📍 این جلسه ادامه گام ۷۲ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
🌟 اگه یه گوشه دلت همیشه دنبال رویای لاغر شدن بوده، بدون که مهمترین چیز اینه که نذاری قدرت ذهن فوقالعادهت تخریب بشه! ذهن تو بزرگترین سرمایهته برای ساختن اندامی متناسب. 💡
⛅ من سالها توی تاریکی زندگی گیر کرده بودم؛ فقر، بیماری، بیاعتمادی به نفس، بیکاری، اضافه وزن… انگار همش یه کولهپشتی سنگین بود که روی شونههام فشار میاورد. اما…
وقتی به قدرت بینهایت ذهنم ایمان آوردم و فهمیدم چطور میتونم از قدرت ذهن در لاغری استفاده کنم، انگار همهچی کمکم روشن شد. 🌈
💫 تو هم میتونی همین امروز، نقطهی شروعی برای تغییر باشی… فقط کافیه انتخابش کنی! 😊
در این جلسه میآموزیم:
نقش قدرت ذهن در زندگی
از وقتی که به لطف خدای مهربون با قدرت ذهن آشنا شدم، همهچیز توی زندگیم تغییر کرد 🌈

کمکم یاد گرفتم چطور فرمولهای اشتباه ذهنمو بشناسم و جای اونا رو با افکار تازه و درست عوض کنم… و نتیجه؟ یه زندگی که قبلاً فقط توی رویاها داشتمش!
✨ شغل دلخواه، رابطههای آروم و پرمحبت، بدن متناسب، حساب بانکی پرپول… همهش شد واقعیت!
نه با شانس، نه با سختی کشیدن زیاد… فقط با باور کردن این حقیقت که:
قدرت ذهن در لاغری و کل زندگی، یه نیروی الهی درون منه که باید یاد بگیرم چطور باهاش همصدا بشم.
اگه چشمهامون رو خوب باز کنیم، این قدرتو همهجا میبینیم…
- 🐝 زنبور کوچولویی که با نظمی عجیب کندوی ششضلعی میسازه
- 🌱 بذری که زیر خاک پنهونه، ولی ریشه میزنه، جوونه میزنه و میوه میده
- 🐢 بچه لاکپشتی که بدون هیچ مربیای راه دریا رو بلده
- 🕊️ یا پرندههایی که هزاران کیلومتر کوچ میکنن، بدون اینکه نقشهای توی دست داشته باشن…
همهشون دارن به صدای الهام درونیشون گوش میدن… بیچونوچرا! اما ما انسانها چی؟ 🤔
ما گاهی وقتی یه الهام خوب و پاک به دلمون میافته، سریع عقل و منطق میپره وسط و میگه:
«نه بابا! این غیرمنطقیه! نمیشه! دیوونهای؟!»
و خیلی وقتا این صدا همون شیطانِ درونیه که فقط بلده ما رو از مسیر هدایت دور کنه 😔
🌟 قدرت ذهن در لاغری یعنی گوش دادن به صدای درون، نه صدای ترس و تردید.
یعنی عمل کردن مثل اون پرندهای که وقتی زمان کوچشه، بیمعطلی پر میکشه بهسوی مقصد… نه اینکه بگه: “بذار فردا” یا “حالا یه فکری میکنم…”

🕊️ توی دنیای پر از نظم آفرینش، هیچ زنبوری برای کندو ساختن تردید نمیکنه، هیچ لاکپشتی نمیگه: “اگه اشتباه برم چی؟”، هیچ بذر کوچیکی نمیگه: “نکنه جوانه نزنم؟”
چرا؟ چون ذهن اونا پاکه، بدون وسوسه، بدون شک. اما ذهن ما انسانها… یه مهمون ناخوانده داره 👿
یه بخش کوچیک از ذهن ما، سهم شیطانه!
همونی که تا الهامی به دلت میافته، تا یه جرقه امید روشن میشه، سریع میگه:
«نه! اینا همش خیالپردازیه! ولش کن…»
و متأسفانه، چون از بچگی با کلی باور اشتباه بزرگ شدیم، این صدای ضعیف و بیارزش، قدرتی عجیب بر منطق ما پیدا کرده 😔
📉 نتیجهش؟ تخریب تدریجی قدرت ذهن! همون قدرتی که خدا تو وجودمون گذاشته تا زندگی رو بسازیم، نه بسوزونیم…
✨ تغییر واقعی یعنی ساکت کردن این صدای مزاحم، همون نجوای شک و ترس.
یعنی گوش دادن به الهامات پاک درونی… همونی که وقتی بهش عمل میکنی، حسش شبیه یه نماز واقعی میشه… یه عبادت خالص 🌸
🙏 سپاسگزاری واقعی یعنی درک کنیم که خدا به ما قدرت ذهن در لاغری، سلامتی، شادی و ثروت داده، و فقط کافیه اون رو فعال کنیم.
💫 ما با فکرهامون، با فرکانسهامون، میتونیم شرایط دلخواهمون رو مثل یه سفارش به جهان بفرستیم، و وقتی با ایمان و الهام حرکت کنیم، اون شرایط میتونه برگرده و بشه واقعیت زندگیمون…
🌈 و اون موقعست که با تمام وجود میگی: خدایا، شکرت… چون بالاخره دارم زندگیای رو تجربه میکنم که روزی فقط یه رویا بود!
🎯 هدیهای که فراموش کردیم ازش استفاده کنیم…
💡 قدرت ذهن در لاغری فقط یک مهارت نیست؛ یه هدیهی الهیه که تو وجود همهمون قرار داده شده. اما خیلی از ما هیچوقت بستهش رو باز نمیکنیم، چون اصلاً نمیدونیم چنین چیزی داریم 🎁
🧠 ذهن ما یه ابزار خارقالعادهست برای ساختن زندگی دلخواهمون؛ ولی چون قوانین کار کردنش رو نمیدونیم، خیلی وقتا بهجای اینکه ازش استفاده کنیم، خودمون داریم خرابش میکنیم!
🎯 واقعیت اینه که برای فعالسازی این نیروی بینظیر، لازم نیست چیز جدیدی بسازیم یا تقویتش کنیم. فقط کافیه موانع ذهنی رو کنار بزنیم… مثل غبار گرفتن روی یه آینه! اون قدرت همیشه اونجاست، منتظره دیده بشه ✨
🚫 بزرگترین عامل تخریب قدرت ذهن چیه؟
اگه دقت کنیم، یه اشتباه بزرگ خیلی از ماها اینه که بیشترِ تمرکز ذهنمون رو خرجِ چیزی میکنیم که اصلاً به ما مربوط نیست:
- 📺 پیگیری اخبار ناراحتکننده
- 🌍 نگرانی درباره مردم کشورای دیگه
- 🤷♀️ درگیر بودن با تصمیمها و انتخابهای دیگران
- 📣 و حتی بحث کردن درباره چیزی که اصلاً نمیتونیم تغییرش بدیم…
هر ثانیهای که ذهنمون درگیر این چیزاست، یه قدم از خودمون و مسیرمون دور میشیم. چون تمرکز، انرژی خلقه… و اگه خرج جای اشتباه بشه، قدرتت ته میکشه 🪫
🐝 از طبیعت یاد بگیر!
- 🌱 هیچ دونهای تلاش نمیکنه دونهی کناری رو رشد بده!
- 🕊️ هیچ پرندهای ذهنش رو درگیر مهاجرت بقیه نمیکنه!
- 🐝 زنبور فقط به ساختن کندوی خودش فکر میکنه، نه کندوی همسایه!
اما ما چی؟ ما فکر کردیم اسم این کارها دلسوزیه، همدلیه، یا حتی انساندوستیه…
در حالی که داریم تکهتکه قدرت ذهنمون رو خرج دنیای بیرون میکنیم، و از درون ضعیف میشیم 😞
✨ یادمون باشه: بهترین لطفی که میتونیم به خودمون و بقیه بکنیم اینه که از قدرت ذهن در لاغری و رشد شخصیمون بهدرستی استفاده کنیم و الگوی حال خوب باشیم 🌈

قدرت ذهن خود را تخریب نکنید
بعضی وقتا یه جمله از زبان یه آدم دیگه، بیشتر از هزار ساعت آموزش به دل میشینه… 💬
شاید چون اون آدم دقیقاً مثل خود ما بوده: درگیر، نگران، خسته، و دنبال یه نقطهی شروع 🌧️
برای همین خوندن تجربهی بقیه، مخصوصاً اونایی که تو مسیر قدرت ذهن در لاغری قدم گذاشتن، یه جورایی مثل روشن شدن یه چراغ کوچیک توی دل تاریکیه… همدلانه، واقعی، قابل لمس! 🕯️
یکی از همین چراغها، نوشتهی زیبای خانم شادیه… که بهتنهایی میتونه عمق موضوع قدرت ذهن در لاغری رو بهت نشون بده:
📝 تجربه الهامبخش خانم شادی:
❄️ این فایل احساس فوقالعاده خوبی در من ایجاد کرد.
من خوشحال و سپاسگزارم از دیدن و گوش دادن به این فایل، که در واقع برای من خیلی ضروری و حیاتی بود. توی این مسیر فهمیدم مسئلهی اصلی مراقبت از قدرت ذهن در لاغریه.
در واقع، لطف خداوند مهربان بود که من وارد این مسیر شدم و هر بار با شنیدن فایلهای آموزشی لاغری با ذهن، احساس میکنم روح و روانم داره آرومآروم از فشارهایی که سالها تحمل میکردم، آزاد میشه.
حالا دارم یاد میگیرم از زندگی لذت ببرم، مراقب “خودم” و “احساس خوبم” باشم و این یعنی شروع فصل تازهای از زندگی من 🍃
من قبلاً بیشتر وقتم رو پای اخبار، اتفاقات دیگران، مشکلات مردم، و مسائل خارج از کنترل خودم میگذروندم… انگار فرار میکردم از روبهرو شدن با خودم.
اما از وقتی که به قدرت ذهن در لاغری احترام گذاشتم، و تصمیم گرفتم تمرکزم رو برگردونم به «خودم»، احساسم بهتر شده، ذهنم آرومتره، و تازه دارم واقعاً زندگی میکنم 🌈
🎵 حالا بهجای دنبال کردن اخبار نگرانکننده، آهنگهای شاد گوش میدم… ویدئوهایی میبینم که بهم حال خوب میدن،و مهمتر از همه، به خدا اعتماد دارم 💖
🚀 با دوره پاکسازی چاقی ذهن، قدرت ذهن در لاغری را آزاد کن! 🌟
اگر دنبال یه راه واقعی و هدفمند برای تغییر زندگیات هستی، اینجاست که مسیرت روشن میشه!
دوره پاکسازی چاقی ذهن، دقیقاً همون ابزاریه که کمک میکنه افکار منفی و نگرشهای محدودکنندهای که باعث تخریب قدرت ذهن در لاغری میشن رو شناسایی کنی و از ریشه پاکشون کنی. 🧠✨
✍️ در ادامه هم توی گام ۷۴ سراغ «زندگی یا مرگ، لاغری یا چاقی!» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.25 از 97 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
باسلام
وقتتون بخیر
قدرت ذهن
قدرتی ک در وجود ماهست و ما از اون نااگاهیم
یا بهره اشتباهی میبریم
و قدرتی ک باید ب نفعمون باشه رو معکوس استفاده میکنیم
و برای بهره درست میتونیم ب طور خلاصه بگیم
نه ب نگرانی
ن ب حال بد
ن ب ناامیدی
ن ب بی انگیزگی
ن ب دلشوره
ن ب اضطراب
و….
ن ب هرچی ک حالمونو بد کنه
در یکی از فایلهای استاد عباس منش ک درتوصیف شیطان و خدا در وجودما بود موضوعی مطرح شد ک برای من خیلی جالب و تاثیر گزار بود و مطلب شماهم من رو یاد اون افتاد و بازهم تفسیر شما برام جالب بود ک ما ب شیطان پر و بال دادیم
استاد عباس منش هم میگفتن
در وجود ما
خدا در قلب ماست
و
شیطان در مغز
و وقتی هر اتفاقی برای ما می افته همزمان هردو اینها با نا حرف میزنن و باید تفکیکشون کرد
اینشکلی ک اونی ک داره بهت امید میده .حالت رو خوب میکنه.بهت انگیزه میده.میگ همه چی درست میشه و .. در کل حالت رو خوب میکنه و مسیرو نشونت میده و میگ درست میشه اون خداست و ندای قلبت
و اونیک شلوغش میکن نابودت میکن.حالتو بد میکن.ناامیدت میکن.همه چیرو برات تموم میکنه شیطانه و نجواهای شیطانه
و ما معمولا صدای قلبمون در فریاد های شیطان شنیده نمیشه یا بهش بی توجهی میکنیم
ولی بااگاهی از این موضوع در هر اتفاقی میتونیم ازش بهره ببریم
و تلاش کنیم اگاهانه صدای خدا رو بشنویم و هرروز تلاشمون رو بیشتر کنیم تا مسیر و اتفاقه درست بشه
و من معتقدم خدا خیر مطلقه و ناممکن برای ما بد بخواد و هیچ برگی بی اذن او از درخت نمی افته
و ابزار خوشبختی رو در اختیارمون گذاشته فقط باید بلد باشیم باهاش کار کنیم
خداروشمر از وقتی تو این مسیرها افتادم اروم اروم اینها حل شده و مسیر زندگیم شده
اهمگ منفی ممنوع
اخبار ممنوع
حال بد ممنوع
ارتباط باافرادی ک دوست ندارب ممنوع
بحث کردن ممنوع
فیبم منفی ممنوع
و در کل هرچیزی ک موجب حال بد ممنوع
و برام جالب بود ک برای تناسبم این موضوع مطرحه
و دقیقا همینه ب قول شما این موضوع مهم ترین و شخصی ترین موضوع زندی ماست و باید اولویت باشه و ب عینه دیدم وقتی کاملا تمرکزم رو موضوعه و در مسیر پرستم خیلی راحت رو دور نتایج میفتم و برعکس وقتی درگیر چیزهای دیگ میشم حال خودمم بد میشه حسم بد میشه و ورق برمیگرده
در نتیجه باید اگاهانه مراقب ذهن باشیم
و بهترین بهره رو از قدرت ذهنمون ببربم
انشالله ک بتونم ب طور کامل در زندگیم اجرا کنم
و کمتر لیز بخورم
درتمام مراحل زندگیم
ممنون ازاگاعی های زیباتون
نشان های دریافت شده
سلام وقتی واردفضای لاغری باذهن شدیم ذهن مابایدخالی بشه ازمسایل ومشکلات دیگران یادرمورداقتصادومسایل مشکلات کشور فقط ذهن رومعطوف کنیم به لاغری باذهن تابتونیم به اون اندام دلخواه برسیم تمرکزداشته داشته باشیم نه فکروحواس همجابیایم فایل گوش کنیم اینجوری هیچ موفقیتی برامانداره بهتربراخودمون زندگی کنیم عمرکوتاست پس ازداشتهامون لذت ببریم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
قدرت ذهن خود را تخریب نکنید
اینجا از اینکه یه محل امن هست که میتونم از خودم بنویسم خوش حالم
من چند وقته که دارم ذهن خودم را ناخواسته تخریب میکنم قبلا خیلی بیشتر بود همش نگران وضعیت مادرم بودم مسائل خانوادگی مادرم
ولی سعی کردم که خیلی کمتر باشه و به خاطر همین همه متوجه تغییر من شدم چون خیلی کم رنگ شدم و از این بابت خوش حالم اخبار و رسانه ها و سریال ها را هم چند ساله کنار گذاشتم که بازم جای خوش حالی منه اما چند وقته یه موضوع داره واقعا ذهن منو تخریب میکنه که توانستم به ۵۰ درصد آن نه بگم و دارم هر روز روی خودم کار میکنم که بتوانم بدون صدمه روحی به خودم حلش کنم و ایمان دارم که میتونم چون روال زندگیم را دارم ادامه میدم و نزاشتم خللی پیش بیاد و مطمئن هستم که جهان هستی کمکم میکنه و خیلی زودتر از چیزی که فکر میکنم خودمو بالا میکشم من به قدرت ذهنم ایمان دارم .
و یه نکته دیگه هم هست که هنوز آثاری ازش مونده اینکه چند روز پیش رفته بودم شهرستان و یه پیرزن کنار خیابان داشت دست فروشی میکرد چیزی ازش خریدم با اینکه احتیاج نداشتم اما این صحنه چند ساعت نا خواسته ذهن منو تخریب کرد با اینکه میگفتم خدا حواسش بهش هست و این موضوع هم باید کم رنگ بشه که مسائل دیگران به مت مربوط نیست خدا هست اون میدونه چکار میکنه هرگز اشتباه نمیکنه .
تشکر از استاد روشن عزیز بابت فایلهای بی نظیر
نشان های دریافت شده
سلام وقت به خیر من قبلا بخش بیشتر از ذهنم را به دیگران اختصاص می دادم وهمیشه نگران آنها بودم نگران شرایطشون نگران از دست دادنشون نگران بیماریهاشون نگران نداشتنشون ولی افسوس که آنها اصلا نمیفهمیدند ودنبال کار وزندگی خودشون بودند وحاضرنبودند به خاطرم از ساعتی از کارشون بگذرند من حال بد همیشه همراهم بود نگرانی همراهم بود با این فایل متوجه شدم باید تما م ذهنم برای خودم وخلق زندگی خودم باشه وبه قول استاد حالا اگه تونستم کاری برای دیگران انجام دهم نه اینکه خودم را وقف دیگران کنم وحال خودم را خراب کنم وزندگیمو را تحت تاثیر قرار بدم ممنونم استاد له خاطر این آگاهی
نشان های دریافت شده
سلام من مشکلات دیگران رومیشنیدم حالم بدمیشدتوفکرمیرفتم تامدتها درگیراون مسایل بودم مثال استاددست رونمیتونیم به کسی قرض بدیم قدرت ذهن هم همنیطورهست بخشی ازذهن ما اوضاع مالی بخشی درنوردزندگی همه ایناقدرت ذهن روتحلیل میکنه ما ذهن روبه خودمون بایداختصاص بدیم به حل مسایل خودمون نه برادیگران باهمین ذهن به لاغری بپردازیم اشتباه مااین بوده مغزماپرشده ازمسایل ومشکلات دیگران همیشه مسایل دیگران روتواولویت قراردادیم بایدحواسم بایدبخودم باشه من مسوول مردم نیستم
نشان های دریافت شده
و خدایی که در این نزدیکیست.
استاد عزیز،چه مثال خوبی زدید،فرمودید ما نمیتونیم دستمون رو به کسی قرض بدیم،میتونیم به کسی دستی برسونیم و کمکش کنیم ولی نمیتونیم دستمون رو از بدنمون جدا کنیم و برای کمک به دیگران هدیه کنیم،قدرت ذهن هم مصداق همین حرفه،من دارم آموزش میبینم که بتونم با قدرت ذهن،خودمو متمرکز کنم که چه کاری در حق خودم انجام بدم تا زندگیم رو خوب جلو ببرم.دارم یاد میگیرم با کنار گرفتن از اخبار و تلویزیون و گفتگوهای دیگران در رابطه با مسائل و مشکلات شخصی شون،حس خوب رو در خودم پایدار کنم.این ذهن منه که برام مشخص میکنه چطور زندگی کنم با پر و بال دادن به اتفاقات پیرامونم.قبلا خیلی عاشق دیدن فیلم و سریال بودم و شبکه های مجازی و ماهواره رو برای اتفاقات دنیا هر روز و شب دنبال میکردم و بعد روی اتفاقات تلخ دیگران خیلی تمرکز میذاشتم و در نتیجه حال خودم همیشه بد بود،به قول استاد ی وقتایی که حالم خوب بود و ی دفعه ی اتفاق تلخ میفتاد به خودم شکایت میکردم که چرا نمیذاری زندگیم خوب باشه،چرا انقدر عذاب میدی،چه لذتی داره برات،بعد از اونجایی که آگاهی نداشتم و از قرآن و حدیث و … سر در نمیاوردم،یاد ی حرف از دیگران میفتادم که میگفتن خدا توی قرآن گفته،ما انسان رو در رنج آفریدیم،قبل و بعد این آیه و این حرف رو هیچ وقت از زبان کسی نشنیدم و هیچ وقت هم به فکرم خطور نمیکرد که خودم برم ببینم این حرف یعنی چی فقط به حرف دیگران بسنده میکردم که میگفتن منظور خدا اینه که توی این دنیا هر چقدر سختی بکشی بعد از مرگ،قطعا به بهشت میری،چقدر نادان بودم،چقدر در خرافات و جهل زندگی کردم،کاش توی سن پایین تر میفهمیدم این حرف یعنی چی.نگو که تمام این حرفها و ترجمه ها همشون چرندیات بودن و من باید بتونم ذهنمو آروم کنم تا بتونم توی همین دنیا به بهشت برسم،حالا بهشت دنیا کجاست؟؟بهشت این دنیا اینه که من با حال خوب دنبال اتفاقات خوب زندگیم باشم،عاشقانه خودمو دوست داشته باشم،به جسم و روح خودم اهمیت بدم.خدا رو شکر تا حدی جلوی این ورودی ها رو گرفتم و تونستم بهشون غلبه کنم درسته که صد در صد نبوده چون من اطرافم پر از انسانهایی هست که مدام دارن حرفهای منفی دیگران رو تکرار میکنن و ناخودآگاه منم تحت تاثیرش قرار میگیرم،گاهی که خواستم دیگرانو به آرامش برسونم متهم شدم به اینکه تو چقدر بی خیال و خونسردی ی جوری بهم انگ بی عار بودن محترمانه رو زدن ،اوایل تلاش میکردم دیگرانو آروم کمم و بهشون راه درست رو نشون بدم ولی الان به این نتیجه رسیدم که من منجی نیستم،من قرار نیست دیگرانو از خواب بیدار کنم.ی بار به ی بنده خدایی گفتم که تو آنقدر به بچه هات فکر میکنی و غصه ی اونا رو میخوری(در صورتی که بچه هاش زندگی نرمال و طبیعی دارن) فقط داری خودتو از بین میبری ،تو از خدا برای اونا مهربونتر نیست،بهم ی حرف خنده دار زد و خیلی برام احمقانه بود،گفت مگه من بی غیرتم،من بی ریشه ام،من مادرم.من اگه حرص و غصه ی اونا رو نخورم که مادر نیستم.وقتی این حرفها و واکنشها رو شنیدم به خودم گفتم این آدم رو نمیشه قانعش کرد،چون از نظر خودش باید از غصه ی بچه هاش دق کنه،وگرنه حجت رو بر بچه هاش تموم نکرده.از این دست آدمها کم نیستن و من ی زمانی تلاش میکردم راهنماییتون کنم ولی متوجه شدم این منم که نیاز به راهنمایی دارم تا مشکلاتمون حل کنم در آرامش کامل.این خود خودم هستم که باید ذهنمو برای خودم خالی و پر کنم.نه برای دیگران.این خود من هستم که تنها جایی که هیچ بنی بشری نمیتونه توش رخنه کنه،کسی نمیتونه درون منو ببینه و از درون منو قضاوت کنه و نگران حرفها و حدیث دیگران نیستم.این ذهن مال منه،حق منه،پس من کسیو جز خودم و اهدافم رو راه نمیدم تا بیان و لونه کنن.
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم
خیلی وقته اخبار منفی و حرفهای منفی دیگران رو دنبال نمی کنم. به قول مشاورم تو یه خودخواه مثبتی. دوری کردن از این موارد باعث میشه توجهت به خودت بیشتر بشه. مغز انسان نمی تونه تشخیص بده این مشکل خودت نیست و انرژی زیادی از تو میگیره….. چقد خوبه انسان ها به خودشون احترام بزارن و هر کاری برای حال خوب خودشون انجام بدن. چقد خوبه ما دنبال موفقیت برای خودمون باشیم و به مشکلات بقیه فکر نکنیم. اگه ما بخوایم در طول روز کلی اخبار منفی گوش بدیم، توجهمون از خودمون کم میشه. حالا اگر در هر زمینه ای بخواهیم ارتقا پیدا کنیم، با شنیدن اخبار منفی نمی تونیم به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنیم.
می خوام وقت بیشتری و رو در سایت بزارم. تا امروز روزی یک ساعت داخل سایت بودم. ولی می خوام زمانشو بالا ببرم و بیشتر بخونم و بنویسم و ببینم. من عجله ای برای متناسب شدن ندارم، میدونم و باور دارم که موفق میشم. من میدونم لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست. من هیچ وقت از لاغر شدن نمی ترسم، می دونم لاغر شدن به نفع منه. من در گروه متناسب ها قرار میگیرم. با لاغر شدن پوست صورت من روز به روز بهتر میشه. وقتی من لاغری رو انتخاب کردم قطعا به خواسته ام میرسم. چون سیستم بدن انسان به سمت متناسب شدن حرکت می کنه. شبیه زخم روی بدن که خودش خود به خود خوب میشه. بدن منم متناسب میشه. من لاغری در وجودمو می خوام ببینم. می خوام تمام چربی ها از بدنم خارج بشن و حتی یک گرم چربی در بدنم نباشه. هیچ چربی در بدن ذخیره نمیشه. من با افکارم چربی ها رو ذخیره کردم. همیشه فکر میکردم غذاها موجب چاقی من میشن. ولی الان میدونم هیچ غذایی چاق کننده نیست. چون افراد متناسب زیادی رو دیدم که شبیه غذاهای ما میخورن و همون شکل متناسبن.
نشان های دریافت شده
به نام خداوند مهربان
سلام بر استاد عزیز و گرامی و دوستان
من هم قبول دارم که فکر به دیگران باعث میشود که از خودمون غافل بشویم و چه بسا آنقدر غرق در امور دیگران باشیم که روند زندگی خودمون از دست برود.
چند سال پیش به خاطر کمک به چند نفر خیلی اذیت شدم به طوری که سلامتی خودم به خطر افتاد و چند ماه به آسیبی که به من رسید خانواده ام هم درگیر بیماری من شدن اگر من به فکر خودم بودم سلامتی خودم به خطر نمی افتاد و و آن افراد هم راهی برای مشکل خودشون پیدا می کردند و لطف من را وظیفه من نمی دانستند و حالا که میگم نمیتوانم باور می کردند.
من قدرت ذهن را باور میکنم.و می دانم اگر از ذهن انسان درست استفاده شود کار های بزرگی با آن میتوان انجام داد.وقتی تمرکز انسان روی مسأله خاصی باشد ذهن این قدرت را دارد با ایده های ناب کار را به نحو احسن به انجام رساند.
من هر زمانی از قدرت ذهنم استفاده می کنم حتما به هدف مورد نظرم می رسم البته که از زمانی که وارد سایت شدم این مقوله واضح تر شده است من قبلاً قدرت ذهن خودم را به اطرافیانم داده بودم و یک درصد هم برای خودم نبود برای همین خیلی عقب افتادم ولی از زمانی که وارد سایت شدم تمام تلاشم را میکنم این قدرت ذهن را برای خودم استفاده کنم و جایی که به من آسیب نزند به دیگران کمک کنم.
مادرم بیمار است مادر شوهرم تنها هست خواهرم رانندگی بلد نیست خواهر شوهرم بچه ندارد و….کمکشان کنم و زندگی خودم را فلج کردم.
در سایت که آمدم صبح که بیدار می شوم تو فکر این هستم که چه طوری حال خودم را خوب کنم بعد همسر و فرزندانم را و بعد شروع به کار های خودم می کنم اگر وقت بیارم به دیگران سر می زنم وگرنه اصلأ ناراحت آنها نمیشوم و به آن را برای وقت دیگر میگذارم..من از اول به قدرت ذهن اعتماد داشتم ولی نمی دانستم تقسیم آن به ضرر من هست و الان میکوشم که از همه ی قدرت ذهن خودم برای خودم و اهدافم استفاده کنم و دیگران هم خدایی دارند که کمکشان کند.
البته من خیلی وقته که دیگه به اخبار و تصاویر منفی در رسانه ها توجه نمیکنم و آرامشم بیشتر هست .
و اما در مورد لاغری من در رسیدگی به کارهای دیگران تمام اطلاعات منفی که آنها به خاطر کم بودن توانایی شان در ذهنشان انباشته شده بود را می گفتند ومن دریافت میکردم صحبت از چاقی و فقر و کم توانی.من این اطلاعات منفی را دریافت می کردم و وارد ذهنم می کردم و این هر روز تکرار می شد و رفتار من هم تغییر کرده بود تند تند غذا خوردن و رفتن یکی از رفتارهای اشتباه من بود که نه از غذا لذت می بردم و نه نقطه ی سیری را پیدا می کردم و نگرش بد غذا خوردن و زیاد خوردن وچاقی ارثی است من را هر روز چاق و چاق تر کرد ولی از زمان ورود به سایت صبح به فکر خود متناسبم هستم فایل گوش میدهم غذایی که دوست دارم می پزم و با آرامش در کنار همسر و دخترام غذا میخورم و افکار لاغری را پرورش می دهم.تا هر روز لاغر تر و متناسب تر و سالم تر و زیبا تر بشم.خدایا شکرت به خاطر هدایت من و به خاطر همهی نعمت های بی نهایتی که به من دادی دوست دارم خدای عزیزم.
سلام و درود
لطفا در نوشتن دیدگاه دقت کنید به اشتباه دیدگاه خود را در پاسخ به دوست دیگری ثبت کرده اید
با تشکر
نشان های دریافت شده
با سلام ودرود خدمت استاد عزیز وهمراهانگرامی
من قبلا هم این فایل رو از استاد شنیدم دوباره برام یاد آوری شد …این که خداوند ذهن قدرتمندی بهمون داده
وبه خاطر وجود همین قدرت ذهن هست که الان ما اضافه وزن پیدا کردیم وجسم خودمون رو شکل دادیم
اما متاسفانه از اون در بهبود وضعیت وامورمون در بعصی جاها کمک نگرفتیم یا راه رو اشتباه رفتیم البته به شکل ناخودآگاه…به چیزهایی در ذهن قدرت دادیم که خواست شیطان درونمون بود نه خواست خدا نه الهام هایی که بهمون شد بی ذهنی وپاک بودن باعث میشه ما الهام رو دریافت کنیم ..وبه ندای درون گوش کنیم
ولی ما به افکار منفی قدرت دادیم ما به ترسهای الکی قدرت دادیم ما به عذاها قدرت دادیم..ما از چاقی ترسیدیم ..ما خودمونو ترد کردیم ونپذیرفتیم…از خود واقعیمون دور شدیم ارزشها مون رو فراموش کردیم
گفتیم چون من آدم چاقیدهستم پس ارزشمند نیستم
نفهمیدم که بودن من مهمه نه چگونگی بودنم ..عزت نفس را از دست دادیم ..وذهنمون رو تخریب کردیم ..قدرت رو ازش گرفتیم وضعیف شد وذهن منفی بزرگ شد
با توجه به جسم چاق
لا توجه به ناراحتی های دیگران
بادردودل های بیمورد
با پیگیری اخبار قتل وزلزله وسیل وتخریب ودزدی
با دلسوزی برای افراد نزدیکم ن
با توجه روی نقاط ضعف خودمون
با توجه روی شکستهامون در هر مرحله
با مقایسه کردن خودمون
با توجه به کمبودها
توجه به بی احترامی
توجه به فقر
با توجه کردن به نشانهای زندگی
به توجه به گذشته ی سخت
خلاصه با توجه به همه ی اینها قدرت ذهن رو تخریب کردیم ودرست استفاده نکردیم..نفهمیدیم که هر چیزی در سر جای درست خودشه ..هر کسی باید اون جایگاه رو تجربه کنه من که کاره ای نیستم که اونا رو تغییر بدم
من مسئول تغییر وآزادی خودم هستم دنیا هم بعد از من تغیر میکنه …الان دیگه مثل قبل فکر نمیکنم دیگه تغییر کردم
بیخود خودمو برای دیگران نمیکشم .واگه بتونم اون لحطه حتما کاری میکنم واگه نتونم غضه نمیخورم
یه همسایه داریم که برای تمام اتفاقات بدی که دورو برش میوفته یا حتی تلویزیون یخ فیلم نشون میده میشینه گریه زاری وغصه خوردن
وشبا خیلی بد میخابه وهمش حالش بده وهمیشه منتظره اتفاقات بد هست وبراش هم میوفته..افسردگی داره .به خودش اصلا نمیرسه ..اصلا خودشو یادش رفته
کارش شده غصه خوردن برای دیگران وحمایت به برطرف کردن کارهای دیگران وخودش فکر میکنه داره کار خیر انجام میده ولی من کاملا دارم میبینم که قدرت ذهن خودش رو داره تخریب میکنه
وبرای خودش وقتی نمیزاره
خداوخودش خیلی بهتر از من میتونه هدایت کنه
وکارش درسته اون خیلی بزرگه وعدالت کامل هسن در جهان
منم روی باورهای مثبت تمرکز میکنم وبه قدرت ذهنم ایمان میارم
وازش استفاده میکنم در جهت خواسته هام با تمرکز روی خواسته هام نا ناخواسته ها
خدا رو سپاسگذارم به خاطر این قدرتی که به من وهمه ی انسانها داده
خدا یاشکرت
نشان های دریافت شده
همیشه در درونم ی جور بودم ک انگار خودمو مسیول دیگران میدونستم تلاشمو میکردم بهترین پیشنهاد رو برای طرف بدم در مورد شرایطش نظر میدادم و نمیدونستم دردسراز از اینجا شروع میشه یا درمورد مشکلات خودم صحبت کردن جوری خسته وبی انرزی میشدم ک انگار کوه کندم همیشه میگفتم چرا انقدر خستم وقتی میرم مهمونی
حالا ممکنه از بیرون رفتار رو درست کنیم اما میشه ک در درون هی با خودت کلنجار بری و خودتو دیوانه کنی
و خداوند مدام ب من نشون میده ک نگران نباشم و من انسانم ن خدا
من در حد خودم میتونم باشم ن در حد خدا
من مسیول دیگزان نیستم
من مسیول فکر واحساس دیگر ان نیستم
مسیول اینک همه شر ایط رو جوری بکنم ک اونها خوشحال باشند نیستم
من فقط مسیول خودم هستم
این رو پذیرفتن باعث میشه از درگیر دیگران بودن رها بشی دنبال راضی کردن دیگران یا تایید گرفتن ازشون نباشی چقدر از استرسو اضطراب ها کم میشه چقدر حس رها بودن میکنی
دیدم تو جمعهامون چقدر در مورد زندگی وحال دیگران بیماری دیگران حرف زدن رو نظر دادن و تو همون ی ساعته کل زندگی اون شخص کل اون شخص زپرو بررسی کردن وقضاوت کردن مقایسه کردن
در حالیک هر کسی هرجاست باید اونجا باشه اونجاست ک براش درس داره چقدر غصه اطرافیانمو خوردم همون اطرافیان ی چیزهایی گفتن از درون سوختم
هر کسی ب هر راهی باور داشته باشه اون راه رو میره من کیم من چیم
اصرار کردن باعث نمیشه طرف بگه اره تو راس میگی کسی ک پذیرا باشه
اصلا ب اصرار کردن نیازی نیس
من مسیول این نیستم ک باورهای یکی دیگه رو زندگی کنم ک اون خوب باشه
من خودمو زندگی میکنم اونجوری ک دوس دارم و هیچ توضیحی بر ای انتخابهام ب کسی بدهکار نیستم وهیچکس برای انتخاب هاش توضیح بدهکار نیس
و هر کسی مسیول این نیس ک جوری انتخاب کنه ک طرف مقابل خوشحال باشه مطابق میلش باشه ن
هرکسی زندگی میکنه خودش انتخاب میکنه و خداوند همه چیز رو میبینه و اگاهه نیاز ی ب مانیس
من باید هوای خودمو داشته باشم
دنبال اثبات خودم ب دیگران نباشم اینجوری هم دیگران رو میپذیرم هم خودم هم زندگی میکنم وانرژی الهی رو در مسیر رشدم ب کار میگیرم
ی درخت نمیگه اون یکی در خت رشد نکرده منم نکنم اون یکی مریضه منم مریض ن ب رشد خودش ادامه میده
ما در حیاطمون ی گریه کوچولو مادرش ا ومد ه گذاشته ورفته و هر از گاهی میاد سر میزنه این ییشتر ب من نشون میده ک طبیعت این جهان اینک خودت گلیمتو از اب بکشی بیرون
این نشون میده ک این استقلال باید باشه
من مسیول مجاب کردن دیگزان نیستم
هررجوری فک میکنند بخودشون مربوطه ومن مسیول حال خوب اونها نیستم
نشان های دریافت شده
به نام خدای هستی بخش
استاد چقدر این فایل زیبا و پرمعنی بود و برای من لازم و ضروری من هم از اون دست آماها هستم که وقت و انرژی خودم رو صرف دیگران میکنم و خیلی برام مهمه که بتونم توی همه مشکلات کنار اطرافیانم باشم و کلا خودمو درگیر اونا بکنم گاها اینقدر درگیر مسایل و مشکلات دیگران میشدم که خودم رو و حال خوبم خودم رو فراموش میکردم و چنان غرق مشکلات خانواده میشدم که انگار مشکل خودم بود و تمام روز درگیر اون مسئله میشدم و از لحاظ روحی و روانی بهم میریختم و گاها گریه هم میکردم و همش ذهنم و فکرم درگیر بود که بتونم راه حلی برای اون مسئله پیدا کنم ولی با گوش دادن این فایل با اینکه قبلا یکبار دیگه گوش دادم و الان بیشتر حرف های استاد رو درک کردم که گاها ما خودمون رو برای دیگران به آب و آتیش میزنیم ولی دیگران در پاسخ به ما اونجوری که انتظار داریم عمل نمیکنن . باید اینو یاد بگیریم که ما برای تغییر شرایط زندگی دیگران نمیتونیم کاری بکنیم و هرکسی مسئول زندگی خودشه همون طوری که ما مسئول زندگی خودمون هستیم و ما با تمرکز کردن بر مشکلات دیگران جزء اینکه قدرت ذهن خودمون رو تخریب میکنیم نه تنها نمیتونم اوضاع دیگران رو تغییر بدیم بلکه از خودمون هم غافل میشیم .این نگاه که ما مسئول زندگی اطرافیان مون هستیم یک نگاه اشتباه که فقط وقت و انرژی مارو میگیره و تا زمانی که خود فرد نخواد زندگیش تغییر نخواهد کرد حالا هرچی ما دست و پا بزنیم .دیگه از انسان به خودش نزدیک تر که نیست وقتی کسی نمیخواد زندگیشو تغییر بده و با افکار و رفتار نادرست برای خودش دردسر درست میکنه ما میخوایم به زور و از بیرون اونو تغییر بدیم .هرانسانی مسئول چالش های زندگی خودش هست انسان به این دنیا اومده که با چالش ها روبرو بشه و رشد کنه بخاطر همینه که خداوند میگه هرکسی مسئول اعمال خودشه .بخاطر همینه که میگن در اون دنیا اصلا نسبت های این دنیایی معنا نداره اصلا پدر و مادر و فرزند اونجوری که در این دنیا بهم ربط داده میشه نیست هرکسی تنهاست با توشه اعمال خودش .پس یکبار برای همیشه این افکار رو دور بریزیم و فقط انرژی مون رو صرف خودمون بکنیم این انرژی مال ماست این نعمت مال ماست اونو برای دیگران خرج نکنیم چون اونها هم این انرژی و نعمت رو برای خودشون دارن فقط کافیه که بخوان ازش استفاده کنن .