شبهایی بود که از ذوق صبحونهی فردا خوابم نمیبرد. از روز قبل کیک شکلاتی یا خامه عسلی خریده بودم و دلم میخواست زودتر صبح بشه که شروع کنم به خوردن. صبحونه که تموم میشد، نیم ساعت بعد به ناهار فکر میکردم. ساعت ۹ چایی و کیک، ساعت ۱۱ یه چیز دیگه، ساعت ۱ ناهار. یعنی بخش بزرگی از فکر من در طول روز دربارهی غذا بود. امروز میدونم این فکرها همون فرمولهای چاقی بودن که هر روز در ذهنم تکرار میشدن.
این نوشته جلسه هفتم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه ششم (پرخوری عصبی) دیدیم که پرخوری یه عادت یادگرفتهست. در این جلسه میخوام دربارهی موضوعی صحبت کنم که هم در چاقتر شدن ما خیلی اثر داره و هم در لاغر شدن ما: توجه.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:

🧠 در لاغری با ذهن برنامهی غذایی نداریم
تا امروز هر روشی که برای لاغری امتحان کردی، احتمالاً یه برنامهی غذایی یا ورزشی یا دارویی بوده که جسمت رو تحت فشار میذاشت. ولی در لاغری با ذهن ما هیچوقت برنامهی غذایی یا ورزشی نمیدیم. ما فقط برنامهی ذهنی میدیم.
یعنی با تمرینها و فایلهای آموزشی، فرمولهای جدیدی در ذهن ساخته میشه و مغز بر اساس اونها فرمانهای تازه صادر میکنه. بنابراین کسی که تا چند ماه پیش مدام به غذا فکر میکرد، کمکم میبینه که دستش کمتر سمت غذا میره. این محدودیت نیست؛ فرمولهای چاقی عوض شدن و رفتار خودبهخود تغییر کرده. فقط مثل وقتی که رژیم داشتی، اینجا هم تکرار و استمرار لازمه تا مغزت دستورهای جدید رو قبول کنه.
🔦 به هر چی توجه کنی، بزرگتر میشه
حتماً شنیدی که «به هر چیزی توجه کنی، همون در زندگیت گسترش پیدا میکنه». این قانون دربارهی چاقی هم درسته. وقتی زندگی خودم رو با این قانون بررسی کردم، دیدم سالهای خیلی زیادی به چاقی توجه کرده بودم.
بچهها معمولاً به اضافه وزنشون اهمیتی نمیدن؛ بازی میکنن و شادن. ولی از یه سنی به بعد، نظر دوستان و فامیل برامون مهم میشه و از همون موقع به چاقیمون توجه میکنیم. این توجه از جنس بدشه؛ یعنی به خود چاقی فکر میکنیم، نه به راه رها شدن از اون. حتی وقتی رژیم میگیریم یا باشگاه میریم، باز توجهمون به چیزیه که میخوایم از بین ببریم؛ یعنی چاقی.
🏀 زنگ ورزشی که تصمیمهام رو عوض کرد
کلاس اول راهنمایی، معلم ورزش گفت بین بسکتبال، بدمینتون و طنابکشی یکی رو انتخاب کنیم. من عاشق بازی با توپ بودم و بسکتبال رو انتخاب کردم. ولی نمیتونستم خودم رو از زمین بلند کنم و هیچ پرتابم تو سبد نمیرفت. بعد از پنج دقیقه هم به نفسنفس میافتادم. رفتم سراغ بدمینتون؛ اونجا هم نمیتونستم دنبال توپ برم. آخر سر رسیدم به طنابکشی و دیدم همهی بچههای چاق کلاس اونجان. تنها جایی بود که بچهها التماسمون میکردن «رضا، تو رو خدا بیا تو تیم ما». بعداً فهمیدم به خاطر وزنمه.
خیلی سادهترش اینه که اضافه وزن داشت جای من تصمیم میگرفت. دایرهی انتخابهام هر روز کوچیکتر میشد و من هر بار کاری رو انتخاب میکردم که احساس بدم کمتر بشه. یعنی از چاقی فرار میکردم و همین فرار، توجه من رو بیشتر به چاقی میکشوند.

🚫 چیزهایی که به خاطر چاقی از خودم گرفتم
من عاشق رنگ زرشکی بودم، ولی مادرم همیشه میگفت «رنگ تیره بپوش که لاغرتر نشونت بده». بنابراین رنگهای مورد علاقهم رو کنار گذاشتم. شنا رو هم خیلی دوست داشتم، ولی کمکم دیگه نرفتم چون خجالت میکشیدم با اون اندام برم تو آب. دوستهام رو هم از بین کسایی انتخاب میکردم که مثل خودم یا چاقتر از من بودن تا کنارشون احساس بدی نداشته باشم.
در مهمونیها وقتی غذا میخوردم، فکر میکردم همه دارن نگاهم میکنن و میگن «این چقدر داره میخوره». سعی میکردم کمتر بخورم، ولی باز حالم خوب نبود. همهی اینها یعنی توجه به چاقی. بنابراین یکی از مهمترین فرمولهای چاقی همین توجه دائمی به چاقیه.
⚡ چرا از یه جایی به بعد چاق شدن سریعتر میشه؟
فرض کن چاقی یه زوری داره و تو هم یه زوری داری. هر چی تو بیشتر احساس ضعف و ناتوانی کنی، فرصت بیشتری به چاقی میدی که بهت غلبه کنه. خیلی از اعضای سایت میگن «از یه جایی به بعد سرعت چاق شدنم بیشتر شد». دلیلش اینه که اونقدر خودشون رو محروم کردن، خجالت کشیدن و خودشون رو سرزنش کردن که حس ناتوانی در برابر چاقی در وجودشون شکل گرفت.
🖼️ چرا وزن کمشده دوباره برمیگرده؟
خیلیها برام مینویسن «یه زمانی ۲۰ کیلو کم کردم، ولی همهش برگشت». دلیلش اینه که حتی وقتی لاغر شده بودن، باز نگران چاق شدن بودن. یعنی جسمشون تغییر کرده بود، ولی تصویر چاق قبلی هنوز در ذهنشون بود.
من هم همینطور بودم. هر بار وزن کم میکردم، لباسهام گشاد میشد. مادرم خیاط بود. وقتی میگفتم «مامان این لباس رو برام تنگ کن»، میگفت «یه کم صبر کن ببینیم میمونی یا نه». حتی مادرم باور نداشت من در اون سایز بمونم. راستش خودم هم باور نداشتم.
ذهن ما کاملاً تصویریه و مغز تمام تلاشش رو میکنه که تو رو به همون تصویری برسونه که در ذهنت ساختی. بنابراین وقتی از رژیم و باشگاه خسته میشی و رهاشون میکنی، مغز آرومآروم همون دستورهای قبلی رو صادر میکنه و جسمت برمیگرده به همون تصویر چاق.
⏳ زمان رو از ذهنت بنداز بیرون
توجه به لاغری به سادگی توجه به چاقی نیست. چون شواهد چاقی همهجا هست؛ در آینه، در عکسها و وقتی از پله بالا میری. ولی لاغری هنوز نیست. بنابراین این کار زمان میبره.
خیلیها میگن «من باید تا عید لاغر بشم» یا «تا عروسی برادرم». تعیین زمان تو رو شکست میده. شرکتهایی که دمنوش و کمربند لاغری میفروشن دقیقاً از همین ضعف ما استفاده میکنن: «یه ماه مصرف کن، چند کیلو کم کن». بعد وقتی نتیجه نمیگیریم، به جای محصول به خودمون شک میکنیم. مگه وقتی چاق شدی برای خودت زمان تعیین کرده بودی؟ لاغری هم مثل چاقی باید زندگی بشه. اگه یک سال یا سه سال طول کشید، چه اشکالی داره؟

🌱 سه قدم برای توجه به لاغری
برای لاغر شدن لازم نیست کار جدیدی انجام بدیم. فقط لازمه کارهای اشتباهی که الان انجام میدیم رو متوقف کنیم. وقتی کارهای نادرست رو انجام ندی، خودبهخود درستها انجام میشن.
قدم اول: دیگه دربارهی چاقیت حرف نزن
خودم سالها سعی میکردم به همه ثابت کنم که «به خدا من چیزی نمیخورم. چاقیم ارثیه». چرا باید برای همه توضیح بدی؟ همین توضیح دادن یعنی توجه به چاقی. وقتی دربارهش حرف نزنی، بخشی از این توجه خودبهخود از بین میره.
قدم دوم: خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر
خیلیها جلوی آینه طوری میایستن که فقط صورتشون دیده بشه و عکس نمیگیرن. این یعنی فرار از خود. فکر کن به همسرت بگی «از دیدنت حالم به هم میخوره». رابطهتون بهتر میشه یا بدتر؟ جسمت هم همینطوره. وقتی ازش متنفری، انتظار نداشته باش ذهنت برای بهتر شدنش تلاش کنه.
پذیرفتن خودت آسون نیست. خودم خیلی طول کشید تا بتونم جلوی آینه بایستم و اذیت نشم. ولی هیچ غذایی به زور وارد دهنت نشده؛ تکتک لقمهها رو خودت برداشتی. پس جسمت رو بپذیر و باهاش حرف بزن: «میدونم این کار رو من باهات کردم. ولی میخوام فکرم و رفتارم رو تغییر بدم. تو هم کمکم کن».
قدم سوم: دربارهی لاغر شدن بنویس
یه جملهای دارم که دوست دارم به یادگار داشته باشی: «همون قدر که دست به غذا بودن تو رو چاق میکنه، دست به قلم بودن تو رو لاغر میکنه». وقتی دربارهی لاغری مینویسی، تمام توجهت به لاغریه. من موفقیتهام رو مدیون متناسب شدنم هستم؛ همین که امروز میتونم جلوی دوربین بشینم، به خاطر اعتماد به نفسیه که بعد از متناسب شدن به دست آوردم.
فرض کن چند سال گذشته و کاملاً متناسبی. بنویس این تناسب چه اثری در سلامتیت، روابطت، کارت و اعتماد به نفست گذاشته. نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛ ذهن تو اصل رو از بدل تشخیص نمیده و تجربهی اونها رو مثل خاطرهی خودت حساب میکنه. اگه صدایی در ذهنت گفت «حالا بعداً مینویسی»، بدون این همون مقاومت ذهنه. پس همین امروز بنویس.
اگه میخوای این مسیر رو قدمبهقدم و با تمرینهای کامل بری، دوره ورود به سرزمین لاغرها دقیقاً برای همین ساخته شده.
✨ تمرین این جلسه: توجهت رو از چاقی بردار ✨
جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس و نوشتههای بقیه رو هم بخون.
📌 مرحله اول: فهرست توجه به چاقی
یه فهرست بنویس از کارهایی که به خاطر اضافه وزن انجام ندادی. لازم نیست زیاد توضیح بدی؛ فقط بنویس تا خودت ببینی چقدر به چاقی توجه کردی:
- 👗 چه لباسها و رنگهایی رو نپوشیدی؟
- 🏊 چه کارها و تفریحهایی رو کنار گذاشتی؟
- 👨👩👧 چاقی چه اثری روی رابطهت با همسر و اطرافیانت گذاشته؟
- 💼 در شغل یا درس، کجا به خاطر وزنت خودت رو عقب کشیدی؟
📌 مرحله دوم: سه قدم رو شروع کن
- 🤐 بنویس قبلاً چطور دربارهی چاقیت حرف میزدی و از امروز با خودت عهد کن دیگه دربارهش حرف نزنی.
- 🤗 بنویس چه احساسی به جسمت داری. بعد چند کار کوچیک برای آشتی با جسمت بنویس؛ مثل پوشیدن رنگی که دوست داری، عکس گرفتن در مهمونی یا لبخند زدن به خودت در آینه.
- ✍️ داستان متناسب شدنت رو بنویس: فرض کن چند سال گذشته و متناسبی. این تناسب چه اثری در سلامتی، روابط، کار و اعتماد به نفست گذاشته؟
منتظر خوندن نوشتههات هستم! 💬
در جلسه بعد (قسمت هشتم: اصلاح تصویر ذهنی چاق) میبینیم تصویری که از خودمون در ذهن داریم، چطور روی جسممون اثر میذاره و چطور میشه عوضش کرد.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
نتایج برخی از هنرجویان لاغری با ذهن
خانم مریم از تهران
خانم مژگان از تهران
۱. فرمولهای چاقی یعنی چی؟
یعنی برنامههایی که سالها در ذهن ما تکرار شدن و مغز بر اساس اونها فرمان خوردن و رفتارهای چاقکننده رو صادر میکنه. یکی از مهمترینهاش، توجه دائمی به خود چاقیه.
۲. توجه به چاقی چطور ما رو چاقتر میکنه؟
وقتی به خاطر چاقی خودت رو از لباس، تفریح و رابطه محروم میکنی و خودت رو سرزنش میکنی، احساس ناتوانی بیشتری پیدا میکنی و تصویر چاقتری از خودت در ذهنت میسازی. مغز هم تو رو به سمت همون تصویر میبره.
۳. چرا وزنی که کم کردم دوباره برگشت؟
چون جسمت تغییر کرده بود ولی تصویر ذهنیت هنوز چاق بود و نگران چاق شدن بودی. وقتی روش قبلی رو رها کردی، مغز دوباره دستورهای قدیمی رو صادر کرد.
۴. از کجا شروع کنم که به لاغری توجه کنم؟
سه قدم: دربارهی چاقیت با کسی حرف نزن، خودت رو سرزنش نکن و جسمت رو بپذیر، و دربارهی مزیتهای لاغر شدن بنویس. برای لاغری هم زمان تعیین نکن.
امتیاز 3.93 از 248 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
بنام خداوند بخشنده و مهربان سلام استاد عزیزم و دوستان گل گام ۶۲ فرمول چاقی .فرمول چاقی دستور العمل هایی ک مغز ب صورت فرمان عصبی صادر میکنه و باعث واکنش های رفتاری ما میشه این واکنش همون رفتار های ما ک باعث چاق شدن میشه ،چاقی وضعیتی است ک خودمان با لذت ایجادش کردهایم ولاغر شدنی ک از طریق محدودیت جسمی یا مصرف دارو باشه ب دلیل اینکه مسیر لذت بخشی نیست نمی تواند ماندگار باشد و ب راحتی ب حالت قبل بر می گردیم ،در لاغری با ذهن فرمول های لاغری ب ذهن میدیم فرمول ها ک عوض بشن رفتار ما هم عوض میشه ،
،منم مث همه ادم هایی چاق خیلی ضربه خوردام ازش اعتماد ب نفس رو گرفته نمی تونم اون طور ک باید خودم رو ارائه بدم ،بهترین کیفیت و جنسا و بیشترین تنوع مال سایز کوچیک هست و من هر کدوم از اون مغازه ها رو ببینم یا پیجی ک سایز کوچیک دارن اصلا بازدید نمی کنم چرا ک من عاشقشونم ولی غصه می خورم ک نمی تونم از اون لباسا بپوشم پس نمیرم ،من تو لباس ست کردن سلیقه خاصی دارم همیشه ب همه کمک میکنم ک بهترین ست و بپوشه مخصوصا خواهرام ولی خودم محرومم نمی تونم از اون لباسایی رنگی خوشگل ست کنم ،بیشتر لباسام رنگ تیره ان و فقط حسرتشون رو می خودم ولی خدا رو شکر الان خیلی حسم بهتر شده ،من می خوام لاغر بشم تغییر رشته بدم ی رشته دیگه بخونم ،گواهی نامه بگیرم ،بهترین لباس ها رو بپوشم ی مادر متناسب خوش تیپ باشم ک همسرم و دخترم حالشون خوب بشه ،اصلا خیلی کارا دارم ک انجام ندادم ،میام ک اقدامی کنم برای کارم ذهن منفی بافم شروع میکنه ب تخریب کردنم تو با این اندامت می خوای پزشکی بخونی ،تو بااین اندامت می خوای رانندگی کنی ،تو با این اندامت می خوای دوباره بچه دار شی خلاصه ک خیلی اذیتم میکنه منفی بام ان شاالله ک همه ب آرزوشون برسن .
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزودوستان سایت
ضربههایی که چاقی به من زده این بود
;که خیلی اعتماد به نفسم پایین بوده، هرجا میرفتم خیلی احساس خجالت می کردم، اصلاً از تفریح ها و مهمانی هایی که می رفتم هیچ لذت نمی بردم. توی تفریح ها و مسافرت ها چون می دیدم نمیتونم ورزش کنم و این باور رو داشتم که با ورزش و رژیم فقط میتونم لاغر بشم برای همین وقتی میرفتیم مسافرت به جای لذت بردن، همش استرس چاقی رو داشتم.
رژیمم رو هم نمیتونستم رعایت کنم و خیلی حس های بدی را تجربه میکردم اصلا نمیتونستم لباس های مورد علاقه ام رو بپوشم و همیشه لباس های گشاد و تیره می پوشیدم.
چند باری هم شوهرم بهم گفت که تو اصلاً اراده لاغر شدن نداری، خیلی از این حرفش ناراحت میشدم و باعث میشد بیشتر به پرخوری رو بیارم
کمردرد شدیدی گرفته بودم که خیلی اذیت بودم. بلند شدن و نشستن برام به سختی بود، شب ها خواب راحتی نداشتم لباس های بسیار زیبا و قشنگ و پارچههای خیلی زیبایی را برای خودم خریدم و همشون سایز کوچیک هستن و همه را گذاشتم که زمانی که لاغر شدم بپوشم.
توی این مدت هم همش لباسهای گشاد و این لباس هایی رو که دوست داشتم، نپوشیدم و تمام پارچه هام رو هم گذاشتم زمانی که به وزن ایده آلم رسیدم برای خودم بدوزم الآن میفهمم که چقدر کارم اشتباه بود. چاقی باعث شده بود که هیچ وقت نتونم کفش های مورد علاقم رو بپوشم چقدر به جسمم اهمیت نمی دادم و همش ازش فراری بودم. یادمه خیلی از عروسیها که دعوت میشدیم، من نمی رفتم از بس اعتمادبهنفس پایینی داشتم، از چاقی خودم بدم میومد و لباسهایی که دوست داشتم رو نمی شد بپوشم
چقدر از مهمونی رفتن بدم میومد و همش احساس ناراحتی داشتم.چقدربه خودم سختی دادم که لاغر بشم ولی زیاد به نتیجه نمی رسیدم و همش زجر بود
خیلی خوشحالم که با این روش آشنا شدم توی این چند وقت خودم احساس می کنم خیلی سبک شدم. دوست دارم دیگه با جسمم آشتی کنم و بهش اهمیت بدم. لباس های مورد علاقه اش رو خودم بدوزم و بپوشم
دیگه با رژیم و ورزش های سخت اذیتش نمی کنم و خودم مسئولیت این اندامی را که دارم قبول میکنم و قول میدم که با آرامش به وزن ایدهآل برسونمش جسم عزیزم خیلی دوست دارم منو ببخش من واقعا نمی دونستم که کارم اشتباه بوده چقدر این چند وقته که عضو سایت شدم حس سبکی و خوشحالی دارم خدایا شکرت. استاد عزیزم ازت سپاسگزارم
من وقتی لاغربشم بهترین حس های دنیا رو تجربه می کنم میدونم که اعتماد به نفسم میره بالا و دیگه به هیچ وجه از مهمانی و عروسی رفتن خجالت نمیکشم وقتی که میرم خرید میتونم آزادانه لباس های مورد علاقم رو بخرم خیلی خوشحالم که دیگه ترس از مواد غذایی ندارم و می تونم هر چیزی را که دلم خواست بخرم و به بدنم این محدودیت روندم و این سختی رو ندم که به خاطر کالری بالاش نباید این رو بخوری و خوشحالم که میتونم آزادانه مواد غذایی را انتخاب کنم چه احساس سبکی و راحتی دارم خدایا شکرت که میتونم به راحتی بشینم بلند شم راه برم پیاده روی کنم کوهنوردی کنم چقدر حس خوبیه چقدر احساس جوانی و شادابی بیشتری دارم خوشحالم که میتونم لباس های مورد علاقم رو بپوشم احساس میکنم به خدای درونم نزدیکتر شدم رها تر شدم چقدر خوشحالم که یاد گرفتم به اندازه غذا مصرف کنم غذا های اضافه در بشقاب ها را نخورم و به بدنم احترام بذارم فهمیدم که نعمت های خداوند همیشه به اندازه کافی هست و من دیگه به بدنم فشار نمیارم تا به حدی غذا بخورم که احساس معده درد کنم
خدایا شکرت که منو به این مسیر هدایت کردی احساس میکنم رابطه ام با اطرافیان و همسرم خیلی عالی شده دیگه موقع نشستن و رفتن به مهمونی احساس خجالت نمی کنم و خدا جونم چقدر حس خوبیه وقتی می خوام برم عروسی دیگه نگران این نیستم که چه لباسی بپوشم و میدونم هر لباسی که دوست داشته باشم رو میتونم به راحتی تنم کنم و لذت ببرم چقدر دارم با لذت و عاشقانه و احساس سبکی و سرحالی کارهای خونه رو انجام میدم و اصلا هم خسته نمیشم خدایا شکرت که با رسیدن به تناسب اندام تمام بیماریها کمردرد پادرد ها از بدنم رفتن و سلامتی و شادابی به جسم دوباره برگشت احساس میکنم الان بهتر میتونم دنبال خواستههام برم چقدر مسافرتها برام لذت بخش شده دیگه اصلا نگران چاق شدن و ورزش کردن نیستم و فقط دارم از تفریحاتم لذت میبرم و خدا را شکر میکنم و به زیبایی ها توجه می کنم به جای اینکه توجهم به چاق شدن باشه
چقدر خوشحالم که وقتی درست غذا مصرف می کنم و حسهای بدی ندارم، میتونم الگوی خوبی برای دیگران باشم تا آنها هم بتونن به تناسب اندام برسن چقدر حس خوبیه که می تونم خودم تصمیم بگیرم چه موقع و به چه اندازه غذا بخورم و دیگه هر خوراکی و غذایی در اطرافم بود رو بیخودی وارد معده عزیزم نمی کنم چقدر خوشحالم که به راحتی می تونم برم شنام لذت ببرم و دیگه از اندامم خجالت نکشم خدایا شکرت
نشان های دریافت شده
با سلام
گام ۶۲. فرمول های چاقی
چاقی یعنی چه؟اضافه وزنی که در بدن ظاهر می شود و شکل اصلی بدن که دارای فرم بسیار زیبا و متناسب است نفوذ کرده و شکل اصلی بدن را مختل می کند
چگونه این چاقی در بدن ما جا خوش کرده؟فرمول های اشتباهی که طی سالها توسط خانواده و فامیل و رسانه ها در ما بوجود آمده و در جسم ما به نمایش گذاشته می شود و این وضیعیتی است که خودمون با لذت ایجاد کرده ایم این نه تنها شکل ظاهری جسم ما را خراب می کند بلکه باعث ناراحتیهای روحی و فیزیکی مثل استرس افسردگی. اعصاب نا آرام و……..جسمی مثل زانو درد کمر درد فشار خون. قند خون و……
سر چشمه تمام این وضیعت ها همان فرمول های چاقی هستند که مغز به صورت فرمان عصبی صادر می کند و سبب واکنش های رفتاری در ما می شود و واکنش ها همون عادت های ما هستند که باعث چاق شدن ما می شوند وقتی چاقی نمایان می شود به فکر لاغر شدن می افتیم و از طریق های مختلف اقدام می کنیم برای لاغری
و لاغر شدنی که از طریق دارو و محدودیت جسمی باشد لذت بخش نیست و ماندگار هم نیست و به راحتی به وضیعت قبلی بر می گردد
اما لاغری با ذهن تنها راه و روشی آست که ماندگار است بدون استرس و نگرانی همراه با آرامش و احساس خوب در نتیجه ما می توانیم عادت های بد چاقی را شناسایی و فرمول های لاغری را جایگزین کنیم
موضوع بسیار مهم توجه کردن می باشد و توجه کردن می تواند برای انجام کارهای مفید باشد یا برای انجام کارهای مضر این خودمون هستیم که با تشخیص درست می توانیم انتخاب کنیم یعنیاگر به چاقی توجه کنیم چاقتر و اگر به لاغری توجه کنیم لاغر تر و این توجه تنها برای لاغری یا چاقی نیست در هر موردی صدق می کند مثلا توجه کردن به تحصیلات یا توجه کردن به کسب کار و در آمد فراوان فرقی ندارد فقط مهم است در مسیر درست باشد وقتی که به هر فرمولی توجه کنیم صیحیح بودن آن فرمول را تایید می کنیم مثلا اگر لاغری هستیم در واقع صیحیح بودن فرمولهای لاغری ذهن خود را تایید می کنیم و اگر به چاقی خود توجه کنیم در واقع صیحیح بودن فرمول چاقی ذهن خود را تایید می کنیم و از لاغری دور می شویم چون فکر می کنیم لاغر شدن راحت نیست و حسرت آن در ما ایجاد می شود که خود مانع لاغری در ما می شود وفنی خود را ناتوان احسای کنیم احساس بد در ما تقویت می شود و احساس بد حسی در ما ایجاد می کند که تسلیم چاقی می شویم و بر اثر شکستهای مدام که به نتیجه نرسیده ایم همه دست به دست هم داده و این ناتوانی مانع لاغر شدن ما می شود غافل از اینکه تمام برنامه ریزی در ذهن ماست باید کار کنیم و برنامه ریزی ذهن خود را به سمت لاغری تغییر دهیم توجه به لاغری داشته باشیم تا فرمول های لاغری در ذهن ما تایید بشه و این تایید باعث واکنش های رفتاری و عادت های صبحیخ در جهت لاغر شدن در ما ایجاد می شود
چه برنامه ریزی می تواند صیحیح و در جهت لاغر شدن باشد ؟
گوش دادن به فایل ها و عمل کردن به آن
انجام تمرینات
عجله نکردن
زمان تعیین نکنیم با آرامش پیش برویم چون تعیین کردن زمان استرس و اضطراب را زیاد کرده و خود مانع لاغری ما می شود
وزن نکردن .چون وزن کردن هم استرس ایجاد می کند
شناسایی عادت های اشتباه و جایگزین کردن عادت های صیحیح
همه ما دوست داریم که لاغر شویم و برای لاغر شدن خیلی راهها را رفتیم اما نتیجه نداده چون مسیر اشتباه بوده اما بک تفاوتی هست الان که در مسیر لاغری با ذهن هستیم و مسیر صیحیح و درست را پیدا کرده ایم با رعایت اصول صیحیح و انجام تمام مراحل و تمرینات برای همیشه لاغر می مانیم چون در مسیر درست و مشخصی هستیم با توجه کردن به مسیر و ساختن فرمول های ذهنی مناسب برای لاغری توجه کردن را ایجاد می کنیم تا یواش یواش رفتارها از عادت هایی که ما را چاق تر می کند تغییر کند و رفتارهایی انجام انجام دهیم که ما را متناسب کند
مثلا در فرمول های چاقی رفتار دستمون چگونه است؟تا چشم ما به خوراکی می افتد بدون توجه کردن که ایا نیاز هست یا نیست دستمون بی اختیار به سمت خوراکی کشیده می شود و اما ایجاد توجه کردن به سمت لاغری این واکنش رفتاری دستمون تغییر می کند تا بخواهیم بر داریم اول ذهن هوشتار می ده !!!این نکته با اهمیت است یعنی دست به خودی خود نمی ره جلو !!!چرا؟؟چون در حال یادگیری است ذهن اول می گوید نیازی هست بعد تصمیم می گیریم بر داریم یا نه این تغییر عادت همون ایجاد توجه کردن در سمت لاغری است که فرمول لاغری داره جایگزین فرمول چاقی می شود .و عملکرد آن که اول ذهن می پرسد بعد عمل می کند و این تغییرات را باید ادامه دهیم تا زمانی که در نا خودآگاه ما به ثبت برسد و تغییر این فرمولها زمان می ببرد ..همانطور که زمانی فرمولهای چاقی در ذهن ما باعث می شد بدون توجه به نیاز خوراکی را بر می داشتیم چون قبلا فرمول در ذهن ما ثبت شده بوده
اگر لاغری را دوست داریم اصلا به زمان توجه نداشته باشید و همانطور که هستیم خود را بپذیریم و روی فرمول های ذهنی به سمت لاغری کار کنیم تا زمانی که فرمول ها تغییر کنند و تغییر فرمولها به ذهنیت افراد بستگی دارد که جقدر علف های هرز رشد کرده و قوی شده برای همین نباید به زمان توجه کرد توجه کردن به زمان باعث شکست ما در ادامه مسیر می شود
کلید موفقیت تبلیغات برای فروش محصولات تعیین کردن زمان آست که به ابن وسیله از ضعف ذهنی افراد استفاده می کنند و افراد ی هم که زمان براشون مهم هست گول خورده و محصولات را تهیه و استفاده می کنند و نتیجه هم نمی بینند و فکر می کنند اشکال از خودشون است چون تبلیغات نشون داده هرکی از این محصول استفاده کرده لاغر و متناسب شده و خودشون را سرزنش می کنند و اعتماد به نفس خود را از دست می دهند
در مسیر لاغری با ذهن اصلا زمان تعیین نمی کنیم چون ذهن افراد متفاوت است در بعضی ممکن است سه ماه در بعضی ممکن است شش ماه و در بعضی ممکن است یکسال و یا ……..
روزی نیم ساعت حتمی در مسیر باشیم فقط لازم است نادرست ها را انجام ندهیم انجام ندادن نادرست ها خودبخود درست ها انجام می شود من روزی نیم ساعت خیلی بیشتر کار می کنم اما نوشتن در سایت مقداری طول می کشد گاهی باعث استرس می شوم که دیر نوشته ام را در سایت می نویسم اما هر روز کوش می دهم مطالب دوستان را می خوانم فایل را چند بار گوش می کنم و می نویسم تا زمانی که آماده می شود آن را وارد سایت می کنم پس توجه به لاغری را باید شروع کنیم !!چگونه؟اصلا راحع به چاقی در هیچ شرایطی حرف نزنیم
پذیرفتن خودمون یعنی سرزنش کردن خودمون ممنوع است وقتی به اینه نگاه می کنیم از خودمون فرار نکنیم و کلی عیب و ایراد نتراشیم بر عکس خود را بپذیریم
همه می دانیم که سه بخش داریم روح ذهن و جسم پس وقتی جسم خودمون را نپذیریم یعنی جسم را از بخش روح و مغزمان جدا کردیم و فاصله ایجاد می کنیم پس نباید انتظار داشته باشیم ذهن و مغزمان عاشق جسم ما باشند و بخواهیم تغییری در جسم ما ایجاد بشود باید مسئولیت جسممون را به عهده بگیریم همانطور که مسئولیتت وزن خود را به عهد گرفتیم
لاغر شدن چه مزییتهایی دارد ؟اعتماد به نفس ما را بالا می ببرد
عزت به نفس مارا بالا می برد
سلامتی و زیبایی و موفقییت به همراه دارد
در تحصیلات ودر روابط با همسر و دیگران کلا همه چی ساده و زیبا می شود
وقتی می نویسی ذهن ما بیشتر تمرکز و تجسم می کند نوشتن یعنی خلق رویاها
وقتی نوشته های دوستان می خوانیم در واقع داریم به ذهن خودمون اطلاعات صبحیخ لاغری را می دهیم
خواندن مطالب نوشتن و گوش کردن و استمرار همه فوق العاده است معجزه می کند درسته که این مسیر محدودیت نداره و رژیم و ورزش و….ندارد اما ایک سری کارهایی را باید انجام بدهیم که همون فایل گوش کردن نوشتن و خواندن مطالب دوستان باید کار کنیم تا این هنر را بیاموزیم توجه به هر چیزی طبق قانون جهان هستی در ما گسترش پیدا می کند قطعا اگر به لاغری توجه کنیم در بدن ما گسترش پیدا می کنم .
نشان های دریافت شده
موضوع امروز در دو جنبه تاثیر گذاره، هم در چاق شدن تاثیرگذاره، هم درد لاغر شدن< در مورد لاغری شما ،تا الان با هر روشی پیش رفتید معمولاً به این شکل بوده که به شما یک برنامه غذایی داده شده یا توصیه هایی شده، یا داروهایی به شما دادن، و برنامهای بوده که شما فقط جسمتون رو تحت فشار قرار میدادید محدود می کردین خودتون رو، میخواستین از طریق تغییر ایجاد کردن در برنامه غذایی، در برنامه زندگی، در فعالیت روزانه تون،متناسب بشین اما درباره لاغری با ذهن، این رو بدونید که ما هیچ وقت برنامه غذایی نخواهیم داشت، هیچ وقت برنامه ورزشی نخواهیم داد و فقط برنامه ذهنی میدیم،
فرمول های جدیدی رو در ذهن ایجاد می کنیم و این فرمول ها وقتی به سطح عمل می رسن، وقتی به نتیجه میرسن، مغز شما با استفاده از این فرمولها ،فرمان های جدیدی را صادر میکنه و اون آدمی که ماه های قبل آدم پرخور و حریصی بوده، و ترس از موادغذایی داشته و خیلی رفتارهای اشتباه داشت که کمک میکرد که این فرد چاق تر بشه، به مرور میبینه که داره رفتارهای متفاوتی نشون میده و دیگه حرص و ولع نسبت به غذا رو نداره و تفکر کردن نسبت به غذا رو نداره
یک چیزی که در افراد چاق شایع است اینه که ،آنها مدام به غذا فکر میکنن، به محض بیدار شدن از خواب فکرشون اینه که صبحانه چی بخورن ،در تمام طول روز فکرشون به غذا بود که چی درست کنیم، چی تهیه کنیم ،ناهار چی باشه و این فکر کردن به اینکه چی بخوریم و چه چیزی رو تهیه کنیم،
موضوع امروز هم به چاق شدن خیلی کمک میکنه، هم به لاغر شدن
افراد چاق از این موضوع برای چاق تر شدنشون استفاده کردن، و اونها این اطمینان رو دارن که میتونن خیلی راحت چاق بشن، چون از این موضوع خیلی خوب استفاده کردن
موضوع بسیار مهم امروز توجه کردنه
;شما به هر چیزی که توجه کنید و فکر کنید، همون در زندگیتون گسترش پیدا می کنه ،در مورد چاقی هم به همین شکله، کسانی که در کودکی چاق بودن، زیاد به این موضوع توجهی نداشتن و از یک سنی به بعد، نظر اطرافیان برای آنها مهم میشه
که دوستامون در مورد من چه فکری میکنن، فامیل در مورد من چه فکری می کنه
چون نظر دیگران درباره ما برامون مهم میشه، ما خیلی میایم به موضوع چاقی توجه میکنیم، این توجه کردن به شکل مضرش داره انجام میشه، ما میآییم به خود چاقی توجه می کنیم ،نه اینکه چه کاری انجام بدیم که از چاقی رها بشیم
مثلاً کسی ۱۰ ساله داره به چاقی توجه میکنه، دیگه اوضاعش داره خراب میشه و تصمیم میگیره یک ماه میره باشگاه، اون یک ماه باشگاه رفتن هم ،درسته که برای متناسب شدن حرکت می کنی، ولی باز هم هر روز چاقی خودت بیشتر برات قابل لمس میشه
وقتی باشگاه میری، وقتی داری تلاش می کنی یه چیزی رو ا
یعنی تلاش در جهت برطرف کردن چاقی، و در تمام اون زمان ها ،شما اصلاً توجهی به لاغر شدن ندارید. همش به فکر این هستی که از چاقی رها بشی، افراد چاق خیلی به چاقی خودشون توجه میکنن، تصمیماتی رومیگیرن که بیشتر تحت تاثیر چاقی بودن
انتخابات شون محدود تر میشه، بنا به اضافه وزنی که دارن، تصمیم میگیرن که چه کاری رو انجام بدن که احساس بدشون روکمتر کنند
یعنی از چاقی فرار میکردن. توجه به چاقی، رفتار و تصمیمات اونها رو تغییر میده و خیلی از کارها رو انجام نمیدن به خاطر چاقیشون، و خودشون رو محدود میکنن و اینها همش میشه توجه به چاقی، و باعث میشه که بیشتر به سمت چاقی برن
وقتی خودت رو از خیلی از چیزها محروم کردی، احساس تنهایی و ناتوانی به آدم دست میده
وقتی حس های بدی داشته باشی، شرایط بدی رو هم تجربه می کنی، هر چقدر که ما از حضور چاقی در وجودمون احساس ضعف بیشتری بکنیم، احساس ناتوانی بکنیم ،مطمئناً فرصت رو بیشتر مهیا میکنیم، که چاقی بر ما غلبه بیشتری کنه
همه افرادی که اضافه وزن دارن ،میدونن که از یک مقطعی، چاقی اونها سریع تر شده به خاطر اینکه از بس اونها خودشون رو محروم کردن، از بس احساسشون بد شده، از بس منزوی شدن ،خجالت کشیدن، خودشون رو سرزنش کردن، از دیدن خودشون حالشون بد شده، این احساس ناتوانی در برابر چاقی، در اونها شکل گرفته و خیلی راحت تر اضافه وزن شون بیشتر شده
پس رفتار و افکارت رو بررسی کن و ببین چقدر از چاقیت احساست بد میشه، چه توجهی به چاقی داری، لیستی تهیه کن که مثلاً چه کارهایی روانجام نمیدی به خاطر این که اضافه وزن داری ،چه لباسهایی رو نپوشیدی به خاطر اینکه اضافه وزن داری، چه روابطی رو با دیگران نداری به خاطر اینکه اضافه وزن داری ،یا اضافه وزن چه تاثیری در روابط شما با همسرت و اطرافیان داره، چه تاثیری در کسب و کار داره
از اینها باید لیستی تهیه کنی که بدونی و آگاه باشی که اضافه وزن چه لطمهای به شما زده و شما چقدر بهش توجه کردید. چون باید اینها رو یکی یکی برطرف کنیم
تا وقتی شما از انجام یک سری از کارها طفره میری انجامشون نمیدی، شما هم چنان داری به اضافه وزن توجه می کنی، و توجه کردن به اضافه وزن ،یعنی ضعیف تر شدن در برابرچاقی، و دیدی که چاقی خیلی راحت داره در ما گسترش پیدا میکنه
هر چقدر شما بیشتر به چاقی توجه کنی و خودت رو محدودتر کنی، در واقع داری یک تصویر شفاف تر و واضح تری از وضعیت چاقی خودتو، در ذهن ایجاد می کنی و ذهن ما کاملاً تصویریه
وقتی شما یک تصویر رو دراون ایجاد می کنی، خوب تمام تلاش ذهنت اینه که شما رو به این واقعیت تصویری برسونه
;تصویر ذهنی خیلی اهمیت داره در مسیر حرکت شما، یعنی دقیقاً مسیر حرکت رو به سمتی که تصویر ذهنی ساخته شده، مغز شما فرمان میده که در این مسیر حرکت کنی
;هر چقدر که شما در این سال هایی که اضافه وزن داشتی توجه کردید، تصویر چاق تری از خودت در ذهن ایجاد کردی، پس فرمان های مغزی شما هم در مسیریه، که شما رودر نهایت به اون تصویر ذهنی چاق برسونه
دلیل اینکه همه ما بارها لاغر شدیم و مقداری از وزن و سایزمون برگشته همینه. تصویر ذهنیمون عوض نشده و بعد از اینکه رژیم رو رها کردیم و از باشگاه رفتن خسته شدیم و هر کاری که می کردی لاغر بشیی، وقتی خسته میشی از انجام دادنش و رهاش می کنی، خیلی آروم دوباره مغز دستور های قبلی رو صادر میکنه، واز یک لقمه بیشتر شروع میشه و دوباره یواش یواش برمیگردیم به اون رفتارهایی که قبلاً داشتیم و جسممون، هم میشه همون جسمی که قبلاً داشتیم
پس وقتی میگیم به لاغری باید توجه کنیم کار به این سادگی نیست ،چون میخواهیم به چیزی توجه کنیم که الان وجود نداره در ما، ولی ما میخواهیم با توجه کردن به اون و با ساختن فرمول های ذهنی مناسب برای رسیدن به لاغری این توجه رو ایجاد کنیم و یواش یواش رفتار ما از انجام کارهایی که ما رو چاق تر میکنه، تغییر میکنه و رفتارهای رو انجام میدهیم که ما را متناسب می کنه و این زمان میبره و کار با یک روز، دو روز، یک هفته، یک ماه انجام نمیشه
برای لاغری کلاً زمان رو از ذهنتان بیرون کنید، چون کاملاً کار اشتباهیه و شما رو شکست میده،
;شرکتهایی که در زمینه لاغری فعالیت میکنن محصول تولید می کنن، یا دارو، دمنوش، کمربند، آنها از این حربه زمان استفاده میکنن، میان زمان تعیین میکنن
مثلاً یک ماه مصرف کنم ۸ کیلو کم کن، دو ماه مصرف کن ۴ سایز کم کن، این تعیین کردن نشون میده، این به خاطر آگاهی اونها از ضعف ذهنی افراد چاقه، که خیلی دوست دارند در مدت کوتاهی از چاقی رها بشن و وقتی که ما از این محصول استفاده کردیم و نتیجه نگرفتیم با خودمون میگیم تقصیر منه من اصلا حوصله لاغر شدن ندارم وقتی هم که نتیجه نمیگیریم به جای اینکه شک کنیم به این مسیر، به این محصول و این روش، میاییم به خودمان شک می کنیم و خودمون را سرزنش می کنیم، و ناامید تر میشیم
وقتی هنر لاغر شدن رو یاد بگیری بعد خود به خود در زندگی استفاده میشه، به کار می گیری و متناسب میشی برای لاغری یکسری رفتارهای جدید رو یاد می گیری. و تفاوتش با رژیم اینه که این سختی ها رو نداره و ما اصولی داریم به ذهنمون لاغری رو یاد میدیم.
پس توجه به لاغری رو باید شروع کنید. اولین گام اینه که درباره چاقی تون اصلاً نباید جایی دیگه حرف بزنید. ما خیلی نیاز نیست که کار جدیدی انجام بدیم ما فقط نیازه کارهایی رو که داریم انجام میدیم رو متوقف کنیم و خود به خود راه درست میشه
;سیستم بدنی ما بر اساس خلقت خداوند درست داره حرکت میکنه. ما درستش اینه که متناسب باشیم. درستش اینه که سلامت باشیم درستش اینه که شاداب باشیم. اینها بر اساس خلقت خداونده
حالا اگه کسی چاقه اون داره نادرست رفتار میکنه، پس برای اینکه لاغر بشه نیاز نیست که یک سری کارهای دیگه رو باید یاد بگیره، فقط لازمه نادرست هارو انجام ندید وقتی نادرست ها رو انجام ندادی، خود به خود درست هارو انجام میدی
پس فکری رو که هر روز داری مرور می کنی درباره خودت خودتو سرزنش می کنی، این ها رو انجام نده، وقتی انجام ندادی، خوب احساست بهتر میشه. و اصلاً نمی خواد واسه احساس خوب کاری انجام بدی،
همین که کارایی انجام میدی حالت بد میشه رو، انجام ندید خود به خود احساست خوب میشه.
;اولین گام اینه که درباره اضافه وزن خودت با کسی صحبت نکن. چه دلیلی داره هر جا نشستین و صحبت شد، سریع بیایی شروع کنی من شانس ندارم، آب هم بخورم چاق میشم دیگه کلافه شدم، بهخدا چیزی نمی خورم ولی نمیدونم چرا چاق میشم، سه وعده ام شده یک وعده ،و هی به همه میگی من تقصیر ندارم ،چاقی بر من غلبه کرده، ارثیه، چرا داری توضیح میدی برای همه، نکن این کارو،این یعنی توجه کردن به چاقی
خوب دربارش حرف نزن، بخشی از توجه به چاقی خودش برطرف میشه این گام اوله
گام دوم سرزنش کردن خودت ممنوعه. این رفتاری که از خودت فرار می کنی، از خودت عکس نمیگیری ،خودتو در آینه نگاه نمیکنی
ما سه بخش هستیم جسم و روح و ذهن، وقتی ذهن و روح رواز جسم جدا کردی،یعنی ما نمیخواهیم جسممون رو ببینیم ،به این شکل،من جسمم رو نمی خوام ببینم عکس از جسمم نمیگیرم، تو هیچ عکسی نباید باشم، لباس رنگ شاد تن جسمم نمیپوشم که افتضاحیش بیشتر مشخص بشه، باشگاه نمیرم که کسی این جسم مسخره رو ببینه، استخر شرکت نمی کنم که کسی این جسم آویزون منو بخواد ببینه، این چربیهای آویزون اعصابمو داغون کرده
وقتی همش داری به این ها توجه می کنی، داری از جسمت فاصله میگیری، وقتی جسمت رو فراموش کردی ازش متنفر شدی، انتظار نداشته باش مغزت و ذهنت، خیلی عاشق جسمت بمونه و اوناهی تلاش کنن،
بذار ما این جسم رو تغییر بدیم که این دوسش داشته باشه، میگه خوب این خودش دوسش نداره ،ولش کن دیگه این از ما جداست وهی بدترش میکنن
وقتی از چیزی نفرت داشتی،هی اوضاع سخت تر و بدتر میشه. خیلی مهمه که خودت رو بپذیری با همین شرایطی که هستی، شرایط خودته، جسم خودته ،باید بپذیریش، خیلی هم سخته، سعی کنیم نگاه کردن به خودمون تنفر نباشه، وقتی توی آیینه خودمون رو میبینیم اذیت نشیم خودمون رو سرزنش نکنیم، بدنمون رو در آینه نگاه کنیم حتی اگه حالمون هم بد میشه، نگاه کنیم و بپذیریمش مسئولیت جسممون رو به عهده بگیریم،
ازش فرار نکن،
جسمت رو در آغوش بگیر
اون و بپذیرش، باهاش صحبت کن، بگو میدونم من اینکارو کردم من این بلا رو سرت آوردم، نمیدونستم، اما میخوام تغییرش بدم ،می خوام افکارم رو تغییر بدم، میخوام رفتارم رو تغییر بدم، پس تو هم کمک کن و ببین جسمت چقدر بهتر در مسیر قرار میگیره
تا اینکه هی بخوای سرزنش کنی خودتو، هی بخوای تحقیر کنی خودتو، هی بخوای خودتو از جسمت جدا کنی، فرار کنی از خودت، وقتی از جسمت حالت به هم بخوره، خوب حالت بد میشه، حال بد هم یعنی توجه بیشتر به چاقی ضعیفتر شدن و فرصت رو مهیا کردن، برای اینکه چاقی بیشتر وارد ما بشه
پس گامدوم شد پذیرفتن خودتون
دیگه نباید خودتو سرزنش کنی، به جای اینکه خودت رو تحقیر کنی، به خودت اطمینان بده ،انگیزه بده که من درستش می کنم تحقیر نکن خودتو، با تحقیر کردن درست نمیشه ،اینجوری بین خودت و جسم داری فاصله میندازی، و این فاصله انداختن کار رو بدتر میکنه ،بپذیرش، جسمت مال خودته هر گرمی که بر بدن شما اضافه شده خودت انجامش دادی خودت بارها به اشتباه دستت رفته غذا رو برداشتی، هیچ غذایی علاقه نداشته به زور وارد دهان شما بشه
هیچ رقابتی بین غذاها نبوده که بخواد وارد دهانت بشه و این وضعیت رو به وجود بیاره. تک تک لقمه ها رو با دست خودت برداشتی.
چرا برداشتی؟؟؟
مغزت فرمان داده، خیلی جاها میدونیم سیر هستیم ولی این دست هی کار می کنه و مغز هی فرمان میده بخور کممیاد، بخور دیگه نیست، بخور از این گیرت نمیاد و دیگه نیست، مهمونی رفتی بخور تا هست ،میخوای پولشو بدی هر چی اومده بخور،
اینها فرمانه، اینها خاطرات ماست که باعث میشه فرمان هایی رو مغز ما صادر کنه
گام سوم خیلی کمک میکنه، بنویس درباره لاغر شدن، چه مزیت هایی رو برای شما به ارمغان میاره، دست به قلم بشید بنویسید درباره لاغر شدن، همون قدرکه دست به غذا بودن شما رو چاق میکنه، به همان اندازه، دست به قلم بودن شما رو لاغر می کنه. این توجهی که ایجاد می کنه وقتی که شما مینویسین، بسیار کمک کننده اس، بنویسید که متناسب شدن چه تاثیری در زندگی شما میزاره، در سلامتی شما چه تاثیری داره، در کسب و کارتون چه تاثیری میزاره، در بهتر انجام دادن کارهای روزمره تون میزاره، چه تاثیری در روابطتون با همسرتون میزاره ،چه تاثیری در اعتماد به نفستون میذاره
و اینها همه خلق رویاست، نوشتن درباره اینکه لاغری چه تاثیری در زندگیتون میزاره میشه خلق رویا. وقتی داری می نویسی، وقتی داری توجه می کنی به لاغری و تاثیرش در زندگیتون، تمام توجهتون به لاغریه، وقتی داری نوشته یک دوستی رو درباره لاغری میخونی، ذهن شما اصل رو از بدل تشخیص نمیده،
ذهنت نمیدونه که این نوشته رو که داری میخونی، نوشته دیگری ست، اینها رو خاطرات خودت به حساب میاره، اینها رو سعی خودت برای لاغری به حساب میاره
خودت رو در اون وضعیت داره تجسم می کنه، وقتی شما داری احساس خوبه یکی دیگه رو در مورد لاغری میخونی در واقع داری به ذهنت اطلاعات صحیح درباره لاغر شدن میدی، داری تصویر سازی صحیح می کنی
پس بنویسید و بخونید. در توضیحات و تمریناتی که بهتون ارائه میدم، هر جا که این شیطان گفت نه بابا مگه این میشه، آخه چه ربطی داره؟؟ بدون اون موضوع میشه این مقاومت ذهن، که خیلیها در موردش صحبت میکنن همینه
نمیذاره که شما تغییر کنید
چون نتیجه رو از قبل میدونه.
میدونه که اگه شما حواست رو بدی به متناسب شدن، خود به خود رفتارت شروع میکنه به عوض شدن، و از همون اول نمیزاره شما اقدام کنی. پس بدونید هر جا که ذهن شما میگه نکن این کارو، وقتت رو تلف نکن حالا این کار رو انجام بده بعدا میای مینویسی،
بدون که این نوشتن خیلی مهمه.
پس تمرین امروز اینه که اول یک لیستی از مواردی که چاقی بهتون ضربه زده و شما خیلی بهش توجه کردی رو بنویسید. که بهتون اثبات بشه که چقدر داشتید به چاقی توجه می کردید
تمرین دوم این سه گام رو انجام بدید. اول درباره چاقی با کسی صحبت نکنید
دوم خودتون رو سرزنش و تحقیر نکنید. جسم تون رو بپذیرید، باهاش آشتی کنید
و سوم درباره متناسب شدن تا میتونید بنویسید و تاثیراتی که در زندگیتون میتونه بذاره.
اینجوری فرض کن، الان یک سال آینده است و شما در تناسب اندام کامل هستی و می خوای بیای بنویسی که این تناسب اندام چه تاثیری در قسمتهای مختلف ز
و نتایج دیگران روهم بخون که باعث میشه، اطلاعات صحیحی به ذهنتون بدید.
من همیشه فکر میکردم که اگر در موردچاقی حرف بزنم یا اینکه در هر مجلسی از این حرف بزنم که غذای من کم هست و چاقی من ارثی هست دارم به خودم لطف میکنم ودیدگاه دیگران نسبت بمن عوض میشه ولی ناخواسته داشتم به چاقی توجه می کردم و اونو گسترش میدادم چاقی خیلی محدودیت ها و ضررها برای من داشت باعث شد که تحقیر بشم ودر هر مجلسی که فامیل اونجا بودن بهم خوش نگذره و میدونستم مورد تمسخر قرار گرفتم هروقت دورهمی یا عروسی بود بجای اینکه خوشحال بشم غمگین میشدم ولی در مراسم تغزیه چون همیشه مشکی میپوشیدم وچادر داشتم زیاد ناراحت نبودم و اونجا کسی زیاد توجه نمی کرد ،در دانشگاه همیشه خجالت میکشیدم و نگاه می کردم که دانشجوی چاقی مثل خودم پیدا کنم وباهاش دوست بشم نتونستم کار موردعلاقه خودم رو پیدا کنم خلاصه نمیخوام زیاد در موردش صحبت کنم چون استاد از این لحظه صحبت کردن در موردچاقی رو ممنوع کردن و من نمیخوام دیگه به چاقی توجه کنم من از این ببعد جسم خودم رو با هر شکلی که هست می پذیرم چون خودم مسبب شرایط امروزم هستم و از جسم نازنینم کمک میگیرم تا به تناسب اندام ایده آل خودم برسم واینکه الان تصور میکنم که به تناسب کامل رسیدم صبح زود لباس ورزشی می پوشم و میرم که در پارک بدوم چقدر لذت بخش هست وای خدا چقدر سبکبارم من همیشه عاشق دویدن بودم چه لباسهای شیک با رنگهای متنوعی برای خودم خریدم مانتو ،شلوار،شال ،کیف و کفشم همه با هم ست هستن چقدر جوان و شاداب به نظر میرسم و همه منو تحسین میکنن ،هرجا میرم حرف از تناسب و خوش تیپی من هست چون هیچ کسی باورش نمیشه این همه تغییر ظرف دو سال،من همیشه عاشق کفش پاشنه بلند بودم والان یک جفت کفش پاشنه پنج سانتی به رنگ کرم پام هست و من باهاش به این طرف و اون طرف میرم اصلا دوست ندارم بشینم با راه رفتن حالم بهتره شلوار قد ۷۰ تنگ با مانتوی کوتاه چقدر منو برازنده تر نشون میده،امروز عروسی دخترم هست و همه تعجب میکنن از این همه تغییر و اصلا بمن نمیاد که دخترو پسر بزرگ دارم ،یک لباس کوتاه با کفش پاشنه بلند پوشیدم چقدر زیبا شدم در تمام عمرم خودم رو اینقدر زیبا ندیده بودم دیگه وقتی میرم مسافرت توی ماشین خسته نمیشم پام درد نمیگیره و دویدن هر روز صبح کار همیشگی من شده و هرروز لذت بخش تر از روز گذشته است و هر جایی که برای خریدن لباس میرم با دنیایی از رنگ و تنوع روبرو هستم که نمیدونم چی بخرم زندگی زیباتر از قبل کاش زودتر لاغر میشدم ،،،
وای استاد ممنونم که باعث شدین غرق در شادی بشم چه تصویرهای قشنگی بود توی این حس گم شده بودم ودوست داشتم تا فردا بنویسم چقدر هیجان انگیز بود دوستان حالا فکر کنید که این یک تصویر ذهنی نبود ودر واقعیت متناسب شدیم من دارم ازش هنوز لذت میبرم چه حس عالی دارم و تلاشم رو دوچندان میکنم که این لذت واقعی رو تجربه کنم و قدرت تصور چقدر بالاست خدایا سپاسگزارم که در این مسیر هستم
به نام خدای مهربان
سلام خدمت استاد عزیز و همراهان سایت تناسب فکری .
هر کدوم از ما کلی تلاش کردیم تا حالا و نتیجه ی دلخواه رو نگرفتیم و خسته شدیم و وارد این مسیر شدیم و فرق ما با بقیه این هست که در اوج خستگی بازم ادامه دادیم تا به اینجا هدایت شدیم .
و من مطمعنم از ابن راه به رویای خودم میرسم و امیدوارم و با اشتیاق ادامه میدم و میدونم از بقیه ی چاقها و افرادی که اضافه وزن دارن متفاوت هستم .
در مورد لاغری تا حالا من هر رورشی رو داشتم این بوده که خودم رو محدود کردم و جسمم رو تحت فشار گداشتم اما در مورد لاعری با ذهن اینطور نیست ما فقط برنامه های ذهنی میدیم و وقتی این فرمولها به سطح عمل برسه کلی از رفتارهای اشتباه ما کم میشن و دیگه اون حرص و ولع و فکر کردن به غذا رو نداریم چون افراد چاق یکی از کارهای اشتباهون این هست که از اول صبح به فکر این هستن که چی بخوردن و یا اگر از شب قبل برای صبحانه چیزی تهییه کنن که مورد علاقه اونها هست دیگه از شب خواب ندارن تا اون رو بخورن .
من هم یادم میاد که در اطرافم یه اشنای چاقی داشتم و هنوزم دارم که همبشه در حال حرف زدن در مورد خوراکی ها هست که چی بخوریم با چی که خوشمزه تر بشه از کجا غدا بخریم غداهاش بهترن یا اینکه امروز چی خوردم که خیلی خوشمزه بود و یا اینکه فردا چی بخورم و همیشه حرفهاش در مورد غذا هست و من چون اگاه شدم خیلی گوش نمیدم و یا اینکه در اون حرفها شرکت نمیکنم ولی قبلا خیلی باهاش هم نظر میشدم و اما هنوزم یه عادت دارم که وقتی عدایی درست میکنم تعریف میدم که وای ببین چه رنگی چه مزه ای داره وووو برای اینکه بچه هتم بهتر بخورن که دخترم یه جاهایی میگه باشه مامان نمیخواد اینقدر بگی که ما زیادتر بخوریم ما به اندازه نیاز میخوریم .و من حقیقتش یاد اموزشها میفتم و میگم اره کارم اشتباه بود
و ما باید بدونیم که اگر خیلی از کارها رو انجام ندیدم خود به خود لاغر میشیم و نیاز به کار خاصی نیست و اصلا وقتی خیلی از کارها ی اشتباه رو انجام ندیم حالمون بهتر میشه و در مسیر لاغری بهتر حرکت میکنیم و حتی برای حال خوب هم نیاز نیست کار خاصی انجام بدیم.
و ما باید درک کنیم لاعری از طریق دهن نیاز به زمان داره و هیچ عجله ای در کار نیست و نباید وقت مشخص کنیم که تا فلان موقع من باید لاعر بشم چون اینطور شکست میخوریم و مغلوب اضافه وزن میشیم همانطور که برای چاقی زمان تایین نکردیم وخیلی آرام آرام ما چاق شدیم پس برای لاغری هم تعیین نکنیم و باید لاغری رو زندگی کنیم همانطور که چاقی رو زندگی کردیم .
و این مسیر درسته که محدودیت نداره و رژیم و ورزش خاصی نداره ولی باید یه سری کارها هر روز انجام بدی و گام برداری مثل فایل گوش دادن و نوشتن و هر کس انجام بده نتیجه میگیره و نتیجه ربطی به پرداخت هزینه و ثبت نام نداره هر کس روی خودش کار کنه نتیجه میگیره .
ما باید این هنر رو یاد بگیریم و هر روز در زندگی استفاده اش کنیم تانتیجه بگیریم .
این روش لاعری با دهن سختی نداره و خیلی راحته ولی اصولی هست و یه سری کارها هم داره .
ما طبق قانون جهان به هر چیزی توجه کنیم اون در ما گسترش پیدا میکنه قطعا اگر به چاقی هم هر روز توجه کنیم در بدن ما گسترش پیدا میکنه و ما چاق میشیم پس ما باید یاد بگیریم به لاغری توجه کنیم در حالی که چاقی هر لحطه همراه ما هست در فعالیتهای ما در لباسهای ما در نفس زدن های ما در نشست و برخاست ما و این یکم سخته ولی باید توجه کنیم .
و از اونجایی که ذهن ما تصویری هست اول باید تصویر لاغر به ذهنمنون بدیم تا رفتارهای ما تغییر کنه و در نهایت جسم ما تغییر کنه چون خیلی از وقتها که ما رژیم میگرفتیم و خوب لاغر میشیدیم اما نتیجه ماندگار نبود علتش این بود که تصویرهای ذهنی ما هنوز چاق بودن پس مغز ما طبق اون تصویرها به ما دستور خوردن میداد و ما دوباره چاق میشدیم پس تصویر ذهنی هم بخش مهمی هست که باید در ذهنمنون تصوید ایده ال رو داشته باشیم که من به شخصه کلی تصویر از دوران تناسبم دارم و همیشه سعی میکنم خودم رو به اون شکل ببینم که دوست دارم و به اندام های چاقم خیلی توجه نکنم
از راه های توجه نکردن به چاقی :
درمورد چاقی خودت با کسی حرف نزن و خودت رو سرزنش نکن .بازم برمیگردیم به این اصل که در مورد خیلی چیزها با اطرافیان و خودت حرف نزن و خیلی کارها رو نکنن خود به خود همه چیز درست میشه اصلا سیستم بدن ما طوری هست که خود به خود به سمت لاغری و تناسب حرکت میکنه و اصل این هست پس نیاز به هیچ کار خاصی نیست فقط نادرستها رو انجام نده و به دنبال انجام هیچ کاره اضافه ای نباش چون شکست میخوری مثلا نیاز نیست به خاطر اینکه لاغر بشیم کرم و یا دارو و … استفاده کنیم
اولین گام در مورد چاقی خودت با هیچ کس حرف نزن و نیا به اطرافیان بگو من آب بخورم چاق میشم من چیزی نمیخورم و هر چیزی بخورم دارم چاق میشم و من تقصیری ندارم جاقی برمن غلبه کرده به خاطر دارو هست ووووووواخه این چه کاریه انجام نده و خود به خود لاغر میشی پس گام اول در مورد چاقی خودت حرف نزن
گام دوم سرزنش کردن خودت ممنوع هست یعنی از خودت عکس نمیگیری خودت رو در آیینه نگاه نمیکنی و در واقع داری خودت رو که سه بخش هست جسم و روح و ذهن از هم جدا میکنی چون لباس رنگ شاد نمیپوشی و باشگاه نمیری و استخر نمیری و چربیهای آویزون حالت رو بد میکنه و وقتی این کارها رو بکنی داری از جسمت متنفر میشی و هی اوضاع بدتر و سختتر میشه و خیلی مهم هست که خودت رو بپدیری با تمام شرایطی که داری سخته ولی بپذیر ولی با تنفر به خودت نگاه نکن و با شکم و پهلو و رانهای چاق به خودت نگاه کن و بپذیر که این کار خودت هست و ازش فرار نکن و در تعوش بگیر اون رو و باهاش صحبت کن و بگو من این بلا رو به سرت اوردم و اما حالا تغییرت میدم تا اینکه خودت رو سرزنش و تحقیر کنی و از خودت فرار کنی .با این کارها احساست بد میشه و وقتی به جسمت بی احترامی میکنی و حالت بد میشه از چاقی یعنی داری توحه به چاقی میکنی و ضعیف شدن در مقابل اون و اون بیشتر درما قوی میشه و هر وقت خودت رو دیدی بهش بگو من درستش میکنم و به خودت قول بده و بین خودت و جسمت فاصله ننداز و بپذیرش و هر گرمی که من چاق شدم خودم این کار رو کردم و بگو خودم با دستم غدا رو وارد دهانم کردم و اون عذا هیچ علاقه ای نداشت که به زور وارد بدنم بشه و همش ذهنم میگفت بخور چون پولش رو دادی بخور چون دیگه نیست بخور چون دیگه گیرت نمیاد و ….
گام سوم بنویس درمورد لاعر شدن چه مزیتهایی برای شما داره همان قدر که دست به غدا بودن شما رو چاق میکنه دست به قلم بودن شما رو لاغر میکنه این توجه به لاعری هست لاغری جه تاثیری در سلامتی شما داره تا دلت میخواهد بنویس .
من وقتی لاعر بشم در بهترین حالت روحی و جسمی خودم قرار دارم
من وقتی لاعر بشم ازادی در تمام جنبه های زندگی مثل خوردن خریدن و فعالیت کردن و وقت و ….. خواهم داشت که بسیار برای من ارزشمند هست
من وقتی لاعر بشم بسیار شیک پوش، زیبا میشم
من وقتی لاعر بشم چهره ام زیباتر و جوانتر میشه
من وقتی لاعر بشم به هیچ کس در خوردن اصرار نمیکنم چون واقعا اون رو کار زشت و بی احترامی میدونم .
من وقتی لاغر بشم شیطان رو شکست دادم و به خدای درونم نزدیکتر شدم
من وقتی لاعر تر بشم سبکتر و در لباسها رها تر هستم
من وقتی لاعر بشم اسراف کمتری میشه در میزان درست کردن عدا چون ترس و نگرانی از کم امدن عدا ندارم و به اندازه درست میکنم .
من وقتی متناسب بشم روابطم با همه بهتر میشه حتی اطرافیانم و همسرم
من وقتی متناسب بشم با هر پوششی در هر حا حضور خواهم داشت
من وقتی متناسب بشم بسیار آهسته و زیباتر غدا خو اهم خورد
من وقتی متنلسب بشم حتی لباسهای سایز پایین رو چون تک ماندن با قیمت کمتر خرید میکنم
من وقتی متناسب بشم خیلی در زمان کمتر به خریدهای دلخواهم میرسم
من وقتی متناسب بشم لباسهای سایز ۳۸ و مدیوم رو میخرم
من وقتی متناسب بشم تمام مانتوها و شلوار ها و لباسهای الانم گشاد میشن و من اونها رو میبخشم و دوباره کلی خرید سایز کوچکتر خواهم دا شت
من وقتی متناسب بشم با عشق هر روز صبح به خودم و تناسبم نگاه مبکنم و با حال خوب بیشتر و لدت بیشتر کارها رو انجام میدم .
من وقتی متناسب بشم فقط لباسهای رنگ شاد میپوشم .
من وقتی متناسب بشم هیچ احساس صعفی در مقایل عداها ندارم و به راحتی از هر خوردنی در اطرافم میگدرم و فقط زمانی که گرسنه هستم برای رفع نیاز بدنم میخورم .
من وقتی متناسبم قانوهای جهان رو بهتر میشناسم و به هر چیزی توجه نمیکنم .
من وقتی متناسب بشم زندگی خیلی شادتری خواهم داشت
من وقتی متناسب بشم هیچ بیماری در جسمم نخواهم داشت و تمام اندامهام سالم هستن
من وقتی لاعر بشم اعتماد به نفسم میره بالا
من وقتی لاعر بشم ایمانم به خودم بهتر میشه
من وقتی لاعر بشم توکلم و ایمانم به خدا بیشتر میشه
من وقتی لاعر بشم به خودباوری بیشتری میرسم و محکمتر برای خلق بقیه ی خواستههام قدم برمیدارم .
من وقتی لاعر بشم خالق بودن رو بهتر درک میکنم .
من وقتی لاعر بشم قدرت ذهن و اشرف مخلوقات بودن رو بهتر درک میکنم
من وقتی لاعر بشم می تونم دستی ار دستان خدا بشم و این راه رو گسترش بدم و انسان تاثیر گذاری بشم
من وقتی متناسب بشم میتونم نسل دیگه رو هم که فرزندانم باشن رو هم متناسب کنم چون اونها نگاه به رفتار من میکنن و من دیگه به اونها در خوردن اصرار نمیکنم و زور نمیگم .
من وقتی متناسب بشم همسر من هم متناسب تر خواهد شد
من وقتی متناسب بشم از عداها بهتر لذت میبرم .
من وقتی متناسب بشم تمام فعالیتهای دلخواهم رو مثل رقص و ورزش … به زیبایی و بهتر انجام میدم
من وقتی متناسب بشم خیلی جمع و جور میشم و در همه جا من به راحتی جام میشه .
من وقتی متناسب بشم در هر جمعی با هر لباس و هر رنگی وارد میشم و به راحتی و با اعتماد به نفس فعالیت میکنم .
من وقتی متناسب بشم بهترین احساس توانایی و شجاعت رو خواهم داشت .
من وقتی متناسب بشم کار مقدسی رو انجام دادم
من وقتی متناسب بشم همیشه بعد از عدا سبک و راحت هستم و هیچ فشاری رو حس نخواهم کرد .
من وقتی متناسبم نشست و برخاستم و فعالیتم خیلی راحت هستن و من خیلی فرزتر هستم .
من وقتی متناسبم بدن پاکتری دارم که هیچ اشعالی رو ارد اون نمیکنم .
من وقتی متناسب بشم عاشق خودم میشم و عاشق این سبک زندگی و این راه لاعری میشم
من وقتی متناسب بشم آرامش دارم
اگر من چاق باشم در زجر و سختی و بیماری و محدودیت و سنگینی و فشار و حال بد و استرس و نگرانی و نداشتن هیچ ازادی در خوردن و فعالیتها و خرید کردن گمراه شدن و بیایمانی و دور شدن از خدای خودم و از صفت انسانی خودم رور شدن و تجربه نکردن یک زندگی زیبا و وووووو خواهم داشت .
.
سلام راستش چاقی ضربه های زیادی بمن زده ازجمله اینکه اعتمادب نفسم همیشه پایین بودونمیتونستم لباسهای مناسب بپوشم همیشه ازرنگهای شادفراری بودم ومشکی میپوشیدم وبخاطراین اکثراتوی جمع حاضرنمیشدم یعنی مراسمی بودمن نمیرفتم چون ازخودم خجالت میکشیدم همیشه وهرروزخودمووزن میکردم یادوس روزیکبارخودمووزن میکردم وقتی میدیدم وزنم پایین نمیادهمیشه پشیمونی ب همراه داشت برام وحسرت میخوردم
تناسب اندام برای یکسال ایندم 😍
خیلی شادتروشکرگزارترازقبل هستم ومیتونم مانتوهایی که همیشه ارزوی پوشیدنشونوداشتم ب راحتی میپوشم میتونم لباسهای رنگی رنگی وشلوارهای سایزکوچیک بپوشم دیگه ب راحتی واعتمادب نفس کامل واردهمه جمعهامیشم
لاغری یعنی ازادی ،عشق ،متناسب بودن ،رویایی که ب حقیقت پیوست برام خداروشکرب راحتی وبه اسونی متناسب شدم 😍
نشان های دریافت شده
گام ۶۲ فرمول های چاقی
به نام خدا 💞💞
در مورد لاغری با هر روشی پیش می رفتیم توصیه و برنامه غذایی به ما دادند که جسم خودمان را تحت تاثیر قرار میداد لاغری با ذهن فقط برنامه ذهنی میده.
فرمول های جدیدی رو یاد می گیریم که به مرور رفتار متفاوتی داریم.
افراد چاق مرتب به فکر غذا هستند درست کردن غذا تهیه آن یا چه چیزی خوردن همه فکر ما در مورد غذاست.
لاغری با ذهن برنامه فکری میده از طریق تمرین فایل و برنامه ذهنی اینها را گوش میدیم تمرین انجام می دیم فایل ها رو تکرار می کنیم تا مغز ما دستورات جدید را بپذیرد تا اینها فرمول های اجرای خودش بشه و رفتارمان تغییر بکنه دست ما نسبت به برداشتن غذا ها حرکتش کمتر بشه و دهان ما کمتر چیزی را بخوره.
موضوع مهم توجه کردن وقتی زندگی خود را بررسی میکنیم مدت زیادی به چاقی توجه کردیم.
⛔تلاش ما در مقابل توجه به چاقی هیچینیست
✳ چرا سرعت چاقی بعضی ها زیاده هرچقدر از چاقی احساس ضعف و ناتوانی کنیم فرصت برای غلبه بر ما زیاد پیدا میکنه از بس خودمونو محروم کردیم حسمون بد شد خجالت کشیدیم از دیدن خودمون حالمون بد شد باعث چاقی قوی بشه .
کارهایی را که به خاطر اضافه وزن انجام نمیدهماکثر لباس های که میپوشم گشاد و تیره است مانتوهای که میخواهم رو مجبورم بدم بدوزند اکثر مواقع لباس ها مورد علاقه نیستندمن دلم پارچه روشن و گل دار دوست دارم .ولی همیشه خط دار میپوشم .
از رفتن به فروشگاه ها فراری هستم چون بعضی وقتا شوهرم یک لباسی رو انتخاب می کنه دلش میخواد بپوشم فروشنده میگه سایز خانم شما نیست دلم میخواست بمیرم و این جمله تکرار نشه.
موقعی که سر کلاس میرفتم نسبت به هیکلم خیلی حساس بودم و اعتماد به نفس نداشتم اونم در میان دختران جوانی که خوشتیپ و متناسب هستند .
توی مهمانیها و عروسی ها خیلی خجالت میکشیدم موقعی که مجبور بودم از سرجام بلند بشم فکر می کردم همه مرا نگاه می کنم موقع شام اصلا آرامش نداشتم فکر میکردم نگاه همه به من که من چقدر میخورم .
مشکلاتی که برای سلامتیم پیش آمده از کمر درد وپادرد گرفته تامشکلات هورمونی …موقعی که با شوهرم بیرون میرفتم همیشه فکر میکردم مردم مقایسه می کنند یا شوهرم خجالت میکشه که همراهم میاد .
یا درنشست وبرخاست فرز وچابک نیستم معمولا برای بلندشدن مجبورم تقلا کنم .😅😅…..✳مهم نیست که یک سال پیش نزدیک ۱۵ کیلو وزن که کم کردم برگشت مهم اینه که جسم من این توانایی را داشته انگیزه و اشتیاق کاهش وزن رو داشته .✅چرا وقتی شرایط اقتصادی شروع به بد شدن میشه افراد اوضاعشون بدتر میشه چون شرایط بد روهی میبینند و تصویر ذهنی در ذهنشان بد و بدتر میشه و اوضاع به مرور خراب میشه تصمیماتی که میگیرند که اوضاع را بدتر میکنه تصمیماتشان مطابق تصویر ذهنشون میشه.وقتی متناسب می شویم بازم نگران برگشت وزن بودیم چون به چاقی توجه میکردیم تصویر شفاف تری از خودمان در ذهنمان ایجاد میکردیم .
🔴ذهن ما کاملاً تصویریه وقتی تصویر ایجاد کردیم تمام تلاش ذهن اینه که تو رو با اون شرایط برسونه.✳تصویرسازی و تجسم تکنیک خیلی مهمییه در اصول موفقیت .⛔هرچی به چاقی توجه کنیم تصویر ذهنی ما پررنگ تر میشه و فرمول های ما قوی تر میشه.
توجه به لاغری: لاغری نیاز به توجه دارد چیزی میخواهیم توجه کنیم که نیست کار زیاد دارد.
✳ برای لاغر شدن زمان را کنار بگذارید چون کاملاً کار اشتباهی و نتیجه نمیده .
شرکت هایی که در زمینه لاغری کار میکند زمان تعیین میکند چون آگاهی دارند در مورد ضعف ذهنی ما که دوست داریم در زمان کوتاهی نتیجه بگیریم .
🔴لاغری را باید زندگی کنیم.اونی که میخواد از لحاظ ذهنی و مغزی لاغر بشه تا آخر باید ادامه بده.لاغری باذهن رژیم و باشگاه ندارد ولی تمرین و فایل تصویری صوتی تمرین استمرار و تکرار دارد باید در مسیر باشیم.
لاغری با ذهن و اصولی دارد که باید به ذهن بدهیم تا رفتار ما تغییر کنه .اولین گام توجه به لاغری اینکه نبایددر مورد چاقی حرف بزنیم ما باید کارهایی که انجام میدهیم را انجام ندهیم کارهای خود به خود بر درست میشه.اساس خلقت خداوند درستش اینکه ما متناسب سلامت و شاداب باشیم.گام دوم سرزنش کردن خودت ممنوع اینکه از خودت فرار می کنی از خودت عکس نمیگیری توی آینه نگاه نمی کنی وقتی از جسمت متنفر شدی انتظار نداشته باش مغز و ذهن عاشق جسم باشد و برای جسم کار بکنه و اوضاع رو سخت تر و بدتر می کنه.
ازش فرار نکن باعشق جسم تو بپذیر باهاش صحبت کن بهش بگو میدونم خودم اینطوری کردم می خوام تغییرش بدم گام سوم لاغر شدن چه مزیت هایی برای ما به ارمغان میآورد چه بر سلامتی ما دارد.با تاکیدی که استاد روی این گام کردند .تصمیم گرفتم هرروز توی دفترم تاثیر متناسب شدنم رو بنویسم .
🔴🔴نوشتن و خواندن فرمول معجزه آور لاغری است.
خاطره تابستان متناسب شدنمبعد از نماز صبح لباس مورد علاقه ورزشی رو که آرزوی داشتنش را داشتم پوشیدم با فایلهای پیادهروی در جاده سرسبزی که مخصوص پیاده روی است به راه افتادم دیگر نگران تند یا کند پیادهروی کردن نبودم .آرام و رها هنذفری در گوش کیف میکردم گلهای مسیر را تماشا میکردم و بعضی وقتا افرادی که نگران چاقی و بیماری خودشان هستند با سرعت می دوند یا راه می روند رو نگاه می کردم از خداوند به خاطر نعمت سلامتی و تناسب سپاسگزاری می کردم .وقتی بعد از یک ساعت پیاده روی به خانه آمدم چای صبحانه خوردم و برای جلسه به محل کارم رفتم در آنجا بیشتر همکارانم از دیدن من شگفت زده شدند باورشان نمی شد در این اوضاع کرونایی چطور متناسب شدم ناباورانه می پرسیدند که چه کار کردی؟ من با خوشحالی و افتخار به خودم بهش می گفتم من که بهتون آدرس سایت رو دادم خودتان قدرت باورشو نداشتید. و دوباره اصرار کردند که آدرسش را برایشان بفرستمو از دوره می پرسیدند من گفتم شنیدن کی بود مانند دیدن برای ما پذیرایی آوردند شیرینی و بستنی بود من شیرینی رو خوردم همکارانم تعجب کردند که چطور شیرینیخوردی تو که هر وقت مدرسه بودی جرأت نمی کردی شیرینی بخوری….
بعضی از همکاران در مورد موضوع جلسه صحبت کردندیکی از آنها من بودم که بدون خجالت و با اعتماد بنفس در آن جمع صحبت کردم و نظرم رو دادم .
کرونا ازبین رفته بود و عروسی های زیادی دعوت بودیم دیگر لباسهای سایز ۴۶ به دردم نمیخورد باید لباس جدید سایز ۳۸ بخرم .
به شوهرم می گویم زود باش که برای شب دیر میشه میگه نگران نباش اینقدر برای سایز تو لباس های رنگارنگ هست که به راحتی خرید می کنیم این قشنگترین جمله ای بود که سالیان سال دوست داشتم بشنوم.💞
نشان های دریافت شده
سلام
من تا یادم میاد همیشه سعی میکردم زودتر لاغر بشم همیشه خدا عجله داشتم و میرفتم ک خودمو وزن کنم انگار ی سطل آب سرد روم میریختن
منتو زمان چاقی خیلی خودمو وزن میکردم ولی ترازو رو الان گذاشتم زیر تختم
حتی با روش کالری شماری عذا رو وزن میکردم ک باعث میشد ولع من بیشتر بشه جالبه هرصبح ک میخوام صبحونه بخورم ی صدایی درونم میگه نمیخوای بربری وزن کنی و من میگم ن
من همش غصه میخوردم و ناراحت بود با نگاه حسرت وار همش چشم دنبال افراد لاغر بود بعدش همش ورزشهای سخت ک باعث میشد پاهایم درد بگیره خسته بشم همش استرس داشتم همش لباسهای گشاد و مشکی میگرفتم لباس مجلسی هایی ک سیاه باشن انتخاب میوردم کمدم پر لباس مشکیه همش مانتو مشکی شلوار مشکی همش حسرت شلوار لی داشتم من تصویر سازی میکنم الان طوری ک انگار الان همونطوری هستم
من یک فرد لاعر متناسب ۵۹ کیلویی هستم ک یک پیراهن صورتی برا خودم میگیرم میرم سر کمد تموم لباسهایی ک چن ساله با حسرت نگاهشان میکنم برمیدارم میپوشم یک ب یک ولذت میبرم مانتوهایی زمان لاغری بر میدارم میپوشم داد میزنم میگم خدایا شکرت ک منوب آسانی وبا زیبایی و عزتمندانه ب متناسب بودن و لاغر شدن رسیدم شکرت ک رسیدم ودارم لدت میبرم راحت موقع مسافرت پیک نیک مانتوهای رنگ روشن میپوشم و راحت شلوار لی میخرم با اعتماد ب نفس بیشتری میرم خریدم با شادی بیشتری با لباس مورد علاقه خودم میرم عروسی مهمونی تولداحساس جوانی میکنم احساس سن پایین بودن تمام وجودمو گرفته ولدت میبرم از این حال خوب من حالم و حسم عالیه و پرازشادیه و تو زندگیم شادتر و چابک ترم سبک ترم خیالم اسوده تر هستش دیگه هرکی مهمونی دعوت میکنه خوشحال میشم میزم خرید لباسهای مورد علاقه امو زودی میخرم. پیراهن سفید میخرم لاغری باعث شده از شوهرم کوچکتر ب نطر برسم باخیال راحت و بدون عداب دوران چاقی باردار شدم و هیچ عذابی در دوران بارداری نکشیدم چن دیگه چاق نبودم راحت کارهاپو میکنم لباس های خوشگل پیدا میکنم
وقتی میرم مسافرت جای کمتری تو ماشین اشغال میکنم و شادم خیلی و راحت میشینم پا میشم سبک وازاد و رها
شکرت خدا ک ب اسانی و زیبایی و عزتمندانه ب هدفم رسیدم از بدن عزیزم از خدای عزیزم ممنونم سپاسگزارم ک کمکم کرد تا رسیدم بهش ب ارزویی ک خیلی ارزوشو داشتم
با سلام خدمت دوستای خوبم و استاد عزیز
از همون لحظه اول تا همین الان اطمینان داشتم که زمان تعیین کردن برای متناسب موندن درست نیست،چون در اموزه های قبلیم هم میدونستم برای هیچ هدفم نباید زمان تعیین کنم.پس من یک هیچ جلو هستم.
سوال: من چه کارهایی رو بخاطر متناسب نبودنم انجام نمیدم؟ ۱_همیشه صورتم رو منقبض میکنم تا غبغبم دیده نشه!۲_بخاطر اینکه بازوهام تنها جاییه که هنوز سایزش بزرگه به ندرت تاپ و لباس استین کوتاه میپوشم (حتی پیش خانواده و خودم)۳_بیشتر عکس سلفی میگیرم و عکس قدی خیلی کم میگیرم(میگرفتم)۴_حتی الان که بعد از رژیم قبلیم متناسبم بازم بخاطر شل شدن بدنم لباس های ازاد و راحت نمیپوشم.و…..من یاد گرفتم که دیگه درباره چاقیم صحبت نکنمیاد گرفتم خودم رو سرزنش نکنم،از خودم سلفی بگیرم با حس خیلی عالی،در آیینه با لذت به بدنم نگاه کنم و بهش عشق بورزم یاد گرفتم با بدنم مهربون باشم و هربار ازش تشکر کنم بابت تمام زمانهایی که از روش های اشتباه اون رو مجبور به لاغری کردم.یاد گرفتم همونقدر که دست به غذا بودن من رو چاق کرده به همون اندازه دست به قلم بودن میتونه من رو لاغر کنه پسسس…:میخوام برم به چندین ماه دیگه که من همچنان متناسب موندم …
یک روز صبح بسیار زیبا از خواب بیدار شدم با شادی و سبکی زیاد سمت روشویی رفتم، صورتم رو کامل با آب شست و شو دادم و توی آیینه صورت شاداب و باطراوت لاغرم رو تماشا کردم و هزاران بار لذت بردم و خدام رو شکر کردم.وارد اتاقم شدم و به ایینه قدی که درست رو به رو دربِ نگاه انداختم،یک دختر قد بلند،لاغر و حسابی شاد و سرحال دیدم. همه جاش لاغره،بازوهاش کوچیکه،صورتش خیلی خوشگل شده،کمر باریکه و شکمش تخته تختِ ،پایین تنه اش حسابی خوش فرم شده و بدن سفت و قوی داره!انرژیم صد برابر شده و نیازی به هیچ قرص مکمل و ویتامین ندارم. هر موقع گشنم بشه غذای موردعلاقم رو میخورم وقتی دارم غذا میخورم به هیچ چیز فکر نمیکنم و آزاد و رها هستم.همیشه احساسم به غذا خوبه و هرچیزی که بخورم لاغر و متناسب میمونم و این راه تا اخر عمرم ادامه داره ..لباس هایی که میخرم همیشه کوچیک ترین سایزه،رنگ های شاد توی استایلم استفاده میکنم و هرکس من رو میبینه از دیدن این شادابی و احساس خوبم لذت میبره خودم،دوستانم،خانواده ام،اشنایانم از دیدنِ منِ متناسب بیشتر لذت میبرن.چرا؟ چون دیگه نگران چاقی نیستم و هرچقدر نیاز بدنم باشه و سیرم کنه میخورم و همیشه شاد و سرحالم…میدونین چرا این اتفاقا برام قراره بیوفته؟ چون این حقققق منه که متناسب بشم و متناسب بمونم