیر خیلی بیشتر چاق شدم چون بیشتر فکرم متوجه چاقیم بود. همسرم همش میگفتم یه کم لاغر شو ،یه کم تو خونه ورزش کن ،چیه اینقدر زشت شدی ،هر کی من و تو رو میبینن فکر میکنه مادر و پسر هستیم. (یه مدت هم بیچاره تصمیم گرفته بود خودش رو به خاطر این که به هم بیایم چاق کنه 😁)
پسرم هم هر کسی رو تو ماهواره میدید با من مقایسش میکرد و میگفت اینارو نگاه مامی من و نگاه ببین چقدر لاغرن ، از لباس گرفتن که دیگه نگم اصلا دلم نمیخواهد برم لباس بخرم میدونم دست رو هر چیزی نمیتونم بزارم و باب سلیقه خودم خرید کنم، شوهرم میگفت این به تو نماد بدتر چاق نشونت میده یا قدت رو کوتاه نشون میده این به یه آدم لاغر میاد ،تو شیرینی و غذا خوردن هم که همش با ترس که مبادا چاق بشم ، دیگه مثل سابق کفش پاشنه بلند نمیتونم بپوشم اذیت میشم ، عاشق کفش اسپرتم ولی شوهرم نمیزاره میگه کوتوله میشی و بهت نمیاد ،به همسرم میگفتم من که از تو کمتر غذا میخورم تو چرا چاق نمیشی اونم میگفت خب من مثل تو نیستم و تو سریع چاق میشی .
حتی اون موقع و که رژیم گرفتم میدونستم اگه دورش تموم بشه رعایت نکنم برمیگرده و همون هم شد.
توی همه ی این ها من فقط ذهنم درگیر چاقیم بود و به عینه میدیدم خود به خود دارم چاقتر میشم و دیگه کم کم خودم رو داشتم آماده میکردم واسه ۱۰۰ کیلو چون رو به رشد بودم .
الآن متوجه میشم که من کاری کردم که ذهنم بیشتر توجهش به طرف چاقی باشه و بیشتر پرورشش بدم و پرو بال بهش دادم و قویترش کردم و خودم رو ضعیف تر و ناتوان تر در مقابل چاقی و یه جورایی خودم رو تسلیم کرده بودم و میگفتم نمیتونم .
حالا چطور باید به لاغری توجه کنیم؟
تصمیم گرفتم در مورد چاقی دیگه نه حرف بزنم و نه فکر کنم ،میخوام در مورد لاغری فکر کنم ،میخوام خودم رو با همسرم تصور کنم که همراه من با غرور راه میره رو تصور کنم ،با کفش اسپورت و قد بلند، میخوام وقتی میرم جلوی آینه بگم ولی چه خانم خوشگلی🤭 و وقتی شکمم رو میبینم بگم الان هستی اشکالی ندارد یه چند وقتی مهمون من هستی😁 بعد باید خداحافظی کنی و بری ، تا پسرم هم مثل سابق بگه مامی تو خوشگلترین مامی دنیایی، و دیگه به خاطر بد هیکل بودم با حوصله تر بشم و بداخلاقی نکنم.
هر جا که شیطون گولم زد و گفت اینا چین میگی امکان نداره ، بگم میشه من مطمینم ،حالا میبینی ،من تو رو شکستن میدم .
سلام و درود
این دیدگاه به اشتباه در پاسخ به دوست دیگری نوشته شده است
لطفا در بخش مربوط به دیدگاه شخصی نظرتون رو ثبت کنید.
سلام برهمگی
وقتی برمیگردم به سن ۲۵ الی ۲۶ سالگی جایی که استارت چاقیم شروع شد بی آنکه من متوجهش بشم .
جایی که وقتی درشرکت کارمیکردم من ویه خانم و یه آقایی که مدیر فروش ما بود یادم میاد من ناهارم رو خورده بودم و دوساعت نکشید گشنم شد و رفتم سر بیسکویت که داشتم میخوردم مدیرمون بهم گفت تو که تازه ناهار خوردی وتعجب کرد . منم خودم هم علتش رو نمیفهمیدم ولی دیگه سعی میکردم زمانی که داخل اتاق نیست غذا بخورم تا خجالت نکشم
یا زمانی که دامادمون خونمون مهمونی بود و من برنج و خورشت برای خودم کشیدم و وسط غذا یهو گفتم آخ من سالاد نخوردم دامادمون تعجب کرد وگفت سالاد هستش بیا ومن خیلی خجالت کشیدم .
یا وقتی با دوستم داشتم میوه میخوردم دوستم گفتش تو پرتقال خوردی صبر کن بعدش سیب رو بخور تا مزه میوه ها رو احساس کنی چون من به محض اینکه پرتقال رو خوردم سریع شروع به خوردن سیب کردم اون روز هم به خودم اومدم وبازم خجالت کشیدم
خاهرم که مرتب بهم میگفت توچرا اینقدر سریع غذا میخوری ومن همش از اون ایراد میگرفتم که تو کندی
یا موقعی که هندونه قاچ میکردم نمیتونستم طاقت بیارم ودرحین قاچ قاچ کردن چندتاشو میخوردم خوردن بد نیست اینکه ملچ ومولوچ میدی هنگام یک کار ومثل قحطی زده ها رفتارمیکنی خیلی زشته و من همش اخیرا درگیر این قضیه بودم که توجمع مثل قحطی زده ها رفتارنکنم .
یا عادت به خریدن لباس زیاد دارم چون همش حوصله خرید ندارم وقتی که برای خرید میرم چندتا میخرم و داخل کشوم میزارم تا موقعش استفاده کنم بعدمدتی که میرفتم سرکمد ولباس رو بپوشم کلا تنگ بود ویادم میاد کلی لباسهامو میبخشیدم والان هم که دارم این تمرین رومینویسم لباس سایز کوچیک ندارم چون امید نداشتم که دوباره لاغربشم وهمه رو بخشیدم به غیر یه پیرهن مجلسیم که هم گرون خریدم وهم مدلشو دوست داشتم .
چاقی باعث شد که دوستم همش به من یه حرفی بزنه که هروقت فکرشو میکردم ازچاقی متنفرمیشدم و همش حواسم بود که لباسم تیره تربشع . وکم کم از رنگ روشن فاصله بگیرم.
وای از غبغب نگو که چهره زیبای منو زشت میکرد وقتی هرسری جلوی آینه میرفتم ونگاش میکردم که هست یانه وقتی میدیدمش که هنوز هست اعصابم به هم میریخت. یا چاقی باعث شد که توگرمای تابستان به شدت پیاده روی کنم و یه مدت درد پا بگیرم .
مامانم که هرموقع یه کاری میگفت که حوصله انجام دادنش رو نداشتم بهمون میگفت فعالیت ندارین که اینجورچاق شدین.
یا وقتی یه کم پیاده روی میکردم دوتا ران پام به هم ساییده میشد واذیتم میکرد و بیشترحواسم به سمت چاقی میرفت .
خواهرم هرسری میومد همچین میگفت مامان این چرا اینجوری شد انگارمن ۵۰ کیلو اضافه وزن دارم من فقط ۱۵ کیلو اضافه وزن دارم ولی یه جاهایی از بدنم خیلی بد نشون میده واین اعتماد به نفسم رو پایین میاورد که باعث میشد نمیتونستم بلوز شلوار باشم و همش بلوزم رو بلندتر انتخاب میکردم .
داداشم که همش باحسرت میگفت تیپت مردونه هست تو شبیه راننده نیسان هستی با بازوی پهن و درشت واستخوان بندی درشت .اینها حسمو خیلی خراب میکرد.
یا وقتی برای خرید مانتو میرفتم شانس من بود اینهمه آدم چاق تر از من بودن وقتی من مانتو پرو میکردم فروشنده به دوستم میگفتم بارداره؟ دیگه خودتون قضاوت کنین حال آدم چی جورمیشه
سایزم تا مدتها مدیوم بود یهو بشه لارج بعد بشه ایکس لارج حالی باقی نمیمونه.
یا نمیتونم مانتوهای جلو بازیا رنگ شاد بپوشم شکم کلا آفساید
مدتهاست که خوردن بستنی و ذرت مکزیکی وشیرینی و پیتزا و…رو برای خودم قدغن کردم .
زبس این مدت لباس خریدم و بعد مدت تنگ میشد دیگه خسته شدم .
حالا چون چاقی من تواین دوسه سال اخیر اوج گرفته ومصادف شده با کرونا و زیاد بیرون ومهمونی وعروسی نمیرفتیم آسیب های اون مدلی نداشتم وتا کرونا بره خودم رومتناسب میکنم
حالا یکسال بعد سال ۱۴۰۱ و من :
من الان داخل فروشگاه لباسم وتصمیم دارم کلی لباس بخرم چندتامانتو گرفتم سایز ۴۶ وشلوارسایز۴۶ رفتم داخل اتاق پرو میبینم گشاده فروشنده روصدا میزنم یه سایزکوچیکتربیار و اون ۴۴ میاره بازم برام گشاده بهش میگم کوچیکتر بیار اینم گشاده و۴۲ میاره میبینم وای اینم یه خرده گشاده بازم میگم کوچیکتربیار چون من دوره لاغری باذهن هستم احتمال به یقین باز سایز کم میکنم همون ۴۰ روبیار و شلوار هم همینطور
بعدش باخودم میگم بهتر زیاد نخرم چون ممکنه تا اونا رواستفاده کنم لاغرتر بشم واونا بلا استفاده بشن واز هرکدوم فقط دوتا میخرم ومیام بیرون .
تصمیم میگیریم بریم پیتزا بخوریم و من فقط با اونهمه عطش گرسنگی فقط یه قاچش رو به آرامی میخورم وسیرمیشم
میرم باشگاه چون کلاس زومبا رودوست دارم مربیم وقتی منو میبینه میگه عمل جراحی کردی میگم نه میگه خوب چی کارکردی معلومه خیلی رژیم گرفتی میگم نه آدرس یه باشگاه اینترنتی روبهتون میدم برین ولذت ببرین اما مربیش مرده وآدرس سایت لاغری با ذهن رومیدم وباشگاه ثبت نام میکنم .
کرونا هم تموم شده ومن میرم برای کلاس شنا هم ثبت نام کنم وتوماشین بدون ترس یه بستنی میگیرم وآرام آروم یه کمی که میخورم میبنم که تمایلی به خوردن بقیش ندارم و دورمیریزمش مثل داداشم که متناسبه.
بعدش لباسهای روشن وزیبایی که خریدم میپوشم دیگه نیازبه استتار برآمدگی شکمم رو ندارم شبیه یه خیارقلمی هستم دوستام وخواهرم وفامیلام مرتب بهم میگن کدوم باشگاه رفتی و راستشو بگی چی کارکردی ومن بهشون آدرس باشگاه تناسب فکری رومعرفی میکنم
آنقدر از وجود خودم لذت میبرم همش جلوی صندلی هرمجلس ومهمانی میشینم تا توی دید باشم خیلی برام عجیبه موهام هم خیلی پرپشت وبلند شدن مثل قبل ۲۵ سالگیم چون من همش معتقد بودم چاقها کم موهستند وکچل . ولذت من دوچندان شده ودر دوران سیکل ماهانه من هم آرامش خوبی دارم .
دیگه مثل جنتلمن غذا میخورم به آرامی وهنوز یه مقدارغذا دربشقاب هست کنارمیکشم . واکثراوقات ورد زبانم شده میل ندارم سیرم مرسی.
نگاری وقتی متناسب شدم سنم اومدپایین ومثل ۲۵ ساله ها شدم چه حس زیبایی که با هیچ چیز قابل قیاس نیست ومرتب برای خودم کادو میخرم و به خودم بابت موفقیت درباشگاه تناسب فکری تبریک میگم .
نشان های دریافت شده
سلام🙂
یکی از مهمترین قوانین کائنات قانون توجه است
طبق این قانون به هر چیزی که توجه کنی اونو در زندگیت خلق میکنی یا گسترش میدی…
همینه که میگن ما خالق زندگیمون هستیم
همینه که میگن هرکسی در هرجای این دنیاست جای درستش همونجاست و این عین عدالته و هیچ بی عدالتی ای رخ نداده…
چون خودت با توجه ات زندگیت رو میسازی…فقط اینکه اکثر افراد از زندگی و جایگاهشون راضی نیستن به این دلیله که ناخودآگاه و نا آگاهانه به چیزی توجه میکنن که دوسش ندارن وهمونها رو هم گسترش میدن چون کائنات و خداوند که ما رو قضاوت نمیکنن هر آنچه ما با توجه مون درخواست دادیم رو در زندگیمون بوجود میارن
یعنی کار ما فقط درخواست کردنه اونم به صورت توجه نه فقط زبانی …و کار خداوند هم اجابت کردنه
حالا اگه ما از آنچه در حال حاضر داریم از جمله شرایط جسمی ،روحی،مالی،روابط،آرامش ،تناسب،….مشکل از خداوند و سیستم کائنات نیست مشکل از توجه ما است
اینه تغییر نگرش ….و نتیجه هم متفاوت هست…
وقتی به این آگاهی میرسیم که ما با توجه مون خلق میکنیم و همه چی انرژی هست روی افکار و کلام و توجه مون حساستر میشیم چون اونا هم انرژی هست و انرژی فقط تبدیل میشود از شکلی به شکلی دیگر
مثلا در مورد چاقی افکاری که در ذهن ما مرور شده که حاصل دریافتهای ما از طریق دیدن و شنیدن از نزدیکانمون بوده چاق کننده بوده که تبدیل به انرژی ایشده که ما اون رو به شکل چربیهای اضافه در بدنمون میبینیم
کلام ما که شکلی دیگه از انرژی بوده هم که باز ناشی از افکار ما است تبدیل به نافرمیهای جسم ما شده
دیدن و توجه به نافرمیهای بدنمون ،توجه به نافرمیهای بدن آدمهای چاق باعث شده ما چاقی رو وارد جسممون کنیم
شنیدن درباره قدرت چاق کنندگی خوراکیها باعث شده که اونا قدرت چاق کنندگی ما رو داشته باشن
حسرتی که با دیدن آدمهای متناسب در ما بوجود اومده با ایجاد حس بد وضعیف کردن ما در برابر چاقی باز هم ما رو چاقتر کرده….
پس متوجه هستیم که کجاها و چطوری به چاقی توجه کردیم که البته همگی آموختنی و ناآگاهانه بوده
ولی خبر خوب اینه که همانطوری که با توجه به چاقی چاقی بیشتر رو برای خودمون ساختیم با توجه به لاغری هم میتونیم تناسب رو برای خودمون بسازیم
فقط باید راهش رو بدونیم…
و خداوند کار ما رو آسون کرده خودش ما در در ابتدای مسیر صحیح لاغری قرار داده
مسیری که پر از آموزش لاغریه
مسیری که پر از شگفتی سازه
مسیری که آسون و صحیحه
مسیری که با تمرکز بر احساس خوب لاغر میکنه
مسیری که پر از هم مسیر عاشق لاغریه
مسیری که راهنمای دلسوز و مهربون داره که همواره آماده است دستت رو بگیره
مسیری که آنقدر واضحه و روشنه که اگه اشتباهی هم از مسیر خارج بشی به راحتی متوجه خروجت میشی
مسیری که هر چقدر توش وقت میگذرونی بیشتر عاشقش میشی چون رشد میکنی از نظر فکری از نظر معنوی …
مسیری که بسیار صاف و همواره آنقدر که ممکنه گاهی هم لیز بخوری
ولی در این مسیر حتی اگه با سرعت مورچه هم بری بالاخره به مقصد میرسی…
چون توجه در این مسیر بر لاغریه…..کانون توجه آموزشها بر لاغریه بر تناسبه بر آسانیه بر احساس خوبه بر همیاریه بر پذیرش خودته بر خلقه…….
لاغری که رویای ما چاقهاست و ما فقط قدرش رو میدونیم…
سرزمینی که در اون زیبایی جوانی ،زندگی شاد،رنگهای زیبا و شاد و روشن ،خوراکیهای خوشمزه،آزادی و اعتماد به نفس ،ارتباط با خدا ،روابط عاشقانه ابتدا با خودت و بعد با بقیه آدمها،موفقیت در حرفه و تحصیل ویادگیری وجود داره ….زمان و وقت ارزشمندت صرف اموری میشه که تو رو انسان کاملتر و جذابتری میکنه باعث میشه خودت رو کشف کنی و از بودن با خودت لذت ببری خودت رو تایید کنی و دیگه نیازی به تایید دیگران نداشته باشی خودت رو از زیر فشار عددها بیرون بیاری و تمام رژیمها ورزشها دمنوشها قرصهای لاغری کمربندها و اپلیکیشن های کالری شماری …..به نظرت مسخره و خنده دار باشه چون قدرت خودت رو کشف کردی میدونی که تمام اپلیکیشنهایی که برای ساخت جسم زیبات و زندکی رویاییت لازم داری رو خداوند در بدو خلقتت در تو نصب کرده اونم به روز ترین ورژنش رو…..
دونوقت میشینی پشت رول زندگیت و به سمت هرجا که دوس داشتی میرونی چون قدرت دست توئه فرمون دست توئه حتی انتخاب راه دست توئه پس با توجه ات به هر جا خواستی میرسی
و چی زیباتر و قدرتمندانه تر از این…..😏🙏
سلام دوستان من مثل بقیه همیشه دنبال رژیم وورزش بودم تا لاغر شوم من از دوران کودکی صحبت نمیکنم ولی از زمان ازدواج به بعد را میگم که علت چاقی من چی بود از اون اوایل گاهی اگه غذا میپختم و غذا کم بود همسرم میگفت سره سفره بابات نون نخوردی .خود این کلمه باعث شد که من همیشه غذا زیادبپزم وزیاد هم بخوریم و این یک عامل چاقی بر ای خودم و بچه هام و حتی همسرم شد . ومن این پیام را دارم که یک کلمه حرف چطور روی ذهن من اثر کرد ومن همیشه از نظر روانی طوری رفتا ر میکردم که به من این حرف زده نشود.البته طبق دستور استاد با نوشتن یک انشائ در مورد علل چاقی به این مورد پی بردم .موارد دیگه ای هم هست که شاید همه شما با آن درگیر هستید از استاد روشن عزیز هم تشکر میکنم .من بطور اتفاقی چند روزیه با این پیج آشنا شدم و در ابتدای راه هستم
نشان های دریافت شده
من سالها زندگی کردم دررنج چاقی سالهاخسته وافسرده به خاطر چاقی وسال ادرحال توجیه ناتوانی خود لاغری بودم محدودشدم به پوشیدن لباس های گشاد و بلند محکوم شدم به خوردن غذاهای که دوست ندارم و هرچه زمان میگذشت من آدم های اطرافم متنفرترواززندگی بیزارترمیشدم چاقی من باعث شد که من تنها باشم و ترک بشم و دیگران منونپذیرند وازهمه مهمتر من خودمون میپذیرفتم وهرچقدرکه توضیح میدادم که من تمام تلاشموکردم امانشده کسی باورش نمی شد واقعا سخته توضیح دادن به دیگران توجیه کردن اونها درحالیکه هنوز خودم توجیه نشدم تصمیم گرفتم مسیرزندگیموپیداکنم نمیدونم چقدرطول میکشه امامیدونم که بالاخره میشه حالابه حرف استادپی بردم که می گفت ما آدمهای چاق عین هم هستیم و عین هم رنج کشیدیم ازچاقی دبگه چیزی برای ازدست دادن نمانده برای من بالاخره سامی میرم یالاغر میشم وقتی به چاقی توجه میکنم می بینم تمام موقعیت های لذت بخش و تمام لذتهای زندگیموازمن گرفت نه تنها لذت لباس پوشیدن بلکه لذت قدم زدن باهمسرم درجاهای قشنگ رو لذت خوشحال بودن ازتفریح کردن ازبچه دارشدن از سبک وزن بودن ازمنعطف بودن واز آرام بودن که من باچاق شدن همه ی اینهاروازدست دادم من میخوام لاغربشم اما راهشوبلدنیستم فهموندن این به دیگران سخته من سبک میدونم که سبک زندگیم بایدتغییرکنه اماوقتی حرف از لاغری میشه رژیم و ورزش وچیزهای دیگه میشن سبک زندگی اماهیچکدوم کمک نمیکنن سخته بودن وزندگی کردن کنارادمهابی که توروبه خاطرهیکلت قضاوت میکنند و مدام توروباخودشون مقایسه میکنن وبعدهم توروتاپایین ترین بخش ممکن میرسن واگه به خودت میای میبینی آنقدر ت
واین فکرپیش رفتی که انگارتوبدبخت تر ین
موجود زمینی و بعد
هم میگی که خدابی عدالتی کرده درصورتیکه خدا به من تولد رو داد من متولد شدم وصاحب قدرت عقل و فکر وانتخاب و حالا از بس که اینطور زندگی کردم انگار که میترسم که یه شکل دیگه زندگی کنم واین یعنی اوج بدبختی واین یعنی بزرگ شدن چاقی وحالاتوجه به لاغری .من دوست دارم با تمام وجود آدمی با اندام متناسب مثل ادمهای لاغر دوست دارم به خواسته هام برسم. به اعتمادبه نفس خودم دوست دارم زندگیموبه شکلی که میخوام هدایت کنم ونگران چاق شدن نباشم. وزندگیموسبکشوتغیر بدم وشادباشم
نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام استاد عزیزم و دوستان گل گام ۶۲ فرمول چاقی .فرمول چاقی دستور العمل هایی ک مغز ب صورت فرمان عصبی صادر میکنه و باعث واکنش های رفتاری ما میشه این واکنش همون رفتار های ما ک باعث چاق شدن میشه ،چاقی وضعیتی است ک خودمان با لذت ایجادش کردهایم ولاغر شدنی ک از طریق محدودیت جسمی یا مصرف دارو باشه ب دلیل اینکه مسیر لذت بخشی نیست نمی تواند ماندگار باشد و ب راحتی ب حالت قبل بر می گردیم ،در لاغری با ذهن فرمول های لاغری ب ذهن میدیم فرمول ها ک عوض بشن رفتار ما هم عوض میشه ،
،منم مث همه ادم هایی چاق خیلی ضربه خوردام ازش اعتماد ب نفس رو گرفته نمی تونم اون طور ک باید خودم رو ارائه بدم ،بهترین کیفیت و جنسا و بیشترین تنوع مال سایز کوچیک هست و من هر کدوم از اون مغازه ها رو ببینم یا پیجی ک سایز کوچیک دارن اصلا بازدید نمی کنم چرا ک من عاشقشونم ولی غصه می خورم ک نمی تونم از اون لباسا بپوشم پس نمیرم ،من تو لباس ست کردن سلیقه خاصی دارم همیشه ب همه کمک میکنم ک بهترین ست و بپوشه مخصوصا خواهرام ولی خودم محرومم نمی تونم از اون لباسایی رنگی خوشگل ست کنم ،بیشتر لباسام رنگ تیره ان و فقط حسرتشون رو می خودم ولی خدا رو شکر الان خیلی حسم بهتر شده ،من می خوام لاغر بشم تغییر رشته بدم ی رشته دیگه بخونم ،گواهی نامه بگیرم ،بهترین لباس ها رو بپوشم ی مادر متناسب خوش تیپ باشم ک همسرم و دخترم حالشون خوب بشه ،اصلا خیلی کارا دارم ک انجام ندادم ،میام ک اقدامی کنم برای کارم ذهن منفی بافم شروع میکنه ب تخریب کردنم تو با این اندامت می خوای پزشکی بخونی ،تو بااین اندامت می خوای رانندگی کنی ،تو با این اندامت می خوای دوباره بچه دار شی خلاصه ک خیلی اذیتم میکنه منفی بام ان شاالله ک همه ب آرزوشون برسن .
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزودوستان سایت
ضربههایی که چاقی به من زده این بود
;که خیلی اعتماد به نفسم پایین بوده، هرجا میرفتم خیلی احساس خجالت می کردم، اصلاً از تفریح ها و مهمانی هایی که می رفتم هیچ لذت نمی بردم. توی تفریح ها و مسافرت ها چون می دیدم نمیتونم ورزش کنم و این باور رو داشتم که با ورزش و رژیم فقط میتونم لاغر بشم برای همین وقتی میرفتیم مسافرت به جای لذت بردن، همش استرس چاقی رو داشتم.
رژیمم رو هم نمیتونستم رعایت کنم و خیلی حس های بدی را تجربه میکردم اصلا نمیتونستم لباس های مورد علاقه ام رو بپوشم و همیشه لباس های گشاد و تیره می پوشیدم.
چند باری هم شوهرم بهم گفت که تو اصلاً اراده لاغر شدن نداری، خیلی از این حرفش ناراحت میشدم و باعث میشد بیشتر به پرخوری رو بیارم
کمردرد شدیدی گرفته بودم که خیلی اذیت بودم. بلند شدن و نشستن برام به سختی بود، شب ها خواب راحتی نداشتم لباس های بسیار زیبا و قشنگ و پارچههای خیلی زیبایی را برای خودم خریدم و همشون سایز کوچیک هستن و همه را گذاشتم که زمانی که لاغر شدم بپوشم.
توی این مدت هم همش لباسهای گشاد و این لباس هایی رو که دوست داشتم، نپوشیدم و تمام پارچه هام رو هم گذاشتم زمانی که به وزن ایده آلم رسیدم برای خودم بدوزم الآن میفهمم که چقدر کارم اشتباه بود. چاقی باعث شده بود که هیچ وقت نتونم کفش های مورد علاقم رو بپوشم چقدر به جسمم اهمیت نمی دادم و همش ازش فراری بودم. یادمه خیلی از عروسیها که دعوت میشدیم، من نمی رفتم از بس اعتمادبهنفس پایینی داشتم، از چاقی خودم بدم میومد و لباسهایی که دوست داشتم رو نمی شد بپوشم
چقدر از مهمونی رفتن بدم میومد و همش احساس ناراحتی داشتم.چقدربه خودم سختی دادم که لاغر بشم ولی زیاد به نتیجه نمی رسیدم و همش زجر بود
خیلی خوشحالم که با این روش آشنا شدم توی این چند وقت خودم احساس می کنم خیلی سبک شدم. دوست دارم دیگه با جسمم آشتی کنم و بهش اهمیت بدم. لباس های مورد علاقه اش رو خودم بدوزم و بپوشم
دیگه با رژیم و ورزش های سخت اذیتش نمی کنم و خودم مسئولیت این اندامی را که دارم قبول میکنم و قول میدم که با آرامش به وزن ایدهآل برسونمش جسم عزیزم خیلی دوست دارم منو ببخش من واقعا نمی دونستم که کارم اشتباه بوده چقدر این چند وقته که عضو سایت شدم حس سبکی و خوشحالی دارم خدایا شکرت. استاد عزیزم ازت سپاسگزارم
من وقتی لاغربشم بهترین حس های دنیا رو تجربه می کنم میدونم که اعتماد به نفسم میره بالا و دیگه به هیچ وجه از مهمانی و عروسی رفتن خجالت نمیکشم وقتی که میرم خرید میتونم آزادانه لباس های مورد علاقم رو بخرم خیلی خوشحالم که دیگه ترس از مواد غذایی ندارم و می تونم هر چیزی را که دلم خواست بخرم و به بدنم این محدودیت روندم و این سختی رو ندم که به خاطر کالری بالاش نباید این رو بخوری و خوشحالم که میتونم آزادانه مواد غذایی را انتخاب کنم چه احساس سبکی و راحتی دارم خدایا شکرت که میتونم به راحتی بشینم بلند شم راه برم پیاده روی کنم کوهنوردی کنم چقدر حس خوبیه چقدر احساس جوانی و شادابی بیشتری دارم خوشحالم که میتونم لباس های مورد علاقم رو بپوشم احساس میکنم به خدای درونم نزدیکتر شدم رها تر شدم چقدر خوشحالم که یاد گرفتم به اندازه غذا مصرف کنم غذا های اضافه در بشقاب ها را نخورم و به بدنم احترام بذارم فهمیدم که نعمت های خداوند همیشه به اندازه کافی هست و من دیگه به بدنم فشار نمیارم تا به حدی غذا بخورم که احساس معده درد کنم
خدایا شکرت که منو به این مسیر هدایت کردی احساس میکنم رابطه ام با اطرافیان و همسرم خیلی عالی شده دیگه موقع نشستن و رفتن به مهمونی احساس خجالت نمی کنم و خدا جونم چقدر حس خوبیه وقتی می خوام برم عروسی دیگه نگران این نیستم که چه لباسی بپوشم و میدونم هر لباسی که دوست داشته باشم رو میتونم به راحتی تنم کنم و لذت ببرم چقدر دارم با لذت و عاشقانه و احساس سبکی و سرحالی کارهای خونه رو انجام میدم و اصلا هم خسته نمیشم خدایا شکرت که با رسیدن به تناسب اندام تمام بیماریها کمردرد پادرد ها از بدنم رفتن و سلامتی و شادابی به جسم دوباره برگشت احساس میکنم الان بهتر میتونم دنبال خواستههام برم چقدر مسافرتها برام لذت بخش شده دیگه اصلا نگران چاق شدن و ورزش کردن نیستم و فقط دارم از تفریحاتم لذت میبرم و خدا را شکر میکنم و به زیبایی ها توجه می کنم به جای اینکه توجهم به چاق شدن باشه
چقدر خوشحالم که وقتی درست غذا مصرف می کنم و حسهای بدی ندارم، میتونم الگوی خوبی برای دیگران باشم تا آنها هم بتونن به تناسب اندام برسن چقدر حس خوبیه که می تونم خودم تصمیم بگیرم چه موقع و به چه اندازه غذا بخورم و دیگه هر خوراکی و غذایی در اطرافم بود رو بیخودی وارد معده عزیزم نمی کنم چقدر خوشحالم که به راحتی می تونم برم شنام لذت ببرم و دیگه از اندامم خجالت نکشم خدایا شکرت