0

قدرت ذهن در لاغری؛ اشتباهی که خیلی ها مرتکب می شوند! (گام ۷۳)

قدرت ذهن در لاغری
اندازه متن

🌟 اگه یه گوشه دلت همیشه دنبال رویای لاغر شدن بوده، بدون که مهم‌ترین چیز اینه که نذاری قدرت ذهن فوق‌العاده‌ت تخریب بشه! ذهن تو بزرگ‌ترین سرمایه‌ته برای ساختن اندامی متناسب. 💡

⛅ من سال‌ها توی تاریکی زندگی گیر کرده بودم؛ فقر، بیماری، بی‌اعتمادی به نفس، بیکاری، اضافه وزن… انگار همش یه کوله‌پشتی سنگین بود که روی شونه‌هام فشار میاورد. اما…

وقتی به قدرت بی‌نهایت ذهنم ایمان آوردم و فهمیدم چطور می‌تونم از قدرت ذهن در لاغری استفاده کنم، انگار همه‌چی کم‌کم روشن شد. 🌈

💫 تو هم می‌تونی همین امروز، نقطه‌ی شروعی برای تغییر باشی… فقط کافیه انتخابش کنی! 😊

نقش قدرت ذهن در زندگی

از وقتی که به لطف خدای مهربون با قدرت ذهن آشنا شدم، همه‌چیز توی زندگیم تغییر کرد 🌈

قدرت ذهن در لاغری

کم‌کم یاد گرفتم چطور فرمول‌های اشتباه ذهنمو بشناسم و جای اونا رو با افکار تازه و درست عوض کنم… و نتیجه؟ یه زندگی که قبلاً فقط توی رویاها داشتمش!

✨ شغل دلخواه، رابطه‌های آروم و پرمحبت، بدن متناسب، حساب بانکی پرپول… همه‌ش شد واقعیت!

نه با شانس، نه با سختی کشیدن زیاد… فقط با باور کردن این حقیقت که:

قدرت ذهن در لاغری و کل زندگی، یه نیروی الهی درون منه که باید یاد بگیرم چطور باهاش هم‌صدا بشم.

اگه چشم‌هامون رو خوب باز کنیم، این قدرتو همه‌جا می‌بینیم…

  • 🐝 زنبور کوچولویی که با نظمی عجیب کندوی شش‌ضلعی می‌سازه
  • 🌱 بذری که زیر خاک پنهونه، ولی ریشه می‌زنه، جوونه می‌زنه و میوه می‌ده
  • 🐢 بچه لاک‌پشتی که بدون هیچ مربی‌ای راه دریا رو بلده
  • 🕊️ یا پرنده‌هایی که هزاران کیلومتر کوچ می‌کنن، بدون اینکه نقشه‌ای توی دست داشته باشن…

همه‌شون دارن به صدای الهام درونی‌شون گوش می‌دن… بی چون‌وچرا! اما ما انسان‌ها چی؟ 🤔

ما گاهی وقتی یه الهام خوب و پاک به دلمون می‌افته، سریع عقل و منطق می‌پره وسط و می‌گه:

«نه بابا! این غیرمنطقیه! نمی‌شه! دیوونه‌ای؟!»

و خیلی وقتا این صدا همون شیطانِ درونیه که فقط بلده ما رو از مسیر هدایت دور کنه 😔

🌟 قدرت ذهن در لاغری یعنی گوش دادن به صدای درون، نه صدای ترس و تردید.

یعنی عمل کردن مثل اون پرنده‌ای که وقتی زمان کوچشه، بی‌معطلی پر می‌کشه به‌سوی مقصد… نه اینکه بگه: “بذار فردا” یا “حالا یه فکری می‌کنم…”

🕊️ توی دنیای پر از نظم آفرینش، هیچ زنبوری برای کندو ساختن تردید نمی‌کنه، هیچ لاک‌پشتی نمی‌گه: “اگه اشتباه برم چی؟”، هیچ بذر کوچیکی نمی‌گه: “نکنه جوانه نزنم؟”

چرا؟ چون ذهن اونا پاکه، بدون وسوسه، بدون شک. اما ذهن ما انسان‌ها… یه مهمون ناخوانده داره 👿

یه بخش کوچیک از ذهن ما، سهم شیطانه!

همونی که تا الهامی به دلت می‌افته، تا یه جرقه امید روشن می‌شه، سریع می‌گه:

«نه! اینا همش خیال‌پردازیه! ولش کن…»

و متأسفانه، چون از بچگی با کلی باور اشتباه بزرگ شدیم، این صدای ضعیف و بی‌ارزش، قدرتی عجیب بر منطق ما پیدا کرده 😔

📉 نتیجه‌ش؟ تخریب تدریجی قدرت ذهن! همون قدرتی که خدا تو وجودمون گذاشته تا زندگی رو بسازیم، نه بسوزونیم…

✨ تغییر واقعی یعنی ساکت کردن این صدای مزاحم، همون نجوای شک و ترس.

یعنی گوش دادن به الهامات پاک درونی… همونی که وقتی بهش عمل می‌کنی، حسش شبیه یه نماز واقعی می‌شه… یه عبادت خالص 🌸

🙏 سپاسگزاری واقعی یعنی درک کنیم که خدا به ما قدرت ذهن در لاغری، سلامتی، شادی و ثروت داده، و فقط کافیه اون رو فعال کنیم.

💫 ما با فکرهامون، با فرکانس‌هامون، می‌تونیم شرایط دلخواهمون رو مثل یه سفارش به جهان بفرستیم، و وقتی با ایمان و الهام حرکت کنیم، اون شرایط می‌تونه برگرده و بشه واقعیت زندگی‌مون…

🌈 و اون موقع‌ست که با تمام وجود می‌گی: خدایا، شکرت… چون بالاخره دارم زندگی‌ای رو تجربه می‌کنم که روزی فقط یه رویا بود!

🎯 هدیه‌ای که فراموش کردیم ازش استفاده کنیم…

💡 قدرت ذهن در لاغری فقط یک مهارت نیست؛ یه هدیه‌ی الهیه که تو وجود همه‌مون قرار داده شده. اما خیلی از ما هیچ‌وقت بسته‌ش رو باز نمی‌کنیم، چون اصلاً نمی‌دونیم چنین چیزی داریم 🎁

🧠 ذهن ما یه ابزار خارق‌العاده‌ست برای ساختن زندگی دلخواهمون؛ ولی چون قوانین کار کردنش رو نمی‌دونیم، خیلی وقتا به‌جای اینکه ازش استفاده کنیم، خودمون داریم خرابش می‌کنیم!

🎯 واقعیت اینه که برای فعال‌سازی این نیروی بی‌نظیر، لازم نیست چیز جدیدی بسازیم یا تقویتش کنیم. فقط کافیه موانع ذهنی رو کنار بزنیم… مثل غبار گرفتن روی یه آینه‌! اون قدرت همیشه اونجاست، منتظره دیده بشه ✨

🚫 بزرگ‌ترین عامل تخریب قدرت ذهن چیه؟

اگه دقت کنیم، یه اشتباه بزرگ خیلی از ماها اینه که بیشترِ تمرکز ذهنمون رو خرجِ چیزی می‌کنیم که اصلاً به ما مربوط نیست:

  • 📺 پیگیری اخبار ناراحت‌کننده
  • 🌍 نگرانی درباره مردم کشورای دیگه
  • 🤷‍♀️ درگیر بودن با تصمیم‌ها و انتخاب‌های دیگران
  • 📣 و حتی بحث کردن درباره چیزی که اصلاً نمی‌تونیم تغییرش بدیم…

هر ثانیه‌ای که ذهنمون درگیر این چیزاست، یه قدم از خودمون و مسیرمون دور می‌شیم. چون تمرکز، انرژی خلقه… و اگه خرج جای اشتباه بشه، قدرتت ته می‌کشه 🪫

🐝 از طبیعت یاد بگیر!

  • 🌱 هیچ دونه‌ای تلاش نمی‌کنه دونه‌ی کناری رو رشد بده!
  • 🕊️ هیچ پرنده‌ای ذهنش رو درگیر مهاجرت بقیه نمی‌کنه!
  • 🐝 زنبور فقط به ساختن کندوی خودش فکر می‌کنه، نه کندوی همسایه!

اما ما چی؟ ما فکر کردیم اسم این کارها دلسوزیه، همدلیه، یا حتی انسان‌دوستیه…

در حالی که داریم تکه‌تکه قدرت ذهن‌مون رو خرج دنیای بیرون می‌کنیم، و از درون ضعیف می‌شیم 😞

✨ یادمون باشه: بهترین لطفی که می‌تونیم به خودمون و بقیه بکنیم اینه که از قدرت ذهن در لاغری و رشد شخصی‌مون به‌درستی استفاده کنیم و الگوی حال خوب باشیم 🌈

قدرت ذهن خود را تخریب نکنید

بعضی وقتا یه جمله از زبان یه آدم دیگه، بیشتر از هزار ساعت آموزش به دل می‌شینه… 💬

شاید چون اون آدم دقیقاً مثل خود ما بوده: درگیر، نگران، خسته، و دنبال یه نقطه‌ی شروع 🌧️

برای همین خوندن تجربه‌ی بقیه، مخصوصاً اونایی که تو مسیر قدرت ذهن در لاغری قدم گذاشتن، یه جورایی مثل روشن شدن یه چراغ کوچیک توی دل تاریکیه… همدلانه، واقعی، قابل لمس! 🕯️

یکی از همین چراغ‌ها، نوشته‌ی زیبای خانم شادیه… که به‌تنهایی می‌تونه عمق موضوع قدرت ذهن در لاغری رو بهت نشون بده:

📝 تجربه الهام‌بخش خانم شادی:

❄️ این فایل احساس فوق‌العاده خوبی در من ایجاد کرد.

من خوشحال و سپاسگزارم از دیدن و گوش دادن به این فایل، که در واقع برای من خیلی ضروری و حیاتی بود. توی این مسیر فهمیدم مسئله‌ی اصلی مراقبت از قدرت ذهن در لاغریه.

در واقع، لطف خداوند مهربان بود که من وارد این مسیر شدم و هر بار با شنیدن فایل‌های آموزشی لاغری با ذهن، احساس می‌کنم روح و روانم داره آروم‌آروم از فشارهایی که سال‌ها تحمل می‌کردم، آزاد می‌شه.

حالا دارم یاد می‌گیرم از زندگی لذت ببرم، مراقب “خودم” و “احساس خوبم” باشم و این یعنی شروع فصل تازه‌ای از زندگی من 🍃

من قبلاً بیشتر وقتم رو پای اخبار، اتفاقات دیگران، مشکلات مردم، و مسائل خارج از کنترل خودم می‌گذروندم… انگار فرار می‌کردم از روبه‌رو شدن با خودم.

اما از وقتی که به قدرت ذهن در لاغری احترام گذاشتم، و تصمیم گرفتم تمرکزم رو برگردونم به «خودم»، احساسم بهتر شده، ذهنم آروم‌تره، و تازه دارم واقعاً زندگی می‌کنم 🌈

🎵 حالا به‌جای دنبال کردن اخبار نگران‌کننده، آهنگ‌های شاد گوش می‌دم… ویدئوهایی می‌بینم که بهم حال خوب می‌دن،و مهم‌تر از همه، به خدا اعتماد دارم 💖

🚀 با دوره پاکسازی چاقی ذهن، قدرت ذهن در لاغری را آزاد کن! 🌟

اگر دنبال یه راه واقعی و هدفمند برای تغییر زندگی‌ات هستی، اینجاست که مسیرت روشن می‌شه!

دوره پاکسازی چاقی ذهن، دقیقاً همون ابزاریه که کمک می‌کنه افکار منفی و نگرش‌های محدودکننده‌ای که باعث تخریب قدرت ذهن در لاغری می‌شن رو شناسایی کنی و از ریشه پاکشون کنی. 🧠✨

این دوره مثل یه چراغ قوه می‌مونه که تاریکی‌های ذهن تو رو روشن می‌کنه و بهت نشون می‌ده کجاها داری انرژی و تمرکزت رو هدر می‌دی.

با هر تمرین و تکنیک، قدم‌به‌قدم به یه ذهن آزاد، آرام و پرانرژی نزدیک‌تر می‌شی؛ ذهنی که با قدرت بی‌نظیرش، وزن رو مثل یه اتفاق شیرین و طبیعی، به سمت متناسب شدن هدایت می‌کنه. 🎯🎉

دیگه لازم نیست با رژیم‌های سخت و تمرین‌های طاقت‌فرسا دست‌وپنجه نرم کنی!

کافی‌ست انتخاب کنی که ذهن‌ات رو پاکسازی کنی، باورهای محدودکننده رو کنار بذاری و اجازه بدی قدرت ذهن در لاغری به بهترین شکل شکوفا بشه. 🌸💪

شروع کن، امروز!

قدم اولت، ورود به دنیای متحول‌کننده‌ی پاکسازی چاقی ذهنه که زندگی‌ات رو از ریشه متحول می‌کنه و شادی، آرامش و تناسب رو به تو هدیه می‌ده. 🌈🔥

✍️ تمرین آموزشی: قدرت ذهن در لاغری 📖

یکی از موثرترین روش‌ها برای شناخت باورها و نگرش‌هایی که قدرت ذهن ما رو در مسیر لاغری تضعیف می‌کنن، انجام تمرینات ذهنی منظم هست. 🧠🌱

وقتی با دقت به آموزش‌ها گوش می‌دیم و بعد درباره‌شون می‌نویسیم، در واقع داریم لایه‌های پنهان ذهن‌مون رو کشف می‌کنیم… همون افکاری که سال‌ها باعث چاقی، نگرانی، خستگی و احساس ناتوانی شدن.

تمرین کردن یعنی روبه‌رو شدن با خود واقعی‌مون ✨ و این قدم اول برای فعال‌سازی قدرت ذهن در لاغریه. فقط کافیه بنویسی، صادقانه، ساده، و با دلت 💙

🧩 سوالات تمرینی:

  • 🔍 به نظر شما قدرت ذهن چه نقشی در لاغری و تناسب دارد؟
  • 📌 آیا تا به حال احساس کرده‌اید ذهن‌تان مانع رسیدن‌تان به خواسته‌ها شده؟ توضیح دهید.
  • 🎯 ارتباط قدرت ذهن در لاغری را با وضعیت فعلی جسم و زندگی‌تان چگونه می‌بینید؟
  • 🤯 چقدر از قدرت ذهن‌تان را ناآگاهانه بر ضد خودتان استفاده کرده‌اید؟ مثال بزنید.
  • 🛑 چه افکار، عادت‌ها یا نگرش‌هایی در شما باعث تخریب قدرت ذهن شده‌اند؟
  • 🌀 تاثیر تخریب قدرت ذهن بر احساسات، رفتار و نتیجه‌های زندگی‌تان را شرح دهید.
  • 🔁 قبل از آشنایی با سایت تناسب فکری، تمرکز ذهن‌تان بیشتر روی چه مسائلی بود؟
  • 🌈 آموزش‌های لاغری با ذهن چه تغییری در نگاه و تمرکز شما ایجاد کرده‌اند؟

💬 منتظر شنیدن صدای فکرهای شما هستیم!

یادت باشه نوشتن، یعنی روشن کردن چراغ ذهن! 🕯️
حالا نوبت توئه که در بخش نظرات همین صفحه، پاسخ سوالات بالا رو با دل و جان بنویسی.
مهم نیست چقدر می‌نویسی، مهم اینه که از درونت بنویسی ✨

ما با شوق، نوشته‌هات رو می‌خونیم و همراهت هستیم در مسیر کشف و شکوفایی قدرت ذهن در لاغری 💖🌿

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.24 از 96 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=19598
164 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Faezeh.senobari.59
      ۱۴۰۰/۱۰/۱۲ ۱۶:۰۱
      مدت عضویت: 2269 روز
      امتیاز کاربر: 705 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 350 کلمه

      سلام استاد عزیزم اول از شما تشکر میکنم برای این فایل فوق العاده.

      یاد این جمله با گوش کردن این فایل افتادم که:

      ” کوری شود عصا کش کور دیگری”

      یادم قبلا تو زندگی من شده بودم آچار فرانسه  دیگران ،هر کسی هر مشکلی داشت می اومد خونه ما .همسرم هم شبیه خودم بود دوتایی شده بودیم حلال مشکلات فاميل  .

      خودمون تو مشکلات ومسائل خودمون مونده بودیم ووقت وانرژی مون را برای دیگران میزاشتیم. 

      هر جا میرفتیم از مشکلاتشون برامون می‌گفتند واز ما که روابط فوق العاده وعالی باهم داشتیم کمک می‌خواستند.

      غافل از اینکه ما خودمون مسائل دیگه ای تو زندگی داشتیم وباید اونا رو حل میکردیم اون موقع فکر می‌کردیم چقدر ما انسانهای خوبی هستیم .

      تا اینکه کم کم با قدرت ذهن وقوانین جهان هستی آشنا شدیم سعی کردیم توجه مون را از روی مسائل برداریم .

      سعی میکردیم جاهایی که حرفهای منفی می‌زنند کمتر بریم و ورودی هامون را شروع به کنترل کردیم .خونه ما خلوت شده بود ودیگران کمتر حرف می‌زدند تا اینکه الان جوری شده که یا اون افراد را نمی‌بینیم ویا زمانی می‌بینیم اونا از خوشی هاشون دارند صحبت می کنند.

      اشتباه مم در زمان قدیم این بود که فکر میکردم توانایی کنترل وتغییر زندگی عزیزانم را دارم .فکر میکردم من باید کاری بکنم تا اونا تغییر کنند .واین فکر واقعا آرامش را از من گرفته بود وهمچنین عزت نفسم را به شدت تخریب کرده بود .جوری که اصلا نمیدونستم چی دوست دارم .

      ولی خدارو هزار مرتبه شکر که الان آرامم واگر مشکلی تو زندگی بقیه ببینیم میدونم که اون نتیجه افکار خودش بوده وتنها خودشه که میتونه تغییرش بده  .

      همون جوری که من با قدرت ذهنم میتونم زندگیم را تغییر بدم .وقتی چیزی را می‌بینم تو زندگیم است که دوستش ندارم با خودم میگم که دنیا مثل آینه است داره نتیجه افکار وباورهاتو بهت نشون میده دوستش نداری تغییر بده افکارت رو به خواسته هات فکر کن وبه اونا توجه کن.لازم نیست فکر کنی دیگران باید تغییر کنند تا تو به خواسته ات برسی نه اینکه چجوری قراره برسی کار جهانه زمانی که تو تغییر کنی دنیای اطرافت هم تغییر می‌کنند.

      خدایا هزاران بار شکر وسپاس برای قوانین  به این زیبایی.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار NAZANIN KOOCHAKPOOR
      ۱۴۰۰/۰۹/۰۸ ۰۸:۲۰
      مدت عضویت: 2482 روز
      امتیاز کاربر: 1393 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 262 کلمه

      چقدر مطالب این فایل آموزنده بود من چند هفته ای است که به صورت عملی با این موضوع دست به گریبان هستم یکی از دوستانم در شرف طلاق گرفتن هست و من رو محرم دونسته و دردل می کنه ‌من فکر می کردم باید به عنوان یک دوست مقداری از وقتم رو بهش اختصاص بدم و شنونده حرفهاش باشم ولی بعد از چند روز احساس کردم یک دور باطل رو دارم طی می کنم اون باید خودش این مرحله رو تجربه کنه و واقعا اون اصلا حرفهای من رو نمی شنوه و فقط من رو پر می کنه از احساس درد من با کلی تلاش بعد از دو سال جدایی تازه تونستم دردهای خودم رو التیام بدم ولی این همدردی من رو دوباره می کشید به گذشته و حال خوب من رو خراب می کرد و واقعا به این نتیجه رسیدم که باید تمومش کنم تجربه من با اون فرد یکسان نیست نوع دیدگاه من به زندگی با او یکسان نیست پس چطور من می تونم کمکی براش باشم

      نکته دیگری که بهش رسیدم اینکه آدمهایی که درد زیادی دارند اصلا به حرف تو گوش نمی دهند اونها فقط دارند حرف می زنند که با گفتن درد رو از وجودشون خارج کنند( که البته طبق نظر استاد این بیشتر درد و رنج رو به سمتشان می کشه ) یعنی دنبال راهکار دادن شما نیستند بنابراین شما متضرر می شوید چون نه راهکار شما شنیده شد نه کمکی کرده اید ضمن اینکه حال خوبتان خراب شده و کلی اخبار بد به جهان هستی داده اید که اتفاقات نامطلوب را به سمت شما می کشاند.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۷ ۲۱:۳۶
      مدت عضویت: 1953 روز
      امتیاز کاربر: 56113 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 268 کلمه

      بنام خدا 

      تو اکثر فایلهایی که من تا الان گوش کردم استاد این موضوع را به طورای خیلی مختلف به ما گوشزد کرده بود و من گوش کردم و وتا این فایل که الان گوش کردم خیلی از قبلم من تغییر کردم تمام سعی خودم را برا این کار کردم که ذهنم را برای خودم نگه دارم مختص خودم باشه ،مال خودم باشه ،نمی گم که ۱۰۰درصد تونستم اما خیلی پیشرفت داشتم من خودم یه آدمی بودم که هر کی مشکلی داشت از نزدیکان نباید او را تنها گذاشت باید کمکش کرد همیشه پیگیر بودم وجدان را دخالت میدادم درگیر بود ذهنم خلاصه طوری که دیگه حوصله زندگی و بچه ی خودم را نداشتم اصلا اگه خودم هم گاهی نمیخواستم تو مسائل پیرامون و یا دیگران دخالت نکم آنها بهم زنگ می‌زدند که بیا این مشکل هست ،شنیدی این فلانی این بلا سرش اومده و یا درد و دل ،گله شکایت خیلی خیلی اگه یکم پیگیری نمیکردم ناراحت می‌شدند که چرا فلانی یه زنگ نزد .

      اما از،وقتی که وارد سایت لاغری با ذهن شدم متوجه شدم با این کار فقط دارم به خودم و زندگيم ضربه میزنم و کاملا یه خط قرمز دور تمام مسائل دیگران کشیدم و چقدر آرامش دارم .

      البته هنوز همون افراد درد ودل میکنن ،مشکل می‌کن اما یه گوشم دره و یه گوشم دروازه همانجا رها میکنم .

      چون ذهنم مال خودم هست مختص خودم هست ،و اصلا به مسائل دیگران کاری ندارم باید حواسم را از دیگران بر دارم و تمرکزم روی خودم و زندگيم باشد و بزارم روی خواسته های خودم مثلا لاغری و دیگر تغییرات زندگی در این صورت میتوانم موفق بشم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۲ ۲۳:۱۹
      مدت عضویت: 2095 روز
      امتیاز کاربر: 21831 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 574 کلمه

      سلااام

      این فایل خیلی به لاغری ما کمک میکنه یعنی شاید یه نفر در ظاهر بگه که این آگاهی ها خیلی هم به لاغری ربط نداشتن ولی اتفاقا مربوط ترین مسئله به لاغری همین زندگی کردن برای خودمونه . ما وقتی به خودمون اهمیت ندیم و حاضر باشیم برای دیگران هر کاری بکنیم در واقع این یه مکانیزم دفاعی هست برای ذهن منفی باف و شیطانی ما چون اون نمیخواد ما تمرکزمون روی خودمون و هدف هامون باشه و محرک های رنگارنگ و جورواجور بهمون نشون میده و میخواد ظرف زمانی هر روز ما رو با اطلاعات و ورودی های بی فایده پر کنه. مغز ما در روز یه مقدار مشخصی میتونه فقط تمرکز کنه ، اگه ظرف تمرکز ما ۱۰۰ درصد باشه خب با یک رب تو اینستاگرام چرخیدن این ظرف پر میشه به خار این حجم شدید از اطلاعاتی که ناگهانی وارد ذهنمون میشه . بعد خیلی جالبه که ما همش به خودمون میگیم: چرا من انقدر همه چیز یادم میره؟ چرا من هر وقت میخوام یه کتاب بخونم خوابم میگیره و نمیتونم تمرکز کنم و باید صد بار یه جمله رو بخونم؟ چرا یادم میره زیر کتری یا قابلمه رو خاموش کنم؟ چرا شب شده و من به هیچ کدوم از کارای مهمم نرسیدم؟ خب به خاطر اینه که ما داریم ظرف تمرکزمون رو با اطلاعات به درد نخور پر میکنیم و همون ابتدای صبح کل این مغز پر میشه از این اطلاعات و دیگه هر چقدر بعد از اون ورودی به مغز بدیم نمیپذیره چون پره. حالا ما میتونیم با تمرکز روی اهدافمون این ظرفو پر کنیم یا با فکر کردن به مریضیه اطرافیانمون یا چک کردن مدام گوشی و پیام هامون ، پیگیری اخبار ، دیدن فیلم هایی که هیچ ارزشی به زندگیمون اضافه نمیکنن و…

      این انتخاب خیلی خطری ای هست مثل راه رفتن روی یه نخ باریکه هر کوتاهی ای میتونه مارو بندازه پایین و کله پامون کنه. خیلی از بزرگانی که ما آرزو داریم زندگی ای شبیه اونا داشته باشیم به این موضوع اشاره کردن که بودن توی فضای مجازی و گوشی ما رو یک قدم یک قدم از رویاهامون دور میکنه . من اولش فکر میکردم واقعا نمیشه از گوشی استفاده نکرد و الان همه ی کارا با تکنولوژی پیش میره و من باید کلی آدم رو توی اینستاگرام فالو داشته باشم و دنبالشون کنم و هزاران فکر دیگه ولی یه بار امتحان کردم و دیدم با چک نکردن استوری کسایی که هر روز دنبالشون میکردم و هیچ لحظه ای از دیدن محتواهاشون غافل نمیشدم ، هیچ اتفاق خاصی تو زندگیم نیوفتاد . من آنفالوشون کردم و واقعا سبک شدم . همینکه ما آدم های زیادی رو فالو داشته باشیم و همش چکشون کنیم باعث میشه اطلاعات از هر جای دنیا بیاد به سمت ما و ذهن بیچاره ی ما هم نمیتونه تشخیص بده کدوم برای ما و اهدافمون خوبه کدوم نه! و همین میشه که ما وقتی میخوایم بریم و کارهای مربوط به هدف زندگیمون رو انجام بدیم ، میبینیم که هیچ انرژی ای نداریم و عصبی هستیم. همینکه دیگران رو که به زندگی ما هیچ ربطی ندارن رو دنبال کنیم باعث میشه ناخودآگاه اخباری هم از هر کدوم بشنویم و این سبب میشه ما اضطراب پیدا کنیم یعنی به خودمون میگیم : منکه اخبارو دنبال نمیکنم پس این نگرانی ها برای چیه؟ ولی غافلیم ازینکه با دنبال کردن آدم های مختلف توی فضای مجازی این اطلاعات به ذهن ما وارد میشن و ظرف تمرکز مارو پر میکنن.

      ممنون استاد برای به اشتراک گذاشتن این اطلاعات مفید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۲ ۰۴:۱۱
      مدت عضویت: 2482 روز
      امتیاز کاربر: 48527 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 647 کلمه

      سلام استاد گرامی و دوستان عزیز

      چه اطلاعات جدید و جالبی که ذهن ما فقط برای ما کار انجام میدهد چون متعلق به ماست و ما نمیتوانیم از آن برای رفع و رجوع کارهای دیگران استفاده کنیم و اگر تمرکز به اتفاقات دور و برمان و یا انجام خواسته های دیگران برای رفع مشکلات آنها بکنیم تنها قدرت ذهنمان را که از آن برای پیشرفت خودمان می بایست استفاده میکردیم کم میکنیم

      واقعا شجاعت میخواهد که ما این آموزشها را به عمل تبدیل کنیم چونکه به ما از بچگی گفته شده است که باید برای حداقل خانواده خودمان هر کاری میتوانیم انجام بدهیم و خواسته و آسایش آنها را در الویت قرار بدهیم

      حالا ما بخواهیم خودمان را در الویت قرار بدهیم اولین ورچسبی که به ما زده میشود خودخواه بودن است و امکان درگیری اختلافات عقیده برایمان پیش می آید اما باید اینرا تمرین کنیم که عقیده دیگران برایمان مهم نباشد و فقط به آنها بگوئیم این عقیده توست و من به آن احترام میگذارم اما عقیده من متفاوت است و سعی نکنیم آنها را متقاعد کنیم و از آموزشهایی که می بینیم برایشان بگوئیم چونکه آنها در این مدار نیستند و امکان اینکه به ما تهمت هایی هم بزنند هست پس فقط آنها را به حال خودشان می گذاریم 

      من مدت زیادی است که هیچ  اخباری را دنبال نمیکنم هیچ کلیپ ناراحت کننده را نمی بینم بطور کلی در فضای مجازی فعال نیستم

      یکروز خواهرم به من گفت ما باید بدانیم در دنیا چه میگذرد و چه خبر است گفتم برای چی باید بدانیم گفت برای اینکه از اوضاع و احوال دنیا باخبر باشیم ما نمی توانیم سرمان را مثل کبک زیر برف کنیم و از همه چیز بی اطلاع باشیم گفتم حالا که شما از اوضاع و احوال دنیا باخبر میشوی چه نفعی برای آنها دارید به جز اینکه حال خودت را بد میکنی و دچار استرس میشوی

      ولی من درعوض حالم خوب است و نگرانی برای چیزی که ربطی به من ندارد و کاری از دست من بر نمی آید ندارم من ترجیح میدهم اینطور زندگی کنم

      البته او قانع نشد و روی عقیده خودش پافشاری میکرد و من گفتم هرکس حق دارد برای خودش عقیده ای داشته باشد و من به عقیده تو احترام میگذارم اما مطابق با عقیده خودم رفتار میکنم

      این همان خواهری است که قبلا مشکلات زندگیم را با او در میان می گذاشتم و به اصطلاح درد دل میکردم اما از وقتیکه در دوره های تناسب فکری آموزش دیدم که راجع به مشکلاتم نه تنها با کسی حرف نزنم بلکه در ذهنم هم آنها را مرور نکنم به این آموزش عمل میکنم و خواهرم فکر کرده بود من از او دلخوری دارم که دیگر با او درددل نمیکنم ولی به او گفتم من افکار و روشهای جدیدی را در زندگیم به اجرا میگذارم و یکی از آنها حرف نزدن در مورد مشکلاتم است نه اینکه از او دلخوری داشته باشم

      این خواهرم حدود یک سال است که مادرم را که دیگر توانایی مواظبت کردن از خودش را ندارد و دچار حواس پرتی هم است به خانه خودش برده و از او نگهداری میکند 

      کار بسیار سختی است و او زندگی شخصی خودش را بکلی متوقف کرده است

      من از همان روز اولی که تصمیم گرفته شد که مادرمان نمی تواند به تنهایی در خانه خودش زندگی کند پیشنهاد دادم که او را به خانه سالمندان ببرنند اما این خواهرم مخالفت کرد و گفت من خودم از او نگهداری میکنم

      الان می بینم که چه سختی را تحمل میکند اما آیا این مادر ممنون دار اوست نه او از همه چیز گله و شکایت میکند و با خواهرم مهربان نیست

      حالا خواهرم تا کی میتواند و یا میخواهد به این کار ادامه بدهد نمیدانم اما این انتخاب اوست و من نمیخواهم پافشاری کنم که خانه سالمندان برای همین کار درست شده است و او باید از آن استفاده کند بخصوص که مادرم توانایی مالی آنرا دارد که در خانه سالمندان خصوصی باشد که امکانات بسیاری دارد و به آنها رسیدگی خوبی میشود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 295 کلمه

      سلام استاد بزرگوار،سلام دوستان

      چه فایل ناب و طلایی ‌‌‌‌‌‌‌‌‌بود،ای کاش من این فایل رو۲۰ سال پیش شنیده بودم،قطعا اگر این اتفاق می‌افتاد من الان در شرایطی بسیییییار بهتر از حال،زندگی میکردم،ولی دلداری هم که به خودم میدم ،میگم شاید اگر اون تجربه ها رو پشت سر نمی‌گذاشتم،الان آمادگی درک این مطالب رو نداشتم.

      به هر روی من به شخصه بابت در الویت قرار دادن مشکلات دیگران نسبت به روح و جسم و آرامش خودم ،هزینه های سنگینی چه روحی ،چه زمانی و چه مالی پرداختم،و بیش از ۹۰ درصد افرادی که اون از خود گذشتگی های ظالمانه رو(ظلم در رابطه با خودم)براشون انجام دادم،اغلب رابطه افتضاحی هم با من دارند،قبل از هدایت شدن در این مسیر همیشه از خدا شاکی بودم و می‌گفتم خدایا پس میگن تو از درون هر آنچه که در ما میگذره آگاهی،پس چرا من بابت این فداکاری ها همیشه نتیجه منفی گرفتم و عذاب کشیدم،پس تو چرا جواب من رو نمیدی؟

      ودر نهایت روزی دوستی گفت یادت باشه وقتی زیاد دم پر دیگران باشی ،وقتی بال میزنن پرهاشون در چشم تو زخم ایجاد میکنه،از اون به بعد که سعی کردم زیاد خودم روبصورت دیوانه وار درگیر مشکلات دیگران نکنم،طوریکه زندگی و آسایش خودم از بین بره،ولی همیشه ته دلم احساس گناه می‌کردم و عذاب وجدان داشتم،ولی به آرامش بیشتری رسیدم،تا امروز که کلام اصیل استاد رو دراین فایل شنیدم و متوجه شدم تمام ضربه هایی که من نوش جان کردم و مدام هم اشتباهم رو تکرار کردم ،بابت این بود که میخواستم ندانسته نقش دستیار خدا رو برای دیگران بازی کنم  به کمک خدا بشتابم،که البته زهی خیال باطل!

      به قول معروف جلوی ضرر رو از هر کجا بگیری منفعت ه

      باز هم سپاسگزار خداوند متعال هستم که من را هدایت کرد و در این مسیر قرار داد و سپاسگزار استاد عطار روشن ،پاینده باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریده حسنی
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۸ ۱۳:۱۳
      مدت عضویت: 2389 روز
      امتیاز کاربر: 23748 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 614 کلمه

      روز ۴۲ تکرار 

      سلام وقت بخیر

      قدرت ذهن خود را تخریب نکنید

      خدارو شاکرم که در مسیر آموختن و اجرا کردن هستم که به اندازه ای که از آموزش ها استفاده کنم میتونم مسیرهای بهتریو تجربه کنم

      کنترل ذهن بخش مهمی از پیمودن این آموزش هاست ،اینکه ما بتونیم به موقع ازش استفاده کنیم ،هر چند کار راحتی نیست ،ذهن ما عادت کرده روی یک ریتمی حرکت کنه و دوست نداره راهشو تغییر بده 

      مثلا علاقه زیادی به مسائل منفی داره که اونم بخاطر انباشت اطلاعاتیه که ما خودمون درونش پر کردیم اول بوسیله الگوها ،جامعه ،فرهنگ ،مدارس و تلوزیون و بعد که حسابی مموری ذهنمون پر شد در ادامه خودمون همون برنامه هارو ادامه دادیم 

      خب حق هم داشتیم‌ اون برنامه ها در مغز ما دانلود شده بود ما هم فقط اجرا کننده شون بودیم ،ذهن ما بخاطر اینکه مارو همیشه محافظت کنه بیشتر بسمت خطرها حرکت میکنه ،انگار پر شده از اخطارها ،که مراقب باشه و از ما مراقبت کنه ،برای همین همیشه مارو از همه چیز میترسونه و حرف های خوشنود کننده بلد نیست 

      در واقع برنامه ای که در ما هست برنامه صحیحی نیست ،که باید آگاهانه از افکار منفی دوری کنیم ، حالا این افکار منفی میتونه برای خودمون باشه یا عزیزانمون 

      عادتی که من داشتم و هنوزم تا حدودی دارم و خیلی ها هم همینجوری هستن ،اینه که مدام فکرشون درگیر اطرافیانشونه یا حتی کشور و مردم 

      حالا خدارو شکر من تونستم ۱۰۰ درصد دیدن tv قطع کنم با اینکه قبلنا علاقه شدیدی به سریال داشتم‌ ،اخبار که تعطیله مگر اینکه از اطرافیانم چیزهایی  بشنوم ، از وقتی متوجه شدم نباید درگیر مسائل دیگران باشم تلاشمو کردم که بتونم انجامش بدم

      ولی تو یه موضوعی که هنوز نتونستم خودمو کنترل کنم ،در مورد مسائل بیماری خودم یا اطرافیانمه ،که خیلی خیلی درگیر میشم و یک مموری قوی از خاطرات ناراحت کننده دارم که در مغز من شده یک باور 

      خیلی دلم میخواد این مسئله مو حل کنم میدونم با تکرارش تو ذهنم و تولید احساسات بد ،از مسیر درست خارج میشم  ،اتفاقا این ۲ روز درگیر این مشکل هستم و بشدت ذهنم و حالم بهم ریخته است ،دیروزو که کلا زندگی نکردم ولی امروز از صبح که بیدار شدم انقدر با خودم صحبت های متفاوت کردم که بتونم توکل کنم به خدا و میدونم اعتمادم به خدا بهم آرامش میده 

      میدونم اگر بتونم سطح انرژی خودمو خوب نگه دارم میتونم برای اطرافیانم مفیدتر باشم ، از خدا خیلی هدایت خواستم که در این مسیر کمکم کنه ،میدونم در اعماق وجودم باورهای مخربی راجع به بعضی مسائل دارم که این روزها دونه دونه شناسایی شون کردم و خودم متوجه میشم هر بار که باهاشون روبرو شدم و نقضشون کردم یکمی از  قلبم سبکتر شده 

      اگر بتونیم در شرایطی که حالمون میزون نیست به یک شکلی که یاد گرفتیم با خودمون و افکارمون برخورد کنیم که هر دفعه یکمی حالمون بهتر بشه ،آروم آروم در همون حال خوبیه گسترش پیدا میکنیم‌،دقیقا مثل همون وقتاییکه داریم به افکار ناراحت کننده پر و بال میدیم و بعد از ۲ ساعت متوجه میشیم در گردابی از ترس ها گیر کردیم 

      خدارو شاکرم که میتونم با توکل بهش و با توجه به وجودش از تهاجمات منفی باف، خودمو بهش بسپارم تا به آرامش برسم  که هر چقدر صدای ذهنم کمرنگتر بشه صدای الهام بخش خداوند بیشتر شنیده میشه ،راه حل ها گفته میشه و مسیرهای حال خوب نمایانتر میشه

      باز هم برای چندمین بار به خودم یادآوری میکنم که هر کسی با افکار خودش زندگی میکنه منهم تا حدودی میتونم در کنارشون باشم و کمکشون کنم ،باید هر لحظه حواسم باشه که این افکاری که در مغزم تکرار میشه بزودی بصورت واقعیت ها وارد زندگیم میشن ،پس مراقب باشم ،ورودی هامو چک کنم ،تا خروجی های بهتری داشته باشم 

      امیدوارم بتونم تمرین کنم و آموزه هامو به عمل تبدیل کنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۸/۱۲ ۱۹:۲۸
      مدت عضویت: 2423 روز
      امتیاز کاربر: 5130 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,492 کلمه

      سلام خدمت استاد گرامی و دوستان خوب و پر تلاشم 

      من رویای خلق کردن آرزوهام رو دارم ( خلق آرزوهام چقدر قشنگه  عجب احساس خوبی داره به به )

      چقدر استاد عزیز  عالی گفتین که توجه کردن به مسایل و مشکلات دیگران و تمرکز بر روی اونها از قدرت ذهن من کم میکنه چون ذهن ما یک ابزار هست مثل دست ما و ما نمیتونیم دستتمون رو به کسی قرض بدیم  اما میتونیم با دستمون به کسی کمک کنیم  و یا مثل پای من که  من نمیتونم به حای کسی با پاهام به جایی برم و  یا  مثل بینی من که من با  بینی خودم  به جای کسی  نمیتونم چیزی رو بو کنم و … و ذهن هم   دقیقا همین طور هست یک اندام نیست  بلکه  یک  ابزار هست چون فیزیکی نیست و دیده نمیشه .

      من خودم در گذشته بخشی از ذهنم نگران مادرم بود  و  بخش دیگر نگران آینده ی فرزندانم و  بخشی دیگر نکران اینده ی کشور و اوضاع  سیاسی کشور بودم   بماند خودمم که یه مقدار نگرانی  برای خودم داشتم و …. در واقع کل ذهنم  درگیر مسایل بقیه  و یه مقداری هم  خودم بود و  همیشه میدیدم که نتیجه ی من در زندگی شخصی خودم با بقیه فرق داشت و همیشه میگفتم خوش به حال فلانی که اینطور  هست و یا به اون موفقیت رسیده و یا اون نعمت  خوب رو داره تجربه میکنه اما نمیدونستم ذهن من نمیتونه برای دیگران کاری کاری بکنه و اگر  من تمام روز به مشکلات مادر و یا خواهرم توجه کنم نمیتونم برای اونها کاری کنم و تنها ضرری که میکنم این هست که من در این مدت حتی به خودمم نتونستم کمک کنم .

      خیلی از وقتها در گذشته من مدتها به خاطر  یک کلیپ  دلخراش که در ان طرف کشور  برای شخصی اتفاق افتاده بود ساعتها ناراحتی و گریه میکردم و فکر میکردم این وجدان هست چون بارها شنیده بودم بنی ادم اعضای یکدیگرن و اصلا به ما گفته بودن این درسته که باید به دیگران کمک کنیم ولی تمام اینها باعث میشه ذهن ما تحلیل بره و این واقعیت هست حتی اگر خوشت نیاد ولی این درسته .

      اگر دوست داری در  خیلی از جنبه ها موفق بشی اما نمی تونی چون داری به بقیه توجه میکنی مثلا  به مادرت توجه میکنی  و ممکنه به خودت بگی   نه این دیگه مادرم هست و نمیشه از فکر اون کوتاهی کنم ولی برای ذهن من اصلا این تعریف شده نیست و اون نمیشناسه اون مادرت و  یا .. اینها تلفظات  دنیایی هست ذهن ما نگاه میکنه ببینه تمرکز ما بر چه چیزی هست اگر تمرکز ما بر چیزی بیرون ما هست تحلیل میره .

      من در گذشته زمانم و پولم و انرژیم رو صرف دیگران  میکردم و نتیجه ی خوبی هم نمیگرفتم و  بارها می  گفتم ببین من چی کردم و اون شخص  با من چی کرد خوب حقم رو داد و ….

      پس در جامعه ی ما این ارزش هست که کسی  تمام خودش رو وقف دیگری بکنه مثلا مادری کل عمرش رو به پای فرزندانش بزاره در حالی که خودش کلی  بیماری و …. داره  و با این فکر  بگه نه یک مادر نمونه اینطور هست که زندگی خودش رو وقف بچه ها بکنه و اما همین مادر میبینه بعد از مدتی فرزندانش به اون کم محلی میکنن و میرن و  باعث میشه  که بسیار اذیت بشه.

      پس اگر عزم تغییر کردن داری باید بتوتی حواست رو از دیگرات برداری  و بیاری روی خودت .

      بدونید عمل خودت نتیجه برای خودت ولی عرف چیز دیگه هست مردم  فکر میکنن  باید به دنبال مشکلات بقیه باشن و برای اونها وقت بزارن و ….اما باید بتوتی خودت رو کنترل کنی و تمرکزت رو برداری از روی بقیه و به دنبال خودت باشی حالا اگر میتونستی به کسی کمک کنی خیلی راحت بدون اینکه انرژی از من بگیره و ذهن من رو معطوف خودش کنه بله انجام بده و ایرادی نداره و لی به دنبال کاری که انرژی تو رو و  ذهن تو رو درگیر میکنه نباش و اگر بتونی حواست رو بزاری روی خودت و زندگی خودت و اهداف خودت نتیجه رو میبینی .

       پس تمرکزت رو بزار روی خودت چون تو یک بار به دنیا اومدی و یک بار از تو سوال میشود در مورد زندگی خودت نه دیگران اگر رفتی اون دنیا و بگی من به خاطر فلانی نتونستم خوب زندگی کنم بهت میخندن و میگن تو فقط مسول خودتی تو نمیتونی جا پای خدا بزاری و اگر تمرکزت رو از دیگران برداری و به خواسته های خودت توجه کنی و به دنبال بقیه و نگرانی های اونها نباشی به خواسته ات میرسی .

      به اندازه ای که بتونی بر مسایل و موضوعات و اهدافت تمرکز کنی تو پیشرفت میکنی و من به وضوح دیدم هر وقتی به هر دلیلی تمرکزم از خودم برمیداشته میشه حالا به هر دلیلی که باشه دقیقا  میبینم که همه چیز من داره میاد پایین مهمترین مورد اون این هست که احساس شادابی من تحلیل میره و میفهمم ذهنم رو خرج کسی دیگه کردم و سریع خودم رو جمع و جور میکنم و میگم من وظیفه ای در مقابل کسی ندارم و من فقط،مسول زندگی خودم هستم و پاسخ گوی خودم خواهم بود و حواسم رو میارم روی خودم و همه چیز درست میشه من باید به خودم و دیگران نه بگم و بگم من میخوام برای خودم زندگی کنم اولین نشانه اش ازادی و احساس قدرت هست .

      وقتی من قوی و توانمند شدم  اون وقت میشه برای دیگرانم کاری کنم ولی وقتی خودت مسایل و مشکلات داری تو چه طوری به بقیه میخوایی کمک کنی ؟؟

      من نمیتونم به بقیه کمک کنم و اگر این کار رو بکنم از کمک به خودم غافل میشم .

      استاد به خدا این فایلها  ارزش بارها دیدن و شنیدن دارن برای من یکی که اینطور هست هر چند وقت یک بار اصلا هوس دیدن اونها رو میکنم و ولع شنیدن اونها رو دارم  و برای خودم گوش میدم  این فایلها به نظر من یه دریا اگاهی دارن که باید کسی در مدار شنیدن این اگاهی باشه  که متوجه اونها بشه همین حرفها رو من به هرکس حتی نزدیکترین فرد زندگیم بزنم نه تنها قبول نمیکنن ممکنه بگن تو چقدر خود خواهی اشتباه نکن اینطور نیست و … کلی حرف دیگه که میتونم پیش بینیشون رو بکنم  پس به هیچ کس هیچی نمیگم فقط به خودم قول میدم بهتر و متعهد تر به این اموزشها عمل کنم تا مثل شما نتایج عالی بگیریم و اون وقت  شاید شاید کسی این حرفها رو از من قبول کنه شاید هم قبول نکنن ولی خوب برام مهم نیست الان برای من  مهم این هست که درست و زیبا  زندگی کنم  و دنیا رو به حای بهتری تبدیل کنم و  روی بقیه آدمها هم تاثیر خوب و مثبت بزارم .

      من در گذشته خیلی به دنبال مشکلات بقیه نبودم و کسی  هم به دنبال من برای حل مشکلش نبود ولی خوب یه جاهایی که دیگه برای نزدیکانم مشکلی پیش میومد ناخواسته یا خواسته روزها غرق اون مشکلات میشدم و خودم رو اذیت میکردم و یا اگر کلیپی در فضای محازی پخش میشد که ازاد دهنده بود تا مدتها به خاطرش ناراحت میشدم و چقدر این کار رو درست  و انسان بودن میدونستم و اگر در جمعی بودم که در مورد بیماری و مشکلات بقیه حرف میزدن خوب گوش میکردم و همدردی میکردم و میگفتم چقدر این افراد انسان هستن که به فکر بقیه هستن و همیشه پیگیر احوال فقیران و بیماران و مشکلاتشون هستن و از اینکه من اینطور نبودم چقدر خودم رو انسان بدی میدونستم و میگفتم  آفرین بر اونها ،اونها کارشون درسته و کم کم داشتم منم به این سمت میرفتم که به این راه اشنا شدم و از وقتی که وارد این مسیر شدم طوری تغییر کردم و اگاهانه کانون توجهم رو تعییر دادم که حاضر نیستم در هر جمعی بشینم و هر حرفی رو بشنوم و با هر کسی هم کلام بشم و یا هر فیلمی رو ببینم و یا هر تلفنی رو بزنم و یا هر آهنگی رو گوش،بدم و کلی چیزهای دیگه که واقعا در زندگی من تاثیر داشته و اولین  نتیجه اش برای من حال خوب و ارامش و احساس شادی درونی و سلامتی هست و خدا رو شاکرم که در این مسیر ناب الهی هستم ولی خوب خیلی جاها در جمع  افرادی قرار میگریم که از اینکه حوادث و اتفاقات روز دنیا و اخبار سیاسی  رو  چون نمیدونم احساس خاصی بهم دست میده و بعصی اوقات بقیه بهم میگن تو چرا اینطوری سرت رو داخل برف کردی که هیچی رو نبینی این که نمیشه ولی من میدونم که من در راه درستم و اونها مثل سالهای قبل من هنوز دارن زندگی میکنن و من واقعا به سبک جدیدی دارم زندگی میکنم که هر کسی اون رو درک نمیکنه خلاصه تمام تمرکزم و حواسم روی خودم و خواسته هام هست و هر روز  من برای رسیدن به اونها گام برمیدارم و تلاش میکنم و امیدوارم که  به زودی نتیجه ای این همه سعی و تلاشم رو که دارم با تمام وجودم تلاش میکنم به اونها عمل کنم  رو بگیرم و زندگی شیرینم رو شیرین تر کنم و به جمع دوستان شگفتی ساز این سایت بپیوندم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zary.ahmadi
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۸ ۰۷:۳۷
      مدت عضویت: 2148 روز
      امتیاز کاربر: 12717 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,107 کلمه

      قدرت ذهن را تخریب نکنیم

      گام۷۳

      با سلام:این فایل خیلی عالی بود چند روزی است که هر روز ۳ تا ۴ بار گوش کردم و هنوز مشتاقم گوش کنم 

      همانطور که استاد گفتنتند قدرت ذهن خیلی زیاد است به شرطی که انرا تخریب نکنیم .تا بتوانیم به هر چیزی می خواهیم برسیم .چگونه تخریب نکنیم ؟با ورودیهای که اصلا به خودمون و زندگی خودمون ربطی ندارد 

      بیشتر اوقات ذهن ما مشغول ناراحتیها و گرفتارهای دیگران هست مثل خواهر و برادر پدر و مادر و فرزندان و ….غیره وقتی ذهن ما درگیر مسایل بقیه می شود دیگر جایی برای خودمون باقی نمی ماند و چون دیده نمی شود درک آن طور دیگری آست  مثل اندامی از بدن نیست 

      اصلا قدرت ذهن چیست ؟قدرت ذهن را همه انسان‌ها دارا هستند و مخصوص افراد خاص نیست فقط باید باور کنیم و یاد بگیریم که آن را تخریب نکنیم تا بتوانیم از قدرت آن استفاده کنیم و آن را در کنترل خود بگیریم یکی از مهم ترین ویژگی ما انسان‌ها فکر کردن است اما مهم آست چگونه فکر کردن را بدانیم  می توانیم شادی خود را به غم و ناراحتی تبدیل کنیم یا بر عکس پس قدرت ذهن را نباید دست کم بگیریم 

      ذهن و مغز بکی از پیچیده ترین اجزا در بدن انسان است که توانایی فکری و ذهنی دارد  که شامل تصورات ادراک قضاوت. حافظه هوشیاری و ….است ذهن ما قدرت های زیادی دارد اعم از قدرت تصور. قدردانی و تشخیص که هر کدوم وظایف مشخص خود را در ذهن بر عهده دارند وظیفه پردازش احساسات و عواطف بر عهده ذهن است که با استفاده از آنها دستورات لازم را می دهد ذهن همه ما از حداکثر توان خود برای کار کردن استفاده می کند و تنها تفاوتی که بین انسان‌های تابعه با افراد معمولی هست نحوه مدیریت و استفاده از ذهن است ذهن ما فرمانروایی بدن ماست مغز اتومبیلی است که توسط ذهن هدایت می شود پس به هر چه که بخواهیم می توانیم برسیم. فقط باید یاد بگیریم که چگونه و به چه سمتی انرا هدایت کنیم وقتی ذهن ما آشفته از مسایل دیگران و مشکلات دیگران است چکونه می توانیم برای خواسته های خود آن ر ا هدایت کنیم 

      وقتی به استاد گوش می کردم متوجه شدم که وای چقدر ذهن من درگیر مشکلات خانواده‌ام در ایران است با وجودی که فرسنگ ها دور هستم اما ذهنم با آنهاست واز وقتی با این دوره آشنا شدم خیلی خیلی سعی کردم که خودم را زیادی درگیر نکنم اما هنوز خیلی باید کار کنم مخصوصا با گوش دادن این فایل خیلی درس گرفتم ممنونم استاد

      یکی از دفعاتی که فایل  را گوش می کردم شوهرم هم می شنید و از آن موقع هر وقت به فکر فرو می رم می گوید یادت باشه که نمی توانید دستت را به کسی قرض بدهید پس ذهنت را هم نمی توانید به بقیه بدهید .خیلی زیبا توضیح دادین .سیاسگزارم استاد 

      باید یاد بگیریم مدیریت کنیم بر ذهن خود!؟و اجازه ندهیم ذهن ما از مشکلات بقیه پر شود. و بتوانیم کنترل آن را در دست خود بگیریم نه اینکه ذهن ما ،ما را کنترل کند و مدیریت کند 

      وقتی به افکار منفی فکر می کنیم برایمون اتفاقات بدی می افتد مثلا روزی که انرژی نداریم و مسایلی باعث ناراحتی ما می شود این انرژی منفی تمام روز مارا خراب می کند و انفاقات بدتری به وجود می آورد. پس قدرت ذهن را دست کم نگیریم و یاد بگیریم و شجاع باشیم تا بتوانیم موفق شویم

      به خودمون اطمینان داشته باشیم و باور کنیم که می توانیم تغییر کنیم

      بر ذهن خود مدیریت کنیم و افکار منفی را متوقف کنیم 

      به توانایی های خودمون خوشبین باشیم

      تجربیات ذهن را متوقف کنیم

      از نتیجه گیری های شتاب زده ذهن خودداری کنیم

      شیوه تفکر خود را تغییر دهیم و تفکرات مثبت را به سمت خود جذب کنیم و از فکر کردن منفی خود داری کنیم 

      بیاموزیم که چگونه مدیریت کنیم و چگونه افکار منفی را متوقف کنیم 

      چگونه می شود مدیریت کرد ؟و افکار منفی را متوقف کرد؟مثلا ذهن من سخت درگیر ناراحتیهای روحی و عاطغی و جسمی برادرم هست بدجوری فکر کردن به اونون مرا نگران و مضطرب می کند و تمام انرژی مرا را می گیرد !!چکار می کنم یعنی چگونه این موضوع را مدیریت می کنم ؟مدت زمانی را به او فکر می کنم و تمام نگرانی هایی که برای او دارم به آن می اندیشم و متوجه می شوم هیچ کاری از دست من ساخته نیست من هیچ مشگلی را نمی توانم براش حل کنم چون ذهن من ذهن اونون نیست و ذهن او ذهن من نیست پس باید بگذارم به عهده خودش.  وقتی یک زمانی صرف این موضوع کنم دیگر رهایش می کنم چون با این کار خیالم راحت شده که به اندازه کافی برای ابن موضوع وقت گذاشته ام و دیگر ناخواسته به آن فکر نمی کنم 

      تجربیات منفی و ارتباط دادن آن با اتفاقاتی که در اینده قرار است برایمون به وقوع بپیوندد کار اشتباهی است  : مثلا افرادی که افسردگی دارند فکر می کنند بدبیاری  و بدبختی از کودکی با آن ها بوده و برای همیشه هم خواهد ماند در حالی که سرنوشت ما دست خودمون است  خودمون هستیم که تصمیم می گیریم بخندیم یا گریه کنیم پس لازم نیست خودمون را دسته کم بگیریم و با تلاش  آینده را تغییر دهیم اگر در کودکی سختی داشتیم قرار نیست آینده سختی داشته باشیم !چرا؟چون آینده را خودمون می  سازیم 

      تجربیات منفی را باید کنار گذاشت و ذهن خود را تخریب نکرد تا بتوانیم قدرت ذهن را در دست بگیریم یکی از موانع مدیریت ذهن فاجعه سازی است مثلا به بک موضوع بیش از آنچه که اهمیت دارد اهمیت می دهیم و مسله را د. ذهن خود بزرگ می کنیم و بزرگ کردن یک موضوع در ذهن منفی ها را گسترش می دهد و کنترل ذهن از دستمون خارج می شود و برای این کار باید به نقاط مثبت موضوع نگاه کنیم و تا بتوانیم ذهن خود را کنترل کنیم 

      وقتی ذهن خود را تخریب نکنیم تمرکز بیشتری پیدا می کنیم و سطح هوشی ما بالا می رود و دیگر به مسایل مختلف فکر نمی کنیم و حواسمون پرت چیز های مختلف نمی شود و مطالب را بهتره یاد می گیریم وقتی مدیریت و کنترل ذهن را در دست  خود بگیریم می توانیم انفاقات خوبی را برای خودمون رقم بزنیم اما اگر نتوانیم مشکلات زیادی بیش می اید که یکی از مشکلات ،دریافت انرژی های منفی.

       فکر کردن به مسایل مثبت و دریافت انرژی های خوب باعث می شود به اهداف خود برسیم

      ما انسان‌ها فکر می کنیم و تصمیم می گیریم پس بهتر  است هر روز را با هدفه کنترل افکارمون شروع کنیم تا متوجه ورود افکار منفی به ذهن خود باشیم می توانیم افکار منفی را با افکار مثبت جایگزین کنیم یا اینکه شجاعت داشته باشیم که کاملا آنها را حذف و از بین ببریم ،با سپاس از استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahla mahmoudi
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۲ ۰۳:۲۶
      مدت عضویت: 2482 روز
      امتیاز کاربر: 48527 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 463 کلمه

      سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان همراهم

      این فایل چقدر آموزنده و متفاوت بود

      واقعا شجاعت میخواهد که این افکار را تغییر داد

      ما اینطور بزرگ شدیم که باید از اوضاع و احوال پیرامونمان باخبر باشیم

      ما باید خواسته دیگران را نسبت به خواسته خودمان ارجعیت بدهیم

      مخصوصا در مورد خانواده 

      بی توجه بودن به اموراتی که مربوط به ما نمیشود استمرار میخواهد و گوشزد به خودمان که ذهن ما تحلیل میرود و ما نه تنها کمکی به دیگران نکرده ایم بلکه کمکی به خودمان هم نمیتوانیم بکنیم

      توجه برداشتن از اتفاقات اطرافمان مثلا گوش نکردن به اخبار و یا فعال نبودن در فضای مجازی برای من کار ساده ای بود با اینکه مورد تمسخر اطرافیانم قرار میگرفتم اما به آنها می گفتم حالا شما که اخبار را که تمامی آنها استرس آور و ناراحت کننده است گوش میدهید چه تاثیری بر آنها می گذارید جز اینکه اعصاب خودتان را خرد کنید و ناراحت و افسرده شوید مخصوصا که کاری از دستتان بر نمی آید

      وقتیکه می بینم حاضر به قبول کردن نیستند به آنها میگویم هر کسی آزادی اینرا دارد که هر جور میخواهد زندگی کند 

      من میخواهم اینطور زندگی کنم و از این تصمیم خودم راضی و خوشحال هستم

      فرق من با شما این است که من آرامش دارم و این به سلامتی ام کمک میکند اما شما عصبانی هستید استرس دارید و به خودتان و سلامتی تان ضربه میزنید

      من نمی گویم شما باید مثل من فکر کنید بلکه میگویم من دوست دارم اینطور عمل کنم و شما هم هر طوریکه خودتان میخواهید عمل کنید

      مورد جالب آن همسرم است با اینکه در ایران زندگی نمی کنیم اما دائما مسائل و اتفاقاتی که در آنجا می افتد را دنبال میکند مخصوصا مسائل سیاسی که کلی اعصابش خرد میشود

      به او چندین بار گفتم که از فضای مجازی که این موضوعات ناراحت کننده را پخش میکنند بیرون بیا و بعد خودت هم آنها را برای دیگران می فرستی و بازخورد از آنها می گیری که بیچاره مردمان ایران چقدر در مضیقه هستند

      اینها چه چیز جز اعصاب خرد شدن و خراب کردن حال خودت برایت به ارمغان می آورد

      او البته حرف مرا قبول دارد اما سعی نمیکند به آن عمل کند تا نتیجه اش را ببیند

      به او میگویم تو به بودن در این فضای ناراحت کننده مجازی معتاد هستی

      اعتیاد که فقط به مشروبات الکلی و یا مواد مخدر نیست این هم یک نوع اعتیاد است که تو داری به خودت ضربه میزنی

      بعد من به این فکر میکنم که من فقط مسئول خودم هستم نه هیچکس دیگر حتی نزدیکترین فرد خانواده ام

      پس آنها را به حال خودشان رها کردم چون یک جورهایی دارم با سعی کردن در اینکه آنها هم زندگی بهتری را تجربه کنند دارم توانایی ذهن خودم را تحلیل میدهم

      این هم استمرار میخواهد که متوجه تحلیل رفتن انرژی ذهنم باشم 

      البته با تمرین و توجه به این موضوع به این مهارت دست پیدا میکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا